رسانه
رسانه

اگر باران به دلها نبارد ...



مرگ تدریجی با این خوراکی ها!

درخواست حذف اطلاعات

مرگ تدریجی با این خوراکی ها!

تمام غذاهایی که در روغن زیاد سرخ می شوند حاوی ماده خطرناکی به نام «آکریلامید» هستند. چیپس سیب زمینی نیز این شرایط مستثنی نیست.

آیا می دانستید که برخی غذاهایی که روزانه مصرف می کنید به آرامی در حال کشتن شما هستند؟ بیشتر ما تعدادی از این غذاها را در برنامه غذایی خود داریم، اما ترکیب آنها با یکدیگر به شکل گیری ترکیبی مرگبار منجر می شود، از این رو، باید تغییراتی را در رژیم غذایی خود ایجاد کنید.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "هلثی وایب"، آنچه مصرف می کنید را تجزیه و تحلیل کرده و انتخاب گزینه های سالم و درست را مد نظر قرار دهید. مصرف مواد غذایی که در ادامه به آنها اشاره شده است می توانند به فشار خون بالا، کلسترول بالا، بیماری قلبی، بیماری آ ایمر، و حتی سرطان منجر شود. البته افزایش وزن، چاقی، اضطراب و افسردگی را نیز فراموش نکنید.

رب گوجه فرنگی کنسروی

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

رب گوجه فرنگی کنسروی همانند قاتلی در لباس مبدل است. رب گوجه فرنگی کنسروی منبعی پنهان برای قند است و احتمالا هرگز فکر نکرده اید که این محصول می تواند موجب افزایش خطر چاقی، دیابت، بیماری قلبی، و حتی پوسیدگی دندان شود. برای پرهیز از این شرایط، از گوجه فرنگی تازه برای تهیه رب استفاده کنید یا پوره گوجه فرنگی بدون شکر یا نمک اضافه را انتخاب کرده و ادویه های دلخواه خود را به آن اضافه کنید. اگر هم مجبور به استفاده از رب های کنسروی هستید، حداقل برندهایی با محتوای قند و سدیم کمتر را انتخاب کنید.

نوشابه

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

نوشیدنی های گازدار یا نوشابه ها یکی از بدترین دشمنان سلامت شما هستند. آنها می توانند در هر چیزی از پوست تا سطوح قند خون، هورمون ها و خلق و خو اختلال ایجاد کنند. نوشیدنی های گازدار سرشار از قند، رنگ های غذایی و مواد نگهدارنده هستند. نمونه های بدون قند نیز انتخاب هایی سالم تر محسوب نمی شوند زیرا حاوی شیرین کننده های مضر هستند. آبمیوه ها و اسموتی هایی که تازه در خانه درست می شوند بهترین گزینه برای جایگزینی با نوشابه ها هستند.

شکر

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

اگر به خوراکی های شیرین علاقه دارید، روش های سالم تری برای فرو نشاندن هوس های شیرین شما وجود دارند. شکر اعتیادآور است و جدا از افزایش قند خون و ایجاد چربی، می تواند به بیماری قلبی نیز منجر شود. تا حد امکان از شکر پرهیز کنید تا خطر دیابت، سرطان، چاقی، بیماری قلبی، و بسیاری موارد دیگر کاهش یابد. به جای شکر از شیرین کننده های طبیعی، مانند عسل و استویا استفاده کنید و مصرف میوه ها را مد نظر قرار دهید.

کالباس

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

کالباس یک ماده غذایی سرشار از نیترات، سدیم، مواد نگهدارنده و مواد افزودنی است. تمام این مواد می توانند خطر سرطان، بیماری قلبی، دیابت، مشکلات رفتاری و دشواری در یادگیری در ک ن را افزایش دهند. بهترین گزینه پرهیز از مصرف کالباس است، اما اگر نمی توانید این کار را انجام دهید، حداقل نمونه های با کیفیت بالا را انتخاب کرده و میزان مصرف را محدود کنید.

روغن نباتی

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

برخی انواع روغن نباتی از محصولات تراریخته تهیه می شوند که هیچ ایده ای درباره آثار بلند مدت آنها نداریم. افزون بر این، روغن های گیاهی حاوی چربی های ترانس خطرناک و مضر هستند که می توانند محرک بیماری قلبی عروقی، چاقی، سرطان، و بیماری آ ایمر باشند. روغن های نباتی تصفیه شده حاوی رادیکال های آزاد هستند که می توانند موجب سرطان، تسریع پیری، و انواع مختلف مشکلات دیگر شوند. روغن زیتون، روغن نارگیل و روغن آووکادو جایگزین هایی سالم برای روغن نباتی هستند.

مارگارین

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

مارگارین محصولی سالم محسوب نمی شود. مارگارین از روغن های نباتی هیدروژنه تهیه می شود و غیر طبیعی تر از آن چیزی است که تصور می کنید. چربی های ترانس موجود در مارگارین می توانند به قلب و رگ های خونی آسیب رسانده و سطوح کلسترول را بر هم بزنند. کره جایگزین سالم تری نسبت به مارگارین محسوب می شود. از جایگزین های سالم تر نیز می توان به روغن زیتون و روغن آووکادو اشاره کرد.

هات داگ

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

هات داگ سرشار از مواد نگهدارنده است که می توانند به سلامت انسان آسیب وارد کنند. حتی برخی کارشناسان آثار مصرف هات داگ را با آثار سیگار کشیدن مقایسه کرده اند. همچنین، هات داگ سرشار از سدیم و سمومی است که خطر سرطان را افزایش می دهند. اگر همچنان نمی توانید از مصرف هات داگ پرهیز کنید، حداقل نمونه های فاقد مواد شیمیایی را از فروشگاه های ارگانیک یداری کرده و میزان مصرف را محدود کنید.

چیپس سیب زمینی

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

تمام غذاهایی که در روغن زیاد سرخ می شوند حاوی ماده خطرناکی به نام «آکریلامید» هستند. چیپس سیب زمینی نیز این شرایط مستثنی نیست. آکریلامید خطر سرطان های روده بزرگ، ، پروستات، و رکتوم را افزایش می دهد. از چیپس سیب زمینی پرهیز کنید یا نمونه های سالم تر آن را در خانه با افزودن اندکی نمک و روغن زیتون به سیب زمینی و قرار دادن در فر تهیه کنید.

چاشنی های سالاد آماده

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

چاشنی های سالاد سرشار از شکر، رنگ های ، و شربت ذرت با فروکتوز بالا هستند. افزودن این چاشنی ها به سالاد می تواند تمام فواید سلامت آن را از بین ببرد. از آبلیموی تازه، سرکه سیب، یا سرکه با امیک به همراه روغن زیتون به عنوان چاشنی سالاد سالم استفاده کنید.

شیرین کننده های

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

شیرین کننده های انتخ بهتر از شکر محسوب نمی شوند و حتی می توانند از آن بدتر نیز باشند. شیرین کننده های مانند آسپارتام، نئوتام، اسسولفام پتاسیم و غیره ممکن است حاوی کالری کمتری باشند، اما همچنان خطر دیابت، پرفشاری خون، بیماری قلبی، و سندرم متابولیک را افزایش می دهند. استویا، عسل، و شربت افرا جایگزین های سالم تری برای شکر هستند.

الکل

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

الکل سرشار از کالری است و موجب کم آبی بدن، آسیب کبد، افزایش وزن، افسردگی و مشکلات پوستی می شود. ناتوانی در تصمیم گیری یکی دیگر از آثار منفی نوشیدنی های الکلی است. اگر دوست ندارید به بدن خود، از مغز تا کبد و پوست، آسیب وارد کنید، مصرف الکل را کنار بگذارید.

نان سفید، آرد تصفیه شده

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

نان های سفید از آرد تصفیه شده تهیه می شوند. آرد سفید فاقد مواد مغذی مانند فیبر، مواد معدنی و ویتامین هاست و در حقیقت، رنگ سفید زیبای نان به بهایی سنگین حاصل شده است. مصرف نان های سفید خطر افزایش وزن، آسیب غده تیروئید، و آسیب اندامی را افزایش می دهد. محصولاتی که از غلات کامل (سبوس دار) تهیه شده اند، انتخاب سالم تری محسوب می شوند.

لبنیات

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

شیر نخستین غذایی است که پس از تولد مصرف می کنیم، اما شیر مادر با شیر بسیار متفاوت است. همچنین، با افزایش سن، انسان با عدم تحمل لاکتوز، قند موجود در شیر، مواجه می شود. مصرف محصولات لبنی با جذب پایین مواد مغذی، سرطان، آرتریت، میگرن، آلرژی ها و آسم پیوند خورده است. شیر بادام یا شیر نارگیل گزینه هایی سالم تر محسوب می شوند.

گوشت های باربیکیو شده

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

بوی گوشت های باربیکیو شده فوق العاده است و پرهیز از مصرف آنها دشوار، اما بهتر است تا حد امکان از این خوراکی های لذیذ پرهیز کنید. مواد شیمیایی که طی این روند وارد گوشت می شوند با افزایش خطر سرطان های پانکراس و پیوند خورده اند. اگر نمی توانید به طور کامل از گوشت های باربیکیو شده پرهیز کنید، حداقل مصرف آنها را محدود کرده و افزودن گیاهان دارویی، مانند رزماری، به غذای خود برای کاهش مواد سرطان زا را مد نظر قرار دهید.

انرژی بار

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

انرژی بارها ممکن است برای ورزشکاران که به افزایش سریع انرژی بدن خود نیاز دارند، ضروری به نظر برسند، اما این برای همه صادق نیست. انرژی بارها حاوی قند فراوان، شربت ذرت با فروکتوز بالا، مواد نگهدارنده و چربی های ترانس هستند. پس اساسا آنها محصولاتی سرشار از کالری، قند و مواد تشکیل دهنده هستند که همانند یک بمب ساعتی عمل می کنند.

فست فود

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

فست فودها خوشمزه هستند و به راحتی آماده می شوند. اما آنها سرشار از چربی های ترانس، قند، نمک، مواد نگهدارنده، مواد افزودنی، رنگ های غذایی و دیگر مواد شیمیایی هستند که عطر و طعم این غذاها را بهبود می بخشند. فست فودها می توانند خطر دیابت، بیماری قلبی عروقی، سرطان، اختلالات خلقی، افزایش وزن، اختلالات متابولیک و غیره را افزایش دهند. اگر نمی توانید از آنها پرهیز کنید، حداقل میزان مصرف را محدود کنید.

گندم

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

گندم حاوی کربوهیدارتی است که سطوح قند خون را به طور ناگهانی و سریع افزایش می دهد. این شرایط می تواند تولید انسولین زیاد و افزایش وزن را به همراه داشته باشد. با گذشت زمان، پانکراس با بار کاری بیش از حد مواجه شده و بدن در برابر انسولین مقاوم خواهد شد و در نهایت ابتلا به بیماری دیابت در انتظارتان خواهد بود. سطوح بالای قند خون تولید ترکیباتی که روند پیری را تسریع می کنند را موجب شده، از این رو، با بروز چین و چروک زودرس در پوست خود مواجه خواهید شد. بدون تردید، تسریع پیری و افزایش احتمال ابتلا به دیابت مسائل کوچکی نیستند.

غلات صبحانه

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

غلات صبحانه به رغم ظاهر جذاب و رنگارنگ خود محصولاتی بی خطر نیستند. آنها سرشار از قند، رنگ های ، مواد نگهدارنده، محصولات تراریخته و اغلب فاقد مواد مغذی هستند. جو دوسر به همراه مقداری میوه تازه یا خشک انتخاب سالم تری محسوب می شود.

آبمیوه های تجاری

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

آبمیوه های تجاری اغلب حاوی شکر افزوده، رنگ های غذایی، و مواد نگهدارنده هستند و روند پاستوریزه نیز می تواند بسیاری از مواد مغذی آنها را از بین ببرد. تهیه آبمیوه از میوه های تازه در خانه انتخ سالم تر است.

نمک

غذاهایی که به آرامی شما را می کشند!

نمک نقش مهمی در تنظیم فشار خون دارد. اگر بیش از حد نمک مصرف کنید، با پرفشاری خون و افزایش خطر بیماری قلبی عروقی مواجه می شوید، که از دلایل اصلی مرگ و میر انسان ها در جهان است. نیازی نیست نمک را به طور کامل از ژیم غذایی خود حذف کنید، اما باید مقدار مصرف آن محدود باشد. غذاهای فرآوری شده حاوی سدیم فراوان هستند و باید به مصرف آنها نیز توجه داشته باشید.

برچسب ها: مرگ تدریجی، خوراکیهای مهلک، افزودنیهای مهلک،





از خبرهای بودار تا بوهای خبرساز

درخواست حذف اطلاعات



از خبرهای بودار تا بوهای خبرساز

 

از خبرهای بودار تا بوهای خبرساز
  خبرآنلاین ، فرزین پورمحبی: «مصیبت» در کشور ما حل یا فصل نمی شود بلکه از شکلی به شکل دیگری درآورده می شود!

 یعنی در ابتدا مصیبتی سوژه شده و سر همه گرم آن می شود اما در ادامه؛ سوژه بعدی،دست گرفته می شود و سوژه قبلی-بدون رفع و رجوع- دست به سر می شود و همینطور تا آ ؛ به ترتیب آ ین خبر،خبر روز می شود! ضرب المثلش هم با اندکی دخل و تصرف این می شود: «نو که شود دل آزار، کهنه شود بی آزار»
  البته اگر بخواهیم نیمه پر لیوان را ببینم اینهم یک نوع روش درمان برای مداوای دردهای جامعه است. بعنوان مثال؛ وقتی انگشت یکی درد کرد و جعبه کمک های اولیه نبود؛ فقط کافیست با حفظ آرامش، به چشمان شخص مصدوم نمک پاشیده شود تا درد انگشت، فراموشش شود! برای مداوای سوزش چشمانش هم؛ سوزنی به نقاط حساس بیمار زده شود! طبعا برای درمان درد سوزن هم؛ باید به کیس مورد نظر شئی تیزتری فرو کرد و همینطور تا آ ... فقط باید توجه داشت در کلیه این مراحل حفظ خونسردی و زدن لبخندی از نوع ریاست جمهوری برای همراه بیمار ضروری است. 

این روش مزایای دیگری هم دارد، یکیش اینکه سالیانه به میزان  ۱۲۳۴۵۶۷۸۹ دلار از وج ارز جلوگیری می کند. فرض بفرمایید زبان مان لال اگر سالیانه ۵۰ اتوبوس در اثر استهلاک ترمز سقوط کنند و یا ۱۰ مدرسه در اثر عدم سیستم گرمایشی مناسب آتش بگیرند، کدام یک از دو روش زیر مقرون به صرفه تر است؟

۱-وارد سیستم ترمز و گرمایشی از کشورهای بیگانه و در نتیجه وابستگی به آنان؟

۲- پخش یک صحنه دار و یا دعوای ای مسئله دار و منحرف داستان های بودار؟! 

مزیت دوم روش فوق هم این است که: تمام سوژه های تولید شده در سال حمایت از تولید ملی به دست متخصصان داخلی و مسئولین دلسوزمان تولید می شوند. قبول بفرمایید تولید و بعبارتی درآوردن سوژه هایی مانند: «خودت بمال»؛ «داستان کربلای ۴» ؛ «لنگ بپوشید» ؛ «تحریم تاثیری ندارد» ؛«آوار شدن پلاسکو» «ریزش معدن و مترو» ؛ «مفقود شدن دکل نفت و مخابرات»؛ « »؛ «سلطان بازی» و... کار هر و نا ی نیست و نیاز به چندین نفر ساعت فکر و خیال دارد؛ البته بیشتر: خیال! بی خیال... حتی اگر مسئول محترمی و یا تئوربسین هایی از قبیل ازغدی ؛ عباسی و ... از تولید سوژه عقب بمانند آنگاه ماه و ابر و خورشید دست به کار می شوند تا کشورمان بی سوژه نماند. یعنی همان حادثه های طبیعی و غیرمترقبه ای که خبر نمی کنند ناگهان خبرساز می شوند و یکی یکی چترشان بر سرمان باز می شوند! ازسیل و ز له بگیرید تا وارونگی هوا و آتشفشان و خش الی و مگس های سفید! جتی اگر هواپیمای خودی سقوط نکند هواپیمای کشورهای دیگر -مثل ترکیه- یک راست می آیند و در ایران عزیزمان سقوط می کند! 

اخیرا هم در حال تجربه شکل جدیدی از سوژه ها هستیم. چون تا به حال فقط با خبرهای بودار درگیر بودیم اما هم اکنون خود بو هم خبرساز شده است! بگذریم از اینکه چه ی بو داده است نکته جالب ماجرا اینجاست که همه آنرا به گردن دیگری می اندازند و هیج مسئولیت آن را بعهده نمی گیرد حتی ! درست مانند «صدای مشکوک» در سریال جان ناپلئون! خب؛ فداکاری را برای چنین مواقعی ساخته اند؛ –گلاب به روی مسئولین- بر همین اساس بنده بدین وسیله مسئولیت این بو را بعهده می گیرم و از همگان بایت این کار بی تربیتی عذرخواهی می نمایم!     


