رسانه
رسانه

خانواده ی همکار



ساعت نُه

درخواست حذف اطلاعات


ساعت نُه :


سلام علیکم .


ضمن شب (الف) بخیر ، عرض کنم که امروز ساعت نه گذشته بود که پسر وسطی خونه ماشینو ، که باهاش مسافر کشیم می کنه ، خب چند وقته که کارمون تعطیله ، آورد خونه .


خب برا اینکه با ته تغاری ، پسر کوچیک خونه ، بریم :"اسکو" پیش ش ته بند ، برا اینکه ب تو باشگاه شصت دست راستش آسیب دیده بود ، که بعد معلوم شد فقط در نرفته بود که همونجا انداخته شد سر جاش ، بلکه ترکم برداشته بود ، خدا کنه تا مسابقه ای که پیش رو داره خوب بشه .


خب ، گواهینامه که نداره ، برا همین من با ماشین بردمش .


خب این چه ربطی داشت به :"ساعت نُه" !؟ حالا میگم ، ان شاءالله بعد مسابقه ، که داره شروع میشه .


... ، اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَیکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ ، ... .


زنگ سوم :


خب الحمدلله بخیر و خوشی تموم شد ، هم صدر نشینی ، هم بدون گل خورده ، و هم حتی بدون حتی مثلا :"تسویه حساب" و چه رسه حتی به مثلا :"تلافی" ، انتقام منتقام که اصلا نگو !


-------------------------------


زیرنویس :


الف :


و اگه شب آ هفته باشه ، امیدوارم تعطیلات آ هفته ی خوبیم پیش رو داشته باشه چشم ، گوش و اعضای حسی دیگه ، که کارشون ، یعنی با دیدن ، شنیدن و ... تعطیل میشه ! مگه اینکه تا مثلا دیده ، شنیده و ... شدن ، برگردن ! یا بهمراه حواسشون کار ادامه داشته باشه ! در روز ششم ! هفته و روز تعطیلشون باشه ، بهمراه ... !





کتاب ...

درخواست حذف اطلاعات

کِتابِ ... :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، المص ، (الف) ... .


سلام علیکم .


ضمن روز بخیر ، که امیدوارم روز خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و روز بهتری رو هم پیش رو داشته باشین ، که یه روزی مثل امروزه ، که مانند دیروزه ! که بهش گفته میشه :


فردا


موضوع بحث امروزم همینه !


حالا شما اسمشو هرچی می خواین بذارین بذارین ! مثلا بنام :"فردا" ، یا :"امروز" و حتی :"دیروز"! م !


خب چی شد !؟ بنا براین شد که یه :"اسم" یا :"نام" داره ! نزد شما هم !


خب ما به مثلا :"آدم آهنی"م نمی تونیم یه چیزی بدیم که :"بی نام" باشه ! اگه اسمیم براش نذاریم ، خودش نامگذاری می کنه ! ولو مثلا بنام :


مبهم !


خب ! امروز گوشیم زنگ زد !


پیامک نبود !


خب ! چی بود !؟


تماس بود ! و :"گفتم" : بله .


خودشو معرفی کرد و :"درخواست" داشت ! پرسید : آقای ... !؟


بازم "گفتم" : بله .


بازم پرسید :"درخواست" شما چیه !؟!


گفتم : کدوم درخواست !؟! 


حالا اون تعجب ! کرد ! و داشت می گفت که گفتم ، گفتین از کجا تماس گرفتین !؟ و با اینکه بازم خودشو معرفی کرد ! ولی گفتم باز :


بله ! ولی کدومش !؟


حالا داستان چی بود ؟ یه نوشته ای من فرستاده بودم و داشت با استناد به اون می پرسید ! حالا چرا !؟ برا اینکه بقول ایشون :"درخواست"م در اون نوشته :


ابهام


داشت ! حالا جفتش !؟ یا یکیش !؟ برا همین پرسیدم :"کدومش!؟" .


حالا بمونه که گفت : نوشته ی شما مبهمه و در پاسخ پرسشم باز مبهم جواب میدین ، یه کلمه بگین :"اعتراض" ؟ دارین و ( اگر آری) به چی !؟


خب ! این مختصر و مفید فرمایش ایشون بود ، و گفتم دوتا مطلب در نوشته ی من اومده ، یکیش :"تشکر" از یکی ! و یکیم :"به تعبیر معروف" منتظر تشکر و قدردانیه ! که مدتیه منتظرش هستم ! که ازش قدر دانیم م ! ولی ...


خب اینم مختصری بود که گفتم و :"مفید"م افتاد ! آخه گفت :


پس درخواست شما :"تسریع" در ... هست !؟


خب ! گفتم : بله !


خب چی می گفتم !؟ همینقدشم غنیمت بود ! و خداحافظی بعمل اومد .


منتظر "تسریع" ان شاءالله ، حالا فردا هم نه ! پس فردا و پس اون فردا هم نه ! یه روزیم که ... ، باز جای شکرش باقیه ، که شکرشو بجا بیارم . روز بخیر .


چی !؟


مگه گفتم هر زنگی که زده بشه رو میگم !؟


بعلاوه درخواست زنگ دومی رو که دادم به ته تغاری جواب بده ! خب بعد بازم بله (پ) گفت :


مُحسِندی


یعنی محسنه !؟ خب ! گفتم : گوشی


و دادمش به اون که به درخواستش رسیدگی کنه .


چی !؟


خب بله : سریع .


خب اونم که :"ارجاع" نداد به من ! که بگم : بله !


حالا چی گفت !؟ و چراشم !؟ بمونه !


آخه مثل قبلی نه تنها شماره (ت) بود ! بلکه :


خب بقول صل الله علیه و اله و سلّم : مومن دوبار که از یه سوراخ گزیده نمیشه !


خب یادش بود که یکی مثل همین درخواستو به زبون آورد ! ولی وقتی اومد با :"قوه ی قضاییه" ی :"این ج.ا" اومد و ...


دیگه !؟


خب روز بخیر .


--------------------------------------


زیرنویس :


الف :


... ، کِتَابٌ (ب) ... .


ب :


یادآور :


... ، کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیکَ مُبَارَکٌ لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَلِیتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ، ... . (سوره ی صاد)


... ، قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنَا کِتَابٌ حَفِیظٌ ، ... . (سوره ی قاف)


و :


... ، أَمْ لَکُمْ کِتَابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ ؟ ... . (سوره ی نون)


پ :


مراجعه شود به زیرنویس ت .


ت :


حالا :"صفر" نهصد و ... در :"صدر" ش ! بمونه ! چراکه شاید مثلا گفته بشه :"شماره ی کد ملی" اولش مثلا :"3" هستش که ! و گفته هم نشه : صفر نیست !


که بره مثلا :"زیر تیغ" : خب چنده !؟


در حالیکه : خب مگه "3" پیش شماره :"به تعبیر معروف" نداره !؟ 1 و 2 هم !؟


و ... !؟ بگذریم .


وصرف نظر از اینم که چرا نگم :


علیکم السلام .


و بگم : بله !؟


خب شماره رو که یادم نمی اومد ، نامگذاریشم که نکرده بودم بگم :


سلام علیکم .


ولو اینکه بعنوان مثال :" " م باشه و "به تعبیر معروف" : معذور !


و کاریم به پیامد انجام یّتش نداشته باشه !


اصلا از کجا که :"آدم" که نه ، که بقول حضرت (ره) : محاله !


حالا :"انسان" م نه ! حتی :"بشر" م نباشه !


چی !؟


یادت مرا فراموش !؟


خب بله حق داری ! :"بشر آهنی" که گفته نشده !


چی !؟


تازه :"انسان آهنی" م گفته نشده !


بلکه :"محال" ش گفته شده !


چی !؟


خب بله ! ولی :


چو صد آمد !


نه اینکه : چون نود آمدم !


حالا بمونه که :"نصف" بیشتره !؟ بحساب !؟ یا حتی : 3 !؟


چه رسه به حتی : 9 ، بحساب !


تو :"نیمی" از چیزی رو به من بده ! نیم دیگرش با من !


ولو اینکه سهم منم ازش قد نُه و نود و نهمشم نباشه !


چه رسه به مثلا پنجاه پنجاه و نه مثل :" " ی مثلا انگلیسیشم ! ها ! و حتی :" تو و من" شم ! مثل


:"کلاه" (کتاب ! تئوری طبیعی مجموعه ها ) ی که سر ما :"دو" تا گذاشته باشه ! حتی برا "صدر" نشینی ! م ! حالا بمونه ییش با :"بیم و امید" ش !


:"... ی منِ ..." ! بذار :"شفاف" بگم ! ان شاءالله بوقتشم میگم که :


من به شم کافرم ! نه اینکه مومن نیستم ! و :


یادم تو را فراموش ! من آدمم تو ... !


دیگه !؟ مثلا :"قدرتمند"تر از هم گفته شده !؟


چی !؟


اسمش !؟ خب بذار : فردا !


آهان ! وقتی رسیدم به : آیة الکرسی !


حفظی که !؟ یادت باشه تا :"فردا" !  


... أُنْزِلَ إِلَیکَ فَلَا یکُنْ فِی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ ، ... . 




ساعت نُه

درخواست حذف اطلاعات


ساعت نُه :


سلام علیکم .


ضمن شب (الف) بخیر ، عرض کنم که امروز ساعت نه گذشته بود که پسر وسطی خونه ماشینو ، که باهاش مسافر کشیم می کنه ، خب چند وقته که کارمون تعطیله ، آورد خونه .


خب برا اینکه با ته تغاری ، پسر کوچیک خونه ، بریم :"اسکو" پیش ش ته بند ، برا اینکه ب تو باشگاه شصت دست راستش آسیب دیده بود ، که بعد معلوم شد فقط در نرفته بود که همونجا انداخته شد سر جاش ، بلکه ترکم برداشته بود ، خدا کنه تا مسابقه ای که پیش رو داره خوب بشه .


خب ، گواهینامه که نداره ، برا همین من با ماشین بردمش .


خب این چه ربطی داشت به :"ساعت نُه" !؟ حالا میگم ، ان شاءالله  بعد مسابقه ، که داره شروع میشه .


-------------------------------


زیرنویس :


الف :


و اگه شب آ هفته باشه ، امیدوارم تعطیلات آ هفته ی خوبیم پیش رو داشته باشه چشم ، گوش و اعضای حسی دیگه ، که کارشون ، یعنی با دیدن ، شنیدن و ... تعطیل میشه ! مگه اینکه تا مثلا دیده ، شنیده و ... شدن ، برگردن ! یا بهمراه حواسشون کار ادامه داشته باشه ! در روز ششم ! هفته و روز تعطیلشون باشه ، بهمراه ... ! 





کتاب ...

درخواست حذف اطلاعات


کِتابِ ... :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، المص ، (الف) ... .


سلام علیکم .


ضمن روز بخیر ، که امیدوارم روز خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و روز بهتری رو هم پیش رو داشته باشین ، که یه روزی مثل امروزه ، که مانند دیروزه ! که بهش گفته میشه :


فردا


موضوع بحث امروزم همینه !


