رسانه
رسانه

مطالعات قرآنی و حدیثی



بررسی تطبیقی مدیتیشن در غرب و مراقبه در (به ویژه مراقبه در )

درخواست حذف اطلاعات

مقاله مشترک با دانشجوی محترم خانم گرمرودی

در قرن اخیر اکثر مردم برای رسیدن به آرامش، به دنبال مراقبه، مدیتیشن و عناوینی ازاین دست هستند. مراقبه، به معنای مراقبت از افکار و جلوگیری از ورود افکار مزاحم باعث آرامش وصف ناپذیری در انسان می شود. روانشناسان غربی برای مراقبه را ارهایی همچون برنامه ریزی و مدیتیشن را ارائه کرده اند. مراقبه به شکل اساسی و کامل در مطرح شده است، برای مثال خواندن ادعیه، آیات قرآن و اقامه ی با حضور قلب شکل خاصی از مراقبه است که مضامین عمیقی را به انسان القا می کند و باعث ایجاد آرامش روحی و توجه بیشتر انسان به سوی معبودش می شود. در این مقاله سعی شده شباهت ها و تفاوت های برنامه ریزی غربی و ی، و مدیتیشن موردبررسی قرار گیرد تا مشخص شود کدام یک روش های بهتر و جامع تری برای مراقبه و ایجاد آرامش ارائه می دهد. البته تطبیق دو موضوع در اینجا به معنای انکار حقیقت نبوده و اسرار در جای خود قابل دفاع است ولی تحلیل تطبیقی دو موضوع به روشن شدن برتری تعالیم می انجامد. در برنامه ریزی غربی، اصل رسیدن به اه مادّی است و سایر اه با توجه به آن شکل می گیرد، امّا در برنامه ریزی ی، هدف رسیدن به معرفت الهی است. در برنامه ریزی غربی، اصل و محور خود انسان و سود و زیان شخصی است، امّا در برنامه ریزی ی، اصل و محور خداوند و آنچه مورد رضای خداوند باشد، مقصد مؤمنین است. حرکات و ژست های ویژه ای در مدیتیشن وجود دارد که معنای خاصی را دنبال نمی کند ولی حرکات ویژه ی دارای اسراری است که تواضع عبد را در مقابل معبود به نمایش می گذارد. سرودهای مخصوصی در مدیتیشن وجود دارد که دارای معانی عمیقی نیست ولی دارای ذکرهای مخصوصی است که در عین سادگی معانی بسیار عمیق و زیبایی دارند که هر ی متناسب بافهم و درک خود از آن ها بهره مند می شود.

کلیدواژه ها: مراقبه، مدیتیشن، برنامه ریزی،

متن کامل مقاله بررسی تطبیقی مدیتیشن در غرب و مراقبه در (به ویژه مراقبه در )




عوامل انحراف تمدن ی از منظر قرآن

درخواست حذف اطلاعات

مقاله مشترک با دانشجویان محترم خانم ها محمد زاده و رحمانی

تمدن انسان ساز بر اساس آموزه های اصیل الهی پایه گذاری شده است و همچون دیگر جوامع و تمدن ها از آفت انحراف مصون نمانده و با گذر زمان از اه اصلی و بنیادین، همچنین از روش ها و عملکرد حقیقی خود فاصله گرفته است. شناسایی عوامل دخیل در این مسئله از منظر قرآن از آن جهت که آ ین و جامع ترین ذخیره خداوند سبحان است، مورد اهمیت می باشد. این نوشتار با تحلیل آیات قرآن به بررسی عوامل انحراف تمدن ی برآمده و مهم ترین عوامل بیرونی انحراف را توطئه های دشمنان خارجی و کینه توزی های اهل کتاب دانسته و مهم ترین عوامل درونی انحراف را چنین بر شمرده است: س یچی از فرمان های صالح، فساد نخبگان جامعه، جهل و بی بصیرتی، تسامح در دینداری و لذت طلبی.

