رسانه
رسانه

اگر باران به دلها نبارد ...



برخی جنایات جنگی وَ متحدینش ...

درخواست حذف اطلاعات




related image
image result for ‫ø¬ù†ø§ûŒø§øª ø¬ù†ú¯ûŒ ø¢ù ø±ûŒú©ø§øŒ ø§ù†ú¯ù„ûŒø³øŒ ùˆ ùø±ø§ù†ø³ù‡â€¬â€Ž

related image


related image

related image

 
 

    برخی جنایات جنگی وَ متحدینش ...     


 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید


     نگاهی به صفحات تاریخ نشان می دهد که امریکا، انگلیس و فرانسه هموراه در عرصه مراودات بین المللی مترصد دست ی به اه زیاده خواهانه خویش بوده اند و در این مسیر از هیچ جنایتی فروگذار ن د. سیاست ماکیاولیستی و متحدان غربی اش نسبت به کشورهای جهان با شعار انسان دوستانه و دموکراتیک به انجام می رسد اما در پوشش ، ، امنیت انسانی و... جنایاتی فجیع را در تاریخ کشورهای جهان ثبت کرده اند.
العالم- ایران/
نوشتار حاضر تلاش دارد تا جنایت های مهم سه کشور ، انگلستان و فرانسه را در تاریخ جهان مرور کند و نشان دهد که این کشورها نسبت به ملت های آزاده و ت های مستقل و در حال پیشرفت چه ظلم هایی را روا داشته اند.
مروری بر جنایت های
برخی از مهم ترین جنایت های در طول حیات این کشور به شرح زیر است:
1. کشتار و نسل کشی 100 میلیون سرخ پوست یی
کشتار سرخ پوستان جنایت پردامنه و طولانی مدتی بود که به دنبال کشف قاره توسط دریانوردان اسپانیایی در قرن شانزدهم آغاز شد. این کشتارها عمدتاً توسط کشورهای استعمارگر اروپایی خصوصاً اسپانیا، پرتغال، فرانسه و انگلستان به منظور سلطه بر مناطق مختلف قاره و با هدف دستی اموال و املاک سرخ پوستان صورت می گرفت. بعدها و به خصوص در نیمه دوم قرن نوزدهم، ییان با کوچ دادن اجباری و جنگ هایی که به دنبال آن صورت می گرفت نقش پررنگی در کشتار سرخ پوستان ی شمالی ایفا د.
جنگ های با اولین حمله به سرخپوستان در شهر جیمزتاون در سال 1662 میلادی آغاز شد که به دنبال آن جنگ با سرخپوستان آلگوکین طی سال های 1635 و 1636 و جنگ سال های 1675 و 1676 که منجر به ویرانی نیمی از ای ماساچوست شد را در پی داشت. دیگر جنگ ها و حملات امریکا به سرخپوستان تا سال 1900 ادامه داشت. در مجموع یی ها حدود 100 میلیون سرخ پوست را به قتل رساندند.
2. جنایت جنگی امریکا در "درسدن"
با توجه به اینکه متفقین در جنگ جهانی دوم پیروز شده بودند، هیچ کدام از جنایات جنگی ایالات متحده در جنگ جهانی توسط دادگاهی بررسی نشد. اما این به معنای آن نبود که این جنایت ها در تاریخ جهان ثبت نشود.
نیروهای یی در آلمان به طور مستقیم یا غیر مستقیم باعث شدند غذای کافی به اسرای جنگی آلمانی و همچنین غیر نظامیان حاضر در منطقه تحت تسلط خود نرسد که این باعث کشته شدن هزاران آلمانی بر اثر گرسنگی شد.
نیروهای یی تمام آلمانی های عضو وافن اس اس را که در داخائو در سال ۱۹۴۵ به اسارت گرفته بودند تیرباران د. نیروهای لشکر ۴۵ پیاده نیروی زمینی همچنین ۷۵ اسیر جنگی ایتالیایی را در منطقه بیسکاری قتل عام د.
در بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم بمب افکن های نیروی هوایی و متحدانش ۳۹۰۰ تن بمب انفجاری قوی و بمب های آتش زا را طی ۴ یورش، در کمتر از ۱۵ ساعت بر روی درسدن ریختند و ۳۴ کیلومتر مربع از شهر را کاملا ویران د. در آتش سوزی بزرگی که در نتیجه بمباران رخ داد بقایای شهر نیز نابود شد.
به ادعای درسدن یک مرکز مهم نظامی بود که ۱۱۰ کارخانه و ۵۰۰۰۰ شاغل در آن در حمایت از ت نازی مشغول به فعالیت بودند. این در حالی بود که صرفاً زیرساخت های مخابراتی، پل ها و مناطق وسیع صنعتی خارج از شهر بمباران شدند و حملات بمباران مناطق، بدون هیچ فرقی بین نظامی بودن یا نبودن آنها و بی هیچ تناسبی با اه نظامی بود.
در تعداد کشته شدگان حاصل از این بمباران اختلاف نظر است و تعداد کشته ها از ۳۴۰۰۰ نفر تا تعداد بسیار بالایی ذکر شده است که اکثر قریب به اتفاق غیر نظامی بودند.
بنابر گفته "ارهارد موندرا"، عضو کمیته باتزن (مؤسسه زندانیان سابق در جمهوری دموکرتیک آلمان)، در رو مه "دی ولت": «براساس اظهارات سرهنگ دوم دی ماتس افسر سابق ستاد مشترک آلمان در منطقه نظامی درسدن، 35000 نفر از قربانیان کاملا شناسایی شدند، هویت 50000 نفر تا حدودی آشکار شد، اما در حدود 168000 نفر به هیچ وجه قابل شناسایی نبودند.»
3. فاجعه هیروشیما و ناکازاکی
بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بود که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت ، علیه امپراتوری ژاپن انجام شد. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی ای هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر شد.
انفجار اتمی در دو شهر هیروشیما و ناکازاکی را شاید بتوان یکی از بزرگ ترین جنایت های تاریخی قلمداد کرد که به مرگ آنی 220 هزار تن منجر شد وصدها هزار تن نیز طی سال های پس از آن بر اثر تاثیرات آن فاجعه دچار بیماری های حاد شدند.
4. کشتار 3 میلیون ویتنامی با مشارکت امریکا
جنگ ویتنام نام مجموعه عملیات و درگیری های نظامی ای است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی بخش ویتنام جنوبی معروف به "ویت کنگ" از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحده از سوی دیگر رخ داد.
جنگ علیه ویتنام در زمان ریاست جمهوری لیندون جانسون آغاز شد و بر اساس آمار در طی 16 سال جنگ، حدود 3 میلیون ویتنامی کشته شدند.
"کشتار می لای" به مثابه یکی از جنایت های جنگی ، واقعه ای در روز ۱۶ مارس ۱۹۶۸ میلادی است که در جریان جنگ ویتنام بود و طی آن ۳۴۷ تا ۵۰۴ شهروند غیرنظامی جمهوری ویتنام جنوبی توسط سربازان واحد گردان سوم تجسسی به قتل رسیدند. اکثر قربانیان غیرنظامیان زن و کودک بودند. قبل از قتل، برخی از قربانیان مورد شکنجه و قطع اندام نیز قرار گرفته بودند. برخی از اجساد نیز در جریان کشتار توسط سربازان قطعه قطعه شده بودند. علاوه بر کشتار د ده های می لای، جنایت هایی در می خه و سون می در جریان جنگ ویتنام رخ داد که افراد زیادی در آن کشته شدند.
از جمله مهم ترین جنایات در جنگ ویتنام، سم پاشی مناطق ویت کنگ ها با ماده شیمیایی بود. عنصر نارنجی که توسط هواپیماهای یی بر این مناطق بارید با ماده دی ا ین، سال های سال منجر به بیماری هایی چون سرطان و معلولیت ذهنی در این منطقه شده است.
امریکاییان سالانه 500 هزار تن بمب به این سرزمین ریختند، جنگل ها را با ناپالم سوزاندند و انسان ها را زنده زنده بریان د.
از سال 1965 کشورهای هم مرز ویتنام، کامبوج و لائوس نیز به دلیل کمک سربازان این دو کشور به ویت کنگ ها هدف حملات هوایی قرار گرفتند. به ن، شکنجه دادن آنها و کشتن مردم عادی توسط نیروهای یی از 1967 به بعد شدت یافت و جنایت بزرگی در تاریخ جهان ثبت کرد.
5. کشتار مردم کره توسط امریکا در سال 1950
جنگ کره جنگی میان جمهوری کره (کره جنوبی) با پشتیبانی نیروهای سازمان ملل متحد به ی ایالات متحده و جمهوری دمکراتیک خلق کره (کره شمالی) با پشتیبانی چین و کمک نظامی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۰ با ورود نیروهای تحت فرمان حکومت کمونیستی کیم ایل سونگ به بخش جنوبی آغاز شد.
کشتار غیرنظامیان از جنایت های در این جنگ بود که حدود ۳۰۰ شهروند کره ای توسط نیروهای و بین ۲۶ تا ۲۹ ژوئیه ۱۹۵۰ در روستای نو گون ری کشته شدند. این کشتار توسط واحدهای لشکر یک مکانیزه و در زیر پل آن روستا انجام شد. این واقعه را دومین واقعه تلخ بعد از کشتار می لای می دانند.
6. جنایت امریکا در افغانستان
جنگ در افغانستان از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴، دوره ای از جنگ است که به بهانه مبنی بر حمله القاعده به نیویورک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد.
این جنگ ده ها هزار تلفات مستقیم غیرنظامی برجا گذاشت. بیش از ۴۰۰۰ سرباز آیساف و پیمانکاران غیرنظامی، ۱۵۰۰۰ نیروهای امنیت ملی افغانستان و همچنین بیش از ۲۰هزار غیرنظامی کشته شدند. در حال حاضر آمار دقیقی از تعداد کل کشته شدگان این جنگ در دست نیست، اما طبق مطالعات پروفسور "مارک هرولد" که در رو مه گاردین منتشر شد، فقط در سه ماه اول جنگ بیش از ۴۰۰۰ تن کشته شده اند. تنها در سال ۲۰۰۹ بمب های دست ساز و مین های کنارجاده ای ۱۰۵۴ نفر قربانی گرفته اند. در عین حال، ده ها هزار غیرنظامی از زمان آغاز حملات هوایی در سال 2001 تا زمان حاضر در افغانستان جان باخته اند.
7 اکتبر 2001 برای نخستین بار اه ی را در ولایت های کابل، قندهار، ننگرهار، قندوز، جوزجان، لوگر، تخار، نیمروز، فراه و غزنی با جنگنده های b-52 و موشک های کروز مورد حمله قرار دادند. در سه هفته اول این حملات بیش از هزار نفر در این مناطق کشته شدند.
در 17 اکتبر 2001 حداقل 29 غیرنظامی در روستایی در قندهار در حمله یک جنگنده کشته شدند. به گزارش رو مه «گاردین»، کاروانى متشکل از 12 خودروی حامل نمایندگان قبایل ولایت شرقی که به دعوت حکومت موقت کابل به منظور شرکت در مراسمی در حال حرکت به سوی پایتخت بودند توسط هواپیمای ac-130 هدف قرار گرفته و 65 نفر کشته شدند. همچنین سازمان ملل متحد در 21 دسامبر همان سال اعلام کرد که در 29 دسامبر 2001 جنگنده های یک روستا در شهر گردیز مرکز ولایت پکتیا را بمباران کرده اند. در این حمله حداقل 52 غیرنظامی افغان از جمله تعدادى زیادى زن و کودک کشته شدند. سخنگوی پنتاگون در آن زمان مدعی شد که انبار مهمات در روستای مذکور منهدم شده است. شمار تلفات غیرنظامیان افغان در سال 2001-2002 از مرز تعداد قربانیان 11سپتامبر گذشت.
پروفسور مارک هیرالد تاکید می کند که 3800 افغان از 7 اکتبر الی 7 دسامبر 2001 توسط امریکا به قتل رسیده اند. خبرگزاری آسوشیتیدپرس طى گزارشی در 3 دسامبر 2001، تحت عنوان «بمب ایالات متحده روستای زراعى را با خاک ی ان کرد» از کشته شدن 155 تا 300 تن از نان روستای کامه ادو در ننگرهار خبر داد. رو مه دیلی گراف نیز به تاریخ 20 دسامبر 2001 در گزارشی تحت عنوان «غیرنظامیان بهای بمب های منحرف شده را می پردازند» اعلام کرده که ده ها تن کشته شده اند. خبرگزاری پژواک و رسانه های بین المللی دیگر نیز در 25 اکتبر 2006 از کشته شدن حدود 90 غیرنظامی در روستای پنجوایی قندهار خبر دادند. نیروهای یی با بمباران این روستا فاجعه بزرگی آف د، اما هرگز از این قتل عام ها عذرخواهی ن د.
براساس گزارش ت افغانستان در ماه مه 2007 طی دو روز بمباران جنگنده های یی به روستایی در هرات، دست کم 42 نفر، از جمله تعدادى زن و کودک قتل عام شدند. در این بمباران 100 خانه ویران و حدود 1600 نفر بی خانمان شدند. در پی حمله هوایی روز 22 اوت 2008 به روستای عزیزآباد در ولایت هرات، نیز 90 غیرنظامی کشته شدند. مقامات امنیتی افغانستان 4 مه 2009 اعلام د که حملات هوایی ناتو به ی در منطقه گرانای ولایت فراه باعث کشته شدن 145غیرنظامی از جمله 92 کودک و 22 زن شد. حملات هوایی در 23 ژوئیه 2010 به منطقه سنگین ولایت ننگرهار باعث کشته شدن بیش از 52 زن و کودک بی گناه شد. بیش از 400 نفر در خیابان های کابل به تظاهرات پرداخته و این حمله را محکوم د. هیئتی از کابل برای تحقیق به منطقه اعزام شدند. براساس بررسی های هیئت، تمامی کشته شدگان ن و ک ن بودند. نیروی هوایی ایالات متحده در 3 اکتبر 2015، با جنگنده لاکهید ac-130u بیمارستان قندوز در شمال افغانستان را هدف حمله قرار داد. در این حمله دستکم 42 غیرنظامی کشته و 30 نفر مجروح شدند. سازمان پزشکان بدون مرز پس از این فاجعه اعلام کرد که پیش تر کلیه هشدارها راجع به موقعیت مکانی بیمارستان به نیروهای ائتلاف به ی داده شده بود و این حمله عمدی صورت گرفته است. این سازمان در ادامه حمله به بیمارستان را نقض حقوق بین الملل عنوان کرد و تمامی کارمندان خود را از این شهر خارج کرد.
7. همدستی با رژیم بعث عراق در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران
جنگ رژیم بعث عراق با ایران، طولانی ترین جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که نزدیک به هشت سال به طول انجامید. جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برابر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. در این روز درگیری های پراکنده مرزی دو کشور با یورش هم زمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. در طی این جنگ نابرابر که همه قدرت های جهانی بخصوص از صدام حمایت می د، ۱۶ هزار نفر در جریان بمباران مناطق مس ی به شهادت رسیدند و بقیه در جبهه های نبرد شهید شدند. ی ۸۵ هزار و ی ۴۸ هزار نفر بودند. بیش از ۳۳ هزار دانش آموز و بیش از ۳۵۰۰ دانشجو هم طی این هشت سال به شهادت رسیدند. ت نیز ۳۳۱۷ شهید داشتند. در این دوران شهت ساله نیز ۸۸ ی، ۱۸ کلیمی و ۹ زرتشتی در دفاع از خاک میهن شهید شدند و ۲ هزار تبعه غیرایرانی نیز با حضور در جبهه ها به شهادت رسیدند.
در پشت صحنه این جنایت های جنگی وحشیانه، قرار داشت که تلاش داشت از اهرم های منطقه ای برای مهار ایران و قدرت روزافزون انقلاب ی جلوگیری کند. تحریم اقتصادی علیه ایران، عراق را بیش از گذشته با انگیزه تر کرد. های تصاویر نبرد و اطلاعات استراتژیک نظامی را ساعت به ساعت به ایستگاه های منع می د و ایستگاه های ردی ، کلیه مکالمات نیروهای مسلح ایران را ثبت کرده و در اختیار صدام حسین می گذاشتند. تشکیل شورای همکاری خلیج فارس و ایجاد یک نیروی نظامی امنیتی در خلیج فارس با نظارت و ی ، در واقع حضور نظامی در منطقه را مشروعیت بخشید تا در صورت تضعیف عراق و برتری ایران، مستقیما کفه ترازو را به نفع عراق سنگین تر کند.
رژیم بعث عراق همچنین جنگ از راه دور (جنگ نفتکش ها، جنگ ا و حملات موشکی بر علیه مراکز اقتصادی) را در رئوس اه نظامی خود قرار داد و در راس کشورهایی بود که امکانات نظامی وسیعی را در این زمینه در اختیار ت بعثی عراق قرار دادند.
8. جنایت امریکا در عراق
جنگ عراق یک عملیات نظامی است که در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ با حمله یک ائتلاف بین المللی به ی ایالات متحده به عراق آغاز شد. این جنگ با وج آ ین تیپ رزمی یی در ۱۹ اوت ۲۰۱۰ به طور رسمی خاتمه یافت. هر چند بعد از آن هم حدود ۵۰ هزار نیروی یی عمدتاً به بهانه آموزش سربازان عراقی در این کشور باقی ماندند.

