رسانه
رسانه

عشق فقط خدا



خدا گفته اینا رو از من بخواهید

درخواست حذف اطلاعات

#مناجات_عاشقانه


به به


دعاهایی که خدا در قرآن بهمون تقلب داده که اینطوری ازش بخواهیم



6 دعــــای قــــــرآنــــــی


1ربَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتحْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ «البقره۲۵۰»


پروردگارا! (بر دلهایمان آب) صبر و شکیبائی بریز و گامهایمان را ثابت و استوار بدار و ما را بر جمعیّت کافران پیروز گردان.


2ربَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا «البقره۲۸۶»


پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را (بدان) مگیر (و مورد مؤاخذه و پرس و جو قرار مده)


3ربَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا «البقره۲۸۶»


پروردگارا! بار سنگین (تکالیف دشوار) را بر (دوش) ما مگذار

آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان) بر (دوش) انی که پیش از ما بودند گذاشتی.


4ربَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ «آل عمران۸»


پروردگارا! دلهای ما را (از راه حق) منحرف مگردان

بعد از آن که ما را (حلاوت هدایت چشانده و به سوی حقیقت) رهنمود نموده ای،

و از جانب خود رحمتی به ما عطاء کن. بیگمان بخشایشگر توئی تو.


5ربَّنا إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ «آل عمران۹»


پروردگارا! تو مردمان را در روزی که تردیدی در آن نیست جمع خواهی کرد

(تا همگان را در برابر کارشان پاداش دهی و بدین امر وعده داده ای و) بیگمان خدا خلاف وعده نمی کند.

6ربَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ «آل عمران۱۶»


پرودگارا! ما ایمان آورده ایم، پس گناهان ما را ببخش و

ما را از عذاب آتش (دوزخ) به دور دار.



آمین یا ارحم الراحمین


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ




عشق فقط خدا 76

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


تو نامَت عِشق


کلامَت عِشق


تمامِ خُلق و خویَت عِشق

مَنم مَخلوق


مَنم بی تابِ لذّت ها


مَنم جا مانده از این عِشق

تو آن آیینه ای هَستی


که چَشم از روی تو
بَستم...

وَ تو با مِهرِ والایَت

مَرا بَخشیدی و خو

برایَم قصّه ای از عِشق...

خُدایا

عِشق یَعنی تو

چه خوشبختَم

تو را دارَم...

مَرا از مَن رَهایَم کُن

خُدایا

دوستَت دارَم...



#حمید_رضا_یگانه


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





گاهی باختن عین بردن است

درخواست حذف اطلاعات



باز معروف و مقتدری در قونیه بود که او را پاشاخان می گفتند.


پاشاخان بر سر میز نشسته بود،

که جوانی با او قصد کرد.

همگان آن جوان را از نشستن بر سر میز با پاشاخان منع د،

اما جوان که در رؤیای رها شدن از زندگی سخت بود،

بر سر میز نشست و همان ابتدا باخت و هرچه داشت همانجا خالی کرد.

بر سر میز به پاشاخان گفتند،

این جوان فقیر و بینواست و

از سر فقر تمام زندگی خود را فروخته و با تو می کند؛

بر او بباز تا صدقه ای بر او کرده باشی تو که شکر خدا از مال دنیا بی نیازی.

اما پاشاخان گوش نکرد و

جوان هر چه هم از اندک مال دنیا داشت به پاشاخان باخت و با چشمانی گریان راهی خانه شد.


از او سوال د چرا بر او نباختی؟؟

گفت: «من اگر بر او می باختم او سود می برد و تشویق می شد تا بر بازی خود ادامه دهد،

من شیرینی را از او با زهر و تلخی باختن گرفتم،

تا در جوانی پا در مسیر گمراهی برای تحقق آرزوهای پوچ خود نگذارد.

چنانچه روز اول من هم مانند او فقیر و روستایی بودم که بر سر همین میز بر من باختند و

مرا باز د؛ کاش نمی باختند.»

اگر گاهی در زمان معصیت و گناه فَرَجی در کار ما حاصل نمی شود، این لطف و عنایت خداست.


ومَا أُبَرِّئُ نَفْسِی ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی ۚ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (یوسف - 53)


☘️و من (خودستایی نکرده و) نفس خویش را از عیب و تقصیر مبرّا نمی دانم،

زیرا نفس امّاره انسان را به کارهای زشت و ناروا سخت وا می دارد

جز آنکه خدای من رحم کند، که خدای من بسیار آمرزنده و مهربان است.

اگر در معامله ای حرام و ناخالص و مشکوک آستین بالا می زنیم و اما ضرر می کنیم؛

این نظر عنایت خداست که نفس امّاره ما را به سوی گناه سوق می دهد

ولی حضرت احدیت بر ما رحم می کند که طعم و مزه مال حرام را بر مذاق خود نچشیم.

