رسانه
رسانه

مجله تخصصی مطالعات



محدودیت های در همراه ساختن چین با تحریم های اقتصادی ایران - مقاله پژوهشی علوم

درخواست حذف اطلاعات

فؤاد ایزدی ، اسفندیار خ

چکیده: در طول سال های جدال هسته ای، بیشتر شرکای تجاری ایران را به کاهش تجارت با تهران واداشت. اما در همین دوران، چین نه تنها تجارت با ایران را کاهش نداد، بلکه مبادلات تجاری این کشور با چندین برابر نیز شد و تا حدودی خلأ ناشی از عقب نشینی شرکت های اروپایی و آسیایی را جبران نمود و از فشار تحریم ها بر ایران کاست. این پژوهش با استفاده از روش ردی فرایند، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا ت اوباما نتوانست چین را همانند سایر شرکای تجاری ایران با تحریم ها همراه سازد و با چه محدودیت هایی در این زمینه مواجه بود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که چندین دهه رشد اقتصادی فوق العاده موجب شده است که چین در جایگاهی قرار گیرد که ابزارهای قدرت نظیر فشار، تهدید، تحریم و دیپلماسی به آسانی بر پکن کارگر نیفتد و یا برای گران تمام شود. متن کامل مقاله




تخم مرغ های خودرا در سبد پوتین نگذاریم

درخواست حذف اطلاعات

زمان آن رسیده که ایران بتواند از اختلاف بین ترامپ و اروپا به نفع منافع ملی کشور استفاده کند و با گذار از پوتین، روابط بهتری را با اروپا طراحی کند. یادمان باشد که اروپا بیشتر از پوتین حامی است. پوتین نهایتا قابل اعتماد نیست. تخم مرغ های خودرا در سبد پوتین نگذاریم که به او اعتمادی نیست و به ایران دیر یا زود خیانت می کند.

مهدی نوربخش، روابط خارجی و تجارت جهانی هریسبرگ ، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:

وقت آن رسیده که کشورما در مورد سیاست های روسیه و پوتین در مقابل ایران ارزی های منطقی و کارشناسانه تری داشته باشد. پوتین قابل اعتماد نیست و به فکر منافع ملی کشور ما نیست. او در زمینه انرژی رقیب ماست. توطئه او با عربستان سعودی برای افزایش تولید نفت، به نفع ایران نبوده و نیست و بیشتر به نفع روسیه و عربستان سعودی است.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری و به قدرت رسیدن پوتین، تلاش مسکو بیشتر مصروف ایجاد بازسازی قدرت گذشته در این کشور شده است. در این راستا، پوتین سه سیاست جدای از یکدیگر را دنبال کرده است.

اول: مهم ترین بخش سیاست خارجی پوتین، فروپاشی نهادهای اقتصادی، و نظامی ایجادشده توسط اروپا و غرب بعد از جنگ جهانی دوم بوده است. برای اروپاییان شکی نمانده که پوتین تمام کوشش خودرا بعنوان مثال مبذول از هم پاشیدن اتحادیه اروپا کرده است.

اسناد متعددی حکایت از آن دارد که پوتین در یک جنگ اطلاعاتی و روانی برای وج انگلیس از اتحادیه اروپا دست داشته است. وج انگلیس از اتحادیه اروپا این روزها به یک چالش بزرگ برای ت انگلیس و نخست آن، ترازا می، تبدیل شده است.

فروپاشی اتحادیه اروپا، یک بازار قدرتمند اقتصادی جهانی و غربی را به اضمحلال خواهد کشید و پوتین نابودی این بازار را در جهت منافع اقتصادی و روسیه ارزی می کند.

دوم: پوتین با ان راست افراطی دنیا روابط گسترده ای برقرار کرده و در دوران انتخاب این ان در کشورهایشان وارد اشاعه وسیع خبرهای دروغ به نفع آنها شده است.

پوتین با ان راست افراطی در انگلیس برای وج این کشور از اتحادیه اروپا همکاری کرده و در انتخابات و به نفع ترامپ وارد یک جنگ روانی و اشاعه خبرهای دروغ ضد ک دای دموکرات، خانم هیلاری کلینتون، شده بود.

اسناد زیادی نشان می دهد که مسکو به طور مشخص بر ضد مسلمانان و به بنفع ترامپ در دوران انتخابات ریاست جمهوری این کشور خبر های جعلی و نادرست منتشر می کرده است. اصولا ان راستی اروپا با کمپین های وسیع ضدمهاجرین مسلمان وارد سیاست این کشورها شده اند.

سوم: پوتین روابط بسیار با راست و ناتانیاهو در خاورمیانه برقرار کرده است. از طرف دیگر، با ت های استبدادی منطقه نظیر عربستان سعودی روابط بسیار ایجاد کرده است. پوتین ابایی نداشته که از پایتخت در بیت المقدس حمایت و بطور مشخص اعلام کند که حافظ منافع در است.

پوتین به ی ها چراغ سبز نشان داده که مراکز نظامی ایران در را مورد حمله هوایی خود قرار دهند. پوتین در توطئه ای که توسط و عربستان سعودی شکل گرفته، نقش اساسی داشته و به دنبال ا اج ایران از است.

زمان آن رسیده که طراحان سیاست خارجی ایران به مسکو بعنوان یک متحد منطقه ای دل نبندند و زودتر از آنکه دست خیانت پوتین و همکاریش با ترامپ و نتانیاهو بر سر منافع ایران بیشتر عیان شود، به منافع دوررس کشور توجه کنند.

اروپا در حال حاضر به جز اختلافات دیگر، اختلافات وسیعی با ترامپ بر سر رابطه اش با پوتین پیدا کرده است. ترامپ کوشش می کند که بعد از نشست ناتو در چند روز آینده با پوتین در هلسینکی ملاقات و گفتگو کند. اروپا یکپارچه مخالف این نشست خصوصا با مردی است که در امور داخلی اروپا دخ کرده و مخالفان خود را در قلب اروپا ترور می کند.

زمان آن رسیده که ایران بتواند از اختلاف بین ترامپ و اروپا به نفع منافع ملی کشور استفاده کند و با گذار از پوتین، روابط بهتری را با اروپا طراحی کند. یادمان باشد که اروپا بیشتر از پوتین حامی است. پوتین نهایتا قابل اعتماد نیست. تخم مرغ های خودرا در سبد پوتین نگذاریم که به او اعتمادی نیست و به ایران دیر یا زود خیانت می کند.




فساد ساختاری بزرگترین تهدید برای است

درخواست حذف اطلاعات

اسفندیار خ
▫️در طول تاریخ همواره فساد داخلی بزرگترین تهدید برای حکومت ها بوده است؛ و حملات دشمنان خارجی فقط زمانی به ثمر نشسته که نظام از داخل پوسیده و فاسد شده باشد. حکومت ساسانیان وقتی ش ت خورد که فساد و تبعیض بی عد ی به اوج رسید، آنگاه نومیدی و ن یتی مردم به کمک اعراب مسلمان آمد تا بساط حکومت ساسانی برچیده شد. در دوران معاصر، سقوط حکومت قاجار توسط رضاخان و سقوط حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب ی در سال 57 نمونه های تاریخی هستند که باید از آنها درس گرفت. در تمام موارد فوق مردم از اصلاحات واقعی نومید شده بودند و تغییر حکومت ها تلفات و هزینه گزافی بر دوش ملت ایران گذاشت. اما قرن هاست که حکومتهای دموکراتیک غربی با انجام اصلاحات مد نظر مردم، نیازی به تغییر ندارند. باید از تجربیات خود و سایر ملتها در زمینه مبارزه با فساد بهره گیرد.

▫️مبارزه با فساد فردی آسانتر از مبارزه با فساد ساختاری است. می توان فساد یک فرد را کشف کرد و او را مجازات نمود. اما مبارزه با فساد ساختاری پیچیده است و با مجازات و و زندان هم درست نمی شود. فساد ساختاری نامرئی است و همانند بختکی چنگالهای پلیدش را بر همه ابعاد زندگی اجتماعی می گستراند. در یک ساختار فاسد، فرد خاطی نه تنها مجازات نمی شود، بلکه جایگاه او ارتقاء نیز می یابد و قدرت طلبان فاسد روز به روز عرصه را بر ملت تنگ می کنند.

▫️اما یک سیستم چگونه فاسد می شود؟ ساختاری که مکانیسم نظارتی کافی از درون سیستم نداشته باشد پس از مدتی فاسد می شود و نمی تواند پاسخگو باشد. یک مدرسه را در نظر بگیرید. اگر مدیر مدرسه توسط رئیس اداره آموزش و پرورش انتخاب شود، طبیعتاً فقط به او پاسخگو خواهد بود و نظارت فقط از بالا خواهد بود. اما در کشورهای اروپایی و ژاپن و ، مدیر توسط انجمن اولیاء و مربیان مدرسه انتخاب می شود و یا این نهاد مردمی در انتخاب او نقش اساسی دارد، لذا نظارت ساختاری از پایین به بالا و در درون سیستم آموزش و پرورش وجود دارد و مدیر مدرسه باید پاسخگوی اولیاء و مربیان باشد. در آنجا مدیر انتخاب شده ضرورتی نمی بیند که چاپلوس رئیس اداره باشد، و یا برای ب رضایت مافوق، ریاکاری کند و یا پشت ماشین رئیس جمهور بدود و لاستیک ماشین امثال و را ببوسد. (در مدارس ایران هم انجمن اولیاء و مربیان وجود دارد. اما این نهاد فرمالیته است و هیچ نقش مشخصی ندارد.)

چگونه با فساد ساختاری مبارزه کند؟

▫️بگذارید از قوه قضائیه شروع کنیم که قرار است پرچمدار مبارزه با فساد باشد. مطابق قانون اساسی، رئیس قوه قضائیه توسط شخص انتخاب می شود. رئیس قوه معاونینی برای خود اختیار می کند و ایشان مدیرانی را منصوب می کنند و از بالا بر عملکرد این سیستم نظارت می کنند. حال تصور کنید اعضای "شورای عالی قضائی" با راُی قضات انتخاب شود و این شورا رئیس قوه قضائیه را انتخاب کند و او از طریق معاونین و مدیران منصوب شده این سیستم را اداره کنند و بر آن نظارت دارند. در چنان سیستمی نظارت در درون این نظام قضائی و از پائین به بالا نیز وجود خواهد داشت. ضمن آنکه با انتخاب رئیس قوه قضائیه توسط منتخبین شورای عالی قضائی، این قوه مستقل خواهد شد و روی تمام ارکان حکومت مخصوصاً قدرتمندترین نهادها هم نظارت خواهد داشت و ی مستثنی نخواهد بود. (اتفاقا رس قوه قضائیه در این است که بیش از همه مراقب قدرتمندترین افراد و گروهها باشد نه ضعیفترین مردم.) قانون اساسی قبل از سال 67 دقیقا همینطور بود، متاسفانه تغییر داده شد و این حکایتی دردناک دارد. اگر قرار است با فساد ساختاری در قوه قضائیه مبارزه شود باید این ساختار دموکراتیک شود. در ساختار کنونی، حتی اگر سلمان فارسی به جای آقای صادق لاریجانی بنشیند، مادام که این قوه فاقد سیستم نظارتی مستقل و از پایین به بالا باشد، اوضاع چندان تغییر نخواهد کرد زیرا سیستم زنده و ضد فساد نیست و بر خود نظارت ندارد.

