رسانه
رسانه

در دوران بـــرزخی ...



ارتباطات: نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است

درخواست حذف اطلاعات






ارتباطات:


نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است  ، این فضا را کنیم ...  



آذری جهرمی گفت: اکنون همه گروه‌ها و جریان‌ها از اپوزیسیون‌های داخلی که به‌دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون‌های خارجی که نماد آنها رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، ، و... است و به‌دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه‌ای نوین ما نیز فعال باشیم.



امروز جریان سازی از توئیتر شکل می گیرد/ نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است، این فضا را کنیم/ رسانه سنتی ما بدرستی عمل نمی‌کند  

به گزارش جماران؛ ایران نوشت: شبکه اجتماعی توئیتر کماکان است اما کاربران زیادی از جمله مسئولان رده بالای حکومت تا کاربران عادی در این شبکه اجتماعی فعال هستند. آگاهان از فضای رسانه‌ای نوین، فعالیت در توئیتر و دیگر رسانه‌های نوین را یک فرصت برای کشور در برابر تهدیدات می‌دانند. محمدجواد ظریف امورخارجه ضمن اینکه خود در این فضا فعال است اخیراً برای سفرا نیز دستورالعمل صادر کرده تا برای تنویر افکارعمومی از این شبکه اجتماعی استفاده کنند و پادزهری باشند برای حرکت‌هایی که علیه ایران از سوی دشمنان انجام می‌شود. محمدجواد آذری جهرمی ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز بر استفاده از فضای نوین رسانه‌ای تأکید دارد و فعالیت در این فضا را برای مسئولان و رسانه‌ها نه تنها یک فرصت می‌داند، بلکه معتقد است نباید به بهانه اینکه در این فضا ضد انقلاب است آن را کنیم. ارتباطات در دیدار و نشست صمیمانه با مسئولان رو مه «ایران» درباره فضای رسانه‌ای نوین و فعالیت در این فضا سخن گفته است که می‌خوانید.



آغاز خط دهی از توئیتر



محمدجواد آذری جهرمی، ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه فضای نوین رسانه‌ای در جهان بسیار چابک است، گفت: رسانه‌ها در دنیا و در فضای نوین دچار تحول بزرگی شده است و خبرها و خط دهی از فضای مجازی و توئیتر شکل می‌گیرد. مطالب در این شبکه مجازی برای یک درصدی از جامعه که در آنجا حضور دارند گفته و پرداخته می‌شود و بعد از تبادل نظر به رسانه‌ها می‌رسد.



وی افزود: من به تمام مسئولان و رسانه‌ها توصیه می‌کنم که در توئیتر فعال باشند. حتی اخیراً به آقای قمی رئیس جدید سازمان تبلیغات ی نیز توصیه در توئیتر فعال باشد و به این شبکه اجتماعی بپیوندد. آقای قمی مانند خیلی از مسئولان معتقد است که در این محیط ضد انقلاب‌ها هستند. ولی من به ایشان گفتم که برای شما مثالی می زنم. در زمان مجلس که ک دای وزارت ارتباطات شدم درباره من چه می‌گفتند؟ می‌گفتند ناخن کش، بازجو، مخوف، و... حتی جلاد سایبری را درباره من ترند د اما اکنون درباره من چه می‌گویند؟ برای تغییر فضا باید بلد باشیم چگونه کار کنیم وقتی مسئولی نمی‌تواند کار کند از او انتقاد هم می‌کنند بنابراین باید اشتباه خود را بپذیرد و آنها را اصلاح کند. نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است، این فضا را کنیم.



آذری جهرمی در ادامه گفت: اکنون همه گروه‌ها و جریان‌ها از اپوزیسیون‌های داخلی که به‌دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون‌های خارجی که نماد آنها رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، ، و... است و به‌دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه‌ای نوین ما نیز فعال باشیم.



جوان‌ترین ک نه در ادامه افزود: تمردان در فضای توئیتر بسیار ضعیف عمل می‌کنند و به نوعی حضور ندارند. اگر هم برخی حضور دارند یا اسیر جریان‌سازی می‌شوند یا برخی صفحات مجازی خود را به تابلو اعلانات برای تبریک، تسلیت و بازدیدها و نهایت گذاشتن چند ع خلاصه کرده‌اند. در صورتی که نباید این گونه باشد. به شخصه در فضای رسانه‌ای نوین در توئیتر و اینستاگرام فعالم ولی مراقب جریان‌سازی نیز هستم و می‌دانم چه ی با منشن یک متن با 40‌ آی دی مختلف دنبال جریان‌سازی است و چه ی مطلبی را بدرستی و بحق بیان کرده است.



باز فضای نقد در کشور



محمدجواد آذری جهرمی ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه رسانه‌های امروز برخط هستند، گفت: دیگر زمان چاپ بولتن خبری با عبور از خوان‌ها و ممیزی‌های مختلف گذشته است. اکنون دیگر تمام اخبار و اتفاقات و مطالب به لحظه است و پاسخ‌ها نیز باید به‌لحظه باشد.



ارتباطات درباره انتقاد از مسئولانی که در رسانه‌های نوین خبررسانی می‌کنند و حرف‌های جذاب خود را در این عرصه بیان می‌کنند و این گونه به‌نظر می‌رسد که این اتفاق باعث شده تا رو مه‌های رسمی جایگاه و مرجعیت خود را از دست بدهند، گفت: وقتی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات آمدم با این چالش مواجه بودم که خبرنگاران حوزه وزارت ارتباطات از اینکه روابط عمومی اطلاع‌رسانی نمی‌کند، انتقاد و اعلام می‌ د که ارتباطات خبرها را در فضای مجازی مانند اینستاگرام و توئیتر انعکاس می‌دهد از این‌رو ما چه خبری را منتشر کنیم.



آذری جهرمی با اشاره به اینکه این اتفاق خوبی است که مسئولان و افراد در فضای رسانه‌های نوین اطلاع‌رسانی می‌کنند گفت: وقتی مسئولان و افراد اخبار را خود اطلاع‌رسانی می‌کنند دیگر مسئولیت آن به دوش خبرنگاران نیست که بخواهند هزینه تکذیبیه‌ها را نیز بپردازند. بنابراین همان‌طور که اشاره درعرصه کنونی وظیفه رسانه‌ها خبررسانی دست اول نیست، بلکه غنی‌سازی اخبار و ارائه تحلیل‌ها و نقد‌ها است. در فضای رسانه‌ای جدید باید مطابق شیوه نوین آن پیش رفت. البته ناگفته نماند باید فضای نقد هم در کشور باز شود و برخی سعه صدر خود را بالا ببرند تا رسانه‌ها بتوانند نقد کنند، چرا که اگر فضای نقد در رسانه‌ها باز باشد رسانه‌های معاند نظام دیگر جایی نخواهند داشت و اخبار و اطلاعات را از منابع داخلی و رسمی دریافت می‌کنند.



آذری جهرمی با اشاره به اینکه جای خبررسانی در فضای نوین رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی است نه به چالش کشیدن و تحلیل آنها، گفت: چالش‌ها را باید به فضای رسانه‌های سنتی و مولتی مدیا کشاند. وقتی درباره شفاف‌سازی صحبت می‌کنم و می‌خواهم این موضوع را به چالش بکشم عده‌ای می‌گویند در شبکه‌های مجازی حرفت را بگو. چالش را باید با مجری و فرد دیگری انجام داد تا به نتیجه درستی برسد و برد داشته باشد بنابراین در اینجاست که باید صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها بخصوص رسانه‌ای مانند رو مه ایران به میدان بیایند.



ارتباطات با اشاره به اینکه ت تریبونی در صداوسیما ندارد و دیگر رسانه‌ها نیز مواضع ت را نمی‌گویند، افزود: اکنون هجمه‌ها علیه ت زیاد است. حتی برخی از رو مه‌های تی کم از اپوزیسیون نیستند و به جای انتقاد ت یب می‌کنند. با وجود چنین رسانه‌هایی ت به دشمن دیگری نیاز ندارد. مطالبی را برخی رسانه‌های داخلی مطرح می‌کنند که ضد انقلاب هم آن را مطرح نمی‌کند. البته اگر ضد انقلاب چنین مطالبی را بگوید مردم قبول نمی‌کنند ولی وقتی رسانه‌های داخلی می‌گویند، قبول می‌کنند.



آذری جهرمی گفت: امروزه رسانه سنتی ما نیز بدرستی عمل نمی‌کند. حتی برخی از مجموعه‌ها به جای اینکه فضای خبری را در دست بگیرند برنامه‌شان این است تا رسانه‌ها را به گونه‌ای ت کنند تا علیه آنها چیزی ننویسند و بیشتر هم به‌دنبال حمایت و تعریف و تمجید هستند.



 




.: weblog themes by blog skin :.



احسان علیخانی: بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم ...

درخواست حذف اطلاعات

احسان علیخانی: بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم ...



از ابتدای سال 94 به ما اعلام شد که صداوسیما هیچ همکاری با موسسه ثامن الحجج ندارد.

احسان علیخانی مجری و تهیه کننده تلویزیون عصر امروز شنبه 30 تیر با حضور در برنامه حالا خورشید درباره اخبار منتشر شده پیرامون ارتباط وی و موسسه ثامن الحجج توضیح داد.


به گزارش عصرایران به نقل از ایلنا احسان علیخانی با اشاره به اینکه حضور اسپانسر‌ها در شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما از اوایل دهه 90 آغاز شده است گفت: تا اوا دهه 80 به هیچ عنوان اسپانسر‌ها در تلویزیون حضور نداشتند و از اوایل دهه 90 به دلیل مشکلات مالی که به وجود آمده اسپانسر‌ها وارد تلویزیون شدند زیراصداوسیما بودجه کافی برای تولید برنامه‌ها را نداشت.


وی با اشاره به اینکه او یک حثیت به عنوان تهیه کننده و یک حیثیت به عنوان مجری دارد گفت: سال 91 به صداوسیما پیشنهاد همکاری و مشارکت در ساخت برنامه از سوی موسسه ثامن الحجج داده شد و صداوسیما بعد از بررسی مجوز‌های موسسه به مااعلام کرد که می‌توانیم برنامه را تولید کنیم و همکاری کنیم.


احسان علیخانی: پرداختی ثامن الحجج به صدا و سیما برای 6 برنامه درطی 3 سال بود/بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم/هزار تومان وام از هیچ جایی نگرفته‌ام


وی ادامه داد: در صداوسیما من مجری و تهیه کننده بدون مجوز حق نداریم حتی یک پشمک را تبلیغ کنیم و طبیعی است که سازمان و صداوسیما نیز برای همکاری با این موسسه به مجوز‌های صادر شده از سوی نهاد‌های دیگر همچون بانک مرکزی استناد کرده است.


علیخانی با اشاره به انتشار دریافت رقم سه میلیارد تومان برای تولید برنامه از سوی موسسه ثامن الحجج گفت: مبلغ پرداخت شده از سوی این موسسه به صداوسیما برای شش برنامه بوده که از سال 91 تا پایان سال 93 ساخته شده است و این برنامه‌ها شامل، برنامه دو نیمه سیب، لحظه تحویل سال 92، ماه عسل در سال 92، برنامه سه ستاره، تحویل سال 93، جشن 20 سالگی شبکه سه، برنامه بهار نارنج بوده است.


وی ادامه داد: در هر کدام از این برنامه‌ها بیش از 150 نفر به مدت سه الی چهار ماه فعالیت می‌ د و تمام پرداخت‌ها دارای اسناد مشخص است که توسط نهاد‌های نظارتی صداوسیما بر آن‌ها نظارت می‌شود.


وی ادامه داد: از ابتدای سال 94 به ما اعلام شد که سازمان صداوسیما هیچ همکاری با موسسه ثامن الحجج ندارد و دیگر نمی‌توانیم با آن‌ها همکاری کنیم و بعد از چند ماه نیز حکم انحلال این موسسه در تابستان صادر شد.


علیخانی با گلایه از اخباری که در برخی از رسانه‌ها منتشر شده است گفت: من هیچ گلایه‌ای از رو مه شرق ندارم، اما‌ای کاش رسانه‌ها اسم‌ها را به صورت خوانا و مشخص منتشر کنند و‌ای کاش قبل از انتشار این مطلب با مدیران تلویزیون و شبکه تماس حاصل می‌ د.


وی ادامه داد: من همیشه این فضا را و این مدل نگاه را نقد که آدم‌ها بعد ازاینکه مورد اتهام قرار می‌گیرند زمین و زمان را بهانه می‌کنند تا پاسخگونباشند هیچ منعی وجود ندارد وقتی پرسشی که می‌شود باید پاسخگو باشیم این یکی از ویژگی‌های رسانه است.


علیخانی افزود: بنده تا این لحظه هزار تومان وام از هیچ جایی نگرفته‌ام اصل موضوع چیز دیگری است ما دو مرجع رسیدگی از این حوزه داریم که یکی از آن‌ها تلویزیون است که کارشناسان زیادی داشته و هر کدام از آن‌ها مو را از ماست می‌کشند.


وی با بیان اینکه بخشی از مطالبات مردم پرداخت شده است در پاسخ به این که چرا این مبلغ به صورت هدیه به او داده شده است گفت: بنده چقدر باید ساده لوح باشیم که یک مجموعه مالی به من بگوید شماره کارت بدهید تا به عنوان هدیه به شما مبلغی واریز کنیم.





با وجود این همه مدرک مشکلی حل میشود؟ ...

