رسانه
رسانه

سررسید (من نوشت های من)



با دیگران خوریم میُ ، با تو خوریم تلو تلو

درخواست حذف اطلاعات

میخانه را گم کرده ام


خمخانه را گم کرده ام


پیمانه را گم کرده ام


جانانه را گم کرده ام


 


#جانانه




خیلی مانده، تا به افطار ظهورت سفره ای???

درخواست حذف اطلاعات

1 ساعت و 8 دقیقه میگذرد که مصرانه می خواهم بخوابم


اما


1 ساعت و 8 دقیقه میگذرد از جای پای تان از قلبم میگذرد


___همچنان، می نویسم، از تو ، به تو____


 


 


+ بین الطلوعین


+ حضرت طلوع ، دعا کنید ، برای طلوع طلوع کنیم


+ والفجر


+ یک نفر مانده از این قوم که بر می گردد




ظرف ظرفیت لبالب گشت به غِیرْاَتْ :(

درخواست حذف اطلاعات

دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


ولی دستم به خار شاخه ای کوتاه می گیرد


تو در بالاترین جای جهانی ماه من،اما


چرا چشمم سراغت را ز قعر چاه می گیرد!


 


+ شاعر? نمیدانم!


+ دختر نوشت 


+ برای پدرم مهدی عج


+ افسان نگران قدرم...میگم و بی هوا چشمم تر


+ نوشت های تو برایم چه خواهد بود نوشتْ آفرین


+ آمرزش_تقدیر_تعبیر_تسبیح


+ قعر چاه...نجواهای شبانه...چه آشناست برای ما... ِ ما...


+ لباس های مشکی ام کو¿


+ مشکی های روح من کو¿


+ کار برای تو_ برگردان اخلاصم را صاحبْ پدر...مهدی پدر


+ ولی دستم به خار شاخه ای کوتاه می گیرد...کوتاه!!!!!!!


 


 


 




حربه میگیرد حریفم حرف تو باشد اگر :/

درخواست حذف اطلاعات

دلم فریادِ یک تکرار می خواهد:


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


دلم در حسرت بالاترین سیب درخت توست


 


+ و عجل فرجهم


+ نفس پرستی


+حربه اماره


+ هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاکیان 


هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم کرده ام


 




 




ما همان نسل ظهور بی ظهوریم!

درخواست حذف اطلاعات

ام سنگی نه ولی سنگین است پدر...


 


 


+ ...


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل




دو قدم مانده ، زمین ، شوق تکامل دارد

درخواست حذف اطلاعات

میخانه را گم کرده ام


خمخانه را گم کرده ام


پیمانه را گم کرده ام


جانانه را گم کرده ام


 


#جانانه




به چه امید به این سبز حصار آمده ام!

درخواست حذف اطلاعات


ای باد حدیث من نهانش می‌گو




سر دل من به صد زبانش می‌گو






می‌گو نه بدانسان که ملالش گیرد




می‌گو سخنی و در میانش می‌گو


 


+ حافظ


+ کار و زندگیه درست کردی واس ما!!!






چهار وجبی

درخواست حذف اطلاعات

یزدان


مگر دوست داشتنی تر از تو در حالِ زندگی زمینی من هست¿!


 


 


+ ریحان:بچّه م کو¿


_ مهناز: بالایه


* مهناز مادر و ریحان است اما همینقدر به تو نزدیکم من




چند وجبی

درخواست حذف اطلاعات

یزدان


مگر دوست داشتنی تر از تو در حالِ زندگی زمینی من هست¿!


 


 


+ ریحان:بچّه م کو¿


_ مهناز: بالایه


* مهناز مادر و ریحان است اما همینقدر به تو نزدیکم من




عالمی دارد

درخواست حذف اطلاعات

+ ناراحت نمی شی بهت میگم"دیوانه" ¿¿¿


_ وقتی هستم، چرا ناراحت بشم!پوزخندپوزخندپوزخند


آزمودم عقل دور ش را


بعد از این دیوانه سازم خویش را


+ بیا اینور حالا زیر ماشین نری


 


* مهناز_ ریحان_مسیر درب شرقی _ ترسوندن




صبای صبر

درخواست حذف اطلاعات

باز ما م م و شهری پر تپش...


 


 


+ گاه می گویم فغانی برکشم


   باز می بینم ص کوته است!


+ تقوا که باشد، بی صدا،صدا به صدا می رسد




سوتی

درخواست حذف اطلاعات

+ می خوای یکم هندونه برش بزنم بخوری¿مؤدب


_ لازم نسوتیکردهعصبانی شدم!


+ محبتم بهت نیومدهپوزخند


_ اون گوشی رو کو بده ببینمدعوا


+ بیا آبجی! تو فقط پاچه نگیرخیلی خنده‌دار


_ اون جور نیگا نکن هااااا، کارات بیشتر رو مخمهاصلا!


+ پوزخند


 


 


 


* تک دانه  خواهر و ته تغاری گند دماغِ بیت مونه


* وقتی کاراش مونده و تند تند داره مخشای فرداشو می نویسه واس دانشگاش و اعصابش خورده از من و علی به خاطر سوتی که جلو بابا دادیم و لو رفت ، دلش می خواد بکشتمون ولی حیف که زورش به لحاظ مسافتی به علی و به لحاظ جیغ جیغی به من نمیرسه


* دادی خونوکمونه هاااا


* 8 داد تولد و گنده تر شدنشه و مدیونه اگ فک کنه از کادو از جانب اینجانب خبره




رمضان رسید و دل به دل دل نرسید

درخواست حذف اطلاعات

همینکه حواست هست به من، خوبه...


 


 


+ آهنگ_بهنام صفوی_خدا




مقدس

درخواست حذف اطلاعات

 


...


