رسانه
رسانه

+



عادتهای بودار

درخواست حذف اطلاعات


اولی: هیچ موقه یه کار پست و سخیف رو خوب انجام نده. دیگران تو رو با اون خواهند شناخت و اونکار وظیفه همیشگیت خواهد شد

دومی: موافقم اما نه کاملا. اولا اگه اطرافیان شعورشون کم هس دلیل نمیشه تو مسلکت رو عوض کنی. دوما عاقبت به خیری تو ثبات در خوب بودنه ، حالا هر جا. سوما قسمت بد ما جرا این نیس که تو کارو خوب انجام دادی، بلکه موندن تو  تو اونجا و عادت ت و همرنگ و بو شدن با اونه که خطرناکه. اگه منظورت فرار از تغییر  رفتار و بو نگرفتنه حق با توئه نباید به اون کار ادامه داد.

پ ن:

همیشه اه و ارمانهای بزرگ باید مسلط باشن به متفرقه ها




چند کتاب از یک نویسنده

درخواست حذف اطلاعات


در ادامه معرفی کتاب قبل اشاره ای هم به کتابای دیگه این نویسنده کنیم . کف خیابون ، حیفا، حجره پریا و...

اگه شما هم لذت بردین  ، برداشتهاتون رو تو بلاگهاتون  در موردشون بنویسین...




تناقض فرعونی

درخواست حذف اطلاعات


کار به جایی رسیده بود که فک می اونا ادمای خاصی اند و گر نه حرفایی که میزدم و موضوع حرفام منطقی و شفاف بود اما اونا جوری رفتار می که انگار اصلا نمیفهمن یا نمیخاستن بفهمن. 

تو مراسم تقدیر از دانش اموزا که بچه هاشونو اوردن به این نتیجه رسیدم که نه! اونا هم آدمن! اونام مث خود ما خونواده دارن و... پس اگه اینطوره چرا اینجور رفتار میکنن؟!

 

بلاتشبیه تناقضش مث فرعونه! وقتی فرعون به خواب و خوراک و تو نیاز داره و انقدر ضعیفه، چطور به خودش جرات میده بگه من خدای مردمم؟!! انا ربکم الاعلی!!!

سوره النازعات ایه 24




در حد کافی 2

درخواست حذف اطلاعات


+ تکرار تاریخ

+ لینک 10 دقیقه ای





تنت به ناز پزشکان نیازمند مباد

درخواست حذف اطلاعات



++ خدا رو شکر که شلغم و پیاز آفریده های خدا هستن و در دسترس همه   ، وگرنه پزشکان محترم جامعه رو بلعیده بودن. تو دوره دانشجویی و سربازی وکلا دور بودن از خونه و خونواده موقه بیماریها و ضعف تنها منجی آدمه. موقه شروع سرماخوردگی که سوزش چشم و بینی غیر قابل تحمل میشه بجای دارو و بقیه آت ا، یه بند انگشت پیاز د کنین و بوی اونو استشمام کنین و معجزشو ببینین:)

++ باید تجدید نظر جدی بشه تو شلغم خطاب افراد در جهت تحقیرشون. مقام شلغم خیییلی بالاست!

++ تلاش کنیم شلغم و پیاز باشیم! مفید و بی ریا!




همیشه مواظب "وینگ من" باش و او را سالم برگردان

درخواست حذف اطلاعات


برداشتی دیگه از کتاب هارتمان:

ص58 

 موقعی که هارتمان با دیگران وارد دفتر فرماندهی شدند مردی قد بلند  با موهای مشکی صاف و صورت بلند و باریک  با آنها خوش و بش کرد و با لبخند گفت: سلام جوانان معصوم بیگناه!..من فون بونین فرمانده گروه هستم... او اونیفرمی مستعمل بر تن داشت و شلوارش زانو داده  و چکمه هایش...