▫️قوه قضائیه فقط یک مثال است. سایر بخشهای نظام کشور نیز نیازمند چنان اصلاحات ساختاری است. نباید عده ای خاص از بالا برای کشور تصمیم بگیرند؛ بلکه باید به مردم اعتماد کرد تا جایگاه شایسته خود را در ساختار بیابند. مبارزه با فساد ساختاری نیازمند اصلاحات ساختاری است. حکومتهای دموکراتیک مبتنی بر مشارکت مردم و نظارت از پایین به بالا، هرگز سقوط نمی کنند. نمایندگان مجلس باید منتخب مردم باشند نه منتخب شورای محترم نگهبان و مجلس شورای ی باید عصاره ملت باشد نه عصاره یک تفکر خاص. باید از تجربیات خود و سایر ملتها برای مبارزه با فساد بهره بگیرد. مادام که مردم با نظام باشند، به گفته (ره) هیچ غلطی نمی تواند د.




full text phd dissertation: iran sanctions in us china relations esfandiar khodaee متن کامل رساله ی اسفندیار خ : تحریمهای ایران در روابط و چین

درخواست حذف اطلاعات

پایان نامه ی اسفندیار خ با عنوان: تحریمهای ایران در روابط و چین: تعامل آمرانه در مقابل موازنه نرم چین؛ تهران، دانشکده مطالعات جهان، بهمن 1396


متن کامل full text

dissertation title:

iran sanctions in us – china relations
american guarded enga ent vs. chinese soft balancing

by:
esfandiar khodaee

khodaee2@gmail.com

supervisors:

foad izadi

mohammad ali mousavi

winter, 2018

abstract

throughout the nuclear dispute, the united states actively engaged with world powers and the trade partners of iran to make sanctions effective in pressuring tehran. most trade partners of iran reduced trade with this country either voluntarily as alignment with the united states, or under pressures from washington. the role of china as the first trade partner of iran and as a veto power in the u.n. security council was controversial. in practice, china continued and even expanded trade with iran; and the chinese companies somehow filled the void of the absence of european and asian rivals. this dissertation plans to answer the question that why the united states could not make china follow sanctions similar to other trade partners of iran. it studies u.s. policy to make china follow sanctions on iran, china’s response, and the limitations of washington in dealing with beijing. reviewing the events through process-tracing method, shows that the obama administration implemented a guarded-enga ent strategy to make china join sanctions and reduce trade with iran. the united states diplomatically engaged with china and considered chinese economic and energy interests and security concerns in the region. on the other hand, washington pressured beijing through different channels such as sanctions against chinese companies and banks. in response, china followed a soft-balancing strategy. this rising power did not directly stand against the united states to safeguard grand interests in relations with america and the west. china eventually voted for all the un security council resolutions after some modifications on the texts to secure china’s interests. on the other hand, china practically continued and even expanded trade with iran and refrained voluntary cooperation to make sanction costly and abortive in order to thwart u.s. domination over the energy-rich middle east, and to prevent u.s. concentration on east asia where china’s core interests are located. the united states faced limitations in making china follow iran sanctions similar to what other trade partners of iran did. these limitations can be categorized in economic and political boundaries. sanctions against china, as the first trade partner of the united states, would endanger u.s. economic interests and might antagonize china to join anti-american coalitions and to stand against the united states in other issues. keeping close relations with china and other major economies is essential for america to safeguard the role of u.s. dollar as the world reserve currency. despite the threatening american rhetoric, washington never imposed serious sanctions on major chinese energy companies dealing with iran. neocl ical realism theory provides a flexible framework by considering both the structural position of states in the anarchic international system, and the domestic factors concerning the key role of the policymakers, and the complex interactions between them. the findings of this study show that decades of exceptional economic growth has placed china in such a position that u.s. power tools such as threats, sanctions and pressures are either too costly and risky, or less productive in making china follow american policies.

key words:

us-china relations, iran sanctions, guarded enga ent, soft balancing, neocl ical


full text: phd dissertation iran sanctions in us china relations esfandiar khodaee
متن کامل pdf رساله ی اسفندیار خ تحریمهای ایران در روابط و چین

حجم: 2.32 مگابایت

political sciences, international relations, guarded enga ent, soft balancing, iran sanctions

تحریمهای ایران، اوباما، ترامپ، موازنه نرم، تعامل آمرانه، روابط و چین، نظریات روابط بین الملل، مطالعات




چرا دلار گران شد؟ مروری بر تمام فرضیات مطرح شده

درخواست حذف اطلاعات

محمدطاهر کنعانی
افزایش حیرت انگیز قیمت دلار وسایر ارزها و سکه و اجناس با جهش هفتگی و روزانه و ساعتی اصلاً طبیعی نیست. یک علل و عوامل تصنعی دخ دارند که هنوز علت کاوی علمی نشده است. هنوز یک اقتصاددان مستقل و بی طرف و یا ت گزارش قانع کننده به مردم نداده است. خلال تحلیل های چند ماه گذشته عوامل و فرضیات زیر از طرف مسئولان و اقتصاددانان مطرح گردیده است:

1⃣ تحریم ها: بی گمان این جهش و شوک وارده بر بازار همزمان با اعلام وج از بود. ولی هنوز تحریم ها اعمال نشده، هنوز جوهر فرمان ترامپ خشک نشده بود. هنوز که ارز کافی در بازار و خزانه ت وجود دارد.پس نمیتوان گفت که کمبود ارز ناشی از تحریم باعث گرانی است.

2⃣ جو روانی: این فرضیه را همان اوایل رئیس جمهور اعلام داشتند که قیمت ها بخاطر جو روانی و به نحو کاذب است. نرخ دلار وسکه طبیعی است و مردم به قیمتی که در پس کوچه ها توسط چند نفر تعیین میشود توجه نکنند.
▫️این فرضیه هم قانع کننده نبود. چون جو روانی برای مردم تا حد اندکی موثر است. از چندین میلیون خانوار فوقش یک میلیون خانوار توان ید دلار دارند.
▫️برفرض محال که همه این افراد با بضاعت مالی هرکدام متوسط هزار دلار ب ند یک میلیارد دلار هم نمی شود.
فکر نمی کنم الان حتی رئیس جمهور هم طرفدار فرضیه خودش باشد.

3⃣ سوء مدیریت: ت چون علت بحران را نمی دانست با تصور جو روانی مدتی دلار ۴۵۰۰ تومان عرضه کرد که خود تبدیل به رانت دهی و غارت خزانه ملی و پرداخت دلار به قیمت اندک گردید و یداران دلار تی اجناس را به قیمت دلار آزاد می فروشند.
▫️این را ار هرچند ناشی از عدم اشراف ت بر اقتصاد کشور وعدم اطلاع از علت واقعی بحران می باشد ولی تدبیری ناکام بوده و نه عامل افزایش.

4⃣ بنگاههای اقتصادی داخلی: طبق این فرضیه جو روانی تاثیری نداشته است. چون اگر جو روانی بود که می بایست مردم س های شان رااز بانک ها خارج می د و دلار می یدند ولی آمار چنین نمی گوید.
▫️طبق آمارها س ها از بانک ها زیاد خارج نشده بلکه بنگاههای اقتصادی مانند بانکها برای سودجویی هرچه بیشتر نقدینگی را به دلار تبدیل د. این هم عامل مهمی است ولی حداکثر تا دو برابر افزایش قیمت موثر بوده و علت العلل جهش پنج برابری قیمت ها نیست.

5⃣ افزایش نقدینگی: طبق این فرضیه نقدینگی کشور سه برابر شده و ت در شش سال گذشته بصورت مانع تورم شده است و الان فنر متراکم قیمت ها دررفته و موجب جهش قیمت ها گردید.

6⃣ سیاست انقباضی ت: طبق این فرضیه ت بصورت هدفمند چنین جوی درست کرده است تا بتواند نقدینگی را از دست مردم جمع کند. بدهی خود را با شرکت ها و پیمانکاران از طریق چاپ پول تسویه کند و با فروش دلار به قیمت گزاف خزانه را پر نماید.

7⃣ مداخله خارجی: طبق این فرضیه عربستان سعودی و امارات برای اخلال در نظام اقتصادی ایران از طریق واسطه ها و فعالان بازار در حال یداری دلار به قیمت گران تر از نرخ بازار هستند.
▫️این فرضیه ادعایی می گوید که آنها بودجه کلانی به این کار اختصاص داده اند و اگر دلار به هر قیمتی برسد آنها هزار تومان گران تر می ند.مثلا اگر ۱۱ هزار تومان شد آنها ۱۲ هزار یدند و۱۲ هزار شد آنها ۱۳ هزار تا الان که ۲۰ هزار تومان شده است.
▫️اگر چنین باشد عربستان که ریال ندارد مجبور است بازار ایران را از دلار و طلا پر کند که بتواند ریال ب د و نتیجه مع می گیرد.

8⃣ احتکار ارز خانگی: طبق این فرضیه حدود ۹۰ الی ۱۱۰ میلیارددلار ارز خانگی وجود دارد.سوداگران ارز هرگاه بخواهند که قیمت ها را بالا ببرند با جمع این حجم عظیم دلار و احتکار دلار موجب کمی در بازار می شوند.
▫️اگر چنین آماری هم درست باشد؛ عامل گرانی نیست. دارندگان ارز خانگی فوقش از عرضه دلار خودداری کنند آنها نمی توانند ارز بازار را یداری کنند.

9⃣ وج ارز: براساس این فرضیه ملت همیشه در صحنه، برای مسافرت و اعزام دانشجو به خارج و ید خانه خارجی و سرمایه گذاری در خارج حدود ۳۰ میلیارد دلار ارز در سه ماهه آ سال ۹۶ از کشور خارج د. بالا رفتن ریسک سرمایه گذاری در ایران موجب فرار سرمایه ها از کشور می شود.

تد ر احتیاطی: مطابق این فرضیه چون تحریم ها در آینده موجب کاهش ذخایر ارزی می شود ت من باب احتیاط کلیه منابع ارزی را بلوکه کرده وارز به بازار تزریق نمی کند و درنتیجه ارز کمیاب شده و قیمت بالا رفته است.