اگر روزی هوس گناه می کنیم و می خواهیم با نامحرمی ارتباط برقرار کنیم و

شرایط یا جور نمی شود یا بهم می خورد نشان محبت خداست.

همان اول می بازیم که دیگر سمت خطا نرویم و بعد از مدتی با کلی بارِ معصیت که ب کرده ایم برگردیم.

گاهی باختن همان ابتدا عین بردن است.

فلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ (انعام - 44)


☘️پس چون آنچه به آنها تذکر داده شد همه را فراموش د

ما هم درهای هر چیز را به روی آن ها گشودیم

تا چون به نعمتی که به آنها داده شد شادمان و مغرور شدند

ناگاه آنها را (به کیفر اع ان) گرفتار کردیم و آن هنگام (خوار و) ناامید گردیدند.


**************************


یاد اون شعر معروف افتادم که میگف...



خدایا چه شیرین است


در زندگی


همه ام را به تو ببازم


عشق فقط خدا



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





چه قضاوت جالبی

درخواست حذف اطلاعات

داستانک معنوی


زمانی که حضرت داوود علیه السلام بر مملکتی حکومت می کرد و و پادشاه آن سرزمین بود و قوم بنی را ی و هدایت می نمود، در جنگهای بسیار نیز شرکت کرده بود و می کرد و در تمامی آنها پیروز و موفق شده بود. حتی در زمان کودکی حضرت داود در جنگی حضور داشت و بزرگ فلسطینی ها یعنی «جالوت» را از پا درآورده بود و همین امر سبب ش ت فلسطینی ها از بنی به فرماندهی طالوت شده بود.

طالوت به نشانه ی سپاسگزاری از حضرت داود علیه السلام دختر خود میکال را به همسری او درآورد و به او فرماندهی بنی را واگذار کرد و هر چه که می خواست در اختیارش می گذاشت و خلاصه تمام آنچه یک فرمانده باید داشته باشد، در اختیار حضرت داود قرار گرفت و از قضا همیشه هم در مبارزات و جنگهایش پیروز و سرفراز بود.

القصه در زمان پیری این عزیز که پادشاه بنی بود. هر ی که احتیاج به قاضی زبردست و داشت، نزد او می آمد. زیرا در آن زمان حضرت داود بهترین قاضی بود و عادلانه ترین و کاملترین قضاوتها و داوریها را می کرد.

یک روز مردی پیش حضرت داود علیه السلام آمد و گفت: ان مردی در نیمه های شب گذشته به داخل باغ انگور من شدند و تمامی انگورهای باغ مرا خورده اند و اکنون به من شکایت از آن مرد نزد شما آمده ام تا درباره آن قضاوت کنید. حضرت که خود جواب آن را می دانست تمام فرزندانش را جمع کرد و از آنها قضاوت درباره آن مرد را پرسید. پس همه فرزندان به فکر فرو رفتند ولی نتوانستند به هیچ جو برسند.

تنها فرزند کوچک او، سلیمان علیه السلام بود که گفت: پدرجان من جواب این پرسش را می دانم و پاسخش این است که باید ان آن مرد که انگورهای باغ را خورده اند را به صاحب باغ انگور بدهند تا از پوست و شیر و گوشت آنها استفاده کند و امرار معاش کند و زندگی خود را بگرداند. تا اینکه باغش دوباره پس از ی ال میوه بدهد و او آن وقت می تواند ان آن مرد را به او بازگرداند و خود نیز از ثمره باغش استفاده کند و بابت ان نیز چیزی نباید بپردازد، زیرا چیزی که عوض دارد گله ندارد.

پس داود علیه السلام به سلیمان پسرش آفرین گفت و این قضاوت از طرف خداوند نیز تایید شد و بدین ترتیب سلیمان علیه السلام بعد از داود علیه السلام برگزیده شد تا بتواند بعد از پدرش حضرت داود علیه السلام مردم را به بهترین صورت هدایت و راهنمایی کند.

سلیمان علیه السلام پس از اینکه به ی مبعوث شد تمام زمین و زمان و باد و اجنّه و تمامی حیوانات و جانوران تحت فرمان او بودند و او بر همه اینها حکم می راند و به هر کدامشان که دستوری می داد، اجرا می د. پس بدین ترتیب حضرت سلیمان براساس قضاوت درستش که از طرف خداوند نیز تایید شد به مقام ی رسید.