واژگان کلیدی: تمدن ی، عوامل درونی انحراف، عوامل بیرونی انحراف، قرآن

دریافت متن کامل مقاله عوامل انحراف تمدن ی از منظر قرآن




معرفی برخی کتابخانه های دیجیتال در حوزه معارف ی

درخواست حذف اطلاعات

برای تکمیل مطلب لطفا کتاب خانه های دیگر را نیز معرفی فرمایید (کتابخانه های دیگر در بخش نظرات منتشر می شود)



معرفی برخی کتابخانه های دیجیتال در حوزه معارف ی

درخواست حذف اطلاعات

برای تکمیل مطلب لطفا کتاب خانه های دیگر را نیز معرفی فرمایید



شیاکوه لرزید ولی انشایی نلرزید!!!

درخواست حذف اطلاعات

به یاد یی که رهرو می خواهند....

شهید عبدالحمید انشایی:

شهید انشایی

20 آذر ماه زمان مناسبی برای اجرای عملیات بود. تمام محاسبات انجام شد. همه چیز آماده است، همه مسلح اند، در کوله بارها همه چیز هست حتی سلاح ایمان. همه می دانند که بدون آن پیروزی ممکن نیست. عملیات مطلع الفجر در روز مقرر در مناطق شیاکوه، چرمیان، تنگ قاسم آباد و دشت گیلان غرب با هدایت قرارگاه مقدم نیروی زمینی با رمز یا مهدی ادرکنی(عج) آغاز شد. همین ذکر و آن ایمان بود که همه چیز را آسان می کرد. 27 روز از آغاز عملیات می گذرد. خستگی نیز از این عزم رزمندگان خسته شده شیاکوه آزاد است و دشمن تلفات سنگینی را متحمل شده ،700 کشته و 140 اسیر نمونه ای از این تلفات بود.حالا عبدالحمید دیدبان شیاکوه بود. جایی که برای اش ایثارها شده، تمام حرکات دشمن را زیر نظر داشت. منطقه شیاکوه ارتفاعاتی در منطقه مرزی است که تسلط بر آن برای دو طرف درگیر در جنگ حائز اهمیت بود. عبدالحمید گرای دشمن را به توپخانه ارسال می کرد. با بیسیم موقعیت دشمن را اطلاع می داد و توپخانه نیز انجام وظیفه می نمود. در مدتی که در گیلان غرب حضور داشت دو نامه به خانواده نوشت، در هرکدام مقداری پول از حقوق سربازی خود گذاشت و سفارش کرد که به فقرای محل بدهند. این مرام را از طفولیت از خانواده آموخته بود.حالا مجدد حرکت دشمن برای باز پس گیری آغاز شده و دشمن زخم خورده با چندین برابر استعداد نیروهای در حال پیشروی است، درگیری ها سخت شده، آتش سنگین دشمن بسیاری را شربت شهادت نوشانده، بسیاری نیز تشنه و در انتظارند. به رغم تلاش های یگانهای مختلف تیپ 58 ذوالفقار و گردان 191 پیاده شیراز به دلیل آتش سنگین دشمن، سقوط نزدیک است. دیگر نمی توان ارتفاعات را حفظ کرد، همه رفته اند به دیدار محبوب، عبدالحمید نیز منتظر است، منتظر لحظه وصال، ولی هنوز حماسه به پایان نرسیده است. حلقه محاصره دشمن تنگ تر شده است. گرای ستون های دشمن در حال ارسال است. دستور رسیده که برگرد، ولی او می ماند.

عبدالحمید زخمی شده اما هنوز جان دارد، سخت است اما برای دفاع اندک نیرویی مانده، باید استفاده کند، یاد سرور و سالارشهیدان افتاد، زمانی که زخم بر بدنش همچون ستارگان در آسمان است، ولی مبارزه می کند. او بر روی شیاکوه ایستاده است، گرای دشمن هنوز ارسال می شود، همرزم او می گوید: فهمیدم که گرایی که می دهد همانجایی است که خودش ایستاده. پرسیدم، این محل دیدبانی خودت است، پاسخ داد دیگر نیست دشمن به آن رسیده، بزنید.


