رسانه
رسانه

در دوران بـــرزخی ...



ترک خویشتن

درخواست حذف اطلاعات


ترک خویشتن


ترک خویشتن

غلامحسین معتمدی: عنوان ترک خویشتن عجیب و غیرعادی به نظر می‌رسد. مگر ی می‌تواند خودش را ترک کند؟ پاسخ نه تنها آری است، بلکه شمار افرادی که درگیر این وضعیت هستند بیشتر از حد تصور است.




آنتونی: بگذارید آن موجودی که خود را ترک کرده تنها بماند.  ویلیام ش پیر، آنتونی و کلئوپاترا



در حقیقت ترک خویشتن در بسیاری از مشکلات و ‌های شناخته شده مانند افسردگی، اضطراب، خشم، رنجش، اعتیاد و... نقش بازی می‌کند و از همه مهم‌تر  در ایجاد و گسترش ترس از تنها بودن یا تنها ماندن و به عبارت بهتر ترس از تنهایی سهیم است.



برای درک بهتر موضوع با مثالی مفهوم ترک‌شدگی را نشان می‌دهیم. کودک یا سالمندی را مجسم کنید که نیازمند مراقبت و توجه دیگران است و نیازهای متنّوع او توسط فرد دیگر ی مانند مادر یا پرستار تامین می شود. وقتی آن فرد کودک یا سالمند را ترک کند نه تنها احساس تنهایی و درماندگی در ترک شده به وجود می آید، بلکه دنیای او نیز درهم می ریزد و حس منفی طردشدگی بر او غلبه می‌یابد. سال‌هاست که با اصطلاح کودک درون آشنا هستیم. کودک درون به بخش نهفته‌ای از وجود ما اشاره دارد که مانند یک کودک نیازمند توجه، مراقبت و محبت است.



بخشی از ما که از یک سو با ابعاد عاطفی  وجود ما سروکار دارد و در تنوع احساسات و بی ثباتی هیجانی و گاه رفتارهای بچگانه  تظاهر می یابد و از سوی دیگر بازیگوشی، سرخوشی های ک نه، کنجکاوی و خلاقیت درونی ما وابسته به آن است. سؤال این است که چه ی مسئولیت توجه، مراقبت و نگهداری کودک درون ما را به عهده دارد؟ روشن است که این مسئولیت بر دوش خود فرد بالغ است که به نیازهای کودک درون خود توجه و آن ها را تامین کند. متاسفانه برخی از افراد این حقیقت رادر نمی یابند و درست مانند یک کودک واقعی تمام این مسئولیت را متوجه فرد یا افراد دیگر می دانند که در جامه ی روابط با دیگران ظاهر می شود و به محض آن که رابطه ای دستخوش تغییر یا زوال گردد احساس ترک شدگی، تنهایی و درماندگی می کنند. پس اگر شما به عنوان یک فرد بالغ به طور غیرعادی دچار ترس از تنهایی و تنها ماندن شدید علت اصلی آن را باید در مفهوم ترک و به عبارت بهتر فرار از خویشتن جستجو کنید. به قول مولوی:
می‌گریزم تا رگم جنبان بود
کی گریز از خویشتن آسان بود



همه افراد نیازمند توجه، تایید و محبت هستند. شدت و گستره ی این نیاز در ک ن بیشتر است. کودک درون هم از این قاعده مستثنی نیست. البته بعضی ها معتاد به توجه، تایید و محبت دیگرانند تا جایی که در نبود آن ها دچار تشویش و احساس تنهایی و طرد شدگی می شوند. در روبط عادی مثل رابطه ی زن و شوهر و یا والد و فرزند این نیازها به طور طبیعی و در حد معمول تامین می شود. امّآ هرچقدر شما دیگران را مسئول برطرف این نیازها بدانید وابستگی شما به آن ها بیشتر می شود و در صورت ترک شدن توسط آن ها دستخوش نابسامانی های احساسی مانند افسردگی و درماندگی می شوید و یا برای پر خلاء درونی خود و اجتناب از احساس طردشدگی به انواع اعتیادها پناه می برید. در حقیقت خود شما مسئول اصلی مراقبت از کودک درون خود هستید و موظفید توجه، تایید و محبت مورد نیاز او را فراهم کنید. هرچقدر بیشتر دیگران را مسئول تامین این نیازها بدانید بیشتر احساس ترک شدگی و تنهایی خواهید کرد. اگر شما مسئولیت کامل خود را به عهده بگیرید، برای خودتان ارزش قائل شوید، به ندای درونتان گوش دهید، از لحاظ جسمانی و معنوی از خودتان مراقبت کنید، ارتباط ژرفی با خویشتن واقعی خود داشته باشید، ممکن نیست از تنهایی بترسید یا به نحوی مبالغه آمیز احساس ترک شدگی ید.  



امّا در درون فرد چه می گذرد که او را به سمت ترک خویشتن سوق می دهد؟ در حقیقت ترک خویشتن در درجه ی  اول به خاطر گریز و اجتناب از رویارویی با احساسات درونی ناخوشایند و تهدیدکننده صورت می گیرد. این هیجانات منفی بر اثر تجربیات ناگوار قبلی و فعلی و باورهای غلط و غیر منطقی در درون افراد تلمبار و در عین حال نادیده گرفته می شود. برای این که رابطه ی ظریف میان باورها و برداشت ها و احساسات ناخوشایند را نشان دهیم به داوری ها و قضاوت های منفی و مبالغه شده ای که افراد در مورد خود به کار می برند اشاره می کنیم.



همه ما با نمونه هایی ازین موارد آشنا هستیم  و افرادی را می شناسیم که دائم در مورد خود اظهارات منفی بر زبان می آورند مانند : من زشتم  یا جذاب نیستم، احمقم، ارزش ندارم، ی مرا دوست ندارد، به اندازه ی کافی خوب نیستم، ش ت خورده ام، مقصرم  و ... این حس ها و قضاوت ها از سیارات دیگر که نمی آید، بلکه از سپهر احساسی و فکری درون ما صادر می شود و در حقیقت بیان حال کودک درون ماست. مجسم کنید پدر یا مادر یک کودک به طور مداوم او را با این گونه داوری های نابودکننده بمباران کنند. لازم نیست که روانشناس باشید تا نتیجه ی ویرانگر این برخوردها و ت یبی که در روح و روان کودک ایجاد می کند را ارزی کنید. امّا این جا مسئول دیگری نیست، بلکه خود فرد است که کودک درون و در واقع خودش را شکنجه می کند.



مشخص است که این فرد یاد نگرفته که در درجه ی اول خود او مسئول بذل توجه، تایید و محبت به خویشتن است. در این شرایط به دیگری رو می آورد. او مانند کودکی متوقع از آن فرد  توجه و تایید  مطالبه میکند  و به او آویزان می شود و سعی در کنترل او دارد تا جایی که که سرانجام  طرف یا ازو فراری می شود یا اورا در  تله ی رابطه ای سرشار از انواع سوء استفاده های کلامی، عاطفی، جسمی و محبوس می کند. در هر دو ح احساس ژرف تنهایی درونی او تسکین نمی یابد. تازه مرحله ی دیگری از خود ویرانگری آغاز می شود و فرد  برای گریز از احساسات ناخوشایند خود را از لحاظ احساسی کرخت و بی حس می کند  و به سوی انواع اعتیاد ها مانند الکل، ، ، س وسواسگونه، پرخوری، های و، تماشای بیمارگونه ی تلویزیون و  ، گشت بی پایان در اینترنت و شبکه های اجتماعی و حتی کار بیش از حد سوق داده می شود یا در دام اقسام های روحی مانند افسردگی، اختلالات اضطر ، اختلالات رفتاری، تشویش ذهنی و... و. می افتد. از لحاظ رفتاری  فرد که از وضعیت خود ناراضی و خشمگین است یا این خشم و نفرت را در رابطه با دیگران نشان می دهد و آن ها را وادار می کند که مثلا کاری انجام دهند که حال بهتری پیدا کند و گاه هم تنفر از خودش افزایش می یابد یا سعی می کند بچه ی خوبی باشد و به هرکاری که موجب رضایت آن دیگری است تن دهد و خود شیرینی و چاپلوسی کند. او نقش خود در ایجاد وضعیت نابسامان فعلی را انکار می کند و تقصیر همه چیز را به گردن دیگران، سرنوشت، خدا و غیره می اندازد. تکرارمی کنم، هرچقدر بیشتر دیگران را مسئول رسیدگی به خود و کودک درونتان بدانید بیشتر احساس ترک و طرد شدگی می کنید زیرا تنها ی که می تواند واقعاً شما را ترک کند خودتان هستید. گفتیم آن چه در پشت ترک خویشتن پنهان شده  فرار از احساسات درونی و نادیده گرفتن آن هاست. در حقیقت در ژرفای  ترک خویشتن با نوعی خود گریزی هیجانی روبرو هستیم. هیجان در روانشناسی در مورد طیف گسترده ی احساساتی که فرد تجربه می کند به کار می رود. برای رویارویی با ترک خویشتن ما به تقویت و تعمیق پیوند درونی با خویش (inner binding) احتیاج داریم. پیوند درونی ملازم نوعی خودی و گفت و گوی درونی است.