✍️سدید الدین محمد عوفی
منبع مقاله :
مهرداد، آهو؛ (1389)، 62 داستان از (کلیله و دمنه- سیاستنامه- مرزبان نامه- مثنوی معنوی- تحفةالمجالس- سندبادنامه- قابوسنامه- جوامع الحکایات- منطق الطیر)


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





عشق فقط خدا 77

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


خدا


.
جـــانـان


بــرای عــاشــق تــو شدن


هیچ بــهــانـہ ای لازم نیست



هرچــہ باشد،


میان این هـمـہ الـفـبـا

تـنـهـا تــویــی ڪہ

حــرفــــ نداری


«سـپاس خــــدای را
ڪـہ اول است

و پیش از او اولی نبوده

و آخــر است

و پس از او ا ی نباشد».



#صحیفه سجادیه



بقول ناصر پروانی


❣️خواستم

❣️شعری بگویم

❣️با حروفی

❣️غیر #عشق

❣️هرچه آمد

❣️عین بود

❣️و شین بود

❣️قاف بود


#عاااشقتم_خدااا




عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



تلگرام عشق فقط خدا




بله ضامن آهو که میگن ایشونه

درخواست حذف اطلاعات
#داستانک_معنوی


#داستانی_واقعی از

روایت #شب_اول_قبر


آیت الله سید شهاب الدین مرعشی (ره) نقل می کنند :

شب اول قبرِ آیت الله شیخ مرتضی حائری برایش لیلة الدّفن خواندم، همان ی که در بین مردم به وحشت معروف است.

بعدش هم یک سوره یاسین قرائت و ثوابش را به روح آن عالم هدیه .

چند شب بعد او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟!

پرسیدم: آقای حائری، اوضاع تان چطور است؟

آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف ...

وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سبکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اینکه لباسی را از تنت درآوری. کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.

ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می آید. صداهایی رعب آور و وحشت افزا! صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست می کرد. به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشیع و تدفین کرده بودند خبری نبود.

بیابانی بود برهوت با افقی بی انتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست به من نزدیک می شدند. تمام وجودشان از آتش بود.

انگار داشتند با هم حرف می زدند و مرا به یکدیگر نشان می دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی آمد. تنها دهانم باز و بسته می شد و داشت نفسم بند می آمد.

بدجوری احساس بی ی و غربت و گفتم خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو ی را ندارم....

همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه ص از پشت سرم شدم.

ص دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین!

سرم را که بالا و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من می آمد.

هر چقدر آن نور به من نزدیکتر می شد آن دو نفر آتشین عقب تر و عقب تر می رفتند تا اینکه بالا ه ناپدید گشتند.

نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم. آقایی را دیدم از جنس نور ! نوری چشم نواز و آرامش بخش.

ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمی توانستم حرفی بزنم و تشکری کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید: آقای حائری! ترسیدی ؟

من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره ترک می شدم و خدا می داند چه بلایی بر سر من می آوردند.

بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: راستی، نفرمودید که شما چه ی هستید.

و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می نگریستند فرمودند:

من علی بن موسی الرّضا هستم.

آقای حائری! شما ۷۰ مرتبه به زیارت من آمدید

من هم ۷۰ مرتبه به بازدیدت خواهم آمد،

این اولین مرتبه اش بود ۶۹ بار دیگر هم خواهم آمد.



هـرگز حسـد نبردم بر منصبی و مالی

إلّا بر آن کـه دارد با دلبـری وصالی

#سعدی


شهادت رضا ع تسلیت باد


خدایا بحق رئوف

ولی نعمت ایرانیان

آقا علی بن موسی الرضا

همه ما را عاقبت به خیر بگردان

آمین...


*****************************


❤️ کانال تلگرامی عشق فقط خدا ❤️


https://telegram.me/eshgekhodayi

تلگرام عشق فقط خدا




عشق فقط خدا 76

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


تو نامَت عِشق


کلامَت عِشق


تمامِ خُلق و خویَت عِشق

مَنم مَخلوق


مَنم بی تابِ لذّت ها


مَنم جا مانده از این عِشق

تو آن آیینه ای هَستی


که چَشم از روی تو
بَستم...

وَ تو با مِهرِ والایَت

مَرا بَخشیدی و خو

برایَم قصّه ای از عِشق...

خُدایا

عِشق یَعنی تو

چه خوشبختَم

تو را دارَم...

مَرا از مَن رَهایَم کُن

خُدایا

دوستَت دارَم...



#حمید_رضا_یگانه





سوال و جو زیبا از مهربانی ها

درخواست حذف اطلاعات



خیلی خیلی زیباست

سوال و جواب

مردی با رسول اکرم

«صلی الله علیه و آله و سلم»



پرسید ، میخواهم گناه نکنم . . .