هارتمان فورا محبت اورا به دل گرفت و به صحبتهای او گوش داد. او با 53 پیروزی هوایی و با 32 سال سن یک خلبان شکاری مجرب بود و حرفهایش مورد پسند هارتمان بود:

در اینجا فقط پیروزی های هوایی بحساب میآیند و درجه  و عناوین به هیچ شمرده میشوند... البته روی زمین انضباط باید مراعات شود ولی در هوا هر گروه پروازی توسط خلبانی ی میشود که بیشترین پیروزی و بهترین توانایی و تجریه را دارا میباشد و این قانون و دستور شامل حال همه و حتا خود من هم میشود.....

در هوا و طی لحظات کارزار گفته ها و لغاتی به زبان جاری میشود که هیچگاه روی زمین نباید بزبان بیایند بخصوص در مقابل افراد مافوق، ولی در هیجان جنگ تلفظ  این الفاظ هرچه زشت و توهین امیز هم باشد متداول و معمولی است و به محض فرود همه چیز باید فراموش شود...


ص73 

اگر ی در جنگ قادر به ش ت حریف با روشهای معمول خودش نشد، باید از تاکتیکی استفاده کند که تا سر حد امکان به سبک و سیاق حریف نزدیکتر باشد.

ص81 

پس از انجام 110 یت، هارتمان به فرماندهی "وینگ من" رسید و آنگاه باداشتن وینگ من و اتکا به تجربیاتش میتوانست در مسیر اه ش قدم بردارد. وی علاوه بر پیروی از فورمول نبرد 4 مرحله ای خاص خودش (1دیدن-شناسایی هدف-، 2تصمیم ، 3حمله و4 دور شدن یا دورزدن برای حمله مجدد) ،  به تبعیت از اول پروازش  این اصل را هم به وظایفش اضافه کرد:  که همیشه مواظب "وینگ من" باش و  او را سالم برگردان. (افراد کم تجربه تر به عنوان وینگ من زیر نظر  اساتید اموزش میبینند)





دروغ به چه قیمتی؟

درخواست حذف اطلاعات


++ در ادامه پست "تناقض فرعونی" و به دنبال نظر یکی از دوستان که گفته بود:

"بجا تحلیل رفتار دیگران و دنبال چرایی کاراشون به رفتار خودت طرز فکرت زوم کنی سعی کنی اشتباهاتت اصلاح کنی راحتتر نیستی؟"

مصداقی اوردم داغ و تنوری : یکی از تناقضات من  "نگد"  بود .

دیروز این تناقض حل شد!

بصورت اتفاقی و مستند متوجه شدم ایشون و رفیقاش همگی از در پشتی (رانت / پارتی) آورده شدن! در حالیکه همه جا بازی میکنن که ما خودمون از طریق مبادی قانونی و آزمون و تلاش و شایستگیهامون به این جایگاه  رسیدیم!! حالا اگه محافظه کاری پیشه میکرد انقد اذیت کننده نبود، این جنابان انقد پرو تشریف دارن که به همه حمله میکنن خودشونو مصلحان سیستم میدونن

...و چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید مى‏ گویند ما خود اصلاحگریم (بقره آیه ۱۱)


++درسته که دونستن این موضوع درد آوره و مصداقی میشه بر مریضی سیستم، اما حداقلش اینه که میفهمی در این سیستم ، این افراد، "نور چشمی" هستن و انتظار عد نداشته باشی و مدام خودت و تواناییهاتو زیر سوال نبری.

نکته تکراری: در مواردی که به تور امثال نگد خوردین دلسرد نشین. اونا انقد بیسواد و پوچ هستن که برا حفظ جاجیگاهشون دست به هر بیحیایی میزنن. اصلا بهشون بها ندین و به تواناییهاتون شک نکنین




کتاب نکته های ناب جلد3

درخواست حذف اطلاعات

ص 53

جوانی که با معرفت درست ی مجهز است، موضع دفاعی ندارد. اینکه فقط شبه ها را برطرف کند...

موضع یک جوان اگاه و با اعتماد بنفس، از لحاظ ابزار منطقی و فکری، موضع تهاجمی است.