درخواست حذف اطلاعات

 



 



  بسم الله الرحمن الرحیم  









  با وجود این همه مدرک مشکلی حل میشود؟ ... 


 


 


 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


 


http://s9.picofile.com/file/8310553776/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_7.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310554100/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_5.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310554384/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_6.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8310556034/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_1.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8310556484/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_2.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310556718/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_3.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310556934/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_4.jpg


 




  معاون اجرایی شورای شهر تهران با بیان اینکه چندین گونی سند و مدرک از هزینه‌های فاقد سند و ابهامات مالی در دوران تصدی بر شهرداری تهران موجود است، گفت: به تازگی یکی از کارشناسان و مسوولان وقت شورا به من گفت، این مدارک در چندین گونی موجود است و اگر تصمیم گرفته شود، دوباره این پرونده بررسی شود، در آن صورت همه مدارک ارائه خواهد شد.
 به گزارش ایلنا، هنوز یک هفته از نشست خبری شهردار تهران و دوباره زنده شدن ماجرای هزینه‌های فاقد سند در دوران حکمرانی احمدی‌نژاد بر شهرداری تهران نگذشته بود که دیوان محاسبات نیز گزارشات جدیدی نیز از تخلفات نفتی ت نهم و دهم منتشر کرد.
 براساس گزارشات دیوان محاسبات، احمدی‌نژاد محکوم به جبران مبلغ 4 هزار و 600 میلیارد از طریق انتقال این مبلغ به حساب‌های درآمدی شرکت ملی نفت شده است. با زنده شدن این اخبار و تخلفات، بار دیگر ابهامات مالی احمدی‌نژاد در زمان شهردار بودنش تبدیل به خبر روز رسانه‌ها شد و همه می‌خواهند بدانند که آیا شورای پنجم قصد دارد یک دهه به عقب برگردد و پرونده‌های مالی احمدی‌نژاد را بررسی ‌کند یا خیر؟
 در شورای سوم زمانی که احمدی‌نژاد رئیس جمهور بود و خواهرش پروین احمدی‌نژاد بر کرسی شورا تکیه زده بود، اگرچه اصلاح‌طلبان شورای سوم، محمدعلی ، معصومه ابتکار و احمد مسجدجامعی در اقلیت بودند، اما بحث 320 میلیارد تومان هزینه‌های فاقد را مطرح د که بی‌نتیجه ماند. بارها اعلام کرده است در شورای سوم، این مهدی چمران رئیس شورای شهر بود که مانع بررسی این پرونده شد.
  پیش از این هم در سال 1391،
زمانی که به عنوان منتخب مردم در شورای ی شهر تهران حضور داشت درباره این تخلفات میلیاردی و هزینه‌هایی که سروته آن مشخص نیست به خبرنگار ایلنا چنین گفته بود: «بخش عمده‌ای از این 320 میلیارد تومان در مواردی غیر از موارد تعیین شده در شهرداری هزینه شده و به خصوص در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 و ایام قبل و بعد از انتخابات.»
 بنابراظهارات ، یعنی احمدی‌نژاد بخشی از منابع شهرداری را صرف پیروزی در انتخابات کرده است، به گفته وی براساس گزارش رسمی حسابرس در حسابرسی‌های بین سال‌ 82 تا 84 شهرداری تهران 320 میلیارد تومان از منابع شهرداری را بدون سند و بدون اینکه در برنامه بودجه شهرداری پیش‌بینی شده باشد، هزینه کرده است. با وجود اصرارهای محمدعلی و سایر اصلاح‌طلبان شورا، مهدی چمران در آن زمان عنوان کرده بود، اگر این هزینه‌ها سند نداشت که نمی‌دانستیم چقدر بوده است!
 در هر حال به نظر می‌رسد؛ که هر ماه به سختی و با قرض و قوله حقوق کارکنان شهرداری که به گفته حجت‌الله میرزایی، معاون برنامه‌ریزی شهرداری تهران اکثرشان بیکار هستند، را پرداخت می‌کند، همانند رئیس شورای شهر قصد ندارد به سراغ پرونده‌های نه چندان قدیمی برود. البته شورای چهارم هم این پرونده را فراموش کرده بود،
رحمت‌الله حافظی، عضو شورای شهر چهارم در این باره به خبرنگار ایلنا گفت: «گزارش پرونده‌های فاقد سند هرگز در شورای چهارم به صورت جدی مطرح نشد، اما شورای پنجم اگر صلاح بداند می‌تواند، پرونده سال‌های گذشته را نیز بررسی کند.»
 آیا طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران سرانجام کلید می‌خورد؟
 محمود میرلوحی، عضو شورای شهر تهران
هم معتقد است از موعد این پرونده گذشته است و با اشاره به پرونده‌های مالی دیگر احمدی‌نژاد
به خبرنگار ایلنا می گوید: پرونده تخلف مالی احمدی‌نژاد در زمانی که استاندار اردبیل بود هم مطرح شد، اما دیدیم به آن رسیدگی نشد و اکنون هم دیوان محاسبات اعلام کرده است؛ احمدی‌نژاد 4600 میلیارد تومان تخلف کرده است. شاید اگر همان سه و نیم میلیارد تومان تخلف در زمان استانداری‌اش در اردبیل پیگیری شده بود و یا حداقل به پرونده 35 میلیارد تومانی هزینه‌های فاقد سند شهرداری رسیدگی می‌شد، کار به اینجا نمی‌کشید که دیوان محاسبات از تخلف چند هزار میلیارد تومانی خبر بدهد.
 وی افزود: اعضای شورای سوم شهر تهران می‌گفتند؛ اسنادی در مورد 350 میلیارد تومان هزینه‌های فاقد سند وجود دارد که خارج از چارچوب تعیین شده هزینه شده است و اگر چیزی از این مدارک وجود داشته باشد، می‌توان مساله را پیگیری کرد.
 معاون اجرایی شورای شهر با تاکید بر اینکه وقتی که تخلفات در جای خود رسیدگی نمی‌شوند، روند صعودی در پیش می‌گیرد، ادامه داد: زمانی که استاندار اردبیل بود، هم همین داستان‌ها را داشت. وقتی رسیدگی نمی‌شود، نتیجه همین است و تخلفات از سه و نیم میلیارد می‌شود 35 میلیارد و بعد 3 هزار و 500 میلیارد تومان.
 معاون اجرایی شورای شهر تهران با بیان اینکه چندین گونی سند و مدرک از هزینه‌های فاقد سند در دوران تصدی در شهرداری تهران موجود است، افزود:
گفته می‌شود که چندین گونی اسناد و مدارک در مورد این پرونده وجود دارد و اگر مقامات قضایی تصمیم بگیرند، دوباره پرونده را بررسی کنند، در آن صورت همه مدارک در اختیارشان قرار خواهد گرفت.
 وی افزود: به تازگی یکی از کارشناسان و مسوولان وقت شورا به من گفت، این مدارک در چندین گونی موجود است و من این سوابق را بررسی خواهم کرد،
اما باز هم تاکید می‌کنم که این از مسوولیت‌های شورای پنجم و شهردار فعلی نیست، مگر آنکه مقامات قضایی بخواهند ورود کنند یا طرحی در مجلس برای تحقیق و تفحص در شهرداری تصویب شود یا آنکه خود شورا طرحی برای تحقیق و تفحص را لازم بداند.
 هر چند میرلوحی صحبت از طرح تحقیق و تفحص از شهرداری می‌کند، اما چنین طرحی از عملکرد شهرداری تهران در خصوص واگذاری املاک و پروژه‌های مشارکتی در 25 بهمن ماه سال گذشته رد شد. این طرح به پرونده املاک نجومی مربوط می‌شد و با وجود آنکه همراهی افکار عمومی را به همراه داشت، اما باز هم در مجلس رای نیاورد.
رد شدن طرح‌های این‌ چنینی در شورای شهر نیز بی‌سابقه نیست، در زمان شورای چهارم طرح تحقیق و تفحص از سازمان املاک شهرداری تهران در جلسه غیرعلنی رای نیاورد و فقط 11 نفر از اعضای شورا از طیف اصلاح‌طلبان به این طرح رای دادند.
 با این حساب هر چند سابقه امیدوارکننده‌ای از تفحص در مورد شهرداری‌ها وجود ندارد، اما در چنین شرایطی و با وجود پرونده‌هایی همچون املاک نجومی دوباره مطرح طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران می‌تواند نقطه پایانی بر تمام ابهامات باشد.






  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 









امشب به بالین حسین زینب عزادار است

درخواست حذف اطلاعات


 



  بسم الله الرحمن الرحیم  





 



  ‌امشب به بالین حسین زینب عزادار است 


 


تصویر مرتبط


 


تصویر مرتبط


 


تصویر مرتبط


 


تصویر مرتبط


 


 




 امشب به صحرا بی‌کفن جسم شهیدان است شام غریبان است
 امشب نوای بی‌ ان بر بام کیوان است شام غریبان است
 امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند تا صبح گریانند
 امشب به روی کشته‌ها در ناله مرغانند چون نی در افغانند
 بر خاک بی‌غسل و کفن رعنا جوانانند خو ده ند
 بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شام غریبان است
‌ امشب به بالین حسین زینب عزادار است در غم گرفتار است
 امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است تا صبح بیدار است
 امشب فلک حیران ز حال عترت زار است از دیده خونبار است
 زهرا به دور کشته‌ها با خیل حوران است شام غریبان است
 امشب سلیمان زمان در گوشه هامون غلطیده‌ اندر خون
 اندر هوای خاتم او بجدل ملعون دیوانه و مجنون
 سازد جدا انگشت شه آن بی‌حیای دون‌ ای چرخ شو وارون
 کی خاتم محبوب حق در شأن دیوان است شام غریبان است
 امشب تن چاک حسین در نینوا بی‌سر در بحر خون اندر
 خو ده بی‌غسل و کفن با اکبر و اصغر با یاوران یک سر
 اما ز ظلم خولی مردود سگ کمتر در کنج خا تر
 در کوفه رأسش در تنور گرم مهمان است شام غریبان است
 امشب جناب فاطمه تا صبح در زاری اشک غمش جاری
 «کامی» بحال دختران اندر پرستاری اشک غمش جاری
 «کامی» کند در مطبخ خولی عزاداری اشک غمش جاری
 از ناله‌های زار او «خائف» نواخوان است شام غریبان است
 کتاب گیلان، ج2، ص614
 « خائف لاهیجی »






  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 






 
برچسب ها: شام غریبان، خائف لاهیجی،



کاش میشد یکی از حال ِ دلم ع میگرفت ...

درخواست حذف اطلاعات


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  




   کاش میشد یکی از حال ِ دلم ع میگرفت ... 



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 


تصویر مرتبط
تصویر مرتبط
 
تصویر مرتبط
تصویر مرتبط
 
تصویر مرتبط
نتیجه تصویری برای فقط خدا از دلم خبر داره
 

تو یکی از روستاهای اطراف ما، شخصی در حال خوندن بوده_فرض کنید سی و چند سال قبل- در کنارش کودکی بازی می کرد . طفل بازیگوش به حوض آب سقوط کرده و گزار محترم بجای این که ش را قطع کنه و بچه را نجات بده حین و با صدای بلند میگه : الله اکبر ...الله اکبر... شاید یکی بشنوه و کودک معصوم را از آب بیرون بیاره ..
ی نشنفت و کودک از دست رفت.
راوی این واقعه می گفت : ای کاش می شد مغز آدمی زاده را باز کرد ، شکافت و فعل و انفعالات درون این چنین مغزی را کنکاش کرد ،ودید چه در این سر می گذره وقتی با رویدادی اینگونه روبرو می شه ..
- همون حدود سی سال پیش ، ماه های پایانی جنگ بود . من بواسطه انگی از ناحیه خدا نشناسی ،از ا اج شده بودم . از جبهه نیز بعنوان نیروی کادر محترمانه بیرون رفته بودم .
هنوز دلم با رزمندگان و حال و هوای سنگر ها بود . به صورت آزاد و غیر رسمی رفته بودم غرب کشور، مشغول خدمتی در پشت جبهه بودم . جایی که تا آرمان من که خط مقدم بود فاصله ها داشت . اما باز هم جبهه بود و خدمت.
در همان روزها که قرار بود فرزند سومم بدنیا بیاید و... کمی قبل از موقع با تلفن یکی از دوستان خبر شدم همسرم زایمان کرده و پسرم به دنیا آمده ...در خانه پولی نمانده بود . به همان دوست گفتم پنج هزار تومان از خودش در منزل ببرد برای هزینه های خانه..و آنقدر ذهن وفکرم درگیر جنگ و حواشی آن و عملیات های پی در پی عراق و از دست دادن سرزمین های فتح شده بود که اصلاَ فکر نمی یک زن با دو بچه دسال و یک نوزاد و آن همه مشکلات چگونه درگیر است .
در حالی که بود و نبود یکی مثل من در جریان جنگ شاید هیچ اثری نداشت.
- دیروز  نوه ام به دنیا آمد . فرزند همان پسر عزیزم که پانزده روز بعد از تولدش تونستم به شهرضا بیام و ببینمش . از همون لحظه اولی  که مادر و پدر این نوزاد فهمیدند قراره بچه دار بشوند تا دیروز که بسلامتی نوزادشان به دنیا آمد نه تنها مادرمهربان و عزیزش ، بلکه پابپا و حتی بیشتر از مادر این پسرم بود که در تمام مراحل با توجه و اهتمام کامل به قضیه بدنیا آمدن بچه اش  چه از لحاظ مادی و بیشتر از منظر معنوی و روحی همراه خانمش بود.