فرمود دروغ نگو




میخواهم داناترین مردم باشم


فرمود ازخدا بترس




میخواهم از خالصان باشم


فرمود، شب و روز قرآن بخوان


♥️


میخواهم همیشه دلم زنده باشد


فرمود مرگ را فراموش نکن




میخواهم همیشه در رحمت حق باشم


فرمود به خلق خدا نیکی کن




میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد


فرمود همیشه توکل به خدا کن




میخواهم در جمع مردم خوار نباشم


فرمود پرهیز گار باش ازگناه بپرهیز




میخواهم عمرم طولانی باشد


فرمود:صله رحم کن باقوم وخویش رفت وآمد کن احوالش را بپرس




میخواهم روزی من وسیع باشد


فرمود همیشه با وضو باش




میخواهم به آتش دوزخ نسوزم


فرمود چشم و زبان خود را ببند






میخواهم سنگین ترین مردم باشم


فرمود از ی چیزی مخواه




میخواهم مال من بیشتر شود


فرمود مداومت کن به سوره واقعه در هر شب



میخواهم فردای قیامت ایمن باشم


فرمود در میان شام و ن به ذکر خدا مشغول باش



میخواهم باحضورقلب هایم رابخوانم


فرمود در وضو گرفتن بسیار دقت کن




میخواهم در نامه اعمالم گناه نباشد


فرمود به پدر و مادرت نیکی کن



میخواهم برای من عذاب قبر نباشد


فرمود لباس خود را پاک نگه دار





و من الله وفیق

تا میتوانی نشر بده

این مطلب زیبا را در مورد حضرت محمد (ص)

تا شما هم ثواب ببری صلوات


رحلت رسول مهربانی ها رحمت و خاتم الانبیا

محمد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم

و شهادت حسن مجتبی بر تمام مسلمانان جهان تسلیت باد


منبع: وبلاگ عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir


*****************************


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi



image result for ‫بنر تلگرام‬‎




سیر نمیشم از این شعر م و زیبا

درخواست حذف اطلاعات

شعر معنوی



شا ار ی از حضرت مولانا



باران که شدی مپرس این خانه ی کیست

سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست


باران که شدی، پیاله ها را نشمار

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست



باران! تو که از پیش خدا می آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست



بر درگه او چونکه بیفتند به خاک

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست



با سوره ی دل، اگر خدارا خو

حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست



این بی دان، خویش خدا می دانند

اینجا سند و قصه و افسانه یکیست



از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار

در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست




گر درڪ کنی

خودتـ خـدا را بینی

درکش نکنی،

کعبه و بتخانه یکیستـ ـ ـ



مولانا


عشق فقط خدا


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



دعوت به راه خدا اینگونه زیباست

درخواست حذف اطلاعات


"ذکر بایزید بسطامی"


...نقل است که شیخ شبى از گورستان می آمد.

جوانى از بزرگ‏زادگان بسطام بربط می زد.

چون نزدیک شیخ رسید، شیخ گفت: «لا حول و لا قوّه الّا باللّه».

جوان بربط بر سر شیخ کوفت.

سر بایزید و بربط او هردو بش ت.


شیخ باز زاویه آمد و

على الصّباح بهاى بربط به دست خادم،

با طبقى حلوا پیش آن جوان فرستاد و عذر خواست و گفت:

«او را بگوى که بایزید عذر می خواهد و

می گوید که ب آن بربط در سر ما ش تى.

این قراضه را بستان و دیگرى را ب .

و این حلوا بخور تا غصه ش تگى و تلخى آن از دلت برود».

چون جوان حال چنان دید،

بیامد و در پاى شیخ افتاد و توبه کرد و بسیار بگریست.

و چند جوان دگر نیز همراه با او چنین د

به برکت اخلاق شیخ.
؛

مردم را با عمل خود به نیکی ها دعوت کنید


تذکره الاولیا عطار نیشابوری


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





دقیقا درست میگی و وای به حال ما

درخواست حذف اطلاعات



یک لحظه سکوت قدری تامل



یک یهودی سخنرانی خود را در خطاب به مسلمانان این طور شروع می کند...:



ایرانیان را با کوروش سرگرم کردیم ❗️

مسجدی از فرقه شیعه را منفجر کردیم و به شما گفتیم کار فرقه سنی بوده و همین کار را با فرقه سنی ها کردیم و این طور کشت و کشتار را بین شما راه انداختیم ❗️

به فرقه سنی ها فهم م که دشمن درجه یک آنها فرقه شیعه هست و این کار با فرقه شیعه هم کردیم و نسلهای مسلمانان را ازبین بردیم ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

ایمان را راهی خانه هایتان کردیم و شبکه های اختصاصی به تمام زبان مسلمانان ایجاد کردیم ❗️

های غیر ی ساختیم و آنها را درست وقت عبادت شماها پخش کردیم و این طور شما را نابود کردیم ❗️

