رسانه
رسانه

مجله تخصصی مطالعات



تخم مرغ های خودرا در سبد پوتین نگذاریم

درخواست حذف اطلاعات

زمان آن رسیده که ایران بتواند از اختلاف بین ترامپ و اروپا به نفع منافع ملی کشور استفاده کند و با گذار از پوتین، روابط بهتری را با اروپا طراحی کند. یادمان باشد که اروپا بیشتر از پوتین حامی است. پوتین نهایتا قابل اعتماد نیست. تخم مرغ های خودرا در سبد پوتین نگذاریم که به او اعتمادی نیست و به ایران دیر یا زود خیانت می کند.

مهدی نوربخش، روابط خارجی و تجارت جهانی هریسبرگ ، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:

وقت آن رسیده که کشورما در مورد سیاست های روسیه و پوتین در مقابل ایران ارزی های منطقی و کارشناسانه تری داشته باشد. پوتین قابل اعتماد نیست و به فکر منافع ملی کشور ما نیست. او در زمینه انرژی رقیب ماست. توطئه او با عربستان سعودی برای افزایش تولید نفت، به نفع ایران نبوده و نیست و بیشتر به نفع روسیه و عربستان سعودی است.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری و به قدرت رسیدن پوتین، تلاش مسکو بیشتر مصروف ایجاد بازسازی قدرت گذشته در این کشور شده است. در این راستا، پوتین سه سیاست جدای از یکدیگر را دنبال کرده است.

اول: مهم ترین بخش سیاست خارجی پوتین، فروپاشی نهادهای اقتصادی، و نظامی ایجادشده توسط اروپا و غرب بعد از جنگ جهانی دوم بوده است. برای اروپاییان شکی نمانده که پوتین تمام کوشش خودرا بعنوان مثال مبذول از هم پاشیدن اتحادیه اروپا کرده است.

اسناد متعددی حکایت از آن دارد که پوتین در یک جنگ اطلاعاتی و روانی برای وج انگلیس از اتحادیه اروپا دست داشته است. وج انگلیس از اتحادیه اروپا این روزها به یک چالش بزرگ برای ت انگلیس و نخست آن، ترازا می، تبدیل شده است.

فروپاشی اتحادیه اروپا، یک بازار قدرتمند اقتصادی جهانی و غربی را به اضمحلال خواهد کشید و پوتین نابودی این بازار را در جهت منافع اقتصادی و روسیه ارزی می کند.

دوم: پوتین با ان راست افراطی دنیا روابط گسترده ای برقرار کرده و در دوران انتخاب این ان در کشورهایشان وارد اشاعه وسیع خبرهای دروغ به نفع آنها شده است.

پوتین با ان راست افراطی در انگلیس برای وج این کشور از اتحادیه اروپا همکاری کرده و در انتخابات و به نفع ترامپ وارد یک جنگ روانی و اشاعه خبرهای دروغ ضد ک دای دموکرات، خانم هیلاری کلینتون، شده بود.

اسناد زیادی نشان می دهد که مسکو به طور مشخص بر ضد مسلمانان و به بنفع ترامپ در دوران انتخابات ریاست جمهوری این کشور خبر های جعلی و نادرست منتشر می کرده است. اصولا ان راستی اروپا با کمپین های وسیع ضدمهاجرین مسلمان وارد سیاست این کشورها شده اند.

سوم: پوتین روابط بسیار با راست و ناتانیاهو در خاورمیانه برقرار کرده است. از طرف دیگر، با ت های استبدادی منطقه نظیر عربستان سعودی روابط بسیار ایجاد کرده است. پوتین ابایی نداشته که از پایتخت در بیت المقدس حمایت و بطور مشخص اعلام کند که حافظ منافع در است.

پوتین به ی ها چراغ سبز نشان داده که مراکز نظامی ایران در را مورد حمله هوایی خود قرار دهند. پوتین در توطئه ای که توسط و عربستان سعودی شکل گرفته، نقش اساسی داشته و به دنبال ا اج ایران از است.

زمان آن رسیده که طراحان سیاست خارجی ایران به مسکو بعنوان یک متحد منطقه ای دل نبندند و زودتر از آنکه دست خیانت پوتین و همکاریش با ترامپ و نتانیاهو بر سر منافع ایران بیشتر عیان شود، به منافع دوررس کشور توجه کنند.

اروپا در حال حاضر به جز اختلافات دیگر، اختلافات وسیعی با ترامپ بر سر رابطه اش با پوتین پیدا کرده است. ترامپ کوشش می کند که بعد از نشست ناتو در چند روز آینده با پوتین در هلسینکی ملاقات و گفتگو کند. اروپا یکپارچه مخالف این نشست خصوصا با مردی است که در امور داخلی اروپا دخ کرده و مخالفان خود را در قلب اروپا ترور می کند.

زمان آن رسیده که ایران بتواند از اختلاف بین ترامپ و اروپا به نفع منافع ملی کشور استفاده کند و با گذار از پوتین، روابط بهتری را با اروپا طراحی کند. یادمان باشد که اروپا بیشتر از پوتین حامی است. پوتین نهایتا قابل اعتماد نیست. تخم مرغ های خودرا در سبد پوتین نگذاریم که به او اعتمادی نیست و به ایران دیر یا زود خیانت می کند.




full text phd dissertation: iran sanctions in us china relations esfandiar khodaee متن کامل رساله ی اسفندیار خ : تحریمهای ایران در روابط و چین

درخواست حذف اطلاعات

پایان نامه ی اسفندیار خ با عنوان: تحریمهای ایران در روابط و چین: تعامل آمرانه در مقابل موازنه نرم چین؛ تهران، دانشکده مطالعات جهان، بهمن 1396


متن کامل full text

dissertation title:

iran sanctions in us – china relations
american guarded enga ent vs. chinese soft balancing

by:
esfandiar khodaee

khodaee2@gmail.com

supervisors:

foad izadi

mohammad ali mousavi

winter, 2018

abstract

throughout the nuclear dispute, the united states actively engaged with world powers and the trade partners of iran to make sanctions effective in pressuring tehran. most trade partners of iran reduced trade with this country either voluntarily as alignment with the united states, or under pressures from washington. the role of china as the first trade partner of iran and as a veto power in the u.n. security council was controversial. in practice, china continued and even expanded trade with iran; and the chinese companies somehow filled the void of the absence of european and asian rivals. this dissertation plans to answer the question that why the united states could not make china follow sanctions similar to other trade partners of iran. it studies u.s. policy to make china follow sanctions on iran, china’s response, and the limitations of washington in dealing with beijing. reviewing the events through process-tracing method, shows that the obama administration implemented a guarded-enga ent strategy to make china join sanctions and reduce trade with iran. the united states diplomatically engaged with china and considered chinese economic and energy interests and security concerns in the region. on the other hand, washington pressured beijing through different channels such as sanctions against chinese companies and banks. in response, china followed a soft-balancing strategy. this rising power did not directly stand against the united states to safeguard grand interests in relations with america and the west. china eventually voted for all the un security council resolutions after some modifications on the texts to secure china’s interests. on the other hand, china practically continued and even expanded trade with iran and refrained voluntary cooperation to make sanction costly and abortive in order to thwart u.s. domination over the energy-rich middle east, and to prevent u.s. concentration on east asia where china’s core interests are located. the united states faced limitations in making china follow iran sanctions similar to what other trade partners of iran did. these limitations can be categorized in economic and political boundaries. sanctions against china, as the first trade partner of the united states, would endanger u.s. economic interests and might antagonize china to join anti-american coalitions and to stand against the united states in other issues. keeping close relations with china and other major economies is essential for america to safeguard the role of u.s. dollar as the world reserve currency. despite the threatening american rhetoric, washington never imposed serious sanctions on major chinese energy companies dealing with iran. neocl ical realism theory provides a flexible framework by considering both the structural position of states in the anarchic international system, and the domestic factors concerning the key role of the policymakers, and the complex interactions between them. the findings of this study show that decades of exceptional economic growth has placed china in such a position that u.s. power tools such as threats, sanctions and pressures are either too costly and risky, or less productive in making china follow american policies.

key words:

us-china relations, iran sanctions, guarded enga ent, soft balancing, neocl ical


full text: phd dissertation iran sanctions in us china relations esfandiar khodaee
متن کامل pdf رساله ی اسفندیار خ تحریمهای ایران در روابط و چین

حجم: 2.32 مگابایت

political sciences, international relations, guarded enga ent, soft balancing, iran sanctions

تحریمهای ایران، اوباما، ترامپ، موازنه نرم، تعامل آمرانه، روابط و چین، نظریات روابط بین الملل، مطالعات




چرا ایران بالا ه با ترامپ مذاکره خواهد کرد؟

درخواست حذف اطلاعات
زلمای خلیل زاد، پیشین در سازمان ملل
ترجمه: اسفندیار خ

تصمیم ترامپ در وج از در داخل و خارج مورد انتقاد فراوان قرار گرفت. منتقدان این تصمیم ت ترامپ را فراخوانی برای جنگ و سیاست تغییر رژیم ایران دانستند. اما این نکته مغفول مانده است که که ترامپ همزمان با وج از از ایران خواسته است که بار دیگر پای میز مذاکره با بنشیند. فشار اقتصادی در کنار درخواست مذاکره، بالا ه ایران را به میز مذاکره خواهد کشاند. اخیراً پمپئو امور خارجه پیام جالبی به ایران داد و از این کشور خواست "به الگوی مذاکره با کره شمالی نگاه کند و جدیت در تعامل با مخالفان در مسائل پیچیده را ببیند." فشارهای ترامپ ایران را به زانو نخواهد آورد و منجر به تغییر رژیم در ایران نیز نخواهد شد. اما احتمالا تهران را به میز مذاکره خواهد کشاند. ایران در حال حاضر تمایلی برای مذاکره با ندارد بلکه به دنبال تضمین ها و توافقی با اروپاست تا فشارهای را کاهش دهد. اما به دلایل زیر، ان این کشور در آینده نزدیک به فکر مذاکره با خواهند افتاد.

اولاً، ایران به زودی از اروپا نومید خواهد شد زیرا برای شرکتهای اروپایی بازار بسیار با ارزشتر از بازار ایران خواهد بود. تجارت اروپا با ایران حتی کمتر از تجارت اروپا با قزاقستان است. تهای اروپایی نمی توانند این واقعیت را تغییر دهند و غیر ممکن است که تضمینی به ایران بدهند.

ثانیا، ایران به دنبال غنی سازی و از سرگرفتن فعالیتهای هسته ای نخواهد رفت. زیرا این اقدام ایران موجب می شود که اروپا و سایر قدرتهای دنیا نظیر چین و روسیه به بپیوندند و فشارهای اقتصادی بر ایران مضاعف گردد. بعلاوه تهدید کرده است که در آنصورت تاسیسات هسته ای ایران را بمباران خواهد کرد. بنابراین بعید است ایران این مسیر را انتخاب کند.