-وقتی در بیمارستان با جمع خانواده منتظر اعلام تولد بودیم و پرستار بدنیا آمدن نوزاد را نوید داد،اشکم سرازیر شد .


یاد تولد همین پسر افتادم و لحظات سختی که مادرش بدون حضور من گذراند...


چه کردیم ما با خانواده هایمان.


چه کردیم با همسرانی که کودک در بغل انتظار کشیدند.


و در همان زمان آقازاده ها در چه وضعیتی بودند و چه نقشه ها برای بهره برداری از جنگ و مملکت و ...در سر داشتند.


ای کاش می شد مغز خودم را در آن زمان بررسی و کندو کاو می .


چی تو سرم بود ؟!!



« با تشکر از وبلاگ عبدالرسول ی »

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



 




حماقت هارون ...

درخواست حذف اطلاعات

 


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 


  حماقت هارون ... 




 


http://s9.picofile.com/file/8301939442/h8runo_r_rash3d_1.jpg


http://s9.picofile.com/file/8301939776/bohlul_1.gif


http://s8.picofile.com/file/8301940042/zobeydeh_zane_h8runo_r_rash3d_1.jpg


 آورده اند که خلیفه هارون الرشید در یکی از اعیاد رسمی با زبیده زن خود نشسته و مشغول بازی شطرنج بودند . بهلول بر آنها وارد شد، او هم نشست و به تماشای آنها مشغول شد. در آن حال صیادی زمین ادب را بوسه داد، او ماهی بسیار فربه قشنگی را جهت خلیفه آورده بود.
هارون در آن روز سر خوش بود امر نمود تا چهار هزار درهم به صیاد انعام بدهند . زبیده به عمل هارون اعتراض نمود و گفت : این مبلغ برای صیاد زیاد است به جهت اینکه تو باید هر روز به افراد لشگری و کشوری انعام بدهی و چنانکه تو به آنها از این مبلغ کمتر بدهی خواهند گفت که ما به قدر صیادی هم نبودیم و اگر زیاد بدهی خزینه تو به اندک مدتی تهی خواهد شد.
هارون سخن زبیده را پسندیده و گفت الحال چه کنم؟ گفت صیاد را صدا کن و از او سوال نما این ماهی نر است یا ماده؟ اگر گفت نر است بگو پسند مانیست و اگر گفت ماده است باز هم بگو پسند ما نیست و او مجبور می شود ماهی را پس ببرد و انعام را بگذارد .
بهلول به هارون گفت : فریب زن نخور مزاحم صیاد نشو ولی هارون قبول ننمود . صیاد را صدا زد و به او گفت : ماهی نر است یا ماده؟
صیاد باز زمین ادب بوسید و عرض نمود این ماهی نه نر است نه ماده بلکه خنثی است .
هارون از این جواب صیاد خوشش آمد و امر نمود تا چهار هزار درهم دیگر هم انعام به او بدهند . صیاد پولها را گرفته ، در بندی ریخت و موقعی که از پله های قصر پایین می رفت یک درهم از پولها به زمین افتاد . صیاد خم شد و پول را برداشت . زبیده به هارون گفت : این مرد چه اندازه پست همت است که از یک درهم هم نمی گذرد . هارون هم از ی صیاد بدش آمد و او را صدازد و باز بهلول گفت مزاحم او نشوید . هارون قبول ننمود و صیاد را صدا زد و گفت : چقدر ی که حاضر نیستی حتی یک درهم از این پولها قسمت غلامان من شود .
صیاد باز زمین ادب بوسه زد و عرض کرد : من نیستم . بلکه نمک شناسم و از این جهت پول را برداشتم که دیدم یک طرف این پول آیات قرآن و سمت دیگر آن اسم خلیفه است و چنانچه روی زمین بماند شاید پا به آن نهند و از ادب دور است .
خلیفه باز از سخن صیاد خوشش آمد و امر نمود چهار هزار درهم دیگر هم به صیاد انعام دادند و هارون گفت : من از تو دیوانه ترم به جهت اینکه سه دفعه مرا مانع شدی من حرف تو را قبول ننمودم و حرف آن زن را به کار بستم و این همه متضرر شدم.


  





 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 






پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

درخواست حذف اطلاعات









 


  بسم الله الرحمن الرحیم  












 پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  





http://s8.picofile.com/file/8295574618/b8d ak_terek_k8ndan_2.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8295574900/b8d ak_terek_k8ndan_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8295575242/b8d ak_terek_k8ndan_5.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8295575450/b8d ak_terek_k8ndan_4.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8295575626/b8d ak_terek_k8ndan_3.jpg


 



      یک روز به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید. هر بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم. سپس رو به دانشجویان کرد و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری ب ا و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچ بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هر بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده. قرار نیست خوشبختی خود را با ت یب دیگران تضمین کنیم. می توانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟




 


 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی









 













چو نا به ده کدخ کند ...

درخواست حذف اطلاعات










 


  بسم الله الرحمن الرحیم  












 چو نا به ده کدخ کند ... 




 


http://s8.picofile.com/file/8292713634/ajnabye_q8ratgar_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8292713950/hok_k8me_shekamparast_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8292714334/ahmadynej8d_v38nye_iran_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8292714768/asb8b_b8zye_kudake_faq3r_1.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8292715134/rahbar8ne_aadel_1.jpg


 



 در این خاک زرخیز ایران زمین / نبودند جز مردمی پاک دین 
 همه دینشان مردی و داد بود / وز آن کشور آزاد و آباد بود 
 چو مهر و وفا بود خود کیششان / گنه بود آزار پیششان 
 همه بنده? ناب یزدان پاک / همه دل پر از مهر این آب و خاک 
 پدر در پدر آریایی نژاد / ز پشت فریدون نیکو نهاد 
 بزرگی به مردی و فرهنگ بود / گ در این بوم و بر ننگ بود 
 کجا رفت آن دانش و هوش ما / که شد مهر میهن فراموش ما 
 که انداخت آتش در این بوستان / کز آن سوخت جان و دل دوستان 
 چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟ / د را فکندیم این سان زکار 
 نبود این چنین کشور و دین ما / کجا رفت آیین دیرین ما؟ 
 به یزدان که این کشور آباد بود / همه جای مردان آزاد بود 
 در این کشور ارز داشت / کشاورز ، خود خانه و مرز داشت 
 گرانمایه بود آنکه بودی دبیر / گرامی بد آن که بودی دلیر 
 نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت / نه بیگانه جایی در این خانه داشت 
 از آنروز دشمن بما چیره گشت / که ما را روان و د تیره گشت 
 از آنروز این خانه ویرانه شد / که نان آورش مرد بیگانه شد 
 چو نا به ده کدخ کند / کشاورز باید گ کند 

 



 «مصطفی سر خوش»
 





 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی









 












 
برچسب ها: مردی و داد، بزرگی، گ ، مردان آزاد، سلطه بیگانه، روان و د، کدخ نا ،





درس انسانیت وَ تمدن ...

درخواست حذف اطلاعات









 


  بسم الله الرحمن الرحیم  












  درس انسانیت وَ تمدن ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  




 


http://s9.picofile.com/file/8291712534/darse_ens8nyat_4.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8291712750/darse_ens8nyat_3.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8291712842/darse_ens8nyat_1.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8291713018/darse_ens8nyat_2.jpg


 



«پائولو کوئیلو» :  در سالن غذاخوری ی در اروپا یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است،سینی غذایش را تحویل می‌گیرد وَ سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد وُ چنگال برنداشته، وَ بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست آنجا نشسته وَ مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد وَ فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمین? اموال شخصی وَ حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای ید وعد? غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند وَ با ح ی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. هم? این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی وَ زن راحت، دلگرم‌کننده وُ با مهربانی لبخند می‌زنند.
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد.
وَ اینجاست که کمی آن وَرتر پشت سر مرد سیاه‌پوست، در کنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند! ... وَ ظرف غذایش را که دست‌ نخورده وَ روی آن یکی میز مانده است! ...
توضیح پائولو کوئلیو:
من این داستان زیبا را به هم? انی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس وُ احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند.
داستان را به هم? این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که هم? ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وَگرنه احتمال دارد مثل کوته فکران رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچار? اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقط? تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانش‌ آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد.
: زمین بهشت می شود...
روزیکه مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست جز قضاوت وَ مس ه دیگران! ... هیچ چیز گناه نیست جز حق الناس! ...
هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران! ...
هیچ اسطوره نیست الا در مهربانى وُ انسانیت! ...
هیچ دینى با ارزشتر از انسانیت نیست! ...
هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق! ...
هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبى ...

 
 




 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی









 













تحمیل هزینه اضافی به خانوادهها با یک آییننامه

درخواست حذف اطلاعات




تحمیل هزینه اضافی به خانواده‌ها با یک آیین‌‌نامه



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید




با وجود تکذیب آموزش و پرورش درباره خبر ممنوعیت ادامه تحصیل دانش‌آموزان تجدیدی سال اول دبیرستان در رشته‌های نظری تعدادی از دانش‌آموزان، والدین، دبیران، مدیران مدرسه و معاونان و روسای مناطق در گفت‌وگو با «اعتماد» این خبر را تایید د. بر این اساس آموزش و پرورش به مدیران و مسوولان مدارس دستور داده بدین شیوه دانش‌آموزان را برای رفتن به هنرستان و رشته‌های فنی و حرفه‌یی و کار و دانش ترغیب کنند. آموزش و پرورش قصد دارد بر اساس تاکید برنامه پنجم توسعه، تا پایان این برنامه 50 درصد دانش‌آموزان را به سمت رشته‌های فنی و حرفه‌یی و کار و دانش سوق دهد. حمیدرضا حاجی بابایی آموزش و پرورش مدعی است تا دو سال اول اجرای برنامه ظرفیت آموزش و پرورش برای ورود به هنرستان‌های فنی و حرفه‌یی پر شده است و در حال حاضر تاکید وزارتخانه رسیدن به آمار 70 درصدی دانش‌آموزان هنرستانی است. در همین راستا مسوولان آموزش و پرورش برای رسیدن به آمار 70 درصدی، مطابق با روند شتابزده دنبال شده در دیگر برنامه‌ها و طرح‌های این وزارتخانه در دوره‌یی که گذشت، را ارهایی همچون کاهش ظرفیت دبیرستان‌ها در رشته‌های نظری و ترغیب و اجبار دانش‌آموزان از طریق آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها برای تحصیل در هنرستان‌ها را در پیش گرفته‌اند. همچنین طی دو سال گذشته وزارت آموزش و پرورش مجوز استخدام 12 هزار نیروی انسانی در هنرستان‌های کشور را صادر کرده است تا آمار دانش‌آموزان مدارس فنی و حرفه‌یی از 312 هزار نفر در سال 89 به 316 هزار نفر در سال 91 و تعداد دانش‌آموزان کار و دانش از 362 هزار نفر به 368 هزار نفر در این مدت برسد. در همین مدت تعداد دانش‌آموزان دبیرستان‌های کشور حدود 100 هزار نفر کاهش داشته است.

چندی پیش خبری مبنی بر دستور آموزش و پرورش به دبیرستان‌ها رسانه‌یی شد که براساس آن، اگر دانش‌آموزان اول دبیرستانی در امتحانات داد ماه نمره قبولی نیاورند، حق انتخاب رشته‌های نظری، شامل ریاضی و فیزیک، علوم انسانی و علوم تجربی، را ندارند. این خبر بلافاصله از سوی مسوولان آموزش وپرورش تکذیب شد، ابراهیم سحرخیز، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، تاکید کرد دانش‌آموزانی که در مقطع اول دبیرستان نتوانند نمره قبولی در درسی را بگیرند، فرصت جبران این نمره را در شهریور و مهرماه دارند. این دانش‌آموزان پس از امتحان و با ب نمره قبولی می‌توانند به رشته‌های نظری ورود پیدا کنند. در این شرایط و با وجود تکذیب مسوولان، یک میلیون دانش‌آموز پایه اول دبیرستان با وجود آیین‌نامه‌یی که چندی پیش از سوی معاون و مسوولان مدرسه به آنها ابلاغ شده، همچنان نگران سرنوشت تحصیلی و شغلی‌شان هستند. هرچند همچنان تعداد زیادی از خانواده‌ها و والدین از این تصمیم جدید آموزش و پرورش اطلاعی ندارند. به گفته تعدادی از مسوولان مدارس تهران، این بخشنامه از سوی آموزش و پرورش سال گذشته نیز به آنها ابلاغ شده و تعدادی از دانش‌آموزان شهریورماه گذشته به این دلیل که سیستم آموزشی اجازه ثبت‌نام در رشته‌های نظری را به آنها نمی‌داد، ناچارا در رشته‌های کار و دانش و فنی ‌وحرفه‌یی ثبت‌نام کرده‌اند. امسال نیز در جلسه مدیران مناطق آموزش و پرورش به صورت شفاهی خواسته شده دانش‌آموزان را با این شیوه به سمت رشته‌های کار و دانش و فنی و حرفه‌یی هدایت کنند.