دو توجیه عمده برای آغاز این جنگ توسط جرج بوش رئیس جمهور وقت مطرح شد که یکی از آن ها رابطه صدام حسین با القاعده و دیگری نابود سلاح های کشتار جمعی عراق بنابر توافق نامه ۱۹۹۱ بود. به ن و ک ن، بهره گیری از سلاح شیمیایی، کشتار جوانان و مخالفان حمله نظامی ، ت یب نهادهای آموزشی و بهداشتی، غارت اموال مردم، کشتار بی دلیل بی گناهان، آزار و اذیت ک ن، کشتار دسته جمعی اهالی روستاهای عراق، زنده به گور مخالفان، به آتش کشیدن روستاهای مخالف حضور نظامی در عراق و... برخی از جنایت های در کشور عراق است.
شمار نظامیان یی که در جنگ در عراق کشته شدند به 4 هزار و 795 نفر رسید و هزینه جنگ در عراق 780 میلیارد دلار برآورد شده است.
براساس این جنگ افروزی ، در عراق تا سال ۲۰۰۷ سوءتغذیه ک ن به ۲۸٪ رسید و گزارش ها حاکی از آن بود که حدود ۶۰ تا ۷۰٪ از ک ن عراقی دچار مشکلات روانی شده اند. بیشترِ عراقی ها به آب آشامیدنی سالم دسترسی نداشتند. به نظر می رسید شیوع وبا در شمال عراق به سبب کیفیت پایین آب بوده باشد. بیش از نیمی از پزشکان عراقی بین سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ این کشور را ترک د. گفته می شود که کاربرد اورانیوم ضعیف شده و فسفر سفید در سلاح های یی باعث نارسایی های نوزادان و سرطان گسترده در فلوجه شده است.
بنابر آمارهای کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان، ۴/۴ میلیون عراقی تا پایان ۲۰۱۵ آواره شده اند. در طول جنگ جمعیت یان عراقی به شدت کاهش پیدا کرد به طوری که از 1/ 5 میلیون نفر در ۲۰۰۳ به ۵۰۰۰۰۰ نفر در ۲۰۱۵ رسید.
طبق آمار ویکی لی پیرامون گزارش های روزانه طبقه بندی شده جنگ عراق، از ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹ نیز ۶۶۰۸۱ غیرنظامی کشته شدند. این در حالی است که براساس پژوهش مؤسسه نظرسنجی orb که در تاریخ اوت 2007 منتشر شده است، ۱۰۳۳۰۰۰ مرگ خشونت بار ناشی از جنگ در کشور عراق اتفادق افتاده است.
جنایت های انگلستان در طول تاریخ
1. جنایت انگلیس در افغانستان
جنگ اول افغانستان و انگلیس (۱۸۳۹ – ۱۸۴۲) در بخش جنوبی دره هلمند روی داد. این جنگ، یکی از اولین لشکرکشی های بزرگ قرن نوزدهم در جریان رقابت ها بر سر تصاحب قدرت و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی بود که با عنوان بازی بزرگ امپراتوری بریتانیا شناخته می شود. در این جنگ تعداد زیادی از مردم حوالی هلمند به قتل رسیدند و ترس و وحشت در افغانستان به وجود آمد. در عین حال، آبادانی و توسعه افغانستان متوقف شد و قتل و غارت در این کشور فزونی یافت و تعدادی از غیرنظامیان در این لشکرکشی کشته شدند.
2. هند و قحطی های کشنده
طی هند توسط نیروهای بریتانیا، بر اساس منابع مختلف تاریخی، در دهه 1770 میلادی بیش از 10 میلیون هندی تنها در ای بنگال این کشور، بر اثر قحطی و گرسنگی، بیماری، بدرفتاری و شکنجه به دست نظامیان انگلیس و یا بر اثر فشار کار اجباری جان خود را از دست دادند. از سال 1942 نیز قحطی دیگری به دلیل تصمیم استعماری ت بریتانیا و شخص چرچیل در هندوستان به وقوع پیوست که در حدود 5 میلیون هندی دیگر را به کام مرگ کشاند. طی سال های 1942 تا 1944 بین 3 /5 تا 5 میلیون هندی بر اثر قحطی جان باختند. به دستور چرچیل در این سال ها، تمامی کشتی هایی که برای انتقال مواد غذایی به هند مورد استفاده قرار می گرفت، به انتقال تجهیزات و آذوقه برای نیروهای نظامی انگلستان در شمال آفریقا به کار گرفته شدند و بدین ترتیب قحطی بزرگی این بار نیز در ای بنگال هند جان میلیون ها هندی را گرفت.
کشتار آمریت سر در پنجاب هندوستان به تاریخ 1919 یکی دیگر از فجایع جنگی انگلیس در هندوستان است. در طی این کشتار، معترضین به شکل مسالمت آمیز در مکانی جمع شدند تا به حکومت داری امپراتوری بریتانیا و شرایط اقتصادی اعتراض کنند. نیروهای انگلیسی به جای شنیدن صدای معترضین تمام وجی ها را بستند و همه را به رگبار بستند. در عرض 10 دقیقه حدود 1000 نفر کشته و همین میزان به شدت زخمی شدند. پارلمان انگلستان سرتیپ ریجینالد دایر فرمانده نیروها که دستور شلیک را صادر کرده بود را احضار کرد ولی به وی مدال شجاعت داد و با پاداشی 900 هزار دلاری وی را ناجی هندوستان نامید.
3. جنگ بوئر در آفریقای جنوبی
انگلستان در طول جنگ های بوئر (1900 تا 1902) چندین هزار انسان بی گناه را فقط برای جلوگیری از خطرات احتمالی شورش داخلی، در اردوگاه های کار اجباری زندانی کرد. در عرض یک سال 10 درصد از مردم بوئر در مریضی و گرسنگی این اردوگاه ها مردند تا ت بریتانیا به اه استعماری و اقتصادی خود در آفریقا برسد. سیاست های انگلیس برای کنترل مردم آفریقای جنوبی حدود 48 هزار کشته غیرنظامی، شامل ن و ک ن برجای گذاشت. این آمار جدای از 30 هزار کشته شده جنگ بوئر است.
4. نسل کشی ایرانیان در سال های 1917 تا1919
در طول تاریخ، انگلیس جنایات متعددی را درایران مرتکب شده است. یکی از آن جنایات کشتار تقریبا 40% از جمعیت ایران درطول سال های 1917 تا1919 میلادی بوده است. به دیگر سخن انگلیس تقریبا 9 تا 10 میلیون نفر از جمعیت ایران را در طول این سال ها قتل عام کرد.
درآن دوران انگلیس نه تنها از پرداخت پول درآمدهای نفتی ایران امتناع می کرد بلکه غلات ایران را غارت کرده و نیز اجازه نمی داد تا غلات و مواد غذایی از کشورهای دیگر، نظیر ، هند و ... وارد ایران شود و این امر باعث شده بود تا قیمت مواد خوراکی و غلات در ایران به شدت افزایش یابد و قحطی ایران را فرا بگیرد و در اثر گرسنگی و سوء تغذیه بین 9 تا 10 میلیون نفر از ایرانیان طی دو سال جان خود را از دست بدهند.
براساس اسناد وزارت امور خارجه ، جمعیت ایران در سال 1914 میلادی 20 میلیون نفر بوده است. این جمعیت در 5 سال بعد، یعنی در سال 1919 به 11 میلیون نفر تقلیل یافته است و علت آن سیاست نسل کشی انگلیس در ایران بوده است.
5. بمباران شیمایی عراق توسط انگلیس
بمباران شیمیایی عراق به دستور چرچیل یکی از فجایع انسانی در طول تاریخ است. انگلیسی ها سلاح های شیمیایی خود را درعراق آزمایش کرده اند که مقدمات عراق در سال 2003 را فراهم کرد.
درسال 1919 سرهنگ آرتور هریس ملقب به هریس بمب افکن گفت : اعراب و کردها اکنون می فهمند که معنی واقعی بمباران چیست زیرا ظ رف 45 دقیقه می توانیم روستاها و یک سوم نان آن را نابود کنیم .
در آن زمان فرماندهی نیروی هوایی انگلیس در آسیای غربی، آزمایش سلاح شیمیایی بر اعر که سرسختانه مقاومت می د را تقاضا کرد. وینستون چرچیل جنگ وقت حمایت گسترده خود را از بکارگیری گازهای سمی برضد عشایر عراق اعلام کرد. استفاده از گازهای کشنده در سال 1920 نیز ادامه یافت . نیروی هوایی انگلیس بار دیگر درسال 1925 از این سلاح ها برای سرکوب اهالی سلیمانیه عراق استفاده کرد. انگلیسی ها پاسخ ناآرامی های داخل عراق را با حملات شیمیایی در جنوب، و بمباران جنگنده های نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در شمال و جنوب دادند. بمب گذاری، بمباران شبانه، بمب افکن های سنگین، بمب های تأخیری (که به خصوص جان ک ن را تهدید می کند) همه و همه در طول حملات بر روستاهای کاه گلی و سنگی توسط انگلیس در کشور عراق رخ داد.
نیروی هوایی سلطنتی در آغاز به منظور سرکوب شورش اعراب و کردها و محافظت از ذخایر نفتی تازه اکتشاف شده و محافظت از شهرک نشینان یهودی در فلسطین و دور نگاه داشتن ترکیه به عراق اعزام شد. چرچیل به خصوص بر استفاده از سلاح های شیمیایی مصّر بود و می گفت این سلاح ها باید علیه "اعراب سرکش" به طور آزمایشی به کار روند. در این راستا حملات به روستاها آغاز شد.
یکی دیگر از روش های انگلیسی ها در برخورد با عراقیان به رگبار بستن اهالی قبایل در حال فرار از آلودگی شیمیایی بود. با این روش چندین هزار عراقی دیگر نیز کشته شدند.
6. قتل عام مردم آلمان توسط انگلیس در جنگ دوم جهانی
انگلستان و فرانسه در 3 سپتامبر 1939 علیه آلمان رایش اعلان جنگ دادند. دو روز بعد از این واقعه انگلستان بمباران ا و جمعیت غیرنظامی آلمان را آغاز کرد. در 5 سپتامبر 1939 اولین حملات هوایی علیه ای کو هاون و ویلهلم شاون انجام گرفت؛ در 12 ژانویه 1940 شهر وسترلند بمباران شد. در 20 مارس، 110 بمب انفجاری و آتش زا بر فراز ای کیل و هرنوم رها شدند. در این حمله یک بیمارستان به کلی ت یب شد. در آوریل 1940، بمب افکن های بریتانیا حملاتی فزاینده علیه ایی انجام دادند که دارای هیچ نوع تأسیسات و اهمیت نظامی نبودند. وینستون چرچیل در 11 می 1940، و درست یک روز بعد از انتصاب به عنوان نخست و جنگ تصمیم گرفت دستوری مبنی بر انجام حملات هوایی وسیع علیه مردم غیرنظامی آلمان صادر کند. با این حال وی مردم انگلستان را از اتخاذ این تصمیم مطلع نکرد. قربانیان بمباران درسدن، تلفات و نحوه کشته شدن قربانیان، فجیع تر و فراتر از یک عملیات و بمباران ساده نظامی بود. هدف نیروهای متفقین نابود مردم آلمان به ترسناکترین شکل ممکن بود. وی در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمباران ها را در ساحل رودخانه الب به رگبار ببندند.
7. کشتار مردم ایرلند شمالی
در شمال ایرلند شواهد معتبری در رابطه با تعداد موارد کشتار شهروندان غیرنظامی از سوی سربازان انگلیسی موجود است. بین سال های 1970 و 2000 پرسنل نظامی انگلیس بیش از 300 شهروند مرد، زن و کودک را به قتل رسانده اند. تمامی قربانیان غیرمسلح بودند و هیچ یک خطر جانی برای سربازان انگلیسی به شمار نمی رفتند. در میان کشته شدگان کشیشان کاتولیک، ن مسن، ک ن و حتی دختران نوجوان به چشم می خورند. اسنادی از ت انگلیس منتشر شده است که در سال 1972 به تمامی سربازان انگلیسی متهم به کشتار شهروندان غیرنظامی در شمال ایرلند بخشودگی تعلق گرفت.
8. کشتار مردم یمن
شکنجه گاه های عدن در یمن طی سال های 1963-1966 یکی دیگر از جنایت های انگلستان است. در دهه 1960 یمنی ها برای در دست گرفتن بندرگاه یمن دست به کار شدند. انگلیسی ها بهترین راه سرکوب مخالفان را در ایجاد شکنجه گاه های مخوف دیدند. نگه داری مخالفان در سلول های یخچالی با تن کاملاً موجب شد بسیاری از آن ها ذات الریه بگیرند و از بین بروند. سوزاندن بدن ها با سیگار، نشاندن زندانیان روی نیزه و از دیگر شکنجه های این مراکز بود.
جنایت های فرانسه
1. جنگ الجزایر
در 18 مه 1830 فرانسه به بهانه آن که فرمانروای الجزایر، سه سال پیش از آن، برای وصول هفت میلیون فرانک طلب این کشور از فرانسه، پاریس را تهدید کرده بود، دستور حمله به الجزایر را صادر کرد. اما بر خلاف تصور ت‏مردان فرانسه، مردم الجزایر در مقابل حمله به کشورشان به شدت مقاومت د و حتی پس از این کشور توسط سربازان فرانسوی، عبدالقادر الجزایری، سال‏ها با آن‏ها مبارزه کرد. با این وصف، به دلیل برتری تجهیزات فرانسویان، آنان پس از کشتار و شکنجه مردم و به عنف در این کشور و سرکوب مقاومت ‏خواهان مسلمان الجزایری، بر این کشور مسلط شدند.
سرانجام در سال 1962، پس از یک جنگ استقلال طلبانه خونین که طی آن بین 500000 تا 1500000 نفر به دست فرانسه و جبهه ملی کشته شدند، کشور الجزایر به پایتختی الجزیره اعلام استقلال کرد. بهانه حمله به الجزایر ادب پادشاه آن کشور خوانده شد اما نتیجه آن ت یب آبادی الجزایر و آوارگی ملت آن و شکنجه و کشتن هزاران الجزایری و وحشیانه به نوامیس آنان بود. از جمله جنایت های تاریخی این جدا سر مسلمانان توسط نیروهای فرانسوی در الجزایر بود.
2. جنایات فرانسه در جنگ جهانی دوم
کشتار آندلوت یکی از فجایع جنگی فرانسوی ها در 12 سپتامبر 1944 است. در این تاریخ نیروهای فرانسوی حدود 500 اسیر آلمانی را در انباری جمع د و به دستور فرمانده با تانک به جمعیت شلیک د. دست و پای قربانیان به همه سو پراکنده می شد و آن هایی که هنوز نفس می کشیدند را با مسلسل تیرباران د.
در دوران جنگ جهانی دوم، در آوریل 1945 شهر فرودنشتات در جنوب غربی آلمان مورد هجوم نیروهای فرانسوی قرار گرفت. فرانسوی ها این شهر را که مردم غیرنظامی در آن س ت داشتند به مدت 16 ساعت زیر توپ گرفتند. حدود 600 ساختمان، یعنی 95 درصد از کل شهر در این چند ساعت نابود و 1400 خانوار آواره شدند. فرانسوی ها طی حملات بع ان از هر گونه خشونت و ی استفاده د. سربازان فرانسوی سربازان آلمانی را آغشته به گازوئیل می د و به آتش می کشیدند و سوختنشان را تماشا می د. صدها اسیر آلمانی در فرودگاه لو بورژه در پاریس کشته شدند و بسیاری از اسرا زیر چرخ های تانک توسط فرانسوی ها از بین رفتند.
3. کمک های فرانسه به رژیم بعث در جنگ تحمیلی علیه ایران
مجموعه کمک های نظامی و اطلاعاتی فرانسه از قبل از جنگ ایران و عراق یعنی سال ۱۹۷۳ شروع شد و با شروع جنگ ۸ ساله نیز این کمک ها شدت گرفت. حجم کمک های نظامی و فروش تجهیزات فرانسه به عراق در طول جنگ تا حدی بود که این کشور در رده دوم فروشندگان تسلیحات به عراق قرار گرفت. با توجه به سند شماره 2099/4/53/د مورخ ۲ آوریل ۱۹۸۷ وزارت دفاع عراق، فیلیپ روندو، از نقش خود در ارسال هواپیماهای میراژ و موشک های رولاند خطاب به عدنان خیرالله سخن می گوید. وی همچنین خبر از بحث در هیئت ت فرانسه بر سر امکان دست ی محدود عراق به سلاح هسته ای در جنگ می دهد.
ین نیروی هوایی عراق بیش از شوروی به فرانسه نزدیک بود. رژیم بعث از بهترین خلبانان خود بجای هواپیماهای شوروی، بر روی هواپیماهای فرانسوی استفاده می کرد. فرانسه قرار داد فروش ۱۳۳ فروند داسو میراژ اف۱ را بین سال های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۷ با عراق امضا کرد. فرانسه ۵ فروند اتاندارد در اختیار عراق قرار داد که به موشک اگزوست مجهز شده و در جنگ نفتکش ها توسط عراق بکار گرفته شد. در همین راستا، فرانسه هلیکوپترهای آئروسپاسیال آلوئت ۴ پوما (بالگرد) فرلون را در اختیار عراق قرار داد.
اطلاعاتی که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد نشان می داد که فرانسه از تأمین کنندگان زنجیره تولید بمب های شیمایی برای عراق علیه ایران بوده است. ده ها هزار ایرانی که بخش عمده ای از آنان را غیر نظامیان تشکیل می دادند از جمله ده ها هزار کرد عراقی با بمب های شیمایی صدام قتل عام یا مجروح شدند و پس از تحمل سال ها درد و رنج از دنیا رفتند.
4. عملیات هوایی، نظامی و اطلاعاتی فرانسه علیه لیبی
فرانسه در سال 2011 میلادی نقش مهمی در حملات هوایی ناتو به لیبی داشته است. پاریس همچنین تایید کرده است که یک پایگاه نظامی پیشرفته را در شمال نیجر در مرز لیبی احداث کرده است. حمله هوایی علیه لیبی اولین بار توسط نیروی هوایی فرانسه انجام شد و طی اقدامات نیروهای فرانسوی، بسیاری از غیرنظامیان کشته شدند.

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی 

 

 

برچسب ها: جنگهای و متحدینش، نسل کشی، جنگ جهانی دوم، جنگ ویتنام، جنگ کره، جنگ افغانستان، جنگ عراق




معرفتی بیاد-ماندنی ...

درخواست حذف اطلاعات








   معرفتی بیاد-ماندنی ...   



جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید


     هفت، هشت ساله بودم که مادرم زنبیل قرمزی دستم داد که توش اسکناسی پنج تومنی وَ کاغذ لیست ید میوه وُ سبزیجات بود. یت داشتم از مغازه-ی آقای صبوری ید کنم. اون وقتآ بچه-های هم سن وُ سال من تا این حد کمک-کار مادرشون بودن، مثل حالا نبود که بعضی بچه-ها رو مادرشون تا هم همراهی کنند!

کل یدم شد سه تومن وُ پنج زار (35 ریال). و اما با بقیه-ی پول، بی-اجازه-ی مادرم، از بقالی کنار همون جا، یک کیک پنج زاری وُ یک نوشابه-ی زرد رنگی که بهش «کانادادرای» میگفتن، یدم. با یک عالمه ژست وُ قیافه-ی آنچنانی، لب باغچه-ی روبروی بقالی، نشستم وُ بقول جوونهای اون موقع، انداختم بالا! ...

   خونه که رسیدم، مادرم سراغ بقیه-ی پنج تومن رو گرفت. من که جرئت نمی راست-شو بگم، گفتم: «دیگه بقیه-ای نداشت»! مادرم فقط زیر لب غُر وُ لُندی کرد که من نفهمیدم چی بود. منم از ترسم دیگه چیزی نگفتم.

   دو روز بعد، مادرم از من خواست که برای ید همراش برم. به سبزی-فروشی که رفتیم پرسید: «آقای صبوری، میوه وُ سبزی گرون شده»؟ اون هم با لبخندی، زیرچشمی نگاهی بمن انداخت وُ گفت: «حاج خانوم حتما یادم رفته، باشه طلب شما»! ... من که حس ترسیده بودم، نفسی براحتی کشیدم وُ فهمیدم که خطر از سرم گذشته. اگه مادرم از قضیه بو می-برد بخاطر اون دروغ وَ تهمت به سبزی فروش ، تنبیه میشدم. مادرم که پاشو بیرون گذاشت، روحش شاد، آقای صبوری زیر لب به من گفت: «این دفه پول کیک وُ نوشابه-ت ، مهمون من؛ ولی اگه تکرار بشه، دیگه معلوم نیس ی باشه مهمونت کنه»! ...

بخدا هنوز بعد از 44 سال اون نصیحت وُ معرفتش یادم نرفته، نور به قبرش بباره ...    

 

 

  باز-نویسی و تدوین : عبد عا صی 

 

 

 





افراط وُ تفریطی از جنس احساسات ...

درخواست حذف اطلاعات


 

 


   افراط وُ تفریطی از جنس احساسات ... 