ثالثاً، فشار ناشی از تحریمهای همه جانبه موجب خواهد شد که سرمایه گذاری در ایران به شدت کاهش یابد، بلکه سرمایه ها از این کشور فرار کنند و نا آرامی های بیکاری کشور را فراگیرد. فشارها بر متحدان ایران در منطقه نظیر حزب الله لبنان و حماس و و یمن موجب می شود که ایران ناچار شود بین عقب نشینی و ادامه تنشهای منطقه یکی را انتخاب کند. اگر ایران همچنان این جدال در منطقه را ادامه دهد، باید منابع اندک اقتصادی خود را صرف این جدالهای منطقه ای کند و در آنصورت ن یتی داخلی و اختلاف بین جناحهای داخل ایران و حتی شورش داخلی ممکن است منجر به تحولات بزرگتری در این کشور شود.

چهارم، ایرانیها به توافق کره شمالی – نیز نگاه می کند. اگر این توافق به ثمر بنشیند، ایران نیز ممکن است همان مسیر را در پیش گیرد. عقب نشینی از موجب نشد که کره شمالی با توافق نکند. فشارهای شدید اقتصادی بر ایران و پیشرفت واقعی در توافق با کره شمالی موجب می شود که ان ایران به فکر آن بیفتند که برای حفظ منافع خود پشت میز مذاکراه با بنشینند و توافقی را مضاء کنند که منافع دو طرف را تضمین کند و روابط با را عادی سازد. تنها گزینه جایگزین ادامه جدال با و فشارهای اقتصادی و ریسکها و بحرانهایی است که اوضاع ایران را آشفته تر می سازد.
منبع: واشینگتن پست www.washingtonpost.com

مجله مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee



تحریم ها زمینه ساز دیکتاتوری یا مردمسالاری؟

درخواست حذف اطلاعات

✍️ پروفسور پیتر بینارت، نیویورک
ترجمه: اسفندیار خ
✍️ تجارب تاریخی نشان می دهد که تحریمهای اقتصادی موجب می شوند کنترل جامعه هدف به دست انحصارطلبان حاکم بیفتد و روند مردمسالاری به حاشیه رانده شود. تاریخچه طولانی مداخلات در امور داخلی کشورهای مختلف نشان می دهد که این مداخلات همواره یک مشکل را حل کرده اند اما مشکلات بزرگتری را به وجود آورده اند. مثلاً در دهه 1980 ت ریگان مجاهدین افغانی را برعلیه شوروی تجهیز و حمایت کرد. لکن همین مجاهدین، القاعده را بوجود آوردند و با مرگبارترین حملات یازده سپتامبر هزاران یی را به خاک و خون کشیدند و هزاران میلیارد دلار بودجه جنگ با تروریسم را روی دست مالیات دهندگان یی گذاشتند.
✍️ تحقیقات نشان داده اند که تحریم ها جوامع هدف را به سمت دیکتاتوری سوق می دهند. تحقیقات ممفیس توسط پروفسور دورین پ ن در سال 2009 نشان داد که تحریمهای 1981-2000 وضعیت در کشورهای هدف را ابتر کرده بود. سال بعد تحقیقات مشترک همین پژوهشگر با پروفسور کوپردروری از میسوری نشان داد که جوامعی که هدف تحریم قرار گرفته اند در تمام شاخصهای دموکراسی افت کرده اند و به سمت دیکتاتوری متمایل تر شده اند. اما چرا؟

  1. تحریمها موازنه قدرت را به نفع رژیم حاکم و به زیان مردم منتقد تغییر می دهند و موجب می شود منابع قدرت اقتصادی و به دست حکومت بیفتد. تحریمها مردم را بیش از گذشته وابسته به جیب ت می کند و نیروهای دموکراتیک دستشان از این منابع خالی می ماند. تحقیقات پروفسور کوپردروری و پ ن نشان داد که در شرایط تحریم تها منابع مالی را به سمت هواداران خود سوق می دهند تا اثرات تحریمها بر آنان را کم کنند و حمایت ایشان را برای ادامه حکومت خود تضمین کنند. در سال 1985 سازمان ملل با طرح نفت در برابر غذا موجب تقویت رژیم صدام شد. زیرا این رژیم با کنترل دفترچه های توزیع مواد غذایی، خانوارهای عراقی را مطیع و وابسته به خود گرداند.
  2. تحریمها موجب فرار مغزها و استعدادهای هوادار دموکراسی می شود و زمینه را برای سلطه دیکتاتوری بر جامعه فراهم می کند. برآوردها نشان می دهند که بیش از سه میلیون نفر از نیروهای متخصص عراقی در دهه 1990 این کشور را ترک د. نیروهای متخصص باقیمانده در عراق دست از کارهای پژوهشی و صنعتی برداشتند زیرا درآمدی عایدشان نمی شد و سرمایه های انسانی عراق تلف شد و این کشور به دست اندک نیروهای بی تجربه هوادار ت اداره می شد.
  3. تحریمها طیقه متوسط یعنی موتور محرکه دموکراسی را متلاشی می کنند و به جمعیت فقیری می افزایند که خواسته آنان فقط سیر شکمشان خواهد بود نه و مشارکت در تعیین سرنوشت خود. فقر و بیکاری فقط به بیماری و عدم امنیت منجر نمی شود، بلکه فرهنگ و باور مردم را نیز فاسد می کند و همبستگی اجتماعی را متلاشی می کند و زور را جانشین قانون می کند. پروفسور لی جونز از کوین مری در کتاب "جامعه محاصره شده" درباره عراق می نویسد: اتحاد تحریمها و دیکتاتوری موجب شد که مقاومت دموکراتیک در مقابل صدام متلاشی گردد. اینگونه بود که بعد از سقوط صدام، افراط گرایان ی بر عراق حاکم شدند و سایه آنها دهها سال دیگر ادامه خواهد داشت.


✍️ ایران عراق نیست و زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی ایران از عراق غنی تر است. اما چهل سال است که این کشور نیز با گونه های خفیفی از تحریمها دست و پنجه نرم می کند. این تحریمها فقط در سالهای 1390-1393 دوره اوباما شدید و فراگیر بوده اند. در همین سالها ارزش پول ایران و درآمد مردم را به شدت کاهش یافت. این تحریمها موجب شد که اقتصاد ایران به انحصار نظامیان درآید و فساد اقتصادی در این کشور فراگیر شود. این نظامیان با دور زدن تحریمها درآمد سرشاری ب کنند و بازار تولید و توزیع را در انحصار خود گرفتند و بخش خصوصی و طبقه متوسط را به حاشیه رانده شدند.

✍️ ت ترامپ با وج از و تحریم ایران قدم در همان راه گذاشته است و مردمسالاری نوپا را هدف قرار داده است و می رود که چشمه های امید به صلح و امنیت در منطقه خاورمیانه را بخشکاند و جامعه مدنی ایران را تضعیف و افراط گرایان را تقویت کند. به گفته یکی از کارشناسان ایرانی، وقتی که مردم زیر خط فقر له می شوند، تنها آرزوی آنها لقمه ای نان برای زنده ماندن خواهد بود نه تغییرات دموکراتیک . تحریمهای ایران طبقه متوسط را تضعیف می کند و ندای مردمسالاری را به حاشیه می راند و قدرت حاکمه را مستحکمتر و چابکتر می سازد و تنها راهی که پیش روی نخبگان می گذارد فرار مغزها خواهد بود./ انتشار با ذکر نام نویسنده و مترجم آزاد است

عنوان انگلیسی:
how sanctions feed authoritarianism
peter beinart
مجله تلگرامی مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




ان: مذاکره با فعلاً به مصلحت نیست

درخواست حذف اطلاعات

اسماعیل سلطنت پور،خبر نگار
سید حسین ان دیپلمات ارشد سابق ایران و فعلی پرینستون ست. او 15سال قبل و در اوج بحران هسته ای ایران مسئولیت سخنگویی تیم مذاکره کننده هسته ای ایران با غرب را عهده دار بود. ان سال هاست در به سر می برد اما همچنان به عنوان تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در رسانه ها حضور فعالی دارد. ان در رابطه با تازه ترین تحولات سیاست خارجی به خصوص توافق هسته ای با خبرنگار همشهری گفت وگو کرده که مشروح آن را در ادامه می خوانید.
آقای ان به عنوان سؤال نخست؛ فکر می کردید ترامپ از خارج شود؟ نظر شما درباره نوع واکنش ایران به اقدام چیست؟
از نخستین ماه های روی کارآمدن ترامپ، طی مصاحبه ها وسرمقالات گفتم که نخستین برنامه مثلث واشنگتن-تل آویو -ریاض، نابودی است. موضع اولیه ایران در واکنش به وج از ، از سوی صاحب نظران واکنشی مدبرانه تلقی شده، منتهی همه منتظر تصمیم نهایی ایران هستند...

به نظر شما ماندن ایران در ی که فایده ای ندارد باعث پیشروی غرب در سایر موضوعات نخواهد شد؟

این 3 مسئله از هم جداست.

مسئله اول اینکه عقب نشینی مطمئنا موجب افزایش خواسته های ترامپ و ضعیف شدن موضع ایران خواهد بود. دراین مورد نباید شک کرد. مسئله دوم اینکه ماندن در ی که فایده ای برای ایران ندارد هم اشتباه است. این هم روشن است. اما مسئله سوم که بسیا یچیده و غامض است، ارزی درست از مضار و منافع ماندن یا نماندن در است. در این زمینه 2نکته راهبردی باید در ارزی ها مدنظر قرارگیرد؛ نخست اینکه از نظر من مهم ترین تصمیم سیاست خارجی نظام در حیات (ره) پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود که شخص ایشان تصمیم گرفت و همه مسئولیت های آن را هم پذیرفت. تصمیمی که به عقیده من موجب حفظ اصل نظام شد. به نظر من در تاریخ ی حضرت آیت الله هم مهم ترین تصمیم سیاست خارجی ایران، پذیرش بوده که یک تصمیم اجماعی همه ارکان اصلی نظام همچون مجلس، ت، شورای امنیت و ی بود. اما بحران هسته ای ایران بدون مذاکره مستقیم با ، به نتیجه نمی رسید. دلیل ساده آن هم این واقعیت است که 10سال مذاکره ایران با اروپا و روسیه و چین از سال ۸۲ تا ۹۲ به جایی نرسید. در این مورد هم باید بدون تعارف اعتراف کنیم که این تصمیم تاریخی و شجاعانه شخص ی بود که مذاکرات مستقیم هسته ای ایران و در دوران ریاست جمهوری آقای و آقای را ممکن ساخت.

نکته دیگر این است اکنون که از خارج شده، در آستانه سومین تصمیم مهم تاریخی خود در سیاست خارجی قرار گرفته است.