کدام فرضیه درست است؟ کدام نادرست؟آیا می توان گفت هرکدام از این فرضیات بهره ای از حقیقت دارند؟

پاسخ دقیق نیازمند. مطالعات اقتصادی و اجتماعی و علمی جامع و سازماندهی علمی نظریات رایج و بسط مطالعات و شه های اقتصادی است.
منبع: کانال محمدطاهر کنعانی @dr1346

منبع: کانال تلگرام مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




چرا در سرنگونی رژیم ایران ناکام است؟

درخواست حذف اطلاعات

میتای اتزیونی، روابط بین الملل در جورج واشنگتن، نشنال اینترست

اکنون که کارش با کره شمالی «تمام» شده، زمان آن رسیده که به این سوال برگردیم که سیاست گذاری در قبال ایران بایستی چگونه باشد. تاکنون همه کاری که در این زمینه انجام داده کنار کشیدن از توافق محدود کننده برنامه هسته ای ایران و تلاش برای اعمال مجدد تحریم ها بوده است. این سوال که دقیقا چه می خواهد و مهم تر اینکه چطور به این خواسته می رسد، هنوز جای بحث دارد. البته منظور از تمام شدن کار با کره شمالی این نیست که آن طور که رئیس جمهوری، دونالد ترامپ گفته است، پیونگ یانگ دیگر تهدید هسته ای محسوب نمی شود؛ بلکه بیشتر به نظر می رسد هر دو طرف ی شیرده پیدا کرده اند که تا ماه ها می توانند به دوشیدنش ادامه بدهند. کیم جونگ اون کره شمالی و ترامپ می توانند ادعا کنند توافقنامه سنگاپور دستاوردی بزرگ در زمینه سیاست خارجی است و امتیازاتی اندک برای طرف مقابل قائل شوند تا این باور عمومی ایجاد شود که شبه جزیره کره خلع سلاح هسته ای می شود. برای کیم، هیچ راه بهتری برای محافظت از نیروی هسته ای غیر از ادامه گفت و گو درباره برچیدن آن وجود نداشت. ترامپ هم می تواند به دلیل تلاش برای دستی به راه حلی صلح آمیز، امتیاز بگیرد؛ البته تا زمانی که کره شمالی به وضوح اعلام نکند قصد برچیدن تاسیسات هسته ای خود را ندارد.

به نظر می رسد این وضعیت برای مدتی ادامه خواهد داشت و بدین ترتیب، ایالات متحده زمان کافی دارد تا روی ایران متمرکز شود. متاسفانه ایده آشنا و بدی درباره ایران به ذهن ترامپ خطور کرده است. بیشتر چهره های مطرح در ت بیش از تغییر رفتار ایران، تغییر نظام در این کشور را خواستار می شوند. جان بولتون، مشاور امنیت ملی گفت: «هدف ما باید تغییر نظام در ایران باشد.» رودی جیولیانی، ترامپ هم گفته: «رئیس جمهوری داریم که به تغییر نظام در ایران متعهد است.» مایک پومپئو هم پیش از آنکه در سمت امور خارجه منصوب شود، نوشته بود: «کنگره باید در جهت تغییر رفتار ایران و در نهایت نظام ایران اقدام کند.» چنین اظهاراتی مذاکره ای را که می تواند به تغییر رفتار منجر شود بسیار دشوارتر می کند، چون آنها هم تغییر در حزبی که با آن مذاکره می کنند یعنی حزب حاکم در را خواستار می شوند.


یکی از دلایلی که جنگ داخلی در سال های طولانی ادامه یافته این است که به عنوان پیش شرط هر مذاکره ای، برکناری بشار اسد رئیس جمهوری را خواستار شده است. برای شاید دو راه برای تغییر نظام در ایران وجود داشته باشد. اولی همان شیوه ایست که در خصوص افغانستان و عراق اجرایی کرد، یعنی حمله نظامی. با توجه به هزینه های بالای اقتصادی و انسانی چنین شیوه ای برای تغییر ت و نتایج نه چندان خوشایند آن، هر تفکری درباره جنگ زمینی در آسیا عمدتا در نطفه خفه می شود. در حقیقت، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که حمله به ایران بسیار دشوارتر از اقدام در جهت سرنگونی صدام حسین و افغانستان خواهد بود.


دومین راه اتکا به گروه های گوناگون در ایران یا «مردم» خواهد بود. ایران از گروه های قومی گوناگونی تشکیل شده که برخی از آنها از شیوه عملکرد حکومت در قبال خود راضی نیستند. گفته شده سیا تلاش هایی برای تماس با این گروه ها و تحریک آنها به شورش داشته است. برخی دیگر به اعتراض های خیابانی اخیر اشاره کرده اند و این مساله سبب شده است که باور کنند با تشویق های چنین اعتراض هایی می توانند شکل بهار عربی را به خود بگیرند. تظاهرات خیابانی شاید در تونس و مصر به تغییر نظام انجامید، اما ایران در حکومتداری بسیار کارآمدتر از آنهاست. موفقیت ایران در این زمینه به دلیل دادن اجازه بیان اعتراض ها به سیاست های ت و اعطای قدرت به اصلاح طلبان و ایجاد اصلاحات محدود است. آنهایی که منتظرند مردم ایران در جهت تغییر نظام اقدام کنند، احتمالا باید مدت زمان زیادی منتظر بمانند. اشتباه بودن چنین سیاستی به ویژه با یادآوری این سیاست آشکار می شود که ایران در صورت رها توافق هسته ای کنونی خیلی سریع می تواند به مرحله تولید تسلیحات هسته ای برسد.


بعلاوه ایران به افزایش نفوذ خود در عراق، ، لبنان و افغانستان ادامه خواهد داد.به علاوه تغییر نظام در ایران وما به معنای تغییر رفتار به شیوه مد نظر نخواهد بود. بسیاری از آنهایی که در ایران به سیاست های حکومت اعتراض دارند، ایرانی های وطن پرست هستند و این احتمال وجود دارد که اگر روی کار بیایند همچنان مخالف و به دلایل تاریخی بریتانیا باشند و برنامه هسته ای را ادامه دهند. لازم به یادآوری است که برنامه هسته ای ایران در ت اصلاح طلبان آغاز شد. از سوی دیگر، ت کنونی نشان داده که در صورت مواجه با تهدید نظامی به مذاکره تمایل خواهد داشت.


اواسط سال ۲۰۰۳ که به عراق حمله و ظرف چند هفته صدام حسین را که ۸ سال با ایران در جنگ بود، سرنگون کرد، این مساله به مثابه زنگ هشداری در گوش تهران بود. ماه مه ۲۰۰۳ ت ایران پیشنهاد مذاکرات جامع را در رابطه با برنامه هسته ای مطرح کرد. فلینت لورت، مسئول پیشین بخش خاورمیانه در شورای امنیت ملی این مذاکرات را با ارتباطات دیپلماتیک پکن و واشنگتن مشابه دانست که زمینه را برای گشایش روابط دو طرف در دوران نی ون فراهم کرده بود. نیکولاس کریستف، ستون نویس نیویورک تایمز این سند را «فوق العاده» خواند و «امیدی حقیقی برای صلح» خواند. اما ت بوش آن را رد کرد چرا که به دنبال تغییر نظام در ایران بود. خلاصه اینکه ان در واشنگتن از انتظار برای تغییر نظام در ایران توسط مردم نتیجه ای نمی گیرند و اگر هم تغییری در ایران ایجاد شود هیچ تضمینی نیست که نظام جدید پروژه هسته ای را رها کند. اما در مقابل، تجربه ثابت کرده که فشار نظامی و دیپلماتیک توامان به شرطی که هدف از آن تغییر رفتار باشد و نه تغییر نظام، می تواند نتیجه بدهد.


منبع: http://nationalinterest.org/feature/what-america-wants-iran-cant-be-achieved-regime-change-24727




چرا ایران بالا ه با ترامپ مذاکره خواهد کرد؟

درخواست حذف اطلاعات
زلمای خلیل زاد، پیشین در سازمان ملل
ترجمه: اسفندیار خ

تصمیم ترامپ در وج از در داخل و خارج مورد انتقاد فراوان قرار گرفت. منتقدان این تصمیم ت ترامپ را فراخوانی برای جنگ و سیاست تغییر رژیم ایران دانستند. اما این نکته مغفول مانده است که که ترامپ همزمان با وج از از ایران خواسته است که بار دیگر پای میز مذاکره با بنشیند. فشار اقتصادی در کنار درخواست مذاکره، بالا ه ایران را به میز مذاکره خواهد کشاند. اخیراً پمپئو امور خارجه پیام جالبی به ایران داد و از این کشور خواست "به الگوی مذاکره با کره شمالی نگاه کند و جدیت در تعامل با مخالفان در مسائل پیچیده را ببیند." فشارهای ترامپ ایران را به زانو نخواهد آورد و منجر به تغییر رژیم در ایران نیز نخواهد شد. اما احتمالا تهران را به میز مذاکره خواهد کشاند. ایران در حال حاضر تمایلی برای مذاکره با ندارد بلکه به دنبال تضمین ها و توافقی با اروپاست تا فشارهای را کاهش دهد. اما به دلایل زیر، ان این کشور در آینده نزدیک به فکر مذاکره با خواهند افتاد.

اولاً، ایران به زودی از اروپا نومید خواهد شد زیرا برای شرکتهای اروپایی بازار بسیار با ارزشتر از بازار ایران خواهد بود. تجارت اروپا با ایران حتی کمتر از تجارت اروپا با قزاقستان است. تهای اروپایی نمی توانند این واقعیت را تغییر دهند و غیر ممکن است که تضمینی به ایران بدهند.

ثانیا، ایران به دنبال غنی سازی و از سرگرفتن فعالیتهای هسته ای نخواهد رفت. زیرا این اقدام ایران موجب می شود که اروپا و سایر قدرتهای دنیا نظیر چین و روسیه به بپیوندند و فشارهای اقتصادی بر ایران مضاعف گردد. بعلاوه تهدید کرده است که در آنصورت تاسیسات هسته ای ایران را بمباران خواهد کرد. بنابراین بعید است ایران این مسیر را انتخاب کند.

ثالثاً، فشار ناشی از تحریمهای همه جانبه موجب خواهد شد که سرمایه گذاری در ایران به شدت کاهش یابد، بلکه سرمایه ها از این کشور فرار کنند و نا آرامی های بیکاری کشور را فراگیرد. فشارها بر متحدان ایران در منطقه نظیر حزب الله لبنان و حماس و و یمن موجب می شود که ایران ناچار شود بین عقب نشینی و ادامه تنشهای منطقه یکی را انتخاب کند. اگر ایران همچنان این جدال در منطقه را ادامه دهد، باید منابع اندک اقتصادی خود را صرف این جدالهای منطقه ای کند و در آنصورت ن یتی داخلی و اختلاف بین جناحهای داخل ایران و حتی شورش داخلی ممکن است منجر به تحولات بزرگتری در این کشور شود.

چهارم، ایرانیها به توافق کره شمالی – نیز نگاه می کند. اگر این توافق به ثمر بنشیند، ایران نیز ممکن است همان مسیر را در پیش گیرد. عقب نشینی از موجب نشد که کره شمالی با توافق نکند. فشارهای شدید اقتصادی بر ایران و پیشرفت واقعی در توافق با کره شمالی موجب می شود که ان ایران به فکر آن بیفتند که برای حفظ منافع خود پشت میز مذاکراه با بنشینند و توافقی را مضاء کنند که منافع دو طرف را تضمین کند و روابط با را عادی سازد. تنها گزینه جایگزین ادامه جدال با و فشارهای اقتصادی و ریسکها و بحرانهایی است که اوضاع ایران را آشفته تر می سازد.
منبع: واشینگتن پست www.washingtonpost.com

مجله مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee



تمرکز بر ایران؛ اشتباه در خاورمیانه

درخواست حذف اطلاعات

✍️ دوگ بنداو، مشاور سابق رئیس جمهور ریگان، نویسنده کتاب امپراتوری جدید
ترجمه: اسفندیار خ

◀️ ترامپ هرشب با نگرانی ایران به رختخواب می رود. تمام سیاست خارجی در خاورمیانه به ایران بسته شده است. اما مگر ایران چه دارد که ترامپ را اینگونه هراسان کرده است؟ ایران یک قدرت منطقه ای درجه دو است که با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند و از نظر اقتصادی و نظامی از رقییان خود هم ضعیفتر است و در قاره هم واقع نشده است. امروز خاورمیانه دیگر برای ارزش سابق را ندارد زیرا بزرگترین تولید کننده انرژی دنیا است. هم دیگر نیازی به حمایت ندارد زیرا این کشور امروز یک ابرقدرت منطقه ای است که توان دفاع از خود را دارد. امور و هم باید به کشورهای منطقه واگذار شود و نیازی به نیست.

