رسانه
رسانه

توهم دانایی



توهم دانایی

درخواست حذف اطلاعات

توهم دانایی

بزرگترین دشمن انسان نادانی نیست بلکه توهم دانایی است !

توهم دانایی سرطانی است که می تواند برهر فردی از هرنوع جنس وطبقه وسن و مقامی مستولی گردد واغلب با علائم دلواپسی وجلوه گری ها ی افراطیانه ظاهر می شود

توهم دانایی ممکن است در سپهر سیاست. اقتصاد و فرهنگ و بسیاری از حوزه های تخصصی رخ دهد.

یکی از این توهمات روشنفکری در عقیده و ابراز موضوع و نجابت و متانت و وقار بانوی شرقی و ایرانی است که با موهومات شعاری و توهم زدگی یا سلیقه شخصی بدست نمی آید بلکه شاخص آن فارغ از معیارهایی که در دین بیان شده است ، در ادبیات اصیل ایرانی هم ریشه دارد.

به تعبیر دیگر اگر یک بانوی ایرانی حتی اگر مسلمان هم نباشد، چنانچه بخواهد اص ایرانی داشته باشد ، باید براساس معیارهای برآمده از ادبیات و فرهنگ غنی خود رفتار کند و الا هویت او بی معنا می گردد.


نتیجه تصویری برای توهم دانایی

مثلا به اعتقاد فردوسی ؛ آنچه زن را زیبا و شایسته تخت سروری می کند متانت، وقار، و حجاب است.فردوسی پوشیده رویی را از مسائل بسیار مهم برمی شمارد. به گونه ای که آن را هنر ن و مایه افتخار و سربلندی آنان می داند.

او از زبان شه بانوی ایران، چنین بیان می کند:

مرا از هنر موی بُد در نهان

که آن را ندیدی اندر نهان

فردوسی حجاب ن را مایه ارزشمندی و شکوه آنان می داند. به همین سبب در بسیاری از موارد به جای واژه «زن» عبارت هایی چون «پوشیده روی» و «پوشیده رخ» را به کار می برد. هنگامی که «جندل» فرستاده «فریدون» می خواهد دختران پادشاه یمن را برای پسران فریدون خواستگاری کند؛ از زبان فریدون دختران او را «پوشیده روی» و «پوشیده رخ» خطاب می کند، و می گوید:

ز کار آگهان آگهی یافتم

بدین آگهی تیز بشتافتم

کجا از پس پوشیده روی

تو داری سه پاکیزه نامجوی ...

سه پوشیده رخ را سه دیهیم جوی

سزا را سزاوار بی گفتگو

حکیم فرزانه ایران حتی دختران تورانیان ـ دشمنان ایران ـ را نیز «پوشیده روی» می خواند.

همه دخت توران پوشیده روی

همه سر و بالا همه مشک بوی

ن شاهنامه همواره مواظب تن خود هستند، و آن را از چشم دیگران می پوشانند. و به این امر می بالند و افتخار می کنند. به طوری که منیژه با افتخار می گوید:

منیژه منم دخت افراسیاب

ندیده تنم آفتاب

حال با این معیارها می توان دریافت که بانوی ایرانی به متانت و وقار ونجابت و اص ش بانوی شایسته ای است .

بانوی شایسته و نجیب ایرانی نه با پول و ثروت ، نه با خودنمایی و پوشیدن لباسهای سخیف و مانتوی تنگ بدن نما و پوشیدن در انظار عمومی و نه با تیپ و قیافه های آنچنانی که درجامعه مشاهده می شود همسو و مشابهت دارد

جالب هم این است که اتفاقا حامیان این تیپ ها خودشان را بیش از متدینین ، متدین وایرانی می دانند !

مشکل این نیست که نسبت به فرهنگ خودشان جهل دارند ( که البته دارند ) بلکه ریشه اصلی این ناهنجاری توهم دانایی است.

والی الله المصیر

حمیدرضاابراهیم زاده

12اردیبهشت 1395



تمامی حقوق مربوط به این اثردرانحصارمولف محفوظ است