اوایل انقلاب وقتی بنده به میرفتم و صحبت می ، یکی از جوانهای وابسته به گروه چپ از من پرسید:  شما در مقابل فلان قضیه چه دفاعی دارید؟ گفتم بنده دفاع ندارم ، من حمله دارم!!...

پ ن:

بهترین دفاع حمله است




تحلیل

درخواست حذف اطلاعات


هارتمان ص 149

با وجود اقلیت، آلمانها از چنان کارایی برخوردار بودند که به پیروزیهای درخشان نائل میشدند.آنهم در مقابل دشمنی که بر خلاف تمام تصورات  و کم بها دادن، حتی اگر ایده و روش حکومتی  شوروی هم مورد انتقاد باشد ، باید با کمال وجدان و بیطرفی مورد قضاوت و تحسین قرار گیرد....مدتهای مدیدی امریکایی ها و انگلیسی ها در مورد تواناییهای روسها پیش داوری منفی داشته اند و همیشه انها را دست کم گرفته اند. این موضوع بخصوص از طرف امریکاییها به قدری مبالغه امیز بوده که حتی در عصر جدید هم با وجود پیشرفت های فضایی و...باز هم...

بر اساس همین داوریهای اشتباه امیز این تصور به وجود امده بود که هارتمان و سایر تک ای لوفت وافه با یک مشت مرغ و اردک  چلاق وارفته نبرد می د! در حالیکه بر خلاف تمامی این تصورات نه تنها مطلقا چنین نبوده  بلکه بسیار تواناتر هم بوده ...آنهم با هواپیماهایی که قدرت به مراتب بیشتری از مسرشمیت 109 های معروف ، داشتند..

پ ن :انگار "تاریخ" رو رسانه های غربی مینویسن. تو مدارس ما هم جای یاد دادن "تحلیل"  خالیه.



تنوع طلبی

درخواست حذف اطلاعات

+ در یک سمینار با موضوع بازاری : 

.... شناخت مشتری اهمیت زیادی دارد... مشتریان تنوع طلب ثبات کمتری دارند و اصولا تنوع طلبی با وفاداری رابطه ع داره...

 

+ این جمله انگار نه فقط در مورد بازار و مشتری، که در همه جا صادقه، تو رابطه های خونوادگی، دوستی، حتا  انتخاب مسیر درسی یا شغلی.

به قول یکی از رفقا، تو کارو درس نمیشه هی از این شاخه به اون شاخه پرید. نمیشه همزمان دنبال چنتا گوش دوید. 




برخورد سخت و خشن

درخواست حذف اطلاعات

کتاب  هارتمان /  صفحه 210

عده ای از سربازان نیمه مست  مثل وحوش به ن و دختران اسیر آلمانی حمله برده و ...تمام این اعمال در طول شب ادامه داشت... در روشنایی صبحگاهان روز بعد بسیاری از آلمانها زنده نبودند، برخی رگهای خود را بریده بودند و بسیاری زن و بچه هایشان را با دست خفه کرده بودند و خودشان خودکشی کرده بودند...

روز بعد ناگهان این اعمال با حضور ژنرالی متوقف شد. او دستور داد افسران از درجه داران جدا شوند، و ن تحت حمایت افسران قرار گیرند... سه نفر از سربازان که از عوامل اصلی فجایع بودند مورد شناسایی قرار گرفتند و بلافاصله در حضور همه به دار آویخته شدند...این دستور اثر عجیبی کرد و همه چیز آرام شد!

پ ن:

برا کشور خودمون این مدل رفتارها قبلا هم جواب داده. مثلا تو اون بل بشوی اول انقلاب .

سوال اینجاست چرا اقدامی نمیشه؟ مثلا برای دله یای کوچیک تلفنی و پیامکی و یا یهای سایبری، اگه به شماره موبایله که قابل پیگیریه. اگرم به شماره حسابه باز همینطور. "توهم توطئه" میگه فعل  "خواستن" وجود نداره!




ساعت های دقیق

درخواست حذف اطلاعات

گاهی ماها نقش ساعت رو بازی میکنیم. دقیق و پر تلاش. 