ما ییها خوب می دانیم که این ادعا که ایران یک ت تروریستی است، حقیقت ندارد. ایران هرگز ئیها را ترور نکرده است. ایران حتی ی ها را هم ترور نمی کند مگر در انتقام به ترور دانشمندان هسته ای این کشور که ت به قتل رسانده است. لابد نگران حمایت ایران از حزب الله و حماس از دشمنان است. ای کاش ایران این حمایتها را قطع می کرد. اما ما ییها هم در امور داخلی سایر کشورها دخ می کنیم. و البته در این زمینه عربستان کارنامه سیاهتری از ایران دارد و در مسائل داخلی کشورهای منطقه بیش از ایران دخ می کند.

بله، ایران مقابل سیاستهای در منطقه می ایستد. در مقابل هم به ایران ضربات زیادی زده است. مثلا در کودتای 1953 ت دموکراتیک مصدق را سرنگون کرد و شاه دیکتاتور و سرکوبگر را به قدرت بازگرداند. درنتیجه متحد شاه شد و دشمنان شاه تبدیل به دشمنان شدند و در نهایت شاه را برکنار د و دست در ایران خالی ماند. در جنگ هشت-ساله از صدام حمایت کرد و از آن زمان تاکنون بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است. بعلاوه، تحریمهای اقتصادی علیه ایران، حملات سایبری و تجهیز و حمایت از دشمنان ایران در خلیج (فارس) و تلاش برای سقوط ت یعنی تنها متحد ایران در منطقه، نمونه هایی از مداخلات بر علیه تهران هستند.

دادگاه اخیراً 920 میلیون دلار از دارایی های ایران را برای خانواده های حملات تروریستی علیه ملوانان یی در سال 1983 بیروت توقیف کرد. اما چرا هرگز نمی پرسیم که این نیروهای یی در لبنان چه می د و ریگان چرا هرگز پاسخی نداد. آن زمان حزب الله هنوز وجود نداشت. ایران اتهامات را رد کرد و کارشناسان یی از دخ ایران ابراز تردید د و هرگز مدرکی علیه ایران ارائه نشد. اصلاً عملیات بیروت ترورسیتی نبود، جنگ بود علیه که در امور داخلی لبنان مداخله نظامی می کرد و وارد یک جنگ داخلی شده بود. البته ریگان آن را عملیات حفاظت از صلح نامیده بود. ولی در این جدال هرگز بی طرف نبود. دریانوردان یی مستحق مرگ نبودند لکن ت ریگان آنها را وارد یک جنگ داخلی پیچیده در لبنان کرد و اینگونه شد که آنها مظلومانه هدف قرار گرفتند. هرگز اشتباهات خود را نپذیرفت و انگشت اتهام را به سمت ایران نشانه گرفت. به گفته بنیس فرانک تاریخدان مشهور، همان زمان فرمانده نیروی دریایی ، تیموتی گراگتی حمایت از لبنان ماهیت این یت را تغییر داد و به حمله مخالفان به نیروهای یی مشروعیت داد.

ایران یک کنشگر خودخواه و سلطه جو در خاورمیانه است. اما فقط تهران اینگونه نیست. و بالا ه باید یک روز سیاستی متوازن تر در خاورمیانه دنبال کند و اشتباهات متعدد و بزرگ خود را بپذیرد.

عنوان انگلیسی:
washington’s dangerous fixation on iran
by doug bandow

مجله تلگرامی مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




تحریم ها زمینه ساز دیکتاتوری یا مردمسالاری؟

درخواست حذف اطلاعات

✍️ پروفسور پیتر بینارت، نیویورک
ترجمه: اسفندیار خ
✍️ تجارب تاریخی نشان می دهد که تحریمهای اقتصادی موجب می شوند کنترل جامعه هدف به دست انحصارطلبان حاکم بیفتد و روند مردمسالاری به حاشیه رانده شود. تاریخچه طولانی مداخلات در امور داخلی کشورهای مختلف نشان می دهد که این مداخلات همواره یک مشکل را حل کرده اند اما مشکلات بزرگتری را به وجود آورده اند. مثلاً در دهه 1980 ت ریگان مجاهدین افغانی را برعلیه شوروی تجهیز و حمایت کرد. لکن همین مجاهدین، القاعده را بوجود آوردند و با مرگبارترین حملات یازده سپتامبر هزاران یی را به خاک و خون کشیدند و هزاران میلیارد دلار بودجه جنگ با تروریسم را روی دست مالیات دهندگان یی گذاشتند.
✍️ تحقیقات نشان داده اند که تحریم ها جوامع هدف را به سمت دیکتاتوری سوق می دهند. تحقیقات ممفیس توسط پروفسور دورین پ ن در سال 2009 نشان داد که تحریمهای 1981-2000 وضعیت در کشورهای هدف را ابتر کرده بود. سال بعد تحقیقات مشترک همین پژوهشگر با پروفسور کوپردروری از میسوری نشان داد که جوامعی که هدف تحریم قرار گرفته اند در تمام شاخصهای دموکراسی افت کرده اند و به سمت دیکتاتوری متمایل تر شده اند. اما چرا؟

  1. تحریمها موازنه قدرت را به نفع رژیم حاکم و به زیان مردم منتقد تغییر می دهند و موجب می شود منابع قدرت اقتصادی و به دست حکومت بیفتد. تحریمها مردم را بیش از گذشته وابسته به جیب ت می کند و نیروهای دموکراتیک دستشان از این منابع خالی می ماند. تحقیقات پروفسور کوپردروری و پ ن نشان داد که در شرایط تحریم تها منابع مالی را به سمت هواداران خود سوق می دهند تا اثرات تحریمها بر آنان را کم کنند و حمایت ایشان را برای ادامه حکومت خود تضمین کنند. در سال 1985 سازمان ملل با طرح نفت در برابر غذا موجب تقویت رژیم صدام شد. زیرا این رژیم با کنترل دفترچه های توزیع مواد غذایی، خانوارهای عراقی را مطیع و وابسته به خود گرداند.
  2. تحریمها موجب فرار مغزها و استعدادهای هوادار دموکراسی می شود و زمینه را برای سلطه دیکتاتوری بر جامعه فراهم می کند. برآوردها نشان می دهند که بیش از سه میلیون نفر از نیروهای متخصص عراقی در دهه 1990 این کشور را ترک د. نیروهای متخصص باقیمانده در عراق دست از کارهای پژوهشی و صنعتی برداشتند زیرا درآمدی عایدشان نمی شد و سرمایه های انسانی عراق تلف شد و این کشور به دست اندک نیروهای بی تجربه هوادار ت اداره می شد.
  3. تحریمها طیقه متوسط یعنی موتور محرکه دموکراسی را متلاشی می کنند و به جمعیت فقیری می افزایند که خواسته آنان فقط سیر شکمشان خواهد بود نه و مشارکت در تعیین سرنوشت خود. فقر و بیکاری فقط به بیماری و عدم امنیت منجر نمی شود، بلکه فرهنگ و باور مردم را نیز فاسد می کند و همبستگی اجتماعی را متلاشی می کند و زور را جانشین قانون می کند. پروفسور لی جونز از کوین مری در کتاب "جامعه محاصره شده" درباره عراق می نویسد: اتحاد تحریمها و دیکتاتوری موجب شد که مقاومت دموکراتیک در مقابل صدام متلاشی گردد. اینگونه بود که بعد از سقوط صدام، افراط گرایان ی بر عراق حاکم شدند و سایه آنها دهها سال دیگر ادامه خواهد داشت.


✍️ ایران عراق نیست و زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی ایران از عراق غنی تر است. اما چهل سال است که این کشور نیز با گونه های خفیفی از تحریمها دست و پنجه نرم می کند. این تحریمها فقط در سالهای 1390-1393 دوره اوباما شدید و فراگیر بوده اند. در همین سالها ارزش پول ایران و درآمد مردم را به شدت کاهش یافت. این تحریمها موجب شد که اقتصاد ایران به انحصار نظامیان درآید و فساد اقتصادی در این کشور فراگیر شود. این نظامیان با دور زدن تحریمها درآمد سرشاری ب کنند و بازار تولید و توزیع را در انحصار خود گرفتند و بخش خصوصی و طبقه متوسط را به حاشیه رانده شدند.

✍️ ت ترامپ با وج از و تحریم ایران قدم در همان راه گذاشته است و مردمسالاری نوپا را هدف قرار داده است و می رود که چشمه های امید به صلح و امنیت در منطقه خاورمیانه را بخشکاند و جامعه مدنی ایران را تضعیف و افراط گرایان را تقویت کند. به گفته یکی از کارشناسان ایرانی، وقتی که مردم زیر خط فقر له می شوند، تنها آرزوی آنها لقمه ای نان برای زنده ماندن خواهد بود نه تغییرات دموکراتیک . تحریمهای ایران طبقه متوسط را تضعیف می کند و ندای مردمسالاری را به حاشیه می راند و قدرت حاکمه را مستحکمتر و چابکتر می سازد و تنها راهی که پیش روی نخبگان می گذارد فرار مغزها خواهد بود./ انتشار با ذکر نام نویسنده و مترجم آزاد است

عنوان انگلیسی:
how sanctions feed authoritarianism
peter beinart
مجله تلگرامی مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




چرا ترامپ همچنان به بحران سازی ادامه می دهد

درخواست حذف اطلاعات

دیوید گراهام، نشریه آتلانتیک

✍️ رئیس جمهور به بحران سازی ادامه می دهد زیرا وی برای حفظ پایگاه حمایت خود به آنها نیاز دارد. ترامپ برای حفظ حمایتش نیاز به بحران ها دارد. اگر به اتفاقات در ده روز گذشته در نگاه کنید، به سادگی می توان گفت رئیس جمهور ترامپ تمایل دارد بحران برای خود ایجاد کند. من این را می دانم برای این که در روز چهارشنبه دیدم که وی دستور اجرایی را برای پایان دادن به جداسازی غیرقانونی خانواده ها در مرز امضاء کرد. بحران در جریان برتری جویان سفیدپوست در شارلوتزویل در ویرجینیا ، رفتن به آستانه جنگ با کره شمالی، برکناری جیمز کومی و بحران های کوچک تر فراموش شده دیگر را می توان دید. چرا او چیزی یاد نمی گیرد؟ حقیقت این است که ترامپ به بحران سازی ادامه می دهد زیرا به آنها نیاز دارد. نامزد شدن ترامپ براساس بحران سازی بود. حضور وی در انتخابات شا ار نبود با توجه به... این که باراک اوباما به عقلانیت معروف و اقتصاد در حال رشد بود اما تلاش ماهرانه ترامپ برای ایجاد بحران ها موجب شد کمی کمتر از اکثریت در این کشور به او رای دهند با وجود این که وی نامزد ضعیفی بود. وی درباره افزایش مهاجران تبلیغات به راه انداخت و این در حالی بود که عبور از مرز کم شده بود، او تصویری تاریک از افزایش جنایت در کشور ترسیم کرد در حالی که نرخ جنایت به کمترین حد در تاریخ رسیده بود و هشدار داد که چین در حال سرقت مشاغل است و ارز را دستکاری می کند، در حالی که از دست رفتن شغل به خاطر چین و کاهش ارزش یوان سالها قبل افزایش یافته بود. حرف بحران هم در سخنرانی وی برای نامزد شدن در مجمع ملی جمهوریخواهان و هم سخنرانی وی در مراسم تحلیف نمایان بود.