اشاره کردید بدون مذاکره ایران و به نتیجه نمی رسید. اگر را بین ایران و بدانیم، نظر شما درباره بدون چیست؟

بین ایران و نیست، بلکه یک توافق چندجانبه بین المللی است، ضمن اینکه یک فاکتور تعیین کننده است. اما در مورد بقا یا عدم بقای منهای هم توجه به چند نکته کلیدی است:

توان ایران و 5 قدرت جهانی امضا کننده درمورد بقا یا عدم بقای منهای ، 4اثر مهم بین المللی و منطقه ای خواهد داشت، بقای یک ش ت بین المللی برای ترامپ و و متقابلا نابودی یک موفقیت بزرگ برای خواهد بود، چون پیام به قدرت های جهانی این خواهد بود که همه شما با هم منهای توان محدودی دارید. پیام به ایران هم این خواهد بود که برای حل مسائل یک راه دارید و آن هم مذاکره با ست.

نکته دیگر این است که بقای یک گام در تضعیف و ش تن ابهت ی بلامنازع بر جهان تلقی خواهد شد. ی ترامپ علاوه بر ، از چند معاهده مهم منطقه ای و بین المللی خارج شده است. نابودی معاهدات مذکور در غیاب به معنی سلطه برجهان است و بالع . از طرفی بقای یک ش ت سنگین برای دشمنان منطقه ای ایران همچون و عربستان و نابودی به معنی موفقیت دشمنان ایران در منطقه تلقی خواهد شد. و دست آ اینکه بقای موجب تقویت چندجانبه گرایی جهانی در مقابل یکجانبه گرایی خواهد شد و بالع .

علاوه بر آنچه اشاره شد، 2بال دارد؛ بال اول مقبولیت قانونی بین المللی غنی سازی و آب سنگین و سایر برنامه های هسته ای ایران و بال دوم منافع اقتصادی ایران است. به نظر من منهای ، به معنی پرواز ایران با یک بال سالم (غنی سازی ، آب سنگین و...) و یک بال ش ته یا حداکثر نیمه ش ته (منافع اقتصادی) خواهد بود. چون واقعیت این است که مجموع توانایی روسیه و چین و اروپا و سایر قدرت های جهانی در تأمین منافع اقتصادی ی ایران منهای ، حداکثر 50درصد خواهد بود. این 50درصد هم درصورتی تحقق خواهد یافت که ایران بتواند مشکلات مدیریتی داخلی نظام اقتصادی خود را حل کند. اینکه بعد از وج از ، شاهد سقوط وحشتناک ارزش پول ملی ایران بوده ایم، بخش عمده آن به خاطر آشفتگی های نظام اقتصادی داخلی ایران است؛ ازجمله آشفتگی های روانی، فساد، قاچاق، رانت خواری، معضلات سیستم بانکی داخل و ناهماهنگی های بین ارکان اصلی کشور و مشکل مدیریتی.

برخی پیشنهاد می دهند ایران به جای وج از اجرای تعهدات خود را معلق نگاه دارد.

بنا به ملاحظاتی بنا ندارم در مورد ماندن یا نماندن ایران در نظر بدهم تا مبادا خدای ناکرده، موجب تضعیف تصمیم نهایی ایران شود.

گفته شده ترامپ در جریان سفر سال گذشته آقای پیشنهاد گفت وگو به او را داده بود، آیا با ترامپ می توان مذاکره کرد؟

این درست است که آقای ترامپ پیشنهاد شام به آقای داد که پذیرفته نشد. پیشنهاد فعلی ترامپ برای گفت وگوی مستقیم با ایران براساس این فرضیه است که ایران نخواهد پذیرفت. ضمن اینکه اگر ایران بدون مقدمات لازم و به صرف فشارها و شعار های تند ترامپ، پیشنهاد او را بپذیرد، تعبیر به موضع ضعف خواهد شد.

ارزی شما از ایده وم مذاکره مستقیم ایران و چیست؟

از نظر من مذاکره با در شرایط فعلی به 3دلیل به مصلحت نیست؛ اولا طبق قانون اساسی، مذاکره و هرنوع توافق با از اختیارات ی نظام است. لذا تا زمانی که معظم له موافق نیستند، دامن زدن به این موضوع درداخل مضر است. ثانیا ما در داخل راجع به این موضوع اجماع نداریم. تا زمانی که مذاکره با موجب شکاف و اختلاف داخلی باشد، این مذاکرات، مضر است، به نتیجه نمی رسد و اگر به نتیجه هم برسد، پایدار نخواهد ماند و نهایتا هم هر مذاکره کننده ای متهم به خیانت خواهد شد. ثالثا تیم مذاکره کننده مورد اعتماد کامل شخص ی باشند و معظم له مذاکرات را هدایت کنند، چون این موضوع فراتر از ت است و یک موضوع حکومتی و حاکمیتی است.

باتوجه به این 3اصل اصولا جنجال درداخل درموضوع مذاکره یا عدم مذاکره با را مفید نمی دانم. من هم نامه حدود 100فعال در مورد ورود به مذاکره مستقیم بدون پیش شرط با ترامپ را در رسانه ها خواندم. درست این بود که به جای نامه سرگشاده و انتشارآن، طی نامه ای محرمانه وخصوصی، پیشنهادهای خود را تقدیم مقام ی می د تا بر دامنه اختلافات داخلی افزوده نشده و از جنجال داخلی پرهیز شود.



گفتید مشکل فعلی ایران و نیست و مسائل منطقه است.

متحدین در منطقه یا ش ت خورده یا در موضع ضعف هستند. این عوامل فرصتی برای گسترش نفوذ ایران در منطقه به وجود آورده که ، کل جهان غرب و کشورهای متحد درمنطقه را به وحشت انداخته است. از نظر آنها، این شرایط ممکن است موجب تسلط ایران برمنطقه شود که خط قرمز آنهاست.

فکر نمی کنید مذاکره مجدد تله ای برای گرفتار شدن ایران در موضوعات منطقه ای و موشکی باشد؟

بنا به 3 دلیلی که قبلا توضیح دادم، من اصولا با مذاکره با در شرایط جاری موافق نیستم. منتهی درواقع مذاکره مجدد درمورد هم مسئله اصلی ترامپ نیست. او به دنبال یک گفت وگوی جدید با ایران است که عمده آن به کل مسائل منطقه مربوط باشد. از نظر من موضوع موشکی هم برای ترامپ موضوع اصلی نیست. فرض کنید یک جلسه مذاکره ای بین سران ایران و برگزار شده و روی کلیاتی درمورد منطقه هم توافق کرده اند. ترامپ بعد از جلسه در یک مصاحبه مشترک مطبوعاتی مثلا خواهد گفت: «موضوع موشکی ایران حل شد چون ایران قول داد که موشک با قابلیت حمل سلاح هسته ای نسازد و فعلا هم برد موشکی خود را از 2هزار کیلومتر افزایش ندهد.

این 2موضوع جزو سیاست های فعلی ایران است و ربطی هم به مذاکره با ندارد. منتهی ترامپ برای اینکه از موضوع موشکی آبرومندانه عبور کند، به قول ما ایرانی ها روغن ریخته را نذر زاده می کند. تنها چیزی که برای او مهم است، ثبت موفقیت هایی به نام خودش است هرچند که توخالی باشد.

بافرض چنین مذاکره ای، ترامپ در مورد چه می گوید؟

او درمورد هم برای مثال خواهد گفت: «ما باایران توافق کردیم که همه دسترسی های لازم را به آژانس بدهد، بعد از اینکه دوره زمانی محدودیت های فعلی برنامه هسته ای ایران تمام شد، گفت وگوهایی داشته باشیم که اطمینان حاصل کنیم ایران هیچ گاه ظرفیت توسعه برنامه هسته ای خود را درحدساخت بمب افزایش نخواهد داد. ضمنا با ایران توافق کردیم که برای عاری سازی سلاح های هسته ای و کشتارجمعی درکل خاورمیانه همکاری کنیم. اینها دستاوردهای بزرگی است که هیچ رئیس جمهوری قبل از من به آن دست نیافته بود.» چنین مواردی هیچ چیز جدیدی ندارد و ایران هم به آژانس دسترسی های لازم را می دهد و هم 50سال است که دنبال عاری سازی خاورمیانه از سلاح های هسته ای است. البته چنین مذاکره ای درشرایط جاری رخ نخواهد داد، منتهی برای شناخت شخصیت ترامپ عرض می کنم.

اخیرا مقاله ای در یکی از سایت های خبری ایران منتشر شده و این سایت با اشاره به نامه فعالان برای گفت وگو با چنین ادعا کرده که حدود دو سه هفته پیش، کانال رو مه تی ایران فایل صوتی کوتاهی از سیدحسین ان یکی از دیپلمات های سابق کشورمان منتشر کرد که در آن عنوان شده بود باید بر سر میز مذاکره با ترامپ بنشینیم تا مشکلاتمان با حل شود. نظر شما درباره این ادعا چیست؟

آنچه در مورد مصاحبه من ادعا شده کاملا خلاف حقیقت و واقعیت است. خوشبختانه متن کامل مصاحبه صوتی من در رسانه های متعدد ایران به این شرح منتشر شده که پاسخ من چنین بود: «شخصاً معتقدم شرایط برای گفت و گو با ترامپ مناسب نیست. وقتی او از خارج می شود و می گوید من به جنگ منطقه ای ایران می روم و نیروهای خود را بسیج می کند و بعد تهدید می کند که با سیاست فشار، ایران را به پای میز مذاکره می آورد، اگر ما در چنین شرایطی مذاکره کنیم تصورش این خواهد بود که ایران به خاطر فشار مذاکره می کند بنابراین به سیاست فشار در دنیا علیه ایران مشروعیت خواهد بخشید و می گوید راه حل تسلیم شدن ایران، اعمال فشار است. به همین دلیل الان شرایط را مناسب نمی دانم، منتهی تمام دیپلماسی منحصر به این نیست و نخواهد بود که ما با ترامپ مذاکره مستقیم داشته باشیم یا نداشته باشیم. به هر حال از خارج شده و یک اجماع جهانی علیه این کشور در حمایت از ایران و وجود دارد و این اجماع، خود یک فرصتی است که شاید در گذشته هیچ وقت نداشتیم. اگر ایران بخواهد صرفاً درباره با قدرت های اروپایی و چین و روسیه مذاکره کند، کار درستی است و باید این مسیر را ادامه دهد تا این توافق را حفظ کند.»

برخی مدل کره شمالی را نشان دهنده بی نتیجه بودن رویکرد مقاومت در برابر فشار و تحریم می دانند و از سوی دیگر برخی تن دادن ترامپ به مذاکره را به پشتوانه بمب اتمی کره شمالی تلقی می کنند، به نظر شما کره شمالی تحت تأثیر فشار اقتصادی تن به مذاکره داد یا تحت تأثیر قدرت اتمی کره شمالی؟

کره شمالی ۶۰ سال به دنبال مذاکره مستقیم بدون پیش شرط با بود و این بود که نمی پذیرفت.از سوی دیگر کره شمالی اکنون هم با داشتن بمب هسته ای وارد مذاکره شده است.