حالا شما اسمشو هرچی می خواین بذارین بذارین ! مثلا بنام :"فردا" ، یا :"امروز" و حتی :"دیروز"! م !


خب چی شد !؟ بنا براین شد که یه :"اسم" یا :"نام" داره ! نزد شما هم !


خب ما به مثلا :"آدم آهنی"م نمی تونیم یه چیزی بدیم که :"بی نام" باشه ! اگه اسمیم براش نذاریم ، خودش نامگذاری می کنه ! ولو مثلا بنام :


مبهم !


خب ! امروز گوشیم زنگ زد ! 





بانوی من ...

درخواست حذف اطلاعات

بانوی من ... ؟ :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اقْتَرَبَت ... ، وَلَقَدْ تَرَکْنَاهَا آیةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ ؟ ... .


سلام علیکم .


اشاره :


در نوشته ی قبلی تعبیری داشتم برا :"نَوِه" یِ :"قرون وسطی" ، که نه تنها خودشو :


انقل


نامیده ، بلکه :"مولود" یا بچه ی "قرون وسطی" هم اونو :"انقل " نامبرده !  


البته نه مثل "نوه" های دیگه ! یا دیگر :"بچه" هاش ! خب برا اینکه :"انقلاب" ای اونا که :"به تعبیر معروف" ضد" انقلاب بحساب نمیاد !


بلکه ادامه ی رنسانس ، یا انقلاب صنعتی بوده ، هست و خواهدم بود ! و نه تنها سرنوشتی مثل اون در انتظارشون نیست ! که مثلا :"فرو" بپاشن ، بلکه :


تا رنسانس ، یا بعبارت دیگرش انقلاب صنعتی :"زنده" هست ، خیالشون تخت باشه !


حتی اگه مثل اون "فرو" پاشیده شده ی انقل در :"درک" یا دریافتم انقلاب راه بندازن ! اصلا لازم نیست مجوزم بگیرن ! آتش به اختیارن !


هرچه می خواهد دل تنگشون بگن ! کی با این بچه :"ریاضی" کاری داشته !؟ که شما دومیش باشین !؟ شما هم با هر عنوان و نامی که دارین می تونین :"انقل " باشین ! کافیه که بکام رنسانس یا انقلاب صنعتی باشین ! کافیه :"ارز" آور باشین ! تازه :"دانش بنبان" م هستین که ! کدوم نادونی می تونه "به تعبیر معروف" بهتون از گل نازکترم بگه ! مگه رنسانس یا انقلاب صنعتی مرده باشه ! که اون روز بیاد !


من فکر می کند ، پس هست .


نگران نباشید ! بچه های گلم !


یه پرسش :


من نمی خوام ادعای مثلا رسیدن :"صدای" ش تن یکی ، به گوشم م ! چه رسه به اینکه مدعی گوش دادن به این چنین صداها باشم ! مثل چی !؟


مثل ص که از غرب ، اروپا و خودشم :"فرانسه" بگوش رسونده میشه ! مثلا با رسانه ی ملی :"این ج.ا" !


که در اونجا صدای مثلا مرگ بر :"سرمایه داری" ، نه تنها بلند شده ! بلکه میرن که :"دهمین" شنبه ی خودشم پیشرو داشته باشن !


حالا کاریم به :"تکرار" ش ندارم ! چه در یکان ، و چه در دهگان ، صدگان ووو ش بحساب !


فقط ، البته اگه بشه پرسید !؟ بقول مثلا :"بدون توقف" ! ، که در نوشته قبلی به اون اشاره شد ، بله فقط ، و فقط یه پرسش دارم !


کاریم به این ندارم که حضرت (ره) چه نظری در این مورد ! دارن !؟  


کدوم مورد !؟


هیچی ! همین که در فرانسه سر داده شده ! دیگه ! و نزدیک به یک دهه هست ، حتی در :"نهمین" شنبه هم گفته نشد :


جلیقه زردا چی می خوان !؟


جفتشونم بمونه ! یکیشون ، چه آقا و چه بانو ، بگه چی می خواد !؟


اینکه ما ! : 


سرمایه داری نمی خوایم !


صرف نظر از :"ما" ! هم ، باز اینکه نشد حرف ! حتی اگه مثلا مشخصم بشه که :


این ت


مورد نظر باشه ! و :"بشرح ایضا" تا مقیاس :"نانو"شم ! و یا بعبارت دیگه :"مهت " ترینشم یا :


سرمایه داریِ ...


بقولی بی نهایتشم ! که روز بروز ، بروز تر میشه و بقولی در حال پیشرفته و خودشم "بدون توقف" ! ک شانی ترم میشه ! 


خب ! مثل بچه ی آدم یکی بگه چی می خواد !؟ 


کاریم به "مهت " ش ندارم ! چه رسه به :"خورشید" یش ! و :"مولود" یشم ! چه رسه به ... ! چه آقا و چه بانوش !


اینو نمی خوام ، اونو نمی خوام ووو هم شد خواستن !؟ یا بقولی :


مطالبه !؟ 


منو یاد نه تنها مثلا : 


یه کم بشه ، مشکل ما حل میشه ! 


میندازه ! بلکه یاد : 


چرا ی نیستم !؟ 


م میندازه ! که تا آ عمرش ، که یه قرنم بوده ، نگفت چی هستم !گفت !؟ چی گفت !؟ 


هیچی !؟ 


حالا مثلا بر :"حقِّ" شم بمونه ! "مطالبه" رو میگم !؟ 


نکنه هنوز مثلا شاعر میگه :


دیو (مثلا این ت) چو بیرون رود ، فرشته !؟ در آید !؟


منتظر درخواست ! خواسته ی خواهان ، روز بخیر . 




... مَنِ جهانی

درخواست حذف اطلاعات

... مَنِ جهانی :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ص وَالْقُرْآنِ (الف ) ... .


سلام علیکم


یادآوری :


امیدوارم تعطیلات آ هفته بهتون خوش گذشته باشه ! منکه تو خارجیش یه سرم زدم به فرانسش ! خب ببینم چی میگه !؟ حرفش چیه !؟ جلیقه زردشو میگم !؟ و گرنه مثلا :"سرمایه دار"یش که نیازی به گوش دادن بحرفش نداره ! اون حرفش می زنه ، می خوای گوش بدی ! می خوای ندی ! موضوع که این نیست !


چی !؟ موضوع چیه !؟ خب ! مگه غیر از :


... ، ایّاک نعبد وَ ... .


هم داره !؟ مگه حرفی جز این زده شده !؟ هست !؟ و خواهد بود !؟ منکه جز این به گوشم نرسیده ! ندارم ! و فکر!م نمی کنم خواهم داشت ! حتی اگه بجای منم مثلا "سرمایه دار" دیگری فکر ! ه ! چه رسه به :


مثل منی !؟


و حرفشم حرف من باشه که :


من فکر می کنم ، پس هستم !


خب ! فرانسه هم که بری حرف همینه ! خب ! شما کجا رفتین و حرف این نبود !؟


لعنت خدا بر شیطون ! ببخشین :


یه حرف دیگه بود !؟


من فکر می کنم :


حرف یکیه ! یادآوریشم یعنی یادآوری همون حرف ! حالا مثلا صد در صدش که نه ، که بایگانی شده ! (ب) و در :


ادامه ی داستان :


بقول مثلا شهید مرتضی مطهری در آثار بدون استثناء خوبشون :"زاینده" ی اونم آیا بشه :"سومیش ! و بمونه چلّه ی زمستونشم ! فصل پایانیش که بقولی تصدیقشم چهارمیش ! نباشه ! حالا بمونه :"دوقلو" ی چهارمیم ! که بقولی تکذیبه ! و حتی تکذیب :


حرف !


و بمونه بگوش رسیده ای که "دوقلو" مثلا مکتوب یا نوشته شده ای داشته باشه ! با :


قلم


یا امروزش مثل اینکه بچشم میاد ! که هرچند صدا نداره ، ولی داره یه :"چیز"ی میگه ، ولو بقول مثلا ریاضی ! بگه : هیچ !


نه اینکه :"هیچ" م نمیگه ! و نخواهدم گفت ! بهنگام یادآوریش !


از کجا !؟ به تعبیر معروف :


یادم تو را فراموش !


حالا چقدش!؟ بمونه ! ان شاءالله به وقتش ! ولو بقول شهید "زاینده" شم :


یک دهمش


باشه ! مگه اینکه منی که :


فکر می کند ، پس هست .


چی !؟ خب ! به :"هیچ" فکر کنه دیگه ! که :


گفته شده ، یا قلمی شده ! ولو نیمی ازش ! و بقولی :"تصویری" ش ! شایدم :"ثلث"ش ! که :"لمسی" شم :"خواندنی" بشه ! وَ :


ال ... .


بایگانی شده ! وَ :


نه تنها بیاد اومده ! بلکه بقول شهید :


زاینده


هم هست ! حالا :"مولود" اسمش چیه !؟


یک !


دیگه !؟ 2،3،4،5،6،7،8،9


چی !؟ :


10 !؟


اینکه شکل مادر و بچّه بود ! حالا آقا و بانوشم بمونه ! "مولود" رو میگم !؟ مگه اینکه مولود :"آقا زاده"نداشته باشه ! مادر رو میگم !؟ وگرنه ! :"آقا زاده" یادآور چیه !؟ بانو !؟ یا آقا !؟


خب ! بمونه ! امیدوارم هفته ی کاری خوبی رو پیش رو داشته باشین ! حالا چه :"سه" روز ، و چه بقول خارجیش :"پنج" روز ! و چه : ... !  


روز اولش بخیر ! و بهتری هم پیش رو داشته باشین ، و :"بشرح ایضا" روز آ شم ! البته اگه :"پنجشبه" برین :


تعطیلات آ هفته


وگرنه امروز که روز اول هفته ی کاری نیست ! وقتی روز :"تعطیل"  روز باشه ! روز :"تعطیل" حرف زدن ! نه به حرف گوش دادن تعطیل ! اتازه در ! و دورکعت اولش!


مثل دورکعت دومش ! در حمد و سوره !


چی !؟


ایّاک نَ ... !؟


یا :


أ ... !؟


حتی در فراداش !؟ چه رسه به جماعتش و ! البته ی جماعت !


چی !؟


اونوقت که بقول بچگییای ما : "تا سه نشه بازی نشه " ! یا بقول :"تئوری طبیعی مجموعه ها" :


اگر و فقط اگر دو جماعت داشته باشیم (خودشم نه مثل :"دو قلو" هاش) ، آنگاه چی !؟


خب نیاز به :"به تعبیر معروف " مسجد جامع داریم دیگه ! که :


آندو زیر مجموعه ی این باشن !


دیگه ! خب بله ! بقول صلّ الله علیه و اله و سلّم :


اگر و فقط اگر دو مسجد داشته باشیم ، آنگاه یکی از این دو دیگریست .


