رسانه
رسانه

چهارشنبه



گذر ایام

درخواست حذف اطلاعات

سلام

این مدت که گذشت، خوش گذشت.

یه سفر ماجراجویانه و باحال.

شدن مجدد

رابطه ی خوب

مسولیت های خانه بخاطر سفر های والدین

و، شاید فردا عمل...


خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار



پی نوشت:

از اخبار بد اینکه:

هیچ خبری از و مدرسه نشده...

موضوع هم به نتیجه نرسیده...




دستتو بده به من!!

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



تدارکات و مقدمات اربعین 97

درخواست حذف اطلاعات

سلام

شاید برام عادی شده.

شاید عادت کرده ام.

شاید هم مربوط به حال شخصی این چندین ماه اخیر هست.

نمیدونم، اما خیلی حوصله و اشتیاقی به ثبت احوال و وقایع در این خانه ندارم دیگه!!

اما،

ان شاء الله امسال هم عازمیم

گروه قدیمی رو رها کردیم و خودمون یه گروه شدیم. فعلا با 7-8 نفر.

مسول ویزا: بابا

مسول بلیط: سمانه

مسول هماهنگی های بین افراد و میزبانان عزیزتر از جانِ عراقی: من

مسول تدارکات پشت صحنه: سکینه

دو سه نفر جدید بالای 60 سال!


به امید خدا

همچنان با کاروان رضا جانم...

به مدد حسن جان

با توفیق حسین


و... یا المونین........





وسایل مورد نیاز سفر اربعین 97

درخواست حذف اطلاعات

سلام

دیگه هوا داره گرم میشه... یکی از تصمیمات مهم پارسالم این بود که بطور کامل محتویات کوله به یک سفر تابستانی و گرممم تغییر کنه.

لباسهای مناسب امشب آماده شد. و بقیه ی چیزها دیگه توی لیست امسال قرار خواهد گرفت. که عمدتا خوردنی های خنک کننده جان و روح هست... و کم لباسها و وسایل مناسب هوای سرد و همچنین هرچی داروی اضافه و وسیله اضافه ست.... (این پست مربوط به سالهای قبل هست)

وقتی وسایل امسال رو برداشتم لیستش رو اینجا خواهم گذاشت. ان شاء الله


پی نوشت:

1- وقتی مجبور شدم برای یک آقا، وسایل جمع کنم به این نتیجه رسیدم که... خوششش بح ون که چقدر کم وسیله نیاز دارید..

الان رسما اعلام میکنم که حتی یک دانه سوزن یا یک برگ دستمال کاغذی اضافه، واقعا به بهای جانتان تمام خواهد شد...


2- تمنا میکنم خواهش میکنم استدعا میکنممممم... بار کم بردارید:


به دست و پاتون میفتم، خواهش میکنم... تمنا میکنم... از عراق سوغاتی یا یادگاری یا هرچی ن ید... خواهشششششششششش میکنمممممممممممم

من هم میدونم چقدر سوغاتی یدن در سفرهای زیارتی سفارش شده، اما در شرایطی که شما : جا ندارید، وسیله مناسب ندارید، مسیر زیادی رو مجبور به پیاده روی هستید، ارزش پول مملکتتون به نسبت دینار عراق بسیااار پایین آمده و برای یک چیز دو هزار تومنی باید حداقل ده تومان پول پرداخت کنید، کیفیت به غایتتتتت پایین کالاهای سوغاتی! ، ممکنه مشکل جسمی براتون پیش بیاد و نتونید خودتون بار خودتون رو بیارید و سربار دیگران خواهید شد و و و و.... به همه ی این دلایل و کلی دلیل دیگه که ممکنه الان به ذهنم نیامده، خواهش میکنم سوغاتی ن ید...




منتظریم

درخواست حذف اطلاعات

سلام

اربعین امسال هم تمام شد...

حالا 365 روز منتظریم برای اربعین سال 98...

ان شاء الله




نوش جانت زیارت

درخواست حذف اطلاعات

سلام

برای اولین بار در عمرم روز شهادت رضا جان، مشهد بودم...

اینکه اولین بار، بدلیل اینکه امسال بعد از بیست سال، مراسم روضه خانه مان به علت بنایی تعطیل بود و ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند که رضا جان من رو به خدمتشون بطلبند...