 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


  رو مه شهروند نوشته : ب و کارش «حیوان گردانی» است. شغلی که در سایه تب داغ حیوان دوستی و همزیستی با ‏حیوانات شکل گرفته و هر روز رنگ و لعاب بیشتری به خود می گیرد.
هزینه های بالای نگهداری از حیوانات خانگی باعث نشده که در سال های گذشته، ایرانی ها آنها را به خانه هایشان نیاورند. انی که انواع حیوانات را در خانه هایشان نگهداری می کنند، می گویند علاوه بر وابستگی هایی که آنها برایشان می آورند، این موضوع دلایل دیگری هم دارد؛ مثلا اینکه احساس می کنند این موجودات زنده حق حیات دارند و انسان ها هر روز دارند محل زندگی آنها را تصرف می کنند و آزارشان می دهند: «یکی هم باید حامی آنها باشد.» مثلا یکی از انی که در خانه اش چند گربه نگهداری می کند، می گوید که عملا دو سوم حقوقش برای نگهداری از آنها می رود: «چون به کلی گربه و سگ هم بیرون از خانه غذارسانی می کنم، درحال حاضر هم که با چند برابر شدن ارز باید کل حقوقم را بدهم ولی اینها باعث نمی شود که از آنها دفاع و نگهداری نکنم.»
 حالا این ب و کار جدید در ‏مناطق شمال پایتخت به گونه ای درحال رشد است که حال و هوای برخی از بوستان ها و معابر آن را تحت ‏تأثیر خود قرار داده است. شغلی که درآمد روزانه حاصل آن بیش از سایر مشاغل تعریف نشده اجتماعی است، ‏یعنی چیزی حدود ١٠٠ هزار تومان برای هر ساعت گشت وگذار با حیوانات در فضاهای سبز و عمومی شمال ‏شهر. پیشه ای که هر روز هم به تعداد شاغلان آن افزوده می شود. به تعدادی از بوستان های مناطق شمال ‏پایتخت سرزدیم و با پدیده حیوان گردانی در آن جا همراه شدیم تا از زوایای پنهان این ‏موضوع بیشتر مطلع شویم. این حیوان گردانان می گویند که تعدادی از خانواده ها با آنها آشنایند و برای اینکه حیواناتشان را برای گشتن در شهر به آنها بسپارند، وثیقه یا مدرکی از آنها نمی گیرند اما بعضی دیگر می گویند تعدادی از این افراد از آنها کارت ملی و شناسنامه یا حتی سفته با قیمت های مختلف می گیرند.
حیوان گردانی در بوستان های بالای شهر
جوان درشت هیکلی قلاده سگ پشمالویی را در دست گرفته و همراه حیوان چند میلیونی در بوستان ‏می گردند. گاهی پای درختی می ایستد و گاهی از روی چمن های خیس حرکت می کند. هر از گاهی هم توپ ‏کوچک و قرمز رنگی را به زمین می اندازد تا سگ با آن لحظاتی مشغول بازی شود. رهگذران با این که چند ‏سالی است به دیدن این گونه صحنه ها عادت دارند اما هنوز هم خیلی هایشان هنگام عبور، اندکی از او و ‏حیوانش فاصله می گیرند و غرولندکنان دور می شوند. به حوض وسط بوستان که می رسند صدای فواره آب، ‏سگ کوچک را به هیجان می آورد، طوری که لحظه ای از تکاپو نمی ایستد اما نگاه های ‏مخفیانه و سنگین رهگذران اجازه نزدیک شدن آن دو را به اطراف حوض بوستان که چند کودک در آن جا ‏مشغول آب بازی اند نمی دهد. راه کج می کنند و سویی دیگر می روند. این جا بوستانی در محله ولنجک ‏و یکی از پاتوق های حیوان گردانی است. جایی که روزانه بسیاری از این حیوان گردان ها چند ساعتی زمان خود را در آن ‏سپری می کنند‎.‎

 جوانی با ظاهری آراسته بند قلاده کتفی سگ را می کشد و یکی از همین به اصطلاح حیوان گردان ها بوستان ‏ساسان است. درباره روند روبه رشد حیوان گردانی می گوید: «با این که ممنوعیت های زیادی در ارتباط با ‏نگهداری و گرداندن حیوانات خانگی وجود دارد، اما خود من کمتر از یک سال است که از این شغل درآمدزایی ‏می کنم.
روزانه اگر شرایط جور باشد یکی دو حیوان را در پارک ها و پیاده روها می چرخانم و چیزی حدود ‏‏٢٠٠ تا ٣٠٠ هزار تومان دریافت می کنم. البته قیمت حیوان گردانی با توجه به قیمت و نژادشان تعیین ‏می شود.» فعالیت در این حرفه هم مانند بسیاری از مشاغل دیگر آداب و شرایط خاص خودش را دارد. او درباره شرایط خاص کارش می گوید: «یکی از شرایط این شغل، داشتن ظاهر مرتب و تمیز است. شاید ‏مس ه به نظر بیاید اما واقعیت این است که حیوان گردانی تخصص می خواهد. این که شما شناخت کلی از ‏حیوان داشته باشید، خلق و خوی آنها را با توجه به نژادشان بشناسید و از نحوه ‏ارتباط گرفتن با آنها مطلع باشید، چیز کمی نیست. مثلا خود من زمانی که به واسطه یکی از دوستانم ‏مشغول حیوان گردانی شدم چند کتاب خواندم و کلی پرس وجو .»‏

 یکی دیگر از مکان هایی که به رغم نصب تابلو ممنوعیت ورود حیوانات خانگی برای تفریح حیوان ها انتخاب می شود، بوستان شقایق در محله سعادت آباد است. جوان خوش پوشی که از چند ماه پیش با ‏‏ سگ پا-کوتاه مشغول ب و کار است، می گوید: «شغل عجیبی است یا به قول یکی از همین ‏پیرمردهای بازنشسته که هر روز من را در پارک می بیند نوعی کج رویی اجتماعی است، اما خب چه می شود ‏کرد. با این اوضاع و احوال اقتصادی برای سیر شکم زن و بچه ام مجبورم این کار را انجام دهم. تا چند ‏ماه پیش دستفروش بودم اما از بس بساطم را جمع د، خسته شدم. این کار بی دردسرتر است یا ‏حداقلش هرچند هفته در میان یکی پیدا می شود و گیری می دهد. این را هم شاید مدیون افرادی هستیم که کلی کمپین و انجمن دفاع از ‏حقوق حیوانات راه انداختند.» سگ را صدا می کند تا با اسباب بازی لات ی اش بازی کند و او مجال ‏پاسخگویی بیابد:
«بعضی پارک ها انگار شبانه روزی اند و می توان حیوان گردانی را در شیفت شب انجام داد. آن ‏پارک ها برای مواقعی خوبند که طی روز مشغول ب و کار دیگری هستم و شب ها فرصت حیوان گردانی دارم. ‏البته اگر صاحبان شان هم دلیلی برای گرداندن حیوان در شب داشته باشند. اتفاقا شیفت شب درآمدش ‏بیشتر است.» ‏
 او همچنین از جایگاه شغلی و احساساتی که در آن درگیر می شود، می گوید:
«خیلی ‏از خانم ها به این کار روی آورده اند به این دلیل که حیوان گردانی پرستیژ جالبی برای خود دارد. چرا ‏که باعث می شود چند ساعتی از بازی در نقش آدم هایی که صاحب حیوان های گرانقیمت و بامزه اند و مثلاً ‏فقط پاپیون جلیقه سگ شان ٢٠٠ هزار تومان می ارزد، لذت ببرند اما خب باید مراقب باشیم به آنها دلبسته ‏نشویم چون آ کار به دردسر افسردگی دچار می شویم. داستانی که یک ماه پیش برای من پیش آمده بود. ‏از سگی نگهداری می که صاحبش بعد از چند هفته که با هم آشنا شده بودیم از ایران مهاجرت کرد و ‏سگ را هم فروخت. خلاصه من ماندم و کلی دلتنگی از دوری آن سگ با وفا.» ‏
 مقصد بعدی، بوستان صوفی در محله تجریش است. همانجا که پاتوق حیوان گردانی چند ماهه دو دختر جوان ‏شده است. یکی دانشجوی سال دوم رشته مدیریت تی و دومی هم دانشجوی سال سوم رشته مدیریت ‏بازرگانی است. روی نیمکت نشسته اند و هر کدام گهگاه سگ هایی از نژاد پامرانین را صدا می کنند تا مزاحم ‏ ی نشوند. مریم از نحوه آشنایی با این ب و کار می گوید: « ج درس و به قدری است که هر ‏دانشجویی را به فکر کار وقت می اندازد. یک کار وقت که اتفاقا فان هم باشد. برای همین در یکی از ‏شبکه های مجازی دنبال کاری گشتیم که به علاقه مندی ما هم نزدیک باشد؛ یعنی حیوانات و طبیعت. بعد از ‏چند وقت برخوردیم به یک آگهی. اولش عجیب و سرکاری به نظرمان رسید اما وقتی پیگیری کردیم متوجه ‏شدیم نه، مثل این که واقعا بعضی ها آن قدر پولدارند که برای حیوانات خانگی شان دنبال پرستار می گردند. چون ‏یا وقت ندارند یا حوصله دردسرهایی که پیاده روی با حیوان ممکن است داشته باشد. بنابراین دور از ذهن ‏نیست در جاهایی این چنین دانشجوهایی را پیدا کنید که مشغول حیوان گردانی باشند.» سمیرا در تکمیل ‏صحبت های دوست خود از شرکت هایی می گوید که کارشان ارائه خدماتی متفاوت در همین ارتباط است: ‏‏
«تقریبا یک ماه از آمدن ما با حیوان های خانگی به این پارک می گذشت که آقای جوانی با پیشنهاد کاری بهتر سراغ ما ‏آمد. درواقع شرکت او خدمات ویژه ای مثل نگهداری روزانه و ساعتی حیوان های خانگی در مهدهای مخصوص، آتلیه ‏حیوانات خانگی و باشگاه ورزشی ارایه می داد که خب ما مشتاق شرکتی کار نبودیم چراکه به هرحال ‏بحث پورسانت و اضافه کاری پیش می آمد.»
 یکی از محل های اصلی حیوان گردان ها برای تحویل حیوانات در بوستان ها است. ما هم یک ‏ساعتی تا آمدن زن جوانی که برای گرفتن سگش از یک سگ گردان به بوستان آمده منتظر می مانیم. او ‏کارمند یکی از مراکز خصوصی است و می گوید: «نزدیک به دو سال است پاپی را یده ام و با هم زندگی ‏می کنیم. اوایل سعی می برای تفریح و سرگرمی اش در برنامه خودم جا باز کنم ‏ولی مشغله ام طوری است که زمان زیادی برای تفریح ندارم. آن ساعتی هم که می آیم خانه، خستگی مانع از ‏رسیدگی درست و حس به پاپی می شود. برای همین
در اینترنت با شرکتی آشنا شدم که خدمات نگهداری ‏ساعتی حیوانات ارائه می دهد. در قبال دریافت مدارک لازم از شرکت برای اطمینان خاطر که سگ چند‏میلیونی خودم را به دست شان می سپارم، آنها نیز روزانه سگم را یک ساعت ونیم در پارک نزدیک محل کارم ‏می چرخانند. ساعت کاری ام که تمام می شود، می روم و پاپی را تحویل می گیرم. به هرحال، این حق حیوان است ‏که چون من نمی توانم همراهی اش کنم، به دیگری می سپارم.» او درباره هزینه ای که بابت این حیوان گردانی ‏به شرکت می پردازد نیز، می گوید: «برای یک ساعت ونیم ١٢٠ هزار تومان توافق کرده ایم. البته این ‏گشت وگذار باید با بازی های آموزشی مانند حرف گوش و انتخاب سرویس بهداشتی و... همراه باشد. ‏گاهی هم اسباب بازی های مخصوص به عنوان هدیه و اشانتیون به سگ می دهند.» دختر جوان دیگری هم ‏حوالی ساعت ١٩ جسی را از حیوان گردانی که در شبکه های اجتماعی پیدا کرده است، تحویل می گیرد و ‏می گوید: « صاحبان سگ ها حاضرند برای ‏آنها حس هزینه کنند. مثلا خود من از وقتی متوجه شدم انی هستند که حیوانات خانگی را به نوعی ‏پرستاری و نگهداری می کنند، بی معطلی جسی را به آنها سپردم تا کمی سرگرمی داشته باشد و زمانی که در‏خانه با من است، بی ت نکند. به هرحال آدم ها از ابتدا همزیستی با حیوانات داشته اند، بویژه حیواناتی ‏که برای آنها سودی در پی دارد. در نتیجه راه اندازی ‏کمپین و گروه های حیوان دوستی زمانی به بار می نشیند که شرایط اولیه و ضروری محیطی فراهم باشد. آن وقت است که شکل گیری شغل ها هم با یک نوعی ساماندهی همراه است‎.»
 ‏«مهدی فیروزی» ن خیابان حسینی محله سعادت آباد از پیشه نوظهور در محله اش می گوید: «من مخالف ‏نگهداری حیوان نیستم. خود من تا مدت ها یک طوطی داشتم که در نهایت چون به این نتیجه رسیدم که ‏ آن اهمیت بیشتری دارد، رهایش اما واقعیت این است حیوانات آلودگی هایی را به همراه دارند که ‏باعث بیماری بخصوص در بچه ها و سالمندان می شوند.» او ادامه می دهد: «به تازگی متوجه شدم خیلی از ‏جوان هایی که بعد از ظهرها با حیوانات می آیند اینجا، کارشان حیوان گردانی است. کاری که اگر دردسرهایش را برای ‏اهالی در نظر نگیریم، به نظرم از هدررفتن انرژی، تخصص و استعداد آن جوان ها نمی توان به راحتی گذشت ‏که البته این مورد به واکاوی اقتصاد جامعه نیاز دارد. در نهایت بهتر این است شهرداری یک جای ویژه ای مثل ‏پارک حیوانات برای تفریح آنها در نظر بگیرد تا مشکلی برای آسایش اهالی و حتی حق آن حیوان زبان بسته ‏هم پیش نیاید.» ‏
‏ «عاطفه ماهور» از اهالی سعادت آباد هم که عصر خود را با قدم زدن در بوستان سپری می کند، می گوید: ‏«صدای حیوان های جورواجور به قدری به گوش می رسد که از آرامش بوستان کم کرده است. تا اعتراض هم ‏می کنیم، محکوم می شویم به حیوان آزاری. البته در شرایطی که این حیوانات برای خودشان آتلیه عکاسی ‏دارند، پرستار اختصاصی دارند و خیلی چیزهای دیگر، فکر نمی کنم چندان جای گلایه باقی مانده باشد. نیاز ‏است فرهنگسازی شود و بعد هم زیرساخت های لازم برای این همزیستی تأمین شود. زیرساخت هایی مثل ‏سرویس بهداشتی و آبخوری و فضای بازی.» ‏
 بی تردید پرداختن همه جانبه به این مسأله نوظهور از ضروریات شهری است که رئیس اداره ساماندهی ‏منطقه یک در پاسخ به چگونگی برخورد با پدیده ب وکارگونه حیوان گردانی می گوید: «شهرداری موظف ‏است سگ های ولگرد و مزاحم را جمع آوری و بعد از وا یناسیون و عقیم سازی در طبیعت اطراف تهران ‏رهاسازی کند. البته مراکزی نیز زیرنظر شهرداری وجود دارد که در آنها سگ ها نگهداری می شوند اما بعد از ‏مدتی که بین ١ تا ٣ ماه متغیر است، رها می شوند. در برخورد با سگ های خانگی و شناسنامه دار که معمولا ‏در محله ها و بوستان ها بسیار دیده می شوند و ممکن است در ای از موارد باعث سلب آسایش اهالی شوند ،‏هیچ گونه اختیاری نداریم. نصب تابلوی ورود ممنوع برای حیوانات خانگی بویژه سگ ها در برخی از بوستان ها ‏نیز با هماهنگی نیروی انتظامی انجام می شود.» ‏

  تهیه و تدوین : عبد عا صی 

 

 

 




مگر مردم برده شما هستند که ...

درخواست حذف اطلاعات




مگر مردم برده شما هستند که ...  



به گزارش اعتدال، در نامه علی مطهری خطاب به آیت الله محمد یزدی، آمده است:
«جناب آقای محمد یزدی دامت برکاته
با اهداء سلام، در خصوص نامه جناب عالی به آیت الله شبیری زنجانی، مرجع تقلید، چند نکته قابل ذکر است:
۱. در این نامه جناب آقای سید محمد خاتمی و همفکران ایشان را «افراد مسئله دار که برای نظام و مقام ی احترامی قائل نیستند» معرفی کرده اید و ملاقات با آنها را امری قبیح و موجب «ناراحتی و تعجب مقلدین و حوزویان» دانسته اید.
همه اینها نیاز به اثبات دارد. «مسئله دار»  انی هستند که در سال ۸۸ تحت این عنوان که مقام ی از یک ک دای خاص حمایت می کند انتخابات را از ح طبیعی خارج د و حق اعتراض معترضان را نیز به رسمیت نشناختند و آنها را برانداز نامیدند و شد آنچه که نباید می شد. در واقع چنین افرادی برای نظام و مقام ی احترامی قائل نشدند.
فرضاً بپذیریم جناب آقای خاتمی و همفکرانشان افرادی مسئله دار هستند که برای نظام و مقام ی احترامی قائل نیستند، قباحت ملاقات یک مرجع تقلید با آنها را از کجا درآورده اید؟ اگر مسئله دار هستند آیا نباید مسئله آنها حل شود؟ مراجع تقلید به مثابه چتری بر سر همه مردم و گروه ها هستند نه عناصری حزبی و جناحی.
ثالثاً ناراحتی و تعجب اکثر مقلدین و حوزویان از این ملاقات را از کجا به دست آوردید؟
۲. خطاب به آیت الله شبیری گفته اید «مقام و احترام شما در سایه احترام به نظام ی حاکم، ی و شأن مرجعیت است».
به عرض می رساند مقام و احترام یک مرجع تقلید صرفاً در سایه احترام به نظام ی حاکم نیست، بلکه بیشتر بستگی دارد به رفتار او در مقابل آن نظام که کارهای درست آن را تأیید کند و از کارهای نادرست آن انتقاد و از حقوق مردم دفاع کند. اساساً احترام هر تابعی از احترام و پایبندی او به حق و عد است. این تفکر شما ناشی از این فکر غلط است که نظام را معصوم می دانید.
علاوه بر این، مسئله طرفینی است، یعنی همان طور که مقام و احترام یک مرجع تقلید در سایه احترام او به نظام ی حاکم است، احترام نظام ی نیز در سایه احترام آن به مرجعیت است.
مسئله استقلال ت و حوزه علمیه و مراجع تقلید از تها و حکومتها، مسئله ای است که سابقه طولانی در تاریخ تشیع دارد و به شدت مورد تأکید (ره) و شهید آیت الله مطهری حتی برای دوره بوده است. از نظر شهید مطهری ت شیعه از نظر روحی متکی به خدا و از نظر اجتماعی متکی به مردم است و همیشه از تها جدا و در کنار مردم بوده است. این ویژگی حتی در نیز باید رعایت شود و ت نباید تی و حکومتی شود. اصل در نگاه (ره) و شهید مطهری و مقام ی به این معنی نیست که سایر مراجع نادیده گرفته و احیاناً سرکوب شوند. به یاد دارم چند ماه قبل از پیروزی انقلاب ی در مجلسی در قم فردی فریاد زد «برای سلامتی یگانه مرجع عالم تشیع حضرت آیت الله العظمی صلوات». پدرم ناراحت شد و آن فرد را صدا زد و به او گفت «این چه جمله ای بود که گفتی؟! ما غیر از مراجع دیگری هم داریم.» همین طور می دانید که ایشان در کتاب نهضتهای ی از مراجع ثلاث آن روز و نقش آنها در پیشبرد نهضت در کنار به نیکی یاد می کنند؛ همه برای این که نهاد ت اص دارد و باید حفظ شود نه فقط ولی فقیه.
۳. در پایان نامه خطاب به آیت الله شبیری فرموده اید «لازم است شؤون مرجعیت را رعایت فرموده و ترتیبی اتخاذ فرمایید این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد.»
اولاً خود شما با این جمله تهدیدآمیز شأن مرجعیت را رعایت کرده اید یا نه؟ ثانیاً چه ی گفته ملاقات یک مرجع تقلید با افراد سابقه دار در انقلاب که احیاناً انتقاداتی نیز دارند خلاف شؤون مرجعیت است. آیا شؤون مرجعیت را جناب عالی بهتر از خود مراجع تشخیص می دهید؟ مگر مردم باید با اجازه شما به ملاقات این و آن بروند؟! ثالثاً این جمله را که به این مرجع عالیقدر دستور می دهید «این گونه مسائل دیگر تکرار نگردد» از چه موضعی می فرمایید. این جمله را فقط زمان علیه السلام می تواند به یک مرجع تقلید بگوید. در مجموع، نامه شما موجب وهن ت و حوزه علمیه شد. امیدوارم به نحوی جبران بفرمایید.
با تقدیم احترام
 علی مطهری»




تربیت مهمترست یا ...

درخواست حذف اطلاعات


http://s8.picofile.com/file/8341027892/esaalat_va_tarby_yat_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8341027976/esaalat_va_tarby_yat_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8341028200/esaalat_va_tarby_yat_3.jpg

http://s9.picofile.com/file/8341028400/esaalat_va_tarby_yat_4.jpg

 

      تربیت مهمترست یا ...     

  

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

      روزی شاه عباس از شیخ بهایی پرسید:

 _ فکر میکنی تربیت در زندگی مهمتره یا اص ؟

 _ تا نظر همایونی چی باشه! 

 _ ما فکر میکنیم که تربیت بالاتر از اص ه ...

 این بحث همینطور بالا گرفت تا اینکه بالا ه شاه تیر آ رو بخیال خودش زد : 

 _ باشه ، فردا شب بحضور ما شرفیاب شوید تا این قضیه رو ثابت کنیم. 

  شیخ بهائی ، دانشمند بی-همتای زمانه هم ناچار قبول کرد وُ فردا، اول شب، به خدمت شاه رفت. وقتیکه بحضور رسید، متوجه شد که برخلاف همیشه، بارگاه شاه تاریکه وُ دریغ از یک چراغ؟! ... شاه که تازه داشت وارد میشد، گفت:

 _ شیخ، تعجب نکنید، الساعه علت این تاریکی رو میفهمین. 

 بعد از جلوس بر تخت حکومتی، با دو دست کف کوتاهی زد وَ فورا چند تا گربه شمع بدست وارد شدند وُ شمعها به غلامهای شاه دادند! ...  مقام همایونی که فکر میکرد کارت برنده-شو رو کرده، قهقهه-ای زد وُ گفت:  

 _ خب ، جناب شیخ! حالا قانع شدین که تربیت بالاتر از اص ه؟ ...  

 _ بله، ولی مشروط به اینکه فردا شب هم گربه-ها همین کار رو تکرار کنن.

 شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت:

 _این چه حرفیه، فردا شب هم مثل امشب! ... تربیت شدن! یاد گرفتن ...  

ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند.

   فردا شب شیخ بهایی به حضور شاه رفت. صحنه-ی شب قبل دوباره  تکرار شد ، با این تفاوت که به محض آمدن گربه-ها، شیخ موشهایی رو که در جور ریخته بود از جیبش درآورد وُ روی زمین رها کرد! گربه-ها هم تا متوجه موشها شدن، شمعی که تو دست داشتن انداختن زمین وُ دنبال موشها ! ... این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد وُ گفت: شهریارآ!!! فراموش نکنین که اص گربه، شکار موشه نه تربیتی که مقام همایونی صحبتش رو می ... تربیت خوبه، ولی اص مهمتره.  