خود ی به معنی کشف خویشتن (self- discovery) است. اگر ما چیزی در مورد دنیای درونی خود نمی دانیم به خاطر آن است که هرگز کوشش درخوری برای کشف آن نکرده ایم. با وجود عطش ظاهری زیادی که اکثر افراد برای شناختن خود نشان می دهند و  متوسل به  فال، رمّال، طالع بینی و تست های بی اعتبار خودشناسی می شوند، معلوم نیست چرا از راه های درست دست به این کار نمی زنند. شاید در ناخودآگاه خود ازین امر تن می زنند. گویی حق با هرمان هسه است که در دمیان می نویسد : "در عالم هیچ چیزی برای انسان ناخوشایندتر از پیمودن راهی که به خودش بیانجامد نیست. " به هر حال احساسات ما بخش مهمی ازین دنیای درونی را تشکیل می دهد. صرف نظر از بعضی بیماری های مهم روانی که در آن ها تعادل هیجانی بیمار به هم می خورد و نیازمند درمان های دارویی و غیر دارویی روانپزشکی است، در موارد دیگر یا به کمک مشاور و یا با استفاده از روش هاش خودیاری می توان دربهسازی سپهر احساسی کوشید. مدیریت استرس و مدیریت احساسات از جمله ی این روش ها محسوب  می شود. هدف اصلی  استفاده از این روش ها در رابطه با بحث ما ب توانایی برای مقابله با خودگریزی هیجانی است. گریز از احساسات ژرف وجود ما به معنی اجتناب از یک گفت و گوی درونی با



خودمان است و این یعنی یک عدم صداقت عمیق درونی. بی صداقتی منجر به دوری وانزوا و تنهایی می شود. ما حتی حاضر نیستیم صدای خودمان را هم بشنویم. ما تنها  هستیم و چون در خود حضور نداریم، گمشده‌ایم. ما خودمان را ترک کرده ایم. برای ما هیچ نمی تواند جای خود ما را پر کند. تنها راه حل آن است که به سوی خودمان باز گردیم. با خودمان گفت و گو کنیم و مسئولیت افکار، احساسات واعمال خود را به عهده بگیریم. این امر از طریق پیوند درونی (inner binding ) امکان پذیر است.



گام اوّل در راه برقراری پیوند درونی  درک و شناسایی احساسات درونی و مدیریت صحیح آن هاست. احساسات منفی یا از تقابل با تجربه های بیرونی (دیگران و رویدادها) حاصل می شود یا از برداشت هاو تصویر غیرواقعی در مورد خود به وجود می آید. پس گام دوم شناسایی باورها و نگرش های غیرمنطقی و تغییر آن هاست. گام سوم توجه به اعمال و رفتارهای ناسالم، غیر انطباقی و و یرانگرانه است. آن گاه در مورد تمام این موارد باید به گفتگو با خود پرداخت و سپس اقدامات لازم را انجام داد. تغییر دادن رویداها در صورت امکان  و در غیر این صورت اجتناب از آن ها،   تغییر منطق به صورت اصلاح باورهای غیرمنطقی، مهار مقایسه ها، نگرانی ها و انتظارات از جمله ی این اقدام هاست. باید بدانیم آن چه موجب رنج ما می شود ناشی از احساسات، باورها و رفتارهای خود ماست  و و مسئولیت تغییر آن ها نیز بر عهده ی ماست. وقتی تغییرات لازم صورت گرفت و ما به  درجه ای از وقوف (mindfulness) بر احوال درون خود رسیدیم آن گاه  شاهد رفتارهای سازنده، سالم  و سازگارانه ی خود خواهیم بود. پیوند درونی را تجربه می کنیم، از تنهایی نمی ترسیم و دیگر خود را ترک نخواهیم کرد، زیرا حالا در خود حضور داریم  و به عبارت بهتر در کنار خود هستیم. ناگفته نماند که هدف اصلی این یادداشت طرح مفهوم ترک خویشتن است. مقابله با این وضعیت نیازمند استفاده از رویکردهای مختلف روان شناسی و انواع گوناگون روش های عملی است که به علت تنوع فراوان شاید حتی در قالب یک کتاب هم نمی گنجد. در این نوشتار به اشاراتی مختصر بسنده شد و لازم است که خواننده برای ب اطلاعات لازم به منابع مربوط مراجعه کند.






پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

درخواست حذف اطلاعات









 


  بسم الله الرحمن الرحیم  












 پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  





http://s8.picofile.com/file/8295574618/b8d ak_terek_k8ndan_2.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8295574900/b8d ak_terek_k8ndan_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8295575242/b8d ak_terek_k8ndan_5.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8295575450/b8d ak_terek_k8ndan_4.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8295575626/b8d ak_terek_k8ndan_3.jpg


 



      یک روز به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید. هر بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم. سپس رو به دانشجویان کرد و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری ب ا و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچ بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هر بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده. قرار نیست خوشبختی خود را با ت یب دیگران تضمین کنیم. می توانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟




 


 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی









 













حماقت هارون ...

درخواست حذف اطلاعات

 


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 


  حماقت هارون ... 




 


http://s9.picofile.com/file/8301939442/h8runo_r_rash3d_1.jpg


http://s9.picofile.com/file/8301939776/bohlul_1.gif


http://s8.picofile.com/file/8301940042/zobeydeh_zane_h8runo_r_rash3d_1.jpg


 آورده اند که خلیفه هارون الرشید در یکی از اعیاد رسمی با زبیده زن خود نشسته و مشغول بازی شطرنج بودند . بهلول بر آنها وارد شد، او هم نشست و به تماشای آنها مشغول شد. در آن حال صیادی زمین ادب را بوسه داد، او ماهی بسیار فربه قشنگی را جهت خلیفه آورده بود.
هارون در آن روز سر خوش بود امر نمود تا چهار هزار درهم به صیاد انعام بدهند . زبیده به عمل هارون اعتراض نمود و گفت : این مبلغ برای صیاد زیاد است به جهت اینکه تو باید هر روز به افراد لشگری و کشوری انعام بدهی و چنانکه تو به آنها از این مبلغ کمتر بدهی خواهند گفت که ما به قدر صیادی هم نبودیم و اگر زیاد بدهی خزینه تو به اندک مدتی تهی خواهد شد.
هارون سخن زبیده را پسندیده و گفت الحال چه کنم؟ گفت صیاد را صدا کن و از او سوال نما این ماهی نر است یا ماده؟ اگر گفت نر است بگو پسند مانیست و اگر گفت ماده است باز هم بگو پسند ما نیست و او مجبور می شود ماهی را پس ببرد و انعام را بگذارد .
بهلول به هارون گفت : فریب زن نخور مزاحم صیاد نشو ولی هارون قبول ننمود . صیاد را صدا زد و به او گفت : ماهی نر است یا ماده؟
صیاد باز زمین ادب بوسید و عرض نمود این ماهی نه نر است نه ماده بلکه خنثی است .
هارون از این جواب صیاد خوشش آمد و امر نمود تا چهار هزار درهم دیگر هم انعام به او بدهند . صیاد پولها را گرفته ، در بندی ریخت و موقعی که از پله های قصر پایین می رفت یک درهم از پولها به زمین افتاد . صیاد خم شد و پول را برداشت . زبیده به هارون گفت : این مرد چه اندازه پست همت است که از یک درهم هم نمی گذرد . هارون هم از ی صیاد بدش آمد و او را صدازد و باز بهلول گفت مزاحم او نشوید . هارون قبول ننمود و صیاد را صدا زد و گفت : چقدر ی که حاضر نیستی حتی یک درهم از این پولها قسمت غلامان من شود .
صیاد باز زمین ادب بوسه زد و عرض کرد : من نیستم . بلکه نمک شناسم و از این جهت پول را برداشتم که دیدم یک طرف این پول آیات قرآن و سمت دیگر آن اسم خلیفه است و چنانچه روی زمین بماند شاید پا به آن نهند و از ادب دور است .
خلیفه باز از سخن صیاد خوشش آمد و امر نمود چهار هزار درهم دیگر هم به صیاد انعام دادند و هارون گفت : من از تو دیوانه ترم به جهت اینکه سه دفعه مرا مانع شدی من حرف تو را قبول ننمودم و حرف آن زن را به کار بستم و این همه متضرر شدم.


  





 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 






ما کوتاه-ترین دیواریم ...

درخواست حذف اطلاعات


 


 


  ما کوتاه-ترین دیواریم ...  


