رسانه
رسانه

عشق|غوغای عشق در دفتر عشق



محفل عاشقانه ما

درخواست حذف اطلاعات
چشمان تو یک دنیا عشق، دستانت گرم ، نگاهم میکنی ، غرق نگاهت میشوم
لبخند میزنی و محو خنده هایت میشوم، گفته بودم من آ دیوانه ات میشوم
در کنار تو  آرامش، بنشین در کنارم ، دستم درون موهایت هست و یک حس عاشقانه و نوازش
تو هم مثل من میشنوی صدای قلبم را، من هم مثل تو میشنوم، صدای باران را...
می بارد باران عشق ، در آغوش هم ، چه گرمایی دارد محفل عاشقانه ما ...
در نگاهت میبینم باران را، در نگاهم میبنی ابرهای آسمان را، تنها میدانیم این راز را...
تو از دلت میگویی و من از عشقت، تو مرا در آغوش میگیری من بوسه بر لبانت ، عشق من خیلی میخواهمت...




غرق در تنهایی ام

درخواست حذف اطلاعات
تو برایم تمام شده ای ، تو دیگر بر من حرام شده ای
گاهی باید به همه چیز پشت کرد ، حتی آن نگاه ها را فراموش کرد
تو تنها شمعی بود که مدتی روشن بخش شبهایم بودی و بعد آب شدی...
تو مثل یک خواب بودی ، خو شیرین و آ یک بیداری تلخ
آنگاه که راه از هم جدا شد ، من همچنان بر سر آن دو راهی منتظرت بودم ،
وقتی میرفتی آنقدر نگاهت که دیگر محو شدی، آنجا بود که برایم تمام شدی...
من مانده ام  و دلم و هنوز نگاه بارانی ام ، من نیستم و تو نیستی و غرق در تنهایی ام




در پناه آغوشم

درخواست حذف اطلاعات
تکرار کن برایم تمام عاشقانه ها را،هر چه بگویی میشنوم...
صدایت را در آغوش میگیرم، و غرق آن میشوم
تو پا به پای من آمدی و در عشق دیوانگی کردی،
 تو از همان روز اول تمام احساسم را از آن خودت کردی
این روزها یکی مثل تو تنها میتواند مرا از حال و هوای غمگین خویش بیرون آورد
از آن لحظه که در حصار آغوش توام ،در راه زندگی کم نمی آورم
تو هر چقدر که باشی ، باز هم باید باشی، بودنت برایم با ارزش است
همیشه باش ، همینجا ، در پناه آغوشم...
پی در پی ، تند تند ، میزند ، گوش کن صدای ضربان قلبم را...تو را فریاد میزند



لرزید دلهایمان

درخواست حذف اطلاعات
گفتم تویی همنفسم ، همه م ، بی تو میگیرد نفسم
گفتی که ماه شب تار توام، تا ابد گرفتار توام
گفتم که باران منی ، می باری و تو آغاز روزهای خوب منی
گفتی، تنها تو را دارم، تنها به عشق تو گرفتارم
گفتم، هوای دلم را داشته باش که بی تو میگیرد
گفتی ، نفسم درگیر است با نفسهایت، این نفسها بی تو میمیرد
گفتم ، هر چه دارم مال تو ، تمام قلبم به نامت ، همه وجودم در اختیارت
گفتی ، قلبم، تنها دار و ندارم فدایت
من گفتم و تو گفتی ، لرزید دلهایمان ، عاشقانه شد لحظه هایمان ...



چه خوب است

درخواست حذف اطلاعات
چه خوب است که تو هستی، برای آغوشم ، برای نفس کشیدن
طلوع میکنی و مرا گرم گرم ، چه خوب است این موهای نرم...
حالم خوب است حالا که در کنارم نفس میکشی، من هم با نفسهای تو است که زنده ام
یکی مثل من عاشق تو، یکی مثل تو مال من ، یکی مثل من میگوید هیچ نیست جز تو در قلب من
من اهل دیار عشقم ، تو مال کجایی ؟ آری تو مال منی ، برای قلبم و احساسم...
ماه در آسمان و تو هم مثل ماه، عشق در قلب خود عشق!چه خوب است که حس میکنی
هیچ چیز در دنیا به خوبی آن عطر تنت در آغوشم نیست...
.