همچنین کره شمالی دچار جدال جناح های در داخل کشورش نیست و هر تصمیمی ی آن بگیرد اعم از اینکه موفق شود یا ش ت بخورد، اجماع داخلی در حمایت از نتیجه را در مشت خود دارد.

نکته دیگر این است که کره شمالی محدودیت ایدئولوژیک برای ساخت بمب هسته ای نداشت. ایران اگر از خارج شود و حتی از معاهده ان پی تی هم خارج شود، طبق فتوای ی نمی تواند بمب هسته ای بسازد. کره شمالی از معاهده ان پی تی خارج شد و بمب را هم ساخت.

لذا مقایسه ایران و کره شمالی قیاس مع الفارق است، چون ایران اصولا همیشه مخالف مذاکره با بوده، بمب هسته ای ندارد، اجماع داخلی هم در مورد موضوع مذاکره با ندارد و تحت هیچ سناریویی هم نمی تواند سراغ بمب هسته ای برود تا با بمب هسته ای وارد مذاکره شود.

به نظر شما هدف غایی ترامپ از اقدامات علیه ایران چیست؟ مدیریت یا تغییر یا براندازی؟

هدف غایی ، نئوکان های و عربستان براندازی حکومت و تجزیه ایران است، ضمن اینکه ترامپ یک موجود استثنایی است. ببینید او یک جلسه با کره شمالی گذاشت و یک توافق کلی 2صفحه ای را امضا کرد و بلافاصله هم گفت تهدید سلاح های هسته ای کره شمالی مرتفع شد بدون اینکه حتی یک بمب هسته ای کره شمالی نابود شده باشد. لذاروشن است که ترامپ نیازمند شوی تبلیغاتی پیروزی است ودر این راه ممکن است امتیازات زیادی هم بدهد.

آیا این تحلیل درست است که روسیه بعد از وج از بازی تازه ای را به خصوص درباره تحولات آغاز کرده است؟

اینکه تصور کنیم روسیه باید درچارچوب سیاست های منطقه ای ایران تصمیم گرفته و عمل کند، واقع بینانه نیست. روسیه یک قدرت جهانی است که هدف غایی اش این است که در منطقه، قدرت بین المللی برتر باشد. برای این هدف باید باهمه قدرت های منطقه ای اعم از ایران و و عربستان رابطه فعال و تعامل داشته باشد. البته اگر مسکو روزی بین ایران یا عربستان مجبور به انتخاب شود، ایران را انتخاب خواهد کرد اما این معادله معلوم نیست که در مورد صادق باشد.

درصدد تحریک ایران است و بارها به مواضع ایران حملاتی داشته است، به نظر شما این مقدمه یک درگیری جدی تر بین ایران و نخواهد بود؟ عربستان قبلا گفته بود جنگ را به داخل ایران می کشاند، به نظر شما احتمال اینکه سعودی ها بخواهند وارد ماجراجویی علیه ایران شوند وجود دارد؟

من تردید ندارم که عربستان و به دنبال کشاندن پای به حمله نظامی به ایران هستند چون این دو هیچ کدام ظرفیت حمله نظامی به ایران را ندارند و چنین ریسکی را نخواهند پذیرفت مگر اینکه از ورود مطمئن شوند. استراتژی فعلی ترامپ هم ورود به تقابل نظامی با ایران نیست. ترامپ دنبال افزایش فشار به ایران است تا ایران دعوت او به مذاکره مستقیم را بپذیرد. منتهی فعلا 3فاکتور ترامپ، شرایط منطقه و آینده ، قابل پیش بینی نیستند.

به نظر شما ایران هم اکنون چه رویکردی را باید در قبال ترامپ در پیش بگیرد؟ مدارا تا اتمام دوره یا اقدام فعالانه برای فعال ل های داخل ؟ با فرض ادامه وضعیت فعلی برای گرفتارنشدن ایران در آثار تحریم های ناشی از وج چه می توان کرد؟

تجربه نشان داد که کشور ما با این شرایط داخلی، ظرفیت تصمیمات بزرگ و بن بست شکن را ندارد. تصمیمی بود که همه ارکان نظام آن را تصویب د با وجود این، از روز اول مذاکره کنند گان متهم به خیانت شدند تا جایی که در روز قدس امسال، عده ای آقای صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی را خائن خواندند. همه روسای سازمان های اتمی کشور های جهان را جمع کنید، مدیری ازنظر تخصص و تعهد و سلامت مثل صالحی پیدا نمی کنید. حالا وضع ما را با مقایسه کنید. ترامپ را بدترین توافق تاریخ خواند و از آن خارج شد اما احدی تاکنون کمترین توهین یا اتهامی را متوجه آقای مونیز همتای یی صالحی نکرده و مورد احترام کامل است.

صادقانه بگویم هرتصمیم مهم در مناسبات منطقه ای و جهانی، نیازمند یک وضع داخلی منسجم و هماهنگ است. درحالی که ایران با تهدیدات فوق العاده منطقه ای و بین المللی مواجه است، جناح های در داخل سال هاست که مشغول ب سر یکدیگر هستند و هر جناحی هم با بدترین تهمت ها و توهین ها، گناه مشکلات کشور را گردن دیگری می اندازد.

برای ایجاد اجماع و وحدت داخلی نیاز به درک درست از شرایط داخلی و خارجی کشور، فداکاری و ازخودگذشتگی است. با این وضع، مشکلات اقتصادی فعلی مردم و منافع کلان ملی کشور 2قربانی اصلی اختلافات فعلی جناح های داخلی هستند. بزرگان نظام باید قبل از هرچیز دراین مورد چاره شی کنند؛ حتی به قیمت یک خانه تکانی اساسی در ت یا حتی استعفای ت فعلی و برگزاری انتخابات زودرس، زیرا استمرار وضع فعلی تا 2سال دیگر، ممکن است موجب لطمات غیرقابل جبران شود.




ترامپ نامزد جایزه فرومایگی: ریئس جمهور ویرانگری است

درخواست حذف اطلاعات

توماس ف ن
توماس ف ن سه بار برندهٔ جایزهٔ پولیتزر در ادبیات و رو مه نگاری شده است.
◀️ ترامپ اول حزب جمهوری خواه را بر اساس تفکراتش تغییر داد، حالا هم سعی دارد را به همین شکل تغییر دهد – را تبدیل کند به کشوری خودخواه، دروغگو، که هیچ دوست ندارد، غیر قابل پیش بینی، بی هیچ تعهدی نسبت به ارزش ها، آماده ی خنجر زدن به پشت هر متحدی که به خواسته های ما عمل نکند و کشوری که با حکومت های دارای مافیا و دیکتاتوری رابطه ی بهتری نسبت به حکومت های دموکرات دارد.
خدا نیاورد روزی را که تبدیل به ایالات متحده ی ترامپ شود. این مسئله آینده ی ما و ثبات جهان را به خطر خواهد انداخت. تمام منافع ملموس و ناملموس حاصله از نظم جهانی، که ما به وجود آوردیم، به ما کمک کرده است تا تبدیل به ثروتمند ترین، امن ترین و محترم ترین کشور در تاریخ باشیم. اما اگر به یک ی زشت تبدیل شویم، فقط امنیت مان بیشتر به خطر خواهد افتاد.
خوشحالم که ترامپ با کیم جونگ اون وارد مذاکره شده است. اما ترامپ خیلی دغل کار است. برای اب آماده تر از ساختن است و آنقدر ساده لوح است که هر ی می تواند راحت چاپلوسی اش را د. هنوز خیلی زود است که بگوییم نتیجه ی نشست سنگاپور چه خواهد بود. اگر نتیجه خلع سلاح هسته ای شبه جزیره ی کره باشد، من خودم به شخصه ترامپ را نامزد جایزه ی صلح نوبل می کنم. اما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد. اما فعلا من او را نامزد "جایزه فرومایگی" می کنم. این جایزه متعلق به ی است که از اختیارات ریاست جمهوری اش برای تضعیف امنیت فردی شهروندانش و ارزش های کشورش استفاده کند.
به من بگویید که آیا اکنون بیشتر احساس امنیت می کنید؟...
اگر ی هستید که از قبل دچار بیماری جسمی هستید و برنامه ی سلامت اوباما کمکتان می کرد، نباید احساس امنیت بیشتری داشته باشید. اگر از خبر ها اطلاع ندارید باید بگویم وزارت دادگستری ترامپ، هفته ی گذشته، اعلام کرد که از بخش های عمده ی قانون سیستم مراقبتی با هزینه های پایین، حمایت نمی کند.
سناتور سوزان کولینز، جمهوری خواهی که مخالف لغو برنامه سلامت اوباما بود، گفت: تصمیم عدم حمایت از برنامه سلامت اوباما، بلاتکلیفی را به وجود می آورد که منجر به بالا رفتن هزینه های میلیون ها یی و نادیده گرفته شدن حمایت های ضروری از افرادی می شود که دچار بیماری هایی مانند آسم، سرطان، بیماری قلبی، آرتروز و دیابت هستند.
آیا احساس امنیت بیشتری می کنید؟
ترامپ به تازگی سر جنگ با نزدیک ترین متحدان ناتو ی ما برداشته است. از جمله ی این متحدان، نخست کانادا، جاستین ترودو است که تیم ترامپ گفته است از پشت به ما خنجر زده است چون که از سیاست تجارت کشورش و واردات لبنیات با ملایمت دفاع کرده است. این ماجرا بعد از آن بود که ترامپ به خیانت آشکار ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، که بزرگترین حمله ی سایبری را علیه دموکراسی مان داشت، کوچک ترین انتقادی نکرد.
اگر روزی حادثه ی 11 سپتامبر دوباره تکرار شود و به کمک کانادا، بیش از مسئله ی یدن شیر از ما، احتیاج داشته باشیم چه کار باید ؟ آیا کشوری هست که نخواهد کانادا همسایه اش باشد؟رئیس جمهور ما با روسیه سازش کرده است و به سرعت با متحدانی که به کمکشان با نازیسم، کمونیسم و افراطی در طول 70 سال مقابله کرده ایم، در حال دشمن شدن است.
آیا احساس امنیت بیشتری می کنید؟
به علاوه ی اینها،شما رئیس جمهوری دارید که یدی طولا در ناگهانی توافقات و روابط دیرینه دارد، فقط به خاطر اینکه خواسته های کوتاه مدتش را برآورده سازد و غرایز بی لجام و غلطش را اقتاع کند و یا نفرت خودش را از همتای سابقش تقویت کند.
آیا احساس امنیت بیشتری می کنید؟
قطعا اگر مسئله ی تغییر آب و هوا فقط یک شوخی بود، مهم نبود که رئیس جمهور ما چیزی از علم سرش نمی شود. و مطمئنا اگر ما سال های متوالی رشد فوق العاده بالا و بدون رکود اقتصادی داشته باشیم، شاید می توانستیم از پس افزایش چشمگیر بدهی ملی که ترامپ با کاهش مالیات شرکت ها به وجود آورده است بر بیاییم.
شاید چین، کانادا و متحدان اروپایی ما تسلیم خواسته های ما در تجارت شوند و بردن یکباره ی چندین جنگ تجاری که کاری ندارد. اگر 11سپتامبری دیگر و یا رکود جهانی دیگری مانند سال 2008 اتفاق نیافتد،ما نیازی به متحدانمان نخواهیم داشت و می توانیم با پوتین راحت باشیم. مطمئنا، اگرهزینه های مراقبت از سلامت به طور معجزه آسایی کاهش بیابد، دیگر مهم نیست که ترامپ برنامه ی سلامت اوباما را از بین برده است بدون اینکه جایگزینی حتی ارزان تر، آنگونه که وعده داده بود، برای آن بگذار/ منبع: دیپلماسی ایرانی