رشد 50 درصدی کار و دانش با اجبار بود


یکی از مدیران دبیرستان‌های تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره این خبر می‌گوید: «تکذیب برای آموزش و پرورش کاری ندارد اما در جلسه‌یی که با مسوولان آموزش و پرورش منطقه داشتیم از ما خواستند بچه‌ها را به سمت رشته‌های فنی و حرفه‌یی و کار و دانش هدایت کنیم. به گفته او سهمیه و ظرفیت رشته‌های ریاضی، تجربی و انسانی پایین آورده شده و برنامه‌ریزی‌های مسوولان به سمت رشته‌های فنی و حرفه‌یی و کار و دانش است.» در همین زمینه معاون آموزش و پرورش یکی از مناطق تهران هم می‌گوید: «این موضوع را امسال به صورت بخشنامه برای ما نفرستادند اما در جلسات از ما خواستند به بچه‌ها این موضوع را اعلام کنید و از دو سه هفته پیش در تک تک کلاس‌های پایه اول این موضوع را به اطلاع دانش‌آموزان رسانده‌ایم.» به گفته او این روند سال گذشته نیز دنبال می‌شد و سیستم شهریورماه هدایت‌نامه تحصیلی برای رشته‌های نظری صادر نمی‌کرد و تنها دانش‌آموزانی که به صورت دستی و با مراجعه به اداره موضوع را پیگیری می‌ د توانستند در رشته‌های نظری ادامه تحصیل دهند. بر این اساس تعداد زیادی از دانش‌آموزان و والدینی که این موضوع را پیگیری ن د براساس هدایت نامه تحصیلی صادر شده به رشته‌های کار و دانش و فنی و حرفه‌یی رفتند. او ادامه می‌دهد: «سال گذشته اعلام کرد رشته‌های کار و دانش 40 تا 50 درصد رشد داشته است؛ درصورتی که این افزایش بدین ترتیب و اجباری بوده است.»رییس یکی از مناطق آموزش و پرورش نیز با بیان اینکه به ما اعلام کرده‌اند حق هیچ گونه مصاحبه‌یی ندارید، می‌گوید: «با وجود اینکه این موضوع در تلویزیون و رسانه‌ها از سوی آقای سحرخیز تکذیب شد اما از آبان ماه سال گذشته به ما ابلاغ شده بود.» در همین زمینه دبیر یکی از دبیرستان‌های تهران هم می‌گوید: «حدود دو هفته پیش در ساعت کلاس معاون مدرسه این موضوع را به دانش‌آموزان اعلام کرد و از آن زمان به بعد نگرانی دانش‌آموزان نسبت به امتحانات پایان سال بیشتر شده است.» به گفته او سال گذشته نیز دانش‌آموزانی که تجدیدی می‌آوردند سیستم اولویت اول رشته تحصیلی را برای آنها رشته‌های کار و دانش در نظر می‌گرفت. یکی دیگر از مدیران مدارس تهران نیز می‌گوید: «سیاست فعلی آموزش و پرورش تقویت رشته‌های فنی و حرفه‌یی و کار و دانش است. در حالی که امکانات لازم این رشته‌ها هنوز فراهم نیست.: به گفته او اگر زیرساخت‌های لازم برای تقویت این رشته‌ها فراهم باشد و بچه‌ها با میل و رغبت خودشان به سمت این رشته‌ها بروند سیاست درستی است اما اجبار تاثیر منفی دارد. مدیر یکی دیگر از مناطق تهران نیز می‌گوید: «سال گذشته نیز ما چنین روندی را برای پر هنرستان‌ها داشتیم و آن زمان هم اگر دانش‌آموزی حتی یکی از دروس را شهریور امتحان می‌داد باید هنرستان می‌رفت.» به گفته او در آن زمان ی ری مخالفت‌ها و اعتراضاتی از سوی والدین شد اما فقط دانش‌آموزانی که شخصا پیگیری د مشکل‌شان حل شد. به گفته او «در کمیسیون آموزش مجلس هم مخالفت‌هایی در این زمینه شد. به همین دلیل امسال نه به صورت بخشنامه اما از ما خواسته شد این موضوع را پیگیری کنیم.»



افزایش هزینه کلاس‌های خصوصی

با وجود بی‌اطلاعی بخش زیادی از والدین از این برنامه آموزش و پرورش، تعدادی از آنها این روزها در تب و تاب گرفتن کلاس خصوصی برای فرزندان‌شان هستند. یکی از والدین می‌گوید مجبور شده است هزینه زیادی را صرف کلاس‌های خصوصی برای چهار درس سرنوشت‌ساز فرزندش د. تعداد دیگری از والدین نیز در گفت‌وگو با «اعتماد» با ابراز نگرانی نسبت به این شیوه انتخاب رشته از فشرده بودن امتحانات امسال و افزایش هزینه‌ کتاب‌های کمک آموزشی و کلاس‌های خصوصی گله‌مندند. یکی دیگر از والدین دانش‌آموزان هم می‌گوید با شنیدن این خبر از دو هفته پیش بیش از نصف حقوق این ماهش را صرف هزینه کلاس‌های خصوصی فرزندش کرده است. تعدادی از دانش‌آموزان اول دبیرستانی نیز از استرس و نگرانی این روزهای دانش‌آموزان می‌گویند. به گفته یکی از این دانش‌آموزان معاون مدرسه دو هفته پیش تاکید کرد دانش‌آموزانی که تجدیدی بیاورند به رشته‌های نظری نمی‌توانند بروند و این موضوع استرس بچه‌ها را برای امتحانات بیشتر کرده است. یکی دیگر از دانش‌آموزان سال اول دبیرستان نیز می‌گوید: «اوایل سال تحصیلی به ما گفته بودند که اگر داد قبول نشویم بالاجبار باید رشته‌های کار و دانش را انتخاب کنیم. این در حالی است که بسیاری از رشته‌های کار و دانش رشته‌های خوبی نیستند و بسیاری از دانش‌آموزان هم کشش و توانایی این رشته‌ها را ندارند.»



دل پر مدیران مدارس تی


اما اگرچه این شیوه آموزش و پرورش برای افزایش ظرفیت رشته‌های فنی و حرفه‌یی و کار و دانش نگرانی خانواده‌ها و دانش‌آموزان را به دنبال داشته است اما دل پر مدیران مدارس تی این روزها بیشتر از سرانه واریز نشده مدارس، قبض‌های آب و برق و گاز، حق ا حمه‌ها و اضافه‌کاری‌های پرداخت نشده و وعده و وعیدها و قول‌های مسوولان آموزش و پرورش است که درحد حرف باقی مانده است. یکی از این مدیران در این زمینه می‌گوید: «هیچ پولی برای هدیه روز معلم امسال در اختیار ما قرار نگرفت. سندیکاها و تشکل‌ها هم دست‌شان به جایی نمی‌رسد. حق‌ا حمه سال گذشته امتحانات نهایی هنوز پرداخت نشده و امسال برای امتحانات به مشکل می‌خوریم. تنها کاری که فعلا برای ما انجام دادند این بوده که معاونت پشتیبانی اعلام کرد فعلا قبض آب و برق و گاز را پرداخت نکنیم.»مدیر یکی دیگر از دبیرستان‌های تهران هم می‌گوید: «اضافه‌کاری مدیران و معاونان از داد ماه سال گذشته حذف شده است. اگر آموزش و پرورش بودجه ندارد چرا در تعطیلات عید امسال 400 تا 600 هزار تومان بن به کارمندان داخل وزارتخانه و حوزه‌های ستادی پرداخت کرد. و به حدود سه الی چهار هزار نفر از کارمندان داخلی هم حدود 300 هزار تومان پول داده است.» مدیر دیگری از مشکلات بیمه‌یی فرهنگیان می‌گوید: «قیمت و سهم بیمه طلایی معلمان افزایش پیدا کرده و به 23 هزار و 500 تومان رسیده است. آموزش و پرورش هم بیش از یک سال است به تعهداتش عمل نکرده و حق بیمه‎اش را پرداخت نکرده است. او ادامه می‌دهد: «از طرفی بیمه فرهنگیان کارایی ندارد و سرانه مدارس را هم امسال پرداخت نکرده‌اند. از داخل خود وزارتخانه به ما اجحاف می‌شود. 150 هزار تومان کمکی را هم که هر سال به ما کمک می‌ د امسال محدود د به 60-50 هزار تومان اجناسی که با تاخیر داده شد.» خواسته این مدیر مدرسه از مسوولان آموزش و پرورش این است که کمتر صحبت کنند و بیشتر عمل کنند. در حال حاضر براساس گزارش بانک مرکزی از تعداد دانش‌آموزان کشور در سال 91-90 دو میلیون و 273 هزار نفر در دبیرستان‌ها و 684 هزار نفر در هنرستان‌های فنی و حرفه‌یی مشغول تحصیل هستند. بررسی آمار سال‌های گذشته بیانگر رشد تعداد دانش‌آموزان هنرستانی و کاهش دانش‌آموزان رشته‌های نظری است.



  تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی





کدوم اشتباه؟ کدوم مقصر؟ کدوم حق النّاس!

درخواست حذف اطلاعات


 


 

 



  http://s4.picofile.com/file/7825361505/ahmady_zarq8my_qahqahe_01.jpg



 



          


کدوم اشتباه؟ کدوم مقصر؟ کدوم حق النّاس!



 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید




  بسم الله الرحمن الرحیم
 سید جمال الدین رجایی* - در کشوری زندگی می کنیم که سالهاست داعیه عد از آن به گوش می رسد ولی در عمل لااقل برای سران و تمردان خبری از عد نیست،هر از گاه به واسطه درز خبری از رسانه ای یا در ایام انتخابات مطالبی برای عامه مردم آشکار می شود که تا چند روز بهت و ناباوری را در پی دارد و پس از آن به گرد فراموشی س میشود،از طرفی ما ایرانیان همیشه "در شرایط حساس کنونی"زندگی می کنیم و پیگیری و موشکافی این اخبار به مصلحت نیست.
در مناظرات انتخاباتی سال 88 مطالبی بیان شد که حداقل من یک نفر هنوز نفهمیدم آن مطالب واقعیت داشت یا نه؟ اگر واقع بود پس چرا افرادی که در مناظرات به ده ها جرم متهم شدند محاکمه نشدند؟مگر نه اینکه پنهان جرم نیز جرم محسوب میگردد پس اگر واقعیت داشت چرا افرادی که آ گو نیستند؟و اگر واقعیت نداشت چرا هیچ از آنها نپرسید چرا با آبروی افراد و احساسات مردم بازی می کنید؟
آیا مطالبی که در جریان استیضاح کار بیان شد قابل پیگیری قضایی نبود و آیا مردم حق ندارند بدانند کدام طرف دعوا راستگوست؟آیا بیان این مطالب در صحن مجلس جهت اطلاع رسانی به مردم و آگاه آنها از حقایق بوده یا فقط یک گروکشی ؟
در جریان همین مناظرات انتخاباتی اخیر آقایان ولایتی، و رضایی ثابت د که در مذاکرات هسته ای ایران با سایر کشورها هر جا که کار به خوبی پیش رفته است افرادی از داخل کشور کارشکنی کرده و تحریم ها و فشارهای زیادی را به مردم تحمیل کرده اند، جالب آنجاست که این عزیزان از گفتن این حقایق ابا دارند و آن را به صلاح نمی دانند و حال سوال این است که برادران کدام مصلحت؟ آیا هزینه اطلاع رسانی صحیح به مردم بیشتر از هزینه ای است که اقدامات نسنجیده تمردان بر مردم تحمیل می کند؟ آیا مردم فقط در ایام انتخابات آن هم به واسطه دعوای جناحها حق دارند از مسائل درون مملکتشان خبردار شوند؟ واقعا چه ی می خواهد در این دنیا جوابگوی فشارهایی که بر مردم وارد می شود باشد و او چه ی است که حاضر است به بهانه مصلحت کشور در آن دنیا پاسخگوی حق الناس هفتاد میلیون انسان باشد؟
از تمام انی که ادعا دارند درون شان پر از اسراری است که به صلاح نیست فاش شود می پرسم: این صلاح را چه ی تعیین کرده است؟ آیا به خدا هم می توانند اینگونه پاسخ دهند؟ آیا معرفی افرادی که در امور کشور اخلال ایجاد می کنند، نه به مردم، لااقل به دستگاه های ذیصلاح هم به صلاح مملکت نیست؟
این سوال همیشه در ذهن من و سایر مردم می ماند که اشتباهات بزرگان را چه ی باید رسیدگی کند؟ آیا عد و مجازات فقط مخصوص طبقات پایین جامعه است؟ تمردان در پایان تشان و در قبال تصمیماتشان به چه ی پاسخگو هستند؟ آیا تهای گذشته هیچ اشتباهی که در سرنوشت مردم موثر باشد مرتکب نشده اند؟ اینها سوالاتی است که جوابش را بزرگان کشور می دانند ولی از آنجا که به صلاح نیست هیچ وقت پاسخی برایشان داده نمی شود.
باید باور کنیم که بعضی از ضرب المثلها کارکرد خود را از دست داده اند و در این دوران "مردم صلاح مملکت خویش را بهتر می دانند".
منبع: الف


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی




 








بیمخی که همه کاره شد ...

درخواست حذف اطلاعات

 



      


 بی‌مخی که همه کاره شد ... 

 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید



  بسم الله الرحمن الرحیم
عبرت نیوز:
همه چیز از وقتی شروع شد که شعبان بی‌مخ بال ه یعد از 4 سال ، دوره سربازی‌اش تمام شد وَ شبی با هواداران خود به تئاتر رفت.