مرا نترسان از رفتنت

درخواست حذف اطلاعات
مرا نترسان از رفتنت ،تو خیلی وقت است که رفته ای...
خیلی وقت است سراغی از دلم نمیگیری...
مرا نترسان از رفتنت ، برایم رویا شده در آغوش گرفتنت
گاهی که دلم میگیرد ، احساس میکنم همیشه تنها بوده ام
تو برایم یک قصه ای ، قصه ای که با شنیدنش همیشه به خواب میروم
و این احساس یک خواب است ، عشقت برایم رویاست ، چقدر چهره ات برایم آشناست!
هوای دلگیری است، دلم درگیر با تنهایی است، این برایم بهتر است، شاید دوباره بخواب روم و به قصه برسم...




فصل احساس من

درخواست حذف اطلاعات

پاییز مرا به عشق میرساند مرا به زیر نم نم باران میکشاند

پاییز مرا با مهر آشنا می کند، مرا عاشق، آرام و غرق در رویا میکند

چشم گشودم و یک فصل رویایی را دیدم، فصلی پر از احساس..

مهر پاییز به دلم نشست، قطره های باران بر روی گونه هایم نشست، با پاییز یکی شدم و غرق در رویا، آن لحظه سلام به دنیا...

امروز تولدی دوباره است، هنوز هم بعد از سالها با همان رویای پاییزی زندگی میکنم و همنفس با بارانم


و سپاس خ که مرا در زیباترین فصل سال آفرید...

فصل ها آمدند و گذشتند ، اما از پاییز نمیتوان گذشت 

و من در این فصل انتظار نشسته ام چشم انتظار

چشم انتظار برگی که همیشه سبز بود و اینک با رنگی زرد 

آرام بر روی زمین می افتد ، تا زیبا کند تن این زمین تشنه را

آه ! چه زود میگذرد ، مثل لحظه افتادن برگها بر زمین 

مثل یک چشم به هم زدن ، مثل همین آه گفتن

انگار همین دیروز بود ، انگار آن دیروز همین امروز بود 

انگار ما در فر م و حسرت امروز را میخوریم

و من با همان احساس دیروزم دوباره مینویسم

از فصل خویش ، از قلب خویش ، از تولد دوباره ام

یک موی سپید دیگر ، این  آینه و چهره ای دیگر و 

این قصه همچنان ادامه دارد ،  تا وقتی خدا بخواهد....





میخواهم تنها باشم

درخواست حذف اطلاعات
دلم میخواهد تنها باشم ، بعد از مدتها آرام باشم
در این زندگی تنها برای خودم باشم
به دور از دلتنگی یا غمی ، هیچ به سراغم نیاید ,فقط همین!
از من گذشت دل بستن ، میخواهم در حال خودم باشم ، خیلی خسته ام
و چه حالی دارد تنها قدم زدن در کوچه ها، خودم هستم و دلم هست و خدا
دلم میخواهد تنها باشم ، به دور از هیاهوی عشق و عاشقی باشم
میخواهم در خلوت خودم ، زیبایی های دنیا را ببینم ، با دلم ه ن شوم ، با خدا یکی شوم
دیگر نه شاخه گلی را میچینم برای ی ، نه به یاد می آورم هر نا ی
میخواهم تنها باشم!




وعده توخالی

درخواست حذف اطلاعات
گفتی هستی ، میمانی همیشه برایم، میشوی همه بود و نبودم
گفتم نیستی ، نمیبینمت ، و آنجا بود ، که من بودم ، تو نبودی...
گفتی پر میکنم جای خالی دلت را ، پر شد آن جالی خالی ، با یک وعده توخالی!
گفتم نه ! تو همیشگی نیستی ، تو آن ی که دلم در این حالش به آن نیاز دارد نیستی
گفتی من هم مثل توام ، با همه فرق دارم، فرق تو این بود که بی وفاتر بودی....
تو گفتی ، اما نگفتی ناگفته ها را،من گفتم تمام حرف درونم را
و اینجا بین ما ، یک عالمه حرف مانده، و یک سوال بی جواب! اینکه چرا نگفتی روزی تنهایم میگذاری؟