✍️ترامپ گفت که به جداسازی خانواده ها پایان خواهد داد،کاری که خود انجام داده بود. عقلانیت متعارف می گوید در زمانی که اقتصاد در حال رشد است، رئیس جمهوری باید محبوبیت داشته باشد(نه ترامپ) و آن رئیس جمهور باید تمرکزش را به رشد اقتصاد معطوف کند.(ترامپ در حال انجام این کار نیست). ترامپ درباره اقتصاد بلوف می زند و شکایت ها در این زمینه در لنز رسانه ها پوشش داده نمی شود. رسانه ها وقت انجام این کار را ندارند زیرا آنها سرگرم پوشش دادن بحران هایی هستند که کاخ سفید ایجاد کرده است و کاخ سفید می خواهد که این بحران ها را ایجاد کند زیرا این راهی برای حفظ پیوندهای حامیان رئیس جمهور با او است.

✍️ترامپ رئیس جمهور روزهای خوش و خوش بینی نیست، تنها چیزی که او دارد عشق به گلف است. ترامپ خود را رئیس جمهور دوران بحران نشان داده است. اگر همه چیز خوب پیش رود، رای دهندگان به سمت ت توانمند دیگری اعم از جب بوش یا هیلاری کلینتون متمایل خواهند شد. آنها فقط در زمان فاجعه در کنار ترامپ خواهند بود. اگر همه چیزها به خوبی پیش رود، بودن در کنار ترامپ بسیار خسته کننده خواهد بود. /عصر دیپلماسی

مجله مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




ان: مذاکره با فعلاً به مصلحت نیست

درخواست حذف اطلاعات

اسماعیل سلطنت پور،خبر نگار
سید حسین ان دیپلمات ارشد سابق ایران و فعلی پرینستون ست. او 15سال قبل و در اوج بحران هسته ای ایران مسئولیت سخنگویی تیم مذاکره کننده هسته ای ایران با غرب را عهده دار بود. ان سال هاست در به سر می برد اما همچنان به عنوان تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در رسانه ها حضور فعالی دارد. ان در رابطه با تازه ترین تحولات سیاست خارجی به خصوص توافق هسته ای با خبرنگار همشهری گفت وگو کرده که مشروح آن را در ادامه می خوانید.
آقای ان به عنوان سؤال نخست؛ فکر می کردید ترامپ از خارج شود؟ نظر شما درباره نوع واکنش ایران به اقدام چیست؟
از نخستین ماه های روی کارآمدن ترامپ، طی مصاحبه ها وسرمقالات گفتم که نخستین برنامه مثلث واشنگتن-تل آویو -ریاض، نابودی است. موضع اولیه ایران در واکنش به وج از ، از سوی صاحب نظران واکنشی مدبرانه تلقی شده، منتهی همه منتظر تصمیم نهایی ایران هستند...

به نظر شما ماندن ایران در ی که فایده ای ندارد باعث پیشروی غرب در سایر موضوعات نخواهد شد؟

این 3 مسئله از هم جداست.

مسئله اول اینکه عقب نشینی مطمئنا موجب افزایش خواسته های ترامپ و ضعیف شدن موضع ایران خواهد بود. دراین مورد نباید شک کرد. مسئله دوم اینکه ماندن در ی که فایده ای برای ایران ندارد هم اشتباه است. این هم روشن است. اما مسئله سوم که بسیا یچیده و غامض است، ارزی درست از مضار و منافع ماندن یا نماندن در است. در این زمینه 2نکته راهبردی باید در ارزی ها مدنظر قرارگیرد؛ نخست اینکه از نظر من مهم ترین تصمیم سیاست خارجی نظام در حیات (ره) پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود که شخص ایشان تصمیم گرفت و همه مسئولیت های آن را هم پذیرفت. تصمیمی که به عقیده من موجب حفظ اصل نظام شد. به نظر من در تاریخ ی حضرت آیت الله هم مهم ترین تصمیم سیاست خارجی ایران، پذیرش بوده که یک تصمیم اجماعی همه ارکان اصلی نظام همچون مجلس، ت، شورای امنیت و ی بود. اما بحران هسته ای ایران بدون مذاکره مستقیم با ، به نتیجه نمی رسید. دلیل ساده آن هم این واقعیت است که 10سال مذاکره ایران با اروپا و روسیه و چین از سال ۸۲ تا ۹۲ به جایی نرسید. در این مورد هم باید بدون تعارف اعتراف کنیم که این تصمیم تاریخی و شجاعانه شخص ی بود که مذاکرات مستقیم هسته ای ایران و در دوران ریاست جمهوری آقای و آقای را ممکن ساخت.

نکته دیگر این است اکنون که از خارج شده، در آستانه سومین تصمیم مهم تاریخی خود در سیاست خارجی قرار گرفته است.

اشاره کردید بدون مذاکره ایران و به نتیجه نمی رسید. اگر را بین ایران و بدانیم، نظر شما درباره بدون چیست؟

بین ایران و نیست، بلکه یک توافق چندجانبه بین المللی است، ضمن اینکه یک فاکتور تعیین کننده است. اما در مورد بقا یا عدم بقای منهای هم توجه به چند نکته کلیدی است:

توان ایران و 5 قدرت جهانی امضا کننده درمورد بقا یا عدم بقای منهای ، 4اثر مهم بین المللی و منطقه ای خواهد داشت، بقای یک ش ت بین المللی برای ترامپ و و متقابلا نابودی یک موفقیت بزرگ برای خواهد بود، چون پیام به قدرت های جهانی این خواهد بود که همه شما با هم منهای توان محدودی دارید. پیام به ایران هم این خواهد بود که برای حل مسائل یک راه دارید و آن هم مذاکره با ست.

نکته دیگر این است که بقای یک گام در تضعیف و ش تن ابهت ی بلامنازع بر جهان تلقی خواهد شد. ی ترامپ علاوه بر ، از چند معاهده مهم منطقه ای و بین المللی خارج شده است. نابودی معاهدات مذکور در غیاب به معنی سلطه برجهان است و بالع . از طرفی بقای یک ش ت سنگین برای دشمنان منطقه ای ایران همچون و عربستان و نابودی به معنی موفقیت دشمنان ایران در منطقه تلقی خواهد شد. و دست آ اینکه بقای موجب تقویت چندجانبه گرایی جهانی در مقابل یکجانبه گرایی خواهد شد و بالع .

علاوه بر آنچه اشاره شد، 2بال دارد؛ بال اول مقبولیت قانونی بین المللی غنی سازی و آب سنگین و سایر برنامه های هسته ای ایران و بال دوم منافع اقتصادی ایران است. به نظر من منهای ، به معنی پرواز ایران با یک بال سالم (غنی سازی ، آب سنگین و...) و یک بال ش ته یا حداکثر نیمه ش ته (منافع اقتصادی) خواهد بود. چون واقعیت این است که مجموع توانایی روسیه و چین و اروپا و سایر قدرت های جهانی در تأمین منافع اقتصادی ی ایران منهای ، حداکثر 50درصد خواهد بود. این 50درصد هم درصورتی تحقق خواهد یافت که ایران بتواند مشکلات مدیریتی داخلی نظام اقتصادی خود را حل کند. اینکه بعد از وج از ، شاهد سقوط وحشتناک ارزش پول ملی ایران بوده ایم، بخش عمده آن به خاطر آشفتگی های نظام اقتصادی داخلی ایران است؛ ازجمله آشفتگی های روانی، فساد، قاچاق، رانت خواری، معضلات سیستم بانکی داخل و ناهماهنگی های بین ارکان اصلی کشور و مشکل مدیریتی.

برخی پیشنهاد می دهند ایران به جای وج از اجرای تعهدات خود را معلق نگاه دارد.

بنا به ملاحظاتی بنا ندارم در مورد ماندن یا نماندن ایران در نظر بدهم تا مبادا خدای ناکرده، موجب تضعیف تصمیم نهایی ایران شود.

گفته شده ترامپ در جریان سفر سال گذشته آقای پیشنهاد گفت وگو به او را داده بود، آیا با ترامپ می توان مذاکره کرد؟

این درست است که آقای ترامپ پیشنهاد شام به آقای داد که پذیرفته نشد. پیشنهاد فعلی ترامپ برای گفت وگوی مستقیم با ایران براساس این فرضیه است که ایران نخواهد پذیرفت. ضمن اینکه اگر ایران بدون مقدمات لازم و به صرف فشارها و شعار های تند ترامپ، پیشنهاد او را بپذیرد، تعبیر به موضع ضعف خواهد شد.

ارزی شما از ایده وم مذاکره مستقیم ایران و چیست؟

از نظر من مذاکره با در شرایط فعلی به 3دلیل به مصلحت نیست؛ اولا طبق قانون اساسی، مذاکره و هرنوع توافق با از اختیارات ی نظام است. لذا تا زمانی که معظم له موافق نیستند، دامن زدن به این موضوع درداخل مضر است. ثانیا ما در داخل راجع به این موضوع اجماع نداریم. تا زمانی که مذاکره با موجب شکاف و اختلاف داخلی باشد، این مذاکرات، مضر است، به نتیجه نمی رسد و اگر به نتیجه هم برسد، پایدار نخواهد ماند و نهایتا هم هر مذاکره کننده ای متهم به خیانت خواهد شد. ثالثا تیم مذاکره کننده مورد اعتماد کامل شخص ی باشند و معظم له مذاکرات را هدایت کنند، چون این موضوع فراتر از ت است و یک موضوع حکومتی و حاکمیتی است.

باتوجه به این 3اصل اصولا جنجال درداخل درموضوع مذاکره یا عدم مذاکره با را مفید نمی دانم. من هم نامه حدود 100فعال در مورد ورود به مذاکره مستقیم بدون پیش شرط با ترامپ را در رسانه ها خواندم. درست این بود که به جای نامه سرگشاده و انتشارآن، طی نامه ای محرمانه وخصوصی، پیشنهادهای خود را تقدیم مقام ی می د تا بر دامنه اختلافات داخلی افزوده نشده و از جنجال داخلی پرهیز شود.