 

  تهیه وَ تدوین : عبد عاصی  

برچسب ها: انجراف افکار عمومی



معروفترین لاط با مرام میگفت :

درخواست حذف اطلاعات




  معروفترین لاط با مرام میگفت :  









برچسب ها: بهشت، جهنم، لاط با مرام،




«من از مسلمونها بدم می آد»

درخواست حذف اطلاعات


 

«من از مسلمونها بدم می آد»

 

 

    با اشاره به پیوند فوق، مرجع مطلب وَ تغییر احتمالی عنوان مشخص میشود 

 

http://www.khaterenegari.com/main/wp-content/uploads/2018/05/%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%ad%db%8c%d8%a7%d9%86-800x445.jpg  نیلوفر شادمهری دانشجوی ای طراحی صنعتی در فرانسه، خاطرات دوران تحصیل اش را در کت به نام “خاطرات سفیر” نوشته و منتشر کرده است. در بخشی از این کتاب می خوانیم:
با امبر (مخفف امبروژا) توی آشپزخونه نشسته بودیم و داشتیم شکلات می خوردیم و درباره این حرف می زدیم که خدا چه لطفی کرده که من و اون توی یه خوابگاه هستیم که ریاض، یکی از آقایون الجزایری، اومد اون طرف ما پشت میز نشست و از من پرسید: «شما اون روز با ویدد درباره حرف می زدید؟»
-بله.
– چی می گید هی از ؟! من هیچ کدوم از این حرفا رو قبول ندارم. از مسلمونا هم بدم می آد. برای همین خودم ی شدم.
خیلی ناراحت شدم؛ بیشتر هم از اینکه یه فرد مسلمون ی شده بود و جلوی امبر داشت اون حرفارو می زد. این خیلی بد بود. همیشه ترجیح می دادم بجث بین مسلمونا در حضور پیروان ادیان دیگه نباشه. اصلا خوشایند نیست. خیلی هم جا خوردم. چون فکرش رو هم نمی اون آقا ی باشه. رفتار خیلی موجهی داشت. اما به هر حال این موضوع مطرح شده بود. گفتم: «خب، حالا مشکل چیه؟» گفت: «مگه نه اینکه ادعا می کنید تکامل آورده و به پیشرفت بشر کمک می کنه؟ کدوم پیشرفتی رو شما مسلمونا باعثش شدید؟ شما فقط مصرف کننده های علمید ما تولید کننده ایم. (تولید کننده علم؟ الجزایر؟) درمان بیماری ایدز رو کی کشف کرد؟ مسلمونا یا ما؟» پیش خودم بهش گفتم: شما چی رو به زندگی اضافه کردید که زندگی بهتر بشه؟ کشف درمان بیماری شرم آوری که کشورای غیر ی تولید کرده اند افتخار ندارد؛ شرمندگی داره. مگر این مشکلات از کشورای مسلمون ظهور کرده؟ ما باید جوابگوی گندی باشیم که کشورای غیر ی زده ان و الان به کشورای مسلمون هم رسیده؟ تازه نکنه شما خیال می کنید اونایی که دنبال راه حل این مسئله ان به عشق مسلمونا دارن در به در دنبال راه حل می گردن! نخیر، اونا دنبال راه حل ان چون مشکل اصلی کشورای خودشونه و به راه حلش احتیاج دارن. اگر خودشون میلیون میلیون مریض روحی و جسمی نداشتن، هیچ وقت ککشون هم نمی گزید؛ والا مگه کم مشکل توی کشورای آفریقایی هست که راه حلش برای اونا فقط یه اشاره انگشته و دریغ می کنن؟ چقدر از این بدبختیا رو خودشون باعث و بانی شده ان؟ همین کشور خود شما –سال ها مستعمره چه کشوری بودید؟ یه کشور مسلمون؟- ببینید فرانسه چه بلایی سر الجزایر آورده که هنوز نمی تونه سر پا وایسه -که هنوز دوستای الجزایری من حتی به آسف فرانسه غبطه می خورن- اگه فرانسه باعث این همه پیشرفت و ترقی و آرامش برای بشریته، چطور قطره ای از این آرامش و پیشرفت به الجزایر که بیخ گوششه نرسیده؟ بعد هم اینکه من خیلی دوست دارم بدونم کدوم بخش از آرامش بشر رو شما تامین می کنید؟ یه نگاهی به این مملکت بندازید. تلویزیون، سینما، پارک، در، دیوار،- چه چیزی داره الگوی انسان معرفی می شه؟ اگه کمال انسان توی این رفتاراست که ما توی کشورمون باغ وحشای بزرگی داریم و من نهایت این ترقی رو قبلا دیده م. چی از آرامش توی خانواده باقی مونده؟ میزان ثبات خانواده چقدره؟»
تازه فکم گرم شده بود و داشتم صفا می که حواسم رفت به امبر. دست راستش رو زده بود زیر چونه شو با حرفای من سر ت می داد. بدجوری رفته بود توی بحر بحث.
ریاض گفت: «خب، خیلی از مسلمونا هم کارای اشتباه می کنن.»
-که چی؟
-خب فلان جا مسلمونا بد رفتار می کنن- این طوری می گن- اون طوری می پوشن- این ه که شما دارید؟
-نه، وقتی این قدر اشتباه رفتار می کنن واضحه اونی که اونا دارن نیست. اما اینا خطای مسلموناست؛ به چه؟
-خب ، ما هم ممکنه اشتباه کنیم، پس ی انیم.
(دقت فرمودید؟ تا چند دقیقه قبل از اون اینا بالاتر از ما بودن! بعد رسیدیم به اینکه ثابت کنه اونا هم سطح ما هستن.)
-نخیر، این دو مورد که شما گفتید ی ان نیست. ایدئولوژی نقص نداره. خطای مسلمونا اشکال مسلموناست، اگه ی بخواد آدم خوب و متعهدی باشه و به عمل کنه، از فرش به عرش می رسه. اما در مورد شما اشکال اتفاقا از ایدئولوژیه. حالا اگه ی هم بخواد همه تلاشش رو ه تا به این ایدئولوژی متعهدتر باشه، بیشتر تو قعر فرو می ره. اما اگه منظور شما اینه که بالا ه یه جوری یه مقایسه بین مسلمونا و سایرین راه بندازید، اشکالی نداره. منتها چون به قول شما هم مسلمونا خطا دارن هم غیر مسلمونا، بهتره به جای مقایسه مسلمونا و غیر مسلمونا، رو با بقیه ایدئولوژیا مقایسه کنیم.


  تهیه و تدوین : عبد عاصی     

 

برچسب ها: مسلمان، ی، ، یت، مخالف ،




تــــرس از حـــرف مَـــردُم ...

درخواست حذف اطلاعات


 

     

  تــــرس از حـــرف مَـــردُم ... 

 


 


















کشاورز فقیری بود که چند سالی مزرعه-ی کوچکش محصولی نمیداد و از مال دنیا فقط یک بزغاله براش مونده بود وُ یک کلبه-ی کاهگلی ... کار وُ بارش انقدر زار شد که به ناچار یکروز راهی شهر شد تا بزغاله-شو تو چارشنبه بازار بفروشه. تو راه دو تا به بزغاله-ش طمع وَ میخواستن به هر کلکی شده، اونو از چنگش بیرون بیارن. دیدن کشاورز آدم قُلچُماق وُ قوی هیکلیه وَ فقط با کلَک وُ حُقه-بازی شاید بتونن به هدف-شون برسن. رفتن جلو وَ کارشونو با












چرب-زبونی شروع :

_ خدا قوت همشهری ... چی شده این سگ بیچاره رو روی شونه-ت سوار کردی؟

_ کودوم سگ! این بزغاله-ست.

_ خدا شفات بده ، حواس پرتی گرفتی؟

_ سر به سرم نذارین، خودم کم مصیبت دارم ...

_ آخه تقصیر خودته. سگ اهلی رو که ی کول نمیکنه، ما برآ خودت میگیم. نیگاش کنین بیچاره چقدر هم خسته شده. خدا شفات بده، ما رفتیم. 

 این دو نفر که دیدن حریف کشاورز روستایی نمیشن، شریکی پیدا وَ اونو به صحنه-ی حقه-بازی-شون فرستادن. این مرد هم رفت پیش کشاورز وُ همون حرفآ وُ همون بازی رو تکرار کرد، البته پیاز-داغشو زیادتر کرد وُ جدی-تر نقش بازی کرد. این بار هم حقه-ی ها کارگر نشد، فقط شک وُ شُبه-ش بیشتر شد که نکنه حواس-پرتی گرفته باشه وُ سگ همسایه رو بجای بزغاله-ش به کول کشیده. فورا بزغاله رو گذاشت زمین وُ دستی به سر وُ کول اون کشید تا بیشتر مطمئن بشه. همین کارو کرد، ولی انگار یک چیزی مثل هول وُ هراس تو دلش چنگ میزد، تو گویی تو دلش رخت می-شُستن ... با خودش میگفت نکنه خُل وُ چل شده باشم ؛ جواب اهل وُ عیالمو چی بدم؟ به هَمولایتی-هام چی بگم؟ فکر نکنم که حتی برآ چوپونی اشون هم قبولم کنن. تو همین حال وُ هوا بود که شریکی چرب-زبون وُ ناقلا از طرف آ اومد سراغش :

_ خدا قوت همشهری ... کار وُ بار وُ زندگیت چطوره؟

_ چه کاری! چه بآری! ... خدا مرگم بده تا ازین نکبت راحت شَم.

_ خدا نکنه ... هنوز ماشاالله جَوون وُ قُلچُمآآآقی ... سآلم وُ سَر حالی ... کاشکی کشت وُ کار وُ زراعت نداشتی، برآ چوپونی صد وُ دَه بیست تا میومدی ده مآ ... حیف ...

_ گورم کجا بود که کفَنَم بآشه ... یه تیکه زمین داشتم که آفت وُ بلا گندمآ-شو بر باد فنآ داد. حالام دارم این بزغاله رو می-برم چآرشنبه بازار بفروشم.

_ خدآ بزرگه، توکل-ت به اون بآلایی بآشه ... راستی بزغاله-ت کو؟

_ یعنی نمی-بینی! رو دوشَمه ...

_ شوخیت گرفته!؟ این که سگه.

_ تو هم بزغاله رو سگ می-بینی!؟

_ عجب! ... با خودم میگفتم حالا که بیکاری ببَرمت برا چوپونی اون آ ... ولی نه، خدا شفآت بده ... آدمی که هواس پرتی گرفته، به درد این کآر نمیخوره ؛ یه روزه آ رو میندازه تو چنگ گرگآ ... امان از قسمت ... نکنه جن-زده شده بآشی. خدا شفآت بده ... منم برم ببینم چآرشنبه بآزار می-تونم یه چوپون قُلچُماق وُ سالم پیدا کنم. تو هم یه نفسی چآق کن، رنگ وُ روت شده مثل میـــت ...

با حرفآی این مَرد، کشاورز بیچآره، پآآآک خودشو باخت وُ باوَرش شد که بلایی سرش اومده که سگ همسایه رو از بزغاله تشخیص نمیده. با خودش فکر کرد که خدا رو شُکر ، ی از همولایتی-های روستاشون اونو با این وضع ندیده وَ هیچکدوم نمیدونن که اون هواس پرتی گرفته، وَ به این بلا دچآر شده. تو دلش گفت تا آشنایی از راه نرسیده، سگه رو ول کنم بره به امان خدا ...

   نوشته : عبد عاصی   

 




احتمال عــفــو بابک زنجانی ...

درخواست حذف اطلاعات


 

                                                                                              

    با اشاره به پیوند فوق، مرجع مطلب وَ تغییر احتمالی عنوان مشخص میشود 

 

به گزارش جماران،  بابک زنجانی درباره اجرایی شدن حکم وی گفت: رأی دیوان عالی می گوید اگر آقای زنجانی استرداد وجه و اظهار ندامت کند مورد عفو قرار می گیرد

رسول کوهپایه زاده، درباره آ ین وضعیت پرونده بابک زنجانی گفت: اتفاق جدید دراین پرونده رخ نداده است و ما در تکاپوی بازگشت وجه هستیم.

وی درباره بازگشت بدهی موکل خود به شرکت نفت عنوان کرد: آقای زنجانی حدود ۲ میلیارد یورو بدهی دارند که بخشی از آن از طریق فروش اموال داخلی پرداخت شده است و بخشی دیگر قرار بود با باز حساب مشترک با شرکت نفت صورت گیرد که تاکنون این اتفاق نیفتاده است.

این دادگستری درباره پرداخت میزان بدهی موکل خود به شرکت نفت تا به امروز گفت: بر اساس آنچه که معاون دادستانی تهران در دادگاه اعلام کرده تاکنون ۲ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان از وجوه بازگشته است.

وی درخصوص این که دادستان اعلام کرده است تنها مانع برای اجرای حکم بابک زنجانی همین بازگشت وجوه است، آیا حکم پرونده همچنان باز است، گفت: دیوان عالی کشور حکم آقای زنجانی را در چند صد صفحه اعلام کرده و اتهام وی را افساد فی الارض و مجازات اشد بیان می کند اما در انتهای همین حکم می گوید «بدیهی است در صورت استرداد اموال و اظهار ندامت، پشیمانی و توبه محکوم علیه مذکور استحقاق برخورداری از مقرارت ذیل ماده ۱۱۴ قانون مجازات ی را خواهد داشت»

کوهپایه زاده تصریح کرد: ماده ۱۱۴ قانون مجازات ی مساله عفو را بیان می کند؛ به عبارتی دیگر رئیس قوه قضائیه می تواند از ی درخواست عفو محکوم علیه را داشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: این صراحتی است که در حکم آمده است؛ یعنی همان مرجعی که تشخیص داده است آقای زنجانی مفسد فی الارض است صراحتا اعلام کرده است درصورت استرداد اموال و اظهار ندامت استحقاق برخورداری از ماده ۱۱۴ قانون مجازات ی را داراست.

این دادگستری تاکید کرد: رأی صادره از صدر تا ذیل معتبر است و مسئولان قضائی هم اعلام کرده اند اگر آقای زنجانی بتواند پول ها را بگرداند قائل به تخفیف خواهند شد. آقای زنجانی هم باتوجه به اینکه موضوع مرگ و زندگی در میان است، آنقدر هوشمند است که بخواهد این کار را انجام دهد.

بابک زنجانی با بیان اینکه اصل بر همکاری همه طرف های پرونده است، اظهار داشت: مطالب را به مراجع ذی صلاح قضایی منتقل کردیم تا را ار لازم پیدا شود.

وی در پاسخ به این سوال که میزان اموال و دارای موکلش چه میزان است و آیا می تواند این بدهی را پرداخت کند، گفت: بحث سر این است که این پول بازگردد، شرکای آقای زنجانی هم تقبل کرده اند استرداد وجه صورت گیرد، باید بر أساس مکانیزم و قراردادی که با شرکت نفت در این خصوص منعقد شده همکاری لازم انجام شود تا امکان تسویه بدهی فراهم شود.

کوهپایه زاده تاکید کرد: البته با بحث تحریم این وضعیت دچار پیچیدگی خاصی شده است که امیدواریم با درایت و واقع بینی برطرف شود.

  تهیه و تدوین : عبد عاصی     

برچسب ها: عــفــو بابک زنجانی، دو میلیارد یورو بدهی زنجان، حکم بابک زنجانی، اتهام مفسد فی الارض، تــــوبــــه بابک زنجانی،




چرا شهروندان فکری برای آلودگی هوا نمی کنند! ...

درخواست حذف اطلاعات



چرا شهروندان فکری برای آلودگی هوا نمی کنند! ...  

    با اشاره به پیوند فوق، مرجع مطلب وَ تغییر احزمالی عنوان مشخص میشود 

                                                                        

(((از شعار تا عمل یک دنیا فاصله است وبارها اعلام کرده-اند که موتورسیکلت-های دود-زا چند برابر یک خودر آلودگی دارد؛ همچنین خودروهای فرسوده ... اما متاسفانه برای تبدیل به احسن آنها از آن همه پول که در بانک مرکزی ایجاد تورم نقدینگی کرده ، هیچ وام معقولی با درآمد این جماعت نکرده-اند ؛ مردم هم میگویند برای تبدیل به احسن،بودجه-ی لازم را با این اوضاع وام و بهره-ی آن ندارند ... پاسخی-ست که به دور از واقعیت نیست. در نتیجه جز انتظار یک معجزه ، کاری نمیشود کرد. تراکم خودرو و ساختمانها هم که بخاطر درآمدهای آنچنانی چندین برابر شده، واقعیت تلخی-ست که اهل فن متعهد هم هنوز نتوانسته-اند راه حلی برایش ارائه کنند. پاک، مهمترین راه برای کاهش آلودگی ، یادم رفته بود ،  افزایش وَ یارانه دادن به حمل و نقل عمومی ... کشورهای پیشرفته حتی به خطوط هوایی هم یارانه میدهند تا هم مانع ورش تگی-شان شود وَ هم اینکه صنعت گردشگری وَ حمل و نقل عمومی از اوضاع مناسبی برخوردار شود. _ عبد عاصی ))).

 مسئولان اما انگشت انتقاد را به سمت شهروندان نشانه می روند. شهروندانی که قوانین و مقرراتی که برای کاهش آلودگی هوا وضع شده اند را دور می زنند. به راستی آیا باید شهروند را مقصر آلودگی بی پایان دانست؟
 
درست از زمانی که ساخت کلان ا را از دوره سازندگی آغاز کرده است. بارگذاری بالای جمعیت در ای مختلف ایران در طول این سال ها سبب شده تا آلودگی هوا در فصل زمستان که وارونگی دما اتفاق می افتد بر چندین کلان شهر از جمله اصفهان، اراک، تهران، اهواز و ... چیره شود. معضلی بزرگ که حتی با ارائه طرح ها، لوایح و تصویب قوانین از سوی حاکمیت نیز درمان نشده است. معاینه فنی خودروها آ ین اقدام متولیان پاکی هوا برای کاهش آلودگی هوا بوده است. اقدامی که باز هم شهروندان آن را دور زده اند و متولیان اجرای آن تخلف کرده اند. مسئولان برای آنکه برای یک بار پیروزی طرح خود را بینند می گویند قرار است ناظری برای متولیان اجرای این طرح بگذارند. اقدامی که خود هزینه و بار مالی دیگری بر دوش کشور می گذارد. بسیاری معتقدند باید شهروندان قانون گریز را اصلاح کرد، شاید با کار فرهنگی حتی به زور تهدید و تنبیه.
نادر صادقیان، جامعه شناس اما نظر دیگری دارد. او به «ابتکار» می گوید: «نباید بیش از حد در بسیاری از مسائل اجتماعی و آسیب ها انگشت اتهام را به سمت مردم نشانه رفت. نگاه ساختاری در بررسی مسائل در کشور بسیار ضعیف است. بیشتر تحلیل ها در رسانه و جامعه عامل محور است و با معلول درگیر می شود.»
«شهری که عرصه آن حداکثر جای 3 میلیون و 800 هزار نفر است، سیاست گذاران شهری طی 4 دهه آن را به مکانی برای زندگی نزدیک به 10 میلیون انسان تبدیل کرده اند. شهری که آن را تهران نامیده اند. با افزایش جمعیت تعداد وسایل حمل و نقل در تهران را که حد استانداردش 8 هزار دستگاه اتومبیل است به 3 میلیون دستگاه اتومبیل رسانده است. آیا در این شهر باز هم می توان انتظار داشت که شهروندان قوانین را رعایت کنند؟»
«آلودگی هوا نوعی کشتار بی صدا است و مرگ و میر و بیماری هایی که ریشه در آلودگی هوا دارد در کشور چند برابر شده است.

   متن کامل    

 تهیه وَ تدوین : عبد عاصی  



هزینه-ی سلاخیهای آل یهود از جیب حجاج ایرانی و ...

درخواست حذف اطلاعات


هزینه-ی سلاخیهای آل یهود از جیب حجاج ایرانی و ...