چی !؟


بمونه ان شاءالله برا فرصت دیگه ! فعلا همینقد گفته باشم که برا همه چی ! از :"بهترین کار" گرفته تا دیگر کارا !


چی !؟  


یادم تورا فراموش !؟


بمونه ! بد و بدترین نه ها ! به و بهترین رو میگم ! آخه الان شاید مثلا :"اقتصاد" یش اهم باشه !؟ یا :"جنگ"ش !؟ مهمتر !؟ خب کدومش !؟ حالا مثلا بقولی :"فرهنگ" یشونم !؟ بمونه ! ووو


منتظرش ، روز بخیر .


------------------------------


زیر نویس :


الف :


بقولی :


آتش به اختیار (ب)


ب :


البته ! بقدر یا اندازه ی اختیار داده شده !


خب بله ! اگه به تعبیر معروف :"اختیار تام" داده شده ! و مثلا اختیار دهنده هم رفته پی کارش ! حالا به تعبیر معروف :" تو آسمون" اشم ! خب :"زمین" شو مختاری ! و بقولی : "تحت" شم ! حالا مثلا تا :"جوِّ"شم !


اصلا : قاب قوسین او ادنی" تا آسمونشم ! دیگه چی !؟


مگه اینکه :"به تعبیر معروف" ول کرده باشه ! رفته باشه ! حالا کِی !؟ بمونه ! ولی :


کجا !؟


خب لابد :


:"هیچ" جا دیگه ! که بقول نویسنده ی :


چرا ی نیستم !؟


توش :"اون" نیستم :"ج.ا" هم میشه ! و فقط مثلا :


آدم


نیست که "ج.ا" داده نشده ! حالا :


بانوش کو !؟


شم بمونه ! که بقول آقا جعفر طیّار علیه السلام :


مادر بزرگوار نویسنده ی محترم رو شامل میشه !


حالا همسر محترمشون ، و صبیه گلشونم که خدا بهشون داده باشه بمونه ! 




بانوی من ...

درخواست حذف اطلاعات

 


بانوی من ... ؟ :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اقْتَرَبَت ... ، وَلَقَدْ تَرَکْنَاهَا آیةً فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ ؟ ... .


سلام علیکم .


اشاره :


در نوشته ی قبلی تعبیری داشتم برا :"نَوِه" یِ :"قرون وسطی" ، که نه تنها خودشو :


انقل


نامیده ، بلکه :"مولود" یا بچه ی "قرون وسطی" هم اونو :"انقل " نامبرده !  


البته نه مثل "نوه" های دیگه ! یا دیگر :"بچه" هاش ! خب برا اینکه :"انقلاب" ای اونا که :"به تعبیر معروف" ضد" انقلاب بحساب نمیاد !


بلکه ادامه ی رنسانس ، یا انقلاب صنعتی بوده ، هست و خواهدم بود ! و نه تنها سرنوشتی مثل اون در انتظارشون نیست ! که مثلا :"فرو" بپاشن ، بلکه :


تا رنسانس ، یا بعبارت دیگرش انقلاب صنعتی :"زنده" هست ، خیالشون تخت باشه !


حتی اگه مثل اون "فرو" پاشیده شده ی انقل در :"درک" یا دریافتم انقلاب راه بندازن ! اصلا لازم نیست مجوزم بگیرن ! آتش به اختیارن !


هرچه می خواهد دل تنگشون بگن ! کی با این بچه :"ریاضی" کاری داشته !؟ که شما دومیش باشین !؟ شما هم با هر عنوان و نامی که دارین می تونین :"انقل " باشین ! کافیه که بکام رنسانس یا انقلاب صنعتی باشین ! کافیه :"ارز" آور باشین ! تازه :"دانش بنبان" م هستین که ! کدوم نادونی می تونه "به تعبیر معروف" بهتون از گل نازکترم بگه ! مگه رنسانس یا انقلاب صنعتی مرده باشه ! که اون روز بیاد !


من فکر می کند ، پس هست .


نگران نباشید ! بچه های گلم !


یه پرسش :


من نمی خوام ادعای مثلا رسیدن :"صدای" ش تن یکی ، به گوشم م ! چه رسه به اینکه مدعی گوش دادن به این چنین صداها باشم ! مثل چی !؟


مثل ص که از غرب ، اروپا و خودشم :"فرانسه" بگوش رسونده میشه ! مثلا با رسانه ی ملی :"این ج.ا" !


که در اونجا صدای مثلا مرگ بر :"سرمایه داری" ، نه تنها بلند شده ! بلکه میرن که :"دهمین" شنبه ی خودشم پیشرو داشته باشن !


حالا کاریم به :"تکرار" ش ندارم ! چه در یکان ، و چه در دهگان ، صدگان ووو ش بحساب !


فقط ، البته اگه بشه پرسید !؟ بقول مثلا :"بدون توقف" ! ، که در نوشته قبلی به اون اشاره شد ، بله فقط ، و فقط یه پرسش دارم !


کاریم به این ندارم که حضرت (ره) چه نظری در این مورد ! دارن !؟  


کدوم مورد !؟


هیچی ! همین که در فرانسه سر داده شده ! دیگه ! و نزدیک به یک دهه هست ، حتی در :"نهمین" شنبه هم گفته نشد :


جلیقه زردا چی می خوان !؟


جفتشونم بمونه ! یکیشون ، چه آقا و چه بانو ، بگه چی می خواد !؟


اینکه ما !


سرمایه داری نمی خوایم !


صرف نظر از :"ما" ! هم ، باز اینکه نشد حرف ! حتی اگه مثلا مشخصم بشه که :


این ت


مورد نظر باشه ! و :"بشرح ایضا" تا مقیاس :"نانو"شم ! یا :


سرمایه داریِ ...


بقولی بی نهایتشم ! که روز بروز ، بروز تر میشه و بقولی در حال پیشرفته و خودشم "بدون توقف" !


خب ! مثل بچه ی آدم یکی بگه چی می خواد !؟


اینو نمی خوام ، اونو نمی خوام ووو هم شد خواستن !؟ یا بقولی :


مطالبه !؟


حالا مثلا بر :"حقِّ" شم بمونه !


نکنه هنوز مثلا شاعر میگه :


دیو (مثلا این ت) چو بیرون رود ، فرشته !؟ در آید !؟


منتظر درخواست ! خواسته ی خواهان ، روز بخیر . 


 




بانوی ... ؟

درخواست حذف اطلاعات

بانوی ... ؟ :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَالسَّمَاءِ (الف) ... .


سلام علیکم و شب بخیر .


یه پرسش :


آیا شاعر گفته :


بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب ، که علم کند به عالم ی کربلا را . ؟


یا :


بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب ، که علم کند به عالم ی کربلا را ؟


ایندو با هم فرق دارن ! دومی پاسخ داره ! حالا شاعر همه رو :"به تعبیر معروف" به کیش خود پنداشته ! بمونه ! که چون پاسخش مثلا :


هیشکی


بوده ، خب :"بدون توقف" (ب) برای گرفتن پاسخ ، رفته سر بیت بعدی .


بانوی قرون وسطایی ! :


پرسشی که مطرحه اینه که مثلا نویسنده ی کتاب :


چرا ی نیستم !؟


براش یدر آدم ، چه پسر و چه دختر ، نه فقط :"پسرا" (پ) ، مسئله شده!؟ یا مادر آدمم مسئله بوده!؟


آخه وقتی این پرسش :


چرا ی نیستم !؟


رو مطرح کرده که در احوالات یه دانشمندی خونده که اون دانشمند از پدرش پرسیده مثلا : کی منو ببار آورده!؟  


و پدر پاسخ داده : من !


و پسر پرسیده : خب تو کی !؟


پدر پاسخ داده : پدرم !


و ... !؟


که پرسش "بدون توقف" پسر که رسیده به خدا ! پدر متوقف شده !


و نویسنده ی کتاب ، در علم یا دانشم همین مسئله شده که :


کی این درک یا دریافتو به آدم ! داده ؟


مثلا ! آیا آدم !؟ یعنی پدر !؟ خب به آدم کی !؟ و اگه پاسخ خدا شد ، خب به خدا کی !؟


شهید مرتضی مطهری در اثری از آثار بدون استثناء خوبشون ، یعنی :"علل گرایش به ... " مثلا :"انقلاب" را آموزه های قرون وسطایی یت دانسته اند !


البته "انقلاب" ی چون انقلاب کمونیستی رو ! در حالیکه گفته های مثلا :"مار یسم" ، صرف نظر از اینکه پس از رنساس یا انقلاب صنعتی در غرب ، اروپا و فرانسشه ! اگر گفته نشه همش ، ولی بیشتر در مقابل مثلا :" سرمایه داری"ه ! و "سرمایه داری" قبل از خودش ! نه سرمایه داری قرون وسطایی !


بعبارت دیگه اونکه مثلا گفته :


چرا ی نیستم !؟


سرمایه داریه ! نه کمو نیست ! بعبارت دیگه ، بقول شهید :"مولود" قرون وسطی :"گرایش به ... " مثلا :"مادّی" گریه ! و :"مادّه" گرا نوه ی قرون وسطی بحساب میاد !


حالا نوه ی پسری یا دختری ، و نوه هم پسر یا دحترش !؟ بمونه ! که این نوه رو ببار آورده ! بقول نویسنده ی :


چرا ی نیستم !؟


آخه پرسش از اینکه :


کی من و ... رو آفریده !؟


با :


کی منو آفریده !؟


فرق داره ! خب پرسش اولی :"وَ" داره دیگه !


شب بخیر .


-------------------------------------


زیر نویس :


الف :


این دومین سوره ای هست که بعد بسم الله ... ش :


وَالسَّمَاءِ


داره ، فرقش با قبلی اینه بعدش :


... وَ ... .


داره ، و چی ؟


و چیزی که جای پرسش داره ! البته برای :"درک" یا دریافتش ، که بعد طرح پرسش ، به پرسش پاسخ داده شده .


و در ادامه ی این دو اومده :


إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیهَا حَافِظٌ ، ... .


ب :


تلویزیون یه برنامه ای داشت به همین عنوان ! که گویا در نظر سنجی پاسخ این بوده که :"ادامه" داده بشه !


حالا در پاسخ به پرسشی ؟ این برنامه رو داشت و داره ادامه میده !؟


یا پرسش بقولی :"حدّ یقف" داره !؟ یا بقولی دیگر :"خط قرمز" داره !؟


حالا :"مولود" ش بمونه !


پ :


ه ل و ق ل


در کتاب :


تئوری طبیعی مجموعه ها


برگردون به فارسی ، بکوشش :"ستاد انقلاب فرهنگی"! 




بانوی ...

درخواست حذف اطلاعات

بانوی ... :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، لَا أُقْسِمُ بِهَذَا ... .


سلام علیکم .