 


  


جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید


 (((شاید شنیده باشید که یکی به دیگری میگه : « از دیوار ما کوتاه-تر پیدا نکردی »؟! چند دهه-ست که متاسفانه این دیوار کوتاه، ی جز مردم کوچه وُ بازار ، نبوده-اند ... انیکه روز بروز قدرت یدشان کمتر وُ کمتر میشود ... یادم نمیره وقتیکه مجلس داشت قانون هدفمندی سوخت وَ انرژی رو تصویب میکرد، اکثریت نمایندگان وَ رئیس جمهور وقت، با افزایش قیمتها وَ دادن یارانه چه در باغ سبز وَ مدینه-ِی فاضله-ای رو برای مردم نماییش میدادند. مردم ناآگاه هم به گرفتن ماهی 45 هزار تومن، انقدر ذوق-زده شده بودند که به هشدارهای اقتصاد دانهای خبره وَ دلسوز پشت کرده وَ اعتنایی نمی د. یادش بخیر سبحانی اقتصاد دان وَ دلسوز مجلس میگفت: "میخواهید قیمت سوخت وَ انرژی  رو به سطح «فوب خلیج فارس وَ کشورهای پیشرفته برسونید، مگه ما به متخصصین وُ کارکنان مملکت همان دستمزد این کشورها رو میدیم؟! نفت وُ نیروی کار از خودمونه ، اونها ساعتی چند دلار حقوق میگیرند، چه ربطی به ما داره؟»" اون زمان حداقل دستمزد کارکنان اون کشورها، حداقل ساعتی هشت دلار بود! الان که حتما کمتر از 12 دلار نیست ... بزرگترین بهانه-ی نمایندگان وَ مسئولین هم این بود : « تا وقتیکه قیمت سوخت وُ انرژی انقدر ارزونه، میلیون، میلیون لیتر سوخت مملکت رو به کشورهای همجوار قاچاق میکنند، مصرف سوخت داخلی هم که صرفه جویی نمیشود وَ این اقدامات بهترین پیشگیری از ثروت ملی-ست » ... جان کلام کار خودشان را د وَ بهای سوخت وَ انرژی رو به چند برابر رساندند، ولی نه توانستند جلوی قاچاق سوخت رو بگیرند وَ نه توانستند کمک چندانی به صرفه جویی انرژی ند! دستاورد این مصوبات وَ اقدامات روز بروز فقط قدرت ید مردم را کمتر وَ کمتر کرد تا رسیدیم به اوضاع امروز که مجددا میخواهند سوخت را سهمیه-بندی کرده وَ بعد هم احتمالا قیمت سوخت را گرانتر کنند ... قاچاق سوخت وَ اصراف در مصرف آن، ناشی از سوء مدیریتهاست، مردم چه گناهی کرده-اند که هنوز هم باید تاوان اشتباهات وَ بی-کفایتی برخی مسئولین را بدهند؟؟؟ ... _ عبد عا صی)))


 


   به گزارش «تابناک»؛ از یک سو ت همچنان در حال اجرای سیاست بزرگنمایی افزایش قاچاق سوخت است و از سوی دیگر، برخی مسئولان بحث سهمیه بندی و پیشنهاد افزایش نرخ ها را پیش می کشند.
از طرف دیگر، برخی دیگر از مسئولان تی مدام در حال تکذیب ادعاهای مطرح برای افزایش نرخ بنزین هستند؛ اما اخبار شنیده شده از درون مجلس و به ویژه کمیسیون انرژی مجلس حکایت از این دارد که ت عزم خود را برای افزایش بهای حامل های انرژی جزم کرده است و دیری نخواهد گذشت، این سناریو به اجرا درخواهد آمد.
بهانه ت برای افزایش قیمت بنزین این است که با افزایش نرخ دلار در ایران، قاچاق سوخت افزاییش پیدا کرده و برای مهار این قاچاق، باید قیمت ها افزایش پیدا کند؛ اما پرسش مطرح در این میان، این است که چرا نرخ دلار افزایش پیدا کرده و مسئولان به جای پیدا را ار برای بالا بردن ارزش پول ملی، ترجیح می دهند، فشار بر روی مردم را بیشتر کنند؟!
هدایت الله خادمی در گفت وگو با تابناک در خصوص این موضوع اظهار داشت: به نظر می رسد، سهمیه بندی بنزین اجتناب ناپذیر است و به احتمال زیاد، ت در چند روز آینده این کار را عملیاتی کند و پس از سهمیه بندی نیز به انی که خارج از سهمیه خود بخواهند بنزین استفاده کنند، نرخ دوم داده خواهد شد و به این ترتیب بنزین را در کشور گران خواهند کرد.
این مجلس گفت: در سال های گذشته، آنقدر بد عمل کرده ایم که وضعیت کشور به این روز افتاده است. ایران نباید بنزین وارد کند، بلکه ما باید صادرکننده بنزین باشیم.
این عضو کمیسیون انرژی در مجلس گفت: اساسا اینکه گفته می شود، قیمت بنزین در ایران ارزان است حرف درستی نیست. ارزش پول ملی ما کم شده و چون این روال همواره در حال تکرار است، همیشه می گوییم که بنزین ارزان است. اگر بنزین هر لیتر 10 هزار تومان هم بشود، چهار ماه دیگر که دلار گرانتر شد، می گوییم بنزین در ایران ارزان است.
این مجلس افزود: در کشورهای دیگر، نرخ برابر پول ملی آنها با دلار ثابت است و هیچ اتفاقی برای قیمت بنزینشان نمی افتد؛ اما چون ارزش پول ملی ما کاهش پیدا کرده، می گوییم بنزین ارزان است. از نظر من، بنزین در ایران ارزان نیست، در کشور امارات نرخ نوسان درهم و دلار برابر است؛ بنابراین نرخ بنزین همیشه دو دلار می ماند.
وی همچنین ادامه داد: اگر تمردان ما راست می گویند که قیمت بنزین صرف ندارد و نسبت به کشورهای همسایه ارزان تر است، ارزش پولی ملی را بالا ببرند تا بنزین را گران کنند. ما کشور را بدبخت کرده ایم، حال آنکه باید پالایشگاه می ساختیم و بنزین تولید و به جای نفت خام بنزین صادر می کردیم.
اگر امروز به جای نفت خام بنزین صادر می کردیم، تحریم نمی شدیم. انی که در این سال ها بوده اند، برای خارجی ها خدمت نموده و کاری کرده اند که ما کشوری تک محصولی باشیم و همین باعث شده انی که ما را تحریم می کنند، دیده نشوند و تنها با جلوگیری از خام فروشی نفت، مانع از کار ما شوند.
وی همچنین یادآور شد: وقتی ما اینقدر بد عمل کردیم، معلوم است به این گرفتاری ها دچار شویم. الان هم برای اینکه آقایان عملکرد خودشان را ماستمالی کنند و نخواهند بنزین بیشتری وارد کنند، می خواهند مصرف داخلی را کم کنند. آسان ترین راه هم برای آنها این است که بنزین را سهمیه بندی کنند. ت های ما یاد گرفته اند، هر جا به مشکلی می خورند، فشار را بر مردم زیاد کنند. اینها به جای اینکه چاره سازی کنند تا ارزش پولی که کمتر از یک سال به این روز افتاده، افزایش دهند، همین را نهادینه می کنند و برای جبران خسارات خودشان قیمت ها را بالا می برند.


 


  بازنویسی : عبد عا صی


 





ارتباطات: نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است

درخواست حذف اطلاعات






ارتباطات:


نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است  ، این فضا را کنیم ...  



آذری جهرمی گفت: اکنون همه گروه‌ها و جریان‌ها از اپوزیسیون‌های داخلی که به‌دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون‌های خارجی که نماد آنها رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، ، و... است و به‌دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه‌ای نوین ما نیز فعال باشیم.



امروز جریان سازی از توئیتر شکل می گیرد/ نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است، این فضا را کنیم/ رسانه سنتی ما بدرستی عمل نمی‌کند  

به گزارش جماران؛ ایران نوشت: شبکه اجتماعی توئیتر کماکان است اما کاربران زیادی از جمله مسئولان رده بالای حکومت تا کاربران عادی در این شبکه اجتماعی فعال هستند. آگاهان از فضای رسانه‌ای نوین، فعالیت در توئیتر و دیگر رسانه‌های نوین را یک فرصت برای کشور در برابر تهدیدات می‌دانند. محمدجواد ظریف امورخارجه ضمن اینکه خود در این فضا فعال است اخیراً برای سفرا نیز دستورالعمل صادر کرده تا برای تنویر افکارعمومی از این شبکه اجتماعی استفاده کنند و پادزهری باشند برای حرکت‌هایی که علیه ایران از سوی دشمنان انجام می‌شود. محمدجواد آذری جهرمی ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز بر استفاده از فضای نوین رسانه‌ای تأکید دارد و فعالیت در این فضا را برای مسئولان و رسانه‌ها نه تنها یک فرصت می‌داند، بلکه معتقد است نباید به بهانه اینکه در این فضا ضد انقلاب است آن را کنیم. ارتباطات در دیدار و نشست صمیمانه با مسئولان رو مه «ایران» درباره فضای رسانه‌ای نوین و فعالیت در این فضا سخن گفته است که می‌خوانید.



آغاز خط دهی از توئیتر



محمدجواد آذری جهرمی، ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه فضای نوین رسانه‌ای در جهان بسیار چابک است، گفت: رسانه‌ها در دنیا و در فضای نوین دچار تحول بزرگی شده است و خبرها و خط دهی از فضای مجازی و توئیتر شکل می‌گیرد. مطالب در این شبکه مجازی برای یک درصدی از جامعه که در آنجا حضور دارند گفته و پرداخته می‌شود و بعد از تبادل نظر به رسانه‌ها می‌رسد.