  • ای کاش مسئولین مربوطه پرونده-ی کشتار منا را برای حفظ ظاهر هم که شده
  •  به جریان می-انداختند؟! از پرونده-ی کشتار حجاج ایرانی سال 1366 که
  • تحت الشاع جَو ضد ایرانی «زمان جنگ تحمیلی» قرار گرفت وَ ماست-مالی شد! ...
  •  پرونده-ی کشتار حجاج منا هم گویی مشمول گذشت زمان شده است! ...
  •  در عوض، مسئولین سازمان حج، کماکان برای افزایش سهمیه ایرانیان به عمره
  •  مفرده وَ حج تمتع هشیار وُ کوشا هستند. خوب است که ثابت شده
  • هزینه-ی عمده  وَ اصلی تروریستهای القائده، ، عراق، ،
  •  وَ امثالهم هم از جیب آل یهود پرداخت شده وَ میشود.


  •    هزینه-ی سلاخیهای آل یهود از جیب حجاج ایرانی و ...


        با اشاره به پیوند فوق، مرجع مطلب وَ تغییر احتمالی عنوان مشخص میشود 


    علیرضا رشیدیان که حدود یک هفته از آغاز فعالیتش در سازمان حج و زیارت می گذرد،
  • صبح روز یکشنبه ۲۵ آذر ماه برای انجام مذاکره حج تمتع ۹۸ به دعوت حج
  • عربستان سعودی و در رأس هیأتی، به عربستان عازم شد. رشیدیان پیش تر
  •  گفته بود: برقراری دوباره عمره و افزایش سهمیه ایران در حج از دیگر
  • محورهای این مذاکره ها خواهد بود.

  • مُسَکن پیشگیری از قاچاق سوخت ...


    ماجرای قاچاق سوخت همچنان ادامه دارد و هزینه-ی آنرا کماکان مردم باید بپردازند
  • که بدترین آن افزایش قیمت بنزین در آینده-ی نزدیک وَ تورم
  • انواع خدمات وَ کالاها ، آن هم بدون نطارت، مثل همیشه ادامه خواهد داشت.
  •  اعمال مجازات پیشگیرانه این قاچاقچیان، حداقل مصادره اموال است ... و این هم متن شبکه خبر : 

    روزانه 40 میلیون لیتر قاچاق سوخت


    قاچاق روزانه 40 میلیون لیتر سوخت در مرزهای کشور ضربه مهلکی به اقتصاد کشور است.
    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، انتقال پرخطر سوخت در جاده ها و انبار های غیرمجاز تا انتقال
  •  آن از طریق لوله به دریا گزارشی مستندی از قاچاق سوخت
  •  در جنوب کشور است. علی مویدی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز
  •  استقرار تجهیزات و زیرساخت های الکترونیکی در راستای
  • ت الکترونیک را در جلوگیری از قاچاق سوخت
  • از کشور موثر می داند. گازوئیل از طریق تانکرهای سوخت از استان فارس و
  • دیگر استان ها به هرمزگان منتقل می شود.

    در استان هرمزگان هر شبانه روز 50 لنج و هر کدام

  • بین 20 تا 50 هزار لیترسوخت قاچاق می کنند؛

  •  اینگونه می شود که روزانه میلیون ها لیتر

  • سرمایه ملی کشور به تاراج می رود.




  • سلام ... دیگه خی ون بابت آجیل کیلویی 200 تومن
  • «شب یلدا» راحت بشه ؛ رئیس اتحادیه خشکبار از
  • شبکه-ی خبر اعلام کرد که قیمت خُرده فروشی
  •   آجیل از قرار کیلویی 60 تومن است!
  •  باور نمیکنید، اینم متن خبرش :    


    قیمت آجیل شب یلدا اعلام شد

    قیمت آجیل شب یلدا هر کیلو 60 تا 100 هزار تومان اعلام شد.
    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر،رئیس اتحادیه خشکبار
  • و آجیل گفت: آجیل شب یلدا با پوست کیلویی بین ٦٠ تا ٨٠ هزار
  •  تومان و آجیل شب یلدا با مغز بین ٨٠ تا ١٠٠ هزار تومان در
  •  عمده فروشی ها عرضه می شود.احمدی با بیان اینکه ١٠ درصد سود ده فروشی به این ارقام
  • افزوده خواهد شد، افزود: قیمت انواع خشکبار در مقایسه با
  •  ٢٠ روز پیش، در مجموع ١٠ درصد کاهش یافته است.رئیس اتحادیه خشکبار و آجیل با تکذیب قیمت های اعلام شده
  • در فضای مجازی، کاهش تولید را علت اصلی گرانی خشکبار
  • دانست و گفت: علاوه بر پسته، تولید بادام درختی، فندق و

  • گردو نیز امسال آسیب دید.




  • ترک خویشتن

    درخواست حذف اطلاعات





    ترک خویشتن

    ترک خویشتن

    غلامحسین معتمدی: عنوان ترک خویشتن عجیب و غیرعادی به نظر می رسد. مگر ی می تواند خودش را ترک کند؟ پاسخ نه تنها آری است، بلکه شمار افرادی که درگیر این وضعیت هستند بیشتر از حد تصور است.

    آنتونی: بگذارید آن موجودی که خود را ترک کرده تنها بماند.  ویلیام ش پیر، آنتونی و کلئوپاترا

    در حقیقت ترک خویشتن در بسیاری از مشکلات و های شناخته شده مانند افسردگی، اضطراب، خشم، رنجش، اعتیاد و... نقش بازی می کند و از همه مهم تر  در ایجاد و گسترش ترس از تنها بودن یا تنها ماندن و به عبارت بهتر ترس از تنهایی سهیم است.

    برای درک بهتر موضوع با مثالی مفهوم ترک شدگی را نشان می دهیم. کودک یا سالمندی را مجسم کنید که نیازمند مراقبت و توجه دیگران است و نیازهای متنّوع او توسط فرد دیگر ی مانند مادر یا پرستار تامین می شود. وقتی آن فرد کودک یا سالمند را ترک کند نه تنها احساس تنهایی و درماندگی در ترک شده به وجود می آید، بلکه دنیای او نیز درهم می ریزد و حس منفی طردشدگی بر او غلبه می یابد. سال هاست که با اصطلاح کودک درون آشنا هستیم. کودک درون به بخش نهفته ای از وجود ما اشاره دارد که مانند یک کودک نیازمند توجه، مراقبت و محبت است.

    بخشی از ما که از یک سو با ابعاد عاطفی  وجود ما سروکار دارد و در تنوع احساسات و بی ثباتی هیجانی و گاه رفتارهای بچگانه  تظاهر می یابد و از سوی دیگر بازیگوشی، سرخوشی های ک نه، کنجکاوی و خلاقیت درونی ما وابسته به آن است. سؤال این است که چه ی مسئولیت توجه، مراقبت و نگهداری کودک درون ما را به عهده دارد؟ روشن است که این مسئولیت بر دوش خود فرد بالغ است که به نیازهای کودک درون خود توجه و آن ها را تامین کند. متاسفانه برخی از افراد این حقیقت رادر نمی یابند و درست مانند یک کودک واقعی تمام این مسئولیت را متوجه فرد یا افراد دیگر می دانند که در جامه ی روابط با دیگران ظاهر می شود و به محض آن که رابطه ای دستخوش تغییر یا زوال گردد احساس ترک شدگی، تنهایی و درماندگی می کنند. پس اگر شما به عنوان یک فرد بالغ به طور غیرعادی دچار ترس از تنهایی و تنها ماندن شدید علت اصلی آن را باید در مفهوم ترک و به عبارت بهتر فرار از خویشتن جستجو کنید. به قول مولوی:
    می گریزم تا رگم جنبان بود
    کی گریز از خویشتن آسان بود

    همه افراد نیازمند توجه، تایید و محبت هستند. شدت و گستره ی این نیاز در ک ن بیشتر است. کودک درون هم از این قاعده مستثنی نیست. البته بعضی ها معتاد به توجه، تایید و محبت دیگرانند تا جایی که در نبود آن ها دچار تشویش و احساس تنهایی و طرد شدگی می شوند. در روبط عادی مثل رابطه ی زن و شوهر و یا والد و فرزند این نیازها به طور طبیعی و در حد معمول تامین می شود. امّآ هرچقدر شما دیگران را مسئول برطرف این نیازها بدانید وابستگی شما به آن ها بیشتر می شود و در صورت ترک شدن توسط آن ها دستخوش نابسامانی های احساسی مانند افسردگی و درماندگی می شوید و یا برای پر خلاء درونی خود و اجتناب از احساس طردشدگی به انواع اعتیادها پناه می برید. در حقیقت خود شما مسئول اصلی مراقبت از کودک درون خود هستید و موظفید توجه، تایید و محبت مورد نیاز او را فراهم کنید. هرچقدر بیشتر دیگران را مسئول تامین این نیازها بدانید بیشتر احساس ترک شدگی و تنهایی خواهید کرد. اگر شما مسئولیت کامل خود را به عهده بگیرید، برای خودتان ارزش قائل شوید، به ندای درونتان گوش دهید، از لحاظ جسمانی و معنوی از خودتان مراقبت کنید، ارتباط ژرفی با خویشتن واقعی خود داشته باشید، ممکن نیست از تنهایی بترسید یا به نحوی مبالغه آمیز احساس ترک شدگی ید.  

    امّا در درون فرد چه می گذرد که او را به سمت ترک خویشتن سوق می دهد؟ در حقیقت ترک خویشتن در درجه ی  اول به خاطر گریز و اجتناب از رویارویی با احساسات درونی ناخوشایند و تهدیدکننده صورت می گیرد. این هیجانات منفی بر اثر تجربیات ناگوار قبلی و فعلی و باورهای غلط و غیر منطقی در درون افراد تلمبار و در عین حال نادیده گرفته می شود. برای این که رابطه ی ظریف میان باورها و برداشت ها و احساسات ناخوشایند را نشان دهیم به داوری ها و قضاوت های منفی و مبالغه شده ای که افراد در مورد خود به کار می برند اشاره می کنیم.

    همه ما با نمونه هایی ازین موارد آشنا هستیم  و افرادی را می شناسیم که دائم در مورد خود اظهارات منفی بر زبان می آورند مانند : من زشتم  یا جذاب نیستم، احمقم، ارزش ندارم، ی مرا دوست ندارد، به اندازه ی کافی خوب نیستم، ش ت خورده ام، مقصرم  و ... این حس ها و قضاوت ها از سیارات دیگر که نمی آید، بلکه از سپهر احساسی و فکری درون ما صادر می شود و در حقیقت بیان حال کودک درون ماست. مجسم کنید پدر یا مادر یک کودک به طور مداوم او را با این گونه داوری های نابودکننده بمباران کنند. لازم نیست که روانشناس باشید تا نتیجه ی ویرانگر این برخوردها و ت یبی که در روح و روان کودک ایجاد می کند را ارزی کنید. امّا این جا مسئول دیگری نیست، بلکه خود فرد است که کودک درون و در واقع خودش را شکنجه می کند.

    مشخص است که این فرد یاد نگرفته که در درجه ی اول خود او مسئول بذل توجه، تایید و محبت به خویشتن است. در این شرایط به دیگری رو می آورد. او مانند کودکی متوقع از آن فرد  توجه و تایید  مطالبه میکند  و به او آویزان می شود و سعی در کنترل او دارد تا جایی که که سرانجام  طرف یا ازو فراری می شود یا اورا در  تله ی رابطه ای سرشار از انواع سوء استفاده های کلامی، عاطفی، جسمی و محبوس می کند. در هر دو ح احساس ژرف تنهایی درونی او تسکین نمی یابد. تازه مرحله ی دیگری از خود ویرانگری آغاز می شود و فرد  برای گریز از احساسات ناخوشایند خود را از لحاظ احساسی کرخت و بی حس می کند  و به سوی انواع اعتیاد ها مانند الکل، ، ، س وسواسگونه، پرخوری، های و، تماشای بیمارگونه ی تلویزیون و  ، گشت بی پایان در اینترنت و شبکه های اجتماعی و حتی کار بیش از حد سوق داده می شود یا در دام اقسام های روحی مانند افسردگی، اختلالات اضطر ، اختلالات رفتاری، تشویش ذهنی و... و. می افتد. از لحاظ رفتاری  فرد که از وضعیت خود ناراضی و خشمگین است یا این خشم و نفرت را در رابطه با دیگران نشان می دهد و آن ها را وادار می کند که مثلا کاری انجام دهند که حال بهتری پیدا کند و گاه هم تنفر از خودش افزایش می یابد یا سعی می کند بچه ی خوبی باشد و به هرکاری که موجب رضایت آن دیگری است تن دهد و خود شیرینی و چاپلوسی کند. او نقش خود در ایجاد وضعیت نابسامان فعلی را انکار می کند و تقصیر همه چیز را به گردن دیگران، سرنوشت، خدا و غیره می اندازد. تکرارمی کنم، هرچقدر بیشتر دیگران را مسئول رسیدگی به خود و کودک درونتان بدانید بیشتر احساس ترک و طرد شدگی می کنید زیرا تنها ی که می تواند واقعاً شما را ترک کند خودتان هستید. گفتیم آن چه در پشت ترک خویشتن پنهان شده  فرار از احساسات درونی و نادیده گرفتن آن هاست. در حقیقت در ژرفای  ترک خویشتن با نوعی خود گریزی هیجانی روبرو هستیم. هیجان در روانشناسی در مورد طیف گسترده ی احساساتی که فرد تجربه می کند به کار می رود. برای رویارویی با ترک خویشتن ما به تقویت و تعمیق پیوند درونی با خویش (inner binding) احتیاج داریم. پیوند درونی ملازم نوعی خودی و گفت و گوی درونی است.

    خود ی به معنی کشف خویشتن (self- discovery) است. اگر ما چیزی در مورد دنیای درونی خود نمی دانیم به خاطر آن است که هرگز کوشش درخوری برای کشف آن نکرده ایم. با وجود عطش ظاهری زیادی که اکثر افراد برای شناختن خود نشان می دهند و  متوسل به  فال، رمّال، طالع بینی و تست های بی اعتبار خودشناسی می شوند، معلوم نیست چرا از راه های درست دست به این کار نمی زنند. شاید در ناخودآگاه خود ازین امر تن می زنند. گویی حق با هرمان هسه است که در دمیان می نویسد : "در عالم هیچ چیزی برای انسان ناخوشایندتر از پیمودن راهی که به خودش بیانجامد نیست. " به هر حال احساسات ما بخش مهمی ازین دنیای درونی را تشکیل می دهد. صرف نظر از بعضی بیماری های مهم روانی که در آن ها تعادل هیجانی بیمار به هم می خورد و نیازمند درمان های دارویی و غیر دارویی روانپزشکی است، در موارد دیگر یا به کمک مشاور و یا با استفاده از روش هاش خودیاری می توان دربهسازی سپهر احساسی کوشید. مدیریت استرس و مدیریت احساسات از جمله ی این روش ها محسوب  می شود. هدف اصلی  استفاده از این روش ها در رابطه با بحث ما ب توانایی برای مقابله با خودگریزی هیجانی است. گریز از احساسات ژرف وجود ما به معنی اجتناب از یک گفت و گوی درونی با

    خودمان است و این یعنی یک عدم صداقت عمیق درونی. بی صداقتی منجر به دوری وانزوا و تنهایی می شود. ما حتی حاضر نیستیم صدای خودمان را هم بشنویم. ما تنها  هستیم و چون در خود حضور نداریم، گمشده ایم. ما خودمان را ترک کرده ایم. برای ما هیچ نمی تواند جای خود ما را پر کند. تنها راه حل آن است که به سوی خودمان باز گردیم. با خودمان گفت و گو کنیم و مسئولیت افکار، احساسات واعمال خود را به عهده بگیریم. این امر از طریق پیوند درونی (inner binding ) امکان پذیر است.

    گام اوّل در راه برقراری پیوند درونی  درک و شناسایی احساسات درونی و مدیریت صحیح آن هاست. احساسات منفی یا از تقابل با تجربه های بیرونی (دیگران و رویدادها) حاصل می شود یا از برداشت هاو تصویر غیرواقعی در مورد خود به وجود می آید. پس گام دوم شناسایی باورها و نگرش های غیرمنطقی و تغییر آن هاست. گام سوم توجه به اعمال و رفتارهای ناسالم، غیر انطباقی و و یرانگرانه است. آن گاه در مورد تمام این موارد باید به گفتگو با خود پرداخت و سپس اقدامات لازم را انجام داد. تغییر دادن رویداها در صورت امکان  و در غیر این صورت اجتناب از آن ها،   تغییر منطق به صورت اصلاح باورهای غیرمنطقی، مهار مقایسه ها، نگرانی ها و انتظارات از جمله ی این اقدام هاست. باید بدانیم آن چه موجب رنج ما می شود ناشی از احساسات، باورها و رفتارهای خود ماست  و و مسئولیت تغییر آن ها نیز بر عهده ی ماست. وقتی تغییرات لازم صورت گرفت و ما به  درجه ای از وقوف (mindfulness) بر احوال درون خود رسیدیم آن گاه  شاهد رفتارهای سازنده، سالم  و سازگارانه ی خود خواهیم بود. پیوند درونی را تجربه می کنیم، از تنهایی نمی ترسیم و دیگر خود را ترک نخواهیم کرد، زیرا حالا در خود حضور داریم  و به عبارت بهتر در کنار خود هستیم. ناگفته نماند که هدف اصلی این یادداشت طرح مفهوم ترک خویشتن است. مقابله با این وضعیت نیازمند استفاده از رویکردهای مختلف روان شناسی و انواع گوناگون روش های عملی است که به علت تنوع فراوان شاید حتی در قالب یک کتاب هم نمی گنجد. در این نوشتار به اشاراتی مختصر بسنده شد و لازم است که خواننده برای ب اطلاعات لازم به منابع مربوط مراجعه کند.





    برای مردم مشکل بیجا ایجاد نکنیم

    درخواست حذف اطلاعات



       برای مردم مشکل بیجا ایجاد نکنیم  


        با اشاره به پیوند فوق، مرجع مطلب وَ تغییر احتمالی عنوان مشخص میشود 


    به گزارش بویرنیوز، علی مطهری در مراسم روز دانشجو در دانشکده فنی و ی آزاد واحد تهران غرب در پاسخ به پرسشی در مورد موضوع حصر با اشاره به اقداماتی که در این زمینه از طریق صحبت با ی و روسای قوا انجام داده است، یادآور شد که در این دیدارها خاطرنشان کرده است که ادامه حصر خانگی و به صلاح کشور نیست.

    وی معتقد است: فعلا راهی برای رفع حصر نیست و تنها راه قانونی این است که مجلس خبرگان وارد موضوع شود و با ی صحبت کند یا از ایشان سوال کند و بحث کنند تا موضوع حل شود. به نظرم راه دیگری ندارد.