  تئاتر فردوسی به س رستی عبدالحسین نوشین که ظاهرا نمایشنامه – مردم – علیه دربار را به صحنه برده بود. در آنجا شعبان بی‌مخ در یک دعوای خیابانی که بین خودشان پیش آمد همه چیز را به هم ریخت و از این تاریخ دربار او را به عنوان عنصری شرور کشف کرد. خودش در خاطراتش می‌گوید: "بچه‌ها یه رو مه اطلاعات یا کیهان آوردن. دیدم با خط درشت اون بالا نوشته که شعبان بی‌مخ ب تماشاخونه فردوسی رو بهم‌زده، نوشین و عموئی‌ام داشتن اونجا نمایش «مردم» رو می‌دادن. منم اصلاً روحم اطلاع نداشت که این نمایش علیه شاهه... اصلاً نمی‌دونستم شاه چیه، مصدق چیه، داستان چیه..."
در این گیر و دار شعبان بی‌مخ (جعفری) تا 9اسفند سال 1331 سعی کرد خود را هوادار مصدق معرفی کند تا اینکه شنید شاه قصد مسافرت به خارج از کشور را دارد و با تحریکاتی از طرف بعضی از افراد برای جلوگیری از سفر شاه، سه چهار هزار نفری را جمع کرده و جلوی کاخ رفت تا مانع رفتن شاه بشود اما
به او اهمیتی داده نشد، او از زبان نصیری، شنید اگر می خواهی شاه نرود این را از مصدق بخواه!
شعبان با همان جمعیت روانه خانه مصدق شد، چون چهره‌ای شناخته شده بود مانع از ملاقات وی با مصدق شدند، او با قلدری جیپی که وسیله نقلیه محافظین منزل مصدق بود را تصاحب کرد و با همان جیپ به در آهنی بزرگ خانه مصدق کوبید، خواهر زاده اش در این حادثه کشته شد و خودش هم تیر خورد. در این بین مصدق خانه را ترک کرد تا اینکه شعبان بازداشت شد. خودش می گوید در دادگاه به محکوم شده بود اما رو مه ها از یک سال حبس او نوشتند، او تا ظهر 28 مرداد 1332 در زندان ماند تا زمانی که ماجرای دیگری برای او پیش آمد که او را سردسته کودتاچیان 28 مرداد پایتخت کرد.
   حوالی ظهر 28 مرداد بود که زنی به نام پروین آژدان قزیه -که یکی از بدنام‌ترین ن تهران بود- به ملاقات شعبان در زندان رفت و از شعبان دستور جمع‌آوری اراذل و اوباش را گرفت. در این میان سپهبد زاهدی که وزنه طرفین درگیری را مساوی دیده بود، به گروهی احساس نیاز کرد که به هیچ قاعده و قانونی پایبند نباشند و این طور شد که با هماهنگی‌های پروین آژدان اوباش و اراذل جمع شده بودند و در این بین وجود سردسته‌ای برای ی این گروه احساس شد و چه ی بهتر از شعبان جعفری می‌توانست این کار را انجام دهد؟
اینجا بود که او از زندان آزاد شد. او را پس از یک راست به جمع هوادارانش ملحق د، آن هم به همراه یک جیپ ی و شعبان با پرچمی قرمز در دست یت خودش را با 5 الی 6 هزار نفر از اراذل و اوباش در به ثمر رساندن کودتای 28 مرداد آغاز کرد.
آن روزها جامعه-ی افراط و تفریط ها کار خود را کرده بود، مردم خسته از دعواهای جناحی سکوت کرده بودند، آنانی که عضو حزب و دسته ای بودند نظاره گر اوضاع شدند و اینطور میدان به دست شعبان بی‌مخ افتاد، شعبان برای اینکه اکثریت خاموش وارد میدان نشوند تمامی شب را با دسته خود در تهران پرسه زد، رادیو تسخیر شد و هواداران مصدق و سران ت بازداشت شدند.
در این میان نقش اصلی و اساسی انگلستان و در راه اندازی این کودتا نه تنها کم رنگ؛ بلکه بیشتر از آنچه که تصور می شد رنگین بود،
تا جایی که با اقدامات و برنامه ریزی های خود در ایران آن اتحاد 30 تیر را ظرف 12 ماه به چنان ج مبدل کرد که نتیجه آن، این بود که احزاب را مرعوب و مردم را خانه نشین کرد و مراجع قدرت را با کم ترین هزینه تحویل دربار دهد.
ت مصدق، در دوره دوم حکومت سیزده ماهه‌اش از سی تیر 1331 با انواع توطئه‌ها، تشنجات و درگیری‌های خیابانی مواجه بود. وقوع کودتای 28 مرداد، به عمر حکومت ملی مصدق پایان داد و سوای زیان مالی و اقتصادی، خسران دموکراسی و لطمه‌ای که در نتیجه کودتا به فرایند جامعه مدنی ایران وارد آمد، برای 25 سال استبداد و خفقان را بر فضای کشور استوار کرد.
نام اصلی‌اش شعبان جعفری بود و
خودش می‌گفت: "معلم که می‌اومد و بچه‌ها می‌خواستن برن دستشویی، اینجوری می‌ ‍‍‏‏‏‏(انگشت سبابه را به نشان اجازه ‌گرفتن بالا می‌برد‏‏) آن وقت معلم می‌گفت: «برو!» من این کارو نمی ، هر وقت می‌خواستم راهمو می‌کشیدم می‌رفتم بیرون. اون وقت معلمه با انگشت می‌زد به شقیقه‌ش و به بچه‌ها می‌گفت: «مخش ابه! مخ نداره!» از همون جا اینا اسم ما رو گذاشتن: «بی‌مخ».
شعبان جعفری به گفته خودش در روز اول فروردین 1300 در محله سنگلج به دنیا آمد او را به مدرسه فرستادند، چهار سالی بیشتر دوام نیاورد. 12 ساله بود که پدرش فوت کرد و از زمان ترک مدرسه تا 15 سالگی که برای اولین‌بار به خاطر کتک‌کاری به زندان افتاد، به کارهای مختلف از شاگرد بقالی مغازه پدرش گرفته تا شاگرد ریخته‌گری و آهنگری و سپس سوهان‌کاری در اداره قورخانه تهران پرداخت.
هر چند او سر دسته چاقو کشان شهر تهران شد اما در خاطراتش اصرار داشت که هیچ‌گاه دست به چاقو نبرده است، حتی در ماجرای حمله به مرحوم حسین فاطمی یکی از اعضای جبهه ملی که تقریبا همه از چاقو زدن او یاد می کنند او اصرار دارد که "...بله می گم به جون بچم تا حالا من دست به چاقو ن ، من چاقوکش نیستم، این که خدمت شما عرض می کنم، فاطمی را ت محکوم کرد."
در ماجرای 28مردادماه 1332شاه که در این مدت در خارج از کشور و در شهر رم به سر می برد بعد از 3 روزی که طول کشید به تهران آمد و شعبان بی‌مخ معروف به چاقو کش تهران،
مردی که تا ظهر 28 مرداد در زندان بود، بالای پلکان هواپیما تاج گلی گردن شاه انداخت و اینجا بود که معروف به لقب شعبان تاج بخش شد.
منبع : مجله مهر 1392/5/27


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


     





بی-خیال \مـنـچ بازی\! فعلا همون گل یا پوچ براتون بهتره! ...

درخواست حذف اطلاعات



 


 
   بی-خیال "مـنـچ بازی"!  

فعلا همون گل یا پوچ براتون بهتره! ... 

 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم


  خبرگزاری ایسنا در مطلب طنزی می نویسد:
http://s3.picofile.com/file/7928809993/mench_b8zy_1.jpegبه نظر می‌رسد کشورها موضوع را الکی بزرگ کرده‌اند و قضیه آن‌قدر پیچیده نیست و خیلی ساده است. خیلی‌ها فکر می‌کنند در صورت حمله‌ی به ، منطقه درگیر جنگ می‌شود، جنگی که ممکن است تا سال‌ها ادامه داشته باشد و اصلا باعث جنگ‌ جهانی سوم بشود. اما آن‌ها انگار خیلی جنگی نگاه می‌کنند و سخت می‌گیرند. قضیه ساده‌تر از این حرف‌هاست! اصلا بگذارید بخشی از گفت‌وگوی رو مه‌ی «قانون» را با آقای جعفر شجونی برای‌تان بیاورم تا بدانید در صورت حمله به چه اتفاقی خواهد افتاد! ایشان به زبان خیلی ساده یعنی در حد بازی آتاری توضیح داده‌اند و فرموده‌اند:
«...بد‌مان نمی‌آید‌ که این اشتباه را انجام د‌هد‌ و نتیجه را هم ببینید‌، چون از یک طرف روسیه عربستان را خواهد‌ زد‌ و از طرف د‌یگر هم حزب‌الله و ایران تل‌آویو را نشانه می‌روند‌ و اسراییل را از روی زمین محو می‌کنیم، آن موقع می‌خواهم ببینم که چه‌کار قرار است د‌؟ بنابراین د‌ولت ما بد‌ش نمی‌آید‌ که این اتفاق بیافتد‌؛ اگرچه کشور ما هم د‌ر این بین آسیب جد‌ی می‌بیند‌، اما این قضیه با نابود‌ی اسراییل ان‌شاءالله تمام می‌شود‌.»
می‌بینید؟ را می‌زند، روسیه عربستان را می‌زند و ما هم اسراییل را می‌زنیم! مثل شطرنج! یا مثل منچ که مهره‌ها را می‌زنیم، همان‌طوری این کشورها یکدیگر را می‌زنند و بازی تمام می‌شود!
حالا لابد می‌پرسید اگر را زد، ولی روسیه عربستان را نزد، چه؟ یا شاید هم می‌پرسید که چرا روسیه باید عربستان را بزند و آیا اسراییل در مقابل حمله حزب‌الله همان‌طور می‌نشیند و نگاه می‌کند؟ و آیا مثلا در صورت حمله‌ی روسیه به عربستان و یا ایران به اسراییل، ناتو کنار می‌نشیند و تخمه می‌شکند؟ خیلی پرسش‌های دیگری هم مطرح است، اما چیزی که مهم است، همان است که آقای شجونی گفته‌اند و ردخور هم ندارد، را می‌زند، روسیه عربستان را و ایران و حزب‌الله هم اسراییل را! هیچ گزینه‌ی دیگری هم مطرح نیست و کشوری کشور دیگری را نمی‌زند! به نظرم اگر ی حرف‌های آقای شجونی را ترجمه کند و به اوباما برساند و اوباما بداند که بعد از حمله به ، روسیه هم عربستان را خواهد زد و ایران و حزب‌الله اسراییل را، قطعا به حمله نمی‌کند! چون فکر می‌کند در صورت حمله به ی کاری نمی‌کند و به مخلیه‌اش نمی‌رسد روسیه عربستان را بزند!
ایشان در ادامه گفته‌اند: کشور ما هم د‌ر این بین آسیب جد‌ی نمی‌بیند‌! پس باید از ایشان پرسید کشور ما در "کدام بین" آسیب جدی می‌بیند؟ یعنی قرار است زبانم لال ی هم ما را بزند؟ اگر این‌طوری است، اصلا منچ‌ بازی نکنیم!


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


     





دانشمند اهل سنت: تحمل وَ حقانیت علی ...

درخواست حذف اطلاعات


 






دانشمند اهل سنت: تحمل وَ حقانیت علی ... 