سریال وج :


پیش از اینکه سریال وجی که راه انداخته رو بگم ، می خواستم بپرسم :


چرا راسل انگلیسی از یهودیت خارج نمیشه !؟


خب برا اینکه وقتی گفت :


چرا ی نیستم !؟


صرف نظر از :"چرا" ش ، که فقط :" ی" عَلَم نشده ، یا افراشته ، و یا بلند نشده ! مگه اینکه برا " ی" بعنوان مثال ، به تعبیر معروف :"سر نیزه" شده باشه ! و همونطور که قبلنم گفتم ، فقط برا وج از ی بودن نیست !


سریال ورود :


 بلکه برا وروده ! حالا ورود به :


کجا ؟


بمونه ! بقول اون به مثلا نقطه ی آغاز علم یا دانش ! که غرب ، اروپا و فرانسش ، در رنسانسش ، هنوز مثلا تحت تاثیر قرون وسطاییش بوده که گفته :


من فکر می کنم ! پس ...


چراکه داشتن فکر یا شه هم مثل داشتن هرچیز دیگس ! و این اسمشو نمیشه گذاشت :" وج" ، بلکه اسمش :"ورود" ه ، "ورود" به شه ، یا فکر و یا به تعبیر فرانسویش ، مثلا .


حالا با :"مشاهده" ی چشم ، یا چشم مثلا :"مسلح" و مثلا :"الکترونیک"ش و یا ... هم بمونه ! که به تعبیر معروف :"قوز بالا قوز" داشته ای علاوه بر داشته ی :"نخستین" ه ! منه !


حالا می خواد این داشته مثلا :" یت" باشه ، یا ماقبلش ، و یا مابعدش !


خب گویا :"کاشف" بعمل اومد ! غافل از اینکه اینم سابقه ی تاریخی داره ! خودشم پیش از تولد حضرت عیسی بن مریم علیه السلام ! و حرف حرف :"قرون وسطی" نیست ! که این :"وسط" ساخت و ساز راه انداخت ! با از میدان بردن : یت !


اگه ماقبل و مابعدی نداشته باشه ! خب "وسط" رو در کجا :"کشف" کرد !؟ حالا "کاشف" بمونه ! جاشو میگم !


آیا در :"اون ج.ا" !؟ یا دستکم در ماقبلش ! و دم در :"ورود"یش !؟ یا وارد نشده مثلا :"عقب نشینی" !؟ و این یعنی :" وج" !؟


خب ! داستان وج انگلیسی ، از اتحادیه ی اروپا نه ها ! خارج بشم و برم سر داستان یی مهاجر به ! پس از :"کشف" ش ! نه با مثلا پ از رو :"دیوار" ییا که  گویا : تو جواب داده ! بود !؟ نه خواهد داد !


حالا سریال وجاش از مثلا :" " و ... بمونه ! که بعضیا هنوز می خوان برگرده ! خب آ ش چی !؟ یعنی : کجا !؟


بنده خدا ! حالا بمونه دیوار برلین که نه ! دیوار چینم صنعتی شده ! صنعت گردشگریش ! و حیف از دیوارای همدان ما ! که اگه بود چه میشد !؟ :"ارز" آوریشو میگم ! بابا گویا خبر نداری عصر عصرِ ارتباطاته ! چی !؟ خب :"فلیتر شکن" رو چه میکنی !؟ اونم برات "ارز" آوری داره !؟ بابا تو دیگه کی هستی !؟ راست میگی که :


هشیکی مثل تو نیست !


:"تعطیل" اتتم بی حساب کتاب نیست ! لازم بشه :"وضعییت" ارز آورشم داری !؟ منتها بازم میگم : کجا !؟


هر گلی بزنی ، به تعبیر معروف :"گل بخودی" ه ! به همونجاس ! حالا اگه می خوای آقای گلم بشی خودت می دونی ! منکه فکر نمی کنم لازم باشه که باهات مخالفت کنن ! اونم مثلا با بیرون کشیدن پرونده ی :"قاشقچی" ! که بترسوننت ! پرونده ی بایگانی شده ی :"برج دوقلو" ها رو هم یادآوری کنن ! فایده ای برات که نه ! برا خودشونم :"گل بخودی" ه ! وقتی خیلی راحت میگی مثلا : ساخت خودیه !


خب ! برم سر داستان حودمون !


بانوی دمشق :


چی !؟ خب! کربلا مگه بانو داره !؟ کجاش !؟


منکه نرفتم ، خدا قسمت کنه ! یه بین الحرمین که بیشتر نداره ! آیا بین الحرمینی بین آقا ابا عبدالله علیه السلام و حرم خانم زینب سلام الله علیها هم داره !؟ اونجا !؟


نه تو مثلا : عش !


یعنی عراق و شام ، یا بعبارت دیگه ، حالا : دا !


شم بمونه ! یعنی ت یش !


خب بله ! بانو زینب سلام الله علیها ، هم مثل برادر آقا عباس علیه السلام ، از مدینه با برادر خارج شدن ، از مکّه هم خارج شدن ، ولی از کربلا هم خارج شدن !


حالا در اربعین یا اربعینی ، در مسیر دمشق و مدینه به کربلا برگشتن ، خب اونجا که نمودن تا از این :"دنیا" خارج شدن ! حالا چرا در دمشق ! خب گفتم که شاید برا مثلا زیارت :"سه ساله" ای رفته بودن !  


و :"جواب" داده بود ! که مثلا بانوی قمم در مسیر زیارت برادر از مدینه خارج شدن !


راستی ! در سریال وجش ، مثلا از :"د ده ی جهان" یش ! از :"صدو چهل" م وجی خواهد داشت !؟ البته اگه ورودی داشته باشه ! حتی به نیمی از اون ! چه رسه به همش !


خب ! در زمان شاه بمونه ! ولی در این چهار دهه ، یا :"چهل" سال آیا با :"آمار" یی که این روزا مثلا تلویزونم نشون میده ! چقدر به مدارس و ای قمم اضافه شده ! و توش درس داده میشه !؟ و یکی از اونا هم در برج "دوقلو" ی علم یا دانش بایگانی نمیشه !؟ حالا نیم دیگرش بمونه ! یادآوری و بقول شهید :


زاینده اش !


یعنی وجش برا : شیدن ، یا فکر و یا مثلا فرانسویش که نه ! یی اون ! در :


این ج.ا


حالا وجیش برا تعقل و یا ... هم بمونه ! و برا صدور حکم ! عقل یا د و یا چه ییش ! و چه فرانسویش و چه قرون وسطی ، و یونان باستانشم ! که چنین نبوده که مثلا بعد :"معلم ثانی"برج" دوقلویی بنا شده باشه ! بلکه :"معلم اول" م بنا رو بر :"دو" گذاشته ! حالا بازم میگم : در کجا !؟


در یکی از این دو که نه ! اونم برا نیمه ی دیگش ! و نه برا خودش ! در نیمی دیگر ! هرچند امروز که گفته میشه ، به تعبیر معروف :"نیمه ی مربیان" جای مربیگری داره ! و نیمه ی معرفت که علم یا دانش بحساب نمیاد !


حالا اینم :


در کجا !؟


گفته شده !؟ بمونه ! و به تعبیر معروف :"دم وس" تئوری :"مجموعه ها" شم دیدی ندیدی ! ولی مربیگریم :


در کجا !؟


برا نیمه ی دوم !؟ در :"برج دوقلو" ی اون : ج.ا !؟ در کدوم : قلو ش !؟ هردوش !؟ یا در بین الحرمینشون !؟


البته یادش بخیر ! اگه پروندش رو شه ! ولو :"ارز" یا :"شیر"م قطع شه !


یعنی از اون :


ج.ا


خارج شه ! البته بعد ورود به : ش !


نه برا مثلا بایگانیشا ! البته بایگانی دوبارش !


روز بخیر ! 




داستان جهانی پایانی

درخواست حذف اطلاعات

داستان جهانی پایانی :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ق (الف) وَالْقُرْآنِ الْمَجِیدِ ، ... .


سلام علیکم .


داستان علم یا دانش :


اشاره :


شهید مرتضی مطهری در آثار بدون استثناء خوبشون :"داستان علم یا دانش" چنین روایت می کنند که داستان از این قراره که کار علمی (ب) :


دوتاس


و این ، که دوتاس ، اولین بار توسط معلم ثانی (پ) مطرح شد ، و پیش از آن ، مطرح نبوده .


و این دو کار عبارته از : معرفت و حجّت .


بعبارت دیگه کار علمی ، همونطور که در کتب یا نوشته های بعد :"معلّم" ثانی اومده :


یا تصدیقه ، تصدیقِ یه چیز .


و اگه تصدیقش نباشه تصوّرش . (ت) و (ث) .


داستان بانوی کربلا :


خب ! حالا چه ربطی داره !؟


ان شاءالله فردا که گفتم ربطم پیدا می کنه !


فعلا ، :"به تعبیر معروف" برا خالی نبودن عریضه گفته باشم که نخواستم فعلا :


داستان بانوی دوعالم :


رو بگم ! خب شب تولده دخترشونه دیگه !


خب ، پیش از شب بخیر ، امیدوارم هفته ای بهتر از هفته ی گذشته رو پیش رو داشته باشیم ان شاءالله ...  


----------------------------------


زیرنویس :


الف :


دومین حرف از حروفی که به آن :"حروف مُقّطَّعه" گفته شده .


اولیش حرف :


... ، ن ... .


نُونه ، و به سومیشم که رسیدم بیشتر میگم ، فعلا ناگفته نمونه این سه فرق دارن با دیگر حروفی که به اونا هم "حروف مقطعه" گفته شده .


و یکی از فرقا همینه که آ ی این سه هم :"یه" حرفه ! البته همونطور که گفتم ! بصورت "یه" حرف :"خونده" نمیشه ! در :"صورت" ی که به "صورت" یه حرف نوشته شده ! و مانند مثلا :


بِ ... .


یا :


... ، إ ... .


هم نوشته نشده که "خونده" بشه ! بصورت :"خونده شده" هم نوشته نشده ! که اونطوری خونده بشه ! خب برا اینکه مقصود رسوندن یه :"حرف"ه ، نه :"سه" حرف حتی ! :  


قاف .


ب :


با تصریح به اینکه :


در هر علمی


نه اینکه در علمی از علوم و فقط در یکی یا چند تاش ! بلکه :"در همه ی علوم" .


مگه اینکه مثلا :"معلّم ثالث" ی بوده باشه و داستان دیگری بوده باشه و شهیدم از داستانش خبر نداشته باشه ، یا بعد شهید اومده باشه و داستان دیگری مطرح کرده باشه و من خبر نداشته باشم .


یا داستان دیگری داشته باشه داستان علم یا دانش ! که رفت دنبالش که داستان چیه !؟


پ :


فار .


که اول :"ارسطو" بوده .


ت :


بعنوان مثال کتاب :


حاشیه


ی ملّا عبدالله


بر کتاب :


منطق


تفتازانی .


ث :


مقصود از این :"نباشه" یکی از اقسام :"تصدیق" که گفته شده (ج) :


تکذیب


ه ، نیست !