    علی مطهری در بخش دیگری از اظهاراتش در پاسخ به پرسشی در مورد قیمت بنزین گفت: در مورد قیمت بنزین در اصفهان از من سوال د. من عرض باید برای مبارزه با قاچاق بنزین فکری کرد که یک راه فعال کارت سوخت بود که می تواند جلوی قاچاق را بگیرد ولی کار اصلی افزایش قیمت به شکل دو نرخی یا سه نرخی است. به این صورت که تا ۸۰ لیتر مصرف در ماه با همین قیمت ۱۰۰۰ تومان پیش بینی شود و مازاد بر آن با نرخ بالاتری تعیین شود. به هر حال این موضوع باید حل شود؛ زیرا اختلاف قیمت بنزین در ایران با سایر کشورهای همسایه بسیار زیاد است و به راحتی بنزین قاچاق می شود. بنابراین این به صلاح کشور نیست و من گفتم که حدس می زنم مردم با دو نرخی شدن بنزین موافق باشند.

    مطهری در پاسخ به سوال دانشجویی درباره اینکه افزایش قیمت بنزین چه تاثیری بر وضعیت مسافرکش ها خواهد داشت، گفت: البته قاعدتا ما نباید مسافرکش داشته باشیم و باید مثل خیلی از کشورهای دیگر فقط تا ی داشته باشیم اما فعلا به دلیل نابسامانی های اقتصادی این امر وجود دارد و می توان آن را ساماندهی کرد. در مورد افزایش قیمت بنزین هم می شود برخی افراد را استثناء کرد.

    نایب رئیس مجلس اضافه کرد: به هر حال هر وقت ما بخواهیم نرخ عادلانه را برای بنزین تعیین کنیم مشکلاتی ایجاد می شود و باید این کار انجام شود. نمی شود قیمت بنزین تا ابد ۱۰۰۰ تومان باشد و ما صرفا حرف عوامانه بزنیم. این مسئله مشکلات اقتصادی کشور را حل نمی کند. البته افزایش حقوق کارمندان و سایر اقشار هم باید با افزایش قیمت بنزین پیش بینی شود. طبیعتا این موضوع در بودجه سال آینده مد نظر قرار می گیرد.

    نایب رئیس مجلس ادامه داد: گاهی ما باید آنچه به مصلحت مردم است را انجام دهیم اگرچه مخالفت هایی با آن وجود داشته باشد. مثل موضوع یارانه ها که چند سال است ت، مجلس و کارشناسان می گویند یک کار غیر تخصصی بوده و از اول نباید زیر بار آن می رفتیم اما نه ت زیر بار رفته و نه مجلس. مخصوصا اگر نزدیک انتخابات باشد توپ را در زمین هم می اندازند. به هر حال در جاهایی باید علی رغم مخالفت وارد میدان شد و عمل کرد.

    وی در بخش دیگری از اظهاراتش درباره گفت: بعد از بخشی از حکومت تلاش کرد که اجرایی نشود و به خارجی ها علامت می داد که وارد کشور نشوند. آنچه من درباره موشک گفتم این است که تردیدی نیست ما باید موشک داشته باشیم؛ زیرا آنها به ما هواپیماهای پیشرفته نظامی نمی دهند پس باید صنعت موشکی را توسعه بدهیم اما باید این را در جای خود استفاده کنیم؛ نه اینکه در روز امضای موشک هوا کنیم. باید در این زمینه با تدبیر عمل کنیم و از کار احساسی و هیجانی بپر م. اگر ما در اجرای متحد بودیم ترامپ هم به آسانی نمی توانست از خارج شود.

    نایب رئیس مجلس درباره تصویب در مجلس هم گفت: در مجلس ۲۰ دقیقه ای تصویب نشد بلکه ظرف سه ماه ساعت ها بحث کارشناسی درباره آن صورت گرفت و در مورد توافق ها مجلس فقط باید آری یا نه بگوید. آنچه در ۲۰ دقیقه اتفاق افتاد فقط آری یا نه گفتن بود که پشتوانه قبلی تخصصی و جلسات غیرعلنی و کارشناسی داشت که ۲۰ دقیقه هم برایش زیاد بود و می توانست در ۱۰ دقیقه تعیین تکلیف شود.

    وی همچنین گفت: به نظر من مذاکره کنندگان در خوب عمل د. به هر حال توافق همین است. باید امتیازی داد و امتیازی گرفت. طرف مقابل هم بی عقل نیست که فقط امتیاز بدهد. تردیدی نیست که به نفع ما بوده و باعث انزوای یی ها در دنیا شد اما جنگ قدرتی در داخل صورت گرفت که نتوانستیم از مواهب استفاده کنیم.

    مطهری در پاسخ به سوالی درباره واکنشش به اظهارات سرلشگر جعفری ابراز عقیده کرد: آن چه من گفتم این بود که سیاست خارجی را باید مقامات عالی مشخص کنند نه فرمانده . معنی ندارد که یک مقام نظامی درباره سیاست خارجی اظهار نظر کند.

    مطهری درباره حجاب نیز گفت: من معتقد به نظارت فرهنگی هستم و این را از وظایف مهم ت و از مراتب امر به معروف و نهی از منکر می دانم. معنی ندارد بگوییم هر هر جوری می خواهد بیرون بیاید. ما نباید در این مسائل کوتاه بیاییم. به نظر من در مجموع وضعیت پوشش در ایران در مقایسه با دنیا هم خوب است و این نظارت باید ادامه داشته باشد.

    مطهری ادامه داد: من با بی بند و باری مخالفم، اما درباره دخترانه و پسرانه نگفتم همه ها باید اینطور بشوند، بلکه گفتم باید تک تی هم داشته باشیم. ممکن است برخی خانواده ها دوست داشته باشند فرزندشان را به دانشکده های تک تی بفرستند. در هم چنین هایی وجود دارد و اتفاقا اقبال خوبی نسبت به آنها می شود.

    مردم تهران در مجلس درباره گشت ارشاد هم گفت: من خیلی وقت است چنین چیزی نمی بینم. خیلی ها آزادند، همین امروز در مسیر که می آمدم دخترها و پسرها در پارک نشسته بودند و دخترها روسری هم به سر نداشتند. مدتی است این کارها را کنار گذاشته اند و خبری نیست.

    وی در بخش دیگری از اظهاراتش درباره موضوع شفافیت آراء گفت: این موضوع به طور کلی قابل قبول است. من برای خودم مشکلی ندارم اما برای بسیاری از نمایندگان احساس نگرانی می کنم. ممکن است ای رای بدهد و بعد که به شهرستانش می رود او را اذیت کنند و علیه اش شعار بدهند. تا زمانی که چنین مسائلی وجود دارد با شفافیت آراء برای همه موافق نیستم.

    مطهری درباره لایحه cft نیز گفت: cft به مصلحت کشور است. برخی از این لوایح در دوره آقای به مجلس آمد. ما نباید بی جهت به اسم انقل گری برای مردم مشکل ایجاد کنیم.

    وی در پاسخ به پرسش دیگری گفت: من دوتابعیتی سراغ ندارم. نمایندگان حقوق نجومی ندارند. حقوق آنها پنج و نیم میلیون تومان است که البته بخشی هزینه دفاتر هم می گیرند. در مورد اینکه می گویند فرزندان برخی مقامات در خارج از کشور هستند ممکن است.

    این عضو فرا یون امید مجلس درباره سوال یکی از دانشجویان که مجلس فعلی را مجلس فرمایشی می خواند گفت: کجای این مجلس فرمایشی است؟ هر چه مطابق میل شما نباشد می گویید فرمایشی؟ مگر ما می توانیم دور کشور یک دیوار بکشیم؟ از تمام کنوانسیون ها و سازمان ملل بیرون بیاییم؟ آیا این انقل رفتار است؟ از اول انقلاب هم چنین قصدی وجود نداشته، حتی در مورد هم این کشور خودش رابطه اش را با ما قطع کرد. البته این اتفاق بعد از تسخیر سفارت و گروگان گیری رخ داد. متاسفانه انی که در جریان حمله به سفارتخانه ها در سال های اخیر برای کشور هزینه ایجاد د به جای اینکه عذرخواهی کنند هنوز طلبکارند.

    وی در پاسخ به سوال دیگری درباره به کار بردن ناسزا در مجلس گفت: در مجلس هشتم یک طرح دو فوریتی مطرح شد. آقایان حسینیان، کوچک زاده و رسایی آن را مطرح د و گفتند این کار را انجام می دهیم تا اختلافات میان اصولگرایان از بین برود. من به عنوان مخالف حرف زدم و گفتم که مشکل اصولگرایان خود این آقایان هستند و نیاز به چنین قانونی نیست. به سمت من جاسوزنی پرتاب شد و آقای کوچک زاده بالای سر من آمد؛ من در حالیکه از بلندگو فاصله گرفته بودم به او گفتم بنشین! …! …! این حرف در مجلس شنیده نشد اما انی که از رادیو مجلس را گوش می دادند آن را شنیدند البته بعدا به لغت نامه مراجعه و دیدم یکی از معانی این حرف سست و تنبل است و فردایش به آنها گفتم منظور من همین بوده است.

    مطهری درباره سوال یکی از دانشجویان که به وی می گفت شما در مجلس قبل به یکی از نمایندگان کف گرگی زده اید، اظهار کرد: این موضوع به نطق من در مجلس نهم مربوط می شود. من درباره موضوع حصر صحبت و به رئیس قوه قضائیه انتقاد . عده ای داد و فریاد د و آقای ابوتر میکروفون من را قطع کرد. بعضی به من محترمانه گفتند حرفت را تمام کن و من می گفتم باید نطقم را تا انتها بگویم. یک نفر من را کشید. من او را هل دادم، یکی دیگر به سمت من آمد من دستم را به سمت او هل دادم و گفتند من کف گرگی زده ام. البته گاهی برای انی که جلوی بیان می ایستند کف گرگی هم لازم است.

    وی درباره یکی از مصاحبه هایش با رو مه کیهان نیز اظهار کرد: در مصاحبه با کیهان گفتم روسای جمهور نباید فرزندانشان در مسائل اقتصادی وارد شوند زیرا هر قدر هم که پاکدست باشند برایشان حرف در می آورند. آنچه گفتم این بود که ممکن است ی فرزندش را به عنوان مسئول دفترش قرار دهد زیرا به او مطمئن است، این اشکالی ندارد، اما رو مه کیهان این حرف ها را تیزتر کرد. بعدها در جایی که دیدم آقای هاشمی مظلوم واقع شده مثل ت های نهم و دهم از ایشان دفاع . اینطور نیست که اگر ی را نقد کردیم همیشه باید او را مورد نقد قرار دهیم.

    نایب رئیس مجلس درباره اظهارات یکی از دانشجویان که می گفت حضور وی در مجلس به واسطه بوده است، اظهار کرد: در انتخابات مجلس هشتم ما در ستاد بزرگداشت شهید مطهری بودیم. آقای مصلحی رئیس ستاد بود. من به ایشان گفتم تصمیم دارم ک دا شوم. ایشان هم اسم من را در ۱۰ نفری که سهم ت آقای بودند گذاشت. اگر من به گروه های دیگر هم این را می گفتم اسم من را می گذاشتند. آنها خودشان می خواستند از اسم ما استفاده کنند.

    مطهری درباره وضعیت دانشجویان ایرانی خارج از کشور نیز گفت: مشکلی به واسطه ارز برای این دانشجویان به وجود آمده بود که بنا شده به آنها ارز نیمایی بدهند. البته نمی دانم این کار به کجا رسیده و قطعا باید موضوع را پیگیری کنیم.

    مردم تهران در مجلس درباره شرایط اقتصادی کشور گفت: ما در شرایط سختی هستیم که ممکن است سخت تر هم شود. هیچ وقت اینقدر تحت فشار نبوده ایم. باید مدتی مقاومت کنیم تا به نتیجه برسد که فشارهایش فایده ای ندارد. البته این بستگی به اراده ما دارد و این که عاقلانه و با تدبیر عمل کنیم و برای مردم مشکل بیجا ایجاد نکنیم. در کل من نسبت به آینده خوش بین هستم. ان شاءالله که ما از این بحران خارج می شویم.

    مطهری درباره وضعیت بانک ها نیز گفت: نظرات مختلفی درباره ربا وجود دارد. برخی می گویند ربا گرفتن ت از مردم ایرادی ندارد ولی در برخی موارد کارهایی که در بانک های ما انجام می شود اشکال دارد مثل جریمه های ترخیص و جریمه روی سودهای مرکب اما در مجلس طرح بانکداری آماده شده و در دستور کار قرار دارد که در نوبت بررسی است و امیدواریم بسیاری از مشکلات را حل کند.

    مطهری درباره اعتراضات دی ماه نیز ابراز عقیده کرد: ریشه این اتفاقات داخلی بود و از دست منشا آن در رفت. کار درستی هم نبود ما هم از آن حمایت نکردیم.

    وی درباره وضعیت تورم و گرانی یادآور شد: نمی شود این را صرفا به حساب بی تدبیری ت گذاشت. بخشی از این مسئله به فشار خارجی مربوط می شود که در هیچ دوره ای اینقدر نبوده است. درست است که اصلاح طلبان در چند سال اخیر حاکم بوده اند اما حاکم مطلق نیستند. مثلا ت دستش در انتخاب وزرا باز نیست. وقتی تی گرایش به اصلاح طلبی دارد می بینیم صبح تا شب حرف از معیشت می زنند. در حالیکه در دوره قبل صحبتی از معیشت نمی شد.

    مطهری درباره عدم پخش مصاحبه ناصر ملک مطیعی از صدا و سیما هم گفت: او در آ عمرش مصاحبه ای می کند بعد از جایی زنگ می زنند که این مصاحبه پخش نشود. بعد می بینیم چه تشییع با شکوهی برای این فرد انجام می شود.

    مطهری در بخش دیگری از اظهاراتش با بیان اینکه هدف اصلی انقلاب اجرای در داخل و گسترش آن در دنیا بوده یادآور شد: عد و استقلال اقتصادی و فرهنگی از آرمان های انقلاب بوده، البته در موضوع جای بحث زیادی هست. در بین ان انقلاب ی به اندازه شهید مطهری بر این موضوع تاکید نداشته، تا جایی که ایشان پیشنهاد داده بود کرسی مار یسم شناسی در ایجاد شود. حتی می گوید در احزاب غیر ی هم آزادند. البته در قانون اساسی چنین چیزی دیده نشد.

    وی با بیان اینکه ایران بالاترین استقلال را دارد اظهار کرد: به این معناست که خودش تصمیم می گیرد و تحت تاثیر قدرت های بزرگ نیست. در بین استعمارها هم استعمار فرهنگی از همه خطرناک تر است. افرادی بودند که ندای برگشت به ایران قبل از را می دادند در حالی که مردم ایران ظرف ۲۰۰ سال مسلمان شدند نه اینکه ظرف دو سه روز و به دنبال حمله عرب ها مسلمان شده باشند. ایرانی ها مردمی حقیقتجو بوده و را از روی انتخاب د.




    مطهری : رس دانشجو در مبارزه با ...

    درخواست حذف اطلاعات

     

     

     

     

    مطهری : رس دانشجو در مبارزه با ... 

     

       با اشاره به پیوند فوق مرجع مطلب وَ تغییر احتمالی عنوان مشخص میشود 

     

    ایرنا نوشت: نائب رئیس مجلس گفت: رس دانشجو مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی و لازمه آن نقد واقعی است که تخصص می خواهد و باید از یک سو مراقب باشد نقاط مثبت و منفی را هم بازگو کند.

