رسانه
رسانه

بن بست



اسباب کشی

درخواست حذف اطلاعات

اسباب کشی کردیم خونه جدید طبقه ۴ یه ساختمان تو یه خیابون. چی نوشتم من

همه خونه ها تو طبقه یه ساختمون تو یه خیابون هستن

الان هم خیلی خسته ام و فردا هم کلاس دارم و دوشنبه هم امتحان دارم و من لای جزوه هامو باز ن جزوه هامو ننوشتم که لاشون باز کنم.

و اما پایان نامه ام که فرستادم برا دو هفته قبل و فرمودن که اصلاحیات انجام بدم قراره باز این یکشنبه براشون بفرستم خونه جدید فعلا وضعیت اینترنتش مشخص نیست.






کم اوردم

درخواست حذف اطلاعات

از زندگی کم اوردم بدجوری دارم له میشم




تهران متر

درخواست حذف اطلاعات

اینقد از این شرکت به اون شرکت و اینقد تهران متر بیفایده

دریغ از یه زنگ اینجانب بیا سرکار و ....




.....

درخواست حذف اطلاعات
فک کنم دلم براش تنگ شده. احتمالا زمان همه چیز تو خودش حل میکنه.



سعی میکنم راحتتر بنویسم

درخواست حذف اطلاعات
قدیم قدیما گاهی زندگی خوب بود. اما همیشه نگران بی پولی بودم. مثلا دوران ابت کلاس اول یادمه نگران این بودم که خانم معلم چیزی نخواد که نتونم ب م این چیزها رو یه بار گفتم به عزیزی گفت اینجانب تو دیوانه بودی. یادمه اولین ید با عزیزی که حقوقشو گرفته بود و ما رو برده بود ید چقد چسبید هنوز هم یادما. اولین دعوا بین دو عزیز یادمه حرمتها ش ته شد
مقصر بود نباید اون کارها رو میکرد کاراش باعث شد همه چی نابود بشه.
از این به بعد راحت مینویسم تو این وبلاگ
وبلاگی رو دنبال میکنم واقعا خودشه گاهی وبلاگش باعث خنده ام میشه گاهی یادم میفته بعضی چیزا و امشب باعث شد سعی کنم که راحت بنویسم
اینجانب خودشه شاید گاهی چیزای رو که میخواست بنویسه رو ننوشت اشتباه محض بود



یه روز عادی

درخواست حذف اطلاعات

امروز رفتیم انقلاب که نرم افزار من و کتاب درسیمو ب یم .

نرم افزارم یدم یه کتاب هم برام انتخاب کرد که یدم .

یکی از کتابمو پیدا ن یه روز دیگه میریم انقلاب و دنبال کتاب.

اگه من حداقل پولی داشتم که بدونم ا برج هر ماه یه پولی به حسابم واریز میشه حتما کتاب می یدم اما نه کار دارم و نه پول پس کتاب هم ندارم.

به عزیز جانی که باهاش رفتم انقلاب میگم اگه من پول داشتم کتاب می یدم چه لذتی داره ادم بره کتاب ب ه میگه اینجانب پول خیلی مهمه نباشه خیلی چیزا رو از دست دادی.

تربیت مدرس یه دوره اموزشی گذاشته بود بخاطر همین پول نتونستم شرکت کنم اون روز عزیزجان میگه کو زنگ بزن احتمالا بشه یه جا پول واریز نکنی زنگ زدم گفتن بهت خبر میدیم که جا هست که بتونی ثبت نام کنی یا نه. هنوز زنگ نزدن

بعدا نوشت: امروز تربیت مدرس زنگ زد گفت میتونی ثبت نام کنی.

ثبت نام






تلخ مرگ ادما

درخواست حذف اطلاعات
امروز اتوبوس چپ کرد و دانشجوها و انسانهای فوت به همین راحتی شاید زنده بودن و مرگ دست خودمونه
اگه اتوبوس ترمزش نمیبرید
اگه مسئولین بی لیاقت تو هر ارگان و سازمانی که هستن به فکر جون ادما باشن و جون ادما براشون ارزش داشت
شاید مرگهای که اینچنین اتقاق میفته نمیفتاد شاید ادمای که فوت زنده بودن
و شایدهای دیگه
اما نه جون ادما مهمه براشون و نه برا ادما ارزش قائل هستن




یه روز عادی

درخواست حذف اطلاعات

امروز رفتیم انقلاب که نرم افزار من و کتاب درسیمو ب یم .