 

  تلخیص وََ بازنویسی : عبد عا صی      

 




زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن

درخواست حذف اطلاعات



تشریح مهم

 

image result for ‫زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن ‬‎

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

related image

image result for ‫زین حسن تا آن حسن صد گز رَسَن ‬‎

image result for ‫زین حسن تا آن حسن صد گز رَسَن ‬‎

 

 زین حسن، تا آن حسن، صد گز رَسَن 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


غالبا اتفاق می افتد که از دو ثروتمند که هر دو صاحب مال و مکنت فراوان هستند یکی در خست و ام حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی کند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است که به قول عبدالحسین زرین کوب :«حاتم طایی را به چیزی نمی گیرد و اگر تشنه ای را دریایی و ذره ای را خورشیدی بخشد این همه در چشم همتش به چیزی نمی آید.»

در چنین مواردی اگر پای قیاس و مقایسه این دو عنصر که در دو قطب مخالف قرار دارند در میان آید از باب طنز و کنایه نیشخندی می زنند و می گویند : «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن« و یا به اصطلاح عامیانه «این کجا و آن کجا.»

ابتدا فکر می که در این ضرب المثل عامیانه دو کلمه حسن را از باب رعایت قافیه استعمال می کنند و این مثل سائر نباید ریشه و اساس داشته باشد تا به دنبال آن پی جویی کنم ولی اخیرا به همت مولانا بر آن دست یافتم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

سلطان محمد خوارزمشاه ندیم و مصاحبی داشت به نام حسن عمادالملک ساوه ای که در اوا عهد سلطان محمد از ان و مقربان خاصش بوده است.


عمادالملک در شفاعت گری و پایمردی و تحقق نیاز نیازمندان و تجلیل و بزرگداشت شاعران و نویسندگان، ی نیک ش و برای سلطان مایه ی نیکنامی بوده است. در یکی از روزهای جلوس سلطان که بزرگان و خاصان دربار را پذیرفته بود شاعری با استجاره قبلی به حضور آمد و قصیده ای غرا با اشارات و استعارات و تشبیهات مناسب در مدح سلطان می خواند. چون سلطان هزار دینارش صله می فرماید، ش حسن عمادالملک این مقدار صله را از جانب سلطان اندک و نادر برخورد نشان می دهد و برای شاعر ده هزار دینار از خزانه سلطان حاصل می کند. چون شاعر می پرسد :«کدام از ارکان حضرت این عطا را سبب شده است؟» می گویند ی است که حسن نام دارد.

چندی بعد که فقر و افلاس شاعر را دوباره به مدحت گری وا می دارد سلطان همچنان به شیوه سابق هزار دینارش صله می فرماید اما متاسفانه سابق از دار دنیا رفته و جدید سلطان از قضای روزگار، او هم نامش حسن بوده است که برخلاف آن حسن سلطان را از این مقدار مال بخشی مانع می آید و با تاخیر و لیت و لعل که در ادای حواله مال می ورزد شاعر بیچاره و وام دار را اضطرارا به دریافت ربعی از عشر آن و به روایتی عشر آن راضی می کند. اینجا وقتی شاعر متوجه می شود که این جدید هم حسن نام دارد در می یابد که بین حسن تا حسن تفاوت بسیار است و یا به اصطلاح دیگر «زین حسن تا آن حسن صد گز رسن»

و آنجا که سلطان به ِبد گوش دارد تا ابد برای وی و سلطنتش مایه رسوایی خواهد بود، همچنان که دیدیم ملک و مملکت و حتی جان و مال و خانمانش را بر باد داد و مغولان خونخوار را به ویرانی بلاد و امصار و کشتار مردم بی گناه ایران واداشت. 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 

 




اشرف

درخواست حذف اطلاعات


 

 ø¯ø§ø³øªø§ù† ø¶ø±ø¨ ø§ù„ù ø«ù„, ø§ùø±ø§ø¯ ø­ø±ûŒøµ ùˆ ø·ù ø§ø¹

related image

image result for ‫ø§ø´ø±ù ø®ø±â€¬â€Ž


  اشرف   


 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 


 فراد حریص و طماع را «اشرف » گویند. این نام و عنوان مخصوصا به آن دسته از طمعکاران اطلاق می شود که حرص و طمع و ولع آنها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می گردد.
 نه خود می خوردند و نه به دیگران می خورانند. نه خودشان از این رهگذر طرفی می بندند و نه آثاری که نفع و مصلحت عامه بر آن مترتب باشد بر جای می گذارند. به عبارت دیگر از آن همه ثروت و اندوخته فقط ظلم و بد     نامی با خود به گور می برند. اکنون ببینیم اشرف کیست و چه یت و حماقتی نشان داده که به صورت اشرف ضرب المثل شده است.
 ملک اشرف بن تیمور تاش چوپانی معروف به اشرف از امرای جابر و سفاک چوپانیان در آذربایجان، و معاصر شیخ صفی الدین اردبیلی و شیخ صدرالدین موسی بود که در حرص و طمع و بخل و ام نظیر نداشت. به سکه طلا عشق می ورزید به قسمی که پس از تحصیل قدرت هر جا و نزد هر از زر ناب و سکه های طلا اثر و نشانی می یافت آن را به زور و عنف می ستاند و در خزانه شخصی خود جای می داد.
 اگر چه شادروان عبدالله مستوفی معتقد است که :«اشرف از القاب پادشاهان صفوی بود و واحد پول طلای کشور را به همین مناسبت اشرفی نامیده اند که بعدها اشرف افغان به مناسبت اسم خود این تسمیه را ترویج کرد.» ولی  برخی از مورخان اعتقاد دارند که شدت علاقه ملک اشرف به مسکوکات طلا موجب گردید که سکه زر از آن تاریخ به نام اشرفیه تسمیه و نامگذاری شود و مقصود از کلمه اشرفی همان انتساب به ملک اشرف چوپانی می باشد.
 به قول فزونی استرا آبادی :«از بس که اشرف از زر محفوظ بود تنکه اشرفی را به نام او منسوب ساختند.» کار ظلم و ستم ملک اشرف به حدی بالا گرفت که علما و ون و مشایخ بزرگ را نیز از خود رنجانید و حتی تصمیم گرفت شیخ صدرالدین موسی را که غالبا از اعمال و تعدیاتش انتقاد می کرد دستگیر و زندانی کند. شیخ صدر الدین اضطرارا از اردبیل حرکت کرد و به گیلان رفت. عده ای از علما و عرفای بزرگ که از ظلم و ستم اشرف به ستوه آمده هر کدام به کشوری مهاجرت کرده بودند عاقبت با برخی از خلفای شیخ صدرالدین موسی از قبیل شمس الدین حافظ سلمانی و دیگران به همراهی قاضی محی الدین بردعی، از راه دربند قفقاز به جانب دشت قپچاق حرکت د و در شهر غازان سرای که پایتخت جانی بیک خان اوزبک پادشاه مغولی و مسلمان دشت قپچاق بود رحل اقامت افکنده در آنجا به وعظ و ارشاد خلق پرداختند.
 چون جانی بیگ خان از ورود علما و صلحای مزبور آگاهی یافت. از آنجا که مسلمانی عادل و صاحبدل بود، یکی از روزهای به مجلس وعظ آمد و قاضی محی الدین در اثنای موعظه شرح ستمکاری های ملک اشرف چوپانی را به نوعی تقریر کرد که جانی بیگ خان و اهل مجلس به گریه افتادند. قاضی محی الدین در ضمن سخنان خود مخصوصا به این حدیث اشاره کرد «کل لکم راع و کل کم مسئول عن رعیته» و گفت :«امروز که خداوند به جانی بیگ خان قدرت عطا فرمود او مکلف است که مصیبت و بلای اشرف را از سر مسلمانان آذربایجان دفع فرماید.»
 جانی بیگ خان که مردی دیندار و فضل دوست بود آن چنان تحت تاثیر بیانات نافذ قاضی محی الدین بردعی قرار گرفت که بی درنگ به تجهیز پرداخت و با ی متشکل از ناراضیان و ستم کشیده ها و افراد ابواب جمع خود که ظرف یک ماه جمع آوری کرده بود در سال 758 هجری از راه دربند قفقاز عازم آذربایجان شد. اغلب لشکریان جانی بیگ به علت بی برگ و نوایی، رکاب از چوب و لگام از ریسمان داشتند. با این چنین که صد از ایشان را یک سرباز جنگی کفایت می کرد نخست به اردبیل رفت و روزی چند به انتظار ماند تا شیخ صدر الدین موسی از گیلان رسید، سپس جانب تبریز را در پیش گرفت و بر سر ملک اشراف تاخت.
 چون سکنه آذربایجان همه ناراضی بودند لذا پس از زد و خورد مختصری اشرف که به خوی فرار کرده بود دستگیر شد و جانی بیگ خان بر اثر اصرار حکمران شروان و قاضی محی الدین بردعی فرمان داد شمشیری به پهلویش فرو بردند که از آن طرف بیرون آمد و اموال و جواهر و زر سرخ و سفیدش را که بر چهار صد استر ( قاطر) و هزار شتر بار کرده به سمت شهر خوی روانه کرده بود، جانی بیگ خان بدون کمترین زحمت و درد سر یک جا ضبط کرد و سر اشراف را بر در مسجد مراغیان تبریز آویخت.
 بیچاره بد بخت مدت چهار ده سال آن همه در راه تحصیل سکه اشرفی خون ریخت و ستم روا داشت، نخورد و انفاق نکرد، سر انجام همه به تاراج رفت و جانش را بر سر آن نهاد و ت امرای چوپانی با کشته شدن او منقرض گردید. مستظرفی چون این واقعه شنید بر یت و حماقت اشرف تاسف خورد و گفت :
 دیدی که چه کرد اشرف   / او مظلمه برد و دیگری زر 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی 

 

 

 




پزشکیان: تشکیل ستاد جنگ اقتصادی ومی ندارد؟

درخواست حذف اطلاعات


 

 

 

http://s8.picofile.com/file/8338765984/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8338766800/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8290111792/eqtes8de_heramy_1.jpg

 

پزشکیان: تشکیل ستاد جنگ اقتصادی ومی ندارد؟  


 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

  پزشکیان ، اعتدال :  نایب رییس مجلس با بیان اینکه باید ستاد جنگ اقتصادی تشکیل شود، گفت: یعنی اینکه آن ستاد هر تصمیمی که بگیرد مجلس، ت، قوه قضاییه، رسانه ها، ان و جماعت باید از آن تبعیت کنند؛ زیرا در یک جنگ اقتصادی شدیدتری از جنگ با عراق هستیم اما مسوولان و سیاست مداران ما نمی خواهند این واقعیت را با مردم در میان بگذارند.

پزشکیان همچنین درباره ی استیضاح های سریالی وزرا و تغییرات آنها و تاثیرش بر مشکلات کنونی کشور گفت: این مشکلات زاییده ی وزرا نیست که با تغییر آنها حل شود. در ساختار ما قوی ترین آدم ها هم که سرکار بیایند به این سادگی مسایل را حل نخواهند کرد.

به گزارش اعتدال، متن کامل گفت وگوی انصاف نیوز با مسعود پزشکیان را در ادامه بخوانید:

وی در ادامه درباره ی استیضاح های اخیر وزرا در مجلس، گفت: مثلا در ماجرای استیضاح های اخیر، واقعا فکر می کنید اگر بجای وزرای کنونی شخص دیگری بیاید مشکلات رفع خواهند شد؟ من در جلسه ی استیضاح گفتم الان هم می گویم اوضاع بهتر که نه، بلکه بهم ریخته تر خواهد شد. در حال حاضر مشکل این نیست که آدم ها را تغییر دهیم، البته این حرف به معنای این نیست که این آدم ها بی عیب هستند؛ بلکه معنی حرف من این است که این مشکلات زاییده ی آنها نیست. در ساختار ما قوی ترین آدم ها هم که سرکار بیایند به این سادگی مسایل را حل نخواهند کرد.

سابق سلامت و بهدشت گفت: من موضع خود در این مورد را در استیضاح کار گفته ام. منظور من این نیست که ربیعی بی عیب و نقص است. منظور من این است که مثلا مشکلات بیکاری به کار ربطی ندارد؛ همانطور که مشکلات صنعت به صنعت ارتباطی ندارد. یعنی در حیطه ی اختیارات آن ها نیست.

وی افزود: در حالی که مجلس به اختیاراتی می دهد، در کنار آن به جاهای دیگر هم اختیاراتی می دهد که من را به عنوان یک می توانند محدود کنند؛ اما ی که باید جواب پس دهد است. پول و منابع در دست اشخاص دیگری است اما پاسخگویی به دوش است. تعدد کانون های تصمیم گیری و قدرت باعث شده است که وزرا توان پیشبرد ساده ی اه را نداشته باشند.

پزشکیان با اشاره به دوران وزارت خود، اضافه کرد: مثلا در جریان ز له ی بم که آن فاجعه ی وحشتناک پیش آمد و تمام کشور را در غم و ماتم فرو برد، با وجود اینکه سلامت بودم اما حتی نمی توانستم دوتا آمبولانس یداری کنم و به آنجا ارجاع دهم. زیرا دیوان محاسبات می گفت از کجا پول را آورده ای و خلاف قانون عمل کرده ای؛ در حالی که سلامت من بودم و مشکل مردم هم در آنجا اورژانس بود اما هیچ اختیاری نداشتم. ساختار ما از نظر علمی مشکل دارد.

پزشکیان در پاسخ به اینکه در وضعیت فعلی چه باید کرد، گفت: من قبلا هم عرض که باید ستاد جنگ اقتصادی شکل بگیرد؛ یعنی همگی براساس سیاستی واحد عمل کنند. ی نیز با قاطعیت تصمیم بگیرد.

وی تاکید کرد: الان زمان آن نیست هر ی تصمیمی بگیرد و ما هم هر تصمیمی از هرسو را بپذیریم. ی باید با قاطعیت تصمیم بگیرد و آن حکم را به همه ابلاغ کند و از همه بخواهد که زیر آن چتر عمل کنند. هم در زمان جنگ گفته بود همه باید در خدمت ستاد جنگ باشند. مثلا الان مجلس می خواهد کاری کند و ای تحلیل خودش را دارد، برای مشکلات دنبال مقصر می گردد. البته نمایندگان طبیعتا  وظیفه دارند که سوال کنند. نایب رییس مجلس در ادامه گفت: یعنی اینکه آن ستاد هر تصمیمی که بگیرد مجلس، ت، قوه قضاییه، رسانه ها، ان و جماعت باید از آن تبعیت کنند؛ زیرا در یک جنگ اقتصادی شدیدتری از جنگ با عراق هستیم اما مسوولان و سیاست مداران ما نمی خواهند این واقعیت را با مردم در میان بگذارند.

پزشکیان در پاسخ به اینکه برخی از این استیضاح ها بنظر می رسد که بخاطر باج خواهی های فردی و منطقه ای بعضی از نمایندگان است، گفت: ادعای فشار به وزرا برای خواسته های غیرصحیح مطرح می شود اما معمولا فشارها شفاف نیست. البته ممکن است یک اتفاقاتی بیفتد. هایی می آیند و می پرسند چرا مردم بیکار هستند یا چرا صنعت خو ده است؟ این سوال در ح عادی و غیر جنگی می تواند طرح شود و دفاع کند و هم نقد کند. از من هم وقتی بودم چندبار سوال شده است چون یک چیزی از من می خواستند و طبق قانون نمی توانستم به آن ها بدهم، گاهی پرسش هایی از من در مجلس مطرح می شد که اصلا تحت اختیار من نبود؛ البته اصل مشکل مورد اشاره ایراد درستی بود. اما آنچه به خاطرش از من سوال می د را علنی نمی گفتند و هیچ نمی توانست بگوید آن چرا آن سوال را مطرح کرد؟ زیرا حرفی که علنی می گفت حق بوده است اما اختیارش را مجلس به من  نداده بود. نباید چیزی که د س ی ذهنی انسان ها است را بخوانیم؛ آنچه واقعا اتفاق می افتد را باید نقد کنیم.

پزشکیان در پاسخ به این پرسش که آیا مدیریت واحد به دیکتاتوری ختم نمی شود، گفت: شریعتی معتقد بود ما به انقل احتیاج داریم، درحال حاضر کانون های تصمیم گیری متعدد هستند. بیشتر انی که نامه ی به مالک اشتر را ترجمه کرده اند، گفته اند که این نامه منشور حکومت ی است. مالک اشتر استاندار یک منطقه ای است و فرمانده ی نظامی و قاضی القضات را انتخاب می کند، مالیات می گیرد. هم تصمیم می گیرد، هم اقدام می کند. تصمیم گیری ها هم براساس شاخص ها از و انقلاب است. الان استاندار ما، رییس جمهور و حتی ما چنین اختیاراتی ندارند.

نایب رییس مجلس افزود: اگر اقتدار وجود داشت و یک تصمیم گرفته می شد و  آن تصمیم اجرا می شد اوضاع اینگونه نبود، ت و قوه قضاییه هرکدام براساس تصمیمی که می گرفتند عمل می د، اما الان  علیرغم تصمیمات آنها، انی نیز از بیرون این نهادها تصمیمی دیگر می گیرند.

پزشکیان، با ذکر مثالی توضیح داد: قلب یک کانون دارد و می زند، وقتی کانون دوتا شد آدم احساس گیجی می کند و اگر این کانون سه تا شود یا بیشتر بازهم این گیجی بیشتر می شود و وقتی زیاد شود قلب از کار می افتد؛ زیرا هر کانون آن را به یک طرف می کشد.

وی گفت: ما یک ت را انتخاب می کنیم و هر روز برایش مشکل می سازیم. ت تا می آید که تصمیم بگیرد یک ضربه ای می زنند که چرا اینکار را کرده ای؟ و در نتیجه وقت، عمر و منابع ما به هدر می رود. در حالیکه اگر یک کانون تصمیم بگیرد پس جوابگو هم خواهد بود. الان همه تصمیم می گیرند اما هیچ جوابگو نیست. دموکراسی در جامعه-‎ای معنا دارد که توانمندی اجتماعی در آن وجود داشته باشد. آدم ها کنار هم به یک وحدت و انسجام رسیده باشند، شما حتی در حزب ها و جریان های داخلی نیز این انسجام را نمی بینید. هر ی به اندازه ی سلیقه ی خودش حرف می زند و این هرج و مرج است. مگر آنکه این جامعه شکل پیدا کند و پیشرفته شود؛ فعلا رشد اجتماعی و زبان مشترک بوجود نیامده است.

مسعود پزشکیان در پایان گفت: مثلا فرا یونی تصمیم می گیرد که در مجلس رای بدهد اما نتیجه غیر آن تصمیمی می شود که گرفته است. هر ی می خواهد خودش تصمیم بگیرد و در نتیجه هیچ کاری انجام نمی شود. دو سال پیش قرار بود آب از ارس به شبستر بیاید اما کانون تصمیم گیری ها متعدد بود و نشد. دو سال کار روی زمین ماند و اگر الان بخواهند کار را اجرا کنند با ۵ برابر هزینه باید اجرا شود.  عمر و سرمایه را هدر داده ایم و هیچ اتفاقی نیفتاد. اگر یک نفر تصمیم می گرفت کار پیش رفته بود، نهایتا اگر صد میلیارد حیف و میل می شد بهتر بود که الان هزار میلیارد ضرر کرده ایم.

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 

 




ما کوتاه-ترین دیواریم ...

درخواست حذف اطلاعات

 

 

   ما کوتاه-ترین دیواریم ...  