    علی مطهری روز یکشنبه در آیین گرامیداشت روز دانشجو در علوم پزشکی اصفهان افزود : دانشجو رس ویژه دارد چون میل و اراده مبارزه با ظلم دارد و از هوش نسبی برخوردار است.
    وی ادامه داد: این ویژگی آسیب هایی را متوجه دانشجو می کند که از جمله آن خشم و ، جهل مرکب، استفاده ابزاری است و لذا لازم است دانشجو در برخی مسایل به متخصص مراجعه کند.
    نائب رئیس مجلس شورای ی با بیان این که نقد ویژگی هایی دارد که از جمله آنها تخصص، عقلانیت، انصاف و خیرخواهی برای جامعه است، خاطرنشان کرد:
    دانشجو می تواند مصلح اجتماعی باشد ولی ی که می خواهد مصلح باشد قبل از آن باید صالح باشد و یک روح پاک می تواند ادعای اصلاح طلبی و اصلاح گری کند که با خودسازی محقق می شود.
    مطهری تصریح کرد : خودسازی در جایی محقق می شود که فرد اهل ملاحظه کاری نباشد، نقاط ضعفی که در جامعه است در او نباشد، بنده جاه و مقام، پول و نباشد.
    وی در خصوص موصوع چهار دهه آرمانخواهی، یادآور شد: آرمانخواه باید واقع نگر هم باشد و گرنه بدون واقع بینی به نتیجه نمی رسد و مانند خوارج می شود که آرمان پیاده را داشتند ولی واقع گرا نبودند.
    مطهری با بیان اینکه آرمان فلسطین یکی از آرمانهای امروز ماست، افزود: اگر می خواهیم این آرمان محقق شود، اول باید به فکر اتحاد کشورهای ی باشیم نه اینکه به گونه ای رفتار کنیم که کشورها از ترس ما به دام رژیم صهیونیستی بیافتند.
    وی با بیان اینکه انقلاب ی ایران به تمام معنا یک انقلاب بود، اضافه کرد : نمونه واقعی این انقلاب، انقلاب ابتدای بود که همه اقشار در آن حضور داشتند و مسلحانه نبود.
    نایب رییس مجلس شورای ی محرومیت مادی، و مکتب را سه عامل اصلی انقلاب برشمرد و ادامه داد: انقلاب ی ایران ایدئولوژیک و به معنای واقعی ی بود.
    به گفته وی اگر رژیم پهلوی ظواهر را رعایت می کرد سرنگونی آن به آسانی امکان پذیر نبود ولی (ره) به خوبی از فرصت ها استفاده د.
    مطهری تصریح کرد:
    در انقلاب ی پیوند دین و سیاست بود و همه آرمانها رنگ ی به خود گرفت، البته نه به صورتی که دین ابزار سیاست شود بلکه سیاست باید ابزاری برای دین شود.
    وی بیان کرد : جامعه ی بدون تفاوت نیست بلکه بدون تبعیض است یعنی جامعه باید مانند میدان مسابقه باشد و ی که تلاش بیشتری دارد جلوتر می افتد و آن را به رسمیت شناخته است.
    نایب رییس مجلس را از دیگر اه و آرمانهای انقلاب ی برشمرد و افزود:
    منظور از ، های انسانی است نه حیوانی و به طور قطع جوامع غربی که را بدون حصر و حد تعریف می کنند به ناکجا آباد خواهند رسید.
    وی اظهارداشت : برخلاف غرب، عقایدی را قبول دارد که ناشی از تفکر باشد و گرنه عقاید ناشی از افه ها را محترم نمی داند و لذا بت پرستی و مکاتب افی از دید محترم نیست.
    مطهری با اشاره به فرازهایی از نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر، اضافه کرد:
    از منظر هیچ امتی به قداست نمی رسد تا آنجایی که ضعیف بدون لکنت زبان بتواند حق خود را از ضعیف بازستاند بنابراین حاکم هم در برابر خدا و هم در برابر مردم پاسخگو است.
    نایب رییس مجلس شورای ی گفت: برای اینکه بدانیم از آرمانهای انقلاب کجا موفق بوده ایم و کجا موفق نبوده ایم، باید آنها را بازبینی کنیم و نمی توانیم همه را به یک صورت قضاوت کنیم باید آرمان ها را فهرست کرد، در برخی موفق بوده ایم، در برخی موفقیت نسبی بوده و در برخی موفق نبوده ایم.
    وی خاطرنشان کرد: در بحث عد در برخی مسایل از جمله آن از جمله افزایش امکانات در ا و روستاها موفق بوده ایم ولی کماکان مسائلی چون فاصله طبقاتی در جامعه ما وجود دارد و باید علت جویی کرد ولی گاهی مدیریت ها ضعیف بوده است.
    مطهری احترام به افکار و آزدی بیان را از دیگر آرمانهای انقلاب برشمرد و ادامه داد: اگر (ره) در زمان جنگ گفتند قلم های مسموم باید ش ته شود، مربوط به زمان جنگ بود کما اینکه بعد از آن فرمودند ما در دوران جنگ برخی کارهای غیر قانونی کردیم و از این به بعد در مدار قانون حرکت می کنیم.
    وی گفت: در دوره سازندگی وضع مناسب نشد، در دوره اصلاحات بیان مطرح شد و وضع بهتر شد و مساله قتلهای زنجیره ای بر ملا شد که برای نظام برکات بسیاری داشت و خوشبختانه امروز این تفکرات بین سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی وجود ندارد.
    نایب رییس مجلس شورای ی ادامه داد : در این دوره که ت با وعده بیان آمد هنوز این مسائل وجود دارد و افراد به خاطر برخی اظهار نظرها برخورد می شود و در مجموع این مسائل وجود دارد و هفته قبل قم بودم و اجازه ورود خبرنگار نمی دادند.
    وی گفت:
    در حوزه استقلال ، همه دنیا قبول دارند که ایران امروز مستقل است و شرق و غرب نمی توانند برای ما تصمیم بگیرند و به ما دستوری دهند در حالی که در رژیم قبل دستور می دادند که فلان کار را انجام بدهید.
    مطهری به استقلال کشور در حوزه اقتصادی اشاره کرد و اظهارداشت: در رژیم گذشته به ما دیکته می د که چه میزان کشت داشته باشید و چه میزان وارد کنید ولی امروز خودمان تصمیم می گیریم.
    مطهری به استقلال کشور در حوزه فرهنگی اشاره کرد و گفت: در مقایسه با خیلی بهتر شده ایم، زیرا در رژیم گذشته خودباختگی ویژه ای در کشور بود و اگر یک هنر پیشه خارجی وارد تهران می شد، شهر را به هم می ریخت ولی در عین حال باید مدیریت کرد.
    وی در پاسخ به دانشجویی که گفت امروز هم اگر یک هنر پیشه خارجی به ایران بیاید، همین مسائل وجود دارد، افزود:
    درست است که امروز برخی وجود دارند که با حضور یک هن یشه خارجی در کشور اطراف او جمع می شوند ولی از نظر کمیت و کیفیت با رژیم قبلی قابل مقایسه نیست.
    نایب رییس مجلس خاطرنشان کرد : توصیه های سازمان بین المللی پول را زمانی عمل می کنیم که به صلاح ما باشد و ی به ما دستور نمی دهد ولی در دوره قبل اینگونه نبود و به ما دستور می دادند.
    وی در پاسخ به سوال دانشجویی در خصوص قاچاق بنزین گفت: راه اندازی کارت های سوخت گامی در خصوص کاهش قاچاق است ولی گام اصلی همان گران بنزین است ((( افزایش بهای بنزبن در ایران همیشه تورم شدیدی را در پی داشته ونهادهای مبارزه با گرانفروشی هرگز نتوانسته-اند با آن مقابله کنند. _ عبد عاصی  ))).
    مطهری ادامه داد: البته راههای مختلفی برای افزایش قیمت بنزین وجود دارد و هیچ کدام قطعی نشده است و در مجموع باید دید چه راهی به صلاح کشور است
    ((( فقط مبارزه-ی قاطعانه با قاچاق بنزین وَ یک برنامه ریزی کاملا مردمی ، می-تواند صلاج کشور وَ مردم را تآمین کرد.  _ عبد عاصی  ))).
    .

     




    فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

    درخواست حذف اطلاعات

     

     

    مصاحبه با خبرآنلاین

    فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

     

    مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی یک دلیل عمده برای شکل گیری ات این روزهای مردم در برخی از ای کشور برمی شمارد و آن اینکه مردم می خواهند صدای اعتراض شان را به گوش مسئولان نظام برسانند.

     a

    رضوانه رضاییپور: از روزی که از مشهد خبر رسید که عدهای در آستانه ورود معاون اول رییس جمهوری به این شهر، خود را به صفوف معترضان رساندند تا از دغدغه های مالی خود نزد او شکایت ببرند، پنج روز می گذرد. اما این اعتراضات نه با سفر اسحاق جهانگیری پایان یافت و نه به همان یک شهر محدود شد. در برخی ای کشور اتی برگزار شد که اتفاقا اینبار خیلی ها آن را حق مسلم مردم دانستند و از آن به عنوان تلنگری برای شنیده شدن صدای مردم یاد د. 

    در روزی که در کافه خبر خبرآنلاین میزبان غلامعلی رجایی، مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بودیم، ابتدا به سراغ مسائل روز کشور رفتیم.  ات مردمی شروع گفتگوی ما با رجایی بود. او با تحلیل از وضعیت موجود جامعه ایرانی، دلایل جالبی را برای خلق چنین پدیده هایی مطرح کرد. او این ات را «پیشامد منتظره» خواند تا از همین اصل به همه نواقصی برسد که در رفتارشناسی نظام با آن روبهرو هستیم. رجایی معتقد است که یک ایرانی جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتهایش حتی با نظام را برای خود نمیبیند. 

    مشاور آیت الله تربیت مردم و رفتار اعتراضی آنان را نیز نقد کرد. او معتقد است که ابراز مخالفت در چه در دوران جنگ و چه پس از آن تمرین نشده است. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم نمیدانند کجا مخالفتشان را بروز دهند.

    رجایی در بخش های دیگری از صحبت های خود به واکاوی شکل گیری این ات در کشور پرداخت. او شروع این اتفاق را سازماندهی شده ندانست و آن را در ادامه اعتراضات متضرران موسسات مالی و اعتباری خواند اما، ادامه دار شدن این ات و به تبع آن شعارهای ساختارشکنانه ای که به سمت مسئولان عالی نظام سوق پیدا کرد را برنامه ریزی شده می داند. 

    البته او معتقد است که بخشی از جامعه میخواهند دیده شوند و می گوید: اگر جامعه چنین تقاضایی دارد باید آن را ببینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. باید از خشونت پرهیز کنیم.

     در ادامه بخش اول از گفتگوی خبرآنلاین با غلامعلی رجایی را بخوانید:

    در مورد ات اخیر در برخی از ای کشور، تحلیل های مختلفی وجود دارد. اعم از اینکه این ات با ی ری برنامه ریزی های داخلی صورت گرفته است و موج آن به ای دیگر کشیده شد و اینکه در درجه اول هدف معترضان نقد ت بود اما یکباره به سمت کلیت نظام سوق پیدا کرد. تحلیل شما از اتفاقات اخیر چیست؟

    من این جریان را یک پیشامد منتظره می دانم. یعنی باید انتظار چنین حرکاتی را داشت. به دلیل اینکه ما در هر نظام باید یک منافذی را برای وج پیش بینی کنیم. در هیچ خانه ای فقط در ورودی وجود ندارد. حتما دری هم برای وج هست. انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ ما حقیقتا این موضوع را پیش بینی نکرده بودیم.

    جامعه مشکلات موجود در کشور را درون خود می ریزد، تجربه اجتماعی و ما هم نشان میدهد که وقتی چیزی به درون ریخته می شود وما در همان داخل نمی ماند و به بیرون هدایت می شود. بنابراین چون اینگونه رفتارها غیرطبیعی است، هاضمه جامعه آن را پس می زند. ملت ایران ملت آزاد ش، خواه و مختار است، مثل خیلی از ملتهای دیگر. خدا انسان را آزاد خلق کرده است اما همین انسان جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتها حتی با خود نظام نمیبیند. 

    ما همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و تا صبح می زنند و گریه می کنند، روضه می خوانند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم بیایند و یک جایی جمع شوند و به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه ما در تمام دنیا جاهایی را داریم که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند. این هیجان هم اگرچه بیشتر متعلق به جریانات است، اما شامل سایر مردم هم می شود. 

    در اسپانیا می بینید که مردم یک شهر می آیند و به سمت یکدیگر گوجه پرتاب می کنند و شهرداری هم همان شب خیابانها را تمیز می کند و فردا هم همه قبراق، سر کارهای خود می روند. به جایی هم برنمی خورد. ی نمی گوید شما نظم شهر را برهم زده اید. خودشان اجازه می دهند که یک روز نظم شهر از میان 365 روز نادیده گرفته شود و بعد از آن وضعیت به روال عادی بازگردد. ی هم این اقدامات را مخالف با سیستم نمی داند.

     

    چگونه می توان و باید چنین هایی را برای مردم ایران در نظر گرفت تا کمتر شاهد سرباز غیر مترقبه اعتراضها باشیم؟

     به نظرم در ارتباط با های قبل از اینکه مجبور شویم اختیاراتی را به مردم بدهیم، خود آنها باید اختیاراتی را از خود داشته باشند. مثلا مخالفت های خود را بنویسند و بیان کنند. ما فراموش نکردیم که در دوره آغازین انقلاب یک دیدگاه این بود که مار یست ها به قم بروند و تدریس کنند. یعنی یک مار یست به دیگران شههای مار را درس بدهد. کما اینکه سروش و برخی دیگر می رفتند و دیدگاههای خودشان را بیان می د. 

    در برخورد با شه ها و مواجهه با این اتفاقات، نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. وما هر مخالفی کارش به سقوط و اسقاط کشاندن نیست. چون اصولا برخی انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

     

     

    اعتقاد من این است که سیستم امنیتی ما از زمان شاه هم قویتر است و به راحتی می تواند این گونه مسائل را جمع کند. حتی اگر تعقل بهتری وجود داشت، توان این را داشتند که فضای سال 88 را بتوانند به راحتی از کف خیابان جمع کنند تا مسائل بعدی پیش نیاید. 

    مردم یک سری اعتراضاتی را داشتند و دارند و باید آن را بروز دهند. پس ما باید یک جاهایی را برای حرف زدن مردم پیش بینی کنیم. فرض کنید که در لندن مردم می روند در "های پارک" نطق می کنند و در مورد همه موضوعات حرف می زدند. در مورد دین، خدا، سیاست، مذهب و حتی کشور خودشان و بعد می روند به دنبال کار خود. ی هم به آنها نمی گوید که چرا حرفهای ساختارشکنانه می زنید. اما ما این موضوع را در کشور خودمان پیش بینی نکردیم.

     نکته مهم دیگر اینکه ما تمرین اظهار مخالفت در نکرده ایم، هم در دوران جنگ و هم پس از آن. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم اینکه کجا مخالفت خود را بروز دهند، را تمرین نکردهاند. ما باید این فرصت ها را ایجاد می کردیم. این فرصت ها از خانه، مسجد، مدرسه شروع می شود. به یاد داشته باشید که سیستم تبلیغی ما "منبر" یعنی متکلم وحده است. طرف می نشیند و یک طرفه حرف می زند و کار مردم هم این است که در دقایق پایانی آمین بگویند. در سیاست نمی توان اینچنین رفتار کرد. چون با این خط مشی مردم ورزیده نمی شوند و اگر منتقد هم باشند آن را به داخل خود می ریزند و بعدها به شکلی آن را بیرون می دهند. اینجا هم بیرون داده شد و خوب هم شد که بیرون داده شد، تاحداقل مسئولین دست اندرکار مسائل و مشکلات را بفهمند.

    این موضوع یک جایی باید سرباز می کرد. هیچ نظامی بخصوص نظام ما از حرف زدن مردم ضعیف و ساقط نمی شود. بلکه از حرف نزدن است که ضربه می خورد. این را باید بدانیم و به مفاهمه برسیم. به درک برسیم. جامعه غیرمستقیم می گوید که من را ببینید، من را بشنوید اما چون تمرین نکرده و مشق ننوشته اعتراضات خود را اینگونه نشان می دهد. مثل اینکه جلوی ی دفتر مشق می گذارید ولی بجای اینکه الفبا بنویسد، آن را خط خطی کند. به نظر من این ات از این جهت که درسی به مسئولین داده که خیال نکنند در جامعه خبری نیست، اتفاق خوبی است و به نظر می رسد که خیلی ها هم موافق این تحلیل هستند. به نظر من دستاورد مثبت این ات همین بود. جامعه هم احساس کرد که می تواند حرفش را بزند.

    البته تندروی هایی هم در این زمان شد؛ همچون حمله به اموال عمومی، آتش زدن اتوبوس ها، بانکها و دفاتر برخی ون که کارهای غیرقابل توجیهی است. اگر این جریان، صرفا یک جریان خاص اقتصادی بود به اینجاها کشیده نمی شد. موسسات اقتصادی مشکل اصلی هستند اما شعارها علیه حکومت و حاکمیت داده می شود. من این را رد نمی کنم که ممکن است در جایی این ات هدایت شده باشند و شعارها از قبل تعیین شده باشد، اما ادامه یافتن این قضیه می تواند بخشنامه ای باشد.

     یعنی اصل شکل گیری این ات را خودجوش می دانید؟

     بله اما ادامهدار شدن آن را خودجوش نمی دانم. ببینید این ات که همیشه بود. خودم زمانی که در مجمع تشخیص مصلحت کار می هر چند وقت یکبار میدیدم که 300 نفر میآمدند و در پیادهرو روبروی دادگستری مینشستند و ی هم کاری به ی نداشت. آنها با خودشان نوشته و پلاکارد می آوردند و بعد هم میرفتند. آنها گاهی تا سه روز مینشستند تا بگویند که ما را ببینید. من در ابتدای امر فکر می که این ات هم تکرار همان اعتراضات قبل بود. مردم نسبت به موسسات مالی و اعتباری اعتراض داشتند که آن هم باید واکاوی شود. 

    نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. 

    نمی دانم آقای سیف دیگر باید چکار کند، تا عوض شود؟ این همه موسسات بطور قارچ گونه سبز شد و پول مردم را جمع د و خوردند و بردند. یک مورد در خصوص بستگان من اتفاق افتاد. او 40 سال بود و از چهره ماندگاری بود و حاصل چهل سال معلمی در را به موسسه ای داد اما سرانجام پولهایش را بردند. مردم حق دارند که مطالبه کنند، بیایند و جمع شوند. این ات هم در ابتدا رنگش با ماههای قبل تفاوت نمی کرد. تفاوتی که پیدا کرد از این جهت بود که عده ای سوار این موج شدند. تیپ هایی که ما در این ات می بینیم، جوان هستند و نمی توانند مالباخته باشند. بعضا شعارهایی را هم که سر می دهند در مورد موسسات مالی نیست.

    چقدر چنین اعتراضاتی را منتج به نتیجه خوب و مورد نظر مردم می دانید؟

    معتقدم که جریاناتی از این دست، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود. ی ری حرکات ت یبی انجام می شود و بعد هم جمع می شود. یک دوره فرازی هم دارد که ممکن است این روزها روزهای فراز آن باشد و بعد فرود بیاید. البته در این دوره باز هم ناشی گری شد و اسراییل و ترامپ و منافین آمدند و گفتند که این بار باید کار تمام شود! اما آنها که جنس کار و مخالفت های اجتماع را می بینند و می شناسند، می دانند که از این موج چیزی عاید نمی شود، جز اینکه ی ری هنجارها ش ته شود.

     بنابراین من اصل قضیه را به فال نیک می گیرم که باعث تنبه می شود. مثل اینکه مثلا یک فردی علایم بیماری را در خود ببیند و باعث شود که به پزشک مراجعه کند و به فکر درمان خود باشد. تا آن علایم بروز داده نشود آدم به فکر درمان خود نمی افتد. البته دلسوزان نظام پیش از این اتفاقات، این مسائل را گفته بودند اما طبق معمول توجهی به آن نشد. 

    الان بخشی از جامعه گفت که ما باید دیده شویم و دیده هم شد. یک نمونه کوچک آن را در جریان حاج آقا قرائتی و آقای دوربینی دیدید. در واقع آقای دوربینی نمادی از یک بخش از جامعه ایرانی است که می خواهد دیده شود. این دیده شدن شان هم ضرری برای ی ندارد، نه برای من ناطق و نه ی که پیش آنها نشسته است. اما وقتی به این موضوع به عنوان یک معضل نگاه شود، حتما خطاست. بنابراین اگر جامعه در زمانی بگوید ما را ببینید، باید بگوییم که ما شما را می بینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. ما باید از خشونت پرهیز کنیم.

     جریاناتی همچون ات اخیر در برخی ای کشور، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود.

    در اتفاقاتی که در پاریس افتاد گاهی بخش هایی از این شهر آتش می گرفت اما خبری از مجروحیت در آن تظاهرات نمی شنیدیم. بنابراین پلیس باید خویشتن دار باشد تا این قضیه با تعقل جمع شود. البته به نظر من ی ری کارهای تعجیلی هم باید بشود. از جمله اینکه تکلیف موسسات مالی روشن شود. چون عمده بهانه برای ب ایی ات این است نه اصل نظام. این موضوع که روشن شد معترضان هم در شعار خلع سلاح می شوند. چون دیگر نمی خواهند به خیابان بیایند. البته ت هم اقداماتی در این مورد انجام داده و مبالغی هم به طلبکاران پرداخت شد اما باید این قضیه را عینی تر کنند تا این بهانه از دست معترضان گرفته شود.

     در اتی از این دست معمولا دو قطبی هایی شکل میگیرد، یا بین جناحین و یا فراتر از آنها. در حال حاضر این دو قطبی را چقدر واقعی میدانید؟

     واقعیت این است که یک عده به دلیل ناکارآمدی تها، بخصوص ت نهم و دهم اینچنین معترض شده اند. تصورم این است که با فرجامی که ت پیدا کرد و از لحاظ وضعیت ارز و روابط خارجی و تحریم ها و... دچار بحران شد قاعدتا نظام با یک بن بستی مواجه شد. درست همانند آنچه که برخی می گفتند؛ کشور تا لب پرتگاه برده شد. رییس جمهور مملکت به کشور خارجی می رفت و از او استقبال رسمی هم نمی شد. یعنی ترک پروتکل هم می شد. من فکر می کنم این مسائل و هایی که در ت شد، فضا را برای چنین اعتراضاتی فراهم کرد. قضیه بابک زنجانی، ماجرای دکل نفتی گمشده که همین هفته قبل دادگاه آن برگزار شد، همه این موارد دخیل هستند.