ج :


منجمله در آثار بدون استثناء خوب شهیدم ، بعنوان مثال در :"پاورقی" های :"اصول فلسفه و روش رئالیسم" مرحوم علّامه . 




داستان راستان پایانی

درخواست حذف اطلاعات

داستان راستان پایانی :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَیلٌ لِ... . (الف)


سلام علیکم ، صبح ! (ب) بخیر .


خب ! (پ) پیش از :


صبح فردا


که نه ! بلکه مدرسه ها تعطیل بشه ! مثلا زنگ آ :"آموزش و پروش" زده بشه ! اول بگم داستان چیه :


داستان ورود :


چه ربطی داره !؟


به چی !؟ به مثلا "آموزش و پرورش" !؟


یعنی :" وج " ، یا بقولی :" بزرگ" ربطی نداره !؟


حالا من داستانو میگم ، خودتون ربطش بدین !


داستان وج :


میگن یه پرنده ای نشست رو درختی و وقتی خواست بپره مثلا خدا حافظی کرد !


درخت گفت : مگه سلام تو رو شنیدم که خدا نگهدارتو شنیده باشم !؟


خب ! وج یعنی چی !؟


حالا کاریم به شکل و شمایلش ندارم ! هنوز خارج نشده به شکلی :"پرچم"شو بلند کرده ! حالا با بقولی :"بِرَند" که نه ! این بنام یکی دیگه از اشکالش به ثبت رسیده ! و دور از جون :"گوساله" ، هم نه ! که یکی دیگه ادعاشو داشته باشه ! ول :"شیرخواره"شم باشه ! ولی بَ بَی چی !؟ البته :"شیرده" !ش ! البته دور از جون !


حالا علی ایِّ حال ، بهر شکل ! وج ! خب وج مگه بعد ورود نیست !؟ حالا بهر شکل و شمایلشم بمونه ! حتی به شکل مثلا :"جمهوری" شم ! ووو ، خب وقت تنگه و فرصت باز ش نیست ! قصه سر دراز داره !


خب داستان ، داستانِ وروده و بعد وجش !


اما داستان ورود ! :  


حالا این :"وسط" بمونه :"خسارت" وارده !


کدوم "وسط" !؟ خب ! وارد نشده که خارج نشده !؟ وارد شده که حرف از وج زده شده ! همونجا که وارد شده :"و" حرف از وج از اونجا زده شده ! خب ! برم سر :


یکی بود یکی نبود و غیر از خدا هیشکی نبود :


روزی روزگاری ، یکی نه ! تنهایی که جرآت نداشت ! بلکه با شُرَکا ! (ت) وارد خونه ای شدن !


لا اله الاّ الله !


بگم !؟


بگم !؟ که لای در و دیوار به نیمی از علم یا دانش خسارت وارد شد !؟


:"تعطیل" نه ها ! اونم :" " ها ! بلکه :"مخفی" شد !


حالا بمونه داستان نیم دیگرش ! که همش "پنهان" شد ! علم یا دانشو میگم ! یا بعبارت دیگه :"بایگانی" شد ! تا یادآورش بیاد ! حالا چه جوریش بمونه ! بقولی :"آرشیو" رو میگم ! بی حکمت نبوده که بعد رنساس در غرب ، اروپا و فرانش ! دنبال این بودن ! و انقلاب صنعتیشون بعد تعیین تکلیف اون ! به اینجا رسیده ! به عصر مثلا :"فناوری اطلاعات" ! و ...


البته به :"مخفیگاه" مثلا "اطلاعات" دست نیافتن ! بعبارت دیگه وارد نشدن ! خب :"ورودی"ش مگه کار حسّه !؟ حالا کار فقط حسّم ! بمونه که قابل :"مشاهده"ی حتی چشم بیناییم باشه !؟


حالا ورود برای :"آباد" شم ! بمونه ! و به عبارت دیگه به معنی کلمه ی :"استعمار" ! چه رسه به :"ت یب" ! و اونم بنام دین و دین : محمّد رسول الله ! هم !


حالا بمونه که در غرب حرف از اینم هست که مثلا :


چرا ی نیستم !؟


اونوقت پرچم :


محمد رسول الله


دادن دست ... !؟


حالا پرچم مثلا :


علمی


م دست یکی دیگه !؟ بمونه ! اونم :


این ج.ا !؟


تو مدارسی که وارد کرده ! بشرح ایضا و ... !


خب چقد وقت دارم !؟ تا زنگ بخوره !؟


زنگ :"تعطیلی" !؟ "تعطیلی" مدرسه !؟ نه جای درس خواندن ! بلکه درس دادن ! نه مثلا در :"تلویزیون" ! که شبانه روزیه ! حتی :"ظهر " هم ... !


کو !؟ :


تعطیلی کو !؟


بقولی :


تعطیلی :"من" کو !؟


به قول طلبه ها بروزن :


پول من کو !؟


یا بقول رو مه ای :


:"بودجه" ی فرهنگی من کو !؟


و کو !؟ کو !؟ های دیگه ! خودشم :"جنگی" ! و خودشم :"نَرمِ" ش !


راستی پرسشش چی بود !؟


چرا ها تعطیل !؟


خب ! چی تعطیل !؟ درس دادن !؟ یا درس خواندن !؟ بعبارت دیگه :"تعلیم" !؟ یا :"تعلّم" !؟ و یا ... !؟


و دیگه چه پاسخی داره !؟ یا پرسشی داره !؟ تا :"شفّاف" نه ! "شفافتر" بشه !؟ صورت مسئله !؟


:"تکلیف" نیستا !


شب بخیر ! و تعطیلات آ هفته ی خوبی داشته باشین ! صبح فردا ان شاء الله !


-----------------------------------


زیرنویس :


الف :


به تعبیر بعد بسم الله بع که رسیدم ، فرق اونو با این رو بیشتر میگم ، فعلا همینقد گفته باشم که اون :"قضیه" ش بقولی مثلا :"اقتصادی"ه !


خب ! یعنی این "اقتصادی" نیست ! ه ؟


نه ! بقول حضرت (ره) :


:"این" اقتصادی نیست !


که "قضیه" نیست !


خب ! یعنی "این" قضیه نیست ! ه !


ولش کن این رو ! اول صبحی ! برم سر داستان !


فقط ناگفته نمونه که اینم اقتصادیه !


یعنی اقتصادیم هست ! چرا !؟ خب :


... جَمَعَ ... .


داره ! ولو اینکه بعدشم :


مَالًا وَ ... .


هم نداشت ! که داره .


بعبارت دیگه شامل هر ، یا به عبارت دیگه :


... کُلِّ ... .


شم میشه ! کل :"جمع" ، حالا می خواد بقولی :"مالی" باشه ! یا ... !؟ هرچند "مال" ی یعنی چی !؟


مثلا گفته نشده :


غرب علم یا دانش رو :"مال خود" کرده !؟


حالا بقیه رو چی میگه !؟ بمونه ! ولو اینکه گفته شده باشه :


بقیه برن از چنگش در بیارن !


حالا "مال" خود کنند !؟ یا ... !؟ بمونه !


خب وقت تنگه ! برم سر داستان !


ب :


صبح روز آ هفته !


خب فردا مگه پنجشنبه نیست !؟ مگه مدرسه ها تعطیل نیستن !؟


چرا !؟


چرا چی !؟ یعنی : چرا پنجشنبه هست !؟


خب منم برا همین گفتم :"روز آ هفته" رو دیگه !


یا : چرا ... !؟


مثلا : چرا پنجشنبه ها تعطیله !؟


یا : ... !؟


خب بله میشه مطرح کرد ، مانعی نداره ! ولی بمونه سر فرصتش که دست بده ان شاءالله ، امروز تا شبم که نه ! تا صبح فردا هم بخوام :"داستان ..." رو بگم ، باز وقت نمیکنم ! پس برم سر داستان تا فرصت دارم ! ساعت داره میدوه !


پ :


یعنی چی !؟ یعنی صبحونه هم نخورم !؟ گشنه !؟ حالا بمونه که بقول صل الله علیه و اله و سلّم :


لقمه ی صبح ، ستون بدنه !


خودشم نون تازه !؟ که رفتم گرفتم ، خودشم با خونواده !؟ سر یه سفره !؟


درستکه گفتم روز آ هفته هست ! و آ ین روز فرصته ! ولی نه دیگه همش داستان یا مثلا قصّه گویی که ! اونوقت گوش چی !؟ همش مثلا :


بخور ، بخور ... ؟


حالا بقولی :"تعطیل"!؟ بمونه ! خب اووقت :"قصه گو" کیه !؟ سنخگوی :"بخور بخور" کیه !؟ "قصه گو" ی شنوایی نباشه ! قصه گوی مثلا چشم :"بینایی" ه !؟ یا ... !؟


و ! بمونه قصه گوی ایندو هم ! که شهید مرتضی مطهری در اثری از آثار بدون استثناء خوبشون :"داستان" شو آورده ! و ش ! یعنی آقا ششم علیه السلامم ، ضمن تاییدش ! اشاره ای هم داشته اند براش ! از کتاب خدا که :


این اختصاص به :"قلب" یا دل نداره ! که محل نزول :"قرآن عظیم" م هست ! بلکه :


... ، إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى ، صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى .


خب ! خوب شد اینو گفتم ! حالا برم سر داستان ! تا فرصت از دست نرفته !


ت :


خودشم با :"پرچم" دینی و اونم آ ین "پرچم" دینی و مورد :"رضا" ی خدا ! 




داستان جهانی

درخواست حذف اطلاعات

 


داستان جهانی :


                                                         بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  


وَالْمُرْسَلَاتِ ... ؟! ... .


سلام علیکم ، روز بخیر .


اول امروزمونو (الف) تبریک بگم ، بعد سالروز تولد حضرت زینب (ب) علیها سلامو .


روز بخیر .


----------------------------------------


زیر نویس :


الف :


ام


روز !؟ خب بله ! پس چی !؟ دیروز !؟ یا فردا رو !؟


خب بله ! قبول دارم که میون :"ورود" به امروز و :" وج" ازش بقولی قد مثلا یه : چشم بهم زدنه !


ولی :"توقّف" گاهی بنام امروزو که نمیشه منکر شد ! ولو قد یه :"چشم بهم زدن" م که گفته بشه ! چه رسه به یه روز ، یه هفته ، یه ماه ، یه سال و چند سالی که بعنوان مثال گفتم :" " بقول خودش ، یا بقولی :" بزرگ" وارد جایی شده ! حالا میگه ازش می خواد خارج بشه !


خب روزم همینطور ! و این فقط شامل :"مکان" نمیشه ! مثلا مانند :" " یا :"شام" قدیمش ! قدیمتر از مثلا وقتی که تحت :"پرچم" عثمانی بود ! و فاتحان جنگ دوم :"جهانی" ازش جدا ! و ... ! بمونه !


