رسانه
رسانه

اشعار و متون ادبی



چگونگی آوردن قیصر روم

درخواست حذف اطلاعات


 related image

روایت شده که قیصر روم نامه ای به حضرت علی(ع) نوشت، که مضمون آن، شکایت از صداع (سردرد) بود، زیرا پزشکان از عهده معالجه آن برنیامده بودند، حضرت علی(ع) برای پادشاه روم کلاهی فرستاد و دستور فرمودند که هر گاه دچار سردرد شدی این کلاه را بر سرت بگذار تا نجات ی .

هنگامی که قیصر روم امر آن حضرت را اطاعت نمود، خدای توانا او را شفا مرحمت فرمود، چون این موضوع به نظر قیصر شگفت آور بود، دستور داد تا کلاه را شکافتند، پس از این کار با کاغذی مواجه شدند که در آن نوشته شده بود: «بسم الله الرحمن الرحیم» هنگامی که وی دریافت که شفای او به جهت این نام مبارک بوده است، آورد، ولی خود را پنهان می نمود.(1)

ــــــــــــــــــــــــــــــ

1- تفسیر منهج الصادقین، ج 1 ص 33



قرآن؛ راست ترین سخن، رساترین پند و زیباترین حکایت

درخواست حذف اطلاعات



 image result for ‫øªøµùˆûŒø± ù‚ø±ø¢ù†â€¬â€Ž


قال النبی(ص): «اصدق القول و ابلغ الموعظه و احسن القصص کتاب الله»

گرامی (ص) فرمود:
 راست ترین سخن، رساترین پند، و زیباترین حکایت، کتاب خدا (قرآن) است. (1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــ

1- من لایحضر الفقیه، ج 4، ص 40



سلسله مباحث مهدویت-۷؛

درخواست حذف اطلاعات


ت روح دین است/ از اول رس بر ولایت علی(ع) تاکید داشت


 

 زمان



ما بر اساس آیه شریفه و تفسیر مربوط به آن و منابعی که عرض شد به این باوریم که شیعه اعتقادی از عصر خود ظهور و بروز داشته است.

 

تشیع اعتقادی چه زمانی پیدا شده است؟ پنج قول را ذکر کردیم که همه آن اقوال نشان می داد که پیدایش تشیع اعتقادی مربوط به بعد از وفات است. اما بر اساس استناد به کتب اهل سنت و آنچه در منابع شیعه وجود دارد مسئله غیر از این است.

 

گفتیم در سال سوم بعثت یت پیدا د که دین را علنی و بین قوم و خویش خود تبلیغ کنند. وقتی طایفه را دعوت د همه آنچه لازم است بیان د و آنگاه فرمودند چه ی مرا در این قضیه کمک میکند که اگر ی مرا کمک کرد، بعد از من وصی و و... من خواهد بود. آقای ما المومنین برخواست. وقتی سه بار المومنین از جای برخواست، فرمود «إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا» یعنی این برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید.

لذا در سال سوم بعثت به تبعیت از علی ابن طالب دعوت کرده است.

این مطلب را ابن هشام، بیهقی و طبری و ابن اثیر در کتاب های خود از عالمان سنی این مطلب را بیان کرده اند.

لذا ما بر اساس آیه شریفه و تفسیر مربوط به آن و منابعی که عرض شد به این باوریم که شیعه اعتقادی از عصر خود ظهور و بروز داشته است.

بخش دوم بحث ما رجوع به کلمات آقایان عامه است برای اینکه ببینیم در بین روایاتشان واژه «شیعیان علی ابن طالب» را از زبان آورده اند و این حکایت بر این معنا می کند که تشیع اعتقادی از عصر رسول گرامی بوده است. بر خلاف آن ۵ قولی که در جلسه قبل ذکر کردیم.

طبق مسلمات تاریخ دو نفر هستند که اولین انی اند که به وجود ایمان آورده اند. یکی المومنین و یکی حضرت خدیجه است. این دو بزرگوار بدون اینکه از درخواست معجزه کنند به ایشان ایمان آوردند. در کتاب وسایل الشیعه، بحارالانوار و برخی از کتب دیگر این مسئله ذکر شده است. بیان این کتاب ها این است که وقتی رس خود را به حضرت خدیجه بیان د ایشان را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند «ثُمَّ قَالَ یَا خَدِیجَةُ هَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاکِ وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامُهُمْ بَعْدِی قَالَتْ صَدَقْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ بَایَعْتُهُ عَلَی مَا قُلْتَ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ أُشْهِدُکَ وَ کَفَی بِاللَّهِ شَهِیداً عَلِیماً.» یعنی  ای خدیجه! این علی است مولای تو و مولا و مومنین بعد از من. خدیجه فرمود: راست فرمودی ای رسول خدا! همانا من همان گونه که شما فرمودی با او بیعت ؛ خداوند و تو را –بر این کار-شاهد می گیرم و همانا برای شهادت خداوند گواه و دانا کفایت می کند.

تنها ویژگی ای که غدیر برای المومنین دارد، بیعت عمومی است نه اینکه بحث انتصاب آن موقع مطرح شده باشد. از اول رس حرف از علی ابن طالب و ت او بوده است. در آنجا ۱۲۰ هزار نفر از انی که از بلاد مختلف آمده بودند با المومنین بیعت د.

در کتاب خطط ذکر شده که سلمان فارسی می گوید با رسول خدا بیعت کردیم مبنی بر اینکه از نصیحت و ارشاد مسلمین دریغ نورزیم و پیرو و دوستدار علی(ع) باشیم. یعنی هر ی که نزد می رفت و می گفت می خواهم ایمان بیاورم، رس خود و ت علی(ع) را بیان می کرد. این را سلمان فارسی می گوید.

ابوسعید خدری که از اصحاب است می گوید «اُمِرَ النّاسُ بِخَمسٍ فَعَمِلُوا بِأَربعَ وَ تَرَکُوا واحِدَةً»، مردم به پنج چیز مأمور شدند، پس به چهار موردش عمل د و یکی از آن ها را رها نمودند، مردی به او گفت: ای ابوسعید! بگو آن چهار مورد چیست که مردم به آن عمل د؟ ابوسعید گفت: «الصلاةُ، وَ ا کاةُ، وَ الصومُ، وَ الحجُّ»، (آن چهار مورد عبارت اند از:) ، زکات، روزه و حج. آن مرد گفت آن یک موردی که مردم رهایش د کدام است؟ ابوسعید گفت: ولایت علی بن أبی طالب. در حالی که ولایت علی(ع) مثل آنها واجب بود. فرد سوال کننده می گوید اگر اینطور باشد که مردم کافر شده اند، ابوسعید پاسخ می دهد گناه من چیست؟

استمرار رس در ت است و همه جا می گوید من و علی(ع).

وقتی می خواهند بزرگان شیعه را نام ببرند اینگونه می گویند. مثلا ابوذر، عمار، حزیمه، ذی الشهادتین، ابوایوب انصاری و خالد ابن سعید ابن عاص، قیس ابن سعد ابن عباده، همگی به ولایت و تشیع نسبت به علی نامور و مشهور بودند و در عصر به همه اینها شیعه علی(ع) می گفتند.

داریم شواهد این معنا را به کار می بریم که شیعه اعتقادی در عصر رسول گرامی شکل گرفته است.

در صواعق المحرقه این حجر آمده است که رسول خدا می فرماید «یا علی انک ستقدم علی الله و شیعتک راضین مرضیین  «تو و شیعه تو بر خداوند وارد می شوند در حالی که خداوند از تو و شیعه ات راضی است و آنان نیز از خدا خشنودند.

ممکن است برخی از دوستان این را بشنوند که اگر عامه حق را می شناسند و بیان می کنند چرا نمی پذیرند؟

ما سه مسئله داریم، شناخت حق، بیان حق و پذیرش حق. آن بزرگواران در کتب خود از بزرگترین روایت کنندگان خود حق را شناخته اند و بیان هم کرده اند. اما پذیرش آن معطوف به یک عواملی است. پانزده مانع قرآنی برا پذیرش حق وجود دارد. اینکه برخی بگویند اگر علی(ع) حق است چرا نامشان در قران نیامده است، این استدلال در نهایت سستی است. به دلیل اینکه مگر ملاک پذیرش، آمدن در قرآن است؟ مگر اسم دیگران در قرآن آمده است؟ غیر از زید ابن حارثه اسم دیگری از اصحاب در قرآن نیامده است.

زید هم که اسمش آمده بخاطر آن مسئله ازدواج و طلاقش بوده است.

اگر ما بخواهیم بعد از خودمان جانشینی انتخاب و بگوییم ت منصبی الهی نیست، عقل می گوید چه ی را انتخاب کنیم؟ ی که بیشترین شباهت را به دارد؟ ی که شباهتی به دارد؟ یا اصلاً شبیه نیست؟ طبیعتاً عقل می گوید ی را انتخاب کن که شبیه ترین فرد به است.

چه ی شبیه ترین فرد به است؟ از قرآن بخواهیم جواب دهیم آیه مباهله را می گوییم، که المومنین نفس است. شبیه ترین فرد به استناد قرآن کریم حضرت المومنین است.

اسم المومنین در قرآن نیامده ولی در اوصاف و در مورد ت حضرت در قرآن آیه زیاد داریم. نمی شود اینها را انکار کرد.

در کتاب صواعق از ابن حجر، پانزده آیه مطرح شده که تفسیر این آیات به شیعه برمی گردد.

ابن حجر ذیل این آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» از ابن عباس نقل می کند که می گوید وقتی این آیه نازل شد خطاب به المومنین فرموند «هو أنت و شیعتک، تأتی أنت و شیعتک یوم القیامة راضین مرضیین»   

هدفم از بیان این مطلب این است که حقیقت واژه تشیع به معنی پیرو و دوستدار علی(ع) در دوران خود رس بوده است و از منابع اهل سنت این مسئله را بیان می کنم.

در همان کتاب ذیل این آیه شریفه «و لسوف یعطیک ربک فترضی» یعنی پروردگارت در روز قیامت آنچنان به تو اعطا می کند که تو راضی شوی، آمده است رسول خدا به المومنین فرمودند « اما ترضی أنک معی فی الجنه و الحسن و الحسین و ذریاتنا خلف ظهورنا و ازواجنا خلف ذریاتنا و شیعتنا عن ایماننا و شمائلنا؟» یعنی آیا راضی نیستی که تو با من در بهشت و حسن و حسین پشت سرما  و همسران ما پشت سر آنان و شیعیان ما در طرف راست و چپ ما باشند؟

این عبارت هم از خطاب به علی(ع) وجود دارد که می فرماید چهار نفر  اولین انی هستند که وارد بهشت می شوند. حسن و حسین. این چهار تن را ذکر و می کند و پس از آن می فرماید «شیعتنا».

روایت دیگر می فرماید «یا عَلّی ان الله قد غفر لک و لذرّیتک و لولدک و لاهلک و لشیعتک و لمحب شیعتک» یعنی ای علی(ع) به درستی که خدای تعالی بخشیده است فرزندان و اهل بیت تو را و شیعیان و دوستان شیعیان تو را.

روایت دیگر می گوید «انت و شیعتک فی الجنه» خطاب به المومنین می فرماید تو و شیعیان تو در بهشت هستید این نشان می دهد که در زمان حیات انی هستند که ولایت علی(ع) را پذیرفته اند. من اسم بعضی از آنها را ذکر و در صدر آنها حضرت خدیجه(س) است.

از ام سلمه نقل شده که خطاب به المومنین فرمود «انک و اصحابک فی الجنه و شیعتک فی الجنه» تو و یاران و شیعیان تو در بهشت هستند.

ملاجلال سیوطی ذیل این آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» از خطاب به المومنین نقل می کند که منظور از «خیرالبریه» در این آیه تو و شیعیان تو هستند.

ابن مردویه روایت دیگری نقل کرده است که به علی(ع) چنین فرمودند «الم تسمع قول الله إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ» آیا این سخن خدا را نشنیده ای که چنین فرموده است؟ بعد می فرماید «انت و شیعتک و موعدی و موعدکم الحوض، اذا جئت الامم للحساب، تدعون غرا محجلین» یعنی این تو و شیعیان تو هستید، و وعده گاه من و شما کنار حوض کوثر است، هنگامی که من برای حساب امتها می آیم و شما دعوت می شوید در حالی که پیشانی سفید و شناخته شده اید.

بنابراین شیعه اعتقادی پیروان علی(ع) و دوستداران او هستند. یعنی دین و اعتقاد خود را از المومنین می گیرند. اینها چه زمانی پیدا شدند؟ بر خلاف آن چه در تاریخ به ما تهمت زدند، شیعه اعتقادی از دوران رس بوده است. وقتی ایمان آوردن خدیجه را عرض روز اول رس است و خدیجه با لمومنین در همان زمان بیعت کرد. از سلمان روایتی نقل کردیم. از تفسیر آیات در ذیل آن واژه شیعه علی(ع) به وفور در منابع اهل سنت و منابع ما ذکر شده است که ما برخی از آنها را ذکر کردیم.

ما بحث مهدویت می کنیم و در واقع می خواهیم اولا شیعه اعتقادی را بشناسیم و بعد هویت آن را تعریف کنیم. آیا اختلاف شیعه و عامه از وضو و یا اذان است؟ ما می خواهیم بگوییم انتخاب علی(ع) در روز غدیر کمال دین است. ت روح دین است.


 حجت ال سیدمحمدباقر علوی تهرانی 


کد خبر 4325653 " خبرگزاری مهر "
  •  



شیرینی حاجی بادام

درخواست حذف اطلاعات


زمان آماده سازی
30 دقیقه
حداکثر زمان پخت
10 دقیقه
2 عدد
زرده تخم مرغ
3 پیمانه
پودر شکر
1/4 قاشق چای خوری
پودر هل
1/3 قاشق چای خوری
جوش شیرین
1 قاشق غذا خوری
گلاب
به مقدار لازم
آرد بادام
چاپ دستور پخت شیرینی حاجی بادام



برای تهیه شیرینی حاجی بادام از زرده تخم مرغ استفاده می شود و با سفیده آن می توان شیرینی نارگیلی تهیه کرد .


برای تهیه شیرینی حاجی بادام ، ابتدا باید آرد بادام آن را تهیه کرد که هم می توان از لوازم قنادی ید و یا اینکه در منزل آن را تهیه کرد .
برای تهیه آرد بادام ، ابتدا بادام های شیرین را داخل کاسه ای ریخته و روی آن آب جوش می ریزیم و کنار می گذاریم تا به مدت 4 تا 5 ساعت بماند و بادام ها در آب جوش خیس بخورند و پوست آنها به راحتی جدا شود .
بعد از پوست گرفتن ، بادام ها را روی سینی پهن کرده و به مدت 2 روز کنار می گذاریم تا خشک شوند . و بعد با استفاده از می ر آن را به صورت پوره در می آوریم .
برای تهیه شیرینی حاجی بادام ، فر را روشن می کنیم تا گرم شود .
زرده های تخم مرغ و پودر شکر را داخل کاسه ای ریخته و با همزن برقی آنقدر می زنیم تا کرم رنگ شود و بعد گلاب را به آن اضافه می کنیم .
جوش شیرین و پودر هل را نیز اضافه کرده و دوباره هم می زنیم تا تمامی مواد باهم ترکیب شوند . سپس آرد بادام را کم کم و در چند مرحله به مواد بالا اضافه کرده و ورز تا خمیر نرمی به دست آید .
کف سینی فر را با کاغذ روغنی می پوشانیم و از خمیر گلوله های کوچکی برداشته و کف دست گرد می کنیم و در سینی فر می چینیم . ( گلوله های کوچکی به اندازه فندق و یا کمی بزرگ تر )
حالا سینی را در فری که از قبل گرم کرده ایم به مدت 10 دقیقه قرار می دهیم تا شیرینی ها بپزند . سپس سینی را از فر خارج کرده و اجازه می دهیم تا شیرینی حاجی بادام خنک شود .
بعد از خنک شدن شیرینی حاجی بادام را از کاغذ جدا کرده و در ظرف در بسته نگهداری می کنیم .

  1. در صورت تمایل می توانید کمی پودر قند روی شیرینی ها الک کرده و آنها را تزئین کنید .



کیک آناناس برگردان

درخواست حذف اطلاعات


زمان آماده سازی
40 دقیقه
حداکثر زمان پخت
45 دقیقه
مناسب برای
6 نفر
2 پیمانه
آرد
3/4 پیمانه
شکر
1/2 پیمانه
روغن مایع
1/2 پیمانه
آب آناناس
4 عدد
تخم مرغ
6 حلقه
کمپوت آناناس
2 قاشق چای خوری
بکینگ پودر
1/2 قاشق چای خوری
وانیل
چاپ دستور پخت کیک آناناس برگردان



برای تهیه کیک آناناس برگردان ، ابتدا تخم مرغ ها را از یخچال بیرون می آوریم تا با دیگر مواد همدما شود . فر را روشن می کنیم تا در دمای 180 درجه سانتی گراد گرم شود .
آرد و بکینگ پودر را باهم ترکیب کرده و 3 بار الک می کنیم . سفیده و زرده تخم مرغ ها را از هم جدا کرده و سفیده ها را در کاسه تمیزی با همزن برقی آنقدر می زنیم تا کاملا پف کند و وقتی کاسه را بر می گردانیم از آن بیرون نریزد و بعد در یخچال قرار می دهیم .
زرده های تخم مرغ را به همراه شکر و وانیل آنقدر می زنیم تا کرم رنگ و کشدار شود . سپس روغن مایع را نیز اضافه کرده و دوباره هم می زنیم . آب کمپوت را نیز اضافه کرده و با کاردک و یا همزن دستی می زنیم تا حباب هایی روی مایع کیک تشکیل شود . حالا آرد را به آرامی و در چند مرحله اضافه کرده و هم می زنیم تا آرد نیز با دیگر مواد ترکیب شود . در پایان سفیده های تخم مرغ را نیز در چند مرحله اضافه کرده و با کاردک به صورت دورانی هم می زنیم تا سفیده نیز با دیگر مواد ترکیب شود اما پف آن نخوابد و در پایان مایع کیک پفکی باشد .
کف قالب مورد نظر را چرب کرده و کاملا آرد پاشی می کنیم و بعد تکان می دهیم تا آرد اضافی آن گرفته شود . حلقه های آناناس را کف قالب چیده و مایع کیک را روی آن می ریزیم .
کیک آناناس برگردان را به مدت 45 دقیقه در طبقه وسط فری که از قبل گرم کرده ایم در دمای 180 درجه سانتی گراد قرار می دهیم تا بپزد .
سپس کیک را از فر خارج کرده و صبر می کنیم تا خنک شود .
کیک آناناس برگردان را به ظرف مورد نظر انتقال داده و با آلبالو و یا گیلاس و شکلات د شده تزئین می کنیم .

  1. مدت زمان پخت کیک در فرهای مختلف متفاوت است . بهتر است بعد از گذشت نیم ساعت از پخت کیک ، با یک خلال دندان کیک را امتحان کنید . اگر خلال دندان از مرکز کیک تمیز بیرون آمد کیک شما آماده است ، در غیر این صورت به مدت زمان بیشتری برای پخت کیک نیاز است . 



کیک کاکائو و گردو

درخواست حذف اطلاعات


زمان آماده سازی
40 دقیقه
حداکثر زمان پخت
45 دقیقه
1 1/2 پیمانه
آرد
1 پیمانه
شکر
100 گرم
گردو د شده
4 عدد
تخم مرغ
2 قاشق غذا خوری
پودر کاکائو
2 قاشق چای خوری
بکینگ پودر
1/2 قاشق چای خوری
وانیل
50 گرم
کره
چاپ دستور پخت کیک کاکائو و گردو



برای تهیه کیک کاکائو و گردو ، ابتدا کره و تخم مرغ ها را از یخچال بیرون می آوریم تا کره نرم شده و تخم مرغ ها با دیگر مواد همدما شوند .
آرد ، پودر کاکائو و بکینگ پودر را باهم ترکیب و الک کرده ، کنار می گذاریم . فر را روشن می کنیم تا گرم شود .
زرده و سفیده تخم مرغ ها را جدا کرده و سفیده ها را با همزن برقی آنقدر می زنیم تا پف کند و وقتی کاسه را بر می گردانیم از کاسه بیرون نریزد . سپس سفیده ها را داخل یخچال می گذاریم .
حالا کره و شکر را باهم ترکیب کرده ، هم می زنیم تا کرم رنگ و یکدست شود . سپس زرده های تخم مرغ را به همراه وانیل اضافه کرده و آنقدر می زنیم تا کشدار شود . ترکیب مواد خشک را با گردو مخلوط کرده و آرام آرام و در چند مرحله به مایع کیک اضافه می کنیم . سپس سفیده های تخم مرغ را نیز در چند مرحله اضافه کرده و به صورت دورانی و از پایین به بالا به وسیله کاردک هم می زنیم به طوری که پف سفیده ها نخوابد و فقط با دیگر مواد مخلوط شود .
کف قالب مورد نظر را چرب و یا آرد پاشی کرده و یا کاغذ روغنی می اندازیم . مایع کیک کاکائو و گردو را داخل قالب ریخته و آن را به مدت 45 دقیقه در طبقه وسط فر در دمای 180 درجه سانتی گراد قرار می دهیم تا بپزد .
بعد از پخت کیک را از فر خارج کرده و می گذاریم تا کاملا سرد شود . سپس کیک کاکائو و گردو را از قالب خارج کرده و بعد از تزئین با سس شکلاتی و گردوی د شده ، سرو می کنیم .

  1. نیم ساعت بعد از پخت ، کیک را امتحان کنید . اگر خلال دندان از داخل کیک تمیز بیرون آمد کیک شما آماده است . در غیر اینصورت اجازه دهید تا کیک شما در فر بماند .



ونیز شمالی هنگام بارش برف+ ع

درخواست حذف اطلاعات


شهر آمستردام ، پایتخت هلند به دلیل آبراهه هایش به ونیز کوچک یا ونیز شمالی شهرت دارد. این شهر زیبا هنگام بارش برف منظره ای رویایی پیدا می کند




کشور پادشاهی هلند با حدود 17 میلیون جمعیت در شمال غرب اروپا یکی از زیباترین کشورهای قاره سبز است. آسیاب های بادی ، مزارع لاله ، طبیعت سرسبز و آبراهه های هلند مناظر منحصربفردی را در این کشور زیبا ایجاد کرده اند.

شهر آمستردام به دلیل آبراهه هایش ، میراث هنری اش و خانه های باریک با نماهایی تماشایی اش که همگی یادگار عصر طلایی این شهر در قرن هفدهم میلادی است، شهرت زیادی دارد. گابریل گیتا ( gabriel guita) عکاس هنرمند ن آمستردام از مشهورترین اماکن پایتخت هلند هنگام بارش برف سنگین ع هایی فوق العاده ثبت کرده است.


" جام جم "




اخبار گذشته دانش آینده، درمان دردها و نظم اجتماعی در قرآن

درخواست حذف اطلاعات


 image result for ‫øªøµùˆûŒø± ú¯ù„‬‎ 
قال ال علی(ع):
 «الا ان فیه علم مایأتی و الحدیث عن الماضی و دواء دائکم و نظم م نکم»
علی(ع) فرمود: 
 آگاه باشید که دانش آینده، اخبار گذشته و درمان دردهایتان و نظم (فردی و اجتماعی) میان شما در قرآن است. (1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــ

1- نهج البلاغه، خطبه 158



ریزش گناهان با حقیقی

درخواست حذف اطلاعات


 related image



ابوعثمان می گوید: من و سلمان در زیر درختی نشسته بودیم، سلمان شاخه درختی را که برگ هایش خشک شده بود، جنبانید و در نتیجه همه برگ ها بر زمین ریخت.آنگاه سلمان به من گفت: ای ابوعثمان! از من نمی پرسی که چرا چنین ؟ گفتم: سبب این کار چه بود؟ سلمان گفت: با اکرم (ص) در زیر این درخت نشسته بودیم آن حضرت شاخه ای را که برگ هایش خشکیده بود، تکان داد و همه برگ ها بر زمین ریختسپس به من فرمود: ای سلمان! از من نمی پرسی که چرا چنین ؟ عرض : یا رسول الله! سبب چه بود؟ (ص) فرمود: مومن چون بر آن وجهی که دستور رسیده، وضو بگیرد و پس از آن های پنج گانه شبانه روزی را به جای آورد، گناهان او می ریزند همچون این برگ ها که از این درخت فروریخت.آن گاه حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود: «و اقم الصلاه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات» یعنی: در دو طرف روز و اوایل شب را ب ا دار چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها) را از بین می برند. (هود- 114) (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- تفسیر نمونه، ج 9، ص 268



نه به گرانی خودرو (کاریکاتور)

درخواست حذف اطلاعات


با وجود افزایش یکباره قیمت انواع خودروهای داخلی ، تقاضا برای ید این کالا همچنان بالا است.   تصویر نه به گرانی خودرو (کاریکاتور)


جهت مشاهده تصویر اصلی بر روی ع زیر کلیک کنید.

 

  " جام جم " 
 



شیرینی حاجی بادام

درخواست حذف اطلاعات


زمان آماده سازی
30 دقیقه
حداکثر زمان پخت
10 دقیقه
میزان دشواری
سخت
وعده غذایی
عصرانه
نوشته شده توسط
ارسال شده در
شهریور ۴, ۱۳۹۵
2 عدد
زرده تخم مرغ
3 پیمانه
پودر شکر
1/4 قاشق چای خوری
پودر هل
1/3 قاشق چای خوری
جوش شیرین
1 قاشق غذا خوری
گلاب
به مقدار لازم
آرد بادام
چاپ دستور پخت شیرینی حاجی بادام

حاجی بادام یکی از شیرینی های معروف یزدی است که بسیار خوشمزه بوده و طرفداران زیادی هم دارد . بافت این شیرینی خشک بوده و می توان آن را در ظروف در بسته به مدت طولانی نگهداری کرد .
برای تهیه شیرینی حاجی بادام از زرده تخم مرغ استفاده می شود و با سفیده آن می توان شیرینی نارگیلی تهیه کرد .
شیرینی حاجی بادام را می توان برای عید نوروز و شب یلدا نیز آماده کرد .
سایت آشپزی و شیرینی پزی آیکابان طرز تهیه شیرینی حاجی بادام یزدی را آموزش می دهد .
برای تهیه شیرینی حاجی بادام ، ابتدا باید آرد بادام آن را تهیه کرد که هم می توان از لوازم قنادی ید و یا اینکه در منزل آن را تهیه کرد .
برای تهیه آرد بادام ، ابتدا بادام های شیرین را داخل کاسه ای ریخته و روی آن آب جوش می ریزیم و کنار می گذاریم تا به مدت 4 تا 5 ساعت بماند و بادام ها در آب جوش خیس بخورند و پوست آنها به راحتی جدا شود .
بعد از پوست گرفتن ، بادام ها را روی سینی پهن کرده و به مدت 2 روز کنار می گذاریم تا خشک شوند . و بعد با استفاده از می ر آن را به صورت پوره در می آوریم .
برای تهیه شیرینی حاجی بادام ، فر را روشن می کنیم تا گرم شود .
زرده های تخم مرغ و پودر شکر را داخل کاسه ای ریخته و با همزن برقی آنقدر می زنیم تا کرم رنگ شود و بعد گلاب را به آن اضافه می کنیم .
جوش شیرین و پودر هل را نیز اضافه کرده و دوباره هم می زنیم تا تمامی مواد باهم ترکیب شوند . سپس آرد بادام را کم کم و در چند مرحله به مواد بالا اضافه کرده و ورز تا خمیر نرمی به دست آید .
کف سینی فر را با کاغذ روغنی می پوشانیم و از خمیر گلوله های کوچکی برداشته و کف دست گرد می کنیم و در سینی فر می چینیم . ( گلوله های کوچکی به اندازه فندق و یا کمی بزرگ تر )
حالا سینی را در فری که از قبل گرم کرده ایم به مدت 10 دقیقه قرار می دهیم تا شیرینی ها بپزند . سپس سینی را از فر خارج کرده و اجازه می دهیم تا شیرینی حاجی بادام خنک شود .
بعد از خنک شدن شیرینی حاجی بادام را از کاغذ جدا کرده و در ظرف در بسته نگهداری می کنیم .

  1. در صورت تمایل می توانید کمی پودر قند روی شیرینی ها الک کرده و آنها را تزئین کنید .



های انتظار .......

درخواست حذف اطلاعات



مهدویت، انتظار را از یک خواسته به جریان تبدیل می کند

 

 زمان



عنایت به مهدویت، انتظار را از یک خواسته، به جریان تبدیل می کند و حرکتی هماهنگ به جهت زمینه سازی ظهور را در پی خواهد داشت.

 مهدویت به عنوان شه ای راهبردی و کار بردی، موجب پویایی انتظار وامید به آینده ای روشن خواهد شد ؛ در ادعیه و زیارات آمده است:

... و ی یقیننا فی ذلک کیقیننا فی قیام رسولک صلی الله علیه و آله و سلم... و قو قلوبنا علی الایمان به حتی یسلک بنا علی یده منهاج الهدی و الحجة العظمی و الطریقة الوسطی و قونا علی طاعته و ثبتنا علی متابعته و اجعلنا فی حزبه و اعوانه و انصاره و الراضین بفعله و لاتسلبنا ذلک فی حیاتنا و لا عند وفاتنا حتی تتوفانا و نحن علی ذلک غیر شاکین و لا ناکثین و لامرت ن و لامکذبین؛ (١) خداوندا به منتظرین ظهور یقینی عنایت کن که همان گونه که در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله قیام نموده و با یقین به حقانیت آن بپا خاستند همانند آن به یاری عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف برخیزند. خدایا به جهت حرکت در سایه زمان وایمان راسخ به او قوت قلب عنایت کن، چرا که او طریق هدایت وحجت عظیم الشأن الهی و ی معتدل ومعتمد است. خدایا به منتظران ظهورش قوت در اطاعت وثبات قدم در همراهی ومتابعت عنایت فرما وما را از جمله مهدی باوران ومهدی یاوران قرارده، همان افرادی که رضایت خویش را می طلبند وهیچ گونه شک وتردیدی در حقانیت او ندارند وهرگز در یاری او تردید ودرنگ نمی کنند.

توجه به دوازدهم علیه السلام منتظران را از دام متمهدیان و مدعیان می رهاند و با ارائه الگوی صحیح رفتاری، باعث نجات از جهل و گمراهی و فتنه و آشوب می شود و موجب درخشش مهدی یاوران در تجدید پیمان با خویش و وفای به آن در ایام غیبت خواهد شد. شایان ذکر است توصیه و تأکید بر این دعا در عصر غیبت به جهت توجه دادن به آثار غایب است؛ چرا که اگر آثار به دوران ظهور اختصاص می یافت، تأکید بر این دعا معنی نداشت. از این رو سعادت در کشتی نجات مهدی آل محمد علیهم السلام است. در زیارت حضرت مهدی به جهت اشاره به این حقیقت آمده است: «السلام عیک یا سفینة النجاة»(٢).

همان گونه که از ادعیه و زیارات استفاده می شود، سعادت دنیا و آ ت در توجه به عصر علیه السلام تأمین می گردد؛ در دعا وارد شده است: «و اجعلنی بهم فائزا عندک فی الدنیا و الآ ة و من المقربین»(٣).

عنایت به مهدویت، انتظار را از یک خواسته، به جریان تبدیل می کند و حرکتی هماهنگ به جهت زمینه سازی ظهور را در پی خواهد داشت؛ در ادعیه و زیارات مهدوی آمده است:

و اجعلنا فی حزبه القوامین بامره الصابرین معه الط ن رضاک بمناصحته حتی ت نا یوم القیامة فی انصاره و اعوانه و مقویةسلطانه. (٤)

همان گونه که در این دعا وارد شده است، شیفتگان عصر ظهور برای زمینه سازی ظهور، قابلیت خویش را افزایش داده، با صبر و استقامت، دوازدهم علیه السلام را یاری خواهند نمود و با رضایت به حکومت حضرتش مشروعیت آن را تقویت می نمایند؛ به گونه ای که دیگر تقیه صورت نمی گیرد. در ادعیه آمده است:

و اجعلنا یارب من اعوانه و مقویة سلطانه و الموتمرین لامره و الراضین بفعله و المسلمین لاحکامه و ممن لاحاجة به الی قیة من خلقک؛ (٥)خداوندا ما را از یاران حضرت مهدی قرار بده و توفیق تقویت حاکمیت او وفرمانبرداری از اوامر او و رضایت مندی به حکومت او را به ما عنایت بفرما؛ به گونه ای که سلامت وایمنی عمل به احکام دین تحقق یابد و نیاز به تقیه و محافظه کاری از شر دشمن در عمل به دین صورت نگیرد.

طبق این فراز، قابلیت و آمادگی عمومی برای استقبال از آموزه ت و مهدویت لازم است و باور به ت وظهور غایب، تنها آموزه ای است که به این حقیقت معنی می بخشد و بلوغی اجتماعی را به جهت استقبال از ت ومهدویت شکل می دهد.(٦)


منابع:


۱.کمال الدین و تمام النعمة، ص۵۱۳


۲. جمال الاسبوع، ص۴۲. 


۳. کمال الدین و تمام النعمة، ص۵۱۶. 


۴.جمال الاسبوع، ص۳۰۹. 


۵.همان،ص٣١٩


۶. ابعاد شخصیت حضرت مهدی (عج) در أدعیه وزیارات ،سید مجتبی معنوی


 صص٢٣٨-٢٣٦




ونیز شمالی هنگام بارش برف+ ع

درخواست حذف اطلاعات


شهر آمستردام ، پایتخت هلند به دلیل آبراهه هایش به ونیز کوچک یا ونیز شمالی شهرت دارد. این شهر زیبا هنگام بارش برف منظره ای رویایی پیدا می کند.
تصویر ونیز شمالی هنگام بارش برف+ ع

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از بوردپاندا، کشور پادشاهی هلند با حدود 17 میلیون جمعیت در شمال غرب اروپا یکی از زیباترین کشورهای قاره سبز است. آسیاب های بادی ، مزارع لاله ، طبیعت سرسبز و آبراهه های هلند مناظر منحصربفردی را در این کشور زیبا ایجاد کرده اند.

شهر آمستردام به دلیل آبراهه هایش ، میراث هنری اش و خانه های باریک با نماهایی تماشایی اش که همگی یادگار عصر طلایی این شهر در قرن هفدهم میلادی است، شهرت زیادی دارد. گابریل گیتا ( gabriel guita) عکاس هنرمند ن آمستردام از مشهورترین اماکن پایتخت هلند هنگام بارش برف سنگین ع هایی فوق العاده ثبت کرده است.

 به اشتراک گذاری



چمران دقایقی پیش از شهادت از خداوند چه خواست؟ + ع نوشت

درخواست حذف اطلاعات


داخل خودرو نشسته بود و آرام آرام روی کاغذ سطرهایی را می نوشت، سطرهایی که شاید هیچ جزء خودش فکر نمی کرد تبدیل به آ ین مناجات عاشقانه اش با خداوند و با زندگی زمینی باشد. تصویر چمران دقایقی پیش از شهادت از خداوند چه خواست؟ + ع نوشت


به گزارش جام جم آنلاین، سطرهایی از آ ین یادگاری شهید چمران را در ع نوشت زیر 


می خوانید که شگفت انگیز است:


«ای حیات با تو وداع می کنم ، با همه زیبائیهایت، با همه کوه ها و آسمان ها و دریاها و 


صحراها ، با همه وجود وداع می کنم. خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک


 می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خا تر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من


 اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم و از وجود اشکم غنچه ای


 بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد»



 

 

" جام جم "




ماجرای جارو کشی چمران در کوچه و خیابان/ پارتیزانی که نماد اخلاق شد

درخواست حذف اطلاعات


مدیر مسئول رو مه عرب زبان الوفاق و کارشناس مسایل خاورمیانه گفت: شهید چمران با رفتار و شخصیت خود به گونه ای رفتار کرد که امروز به نماد مقاومت،ایستادگی و اخلاق در منطقه و فرامنطقه تبدیل شده است
  
تصویر ماجرای جارو کشی چمران در کوچه و خیابان/ پارتیزانی که نماد اخلاق شد


مصیب نعیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین شهید مصطفی چمران را نه تنها الگوی مقاومت در ایران بلکه یک شخصیت برجسته فرامنطقه ای خواند و گفت: این شهید بزرگوار منشا خدمات زیادی برای کشور و منطقه بوده و شاید از بخش هایی از این اقدامات ما با خبر هستیم و ممکن است بعضا فداکاری ها و نقش تاثیر گذار او در مبارزه با صهیونیستها و رژیم بعث عراق را نشنیده باشیم.

وی در این باره افزود: مردم لبنان از قبل از پیروزی انقلاب ی با شهید چمران آشنایی پیدا کرده اند. دورانی که ایشان در مصر اولین گروه جوانان لبنانی ها را برای ایستادگی و مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی آموزش و تعلیم نظامی می داد و با وجود اینکه دانش آموخته ایالات متحده بود و در آنجا مقطعی زندگی کرد اما این کشور را با آن همه امکانات کاری و تسهیلاتی رها کرد و با همراهی و همکاری موسی صدر به تشکیل جریان ضد صهیونیستی مقاومت ( بخش امل) پرداخت.

کارشناس مسایل خاورمیانه ضمن اشاره به استقرار شهید چمران در جنوب لبنان تصریح کرد: چمران انسان جامع نگری بود و شه خود را صرفا به موضوعات نظامی گری معطوف نمی ساخت از این رو با نگاهی عملی دانشکده فنی حرفه ای العاملیه را برای آموزش جوانان شیعه لبنانی بویژه قشر محرومان راه اندازی کرد تا این جوانان بتوانند در آینده به مرز خودکفایی برسند. در حال حاضر هم این مرکز فنی یکی از بزرگ ترین مجتمع های فنی حرفه ای در لبنان بشمار می آید.

وی با نگاهی اجتماعی به بیان یک خاطره از حضور شهید چمران در شهر صور لبنان پرداخت و خاطر نشان کرد: مردم لبنان خاطرات اجتماعی و فرهنگی شایانی از ایشان به یادگار دارند. از همسایگان و اطرافیان شهر صور نقل است چمران صبح های زود برخی اوقات شخصا کوچه و خیابان و محل گذر مردم را آب و جارو می کرد و در حدی بی آلایش و خاکی بودند که با مردم همیشه با عاطفه وملایمت برخورد داشتند به گونه ای امروز در لبنان به عنوان یک الگوی انسانی و فرهنگی از شهید چمران یاد می کنند.

نعیمی در ادامه به نقش بارز چمران به مباحث داخلی کشور اشاره کرد و گفت: با اوج گیری انقلاب ی و پیروزی آن چمران نقش حمایتی فراوانی در تکوین انقلاب ی از خود برجای گذاشت و همانطور که همگان می دانیم او در اولین روزهای بعث عراق به میهنمان شخصا وارد میدان نبرد شد و با آن پیشینه درخشان پارتیزانی خود که در لبنان بر جای گذاشته بود به سازماندهی نیروی جنگ های نامنظم و تشکیل این ستاد برای مقاومت در برابر دشمن بعثی همت گمارد.

مدیر مسئول رو مه عرب زبان الوفاق با بیان اینکه در نهایت شهید چمران به آنچه در آرزو و شه اش بود همانا خدمت به انقلاب و شهادت در راه وطن رسید و با شهادت خود در منطقه دهلاویه برای همیشه بعنوان یک الگوی انسان ساز و نماد پایداری مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و دشمن م تبدیل شد.

 

" جام جم "




ماجرای دیدار ی و شهید چمران پس از مجروحیت

درخواست حذف اطلاعات


 فرماندهی که روی زمین حرف می زد نه کاغذ!


 

یکی از همرزمان شهید چمران در دوران دفاع مقدس با تاکید بر روحیه جهادی و شهات طلبی این شهید گرانقدر جنگ تحمیلی، در محورهای مختلف به تحلیل ابعاد معرفتی وی پرداخت.  
تصویر ماجرای دیدار ی و شهید چمران پس از مجروحیت/ فرماندهی که روی زمین حرف می زد نه کاغذ!


حسین کنعانی مقدم در گفت وگو با جام جم آنلاین شخصیت شهید چمران را در پنج بعد حایز اهمیت دانست و در تحلیل آن گفت: در بعد انسانی چمران متخلق به اخلاق و آداب انسانیت بود و این کردار در هر جای دنیا چه در و چه در لبنان و ایران که زندگی کرد دچار تغییر نشد و رفتاری کاملا انسانی با جامعه خود داشت.



وی سخت کوشی و همت بلند در هر اموری، بعد دوم شخصیتی شهید چمران بشمار آورد و افزود: او علاوه بر اینکه از لحاظ علمی به بالاترین مدارج در های معتبر دنیا نایل آمد در خستگی ناپذیری زبان زد خاص و عام بود و هر کاری را که به وی واگذار می د چه در مقام یک دفاع، چه در لباس رزم و یک رزمنده خط مقدم و خواه یک دانشمند هسته ای بدون وقفه با استقامتی مثال زدنی کار را پیش می برد.

کنعانی مقدم با اشاره به وجه سوم شخصیتی این شهید به شاخص های عرفانی او پرداخت و خاطر نشان کرد: ایشان در مناجات ها و بیانات خود در چندین نوبت ملاقات هایی که در دوران جنگ با هم داشتیم احساس روحیه عرفانی و چمران بر جایگاه و مسئولیت ایشان برتری دارد و هرگز دچار خودشیفتگی پست ومقام نشد لذا با خلوص نیت و با کلام نافذ خود بر اطرافیان تاثیر گذار بود.

عضو سابق شورای عالی در زمان جنگ روحیه جهاد و مبارزه با رژیم صهیونیستی ، استکبار و استبداد را چهارمین بعد معرفتی چمران برشمرد و اظهار کرد: در روزگاری که خیلی چهره ها و افراد تک بعدی در این سه محور حرکت می د و مثلا فقط با استبداد رژیم پهلوی مخالف بودند اما چمران تواما هر سه نقطه را مورد هدف مبارزاتی خود قرار داد و اولویت او برچیدن هر سه اصل نظام امپریالیست مورد پیگیری او قرار می گرفت.

وی در تحلیل پنجمین بعد شناختی شهید مصطفی چمران ابراز داشت: ایشان در عین بهره مندی از پست تی و مسئولیتی در اوج بندگی و خلوص کردار سیر کرده و همواره فارغ از قدرت و پست سازمانی خود عمل می کرد. مثلا اگر فرمانده جنگ های نامنظم و یا در شورای عالی دفاع و یا حتی ت بود در عین سادگی و بی ادعایی آنچنان شهادت طلبی و ایثار را در خود پرورش داده بود که وقتی در خصوص یت های مختلف در جلسات سخن می گفت سخن او بعنوان یک حجت در دل همراهان و همرزمان وی می نشست.

کنعانی مقدم در ادامه از روحیه نترس و بی باک بودن چمران سخن گفت وافزود: واقعا شهید چمران از عوامل موثر نجات کردستان از دست ضد انقلاب در غائله پاوه بشمار می آید و زمانی که بنده در کردستان مستقر بودم به عینه شاهد بودم وقتی منطقه پاوه در محاصره سنگین ضد انقلاب گرفتار شد و از همه طرف مورد هجوم عوامل استکبار قرار گرفت قطعا کردستان از دست رفته بود اما امروز ما مدیون امثال شهید چمران و شهید بروجردی، شهید فلاحی، شهید کشوری و ... هستیم که با پایداری خود کردستان را نجات دادند.



وی در پایان به ذکر خاطره ای از همراهی خود با فرمانده جنگ های نامنظم روزهای اول جنگ پرداخت و عنوان کرد: بنده در اوایل جنگ مسئولیت عملیاتی در منطقه گلف خوزستان داشتم که برای سازمان دهی و هماهنگی عملیات بین و ستاد جنگ های نامنظم خدمت چمران رفتم. در نهایت عملیات با حضور ایشان در خط مقدم زیر سخت ترین آتش بعث عراق صورت گرفت و منجر به سازی گرد و در عین حال مجروحیت چمران از ناحیه پا را در بر داشت.

کنعانی مقدم در این رابطه افزود: بعد از اینکه شرایط عملیات تثبیت شد بنده به اتفاق ی( در ) و تنی چند از فرماندهان به عیادت چمران رفتیم. وقتی از احوالات ایشان جویا شدیم ایشان در خصوص عملیات بعدی از ما سئوال کرد و گفت عملیات بعدی کی و کجا؟ ما تعجب کردیم از این جمله، در حالی که ما یک عملیات بزرگ که منجر به آزاد سازی گرد شد را پشت سر گذاشتیم اما شهید چمران همچنان پیگیر شکل گرفتن یک عملیات دیگر بود که همان طور که عرض این روحیه نشات گرفته از شخصیت شهادت طلبی و مبارزاتی او بود.

وی در تکمیل خاطره خود از این شهید گرانقدر خاطر نشان کرد: ما طرحی داشتیم برای آزادسازی ارتفاعات الله اکبر و عقب راندن دشمن به پشت مرزهای بین المللی، من این عملیات را برای ایشان تشریح و در همان وضعیتی که در بستر خو ده بود خطاب به من گفت بروم به سمت او و از خوشحالی یک بوسه از پیشانی بنده زد و گفت اتفاقا من هم به اتفاق بچه های جنگ های نامنظم به این مسئله فکر می کردیم. در آن زمان واقعا از ابراز محبت وی بشدت منقلب شدم چون در آن موقع من یک جوان 20 ساله بودم.

کنعانی مقدم افزود: چمران از نوابغ دوران دفاع مقدس بود و بر جنگ چریکی و کلاسیک تواما تسلط داشت. به دلیل اینکه او در لبنان به همراه فلسطینیان با اسراییل درگیر جنگ های چریکی بود به خوبی درک می کرد مثلا طی 5 کیلومتر مسافت و حمله به مواضع دشمن یعنی چه؟ به تعبیر بهتر شهید چمران روی نقشه حرف نمی زد بلکه روی زمین و میدان نبرد حرف می زد. در کل شهادت ایشان ضایعه بزرگی برای کشور بویژه در حوزه مدیریت دفاعی و استراتژیکی ما در دوران دفاع مقدس حساب می آید.

 

" جام جم "




منتظران ظهور ......

درخواست حذف اطلاعات


 

related image

 


دلم گرفته از این های تکراری


که بی حضور تو هر هفته می شود جاری


چقدرجاده وصلت ترک ترک شده است


 


 

سحاب رحمت حق کی دوباره می باری ؟


شنیده ایم که وقتی ز راه می آیی


 

 


درون باغچه گل های تازه می کاری


به ما امید هدایت مبند خود باید


موانع فرجت را ز راه برداری


 

 


برای ما به خداوند تا که رو بزنی


دمی که ما همه خو ده ایم بیداری


 

 


خودت دعای فرج را برای خویش بخوان


دعای ما که برایت نمی کند کاری


 

 


اگر چه زحمت تان نیست آرزو دارم


به خاک کرب و بلایم به خاک بسپاری 


 




از الهامات « ی» تا «فروپاشی خانواده»

درخواست حذف اطلاعات


image result for ‫øªøµùˆûŒø± ø®ø§ù†ùˆø§ø¯ù‡â€¬â€Ž


معنویات کاذب بیش از هر قشر دیگری، جوانان را هدف گرفته اند. مباشران آلوده این فرقه های جعلی ماشه تفنگ خود را روی شقیقه جوان و اعتقاداتش می گذارند تا او را در باتلاق اراجیف و یاوه های خود غرق کنند.
 روشنگری در جامعه و مبارزه بی امان با این تله های ی ضرورتی حیاتی، دغدغه ای مقدس و تلاشی است ستودنی.
حجت ال والمسلمین محمد عبدخ سال هاست به دلیل دغدغه فکری سرگرم مطالعه، پژوهش و نقد عرفان های نوظهور در ایران است و تا به حال پژوهش های خود را در قالب چندین یادداشت و مقاله و حضور در نشست علمی به جامعه ارائه کرده است.
وی تنها به کتابخانه بسنده نکرده است؛ نتایج علمی اش را با مثال ها و مصادیقی که در مواجهه با آسیب دیدگان عرفان های نوظهور داشته و صحبت ها و مناظره هایی که با برخی از لیدرهای عرفان های کاذب در ایران داشته، ارائه می کند.

 

related image


او معتقد است که به جای«عرفان های نوظهور» باید تعبیر « های معنوی کاذب» یا «تقلبی و جعلی» را به کار برد. تصریح دارند که تا حدودی فضای داخلی فرهنگی از نظر سهل انگاری و تساهل درباره این عرفان ها در دهه هشتاد اثرگذار بود؛ زمانی که شمار عناوین کتاب های های معنوی کاذب را رصد می کنید، می بینید که از صد و چهار کت که درباره ی «اوشو» و حاصل سخنرانی های وی و یک کار گردآوری است، شصت و چهار کتاب به فارسی ترجمه شده است. متأسفانه وقت فرهنگ و ارشاد ی در ت اصلاحات، همان اوایل دهه هشتاد به تنها نویسنده ای که حق کپی رایت در ایران داده بود، همین آقای «پائولو کوئلیو» است. همانی که از دست نخست جایزه می گیرد، در ایران حق کپی رایت داشت و به حسابش در برزیل پول ریخته می شود.
متن زیر حاصل گفت وگوی خواندنی خبرگزاری رسا با حجت ال والمسلمین محمد عبدخ است که تقدیم خوانندگان عزیز می شود.

* به عنوان سؤال نخست لطفا عرفان های نو ظهور را تعریف کنید و بفرمایید تا

چه اندازه جامعه ایران با این مسئله مواجه است؟ آیا قبول دارید که در برخی

دوره های تاریخی درصد رشد این معنویت های خودساخته بیشتر شده و گرایش

مردم، به ویژه جوانان به آنها افزایش یافته است؟ اگر آری، علت و اسباب آن چه

بوده است؟


عرفان های نو ظهور-که این نام در ایران بر آنها نهاده شده- در واقع مباحثی بود که در غرب ی بعد از جنگ جهانی دوم تحت عنوان « های نوپدید دینی» مطرح شد و بسیاری از شمندان در این زمینه تحقیق د که چه شد یکباره گرایشی به سمت معنویت در غرب اتفاق افتاد. نام همین «معنویت های نوین» را در ایران به غلط یا درست «عرفان های نوظهور» گذاشتند که بنده احساس می کنم شاید اسم بامسمایی نباشد؛ هم به سبب کلمه «عرفان» و هم به دلیل واژه «ظهور» که می شود از آن تلقی های دیگر داشت. به نظرم تعبیر « های معنوی کاذب» یا «تقلبی و جعلی» را باید به کار برد.
پدیده عرفان های نوظهور در ایران پس از جنگ تحمیلی- یعنی اوایل دهه هفتاد- رشد پیدا کرد. هرچند دسته ای از ارتباطات عرفان های نوظهور در دهه شصت- یعنی زمان جنگ- بود، فضای جنگ خود باعث شد که این مسائل نتواند ظهور و بروز داشته باشد؛ اما از اواسط دهه هفتاد می بینید که بحث هایی مثل «انرژی درمانی» و «تله پاتی» رونق فراوانی دارد و بسیاری از افراد با ادعای «درمان» یا «فرادرمانی» کارهایی می کنند. البته اوج این جریان ها دهه هشتاد است.


ترجمه 64 کتاب «اوشو» به زبان فارسی!


تا حدودی فضای داخلی فرهنگی از نظر سهل انگاری و تساهل درباره این عرفان ها در دهه هشتاد اثرگذار بود: زمانی که شمار عناوین کتاب های های معنوی کاذب را رصد می کنید، می بینید که از صد و چهار کت که درباره «اوشو» و حاصل سخنرانی های وی و یک کار گردآوری است، شصت و چهار کتاب به فارسی ترجمه شده است. همین آقای «آرش حجازی» آنها را ترجمه کرده است؛ همان که در فتنه هشتادوهشت فرار کرد و رفت و بحث «ندا آقا سلطان» و آن حرف ها را مطرح کرد. وی مترجم بود و سال ها کتاب ها و رمان های «پائولو کوئلیو» را ترجمه می کرد.


دادن حق کپی رایت به پائولو کوئلیو در دوره اصلاحات


متأسفانه وقت فرهنگ و ارشاد ی در ت اصلاحات، همان اوایل دهه هشتاد به تنها نویسنده ای که حق کپی رایت در ایران داده بود، همین آقای «پائولو کوئلیو» است. پائولو که مطالب مستهجن و ضداخلاقی را با قلم سحر بیان و فروش سطح جهانی پیدا می کند. همانی که از دست نخست جایزه می گیرد، در ایران حق کپی رایت داشت و به حسابش در برزیل پول ریخته می شود. خب، این نشان فاجعه است و وضعیت بسیار بدتر از این ها بود. 
در نمایشگاه سال 82 می بینید که حتی انجیل سیتنیسم ها ( enism/ گرایی) به فارسی منتشر می شود. در آنجا عبارت دیساید مرگ بر خدا را می گوید، دروازه های جهنم را باز کنید. معلوم است که اوضاع فرهنگی بسیار به هم ریخته است که ما شصت و چهار کتاب اوشویی چاپ می کنیم و در دسترس عموم می گذاریم؛ همان که ارتقای امور معنوی را در مسائل می داند و می گوید: «مدیتیشن» باید در مسائل حل شود و آن خوشی و لذتی که به فرد دست می دهد، اوج رسیدن به خداست. نمونه دیگر کتاب های «کریشینا مورتی» شخصیتی است که به «عارف هندو» از وی تعبیر می شود. یا افرادی دیگر از مکتب «هندویسم» و دیگر مکاتب شرقی که کتاب هایشان چاپ شده است.


* شما می خواهید بگویید روند رسوخ فرقه ها و معنویت های کاذب در سال های

اخیر رو به رشد بوده است؟ چون این گونه که شما بحث می کنید، آن سوء تدبیر های

فرهنگی باید به  تازگی نمود یافته باشد.

باید بپذیریم که معنویت های نوظهور و خود ساخته در پناه مسامحه فرهنگی آثار و تبعات فرهنگی خاص خود را می گذارد و گذاشته است. تا اینکه ما الان به دسته ای عرفان نوظهور پیچیده رسیده ایم. به جایی رسیده ایم که مثلاً «عرفان حلقه کیهانی» در این کشور می آید، ظهور پیدا می کند و اعتقادات مردم را کنار می زند و نعوذ بالله «توسل و شفاعت» را چیزی بیهوده و بی محتوا و قرآن را حاوی تناقض می داند؛ رسول گرامی را شخصی مانند دیگر افراد می داند که هیچ تفاوتی با من و شما ندارد. تا جایی که سرکرده این گرایش گفت: نمره 20 است، من 17 و شما 16؛ ایشان هم یک نفر مثل ماست؛ تنها تفاوتش با ما این است که از قرآن رمزگشایی کرده است. 
یا این که شما می بینید ی مثل «ایلیا میم رام الله» فرقه «رام الله» را با تلفیق «رام» خدای بزرگ هندوها و «الله» تشکیل می دهد یا مثلاً گروه «اکنکار» که مدتی در کوهستان های تهران فعالیت می د. شاید الان مهم ترین مشکل ما در عرصه عرفان های نو ظهور «عرفان حلقه کیهانی» باشد.  به عبارتی پانزده فرقه انحرافی با «عرفان حلقه» شباهت دارد؛ از جمله با «کابالا» قرابت دارد که پر از سحر و جادوست یعنی «عرفان قباله ای» که خاخام های یهودی خود می گویند: ی که «کابالیست» باشد، مشرک به خداست. آنها می گویند: در این کتاب زهری که کابالیست ها دارند، پر از مباحث جادویی است. «حلقه» همچنین شباهتی به «پرانا و یوگا» دارد و به «ریکی» یا «انرژی درمانی» ژاپنی و مباحث ی ای که آنجا مطرح می شود. «عرفان حلقه» سیزده، چهارده شباهت به فرقه اخیر دارد که جالب است بدانید فرقه ای پرخطر است. من این نکته را به این دلیل می گویم که آسیب های «حلقه» مانند آسیب های فرقه «ریکی» است. مسترهای ریکی در ایران هستند و شما دقیقاً می توانید ببینید که غالب همان آسیب های ریکی در عرفان حلقه هست؛ چون این گرایش قاطی از مجموعه عرفان های نوظهور است. برای نمونه « میکائو اسویی»می گوید: من در مکاشفاتی که داشتم [که به تصور ما و تصدیق کارشناسان، این مکاشفات رحمانی نبوده و ی است] در کوهستان هیمالیا بیست و یک روز نشستم، فکر ، نور سفیدی دیدم و «آگاهی» برای من آمد و چیزهایی به من گفته شد.
روش کار آنها هم همین است؛ یک سری مراقبه هایی دارند، اتصال هایی می دهند و فرد را به جایی وصل می کنند. با کف دستشان سمبل هایی می کشند و شعاعی از نور را ترسیم و تصور می کنند. سمبل های مختلف- مانند سمبل قدرت- می کشند و ادعای درمان می کنند. بعد از اتصال، فرد دچار برون ریزی می شود؛ یعنی یکباره آسیب های جسمی و روحی می بیند که در قسمت آسیب ها خواهم گفت به چه صورت است و بعد دچار چه تغییراتی در زندگی اش می شود که دیگر رویه گذشته را در زندگی پیش نمی گیرد و باورها و ارزش های قبلی برایش اهمیتی ندارد.


یوگا؛ یکی از بسترهای معنویات کاذب


همین «یوگا» یکی از بسترهای عرفان های نو ظهور در ایران است و متأسفانه مردم تلقی ورزشی از آن دارند. البته یوگا هشت مرحله دارد و سه مرحله اول همان نرمش است، ولی خود «یوگی ها» به هیچ وجه نمی گویند ما نرمش یا ورزش می کنیم. می گویند: ما «وضعیت بدنی» می گیریم، که به عبارت سانسکریت «آسانا»ست و می گویند: این وضعیت برای جذب نیروست؛ ح ی است که «یوگی» به شکل منعطف برای جذب نیرو می گیرد. حتی در یکی از کتاب هایشان یادآور شده اند: «مواظب باشید و بدون این کار را نکنید؛ چون ح ی که شما می گیرید، نشستن روی اژدهاست!» حرف من این است که حداقل از چنین تع ری که مربیان یوگا به کار می برند باید احساس خطر کنیم؛ نه اینکه دوره تخصصی برای آن بگذاریم. چه دوره ی تخصصی ای! در این دوره دو ساعت به شمع نگاه می کنند یا تمرین های تنفسی دارند. در جای خود مشخص شده که این تمرینات تنفسی یا دوره های مختلف یوگا برای «دریافت» یا «تسخیر» یا برای چه کار دیگری است! 
من این مطلب را از خودم نمی گویم؛ آقایی به نام «ملسون» «پنسیلوانیا» می گوید: تعجب می کنم از کشور رادیکالی مثل ایران- آنها از نگاه خود به ایران «رادیکال» می گویند؛ یعنی «بنیادگرا». در جای خود باید بحث شود که این مفهوم چیست و کشورهای قدرتمند با این عنوان سازی درصدد چه اه و اقداماتی اند- که چطور بیشترین رشد عرفان های نو ظهور و معنویت های نوپدید در خاورمیانه و شمال آفریقا مربوط به ایران است! شما در عربستان، اردن و مصر این رشد را نمی بینید؛ این جای تعجب ندارد؟! 


اصول مشترک معنویات های کاذب


به برخی دوستان که می گوییم: این عرفان های نو ظهور به ظاهر متفرقند، اما اصول مشترکی دارند و از آنها حمایت های مشترکی صورت می گیرد، احساس می کنند ما دچار توهم توطئه شده ایم! نه، این حقیقتی است و این اصول مشترک در بحث تفکر نوین و ان تکاملی وجود دارد؛ یعنی اگر این عرفان های نوظهور را رصد کنید، همه قائل به «شعور کیهانی» هستند؛ همه قائل به «دعای مثبت» اند؛ همه قائل به عنصری به نام «حضور مطلق» هستند؛ قائل به «قانون جذب» اند.
شخصیتی مثل کاترین پاندر یا نیل دونالد والش، اکهارت تولی، مازلو، وین دایر و آنتونی روبینز که کتاب هایشان به وفور ترجمه شده و در همه نمایشگاه های ما هم هست، به ظاهر حرف های مختلفی می زنند، اما اگر قدر مشترک حرف هایشان را بگیرید، می بینید که این حرف ها پایه و اساسی مشترک دارند؛ بنابراین باید به جای متهم دلسوزان به توهم توطئه، درد رسوخ عرفان های نو ظهور در ایران را با نهایت تاسف بپذیریم.


* با توجه به آنچه شما در مشاهدات عینی خود در مواجهه با آسیب دیدگان

های معنوی نوپدید داشته اید لطفا آسیب های فردی و اجتماعی آنها

را مشروح بیان کنید.


آسیب های این ها در دو بخش است: آسیب های فردی و اجتماعی. اگر بخواهم خلاصه بگویم، علت رفتن افراد به سمت عرفان های نو ظهور چند چیز است؛ در تیپولوژی ای که انجام داده ایم، چهارده علت پیدا کرده ایم؛ البته در کتاب «فرقه ها در میان ما» ﻧﻮﺷﺘﻪ «ﻣﺎرﮔﺎرت ﺗﺎﻟﺮ ﺳﻴﻨﮕﺮ» چهل تیپولوژی بررسی شده، ولی ما در ایران چهارده مورد پیدا کردیم. از جمله این که برخی برای درمان و تحت عنوان «فرادرمانی» به سمت این فرقه ها می روند. بسیاری از این ها خانم های خانه دارند. شاید دو سوم مسترها (مربیان) عرفان های نوظهور در ایران خانمند. این خود یک خطر است. علتش این است که این ها برای درمان می روند و چون گونه ای از یک قدرت هم در همان جلسات به صورت اشانتیون به آنها می دهند، این مقدمه ای برای جذب می شود. مثلاً خانمی بیست ساله می گوید: در همان جلسه اول دستم را روی مادرم گرفتم و مادرم احساس حرارت کرد. 
رفتن برخی دیگر به سمت آنها برای دستی قدرت های ماورایی است. گروهی سرشان درد می کند که به قدرت های ماورایی برسند، ولی نمی دانند که در این مسیر چقدر باید قربانی شوند و آسیب می بینند.
خلاصه این که جذب شدن به این عرفان نماها دلایل گوناگونی دارد: دلایل اجتماعی یا دلایل رفتار شناختی؛ مانند بی هویتی و ش ت های مختلف که می توانند باعث جذب به عرفان های نو ظهور و فرقه ها شوند. البته «ک » (cult) به معنای «فرقه» با «عرفان نو ظهور» تفاوت هایی دارد. این عرفان ممکن است درصورت داشتن ی کاریزماتیک و ویژگی های فرقه ای به فرقه تبدیل شود که خطرهای خاص خود را دارد؛ اما تا زمانی که این انحراف های فکری تبدیل به «فرقه» نشده، یک « » است و در حد آن خطرناک است.


ماجرای «برون ریزی جن ها» در عرفان حلقه


چون ان این عرفان نماها در کلاسشان به افراد اتصال هایی می دهند، از جمله آسیب های جسمی دیده شده این است که سر افراد تاول می زند یا صورتشان دچار سرخ گرفتگی می شود یا این که دچار صرع شده و بر زمین می افتند و دست و پایشان تکان می خورد. الان فرصت نیست که آسیب ها را بطور مشروح بگویم. این افراد تپش قلب های فوق العاده شدیدی می گیرند. بعد از هریک از این تمرین های به اصطلاح عرفانی، وقتی از مربی کلاس (مستر) می پرسی: این آسیب ها چیست که به مرید وارد شده است، می گوید: اشکالی ندارد؛ این ها «برون ریزی» هایی است که باید اتفاق بیفتد؛ این برون ریزی است و باید باشد. دوباره وقتی سؤال می کنیم: تا کی این آسیب ها ادامه می یابد، می گوید: گاهی ممکن است تا آ عمر طول بکشد؛ پس معلوم می شود که آنجا شفایی صورت نمی گیرد و این فریب شفاست! و شبیه مسکن و مخدر است.
زمانی که فرد متصل می شود و ارتباطی پیدا می کند - حال به هر نا کجا آبادی که نامش را در عرفان «شبکه های شهود کیهانی» می گذارند یا در «شبکه بزرگ کائنات» یا هر چیز دیگر- تا دو هفته حال فرد خوب است، ولی بعد از آن حالش بد می شود؛ بیماری برمی گردد و از اول هم بدتر می شود.
طبق تحقیقات بنده، بسیاری از آسیب دیدگان عرفان حلقه می گویند: در نتیجه اتصال دچار شک های شدید و اتفاق های ناگوار در زندگی می شوند. وقتی به مسترها اعتراض می کنند، آنها می گویند: این اتفاقات برون ریزی موجودات غیرارگانیک (جن ها) و کالبدهای ذهنی (ارواح خبیث گذشتگان) است که هر دو در درون افراد از کودکی لانه کرده اند. سؤال این است: شما طبق کدام دلیل عقلی همه انسان ها را بیمار می دانید، مگر این که خلاف آن ثابت شود؟! ادیان الهی همه انسان ها را به دید سلامت نگاه می کنند. براساس کدام دلیل عقلی این موجودات(جنیان) از آغاز تولد در درون افراد لانه می کنند؟! این اتصال شما آیا واقعا برون ریزی است یا راه را برای ورود این موجودات و نیرو های ی باز می کنید؟! 
یکی از آسیب های روحی که این پیروان «بیراهه معنویت ها» می بینند، این که دچار اسکیزوفرنی(schizophrenia) می شوند؛ توهمات دیداری و شنیداری. شب می گوید: در خانه ام سیاهی می بینم؛ بعد از اتصال نمی تواند بخوابد و کابوس های شدید می بیند. برخی دچار اختلال «دو قطبی» می شوند؛ گاهی بسیار شادند، بعضی مواقع به حد انتحار می رسند و می خواهند گردن خود اختلال را هم بزنند! برخی هم افسردگی شدید می گیرند و بعضی دچار فوبی(phobia) یا «ترس شدید» می شوند؛ از بسیاری از افراد، به خصوص ها می ترسند؛ از پزشکان هم می ترسند؛ چون بیشتر پزشکان مخالف این روش ها هستند.
از هر 10 مستر(رئیس گروه) عرفان حلقه؛ 9 فرد یا طلاق گرفته یا در آستانه طلاق بودند!
برای نمونه در بخش آسیب های اجتماعی اشاره کنم؛ در عرفان حلقه آمار گرفتیم که از هر ده مستر نه فرد یا طلاق گرفته یا در آستانه طلاق بودند. علتش این است؛ مردی که به سمت این فرقه می رود، می خواهد همسرش را هم با خود همراه کند یا خانمی که می رود، دوست دارد شوهرش را هم ببرد که اگر طرف مقابل به هر دلیلی خودداری کند و بگوید من نمی آیم، مرید این به دلایل دینی عقلی خود(!) به راحتی می گوید: پس «ستاره کمال» ما به هم نمی خورد و باید جدا شویم.
به نظرم باید منشا اتصال در عرفان حلقه را که «رحمانی» است یا « ی» باید از آقایی(ک) سؤال کرد که با داشتن دو فرزند دختر هر روز نگران است مبادا همسرش خانم «ض» در اثر رفتارهای ناشی از اتصال فرا درمانگران یا از هوش برود و یا بی تاب شود؛ به طوری که کنترل خود را از دست داده و باعث تاثر شدید دخترها و ج شان از خانواده شده است!
اگر این عرفان الهی بود، باید براساس آموزه های انبیای الهی گام بر می داشت؛ آنجا که (ص) به پسری تازه مسلمان که پرسید: به «والدین ی ام» چطور احترام بگذارم، فرمودند: «تا آنجا که می توانی، به آنان احترام گذار.» و او آن قدر احترام گذارد که سبب مسلمانی پدر و مادر شد. به راستی عرفان حلقه با ادعای ی بودن چه پاسخی برای این ج ها دارد؟! باور ما این است «الهاماتی» که برای این ها پیش می آید، رحمانی نیست؛ این «آگاهی ها» « ی» است و زیان هایش در مواضعی مثل خانواده دیده می شود.
از جمله آسیب های عرفان های نوظهور ناهنجاری های اجتماعی و قانون شکنی است. فرد وارد شده به این فرقه ها اعتقادات خود را بر هر چیزی ترجیح می دهد و گوش به دهان رئیس فرقه است. آسیب های اعتقادی این ها هم که فراوان است: در بحث «خدا شناسی» به گونه ای قائل به «انسان خ » هستند. در هندوستان هم معنویت های نوین مثل «سای بابا» و «اوشو» قائلند که تجلی قدرت خدایند. در همین ایران، موسس عرفان نوظهور حلقه، قائل به «انسان خ » است؛ می گوید: ما از مقام «اله بودن» به مقام «رب بودن» می رسیم و می آییم به جهان های موازی و کار خ می کنیم. خب، این انحراف بسیار بزرگی است. یا افرادی مثل «ایلیا میم رام الله» که می گفتند: کلام ما آن چیزی است که خدا صحبت می کند.
در بحث نبوت، این ها به هیچ وجه قائل نیستند که رسولان و اولیای ادیان الهی، مثل (ص) علم لدنی یا عصمت از گناه و خطا و اشتباه داشته اند. موسس عرفان حلقه، می گوید: [نعوذبالله!] این گنبد و بارگاه شما را فریب داده! البته از چنین شخصی توقعی جز این نیست؛ چون قائل به تناقض در قرآن است و عجیب این که پارادو یکال و متناقض صحبت می کند؛ از طرفی می گوید: قرآن تناقض دارد و از طرف دیگر به قرآن استناد می کند. چطور شما به آیات قرآن استناد می کنی و از طرف دیگر می گویی بعضی از آیات قرآن تناقض دارد؟!


تدریس معنویت کاذب در یک مسجد


 به نام کلاس خداشناسی!


این آسیب های اعتقادی در بعد ت امتداد پیدا می کند و در بحث «شفاعت» و «توسل» خدشه وارد می کنند؛ همین سخن را که وه ت دویست سال نتوانست در این مملکت بگوید، این ها دارند به اسم «عرفان اصیل ایرانی» یا حتی گاهی با پسوند « ی» به خورد جوانان می دهند و متاسفانه بچه مذهبی ها و بچه هیئتی هایمان تحت عنوان کلاس «خدا شناسی» جذب آنها شده اند. بله، در مسجدی در تهران به نام کلاس خدا شناسی عرفان شیادگونه خود را تبلیغ می د. 
بنده نمی خواهم حرف های سخیف موسس عرفان نوظهور حلقه، درباره معاد و نسبت هایی که به برخی انبیای الهی همچون حضرت سلیمان(ع) می دهد، باز کنم؛ اما واقعا انسان تعجب می کند که چگونه این ها در جامعه سوءاستفاده کرده و جوانان و ن را فریب داده اند. من به هیچ وجه نمی خواهم بر کم کاری متولیان امور و این که نهادهای فرهنگی به وظایف خود عمل نکرده اند، س وش بگذارم یا منکر رفتارهای بد برخی متدین نماها شوم که موجب ضربه به وضعیت فرهنگی شده است؛ ولی از آن طرف بدانیم که کار دشمن در عرصه عرفان های نو ظهور فردی نیست؛ تشکیلاتی است و نیروهای خود را برای ترویج این گونه عرفان ها هماهنگ کرده اند که در مسیر مقابله باید عاقلانه و با بسیج تمام نیروها گام برداریم. البته در این مسیر رسانه ها هم بسیار نقش دارند که یکی از بهترین کارها همین پرداخت رسانه ای عالمانه شما به این موضوع است.


* حوزه های علمیه به عنوان مرکز خوانش های منطقی و اصولی از دین

و با کارکردهای تعلیم و تربیت و تبلیغ در این صحنه چه وظایفی دارند و چگونه

باید در راه مقابله با معنویت های کاذب عمل کنند؟

 

حوزه ها به عنوان یکی از این نهادهای فرهنگی نقشی بسیار مهم دارند؛ چون در واقع، هم مراجع بزرگوار سنگربانان حدود و مرزهای تشیع در طول تاریخ بوده اند و هم امروز به برکت انقلاب طلاب جوان خوش فکر در کنار فضلا و ان حوزه می توانند ایفای نقش کنند. این یک واقعیت است که همه مردم قدرت تحلیل شبهات را ندارند. آقایی که حرف می زند و چهار آیه قرآن هم می خواند و یک مبحث قاطی بیان می کند، باید اهل فن مطلب را روشن کنند و مردم را از فریب پرهیز دهند؛ مثل همین گرو «مجاهدین خلق» که دارای افکار قاطی بودند. من امروز بین فرقه های عرفان نو ظهور و آن گروه های تروریستی منافقین تفاوتی نمی بینم. 
این ها از نظر تشکیلاتی، نوع تفکر و قاط در مبانی کاملا مانند همند. یکی از همین آقایان که مؤسس یکی از این فرقه های نوظهور در ایران است، خودش رفت و برگشتی در شه های ماتریالیستی و مار یستی داشته و زمانی «چریک ف خلق» بوده و امروز همان تفکرات را در صحبت هایش جای می دهد. وی می گوید: « اولین موحد است و او را باید تقدیس کرد.» وقتی به او می گویند: بگو لعنت بر ، نمی گوید. وقتی به سخنان این فرد نگاه می کنی، می بینی نگاهش براساس تز و آنتی تز است که «مار » و «هگل» بحث کرده اند و بعد می گوید: « خالق عالم تضاد است؛ پس مقدس است؛ آن آتش وجود ماست که باید گل وجود ما را بپزد و ما با پخته شویم.» بنابراین وظیفه تشخیص سره از ناسره بر عهده اهل فن و متخصصان حوزه های علمیه است. 
اینان هستند که باید همت کنند و جلو بیایند؛ یعنی متکلمان و طلاب مأنوس با علم کلام باید کار کنند و پاسخ بدهند. بله، درست است که ما کوله باری از آیات و روایات داریم، اما برای انی که ممکن است بگویند ما درون دینی بحث نمی کنیم باید مباحث عقلی و کلامی را ارائه کنیم. انتظار این است که فضلا و حکما احساس وظیفه کنند و این فتنه ای را که در عرصه فرهنگی ما ظهور پیدا کرده و این روزها نمود و گسترش بیشتری دارد، خاموش کنیم.

 

" کیهان "




29 داد سالگرد شهادت شریعتی

درخواست حذف اطلاعات


 image result for ‫ø³ø®ù†ø§ù† ø¯ú©øªø±ø´ø±ûŒø¹øªûŒâ€¬â€Ž


بهترین مترجم ی است که:


سکوت دیگران را ترجمه کند!


شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد…


 *************


اگر پیاده هم شده است سفر کن ،


در ماندن،،،، می پوسی.


********************


انسان معتقد و مسئول , برای دشنام هایش نیز ارج و حرمت قائل است و من هرگز


 آن را درنثار به انی که اساسا وجود ندارند , تباه نمی کنم 


**************


 آدم وقتی فقیر می شود خوبیهایش هم حقیر می شوند


اما ی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده می شوند 


و چرندیاتش هم حرف حس به حساب می آیند.



**********


انسان مجبور نیست حقایق را بگوید..


ولی باید چیز هایی که می گوید حقیقت داشته باشد


***********************


چه بسیار انسان ها دیدم تنشان لباس نبود و چه بسیار لباس ها دیدم که انسانی


درونش نبود . . !


*****************


 حکومت با زکات کاخ می سازد و کاخ سازی اش را در مسجد توجیه می کند . 


سرمایه داران حکومتی , با پول زکات چاق و چاق تر می شوند و در مساجد 


پیروزی شان را به رخ مردم می کشند .



*******************



 خدایا : خود خواهی را چنان در من بکش، یا چندان برکش، تا خود خواهی دیگران 


را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم 



**********************


  آن ها (دشمنان) از فهمیدن تو می ترسند.از که گنده تر نمی شوی می دوشنت 


و از اسب که دونده تر نمی شوی سوارت میشوند و از که قوی تر نمی شوی 


بارت می کنند. آن ها از فهمیدن تو می ترسند.


**************************


فقرهمان گرد وخاکی است که


بر کتابهای فروش نرفته یک 


کتاب فروشی می نشیند،


فقر شب را بی غذا 


سر نیست،


فقر روز را بی شه 


سپری است...



" شریعتی"


******************** 


ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان


راه بروم و به خدا فکر کنم


تا این که در مسجد بنشینم و به


کفشهایم فکر کنم


********************


آدم وقتـــے فقیر می شود 


خوبیهایش هم حقیر می شوند ....


امـــا


ــے که زر دارد یا زور دارد 


عیبهایش هم


هنر دیده می شوند 


و 


چرندیاتش هم حرف حس  


بحساب می آیند...


 *****************


"سخت است حرفت را نفهمند"


سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،


حالا می فهمم، که خدا چه زجری می کشد


وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،


اشتباهی هم فهمیده اند.



*****************************


بدتر از توجیه های غلط توجیه های درست است ، یعنی تکیه بر یک 


حقیقت تنها برای پایمال حقیقتی دیگر ...!!


**************************


  من علت تمام بدبختی و این روح ذلت پذیری را در دو چیز می بینم :


یکی تقیه در برابر حاکم و دیگری , ریا در برابر عوام .  



  شریعتی





معده مرکز بیماری ها و پرهیز از پرخوری رأس داروها

درخواست حذف اطلاعات


related image 
قال النبی(ص): «المعدهًْ بیت کل داء، و الحمئهًْ رأس کل دواء» 

گرامی (ص) می فرماید:
 معده مرکز و خانه هر دردی است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهای نامناسب و پرخوری) اساس و رأس هر داروی شفابخش است.(1)
___________________

 1- بحارالانوار، ج62، ص 290