    به هرحال مردم تلویزیون را نگاه می کنند و می بینند که معاون اول رییس جمهور می آید و می گوید که 7/2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است و این را از سال 93 تاکنون تکرار می کند اما هیچ خبری هم از برگرداندن آن نیست. مردم هم می گویند که در این مملکت چه خبر است؟ به نظر من این اعتراضات به نوعی ع العمل نسبت به این کارها است. می خواهند بگویند که نظام هنوز هم نتوانسته کاری از پیش ببرد، با این که از نظر خودشان فردی مثل زنجانی مفسد فی الارض است. وقتی خودشان می گویند 4 با این فرد همکاری می کرده اند، پس چه مفسدی است که وزرای ت از او پشتیبانی می د؟ 


     همه اینها در ذهن مردم جمع شد و مردم نمره ناکارآمدی به مسئولان کشور دادند. اما اینکه در این ات بین ت و حاکمیت تفکیک شود، اشتباهی است که یک جریان کور آن را انجام می دهد. جوانان نیز تحریک شدند چون آنها قدرت تحلیل بالایی ندارند. اگر صدا و سیما اینقدر یک طرفه عمل نمی کرد و با حضور چند نفر آدم منتقد دلسوز از مشکلات مردم حرف می زد، در جامعه جا می افتاد که جایی در خود نظام این حرفها زده می شود. ولی صدا و سیما این کار را نکرد.

     نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. چون اصولا برخی مخالفان انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

    به نظر من بخشی از جامعه نمره ناکارآمدی به عملکرد نظام داده است، آن هم به دلیل خبرهایی است که اساسا درست است و این ات نیز نوعی پس زدن این ناکارآمدی است. اما اینکه بگوییم این ات از سوی بخش عمده ای از جامعه است و در واقع به «قطب» تبدیل شده، نه من این را قبول ندارم. بلکه صرفا جریانی است که نشان داد وجود دارد و باید جدی گرفته شود.

    شما این ات را حق مردم می دانید و آن را به فال نیک می گیرید چون معتقدید که مقامات کشور متوجه وجود ای از مشکلات در کشور خواهند شد. اما معمولا مقامات حاضر به دادن مجوز برای برگزاری ات اعتراضی نمی شوند تا اعتراضات به درستی و قانونمند سازماندهی شوند و کار به اینجاها کشیده نشود. صدور مجوز چه تبعاتی دارد که معمولا از اعطای آن خودداری می شود؟

     فکر می کنم که یک درصدی از این رفتارها (عدم صدور مجوز) طبیعی است؛ به این خاطر که مجوز برگزاری برای یک محیط قابل کنترل، باید داده شود و ترسی هم در این زمینه نباید وجود داشته باشد. 

    ولی نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. بنابراین نوعی افراط و تفریط در این زمینه همواره وجود داشته است.

    همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه در تمام دنیا جاهایی هست که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند.

     اگر انی که می خواهند کنند، هنجارشکنی نکنند، حتما وزارت کشور مجوز برگزاری آن را خواهد داد. اما اگر بناست که بیایند به خیابان ها و از دل این حمله به بانک و اتوبوس و .. را شکل دهند، پیداست که نباید چنین مجوزی صادر شود. اگر اصل این است که صدای مخالف به گوش مسئولان رسانده شود که نباید با ت یب این کار انجام شود. اما واقعیت این است که از هر دو طرف خوب عمل نمی شود. از یک طرف انی که قصد دارند، ممکن است موجی ایجاد کنند که دیگران سوار آن شوند و به سمت ت یب سوق پیدا کنند. از طرف یگر هم چون مقامات نمی خواهند ات این افراد به سمت ت یب برود، اصل قضیه را نادیده می گیرند.

    مثلا به مردم بگویند که در یوم شیرودی کنند، حرفهایشان را بزنند، شعارهایشان را بدهند، هرچه می خواهند بگویند و بروند. از آنجا که بیرون آمدند، مانند یک شهروند معمولی باشند. مسئولان اگر از این تضمین مطمئن شوند، حتما مجوز برگزاری خواهند داد.

     البته بهتر است بجای اینکه بگویند ما مجوز نمی دهیم، بگویند که جاهایی را مجوز می دهیم که تحت کنترل باشد تا اگر ی بخواهد تعدی کند با آن برخورد شود. اینکه بعد از حرف زدن به شهر بروی و اتوبوس آتش بزنی، معلوم است که نیامدی حرفت را بزنی.

     برخی تحلیلگران بیم آن را دارند که این اعتراضات منجر به رواج پوپولیست شود و دوباره از داخل این اعتراضات برای انتخابات دوره بعد زمینه حضور فردی مثل فراهم شود. این نگرانی را چقدر جدی میدانید؟

    «پوپولیست» یک برچسب است. شما اگر به ای مختلف نگاه کنید می بینید که شعارهای مردم در ات یکی نیست و بیشتر اعتراض به ناکارآمدها است. در برخی موارد هم اعتراضات را متوجه اصل نظام می کنند و یا نهاد ت را نشانه می گیرند. به عبارت دیگر انی که به این ات میآیند، همه از آدمهای مال باخته نیستند و در موارد دیگری نیز دچار محدودیت شده و خسارت دیدهاند. مثلا در ستاره دار شده اند و یا بالای 35 سال سن دارند و شغل ندارد و یا به سن 40 رسیدند و نتوانستند ازدواج کنند و از این دست مسائل. این افراد وقتی نمی توانند حرفشان را بزنند، می آیند و اینگونه خود را نشان می دهند. وگرنه اگر بهانه اصلی بد اری موسسات مالی است که این شعارها نباید به این سمت و سو برود و یک عده هم سوار برآن شوند.

    انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ 

    اینکه برخی بیایند و ناشیانه حرف احیای سلطنت بزنند پیداست که تحلیلشان بسیار سطحی و عوامانه است. چون در خصوص مطالبات اقتصادی، آدم بحث تغییر نظام را مطرح نمی کند! بنابراین ترکیب متنوع و متعددی از مطالبات در این ات وجود دارد. عدهای مالباختهاند و عدهای دیگر نیز سوار می شوند و نمره ناکارآمدی نظام را فریاد می کشند و عده ای هم اساسا مثل هر جریانی می آیند و شعارهای خاصی را سر می دهند تا بقیه هم بیایند و آن را تکرار کنند. اگر افراد مالباخته که سن و سالی دارند صف خود را از این افراد جدا کنند، پیدا می شود که جنس اصلی این اعتراضات، مالی نیست. چون گرانی زیادی نداشتیم که مردم به سیم آ بزنند! تنها کالایی که گران شده تخم مرغ بوده که اعلام شد به دلیل بیماری هایی است که در بین مرغها فراگیر شد. مساله دیگر هم پیشنهاد افزایش قیمت بنزین بود که دوستان گفتند منتفی است. این بخش معترض مخالف خوان، منتظر این بستر و حرکت بود تا دیده شود و حرفش را بزند که زد. اما اشتباهشان این بود که این ات متوجه اصل نظام شد و شعارهایی سر داده شد که با جنس اعتراض هم خوانی نداشت.




    خطای عجیب شهرداری شیراز

    درخواست حذف اطلاعات




    خطای عجیب شهرداری شیراز

     

    ایرنا نوشت: شهردار شیراز در نامه ای به رییس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری ، دستور بررسی موضوع نصب بنر با تصویری مذموم و غیرمرتبط با هفته دفاع مقدس در شیراز و برخورد جدی با تولید کنندگان این محتوای تصویری را صادر کرد.

    در بخشی از نامه حیدر اسکند ور خطاب به ابراهیم گشتاسبی راد آمده است: دفاع مقدس، دفتر راهنما و سرمشق از خودگذشتگی، ایثار و شهادت مردان و نی است که با خون خود نگاهبان دین، انقلاب و سرزمین ایران ی بوده اند و پاسداری از این دفتر و فرهنگ ایثار و شهادت به عهده تمامی میراث داران انقلاب است.

    شهردار شیراز ضمن اشاره بر این موضوع که قصور رخ داده در نصب بنر مذموم در بسته های فرهنگی هفته دفاع مقدس، نابخشودنی است، اضافه کرد: مسئولان سازمان فرهنگی، حراست و اجرایی باید عاملان این اشتباه را شناسایی کنند و با کشف علت موضوع با مسببان اتفاق برخورد جدی انجام دهند.

    اسکند ور بیان کرد : شایسته است در شرایط حساس و خطیر کشورکه نیازمند آرامش،همبستگی و اتحاد هر چه بیشتر آحاد مردم و جناح های مختلف می باشیم، دست در دست هم و در کنار یکدیگر از کیان ایران ی دفاع کرده و مراقب شیطنت های خناسان در سطوح مختلف باشیم.

    شهردار شیراز ضمن عذرخواهی از مردم متدین و شریف شیراز اضافه : لازم است سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری نیز ضمن عذرخواهی از مردم فهیم ، خانواده معزز ،ایثارگران و همرزمانمان در دفاع مقدس، به ریشه های مشکوک این موضوع سریعا رسیدگی و گزارش آن را به مردم شیراز اعلام نماید.

    رئیس شورای ی شهر شیراز هم خواستار بررسی نصب این بنر در میدان ی این شهر شد.

    روابط عمومی شورای ی شهر شیراز پنجشنبه از قول سید احمدرضا دستغیب اعلام کرد که وی خواستار بررسی فوری علت انتشار بنری موهوم با تصاویر سربازان ی در سطح شهر شیراز و برخورد قاطع با عوامل آن شد.

    رئیس شورای ی شهر شیراز در نامه ای خطاب به رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر شیراز آورده است: پیرو انتشار خبری در فضای مجازی در خصوص نصب بنری در میدان ی شیراز که در طراحی آن از تصویر سربازان رژیم غاصب صهیونیستی استفاده شده است، لازم است جنابعالی موضوع را با فوریت مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به هیات رییسه ارسال کنید.

    دستغیب در این نامه افزوده: بدیهی است در صورت صحت موضوع، لازم است برخورد جدی با دست اندرکاران مربوطه صورت پذیرد.

    شامگاه چهارشنبه ع ی در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر اینکه واحد تبلیغات شهری شهرداری شیراز در بنری که در میدان ی این شهر نصب شده ع ی متعلق به سربازان رژیم صهیونیستی را به عنوان رزمندگان دفاع مقدس استفاده کرده است.




    اشرف

    درخواست حذف اطلاعات


     

     ø¯ø§ø³øªø§ù† ø¶ø±ø¨ ø§ù„ù ø«ù„, ø§ùø±ø§ø¯ ø­ø±ûŒøµ ùˆ ø·ù ø§ø¹

    related image

    image result for ‫ø§ø´ø±ù ø®ø±â€¬â€Ž


      اشرف   


     

    جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

     


     فراد حریص و طماع را «اشرف » گویند. این نام و عنوان مخصوصا به آن دسته از طمعکاران اطلاق می شود که حرص و طمع و ولع آنها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می گردد.
     نه خود می خوردند و نه به دیگران می خورانند. نه خودشان از این رهگذر طرفی می بندند و نه آثاری که نفع و مصلحت عامه بر آن مترتب باشد بر جای می گذارند. به عبارت دیگر از آن همه ثروت و اندوخته فقط ظلم و بد     نامی با خود به گور می برند. اکنون ببینیم اشرف کیست و چه یت و حماقتی نشان داده که به صورت اشرف ضرب المثل شده است.
     ملک اشرف بن تیمور تاش چوپانی معروف به اشرف از امرای جابر و سفاک چوپانیان در آذربایجان، و معاصر شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ صدرالدین موسی بود که در حرص و طمع و بخل و ام نظیر نداشت. به سکه طلا عشق می ورزید به قسمی که پس از تحصیل قدرت هر جا و نزد هر از زر ناب و سکه های طلا اثر و نشانی می یافت آن را به زور و عنف می ستاند و در خزانه شخصی خود جای می داد.
     اگر چه شادروان عبدالله مستوفی معتقد است که :«اشرف از القاب پادشاهان صفوی بود و واحد پول طلای کشور را به همین مناسبت اشرفی نامیده اند که بعدها اشرف افغان به مناسبت اسم خود این تسمیه را ترویج کرد.» ولی  برخی از مورخان اعتقاد دارند که شدت علاقه ملک اشرف به مسکوکات طلا موجب گردید که سکه زر از آن تاریخ به نام اشرفیه تسمیه و نامگذاری شود و مقصود از کلمه اشرفی همان انتساب به ملک اشرف چوپانی می باشد.
     به قول فزونی استرا آبادی :«از بس که اشرف از زر محفوظ بود تنکه اشرفی را به نام او منسوب ساختند.» کار ظلم و ستم ملک اشرف به حدی بالا گرفت که علما و ون و مشایخ بزرگ را نیز از خود رنجانید و حتی تصمیم گرفت شیخ صدرالدین موسی را که غالبا از اعمال و تعدیاتش انتقاد می کرد دستگیر و زندانی کند. شیخ صدر الدین اضطرارا از اردبیل حرکت کرد و به گیلان رفت. عده ای از علما و عرفای بزرگ که از ظلم و ستم اشرف به ستوه آمده هر کدام به کشوری مهاجرت کرده بودند عاقبت با برخی از خلفای شیخ صدرالدین موسی از قبیل شمس الدین حافظ سلمانی و دیگران به همراهی قاضی محی الدین بردعی، از راه دربند قفقاز به جانب دشت قپچاق حرکت د و در شهر غازان سرای که پایتخت جانی بیک خان اوزبک پادشاه مغولی و مسلمان دشت قپچاق بود رحل اقامت افکنده در آنجا به وعظ و ارشاد خلق پرداختند.
     چون جانی بیگ خان از ورود علما و صلحای مزبور آگاهی یافت. از آنجا که مسلمانی عادل و صاحبدل بود، یکی از روزهای به مجلس وعظ آمد و قاضی محی الدین در اثنای موعظه شرح ستمکاری های ملک اشرف چوپانی را به نوعی تقریر کرد که جانی بیگ خان و اهل مجلس به گریه افتادند. قاضی محی الدین در ضمن سخنان خود مخصوصا به این حدیث اشاره کرد «کل لکم راع و کل کم مسئول عن رعیته» و گفت :«امروز که خداوند به جانی بیگ خان قدرت عطا فرمود او مکلف است که مصیبت و بلای اشرف را از سر مسلمانان آذربایجان دفع فرماید.»
     جانی بیگ خان که مردی دیندار و فضل دوست بود آن چنان تحت تاثیر بیانات نافذ قاضی محی الدین بردعی قرار گرفت که بی درنگ به تجهیز پرداخت و با ی متشکل از ناراضیان و ستم کشیده ها و افراد ابواب جمع خود که ظرف یک ماه جمع آوری کرده بود در سال 758 هجری از راه دربند قفقاز عازم آذربایجان شد. اغلب لشکریان جانی بیگ به علت بی برگ و نوایی، رکاب از چوب و لگام از ریسمان داشتند. با این چنین که صد از ایشان را یک سرباز جنگی کفایت می کرد نخست به اردبیل رفت و روزی چند به انتظار ماند تا شیخ صدر الدین موسی از گیلان رسید، سپس جانب تبریز را در پیش گرفت و بر سر ملک اشراف تاخت.
     چون سکنه آذربایجان همه ناراضی بودند لذا پس از زد و خورد مختصری اشرف که به خوی فرار کرده بود دستگیر شد و جانی بیگ خان بر اثر اصرار حکمران شروان و قاضی محی الدین بردعی فرمان داد شمشیری به پهلویش فرو بردند که از آن طرف بیرون آمد و اموال و جواهر و زر سرخ و سفیدش را که بر چهار صد استر ( قاطر) و هزار شتر بار کرده به سمت شهر خوی روانه کرده بود، جانی بیگ خان بدون کمترین زحمت و درد سر یک جا ضبط کرد و سر اشراف را بر در مسجد مراغیان تبریز آویخت.
     بیچاره بد بخت مدت چهار ده سال آن همه در راه تحصیل سکه اشرفی خون ریخت و ستم روا داشت، نخورد و انفاق نکرد، سر انجام همه به تاراج رفت و جانش را بر سر آن نهاد و ت امرای چوپانی با کشته شدن او منقرض گردید. مستظرفی چون این واقعه شنید بر یت و حماقت اشرف تاسف خورد و گفت :
     دیدی که چه کرد اشرف   / او مظلمه برد و دیگری زر 

     

      تهیه و تدوین : عبد عا صی 

     

     

     




    ما کوتاه-ترین دیواریم ...

    درخواست حذف اطلاعات

     

     

       ما کوتاه-ترین دیواریم ...  

