رسانه
رسانه

اشعار و متون ادبی



طنزجبهه ( 74 )

درخواست حذف اطلاعات

related image 


 خیلی شوخ بود.بالا ه ترکش خورد ،


وقتی امدادگرها می بردنش عقب می گفت :


بچه ها ناراحت نباشید ،


من می روم عقب ، تنها نباشه !


        " شادی روح و صلوات "




در محضر (ره)

درخواست حذف اطلاعات

 related image 

تا نام علی اکبر را بردم



آقای کوثری که سال ها در قم روضه‏خوان خاص بود نقل می‏کرد: پس از شهادت مرحوم حاج آقا مصطفی وارد نجف شدم، رفقا گفتند خوب به موقع آمدی را دریاب که هر چه ما کردیم در مصیبت حاج آقا مصطفی گریه کند از عهده برنیامدیم،  مگر تو کاری ی. 

خدمت عرض : «اجازه می‏دهید ذکر مصیبتی م؟ اجازه فرمودند. هر چه نام مرحوم آقا مصطفی را بردم تا با آهنگ حزین، را منقلب کنم و در عزای پسر اشک بریزند، ولی تغییر حالی پیدا ن د و همچنان ت و آرام بودند ولی همین که نام حضرت علی اکبر(ع) را بردم هنگامه شد. چنان گریستند که قابل وصف نیست. 
* حجت ال والمسلمین علی دوانی -  سرگذشت های ویژه از زندگی -  ج 6 -  ص 72.



خانواده و ازدواج از نگاه ی

درخواست حذف اطلاعات


  related image 

ازدواج آسان به روش (ص)


 
تشویق می کند به ازدواج سریع و آسان بدون شرایط زائد، بدون تقیدهای زیادی- چه دختر و چه پسر- در دوران میل از طرف دعوت شده اند به ازدواج . این مسئله خود، بخش مهم و قلم عمده ای از این فسادها را کم می کند. مسئله ازدواج را آسان کرده که می بینید در صدر رسول خدا (ص)  می آید در مسجد اعلام می کند که یک دختری است با این خصوصیات، کی خواستگار او است؟ یک جوانی بلند می شود می گوید: من؛ می فرماید که مثلا مهر چقدر قرار می دهی؟ او می گوید که مثلا چند تا ما، یک سبد ما،. پیغمبر اکرم (ص) از طرف دختر قبول می کند و همانجا ایستاده عقد او را جاری می کنند و آن دختر را به آن پسر می دهند. بعد هم می گویند بروید خانه. وضع ازدواج در این طوری است.
این تشریفات زائد و این خصوصیاتی که بعدها پیش آمده، این پیرایه هایی است که بر اثر جه انسان پیش آمده، هیچ کدام از این ها ریشه های صحیح عقلایی ندارد.

خطبه های ؛ 65/5/18 به نقل از کتاب آینه زن، ص11


ضوابط انتخاب دختر و پسر برای ازدواج

دختر و پسری را که به همسری فرزندتان انتخاب می کنید، فقط بر طبق ضوابط ی انتخاب کنید، نگاه نکنید که پسر شغلش چیست؟ درآمدش چه اندازه است؟ از کدام خانواده و طبقه است؟ نگاه کنید آیا مومن هست؟ انقل هست؟ تسلیم و قرآن هست؟ نجیب است؟ دخترتان را به او بدهید. نگاه نکنید که دختری که برای فرزندتان انتخاب می کنید از لحاظ ظواهر و زیبایی ها و تجملات در چه حد است. ببینید اگر نجیب است، اگر مومن است، اگر انقل است، این دختر را برای همسری فرزندتان انتخاب کنید این یک وظیفه است.