 

  

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 ((( شاید شنیده باشید که یکی به دیگری میگه : « از دیوار ما کوتاه-تر پیدا نکردی »؟! چند دهه-ست که متاسفانه این دیوار کوتاه، ی جز مردم کوچه وُ بازار ، نبوده-اند ... انیکه روز بروز قدرت یدشان کمتر وُ کمتر میشود ... یادم نمیره وقتیکه مجلس داشت قانون هدفمندی سوخت وَ انرژی رو تصویب میکرد، اکثریت نمایندگان وَ رئیس جمهور وقت، با افزایش قیمتها وَ دادن یارانه چه در باغ سبز وَ مدینه-ِی فاضله-ای رو برای مردم نماییش میدادند. مردم ناآگاه هم به گرفتن ماهی 45 هزار تومن، انقدر ذوق-زده شده بودند که به هشدارهای اقتصاد دانهای خبره وَ دلسوز پشت کرده وَ اعتنایی نمی د. یادش بخیر سبحانی اقتصاد دان وَ دلسوز مجلس میگفت: "میخواهید قیمت سوخت وَ انرژی  رو به سطح «فوب خلیج فارس وَ کشورهای پیشرفته برسونید، مگه ما به متخصصین وُ کارکنان مملکت همان دستمزد این کشورها رو میدیم؟! نفت وُ نیروی کار از خودمونه ، اونها ساعتی چند دلار حقوق میگیرند، چه ربطی به ما داره؟»" اون زمان حداقل دستمزد کارکنان اون کشورها، حداقل ساعتی هشت دلار بود! الان که حتما کمتر از 12 دلار نیست ... بزرگترین بهانه-ی نمایندگان وَ مسئولین هم این بود : « تا وقتیکه قیمت سوخت وُ انرژی انقدر ارزونه، میلیون، میلیون لیتر سوخت مملکت رو به کشورهای همجوار قاچاق میکنند، مصرف سوخت داخلی هم که صرفه جویی نمیشود وَ این اقدامات بهترین پیشگیری از ثروت ملی-ست » ... جان کلام کار خودشان را د وَ بهای سوخت وَ انرژی رو به چند برابر رساندند، ولی نه توانستند جلوی قاچاق سوخت رو بگیرند وَ نه توانستند کمک چندانی به صرفه جویی انرژی ند! دستاورد این مصوبات وَ اقدامات روز بروز فقط قدرت ید مردم را کمتر وَ کمتر کرد تا رسیدیم به اوضاع امروز که مجددا میخواهند سوخت را سهمیه-بندی کرده وَ بعد هم احتمالا قیمت سوخت را گرانتر کنند ... قاچاق سوخت وَ اصراف در مصرف آن، ناشی از سوء مدیریتهاست، مردم چه گناهی کرده-اند که هنوز هم باید تاوان اشتباهات وَ بی-کفایتی برخی مسئولین را بدهند؟؟؟ ... _ عبد عا صی )))

 

   به گزارش «تابناک»؛ از یک سو ت همچنان در حال اجرای سیاست بزرگنمایی افزایش قاچاق سوخت است و از سوی دیگر، برخی مسئولان بحث سهمیه بندی و پیشنهاد افزایش نرخ ها را پیش می کشند.
از طرف دیگر، برخی دیگر از مسئولان تی مدام در حال تکذیب ادعاهای مطرح برای افزایش نرخ بنزین هستند؛ اما اخبار شنیده شده از درون مجلس و به ویژه کمیسیون انرژی مجلس حکایت از این دارد که ت عزم خود را برای افزایش بهای حامل های انرژی جزم کرده است و دیری نخواهد گذشت، این سناریو به اجرا درخواهد آمد.
بهانه ت برای افزایش قیمت بنزین این است که با افزایش نرخ دلار در ایران، قاچاق سوخت افزاییش پیدا کرده و برای مهار این قاچاق، باید قیمت ها افزایش پیدا کند؛ اما پرسش مطرح در این میان، این است که چرا نرخ دلار افزایش پیدا کرده و مسئولان به جای پیدا را ار برای بالا بردن ارزش پول ملی، ترجیح می دهند، فشار بر روی مردم را بیشتر کنند؟!
هدایت الله خادمی در گفت وگو با تابناک در خصوص این موضوع اظهار داشت: به نظر می رسد، سهمیه بندی بنزین اجتناب ناپذیر است و به احتمال زیاد، ت در چند روز آینده این کار را عملیاتی کند و پس از سهمیه بندی نیز به انی که خارج از سهمیه خود بخواهند بنزین استفاده کنند، نرخ دوم داده خواهد شد و به این ترتیب بنزین را در کشور گران خواهند کرد.
این مجلس گفت: در سال های گذشته، آنقدر بد عمل کرده ایم که وضعیت کشور به این روز افتاده است. ایران نباید بنزین وارد کند، بلکه ما باید صادرکننده بنزین باشیم.
این عضو کمیسیون انرژی در مجلس گفت: اساسا اینکه گفته می شود، قیمت بنزین در ایران ارزان است حرف درستی نیست. ارزش پول ملی ما کم شده و چون این روال همواره در حال تکرار است، همیشه می گوییم که بنزین ارزان است. اگر بنزین هر لیتر 10 هزار تومان هم بشود، چهار ماه دیگر که دلار گرانتر شد، می گوییم بنزین در ایران ارزان است.
این مجلس افزود: در کشورهای دیگر، نرخ برابر پول ملی آنها با دلار ثابت است و هیچ اتفاقی برای قیمت بنزینشان نمی افتد؛ اما چون ارزش پول ملی ما کاهش پیدا کرده، می گوییم بنزین ارزان است. از نظر من، بنزین در ایران ارزان نیست، در کشور امارات نرخ نوسان درهم و دلار برابر است؛ بنابراین نرخ بنزین همیشه دو دلار می ماند.
وی همچنین ادامه داد: اگر تمردان ما راست می گویند که قیمت بنزین صرف ندارد و نسبت به کشورهای همسایه ارزان تر است، ارزش پولی ملی را بالا ببرند تا بنزین را گران کنند. ما کشور را بدبخت کرده ایم، حال آنکه باید پالایشگاه می ساختیم و بنزین تولید و به جای نفت خام بنزین صادر می کردیم.
اگر امروز به جای نفت خام بنزین صادر می کردیم، تحریم نمی شدیم. انی که در این سال ها بوده اند، برای خارجی ها خدمت نموده و کاری کرده اند که ما کشوری تک محصولی باشیم و همین باعث شده انی که ما را تحریم می کنند، دیده نشوند و تنها با جلوگیری از خام فروشی نفت، مانع از کار ما شوند.
وی همچنین یادآور شد: وقتی ما اینقدر بد عمل کردیم، معلوم است به این گرفتاری ها دچار شویم. الان هم برای اینکه آقایان عملکرد خودشان را ماستمالی کنند و نخواهند بنزین بیشتری وارد کنند، می خواهند مصرف داخلی را کم کنند. آسان ترین راه هم برای آنها این است که بنزین را سهمیه بندی کنند. ت های ما یاد گرفته اند، هر جا به مشکلی می خورند، فشار را بر مردم زیاد کنند. اینها به جای اینکه چاره سازی کنند تا ارزش پولی که کمتر از یک سال به این روز افتاده، افزایش دهند، همین را نهادینه می کنند و برای جبران خسارات خودشان قیمت ها را بالا می برند.

 

  بازنویسی : عبد عا صی

 




وای بحال این مردم ...

درخواست حذف اطلاعات





image result for ‫حسین پناهی اشعار‬‎



جملات زیبا از حسین پناهی

ع نوشته,حسین پناهی
image result for ‫حسین پناهی اشعار‬‎

ع و تصویر #پناهی













آنانکه بآد میکارند ...

درخواست حذف اطلاعات


 

  آنانکه بآد میکارند ... 

 

 

maziar-bizhani

  آنانکه باد میکارند ...

 

  hosein-naghib-(1)

 

  سیستم پرندگان جاسوسی دشمنان ...

 

m oud-shojaei

 

 دستان یاران خدا، شرّ دشمنان را بخودشان برمیگرداند ...

 

javad-takjou

 

  یکی از اه ناجوانمردانه دشمن ...

 

arash-foroughi

 

  بزرگ همیشه از این عروسکها در آستین دارد ...

 

firouzeh-mozafari

 

 صلح دشمنان بشریت ...

 

yashar-ghahramani

 

  سلاحی که تاریخ مصرفش دارد تمام میشود ...

 

aidin-arjomandi

 

  خون به دل اهواز د ...

 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 




ویلا بدهید، ما هم وقف می کنیم

درخواست حذف اطلاعات



image result for ‫ùˆûŒù„ø§ ø¨ø¯ù‡ûŒø¯øŒ ù ø§ ù‡ù ùˆù‚ù ù ûŒâ€Œú©ù†ûŒù ‬‎
image result for ‫ùˆûŒù„ø§ ø¨ø¯ù‡ûŒø¯øŒ ù ø§ ù‡ù ùˆù‚ù ù ûŒâ€Œú©ù†ûŒù ‬‎
image result for ‫ùˆûŒù„ø§ ø¨ø¯ù‡ûŒø¯øŒ ù ø§ ù‡ù ùˆù‚ù ù ûŒâ€Œú©ù†ûŒù ‬‎
ویلا بدهید، ما هم وقف می کنیم



جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید






فرارو- حجت ال محمدرضا زائری در پاسخ به دفاعیه حسین شریعتمداری از علی اکبر ولایتی متنی را در اینستاگرام خود منتشر کرد و در آن اعلام کرد که خواهان دریافت ویلای وقفی با همان شرایط آقای ولایتی است و آمادگی وقف آن را در همان ساعت دارد. این اصولگرای منتقد در صفحه خود نوشت: آقای شریعتمداری در رو مه کیهان امروز نوشته اند که ملک ویلای ولایتی وقف اباعبدالله است. راستش ما که سال هاست مجله خیمه - تنها مجله تخصصی درباره سیدال و مجالس حسینی - را منتشر می کنیم امسال محرم نتوانستیم مجله را به چاپ برسانیم و زیر فشار بدهی ها در آستانه تعطیلی و توقف کامل هستیم. سال هاست در به دریم برای پیدا جایی مستقل و غیرحکومتی که بتوانیم مراسم مذهبی را برگزار کنیم. اگر می شود از شرایط ویژه برخوردار شد و وقف کرد، من به عنوان اولین نفر آمادگی خود را برای دریافت تسهیلات - همان طور که آقای ولایتی دریافت کرده اند - اعلام می کنم و همان روز هم به محضر می روم و وقفنامه را ثبت خواهم کرد. از بقیه دوستان هم خواهش می کنم در کامنت های خود برای دریافت ویلا و سپس وقف آن اعلام کنند. از آقای شریعتمداری هم متواضعانه و مصرانه خواهش می کنم موضوع را با همین جدیت پیگیری کنند و باقیات صالحات فراوان برای ترویج شعائر حسینی از خود باقی بگذارند.
منبع






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



جنگ رسانه-ها علیه یکدیگر ...

درخواست حذف اطلاعات


تشریح مهم

 

 

  جنگ رسانه-ها علیه یکدیگر ... 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 

  جنگ مطبوعات ... 

 

  مذاکره پشت درهای بسته ...   

 

  با فکرها سَر جنگ دارند ... 

 

 

 

  پیکر تکه تکه شده-ی عد را میشود به راحتی زنده کرد؟!    

 

 

   خیلی از زشتیها و زیباییها را از کودکی یاد میگیریم ... 

 

   جنگ-افزارهای مجسمه-ی وُ صلح ...     

 

 

 نسل ِ دود وُ بتن وُ آهن ...       

 

 جاسوسی جاسوسان ...    

 

  مترسک تنها وَ عاطفه-ی کلاغها ... 

 

 

 «برنارد شآ» : "ای ، چه جنایتها که بنام تو کرده وَ میکنند " ...  



  

  تهیه و تدوین : عبد عا صی




علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...

درخواست حذف اطلاعات


 

 

 علی مطهری : افراط صدا و سیما در عزاداری ...    

 

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

 


 نایب رییس مجلس شورای ی با انتقاد از اقدام شورای فرهنگ عمومی در حذف مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت موسی کاظم(ع) از تقویم و جایگزینی شهادت حسن مجتبی(ع)، گفت: صدا و سیما که اشتهایی سیری ناپذیر برای عزاداری و مداحی دارد روزی را که به مناسبت میلاد موسی کاظم (ع) باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می کند.
علی مطهری در یادداشتی با عنوان «تصمیم نادرست» که در اختیار ایسنا قرار داد، نوشت:
از کارهای نادرست شورای فرهنگ عمومی که زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است این است که از سال 1396 مناسبت روز هفتم صفر یعنی ولادت موسی کاظم علیه السلام را از تقویم کشور حذف کرده و به جای آن به استناد یک روایت ضعیف شهادت حسن مجتبی علیه السلام را قرار داده است، حتما به این دلیل که ماه صفر ماه غم و غصه است و نباید به خاطر میلاد یکی از ائمه شادی کرد، دلیلی که نه مورد قبول ائمه است و نه عقل آن را تأیید می کند.
این در حالی است که شهادت حسن مجتبی علیه السلام به استناد روایت قوی تر در 28 صفر واقع شده و مردم نیز این روز را همزمان با سالروز رحلت اکرم(ص) بزرگ می دارند.
صدا و سیما نیز که اشتهایی سیری ناپذیر برای عزاداری و مداحی به جای ترویج معارف ی دارد، از غروب ششم صفر تا غروب هفتم صفر برنامه های خود را غمناک می کند و بیش از آنکه به معارف و مناقب و زندگانی حسن علیه السلام بپردازد مداحی ها و عزاداریهای کم محتوا پخش می کند، یعنی روزی را که به مناسبت میلاد موسی کاظم علیه السلام باید روز شادی باشد به استناد یک روایت ضعیف تبدیل به روز عزا می کند.
معلوم نیست منشأ این گونه تصمیمات کجاست و چرا برای مردم توضیح داده نمی شود.

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی






آیا ائمه محترم قرآن هم می خوانند؟

درخواست حذف اطلاعات


آیا ائمه محترم قرآن هم می خوانند؟




این ون عزیز واقعا آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را نخوانده اند؟ واقعا احتمال ندادند که شاید مندرجات بولتن ها ی ویه باشد و باید قول دیگران را هم بشنوند؟ واقعا چرا پرهیز د از این که حرف حساب دیگران را هم بشنوند؟

به گزارش اعتدال، محمد مهاجری در یادداشتی در خبرآنلاین نوشت: «بسیاری از ائمه در خطبه های روز ۱۳ مهر علیه fatf سخنرانی د. خیلی از حرف ها را خواندم. برگرفته از بولتن ی انی بود که در آن کتمان حقیقت، دروغ، تهمت، فریب و... موج می زند. این ون عزیز واقعا آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» را نخوانده اند؟ واقعا احتمال ندادند که شاید مندرجات بولتن ها ی ویه باشد و باید قول دیگران را هم بشنوند؟ واقعا چرا پرهیز د از این که حرف حساب دیگران را هم بشنوند؟

آیا ان عزیز آیه «ولا تقف ما لیس لک به علم» را هم نخوانده اند؟ واقعا چرا درباره چیزی که به آن علم و آگاهی ندارند، بی پروا سخن می گویند؟

افرادی که fatf را مفید برای جامعه می دانند، نه بیگانه اند، نه دشمن اند، نه کم سوادند، نه خودباخته اند، نه بی دین اند، نه... .

از آنها نترسید! پای حرف شان بنشینید! حتما خواهید دید از بولتن نویس ها متدین تر و متعهدتر و مسلمان تر و وطن دوست تر و خیرخواه تر و دورزتر و باسوادترند... یک بار استدلال هایشان را بشنوید تا متوجه شوید برای همه پرسش ها و دغدغه هایتان پاسخ دارند. نگذارید انی که ع مار می کشند، نظراتشان را به شما القا کنند!

... شما را به خدا نگذارید ها از این هم خلوت تر شود.»




جنگ اقتصادی روانی علیه ت ...

درخواست حذف اطلاعات


تیم اقتصادی ت تدبیر و امید از

 

http://s9.picofile.com/file/8338758376/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n.jpg

http://s8.picofile.com/file/8338758734/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8338759026/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n_3.jpg

 http://s8.picofile.com/file/8338765984/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n_4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8338766800/jange_raw8ny_eqtes8dye_doshman8n_5.jpg


  جنگ اقتصادی روانی علیه ت ...   

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

بهار نیوز، هوشنگ عطاپور : تیم اقتصادی ت تدبیر و امید از هم پاشیده است. جنگ اقتصادی  از ماه ها قبل شروع شده است و تاثیرات بی ثبات کننده ی این تخاصم را می توان در ابعاد مختلف زندگی مردم مشاهده نمود. تورم از افزایش قیمت ارز، طلا و مسکن، اکنون به کلیه کالاهای مورد نیاز مردم حمله کرده است. گشتی مختصر در فروشگاه ها و بازارهای شهر و روستا نشان از واکنش هیستریک مردم به تورم لجام گسیخته دارد. در سایه اطلاع رسانی شبکه های مجازی، افت و خیز قیمت اجناس، در کمترین زمان ممکن به چشم و گوش مردم رسانده می شود.

هر روز حباب های ادعایی اقتصادی سیاستمداران و مدیران تی به واقعیت های ملموس تبدیل می شود. هر افت مختصر در قیمت دلار، سکه و اجناس، سکویی است برای پرش قیمتی به سطح بالاتر از قبل؛ به همین دلیل معدل تورم نقطه به نقطه، هر روز از کف قیمت های قبل، بیشتر و بیشتر می شود. در این چند روز اخیر اتفاق مهمی رخ داده است که رسانه ها، باید به درستی و دقت به آن ها بپردازند؛ چون هیچ امیدی به تمردان و تیم اقتصادی آنها نیست! اکنون تورم و تقاضا از ید ارز و طلا و سکه به بازارهای کالاهای اساسی مردم تسری یافته و رفتار اقتصادی مردم به شدت تغییر پیدا کرده است. عطش تقاضا، فضای اقتصادی کشور را بیش از این بی ثبات می کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، کشور از مرحله« آسیب اقتصادی» وارد فاز «بحران اقتصادی» خواهد شد. بحران مستقر در حوزه اقتصادی، یعنی ازبین رفتن امنیت اقتصادی جامعه که خود همین آسیب، می تواند به آشوب های اجتماعی منجر شود.

اگر ما رسانه ای ها، حرف های تمردان را در زمینه نبود مشکل در تامین کالاهای اساسی قبول کنیم، قاعدتا برای کمک به مردم و میهن خود، راهبرد رسانه ای مدیریت بحران را تبیین و اجرا کنیم. اما مشکل اساسی در این عرصه، زوال اعتماد شهروندان به گفته های مسوولین است.  از همان روزی که ترامپ قصد خود را برای وج از اعلام کرد؛ گروه های افراطی مخالف ت که پول، امکانات، نفوذ، رسانه و قدرت بالایی در ساختار اداری کشور دارند، از آن استقبال د و هر روز اخبار وج شرکت های اروپایی را از ایران با آب و تاب منتشر ساختند. حتی حامیان ت نیز به زعم خود، از رقابت اطلاع رسانی عقب نمانند و در انتشار این اخبار یاس آفرین مشارکت جدی داشتند. غافل از آن که این جنگ، بیش از وجه اقتصادی، جهت گیری "جنگ روانی» داشت.

دلیل اتخاذ سیاست جنگ روانی از سوی ترامپ و تیم تبلیغاتی وی، داشتن تجربه "کارایی محدود تحریم ها» علیه کشورها بود. به ویژه شرایط بعد از و اجماع ت های غربی و چین برای حمایت از ایران، قطعا کارایی تحریم های یک جانبه ترامپ را محدوتر می ساخت. شکی نیست که ایران در حال حاضر از نظر شرایط و بین المللی در وضعیتی به مراتب بهتر از دوران ت دهم قرار دارد. در آن دوره با قطعنامه های سازمان ملل و اجماع جهانی علیه ایران، تحریم ها اعمال می شد ولی اکنون اجرای تحریم ها فقط از سوی ی و پیگیری می شود. حال این سوال مطرح می شود که چرا تاثیر تحریم های در این دوره، شدیدتر از دوره قبل است؟ پاسخ سوال در سه نکته مهم نهفته است:

 نخست، عدم اطمینان به حل و فصل مشکلات با ؛ دوم، موفقیت جنگ روانی در سایه همراهی کم نظیر مخالفین ت تدبیررو امید با پروپاگاندای تیم تبلیغاتی ترامپ و سوم انفعال تیم اقتصادی و رسانه ای ت برای پاسخگویی به جنگ روانی. صدا و سیمای ملی که باید بیشترین تلاش را برای مقابله با جنگ روانی  انجام دهد، به دلیل اینکه توسط جناح های افراطی مخالف ت اداره می شود، در نقش اپوزسیون ت، پاس های جنگ روانی  را به گل تبدیل می کند. مخالفین ت از شرایط فعلی برای ناک اوت ت به زعم خود استفاده می کنند و نادانسته یا دانسته، ضد منافع ملی عمل می کنند. در نهایت در سایه این انفعال، ما شاهد تسری تنش های اقتصادی از بازار محدود ارز و طلا، به حوزه کالاهای اساسی و تغییر رفتار اقتصادی مردم هستیم. اکنون بازار کالاهای اساسی را نه قیمت ارز بازار ثانویه و نیما، بلکه قیمت ارز در کوچه پس کوچه های اطراف میدان فردوسی تعیین می کند!؟

 تغییر رفتار اقتصادی مردم و هجوم به فروشگاه ها برای پاسخگویی به ناامنی روانی خود، می تواند کشور را به ونزوئلای دوم تبدیل د. حال اگر تمردان واقعا در تامین کالاهای اساسی مردم مشکلی ندارند، حداقل اقدامات اطمینان بخش را در سطح جامعه انجام دهند و گام درستی را برای خنثی سازی جنگ روانی  بر دارند تا رسانه های طرفدار حقوق شهروندان نیز بتوانند این سیاست ها را تبیین و تیم رسانه ای ت در این کارزار مرگ و زندگی کمک نمایند. قاعدتا همه شهروندان محدودیت های ت فعلی را در حل مستقل مشکلات اقتصادی می دانند.