اما در  بمب ساعتی!! 

وقتی برای خودمون هدف کلان و بلند مدت نداشته باشیم ، هدف از بیرون بهمون تحمیل میشه و معلوم نیس در جهت منافع چه ی هدر بریم




خودمونم خودمونو جدی نمیگیریم!

درخواست حذف اطلاعات


+ طرف میگه "ف" ما میریم فرحزاد و دیگه برنمیگردیم! نمیدونم شمام اینجوری هستین یا نه. گاهی آدم ترجیح میده تو همون فرحزاد بمونه! شقه دوم حرفو میچسبیم و ول نمیکنیم.

+ دوستی میگف: ماها اکثرا هدف داریم اما راه رسیدن بهشو بلدنیستیم....

بنظرم حرفش درسته و از برخی زوایا قابل تامل و بررسیه، اما از اونجا که ما هم دوس داریم بریم فرحزاد و برنگردیم شقه دوم حرفو بررسی میکنیم.

بنظرم یکه هدف مثلا α رو داره، خود اون α رو داره! یعنی بعد از رسیدن به اون هدف، عینیت اون موضوع براش تغییری نمیکنه! کمتر ی اینطور باوری داره. فک کنم ماها حتا ارزوهامون رو هم جدی نمیگیریم، چه برسه به اه مون.

+ من ادم باسوادی نیستم اما همیشه دوس داشتم برا خودم  از این آیه همچین برداشتی داشته باشم:

بعد از مشاهده عینی جزا و پاداش(در آ ت)  تغییری در  باور افراد معتقد ، ایجاد نمیشه .

... این همان است که پیش از این [نیز] روزى ما بوده ... (آیه25 بقره)

... و بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا...




بی عد ی

درخواست حذف اطلاعات

 

++ شما هم احتمالا کلیپ لاریجانی تو مجلس در مورد توهین سراوان به مردم عادی رو دیدین ...

ها که خیلی وقته اوضاشون معلومه....ولی منه نوعی توقع داشتم لاریجانی  در حد حرکت پوپولیستی هم که شده یه طرفداری از مردم کرده باشه. تو عصر ارتباطات و دیوارهای شیشه ای ، اون کذایی پشت تریبون رفته و همچنان میتازونه و دریغ از یه ذره ندامت و احترام به مردم ...حالا تو  منتظری رییس مجلس تجربه ب ج بده و برای حفظ ظاهر هم که شده یه حرکتی بزنه.یهو میبینی آ ی جی رو برع شلیک میکنه و  میگه: باید دید کی این و دست مردم رسونده!!  

++ ماجرای بالا برای من خیییلی آشنا بود! بیشتر از یک سال میشد که برای م و قضاوت به "با شخصیت" مراجعه می . فکر می ، مرجع عادل و متخصصیه . حل نشدن مسئله منو دچار تناقض کرده بود و بعد از حدود دوسال به این نتیجه رسیدم که  مسله خیلی ساده بوده. و در واقع  اعتماد و اعتقاد بیش از حد من به "با شخصیت" کلی هزینه مادی و روانی به من تحمیل کرده. گاهی خوش بینی بیش از حد پشیمونی میاره. مرجع راهنماییمو عوض و البته ایشون هم منو به "با شخصیت"  ارجاع داد و منم برا اتمام حجت خودم برا بار آ رفتم پیش "با شخصیت" و اول کار بهش گفتم من توقع بیجایی از شما داشتم، شما نه سر پیاز بودی و نه ته پیاز...! اونم بجای اینکه متوجه هوشیار شدن من بشه و بابت معطل نگه داشتن من به مدت 2سال عذر خاهی کنه ، بهش برخورد و گفت: من هم س یازم وهم ته پیاز! ازش اجازه گرفتم حرفای این جلسه آ و ضبط کنم . بعدا چند بار اون فایل صوتی رو بررسی و دیدم کلا قضیه سرکاریه!