وی افزود: من به تمام مسئولان و رسانه‌ها توصیه می‌کنم که در توئیتر فعال باشند. حتی اخیراً به آقای قمی رئیس جدید سازمان تبلیغات ی نیز توصیه در توئیتر فعال باشد و به این شبکه اجتماعی بپیوندد. آقای قمی مانند خیلی از مسئولان معتقد است که در این محیط ضد انقلاب‌ها هستند. ولی من به ایشان گفتم که برای شما مثالی می زنم. در زمان مجلس که ک دای وزارت ارتباطات شدم درباره من چه می‌گفتند؟ می‌گفتند ناخن کش، بازجو، مخوف، و... حتی جلاد سایبری را درباره من ترند د اما اکنون درباره من چه می‌گویند؟ برای تغییر فضا باید بلد باشیم چگونه کار کنیم وقتی مسئولی نمی‌تواند کار کند از او انتقاد هم می‌کنند بنابراین باید اشتباه خود را بپذیرد و آنها را اصلاح کند. نباید به بهانه اینکه در فضای توئیتر ضد انقلاب است، این فضا را کنیم.



آذری جهرمی در ادامه گفت: اکنون همه گروه‌ها و جریان‌ها از اپوزیسیون‌های داخلی که به‌دنبال براندازی نظام نیستند اما منتقدند گرفته تا اپوزیسیون‌های خارجی که نماد آنها رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، ، و... است و به‌دنبال براندازی نظام هستند، همه در توئیتر فعالند بنابراین باید در این فضای رسانه‌ای نوین ما نیز فعال باشیم.



جوان‌ترین ک نه در ادامه افزود: تمردان در فضای توئیتر بسیار ضعیف عمل می‌کنند و به نوعی حضور ندارند. اگر هم برخی حضور دارند یا اسیر جریان‌سازی می‌شوند یا برخی صفحات مجازی خود را به تابلو اعلانات برای تبریک، تسلیت و بازدیدها و نهایت گذاشتن چند ع خلاصه کرده‌اند. در صورتی که نباید این گونه باشد. به شخصه در فضای رسانه‌ای نوین در توئیتر و اینستاگرام فعالم ولی مراقب جریان‌سازی نیز هستم و می‌دانم چه ی با منشن یک متن با 40‌ آی دی مختلف دنبال جریان‌سازی است و چه ی مطلبی را بدرستی و بحق بیان کرده است.



باز فضای نقد در کشور



محمدجواد آذری جهرمی ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به اینکه رسانه‌های امروز برخط هستند، گفت: دیگر زمان چاپ بولتن خبری با عبور از خوان‌ها و ممیزی‌های مختلف گذشته است. اکنون دیگر تمام اخبار و اتفاقات و مطالب به لحظه است و پاسخ‌ها نیز باید به‌لحظه باشد.



ارتباطات درباره انتقاد از مسئولانی که در رسانه‌های نوین خبررسانی می‌کنند و حرف‌های جذاب خود را در این عرصه بیان می‌کنند و این گونه به‌نظر می‌رسد که این اتفاق باعث شده تا رو مه‌های رسمی جایگاه و مرجعیت خود را از دست بدهند، گفت: وقتی به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات آمدم با این چالش مواجه بودم که خبرنگاران حوزه وزارت ارتباطات از اینکه روابط عمومی اطلاع‌رسانی نمی‌کند، انتقاد و اعلام می‌ د که ارتباطات خبرها را در فضای مجازی مانند اینستاگرام و توئیتر انعکاس می‌دهد از این‌رو ما چه خبری را منتشر کنیم.



آذری جهرمی با اشاره به اینکه این اتفاق خوبی است که مسئولان و افراد در فضای رسانه‌های نوین اطلاع‌رسانی می‌کنند گفت: وقتی مسئولان و افراد اخبار را خود اطلاع‌رسانی می‌کنند دیگر مسئولیت آن به دوش خبرنگاران نیست که بخواهند هزینه تکذیبیه‌ها را نیز بپردازند. بنابراین همان‌طور که اشاره درعرصه کنونی وظیفه رسانه‌ها خبررسانی دست اول نیست، بلکه غنی‌سازی اخبار و ارائه تحلیل‌ها و نقد‌ها است. در فضای رسانه‌ای جدید باید مطابق شیوه نوین آن پیش رفت. البته ناگفته نماند باید فضای نقد هم در کشور باز شود و برخی سعه صدر خود را بالا ببرند تا رسانه‌ها بتوانند نقد کنند، چرا که اگر فضای نقد در رسانه‌ها باز باشد رسانه‌های معاند نظام دیگر جایی نخواهند داشت و اخبار و اطلاعات را از منابع داخلی و رسمی دریافت می‌کنند.



آذری جهرمی با اشاره به اینکه جای خبررسانی در فضای نوین رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی است نه به چالش کشیدن و تحلیل آنها، گفت: چالش‌ها را باید به فضای رسانه‌های سنتی و مولتی مدیا کشاند. وقتی درباره شفاف‌سازی صحبت می‌کنم و می‌خواهم این موضوع را به چالش بکشم عده‌ای می‌گویند در شبکه‌های مجازی حرفت را بگو. چالش را باید با مجری و فرد دیگری انجام داد تا به نتیجه درستی برسد و برد داشته باشد بنابراین در اینجاست که باید صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها بخصوص رسانه‌ای مانند رو مه ایران به میدان بیایند.



ارتباطات با اشاره به اینکه ت تریبونی در صداوسیما ندارد و دیگر رسانه‌ها نیز مواضع ت را نمی‌گویند، افزود: اکنون هجمه‌ها علیه ت زیاد است. حتی برخی از رو مه‌های تی کم از اپوزیسیون نیستند و به جای انتقاد ت یب می‌کنند. با وجود چنین رسانه‌هایی ت به دشمن دیگری نیاز ندارد. مطالبی را برخی رسانه‌های داخلی مطرح می‌کنند که ضد انقلاب هم آن را مطرح نمی‌کند. البته اگر ضد انقلاب چنین مطالبی را بگوید مردم قبول نمی‌کنند ولی وقتی رسانه‌های داخلی می‌گویند، قبول می‌کنند.



آذری جهرمی گفت: امروزه رسانه سنتی ما نیز بدرستی عمل نمی‌کند. حتی برخی از مجموعه‌ها به جای اینکه فضای خبری را در دست بگیرند برنامه‌شان این است تا رسانه‌ها را به گونه‌ای ت کنند تا علیه آنها چیزی ننویسند و بیشتر هم به‌دنبال حمایت و تعریف و تمجید هستند.



 




.: weblog themes by blog skin :.



احسان علیخانی: بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم ...

درخواست حذف اطلاعات

احسان علیخانی: بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم ...



از ابتدای سال 94 به ما اعلام شد که صداوسیما هیچ همکاری با موسسه ثامن الحجج ندارد.

احسان علیخانی مجری و تهیه کننده تلویزیون عصر امروز شنبه 30 تیر با حضور در برنامه حالا خورشید درباره اخبار منتشر شده پیرامون ارتباط وی و موسسه ثامن الحجج توضیح داد.


به گزارش عصرایران به نقل از ایلنا احسان علیخانی با اشاره به اینکه حضور اسپانسر‌ها در شبکه‌های تلویزیونی صداوسیما از اوایل دهه 90 آغاز شده است گفت: تا اوا دهه 80 به هیچ عنوان اسپانسر‌ها در تلویزیون حضور نداشتند و از اوایل دهه 90 به دلیل مشکلات مالی که به وجود آمده اسپانسر‌ها وارد تلویزیون شدند زیراصداوسیما بودجه کافی برای تولید برنامه‌ها را نداشت.


وی با اشاره به اینکه او یک حثیت به عنوان تهیه کننده و یک حیثیت به عنوان مجری دارد گفت: سال 91 به صداوسیما پیشنهاد همکاری و مشارکت در ساخت برنامه از سوی موسسه ثامن الحجج داده شد و صداوسیما بعد از بررسی مجوز‌های موسسه به مااعلام کرد که می‌توانیم برنامه را تولید کنیم و همکاری کنیم.


احسان علیخانی: پرداختی ثامن الحجج به صدا و سیما برای 6 برنامه درطی 3 سال بود/بدون مجوز حق تبلیغ پشمک را نیز نداریم/هزار تومان وام از هیچ جایی نگرفته‌ام


وی ادامه داد: در صداوسیما من مجری و تهیه کننده بدون مجوز حق نداریم حتی یک پشمک را تبلیغ کنیم و طبیعی است که سازمان و صداوسیما نیز برای همکاری با این موسسه به مجوز‌های صادر شده از سوی نهاد‌های دیگر همچون بانک مرکزی استناد کرده است.


علیخانی با اشاره به انتشار دریافت رقم سه میلیارد تومان برای تولید برنامه از سوی موسسه ثامن الحجج گفت: مبلغ پرداخت شده از سوی این موسسه به صداوسیما برای شش برنامه بوده که از سال 91 تا پایان سال 93 ساخته شده است و این برنامه‌ها شامل، برنامه دو نیمه سیب، لحظه تحویل سال 92، ماه عسل در سال 92، برنامه سه ستاره، تحویل سال 93، جشن 20 سالگی شبکه سه، برنامه بهار نارنج بوده است.