بازارهایتان را از لباسهای نازک و تنگ پر کردیم و هر روز به نازکی و تنگی آن افزودیم ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

فرهنگ دوستی پسرها و دخترها را بین جوانان شما آوردیم و ایمان جوانان شما سست کردیم ❗️
ایتان را با ترفندهاى حرفه اى تعطیل کردیم و امروز می بینم ایتان فقط محل دوستی و رفاقت هست ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

به عربها فهم م که دشمن سر سخت آنها فارسها هستند و به فارسها فهم م که عربها دشمن درجه یک آنها هستند ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

مدام به فارسها از تاریخ درخشان گذشتشان می گوییم و آنها را در مقابل اعراب قرار می دهیم ❗️

در بین شما جکهایی در مورد بزرگان شما درست کردیم و شما هم استقبال کردید ❗️

لعن و نفرین را به هر دو فرقه شیعه و سنی آموختیم و به آنها گفتیم که باید همدیگر را سب و لعن کنید ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️


بین دو کشور مسلمان فتنه انداختیم و به یک طرف اسلحه دادیم تا طرف دیگری را بکشد و همینطور نسلهای شما را ازبین بردیم ❗️


قرآن شما را طبق خواست خودمان تفسیر کردیم و بعضیها را تکفیر کردیم و گفتیم کشتن اینها حلال است ❗️

مذهب جدیدی درست کردیم و آن را قوی ساختیم و به اسلحه دادیم تا شما را بکشد وشما خواب هستید❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

برنامهای اجتماعی را بین شما رواج دادیم و شما را مشغول کردیم تا مبادا بیدار شوید و به بسوی ما بیایید ❗️

هایی ساختیم و خیانت را به خانه های شما آوردیم ❗️

و خیلی چیزهای دیگر...

و اما ای یهودیان سر افراز امروز هیچ فشنگی روانه ما نمی شود زیرا مسلمانان در گیر کشتار همدیگر هستند شبها را راحت بخو د.

زمانی بود که بر جهان حکومت می کرد،
اما امروز مسلمانان نمی توانند حتی بر خود حکومت کنند ❗️❗️❗️

بله آنها در عراق، ، لبنان، یمن، لیبی، تونس، مصر، عربستان، افغانستان، پا تان، قطر، کویت، امارات، ترکیه و خیلی جاهای دیگر دارند همدیگر را می کشند ❗️
بله چون ما به آنها فهم م که ما دشمن آنها نیستیم ❗️

جوان یهودی دستان خود را بالا برد و با تمام قدرت فریاد زد ...:
ای محمّد...، ی که تو آنرا بر تمام جهان فرستادی امروز چراغ آن نور نمی دهد ❗️
ای محمّد دیگر کتاب تو خوانده نمی شود زیرا اگر خوانده می شد پیروان تو همدیگر را نمی کشند ❗️❗️

زمانی تو به آنها می گفتی یهودیان دشمن درجه یک تو هستند ولی الان ما قاعده رو تغییر دادیم❗️

می بینی ای محمّد امّت تو غرق در خون است، روزانه هزاران مسلمان کشته می شوند، آنهم به دست مسلمانی دیگر، زیرا به آنها یاد دادیم که آنها برادر نیستند زیرا دیگر کتاب تو خوانده نمی شود❗️❗️


انتشار جهت روشنگری


بسم الله...

بیدارباشیم


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





4شکر و 4 نعمت بزرگ و با ارزش دنیا

درخواست حذف اطلاعات


چهار حمد

حمد خداوند متعال


✨ علی ؏ ؛


هر از پیروان ما هر روز این چهار حمد را بخواند

خداوند او را چهار چیز کرامت فرماید✨


1⃣ عمر طبیعی
2⃣ مال و فرزند بسیار

3⃣ با ایمان از دنیا رفتن

4⃣ بی حساب داخل بهشت شدن



بسمِ اَللهِ اَلرَّحمنِِ اَلرَّحیمِ

الحَمدُلِلّهِ اَلّذی عَرَّفََنی نَفسَهُ وَلَم یَترُکنی عُمیانَ اَلقََلب
ِ
الحَمدُلِلّهِ اَلّذی جَعَلَنی مِن اُمَّةِمُحَمَّدٍ صَلَّی اَللهُ عَلَیهِ وَالِه

الحَمدُ لِلّهِ اَلَّذی جَعَلَ رِِزقی فی یَدِه وَلَم یَجعَلهُ فی اَیدِی النّاس

الحَمدُلِلّهِ اَلَّذی سَتَرذنوبی وَ عُیُوبی وَلَم یَفضَحنی بَینَ الخلائق


✨ستایش خدا را که خود را به من شناساند ومرا کوردل نگذاشت.