 تصمیم گیری های کلان وقتی که در جایی خارج از هیات ت گرفته می شود و عوامل بین المللی تعیین کننده سرنوشت اقتصادی کشور می شود، این یعنی طلاق سیاست داخلی! مردم، همه این نکته ها را فهمیده اند اما فهم همین نکته ها، آنها را مستعد پذیرش الگوی جنگ روانی  می کند. ت باید با گفتگوی ملی با مردم دلایل محدودیت خود را در این جنگ اقتصادی برای شهروندان توضیح دهد. صداقت با مردم و برگشت به نظر و رای اکثریت می تواند به خنثی سازی جنگ روانی  کمک کند. خطای اول ت دور شدن از خواست ۲۴ میلیون رای و گرایش به ایده و طرح های جناح اقلیت ش ت خورده در انتخابات بود. به همین دلیل هم، مردمی که با رای خود بار دیگر در جامعه امید ایجاد کرده بودند، به یاس کشیده شدند و از آرمان های متعالی ، به تامین نیازهای محدود روزمره تنزل پیدا د. مردم ناامید و یاس آلود مستعد پذیرش شایعه و جنگ روانی دشمن خواهد بود .

  

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 

 




خطای عجیب شهرداری شیراز

درخواست حذف اطلاعات




خطای عجیب شهرداری شیراز

 

ایرنا نوشت: شهردار شیراز در نامه ای به رییس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری ، دستور بررسی موضوع نصب بنر با تصویری مذموم و غیرمرتبط با هفته دفاع مقدس در شیراز و برخورد جدی با تولید کنندگان این محتوای تصویری را صادر کرد.

در بخشی از نامه حیدر اسکند ور خطاب به ابراهیم گشتاسبی راد آمده است: دفاع مقدس، دفتر راهنما و سرمشق از خودگذشتگی، ایثار و شهادت مردان و نی است که با خون خود نگاهبان دین، انقلاب و سرزمین ایران ی بوده اند و پاسداری از این دفتر و فرهنگ ایثار و شهادت به عهده تمامی میراث داران انقلاب است.

شهردار شیراز ضمن اشاره بر این موضوع که قصور رخ داده در نصب بنر مذموم در بسته های فرهنگی هفته دفاع مقدس، نابخشودنی است، اضافه کرد: مسئولان سازمان فرهنگی، حراست و اجرایی باید عاملان این اشتباه را شناسایی کنند و با کشف علت موضوع با مسببان اتفاق برخورد جدی انجام دهند.

اسکند ور بیان کرد : شایسته است در شرایط حساس و خطیر کشورکه نیازمند آرامش،همبستگی و اتحاد هر چه بیشتر آحاد مردم و جناح های مختلف می باشیم، دست در دست هم و در کنار یکدیگر از کیان ایران ی دفاع کرده و مراقب شیطنت های خناسان در سطوح مختلف باشیم.

شهردار شیراز ضمن عذرخواهی از مردم متدین و شریف شیراز اضافه : لازم است سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری نیز ضمن عذرخواهی از مردم فهیم ، خانواده معزز ،ایثارگران و همرزمانمان در دفاع مقدس، به ریشه های مشکوک این موضوع سریعا رسیدگی و گزارش آن را به مردم شیراز اعلام نماید.

رئیس شورای ی شهر شیراز هم خواستار بررسی نصب این بنر در میدان ی این شهر شد.

روابط عمومی شورای ی شهر شیراز پنجشنبه از قول سید احمدرضا دستغیب اعلام کرد که وی خواستار بررسی فوری علت انتشار بنری موهوم با تصاویر سربازان ی در سطح شهر شیراز و برخورد قاطع با عوامل آن شد.

رئیس شورای ی شهر شیراز در نامه ای خطاب به رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر شیراز آورده است: پیرو انتشار خبری در فضای مجازی در خصوص نصب بنری در میدان ی شیراز که در طراحی آن از تصویر سربازان رژیم غاصب صهیونیستی استفاده شده است، لازم است جنابعالی موضوع را با فوریت مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به هیات رییسه ارسال کنید.

دستغیب در این نامه افزوده: بدیهی است در صورت صحت موضوع، لازم است برخورد جدی با دست اندرکاران مربوطه صورت پذیرد.

شامگاه چهارشنبه ع ی در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر اینکه واحد تبلیغات شهری شهرداری شیراز در بنری که در میدان ی این شهر نصب شده ع ی متعلق به سربازان رژیم صهیونیستی را به عنوان رزمندگان دفاع مقدس استفاده کرده است.




اکنون تاوان صداقتت را می دهی؟ ...

درخواست حذف اطلاعات

 

 

 اکنون تاوان صداقتت را می دهی؟ ...

 

 

جهت منبع مطلب یا عنوان اصلی به پیوند بالا اشاره کنید

 

شفقنا نوشت: محمدرضا زائری از جمله ون و سخنرانانی است که در طول زمان صراحت لهجه و توجه او به نکات مهم اجتماعی به خصوص در مورد جوانان، او را چهره ای سرشناس کرد. زائری در گفت و گوهایش به نقد صریح بسیاری از مسائل می پرداخت و به همین دلیل یک بار در سال ۱۳۹۳ نیز ممنوع صویر شد و چندی پس با حضور مجدد او در صدا و سیما مشخص شد که این مشکل رفع شده است.

اگرچه ممنوع المنبری در میان ون اتفاقی شایع نیست، اما صبح امروز زائری در شبکه های اجتماعی متعلق به خود از جمله کانال تگلرامی، اینستاگرام و توئیتر اعلام کرد که در آستانه محرم، ممنوع المنبر شده است: «صبح تماس گرفتند که تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های دهه اول! بعد از تلویزیون گفتند که ضبط برنامه لغو شده! عصر هم مسوول هیات دهه دوم تماس داشت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی! چهل سال قبل قرار بود آریانپور مار یسم را تدریس کند و اکنون من از روضه خوانی و منبر حسین منع می شوم!»
زائری: جلوی سخنرانی دینی و منبر مذهبی ام را گرفته اند/ بیش از این سکوت و تحمل را روا نمی بینم
زائری پس از اطلاع از ممنوعیت خود، از سکوت و تحملش در برابر فشارهایی که به دلیل سخنانش به او وارد شده، گفت و در کانال تلگرامی خود نوشت:
«در طول ماههای گذشته بارها افرادی از من پرسیده اند که آیا به خاطر حرفهایت تحت فشار قرار نمی گیری؟ و من سکوت را ترجیح داده ام. نگفته ام که چگونه سال گذشته نشریه مان بی صدا تعطیل شده، نگفته ام که ماههای اخیر در یک موسسه فرهنگی مشغول بوده ام و به شکل غیر مستقیم عذرم را خواسته اند، نگفته ام که دستور رسیده کتابخانه تخصصی حسین (ع) و عاشورا را تخلیه کنیم! سکوت را ترجیح داده ام تا بهانه دست ی ندهم و حتی به همین اندازه باعث تضعیف نظام نباشم.
حالا کار به جایی رسیده که در آستانه ماه محرم جلوی سخنرانی دینی و منبر مذهبی ام را گرفته اند و هر چه فکر می کنم ادامه این سکوت و تحمل را روا نمی بینم.
صبح مسوولان هیات هایی که در دهه اول محرم قرار بود بروم تماس گرفتند و گفتند که تحت فشار هستند برای لغو سخنرانی های من! بعداز ظهر تهیه کننده برنامه تلویزیون زنگ زد و با ناراحتی گفت ضبط برنامه شما را لغو کرده اند! عصر هم مسوول هیاتی که دهه دوم قول داده بودم تماس گرفت و عذرخواهی و اظهار ناراحتی!
در همه این سالها از دفاع کرده ام و در مقابل همه پرسشهای تلخ و نقدهای تند گفته ام که مشکل از رفتارهایی فردی است اما می بینم همین افراد، یکی یکی آن قدر حجم رفتارهای فردی شان زیاد شده که دیگر جایی برای دفاع باقی نمی گذارد!
چهل سال قبل قرار بود احسان طبری و آریانپور بیایند و در دانشکده الهیات مار یسم را تدریس کنند و اکنون در چهلمین سالگرد انقلاب من از روضه خوانی و منبر حسین منع می شوم!
دلیل چیست؟ این که در سالهای قبل گفته ام گرچه حجاب ضروری دین و واجب شرعی است، اما حجاب اجباری در دین نیامده، و جالب این که به خوبی می دانند بعد از آن تذکر دیگر به قناعت شرعی در این باره چیزی نگفته و ننوشته ام.
خودشان مکالمات مرا شنود می کنند و از همه چیزم خبر دارند (پیام های شخصی من برای همسرم قبل از این که او ببیند دو تیک می خورد!) و به خوبی می دانند که فعالیت نمی کنم، اهل هیچ حزب و جریانی نیستم و با مخالفان نظام رابطه ای ندارم. از همه چیزم خبر دارند و می دانند آنچه در خصوصی ترین جلسات می گویم با آنچه در فضای مجازی می نویسم یکی است!
تا امروز به مزاح می گفتیم بیان هست اما پس از بیان…، امروز ظاهرا دوستان به همان بیان هم قائل نیستند!
…. ی مثل من باید بی سر و صدا درد بکشد و دم برنیاورد، برای این که اهل چاپلوسی و دروغ و ریاکاری نیست! آیا همین آدم اگر ی و می کرد طوری نبود؟ یا اگر مشغول ید و فروش سکه، صادرات نفت یا واردات خودرو بود اشکالی نداشت؟
همچنان با سخت جانی و امیدواری ایستاده ایم و همچنان با دلخوشی و پایمردی مقاومت می کنیم، اما نمی دانیم این امیدواری و دلخوشی تا کجا دوام خواهد آورد؟
امیدوارم خداوند در این آزمونهای سخت تر به لطف خویش و با مدد سالار شهیدان دستگیری کند و با دعای ی سرافراز از لغزش و ج مصون و محفوظمان بدارد.»
واکنش های برخی از حوزویان نسبت به ممنوعیت محمدرضا زائری
پس از اعلام خبر ممنوعیت سخنرانی زائری، برخی از حوزویان نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند.
حجت ال شهاب الدین حائری
برادر، شیعه علی (ع) بودن خانه نشینی دارد ممنوع المنبری دارد لعن بر منابر دارد
برادر، شیعه حسین (ع) بودن جان دادن دارد شهادت دارد اسارت دارد
ومگر نه اینست که ما در عزاداری ها بیعت میکنیم با حسین ع که تا پای جان برای مقابله با انحراف وکجی در دین می ایستیم
بایست وسر فراز باش تا عَلَم وراهنمای مسیر باشی
بایست وعزتمندانه شاد باش تا از بغض وکینه ات شب پرستان بسوزند ونابود شوند
غم وغصه را باید انان بخورند که ا ت به دنیا میفرشند ودر برابر ظلمی چنین خاموش اند
صادق ع میفرماید”اذا صلح امر دنیاک فاتهم دینک ,هرگاه دیدی دنیایت کم وکاستی ندارد پس به دین ات شک کن”
حال که چنین تو را در تنگنا میگذارند به دین ات به سلوک ات به مسیرت اعتماد کن وهمچنان نور افشان باش
حجت ال مسائلی
امروز در کانال جناب محمدرضا زائری خواندم که برای ایشان محدودیت های جدیدی به وجود آمده است و درصددند جلسات روضه های ماه محرم ایشان را تعطیل کنند. بسیار از شنیدن این خبر متاثر شدم. انی که می خواهند محمدرضا زائری را در کنج انزوا قرار داده و تش کنند، باید بدانند که با این کارها مخاطبینِ او به سمت کیهان خوانی نمی روند، بلکه جذب انی می شوند که نه انقلاب را قبول دارند و نه دیانت درست و حس ای دارند، ایجاد محدودیت هم برای آنها امکان پذیر نیست.
حقیقت این که مخاطبین جناب زائری در فضای مجازی بسیار بیشتر از مخاطبین جلسات روضه ها و سخنرانی های ایشان است، ولی عشق و علاقه ایشان به جلسه و روضه حسین علیه السلام قابل مقایسه با هیچ جایگاه تبلیغی دیگری نیست. از این رو خوب می دانم که این اتفاق ها چقدر ایشان را دل ش ته کرده تا این گونه لب به شکایت گشوده اند.
اگر جناب زائری در روضه خوانی اش قانونی را زیر پای می گذاشت یا به ی توهین می کرد یا توصیه به مخالفت با شرع و قانون داشت، شایسته بود مجلسش را تعطیل می کردید، ولی چرا باید خود را فراتر از قانون ببینیم و بدون هیچ جرمی برای او محدودیت ایجاد کنیم.
سید حمید حسینی
وقتی خبر ایجاد محدودیت برای سخنرانی و فعالیت شمندی چون زائری را دیدم و نگاه تخصصی و دلسوزی عمیق او را با یاوه گویانی بی سواد و برخوردار از تریبون ها و بودجهٔ عمومی مقایسه ، به یاد تعبیر المومنین (علیه السلام) در خطبهٔ دوم نهج البلاغه افتادم که در توصیف شرایط جامعهٔ غرق در جهل و سرگردانی می فرمایند:
باَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُکْرَم‏.
در سرزمینی که دهان دانشمندش را بسته اند و نادان را گرامی داشته اند.
سعید ابوطالب
سلام جناب زائری عزیز
من از شما دلگیرم شما هم از من
من بسیاری از دیدگاهها و نظرات شاذ شما را قبول ندارم این را هم خوب می دانید .
اما این ها هیچکدام باعث نمی شود که من صراحت لهجه و شجاعت بیان و دور شی و عاقبت سنجی شما در بیان خیلی از موضوعات روز کشور و انقلاب را نبینم و به آن معترف نباشم .
نحوه بیان خیلی از چالش های اجتماعی توسط شما را نمی پسندم و با شما هم در میان گذاشته ام اما اعتراف می کنم که کم هستند ون باسواد و با جسارتی که به خود اجازه ورود به اینگونه مباحث مهم و اساسی دین و دنیای مردم را بدهند .این شجاعت را نسل ما مدیون راحل (ره)است .
بی پروایید اما اکنون تاوان صداقتت را می دهی نه تندروی ات را ! چون ی که به او عشق می ورزی موسی صدر، نمونه کامل تساهل و مدارا بود. مدارا و فهم شرایط زمانه با بی عملی و کاهلی در امر مقدس امر به معروف و نهی از منکر تفاوت دارد.
دلگیری های من از شما باقیست اما نمی توانم حسرتم را از فقدان بیان شیوای شما بر سر منبرهای عاشورایی پنهان کنم .
آشیانه گزیدن در دهانه آتشفشان یعنی هر لحظه منتظر یک اتفاق بزرگ بودن .
با حسرت، چو ققنوس زیستنتان در دهانه آتشفشان را تبریک می گویم.
در فضای مجازی نیز برخی ممنوعیت زائری را با وضعیت رائفی پور مقایسه کرده اند. کاربری در این باره نوشته است: «به حال اون مملکتی که توش زائری ممنوع المنبر میشه و رائفی پور تئوریسین همه چیز، باید خون گریه کرد!»
داود حشمتی رو مه نگار نیز به اصلاح طلبان توصیه کرده است منبری برای محمد رضا زائری آماده کنند.
حجت ال و المسلمین شریعتمداری
مقدم جناب زائری را به جمع خودمان و محفل مطرودان دستگاه های رسمی و غیررسمیِ تحت کنترل تبریک می گویم.دیروز جناب نقویان و پریروز جناب سروش محلاتی و همینطور ده ها نفر دیگر که بی سروصدا از خیلی فرصت ها محروم شدند، به این جمع پیوستند. جالب است که این فرآیند مدت مدیدی است که با کمترین هزینه صورت می گیرد، یعنی با یک تلفن که گاهی هم توسط واسطه های غیر رسمی انجام می گیرد، شما را از همه چیز می اندازند! و جالب تر اینکه در قالب فرآیند internalization کم کم این فرمان های بیرونی درونی می شوند و فلان مرکز یا حتی مسجد و هیئت هم بدون آنکه به صراحت، دستوری دریافت کند، خودش با شمّ و هوشی که دارد، حساسیت مراکز خاص یا گروه های خاص فشار را در می یابد و به خودسانسوری دست می زند و دامانش را از منطقه خطر و حساسیت کنار می زند! این داستان اصحاب قدرت است و البته به قدرت محدود نمی شود و حتی با وجود قدرت اجتماعی، قدرت مذهبی، قدرت فرهنگی و گاه قدرت علمی نیز این تضییق ها و تهمیش ها صورت می گیرد.
این کمترین نیز از یک دهه پیش بدین سو در این فضا و سپهر تنفس کرده ام و به شیوه های گوناگون از بسیاری فرصت ها محروم گشته ام. در همین حتی از عضویت در هیئت صلاحیت عمومی هم منع شدم. اگر مقاومت ریاست محترم نبود حتی از عضویت در هیئت علمی هم حذف می شدم!
غرضم شکوه گری نیست. اینها همه لوازم طبیعیِ برخی فعالیت های جدی در یک جامعه نیمه بسته است و البته گاهی هم برخی اشتباهات ما نیز نقش آفرین و بهانه ساز می شوند.
غرضم از این درازگویی توجه دادن به دوستانی است که همچنان مقبولیت دارند و در این فهرست سیاه قرار نگرفته اند. این دوستان بدانند (و خودمان هم بنابه محدود فرصت هایی که هنوز از ما سلب نشده است باید بدانیم) که :
اولا، برخی از ما دقیقا بر اساس شایستگی ذاتی یا اکتس مان و در یک فضای سالم رقابتی در برخی جایگاه هایی که هستیم قرار نگرفته ایم و اگر خودمان هم ساخت و پاختی نکرده باشیم، در هرحال، در خلا رقیبانِ شایسته تر به این فرصت ها رسیده ایم، پس قدردان این فرصت و نعمت باشیم و در خدمت به دیگران و ازجمله آن جاماندگان کوشا باشیم و دست کم، جزء انی نباشیم که در محرومیت مضاعف آن شایستگان سهیم می شوند؛
ثانیا، بدانیم که هرچه پیش می رویم خط قرمز ها بیشتر و دایره محرومان گسترده تر می شود، پس تصمیم خودمان را بگیریم که می خواهیم آرمانگرا باشیم یا خیر و آیا می خواهیم به حقیقت و درکنارش مصلحت عامه(نه منفعت خودمان)پایبند باشیم یا خیر.
اگر عافیت طلبی را برگزیده ایم دیگر، ادای دردمندی و اصولگرا یا اصلاح طلب بودن را در نیاوریم، اما اگر جدیتی داریم و به موازین اخلاقی و دینی پایبندیم، بدانیم که برای راهی که می پسندیم و انتخاب کرده ایم (در تفکر و در عمل و ازجمله در سیاست ورزی) باید هزینه بدهیم و سخت ترین هزینه ها هزینه کرد از آبرو و اعتبار است و البته باید همواره بکوشیم که شتابزده و از روی خامی قدم برنداریم و به تنگ نظران، گزگ ندهیم و حس قهرمان بازی هم به ما دست ندهد!
این خطاست که انی فکر کنند که چون از هوش بالایی برخوردارند، در عین زام به اصول و مبانی شان، همچنان در گردونه باقی مانده اند!
نخیر، اگر همچنان در مسیر هستی و همچنان بر همان پیمان هایت برای دینت، ک ، جامعه علمی ات و…هستی باید بدانی که آسیاب به نوبت است! هر چه می توانی به تاخیرش بینداز، اما بدان که تو نیز در صف مطرودان قرار گرفته ای و البته هیچ نگران نباش، که مهم جایگاه من و شما در نزد رب الارباب است و مردم نیز سرانجام سره را از ناسره، و سمین را از غثّ تشخیص خواهند داد و این ابتلائات ادامه دارد…
“لیمحص الله ما فی قلوبکم ”
“لیمیز الله الخبیث من الطیب… و یجعلکم ء”
یاسر عرب
متاسفانه در ذهن بسیاری از دوستان این منبری – رسانه ای که در لبنان تحصیل کرده و مدرک ی خود را از آن دیارستانده به عنوان یک روشنفکر فکر ترسیم شده است!. این نوشتار نشان می دهد به ع او بیش از حد سنتی بوده و به درد ساختار فعلی نخواهد خورد!
وضعیت امروزمان را شبیه یک خانه در نظر بگیرید!. اتاقها،ستون ها، و تزئیناتی چون لوسترها و فرش هایی خوش نگار که زیبایی اش را دو چندان کرده اند. و دیوارهایی که سقف روی سرمان را نگه داشته، و حریم را جدا کرده اند. توی این خانه چند بچه هستند که وقت نقاشی روی دیوارهای این خانه به جای مداد رنگی،از اَره و چکش و تیشه و کلنگ استفاده می کنند. دیوارها اگر از بتون آرمه هم باشند بعد از مدتی استقامتشان تمام شده و درز و شکاف پیدا می کند!حالا از درز دیوار چه چیزها تو میاید؟ سرما و گرما ،عقرب های ریگجن، مارهای بلوچستان، تیر و ترکش های پراکنده شده از دعوا توی خانه ی همسایه، دود و غبارسمی که هوای خانه را مسموم می کند. آلودگی صوتی چون تهران، برنامه نویسی ها برای اختلافات میان دو برادر شیعه و سنی داخل خانه! و ده ها تهدید دیگر!
همه اهالی خانه فاصله ای مساوی با درز پیدا شده دارند!. و ی که گوشش از همه تیز تر و شامه اش قوی تر است متوجه اختلاف فضا و دما و حضور جانوران موذی شده. اما صاحب خانه میهمان دارد!. دیگر حضار نیز هر کدام شانی دارند!. از وسایل خانه هم که بسیار با ارزش هستند نمی شود استفاده کرد!. چپاندن سند خانه لای درز دیوار که توجیه عقلانی ندارد. تلفن که به شدت نیاز است. لوستر که صحبتش را نکن!. فرش و قالیچه هم که حیف است!. باقی وسایل هم به همین ترتیب و شان باقی میهمانان و حضار هم که نعوذ به الله بالاتر از توجه به این ده سوراخ هاست!
اینجاست که سر و کله این سنتی پیدا می شود!. درز لای دیوار هر شکلی باشد او خودش را به همان شکل در میاورد!.مثل بارباپاپا عوض می شود!. پلاسکو آتش گرفته؟ زائری سوله ی سرچشمه را در اختیار به ی مغازه از دست داده قرار می دهد!. بین شیعه و سنی در فلان منطقه شکاف است؟ زائری مهمان کاروان برادری می شود و به منطقه می رود!. ی جرائت ندارد در محافل رسمی اسم معضلات در جامعه مان را بیاورد؟ مهم نیست زائری خودش را گوشت دم توپ می کند!. باید برای کارکرد رو به افول مساجد در دهه نود کاری کرد؟ زائری هست. طرف عمل کلیه دارد و پول ندارد؟ زائری هست. ی برای رونمایی فلان کتاب نیست؟ زائری هست!. یک کاروان باید برود و پیغام صلح و آتش بس در فلان منطقه شود؟ زائری میاید!. فلان هنرمند را ی نمی شناسد و توانایی هایش را نمی بیند؟ زائری معرفی اش می کند!. بعد انتخابات شکاف گفتمانی درون دیوار روز به روز بزرگتر شده؟ زائری می رود می نشیند توی دیوار!. شکاف دائما بزرگتر می شود؟ اشکال ندارد عبایش را هم باز می کند!. ی برای شکاف فحاشی به حافظ و مولانا لازم است؟ زائری کجاست؟. یکی باید کاری برای سوراخ حجاب اجباری کند؟ زائری را بیاورید. جوانان دین گریز شده اند؟ زائری کو؟!. به اصغر فرهادی توهین شده؟ اقای زائری!. به خندوانه بد و بیراه گفته شده؟ به زائری بگویید! فلان معلول ویلچر ندارد؟ مگر زائری مرده؟. می خواهید آسیب شناسی نهضتی کنید از جریان ارزشی؟ زائری بیا. به رئیس جمهور فحاشی شده؟. زائری برو!. به فلان شاعر بد و بیراه گفته شده؟ زائری هست. توی دیوار قوه قضاییه درزی پیدا شده و حالا همایش تجلیل از منصور نظری است؟ زائری میاید .بحران خانواده داریم؟ اَه پس این زائری چه می کند؟ چاه ویل آب کشور سوراخ است؟ زائری بدو. شکاف محیط زیستی داریم؟ ایناها! این زائری .. درز دیوار فاصله طبقاتی جر خورده؟ من میدانم با زائری!
بله! او به ع تصور ما یک روشنفکر امروزی نشسته پای رایانه همراه نیست!. است! و وقتی همه روی مبلمان نشسته و پشتشان به شکافهاست، او مثل یک قدیمی عمامه اش را دور کمرش می بندد و با گچ و خاکِ همت و غیرت اش ملات چاره شی می سازد و با همه آبرویش می برد پای شکاف توی دیوار!.
به همین دلیل است که به درد ساختار هم نمی خورد!. و الا با سوابق فرهنگی و علمی و هنری و رسانه ای اش حداقل تا بحال باید چند دوره ارشاد می شده. اما به علت همین دغدغه مندی و بازی هایش همچنان همان محمد رضا زائری به درد بخور برای همه شکافهای توی دیوار مانده است!.
اقای زائری یک روز توی یکی از همین شکاف ها تمام میشوی و ما قول می دهیم به جای اینکه از توی دیوار درت بیاوریم، همانجا دورت را یک قاب قشنگ بگیریم که برای همیشه جرز لای دیوار باشی و سند افتخار و تزئینی برای این خانه!
انجمن شهید ادواردو آنیلی (مهدی)
محمد رضا زائری مشهور و محبوبی که به جسارت دربیانش شهرت دارد و از قدمای انقلاب فرهنگی محسوب میشود امروز متنی را در کانال و اینستاگرامش نوشت که تعجب و تاسف هر انقل دلسوزی را بر می انگیزد.
با آقای زائری در برخی مسائل مثل حجاب اختلاف نظر داریم. اما این یک اختلاف نظر است. چه اینکه ایشان نه معاند است و نه از سر بی دردی صحبتی میکند. او در بحث حجاب نتیجه تاملات و تجربیات خود را بیان کرده تجربیاتی که خصوصا تحصیل او در کشور لبنان است زیست وتحصیلی که وی را به چنان نتایجی رسانده است.
اما زائری قسمت برجسته حوزه علمیه است که باجامعه و هنر آشنایی دارد. او برخلاف برخی از ون از سر ذوق در دیگ هنر غرق نشده تا تش فدای هنری بودنش شود و یا برع . بلکه همانند شهید مفتح که و حوزه را آشتی داد وی را باید سرحلقه هنر و حوزه دانست. مردی که هم دست به قلم است و هم در هنر تصویری همچون پی نما( کمیک استریپ) کاریکاتور و طراحی و… به جماعت هنری انقل بدل شده، ی که همه در یک چیز او شک ندارند. دلسوز است دلسوز انقلاب، دلسوز و دلسوز هنر و هنرمند و جامعه ای که در آن زیست میکند.
تحریم زائری از منبر و تحت فشار قرار دادن او از سوی دستگاههای مختلف تنها یک پیام دارد و آن اینکه فاصله مسولان با جامعه و مردم بیشتر شده و این یک زنگ خطر است. ما نیز در مقوله حجاب با او هم نظر نیستیم ولی برای این عدم هم نظری برهان داریم، نه اینکه او را به انزوا بکشنایم تا حتی از درون خودمان صدای متفاوتی شنیده نشود!!!!
اینکه بجای مباحثه و مناظره با زائری که یکی از خود جریان ارزشی است و به هیچ وجه با معاندان و ایران قابل مقایسه نیست با وی چنین شود، جای تاسف است و زنگ خطری برای . چه اینکه جز بر پایه آزاد شی و تعقل بنا نشده و این افتخار هر مسلمان انقل است. و نیز اقایان مسول نباید فراموش کنند که ایران ی ام القرای جهان است.
بله ما در بحث حجاب نقد داریم ولی نقدمان بیشتر به کارهای نکرده همین مسولان است. به بودجه هایی که به اسم حجاب ج دوستان و رفقا و کارهای بسیار سطحی شد.
به موسسات و شرکتهای سوری که برخی رانت خوران عرصه فرهنگ برای نابودی بودجه های حجاب تاسیس دو نگاه کمی بیلان محورانه مسولان امر.
به نگاههای خشنی که درس حجاب و دین نداده به دنبال امتحان گرفتن از جوانان پاک دل این سرزمین بودند و هستند.
و این پیش فرض عجیب که انگار همه جوانان همچون خود آنها زائیده خانواده ای متندین و آگاه به مسائل دینی بودند و هستند.
این که امروز در جامعه حجاب جوانان مشکل دارد نتیجه همین نگاه آمرانه غیر دینی است. که به جای نگاه پدرانه و دلسوزانه هدایتگر ی نشسته است.
ما معلمی نداشتیم که دلسوزانه برایمان از حجاب بگوید، و گاه معلم داشته ایم ولی مهری نداشته است.
همه میدانیم که دلسوزان برای انتقال مفاهیم دینی به جامعه و جوانان کم بوده اند هرچند ممکن است بسیاری خود را دلسوز و آگاه بدانند ولی بسیاری از همانها با برخی رفتارها و گفتارها چنان با ذهن یک جوان رفتار کرده اند که دشمن نکرده است.
اما آقای زائری باز هم میگوییم با نظر شما اختلاف نظر داریم. چرا که شما تجربه لبنان را قیاس گرفته اید اما لبنانی که موسی صدر به آن رفت کشوری بود که حتی شیعیان در آن پوسته دین را هم نداشتند. در اقلیت بودند و حتی نکات اولیه دینی مثل محرم ونامحرم را هم نمی داستند.
قیاس لبنان با ایرانی که ام القرای جهان است یک اشتباه استراتژیک است. ما مسلمان زاییده شدیم و ان شالله مسلمان می میرم.
با هر نگرشی که داشته ایم در فضای ح های حسین (ع)نفس کشیده ایم ما را با لبنانی که در سایه ی انقلاب ما انقل شده اند مقایسه نکنید.
محمدرضا زائری کیست؟
محمدرضا زائری زادهٔ ۱۳۴۹ در کرمان شیعه و مدرس اهل ایران است. او را عمدتا به دلیل مخالفت با حجاب اجباری می شناسند.
زائری مسئولیت خانهٔ رو مه نگارانِ جوان و هفته نامه خانه را که در دهه ۱۳۷۰ فعالیت می کرد، بر عهده داشت. مجوز هفته نامهٔ خانه که برای نوجوانان منتشر می شد، پس از تعطیلی این نهاد باطل و زائری مدتی زندانی شد. او هم اکنون مدیر مسئول و صاحب امتیاز ماهنامه خیمه است.
زائری در حوزه علمیه تحصیلات خود را تا خارج سطح پیش برده و دارای ی علوم ادیان از قدیس یوسف بیروت است. زائری کارشناسی فقه و مبانی حقوق ی از مدرسه عالی شهید مطهری؛ کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت ی از آزاد ی و کارشناسی ارشد روابط و یت از قدیس یوسف بیروت دارد. او کتاب هایی نوشته که دو مورد از آن ها آشکارا به مسئله حجاب می پردازند.
او کتاب های فراوانی نیز تاکنون منتشر کرده است که برخی از آن ها عبارتند از؛ سلامنامه، خیمه گاه، گفت بگو می گویم، بیت الاحزان، خبرنگار بدون مرز، حکایت بیرونی، کتاب تنهایی، ما سخاوتمند ترین مردم دنیا هستیم، کیمیای عفو، مهر خاوران، باید رفت، قدم کلیک هایتان بر چشم، حجاب بی حجاب، نصرالله، سلام او- ترجمه زیارت ناحیه مقدسه، کتاب انقلاب، حجاب با حجاب، سبک زندگی و…