یک خواهش

درخواست حذف اطلاعات
هر لحظه کنارم باش عزیزم ، تا بر من سخت نگذرد زندگی
بگیر دستهایم را تا غرق نوشتم در این سیلاب آشفتگی
گاه لحظه هایی که دلم میگیرد تو آرامم میکنی ،
 گاه وقتی دلگیر و خسته ام درکم میکنی
هیچوقت نمیگویم با این حالی که دارم روزی ترکم میکنی
من دلخوشم به بودنت ، من دوباره سبز میشوم با یک بار بوسیدنت
تو آرامی ، امیدی ، همدردی و همراهی ، تو همسفر این دل پر از دردی
در آغاز قرارمان این نبود ، میدانم،
قرار ما خوشبختی بود و آرامش ، قرارمان لذت زندگی بود و آسایش
صبور باش ، از تو دارم همین یک خواهش!
قرار ما این بود از عشق هم بمیریم ، صبور باش قول میدهم بمیرم برایت




وقتی تو را دارم

درخواست حذف اطلاعات
من غرق در تو ، تو محو تماشای من
من همصدا با ساز تو ، تو هم آهنگ با دل من
این ، حال من و آن هوای تو ، مینشیند مثل شبنم، لبخندی  بر لبان تو
در ؛دایره زندگی ما، در نقطه عشقیم ، ما ، وقتی با همیم، انگار همیشه در بهشتیم
از قلب من تا قلب تو، یک فاصله است ، آن هم گرمای آغوش تو
من,غرق میشوم و گرم میشوم و میشوم جزئی از تو
من ، حرفی ندارم ، هیچ دلتنگی ندارم ، غمی ندارم، وقتی تو را دارم....
تو ، میفهمی حرفهای نگفته ام، حس میکنی درد دلم را، دور میکنی غمهای درونم را...




راه

درخواست حذف اطلاعات
مرا در آغوش بگیر ، بگذار همه بدانند ، دنیای من کجاست
رها میشوم در وجودت ،جایی که برایم دنیایی از آرامش است
تو بهانه ای برای ادامه نفسهایم ، تو فرشته ای برای این دل بی پناهم
شبهایی بود که از دلتنگی ات خواب نداشتم، و اینک از شوق داشتنت در آغوشت خواب ندارم
بیا با هم عهدی ببندیم ، کتاب تلخ تنهایی ها را برای همیشه ببندیم ،
 بیا تا با هم بخندیم تا رها شود هر چه غصه در دلهاست،
 تا بسوزند هر چه خاطره در گذشته هاست ، تا بمیرند لحظه های دلگیر ،
 تا نیاید هیچگاه روزهای نفسگیر، تا همین راه عاشقی را ادامه دهیم،
و آ سر با هم برسیم به آ خط ،و از عشق هم بمیریم....




قصه ما

درخواست حذف اطلاعات

خسته ام ، در گوشه ای نشسته ام ؛ به این سکوت و خلوت تنهایی دل بسته ام

مثل شمع سوختم و آب شدم و او در کنارم نبود ، ای دنیا کجا میروی ، این رسمش نبود

نیستی ، نمیبینمت ، ندارمت ، اما خاطره هایت را دنبال میکنم، گاهی اوقات نیز تو را یاد میکنم

به رسم دلش تنهایت ، دلم را سرزنش میکنم ، برای سادگی اش ، مینشینم در گوشه ای و گریه میکنم

ما که هر چه دویدیم ،نرسیدیم ، قصه ما تمام شد و کلاغ قصه ها هم به خانه اش و رسید و دید ویرانه است

به جایی رسیده ام ، که نمیدانم کجاست، حدس میزنم رو به سوی آن دنیاست ، دنیایی که سرزمین قصه ماست...

 




دریای احساس

درخواست حذف اطلاعات
بودنت را دوست دارم وقتی کنارم نشسته ای و محو چشمهایم هستی
آن لحظه حس میکنم تمام احساس تو به سوی من است وبه ی جز من فکر نمیکنی
و من ساده تو را به دست نیاوردم که ساده از تو بگذرم،
کجا بهتر از دل مهربان تو؛کجا زیباتر از سرزمین چشمهای تو
اگر دلت گرفت در من قدم بزن تا برایت همسفری باشم بی انتها
در میان احساسم گشتم تا به زیباترین کلام که لایق تو باشد برسم ،
رسیدم به قلب تو  و دیدم تو همه وجودم را فرا گرفته ای
چه کنم دست خودم نیست دیگر ، دست تو است ، که همراهی کنی قلبم را
دریای خیال تو همیشه طوفانی از احساس است و من هم همیشه غرق در احساست