گفتید مشکل فعلی ایران و نیست و مسائل منطقه است.

متحدین در منطقه یا ش ت خورده یا در موضع ضعف هستند. این عوامل فرصتی برای گسترش نفوذ ایران در منطقه به وجود آورده که ، کل جهان غرب و کشورهای متحد درمنطقه را به وحشت انداخته است. از نظر آنها، این شرایط ممکن است موجب تسلط ایران برمنطقه شود که خط قرمز آنهاست.

فکر نمی کنید مذاکره مجدد تله ای برای گرفتار شدن ایران در موضوعات منطقه ای و موشکی باشد؟

بنا به 3 دلیلی که قبلا توضیح دادم، من اصولا با مذاکره با در شرایط جاری موافق نیستم. منتهی درواقع مذاکره مجدد درمورد هم مسئله اصلی ترامپ نیست. او به دنبال یک گفت وگوی جدید با ایران است که عمده آن به کل مسائل منطقه مربوط باشد. از نظر من موضوع موشکی هم برای ترامپ موضوع اصلی نیست. فرض کنید یک جلسه مذاکره ای بین سران ایران و برگزار شده و روی کلیاتی درمورد منطقه هم توافق کرده اند. ترامپ بعد از جلسه در یک مصاحبه مشترک مطبوعاتی مثلا خواهد گفت: «موضوع موشکی ایران حل شد چون ایران قول داد که موشک با قابلیت حمل سلاح هسته ای نسازد و فعلا هم برد موشکی خود را از 2هزار کیلومتر افزایش ندهد.

این 2موضوع جزو سیاست های فعلی ایران است و ربطی هم به مذاکره با ندارد. منتهی ترامپ برای اینکه از موضوع موشکی آبرومندانه عبور کند، به قول ما ایرانی ها روغن ریخته را نذر زاده می کند. تنها چیزی که برای او مهم است، ثبت موفقیت هایی به نام خودش است هرچند که توخالی باشد.

بافرض چنین مذاکره ای، ترامپ در مورد چه می گوید؟

او درمورد هم برای مثال خواهد گفت: «ما باایران توافق کردیم که همه دسترسی های لازم را به آژانس بدهد، بعد از اینکه دوره زمانی محدودیت های فعلی برنامه هسته ای ایران تمام شد، گفت وگوهایی داشته باشیم که اطمینان حاصل کنیم ایران هیچ گاه ظرفیت توسعه برنامه هسته ای خود را درحدساخت بمب افزایش نخواهد داد. ضمنا با ایران توافق کردیم که برای عاری سازی سلاح های هسته ای و کشتارجمعی درکل خاورمیانه همکاری کنیم. اینها دستاوردهای بزرگی است که هیچ رئیس جمهوری قبل از من به آن دست نیافته بود.» چنین مواردی هیچ چیز جدیدی ندارد و ایران هم به آژانس دسترسی های لازم را می دهد و هم 50سال است که دنبال عاری سازی خاورمیانه از سلاح های هسته ای است. البته چنین مذاکره ای درشرایط جاری رخ نخواهد داد، منتهی برای شناخت شخصیت ترامپ عرض می کنم.

اخیرا مقاله ای در یکی از سایت های خبری ایران منتشر شده و این سایت با اشاره به نامه فعالان برای گفت وگو با چنین ادعا کرده که حدود دو سه هفته پیش، کانال رو مه تی ایران فایل صوتی کوتاهی از سیدحسین ان یکی از دیپلمات های سابق کشورمان منتشر کرد که در آن عنوان شده بود باید بر سر میز مذاکره با ترامپ بنشینیم تا مشکلاتمان با حل شود. نظر شما درباره این ادعا چیست؟

آنچه در مورد مصاحبه من ادعا شده کاملا خلاف حقیقت و واقعیت است. خوشبختانه متن کامل مصاحبه صوتی من در رسانه های متعدد ایران به این شرح منتشر شده که پاسخ من چنین بود: «شخصاً معتقدم شرایط برای گفت و گو با ترامپ مناسب نیست. وقتی او از خارج می شود و می گوید من به جنگ منطقه ای ایران می روم و نیروهای خود را بسیج می کند و بعد تهدید می کند که با سیاست فشار، ایران را به پای میز مذاکره می آورد، اگر ما در چنین شرایطی مذاکره کنیم تصورش این خواهد بود که ایران به خاطر فشار مذاکره می کند بنابراین به سیاست فشار در دنیا علیه ایران مشروعیت خواهد بخشید و می گوید راه حل تسلیم شدن ایران، اعمال فشار است. به همین دلیل الان شرایط را مناسب نمی دانم، منتهی تمام دیپلماسی منحصر به این نیست و نخواهد بود که ما با ترامپ مذاکره مستقیم داشته باشیم یا نداشته باشیم. به هر حال از خارج شده و یک اجماع جهانی علیه این کشور در حمایت از ایران و وجود دارد و این اجماع، خود یک فرصتی است که شاید در گذشته هیچ وقت نداشتیم. اگر ایران بخواهد صرفاً درباره با قدرت های اروپایی و چین و روسیه مذاکره کند، کار درستی است و باید این مسیر را ادامه دهد تا این توافق را حفظ کند.»

برخی مدل کره شمالی را نشان دهنده بی نتیجه بودن رویکرد مقاومت در برابر فشار و تحریم می دانند و از سوی دیگر برخی تن دادن ترامپ به مذاکره را به پشتوانه بمب اتمی کره شمالی تلقی می کنند، به نظر شما کره شمالی تحت تأثیر فشار اقتصادی تن به مذاکره داد یا تحت تأثیر قدرت اتمی کره شمالی؟

کره شمالی ۶۰ سال به دنبال مذاکره مستقیم بدون پیش شرط با بود و این بود که نمی پذیرفت.از سوی دیگر کره شمالی اکنون هم با داشتن بمب هسته ای وارد مذاکره شده است.

همچنین کره شمالی دچار جدال جناح های در داخل کشورش نیست و هر تصمیمی ی آن بگیرد اعم از اینکه موفق شود یا ش ت بخورد، اجماع داخلی در حمایت از نتیجه را در مشت خود دارد.

نکته دیگر این است که کره شمالی محدودیت ایدئولوژیک برای ساخت بمب هسته ای نداشت. ایران اگر از خارج شود و حتی از معاهده ان پی تی هم خارج شود، طبق فتوای ی نمی تواند بمب هسته ای بسازد. کره شمالی از معاهده ان پی تی خارج شد و بمب را هم ساخت.

لذا مقایسه ایران و کره شمالی قیاس مع الفارق است، چون ایران اصولا همیشه مخالف مذاکره با بوده، بمب هسته ای ندارد، اجماع داخلی هم در مورد موضوع مذاکره با ندارد و تحت هیچ سناریویی هم نمی تواند سراغ بمب هسته ای برود تا با بمب هسته ای وارد مذاکره شود.

به نظر شما هدف غایی ترامپ از اقدامات علیه ایران چیست؟ مدیریت یا تغییر یا براندازی؟

هدف غایی ، نئوکان های و عربستان براندازی حکومت و تجزیه ایران است، ضمن اینکه ترامپ یک موجود استثنایی است. ببینید او یک جلسه با کره شمالی گذاشت و یک توافق کلی 2صفحه ای را امضا کرد و بلافاصله هم گفت تهدید سلاح های هسته ای کره شمالی مرتفع شد بدون اینکه حتی یک بمب هسته ای کره شمالی نابود شده باشد. لذاروشن است که ترامپ نیازمند شوی تبلیغاتی پیروزی است ودر این راه ممکن است امتیازات زیادی هم بدهد.

آیا این تحلیل درست است که روسیه بعد از وج از بازی تازه ای را به خصوص درباره تحولات آغاز کرده است؟

اینکه تصور کنیم روسیه باید درچارچوب سیاست های منطقه ای ایران تصمیم گرفته و عمل کند، واقع بینانه نیست. روسیه یک قدرت جهانی است که هدف غایی اش این است که در منطقه، قدرت بین المللی برتر باشد. برای این هدف باید باهمه قدرت های منطقه ای اعم از ایران و و عربستان رابطه فعال و تعامل داشته باشد. البته اگر مسکو روزی بین ایران یا عربستان مجبور به انتخاب شود، ایران را انتخاب خواهد کرد اما این معادله معلوم نیست که در مورد صادق باشد.

درصدد تحریک ایران است و بارها به مواضع ایران حملاتی داشته است، به نظر شما این مقدمه یک درگیری جدی تر بین ایران و نخواهد بود؟ عربستان قبلا گفته بود جنگ را به داخل ایران می کشاند، به نظر شما احتمال اینکه سعودی ها بخواهند وارد ماجراجویی علیه ایران شوند وجود دارد؟

من تردید ندارم که عربستان و به دنبال کشاندن پای به حمله نظامی به ایران هستند چون این دو هیچ کدام ظرفیت حمله نظامی به ایران را ندارند و چنین ریسکی را نخواهند پذیرفت مگر اینکه از ورود مطمئن شوند. استراتژی فعلی ترامپ هم ورود به تقابل نظامی با ایران نیست. ترامپ دنبال افزایش فشار به ایران است تا ایران دعوت او به مذاکره مستقیم را بپذیرد. منتهی فعلا 3فاکتور ترامپ، شرایط منطقه و آینده ، قابل پیش بینی نیستند.

به نظر شما ایران هم اکنون چه رویکردی را باید در قبال ترامپ در پیش بگیرد؟ مدارا تا اتمام دوره یا اقدام فعالانه برای فعال ل های داخل ؟ با فرض ادامه وضعیت فعلی برای گرفتارنشدن ایران در آثار تحریم های ناشی از وج چه می توان کرد؟

تجربه نشان داد که کشور ما با این شرایط داخلی، ظرفیت تصمیمات بزرگ و بن بست شکن را ندارد. تصمیمی بود که همه ارکان نظام آن را تصویب د با وجود این، از روز اول مذاکره کنند گان متهم به خیانت شدند تا جایی که در روز قدس امسال، عده ای آقای صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی را خائن خواندند. همه روسای سازمان های اتمی کشور های جهان را جمع کنید، مدیری ازنظر تخصص و تعهد و سلامت مثل صالحی پیدا نمی کنید. حالا وضع ما را با مقایسه کنید. ترامپ را بدترین توافق تاریخ خواند و از آن خارج شد اما احدی تاکنون کمترین توهین یا اتهامی را متوجه آقای مونیز همتای یی صالحی نکرده و مورد احترام کامل است.

صادقانه بگویم هرتصمیم مهم در مناسبات منطقه ای و جهانی، نیازمند یک وضع داخلی منسجم و هماهنگ است. درحالی که ایران با تهدیدات فوق العاده منطقه ای و بین المللی مواجه است، جناح های در داخل سال هاست که مشغول ب سر یکدیگر هستند و هر جناحی هم با بدترین تهمت ها و توهین ها، گناه مشکلات کشور را گردن دیگری می اندازد.