 

 

 

  تهیه و تدوین : عبد عا صی

 




و دستشویی می کنند و می میرند

درخواست حذف اطلاعات


در این شهر معتادان مقابل چشم مردم مواد می کشند،

  و دستشویی می کنند و می میرند

موادفروشان که معمولا با موتورسیکلت در پارک تردد می کنند، مخدرهایی همچون، ، تر و خشک، شیشه، و گل می فروشند.

و شیشه به راحتی تهیه یک بسته آدامس در پارک بعثت کرمانشاه پیدا می شود و معتادان نیز در معرض دید عموم مصرف می کنند.

ایرنا نوشت: حضور گسترده معتادان متجاهر و فروشندگان در شهرک بعثت 2 در جنوب شرقی شهر کرمانشاه، برای اهالی این محله مشکلات بسیاری به وجود آورده و امنیت روحی و روانی آنها را مختل کرده است.

در این محل یک زمین خالی وجود دارد که با شیبی ملایم به پارک بعثت ختم می شود؛ معتادان در این زمین خالی برای خود بساط پهن کرده اند و در آنجا زندگی می کنند.

بر روی چمن های پارک و زمین های خاکی اطراف آن آثاری از سرنگ و لوله های مخصوص مصرف به چشم می خورد و هر گوشه را که نگاه می کنید معتادان یا در حال مصرف هستند و یا بیهوش در گوشه ای افتاده اند.

ک ن در معرض خطر
رستم کرمی یکی از اهالی شهرک بعثت در رابطه با مشکلات این منطقه گفت: کوچه های بعثت و زمین های خالی آن پر هستند از سرنگ های رها شده که ک ن ما از روی ناآگاهی با آنها بازی می کنند.

وی همچنین به حضور فروشندگان اشاره کرد و افزود: مواد فروشان به بچه های محل پیشنهاد مصرف موادمخدر می دهند که این موضوع می تواند آنها را به کام اعتیاد بکشاند.

مواد ارزان قیمت در شهرک بعثت
موادفروشان که معمولا با موتورسیکلت در پارک تردد می کنند، مخدرهایی همچون، ، تر و خشک، شیشه، و گل می فروشند.

مراد 25 ساله که ظاهری شبیه به ورزشکاران داشت و با موتور سیاه رنگ خود برای فروش به پاک بعثت آمده بود، به خبرنگار ایرنا گفت: مواد را در جیب خود نگه نمی داریم تا اگر پلیس آمد مدرکی برای دستگیری ما نداشته باشد؛ آنها را از جاسازها در اطراف پارک می آوریم.

معتادان پارک بعثت متجاهر و کارتن خواب هستند، به همین دلیل ها را در بسته های کوچک می فروشند، تا همه بتوانند آنها را ب ند.
در پارک بعثت براساس مرغوبیت آن از گرمی چهار تا 6 هزار تومان، تر گرمی 18 هزار تومان، خشک گرمی 30 هزار تومان، گرمی 2 هزار تومان، گل هر نخ 2 هزار تومان و شیشه هر پک پنج هزار تومان به فروش می رسد.

وضعیت نامناسب بهداشت
نبود سرویس های بهداشتی عمومی و آوردن زباله های شهری توسط معتادان متجاهر و زباله گردها، وضعیت بهداشتی شهرک بعثت را نامناسب کرده است.

کرمعلی رستمی ، یکی از اهالی شهرک بعثت دفع ادرار و مدفوع معتادان در معرض دید عموم را مهمترین صحنه های ناخوشایند معتادان برای اهالی دانست و گفت: لوله شرکت آب و فاضلاب در محل نشتی دارد و معتادان می شوند تا با استفاده از آب آن است کنند، که این موضوع چهره زننده ای را در محل ایجاد کرده است.
حجم بالای زباله های رها شده در این محل مدیران شهری را نیز به ستوه آورده است.

شهردار منطقه سه کرمانشاه در این رابطه گفت: کارکنان شهرداری مدام زباله های شهرک بعثت را جمع می کنند اما باز هم شاهد رها شدن زباله ها در این محل هستیم.

رضا قاسمی فر ، معتقد است که معتادان متجاهر و زباله گردها تاثیر بسزایی در ایجاد وضعیت نامناسب بهداشتی محل دارند.

مرگ معتادان در پارک
به گفته رئیس پلیس مبارزه با استان کرمانشاه ، برخی از معتادان متجاهر به دلیل استفاده بیش از حد در گوشه خیابان ها می میرند.

سرهنگ علیرضا دلیری اعلام کرد: هفته گذشته در طرح ضربتی جمع آوری معتادان متجاهر پارک بعثت، یک جسد مربوط به معتادان متجاهر پیدا شد که در اختیار پزشکی قانون قرار گرفت.

براساس اعلام پزشکی قانونی در سال گذشته 142 نفر و در بهار امسال 20 نفر در استان کرمانشاه بر اثر مصرف جان خود را از دست داده اند.

این آمار نشان می دهد که در سال گذشته هر پنج روز 2 نفر و در بهار امسال هر چهار روز یک نفر در استان کرمانشاه جان خود را بر اثر مصرف از دست داده اند.

ت یب اموال شهری توسط معتادان
معاون خدمات شهری شهرداری کرمانشاه با اشاره به اینکه معتادان در محله بعثت مدام در حال ت یب اموال عمومی هستند، گفت: معتادان برای اینکه بتوانند به راحتی شب ها در پارک مخدر مصرف کنند، به سیستم های روشنایی آسیب می زنند.

رحیمی افزود: شهرداری یک نگهبان در پارک بعثت دارد که به تنهایی نمی تواند با معتادان مقابله کند؛ آنان تاکنون چند بار با نگهبان درگیر شده و به وی آسیب زده اند.

امنیتی که مختل می شود
معتادانی که در شهرک بعثت تردد می کنند، گاها برای تامین مخارج مصرف موادمخدر دست به سرقت می زنند و برای ن و ک ن نیز ایجاد مزاحمت می کنند.

رسول سهر یکی دیگر از اهالی این محل گفت: معتادان هفته گذشته گردن بند و دست بند برادر زاده ام را یدند؛ موارد مشابه هر روزه برای اهالی اتفاق می افتد.

وی افزود: معتادان در پارک بعثت برای ن و ک ن مزاحمت ایجاد می کنند و تردد در این پارک را دشوار کرده اند.
براساس اعلام فرمانده انتظامی استان کرمانشاه بخش عمده ای از سرقت های استان کرمانشاه توسط معتادان متجاهر انجام می شود.

به گفته سرتیپ دوم منوچهر امان اللهی در شهریور ماه امسال نزدیک به 400 نفر از این افراد دستگیر و تحویل مراجع قضائی و کمپ های ترک اعتیاد شده اند.







فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

درخواست حذف اطلاعات

 

 

مصاحبه با خبرآنلاین

فکر نکنیم هر مخالفی قصد ساقط ما را دارد

 

مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی یک دلیل عمده برای شکل گیری ات این روزهای مردم در برخی از ای کشور برمی شمارد و آن اینکه مردم می خواهند صدای اعتراض شان را به گوش مسئولان نظام برسانند.

 a

رضوانه رضاییپور: از روزی که از مشهد خبر رسید که عدهای در آستانه ورود معاون اول رییس جمهوری به این شهر، خود را به صفوف معترضان رساندند تا از دغدغه های مالی خود نزد او شکایت ببرند، پنج روز می گذرد. اما این اعتراضات نه با سفر اسحاق جهانگیری پایان یافت و نه به همان یک شهر محدود شد. در برخی ای کشور اتی برگزار شد که اتفاقا اینبار خیلی ها آن را حق مسلم مردم دانستند و از آن به عنوان تلنگری برای شنیده شدن صدای مردم یاد د. 

در روزی که در کافه خبر خبرآنلاین میزبان غلامعلی رجایی، مشاور آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بودیم، ابتدا به سراغ مسائل روز کشور رفتیم.  ات مردمی شروع گفتگوی ما با رجایی بود. او با تحلیل از وضعیت موجود جامعه ایرانی، دلایل جالبی را برای خلق چنین پدیده هایی مطرح کرد. او این ات را «پیشامد منتظره» خواند تا از همین اصل به همه نواقصی برسد که در رفتارشناسی نظام با آن روبهرو هستیم. رجایی معتقد است که یک ایرانی جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتهایش حتی با نظام را برای خود نمیبیند. 

مشاور آیت الله تربیت مردم و رفتار اعتراضی آنان را نیز نقد کرد. او معتقد است که ابراز مخالفت در چه در دوران جنگ و چه پس از آن تمرین نشده است. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم نمیدانند کجا مخالفتشان را بروز دهند.

رجایی در بخش های دیگری از صحبت های خود به واکاوی شکل گیری این ات در کشور پرداخت. او شروع این اتفاق را سازماندهی شده ندانست و آن را در ادامه اعتراضات متضرران موسسات مالی و اعتباری خواند اما، ادامه دار شدن این ات و به تبع آن شعارهای ساختارشکنانه ای که به سمت مسئولان عالی نظام سوق پیدا کرد را برنامه ریزی شده می داند. 

البته او معتقد است که بخشی از جامعه میخواهند دیده شوند و می گوید: اگر جامعه چنین تقاضایی دارد باید آن را ببینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. باید از خشونت پرهیز کنیم.