در لحظات آ ناگهان بیسیم به صدا در می آید، بله صدای عبدالحمید است: «از قول من به و مادرم بگویید شیاکوه لرزید ولی انشایی نلرزید»، دیگر صدا قطع شد. فرمانده پشت بیسیم صدا زد: انشایی، انشایی، جواب بده!اما دیگر ص نیامد...




روش آلوسی در تعبیر از رضا علیه السلام در تفسیر روح المعانی

درخواست حذف اطلاعات

آلوسی از علمای سلفی مذهب اهل تسنن در قرن سیزدهم در تفسیر روح المعانی سیزده روایت از رضا علیه السلام در ذیل آیات گوناگون برای تبیین بهتر مفهوم آیات یا بیان نکات استطرادی آورده است. وی برای حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام تع ر گوناگونی به کار برده است که در اغلب موارد بیانگر احترام خاص به حضرت است:

الف: تعبیر با «رضی الله عنه» ( ج ۱۴ ص ۱۱۳؛ ج‏۱۲ ص ۲۲؛ ج‏۱۳ ص ۹۱؛ ج‏۱۰ ص ۳۳۶؛ ج‏۱۴ ص ۳۳۹؛ ج‏۸ ص ۳۷۵؛ ج‏۸ ص ۳۱۰؛ ج‏۶ ص ۳۶۱؛ ج‏۱۲ ص ۲۰)

ب: تعبیر به همراه «علیه السلام» ( ج‏۱۵ ص ۳۹۵؛ ج‏۱۳ ص ۲۱۶)

ج: تعبیر با نام «الرضا» بدون پسوند ( ج ۲ ص ۹۹؛ ج ۴ ص ۳۶۲)

همچنین گاهی از حضرت با کنیه ابا الحسن (ج‏۱۴ ص ۳۳۹؛ ج‏۱۲ ص ۲۰)، ابا عبدالله ( ج‏۱۳ ص ۹۱؛ ج‏۱۰ ص ۳۳۶) یاد کرده و گاهی در کنار نام پدرانش (علی بن موسی الرضا) یاد می کند (ج‏۸ ص ۳۷۵؛ ج‏۸ ص ۳۱۰؛ ج‏۱۵ ص ۳۹۵؛ ج‏۶ ص ۳۶۱).

منبع: آلوسی، سید محمود، ۱۴۱۵ ق، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم‏ و السبع المثانی، بیروت‏، دارالکتب العلمیه




ارزش وقت در سیره علامه میرحامدحسین

درخواست حذف اطلاعات
یکی از بزرگترین پاسداران حریم فرهنگ و ولایت آل محمّد (علیهم السلام)، علامه مجاهد میرحامد حسین هندی است که در نیمه ی دوم قرن سیزدهم هجری می زیست. او حق عظیمی بر گردن شیعیان دارد و کتاب جاودانش «عبقات الأنوار» از آثار درخشان شیعه در یکی ـ دو قرن أخیر است. از جمله خصوصیات آن عالیجناب حرص بر استفاده از عمر شریفش بود، و در این باره نقل شده است که: حاکمی از حکام وقت تمایل و اشتیاق زیادی به دیدار جناب «میرحامد حسین» نشان می داد، و در ترتیب ملاقات با ایشان به وسائط مختلف چنگ می زد، ولی سید تمایلی بر این ملاقات از خود نشان نمی داد، تا اینکه بعد از اصرار زیاد از طرف افراد مختلف، میرحامد حسین می فرماید: چه مقصودی از ملاقات با من دارد؟ عرضه داشتند: صرفاً دیدار شما را می خواهد، فرموده بود: بگویید فلان ساعت از روز در پایین ایوان منزل منتظرم باشد. بالا ه روز موعود فرا رسید و در رأس ساعت مقرر، در حالی که حاکم با حشم و چاکران و ملازمانش انتظار قدوم میرحامد حسین را می کشیدند، سید از اطاقی که درب آن به روی ایوان باز می شد به روی ایوان آمد و در حالی که قلمش در دست راستش بود، فرمود: من میرحامد حسین هستم، مرا دیدی؟ و سپس به غرفه خود تشریف برده و به ادامه تألیفش مشغول شد!! هیهاتَ أن یأتیَ ا مانُ بمثله إنّ ا مانَ بمثلهِ لَعَقیمً منبع: سایت کنگره علامه میر حامد حسین