حالا فاتح جنگ کی بود و کی دادم !؟ بمونه ! که آیا منظور از :" وج" شامل اینم میشه !؟


آخه شامل مثلا "شام" نمیشه که تحت "پرچم" مثلا امویان بود ! مگه " " چند سالشه !؟


نه اینکه به :"سال" ه !؟ میگن :


اسکندر در کشور گشاییش به جای رسید که بیرون از اونجا تو قبرستونش چشش افتاد به سنگ قبرا و دید همشون در سنِّ پایین از دنیا رفتن ! پیش از ورود به اونجا یکی رو فرستاد که بره از قضیه سر در بیاره !


فرستاده رفت و اومد و قضیه روشن که چرا اون نوشته ی روی سنگ قبرا کم بوده !؟ آخه برا این بوده که مدت زمانی رو که مشغول تحصیل علم یا دانش بوده رو عمر حساب می ! نه مشغول به کار دیگه رو ! چه رسه مثلا روزای :"تعطیل" !


که بحساب این داستان میشه گفت صد رحمت کشور گشایایی مثل نقش اول این داستان ! امروزیاش نگاهی به :"سنگ قبر" م نمیکنن ! که ببینن اینجا کی خو ده !؟


آیا بقولی مثلا :"جواهری در قصر" ی خو ده !؟ یا مثلا :"شاهزاده اوک نیو" و یا ... !؟ حالا :"عقیله" ای بمونه !


چرا !؟


خب داستان :"عقل" و :"عقیله" هم ، داستان ورود نیست ! داستان :" وج" ه !


بله ! برا اونکه :"به تعبیر معروف" مثلا عقلش تو چششه و نهایتشم تو :"مشاهده" ی بیناییش ! چرا ! که تا دید خارج میشه ! که نهایت :"امروز" چقده !؟ خب گفتم که قد :


یه چشم بهم زدن !


دیگه ! نه اینکه مانند مثلا :"اسکندر" وایسه و مشغول :"خوندن" سنگ قبرم بشه ! چه رسه به ... !


ب :


عقیله ی بنی هاشم !


که آرامگاهشان در :" " ی فعلی ، یا :"شام" قدیمش ، در دمشقه !


حالا چرا !؟ بمونه ! شاید برای اینکه مثلا :"سه ساله" ای در غربت نباشه ! شایدم برا اینکه ... ! البته اگه :"رأس العاقل"ی در اونجا باشه !


شایدم ! یه روزی یکی ادعای :" وج" از اونجا رو ه ! یعنی ادعای :"ورود" به اونجا کرده باشه ! و این :"وسط" قد مثلا :"یه چشم بهم زدنی"م :"امروز" ی داشته باشه !


خب ! پس جای تبریک گفتن بهشم داره دیگه !


وگرنه دور از جون ، یا بلانسبت :" "، یا مثلا :" " ، " " و :"گوساله"شم ! و " "اییم تو اونجا میچرند !


نه زیر پرچم ها ! مثلا زیر :


پرچم جهانی !


 




داستان راستان پایانی

درخواست حذف اطلاعات


داستان راستان پایانی :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَیلٌ لِ... . (الف)


سلام علیکم ، صبح ! (ب) بخیر .


خب ! (پ)


-----------------------------------


زیرنویس :


الف :


به تعبیر بعد بسم الله بع که رسیدم ، فرق اونو با این رو بیشتر میگم ، فعلا همینقد گفته باشم که اون :"قضیه" ش بقولی مثلا :"اقتصادی"ه !


خب ! یعنی این "اقتصادی" نیست ! ه ؟


نه ! بقول حضرت (ره) :


:"این" اقتصادی نیست !


که "قضیه" نیست !


خب ! یعنی "این" قضیه نیست ! ه !


ولش کن این رو ! اول صبحی ! برم سر داستان !


فقط ناگفته نمونه که اینم اقتصادیه !


یعنی اقتصادیم هست ! چرا !؟ خب :


... جَمَعَ ... .


داره ! ولو اینکه بعدشم :


مَالًا وَ ... .


هم نداشت ! که داره .


بعبارت دیگه شامل هر ، یا به عبارت دیگه :


... کُلِّ ... .


شم میشه ! کل :"جمع" ، حالا می خواد بقولی :"مالی" باشه ! یا ... !؟ هرچند "مال" ی یعنی چی !؟


مثلا گفته نشده :


غرب علم یا دانش رو :"مال خود" کرده !؟


حالا بقیه رو چی میگه !؟ بمونه ! ولو اینکه گفته شده باشه :


بقیه برن از چنگش در بیارن !


حالا "مال" خود کنند !؟ یا ... !؟ بمونه !


خب وقت تنگه ! برم سر داستان !


ب :


صبح روز آ هفته !


خب فردا مگه پنجشنبه نیست !؟ مگه مدرسه ها تعطیل نیستن !؟


چرا !؟


چرا چی !؟ یعنی : چرا پنجشنبه هست !؟


خب منم برا همین گفتم :"روز آ هفته" رو دیگه !


یا : چرا ... !؟


مثلا : چرا پنجشنبه ها تعطیله !؟


یا : ... !؟


خب بله میشه مطرح کرد ، مانعی نداره ! ولی بمونه سر فرصتش که دست بده ان شاءالله ، امروز تا شبم که نه ! تا صبح فردا هم بخوام :"داستان ..." رو بگم ، باز وقت نمیکنم ! پس برم سر داستان تا فرصت دارم ! ساعت داره میدوه !


پ :


یعنی چی !؟ یعنی صبحونه هم نخورم !؟ گشنه !؟ حالا بمونه که بقول صل الله علیه و اله و سلّم :


لقمه ی صبح ، ستون بدنه !


خودشم نون تازه !؟ که رفتم گرفتم ، خودشم با خونواده !؟ سر یه سفره !؟


درستکه گفتم روز آ هفته هست ! و آ ین روز فرصته ! ولی نه دیگه همش داستان یا مثلا قصّه گویی که ! اونوقت گوش چی !؟ همش مثلا :


بخور ، بخور ... ؟


حالا بقولی :"تعطیل"!؟ بمونه ! خب اووقت :"قصه گو" کیه !؟ سنخگوی :"بخور بخور" کیه !؟ "قصه گو" ی شنوایی نباشه ! قصه گوی مثلا چشم :"بینایی" ه !؟ یا ... !؟


و ! بمونه قصه گوی ایندو هم ! که شهید مرتضی مطهری در اثری از آثار بدون استثناء خوبشون :"داستان" شو آورده ! و ش ! یعنی آقا ششم علیه السلامم ، ضمن تاییدش ! اشاره ای هم داشته اند براش ! از کتاب خدا که :


این اختصاص به :"قلب" یا دل نداره ! که محل نزول :"قرآن عظیم" م هست ! بلکه :


... ، إِنَّ هَذَا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولَى ، صُحُفِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى .


خب ! خوب شد اینو گفتم ! حالا برم سر داستان ! تا فرصت از دست نرفته ! 





داستان راستان ب

درخواست حذف اطلاعات

داستان راستان ب :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، لَا أُقْسِمُ بِ (الف) ...


سلام علیکم ، روز (ب) بخیر .


داستان :


م عان حرم و خط مقاومت :


لا اله الّا الله !


:"بگم؟"؟


حتی در :"این ج.ا" !؟


به تعبیر معروف :


جور دیگر


چی !؟


یا بمونه !


برا :


فردا !


:"روز" آ ! "روز" دیگر !


روز آ هفته !


حالا چه :"پنجشنبه" باشه !؟ و چه :"پنجشنبه " !؟ و چه خارجیش !؟ و به تعبیر معروف :"بین الملل" یش !؟ یا مثلا :


جهانی


ش !؟  


خب :"جهانی" ش چه جوریه !؟


که اون جوریشو :"بگم؟" !؟


که اون جوری :


باید


گفت !؟


---------------------------------


زیرنویس :


الف :


به :"این" عبارت بعد بسم الله سوره ، که ان شاء الله رسیدم ، اون :"ج.ا" فرقشو با "این" که خدا بخواد :"الان" میگم ، خواهم گفت .


یه فرقش همینه که گفتم !  


خب ! :"به تعبیر معروف " هرنکته که فقط :"مکان" و اونم اول "مکان" ی نداره !


حالا راست و دروغ ، یا دروغ و راستش بمونه ! چی !؟


هیکدام !؟


نه راست !؟ نه دروغ !؟ و نه "به تعبیر معروف" :


رویا رویی !؟


حالا :


اقسام


شم بمونه !


مثلا :


همین که گفته می خواد از ا بیاد بیرون !


که حالا با راست و دروغش کاری نداریم ! و مثلا اینکه گفته !؟ یا ی :"سرمایه داری" !؟ یا :"صهیونیست" ش !؟ ووو !؟


ب :


روزی دیگر !


خب بله ! می تونه روز دومم باشه ! و مثلا روز دوم بعد روز اول بعد :"تعطیلات آ هفته" ! ووو !


ولی ! روز آ چی !؟ نه :"دیگر" ها !؟ که یکی "دیگر" م داشته باشه ! و مثلا بقولی :


تا سه نشه بازی نشه !


-----------------------------------


ادامه ی   :


دسته ها (کلید واژه های موضوعی


پهلوان+پوریای ولی+تختی+خوشحالی+شادی+ راضی 


داستان راضی


شهید مرتضی مطهری در اثری از آثار بدون استثناء خوبشون ، یه داستانی دارن 


چی !؟ 


ربطی نداره !؟ 


حالا من میگم ! شما ربطش بدین ! 


تو برنامه ی :"به سمت خدا" ی دیروز تلویزیونم اشاره ای به اون شد که : 


یه :"ترمینال" داری ، "ترمینال" شو در اختیار یه خلیفه ! در :"زمان" آقا هفتم علیه السلام گذاشته بود ! خودشم برا :"حج" ! در حالیکه ، قبلا گفتم در جمع : 


... ، ایّاک نعبد و ... .


هم نه تنها :"عابد"بدون نداریم ! بلکه داره :"عبودیت" ! ولو "عبودیت" یه نفرم ! چه رسه به جمع جماعت ، و حجّ :"جهانی" عبودیت !


بهش یادآور شد که آیا :"راضی" نیستی که تا :"کرایه" ای رو ازش طلب داری ، بهت بده ، زنده باشه !؟ همینقدم کافیه ! 


که مثلا در :"خلافت" اون شریک باشی ! حالا مشارکت در :"جانشینی" خدا بمونه ! 


اونم رفت و ترمینالشو فروخت ! که :"مجبور"م نباشه "کرایه" بده ! به عبارت دیگه این :"کار و کاسبی" رو کنار گذاشت ، چه رسه به :"مشارکت" در :" ب و کار"ی که خلیفه ی عباسی داشت !   


کدوم " ب و کار" !؟


خب خودش که :"شتر" م نداشته ! اگه داشت !؟ خب چرا از یکی دیگه کرایه می کرد !؟


چه رسه به ماشین و مثلا هواپیما !؟ و مثلا ساربان ! ببخشین :"خلبان" مثلا ! مگه اینکه مثلا تو :"هوا و فضا"م هیشکی مشارکتی باهاش نداشته باشه ! مثلا در :" ب" علم یا دانششم !