✨ستایش خدا را که مرا از امت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله قرار داد.

✨ستایش خدا را که روزیم را در دست خودش قرار داد و آن را در دست مردم ننهاد

✨ ستایش خدا را که گناهانم وعیوبم را پوشاند ومرا در میان مردم رسوا نکرد.

مفاتیح الجنان ص ۱۰۳۸


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



رحم کنیم تا خدا هم بهمون رحم کنه

درخواست حذف اطلاعات


داستانک معنوی

خدا به موسی گفت:


قحطی خواهد آمد، به قومت بگو آماده شوند !

موسی به قومش گفت و قومش از دیوار خانه ها سوراخ ایجاد د که

در هنگام سختی به داد هم برسند که این قحطی بگذرد !

مدتی گذشت اما قحطی نیامد ، موسی پیش خدا رفت و علت را پرسید


خدا به او فرمود من دیدم که قوم تو به هم رحم د !

من چگونه به این قوم رحم نکنم ؟



( به همدیگه رحم کنیم تا خدا هم بهمون رحم کنه )


عشق فقط خدا


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



راز لذت پایدار

درخواست حذف اطلاعات


تراژدی تردمیل خوشبختی

فرض کن روزی تلفن زنگ میزند. ص پرهیجان می گوید، مژدگانی بدهید،

در بانکی که حساب باز کرده بودید، برنده جایزه چند میلیارد تومانی شده اید.

چه احساسی خواهی داشت؟ لذ

و فکر می کنید این احساس چقدر دوام بیاورد؟

دقت کنید که جایزه شما چند میلیارد تومانی است.
احتمالا خواهید گفت از این به بعد میدانم چگونه زندگی کنم و تا آ عمر شاد خواهم زیست.

تقریبا همه ما به این سوال چنین پاسخی می دهیم


اما این کاملا اشتباه است.

آیا برنده شدن در جوایز بانک ما را سال ها به شادترین انسان تبدیل می کند؟

دن گیلبرت، روانشناسی هاروارد، نظرش منفی است.

پژوهش های متعدد نشان می دهد اثر شادی چنین دستاوردهایی بعد از چند هفته از بین می رود.

بنابراین، فرد چند وقت پس از دریافت جایزه به همان سطح رضایت از زندگی بازخواهد گشت.

به یک داستان واقعی توجه کنید:

یکی مدیر ثروتمند تصمیم گرفت ویلای رویاهایش را بسازد!

تعداد زیادی اتاق، است شاهانه، چشم اندازی رشک برانگیز، روف گاردن و .....

چند هفته اول با خوشحالی لبخند می زد.

اما خیلی زود این شادی از بین رفت. بعد از شش ماه ناراحت تر نیز شد.


چه اتفاقی رخ داد؟

او می گفت: دیگر ویلا،رویای او نبود.

در را که بازمی هیچ حسی نسبت به ویلا نداشتم

راستش مانند آپارتمان تک اتاق خوابه دوران دانشجویی ام بود هیچ فرقی نمی کرد.

بدتر این که باید روزی دو بار، هر بار یک یک ساعت مسیری پرترافیک و

طولانی از خانه تا محل کار رفت و آمد می کرد.


این یک داستان استثنایی و فقط برای یک نفر و یک مورد نیست.

می توانید از این قضیه را در زندگی خود و دیگران جستجو کنید.


بگذارید چند مثال دیگر بزنم:


1- تلاش می کنید که ا بگیرید

. یک ماه بعد از دفاع پایان نامه تان و در زمانی که همه به شما می گویند

خانم یا آقای ،

احساس می کنید شادمانی ویژه ای ندارید.

2- سه سال منتظر می مانید تا رییس اداره تان بازنشست شود.

شما جزو ک داها هستید،

دل تان مانند سیر و سرکه می جوشد که شما به عنوان ک دا انتخاب شوید.

چنین نیز می شود. سپس در یک کش و قوس، رییس اداره تان می شوید.

ماه عسل شغل جدید که تمام می شود، به همان سطح از رضایت سابق باز می گردید.

افرادی که در ثروت شان یا شغلشان تغییر یا پیشرفتی می کنند

از نظر میزان خوشحالی بعد از حدود سه ماه دوباره به همان ح اولیه برمیگردند.

علم این اثر را تردمیل خوشبختی می نامد؛

یعنی ما سخت تلاش میکنیم، می دویم و میتوانیم چیزهای بیشتر و بهتری را ب یم،

ولی این موارد در حال حاضر ما را خوشحال ترنمی کنند

(کتاب هنر شفاف شیدن).