مجله تلگرامی مطالعات
t.me/esfandiarkhodaee




چرا ایران بالا ه با ترامپ مذاکره خواهد کرد؟

درخواست حذف اطلاعات

زلمای خلیل زاد، پیشین در سازمان ملل؛ منبع: واشینگتن پست

ترجمه: اسفندیار خ

تصمیم ترامپ در وج از در داخل و خارج مورد انتقاد فراوان قرار گرفت. منتقدان این تصمیم ت ترامپ را فراخوانی برای جنگ و سیاست تغییر رژیم ایران دانستند. اما این نکته مغفول مانده است که که ترامپ همزمان با وج از از ایران خواسته است که بار دیگر پای میز مذاکره با بنشیند. فشار اقتصادی در کنار درخواست مذاکره، بالا ه ایران را به میز مذاکره خواهد کشاند. اخیراً پمپئو امور خارجه پیام جالبی به ایران داد و از این کشور خواست "به الگوی مذاکره با کره شمالی نگاه کند و جدیت در تعامل با مخالفان در مسائل پیچیده را ببیند." فشارهای ترامپ ایران را به زانو نخواهد آورد و منجر به تغییر رژیم در ایران نیز نخواهد شد. اما احتمالا تهران را به میز مذاکره خواهد کشاند. ایران در حال حاضر تمایلی برای مذاکره با ندارد بلکه به دنبال تضمین ها و توافقی با اروپاست تا فشارهای را کاهش دهد. اما به دلایل زیر، ان این کشور در آینده نزدیک به فکر مذاکره با خواهند افتاد. اولاً، ایران به زودی از اروپا نومید خواهد شد زیرا ....

متن کامل در کانال تلگرامی مجله مطالعات (کلیک کنید)




مسئولان ایرانی تهدیدات ترامپ را جدی نگرفته اند

درخواست حذف اطلاعات

✍️ حسین راغفر
آنچه مسلم است تشدید تحریمها توسط با هدف براندازی ست اما متاسفانه به نظر میرسد این تهدیدها تا امروز از سوی برخی مسئولان جدی گرفته نشده و گویا هنوز ترامپ را باور ندارند ، منبع محرک اقتصاد ایران و درآمد اصلی حاکمیت حاصل از فروش نفت است که با حضور ترامپ به زودی این راه در مقابل مسولین ما بسته میشود . باید بپذیریم از بعد از انقلاب تاکنون هیچ رییس جمهور اینگونه مواضع خصمانه ای نسبت به ایران نداشته و از سویی ایران هم هیچوقت تا به این اندازه به درآمد نفت وابسته نبوده و این نکته را ترامپ هم میداند.
نظام اگر می خواهد در قدرت بماند باید نسبت به سیاست هایی که باعث بی اعتمادی عمومی اکثریت مردم به ساختار کل حکومت شده تجدید نظر کند چون بدون اعتماد و پشتوانۀ مردم عبور از گرداب پیش رو اگر محال نباشد احت ضیف است.

لینک متن کامل در کانال تلگرامی مجله مطالعات




تحقیقات جمهوری خواهان درباره امتیازات اوباما به ایران!

درخواست حذف اطلاعات

ت اوباما قصد داشته است که بصورت محرمانه به ایران امکان دسترسی به سیستم مالی را بدهد و این تصمیم پس از به سرانجام رسیدن توافق هسته ای در سال ۲۰۱۵ میلادی و لغو تحریم های اتخاذ شده است. بر اساس تحقیقات جمهوریخواهان سنای که گزارش آن روز چهارشنبه منتشر شد، در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، وزارت خزانه داری بصورت محرمانه مجوزی را در فوریه سال ۲۰۱۶ میلادی صادر کرده است که به ایران اجازه می داد معادل ۵.۷ میلیارد دلار پولی را که در بانک عمان داشت، دریافت کند. قرار بود این مبلغ از ریال عمان به یورو تبدیل شود و برای انجام عملیات تبدیل، لازم بود ابتدا این مبلغ به دلار تبدیل گردد. چنانچه چنین مجوزی برای بانک عمانی صادر نمی شد، بانک مسقط برای تبدیل این پول به یورو مجبور به نقض تحریم های ...

متن کامل در کانال تلگرام مجله مطالعات




جامعه پوپولیسم ترامپی را برنمی تابد.

درخواست حذف اطلاعات

سیدحسین سیف زاده، بازنشسته تهران و مونتگمری کالج-راکویل در مریلند
پاپیولیسم، فلسفه حکمروائی نیست، بلکه پوست بزه ای است که نهایتا" موجب سقوط او و همپالکیهایش در حزب جمهوریخواه خواهد شد.
پاپیولیسم به عنوان یک دام فریبنده، توسط عوامفریبها و یا مغرورین بی مایه، عمدتا" جایگاه مطلوبی در جوامع در حال گذار و پیشامدرن دارد.
در کشورهای غربی، گذار به مدرنیته انجام شده، و لیبرالیسم فلسفی راه را برای جا افتادن ابزار تحقق رهائی و (یعنی علم تجربی) فراهم کرده است. متنی بودن علم تجربی در قالب یک یا چندین برجسته در کشورهای توسعه یافته ظهور یافته است. ها به عنوان مهمترین نهاد حوزه عمومی هم راهنمای جامعه مدنی و حکومت در غربست، و هم راهنمای کانون وکلا و رسانه ها در افشاء سوء استفاده احتمالی پاپیولیستها و عوامفریبها. بلائی که رسانه های آزاد در بر سر ترامپ آورده اند، مجال نفس کشیدن را...

لینک متن کامل در کانال تلگرام مجله مطالعات




یک جانبه گرایی ایالات متحده و تأثیر آن در افول هژمونی

درخواست حذف اطلاعات
برای ان یی شکل گیری نظام چندقطبی ناگوار است و هژمون دیروز علاقه ای به روبرو شدن با بازیگران هم وزن خود را ندارد. درصورتی که تداوم سیاست های یک جانبه گرایانه، موجب تضعیف و افول ایالات متحده هدایت خواهد شد.

شکده راهبردی تبیین- رفتار سیاست خارجی ایالات متحده از ابتدای پیدایش تاکنون همواره و به صورت تدریجی به تک روی و یک جانبه گرایی فزاینده تمایل داشته است. این رویکرد با فروپاشی شوروی تقویت شده و به طور روزافزون و علنی پیش تاخته است و تا جایی پیش می رود که به مقتضای منافع خود حتی تمامی سازوکارها و ساختارهای بین المللی را که خود ایجاد نموده را نیز ش ته و نادیده انگاشته است.

برخلاف باراک اوباما که تمایلی عجیب به چندجانبه گرایی و همسو دیگر کشورها و متحدان در تصمیم گیری های بین المللی و احترام به ساختار نظام بین الملل داشت این بار اما دونالد ترامپ با احیای رویکرد تاریخی ایالات متحده و با دستور کاری متفاوت و ناهمگون به کاخ سفید پای گذاشته و الگوی کنش و اقدام در نظام بین الملل را بازتعریف نموده است. ترامپ با رد سیاست های اوباما تلاش دارد تا یک جانبه گرایی را جایگزین چندجانبه گرایی اوباما نماید و طرحی جدید را در چارچوب مکانیسم های راهبردی ایالات متحده دراندازد و این تغییر نگاه و رویکرد همه جانبه را به وضوح می توان در راهبرد امنیت ملی که توسط کاخ سفید تدوین شده است مشاهده کرد که در قالب نوعی یک جانبه گرایی و بر پایه سیاست و مدل کنشگر دیوانه کیسینجر به مثابه اصلی ترین وجوه تمایز با راهبرد اعلامی از سوی اوباما دل دارد.

مبانی یک جانبه گرایی ایالات متحده

راهبرد جدید امنیت ملی که بر محور رویکرد یک جانبه گرایی نوین ترامپ طراحی شده است دارای چهار رکن اصلی است که شامل حفاظت از کشور و مردم، ارتقاء و بهبود رفاه در ، نمایش صلح از طریق قدرت و پیشبرد نفوذ در دنیا است. بنابراین باید برای فهم رویکرد یک جانبه گرایی غالب در متن این سند که نقشه راه است، سند امنیت ملی ت ترامپ را بر محور یکی از چهار مکتب اصلی حاکم بر سیاست های ایالات متحده در برهه های مختلف تاریخی تحلیل و طبقه بندی کرد و مبانی و مؤلفه های این مکاتب که بر یک جانبه گرایی و یا چندجانبه گرایی دل می کنند، است اج نمود. از بین ۴ مکتب اصلی، هامیلتونیسم با شاخصه تأکید بر ارزش های یی به جای منافع در خارج از کشور، مکتب ج ونیسم با شاخص قرار دادن منافع ملی به عنوان سکان دار سیاست و روابط خارجی، مکتب ویلسونیسم با تأکید بر حفظ صلح و رد جنگ به عنوان راه حل مشکلات جهان و مکتب جفرسونیسم با تمرکز بیشتر بر سیاست های اجتماعی داخلی شناخته می شوند. بنابراین با توجه به محورهای منتشرشده و بر مبنای موارد احصاء شده سند امنیت ملی ت ترامپ، این موارد گویای انطباق خط مشی و رویکرد آن بر مبنای تلفیق مکتب هامیلتونیسم با تأکید بر ارزش ها و منافع در خارج از کشور و درون گرایی مبتنی بر ساخت کشور، با مکتب ج ونیسم با شاخصه های منافع ملی سکان دار سیاست و روابط خارجی، پذیرش مداخله نظامی در دیگر مناطق جهان برای حفظ منافع ملی، گسترش موقعیت جهانی به عنوان یک قدرت بزرگ و واکنش به تهدیدات از طرق نظامی در صورت نیاز است، که این مؤلفه ها درمجموع مبانی یک جانبه گرایی حاکم بر ت فعلی را تشکیل می دهند. در حقیقت تأثیر انگاره های مکتب ج ونیسم بر نگرش ترامپ است که موجب شده است تا انزوایی که در دوران اوباما از آن فاصله گرفته بود دوباره به سوی بشتابد و متحدان دیرین و استراتژیک این کشور نظیر اروپا را نیز برنجاند تا فاصله خود را از حفظ نموده و با دیده تردید به اقدامات و مواضع ترامپ نظاره کنند.

