رسانه
رسانه

هزار بار دوستت داشتم



هزار بار دوستت داشتم

درخواست حذف اطلاعات
دلم گرفت. علی جان من کجایی تو؟ ...من خیلی هم خوب می دانم کجایی این که می پرسم منظورم این است که به تو نیاز دارم در کنار خودم مثل تکه های پازلی که با هم جور می شوند علی جانم دلم برای تو خیلی تنگ شده . کی و کجا می شود دوباره ببینمت و بتوانم با تو حرف بزنم . راستی آ ین جمله ما به هم چه بود؟ تو چه گفتی من چه گفتم؟ من دوستت داشتم با این که نگفتم تو گفتی من نشنیدم هوای دیدنت را کرده ام هوای ما گفتن هایت را . ی برای من تو نخواهد شد . خدا می داند ی تو نمی شود عزیزم هرگز نشد به تو بگویم چه قدر دوستت دارم الان این قدر دلم برای تو تنگ شده که تنم را دیگر نمی توانم با خودم بکشم فقط می خواهم روحت را در بغل بگیرم .ببوسمت ببویمت . برایت قصه بگویم ناز کنم دلبری کنم . سهم خودم را از زندگی بگیرم . من هرگز شجاع نبودم . تنهایم گذاشتی ؟ به همین سادگی؟ عشق این قدر ساده است؟



منبع: http://awfuldays. /