ادامه دارد

درخواست حذف اطلاعات

نکنه فکر کنی دوستت ندارم، نکنه یه وقت فکر کنی دلتنگت نمیشم
نکنه فکر کنی جز تو ی دیگه رو دارم، آره من جز تو یکی دیگه هم دارم، اون خی ه که بی خیالم نمیشه!
هر روز که میاد ، یه روز تازه است واسه دوست داشتنت ،
 واسه اینکه یه روز دیگه به روزهای عاشقی اضافه میشه
عشق ما غرق توی فریاد نیست ، غرق یه سکوت بی انتهاست
که هیچ چیز توی دنیا ،جز صدای تپشهای قلبامون رو نشنویم
توی این سکوت ، توی این لحظه ها ، نگاه به چشمات چه لذتی داره،
 حالم خیلی خوبه وقتی تو پیشم هستی... نکنه فکر کنی شعاره، دیوونگی من ادامه داره....




رود بی وفا

درخواست حذف اطلاعات

به هوای تویی آمدم که بی هوا رفتی، دیگر برنگشتم که بگویم چرا رفتی
تو را برای خی میخواستم اما امروز تو بی خیالم شدی
تو را برای قلب با وفایت میخواستم اما امروز بی وفا شدی
آ راهی دیگر، پرواز کن  روی یک شاخه ی دیگر
کوچه دلت بن بست، اما پر از رهگذر بود ، کوچه دل من بی انتها و خلوت بود
میشود سر کرد بی تو هم ، بهشت تو برایم ،بدتر از آن جهنم
عشق تو برایم یک راهی بود که بی راهه بود، با من و دلم بیگانه بود،
عشق تو برایم مثل یک رود آب بود ، لحظه ای و زودگذر،رفتی و درگیر شدی با یک دریای دیگر




تا آ ین نفس

درخواست حذف اطلاعات

هر جا باشی به خودت برمیگردم،
به یاد بیاور ، چه سخت بود روزهایی که بی تو سر می
و ما جدانشدنی خواهیم بود، من ریشه ام و تو گل وجودم ، اگر پ ر شوی خشک میشوم ای تمام وجودم
ی در قلبم جایی ندارد وقتی تو هستی ، تو تا ابد دلیلی برای ضربان قلبم هستی
از زندگی هراسی نداشته باش ، ما رفته ایم و اینک به راه عاشقی پیوسته ایم
راهی بدون بازگشت ، فقط باید رفت ، رفت تا به بی نهایت عشق رسید
اینگونه مرا نبین ، پر از احساسم ، گرچه خاموشم، اما در راه عشق نمی بازم
عشق از امروز تا سپیدی موهایم نیست، عشق از این نفس ، تا آ ین نفس است




شیرینی لحظه هایم

درخواست حذف اطلاعات

دوست داشتنت آرامش است ، هر لحظه برایم تکرارش کن ای تنها امیدم
من تنها به بودنت قانعم ، همه میدانند چقدر عاشقم
تو میخندی و من لذت میبرم از خنده هایت ، شک نکن یک روز میشوم فدایت
از پنجره عاشقی صدایت میزنم ، تا تو بیایی و باز هم عطر تنت مرا دیوانه کند
تا بدانم با وجود تمام تلخی های این زندگی تو شیرینی تمام لحظه های منی
که فکر به تو ، و حس بودنت مرا دلخوش این زندگی میکند
آری کنار تو درگیر آرامشم و به اندازه تمام روزهای زندگی ام دوستت دارم




ای ناتمام من

درخواست حذف اطلاعات
تو آرام باش ، من حالم خوب است
تو شاد باش ، لبخند بر روی لبانم است
تو خوشبخت باش ،کاری نداشته باش در قلبم چه میگذرد
تو سبز باش ، در اوج آسمانها باش ، من ریشه هایت را در دلم نگه میدارم
ای ناتمام من ، روزی من با تو تمام میشوم،پس دل به دنیا نمی بندم ،
دل به تو میبندم که همه وجودمی
تو آغاز و پایان منی، در کنارم باشی یا نباشی من دوستت دارم
دلم درگیر با دل تو نیست ، درگیر است با نفسهایت، تا هستی ، هستم به عشق نفسهایت




سالی تازه

درخواست حذف اطلاعات

و یک سال دیگر، به یاد پاییز ، بهاری دیگر
به عشق باران ، آفت دیگر
به شوق دیدن گل ها ، شکوفه ای دیگر
برای با هم بودن ، فراموشی گذشته ها
برای بودن ، ترک نبودن ها
برای محبت ، فرار ازکینه ها
و یک سال دیگر، به سوی روشنی ها
پایان سالی که گذشت و آغاز سالی تازه مبارک