هرچند ! اصلا :"کَسب" یعنی چی !؟ یعنی مثلا :"درآمد" !؟ یا :"بودجه" ی کار !؟ مثلا !؟ یا مثلا :


ارزش افزوده


ی کار !؟ و با اون :"کار و کاسبی" !؟


این فرق داره با :"سرمایه" ی :" ب و کار" ی که مثلا غرب راه انداخته ! حالا مثلا :" ب" ی از مثلا :" شیرده" ی بمونه ! اون :"هفت تریلون" رو از کجا آورد !؟ که ج مثلا :" " هم کرد !؟ که خودش :"اعتراف" کرده !؟ و هنوز :"شریک"اش ، در اروپا مثلا ! اعتراف ن ! تازه ! هنوز ارباب خارج نشده ! بعضیاشون که :"پرچم" شونم تو " " برافراشتن ! البته با حتی مشارکت اونیم که "پرچم" رو بالا برد ! چه رسه به ...


 


چی میگم !؟ حتی اونیم که :"راضی" به اینم باشه ! 


 




داستان راستان پایانی

درخواست حذف اطلاعات


داستان راستان پایانی :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، وَیلٌ لِ... . (الف)


سلام علیکم ، صبح ! (ب) بخیر .


-----------------------------------


زیرنویس :


الف :


به تعبیر بعد بسم الله بع که رسیدم ، فرق اونو با این رو بیشتر میگم ، فعلا همینقد گفته باشم که اون :"قضیه" ش بقولی مثلا :"اقتصادی"ه !


خب ! یعنی این "اقتصادی" نیست ! ه ؟


نه ! بقول حضرت (ره) :


:"این" اقتصادی نیست !


که "قضیه" نیست !


خب ! یعنی "این" قضیه نیست ! ه !


ولش کن این رو ! اول صبحی ! برم سر داستان !


فقط ناگفته نمونه که اینم اقتصادیه !


یعنی اقتصادیم هست ! چرا !؟ خب :


... جَمَعَ ... .


داره ! ولو اینکه بعدشم :


مَالًا وَ ... .


هم نداشت ! که داره .


بعبارت دیگه شامل هر ، یا به عبارت دیگه :


... کُلِّ ... .


شم میشه ! کل :"جمع" ، حالا می خواد بقولی :"مالی" باشه ! یا ... !؟ هرچند "مال" ی یعنی چی !؟


مثلا گفته نشده :


غرب علم یا دانش رو :"مال خود" کرده !؟


حالا بقیه رو چی میگه !؟ بمونه ! ولو اینکه گفته شده باشه :


بقیه برن از چنگش در بیارن !


حالا "مال" خود کنند !؟ یا ... !؟ بمونه !


خب وقت تنگه ! برم سر داستان !


ب :


صبح روز آ هفته !


خب فردا مگه پنجشنبه نیست !؟ مگه مدرسه ها تعطیل نیستن !؟


چرا !؟


چرا چی !؟ یعنی : چرا پنجشنبه هست !؟


خب منم برا همین گفتم :"روز آ هفته" رو دیگه !


یا : چرا ... !؟


مثلا : چرا پنجشنبه ها تعطیله !؟


یا : ... !؟


خب بله میشه مطرح کرد ، مانعی نداره ! ولی بمونه سر فرصتش که دست بده ان شاءالله ، امروز تا شبم که نه ! تا صبح فردا هم بخوام :"داستان ..." رو بگم ، باز وقت نمیکنم ! پس برم سر داستان تا فرصت دارم ! ساعت داره میدوه ! 





داستان راستان

درخواست حذف اطلاعات

داستان راستان :


... ، الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الْقَارِعَةُ ، مَا الْ ... ؟  وَمَا ... مَا الْ ... ؟ یوْمَ ... . (الف)  


سلام علیکم ، روز (ب) بخیر .


-----------------------------------------


زیر نویس :


الف :


حالا بمونه :


... رَاضِیةٍ ، ... .


و :


... أُمُّهُ هَاوِیةٌ ، وَمَا ... مَا هِیهْ (پ) ؟ ... .  


که آیا بقولی :


من حیث هی هی ، لیست الا هی ، لا موجودة و لا معدومه ، و لا من اقسام قابلات !


و یا منسوب :"شون" به :"عوام" شون ! که :


شاید ! شایدم نه !


یا :


مثل روز روشنه ! منتها کاش ! روشن نبود !


شایدم با زبان حال :


مکن ای :"صبح" طلوع !؟


ب :


دوشنبه ی هفته ! حالا !؟ یا شنبه !؟ یا یکشنبه !؟ و یا :"به تعبیر معروف " :


غیر دینی


ش ! مثلا بقولی :"علمی" ش بمونه !


علی ای حال هرکی یه :"روز" ی ، یا بقول صلّ الله علیه و اله و سلّم :



ای داره !


خب ! تعطیلات تموم شد ! تعطیلات آ هفته ، خارجیشم ! شایدم بقولی :"بین الملل" یشم ! یا مثلا :"جهان" یشم ! مگه اینکه گفته بشه ما "جهانی" نشدیم ! مثلا :"نظام" آموزشیمون ! بلکه :


چرا و ها هم تعطیل !؟


یادم میاد تلویزیون یکی رو آورده بود تو یکی از برنامه هاش ، که خوابش نمی برد ، حالا چند وقتش ؟ یادم نمیاد که از کی ؟ گفت .


ولی تا کی !؟ یِشو نگفت ! البته نه اینکه نگفت ! گفت تا مثلا :"الان" ! و حالا بمونه اون :"خواب" قبلی ! ولی تا "الان" چی !؟ بیداره !؟ و بیداره یعنی مثلا چشش بازه و می بینه !؟ خب ! دیگه !؟ یعنی "خواب" نداره !؟ بعد این بیداری !؟ یا بقولی :


قبل !


ش ؟! و تو مدت بیداری فقط چشش باز بوده و دیده !؟ یا مثلا گوششم شنیده !؟


خب ! اونوقت که :"یکی"بیدار" بوده که فقط نمی دیده ! یا نمی شنیده ! بلکه هم می دیده و هم می شنیده ! خب اون چی !؟ اونم خواب نداشته تو اون مدت !؟ و گفتم که :


حالا بمونه اون :"خواب" قبلی !


ش ! و بع م :"بشرح ایضا" !


که بازم "صبح" داشته باشه ! در اون روز ! حالا ظهر ، عصر، مغرب و ... (پ) شم بمونه !


پ :


امروز صبح که نه ! وقتی از خواب بیدار شدم دیدم ، یعنی یادم اومد همونجا که داشتم اخبار شبکه ی سه تلویزیونو نیگا می (ت) و خوابم برد ، خو ده بودم !


ت :


یعنی می دیدم .


البته این :"دیدن" فرق داره با اون "دیدن" که گفتم :


یعنی یادم اومد ... .


حالا بمونه فرق هرکدوم از ایندو هم با خو که ب دیدم !


خدا بیامرز :"پدر دوم" م میگم ! خدا بیامرز همونطور بود که برا آ ین بار دیده بودمش ، البته نه تو خوابا ! هیچ فرقی نکرده بود .


بسم الله الرّحمن الرّحیم ، الحمدلله ربّ العالمین ، ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو ... .


خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه . 




داستان راستان ب

درخواست حذف اطلاعات

 


داستان راستان ب :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، لَا أُقْسِمُ بِ (الف) ...


سلام علیکم ، روز (ب) بخیر .


داستان :


م عان حرم و خط مقاومت :


---------------------------------


زیرنویس :


الف :


به :"این" عبارت بعد بسم الله سوره ، که ان شاء الله رسیدم ، اون :"ج.ا" فرقشو با "این" که خدا بخواد :"الان" میگم ، خواهم گفت .


یه فرقش همینه که گفتم !  


خب ! :"به تعبیر معروف " هرنکته که فقط :"مکان" و اونم اول "مکان" ی نداره !


حالا راست و دروغ ، یا دروغ و راستش بمونه ! چی !؟


هیکدام !؟


نه راست !؟ نه دروغ !؟ و نه "به تعبیر معروف" :


رویا رویی !؟


حالا :


اقسام


شم بمونه !


مثلا :


همین که گفته می خواد از ا بیاد بیرون !


که حالا با راست و دروغش کاری نداریم ! و مثلا اینکه گفته !؟ یا ی :"سرمایه داری" !؟ یا :"صهیونیست" ش !؟ ووو !؟


ب :


روزی دیگر !


خب بله ! می تونه روز دومم باشه ! و مثلا روز دوم بعد روز اول بعد :"تعطیلات آ هفته" ! ووو !


ولی ! روز آ چی !؟ نه :"دیگر" ها !؟ که یکی "دیگر" م داشته باشه ! و مثلا بقولی :


تا سه نشه بازی نشه ! 


 




داستان راستان

درخواست حذف اطلاعات

داستان راستان :


... ، الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، الْقَارِعَةُ ، مَا الْ ... ؟  وَمَا ... مَا الْ ... ؟ یوْمَ ... . (الف) ، مَا هِیهْ (الف) ، ... .


سلام علیکم ، روز (ب) بخیر .


-----------------------------------------


زیر نویس :


الف :


حالا بمونه :


... رَاضِیةٍ ، ... .


و :


... أُمُّهُ هَاوِیةٌ ، وَمَا ... مَا هِیهْ (پ) ؟ ... .  


که آیا بقولی :


من حیث هی هی ، لیست الا هی ، لا موجودة و لا معدومه ، و لا من اقسام قابلات !


و یا منسوب :"شون" به :"عوام" شون ! که :


شاید ! شایدم نه !


یا :


مثل روز روشنه ! منتها کاش ! روشن نبود !


شایدم با زبان حال :


مکن ای :"صبح" طلوع !


ب :


دوشنبه ی هفته ! حالا !؟ یا شنبه !؟ یا یکشنبه !؟ و یا :"به تعبیر معروف " :


غیر دینی


ش ! مثلا بقولی :"علمی" ش بمونه !


علی ای حال هرکی یه :"روز" ی ، یا بقول صلّ الله علیه و اله و سلّم :



ای داره !


خب ! تعطیلات تموم شد ! تعطیلات آ هفته ، خارجیشم ! شایدم بقولی :"بین الملل" یشم ! یا مثلا :"جهان" یشم ! مگه اینکه گفته بشه ما "جهانی" نشدیم ! مثلا :"نظام" آموزشیمون ! بلکه :


چرا و ها هم تعطیل !؟


یادم میاد تلویزیون یکی رو آورده بود تو یکی از برنامه هاش ، که خوابش نمی برد ، حالا چند وقتش ؟ یادم نمیاد که از کی ؟ گفت .


ولی تا کی !؟ یِشو نگفت ! البته نه اینکه نگفت ! گفت تا مثلا :"الان" ! و حالا بمونه اون :"خواب" قبلی ! ولی تا "الان" چی !؟ بیداره !؟ و بیداره یعنی مثلا چشش بازه و می بینه !؟ خب ! دیگه !؟ یعنی "خواب" نداره !؟ بعد این بیداری !؟ یا بقولی :


قبل !


