رسانه
رسانه

ذاکر اهل بیت علیه السلام بهمن مختاری



از ازل نوکریت مست و امانم کرد

درخواست حذف اطلاعات
از ازل نوکریت مست و امانم کرد
خواندن مرثیه ات بی سروسامانم کرد
این دل بی ثمرم لایق دیدار نبود
نقش ایوان تواینگونه وشانم کرد
درهوای نجفت یادغمت افتادم
غم زهرای تو پیوسته پریشانم کرد
درفرات تن من قطره ای از عشق نبود
این حسین جان توچون چشمه جوشانم کرد
ساقیاقطره ای ازکوثرعشق تومرا
ذاکرمرثیه ساقی عطشانم کرد
ردمکن نوکر خود را ز درت یا مولا
نوکریت به جهان یک شبه سلطانم کرد
عاقلی بودم و راهی نجف گشت دلم
بوی ایوان نجف ی ره حیرانم کرد

ارسال شده از یار جامانده



منبع: http://bahman65. /



لَگدی خورد به دَر،، در که نه،، دیوار شِکَست

درخواست حذف اطلاعات
لَگدی خورد به دَر،، در که نه،، دیوار شِکَست
خانه لَرزید و تَمامِ تَنِ تَب دار شِکَست
.
سَمت دیوار و دَر آنقَدر هُجوم آوردند
عاقِبَت پَهلوی آن مادَر بیمار شِکَست
.
توی آتَش نِگران بود و به خود می پیچید
استخوانهای ضَعیف تَنَش اِنگار ش ت
.
کاش درهای مَدینه وَسَطش میخ نَداشت
ی زخمی او با نوک مسمار شِکَست
.
فِضّه دل خون شد و با بُغض صِدا زد: ثانی
پای خود را به تَنِ فاطِمه نگذار،، شِکَست
.
چه کُنَد با غَم نامردیِ این شَهر،،عَلی
اش پرشده از غُصّه تَلَمبار،، شِکَست

ارسال شده از یار جامانده



منبع: http://bahman65. /



فهم هر ی که رسیده خا ار زینب است

درخواست حذف اطلاعات
فهم هر که رسیده خا ار زینب است

قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است

چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد

مثل چشمه، چشم شیعه اشکبار زینب است

ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او

در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد

این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است

روی خونین حسین آئینه دار زینب است

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن

گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

هرکه میگوید ندارد معجری باور نکن

نور هجده سر حجاب باوقار زینب است

صورت او شد کبود آبرویش مال ماست

هرچه داریم امنیت از اعتبار زینب است

مشکل امر فرج با دست او وا میشود

بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است



منبع: http://bahman65. /



چشمی است خداجوی که گریان حسین است

درخواست حذف اطلاعات
چشمى است خداجوى که گریان حسین است

شاداست هرآن دل که پریشان حسین است

یک دشت پر از لاله پ ر شده دارد

این دشت بلاخیزگلستان حسین است

م قدو بالاى دل ان ز اباالفضل

اوساقى لب تشنه طفلان حسین است

آن روز که آتش یقه خلق ب رد

عالم همگى دست بدامان حسین است

خلق دو سرا هرچه که دارند ز انعام

ازبخشش بى منت واحسان حسین است

هرچشم که گرید بجهان درغم مولا

اجرش نظرى برلب خندان حسین است

در قصر جان منزل و کاشانه دهندش

هر بجهان بى سروسامان حسین است

ماراگره اى کور چو افتاد به هر کار

شک نیست گشاینده دودستان حسین است

ماجمله از اوییم وبه او باز بگردیم

ماهرچه که داریم همه ازآن حسین است

دوریم اگرازحایرجانبخش حسینى

مرغ دل ماطایرایوان حسین است

باشاه وسلاطین نم دگرازف

گوینداگراین زگدایان حسین است

نازم به حبیب ابن مظاهر که به عالم

سرسلسله پیرغلامان حسین این



منبع: http://bahman65. /



هرشب کنار بدن بی سر تو

درخواست حذف اطلاعات
هرشب کنار بدن بی سر تو
مادرت حضرت زهراست حسین بن علی
روضه خوان ذکر "بُنَیَّ" به لبانش دارد
گریه کن زینب کبراست حسین بن علی
ای منتقم خون تو بر می گردد
پسرت فاتح دنیاست حسین بن علی
نام تو رمز قیام است،"شهید بی سر"
روضۀ ما دو کلام است، "غریب مادر