وی ادامه داد: در هر کدام از این برنامه‌ها بیش از 150 نفر به مدت سه الی چهار ماه فعالیت می‌ د و تمام پرداخت‌ها دارای اسناد مشخص است که توسط نهاد‌های نظارتی صداوسیما بر آن‌ها نظارت می‌شود.


وی ادامه داد: از ابتدای سال 94 به ما اعلام شد که سازمان صداوسیما هیچ همکاری با موسسه ثامن الحجج ندارد و دیگر نمی‌توانیم با آن‌ها همکاری کنیم و بعد از چند ماه نیز حکم انحلال این موسسه در تابستان صادر شد.


علیخانی با گلایه از اخباری که در برخی از رسانه‌ها منتشر شده است گفت: من هیچ گلایه‌ای از رو مه شرق ندارم، اما‌ای کاش رسانه‌ها اسم‌ها را به صورت خوانا و مشخص منتشر کنند و‌ای کاش قبل از انتشار این مطلب با مدیران تلویزیون و شبکه تماس حاصل می‌ د.


وی ادامه داد: من همیشه این فضا را و این مدل نگاه را نقد که آدم‌ها بعد ازاینکه مورد اتهام قرار می‌گیرند زمین و زمان را بهانه می‌کنند تا پاسخگونباشند هیچ منعی وجود ندارد وقتی پرسشی که می‌شود باید پاسخگو باشیم این یکی از ویژگی‌های رسانه است.


علیخانی افزود: بنده تا این لحظه هزار تومان وام از هیچ جایی نگرفته‌ام اصل موضوع چیز دیگری است ما دو مرجع رسیدگی از این حوزه داریم که یکی از آن‌ها تلویزیون است که کارشناسان زیادی داشته و هر کدام از آن‌ها مو را از ماست می‌کشند.


وی با بیان اینکه بخشی از مطالبات مردم پرداخت شده است در پاسخ به این که چرا این مبلغ به صورت هدیه به او داده شده است گفت: بنده چقدر باید ساده لوح باشیم که یک مجموعه مالی به من بگوید شماره کارت بدهید تا به عنوان هدیه به شما مبلغی واریز کنیم.





با وجود این همه مدرک مشکلی حل میشود؟ ...

درخواست حذف اطلاعات

 



 



  بسم الله الرحمن الرحیم  









  با وجود این همه مدرک مشکلی حل میشود؟ ... 


 


 


 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


 


http://s9.picofile.com/file/8310553776/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_7.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310554100/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_5.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310554384/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_6.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8310556034/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_1.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8310556484/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_2.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310556718/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_3.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8310556934/ahmadynej8d_extel8se_460_m3ly8rd_tum8ny_4.jpg


 




  معاون اجرایی شورای شهر تهران با بیان اینکه چندین گونی سند و مدرک از هزینه‌های فاقد سند و ابهامات مالی در دوران تصدی بر شهرداری تهران موجود است، گفت: به تازگی یکی از کارشناسان و مسوولان وقت شورا به من گفت، این مدارک در چندین گونی موجود است و اگر تصمیم گرفته شود، دوباره این پرونده بررسی شود، در آن صورت همه مدارک ارائه خواهد شد.
 به گزارش ایلنا، هنوز یک هفته از نشست خبری شهردار تهران و دوباره زنده شدن ماجرای هزینه‌های فاقد سند در دوران حکمرانی احمدی‌نژاد بر شهرداری تهران نگذشته بود که دیوان محاسبات نیز گزارشات جدیدی نیز از تخلفات نفتی ت نهم و دهم منتشر کرد.
 براساس گزارشات دیوان محاسبات، احمدی‌نژاد محکوم به جبران مبلغ 4 هزار و 600 میلیارد از طریق انتقال این مبلغ به حساب‌های درآمدی شرکت ملی نفت شده است. با زنده شدن این اخبار و تخلفات، بار دیگر ابهامات مالی احمدی‌نژاد در زمان شهردار بودنش تبدیل به خبر روز رسانه‌ها شد و همه می‌خواهند بدانند که آیا شورای پنجم قصد دارد یک دهه به عقب برگردد و پرونده‌های مالی احمدی‌نژاد را بررسی ‌کند یا خیر؟
 در شورای سوم زمانی که احمدی‌نژاد رئیس جمهور بود و خواهرش پروین احمدی‌نژاد بر کرسی شورا تکیه زده بود، اگرچه اصلاح‌طلبان شورای سوم، محمدعلی ، معصومه ابتکار و احمد مسجدجامعی در اقلیت بودند، اما بحث 320 میلیارد تومان هزینه‌های فاقد را مطرح د که بی‌نتیجه ماند. بارها اعلام کرده است در شورای سوم، این مهدی چمران رئیس شورای شهر بود که مانع بررسی این پرونده شد.
  پیش از این هم در سال 1391،
زمانی که به عنوان منتخب مردم در شورای ی شهر تهران حضور داشت درباره این تخلفات میلیاردی و هزینه‌هایی که سروته آن مشخص نیست به خبرنگار ایلنا چنین گفته بود: «بخش عمده‌ای از این 320 میلیارد تومان در مواردی غیر از موارد تعیین شده در شهرداری هزینه شده و به خصوص در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 و ایام قبل و بعد از انتخابات.»
 بنابراظهارات ، یعنی احمدی‌نژاد بخشی از منابع شهرداری را صرف پیروزی در انتخابات کرده است، به گفته وی براساس گزارش رسمی حسابرس در حسابرسی‌های بین سال‌ 82 تا 84 شهرداری تهران 320 میلیارد تومان از منابع شهرداری را بدون سند و بدون اینکه در برنامه بودجه شهرداری پیش‌بینی شده باشد، هزینه کرده است. با وجود اصرارهای محمدعلی و سایر اصلاح‌طلبان شورا، مهدی چمران در آن زمان عنوان کرده بود، اگر این هزینه‌ها سند نداشت که نمی‌دانستیم چقدر بوده است!
 در هر حال به نظر می‌رسد؛ که هر ماه به سختی و با قرض و قوله حقوق کارکنان شهرداری که به گفته حجت‌الله میرزایی، معاون برنامه‌ریزی شهرداری تهران اکثرشان بیکار هستند، را پرداخت می‌کند، همانند رئیس شورای شهر قصد ندارد به سراغ پرونده‌های نه چندان قدیمی برود. البته شورای چهارم هم این پرونده را فراموش کرده بود،
رحمت‌الله حافظی، عضو شورای شهر چهارم در این باره به خبرنگار ایلنا گفت: «گزارش پرونده‌های فاقد سند هرگز در شورای چهارم به صورت جدی مطرح نشد، اما شورای پنجم اگر صلاح بداند می‌تواند، پرونده سال‌های گذشته را نیز بررسی کند.»
 آیا طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران سرانجام کلید می‌خورد؟
 محمود میرلوحی، عضو شورای شهر تهران
هم معتقد است از موعد این پرونده گذشته است و با اشاره به پرونده‌های مالی دیگر احمدی‌نژاد
به خبرنگار ایلنا می گوید: پرونده تخلف مالی احمدی‌نژاد در زمانی که استاندار اردبیل بود هم مطرح شد، اما دیدیم به آن رسیدگی نشد و اکنون هم دیوان محاسبات اعلام کرده است؛ احمدی‌نژاد 4600 میلیارد تومان تخلف کرده است. شاید اگر همان سه و نیم میلیارد تومان تخلف در زمان استانداری‌اش در اردبیل پیگیری شده بود و یا حداقل به پرونده 35 میلیارد تومانی هزینه‌های فاقد سند شهرداری رسیدگی می‌شد، کار به اینجا نمی‌کشید که دیوان محاسبات از تخلف چند هزار میلیارد تومانی خبر بدهد.
 وی افزود: اعضای شورای سوم شهر تهران می‌گفتند؛ اسنادی در مورد 350 میلیارد تومان هزینه‌های فاقد سند وجود دارد که خارج از چارچوب تعیین شده هزینه شده است و اگر چیزی از این مدارک وجود داشته باشد، می‌توان مساله را پیگیری کرد.
 معاون اجرایی شورای شهر با تاکید بر اینکه وقتی که تخلفات در جای خود رسیدگی نمی‌شوند، روند صعودی در پیش می‌گیرد، ادامه داد: زمانی که استاندار اردبیل بود، هم همین داستان‌ها را داشت. وقتی رسیدگی نمی‌شود، نتیجه همین است و تخلفات از سه و نیم میلیارد می‌شود 35 میلیارد و بعد 3 هزار و 500 میلیارد تومان.
 معاون اجرایی شورای شهر تهران با بیان اینکه چندین گونی سند و مدرک از هزینه‌های فاقد سند در دوران تصدی در شهرداری تهران موجود است، افزود:
گفته می‌شود که چندین گونی اسناد و مدارک در مورد این پرونده وجود دارد و اگر مقامات قضایی تصمیم بگیرند، دوباره پرونده را بررسی کنند، در آن صورت همه مدارک در اختیارشان قرار خواهد گرفت.
 وی افزود: به تازگی یکی از کارشناسان و مسوولان وقت شورا به من گفت، این مدارک در چندین گونی موجود است و من این سوابق را بررسی خواهم کرد،
اما باز هم تاکید می‌کنم که این از مسوولیت‌های شورای پنجم و شهردار فعلی نیست، مگر آنکه مقامات قضایی بخواهند ورود کنند یا طرحی در مجلس برای تحقیق و تفحص در شهرداری تصویب شود یا آنکه خود شورا طرحی برای تحقیق و تفحص را لازم بداند.
 هر چند میرلوحی صحبت از طرح تحقیق و تفحص از شهرداری می‌کند، اما چنین طرحی از عملکرد شهرداری تهران در خصوص واگذاری املاک و پروژه‌های مشارکتی در 25 بهمن ماه سال گذشته رد شد. این طرح به پرونده املاک نجومی مربوط می‌شد و با وجود آنکه همراهی افکار عمومی را به همراه داشت، اما باز هم در مجلس رای نیاورد.
رد شدن طرح‌های این‌ چنینی در شورای شهر نیز بی‌سابقه نیست، در زمان شورای چهارم طرح تحقیق و تفحص از سازمان املاک شهرداری تهران در جلسه غیرعلنی رای نیاورد و فقط 11 نفر از اعضای شورا از طیف اصلاح‌طلبان به این طرح رای دادند.
 با این حساب هر چند سابقه امیدوارکننده‌ای از تفحص در مورد شهرداری‌ها وجود ندارد، اما در چنین شرایطی و با وجود پرونده‌هایی همچون املاک نجومی دوباره مطرح طرح تحقیق و تفحص از شهرداری تهران می‌تواند نقطه پایانی بر تمام ابهامات باشد.