 توقع داری با اونهمه ادله روشن حداقل به صورت زبونی همراهیت کنه. اما بعد از کلی سند و مدرک و...یهو چیزای میگه که انگار اصلا حرفات براش مهم نبوده و فقط منافع خودش. وقتی لاریجانی آ ی جی رو برع ی شلیک کرد تو اون لحظه دقیقا یاد "با شخصیت" افتادم!

++ من اهل درگیری نیستم. معمولا دور این افراد خط قرمز میکشم ودیگه هرگز باهاشون کار ندارم و" ال سی"  اونا رو میسوزونم. و البته به همه دوستان هم خبرشو میدم!




مستند داستانی تب مژگان

درخواست حذف اطلاعات


+ کلا هر چیزی و هر کاری که آدمو به فکر وادار کنه یا چیز جدیدی یادمون بده ارزش معرفی و داره.

بعدا اضافه شد:

پست مرتبط : ثروت جوانی




تخصص

درخواست حذف اطلاعات

کتاب هارتمان  / ص 62

در همان اولین ساعات پیوستن به گروه پروازی، هارتمان با شخصی بنام "هاینز مرتنز" به عنوان مکانیسین اول شکاریش آشنا شد...خدمات صادقانه او یکی از ارکان پیروزیهای هارتمان شد... او در مورد اولین دیدارش با جوان 21 ساله مو طلایی(هارتمان) میگوید: هرچند قیافه اش به نظر فقط یک نوجوان می امد ولی معلوم بود فکری کاملا فعال و جدی و پخته دارد...از آن به بعد اجازه ندادم ی بدون حضور و نظارت مستقیم خودم هواپیمایش  را سرویس دهی کند...

پ ن:

گاهی وقتا فقط باید شوما باشی نه ماشین ساز. باید هارتمان باشی نه فنی کار هواپیما. آره درسته باید در حد نیازت فنی هم بدونی اما اصل کار تو فرق داره. تو استفاده کننده ای و این ابزار کارته نه سازنده . گاهی انقدر تخصصای مختلفو قاطی میکنیم و کلاف سر درگم میسازیم که کار اصلی یادمون میره..




ثروت جوانی

درخواست حذف اطلاعات


کتاب تب مژگان  ص69

سرم سوت کشید، دوست داشتم بر گردم به فلوجه، برگردم به الرمادی، برگردم به بیروت و دمشق، اما اینجا نباشم ببینم برای شکار بچه های بدبخت و طفل بی مادر مردم دارند چجوری برنامه ریزی میکنند...اما اگه قرار باشد همینطور میدان را خالی کنیم اوضاع بدتر میشد. ضمن اینکه بچه های عراق و و لبنان و...فقط جانشان در خطر بود اما بچه های ما دارند تبدیل به آدمهای دیگری میشوند که بارها خطرناکتر و مظلومتر از جنازه های بچه های معصوم عراقی و سوری هستند....از اینها که بگذریم از یک چیز نمیتوان گذشت. در تحقیقات بچه ها ثابت شد آیدی و آدرس بعضی از ادمینهای آن کانالها و گروپها سر از خانه چه آدمهایی در می آورد! آدمهایی که انقدر دمشان کلفت بود که حتی نمیشد به آنها فکر کرد. مثلا یکی از آقازاده ها در کانالی فعال بود و مرتب مطلب به روز میکرد ... خط اصلی جریان آن کانال مستقیما  در تلاویو تغذیه فکری و مادی میشد!

ص127

... بزرگترین مشکلم این بود که مدام یادم میومد که من یه چیزی  نسیتم اما دارم میشم، من یه چیزی نباید بشم اما داره حساسیتم بهش کم میشه و اون چیز فاحشگی بود. من شده بودم زاپاس انی که سازمان  برام مقرر میکرد.و این منو آزار میداد...من کثیف بودم اما نبودم. اما اونا منافع منو طوری برنامه ریزی کرده بودن که از این راه میگذشت..جوری در مدت 3 سال با من کار د و کلاسهای مختلف و  اردوهای مختلط و ...که الگوی من و امثال من شد...