برای ایجاد اجماع و وحدت داخلی نیاز به درک درست از شرایط داخلی و خارجی کشور، فداکاری و ازخودگذشتگی است. با این وضع، مشکلات اقتصادی فعلی مردم و منافع کلان ملی کشور 2قربانی اصلی اختلافات فعلی جناح های داخلی هستند. بزرگان نظام باید قبل از هرچیز دراین مورد چاره شی کنند؛ حتی به قیمت یک خانه تکانی اساسی در ت یا حتی استعفای ت فعلی و برگزاری انتخابات زودرس، زیرا استمرار وضع فعلی تا 2سال دیگر، ممکن است موجب لطمات غیرقابل جبران شود.




ترامپ در شرق آسیا بازنده است

درخواست حذف اطلاعات

فرید زکریا
لی کوآن یو مرحوم (اولین نخست سنگاپور) معمولا به من می گفت: " اگر بتواند قدرت اصلی اقیانوس آرام باشد، می تواند در قرن 21، قدرت اصلی دنیا باقی بماند." لی، بنیانگذار سنگاپور مدرن و یکی از باهوشترین ذهن های استراتژیک است که در عمرم دیده ام، در اوا زندگی اش در مورد این موضوع صحبت می کرد چون نگران از دست رفتن ثباتی بود که موجب رشد فوق العاده جهان در نیم قرن گذشته شده بود. از نظر او را ار اصلی تعامل عمیق با آسیا بود. به نظر می رسد پرزیدنت ترامپ تمام تلاشش را برای نقض گفته ی لی به کار گرفته است.
رسانه ها اشتباه متوجه شده اند. تیتر واقعی نشست ترامپ با کیم که به طور متناقضی در سنگاپور، ت-شهری که لی ساخته است، برگزار شدباید اینگونه می بود: " اتحاد 70 ساله خود را با کره جنوبی تضعیف می کند." قابل توجه ترین اقدام ترامپ، فقط ستایش افراطی دیکتاتور کره شمالی، کیم جونگ اون نبود، بلکه اعلام لغو تمرین نظامی با کره جنوبی، که از نظر کره شمالی تحریک آمیز است، نیز به همان اندازه قابل توجه بود.

احتمالا به رئیس جمهور اطلاعات درست داده نشده است. در واقع، این کره شمالی است که کره جنوبی را تحریک و تهدید می کند. همانطور که در سال 1950 به کره جنوبی حمله کرد. احتمال می رود که کره شمالی حدود یک میلیون نیروی فعال نظامی داشته باشد که تقریبا دو برابر نیرو های کره جنوبی است و احتمالا حدود 20 تونل، برای حملات غافلگیرانه ساخته است. کره شمالی همچنین بیش از 6000 توپخانه دارد که برد آنها تا خاک کره جنوبی می رسد. وزارت دفاع در سال 2006، پیش بینی کرد که اگر کره شمالی حملات توپخانه ای به سمت کره جنوبی را آغاز کند، 250000 نفر تنها در سئول کشته خواهند شد. کره شمالی 60 بمب اتم به همراه موشک های حامل آنها دارد. "بازی های جنگی" کره جنوبی با ، تمرینات دفاعی ضروری هستند که زیر سایه ی یک دشمن متخاصم انجام می شود.

ترامپ حتی اشاره کرد که مایل است به حضور نظامی نیروهای یی در کره ی جنوبی پایان دهد. ترامپ اشتباه فکر می کند که این اقدام، صرفه جویی در هزینه است، مگر اینکه بخواهد نیروهایش را از ح آماده باش خارج کند که به معنی کاهش تعداد نیروی فعال نظامی است که در تضاد کامل با سیاست های خود او است. از آنجایی که نیمی از هزینه های حضور نظامیان یی را کره جنوبی می پردازد، انتقال آنها، کم هزینه نخواهد بود. به خاطر تجارب تلخی که داشته، متوجه شده که داشتن نیروی نظامی آماده، آموزش دیده و مطلع از جغرافیای محلی، خیلی بهتر از نگه داشتن تمام نیروها در است تا زمانی که مشکلی به وجود آمد بخواهد آنها را اعزام به خارج کند.

تعدادی از مفسران اشاره کرده اند که پیروز اصلی نشست سنگاپور، قدرت بزرگی بود که حتی در آنجا حضور نداشت: چین. کاملا درست است. خواسته های همیشگی چین را در نظر بگیرید. اول اینکه کره ی شمالی به ثبات برسد. تا همین اوا ، بحث های زیادی در مورد سرنگونی قریب الوقوع رژیم کره شمالی وجود داشت که برای چین این مسئله کابوس بود چون که اتحاد بر اساس شرایط کره جنوبی شکل می گرفت و این بدان معنی بود که یک کشور دموکرات بزرگ با متحد و پایگاهی برای نیروهای نظامی در مرز چین می شد. اما اکنون که قول تضمین امنیت کره شمالی را داده است، احتمال وقوع این کابوس بعید به نظر می رسد.
خواسته ی دوم چین، رهایی یافتن از شر حضور نیروهای یی در آسیا است. ترامپ نیز به نظر می رسد تمایل دارد این کار را انجام دهد. پس از جنگ سرد، بسیاری از کشور های آسیایی نگران بودند که از آسیا خارج شود و متحدانش را با الطاف محبت آمیز چین در حال ترقی تنها بگذارد. جوزف نای، یکی از مقامات عالی وزارت دفاع در ت کلینتون، برای حصول اطمینان از اینکه منطقه را ترک نخواهد کرد، بیانیه ای رسمی را منتشر کرد که بر اساس آن متعهد به حضور صد هزار نیروی نظامی در آسیا می شد.
برای چین، ت ترامپ مانند موهبتی است که هنوز دارد از عطایای آن بهره می برد. ترامپ دوران ریاستش را با وج از همکاری ترانس پاسفیک آغاز کرد که گروهی از متحدان این همکاری را به مظنور ایجاد جایگزینی برای بازار چین به وجود آورده بودند.
لی درست می گفت. بازی طولانی در چند دهه ی آینده، این است که چگونه با چین در حال ترقی رفتار کند. و هم اکنون ما در حال وج از این زمین بازی هستیم. منبع: @irdiplomat

مجله تلگرامی مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




ترامپ نامزد جایزه فرومایگی: ریئس جمهور ویرانگری است

درخواست حذف اطلاعات

توماس ف ن
توماس ف ن سه بار برندهٔ جایزهٔ پولیتزر در ادبیات و رو مه نگاری شده است.
◀️ ترامپ اول حزب جمهوری خواه را بر اساس تفکراتش تغییر داد، حالا هم سعی دارد را به همین شکل تغییر دهد – را تبدیل کند به کشوری خودخواه، دروغگو، که هیچ دوست ندارد، غیر قابل پیش بینی، بی هیچ تعهدی نسبت به ارزش ها، آماده ی خنجر زدن به پشت هر متحدی که به خواسته های ما عمل نکند و کشوری که با حکومت های دارای مافیا و دیکتاتوری رابطه ی بهتری نسبت به حکومت های دموکرات دارد.
خدا نیاورد روزی را که تبدیل به ایالات متحده ی ترامپ شود. این مسئله آینده ی ما و ثبات جهان را به خطر خواهد انداخت. تمام منافع ملموس و ناملموس حاصله از نظم جهانی، که ما به وجود آوردیم، به ما کمک کرده است تا تبدیل به ثروتمند ترین، امن ترین و محترم ترین کشور در تاریخ باشیم. اما اگر به یک ی زشت تبدیل شویم، فقط امنیت مان بیشتر به خطر خواهد افتاد.
خوشحالم که ترامپ با کیم جونگ اون وارد مذاکره شده است. اما ترامپ خیلی دغل کار است. برای اب آماده تر از ساختن است و آنقدر ساده لوح است که هر ی می تواند راحت چاپلوسی اش را د. هنوز خیلی زود است که بگوییم نتیجه ی نشست سنگاپور چه خواهد بود. اگر نتیجه خلع سلاح هسته ای شبه جزیره ی کره باشد، من خودم به شخصه ترامپ را نامزد جایزه ی صلح نوبل می کنم. اما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد. اما فعلا من او را نامزد "جایزه فرومایگی" می کنم. این جایزه متعلق به ی است که از اختیارات ریاست جمهوری اش برای تضعیف امنیت فردی شهروندانش و ارزش های کشورش استفاده کند.
به من بگویید که آیا اکنون بیشتر احساس امنیت می کنید؟...
اگر ی هستید که از قبل دچار بیماری جسمی هستید و برنامه ی سلامت اوباما کمکتان می کرد، نباید احساس امنیت بیشتری داشته باشید. اگر از خبر ها اطلاع ندارید باید بگویم وزارت دادگستری ترامپ، هفته ی گذشته، اعلام کرد که از بخش های عمده ی قانون سیستم مراقبتی با هزینه های پایین، حمایت نمی کند.
سناتور سوزان کولینز، جمهوری خواهی که مخالف لغو برنامه سلامت اوباما بود، گفت: تصمیم عدم حمایت از برنامه سلامت اوباما، بلاتکلیفی را به وجود می آورد که منجر به بالا رفتن هزینه های میلیون ها یی و نادیده گرفته شدن حمایت های ضروری از افرادی می شود که دچار بیماری هایی مانند آسم، سرطان، بیماری قلبی، آرتروز و دیابت هستند.
آیا احساس امنیت بیشتری می کنید؟
ترامپ به تازگی سر جنگ با نزدیک ترین متحدان ناتو ی ما برداشته است. از جمله ی این متحدان، نخست کانادا، جاستین ترودو است که تیم ترامپ گفته است از پشت به ما خنجر زده است چون که از سیاست تجارت کشورش و واردات لبنیات با ملایمت دفاع کرده است. این ماجرا بعد از آن بود که ترامپ به خیانت آشکار ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، که بزرگترین حمله ی سایبری را علیه دموکراسی مان داشت، کوچک ترین انتقادی نکرد.
اگر روزی حادثه ی 11 سپتامبر دوباره تکرار شود و به کمک کانادا، بیش از مسئله ی یدن شیر از ما، احتیاج داشته باشیم چه کار باید ؟ آیا کشوری هست که نخواهد کانادا همسایه اش باشد؟رئیس جمهور ما با روسیه سازش کرده است و به سرعت با متحدانی که به کمکشان با نازیسم، کمونیسم و افراطی در طول 70 سال مقابله کرده ایم، در حال دشمن شدن است.
آیا احساس امنیت بیشتری می کنید؟
به علاوه ی اینها،شما رئیس جمهوری دارید که یدی طولا در ناگهانی توافقات و روابط دیرینه دارد، فقط به خاطر اینکه خواسته های کوتاه مدتش را برآورده سازد و غرایز بی لجام و غلطش را اقتاع کند و یا نفرت خودش را از همتای سابقش تقویت کند.
آیا احساس امنیت بیشتری می کنید؟
قطعا اگر مسئله ی تغییر آب و هوا فقط یک شوخی بود، مهم نبود که رئیس جمهور ما چیزی از علم سرش نمی شود. و مطمئنا اگر ما سال های متوالی رشد فوق العاده بالا و بدون رکود اقتصادی داشته باشیم، شاید می توانستیم از پس افزایش چشمگیر بدهی ملی که ترامپ با کاهش مالیات شرکت ها به وجود آورده است بر بیاییم.
شاید چین، کانادا و متحدان اروپایی ما تسلیم خواسته های ما در تجارت شوند و بردن یکباره ی چندین جنگ تجاری که کاری ندارد. اگر 11سپتامبری دیگر و یا رکود جهانی دیگری مانند سال 2008 اتفاق نیافتد،ما نیازی به متحدانمان نخواهیم داشت و می توانیم با پوتین راحت باشیم. مطمئنا، اگرهزینه های مراقبت از سلامت به طور معجزه آسایی کاهش بیابد، دیگر مهم نیست که ترامپ برنامه ی سلامت اوباما را از بین برده است بدون اینکه جایگزینی حتی ارزان تر، آنگونه که وعده داده بود، برای آن بگذار/ منبع: دیپلماسی ایرانی