  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 









امشب به بالین حسین زینب عزادار است

درخواست حذف اطلاعات


 



  بسم الله الرحمن الرحیم  





 



  ‌امشب به بالین حسین زینب عزادار است 


 


تصویر مرتبط


 


تصویر مرتبط


 


تصویر مرتبط


 


تصویر مرتبط


 


 




 امشب به صحرا بی‌کفن جسم شهیدان است شام غریبان است
 امشب نوای بی‌ ان بر بام کیوان است شام غریبان است
 امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند تا صبح گریانند
 امشب به روی کشته‌ها در ناله مرغانند چون نی در افغانند
 بر خاک بی‌غسل و کفن رعنا جوانانند خو ده ند
 بر غربت اجسادشان عالم پریشان است شام غریبان است
‌ امشب به بالین حسین زینب عزادار است در غم گرفتار است
 امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است تا صبح بیدار است
 امشب فلک حیران ز حال عترت زار است از دیده خونبار است
 زهرا به دور کشته‌ها با خیل حوران است شام غریبان است
 امشب سلیمان زمان در گوشه هامون غلطیده‌ اندر خون
 اندر هوای خاتم او بجدل ملعون دیوانه و مجنون
 سازد جدا انگشت شه آن بی‌حیای دون‌ ای چرخ شو وارون
 کی خاتم محبوب حق در شأن دیوان است شام غریبان است
 امشب تن چاک حسین در نینوا بی‌سر در بحر خون اندر
 خو ده بی‌غسل و کفن با اکبر و اصغر با یاوران یک سر
 اما ز ظلم خولی مردود سگ کمتر در کنج خا تر
 در کوفه رأسش در تنور گرم مهمان است شام غریبان است
 امشب جناب فاطمه تا صبح در زاری اشک غمش جاری
 «کامی» بحال دختران اندر پرستاری اشک غمش جاری
 «کامی» کند در مطبخ خولی عزاداری اشک غمش جاری
 از ناله‌های زار او «خائف» نواخوان است شام غریبان است
 کتاب گیلان، ج2، ص614
 « خائف لاهیجی »






  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 






 
برچسب ها: شام غریبان، خائف لاهیجی،



کاش میشد یکی از حال ِ دلم ع میگرفت ...

درخواست حذف اطلاعات


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  




   کاش میشد یکی از حال ِ دلم ع میگرفت ... 



  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 


تصویر مرتبط
تصویر مرتبط
 
تصویر مرتبط
تصویر مرتبط
 
تصویر مرتبط
نتیجه تصویری برای فقط خدا از دلم خبر داره
 

تو یکی از روستاهای اطراف ما، شخصی در حال خوندن بوده_فرض کنید سی و چند سال قبل- در کنارش کودکی بازی می کرد . طفل بازیگوش به حوض آب سقوط کرده و گزار محترم بجای این که ش را قطع کنه و بچه را نجات بده حین و با صدای بلند میگه : الله اکبر ...الله اکبر... شاید یکی بشنوه و کودک معصوم را از آب بیرون بیاره ..
ی نشنفت و کودک از دست رفت.
راوی این واقعه می گفت : ای کاش می شد مغز آدمی زاده را باز کرد ، شکافت و فعل و انفعالات درون این چنین مغزی را کنکاش کرد ،ودید چه در این سر می گذره وقتی با رویدادی اینگونه روبرو می شه ..
- همون حدود سی سال پیش ، ماه های پایانی جنگ بود . من بواسطه انگی از ناحیه خدا نشناسی ،از ا اج شده بودم . از جبهه نیز بعنوان نیروی کادر محترمانه بیرون رفته بودم .
هنوز دلم با رزمندگان و حال و هوای سنگر ها بود . به صورت آزاد و غیر رسمی رفته بودم غرب کشور، مشغول خدمتی در پشت جبهه بودم . جایی که تا آرمان من که خط مقدم بود فاصله ها داشت . اما باز هم جبهه بود و خدمت.
در همان روزها که قرار بود فرزند سومم بدنیا بیاید و... کمی قبل از موقع با تلفن یکی از دوستان خبر شدم همسرم زایمان کرده و پسرم به دنیا آمده ...در خانه پولی نمانده بود . به همان دوست گفتم پنج هزار تومان از خودش در منزل ببرد برای هزینه های خانه..و آنقدر ذهن وفکرم درگیر جنگ و حواشی آن و عملیات های پی در پی عراق و از دست دادن سرزمین های فتح شده بود که اصلاَ فکر نمی یک زن با دو بچه دسال و یک نوزاد و آن همه مشکلات چگونه درگیر است .
در حالی که بود و نبود یکی مثل من در جریان جنگ شاید هیچ اثری نداشت.
- دیروز  نوه ام به دنیا آمد . فرزند همان پسر عزیزم که پانزده روز بعد از تولدش تونستم به شهرضا بیام و ببینمش . از همون لحظه اولی  که مادر و پدر این نوزاد فهمیدند قراره بچه دار بشوند تا دیروز که بسلامتی نوزادشان به دنیا آمد نه تنها مادرمهربان و عزیزش ، بلکه پابپا و حتی بیشتر از مادر این پسرم بود که در تمام مراحل با توجه و اهتمام کامل به قضیه بدنیا آمدن بچه اش  چه از لحاظ مادی و بیشتر از منظر معنوی و روحی همراه خانمش بود.


-وقتی در بیمارستان با جمع خانواده منتظر اعلام تولد بودیم و پرستار بدنیا آمدن نوزاد را نوید داد،اشکم سرازیر شد .


یاد تولد همین پسر افتادم و لحظات سختی که مادرش بدون حضور من گذراند...


چه کردیم ما با خانواده هایمان.


چه کردیم با همسرانی که کودک در بغل انتظار کشیدند.


و در همان زمان آقازاده ها در چه وضعیتی بودند و چه نقشه ها برای بهره برداری از جنگ و مملکت و ...در سر داشتند.


ای کاش می شد مغز خودم را در آن زمان بررسی و کندو کاو می .


چی تو سرم بود ؟!!



« با تشکر از وبلاگ عبدالرسول ی »

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



 




چو نا به ده کدخ کند ...

درخواست حذف اطلاعات










 


  بسم الله الرحمن الرحیم  












 چو نا به ده کدخ کند ... 




 


http://s8.picofile.com/file/8292713634/ajnabye_q8ratgar_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8292713950/hok_k8me_shekamparast_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8292714334/ahmadynej8d_v38nye_iran_1.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8292714768/asb8b_b8zye_kudake_faq3r_1.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8292715134/rahbar8ne_aadel_1.jpg


 



 در این خاک زرخیز ایران زمین / نبودند جز مردمی پاک دین 
 همه دینشان مردی و داد بود / وز آن کشور آزاد و آباد بود 
 چو مهر و وفا بود خود کیششان / گنه بود آزار پیششان 
 همه بنده? ناب یزدان پاک / همه دل پر از مهر این آب و خاک 
 پدر در پدر آریایی نژاد / ز پشت فریدون نیکو نهاد 
 بزرگی به مردی و فرهنگ بود / گ در این بوم و بر ننگ بود 
 کجا رفت آن دانش و هوش ما / که شد مهر میهن فراموش ما 
 که انداخت آتش در این بوستان / کز آن سوخت جان و دل دوستان 
 چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟ / د را فکندیم این سان زکار 
 نبود این چنین کشور و دین ما / کجا رفت آیین دیرین ما؟ 
 به یزدان که این کشور آباد بود / همه جای مردان آزاد بود 
 در این کشور ارز داشت / کشاورز ، خود خانه و مرز داشت 
 گرانمایه بود آنکه بودی دبیر / گرامی بد آن که بودی دلیر 
 نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت / نه بیگانه جایی در این خانه داشت 
 از آنروز دشمن بما چیره گشت / که ما را روان و د تیره گشت 
 از آنروز این خانه ویرانه شد / که نان آورش مرد بیگانه شد 
 چو نا به ده کدخ کند / کشاورز باید گ کند 

 



 «مصطفی سر خوش»
 





 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی









 












 
برچسب ها: مردی و داد، بزرگی، گ ، مردان آزاد، سلطه بیگانه، روان و د، کدخ نا ،





درس انسانیت وَ تمدن ...