خدا از آدمهای خشکه مقدس و یک بعدی بدش می آید؛ 


اگر نه چرا فرشته های مطیع و پاکش را که همگی از آغاز خلقتشان « یا در حال رکوعند یا در حال سجود »، به پای آدم عصیانگر خطاکار خونریز می افکند؟ 


علی (ع) چرا چهار هزار مقدس حافظ قرآن و شب زنده دار صائم الدهر قائم اللیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش می گیرد؟ 


خدا از آدمهایی که ضعف و زبونی خود را می خواهند با خداپرستی جبران کنند، بیزار است؛ از آنها که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر می کنند، نفرت دارد. خدا آدمهای ذلیل و طماع و ترسو و چاپلوس را دوست ندارد. 


خدا دوستدار « آشنا » است؛ 


عارف عاشق می خواهد، نه مشتری بهشت !


 


# شریعتی


 


+ افسان خیلی دوسش دارم علی شریعتی رو...هم ع شم میبینم اصن گل از گلم می شکفد


+ " مقدس" تا به حال چندین و چندان و چند بار استفاده از این ترکیب شفاف


+ برش یده شده ی متن، از کانال خوشمزه شیری


 




ریشتر

درخواست حذف اطلاعات

هرچه تو آهن دلی، او بیشتر آهن رباست...


 


+ حسین منزوی




کلید واژه های مقدس

درخواست حذف اطلاعات

ی که خود را در معرض تهمت قرار دهد نباید جز خود را سرزنش کند... علی ع


+ خانم و آقای صاد


+ باشد که ،حواس ها، باشد


 


+ دیروز عصر، تو ماشین صدیقه،بعد از تمام شدن حرف انیسه،من مکث و از حوزه،ترسیدم... از آدمای حوزه ، ترسیدم...از زنک بازی های احتمالی و حرف و حدیث ها ترسیدم...از مکانی ارزشی و تصپری ارزشی ترسیدم....از جایی که قاعدتا نباید بترسی ترسیدم...از جایی که باید احساس امنیت کنی،ترسیدم...از به بازی گرفتن آبروها،ترسیدم... از پچ پچ ها و نچ نچ ها ترسیدم...از کج فهمی ها و برداشت ها، ترسیدم...آدم ترسویی نیستم اما من از جایی که دوستش دارم و از انی که دوستشان دارم،ترسیدم...از همان هایی که در نظر من هویتی مجهول دارند اما به قول انیسه ضد تشکیلات و غیرخیرخواه اند و من حتی نمی دانم که و که ها هستند، ترسیدم... درست است که من آدم ترسویی نیستم اما در مورد آبرو،دست و پای دل و ایمانم می لرزد...از ترس تحمیل جایگاه محکومیت در عین مظلومیت ترسیدم... از دفاع و بیانیه ها ترسیدم...از آبرو و کعبه ترسیدم...من دیروز ترسیدم... هیچ کدامتان ترسناک نیستید اما من دیروز ترسیدم...به مزاح زیاد حرف می زنم اما، من از زیاد مزاح حرف زدن هم ترسیدم...من از ذره بین ها و دوربین ها ترسیدم...من از نکند فلانی ها فکر کنند های آینده ترسیدم... من از شما فعالان مخلص فی سبیل الله ترسیدم...من از شماها ترسیدم...من از جمعی مسلمانِ مومن ترسیدم... نه گبر و کافر...من از درد سرایت این نوع ترس،ترسیدم...من از برچسب های ظن و گمان ها ترسیدم...من دیروز،ت ر س ی د م


 


+ داخل گود بودن با خارج از گود بودن مسلما فرق می کند...


+ معرفت جو بودم...


+ مسئول هستم...


+ زیستِ بی حاشیه نعمت است...


+ آبرو،،، از اهل بیت واژگان مقدس است...


 


 




کجا رفت و به چه رفت!

درخواست حذف اطلاعات

 و شاید اگر باز تو نباشی و من نباشم، اخلاص قبل من باز باشد و او ،،، باشد


 


نیّت +


زمان عج+




زیر پوست شهر

درخواست حذف اطلاعات

___ملی و راه های نرفته اش ___


بعد چند وقتی د یت دیدن و ندیدن، خوبی بود...


با دقت نگاه


به افسان توصیه ش


نگاه کرد


حسش در حین و بین مثه من شد و گفت: ریحان خیلی مونده تموم شه¿!!!


آره...منم مثه تو شدم وقتی رو داشتم نیگا می ...اعصاب خوردی! چون درکش میکنی اعصابت خورد  میشه والا مثه خیلی اتفاقای دیگه،مثه خیلی چیزای دیگه که میبینیم و از کنارش رد میشیم،آسون از کنارش رد میشدی و میگذشتی و اذیت نمی شدی...چون داری درک میکنی اینطوری...منم همینطور شدم


 


+تهمینه میلانی


+ آسیب اجتماعی


+ از ماست که بر ماست


+ واقعیت های تلخ


+ خیانت


+حقارت


+خانواده


 


 




بزار بنویسم

درخواست حذف اطلاعات

هی بازی درمیاره


چی مرگش زده باز امشب پارسی بلاگ


اه


:/




آبنبات چوبی خوشمزه مون

درخواست حذف اطلاعات

اب کاری می کنه


نیگاش می کنم


وامیسته و نگام میکنه


سکوت میکنم


__بمیرم من برای اون نگاهت__


 


 


+ دلبری های برادر زاده_یزدان_موشیِ من_ بودن


+ یه اوقاتی آشوب که میشم،بغلش می کنم،آروم میشم...


+ این همه دوست داشتنت طبیعیه¿¿¿!!!


# ز له