مجله تلگرامی مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




چرا ایران بالا ه با ترامپ مذاکره خواهد کرد؟

درخواست حذف اطلاعات

زلمای خلیل زاد، پیشین در سازمان ملل؛ منبع: واشینگتن پست

ترجمه: اسفندیار خ

تصمیم ترامپ در وج از در داخل و خارج مورد انتقاد فراوان قرار گرفت. منتقدان این تصمیم ت ترامپ را فراخوانی برای جنگ و سیاست تغییر رژیم ایران دانستند. اما این نکته مغفول مانده است که که ترامپ همزمان با وج از از ایران خواسته است که بار دیگر پای میز مذاکره با بنشیند. فشار اقتصادی در کنار درخواست مذاکره، بالا ه ایران را به میز مذاکره خواهد کشاند. اخیراً پمپئو امور خارجه پیام جالبی به ایران داد و از این کشور خواست "به الگوی مذاکره با کره شمالی نگاه کند و جدیت در تعامل با مخالفان در مسائل پیچیده را ببیند." فشارهای ترامپ ایران را به زانو نخواهد آورد و منجر به تغییر رژیم در ایران نیز نخواهد شد. اما احتمالا تهران را به میز مذاکره خواهد کشاند. ایران در حال حاضر تمایلی برای مذاکره با ندارد بلکه به دنبال تضمین ها و توافقی با اروپاست تا فشارهای را کاهش دهد. اما به دلایل زیر، ان این کشور در آینده نزدیک به فکر مذاکره با خواهند افتاد. اولاً، ایران به زودی از اروپا نومید خواهد شد زیرا ....

متن کامل در کانال تلگرامی مجله مطالعات (کلیک کنید)




مسئولان ایرانی تهدیدات ترامپ را جدی نگرفته اند

درخواست حذف اطلاعات

✍️ حسین راغفر
آنچه مسلم است تشدید تحریمها توسط با هدف براندازی ست اما متاسفانه به نظر میرسد این تهدیدها تا امروز از سوی برخی مسئولان جدی گرفته نشده و گویا هنوز ترامپ را باور ندارند ، منبع محرک اقتصاد ایران و درآمد اصلی حاکمیت حاصل از فروش نفت است که با حضور ترامپ به زودی این راه در مقابل مسولین ما بسته میشود . باید بپذیریم از بعد از انقلاب تاکنون هیچ رییس جمهور اینگونه مواضع خصمانه ای نسبت به ایران نداشته و از سویی ایران هم هیچوقت تا به این اندازه به درآمد نفت وابسته نبوده و این نکته را ترامپ هم میداند.
نظام اگر می خواهد در قدرت بماند باید نسبت به سیاست هایی که باعث بی اعتمادی عمومی اکثریت مردم به ساختار کل حکومت شده تجدید نظر کند چون بدون اعتماد و پشتوانۀ مردم عبور از گرداب پیش رو اگر محال نباشد احت ضیف است.

لینک متن کامل در کانال تلگرامی مجله مطالعات




✅ از نرخ ارز تا تلگرام؛ راه حل یا راه حذف؟

درخواست حذف اطلاعات

پدرام سلطانی
تلگرام شد. دلار دوباره به مرز شش هزار تومان رسید. پیشتر نوشته بودم که این روزها وزن عوامل غیر اقتصادی در افزایش نرخ ارز رو به فزونی نهاده است. هر چند نمی توان ادعا کرد که شدن تلگرام عامل گرانی دلار بوده است؛ اما می توان گفت که هر تصمیم و اتفاقی که به آرامش جامعه خدشه وارد سازد، افکار عمومی را بیشتر به سوی تصورات منفی و نگرانی از آینده سوق می دهد و رفتار اقتصادی ایشان را به سمت تصمیماتی برای کاهش آثار این اتفاقات بر دارائیهایشان سوق می دهد. اما فارغ از اثر ینگ تلگرام بر نرخ ارز، می خواهم در رفتار شناسی این دو موضوع، نرخ ارز و ینگ تلگرام، سخن بگویم. متن کامل در کانال تگرام مجله مطالعات




تحقیقات جمهوری خواهان درباره امتیازات اوباما به ایران!

درخواست حذف اطلاعات

ت اوباما قصد داشته است که بصورت محرمانه به ایران امکان دسترسی به سیستم مالی را بدهد و این تصمیم پس از به سرانجام رسیدن توافق هسته ای در سال ۲۰۱۵ میلادی و لغو تحریم های اتخاذ شده است. بر اساس تحقیقات جمهوریخواهان سنای که گزارش آن روز چهارشنبه منتشر شد، در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، وزارت خزانه داری بصورت محرمانه مجوزی را در فوریه سال ۲۰۱۶ میلادی صادر کرده است که به ایران اجازه می داد معادل ۵.۷ میلیارد دلار پولی را که در بانک عمان داشت، دریافت کند. قرار بود این مبلغ از ریال عمان به یورو تبدیل شود و برای انجام عملیات تبدیل، لازم بود ابتدا این مبلغ به دلار تبدیل گردد. چنانچه چنین مجوزی برای بانک عمانی صادر نمی شد، بانک مسقط برای تبدیل این پول به یورو مجبور به نقض تحریم های ...

متن کامل در کانال تلگرام مجله مطالعات




بازی در بحران را از قطر بیاموزیم

درخواست حذف اطلاعات

مرتضی سیمیاری / جامعه نو

ساعت حوالی سه بامداد را نشان می داد که تلفن خانه سفیر به صدا درآمد، آن سوی خط استوارت جونز معاون تیلرسون با عصبانیت فریاد می زند «مگر دیوانه شده اید، تصمیم احمقانه شما خلیج فارس را به آتش می کشد.» سفیر امارات در واشنگتن پاسخ می دهد: «ما در هماهنگی با کاخ سفید هستیم. اما آیا رئیس تو از تصمیم ترامپ خبر دارد؟» یوسف العطبیه بعدها با نقل این مکالمه تلفنی می گوید: «ما و عربستان تصمیم گرفتیم قطری ها را تحریم کنیم، ترامپ هم پشتیبان ما بود، اما دلیلی نداشت تیلرسون هم از ماجرا خبر داشته باشد» البته واقعیت آن بود که وزارت خارجه از مدت ها قبل می دانست شاهزاده جوان سعودی و اعظم او شیخ محمد بن زاید می خواهند تکلیفشان با دوحه را یک سره کرده و برادر کوچک را تنبیه کنند. تیلرسون همه تلاش خود را انجام داده بود تا این حادثه روی ندهد، اما جارد کوشنر و دیوید گرینبلات مدام در گوش ترامپ می خواندند که برای آنکه طرح صلح خاورمیانه شکل اجرایی بگیرد باید قطری ها را کنترل کرد، زیرا قطر یک شبکه تلویزیونی تروریستی است که حتی می تواند از کره شمالی هم خطرناک تر باشد! برای همین باید آنها را..

لینک متن کامل در کانال تلگرام مجله مطالعات



جامعه پوپولیسم ترامپی را برنمی تابد.

درخواست حذف اطلاعات

سیدحسین سیف زاده، بازنشسته تهران و مونتگمری کالج-راکویل در مریلند
پاپیولیسم، فلسفه حکمروائی نیست، بلکه پوست بزه ای است که نهایتا" موجب سقوط او و همپالکیهایش در حزب جمهوریخواه خواهد شد.
پاپیولیسم به عنوان یک دام فریبنده، توسط عوامفریبها و یا مغرورین بی مایه، عمدتا" جایگاه مطلوبی در جوامع در حال گذار و پیشامدرن دارد.
در کشورهای غربی، گذار به مدرنیته انجام شده، و لیبرالیسم فلسفی راه را برای جا افتادن ابزار تحقق رهائی و (یعنی علم تجربی) فراهم کرده است. متنی بودن علم تجربی در قالب یک یا چندین برجسته در کشورهای توسعه یافته ظهور یافته است. ها به عنوان مهمترین نهاد حوزه عمومی هم راهنمای جامعه مدنی و حکومت در غربست، و هم راهنمای کانون وکلا و رسانه ها در افشاء سوء استفاده احتمالی پاپیولیستها و عوامفریبها. بلائی که رسانه های آزاد در بر سر ترامپ آورده اند، مجال نفس کشیدن را...

لینک متن کامل در کانال تلگرام مجله مطالعات




ی در حال افول ، عصبانی و عجول

درخواست حذف اطلاعات

غلامرضا مصدق

بعد از دو جنگ جهانی اول و دوم و بویژه جنگ دوم به دلیل دور بودن از صحنه جنگ علیرغم مشارکت گسترده و تعیین کننده در هر دو جنگ ، این کشور به قدرتمندترین کشور دنیا تبدیل شد . در حالیکه بعد از هر دو جنگ کشورهای مهم و مطرح دنیا مثل انگلیس ، فرانسه ، آلمان ، شوروی ، چین ، ژاپن و غیره در میان ویرانی های جنگ دست و پا می زدند ، بی نیاز از بازسازی حتی یک ساختمان به بزرگ ترین کمک دهنده به کشورهای جنگ زده تبدیل شد. سرزمین های وسیع و مرغوب ، منابع غنی طبیعی ، جذب نخبگان و سرمایه گذاران دنیا ، احترام به حق مالکیت ، دموکراسی ، سختکوشی و انضباط کاری را به بزرگ ترین قدرت تولیدی ، نظامی ، ، تکنولوژیک و البته امپریالیستی دنیا تبدیل کرد . بعد از جنگ دوم جهانی ۵۰‎٪ تولید دنیا متعلق به این کشور بود ، بعبارتی هرآنچه همه کشورهای دنیا تولید می د ، خود به تنهائی تولید می کرد. هر آنچه که در عالم موجود است اگر عمر طبیعی داشته باشند بر أساس یک قاعده عقلی دارای یک سیکل فراز و فرود هستند . روزی متولد می شوند ، رشد می کنند به بلوغ و نهایتاً به مرحله افول و مرگ میرسند . تنها استثناء بر این قاعده ذات خداوندی است که ازلی و ابدی است . تمدنها هم دقیقاً تابع این قاعده هستند ، هیج تمدنی حتی قدرتمند ترین آنها ابدی نبوده و نیستند . تمدن های باستانی ایران ، چین ، مصر ، رم ، آزتک و تمدن های معاصر مثل امپراطوری های اسپانیا ، انگلیس و شوروی مصادیق ظهور و افول تمدنها و امپراطوریها هستند. در سیکل عمر خود سالهاست...

متن کامل در کانال تلگرام مجله مطالعات