هفت نکته در آداب دانش اندوزی

درخواست حذف اطلاعات

هفت نکته از درسهای قرائتی

1. اگر ی درس را کنار گذاشت، مشخص می شود که خدا با او قهر کرده است: «إِذَا أَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَیْهِ الْعِلْم» (نهج البلاغه صبحی صالح/ص526/ح 290).

2. اگر واقعاً به یک درسی علاقه ندارید، درستان را عوض کنید. ما سیصد و پنجاه «اعوذ» در احادیث داریم. یکی از آن ها این است که «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَع‏» پناه می برم از درس بی خاصیت. حالا ما از کجا بفهمیم که درس ما خاصیت دارد یا نه؟ در حدیث المؤمنین (علیه السلام) فرمود: «ثمرة العلم العبادة» (غررالحکم/حکمت798) اگر هر چه باسوادتر هستید، سلام تان بیش تر است، ادبتان بیش تر است، تواضعتان بیش تر است، این معلوم می شود که این درس خاصیت دارد.

3. (ره) را بعد از تبعید در ترکیه به بغداد آوردند، من طلبه ی نجف بودم. با جمعی به دیدن آقا در کاظمین رفتیم. خدا رحمت کند، حاج آقا مصطفی این را می گفت. می گفت: در یک سالی که در ترکیه بود، در اتاقی بود که وقتی خواست اتاق را بکشد، گفتند: اتاق را نکشید. شما اگر نور می خواهید، لامپ را روشن کنید. به ما گفته اند: از نور خورشید استفاده نکند. را کشیدند. در اتاق تاریک، لامپ را روشن کرد و یک دور فقه نوشت. آن وقت ما بیست روز تخمه کدو می شکنیم. عمرمان را ضایع می کنیم. «أَفْنَیْتُ‏ فِی الآمالِ عُمُرِى‏» تعطیلات باید کم بشود. از هیچ باید چیزی درست کرد.

4. در دعای مکارم الاخلاق، سجاد(علیه السلام) می گوید: وَ حَصِّنْ‏ رِزْقِى‏ مِنَ َّلَفِ» (صحیفه سجادیه، ص98) خدایا آنچه که رزق ما کرده ای، رزق ما را از هدر رفتن حفظ بفرما!

5. هر پژوهشی ارزش ندارد. گاهی می نشینیم و ج رو مه حل می کنیم. خیابان دو حرفی تهران، خیابان قدیمی دو حرفی تهران، کلی می نشینیم و فکر می کنیم، بعد می گوییم: خیابان ری! ببخشید، چه مشکلی حل شد؟ آن ی که این ج را پر نکرده است، الان چه خاکی بر سرش می کند؟ تو که فهمیدی چه گُلی بر سرت می زنی؟ جهت اطلاع! مثل برنامه ی صرفاً جهت اطلاع تلویزیون!!! عمر ما برای جهت اطلاع نیست. مثل اینکه بدانیم بوعلی سینا چند کیلو بوده است. این هم علم است؟ اصحاب کهف چند تا بودند؟ سه تا بودند، چهارتا بودند؟ این هم علم است؟ کدام فامیل ها مرده هایشان بیش تر است. برویم قبرستان و مرده ها را بشماریم. در صدر در اینکه ما بیش تر هستیم، یا تو بیش تر هستی، بحثی شد که سرشماری د. یکی باخت و طبق نقلی گفتند: زن های حامله را دو تا حساب کنید، یک بار دیگر بشمارید. باز باختند. گفتند: برویم قبرستان و مرده هایمان را هم حساب کنیم، زنده و مرده کداممان بیش تر است. آیه نازل شد: «أَلْهَاکُمُ َّکَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِر» (تکاثر/1و2) یعنی اینقدر شما مست آمار هستید، اینقدر آمارگرا و آمارزده هستید که رفتید و استخوان های پوسیده و پیر نیاکانتان را می شمارید؟ حالا شصت یا هفتاد؟ پژوهش های لغو. اصحاب کهف چند تا هستند؟ مرده های کدام بیش تر است.