اینکه شلوغی خیابانهای مشهد شبیه هییییچ زمان دیگه ای در سال (اطلاعی درباره ی سال تحویل ندارم) نبود

اینکه از سراسر ایران دسه های عزاداری هر کدام به سبک خودشان خدمتشان مشرف شده بودند

اینکه "موکب"... هه هه هه... فقط یه شوخی مس ه ست... همون اسم "نذری" های رایج خودمون رو روش بذاریم خیلی بهتره... بدلیل مطلقا شباهتی که به هم ندارند با نمونه های اربعینی اش...

اینکه این هیئت "یا حسین گویان تبریز" عجبببب عجیب و غریبند... ساعت بعد از 10 شب شهادت کل خیابان رضا رو با چرخاندن شمشیرها و دکر "حیدر حیدر" چنان به لرزه انداخته بودند که فقط و فقط من رو یاد خاطرات کودکی حسنیه ی کربلایی های چهارراه گلوبندک می انداخت... و حسی شبیهش رو دیگه هرگز تجربه نکرده ام!!!

اینکه، من مطلقا هیچ کاری حتی طلبی حتی خواسته ای برای این زیارت نداشتم و در نهایت ناتوانی جسمی و روحی و مالی دعوت شدم هم بماند....

اینکه رضا جان یه یویو بازی باحال باهامون انجام میداد توی این سفر که باز هم بی سابقه بود برام...

اینکه بلیط رفت و غذای حضرتی و خانه ی تقریبا مجانی توی گرونی و نایاب بودن هر گونه سقفی برای گذراندن یک شب و اون بلیط عجیب و غریب قطار...... که اصلا دیگه اسمی غیر از معجزه نمیشه روش گذاشت، جزور به یاد ماندنی های خاص و فوق تصور و فوق العاده ی این سفر بود

دیدن افسانه در حرم................

خ عجیب حرم و خیابانها در روز اول ربیع و چقدر عجیب بود برام چون هیچ وقت مشهد رو تا این حد آرام و خلوت ندیده بودم...

بحث شب آ در حرم با خواهرها.... و چشمکهای دلبرانه ی پشت سر هم به رضا... و قلبی که به غایت تند تند میزد از هیجانش و ....

و...

الحمدلله رب العالمین به عدد ما احاط به علمه


ع از خودم



در من کوچه ای ست...

درخواست حذف اطلاعات

سلام


در من کوچه ای ست...

که با تو در آن نگشته ام

سفری ست...

که با تو هنوز نرفته ام

روزها و شب هائی ست...

که با تو به سر نکرده ام

عاشقانه هائی ست...

که با تو...

هنوز نگفته ام


"راحمه باقی پور"


تصویر: جین سیبرگ و ژان پل بلموندو در نمایی از "از نفس افتاده" (ژان لوک گدار، ۱۹۶۰)


برگرفته از وبلاگ عزیز "فلسفه های لاجوردی"




لالایی بی فایده

درخواست حذف اطلاعات

سلام


کاش میتونستم با لالایی های خودم بخوابم...

لالایی هایی که دیگران رو میتونه حتی به کما ببره. اما...


:((




first date (7th aniversery)

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



همیشه منتظری!

درخواست حذف اطلاعات

سلام


برام نوشتی:

... به هر حال من همیشه منتظرم




آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست
موقف آزادگان بر سر میدان اوست
ره به در از کوی دوست نیست که بیرون برند
سلسله پای جمع زلف پریشان اوست
چند نصیحت کنند بی خبرانم به صبر
درد مرا ای حکیم صبر نه درمان اوست
گر کند انعام او در من مسکین نگاه

ور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست



گر بزند بی گناه عادت بخت منست
ور بنوازد به لطف غایت احسان اوست
میل ندارم به باغ انس نگیرم به سرو
سروی اگر لایقست قد امان اوست
چون بتواند نشست آن که دلش غایبست
یا بتواند گریخت آن که به زندان اوست
حیرت عشاق را عیب کند بی بصر
بهره ندارد ز عسش هر که نه حیران اوست



سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر کعبه دیدار دوست صبر بیابان اوست