خطبه های ؛ 59/5/24، به نقل از کتاب آینه زن، ص 110



خانواده و ازدواج از نگاه ی

درخواست حذف اطلاعات


  related image 

ازدواج آسان به روش (ص)


 
تشویق می کند به ازدواج سریع و آسان بدون شرایط زائد، بدون تقیدهای زیادی- چه دختر و چه پسر- در دوران میل از طرف دعوت شده اند به ازدواج . این مسئله خود، بخش مهم و قلم عمده ای از این فسادها را کم می کند. مسئله ازدواج را آسان کرده که می بینید در صدر رسول خدا (ص)  می آید در مسجد اعلام می کند که یک دختری است با این خصوصیات، کی خواستگار او است؟ یک جوانی بلند می شود می گوید: من؛ می فرماید که مثلا مهر چقدر قرار می دهی؟ او می گوید که مثلا چند تا ما، یک سبد ما،. پیغمبر اکرم (ص) از طرف دختر قبول می کند و همانجا ایستاده عقد او را جاری می کنند و آن دختر را به آن پسر می دهند. بعد هم می گویند بروید خانه. وضع ازدواج در این طوری است.
این تشریفات زائد و این خصوصیاتی که بعدها پیش آمده، این پیرایه هایی است که بر اثر جه انسان پیش آمده، هیچ کدام از این ها ریشه های صحیح عقلایی ندارد.

خطبه های ؛ 65/5/18 به نقل از کتاب آینه زن، ص11


ضوابط انتخاب دختر و پسر برای ازدواج

دختر و پسری را که به همسری فرزندتان انتخاب می کنید، فقط بر طبق ضوابط ی انتخاب کنید، نگاه نکنید که پسر شغلش چیست؟ درآمدش چه اندازه است؟ از کدام خانواده و طبقه است؟ نگاه کنید آیا مومن هست؟ انقل هست؟ تسلیم و قرآن هست؟ نجیب است؟ دخترتان را به او بدهید. نگاه نکنید که دختری که برای فرزندتان انتخاب می کنید از لحاظ ظواهر و زیبایی ها و تجملات در چه حد است. ببینید اگر نجیب است، اگر مومن است، اگر انقل است، این دختر را برای همسری فرزندتان انتخاب کنید این یک وظیفه است.

خطبه های ؛ 59/5/24، به نقل از کتاب آینه زن، ص 110



طنزجبهه ( 75 )

درخواست حذف اطلاعات
related image

 

یکی از بچه های شوخ طبع معرکه گرفته بود که اگه بهم مرخصی ندید


بی اجازه به اهواز می روم .


گفتند: چی شده؟


قضیه چیه ؟


گفت: هیچی !


به من گفتند: برو جبهه درخطراست ،


اومدم این جا می بینم جون خودم خیلی بیشتر در خطره !!





فلسفه قیام حسین(ع)

درخواست حذف اطلاعات


 related image 

قال ال الحسین(ع): «اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان
 ولا ماس شیئ من فضول الحطام ولکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک، و یا من المظلومون من عبادک، و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک»
حسین(ع) فرمود:

 بارالها تو آگاهی بر اینکه حرکت ما برای رسیدن به قدرت و سلطنت دنیا نیست، 
و نه برای دستی به چیزی از زیادتی چرب و شیرین دنیا، 
ولکن قیام ما برای بازگرداندن نشانه های دین تو به جامعه است، 
و برای آشکارسازی اصلاحات در سرزمین های تو است، 
و برای امنیت بخشی به بندگان مظلوم و بی پناه تو است، 
و برای آنکه به واجبات و مستحبات و احکام دین تو عمل شود (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- تحف العقول، ص 170.