درخواست حذف اطلاعات









 


  بسم الله الرحمن الرحیم  












  درس انسانیت وَ تمدن ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  




 


http://s9.picofile.com/file/8291712534/darse_ens8nyat_4.jpg


 


http://s9.picofile.com/file/8291712750/darse_ens8nyat_3.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8291712842/darse_ens8nyat_1.jpg


 


http://s8.picofile.com/file/8291713018/darse_ens8nyat_2.jpg


 



«پائولو کوئیلو» :  در سالن غذاخوری ی در اروپا یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است،سینی غذایش را تحویل می‌گیرد وَ سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد وُ چنگال برنداشته، وَ بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست آنجا نشسته وَ مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد وَ فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمین? اموال شخصی وَ حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای ید وعد? غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند وَ با ح ی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. هم? این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی وَ زن راحت، دلگرم‌کننده وُ با مهربانی لبخند می‌زنند.
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد.
وَ اینجاست که کمی آن وَرتر پشت سر مرد سیاه‌پوست، در کنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند! ... وَ ظرف غذایش را که دست‌ نخورده وَ روی آن یکی میز مانده است! ...
توضیح پائولو کوئلیو:
من این داستان زیبا را به هم? انی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس وُ احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند.
داستان را به هم? این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که هم? ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وَگرنه احتمال دارد مثل کوته فکران رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچار? اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقط? تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانش‌ آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد.
: زمین بهشت می شود...
روزیکه مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست جز قضاوت وَ مس ه دیگران! ... هیچ چیز گناه نیست جز حق الناس! ...
هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران! ...
هیچ اسطوره نیست الا در مهربانى وُ انسانیت! ...
هیچ دینى با ارزشتر از انسانیت نیست! ...
هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق! ...
هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبى ...

 
 




 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی









 













کدوم اشتباه؟ کدوم مقصر؟ کدوم حق النّاس!

درخواست حذف اطلاعات


 


 

 



  http://s4.picofile.com/file/7825361505/ahmady_zarq8my_qahqahe_01.jpg



 



          


کدوم اشتباه؟ کدوم مقصر؟ کدوم حق النّاس!



 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید




  بسم الله الرحمن الرحیم
 سید جمال الدین رجایی* - در کشوری زندگی می کنیم که سالهاست داعیه عد از آن به گوش می رسد ولی در عمل لااقل برای سران و تمردان خبری از عد نیست،هر از گاه به واسطه درز خبری از رسانه ای یا در ایام انتخابات مطالبی برای عامه مردم آشکار می شود که تا چند روز بهت و ناباوری را در پی دارد و پس از آن به گرد فراموشی س میشود،از طرفی ما ایرانیان همیشه "در شرایط حساس کنونی"زندگی می کنیم و پیگیری و موشکافی این اخبار به مصلحت نیست.
در مناظرات انتخاباتی سال 88 مطالبی بیان شد که حداقل من یک نفر هنوز نفهمیدم آن مطالب واقعیت داشت یا نه؟ اگر واقع بود پس چرا افرادی که در مناظرات به ده ها جرم متهم شدند محاکمه نشدند؟مگر نه اینکه پنهان جرم نیز جرم محسوب میگردد پس اگر واقعیت داشت چرا افرادی که آ گو نیستند؟و اگر واقعیت نداشت چرا هیچ از آنها نپرسید چرا با آبروی افراد و احساسات مردم بازی می کنید؟
آیا مطالبی که در جریان استیضاح کار بیان شد قابل پیگیری قضایی نبود و آیا مردم حق ندارند بدانند کدام طرف دعوا راستگوست؟آیا بیان این مطالب در صحن مجلس جهت اطلاع رسانی به مردم و آگاه آنها از حقایق بوده یا فقط یک گروکشی ؟
در جریان همین مناظرات انتخاباتی اخیر آقایان ولایتی، و رضایی ثابت د که در مذاکرات هسته ای ایران با سایر کشورها هر جا که کار به خوبی پیش رفته است افرادی از داخل کشور کارشکنی کرده و تحریم ها و فشارهای زیادی را به مردم تحمیل کرده اند، جالب آنجاست که این عزیزان از گفتن این حقایق ابا دارند و آن را به صلاح نمی دانند و حال سوال این است که برادران کدام مصلحت؟ آیا هزینه اطلاع رسانی صحیح به مردم بیشتر از هزینه ای است که اقدامات نسنجیده تمردان بر مردم تحمیل می کند؟ آیا مردم فقط در ایام انتخابات آن هم به واسطه دعوای جناحها حق دارند از مسائل درون مملکتشان خبردار شوند؟ واقعا چه ی می خواهد در این دنیا جوابگوی فشارهایی که بر مردم وارد می شود باشد و او چه ی است که حاضر است به بهانه مصلحت کشور در آن دنیا پاسخگوی حق الناس هفتاد میلیون انسان باشد؟
از تمام انی که ادعا دارند درون شان پر از اسراری است که به صلاح نیست فاش شود می پرسم: این صلاح را چه ی تعیین کرده است؟ آیا به خدا هم می توانند اینگونه پاسخ دهند؟ آیا معرفی افرادی که در امور کشور اخلال ایجاد می کنند، نه به مردم، لااقل به دستگاه های ذیصلاح هم به صلاح مملکت نیست؟
این سوال همیشه در ذهن من و سایر مردم می ماند که اشتباهات بزرگان را چه ی باید رسیدگی کند؟ آیا عد و مجازات فقط مخصوص طبقات پایین جامعه است؟ تمردان در پایان تشان و در قبال تصمیماتشان به چه ی پاسخگو هستند؟ آیا تهای گذشته هیچ اشتباهی که در سرنوشت مردم موثر باشد مرتکب نشده اند؟ اینها سوالاتی است که جوابش را بزرگان کشور می دانند ولی از آنجا که به صلاح نیست هیچ وقت پاسخی برایشان داده نمی شود.
باید باور کنیم که بعضی از ضرب المثلها کارکرد خود را از دست داده اند و در این دوران "مردم صلاح مملکت خویش را بهتر می دانند".
منبع: الف


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی




 








بی-خیال \مـنـچ بازی\! فعلا همون گل یا پوچ براتون بهتره! ...

درخواست حذف اطلاعات



 


 
   بی-خیال "مـنـچ بازی"!  

فعلا همون گل یا پوچ براتون بهتره! ... 

 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم


  خبرگزاری ایسنا در مطلب طنزی می نویسد:
http://s3.picofile.com/file/7928809993/mench_b8zy_1.jpegبه نظر می‌رسد کشورها موضوع را الکی بزرگ کرده‌اند و قضیه آن‌قدر پیچیده نیست و خیلی ساده است. خیلی‌ها فکر می‌کنند در صورت حمله‌ی به ، منطقه درگیر جنگ می‌شود، جنگی که ممکن است تا سال‌ها ادامه داشته باشد و اصلا باعث جنگ‌ جهانی سوم بشود. اما آن‌ها انگار خیلی جنگی نگاه می‌کنند و سخت می‌گیرند. قضیه ساده‌تر از این حرف‌هاست! اصلا بگذارید بخشی از گفت‌وگوی رو مه‌ی «قانون» را با آقای جعفر شجونی برای‌تان بیاورم تا بدانید در صورت حمله به چه اتفاقی خواهد افتاد! ایشان به زبان خیلی ساده یعنی در حد بازی آتاری توضیح داده‌اند و فرموده‌اند:
«...بد‌مان نمی‌آید‌ که این اشتباه را انجام د‌هد‌ و نتیجه را هم ببینید‌، چون از یک طرف روسیه عربستان را خواهد‌ زد‌ و از طرف د‌یگر هم حزب‌الله و ایران تل‌آویو را نشانه می‌روند‌ و اسراییل را از روی زمین محو می‌کنیم، آن موقع می‌خواهم ببینم که چه‌کار قرار است د‌؟ بنابراین د‌ولت ما بد‌ش نمی‌آید‌ که این اتفاق بیافتد‌؛ اگرچه کشور ما هم د‌ر این بین آسیب جد‌ی می‌بیند‌، اما این قضیه با نابود‌ی اسراییل ان‌شاءالله تمام می‌شود‌.»
می‌بینید؟ را می‌زند، روسیه عربستان را می‌زند و ما هم اسراییل را می‌زنیم! مثل شطرنج! یا مثل منچ که مهره‌ها را می‌زنیم، همان‌طوری این کشورها یکدیگر را می‌زنند و بازی تمام می‌شود!
حالا لابد می‌پرسید اگر را زد، ولی روسیه عربستان را نزد، چه؟ یا شاید هم می‌پرسید که چرا روسیه باید عربستان را بزند و آیا اسراییل در مقابل حمله حزب‌الله همان‌طور می‌نشیند و نگاه می‌کند؟ و آیا مثلا در صورت حمله‌ی روسیه به عربستان و یا ایران به اسراییل، ناتو کنار می‌نشیند و تخمه می‌شکند؟ خیلی پرسش‌های دیگری هم مطرح است، اما چیزی که مهم است، همان است که آقای شجونی گفته‌اند و ردخور هم ندارد، را می‌زند، روسیه عربستان را و ایران و حزب‌الله هم اسراییل را! هیچ گزینه‌ی دیگری هم مطرح نیست و کشوری کشور دیگری را نمی‌زند! به نظرم اگر ی حرف‌های آقای شجونی را ترجمه کند و به اوباما برساند و اوباما بداند که بعد از حمله به ، روسیه هم عربستان را خواهد زد و ایران و حزب‌الله اسراییل را، قطعا به حمله نمی‌کند! چون فکر می‌کند در صورت حمله به ی کاری نمی‌کند و به مخلیه‌اش نمی‌رسد روسیه عربستان را بزند!
ایشان در ادامه گفته‌اند: کشور ما هم د‌ر این بین آسیب جد‌ی نمی‌بیند‌! پس باید از ایشان پرسید کشور ما در "کدام بین" آسیب جدی می‌بیند؟ یعنی قرار است زبانم لال ی هم ما را بزند؟ اگر این‌طوری است، اصلا منچ‌ بازی نکنیم!