     

      

    جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

     ((( شاید شنیده باشید که یکی به دیگری میگه : « از دیوار ما کوتاه-تر پیدا نکردی »؟! چند دهه-ست که متاسفانه این دیوار کوتاه، ی جز مردم کوچه وُ بازار ، نبوده-اند ... انیکه روز بروز قدرت یدشان کمتر وُ کمتر میشود ... یادم نمیره وقتیکه مجلس داشت قانون هدفمندی سوخت وَ انرژی رو تصویب میکرد، اکثریت نمایندگان وَ رئیس جمهور وقت، با افزایش قیمتها وَ دادن یارانه چه در باغ سبز وَ مدینه-ِی فاضله-ای رو برای مردم نماییش میدادند. مردم ناآگاه هم به گرفتن ماهی 45 هزار تومن، انقدر ذوق-زده شده بودند که به هشدارهای اقتصاد دانهای خبره وَ دلسوز پشت کرده وَ اعتنایی نمی د. یادش بخیر سبحانی اقتصاد دان وَ دلسوز مجلس میگفت: "میخواهید قیمت سوخت وَ انرژی  رو به سطح «فوب خلیج فارس وَ کشورهای پیشرفته برسونید، مگه ما به متخصصین وُ کارکنان مملکت همان دستمزد این کشورها رو میدیم؟! نفت وُ نیروی کار از خودمونه ، اونها ساعتی چند دلار حقوق میگیرند، چه ربطی به ما داره؟»" اون زمان حداقل دستمزد کارکنان اون کشورها، حداقل ساعتی هشت دلار بود! الان که حتما کمتر از 12 دلار نیست ... بزرگترین بهانه-ی نمایندگان وَ مسئولین هم این بود : « تا وقتیکه قیمت سوخت وُ انرژی انقدر ارزونه، میلیون، میلیون لیتر سوخت مملکت رو به کشورهای همجوار قاچاق میکنند، مصرف سوخت داخلی هم که صرفه جویی نمیشود وَ این اقدامات بهترین پیشگیری از ثروت ملی-ست » ... جان کلام کار خودشان را د وَ بهای سوخت وَ انرژی رو به چند برابر رساندند، ولی نه توانستند جلوی قاچاق سوخت رو بگیرند وَ نه توانستند کمک چندانی به صرفه جویی انرژی ند! دستاورد این مصوبات وَ اقدامات روز بروز فقط قدرت ید مردم را کمتر وَ کمتر کرد تا رسیدیم به اوضاع امروز که مجددا میخواهند سوخت را سهمیه-بندی کرده وَ بعد هم احتمالا قیمت سوخت را گرانتر کنند ... قاچاق سوخت وَ اصراف در مصرف آن، ناشی از سوء مدیریتهاست، مردم چه گناهی کرده-اند که هنوز هم باید تاوان اشتباهات وَ بی-کفایتی برخی مسئولین را بدهند؟؟؟ ... _ عبد عا صی )))

     

       به گزارش «تابناک»؛ از یک سو ت همچنان در حال اجرای سیاست بزرگنمایی افزایش قاچاق سوخت است و از سوی دیگر، برخی مسئولان بحث سهمیه بندی و پیشنهاد افزایش نرخ ها را پیش می کشند.
    از طرف دیگر، برخی دیگر از مسئولان تی مدام در حال تکذیب ادعاهای مطرح برای افزایش نرخ بنزین هستند؛ اما اخبار شنیده شده از درون مجلس و به ویژه کمیسیون انرژی مجلس حکایت از این دارد که ت عزم خود را برای افزایش بهای حامل های انرژی جزم کرده است و دیری نخواهد گذشت، این سناریو به اجرا درخواهد آمد.
    بهانه ت برای افزایش قیمت بنزین این است که با افزایش نرخ دلار در ایران، قاچاق سوخت افزاییش پیدا کرده و برای مهار این قاچاق، باید قیمت ها افزایش پیدا کند؛ اما پرسش مطرح در این میان، این است که چرا نرخ دلار افزایش پیدا کرده و مسئولان به جای پیدا را ار برای بالا بردن ارزش پول ملی، ترجیح می دهند، فشار بر روی مردم را بیشتر کنند؟!
    هدایت الله خادمی در گفت وگو با تابناک در خصوص این موضوع اظهار داشت: به نظر می رسد، سهمیه بندی بنزین اجتناب ناپذیر است و به احتمال زیاد، ت در چند روز آینده این کار را عملیاتی کند و پس از سهمیه بندی نیز به انی که خارج از سهمیه خود بخواهند بنزین استفاده کنند، نرخ دوم داده خواهد شد و به این ترتیب بنزین را در کشور گران خواهند کرد.
    این مجلس گفت: در سال های گذشته، آنقدر بد عمل کرده ایم که وضعیت کشور به این روز افتاده است. ایران نباید بنزین وارد کند، بلکه ما باید صادرکننده بنزین باشیم.
    این عضو کمیسیون انرژی در مجلس گفت: اساسا اینکه گفته می شود، قیمت بنزین در ایران ارزان است حرف درستی نیست. ارزش پول ملی ما کم شده و چون این روال همواره در حال تکرار است، همیشه می گوییم که بنزین ارزان است. اگر بنزین هر لیتر 10 هزار تومان هم بشود، چهار ماه دیگر که دلار گرانتر شد، می گوییم بنزین در ایران ارزان است.
    این مجلس افزود: در کشورهای دیگر، نرخ برابر پول ملی آنها با دلار ثابت است و هیچ اتفاقی برای قیمت بنزینشان نمی افتد؛ اما چون ارزش پول ملی ما کاهش پیدا کرده، می گوییم بنزین ارزان است. از نظر من، بنزین در ایران ارزان نیست، در کشور امارات نرخ نوسان درهم و دلار برابر است؛ بنابراین نرخ بنزین همیشه دو دلار می ماند.
    وی همچنین ادامه داد: اگر تمردان ما راست می گویند که قیمت بنزین صرف ندارد و نسبت به کشورهای همسایه ارزان تر است، ارزش پولی ملی را بالا ببرند تا بنزین را گران کنند. ما کشور را بدبخت کرده ایم، حال آنکه باید پالایشگاه می ساختیم و بنزین تولید و به جای نفت خام بنزین صادر می کردیم.
    اگر امروز به جای نفت خام بنزین صادر می کردیم، تحریم نمی شدیم. انی که در این سال ها بوده اند، برای خارجی ها خدمت نموده و کاری کرده اند که ما کشوری تک محصولی باشیم و همین باعث شده انی که ما را تحریم می کنند، دیده نشوند و تنها با جلوگیری از خام فروشی نفت، مانع از کار ما شوند.
    وی همچنین یادآور شد: وقتی ما اینقدر بد عمل کردیم، معلوم است به این گرفتاری ها دچار شویم. الان هم برای اینکه آقایان عملکرد خودشان را ماستمالی کنند و نخواهند بنزین بیشتری وارد کنند، می خواهند مصرف داخلی را کم کنند. آسان ترین راه هم برای آنها این است که بنزین را سهمیه بندی کنند. ت های ما یاد گرفته اند، هر جا به مشکلی می خورند، فشار را بر مردم زیاد کنند. اینها به جای اینکه چاره سازی کنند تا ارزش پولی که کمتر از یک سال به این روز افتاده، افزایش دهند، همین را نهادینه می کنند و برای جبران خسارات خودشان قیمت ها را بالا می برند.

     

      بازنویسی : عبد عا صی

     




    مگر مردم برده شما هستند که ...

    درخواست حذف اطلاعات




    مگر مردم برده شما هستند که ...  



    به گزارش اعتدال، در نامه علی مطهری خطاب به آیت الله محمد یزدی، آمده است:
    «جناب آقای محمد یزدی دامت برکاته
    با اهداء سلام، در خصوص نامه جناب عالی به آیت الله شبیری زنجانی، مرجع تقلید، چند نکته قابل ذکر است:
    ۱. در این نامه جناب آقای سید محمد خاتمی و همفکران ایشان را «افراد مسئله دار که برای نظام و مقام ی احترامی قائل نیستند» معرفی کرده اید و ملاقات با آنها را امری قبیح و موجب «ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان» دانسته اید.
    همه اینها نیاز به اثبات دارد. «مسئله دار»  انی هستند که در سال ۸۸ تحت این عنوان که مقام ی از یک ک دای خاص حمایت می کند انتخابات را از ح طبیعی خارج د و حق اعتراض معترضان را نیز به رسمیت نشناختند و آنها را برانداز نامیدند و شد آنچه که نباید می شد. در واقع چنین افرادی برای نظام و مقام ی احترامی قائل نشدند.
    فرضاً بپذیریم جناب آقای خاتمی و همفکرانشان افرادی مسئله دار هستند که برای نظام و مقام ی احترامی قائل نیستند، قباحت ملاقات یک مرجع تقلید با آنها را از کجا درآورده اید؟ اگر مسئله دار هستند آیا نباید مسئله آنها حل شود؟ مراجع تقلید به مثابه چتری بر سر همه مردم و گروه ها هستند نه عناصری حزبی و جناحی.
    ثالثاً ناراحتی و تعجب اکثر مقلدین و حوزویان از این ملاقات را از کجا به دست آوردید؟
    ۲. خطاب به آیت الله شبیری گفته اید «مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام ی حاکم، ی و شأن مرجعیت است».
    به عرض می رساند مقام و احترام یک مرجع تقلید صرفاً در سایه احترام به نظام ی حاکم نیست، بلکه بیشتر بستگی دارد به رفتار او در مقابل آن نظام که کارهای درست آن را تأیید کند و از کارهای نادرست آن انتقاد و از حقوق مردم دفاع کند. اساساً احترام هر تابعی از احترام و پایبندی او به حق و عد است. این تفکر شما ناشی از این فکر غلط است که نظام را معصوم می دانید.
    علاوه بر این، مسئله طرفینی است، یعنی همان طور که مقام و احترام یک مرجع تقلید در سایه احترام او به نظام ی حاکم است، احترام نظام ی نیز در سایه احترام آن به مرجعیت است.
    مسئله استقلال ت و حوزه علمیه و مراجع تقلید از تها و حکومتها، مسئله ای است که سابقه طولانی در تاریخ تشیع دارد و به شدت مورد تأکید (ره) و شهید آیت الله مطهری حتی برای دوره بوده است. از نظر شهید مطهری ت شیعه از نظر روحی متکی به خدا و از نظر اجتماعی متکی به مردم است و همیشه از تها جدا و در کنار مردم بوده است. این ویژگی حتی در نیز باید رعایت شود و ت نباید تی و حکومتی شود. اصل در نگاه (ره) و شهید مطهری و مقام ی به این معنی نیست که سایر مراجع نادیده گرفته و احیاناً سرکوب شوند. به یاد دارم چند ماه قبل از پیروزی انقلاب ی در مجلسی در قم فردی فریاد زد «برای سلامتی یگانه مرجع عالم تشیع حضرت آیت الله العظمی صلوات». پدرم ناراحت شد و آن فرد را صدا زد و به او گفت «این چه جمله ای بود که گفتی؟! ما غیر از مراجع دیگری هم داریم.» همین طور می دانید که ایشان در کتاب نهضتهای ی از مراجع ثلاث آن روز و نقش آنها در پیشبرد نهضت در کنار به نیکی یاد می کنند؛ همه برای این که نهاد ت اص دارد و باید حفظ شود نه فقط ولی فقیه.
    ۳. در پایان نامه خطاب به آیت الله شبیری فرموده اید «لازم است شؤون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمایید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد.»
    اولاً خود شما با این جمله تهدیدآمیز شأن مرجعیت را رعایت کرده اید یا نه؟ ثانیاً چه ی گفته ملاقات یک مرجع تقلید با افراد سابقه دار در انقلاب که احیاناً انتقاداتی نیز دارند خلاف شؤون مرجعیت است. آیا شؤون مرجعیت را جناب عالی بهتر از خود مراجع تشخیص می دهید؟ مگر مردم باید با اجازه شما به ملاقات این و آن بروند؟! ثالثاً این جمله را که به این مرجع عالیقدر دستور می دهید «این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد» از چه موضعی می فرمایید. این جمله را فقط زمان علیه السلام می تواند به یک مرجع تقلید بگوید. در مجموع، نامه شما موجب وهن ت و حوزه علمیه شد. امیدوارم به نحوی جبران بفرمایید.
    با تقدیم احترام
     علی مطهری»




    افراط وُ تفریطی از جنس احساسات ...

    درخواست حذف اطلاعات


     

     


       افراط وُ تفریطی از جنس احساسات ... 


     

    جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

     


      رو مه شهروند نوشته : ب و کارش «حیوان گردانی» است. شغلی که در سایه تب داغ حیوان دوستی و همزیستی با ‏حیوانات شکل گرفته و هر روز رنگ و لعاب بیشتری به خود می گیرد.
    هزینه های بالای نگهداری از حیوانات خانگی باعث نشده که در سال های گذشته، ایرانی ها آنها را به خانه هایشان نیاورند. انی که انواع حیوانات را در خانه هایشان نگهداری می کنند، می گویند علاوه بر وابستگی هایی که آنها برایشان می آورند، این موضوع دلایل دیگری هم دارد؛ مثلا اینکه احساس می کنند این موجودات زنده حق حیات دارند و انسان ها هر روز دارند محل زندگی آنها را تصرف می کنند و آزارشان می دهند: «یکی هم باید حامی آنها باشد.» مثلا یکی از انی که در خانه اش چند گربه نگهداری می کند، می گوید که عملا دو سوم حقوقش برای نگهداری از آنها می رود: «چون به کلی گربه و سگ هم بیرون از خانه غذارسانی می کنم، درحال حاضر هم که با چند برابر شدن ارز باید کل حقوقم را بدهم ولی اینها باعث نمی شود که از آنها دفاع و نگهداری نکنم.»
     حالا این ب و کار جدید در ‏مناطق شمال پایتخت به گونه ای درحال رشد است که حال و هوای برخی از بوستان ها و معابر آن را تحت ‏تأثیر خود قرار داده است. شغلی که درآمد روزانه حاصل آن بیش از سایر مشاغل تعریف نشده اجتماعی است، ‏یعنی چیزی حدود ١٠٠ هزار تومان برای هر ساعت گشت وگذار با حیوانات در فضاهای سبز و عمومی شمال ‏شهر. پیشه ای که هر روز هم به تعداد شاغلان آن افزوده می شود. به تعدادی از بوستان های مناطق شمال ‏پایتخت سرزدیم و با پدیده حیوان گردانی در آن جا همراه شدیم تا از زوایای پنهان این ‏موضوع بیشتر مطلع شویم. این حیوان گردانان می گویند که تعدادی از خانواده ها با آنها آشنایند و برای اینکه حیواناتشان را برای گشتن در شهر به آنها بسپارند، وثیقه یا مدرکی از آنها نمی گیرند اما بعضی دیگر می گویند تعدادی از این افراد از آنها کارت ملی و شناسنامه یا حتی سفته با قیمت های مختلف می گیرند.
    حیوان گردانی در بوستان های بالای شهر
    جوان درشت هیکلی قلاده سگ پشمالویی را در دست گرفته و همراه حیوان چند میلیونی در بوستان ‏می گردند. گاهی پای درختی می ایستد و گاهی از روی چمن های خیس حرکت می کند. هر از گاهی هم توپ ‏کوچک و قرمز رنگی را به زمین می اندازد تا سگ با آن لحظاتی مشغول بازی شود. رهگذران با این که چند ‏سالی است به دیدن این گونه صحنه ها عادت دارند اما هنوز هم خیلی هایشان هنگام عبور، اندکی از او و ‏حیوانش فاصله می گیرند و غرولندکنان دور می شوند. به حوض وسط بوستان که می رسند صدای فواره آب، ‏سگ کوچک را به هیجان می آورد، طوری که لحظه ای از تکاپو نمی ایستد اما نگاه های ‏مخفیانه و سنگین رهگذران اجازه نزدیک شدن آن دو را به اطراف حوض بوستان که چند کودک در آن جا ‏مشغول آب بازی اند نمی دهد. راه کج می کنند و سویی دیگر می روند. این جا بوستانی در محله ولنجک ‏و یکی از پاتوق های حیوان گردانی است. جایی که روزانه بسیاری از این حیوان گردان ها چند ساعتی زمان خود را در آن ‏سپری می کنند‎.‎

     جوانی با ظاهری آراسته بند قلاده کتفی سگ را می کشد و یکی از همین به اصطلاح حیوان گردان ها بوستان ‏ساسان است. درباره روند روبه رشد حیوان گردانی می گوید: «با این که ممنوعیت های زیادی در ارتباط با ‏نگهداری و گرداندن حیوانات خانگی وجود دارد، اما خود من کمتر از یک سال است که از این شغل درآمدزایی ‏می کنم.
    روزانه اگر شرایط جور باشد یکی دو حیوان را در پارک ها و پیاده روها می چرخانم و چیزی حدود ‏‏٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار تومان دریافت می کنم. البته قیمت حیوان گردانی با توجه به قیمت و نژادشان تعیین ‏می شود.» فعالیت در این حرفه هم مانند بسیاری از مشاغل دیگر آداب و شرایط خاص خودش را دارد. او درباره شرایط خاص کارش می گوید: «یکی از شرایط این شغل، داشتن ظاهر مرتب و تمیز است. شاید ‏مس ه به نظر بیاید اما واقعیت این است که حیوان گردانی تخصص می خواهد. این که شما شناخت کلی از ‏حیوان داشته باشید، خلق و خوی آنها را با توجه به نژادشان بشناسید و از نحوه ‏ارتباط گرفتن با آنها مطلع باشید، چیز کمی نیست. مثلا خود من زمانی که به واسطه یکی از دوستانم ‏مشغول حیوان گردانی شدم چند کتاب خواندم و کلی پرس وجو .»‏