در حقیقت تأثیر انگاره های مکتب ج ونیسم بر نگرش ترامپ است که موجب شده است تا انزوایی که در دوران اوباما از آن فاصله گرفته بود دوباره به سوی بشتابد و متحدان دیرین و استراتژیک این کشور نظیر اروپا را نیز برنجاند تا فاصله خود را از حفظ نموده و با دیده تردید به اقدامات و مواضع ترامپ نظاره کنند

آنچه به وضوح در ین ترامپ در دوران معاصر و بر اساس مواضع وی و البته بر اساس سند راهبردی قابل مشاهده است دیدگاهی است که بر اساس مکتب واقع گرایی به روند تحولات و امنیتی در عرصه بین الملل می نگرد. در ین یک جانبه گرای ترامپ کشورها در رقابتی همیشگی اند و ایالات متحده برای حفاظت و دفاع از استقلال خود در برابر دوستان و دشمنان باید در تمام جبهه ها بجنگد. هرچند ت اغلب می گوید « نخست»[۱] به معنای « تنها»[۲] نیست، اما در راهبرد امنیت ملی که از سوی ترامپ ارائه شده، تصریح شده است که ایالات متحده برای حفظ منافع خودش خواهد ایستاد، حتی اگر این به معنای اقدام یک جانبه یا رنجاندن دیگران بر سر مسائلی مانند تجارت، تغییرات اقلیمی و مهاجرت باشد.[۳]

بر این اساس ریشه سیاست های یک جانبه گرای ترامپ رویکردی واقع گرایانه آن هم از مدل تهاجمی به تحولات بین الملل است که در این چارچوب فکری واقع گرایی تهاجمی یا رئالیسم تهاجمی که یک نظریه ساختاری و بخشی از مکتب نوواقع گرایی است ادعا می شود که آشوب زده بودن نظام جهانی باعث رفتار تهاجمی ت ها در سیاست بین الملل است. ترامپ در چارچوب این تئوری بر این باور است که ان کشورها باید آن دسته از سیاست‎های امنیتی را دنبال کنند که دشمنان بالقوه آنان را تضعیف می‎کند و قدرت آن ها را نسبت به بقیه کشورها افزایش می‎دهد. در نگاه او اگر کشوری خواستار بقاست باید رئالیستِ تهاجمیِ خوبی باشد. زیرا از منظر رئالیست‎های تهاجمی، ماهیت رقابت‎آمیز روابط بین‎الملل دائماً در حال تشدید شدن است ؛ بنابراین لازم است که کشورها همواره در حال افزایش قدرت خود باشند تا به حدی از قدرت برسند که هیچ کشوری برای حمله به آن ها طمع نکند. بنابراین گزاره های یک جانبه گرایانه تا کید بر “حفاظت از صلح از طریق قدرت “، “تقویت بودجه و توان نظامی ” ، “در اولویت قرار گرفتن منافع ” ذیل شعار “ نخست”، در همین چارچوب قابل تحلیل است.

هرچند ت اغلب می گوید « نخست» به معنای « تنها» نیست، اما در راهبرد امنیت ملی که از سوی ترامپ ارائه شده، تصریح شده است که ایالات متحده برای حفظ منافع خودش خواهد ایستاد، حتی اگر این به معنای اقدام یک جانبه یا رنجاندن دیگران بر سر مسائلی مانند تجارت، تغییرات اقلیمی و مهاجرت باشد.

تعارض یک جانبه گرایی و هژمونی

اما سؤال اینجاست که این یک جانبه گرایی چگونه می تواند زمینه ساز افول قدرت و هژمونی گردد؟ «جان ایکنبری» معتقد است که هژمونی به دلیل توجه به ساختارها و قواعد بین المللی یک هژمونی نهادین و لیبرال است و تا زمانی که ایالات متحده برتری و هژمونی خود را از طریق نهادهای تأسیس شده پس از جنگ دوم جهانی و در چارچوب قواعد موضوعه بین المللی پیش ببرد و همکاری خود را در فضای یک سیاست چندجانبه گرایی و تعامل با دیگر قدرت ها حفظ نماید، می تواند برتری و هژمونی خود را نیز در نظام بین الملل حفظ کند. ایالات متحده تا زمانی می تواند قدرت خود را مصون بدارد که تعامل و یکپارچگی را جایگزین یک جانبه گرایی و موازنه قوا را بدیل خصومت قرار دهد. در غیر این صورت و در شرایطی که رضایت قدرت های غربی را نادیده بگیرد و دلایل عدم ایجاد موازنه یکی پس از دیگری از بین بروند، به طور طبیعی نظم بین المللی دچار تغییر شده و به سمت مهم ترین نظریه رئالیسم یعنی تعارض قوا و تضعیف قدرت ایالات متحده حرکت خواهد نمود.

درصورتی که روند فعلی ت ترامپ تداوم یابد و ایالات متحده از چندجانبه گرایی خارج شده و به سمت یک جانبه گرایی حرکت کند، این اتفاق سرآغاز بی اعتمادی در عرصه بین الملل را کلید خواهد زد و روشن است که این کار به تدریج جایگزینی و چالش قدرت را در اذهان متبادر می کند و بی اعتمادی را در مورد این کشور فراگیر خواهد کرد. یک جانبه گرایی می تواند به مرور ارائه کالاهای عمومی در سیستم مستقر را نیز با چالش مواجه کند و در شرایطی که ایالات متحده از تأمین امنیت اروپا، ژاپن و سایر متحدان امتناع کند و از سوی دیگر نقش حفاظتی از رژیم های مالی، اقتصادی، زیست محیطی و حتی امنیتی خود را نیز کنار بگذارد، آن زمان است که به سرعت اعتماد و انتفاع از سیستم حاکم فعلی بر نظام بین الملل به تدریج ت یب خواهد شد و قدرت و جایگاه ایالات متحده رو به افول و تضعیف خواهد نهاد.

اما آنچه تا امروز مشاهده شده است مؤید تلاش برای تعمیق همین یک جانبه گرایی است که به هیمنه آسیب خواهد زد و آنچه با تحلیل سند استراتژی دفاعی نیز که دومین سند مهم راهبردی این کشور است استنباط می گردد، عدم درک شرایط جدید بین المللی از سوی واشنگتن است. برای ان یی و به ویژه رئیس جمهور این کشور افول نظام تک قطبی بین المللی و شکل گیری نظام چندقطبی بسیار ناگوار است و هژمون بین المللی دیروز علاقه ای به روبرو شدن با بازیگران بین المللی هم وزن خود را ندارد. درصورتی که تداوم سیاست های یک جانبه گرایانه این کشور را، به سمت همین دستاورد و تضعیف ایالات متحده هدایت خواهد کرد.

در شرایطی که ایالات متحده از تأمین امنیت اروپا، ژاپن و سایر متحدان امتناع کند و از سوی دیگر نقش حفاظتی از رژیم های مالی، اقتصادی، زیست محیطی و حتی امنیتی خود را نیز کنار بگذارد آن زمان است که به سرعت اعتماد و انتفاع از سیستم حاکم فعلی بر نظام بین الملل به تدریج ت یب خواهد شد و قدرت و جایگاه ایالات متحده رو به افول و تضعیف خواهد نهاد.

در همین رابطه، مواضع ترامپ در رابطه با و توافق هسته ای نیز قابل بررسی است. اگرچه ت اوباما توانست بر مبنای چندجانبه گرایی و تعامل با شورای امنیت، اجماعی علیه برنامه هسته ایران ایجاد و ۶ قطعنامه تحریمی علیه کشورمان را تصویب کند اما اکنون ترامپ با اقدامات یک جانبه گرایانه دیگر قادر نیست اجماعی جهانی علیه ایران تشکیل دهد و امروز ایالات متحده نمی تواند با میل مقامات کاخ سفید قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت را نادیده بگیرد که در این ح واقف اند که خود را در مقابل جامعه جهانی، سازمان ملل و شورای امنیت قرار خواهند داد و این هم لطمه ای بزرگ بر قدرت و جایگاه این کشور خواهد بود.

اقدامات یک جانبه ­گرایانه ایالات متحده در دوران ترامپ

اگرچه فشارهای بین المللی تاکنون مانع اقدام یک جانبه ترامپ در خصوص شده اما ت ترامپ تاکنون اقدامات یک جانبه زیادی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. در حوزه ، به صورت یک جانبه تصمیم گرفت تا ناوگان جنگی خود را به شبه جزیره کره هدایت کند، بحران بین دو کره را تشدید نمود، به نقش نهادها و سازمان های بین المللی و کشورهای هم پیمان خود نیز توجهی نکرد، با بی توجهی به درخواست های بین المللی پایگاه هوایی را مورد هدف قرار داد، در همین راستا و اقدامات یک جانبه، مادر بمب ها را در افغانستان آزمایش کرد، علیرغم وضعیت وخیم در عربستان و هشدارهای متعدد در این رابطه در اولین سفر بین المللی خود به این کشور سفر کرد و همچنین علیرغم همه اعتراضات از موافقت نامه ترانس پاسیفیک ((trans-pacific partnership خارج شد تا نشان دهد که دونالد ترامپ بدون توجه به همه نقدها همچنان سیاست خود که همان یک جانبه گرایی است را پیش می برد.[۴]

با توجه به نتیجه سیاست های یک جانبه گرایانه فاصله قدرت این کشور با سایر قدرت ها روبه افول گذاشته است و در پیش گرفتن سیاست یک جانبه گرایی، به تدریج رضایت و مشروعیت سیستم مستقر به ی را با چالش مواجه کرده و این امر تا جایی پیش رفته است که هم پیمانان نیز به این روند معترض شده اند.

برای ان یی و به ویژه رئیس جمهور این کشور افول نظام تک قطبی بین المللی و شکل گیری نظام چندقطبی بسیار ناگوار است و هژمون بین المللی دیروز علاقه ای به روبرو شدن با بازیگران بین المللی هم وزن خود را ندارد درصورتی که تداوم سیاست های یک جانبه گرایانه این کشور را به سمت همین دستاورد و تضعیف ایالات متحده هدایت خواهد کرد.