تجویز راهبردی:
اگر واقعا تراژدی تردمیل خوشبختی صحت داشته باشد،

پس این همه تلاش ما بی فایده است؟ اینکه در جستجوی تحصیلات بالاتر،

خانه بزرگ تر، ماشین بهتر هستیم تاثیری در رضایت ما ندارد؟


به دو تجویز زیر دقت کنید:

1- جستجوی همین اه کوچک و بزرگ است که باعث می شود ما به تکاپو بیفتیم و در مسیر این تلاش است که انسان، ساخته می شود، یاد می گیرد و رشد می کند. اگر به این نکته توجه داشته باشیم، آنگاه خواهیم دانست که از چیزهای مادی مانند ماشین، خانه، پست، مدرک، انتظار شادمانی پایدار و بلندمدت نداشته باشیم. هر کدام از این ها بهانه ای است برای پویایی و برای «شدن» و نه «بودن» و «داشتن».

2- اگر اه خود را به درستی انتخاب کنید، سطح رضایت شما بالاتر خواهد رفت. اه شما اگر در منطقه طلایی شما باشد (نقطه همپوشانی علاقه مندی تان، توانمندی تان و ارزشمندی آن) آنگاه دستی به اه ، سطح رضایت شما را بالاتر خواهد برد. ی را تصور کنید که ارایه بهترین غذاهای سالم به قشر متوسط و کم درآمد جامعه را هدف خود قرار داده است چون در منطقه طلایی اوست، او هر روز که یک مشتری بیشتر پیدا می کند، یک غذای بیشتر توزیع می کند، لذت می برد و احساس می کند به خدا نزدیک تر شده است. بنابراین نوع هدف در پایداری شادمانی موثر است. اه ی عمیق، انسانی، شریف انتخاب کنیم که شادمانی اش پایدار باشد.

مجتبی لشکربلوکی


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



توده بغض مرا این واژه معنا می کند

درخواست حذف اطلاعات

▨╮ شعر مهدوے ╰▨▧



☘️ معذرت می خواهم آقا یک کمی تاخیر شد
☘️ ساعت دست شما چند است آقا، دیر شد؟


☘️ مهر بطلان خورد بر عمر من و بابا بزر گ
☘️ کوچک کوچکترین کوچه ی مان هم پیر شد


☘️ آنقدر تیر تمس بر سر و رومان چکید
☘️ هی دروغی، هی نمی آیی، چنین تعبیر شد


☘️ فکر می زمان اندازه ی تقویم ماست
☘️ جلد های بی شماری بازهم تکثیر شد


☘️ انتظار سست ما، این بی وفاییمان درست
☘️ ترکه ی تنبیه مان آیا چنین تقدیر شد؟


☘️ توده ی بغض مرا این واژه معنا میکند
☘️ کی می آیی حضرت آقا؟ نفس زنجیر شد


☘️ عصر طولانی وعده ی دیدارمان
☘️ یادتان رفتست آقا یا کمی تاخیر شد ؟



اللهم عجل لولیک الفرج



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



عشق فقط خدا 75

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


نمیخواهم که با سردی،
چو گل خندم ز بیدردی

دلی چون لاله با داغِ
محبت آشنا خواهم


چنان با جان من ای غم،
درآمیزی که پنداری

تو از عالَم مرا خواهی،
من از عالَم تو را خواهم

عاشقتم خدااا



فریدون مشیری


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





عشق فقط خدا 74

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا



مناجات زیبای شهید چمران:


نمونه ای از یک عاشق واقعی خدا


خدایا،


به هر که و به هر چه دل بستم،


تو دلم را ش تی...!

***********************************


پی نوشت خادم وبلاگ


ارزشسو داره آدم این مناجات رو قاب کنه بزنه دیوار اتاقش



چمران اینگونه و از ته دل با خدا صحبت میکنه

ما هم تا یه اتفاقی میفته

کلا خدا یادمون میره و

بعد که حالمون خوب شد

ادای عشق به خدا رو در میاریم


پیشنهاد میکنم کتاب چمران مظلوم بود

و کتاب آیه های جهاد و شهادت و بقیه کتابهای مربوط به شهید چمران را بخوانید

تا معنا و مفهوم واقعی عشق به خداوند از یک انسان را ببینید


ایشون ای فیزیک پلاسما و در بهترین های امریکا دل میکنه و میاد میشه معلم بچه های مظلوم جنوب لبنان تا به همگان ثابت کنه میشه دل کند از دنیا و تعلقاتش

به همه نشون داد عاشقان خدا عوام و بیسواد نیستند و

جالبه در یکی از خاطرات یکی از دوستانش

اینطور گفته شده که عید که شد بچه ها به تعطیلات رفتند چمران هیچ جایی نرفت و در کنار یه سری بچه های یتم مدرسه که خونه شون نزدیک مدرسه بود ماند بعد از عید دلیلش را پرسیدند