 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید



  بسم الله الرحمن الرحیم


یکی از دانشمندان اهل سنت استان سیستان و بلوچستان اظهار داشته است که محبت به اهل‎بیت(ع) جزء ایمان اهل تسنن است و در تمام http://s1.picofile.com/file/7981232147/qad3re_xom_ali_2.jpegبحث هایی که میان حضرت علی و صحابه اتفاق افتاد حق با حضرت علی بوده است.
گفت و گوی علی شاکر، خبرنگار ابنا با ، را در زیر بخوانید:
مولوی علی احمد سلامی، مشهور به «مولوی نذیر احمد» در سال 1324 ش. در دهستان "کیشکور" شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان در خانواده متولد شد. دوره ابت را در این منطقه گذراند و پس از آن، تحصیلات مقدماتی حوزوی را در محضر اساتیدی همچون «مولانا تاج محمد بزرگ‏زاده» در سرباز و سپس «مولانا مفتی محمد شفیع» مفتی اعظم پا تان، «مولانا محمدرفیع عثمانی»، «مولانا محمدتقی عثمانی»، «مولانا شمس‏الحق» و «مولانا سبحان محمود» در کراچی پا تان به اتمام رساند. وی علاوه بر تحصیلات دینی و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته اقتصاد از کراچی هم شد.
وی علاوه بر نمایندگی مردم استان سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان ی و عضویت در شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب
http://s3.picofile.com/file/7981231391/qad3re_xom_ali_1.jpeg ی، عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق حنفی مذاهب ی و مدرس حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان نیز می‏باشد.
ابـنا: برای هر شیعه بویژه جوانانی که کم اطلاع هستند بسیار جالب است که بدانند شما اهل تسنن چه نظری درباره اول ما دارید؟ لذا لطفاً بفرمایید دیدگاه اهل تسنن درباره ویژگی ها و فضائل این بزرگمرد تاریخ ـ از جمله ایمان، عدل، شجاعت، عبادت، قضاوت، جهاد، فداکاری و علاقه (ص) به ایشان ـ چیست؟
ــ بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. اگر اجازه بدهید من دیدگاه اهل سنت را در ارتباط با تمام اهل بیت عرض کنم و بعد برسیم به خود حضرت علی (رضی الله عنه).
ابـنا: بفرمایید.
http://s3.picofile.com/file/7981232903/qad3re_xom_ali_3.jpegــ محبت به اهل بیت جزء ایمان ماست و ما به این موضوع اعتقاد داریم. ما در های خود به و به اهل بیت درود می فرستیم؛ درودی که در کتب صحاح ما ثبت شده و ما را بدون این درود ناقص می‏دانیم. صلواتی که ما واجب می دانیم در ذکر کنیم این است که: "اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید، اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید." ما در تشهد آ هر جماعت، فرادی، شب و تهجد این دعا و این درود را هم برای و هم برای آل می‎فرستیم.
همچنین در خطبه‎های اهل سنت، در جاهایی که خطبه به زبان عربی خوانده می‎شود این کلمات جزء عبارات خطبه های است که: "الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه و فاطمة سیدة نساء اهل الجنة". این خطبه در تمام جهان و در ایران ـ حتی ی ـ هر در مساجد خوانده می‎شد و می‏شود. نه اینکه بگوییم بعد از اینکه انقلاب ی آمد و حکومت شیعه شد چنین سخنانی در خطبه ها وارد شد. نه، نیز چنین بود. این الفاظ "الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه و فاطمة سیدة نساء اهل الجنة" کلماتی است که خطبا می‎گویند و تمام سامعین اهل سنت نیز می‎شنوند و به آن اعتقاد دارند.
مثلاً درباره فاجعه ای که در کربلا رخ داد و شهادت حضرت حسین ـ رضی الله تعالی عنه ـ علمای واقعی اهل سنت این کار را محکوم می‏کنند و در حمایت و تمجید از اقدامات آن حضرت در حادثه کربلا نیز مطالب و مقالاتی را چاپ کرده اند.
در این راستا? دانشمندان بزرگ اهل سنت در شبه قاره هند همچون «ابو الاعلی مودودی»? «ابوالکلام آزاد» و «مولانا محمد شفیع» مفتی اعظم وقت پا تان کتاب‏ نوشتند. مولانا مفتی محمد شفیع کت به نام "شهید کربلا" تألیف کرد و در مقدمه این کتاب نوشت: "بر فاجعه کربلا نه تنها مردم بلکه ماهتاب? آفتاب? ماه? خورشید و آسمان نیز گریستند".
بنده نیز تمام مطالبی که که علمای اهل سنت و شیعه درمورد محکومیت پیدایش فرقه همسو با فرقه ضاله خوارج که حادثه کربلا را به وجود آوردند و در حمایت از اقدامات ارزنده حضرت حسین در رو مه ها? مقالات و کتب چاپ د را جمع آوری نمودم ـ که اغلب به زبان اردو بوده ـ که قرار است در کت تحت نام "دورنمای حادثه کربلا" چاپ گردد.
ابـنا: درباره شخص حضرت المؤمنین علی(ع)؟
ـ عبادات ایشان بسیار برجسته بود؛ شجاعت‎ اش برجسته بود؛ تقوایش برجسته بود؛، شخصیت اش برجسته بود. اینها همه در منابع صحیح ما وجود دارد.
حضرت علی داماد است و نسل حضرت ، از ایشان و فاطمه زهراء ادامه پیدا کرد. سادات همه از اولاد فاطمه زهراء و علی هستند. ما این را قبول داریم.
درباره علم آن حضرت در منابع روایی ما وجود دارد که: "انا مدینة العلم و علی بابها". همچنین فرمود: "علی اقضاکم" و در جای دیگر درباره اصحابش فرمود: "اقضاهم علی ابن طالب". یعنی در قضاوت ماهرترین و عالم‏ترین اصحاب، حضرت علی بود.
باب خیبر را حضرت علی فتح کرد و فرمودند فردا پرچم را به دست ی می‏دهم که او خیبر را فتح می کند. همه اصحاب منتظر بودند که فردا پرچم به آنها برسد اما صبح حضرت رسول فرمودند علی را بگویید بیاید. گفتند علی بیماری ناراحتی چشم دارد. آب دهان مبارک خود را به چشمان حضرت د و چشمان خوب شدند و پرچم را در دست گرفت و قلعه خیبر را فتح کرد. این مظهر شجاعت حضرت علی است.
ابـنا: ما معتقدیم که آیه 55 سوره مائده در شأن حضرت علی(ع) نازل شده است که انگشتر خود را در هنگام به یک سائل بخشید. شما به این اعتقاد دارید؟
ــ چند نوع تفسیر در این مورد وجود دارد. یکی از مصداق هایش شاید آن حضرت باشد و شاید مصداق های دیگر داشته باشد. اگر واقعاً این آیه در مصداق حضرت علی باشد برای ما هیچ تفاوتی نکرده و موجب عصبانیت ما نمی‏شود؛ چراکه حضرت علی شایسته چنین چیزی هستند.
همچنین در سوره هل اتی که خداوند می‎فرماید "ویطعمون الطعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً" بعضی از روایات نقل می کنند که حضرت علی و حضرت زهرا و فرزندان آنها حسن و حسین روزه بودند و دم افطار یک روز یک فقیری آمد، یک روز یک یتیم آمد و یک روز اسیری آمد که آنها افطار خود را به این نیازمندان دادند. این روایات تفسیری هستند و بعضی ها اینطور تفسیر د و برخی مصادیق دیگری آوردند. اگر فرض کنیم برای حضرت علی باشد ما هیچ حساسیتی نداریم. ی حساسیت پیدا می‎کند که فضل و بزرگواری حضرت علی را خدای ناخواسته تحمل نکند. ما از اینکه فضیلت حضرت علی و اهل بیت را بگوییم خوشحال می شویم و برای ما هیچ حساسیتی وجود دارد.
ابـنا: اما می بینیم که برخی از انی که خود را اهل سنت می‏نامند از ذکر فضایل اهل بیت(ع) خوشحال نمی‏شوند؛ بلکه آنها را منکر هستند و حتی ـ نستجیر بالله ـ اهانت می کنند. حکم شخص سُنی که به حضرت علی(ع) یا اهل بیت عصمت و طهارت هتاکی کند چیست؟
ــ من این را با ضرس قاطع به شما می گویم که هر سنی ای که به اهل‎بیت توهین کند نه تنها از اهل سنت نیست بلکه مرتد و از دایره خارج است.
ابـنا: در منابع متعدد اهل سنت ـ مانند تفسیر روح المعانی از ف رازی، شرح نهج البلاغه ابن الحدید، الحافی شافعی، ین ع المودة حنفی و ده ها منبع دیگر ـ نقل کرده اند که جناب عمر بارها گفت: "لولا علی لهلک عمر". نظر شما به عنوان یک دانشمند معاصر سنی درباره صحت این نقل چیست؟
ــ در بعضی قضایا حضرت عمر مسأله ای را فیصله دادند که اشتباه بود؛ لذا حضرت علی که کنار ایشان بودند به او توجه دادند که این مسأله اینطوری نباشد و آنطور باشد و حضرت عمر هم بلافاصله پذیرفتند و فرمودند: "لولا علی لهلک عمر"؛ یعنی اگر علی نبود من هلاک می شدم.
ابـنا: این نشانه ارجحیت علمی حضرت علی(ع) بر جناب عمر نیست؟
ــ چرا، این را همه قبول دارند. غیرممکن است که اهل‎سنتی پذیرای این موضوع نباشد.
ابـنا: ما روایتی داریم که فرمودند: "علی مع الحق و الحق مع علی". شما نیز این موضوع را قبول دارید؟
ــ بله؛ اهل سنت اعتقاد دارند در تمام مشاجراتی که میان حضرت علی و صحابه اتفاق افتاد حق با حضرت علی بود؛ مانند اختلاف میان حضرت علی و معاویه و اختلاف ایشان با حضرت عایشه.
ابـنا: بنابراین شما اعتقاد ندارید که صحابه معصوم هستند.
ــ ابتدا بگذارید تعریف صحیح صح را خدمت شما ارایه دهم. صح نزد مذهب ما ی است که (ص) را در حال ایمان دیده و در حال این ایمان هم از دنیا رفته است. این صح معصوم نیست ولی محترم است. صحابه درجات مختلفی دارند ولی حرمتشان برای ما محفوظ است.
ابـنا: شما ارجحیت علم حضرت علی(ع) نسبت به همه صحابه را قبول دارید؟
ــ بله؛ در جواب سؤالات قبل گفتم که به اصحاب خود فرمودند: " قاضی ترین شما علی است". ما در خطبه‌های می‎گوییم: "اقضاهم علی". اقضا اسم تفضیل است؛ یعنی قاضی ترین. قضاوت بدون علم که نمی‎شود. بنابراین وقتی حضرت علی اقضا (یعنی قاضی ترین) است اعلم هم هست، یعنی دانشمندترین صحابه است.
البته این را هم می‎گوییم که سایر صحابه در ابعاد دیگری مهارت داشتند؛ مثلا عمر در یک بعدی، ابوبکر در یک بعدی. ولی این "اقضاهم علی" چیزی پذیرفته شده است.
ابـنا: آیا این سخنان را به این دلیل که بنده یک خبرنگار شیعه هستم بر زبان آوردید؟
ــ هرگز. در مورد حضرت علی به هیچ عنوان جز خوبی و فضیلت نمی‎توان تصور کرد. من هرچه بخواهم در مورد ایشان بگویم خوبی و خوبی است.
ابـنا: یعنی اگر منبری فراهم شود که مستمعان آن، هم سنی و هم شیعه باشند این سخنان را در مورد حضرت علی(ع) می‏گویید؟
ــ من درباره حضرت علی جز خوبی چیزی ندارم که بگویم؛ زیرا آن حضرت غیر از خوبی چیزی ندارد. در این باره خاطره جالبی هم دارم.
ابـنا: بفرمایید.
ــ شبی به همراه تعدادی از ون شیعه و سنی از زاهدان به جبهه می‏رفتیم. به سیرجان که رسیدیم مهمان بودیم. گفتند بعد از شام صحبتی شود و یک شیعه و یک سنی سخنرانی کنند. وقتی نوبت به من رسید? عقیده اهل سنت را نسبت به اهل‎بیت ـ هماطور که امروز خدمت شما عرض ـ شرح دادم. جلسه که تمام شد? بچه های همه آمدند دور بنده نشستند که شما را به خدا عقیده شما اهل سنت همین است؟ گفتم: من آماده ام سوگند بخورم که عقیده اهل‎سنت در کل جهان نسبت به اهل‎بیت(ع) همین است.
حالا بخاطر اینکه این ادعای من مصداق پیدا کند؛ شما منبری را در بین شیعیان برای بنده فراهم کنید تا بیایم فقط درمورد "فضایل حضرت علی" و "حضرت علی در دیدگاه اهل سنت" سخنرانی کنم.
ابـنا: شیعیان هم درباره فضایل اهل بیت(ع)؛ اعتقادی غیر از همینها که شما فرمودید ندارند. پس چرا الان در کشورهای پا تان، عراق، ، بحرین و گاهی هم در ایران و افغانستان با پدیده "شیعه کشی" روبرو هستیم؟ حتی گفته می شود که برخی علمای اهل سنت فتوا داده اند که هر هفت شیعه را بکشد به بهشت می‏رود! آیا این مطلب مبنایی دارد؟ آیا اعلام کرده است که با کشتن مسلمانان به بهشت راه پیدا می کنید؟
ــ من معتقدم گروهی که این عقیده را به شکل مکتوب داشته باشد وجود ندارد. تندرو علیه شیعه هست؛ مثل صحابه پا تان یا جبهة النصره شام. آنها ممکن است این کار را ثواب بدانند و ادعا کنند در اینکه مسلمانان را می‏کشند از سنت پیروی می‏کنند؛ اما این ادعا کذب است. در سنت اصلا چنین چیزی نیست.
در روایات داریم که مجاهدین را برای جهاد فرستادند و به آنها گفتند به هر روستایی که رفتید و صدای اذان را شنیدید اصلا به آن تعرض نکنید. یعنی چه یک نفر در آن روستا مسلمان بود و چه همه حق جهاد ندارید. همین که بدانید مسلمان هستند تعرض نکنید. اگر ی چنین اعتقادی دارد که با کشتن مسلمان به بهشت می رود آن یک اعتقاد دینی محسوب نمی‎شود? بلکه افات است. این اصلا اساس و مبنای دینی، شرعی و اعتقادی ندارد؛ بلکه احساسات و افات است. فاعلان این موضوع? انسان های جاهل را ابزار قرار می‎دهند تا میان مسلمانان اختلاف ایجاد کنند.
ابـنا: پس این که اگر هفت شیعه را بکشی به بهشت می روی افات است و افرادی که مدعی می‎شوند با چنین اقداماتی به سنت (ص) عمل می کنند کذاب هستند؟
ــ بله؛ افات محض است. من حتی معتقدم ی که چنین اعتقادی داشته باشد از دایره خارج می‎شود.
ابـنا: پس جنایاتی که می‏بینیم ـ مانند بمب‏گذاری در هیئات، مثله شیعیان،خوردن جگر مسلمانان و .. ـ را چگونه ارزی می‎کنید؟
ــ اینها گروه های افراطی بوده و به هیچ وجه مسلمان نیستند. اگر هم نام خود را مسلمان می‎گذارند افراد نادان، احساساتی و افراطی هستند که ابزار دشمنان شده اند.
من یک قانون کلی عرض می‌کنم: هر معتقد باشد کشتن شیعه به دلیل گرایش به مذهب تشیع اجر و ثواب دارد? از دایره خارج است.