ص129

...مبلغ 5 میلیون تومن بهم هدیه دادن و گفتن اگه در طول یک هفته جش کنی 5 میلیون دیگه بهم میدن!...راهش را بلد بودم ،یعنی یادم دادن، سه روز وقت گذاشتم در طول این سه روز دختر و پسرهایی  میومدن در پارک مطالعه می و مثلا برا کنکورشون درس میخوندن و یا حتی رو مه میخوندن یا ج حل می . سر صحبت و گپ باهاشون بازمی اگه میدیدم یخشون باز میشه که هیچ اگر یخشون خیلی راحت باز نمیشد مبلغ 500 یا یک میلیون بخاطر تشویق و ترویج فرهنگ مطالعه بهشون هدیه میدادم!....حتی یادمه یکیشون خیلی سفت و سخت بود خیلی هم بچه درسخونی بود...اما فهمیدم مشکل مالی داره...به بهانه ترویج فرهنگمطلالعه باهاش صحبت ...از این حرصم در اومد که هدیه یک میلیونی منو نپذیرفت و پاشد رفت! قرار شد یکی دیگه روش کار کنه...معمولا هر ی نمیتونست کاری از پیش ببره   کارشو میسپردن به سهیلا. اون تنها دختر چادریه جمع ما بود...

پ ن:

لازم نیس در مورد استناد کتاب زیاد زوم کنیم. یخورده که به دور و بر خودمون نگاه کنیم میبینیم واقعیت همینه. هزینه های نجومی و برنامه ریزی های دقیق و هدفمند انجام شده برا عقب نگه داشتن و هدر رفت عمر و سرمایه ماها، از طرفی هم تو جبهه خودی ، با  انفعال و حتی مانع تراشی مدیران و مسولا مواجهیم. اوضاع تعریفی نیس ولی دلمون گرمه به امثال ابراهیم هادی ها و طهرانی مقدم ها...




هارتمان

درخواست حذف اطلاعات


مطالعه این کتاب برای کمک به  رانندگی در ایران هم مفید هست!!


بعدا اضافه شد:

پست مرتبط: برخورد سخت و خشن  /    تخصص       




تنوع / وفا

درخواست حذف اطلاعات

+ در یک سمینار با موضوع بازاری : 

.... شناخت مشتری اهمیت زیادی دارد... مشتریان تنوع طلب ثبات کمتری دارند و اصولا تنوع طلبی با وفاداری رابطه ع داره...

 

+ این جمله انگار نه فقط در مورد بازار و مشتری، که در همه جا صادقه، تو رابطه های خونوادگی، دوستی، حتا  انتخاب مسیر درسی یا شغلی.

به قول یکی از رفقا، تو کارو درس نمیشه هی از این شاخه به اون شاخه پرید. نمیشه همزمان دنبال چنتا گوش دوید. 




تخصص

درخواست حذف اطلاعات

کتاب هارتمان  / ص 62

در همان اولین ساعات پیوستن به گروه پروازی، هارتمان با شخصی بنام "هاینز مرتنز" به عنوان مکانیسین اول شکاریش آشنا شد...خدمات صادقانه او یکی از ارکان پیروزیهای هارتمان شد... او در مورد اولین دیدارش با جوان 21 ساله مو طلایی(هارتمان) میگوید: هرچند قیافه اش به نظر فقط یک نوجوان می امد ولی معلوم بود فکری کاملا فعال و جدی و پخته دارد...از آن به بعد اجازه ندادم ی بدون حضور و نظارت مستقیم خودم هواپیمایش  را سرویس دهی کند...

پ ن:

گاهی وقتا فقط باید شوما باشی نه ماشین ساز. باید هارتمان باشی نه فنی کار هواپیما. آره درسته باید در حد نیازت فنی هم بدونی اما اصل کار تو فرق داره. تو استفاده کننده ای و این ابزار کارته نه سازنده . گاهی انقدر از بعد فنی و ساخت کلاف سر درگم میسازیم که کار اصلی یادمون میره..