ایجاد اعتماد و همکاری بین المللی به واسطه ایجاد و تداوم رژیم های بین المللی مالی، اقتصادی، امنیتی و زیست محیطی یکی از مهم ترین ستون های سیستم مستقر بین المللی به ی ایالات متحده است که مورد انتفاع اغلب قدرت ها و حتی همه کشورها قرار گرفته اند. این در حالی است که ت فعلی به شکل بی سابقه ای از مسئولیت خود به عنوان حافظ سیستم، امتناع نموده و در حال وج از این رژیم هاست. وج از پیمان تجاری اقیانوس آرام، وج از سازمان علمی فرهنگی یونسکو، وج از توافق بین المللی آب و هوایی پاریس، بررسی وج از ، انتقاد شدید از توافق تجارت ی شمالی و بررسی وج احتمالی آن در آینده ای نزدیک و حتی انتقاد از پیمان آتلانتیک شمالی ناتو ازجمله این سلب مسئولیت های یک جانبه است که عقب نشینی از مسئولیت های بین المللی یک هژمون تلقی می گردد. بنابراین در این شرایط یک تردید جدی نسبت به توانایی مدیریت بحران های جهانی توسط در بحران های جاری همچون یمن، مسئله فلسطین، و مسئله وج از در ان دیگر کشورهای همسو با ایجاد می نماید.

نتیجه گیری

با این وصف می توان این گونه استنتاج نمود که تمام عواملی که سبب تحکیم نظام مستقر بین المللی به ی ایالات متحده شده بود اکنون به واسطه اقدامات یک جانبه ترامپ در حال تز ل هستند و اگر ت کنونی با وج از معاهدات و رژیم های بین المللی و سرباز زدن از مسئولیت های بین المللی ت ، به بی اعتبار نهادها و سازمان های بین المللی به نفع کشور ایالات متحده ادامه دهد و سیاست های خود را بی توجه به منافع دیگر متحدان به پیش ببرد و صرفاً منافع را در نظر بگیرد، ادامه ی این نظم موجود با چالش اساسی مواجه خواهد شد و باید با به صورت کامل با هژمون یی وداع کند و منتظر افول روزافزون قدرت این کشور در مقابل متحدان اروپایی و دیگر کنشگران مهم عرصه بین الملل باشد.


منابع و پی نوشت ها

[۱] america first

[۲] america alone

[۳] “national security strategy of the united states of america.” the white house, dec. 2017, www.whitehouse.gov/wp-content/uploads/2017/12/nss-final-12 -2017-0905.pdf.

[۴] جهت مطالعه بیشتر در مورد وج از معاهده ترانس-پاسفیک رجوع کنید به:

« وج از تی پی پی؛ آغازی بر عصر یک جانبه گرایی»، شکده راهبردی تبیین، ۵ بهمن ۱۳۹۵، قابل بازی در آدرس زیر:

http://tabyincenter.ir/16611

http://tabyincenter.ir/25897



جان کری: عملکرد ترامپ همه سخنان ایران را تائید کرد

درخواست حذف اطلاعات

خارجه پیشین در مصاحبه با رو مه سوئیسی «نویه تسایتونگ»:
اقدام ترامپ در زمینه وج از توافق هسته ای، بزرگترین اشتباه راهبردی از زمان جنگ عراق و اشتباهی مهم در تمامی تاریخ ست.
با این تصمیم توافقی پایان می یابد که در قالب آن ایران مسئول محدود برنامه هسته ای خود است و به این ترتیب منزوی می شود.
آنهایی هم که در ایران برای این توافق تلاش کرده اند هم منزوی می شوند و چنین چیزی سیاست داخلی ایران را به شیوه ای منقی تحت تاثیر قرار خواهد داد و افراط گرایان تقویت خواهند شد.
در برابر ایران راهبردی را انتخاب کرده است که جرج بوش علیه عراق در پیش گرفت و این راهبرد تغییر رژیم است و آنطوری که تاریخ نشان می دهد، نتیجه خوبی ندارد.
متن کامل در کانال تلگرامی مجله مطالعات




مناقشه پلورالیسم و نئوپلورالیسم به مثابه چالش نوین نهادهای بین المللی در قرن بیست ویکم

درخواست حذف اطلاعات

منصور صالحی و محمد توحیدفام

الگوهای پلورالیستی دموکراسی با ﺗﺄکید بر الگوهای نظارت بیرونی به عنوان یکی از کارآمدترین الگوهایی حکمرانی تا به امروز شناخته شده است. این الگو تا به امروز دچار بحران­هایی گشته و همواره راه­کارهایی برای برون­ رفت از آن بحران ارائه شده است. نئوپلورالیسم با ﺗﺄکید بر نظارت­های درونی پاسخی برای برون رفت از این بحران بود لیکن به تنهایی قادر به حل این معضل نبود؛ لذا به نظر می رسد تلفیق این دو، بهترین راه وج از بحران موجود است. با توجه به اینکه نهادهای بین­المللی نیز بر پایه اصول و قواعد الگوی دموکراتیک بنا نهاده شده، لذا فراز و فرود این مناقشه، نهادها و نظام بین المللی را هم ﻣﺘﺄثر از خود ساخته است. به نظر می­رسد که کژکارکردی­ رویکردهای پلورالیستی و نئوپلورالیستی منطبق با الگوی دموکراسی در عصر حاضر، نهادهای بین­المللی نظام جهانی را نیز از خود ﻣﺘﺄثر ساخته و به این سبب تحقق دموکراسی در عرصه بین­الملل را دچار بحران نموده است. الگوی مطالعاتی این پژوهش بر اساس کاربست روش­شناسی نهادگرایی جدید، سعی بر ارائه مدلی هم­­پوشان دارد تا با ارائه مدلی تلفیقی راه کار نوینی را پیش روی نهادهای بین المللی قرار دهد. متن کامل مقاله




فراز و فرود روابط ایران و روسیه ٢٠١٦-١٩٩٠

درخواست حذف اطلاعات

الهه کولایی، عفیفه عابدی

هرچند اکنون برداشت عمومی از روابط روسیه با ایران، روابطی بسیار همگرا و گرم است، اما واقعیت های تاریخی در مورد روابط مسکو و تهران، نشان دهنده رابطه ای پیچیده همراه با فراز و فرود بسیار و وابسته به عوامل و ﻣﺆلفه های گوناگون دوجانبه، منطقه ای و بین المللی است. این رابطه میراث دار رخدادهای دشمنی آلود ایران و روسیه از اوایل قرن 19 است که همچنان سایه تردید و بدبینی آن بر این رابطه گسترده مانده است. تصرف خاک ایران توسط امپراتوری روسیه در اوایل قرن 19، مداخله ویرانگر روسیه تزاری در انقلاب مشروطه ایران در اوایل قرن 20، حمایت اتحاد شوروی از جریان های تجزیه طلب در شمال و شمال غربی ایران، تخلیه ن خاک ایران در پایان جنگ جهانی دوم از سوی نیروهای نظامی اتحاد شوروی، حمایت اتحاد شوروی از حزب توده ایران، حمله اتحاد شوروی به افغانستان و این کشور مسلمان نشین در همسایگی شرقی ایران (1979-1989)، حمایت ﻣﺆثر اتحاد شوروی از عراق در طول جنگ ایران و عراق از سال 1980 تا سال 1988 از جمله اقدام ها و رفتار های خصمانه روسیه است که با وجود اراده ایران برای داشتن روابط نزدیک با روسیه در شرایط جدید، همچنان بر روابط دو کشور سایه انداخته است. هر چند به دلایل گوناگون که در ادامه خواهد آمد، ایران با ﺗﺄکید بر حق حاکمیت، منافع خود در سطوح گوناگون از مسیر رابطه با روسیه پیگیری می کند، اما این میراث تاریخی سبب شده همچنان نگاه بدبینانه همراه با بی اعتمادی به مسکو و روابط با این کشور، در مطبوعات و مردم ایران وجود داشته باشد. متن کامل مقاله




جهانی شدن و تاثیر آن بر وضعیت فقر در کشورهای در حال توسعه

درخواست حذف اطلاعات

صمد قائم پناه

جهانی شدن به عنوان یکی از مهمترین مفاهیم جدید در حوزه رشته­های علوم اجتماعی از جمله اقتصاد، علوم ، جامعه شناسی، ارتباطات و غیره به موضوع قابل توجه­ای تبدیل شده است، که علیرغم فرصت­ها و مزایای فراوان در ابعاد مختلف اقتصادی، تجاری و ارتباطی برای تها، نگرانی­های متعددی هم در زمینه رشد فقر، مسائل زیست محیطی و انواع بیماریها ایجاد کرده است. البته باید گفت تاثیرات آن از یک تی به ت دیگر متفاوت است و این امر تا حد زیادی به خود تها بستگی دارد که تا چه میزان خودشان را در معرض جهانی شدن قرار دهند. در خصوص پدیده رشد فقر و ارتباط آن با جهانی شدن بویژه برای کشورهای در حال توسعه دو دیدگاه تئوریک مخالف و موافق شکل گرفته است. از این رو سئوال اصلی مقاله این است که جهانی شدن چه تاثیری روی فقر به طور مشخص در ت­های در حال توسعه گذاشته است؟ و در این راستا نویسنده با تبعیت از دیدگاه تئوریک مخالف این فرضیه را به آزمون می­گذارد که جهانی شدن نه تنها موجب افزایش فقر نشده بلکه تا حد زیادی منجر به کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه شده است. که در طول تحقیق با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و کمی به طور مستدل و عینی با ارائه آمار و ارقام از وضعیت فقر در کشورهای در حال توسعه به بررسی و اثبات فرضیه پرداخته شده است. منبع




سیاست خارجی ترامپ بسیار ئیست

درخواست حذف اطلاعات

stephen wertheim

تاریخ در بیرک بک لندن

thomas meaney

دستیار شورای در آلمان

دوران های بد اغلب اوقات مقاطعی جالب هستند. این مطلب در باره رئیس جمهور ترامپ نیز صادق است، که فحاشی ها و حملاتش منتقدان را ناچار به تفکری مجدد در باره آنچه که از کشور خود میدانند کرده است. در طی سال گذشته، روشنفکران ئی با به راه انداختن مباحث جدید در باره نژاد، طبقه، ت و حتی خود مردم سالاری وسیعا به این چالش پاسخ داده اند.

اینکه آیا این جدل ها به یک پیروزی انتخاباتی منجر خواهند شد و یا نه، هنوز روشن نیست اما مخالفان آقای ترامپ حداقل با نیروهای عامل به قدرت رسیدن او پنجه در پنجه افکنده اند. منتقدین رئیس جمهور دریافته اند که با عفونت دی ای تفرقه های اجتماعی بایستی برخورد شود. اما بحث در باره یک موضوع، به گونه ای چشم گیر راکد مانده است. منتقدین ترامپیسم در پهنه سیاست خارجی، در حسرت یک گذشته طلائی تخیلی پیش از به قدرت رسیدن رئیس جمهور باقی مانده اند.