ارسال شده از یار جامانده



منبع: http://bahman65. /



ای سرور شهیدان شش گوشه قبره قربان

درخواست حذف اطلاعات
ای سرور شهیدان شش گوشه قبره قربان



رنگ از رخ سپید ورق هم پریده است

درخواست حذف اطلاعات
رنگ از رخ سپید ورق هم پریده است
شعرم به ایستگاه محرم رسیده است
ترسیده ام که لب به سخن وا نمیکنم
تیغ سکوت و غم نفسم را بریده است
"سرهای قدسیان همه بر زانوی غمند"
از آسمان چشم خدا خون چکیده است
آ چگونه می شود از آن ستاه گفت
آن که چشم های خدا را یده است؟
آن گل که روی دست پدر سرخ می شود
زخمی ترین شقایق در خون تپیده است
دارم کنار بیت ششم گریه می کنم
تصویر شاه بیت غزل سر بریده است
دارد درون زخم علی گریه می کند
تیر سه شعبه ای که گلو را دریده است
لبخند می زند و پدر آب می شود
گویا صدای پای عمو را شنیده است

ارسال شده توسط یار جامانده



منبع: http://bahman65. /



از ازل نوکریت مست و امانم کرد

درخواست حذف اطلاعات
از ازل نوکریت مست و امانم کرد
خواندن مرثیه ات بی سروسامانم کرد
این دل بی ثمرم لایق دیدار نبود
نقش ایوان تواینگونه وشانم کرد
درهوای نجفت یادغمت افتادم
غم زهرای تو پیوسته پریشانم کرد
درفرات تن من قطره ای از عشق نبود
این حسین جان توچون چشمه جوشانم کرد
ساقیاقطره ای ازکوثرعشق تومرا
ذاکرمرثیه ساقی عطشانم کرد
ردمکن نوکر خود را ز درت یا مولا
نوکریت به جهان یک شبه سلطانم کرد
عاقلی بودم و راهی نجف گشت دلم
بوی ایوان نجف ی ره حیرانم کرد

ارسال شده از یار جامانده



منبع: http://bahman65. /



لَگدی خورد به دَر،، در که نه،، دیوار شِکَست

درخواست حذف اطلاعات
لَگدی خورد به دَر،، در که نه،، دیوار شِکَست
خانه لَرزید و تَمامِ تَنِ تَب دار شِکَست
.
سَمت دیوار و دَر آنقَدر هُجوم آوردند
عاقِبَت پَهلوی آن مادَر بیمار شِکَست
.
توی آتَش نِگران بود و به خود می پیچید
استخوانهای ضَعیف تَنَش اِنگار ش ت
.
کاش درهای مَدینه وَسَطش میخ نَداشت
ی زخمی او با نوک مسمار شِکَست
.
فِضّه دل خون شد و با بُغض صِدا زد: ثانی
پای خود را به تَنِ فاطِمه نگذار،، شِکَست
.
چه کُنَد با غَم نامردیِ این شَهر،،عَلی
اش پرشده از غُصّه تَلَمبار،، شِکَست

ارسال شده از یار جامانده



منبع: http://bahman65. /



فهم هر ی که رسیده خا ار زینب است

درخواست حذف اطلاعات
فهم هر که رسیده خا ار زینب است

قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است

چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد

مثل چشمه، چشم شیعه اشکبار زینب است

ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او

در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است

راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد

این که ما در راه باشیم انتظار زینب است

ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است

روی خونین حسین آئینه دار زینب است

آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن

گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است

هرکه میگوید ندارد معجری باور نکن

نور هجده سر حجاب باوقار زینب است

صورت او شد کبود آبرویش مال ماست

هرچه داریم امنیت از اعتبار زینب است

مشکل امر فرج با دست او وا میشود

بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است



منبع: http://bahman65. /



چشمی است خداجوی که گریان حسین است

درخواست حذف اطلاعات
چشمى است خداجوى که گریان حسین است

شاداست هرآن دل که پریشان حسین است

یک دشت پر از لاله پ ر شده دارد

این دشت بلاخیزگلستان حسین است

م قدو بالاى دل انگیز اباالفضل

اوساقى لب تشنه طفلان حسین است

آن روز که آتش یقه خلق بگیرد

عالم همگى دست بدامان حسین است

خلق دو سرا هرچه که دارند ز انعام

ازبخشش بى منت واحسان حسین است

هرچشم که گرید بجهان درغم مولا

اجرش نظرى برلب خندان حسین است

در قصر جان منزل و کاشانه دهندش

هر بجهان بى سروسامان حسین است

ماراگره اى کور چو افتاد به هر کار

شک نیست گشاینده دودستان حسین است

ماجمله از اوییم وبه او باز بگردیم

ماهرچه که داریم همه ازآن حسین است

دوریم اگرازحایرجانبخش حسینى

مرغ دل ماطایرایوان حسین است

باشاه وسلاطین نم دگرازف

گوینداگراین زگدایان حسین است

نازم به حبیب ابن مظاهر که به عالم

سرسلسله پیرغلامان حسین این



منبع: http://bahman65. /