گفت بچه هایی که به تعطیلات رفته بودند برمیگردند و از خاطرات مهمانی و عید و مسافرت و دید و بازدید تعریف میکنند

من اینجا ماندم تا با بازیهای متنوع و سرگرمی های جذاب برای این ک ن خاطره بسازم تا وقتی اونا خاطره تعریف میکنن اینا ت و سر به زیر و حسرت کشیده نباشند


واقعا روحش شاد

اینچنین عشق و اخلاصم آرزوست



مرتضی زمانی


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



ای جاان چه اعترافی اونم از چه ی

درخواست حذف اطلاعات




وقتی #ادیسون به وجود #خدا و


کارگردانی برای این جهان،اعتراف می کند



ادیسون خیلی آدم کند ذهنی بود، یک دفعه برق قطار را دست او داده بودند که نظام بدهد،

اشتباه کرد! لوکوموتیوران وقتی حرکت قطار آهسته شد،

آمد و زیر بغل ادیسون را گرفت و بلند کرد، از پنجرهٔ قطار در بیابان پرت کرد و گفت:

برو گم شو احمق! قطار هم رفت، اما ناامید نشد، نشست و خواند، تجربه کرد،

آزمایش کرد و فکرش را به کار انداخت، صدتا اختراع به نامش ثبت شد.


ی برای ادیسون نوشت که حالا با این علمت، با این دانش، با این صد تا اختراع، خدا را قبول داری؟

آیا واقعاً عالَم خدا دارد؟ گفت از این بپرسیم، بالا ه اگر این گفت عالَم خدا ندارد،

ما هم بی خدا بشویم، چون این خیلی می فهمد.


ادیسون نامه را خواند و خندید، جواب نوشت:

یکبار داشتم در کارگاهم کار می و یک چرخی داشت در دستگاهم می گشت که انگشت شَستم گیر کرد و در جا ناخنم را کَند،

بدحال شدم. همه ریختند و پانسمان د، دوا گذاشتند. دوماهی گذشت،

مدام عوض د، تمیز د، بَدَل د و بعد دیگر گفتند به پانسمان نیازی نیست،

باز که د، دیدم یک ناخن نو عین ناخن زمان تولدم و عین ناخن قبلی درآمده که کَنده شده بود.


نشستم و حساب کلّ کارخانه های شرق و غرب عالم را به هم ببندیم که یک ناخن درست کند

که به بدن وصل شود و از بدن انرژی بگیرد که مدام بالا بیاید و

ما با ناخن گیر بگیریم و صافش ، نمی توانند یک ناخن بسازند.


صد درصد برایم روشن است که عالَم کارگردان دارد که اگر نداشت،

چطوری دوباره این ناخن من درآمد؟ چطور درآمد؟

درست است که خدا قابل دیدن نیست ولی با چشمِ جان همه جا از آثارش پیداست.


عاقلان را اشاره ای بس است


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



رانی بد است یا ترک ؟

درخواست حذف اطلاعات

#تلنگر

#ترک_

کدام #گناه بالاتر است: ترک یا # _رانی ؟


شاید در درجه اول فکر کنیم، # و # ی_ از طریق حرام اما...

✅از صادق(ع) سوال د بعضی از گناهان که از سر #لذت انجام می شود، حکمش # است

ولی به او #کافر نمی گویید

، ولی طرف # نمی خواند به او کافر می گوید،

حضرت فرمود:«او تحت فشار گناه کرده ولی ی که نمی خواند، به خدا تکبر کرده است.

این خیلی بدتر است! ؛ ...



علل الشرائع، ج2، ص339

✅اینکه می بینید یک آدم # خوار و دارای رفتارهای بسیار زننده، یک دفعه آدم خوبی می شود

برای این است که #گناهانی که با انگیزه های #لذت بری، این قدر فرد را اب نمی کند که دیگر قابل برگشت نباشد،

اما شما به این سادگی نمی توانید پیدا کنید،

ی #متکبر باشد بعداً خوب شود.

✅ما به شدت در معرض #تکبر هستیم،

برای همین دین به ما می گوید:«روزی 5 مرتبه بخوان.»

چرا که # ، فلسفه اصلی اش تکبرز است:


فَرَضَ اللَّهُ الصَّلَاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ

نهج البلاغه،حکمت
252



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



وقتی تختی الله اکبر را به بهترین شکل معنا میکند

درخواست حذف اطلاعات


عشق فقط خدا


هرچه دوستش به او گفت:

غلامرضا خم شو،

فایده ای نداشت!


بعد از مراسم ازش پرسیدن،

چرا خم نشدی؟

او شاه مملکت است!


گفت:


هرکه میخواهد باشد!


تختی،
فقط برای عبادت خدا
وبوسیدن
دست مادرش و ش،


خم میشود!



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