موافق طبع م

درخواست حذف اطلاعات

سلام


اگر تو بر این زلف و رخ نمی پوشی

به هتک صاحب دلان همی کوشی

چنین قیامت و قامت ندیده ام همه عمر

تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی

غلام حلقه سیمین گوشوار توام

که پادشاه غلامان حلقه در گوشی

به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی

نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی

به روزگار عزیزان که یاد می کنمت

علی الدوام نه یادی پس از فراموشی

چنان موافق طبع منی و در دل من

نشسته ای که گمان می برم در آغوشی

چه نیکبخت انی که با تو هم سخنند

مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی

رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست

که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی

به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا

بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی

تو سوز مستان ندیدی ای هشیار

چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی

تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست

تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی

وفای یار به دنیا و دین مده سعدی

دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی


# سعدی جاااننن


پی نوشت:

بعضی روزها و شب ها سخت میگذره دیگه... چه کنم....






خوشا آن ح مستی که با ما عهد می بستی

درخواست حذف اطلاعات

سلام



اگر بی من خوشی یارا به صد دامم چه می بندی
وگر ما را همی خواهی چرا تندی نمی خندی
ی کو در شکرخانه شکر نوشد به پیمانه
بدین سرکای نه ساله نداند کرد سندی
بخند ای دوست چون گلشن مبادا خاطر دشمن
کند شادی و پندارد که دل زین بنده برکندی
چو رشک ماه و گل گشتی چو در دل ها طمع کشتی
نباشد لایق از حسنت که برگردی ز پیوندی
خوشا آن ح مستی که با ما عهد می بستی
مرا مستانه می گفتی که ما را خویش و فرزندی
پیاپی باده می دادی به صد لطف و به صد شادی
که گیر این جام بی خویشی که باخویشی و هشمندی
سلام علیک ای خواجه بهانه چیست این ساعت
نه دریایی و دریادل نه ساقی و خداوندی
نه یاقوتی نه مرجانی نه آرام دل و جانی
نه بستان و گلستانی نه کان شکر و قندی
خمش باشم بدان شرطی که بدهی می خموشانه
من از گولی دهم پندت نه ز آنک قابل پندی
#مولانا




چشمهایش...

درخواست حذف اطلاعات

به من مى گفت:
"چشم هاى تو مرا به این روز انداخت! این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده
تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم
نمى دیدى که چشم بر زمین می دوختم؟"
به او گفتم:
"در چشم هاى من دقیق تر نگاه کن!
جز تو هیچ چیزى در آن نیست..."

بزرگ علوی





کمکم کن

درخواست حذف اطلاعات

سلام

قسم دادم... به مهمترین چیزی که بین ماست.

دستم درازه. نذار غرق شم.





خاصیت اشک

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



تلخ

درخواست حذف اطلاعات



هیچ با حاصل دهقان نکند سیل ملخ

آنچه با حاصل این مُلک نمودید امسال


# ملک_ الشعراء_ بهار




سرت رو زیر برف

درخواست حذف اطلاعات

سلام

تنها راه حلی که فعلا برایم متصور هست...


پی نوشت:

فقط آه...




لیاقتشو داری؟

درخواست حذف اطلاعات

سلام


محرمان عشق خود دانند که عشق چه ح ست ، اما نامردان را از عشق جز ملامتی و مل ی نباشد . خلعت عشق ، خود هر ی را ندهند. و هر ی خود لایق عشق نباشد ، و هر که لایق عشق نباشد خدای را نشاید و هر که عشق را نشاید ، خدای را نشاید.!
عشق با عاشق توان گفت ، و قدر عشق خود عاشق داند،فارغ از عشق جز افسانه نداند. و او را نام عشق و دعوی عشق ، خود حرام باشد

#عین_القضات_همدانی




فصل زیارت

درخواست حذف اطلاعات

سلام


بابا نجفه..

زهره مدینه...

و من... دارم میام پیشت...

و چقدرررر امسال متفاوتم با همیشه... چقدر عجیبم... چقدر غربیم برای خودم...


تولدتون مبارک یا ایها السلطان...




12/ 12 یا 13/8

درخواست حذف اطلاعات

سلام


نصب خِشت شماره ی 12 در ردیف 12 به نام ...

و لیست اسامی پشت خشت شماره ی 8 از ردیف 13...


خوش بحالمون...


به قول تو، چه میکنه این عشق ... نه، حبّ المونین...