     یکی دیگر از مکان هایی که به رغم نصب تابلو ممنوعیت ورود حیوانات خانگی برای تفریح حیوان ها انتخاب می شود، بوستان شقایق در محله سعادت آباد است. جوان خوش پوشی که از چند ماه پیش با ‏‏ سگ پا-کوتاه مشغول ب و کار است، می گوید: «شغل عجیبی است یا به قول یکی از همین ‏پیرمردهای بازنشسته که هر روز من را در پارک می بیند نوعی کج رویی اجتماعی است، اما خب چه می شود ‏کرد. با این اوضاع و احوال اقتصادی برای سیر شکم زن و بچه ام مجبورم این کار را انجام دهم. تا چند ‏ماه پیش دستفروش بودم اما از بس بساطم را جمع د، خسته شدم. این کار بی دردسرتر است یا ‏حداقلش هرچند هفته در میان یکی پیدا می شود و گیری می دهد. این را هم شاید مدیون افرادی هستیم که کلی کمپین و انجمن دفاع از ‏حقوق حیوانات راه انداختند.» سگ را صدا می کند تا با اسباب بازی لات ی اش بازی کند و او مجال ‏پاسخگویی بیابد:
    «بعضی پارک ها انگار شبانه روزی اند و می توان حیوان گردانی را در شیفت شب انجام داد. آن ‏پارک ها برای مواقعی خوبند که طی روز مشغول ب و کار دیگری هستم و شب ها فرصت حیوان گردانی دارم. ‏البته اگر صاحبان شان هم دلیلی برای گرداندن حیوان در شب داشته باشند. اتفاقا شیفت شب درآمدش ‏بیشتر است.» ‏
     او همچنین از جایگاه شغلی و احساساتی که در آن درگیر می شود، می گوید:
    «خیلی ‏از خانم ها به این کار روی آورده اند به این دلیل که حیوان گردانی پرستیژ جالبی برای خود دارد. چرا ‏که باعث می شود چند ساعتی از بازی در نقش آدم هایی که صاحب حیوان های گرانقیمت و بامزه اند و مثلاً ‏فقط پاپیون جلیقه سگ شان ٢٠٠ هزار تومان می ارزد، لذت ببرند اما خب باید مراقب باشیم به آنها دلبسته ‏نشویم چون آ کار به دردسر افسردگی دچار می شویم. داستانی که یک ماه پیش برای من پیش آمده بود. ‏از سگی نگهداری می که صاحبش بعد از چند هفته که با هم آشنا شده بودیم از ایران مهاجرت کرد و ‏سگ را هم فروخت. خلاصه من ماندم و کلی دلتنگی از دوری آن سگ با وفا.» ‏
     مقصد بعدی، بوستان صوفی در محله تجریش است. همانجا که پاتوق حیوان گردانی چند ماهه دو دختر جوان ‏شده است. یکی دانشجوی سال دوم رشته مدیریت تی و دومی هم دانشجوی سال سوم رشته مدیریت ‏بازرگانی است. روی نیمکت نشسته اند و هر کدام گهگاه سگ هایی از نژاد پامرانین را صدا می کنند تا مزاحم ‏ ی نشوند. مریم از نحوه آشنایی با این ب و کار می گوید: « ج درس و به قدری است که هر ‏دانشجویی را به فکر کار وقت می اندازد. یک کار وقت که اتفاقا فان هم باشد. برای همین در یکی از ‏شبکه های مجازی دنبال کاری گشتیم که به علاقه مندی ما هم نزدیک باشد؛ یعنی حیوانات و طبیعت. بعد از ‏چند وقت برخوردیم به یک آگهی. اولش عجیب و سرکاری به نظرمان رسید اما وقتی پیگیری کردیم متوجه ‏شدیم نه، مثل این که واقعا بعضی ها آن قدر پولدارند که برای حیوانات خانگی شان دنبال پرستار می گردند. چون ‏یا وقت ندارند یا حوصله دردسرهایی که پیاده روی با حیوان ممکن است داشته باشد. بنابراین دور از ذهن ‏نیست در جاهایی این چنین دانشجوهایی را پیدا کنید که مشغول حیوان گردانی باشند.» سمیرا در تکمیل ‏صحبت های دوست خود از شرکت هایی می گوید که کارشان ارائه خدماتی متفاوت در همین ارتباط است: ‏‏
    «تقریبا یک ماه از آمدن ما با حیوان های خانگی به این پارک می گذشت که آقای جوانی با پیشنهاد کاری بهتر سراغ ما ‏آمد. درواقع شرکت او خدمات ویژه ای مثل نگهداری روزانه و ساعتی حیوان های خانگی در مهدهای مخصوص، آتلیه ‏حیوانات خانگی و باشگاه ورزشی ارایه می داد که خب ما مشتاق شرکتی کار نبودیم چراکه به هرحال ‏بحث پورسانت و اضافه کاری پیش می آمد.»
     یکی از محل های اصلی حیوان گردان ها برای تحویل حیوانات در بوستان ها است. ما هم یک ‏ساعتی تا آمدن زن جوانی که برای گرفتن سگش از یک سگ گردان به بوستان آمده منتظر می مانیم. او ‏کارمند یکی از مراکز خصوصی است و می گوید: «نزدیک به دو سال است پاپی را یده ام و با هم زندگی ‏می کنیم. اوایل سعی می برای تفریح و سرگرمی اش در برنامه خودم جا باز کنم ‏ولی مشغله ام طوری است که زمان زیادی برای تفریح ندارم. آن ساعتی هم که می آیم خانه، خستگی مانع از ‏رسیدگی درست و حس به پاپی می شود. برای همین
    در اینترنت با شرکتی آشنا شدم که خدمات نگهداری ‏ساعتی حیوانات ارائه می دهد. در قبال دریافت مدارک لازم از شرکت برای اطمینان خاطر که سگ چند‏میلیونی خودم را به دست شان می سپارم، آنها نیز روزانه سگم را یک ساعت ونیم در پارک نزدیک محل کارم ‏می چرخانند. ساعت کاری ام که تمام می شود، می روم و پاپی را تحویل می گیرم. به هرحال، این حق حیوان است ‏که چون من نمی توانم همراهی اش کنم، به دیگری می سپارم.» او درباره هزینه ای که بابت این حیوان گردانی ‏به شرکت می پردازد نیز، می گوید: «برای یک ساعت ونیم ١٢٠ هزار تومان توافق کرده ایم. البته این ‏گشت وگذار باید با بازی های آموزشی مانند حرف گوش و انتخاب سرویس بهداشتی و... همراه باشد. ‏گاهی هم اسباب بازی های مخصوص به عنوان هدیه و اشانتیون به سگ می دهند.» دختر جوان دیگری هم ‏حوالی ساعت ١٩ جسی را از حیوان گردانی که در شبکه های اجتماعی پیدا کرده است، تحویل می گیرد و ‏می گوید: « صاحبان سگ ها حاضرند برای ‏آنها حس هزینه کنند. مثلا خود من از وقتی متوجه شدم انی هستند که حیوانات خانگی را به نوعی ‏پرستاری و نگهداری می کنند، بی معطلی جسی را به آنها سپردم تا کمی سرگرمی داشته باشد و زمانی که در‏خانه با من است، بی ت نکند. به هرحال آدم ها از ابتدا همزیستی با حیوانات داشته اند، بویژه حیواناتی ‏که برای آنها سودی در پی دارد. در نتیجه راه اندازی ‏کمپین و گروه های حیوان دوستی زمانی به بار می نشیند که شرایط اولیه و ضروری محیطی فراهم باشد. آن وقت است که شکل گیری شغل ها هم با یک نوعی ساماندهی همراه است‎.»
     ‏«مهدی فیروزی» ن خیابان حسینی محله سعادت آباد از پیشه نوظهور در محله اش می گوید: «من مخالف ‏نگهداری حیوان نیستم. خود من تا مدت ها یک طوطی داشتم که در نهایت چون به این نتیجه رسیدم که ‏ آن اهمیت بیشتری دارد، رهایش اما واقعیت این است حیوانات آلودگی هایی را به همراه دارند که ‏باعث بیماری بخصوص در بچه ها و سالمندان می شوند.» او ادامه می دهد: «به تازگی متوجه شدم خیلی از ‏جوان هایی که بعد از ظهرها با حیوانات می آیند اینجا، کارشان حیوان گردانی است. کاری که اگر دردسرهایش را برای ‏اهالی در نظر نگیریم، به نظرم از هدررفتن انرژی، تخصص و استعداد آن جوان ها نمی توان به راحتی گذشت ‏که البته این مورد به واکاوی اقتصاد جامعه نیاز دارد. در نهایت بهتر این است شهرداری یک جای ویژه ای مثل ‏پارک حیوانات برای تفریح آنها در نظر بگیرد تا مشکلی برای آسایش اهالی و حتی حق آن حیوان زبان بسته ‏هم پیش نیاید.» ‏
    ‏ «عاطفه ماهور» از اهالی سعادت آباد هم که عصر خود را با قدم زدن در بوستان سپری می کند، می گوید: ‏«صدای حیوان های جورواجور به قدری به گوش می رسد که از آرامش بوستان کم کرده است. تا اعتراض هم ‏می کنیم، محکوم می شویم به حیوان آزاری. البته در شرایطی که این حیوانات برای خودشان آتلیه عکاسی ‏دارند، پرستار اختصاصی دارند و خیلی چیزهای دیگر، فکر نمی کنم چندان جای گلایه باقی مانده باشد. نیاز ‏است فرهنگسازی شود و بعد هم زیرساخت های لازم برای این همزیستی تأمین شود. زیرساخت هایی مثل ‏سرویس بهداشتی و آبخوری و فضای بازی.» ‏
     بی تردید پرداختن همه جانبه به این مسأله نوظهور از ضروریات شهری است که رئیس اداره ساماندهی ‏منطقه یک در پاسخ به چگونگی برخورد با پدیده ب وکارگونه حیوان گردانی می گوید: «شهرداری موظف ‏است سگ های ولگرد و مزاحم را جمع آوری و بعد از وا یناسیون و عقیم سازی در طبیعت اطراف تهران ‏رهاسازی کند. البته مراکزی نیز زیرنظر شهرداری وجود دارد که در آنها سگ ها نگهداری می شوند اما بعد از ‏مدتی که بین ١ تا ٣ ماه متغیر است، رها می شوند. در برخورد با سگ های خانگی و شناسنامه دار که معمولا ‏در محله ها و بوستان ها بسیار دیده می شوند و ممکن است در ای از موارد باعث سلب آسایش اهالی شوند ،‏هیچ گونه اختیاری نداریم. نصب تابلوی ورود ممنوع برای حیوانات خانگی بویژه سگ ها در برخی از بوستان ها ‏نیز با هماهنگی نیروی انتظامی انجام می شود.» ‏

      تهیه و تدوین : عبد عا صی 

     

     

     




    معرفتی بیاد-ماندنی ...

    درخواست حذف اطلاعات








       معرفتی بیاد-ماندنی ...   



    جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید


         هفت، هشت ساله بودم که مادرم زنبیل قرمزی دستم داد که توش اسکناسی پنج تومنی وَ کاغذ لیست ید میوه وُ سبزیجات بود. یت داشتم از مغازه-ی آقای صبوری ید کنم. اون وقتآ بچه-های هم سن وُ سال من تا این حد کمک-کار مادرشون بودن، مثل حالا نبود که بعضی بچه-ها رو مادرشون تا هم همراهی کنند!

    کل یدم شد سه تومن وُ پنج زار (35 ریال). و اما با بقیه-ی پول، بی-اجازه-ی مادرم، از بقالی کنار همون جا، یک کیک پنج زاری وُ یک نوشابه-ی زرد رنگی که بهش «کانادادرای» میگفتن، یدم. با یک عالمه ژست وُ قیافه-ی آنچنانی، لب باغچه-ی روبروی بقالی، نشستم وُ بقول جوونهای اون موقع، انداختم بالا! ...

       خونه که رسیدم، مادرم سراغ بقیه-ی پنج تومن رو گرفت. من که جرئت نمی راست-شو بگم، گفتم: «دیگه بقیه-ای نداشت»! مادرم فقط زیر لب غُر وُ لُندی کرد که من نفهمیدم چی بود. منم از ترسم دیگه چیزی نگفتم.

       دو روز بعد، مادرم از من خواست که برای ید همراش برم. به سبزی-فروشی که رفتیم پرسید: «آقای صبوری، میوه وُ سبزی گرون شده»؟ اون هم با لبخندی، زیرچشمی نگاهی بمن انداخت وُ گفت: «حاج خانوم حتما یادم رفته، باشه طلب شما»! ... من که حس ترسیده بودم، نفسی براحتی کشیدم وُ فهمیدم که خطر از سرم گذشته. اگه مادرم از قضیه بو می-برد بخاطر اون دروغ وَ تهمت به سبزی فروش ، تنبیه میشدم. مادرم که پاشو بیرون گذاشت، روحش شاد، آقای صبوری زیر لب به من گفت: «این دفه پول کیک وُ نوشابه-ت ، مهمون من؛ ولی اگه تکرار بشه، دیگه معلوم نیس ی باشه مهمونت کنه»! ...

    بخدا هنوز بعد از 44 سال اون نصیحت وُ معرفتش یادم نرفته، نور به قبرش بباره ...    

     

     

      باز-نویسی و تدوین : عبد عا صی 

     

     

     





    مرز میان خودی و غیرخودی

    درخواست حذف اطلاعات

    http://s9.picofile.com/file/8342513276/dust_va_doshman_1.jpg
    http://s8.picofile.com/file/8342513184/dust_va_doshman_2.jpg
    http://s8.picofile.com/file/8342513084/dust_va_doshman_3.jpg

     

     

       مرز میان خودی و غیرخودی


     

    جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

     

     

     خبرآنلاین، محسن اسماعیلی: از نظر قرآن، مسلمانان علاوه بر هویت فردی دارای یک هویت جمعی نیز هستند؛ چنان که علاوه بر نامه عمل فردی دارای یک نامه عمل جمعی هم هستند. قرآن اصرار دارد که هویت جمعی مسلمانان زنده و سالم مانده و از گزند نفوذ غیرخودی ها حفاظت شود.

    این ترجمان همان نظریه ای است که امروزه «خودی» و «غیرخودی» گفته می شود و عده ای بی دلیل با آن مخالفت می کنند.

    اگر مقصود از مخالفت ها این باشد که بی دلیل دایره خودی ها را تنگ نکنیم، سخن کاملاً درستی است، اما انکار اصلِ موضوع درست نیست. انکار وجود «غیرخودی» در حقیقت انکار وجود «خود» است و مشکل ما مسلمانان از روزی آغاز شد که خود را فراموش کردیم و مبهوت و شیفته غیرخود شدیم.

    اعظم(ص) در نخستین گام برای تشکیل امت در مدینه، مسلمانان را به اهمیت خودباوری و هویت سازی توجه داده اند. (ص) در بدو ورود به مدینه قرارداد مکتوبی میان مسلمانان برقرار ساختند. این قرارداد همگانی چنین آغاز شده است: «این نامه‏ای است از محمد خدا (ص) میان مؤمنان و مسلمانان قریش، و یثرب و انی که از ایشان پیروی کنند و به آنان بپیوندند و همراهشان کارزار کنند. إنَّهُم أمّةٌ واحدةٌ مِن دونِ النّاسِ: ایشان امّتی واحدند و از امّت‏های دیگر جدایند.»

    سروده «پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟» اقبال لاهوری که در آن از و شدن و تفرقه و خودفراموشی اهل شرق یا همان مسلمانان گلایه مند شده است. اقبال در پایان، راه حل خود را ایمان به هویت خود و دست شستن از پراکندگی می داند و می گوید: «ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو / مؤمن خود، کافر افرنگ شو».

    این سخن به معنای منع ارتباط و گفت وگو و حتی احسان و نیکی به بیگانگان نیست. آنچه قرآن می گوید این است که اگر با غیرخودی ها گفت وگو هم می کنید، مرزهای تفاوت و غیریت را فراموش نسازید و هوشیارانه عمل کنید. غفلت از این حقیقت و باز راه نفوذ غیرخودی به داخل خود بسترسازی برای تحقق دسیسه های آنان است. دشمن، دشمن است و نباید به دست خود راه را برای آنان باز کنیم. اگر آمدند، ویروس اختلاف و عداوت را میان خودی ها منتشر می سازند و به تدریج پیکر جامعه ی را بیمار، رنجور و بالا ه نابود می کنند. آنها ند و شیطنت آنها همین تفرقه افکنی ها است: «إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ».

    قرآن می خواهد پیروان حق «امّت واحده» باشند، این است که عامل پیشرفت و پیروزی است؛ هر چند از نظر تعداد اندک باشند: «کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّـهِ». تعداد اندک اما مجتمع و مؤتلف بر تعداد بسیار اما متفرق و متشتت پیروز است. از همین جا معلوم می شود که همه تاکیدها بر اجتماع و الفت، اص اً مربوط به اهل حق است؛ بدون آنکه شمار آنان تعیین کننده باشد. به عبارت دیگر، مقصود از «جماعت» در تمام آیات، روایات و ادعیه، «گروه متحد بر محور حق» است؛ نه هر عده ای که همدست و همراه یکدیگر باشند.

    صادق(ع) می فرماید: «از (ص) درباره جماعت مسلمانان سوال د. فرمود: جماعت امت من آنان هستند که گرد حق جمع شده اند؛ هر چند تعدادشان اندک باشد.» مروری بر موضوع اجتماع و الفت در نهج البلاغه نیز نشان می دهد که دقیقاً برگرفته از قرآن و سنت و تفسیری بر آن است.

    اصول حاکم بر اتحاد و انسجام ملی و چگونگی رابطه با دشمن در نهج البلاغه را می توان در پنج اصل خلاصه کرد، اصل نخست، انتقاد علی(ع) از خودفراموشی است. در اینجا باید به موارد متعددی از گلایه های از پیروان خویش اشاره کرد که نسبت به تذبذب و ارتباط پیدا و پنهان آنها با غیرخودی ها انتقاد می کند و آنها را سست عنصر و دمدمی مزاج می شمارد.

    اصل دوم: ، اجتماع و الفت میان امت را منّت خدا بر آنان می دانست و می فرمود: «خداوند سبحان بر این امّت منّت نهاده و پیوند الفت و اتحاد را میان آنان برقرار ساخته؛ نعمتی که هیچ از مردم نمی تواند بهایی برای آن بشناسد، زیرا از هر بهایی برتر و از هر چیز با ارزشی پر ارزش تر است.»

    سومین اصل اینکه (ع) خودی ها را از پراکندگی و رنگ رنگ شدن بر حذر می داشت و می فرمود:«مبادا در دین خدا به رنگ های مختلف درآیید؛ چراکه اتحاد و اجتماع در راه حق، هرچند خوشایند شما نباشد، از پراکندگی در راه باطلی که مورد علاقه شماست بهتر است و خداوند سبحان به هیچ ، نه از گذشتگان و نه باقی ماندگان به سبب اختلاف و تفرقه، نتیجه خوبی نبخشیده است.»

    اصل چهارم آن است که (ع) علت تفرقه و دشمنی میان خودی ها را چیزی جز باطن های زشت و اه آلوده نمی دانست و می فرمود: «شما همه از نظر دین خدا فقط برادر هستید، و چیزی جز زشتی درون و سوءنیت ‏شما را از هم پراکنده نکرده، نه به یکدیگر کمک می‏کنید، و نه‏ همدیگر را نصیحت، نه به هم بذل و بخششی دارید و نه به یکدیگر مهر و محبت می‏ورزید!»

    بالا ه اینکه المومنین(ع) بر مرز میان خودی و غیرخودی تاکید داشت، اما برای جذب غیرخودی ها، حتی اگر معاویه و عمروعاص و یارانشان باشد، دل می سوزاند و دعا می کرد؛ چنانکه به لشکریان خود فرمود که از ناسزاگویی به آنان خوشم نمی آید. به جای ناسزاگویی سخن نیک بگویید و اینگونه برای خود و آنان دعا کنید: پروردگارا! خون «ما» و «آنها» را حفظ کن. میان «ما» و «آنها» را اصلاح کن و آنان را از گمراهی نجات عنایت فرما!»

      تهیه و تدوین : عبد عا صی 

     

     





    وارونه نشان دادن اوضاع مردم

    درخواست حذف اطلاعات

    sss



     

      وارونه نشان دادن اوضاع مردم 


     اون قدیم ندیما، یک حاکمی بود که بر ع خیلی از حکام وُ سلاطین، یک نیمچه عقلی داشت ...

     یکروز از چتربازانی که هر کدوم مقام وُ لقب دهن-پُرکنی داشتن وُ اطرافش به طمع لقمه-ای شیرین-تر وُ بزرگتر پَر میزدن پرسید : 

    _ خب، به ما بگین اوضاع ب وُ کار مردم چطوره؟ 

      همگی با هم جواب  میدن : «در سایه-ی کرامات وُ تدبیر مقام همایونی، انقدر عالیه که حتی تمام "پینه-دوزان" امسال به حج مُشرف شدن»!!! ... 

      _ اینطور که بعرض ما میرسانین، ب وُ کار مردم اگه خوب بود، سراغ کفاشها میرفتن وَ کفش نو می یدن ، آنوقت تمام کفاشها امسال باید به حج مُشرف میشدن!!! ...  

     

     (بازنویسی : عبد عاصی