نرم افزارم یدم یه کتاب هم برام انتخاب کرد که یدم .

یکی از کتابمو پیدا ن یه روز دیگه میریم انقلاب و دنبال کتاب.

اگه من حداقل پولی داشتم که بدونم ا برج هر ماه یه پولی به حسابم واریز میشه حتما کتاب می یدم اما نه کار دارم و نه پول پس کتاب هم ندارم.

به عزیز جانی که باهاش رفتم انقلاب میگم اگه من پول داشتم کتاب می یدم چه لذتی داره ادم بره کتاب ب ه میگه اینجانب پول خیلی مهمه نباشه خیلی چیزا رو از دست دادی.

تربیت مدرس یه دوره اموزشی گذاشته بود بخاطر همین پول نتونستم شرکت کنم اون روز عزیزجان میگه کو زنگ بزن احتمالا بشه یه جا پول واریز نکنی زنگ زدم گفتن بهت خبر میدیم که جا هست که بتونی ثبت نام کنی یا نه. هنوز زنگ نزدن






حسرت

درخواست حذف اطلاعات
امروز رفتم تربیت مدرس و فقط حسرت خوردم که چرا یه سال دیگه پشت کنکور نموندم و تی قبول نشدم اگه میموندم حتما تی میوردم الان دچار این حال نمیشدم .
تصمیمات اشتباه و خسته شدن از زندگی بدجور حسرت بعضی چیزا رو رو دل ادم میزاره.



تفاوت نگاه

درخواست حذف اطلاعات
من نمیدانم چرا ان گرامی به دانشجویانی که میخوان باهاشون پایان نامه بگیرین چنین حرفی میزنن که باید بمونید امتحانای ا ترم و بسنجیم و ارزی تون کنیم که باهوشید و ..... اخه عزیزدل اینجانب هر ادمی که یه ذره عقل داره حداقل یه کمی برا خودتون شعور و احترام قائل شید به نظر اینجانب چنین حرفی به هیچ بشری درست نیست
تفاوت انسانها از زمین تا اسمونه چنین ی اینجوری رفتار میکنه و یه دیگه وقتی میری باهاش حرف میزنی جو که بهتون میده من جای خالی برای راهنما دارم و برید کاراتون شروع کنید همه چی به شعور انسان ها ربط داره
راهنمام پروپوزالم امروز تایید کرد دمش گرم
بعدا اضافه شد. : مشاورم پروپوزالم رد کرد گیری افتادم از دست این مشاور



در سرزمین من هم صدق میکنه

درخواست حذف اطلاعات



متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">




کمک کامپیوتری

درخواست حذف اطلاعات
ی میدونه این چیه و چطوری میشه غیرفعالش کرد در ویندوز۱۰.
چند روزه بسته اینترنت اینجانب تموم میکنه
.



.....

درخواست حذف اطلاعات

گاهی ترس و محدودیت ساخته ذهن فرد است

گاهی ترس و محدودیت را دیگران برای شما ایجاد میکنند

ترس و محدودیتی که در ذهن خود فرد است اگر بخواهد بشکند دیگران نمیگذارنند درست قضیه اینجانب .

میخواستم امروز محدودیت و ترسی که در ذهنم بود را بشکنم اما دیگران باز محدودم .

میخواستم بدانم ایا واقعا من نمیتوانم چنین کاری را انجام دهم یا دیگران مانعم میشوند که متوجه شدم بیشتر دیگران مانعم میشوند.

من الان پر خشم هستم که چرا دیگران مانعم میشوند چرا نمیتوانم ازادانه حرکت کنم چرا نمیگذارن ازادانه زندگی کنم چرا نمیگذارن...

دوستی بهم میگفت اینجانب تو بی عرضه هستی نمیدانم شاید درست میگفت شاید هم هیچ از اینجانب نمیدانست


خسته شدم از این نوع زندگی





هیچ تاثیری در زندگی ما نداره چقد خیال باطل

درخواست حذف اطلاعات

با این همه منابع و ثروت ایران باید دختران و پسران و مردم این سرزمین دارند باید اینقد زجر بکشن و به فنا برن هیچ تاثیری نداره واقعا نداره . طرف میلیاردی درمیاره و رو گنج خوابه و ژن برتره بله نداره اونور این مرز و بوم .