توصیف مردمان کوفه

درخواست حذف اطلاعات


 related image

«فرزدق می گوید: چون از کوفه باز می گشتم، حسین (ع) مرا در راه دید و گفت: ای ابوفراس، در کوفه چه خبر بود؟
گفتم: دل های کوفیان همه با توست؛ ولیکن شمشیرهایشان همه بر کمک و مساعدت بنی امیه است؛ و یاری و نصرت هم از جانب خداست! فرمود: آری! این سخنی است که تو از روی صدق و راستی گفتی! مردم همگی بردگان و بندگان مال دنیا هستند و ادعای دینداری فقط کلام لغو و بی محتوایی است که بر سر زبان هایشان جاری است. پاسداری از دینشان فقط در محدوده ای است که در پرتو آن، روزی مادی فراوان به دست آورند؛ و چون با غربال امتحان و ابتلا آزمایش شوند، معلوم می شود که دینداران واقعی چه بسیار اندک اند.»
ای فرزدق! اینان گروهی هستند که پیروی را پذیرفتند و اطاعت خدای رحمان را رها د و در زمین فساد را آشکار ساختند، و حدود الهی را از بین بردند و باده ها نوشیدند، و دارایی های فقیران و بیچارگان را ویژه خود ساختند و من از هر به یاری دین خداوند و سربلندی آیینش و جهاد در راهش سزاوارترم، تا آیین خداوند پیروز باشد. (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- اعیان الشیعه، ج 1، ص 594.



جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم

درخواست حذف اطلاعات


 image result for ‫øªøµø§ùˆûŒø± ø¹ø§ø´ùˆø±ø§â€¬â€Ž

 

جاده و اسب

 

جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم


کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم


 

خاک در خون خدا می شکفد، می بالد


آسمان غرق تماشاست، بیا تا برویم


 

تیغ در معرکه می افتد و برمی خیزد


شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم


 

از سراشیبی تردید اگر برگردیم


عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم


 

زره از موج بپوشیم، ردا از توفان


راه ما از دل دریاست، بیا تا برویم


 

کاش ای کاش که دنیای عطش می فهمید


آب مهریه زهراست، بیا تا برویم


 

چیزی از راه نمانده است، چرا برگردیم


آ راه همین جاست، بیا تا برویم


 

فرصتی باشد اگر باز در این آمد و رفت


تا همین امشب و فرداست، بیا تا برویم


 

ابوالقاسم حسینجانی

 




سّر نی در نینوا می ماند، اگر زینب نبود ......

درخواست حذف اطلاعات


  image result for ‫øªøµø§ùˆûŒø± ø¹ø§ø´ùˆø±ø§â€¬â€Ž

 

زینب(س)

 

 

سّر نی در نینوا می ماند، اگر زینب نبود


کربلا در کربلا می ماند، اگر زینب نبود


 

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ


پشت ابری از ریا می ماند، اگر زینب نبود


 

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان


در کویر تفته جا می ماند، اگر زینب نبود


 

زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت


از تراز نغمه وا می ماند، اگر زینب نبود


 

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ


در گلوی چشم ها می ماند، اگر زینب نبود


 

ذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام


در بیابان ها رها می ماند، اگر زینب نبود


 

در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب


پشت کوه فتنه جا می ماند، اگر زینب نبود


 

قادر طهماسبی




شعر انتظار .... 15

درخواست حذف اطلاعات


 related image

 

بی تو ....


 

دو شهر مانده به آواز قاصدک بی تو


شمارگان غزل می خورد محک بی تو


 

چقدر واژه هرگز نگفته می ماند


به روی وصله دستان پر ترک بی تو


 

تو از نهایت آن شهر بوسه می آیی


قسم به شاعری بال شاپرک بی تو


 

من آسمان بدون تو را نمی خواهم


قطار حوصله ها هم بدون شک بی تو


 

شبیه نقطه ی کوری در آ قصه


شبیه دود چراغ دو مردمک بی تو


 

که از نجابت هر ساله ات چه می فهمند


هزار و یکصدوهفتادوکم کمک بی تو


 

تمام بچگیم را به دست می گیرند


کشیده بغض جهان را به نی لبک بی تو


 

زمین به دور خودش بی نتیجه می چرخد


و روی زخم تنش می زند نمک بی تو


 

نگاه یخ زده اش را به می دوزد


دو شهر مانده به آواز قاصدک بی تو


 

فرشته خواجه حسنی




شعر انتظار ..... 16

درخواست حذف اطلاعات


 related image


غزل انتظار


 

فروغ بخش شب انتظار، آمدنی ست


نگار، آمدنی غمگسار، آمدنی ست

 


به خاک کوچه دیدار آب می پاشند


بخوان ترانه شادی که یار آمدنی ست


 

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد!