6. چرا من و فلانی با هم درس خو م، فلانی به آنجا رسید، من نرسیدم. اگر می خواهید تاآ عمرتان قلبتان سلیم باشد و کینه ای نداشته باشید، در تحصیل رضای خدا را ببینید.

7. همه ی علم فقط در آدم های مشهور نیست. افراد گمنام هم مشهور... عزیز مصر خواب دید، گیج شد، تمام علمای مشهور هم گیج شدند، یک نفر گفت: آقا یک نفر در زندان است که او تعبیر خواب را بلد است. یعنی گاهی افرادی دانشمند هستند ولی در جلوی چشم شما نیستند. آیت الله العظمای بروجردی، بروجرد بود.

(بخش های منتخب درس هایی از قرآن قرائتی مورخه 20 و 27 اسفند 1394)




مقابله با تجمل گرایی در سیره رضا علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

این مقاله با همکاری دانشجوی محترم آقای وحید بی آزار از دانشجویان دانشکده علوم قرآنی مراغه تدوین شده است و از مقالات برگزیده همایش علمی پژوهشی گفتمان خانواده در فرهنگ رضوی از برنامه های جشنواره بین المللی رضا علیه السلام است.

چکیده

گرایش به زیبایی و جمال دوستی یک امر فطری در بشر هست و مسئله تجمل و تجمل گرایی از دیرهنگام مورد توجه ملت های گوناگون از جمله مسلمانان بوده است، زندگانی رضا علیه السلام نیز از این قاعده مستثنا نیست به گونه ای که آن حضرت در مواردی به زینت و تزیین سفارش نموده اند و افراط و تفریط در تجمل را مورد نکوهش قرار داده اند. پژوهشی که انجام گرفته به روش توصیفی تحلیلی سعی دارد تا تجمل به شکل مثبت و منفی را از هم تفکیک کرده و شکل نادرست آن را تبیین نماید، لذا ضمن بررسی معنای لغوی و اصطلاحی «تجمل»، به ذکر مصادیق از آراستگی به عنوان گونه ی مثبت تجمل پرداخته و مواردی در سیره رضا علیه السلام را ذکر کرده است؛ از جمله تشویق به آراستگی، آراستگی به هنگام دیدار دیگران، استفاده از عطر، سفارش به استفاده از انگشتر عقیق، سفارش به سرمه کشیدن و خضاب . آنگاه نویسندگان در بررسی تجمل گرایی افراطی در شه رضوی موارد زیر را مهم ترین راه مقابله با تجمل گرایی عنوان کرده اند: تشویق به ساده زیستی در سیره ی رضوی، نکوهش تجمل گرایی، تشویق به اعتدال و میانه روی، توجه به اصل مساوات و برابرى، ‏توجه به اصل عدم وابستگی به دنیا، عدم ف فروشی، عدم حسادت در زندگی، عدم تاثی ذیری از امت های دیگر، راضی بودن به رضای پروردگار، توجه به هدف خلقت انسان، مشارکت در امور خیر و توجه به نیازمندان و یاد معاد.

واژگان کلیدی: تجمل گرایی، زینت، آراستگی، میانه روی، مقابله، رضا علیه السلام.

دریافت متن کامل مقاله