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


     





در صحرای منی وضعیت امروز ما را می-نگریست ...

درخواست حذف اطلاعات


 




http://s4.picofile.com/file/8100227392/hejrate_hosain_az_mak_keh.jpeg

http://s4.picofile.com/file/8100227568/menaa_araf8t_1.jpeg




 



  در صحرای منی وضعیت امروز ما 


 


  را می-نگریست ... 



 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید



  بسم الله الرحمن الرحیم


 من آزادمرد کربلا و مکتب عاشورا را دیدم که در صحرای منی ، گویی از ورای قرن ها تاریخ، وضعیت امروز ما را می نگرد و خطاب به عالمان دین و متولیان آیین فریاد برمی آورد که :
«...باری این چه وضعیت و چه مصیبتی است که اصحاب درفش و دینار، این زورگویان خودسر بدمنش و چیره دستان بدکنش - به رغم این که مبدا و معادی نمی شناسند و باور ندارند - فرمانروایی یافته و نهاد شریعت را به ازدواج نهاد قدرت درآورده و رسانه های تبلیغی را در اختیار گرفته و به استخدام خویش درآورده و در هر شهر و کوی و برزنی ،سخنوری بر منبر دارند و همه زمان و زمین را به درآورده و پوشش داده اند و مردمان را - بی هیچ گونه امکان دفاعی - به اسارت گرفته و به بردگی و بندگی کشیده اند ! ارزش ها را دچار ریزش و نیروها را دچار میرش کرده اند؟! »
« خدایا ! تو گواهی و می دانی که دغدغه من نه رقابت در قدرت و نه سبقت در ب ثروت و شهرت است؛ بلکه بر آنم تا بر بام جامعه پرچم های دین به اهتزاز درآید و در جام جامعه نشانه های اصلاح آشکار شود، مگر تا بندگان خدا آسوده گردند و تعهدات الهی سامان پذیرفته و انجام گیرد و بر زمین نماند.»
« هان ! ای گروه عالمان ! به یاری ما برخیزید و به ما حق دهید؛ چه ، آن که ستمکاران با همه توش و توان بر شما چیره گشته و سخت در خاموشی نور می کوشند.»

(تحف العقول،240/1384)
 


 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


     





ارزشهای ماندگار ...

درخواست حذف اطلاعات


 


 



   ارزشهای ماندگار ... 







  بسم الله الرحمن الرحیم 


 





 





 



  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 


 









اگر کرباسچی شهردار بود...

درخواست حذف اطلاعات







 


  بسم الله الرحمن الرحیم  










 اگر کرباسچی شهردار بود...  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


 


http://s7.picofile.com/file/8265781218/q8l3b8f_extel8se_v8goz8rye_aml8k_baa_bah8ye_moft_1.jpg


 


http://s6.picofile.com/file/8265782168/q8l3b8f_extel8se_v8goz8rye_aml8k_baa_bah8ye_moft_2.jpg


 



ج های واگذاریها :   ایـنـجـــا 



 


 




 
(((   آفـتـــاب نـیـــوز : سایت معماری‌نیوز که پیشتر گزارش‌هایی درباره رانت‌خواری در شهرداری و شورای شهر تهران منتشر کرده بود، در خبر دیگری با بیان اینکه "بدون هیچگونه جهت‌گیری و جناحی، لیست تمامی افراد، تعاونی‌ها، ارگانها، سازمانها و معاونت‌هایی که به هر شکلی در لیست واگذاریهای شهرداری تهران حضور دارند را منتشر می‌کند"، با استناد به نامه سازمان بازرسی، لیستی از افراد و سازمان‌هایی را منتشر کرده است که گفته می‌شود از این رانت برخوردار شده‌اند. )))


 


 آفتاب یزد، سید‌علیرضا‌کریمی : واگذاری های آقای شهردار این روزها نقل محافل است. نگاهی به ارقام تخفیف های قالیباف به برخی اعضای شورای شهر و بعضی اطرافیان خود-هرچند به قول خودشان قانونی می باشد- تعجب آور است اما عجیب تر از آن سکوت رسانه هایی است که تا همین چند روز پیش در خصوص چند فیش حقوقی جیغ بنفش می کشیدند.آری؛ از صدا وسیما بگیرید تا سایت های کم مخاطب مدعی اصولگرایی لام تا کام در مورد اعطای این املاک گرانبها از سوی شهرداری به افراد خاص سخن نمی‌گویند و سکوتی قبرستانی شامل حال شان شده است.
به نظر نگارنده افشاء شدن این قبیل موضوعات اگرچه تلخ است اما از الطاف خفیه الهی بوده است.چرا که برملا کننده انی بود که به بهانه حقوق نامتعارف برخی مدیران میانی ت ،به ناحق جامه وطن پرستی و فساد ستیزی بر تن نموده بودند و اشک تمساح می ریختند تا بتوانند ت را زمینگیر نمایند. پیش از این حداقل چندین بار فقط در همین ستون گفته و نوشته شد که نباید به شعارها و افاضات این جماعت در مورد فیش های حقوقی آنچنان اعتماد کرد
چرا که تجربه نشان می‌دهد این افراد شاگرد اول های کلاس ماکیاول هستند و در هر شرایطی برای ایشان هدف، وسیله را توجیه می کند.نشان به آن نشان که در ت انواع و اقسام فساد های ریز و درشت رخ داد ،خاوری فرار کرد، مه آفرید شد،بابک زنجانی محاکمه گشت، رحیمی به زندان رفت و ... اما از این آقایان پرمدعا ص برنخاست.
 اکنون اگر مغلطه ها را به کناری نهیم و گرفتار آن نشویم همه چیز آشکار است. واگذاری هایی که مصداق بارز سوء استفاده از اختیارات قانونی است و جریانی که حاضر نیست در برابر این بی عد ی آشکار واکنشی نشان دهد. پس بجا است با رجوع به گذشته نه چندان دور در مورد ج و و های رسانه های دلواپس در مورد فیش حقوقی تشکیک نماییم. در حقیقت آن ها بازهم در یک آزمون رفوزه شدند. اگر صداقت و دغدغه مندی‌ای بود بایستی امروز به میان میدان می آمدند و از شهرداری حق وحقیقت را مطالبه می نمودند. درست مثل ماجرای فیش های حقوقی که سر و صدای شان گوش فلک را کر کرده بود و تمام ابزارهای ممکن و غیرممکن را به کار گرفته بودند.
قطعا اگر امروز کرباسچی یا هر چهره اصلاح طلب دیگری شهردار بود ماجرا تا حدود بسیاری متفاوت بود. یعنی مجریان و اخبارگوهای تلویزیون با شوق و ذوق زایدالوصفی از بذل و بخشش های شهرداری سخن می گفتند و رسانه‌های مدعی اصولگرایی تا مرحله نثار ‌های رکیک به شهردار پیش می رفتند.
بنده امیدوارم مردم این تناقض های مشمئز کننده جماعت فوق را در حافظه تاریخی خود ثبت نمایند و فراموش نکنند فساد ستیزی و برخورد با مفسد برای عده ای فقط ابزار است و نه بیشتر.


 


 برخی نشانی-های مرتبط :


واگذاری های مسکن به مدیران شهری چه بود؟!/مشروع ...


لیست کامل اسامی افراد، تعاونی ها و سازمانها در واگذاری های ...


تخلف نجومی در واگذاری های املاک شهرداری تهران؟! ...


تندگویان: آقای شهردار 50 درصد تخفیف نیست، تخلف است! | ...


در شورای شهر تهران چه خبر است؟/ آقای شهردار آبروی خود را برای ...


 




 



 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی