رسانه
رسانه

اشک آتش



در گرمخانه ها چه می گذرد؟

درخواست حذف اطلاعات

 ú©ø§ø±øªù†â€Œø®ùˆø§ø¨ûŒ ú©ù‡ ù ûŒâ€Œøªùˆø§ù†ø³øª ø§ù ø§ù ‌ø¬ù ø§ø¹øª ù ø³ø¬ø¯ ø¨ø§ø´ø¯!


شاید در وهله نخست اینگونه به نظر برسد که تأسیس گرمخانه در ا، حرکتی مثبت در جهت حمایت و رفاه کارتن خواب هاست. این چند سطر؛ اما حکایت دیگری دارد:

دو سه بار گرفتار شدم و بردنم گرم خونه خاوران که امیدوارم دفعه آ م باشه! هر بار هم مثل همیشه؛ بعد از اجباری که شامپو و صابون هم به اندازه کافی نبود، دوباره با تن خیس، لباس کثیف می پوشیدیم و کف زمین روی موکت، «کت » می خو دیم. پتو به تعداد کافی هست اما همه شون کثیفن و بوی مرگ میدن. کثیفی بیشتر از همه آزار میده. ظرفیت گرم خونه نهایتا واسه ۱۰۰ نفره اما حدود ۲۵۰ نفر پذیرش می کنن. کنار افراد معتاد، مردم عادی که واسه انجام یه کار اداری اومدن تهران و جای خواب نداشت هم میرن گرم خونه. بعضی معتادا به خاطر سوءمصرف یا نشئگی تا صبح هذیون می گفتن و آرامش بقیه رو گرفته بودن. تا صبح غوغا بود. صبح زود هم با یه نون لواش و یه تیکه پنیر به اندازه یه سیم کارت، بیرونمون مینداختن و باز ما می موندیم و جاده ای که از شهر خیلی فاصله داشت.

ادامه این گزارش تأسف آور با موضوع طلبه کارتن خواب! را بخوانید:

https://www.tabnak.ir/fa/news/859940/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%86%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d9%85%d8%b3%d8%ac%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%af





قمی ها این نشست را از دست ندهند

درخواست حذف اطلاعات

jwgs_dcde2645-2603-4486-bd34-6fba25c17ee6.jpg


اولین نشست علمی از سلسله نشست های علمی «احیای حیات طیبه» در راستای بازتولید علوم ی انسانی تراز انقلاب ی و ارتقاء و روزآمدی علوم حوزوی از سوی موسسه احیاء حیات طیبه با مشارکت مرکز پژوهشهای مسجد مقدس جمکران برگزار می شود

سخنران این نشست جناب حجة ال سید حسن میر معزی معاون پژوهش حوزه علمیه و رئیس پژوهشکده نظام های ی پژوهشگاه فرهنگ و شه ی با موضوع «فقه و نظام» است.

آدرس: قم: خیابان دور شهر، کوچه 28، ساختمان مرکز پژوهشهای مسجد مقدس جمکران

تاریخ: پنجشنبه، 1397/9/22 ساعت 18:30

از همه طلاب و دانشجویان و علاقمندان مباحث نوپدید فقهی و نوآورانه اعم از برادران و خواهران برای شرکت در نشست علمی دعوت به عمل می آید.




کد کاربری دینی، مکمل شناسه اعتقادی است!

درخواست حذف اطلاعات

هر از قم و ری و ساوه به محضر صادق علیه السلام می رسید، می فرمود: سلام مرا به عیسی بن عبدالله برسانید.

گاه می فرمود: عیسی بن عبدالله قمی از ما اهل بیت است. علتش را هم بیان نمود: حیات و ممات او به حیات و ممات ما گره خورده است.1

به زبان دیگر، پوست و گوشت و استخوانش با پوست و گوشت و استخوان اهل بیت علیهم السلام عجین شده بود.

"منّا اهل البیت" بودن فقط مخصوص سلمان نیست. این یک راه و طریقت و استراتژی برای همه دلدادگان و شیعیان حقیقی است که مسیر کمال و الحاقشان به اهل بیت را نشان می دهد. ما هم می توانیم "منّا اهل البیت" باشیم. می توانیم شبیه اهل بیت بشویم و پا جای پای آنها بگذاریم اگر خلق و خوی و فکر و ذکر و رفتارمان رنگ و بوی اهل بیتی داشته باشد. فراموش نکنیم که ما از زیادی گِل وجود اهل بیت خلق شده ایم!

رابطه با اهل بیت، وماً رابطه خَلقی نیست. چه بسا ی که رابطه نَسَبی با خاندان ت دارد و مسیر دوزخ را می پیماید. این رابطه خُلقی است که نسبت ما را با خاندان عصمت مشخص می نماید و افتخار منّا اهل البیت بودن را نصیبمان می سازد. مهم تر از شناسنامه ما، رفتار و کردار ماست که نشان می دهد چه نسبتی با اهل بیت داریم.

1- امالی شیخ مفید، ص 154، انتشارات آستان قدس رضوی




مسئولین نباید سیب زمینی باشند!

درخواست حذف اطلاعات
یادداشت وارده: هییییییسس!!!!!!! تو حق حرف زدن نداری، نمره ات رو بگیر و برو...
یک روز بحث راجع به دورکیم بود. خانم دهقان انواع خودکشی ها رو از بچه ها سؤال کرد. ی نمیدونست. من تنها ی بودم که رشته کارشناسیم با ارشدم مرتبط بود. برای همین خیلی از سؤال های اساتید رو میتونستم جواب بدم. سؤالش رو که در مورد انواع خودکشی بود، خیلی کامل توضیح دادم. بعد گفت: مصداقش درجامعه خودمون چیه ؟ گفتم همه جوامع این روزها باچنین نابهنجاری درگیرند. خوب رابطه مستقیمی هم با میزان ایمان و اعتقادات افراد هرجامعه ای داره. هرچه ایمان ضعیف تر باشه، میزان خودکشی بالاتره. عصبانی شد و گفت: باز کلاس رفت منبر... وبعد ادامه داد: چی شد خیلی چلچلی میکردی؟ چرا ت شدی.... میدونستم حرف بزنم دوباره صدتا ریچارد ردیف میکنه... بعد خودش ادامه داد: نمونه بارز خودکشی، جوون هایی بودند که در جنگ ایران و عراق، خودشون رو جلوی توپ و تفنگ انداختن. به این نوع خوکشی، میگن: خودکشی ابلهانه لحظه ای سکوت بر کلاس حاکم شد. بلافاصله با همون ریتم همیشگی چرخی زد و نگاهی به من انداخت و پوزخند زد. به بغل دستیم نگاه و گفتم: چی میگه؟ منظورش ست؟ بلند گفتم: رو میگید؟ گفت: حالا تو هر اسمی دوست داری بذار. اینا برای شهرت رفتن. گفتم: چه شهرتی بعد از رفتنشون؟ اونها برای شرف و آیین و عزت دینشون رفتن. اونها بل احیاء عند ربهم یرزقون هستن... گفت: ما عربی بلد نیستیم گفتم: یعنی زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. قهقهه های همیشگی اش در فضای کلاس پیچید و با تمس گفت: دقیقا چی میخورن؟ و باز بلند بلند خندید و بچه های هم فکرش پشت سرش خندیدند. گفتم: شما حق نداری به مقام توهین کنی... گفت:حرف نباشه میخوام درس بدم. ادامه دادم: همین که میتونی الآن آزادانه بیای سرکلاس و اراجیف تحویل بچه ها بدی و نسل بی مذهب و بی غیرتی مثل خودت تحویل جامعه بدی، به اندازه کافی، حرمت خون رو میشکنی. گفت: اتفاقا چند روز قبل داشتم چیزی خورد می دستم برید و حرمت خون دستم ش ت و باز چنان قهقهه زد که کلاس لرزید... زدم زیر گریه گفتم: رفتند و تو از خون نردبان ساختی و حالا سرکلاس اراجیف تحویل میدی... ازکلاس خارج شدم. رفتم اتاق رئیس دانشکده جلسه بود. رفتم سراغ مدیرگروه. طبق معمول، گفت من باهش صحبت میکنم. اما تو حق بی احترامی نداشتی. او است و تو دانشجو. سعی کن حد خودت رو نگه داری و با اساتید جروبحث نکنی. بی حاشیه باش. سرکلاس اظهار نظر نکن. نمره ات رو بگیر و برو... به قلم: سرکار خانم مهدیه جلال پور



کف خیابون!

درخواست حذف اطلاعات

کتاب "کف خیابون" را خواندم.

جذاب بود. این که می گویم جذاب بود به این معنی نیست که بی عیب و نقص بود. جایی نویسنده، محاوره و زبان مکتوب را در هم می نوشت. گاهی ادعایی مطرح می کرد و چند صفحه بعد حواسش نبود و نقض می نمود؛ اما به هر حال جذاب بود.

این شد سبک نگارش؛ ولی از نظر محتوا:

این که باید درباره تک تک حوادث ناب انقلاب ی مثل همین فتنه 88 آثار هنری تولید کرد و مظلومیت انقلاب و نیروهای انقلاب را با زبان هنر شرح داد و ماندگار نمود حرفی نیست؛ اما اصرار بر حل معمای عفت و فائزه و ندا و تاجزاده و کهریزک و حواشی قم و بیوت بعضی مراجع و ... و پیچیدن نسخه همه آنها با یک زمان و دفاع از موسسه و حلقه پرتو و ... آنهم این طور آشکار و بی و شعاری و با سرعت، اثر را در حد پانوشت برخی جراید زرد و یا ستون ثابت ویژه نامه های جنایی رو مه ها تنزل می بخشد. برای تبیین اه انقلاب و چالش های آن به کار هنری، نگاه هنری، اثر هنری و زبان هنر نیازمندیم، هنر برتر از گوهر آمد پدید، نه ژورنالیسم و ...

از آقا ایمان اکبری عزیزم که این کتاب را یک شبه در قالب طرح فرهنگی "وقف در گردش" به دستم رساند تشکر می کنم. انشاءالله باز هم از این کارها د!




خودتی اخوی!

درخواست حذف اطلاعات

فایلی تصویری فرستاد از صحبت های احمدالحسن، همان مدعی معروف به سید یمانی در تقبیح دموکراسی که این دموکراسی خواهان بودند که سقیفه را تحمیل کرده و حق مولا را خوردند و ایضاَ همین دموکراسی خواهان، سید ال را به شهادت رساندند و فاجعه عاشورا را رقم زدند و ... کنارش هم تصاویر رأی دادن مراجع عظام تقلید را ضمیمه کرد که یعنی ...!

برایش نوشتم: ی دموکراسی رو به طور مطلق قبول داره؟ میگیم یعنی چی؟ یعنی دموکراسی تا جایی که با نظر منافات نداشته باشه، درست مثل بحث اجتهاد. اجتهاد در مقابل نص نداریم. سقیفه مردوده چون در مقابل نص صریح کلام نبی حق، شکل گرفت. ما دموکراسیو مدل غربی و به طور مطلق قبول نداریم. شورای نگهبانو هم برا همین گذاشتیم که ی با مشکل داره نتونه بیاد جای ناحق بشینه. اصل برای ما ه و ...

چیزی نگفت.

ته دلم ماند که بگویم سید یمانی قرار بود قیام کند و مشرکان و طاغوتیان و م ان و مستکبران را به چالش کشانده و زمینه ظهور را مهیا کند. و اسراییل و وه ت و و حزب بعث و تکفیری و و ک ن گرسنه یمن و مردم مظلوم فلسطین و ... را نادیده گرفتید، اما مشکلتان شده است جایگاه مراجع تقلید شیعه و شرکتشان در عرصه انتخابات؟ یعنی با این همه صداقتتان باور کنیم آمده اید که مقابل یزیدیان دوران قیام کرده و دشمنان انسانیت و چپاولگران و غارتگران استثمارگر را به جنگ طلبیده و مستضعفین بی پناه و درد کشیده عالم را یاری برسانید؟

الان حقتان نیست که بگویم: خودتانید!!




میز و میزان!

درخواست حذف اطلاعات

احمد : کار دشمن است!


یک بار دوست و برادرم، حجت ال علی رضا جهانشاهی معروف به طلبه عد خواه سیرجانی، با پای پیاده و البته تک و تنها بدون علم و کتل راه افتاد طرف تهران که دادش را بستاند. دادگاه ویژه ت او را جلب کرد و ادعا نمود که این پیاده روی خلاف شئون ت است!

این خلاف شئون ت را ما طلبه های اهل داد و دادگاه، زیاد شنیده ایم. عنوانی است شبیه به تشویش اذهان عموم که هر مدلی قابل تأویل و تفسیر و مصداق شناسی است.

ع یک طلبه را دیدم چسبیده به خانمی نامحرم، گفتم درد دلی کرده باشم. همین




کد کاربری دینی، مکمل شناسه اعتقادی!

درخواست حذف اطلاعات

هر از قم و ری و ساوه به محضر صادق علیه السلام می رسید، می فرمود: سلام مرا به عیسی بن عبدالله برسانید.

گاه می فرمود: عیسی بن عبدالله قمی از ما اهل بیت است. علتش را هم بیان نمود: حیات و ممات او به حیات و ممات ما گره خورده است.1

به زبان دیگر، پوست و گوشت و استخوانش با پوست و گوشت و استخوان اهل بیت علیهم السلام عجین شده بود.

"منّا اهل البیت" بودن فقط مخصوص سلمان نیست. این یک راه و طریقت و استراتژی برای همه دلدادگان و شیعیان حقیقی است که مسیر کمال و الحاقشان به اهل بیت را نشان می دهد. ما هم می توانیم "منّا اهل البیت" باشیم. می توانیم شبیه اهل بیت بشویم و پا جای پای آنها بگذاریم اگر خلق و خوی و فکر و ذکر و رفتارمان رنگ و بوی اهل بیتی داشته باشد. فراموش نکنیم که ما از زیادی گِل وجود اهل بیت خلق شده ایم!

رابطه با اهل بیت، وماً رابطه خَلقی نیست. چه بسا ی که رابطه نَسَبی با خاندان ت دارد و مسیر دوزخ را می پیماید. این رابطه خُلقی است که نسبت ما را با خاندان عصمت مشخص می نماید و افتخار منّا اهل البیت بودن را نصیبمان می سازد. مهم تر از شناسنامه ما، رفتار و کردار ماست که نشان می دهد چه نسبتی با اهل بیت داریم.

1- امالی شیخ مفید، ص 154، انتشارات آستان قدس رضوی




از این غار زیبا دیدن کنید

درخواست حذف اطلاعات

غار نخجیر که در بین اهالی منطقه به چال نخجیر شهرت دارد یکی از زیباترین شگفتی های طبیعی ایران است که آن طور که باید معرفی نشده است. این غار در شهر دلیجان در شعاع ده کیلومتری شهر نراق قرار دارد که قدمت آن به هفتاد میلیون سال می رسد. سنگ ها و دیواره های آ ی غار، شمایلی زیبا و منحصر به فرد را ترسیم می کند که هر بیننده ای را میخکوب می نماید. بعضی از سنگ ها شباهت خاصی به جانوران دارند. این غار یک غار زنده است و می تواند آسیب های دیواره خود را بعد از مدتی ترمیم نماید.

دیدن این غار زیبا را به هیچ وجه از دست ندهید. مردم ای قم و اراک و کاشان و اصفهان بین یک الی یک ساعت و نیم زمان برای دسترسی به غار نخجیر نیاز دارند.

شهر دلیجان شهری کوچک است که متأسفانه ظواهر آن از ضعف مالی شهرداری این شهر خبر می دهد. تبلیغ این جاذبه زیبای گردشگری می تواند برکات زیادی برای مردم این شهر داشته باشد.

غار نخجیر دوازده کیلومتر طول دارد که فقط هزار و دویست متر آن برای استفاده بازدیدکنندگان به بهره برداری رسیده است. به فاصله شصت متری سطح غار، دریاچه ای در زیر زمین قرار دارد که عمق آن از سی تا هفتاد متر است. متأسفانه هنوز این بخش جذاب نیز مورد سرمایه گذاری قرار نگرفته که نشان از قصور متولیان امر در سازمان فرهنگی و گردشگری دارد.

زمان وج از غار دنبال جمله ای بودم تا زیبایی این مکان دیدنی را برای مخاطبان وبلاگ توصیف نمایم. پیرمردی اصفهانی در حالی که چند قدم جلوتر از من بود فقط این آیه را می کرد: فتبارک الله احسن الخالقین.





سه مطلب پیشنهادی

درخواست حذف اطلاعات

خبر حمله تروریستی به یک جانباز و م ع حرم در دزفول چندان مورد توجه قرار نگرفت. پیشنهاد می کنم این خبر را بخوانید:

https://www.tabnak.ir/fa/news/856207/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b2%d9%81%d9%88%d9%84

نظر احسان کرمی درباره سلبریتی های خودباخته ای که زایمان فرزند در کشورهای دیگر را یک افتخار می دانند هم جالب بود. حتی اگر یک بار آن را در شبکه های مجازی دیده اید به دوباره دیدنش می ارزد:

https://www.tabnak.ir/fa/news/856151/%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b1%d9%85%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c

وحید یامین پور هم یادداشتی درباره اتفاق سیاه شبکه شما نوشته که می توان گفت از زاویه ای جدید به یک واقعیت رنج آور اشاره کرده است:

http://www.598.ir/fa/news/449513/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d8%ae%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7




صفحه اول رو مه ها و اعلامیه ترحیم

درخواست حذف اطلاعات


بیش از هفتاد درصد رو مه های امروز در صفحه نخست خود ع و خبر درگذشت ابوالفضل زرویی را درج کرده اند. هیچ رو مه و سایت خبری نیست که امروز خبری در این خصوص منتشر نکرده باشد.

اما تا وقتی که این شاعر طنزپرداز نجیب زنده بود، جایی تصویری از او منتشر نشد و هیچ صفحه نخستی به چاپ ع او اختصاص نیافت.

جالب است همین اصحاب و ارباب جراید هر از گاه مطلبی می نویسند و از مرده پرستی مسئولان و مردم زبان به گلایه می گشایند. وقتی شخصیت های فرهنگی ارزشمند و صاحب فکر را معرفی نکنیم، شخصیت های مجازی و تهی برجسته می شوند.




در حسرت دو خط موازی!

درخواست حذف اطلاعات


تا آن جا که من به یاد دارم هر تی آمد و رفت یک بار وعده ساخت راه آهن مشهد گرگان را داد ولی عملی نکرد. امیدوارم این بار که این وعده مطرح شده به نتیجه مطلوب ختم شود.

مردم شمال کشور ارادت خاصی به علی بن موسی الرضا علیه السلام دارند چنان که اگر به مشهد بروید امکان ندارد از کوچه و خیابانی عبور کنید و صدای چند زائر را که با لهجه شمالی و به خصوص مازندرانی مشغول صحبت هستند، نشنوید. از این بابت معتقدم ساخت این خط توجیه اقتصادی دارد و علاوه بر اشتغال زایی، خدمتی بزرگ به زوار به حساب می آید. در حال حاضر مسافران ریلی مشهد در مازندران و گلستان مجبور هستند دو سه برابر راه گرگان به مشهد را از شمال تا گرمسار در استان سمنان و از آنجا به مشهد مقدس، طی نمایند که هم هزینه ای اضافه به همراه داشته و هم ملال آور است.




آب در هاون مجازی!

درخواست حذف اطلاعات

دو شب پیش تلگرام دو تن از دوستانم شد که البته بعد از چند ساعت موفق شدند آی پی نفوذی را در قسمت نشست های فعال شناسایی و ا اج کنند.

امروز قبل از ظهر هم این اتفاق برای من افتاد که زود متوجه شدم. دوستان مستندات لازم را به فتا تحویل داده اند.

در گوشی یا آی دی مربوط به خط تماس من مطلب خاصی نیست که بشود با آن مچ مرا گرفت و کاری کرد که مثلا از میدان به در بروم! حتی اگر من اهل کار زیر زمینی باشم آنقدری تجربه و د دارم که با شماره ای دیگر و از گوشی دیگر کارهایم را پیش ببرم.

نهایت کاری که ر می تواند انجام بدهد ارسال محتوای غیراخلاقی و ... از آی دی من است که مثلا با این کار دست به پرونده سازی بزند و البته این روش هم در هیچ محکمه ای قابل استناد نخواهد بود. این اتفاق را به فال نیک می گیرم. زیرا یقین دارم بعضی از بدخواهان و جیره خوارهای باندهای زر و زور از فروردین امسال که بزعم خود دنبال مچ گیری از من بودند دیگر دستشان به جایی بند نیست که سراغ این روش های غیراخلاقی برای پرونده سازی رفته اند.




طنزی برای یکی از برادران لاریجانی!

درخواست حذف اطلاعات

تابناک: مرحوم زرویی نصرآباد، در ستون تذکره المقامات مجله گل آقا،نوشته طنز زیبایی در باره محمدجواد لاریجانی داشت که هنوز هم با این روزهای این چهره متناسب است.

متن این طنز را می خوانید:

ذکر «محمدجواد لاریجانی» - حفظه الله-!
آن جامع فضایل، آن حلّال مسائل، آن بدر منیر، آن مشار مشیر، آن خبردهنده از روابط پنهانی، العبد الفانی «محمدجواد لاریجانی»، در علوم قدیم و جدید دستی داشت و از غیب خبر می داد و از اجله غیبگویان بود و هم اوست که مولانا «ولایتی» در باب او فرموده است: «کاش لاریجانی بودمی، اگر ولایتی نبودمی!»نقل است که روزی در حلقه مریدان نشسته بود، ناگاه بر زبانش رفت که: «مردی خواهد آمد از ینگه دنیا و مکتوبی از آن دیار خواهد آورد.» پس هنوز سخن به پایان نبرده بود که گفتند: «قاصدی به همین نشان از آن بلاد بر در ایستاده است!»

روزی یکی از اصحاب، او را گفت: چه گویی در باب «مک فارلین»؟ گفت: «جز این چیزی به یاد ندارم که زمین خورده ماست!»گویند: طی الارض می کرد. روزی وقت پیشین، مریدی در مسجد «بلال» دیده بودش که می کرد. مریدی دیگر گفت: «هم در آن وقت در کمیسیون امنیت ملی دیدمش!» و هم در آن زمان، در بلاد کفر دیده بودندش که می رفت و اگر ی پرسید که: «این چگونه تواند بود؟» گوییم: «در پیشین، فکر آدمی، هزار جا تواند رفت!»

و همو گفت: «تا رسیدن به اصل الاسرار، هجده هزار و هفتصد و سی وشش است. من تمامی آن ها برداشتم، مگر یک که باقی گذاشتم و اگر آن یک را نیز برداشتمی، تمامی اسرار به معاینه دیدمی!» گفتند: «پس از چه برنداشتی؟» گفت: خواستمی برداشت ولی م، مولانا «ولایتی» - مد طول وزارته العالی - گفت: «ای جواد! از آن نترسی که از برایت حرف ها درآورند؟» گفتم: «ترسم!» گفت: «پس آن آ باز مگیر!»آورده اند که وقتی او را بیماریی پدیدار شد، مگر سید «محمود دعایی» بر بالینش نشسته بود و سخت می گریست. گفت: «گریستن بر چون منی روا نیست که هنوز دستم بر شاخه ای از درخت سیاست بند است.» گفت: «بر حال خود می گریم که پس از تو، چه مکتوب از برایم خواهد نگاشت؟!» گفت: «تا آن عصاره مهربانی، سید «عطاء الله مهاجرانی» هست، هیچ غم مدار!»

بیگانه ای گفتش: «مکتوب چگونه نویسی و خبر از غیب چگونه دهی؟» گفت: «هرگز در تاریکی سنگ انداخته ای؟» گفت: «نی!» گفت: «پس بینداز که گفته اند: سنگ مفت گنجشک مفت! و ما انداختیم و شد!»او را -ادام الله طول مشاورته - کرامات بسیار بود. یکی آن که چون بر «بنز» تی بنشستی، بر دست چپ یله دادی و در همان حال، مکتوب می نگاشتی بر دست راست! و به هنگام قیلوله، خواب وزارت دیدی و به بیداری نیز! والله اعلم.




خیال خودت را راحت کن!

درخواست حذف اطلاعات

نمی گویم برای خدا!

نمی گویم به خاطر دیگران!

لااقل برای خودت و به نفع خودت و در خدمت به خودت اگر از ی کینه ای به دل داری و بغض ی روی ات سنگینی می کند، فراموش کن و ببخش تا آرامش را تجربه کنی و زندگی برایت شیرین تر شود.

المؤمنین علی علیه السلام:

هر کینه را از خود دور کند، قلب و عقلش آسوده مى گردد.

"مَنِ اطَّرَحَ الْحِقْدَ اسْتَراحَ قَلْبُهُ وَ لُبُّهُ"

غررالحکم حدیث 8584




احمد، محمد و دامان بهشت!

درخواست حذف اطلاعات

see the source image


دیروز پانزده آذر سالروز شهادت عقاب تیزپرواز هوانیروز ایران، کابوس دشمنان و ایران، خلبان شهید احمد کشوری بود. می گویند مادر احمد کشوری با دست خودش پرچم ایران را آورد و با افتخار بر روی مزار فرزند رعنایش پهن کرد.

معتقدم بعضی آدم ها را باید از نزدیک دید و پدیده های انسانی عالم خلقت را به خوبی شناخت و درک کرد. یکی از این آدم ها مادر شهید کشوری بود که در زمان حیاتش تا آ ین نفس در راه و انقلاب ی گام برداشت و دغدغه جهاد و شهادت داشت.

چند سال پیش توفیق شد با جمعی از دوستان به منزل این شیرزن تاریخ انقلاب در شهر کیاکلا (سیمرغ) بروم. خیلی از مردم نمی دانند این مادر، مادر دو شهید است. غیر از احمد کشوری، فرزند جوان دیگری به نام محمد را نیز در راه تقدیم کرده است.

از محمد می گفت و هوش و استعداد و ابتکارش در زمان تحصیل و ...

درباره شهادتش اما حرف دیگری داشت که باید در تاریخ ثبت بماند.

می گفت: یکبار نیمه های شب از خواب بیدار شدم. ص مرا به خود جلب کرد. آهسته حرکت . دیدم محمد عبایی را که احمد موقع به دوش می انداخت بر تن نموده و مشغول خواندن شب است. ح های معنوی خاصی داشت. صورتش می درخشید و سوز عجیبی در مناجاتش نهفته بود. به دلم افتاد که او دیگر ماندنی نیست.

بگذارید اینجای خاطره را یک پرانتز باز کنم. این خانم یک مادر است، آن هم مادر داغ دیده شهید. حق او بود که به محمد بگوید تو دیگر به جبهه نرو. ما دینمان را به و انقلاب ادا کرده ایم، بمان و جای خالی برادر شهیدت را پر کن و ... اگر این حرف ها را می زد هیچ جای شماتت نبود.

اما

گفت: صبح که شد محمد را صدا زدم. گفتم برو عکاسی سر کوچه و ع ی بگیر و چند قطعه بیاور که بعد از شهادتت دنبال تصویر تو نگردیم! در ضمن از تو راضی نیستم که عادی شهید شوی! مثل احمد بجنگ و شهید شو!

بعدها البته چند مادر شهید دیگر را هم دیدم که به عشق خدا و راه خدا از جگرگوشه شان چشم پوشی کرده و تنشان را تا معراج حق بدرقه نمودند. ایران سرافراز مرهون رشادت های پیدا و پنهانی است که جای جای تاریخ آن را به رنگ حماسه و غیرت و ایمان درآورده اند.




حضرت عباس در اروپا!

درخواست حذف اطلاعات
در سال ۱۶۲۰ میلادی برخی از مؤمنین مقداری از خاک مزار حضرت ابوالفضل العباس(ع) را برای تبرّک و طلب شفا به آلبانی بردند. مردم پس از مشاهدۀ آثار این خاک، تصمیم گرفتند که باقی مانده آن را در بالای کوه «تیموری» که در ۲۰۰ کیلومتری تیرانا، پایتخت این کشور قرار دارد، دفن کنند.
مقام حضرت عباس(ع) در اروپا(آلبانی)
با گذشت زمان بنایی در محل دفن خاک ساخته شد و نام این محل به کوه «عباس علی» تغییر یافت. مردم آلبانی، معتقدند که حضرت عباس(ع) با اسب بر روی یکی از کوه ها رفته است و دلیل عقیده آنان رد پای اسب و عمود پرچم به جا مانده بر روی سنگی در آن محل است.
اهالی آلبانی از ادیان و اقشار مختلف، از آن زمان، پنج روز از سال را (۲۰ تا ۲۵ آگوست) در این مکان مراسم می گیرند، از ارتفاع ۲۴۱۷ متری بالا می روند، ذبح می کنند، غذا می پزند و به نام حضرت عباس(ع) در میان فقرا توزیع می کنند.
در سال ۲۰۱۳ «استیوان پاپ دیمتروف» هنرمند بلغارستانی مجسمه ای از تمثال حضرت عباس(ع) سوار بر اسب ساخت که دو کودک در آغوش دارد و می خواهد به آنان آب بنوشاند. این تمثال بالای کوه تیموری نصب شده است.
مطالب مرتبط و جالب دینی
منبع: وبلاگ مرد مفرد http://mofrad.blog.ir/



ی بودن پیشکش، لااقل باشید!

درخواست حذف اطلاعات

فایل صوتی خانم ح د ش، از اساتید آزاد ی! تهران به دستم رسید که تلاش داشت شبهات ذهنی خود را با رویکرد فمنیستی به دانشجویان القا نماید. این خانم رشته ارتباطات که از فحوای کلامش مشخص بود کمترین تحقیقی پیرامون مبانی دین نداشته به زعم خود سعی دارد اشکالاتی را نسبت به و کتاب خدا مطرح کند و نشان بدهد که دین، نسخه نجات بخش جامعه نیست. متأسفانه سطح اشکالات و شبهات وی آن قدر نازل، پیش پا افتاده و سبک است که یک طلبه نوآموز و یا یک دانشجوی اهل مطالعات دینی نیز به راحتی می تواند پوچ بودن ادعاهای وی را در چند دقیقه به اثبات برساند.

به طور مثال: او معتقد است حدیث شریفی که بهشت را زیر پای مادران عنوان می کند، ناقض شئون بانوان و توهین به نی است که مادر نیستند!! در صورتی که اثبات یک امر، نافی امور دیگر نبوده و حصری در ارج نهادن به جایگاه مادران وجود ندارد. البته به یقین عقل انسان نیز حکم می کند در شرایط مساوی، یک مادر به نسبت زنی که نخواسته – نه اینکه نتوانسته- مادر شود لااقل از منظر رنج و زحمتی که بر دوش می کشد، از جایگاه با ارزش تری برخوردار خواهد بود.

مذکور، معتقد است زن را کنیز می داند و این موضوع را به رسمیت شناخته است!! استناد ایشان به موضوع عبد و امه در مورد اسرای جنگی کفار در صدر به عنوان میراث دوران جاهلیت است که به مرور شرایط برچیده شدن آن را مهیا نمود. با این وصف و با این طرز تلقی و نوع استناد به موضوع اسیران جنگی کفار، لابد می توان مدعی شد جنس مرد را نیز به غلامی و نوکری رسمیت بخشیده است!

در این فایل صوتی، خانم حجاب را مضیقه ای برای ن برشمرده و آیه الرجال قوامون علی النساء را مخالف اصل تساوی انسانها می پندارد. در حالی که بارها به این شبهات در آثار مختلف مکتوب و شفاهی پاسخ داده شده است و این محترم اگر زحمتی به خود می داد و اندکی مطالعه می کرد، بحث برابری تی را با تساوی حقوق اشتباه نمی گرفت و می فهمید که در واقع مسئولیت اداره خانواده را بر گرده مرد نهاده و تکلیف معاش و تأمین خانواده را از دوش بانوان ساقط نموده و ...

بگذریم.

ظاهرا این خانم موارد دیگری در وهن به آموزه های دین و ... را نیز در کارنامه عملکرد خود داشته که در نهایت منجر به صدور حکم تعلیق وی گردید. شنیده شده ل هایی جهت رفع تعلیق ایشان تشکیل شده و از سوی دیگر دانشجویان متدین نیز هشدارهایی را در خصوص عواقب بازگشت این ناآگاه مطرح نموده اند.

بازگشت این به کرسی تدریس، بیش از آن که ی بودن آزاد را تحت الشعاع قرار بدهد، جایگاه علمی این نهاد آموزشی را مخدوش می سازد. به راستی فرد یا افرادی با چنین نگرش سطحی چگونه قادر به اخذ مجوز تدریس گردیده و قرار است بدون پشتوانه تحقیق و مطالعه و صرفاً بنا بر شبهاتی ناپخته و مغشوش که مشابه آن هر روز در کانال های مجازی مغرض منتشر می شود، چه نقشی را در ارتقای سطح علمی دارا باشند؟




هزار فامیل!

درخواست حذف اطلاعات


آقای رییس جمهور فرمود: اقوام همواره از نظام حمایت کرده اند.

خواستم عرض کنم که نظام هم همواره از اقوام حمایت کرده است. می گویید نه؟ یک نگاه به بستگان و لاریجانی و ناطق و ... بیندازید. خودتان متوجه می شوید.




مثل مردم

درخواست حذف اطلاعات

u76g_75c46588-4164-4705-95f1-5eb33a10ee71.jpg

300_e305f01d-b7e2-4280-a8cf-d19af6f8a776.jpg


ع بالا جلسه ای است که چندی پیش در رستوران میزبان بابلسر برگزار شد و اعتراضاتی را در پی داشت.

ع زیر همان افراد هستند در جلسه ای که شب گذشته در دفتر یکی از این بزرگواران برگزار شد.

تصویر دوم نشان داد که ائمه محترم انتقاد پذیر بوده و نسبت به نقد مردم توجه نشان می دهند.

البته تا آن جا که اطلاع دارم لااقل ائمه بابل شبیه مردم زندگی کرده و اهل مال اندوزی و تبرج نیستند فقط باید در عصر رسانه دقت بیشتری نشان دهند چرا که ثبت و انتشار یک ثانیه از اقدامی شبهه ناک یا مبهم می تواند میلیاردها ثانیه و دقیقه عمر مفید و نیک افراد را با چالش مواجه کند.