ش ؟! و تو مدت بیداری فقط چشش باز بوده و دیده !؟ یا مثلا گوششم شنیده !؟


خب ! اونوقت که :"یکی"بیدار" بوده که فقط نمی دیده ! یا نمی شنیده ! بلکه هم می دیده و هم می شنیده ! خب اون چی !؟ اونم خواب نداشته تو اون مدت !؟ و گفتم که :


حالا بمونه اون :"خواب" قبلی !


ش ! و بع م :"بشرح ایضا" !


که بازم "صبح" داشته باشه ! در اون روز ! حالا ظهر ، عصر، مغرب و ... (پ) شم بمونه !


پ :


امروز صبح که نه ! وقتی از خواب بیدار شدم دیدم ، یعنی یادم اومد همونجا که داشتم اخبار شبکه ی سه تلویزیونو نیگا می (ت) و خوابم برد ، خو ده بودم !


ت :


یعنی می دیدم .


البته این :"دیدن" فرق داره با اون "دیدن" که گفتم :


یعنی یادم اومد ... .


حالا بمونه فرق هرکدوم از ایندو هم با خو که ب دیدم !


خدا بیامرز :"پدر دوم" م میگم ! خدا بیامرز همونطور بود که برا آ ین بار دیده بودمش ، البته نه تو خوابا ! هیچ فرقی نکرده بود .


بسم الله الرّحمن الرّحیم ، الحمدلله ربّ العالمین ، ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو ... . بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو ... .


خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه . 




فتنه

درخواست حذف اطلاعات


فِتنه :


... ، أَلَیسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحَاکِمِینَ !؟ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، لِإِیلَافِ قُرَیشٍ ، ... .


سلام علیکم ، روز بخیر .


صبح (الف)


---------------------------------


زیرنویس :


الف :


امروز یکشنبه شانزده دی هزار و سیصد و نود و هفت هجری شمسی .


حالا دومین روز کاری ما ؟ یا اولین روز کاری ان ؟ و یا روز تعطیل یان ؟ بمونه .


حالا ! آیا دومین روز :"تعطیلات آ هفته" هم !؟ بمونه !


ولی ! چهارمین روز "تعطیلات آ هفته" (ب) چی !؟


ب :


وقتی که :"پنجشنبه " هم تعطیلات آ هفته شده باشه !؟ تو :"این ج.ا" و اونم برا نظام :"آموزش"یش !؟


مگه اینکه دیروز و امروز ، یا :"تعطیلات آ هفته" ی :"جهانی" به "آموزش" در "این ج.ا" ربطی نداشته باشه !


حالا چی چی هست که آموزشی بحساب نمیاد !؟ م بمونه !


چه اینکه بخوایم بریم از خارج وارد کنیم !؟ و چه در داخل روش کار کنیم !؟ و بخواییم صادر کنیم !؟ بعبارت دیگه آموزش بدیم !؟ چه گفتاری و چه نوشتاری !


منجمله همون پرسشی که مطرح شد ، در نوشته ی قبلی ، که :


چرا و ها تعطیل !؟


حالا بمونه که کی گفته و ها تعطیل !؟ در حالیکه در :"ظهر " هم :"آموزش" داده میشه ! و در :"عصر" هم نگیم ! :"صبح فردا"ش که منتشر میشه ! "آموزش" که :"به تعبیر معروف" شاخ و دم نداره ! از صبح که مثلا چشم باز می کنی ، تا شب که سر به بالین میذاری و چشمو می بندی دایره !


چه در :"رحلت" بیرون ، و چه در درون ! باور نداری !؟ از بقولی :"بایگانی" ت بپرس ! :"راحل" ا رو !


حالا اوناییم که خواب می بینی بحساب نیاد !


خب ! از کدوم :"تعطیل" ی ؟! پرسیده شده !؟


بله ! "تعطیل" داریم ! مثلا گفته میشه :


ت ! حرف نزن ! ووو


خب ! بله ! اونی رو که میگه بگوش نمیرسه ! ولی به این گفته میشه : تعطیلی گوش !


نه "رحلت" ش ! که گفتم :"قرآن ناطق" م گفته : از رحلت قلب یا دله !


که رحل اقامت کرده در مثلا شنوایی گوش !


در ارتحال داخلیم همینطور ! گفتم که یادآوری برا شیدن یا فکر ه ! حالا بعد ، یا بقولی :"قبل" ش :"صدور حکم" عقل یا دم بمونه ! مثلا :


فکر می کنم !


یا :


من فکر می کنم !


ولی اگه رحلتی نداشته باشیم بنام فکر و ذکر ، اونوقت "به تعبیر معروف " فلسفه ی دوست داشتن مثلا شنیده ای که گوش داده شده به اون چیه !؟ مثلا بایگانیش !؟


بایگانی :"رای" و :"نظر" م همینطور ! وقتی مثلا گفته بشه :


صاحب نظرم نیستی ! چه رسه به صاحب "رای" ! و مثلا :" ت باش" ! و یا ...


خب ! بله ! اون رای و نظری رو که میده ! نمی بینی ، مثلا ! و به گفته میشه : کوری !


کافیه که بیاد بیاری حرفی رو که در حافظه داری و می خوای بگی ! ولی ... ، می خوای بنویسی ! ولی ... ، تجربه کردی !؟ امتحان چی !؟ شدی !؟ و بازم گفتی !؟ یا بازم نوشتی !؟ حالا حسینی !؟ زینبی !؟ ش بمونه ! 


... ، فَلْیعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیتِ ، ... .


بله ! حافظه ی خالی ! صفر و یا تهی ! حرفی برا یادآوریش نداره ! یا اونی که مثلا بقول شهید مرتضی مطهری ، در اثر خوبشون ، پاورقیهای :"اصول فلسفه و روش رئالسم" :


فاقد حافظه


باشه ! هم ! 





شنبه های پایانی

درخواست حذف اطلاعات

شنبه های پایانی :


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ، ... ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ، ... .


سلام علیکم ، عصر (الف) بخیر .


عصر شنبه و شنبه ها :


یادآوری :


یادم میاد یه رو مه ای (ب) یه ستونی داشت تحت عنوان :


شنبه ها و نکته ها


با نکته هایی که منو یاد داستانی مینداخت .


میگن یکی رفت مغازه و گفت :


رُبع دارین !؟


مغازه دار گفت :


آره ! ولی نه به این غلیظی !


کی فکرشو می کرد نویسنده اون نکته ها وقتی که پای :"امتحان" (پ) پیش بیاد ! اون نه تنها بقول بعضیا :


صفر


بگیره ! بلکه بقولی حتی :


بیست


م نگیره !


یا بقول جدید و بومی شدشم !


آ


از :"ابجد" نه ها !


عصر بخیر !


-----------------------------


زیرنویس :


الف :


تلویزیون :"این ج.ا" ، ها یه برنامه ای داره بعنوان :


عصر


حالا آیا مقصودش :"عصر " هست !؟ یا عصر مثلا غرب ، اروپا و فرانسه و انقلاب کبیرش !؟ بمونه .


ولی اگه منظورش "عصر " باشه ، در صورتیکه بعد از ظهر ، عصر رو هم بخونه ، حالا چه بعد ظهر ، و چه بهنگام عصر .


خب ! برا اینکه عصر :"غیبت"م داریم !


نقله از آقا حسن ثانی علیه السلام پرسیده شده که :


در عصر غیبت چه !؟


" " در پاسخ ، اول اینکه پاسخ :


چه !؟


رو دادن ، و در ثانی فرموده اند :


در خانه هاتون بخونین !


حالا بمونه که اگه پرسش از :" " هم می شد چی !؟ که در :"عصر غیبت" م :"اقامه" شدنی باشه !؟


خب وقتی تو خونه هم :" " غایب نبود ! مانند مثلا همون :"عضو" که در نوشته ی پیش از ظهر گفتم ، خب حضور و ظهورش در ظهر هم :"غایب" نیست دیگه !


وقتیکه که پشت به خانه ی خدا داده و داره میگه :


... ، ایاک نعبد و ... .


وقتیکه ، همونطور که پیش از ظهر گفتم :


نوبت به گفتن اون میرسه !


و دیگر اعضاء بگوش !


البته نه اینکه بقولی : دیگر خموش !


بلکه بعد الله اکبرش :


الله اکبر  


ب :


که نمیخوام اسمشو ببرم ! آخه اسمش :" به تعبیر معروف" در حدّ تیم ملّیم نیست ، حتی "این ج.ا" ! یعنی :" " ! بلکه قدِّ ... ه ! حالا ...ِ مثلا جهان خارج !؟ یا بقول آقا المومنین علیه السلام :


...ِ اکبر !؟


بمونه ! آخه اگه بقول بچگیامون :


تا سه نشه بازی نشه


ایندو ، اصغر و اکبر ، یا اکبر و اصغرش :"اوسط" ی داشته باشن چی !؟ بعبارت دیگه :


... لَوْحٍ مَحْفُوظٍ .


ی داشته باشن چی !؟


مگه اینکه بقول صلّ الله علیه و اله و سلّم گفته بشه یکی از این دو :"حافظ" یا مثلا :"نگهبان" یکی دیگشونه ! البته نه اینکه یکی بیکار ! یا :"خموش" مثلا ! بلکه :"محفوظ" یا نگهداری شده فرق میکنه ! یکی نگهدار اصغره و یکیم پاسدار اکبره مثلا !


در مثلا دنیای درونم !؟ خب بله !


... ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ، ... .


خَلق یا آفرینش انسانم که من در آوری نیست ! که تحت نظام آفرینش نباشه ! در آفرینششم :


... ، وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِیطٌ ، ... .


پ :


بعبارت دیگه :


فِتنه


نه :"فتنه" بقول بعضیا ! ها !


خودشم بدون :"تقویم" ی از اون در خودشون ! حالا :"احسن"ش بمونه ! مثل :


سَره


بقول همون رو مه ! خب ! برا اینکه :


ناسره


رو خودش نداره ! که تو "تقویم" ش ! چه رسه به :


جُرثُومه


ش ! که با یه :


نهم دی


دیگه روبروس ! اگه "فتنه" راه بیندازه ! امتحان نه ها ! حتی امتحان :


سره از ناسره جدا که نه !


بلکه :


ناسره از سره جدا !


خب ! بنا بر لوح محفوظش دیگه ! که :


صفر یک


ه دیگه !


البته ناگفته نمونه که شاید :"فتنه" رو یکی راه بندازه و مقصودشم از اون :"امتحان"م باشه ! تا :"ناسره" ها خودشونو نشون بدن ! و ...


که این شایعه ! حتی با طرح مسئله ی دینی ، علمی ووو ! برا شناسایی دیگه ! کشف استعداد ها دیگه ! تا ...


که این بیشتر طالب داره ! تا اونکه بعنوان مثلا :"فتنه گر" شناسایی بشه ! و ...