مترس از شب یلدا! بهار آمدنی ست


 

صدای شیهه رخش ظهور می آید


خبر دهید به یاران: سوار آمدنی ست


 

بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند


یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی ست


 

مرتضی ی اسفندقه




جانم حسین 4

درخواست حذف اطلاعات


image result for ‫øªøµùˆûŒø± ûŒø§ø±ø§ù† ø­ø³ûŒù† ø¯ø± ú©ø±ø¨ù„ø§â€¬â€Ž

 

خورشید تمام کائنات است حسین


گلبارش ابر برکات است حسین



والله که آیینه ی ذات احد است


عشق دو جهان ، رمز نجات است حسین



سرخی شفق شکفته از خون حسین


یعنی که قتیل العبرات است حسین



بی نام خ اش ، زمان پژمرده است


سرچشمه ی جوشان حیات است حسین



محبوب خدا ، عصاره ی است


مفهوم سلام و صلوات است حسین



جاریست به لبهای غزل عشق حسین


آیینه ی میزان صراط است حسین



با یک نگهش هر گنهی محو شود


سرفصل کتاب حسنات است حسین



بنگر به شکوه نام ثارالهی اش


هم خون خدا، خدا صفات است حسین



با شوق دگر قنبر ثانی گوید


خورشید تمام کائنات است حسین




جانم حسین 5

درخواست حذف اطلاعات


related image


طوفان گرفت، نام شما سربلند شد


تا نیزه نیزه سمت خدا، سر، بلند شد



این خون که ریخت روی زمین، خون نبود، نه


این خون که قد کشید و تناور، بلند شد



از برکت تو بود، اگر ماجرای زخم


سرباز کرد، تازه شد از سر، بلند شد



هر دل که از مصیبت و عشق تو سهم برد


آتش گرفت، سوخت و ی ر، بلند شد



یک رستخیز سرخ که دنیا نیاز داشت


از عمق لحظه های مکدّر بلند شد




جانم حسین 6

درخواست حذف اطلاعات



related image


من حاضرم برای حسین ترک سر کنم


آماده ام به راه ولایش خطر کنم


 

مظلوم تر از عموی غریبم ندیده ام


از غربتش تمامی عالم خبر کنم



این کار عشق و دل بُوَد ای عقل برو کنار


مستانه سوی حضرت دلبر سفر کنم



ت ندارد این دل محزون و کوچکم


آ چگونه زخم تنش را نظر کنم




راز رشید

درخواست حذف اطلاعات


  related image

 

راز رشید


 

به گونه ماه

نامت زبانزد آسمان ها بود

و پیمان برادری ات

با جبل نور

چون آیه های جهاد

محکم


تو آن راز رشیدی

که روزی فرات


بر لبت آورد

و ساعتی بعد

در باران متواتر فولاد

بریده بریده

افشا شدی

و باد

تو را با مشام خیمه گاه

در میان نهاد


و انتظار در بهت ک نه حرم

طولانی شد

تو آن راز رشیدی

که روزی فرات

بر لبت آورد


و کنار درک تو

کوه از کمر ش ت

 


زنده یاد سید حسن حسینی




جانم حسین 1

درخواست حذف اطلاعات


image result for ‫øªøµùˆûŒø± ûŒø§ø±ø§ù† ø­ø³ûŒù† ø¯ø± ú©ø±ø¨ù„ø§â€¬â€Ž

 

آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد


یعنی به زیر مِنّت پیمانه بگذرد



روزیِ ما به دست کریمان آشناست


کفر است پای سفره ی بیگانه بگذرد



سوگند می خوریم که ما گنج می شویم


یک شب اگر که شاه ز ویرانه بگذرد



خدمتگذار اهل ابات اگر شدی


ایام نوکری تو شاهانه بگذرد



ما عقل خویش را سر عشق تو باختیم


بگذار عمرمان همه دیوانه بگذرد



دور از نگاه کعبه تو را می کند طواف


کافی است از کنار تو پروانه بگذرد



این روزگار می گذرد خوب یا که بد


بهتر که عمر ما در این خانه بگذرد






جانم حسین 2

درخواست حذف اطلاعات


image result for ‫øªøµùˆûŒø± ûŒø§ø±ø§ù† ø­ø³ûŒù† ø¯ø± ú©ø±ø¨ù„ø§â€¬â€Ž



من می زنم سپرم باش یا حسین


در طول عمر جز تو پناهی نداشتم



مثل گذشته ها پدرم باش یا حسین


 هر روز مادرم سر سجاده گفته است



خیلی مراقب پسرم باش یا حسین


ای نام تو بهانه ی شیرین زندگی



شور محرم و صفرم باش یا حسین


پایین پات سر بگذارم تو هم بیا



بالای جسم محتضرم باش یا حسین


جان مرا بگیر حوالی قتلگاه



این گونه ا ین خبرم باش یا حسین


دستم به دامنت نرسید این جهان اگر



باب الحسین منتظرم باش یا حسین


باشد قرار بعدی ما اربعین حرم



مهر قبولی گذرم باش یا حسین


سربازهای لشکر یا زینب توایم



حرز م عان حرم باش یا حسین
.




جانم حسین 3

درخواست حذف اطلاعات


related image


.
شب است هوایت نکنم می میرم


یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم



ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی


از فراق تو شکایت نکنم می میرم



سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است


سجده بر تربت پایت نکنم می میرم



دوریت درد من و نام تو درمان من است


تا خود صبح صدایت نکنم می میرم



به دعا تو نوکر این خانه شدم


هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم



وضع من را به خدا روضه ی تو سامان داد


من اگر گریه برایت نکنم می میرم



جان ناقابل من کاش فدای تو شود


اگر این جان به فدایت نکنم می میرم




خون تو شرف را سرخگون کرده است

درخواست حذف اطلاعات


 image result for ‫øªøµø§ùˆûŒø± ø¹ø§ø´ùˆø±ø§â€¬â€Ž

 

خط خون

 

 

درختان را دوست می دارم

که به احترام تو قیام کرده اند

و آب را که مهر مادر توست

خون تو شرف را سرخگون کرده است

شفق، آینه دار نجابتت

و فلق، محر

که تو در آن

صبح شهادت گزارده ای.


*


در فکر آن گودالم

که خون تو را مکیده است

هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم

در حضیض هم می توان عزیز بود

از گودال بپرس!


*


شمشیری که بر گلوی تو آمد

هر چیز و همه چیز را در کائنات

به دو کرد:

هر چه در سوی تو: حسینی شد

و دیگر سو: یزیدی

اینک ماییم و سنگ ها

ماییم و آب ها

درختان، کوهساران، جویباران، بیشه زاران

که برخی یزیدی

و گرنه حسینی اند

خونی که از گلوی تو تراوید

همه چیز و هر چیز را در کائنات، به دو کرد!

در رنگ!

اینک هر چیز، یا سرخ است

یا حسینی نیست!


...


*


پایان ِ سخن

پایان ِ من است

تو انتها نداری...

 

سید علی گرمارودی




نمایی زیبا از داخل ضریح حسین +ع

درخواست حذف اطلاعات

 

ع ی از نمای زیبای داخلی ضریح سیدال (ع) 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 













                  " پایگاه خبری تحلیلی اعتدال "