 در ادامه بخش اول از گفتگوی خبرآنلاین با غلامعلی رجایی را بخوانید:

در مورد ات اخیر در برخی از ای کشور، تحلیل های مختلفی وجود دارد. اعم از اینکه این ات با ی ری برنامه ریزی های داخلی صورت گرفته است و موج آن به ای دیگر کشیده شد و اینکه در درجه اول هدف معترضان نقد ت بود اما یکباره به سمت کلیت نظام سوق پیدا کرد. تحلیل شما از اتفاقات اخیر چیست؟

من این جریان را یک پیشامد منتظره می دانم. یعنی باید انتظار چنین حرکاتی را داشت. به دلیل اینکه ما در هر نظام باید یک منافذی را برای وج پیش بینی کنیم. در هیچ خانه ای فقط در ورودی وجود ندارد. حتما دری هم برای وج هست. انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ ما حقیقتا این موضوع را پیش بینی نکرده بودیم.

جامعه مشکلات موجود در کشور را درون خود می ریزد، تجربه اجتماعی و ما هم نشان میدهد که وقتی چیزی به درون ریخته می شود وما در همان داخل نمی ماند و به بیرون هدایت می شود. بنابراین چون اینگونه رفتارها غیرطبیعی است، هاضمه جامعه آن را پس می زند. ملت ایران ملت آزاد ش، خواه و مختار است، مثل خیلی از ملتهای دیگر. خدا انسان را آزاد خلق کرده است اما همین انسان جایی را برای خالی اعتراضات و مخالفتها حتی با خود نظام نمیبیند. 

ما همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و تا صبح می زنند و گریه می کنند، روضه می خوانند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم بیایند و یک جایی جمع شوند و به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه ما در تمام دنیا جاهایی را داریم که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند. این هیجان هم اگرچه بیشتر متعلق به جریانات است، اما شامل سایر مردم هم می شود. 

در اسپانیا می بینید که مردم یک شهر می آیند و به سمت یکدیگر گوجه پرتاب می کنند و شهرداری هم همان شب خیابانها را تمیز می کند و فردا هم همه قبراق، سر کارهای خود می روند. به جایی هم برنمی خورد. ی نمی گوید شما نظم شهر را برهم زده اید. خودشان اجازه می دهند که یک روز نظم شهر از میان 365 روز نادیده گرفته شود و بعد از آن وضعیت به روال عادی بازگردد. ی هم این اقدامات را مخالف با سیستم نمی داند.

 

چگونه می توان و باید چنین هایی را برای مردم ایران در نظر گرفت تا کمتر شاهد سرباز غیر مترقبه اعتراضها باشیم؟

 به نظرم در ارتباط با های قبل از اینکه مجبور شویم اختیاراتی را به مردم بدهیم، خود آنها باید اختیاراتی را از خود داشته باشند. مثلا مخالفت های خود را بنویسند و بیان کنند. ما فراموش نکردیم که در دوره آغازین انقلاب یک دیدگاه این بود که مار یست ها به قم بروند و تدریس کنند. یعنی یک مار یست به دیگران شههای مار را درس بدهد. کما اینکه سروش و برخی دیگر می رفتند و دیدگاههای خودشان را بیان می د. 

در برخورد با شه ها و مواجهه با این اتفاقات، نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. وما هر مخالفی کارش به سقوط و اسقاط کشاندن نیست. چون اصولا برخی انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

 

 

اعتقاد من این است که سیستم امنیتی ما از زمان شاه هم قویتر است و به راحتی می تواند این گونه مسائل را جمع کند. حتی اگر تعقل بهتری وجود داشت، توان این را داشتند که فضای سال 88 را بتوانند به راحتی از کف خیابان جمع کنند تا مسائل بعدی پیش نیاید. 

مردم یک سری اعتراضاتی را داشتند و دارند و باید آن را بروز دهند. پس ما باید یک جاهایی را برای حرف زدن مردم پیش بینی کنیم. فرض کنید که در لندن مردم می روند در "های پارک" نطق می کنند و در مورد همه موضوعات حرف می زدند. در مورد دین، خدا، سیاست، مذهب و حتی کشور خودشان و بعد می روند به دنبال کار خود. ی هم به آنها نمی گوید که چرا حرفهای ساختارشکنانه می زنید. اما ما این موضوع را در کشور خودمان پیش بینی نکردیم.

 نکته مهم دیگر اینکه ما تمرین اظهار مخالفت در نکرده ایم، هم در دوران جنگ و هم پس از آن. کما اینکه پیش از انقلاب هم اینگونه بوده است. مردم اینکه کجا مخالفت خود را بروز دهند، را تمرین نکردهاند. ما باید این فرصت ها را ایجاد می کردیم. این فرصت ها از خانه، مسجد، مدرسه شروع می شود. به یاد داشته باشید که سیستم تبلیغی ما "منبر" یعنی متکلم وحده است. طرف می نشیند و یک طرفه حرف می زند و کار مردم هم این است که در دقایق پایانی آمین بگویند. در سیاست نمی توان اینچنین رفتار کرد. چون با این خط مشی مردم ورزیده نمی شوند و اگر منتقد هم باشند آن را به داخل خود می ریزند و بعدها به شکلی آن را بیرون می دهند. اینجا هم بیرون داده شد و خوب هم شد که بیرون داده شد، تاحداقل مسئولین دست اندرکار مسائل و مشکلات را بفهمند.

این موضوع یک جایی باید سرباز می کرد. هیچ نظامی بخصوص نظام ما از حرف زدن مردم ضعیف و ساقط نمی شود. بلکه از حرف نزدن است که ضربه می خورد. این را باید بدانیم و به مفاهمه برسیم. به درک برسیم. جامعه غیرمستقیم می گوید که من را ببینید، من را بشنوید اما چون تمرین نکرده و مشق ننوشته اعتراضات خود را اینگونه نشان می دهد. مثل اینکه جلوی ی دفتر مشق می گذارید ولی بجای اینکه الفبا بنویسد، آن را خط خطی کند. به نظر من این ات از این جهت که درسی به مسئولین داده که خیال نکنند در جامعه خبری نیست، اتفاق خوبی است و به نظر می رسد که خیلی ها هم موافق این تحلیل هستند. به نظر من دستاورد مثبت این ات همین بود. جامعه هم احساس کرد که می تواند حرفش را بزند.

البته تندروی هایی هم در این زمان شد؛ همچون حمله به اموال عمومی، آتش زدن اتوبوس ها، بانکها و دفاتر برخی ون که کارهای غیرقابل توجیهی است. اگر این جریان، صرفا یک جریان خاص اقتصادی بود به اینجاها کشیده نمی شد. موسسات اقتصادی مشکل اصلی هستند اما شعارها علیه حکومت و حاکمیت داده می شود. من این را رد نمی کنم که ممکن است در جایی این ات هدایت شده باشند و شعارها از قبل تعیین شده باشد، اما ادامه یافتن این قضیه می تواند بخشنامه ای باشد.

 یعنی اصل شکل گیری این ات را خودجوش می دانید؟

 بله اما ادامهدار شدن آن را خودجوش نمی دانم. ببینید این ات که همیشه بود. خودم زمانی که در مجمع تشخیص مصلحت کار می هر چند وقت یکبار میدیدم که 300 نفر میآمدند و در پیادهرو روبروی دادگستری مینشستند و ی هم کاری به ی نداشت. آنها با خودشان نوشته و پلاکارد می آوردند و بعد هم میرفتند. آنها گاهی تا سه روز مینشستند تا بگویند که ما را ببینید. من در ابتدای امر فکر می که این ات هم تکرار همان اعتراضات قبل بود. مردم نسبت به موسسات مالی و اعتباری اعتراض داشتند که آن هم باید واکاوی شود. 

نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. 

نمی دانم آقای سیف دیگر باید چکار کند، تا عوض شود؟ این همه موسسات بطور قارچ گونه سبز شد و پول مردم را جمع د و خوردند و بردند. یک مورد در خصوص بستگان من اتفاق افتاد. او 40 سال بود و از چهره ماندگاری بود و حاصل چهل سال معلمی در را به موسسه ای داد اما سرانجام پولهایش را بردند. مردم حق دارند که مطالبه کنند، بیایند و جمع شوند. این ات هم در ابتدا رنگش با ماههای قبل تفاوت نمی کرد. تفاوتی که پیدا کرد از این جهت بود که عده ای سوار این موج شدند. تیپ هایی که ما در این ات می بینیم، جوان هستند و نمی توانند مالباخته باشند. بعضا شعارهایی را هم که سر می دهند در مورد موسسات مالی نیست.

چقدر چنین اعتراضاتی را منتج به نتیجه خوب و مورد نظر مردم می دانید؟

معتقدم که جریاناتی از این دست، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود. ی ری حرکات ت یبی انجام می شود و بعد هم جمع می شود. یک دوره فرازی هم دارد که ممکن است این روزها روزهای فراز آن باشد و بعد فرود بیاید. البته در این دوره باز هم ناشی گری شد و اسراییل و ترامپ و منافین آمدند و گفتند که این بار باید کار تمام شود! اما آنها که جنس کار و مخالفت های اجتماع را می بینند و می شناسند، می دانند که از این موج چیزی عاید نمی شود، جز اینکه ی ری هنجارها ش ته شود.

 بنابراین من اصل قضیه را به فال نیک می گیرم که باعث تنبه می شود. مثل اینکه مثلا یک فردی علایم بیماری را در خود ببیند و باعث شود که به پزشک مراجعه کند و به فکر درمان خود باشد. تا آن علایم بروز داده نشود آدم به فکر درمان خود نمی افتد. البته دلسوزان نظام پیش از این اتفاقات، این مسائل را گفته بودند اما طبق معمول توجهی به آن نشد. 

الان بخشی از جامعه گفت که ما باید دیده شویم و دیده هم شد. یک نمونه کوچک آن را در جریان حاج آقا قرائتی و آقای دوربینی دیدید. در واقع آقای دوربینی نمادی از یک بخش از جامعه ایرانی است که می خواهد دیده شود. این دیده شدن شان هم ضرری برای ی ندارد، نه برای من ناطق و نه ی که پیش آنها نشسته است. اما وقتی به این موضوع به عنوان یک معضل نگاه شود، حتما خطاست. بنابراین اگر جامعه در زمانی بگوید ما را ببینید، باید بگوییم که ما شما را می بینیم. نه اینکه آن را تهدید حساب کرده و بخواهیم با آن برخورد کنیم. ما باید از خشونت پرهیز کنیم.

 جریاناتی همچون ات اخیر در برخی ای کشور، به لحاظ اجتماعی جریانات بی فرجامی هستند. این جریان کوری است که نه لیدر دارد و نه می تواند مراحل آینده را پیش بینی کند و منتج به نتیجه ای شود.

در اتفاقاتی که در پاریس افتاد گاهی بخش هایی از این شهر آتش می گرفت اما خبری از مجروحیت در آن تظاهرات نمی شنیدیم. بنابراین پلیس باید خویشتن دار باشد تا این قضیه با تعقل جمع شود. البته به نظر من ی ری کارهای تعجیلی هم باید بشود. از جمله اینکه تکلیف موسسات مالی روشن شود. چون عمده بهانه برای ب ایی ات این است نه اصل نظام. این موضوع که روشن شد معترضان هم در شعار خلع سلاح می شوند. چون دیگر نمی خواهند به خیابان بیایند. البته ت هم اقداماتی در این مورد انجام داده و مبالغی هم به طلبکاران پرداخت شد اما باید این قضیه را عینی تر کنند تا این بهانه از دست معترضان گرفته شود.

 در اتی از این دست معمولا دو قطبی هایی شکل میگیرد، یا بین جناحین و یا فراتر از آنها. در حال حاضر این دو قطبی را چقدر واقعی میدانید؟

 واقعیت این است که یک عده به دلیل ناکارآمدی تها، بخصوص ت نهم و دهم اینچنین معترض شده اند. تصورم این است که با فرجامی که ت پیدا کرد و از لحاظ وضعیت ارز و روابط خارجی و تحریم ها و... دچار بحران شد قاعدتا نظام با یک بن بستی مواجه شد. درست همانند آنچه که برخی می گفتند؛ کشور تا لب پرتگاه برده شد. رییس جمهور مملکت به کشور خارجی می رفت و از او استقبال رسمی هم نمی شد. یعنی ترک پروتکل هم می شد. من فکر می کنم این مسائل و هایی که در ت شد، فضا را برای چنین اعتراضاتی فراهم کرد. قضیه بابک زنجانی، ماجرای دکل نفتی گمشده که همین هفته قبل دادگاه آن برگزار شد، همه این موارد دخیل هستند.

به هرحال مردم تلویزیون را نگاه می کنند و می بینند که معاون اول رییس جمهور می آید و می گوید که 7/2 میلیارد دلار از کشور خارج شده است و این را از سال 93 تاکنون تکرار می کند اما هیچ خبری هم از برگرداندن آن نیست. مردم هم می گویند که در این مملکت چه خبر است؟ به نظر من این اعتراضات به نوعی ع العمل نسبت به این کارها است. می خواهند بگویند که نظام هنوز هم نتوانسته کاری از پیش ببرد، با این که از نظر خودشان فردی مثل زنجانی مفسد فی الارض است. وقتی خودشان می گویند 4 با این فرد همکاری می کرده اند، پس چه مفسدی است که وزرای ت از او پشتیبانی می د؟ 


 همه اینها در ذهن مردم جمع شد و مردم نمره ناکارآمدی به مسئولان کشور دادند. اما اینکه در این ات بین ت و حاکمیت تفکیک شود، اشتباهی است که یک جریان کور آن را انجام می دهد. جوانان نیز تحریک شدند چون آنها قدرت تحلیل بالایی ندارند. اگر صدا و سیما اینقدر یک طرفه عمل نمی کرد و با حضور چند نفر آدم منتقد دلسوز از مشکلات مردم حرف می زد، در جامعه جا می افتاد که جایی در خود نظام این حرفها زده می شود. ولی صدا و سیما این کار را نکرد.

 نباید فکر کنیم که هر که در مخالفت با ما حرف زد، قصد ساقط ما را دارد. چون اصولا برخی مخالفان انگیزه این کار را ندارند و برخی هم از توانایی لازم برخوردار نیستند و آنهایی هم که در میدان هستند، سیستم امنیتی ما را در مقابل خود می بینند که به قدر کافی قوی هستند.

به نظر من بخشی از جامعه نمره ناکارآمدی به عملکرد نظام داده است، آن هم به دلیل خبرهایی است که اساسا درست است و این ات نیز نوعی پس زدن این ناکارآمدی است. اما اینکه بگوییم این ات از سوی بخش عمده ای از جامعه است و در واقع به «قطب» تبدیل شده، نه من این را قبول ندارم. بلکه صرفا جریانی است که نشان داد وجود دارد و باید جدی گرفته شود.

شما این ات را حق مردم می دانید و آن را به فال نیک می گیرید چون معتقدید که مقامات کشور متوجه وجود ای از مشکلات در کشور خواهند شد. اما معمولا مقامات حاضر به دادن مجوز برای برگزاری ات اعتراضی نمی شوند تا اعتراضات به درستی و قانونمند سازماندهی شوند و کار به اینجاها کشیده نشود. صدور مجوز چه تبعاتی دارد که معمولا از اعطای آن خودداری می شود؟

 فکر می کنم که یک درصدی از این رفتارها (عدم صدور مجوز) طبیعی است؛ به این خاطر که مجوز برگزاری برای یک محیط قابل کنترل، باید داده شود و ترسی هم در این زمینه نباید وجود داشته باشد. 

ولی نباید فراموش کنیم که در تهای قبلی حتی برای برگزاری مراسم ختم برخی از ون هم مجوز نمی دادند. من حتی طی نامه ای عنوان که در مراسمهای ختم می خواهند قرآن بخوانند، اما شما اجازه برگزاری نمی دهید! امسال اما شا ار د و بعد از سالها برای برگزاری مراسم سالگرد فوت مرحوم فروهر مجوز صادر د. بنابراین نوعی افراط و تفریط در این زمینه همواره وجود داشته است.

همواره برای تخلیه غم هایمان جا داشتیم. مردم به هیاتهای عزاداری می روند و عزاداری می کنند. اما برای شادی هایمان جایی برای تخلیه نداریم. حتی اگر مردم به یکدیگر آب بپاشند، خیلی ها می گویند این کار سبک چیست؟! در صورتیکه در تمام دنیا جاهایی هست که مردم هروقت خواستند می توانند احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند.

 اگر انی که می خواهند کنند، هنجارشکنی نکنند، حتما وزارت کشور مجوز برگزاری آن را خواهد داد. اما اگر بناست که بیایند به خیابان ها و از دل این حمله به بانک و اتوبوس و .. را شکل دهند، پیداست که نباید چنین مجوزی صادر شود. اگر اصل این است که صدای مخالف به گوش مسئولان رسانده شود که نباید با ت یب این کار انجام شود. اما واقعیت این است که از هر دو طرف خوب عمل نمی شود. از یک طرف انی که قصد دارند، ممکن است موجی ایجاد کنند که دیگران سوار آن شوند و به سمت ت یب سوق پیدا کنند. از طرف یگر هم چون مقامات نمی خواهند ات این افراد به سمت ت یب برود، اصل قضیه را نادیده می گیرند.

مثلا به مردم بگویند که در یوم شیرودی کنند، حرفهایشان را بزنند، شعارهایشان را بدهند، هرچه می خواهند بگویند و بروند. از آنجا که بیرون آمدند، مانند یک شهروند معمولی باشند. مسئولان اگر از این تضمین مطمئن شوند، حتما مجوز برگزاری خواهند داد.

 البته بهتر است بجای اینکه بگویند ما مجوز نمی دهیم، بگویند که جاهایی را مجوز می دهیم که تحت کنترل باشد تا اگر ی بخواهد تعدی کند با آن برخورد شود. اینکه بعد از حرف زدن به شهر بروی و اتوبوس آتش بزنی، معلوم است که نیامدی حرفت را بزنی.

 برخی تحلیلگران بیم آن را دارند که این اعتراضات منجر به رواج پوپولیست شود و دوباره از داخل این اعتراضات برای انتخابات دوره بعد زمینه حضور فردی مثل فراهم شود. این نگرانی را چقدر جدی میدانید؟

«پوپولیست» یک برچسب است. شما اگر به ای مختلف نگاه کنید می بینید که شعارهای مردم در ات یکی نیست و بیشتر اعتراض به ناکارآمدها است. در برخی موارد هم اعتراضات را متوجه اصل نظام می کنند و یا نهاد ت را نشانه می گیرند. به عبارت دیگر انی که به این ات میآیند، همه از آدمهای مال باخته نیستند و در موارد دیگری نیز دچار محدودیت شده و خسارت دیدهاند. مثلا در ستاره دار شده اند و یا بالای 35 سال سن دارند و شغل ندارد و یا به سن 40 رسیدند و نتوانستند ازدواج کنند و از این دست مسائل. این افراد وقتی نمی توانند حرفشان را بزنند، می آیند و اینگونه خود را نشان می دهند. وگرنه اگر بهانه اصلی بد اری موسسات مالی است که این شعارها نباید به این سمت و سو برود و یک عده هم سوار برآن شوند.

انی منتقدند و معترض و انی هم هستند که با اصل نظام مشکل دارند. اینها کجا باید حرفهای خود را بزنند؟ 

اینکه برخی بیایند و ناشیانه حرف احیای سلطنت بزنند پیداست که تحلیلشان بسیار سطحی و عوامانه است. چون در خصوص مطالبات اقتصادی، آدم بحث تغییر نظام را مطرح نمی کند! بنابراین ترکیب متنوع و متعددی از مطالبات در این ات وجود دارد. عدهای مالباختهاند و عدهای دیگر نیز سوار می شوند و نمره ناکارآمدی نظام را فریاد می کشند و عده ای هم اساسا مثل هر جریانی می آیند و شعارهای خاصی را سر می دهند تا بقیه هم بیایند و آن را تکرار کنند. اگر افراد مالباخته که سن و سالی دارند صف خود را از این افراد جدا کنند، پیدا می شود که جنس اصلی این اعتراضات، مالی نیست. چون گرانی زیادی نداشتیم که مردم به سیم آ بزنند! تنها کالایی که گران شده تخم مرغ بوده که اعلام شد به دلیل بیماری هایی است که در بین مرغها فراگیر شد. مساله دیگر هم پیشنهاد افزایش قیمت بنزین بود که دوستان گفتند منتفی است. این بخش معترض مخالف خوان، منتظر این بستر و حرکت بود تا دیده شود و حرفش را بزند که زد. اما اشتباهشان این بود که این ات متوجه اصل نظام شد و شعارهایی سر داده شد که با جنس اعتراض هم خوانی نداشت.