ابـنا: پس به نظر شما مرتکبان این اعمال، همسو با دشمنان ـ از جمله دشمن قسم خورده یعنی ـ هستند؟
ــ بله کاملا. هر حرکتی که مسلمانی انجام بدهد که نفع اش به و برسد این خدمت مستقیم به آنهاست.
ابـنا: اما سخنان شما مخالف حرفهای علمای اهل سنت وابسته به آل سعود است. اینها که اصطلاحاً وه خوانده می‏شوند غیر از خودشان همه مسلمانان ـ و به طریق اولی، شیعه ها ـ را کافر می دانند. این موضوع را چگونه ارزی می کنید؟
ــ من به بعد این امر کاری ندارم؛ بلکه بعد علمی این موضوع را عرض می‏کنم: هیچ گروهی که خود را وه بداند در دنیا وجود ندارد. یعنی گروه یا فرقه ای که خودش را مسمی به وه ت د و خود را وه بنامد الان وجود ندارد. در پایان قرن اول و اوایل قرن دوم در شاخ آفریقا? شخصی به نام «عبدالوهاب بن عبد الرحمن بن رستم» ظهور کرد که از خوارج بود با همان تفکرات و شه های خوارج. پیروان او خود را موسوم به وه د چون بانی اش شخصی به نام عبدالوهاب بود. وی عیناً عقیده اش این بود که غیر از ما شخص دیگری مسلمان نیست و تمام مساجد فرقه ها را مساجد ضرار تلقی می‏کرد! اما این گروه نرسیده به نیمه قرن دوم منقرض شد و اکنون اثری از آنان نیست.
ابـنا: پس انی که اکنون با عنوان وه می‏نامیم چگونه توجیه می‎شود؟
ــ اینهایی که الان ما آنها را وه می دانیم خودشان خود را وه نمی‎گویند بلکه معتقدند که "سلفی" هستند.
به لحاظ لغت همه ما و شما سلفی هستیم؛ زیرا "سلفیت" به معنای تبعیت از سلف صالح ـ یعنی گذشتگان نیکوکار ـ است. چه شیعه و چه سنی همه ما از گذشتگان صالح خود تبعیت می‏کنیم. پس به لحاظ لغوی همه ما سلفی هستیم؛ اما سلفیت به لحاظ اصطلاحی ریشه در مسائلی علمی و تاریخی دارد که عرض می کنم:
در قرن دوم که تقریباً غنای علمی محقق شد و تفاسیر و کتب حدیث تدوین شدند دشمنان می خواستند که مبانی ی را متز ل کنند. آنها با این هدف فلسفه یونان را وارد علوم ی د و بر اساس مبانی فلسفه یونانی شروع د به اعتراض به قرآن و روایات تا آنها را ضعیف? بی اعتبار و کم ارزش تلقی کنند. مثلا گفتند قرآن شما می‎گوید خدا دست دارد؛ یا قرآن شما می‎گوید: "الرحمن علی العرش استوی" یعنی خداوند متعال دنیا را ساخت و بر تخت نشست؛ یا در روایات شما هست که خدا پا دارد. در حالی که دست و پا و نشستن، همه اینها خواص جسم هستند و آنی که جسم است حادث است، ولی خدا قدیم است. آنها با این ایرادات و با استعانت از مبانی فلسفه یونانی می خواستند منابع ی ـ که قرآن و سنت و حدیث است تضعیف و کم رنگ و بی اعتبار کنند.
علمای در برابر ایرادات به دو دسته تقسیم شدند. یعنی دو موضع اختیار د: یک دسته از این علما در برابر این ایرادات توقف د. یعنی موضعشان این بود که ما می‏پذیریم خدا دست دارد، خدا وجه دارد، خدا پا دارد، خدا روی عرش می نشیند اما کیفیت آنها را نمی‏دانیم. ظاهر این الفاظ در قرآن و روایات هست و نمی شود آنها را انکار کرد. اما اینکه دست خدا چطور است؟ وجه خدا چگونه است؟ خدا چگونه روی عرش نشست؟ و ... ما نه مکلف هستیم که کیفیت آنها بدانیم و نه موظف هستیم که آنها را تاویل و تفسیر کنیم. نام این گروه "سلفی" شد.
مثلاً از « مالک بن انس» پرسیدند: الرحمن علی العرش چگونه است؟ فرمود: "«علی العرش استوی» حق است و سؤال از آن بدعت است". یعنی سؤال از اینکه خدا چه جوری روی عرش نشست سؤال بیهوده ای است. کیفیت آن مجهول است؛ ما نمی‏دانیم چطور نشست؛ اما ایمان آوردن به آن واجب است. ما نه این را می دانیم و نه مکلفیم که بدانیم. همین که به آن ایمان داشته باشیم درست است.
گروه دوم علمایی بودند که آن مطالب غامض قرآن و روایات را تأویل د. مثلاً گفتند منظور از دست خدا، قدرت است؛ منظور از اینکه خداوند روی تخت نشست این است که کنترل و مدیریت جهان را به دست گرفت. یعنی اینطور نیست که خدا مانند یک معماری باشد که نقشه ساختمانی را کشیده ولی حالا نمی‏داند این ساختمان در چه وضع و حالی است. خدا اینطور نیست؛ او کائنات و جهان هستی را ساخته و دارد مدیریت می‎کند و ذره ذره حوادث جهان هستی در علم و قدرت خدا هست.
پس در برابر شبهات ملحدین، سلفی و غیر سلفی از هم جدا شدند. تأویل کنندگان را "غیر سلفی" و آنهایی که تاویل ن د را "سلفی" می‏گویند. عقیده سلف این است که "ما به مطالب غامض قرآن و سنت ایمان داریم و سؤال را بیهوده می دانیم. کیفیت آنها برای ما معلوم نیست بلکه ایمان آوردن به آنها واجب است."
سلفی ها چند گروه هستند که وه ون، یک گروه جاهل، کم سواد و کم بینش از آنها هستند.
ابـنا: چه نسبتی بین آن اختلاف علمی با این جنایات عملی وجود دارد؟
مسلمانان جهان را اگر جمع بندی کنیم آنها را می توان به سه گروه تقسیم کرد:
1. گروه "نصی، ظاهری، احساساتی": اینها افرادی هستند که ظاهر یک عبارت در قرآن یا همان نص قرآن را مبنای کار خود قرار می دهند و احساساتی عمل می‏کنند. یعنی نصوص و عبارات قرآن را در کنار عمل ? ائمه و صحابه قرار نمی‎دهند تا یک وجه مشترکی از آن برداشت کنند. اینها بیشتر افراد جاهل، بیسواد و کم بینش هستند و حتی به منهج و روش خودشان هم پایبند نیستند. افراد این طبقه از نظر علمی خیلی پایین و جاهل هستند. آنهایی که بقیه را تکفیر می‏کنند از همین گروه هستند. بخشی از این گروه سلفی ها هم هستند. سلفیون این گروه? خود را وه نمی دانند بلکه سلفی می‏دانند؛ اما ما آن‎ها را وه می‎نامیم. آنها به یک ظاهر قرآن و حدیث توجه می‎کنند و بقیه را مسلمان نمی‎دانند. روش آنها مثل همان وه هایی است که در قرن دوم بودند.
2. گروه "نصی? عقلی? غیر احساساتی": اکثریت مسلمانان جهان از این دسته هستند. آنها به نص عمل می‎کنند ولی مثل گروه اول فقط به ظاهر یک نص متوسل نمی شوند؛ بلکه عبارت قرآن را با روایات و تفسیر ? ائمه و صحابه تطبیق می‎دهند و یک مطلب درستی را برداشت می‎کنند و در کنارش از عقل هم کمک می‎گیرند. آنها حرکات غیر معقول انجام نمی‎دهند و توجه شان معطوف به تبلیغ معارف دینی و ی است. این گروه توجه و اهمیت زیادی هم به تشکیل حکومت ی نمی‏دهند؛ بلکه به تألیف، تدریس و تبلیغ روی آوردند. می‎گویند این کارها را ما انجام می دهیم مردم سالم می‎شوند و حکومت خود به خود ی می شود. در واقع این گروه تأسیس حکومت را درجه ثانوی می دانند.
3. گروه "نصی? عقلی? غیر احساساتی نوین": اینها به لحاظ اعتقاد دینی مانند گروه دوم هستند اما هدف اصلی شان در درجه اول تأسیس حکومت ی هستند. این گروه حدود 130 سال قبل به وجود آمد. نخستین افراد این دسته «سید جمال الدین افغانی (اسدآبادی)» و «مفتی محمد عبده» شاگرد او بودند. سپس «علامه رشید رضا»? «شیخ حسن البناء» مؤسس اخوان المسلمین? «سید قطب»? «سید ابوالاعلی مولودی» تا «حضرت رحمة الله علیه» از این گروه هستند. اینها سعی د که در درجه اول حکومت ی تأسیس کنند و تاسیس حکومت را جزء اهم مقاصد خود قرار دادند. اینها متفکران نوینی هستند که با زبان صحبت می‏کنند؛ به مقتضیات زمان عمل می‏کنند؛ و می‏خواهند حکومت ی را براساس مقتضیات زمان تأسیس کنند.
حال، با دقت در مبانی و عملکرد گروه اول، نسبت بین جنایاتی که برشمردید با آن اختلاف عملی معلوم می‏شود.
ابـنا: مردم بی‎گناه توسط گروه های تکفیری و سلفی ـ که شما فرمودید بازی خورده اسراییل و هستند ـ کشته می‎شوند و خونشان بی هیچ دلیلی ریخته می‎شود. دیدگاه شما به عنوان یک عالم اهل سنت درباره وقایع چیست؟
ــ علمای اهل سنت دیدگاه های متفاوتی دارند. بعضی معارضین را حمایت می کنند و بعضی حکومت را.
ابـنا: نظر شخص شما درمورد حمله به چیست؟
ــ دیدگاه من این است که انجام دادن هرحرکتی از ناحیه هر ی که به نفع ? و استکبار تمام شود محکوم است. ما حمله به هیچ جا را جایز نمی‎دانیم. بنده حملات انجام شده به ? پا تان و افغانستان را جایز نمی‎دانم. در همه این کشورها انسان‎های بی‏گناه کشته می‏شوند.
عامل چنین اقداماتی القاعده است که بسیاری از آنها انتحاری انجام می‎شود. اینها از نظر و شرع محکوم است. چنین چیزی را اجازه نمی‎دهد. اگر به جهاد دستور می‎دهد? شرایطی دارد. با کفار جهاد می‏کند نه با مسلمانان.
ابـنا: نظرتان درباره جهاد نکاح که در به راه انداخته اند چیست؟
اولاً اصل این لفظ جهاد اشتباه است؛ چون جهاد در برابر کفار جایز است نه در برابر مسلمان.
ثانیاً این باصطلاح جهاد اصلاً شرعی نیست. در جهاد نکاح وجود ندارد. دخترانی که خود را به عنوان جهاد نکاح در اختیار افراد قرار می‎دهند از لحاظ شرعی مرتکب خودکشی می‎شوند.
ابـنا: آیا اینکه حرم فرزندان و صحابه رسول الله(ص) را در ت یب می کنند مورد تأیید است؟
ــ اینهایی که دست به ت یب اماکن مقدسه می‌زنند اگر از آن دسته سلفی‎هایی باشند که عرض ـ یعنی گروه نصی، ظاهری، احساساتی ـ آن‎ها معتقدند ساختن بنا و گنبد و به کار بردن آجر و سیمان روی قبور نادرست است. آنها می‎گویند ما روایت داریم که روی قبر? بنا و گنبد نباید ساخته شود.
ولی در مقابل این گروه? افرادی از مسلمانان هم هستند که معتقد به ساخت مراقد و بنا روی قبور هستند. پس معارضین باید به اعتقادات دیگران احترام بگذارند. معارضین وه اگر اعتقاد به این امر ندارند خب خودشان نسازند، آنها حق ت یب بنا را ندارند. به معتقدات دیگران نباید تعرض کرد. ت یب این مقبره ها جرم است و گناه دارد.
ابـنا: شما فرمودید ما اهل سنت به حسین(ع) اعتقاد داریم. وقتی شخصی به یک نفر اعتقاد دارد طبیعتاً به خانواده و فرزندان او نیز احترام می گذارد. اما می‏بینیم این معارضین، به حرم حضرات زینب? سکینه و رقیه ـ سلام الله علیهن ـ که از گوشت و پوست و خون رسول خدا(ص) و حسین(ع) هستند حمله ور می‎شوند. آیا این جسارت به و توهین به شخص (ص) نیست؟
ــ بله همینطور است. ت یب مراقد نه تنها به این دلیل که محل دفن فرزندان رسول الله است جایز نیست? بلکه ت یب مقدسات و مراقد بزرگان دیگر نیز از لحاظ شرعی جایز نیست. آنهایی که چنین بناهایی را ساخته‎اند? اعتقاد به چنین چیزهایی دارند و باید معتقدات آنها حفظ شود.
قرآن می‎فرماید? «وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ ؛ شما به آنهایی که غیر خدا را می‎پرستند بی حرمتی نکنید چرا که آنها نیز به خدای شما بی‎حرمتی می‎کنند». خلاصه سخن اینکه هیچ ی شرعا حق چنین اقدامی مبنی بر "اهانت و ت یب اماکن مقدسه? مساجد? تکایا? مقبره اشخاص و ..." را ندارد.
ابـنا: ت یب وه ون? تنها در نیست بلکه مدینه منوره نیز از این حوادث در امان نبوده است. ت یب مراقد جگرگوشه‎های (ص) در بقیع چه توجیهی دارد؟
ــ آنها تنها آنجا را ت یب ن د. آنها هرچه گنبد و بارگاه که به دستشان رسید ـ غیر از بارگاه ـ را ت یب د. آن‎ها روایت دارند که "لا بناء علی القبر". معتقدند با ت یب گنبد و بارگاه? اهانت به قبر نمی‎شود!
در زمان عثمانی‎ها هم برای ی بدر و هم در مدینه گنبد و بارگاه هایی درست د. اما وقتی این وه ون روی کار آمدند? ساخت و سازها را ت یب د. پس از ت یب مراقد از سوی وه ون? شمار زیادی از علمای خصوصا عثمانی‎ها که گنبدها را ساخته بودند معترض شدند و سر و صدای بسیاری در جهان به راه افتاد. اما آنان بی‎توجه بودند و چون قدرت در دست‎شان بود? ت یب د.
ما این اقدام را جایز نمی‎دانیم. آثار باید ماندگار باشد و نباید ت یب کرد. آثاری که مشخص می‏کند قبر متعلق به فلان است باید بماند. قبور با آثار و کتیبه‎هایی که به جا می‏ماند شناخته می‎شود. این کارها درست نیست.
ابـنا: معظم انقلاب بارها تأکید د حضرت علی بن ‏طالب(ع) چون مورد قبول هر دو طایفه شیعه و سنی هستند می‎تواند محور وحدت قرار بگیرند. نظر حضرتعالی در این رابطه چیست؟
ــ سخن ی سخن بسیار به جایی است. اگر اینگونه شود بسیاری از اختلافات میان مسلمین از بین می‏رود. ما اهل سنت? هم حضرت علی و هم تمام اهل بیت را جزء مقدسات خود می‎دانیم.
البته ما انتظار داریم همانطور که حضرت علی ـ رضی الله تعالی عنه ـ با خلفای ثلاثه تعامل داشتند? پیروان ایشان که هم ما اهل تسنن هستیم و هم شما برادران اهل تشیع? همان تعامل را با هم داشته باشند. اگر این تعامل صورت گیرد? اختلافات میان شیعه و سنی حتی اگر تماماً از بین نرود ولی تا حد بسیار زیادی کاسته می‌‎شود و فضا برای وحدت? هماهنگی و انسجام آماده می‎شود.
ابـنا: گفتگو با شما به دلیل صراحت، انعطاف پذیری و منطقی بودن بسیار لذت بخش بود.
ــ نظر لطف شما است. من چهار ترم در ادیان قم تدریس ؛ فضای وحدتی به وجود آمد که اصلا باور ی نبود. حتی یکی از دانشجویان گفت: در قم برخی محافل بود که اگر اسم عمر را می بردی شما را می زدند اما شما فضایی ایجاد کردید که اتحاد و انسجام به وجود آمد که فکر نمی‎کنم در هیچ کلاسی در ایران به این شکل بوجود آمده باشد.
ابـنا: از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید متشکریم.