دست اندرکاران سیاست خارجی، ازکارشناسان رسانه ها گرفته تا مشاورین شکده ها و پیش وتان تی، همگی با یک همآهنگی تقریبا کامل اصرار می ورزند که او بنیادا از سیاست خارجی از زمان جنگ جهانی دوم به بعد فاصله گرفته است. این منتقدین داخلی، با اغراق در باره غیرعادی بودن آقای ترامپ، به او اجازه میدهند که پیش گوئی های سرنوشت شوم را بهتر به واقعیت مبدل سازد. این نحوه تفکر چیزی بهتر ازحفظ وضعیت موجود، که رای دهندگان آن را در بهترین ح ناامیدوار کننده و در بدترین ح انزجارآور یافته بودند، پیشنهاد نمی کند. در واقع، این رئیس جمهور بهانه ای برای نخبگان ماست تا از برخورد به مسائل سیاست خارجی اجتناب ورزند.


چگونه آقای ترامپ عالی رتبه گان سیاست خارجی را سراسیمه کرد؟ سردرگمی به هنگام مبارزات انتخاباتی، وقتی که او ایالات متحده را در برابر جهان قرار داد، آغازشد. از یک نقطه نظر، این تند باد پرهیاهو همان چیزی که نامزدان انتخاباتی همیشه قول داده اند را تکرار میکرد : قاطعانه در جنگ پیروز شوید و یا آن را آغاز نکنید، منفعت بیشتر با هزینه کمتر به دست آورید. اما پس از آنکه آقای ترامپ آوای « نخست » را سر داد، زنجیره ای از کارشناسان، به جای آنکه حرف او مبنی بر اینکه او تنها در جستجوی شعار خوبی بود (نه همچون شعار ٢٠٠٨ مک کین «نخست کشور») را باور کنند، به این نتیجه رسیدند که او در صدد احیای به اصطلاح انزواگرائی سالهای ١٩٣٠ است. و تاکید برآن چه زیانی داشت؟ به هر حال جانور مستحق بیرون رانده شدن از دفترش بود. به نظر میرسید که مهرانزوا گرا زدن بر او صلاحیتش را باطل میکرد.


این اعلام خطر از سوی بسیاری از کارشناسان امنیت ملی متعلق به دو حزب اصلی کشور رای دهندگان را متقاعد نکرد. اما کارشناسان کماکان بر آن اصرار ورزیدند. آنها، در هر چیز، از سخنرانی آغاز ریاست جمهوری گرفته تا وج از پیمان همکاری ماورای اقیانوس آرام، که حتی هیلاری کلینتون نیز خواهان نقض آن بود، انزواگرائی کشف می د. این تحلیل نادرست فرصتی برای آقای ترامپ فراهم آورد تا منتقدینش را از جائی که انتظار نداشتند هدف گیرد. جفری گلدبرگ، سردبیر مجله اتلانتیک، وقتی که او یک پایگاه هوائی در را بمباران کرد، اظهار تعجب میکند که آیا رئیس جمهور «پدیده ای کاملا استثنائی در تاریخ ریاست جمهوری نیست : یک انزواطلب دخ گر»، به گمان اینکه در کنار هم گذاشتن وارونه ها میتواند نشانه بصیرت باشد و نه بیانگر سردر گمی.


آقای ترامپ، فقط درعرض یک سال، عملیات نظامی را در تمامی میدان های جنگ شدت داده است. او برموجودیت ناتو صحه گذاشته و اتحاد با عربستان سعودی را جایگزین اتحاد سنتی با ژاپن کرده است. او جان بولتون، یکی ازجنگ طلب ترین بازماندگان عصر بوش، را به عنوان مشاور امنیت ملی جدید خویش انتخاب کرده است. معدود افرادی میتوانند او را یک انزوا طلب ناب به حساب آورند.


برای مطالعه ادامه مطالب به لینک زیر مراجعه کنید:


https://ir.mondediplo.com/article2958.html


منبع : شماره یکشنبه ٩ مارس رو مه نیویورک تایمز


# #ترامپ #سیاست_خارجی_




جایگاه راهبردی یمن در سیاست خارجی و امنیتی ترامپ

درخواست حذف اطلاعات

حمید درج، سید داود آقایی

این روزها اقدامات ترامپ در صدر اخبار منطقه و جهان است. قراردادهای جدید او در فروش تسلیحات نظامی، موجی از نگرانی­ برای رشد عنان­گسیخته جنگ­افزارها در جهان ایجاد کرده است. ت ترامپ از زمان روی کار آمدن با ادعاهای مکرری مبنی بر ورود مستقیم به عرصه نظامی در منطقه، توجهات را به خود جلب کرده است. وی ابتدا با مطرح منطقه امن در ، در صدد بود که حضور مستقیم را در منطقه غرب آسیا موجه جلوه دهد که با مخالفت روسیه و ایران تعدیل هایی در طرح خود ایجاد کرد. با توجه به مشکلات عدیده­ای که واشنگتن برای ورود به عرصه نظامی دارد، ترامپ گزینه جدید را برای عرض اندام در منطقه انتخاب کرده است که در این باره ترامپ دستور استفاده از پهبادهای یی را برای بمباران مناطق مختلف یمن به بهانه مبارزه با القاعده داده است. سؤال اصلی پژوهش این است که اهمیت راهبردی یمن در سیاست خارجی و امنیتی ترامپ در چیست؟ یافته­های پژوهش نشان می­دهد که ترامپ با اه ی همچون کرده حلقه­های محور مقاومت، حذف ایران از معادلات منطقه و نیز جلوگیری از سرایت امواج شیعه­گری به عربستان، رویکردی سخت و قدرت­طلبانه را در قبال تحولات یمن اتخاذ کرده است. وی برای به رخ کشیدن قدرت در منطقه از دست زدن به اقدامات نمایشی ابایی ندارد و با نگاهی کاسب­کارانه و منفعت­محور به تحولات یمن، انبار سلاح­های غربی را با دلارهای نفتی مرتجعین عرب به منطقه سرازیر می­کند. روش پژوهش توصیفی _ تحلیلی و بر مبنای رئالیسم تهاجمی شکل می­گیرد. متن کامل مقاله




امکان کاربرد الگوی تنش ز - کوبا در روابط ایران و

درخواست حذف اطلاعات

جلیل بیات، محسن ی

در هفدهم دسامبر ۲۰۱۴ خبر از سرگیری روابط و کوبا به مهم ترین خبر جهان در طول چند دهه اخیر تبدیل شد. در این میان برخی پژوهش گران از امکان تکرار این تجربه برای روابط ایران - سخن گفتند. وجود برخی شباهت ها میان ایران و کوبا همچون حکومت های انقل ، ستیزی، تحت تحریم قرار گرفتن از سوی و ... این گزاره را تقویت می کند. لذا پژوش حاضر این امکان را با این پرسش مورد بررسی قرار داده است: آیا امکان کاربرد الگوی تنش ز - کوبا در روابط ایران و وجود دارد؟ در پاسخ و با بررسی موضوع دریافتیم که با توجه به برخی تفاوت ها میان ایران و کوبا در سطح سیستمیک مانند فشارهای منطقه ای و بین المللی متفاوت و در سطح واحد مانند جایگاه متفاوت دو کشور در نظام بین الملل، ادراک متفاوت ان دو کشور نسبت به ، ارتباط متفاوت جوامع دو کشور با جامعه و ... امکان کاربرد الگوی تنش ز - کوبا در روابط ایران و وجود ندارد. رویکرد این پژوهش توصیفی - تحلیلی، روش آن مقایسه ای و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای است. منبع مقاله




تبیین بازتولید منازعه ایران و در جنوب غرب آسیا؛در عصر پسا ؛ بازگشت به نوواقع گرائی

درخواست حذف اطلاعات

سید جعفری؛ عنایت اله یزدانی، محمد علی بصیری

پس از بازگشت دو طرف منازعه هسته ای ایران و کشورهای 1+5 به مذاکرات هسته ای و انعقاد توافق بین المللی ،انتظار می رفت این مدل بتواند به عنوان یک الگو جهت حل و فصل مسالمت آمیز موضوعات اختلافی دیگر مورداستفاده قرارگیرد.ولیکن تحولات پسا ،امیدها جهت تسری این مدل به پرونده های مناقشه آمیز دیگر را کاهش داد.برخلاف تصور برخی از تحلیل گران،ایران نه تنها در صدر تهدیدات امنیتی مورد شناسائی ومتحدان سنتی-اش در منطقه باقی مانده،بلکه با ورود بازیگران فرامنطقه ای،بر شدت موازنه سازی در منطقه نیز افزوده شده است.تئوری نوواقع گرائی گرچه به تنهائی نمی توانند درک درستی از تحولات خاورمیانه را ارائه نمایند،ولیکن همچنان از قدرت تبیین ساده تر و پیش بینی واقعی تر تحولات آینده،برخوردار است. در مقاله حاضر سعی می شود در پاسخ به این سوال که علل بازتولید منازعه ایران و در خاورمیانه؛در عصر پسا چیست؟با بهره گیری از تئوری نوواقع گرائی؛به تبیین این سوال پرداخته شود.مفروض اصلی مقاله این است که به دلیل استمرارتوازن قوا درخاورمیانه،شاهد تشدید رقابت های امنیتی و بازتولید ناامنی در منطقه با هدف برهم زدن توازن فعلی خواهیم بود.همکاری ایران با کشورهای1+5،نتوانسته ازتشدید منازعات درخاورمیانه جلوگیری نماید ازهمین رو به نظر می رسد تسری مسیر طی شده به دیگر موضوعات مورد اختلاف برای ایران رفتاری پرهزینه خواهد بود. منبع




a theoretical study of solidarity in american society: the case of the “ground zero mosque” controversy

درخواست حذف اطلاعات

فاطمه محمدی، حامد

fatemeh mohammadi, phd candidate in anthropology, carleton university, canada

hamed mousavi, ssistant professor, department of regional studies, university of tehran, tehran, iran

the paper uses the case study of the controversy regarding the construction of a mosque near the site of the 9/11 terrorist attacks in manhattan, new york, to analyze the different theoretical approaches to the concept of solidarity. it is argued that the presence of affectional solidarity which is based on feelings of caring, friendship and love was very limited in the case under study. instead the primary form of solidarity present in the ground zero mosque debate was conventional solidarity, which is based primarily on common interests and concerns that are established through shared traditions and values. nevertheless, conventional solidarity uses membership within a group to advocate for solidarity. in many instances however, people in need of solidarity might fall outside of the boundaries of “we,” and as a result limiting the utility of the approach. this is why the paper advocates for a revised form of jodi dean’s reflective solidarity, which is based on mutual responsibility toward each other despite our differences. it is argued that in its current form this approach is a normative universal ideal which holds great potential but is unclear, underspecified and impractical. however, by injecting some “realism” into this theoretical approach, reflective solidarity is superior to affectional and conventional approaches. full text