همین الان مترو دخترک وا ی




تفاوت نگاه

درخواست حذف اطلاعات
من نمیدانم چرا ان گرامی به دانشجویانی که میخوان باهاشون پایان نامه بگیرین چنین حرفی میزنن که باید بمونید امتحانای ا ترم و بسنجیم و ارزی تون کنیم که باهوشید و ..... اخه عزیزدل اینجانب هر ادمی که یه ذره عقل داره حداقل یه کمی برا خودتون شعور و احترام قائل شید به نظر اینجانب چنین حرفی به هیچ بشری درست نیست
تفاوت انسانها از زمین تا اسمونه چنین ی اینجوری رفتار میکنه و یه دیگه وقتی میری باهاش حرف میزنی جو که بهتون میده من جای خالی برای راهنما دارم و برید کاراتون شروع کنید همه چی به شعور انسان ها ربط داره
راهنمام پروپوزالم امروز تایید کرد دمش گرم



هر که دلارام دید از دلش ارام برفت

درخواست حذف اطلاعات

نمیدانم این عشق چیست که انسان گر به دامش بیفتد خلاصی ندارد.

انها که عاشق شدند و دل دادن و دل نگرفتن و بی دلبر ماندن نمیدانم چرا زندگی برایشان تمام شده است. یعنی یک نفر میتواند چنین کاری کند و تمامت کند.

من نمیدانم چرا ادمها با هم این کار را میکنند عاشق میکنند و دیگر بیخیالشان میشوند .

مگر نمی دانند اگر انسان دلش برود رفته است و این رفتن دل به قیمت تمام شدن خودش و زندگیش است کاش ادمها میفهمند برای انهایی که عاشقشان شدند ارزش قایل شوند.

کاش ما میدانستیم دل دادن و دل بردن بازی نیست تمام یک انسان است .

این انسان را بازی ندهیم که برایش گران تمام میشود ....





هیچ

درخواست حذف اطلاعات
از تاریخ ۹۳/۱۱/۳۰ تا الان برای تصویه کارای نیومده بودم.
دوستان میگن اینجانب بعد از سه سال اومدن چه حسی داشتی؟ هیچ حسی
اینجانب برات خاطره ها مرور شدن؟ نه
اینجانب هیچ ؟هیچ
اینجانب زندگی سخته؟ زندگی بدجور
اینجانب این چند سال خوش گذشت؟ فقط گذشت
ااینجانب به درس خوندن اعتقاد داری؟ نه چون ته اش بیکاریه
مدرک گرفتم مدرکی که لازم نمیشه فقط ج گذاشت رو دستم .




.....

درخواست حذف اطلاعات

نمیخاد درس بشه این زندگی

دویدن دویدن برا رسیدن به حداقل زندگی که این حداقل زندگی نمیرسم بهش.





تصمیم اشتباه گرفتن

درخواست حذف اطلاعات

اگر زودتر به یه شهر بزرگ تر میومدم هیچ وقت برای ارشد نمیخوندم و ادامه تحصیل نمیدادم.

تصمیم اشتباهی گرفتم با این وضع زندگی که دارم.

هی فرم پر و پر بی فایده .

و شهریه دادن و نداشتن کار و دنبال کار گشتن فرم پر و زنگ زدن ادرس گرفتن و هزار چیز دیگر و عدم قبول کارفرما و شرکت به علت دانشجو بودن .

ا ادم عاقل تو رو چه به درس خواندن با این زندگی که حتی دستت به دهنت نمیرسد جیبت پر از خالیست .





جای خالی سلوچ

درخواست حذف اطلاعات

بی کارسفره نیست و بی سفره ،عشق. بی عشق ،سخن نیست و سخن که نبود فریاد و دعوا نیست ،خنده و شوخی نیست،زبان و دل کهنه می شود، تناس بر لبها می بندد،روح در چهره و نگاه در چشم ها می خشکد،دست ها در بیکاری فرسوده می شوند و بیل و منگال و دستکاله و علفتراش در پس کندوی خالی ، زیرلایه ضخیمی از غباررخ پنهان می کند. دیگر چه؟

که مرده باشد ، زمستان سرد و خشک که تن را زیر تن سیاه و سرد خود بفشارد، و اندوه که از جاگاه جان لبریز شده باشد ....

دیگر کجا جایی برای بند و پیوند می ماند؟ کجا جایی برای دل و زبان؟


محمود ت ابادی