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


     





در صحرای منی وضعیت امروز ما را می-نگریست ...

درخواست حذف اطلاعات


 




http://s4.picofile.com/file/8100227392/hejrate_hosain_az_mak_keh.jpeg

http://s4.picofile.com/file/8100227568/menaa_araf8t_1.jpeg




 



  در صحرای منی وضعیت امروز ما 


 


  را می-نگریست ... 



 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید



  بسم الله الرحمن الرحیم


 من آزادمرد کربلا و مکتب عاشورا را دیدم که در صحرای منی ، گویی از ورای قرن ها تاریخ، وضعیت امروز ما را می نگرد و خطاب به عالمان دین و متولیان آیین فریاد برمی آورد که :
«...باری این چه وضعیت و چه مصیبتی است که اصحاب درفش و دینار، این زورگویان خودسر بدمنش و چیره دستان بدکنش - به رغم این که مبدا و معادی نمی شناسند و باور ندارند - فرمانروایی یافته و نهاد شریعت را به ازدواج نهاد قدرت درآورده و رسانه های تبلیغی را در اختیار گرفته و به استخدام خویش درآورده و در هر شهر و کوی و برزنی ،سخنوری بر منبر دارند و همه زمان و زمین را به درآورده و پوشش داده اند و مردمان را - بی هیچ گونه امکان دفاعی - به اسارت گرفته و به بردگی و بندگی کشیده اند ! ارزش ها را دچار ریزش و نیروها را دچار میرش کرده اند؟! »
« خدایا ! تو گواهی و می دانی که دغدغه من نه رقابت در قدرت و نه سبقت در ب ثروت و شهرت است؛ بلکه بر آنم تا بر بام جامعه پرچم های دین به اهتزاز درآید و در جام جامعه نشانه های اصلاح آشکار شود، مگر تا بندگان خدا آسوده گردند و تعهدات الهی سامان پذیرفته و انجام گیرد و بر زمین نماند.»
« هان ! ای گروه عالمان ! به یاری ما برخیزید و به ما حق دهید؛ چه ، آن که ستمکاران با همه توش و توان بر شما چیره گشته و سخت در خاموشی نور می کوشند.»

(تحف العقول،240/1384)
 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


     





اگر عهد-شکنی بین مردم «زشت وُ قبیح» باشد ...

درخواست حذف اطلاعات


http://s5.picofile.com/file/8108392834/qes8s_gozasht_1.jpeg


  اگر عهد-شکنی بین مردم «زشت وُ قبیح» باشد ...


 


 



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید




  بسم الله الرحمن الرحیم


 سه برادر نزد علی علیه السلام آمدند و گفتند:
 _ می خواهیم این مرد را که پدرمان را کشته، قصاص کنید.
علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟
_ من چوپان شتر و بز و ... هستم. یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر این ها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مُرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه-ای زدم وَ او مرد.
علی علیه السلام فرمودند: ترا حَـــد میزنم. 
_ سه روز به من مهلت دهید. پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته ؛اگر مرا بکشید، آن گنج از بین میرود ، وَ برادرم هم بعد از من تباه می شود.
المومنین (ع) فرمودند: چه ی ضمانت تو را می کند؟
مرد به مردم نگاهی کرد وَ گفت این مرد...
المومنین (ع) فرمودند: ای اباذر، او میخواهد که تو ضامن-اش شوی. ضمانت این مرد را می کنی؟
 بـلـــه. یا المومنین ! ...
فرمودند : تو او را نمی شناسی و اگر فرار کند، ترا حَـــد میزنم! ...
_ من ضمانتش می کنم یا المومنین.
آن مرد رفت . سه روز گذشت وَ همه مردم نگران اباذر بودند که بر او حد اجرا نشود...
 کمی قبل از غروب روز سوم ، آن مرد آمد.  در حالی که خیلی خسته بود، بین دستان المومنین قرار گرفت و عرض کرد:
_ گنج را به برادرم دادم و اکنون زیر دستانتان هستم تا مرا حَـــد بزنید. علی (ع) فرمودند: چه چیزی باعث شد برگردی، درحالی که می توانستی فرار کنی؟
_ ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از بین مردم رفته ...
المونین از اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟
_ ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفته ...
اولاد مقتول بسیار تحت تأثیر قرار گرفتند وَ خدمت عرض د :


 _ ما از قصاص او گذشتیم...
المومنین علیه السلام فرمود: چرا؟
_ می ترسیم که بگویند "بخشش و گذشت" از بین مردم رفته ...

وَ اما من این پیام را برای شما فرستادم تا نگویند "دعوت به خیر" از میان مردم رفته ...


 بازنویسی : عـبـــد عـا صـی  


 منبع : مرجع فوق الذکر


     




 



ارزشهای ماندگار ...

درخواست حذف اطلاعات


 


 



   ارزشهای ماندگار ... 







  بسم الله الرحمن الرحیم 


 





 





 



  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 


 









ذهـن مسموم وَ معجون عشق ...

درخواست حذف اطلاعات
 
 





 





  بسم الله الرحمن الرحیم  


 








 ذهـن مسموموَ معجون عشق ... 






  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید





دختری بعد از ازدواج نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جر و بحث می کرد. عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد،همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا ی به او شک نبرد.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر می ریخت و با مهربانی به او می داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس،اخلاق مادرشوهر هم بهتروبهتر شد تا آن جا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت : دیگر از مادرشوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت : دخترم، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادرشوهرت از بین رفته است.


 





 


  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 


 


 








اگر کرباسچی شهردار بود...

درخواست حذف اطلاعات







 


  بسم الله الرحمن الرحیم  










 اگر کرباسچی شهردار بود...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


 


http://s7.picofile.com/file/8265781218/q8l3b8f_extel8se_v8goz8rye_aml8k_baa_bah8ye_moft_1.jpg


 


http://s6.picofile.com/file/8265782168/q8l3b8f_extel8se_v8goz8rye_aml8k_baa_bah8ye_moft_2.jpg


 



ج های واگذاریها :   ایـنـجـــا 



 


 




 
(((   آفـتـــاب نـیـــوز : سایت معماری‌نیوز که پیشتر گزارش‌هایی درباره رانت‌خواری در شهرداری و شورای شهر تهران منتشر کرده بود، در خبر دیگری با بیان اینکه "بدون هیچگونه جهت‌گیری و جناحی، لیست تمامی افراد، تعاونی‌ها، ارگانها، سازمانها و معاونت‌هایی که به هر شکلی در لیست واگذاریهای شهرداری تهران حضور دارند را منتشر می‌کند"، با استناد به نامه سازمان بازرسی، لیستی از افراد و سازمان‌هایی را منتشر کرده است که گفته می‌شود از این رانت برخوردار شده‌اند. )))


 


 آفتاب یزد، سید‌علیرضا‌کریمی : واگذاری های آقای شهردار این روزها نقل محافل است. نگاهی به ارقام تخفیف های قالیباف به برخی اعضای شورای شهر و بعضی اطرافیان خود-هرچند به قول خودشان قانونی می باشد- تعجب آور است اما عجیب تر از آن سکوت رسانه هایی است که تا همین چند روز پیش در خصوص چند فیش حقوقی جیغ بنفش می کشیدند.آری؛ از صدا وسیما بگیرید تا سایت های کم مخاطب مدعی اصولگرایی لام تا کام در مورد اعطای این املاک گرانبها از سوی شهرداری به افراد خاص سخن نمی‌گویند و سکوتی قبرستانی شامل حال شان شده است.
به نظر نگارنده افشاء شدن این قبیل موضوعات اگرچه تلخ است اما از الطاف خفیه الهی بوده است.چرا که برملا کننده انی بود که به بهانه حقوق نامتعارف برخی مدیران میانی ت ،به ناحق جامه وطن پرستی و فساد ستیزی بر تن نموده بودند و اشک تمساح می ریختند تا بتوانند ت را زمینگیر نمایند. پیش از این حداقل چندین بار فقط در همین ستون گفته و نوشته شد که نباید به شعارها و افاضات این جماعت در مورد فیش های حقوقی آنچنان اعتماد کرد
چرا که تجربه نشان می‌دهد این افراد شاگرد اول های کلاس ماکیاول هستند و در هر شرایطی برای ایشان هدف، وسیله را توجیه می کند.نشان به آن نشان که در ت انواع و اقسام فساد های ریز و درشت رخ داد ،خاوری فرار کرد، مه آفرید شد،بابک زنجانی محاکمه گشت، رحیمی به زندان رفت و ... اما از این آقایان پرمدعا ص برنخاست.
 اکنون اگر مغلطه ها را به کناری نهیم و گرفتار آن نشویم همه چیز آشکار است. واگذاری هایی که مصداق بارز سوء استفاده از اختیارات قانونی است و جریانی که حاضر نیست در برابر این بی عد ی آشکار واکنشی نشان دهد. پس بجا است با رجوع به گذشته نه چندان دور در مورد ج و و های رسانه های دلواپس در مورد فیش حقوقی تشکیک نماییم. در حقیقت آن ها بازهم در یک آزمون رفوزه شدند. اگر صداقت و دغدغه مندی‌ای بود بایستی امروز به میان میدان می آمدند و از شهرداری حق وحقیقت را مطالبه می نمودند. درست مثل ماجرای فیش های حقوقی که سر و صدای شان گوش فلک را کر کرده بود و تمام ابزارهای ممکن و غیرممکن را به کار گرفته بودند.
قطعا اگر امروز کرباسچی یا هر چهره اصلاح طلب دیگری شهردار بود ماجرا تا حدود بسیاری متفاوت بود. یعنی مجریان و اخبارگوهای تلویزیون با شوق و ذوق زایدالوصفی از بذل و بخشش های شهرداری سخن می گفتند و رسانه‌های مدعی اصولگرایی تا مرحله نثار ‌های رکیک به شهردار پیش می رفتند.
بنده امیدوارم مردم این تناقض های مشمئز کننده جماعت فوق را در حافظه تاریخی خود ثبت نمایند و فراموش نکنند فساد ستیزی و برخورد با مفسد برای عده ای فقط ابزار است و نه بیشتر.


 


 برخی نشانی-های مرتبط :


واگذاری های مسکن به مدیران شهری چه بود؟!/مشروع ...


لیست کامل اسامی افراد، تعاونی ها و سازمانها در واگذاری های ...


تخلف نجومی در واگذاری های املاک شهرداری تهران؟! ...


تندگویان: آقای شهردار 50 درصد تخفیف نیست، تخلف است! | ...


در شورای شهر تهران چه خبر است؟/ آقای شهردار آبروی خود را برای ...


 




 



 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی