رسانه
رسانه

عشق فقط خدا



آیا خدا وجود دارد؟ بله به 20 دلیل

درخواست حذف اطلاعات

خدا کیست چیست کجاست


20 برهان برای اثبات وجود خدا


مطلبی که خیلی وقته دنبالش بودم و این مطلب سوال خیلیاست
و حتی بعضیا تا آ عمرشون به جواب این سوالات نمیرسند و در واقع بزرگترین سوال بشر از لحظه ای که قدرت تفکر پیدا میکند تا دم مرگ است و
در این مطلب به زیبایی با برهان های مختلف 20 گانه و در هر برهان با پرسش و پاسخی جذاب وجود خدا را توضیح میدهد امیدوارم این مطلب برسد به دست میلیاردها آتئیست (خداناباور) جهان که بدون اعتقاد به خدا زندگی میکنند و از نعمت بندگی و داشتن خالق و خ اینچنین قدرتمند و مهربان محروم هستند در همین کشور خودمون هم کم خداناباور نداریم پس بخاطر خدا و برای کمک به این عزیزان

صمیمانه خواهش میکنم این مطلب رو در حد توان در وبلاگها و پیجهای اجتماعی و گروهها و کانال ها و سایتهای خود نشر دهید

با احترام خادم وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


در این نوشتار شما می توانید برهان های مختلفی را برای اثبات وجود خدا ببینید.


و ما برای شمایی که خواننده ی این نوشتار هستید، یک جاذبه ی اولیه ایجاد می کنیم.


ما می دانیم که بسیاری از افراد، هم مؤمنان و هم غیرمومنان،

شک دارند که وجود خدا را بتوان اثبات کرد یا حتی در مورد آن بحث کرد.

شاید شما هم یکی از آن ها باشید.

در واقع ممکن است شما دیدگاه نسبتا مشخصی داشته باشید

بدین مضمون که در مورد این موضوع نمی توان بحث کرد.

اما هیچ نمی تواند به طور منطقی تردید کند که

توجه به این برهان ها جای خود را در هر کت که درباره ی دفاعیات دینی است، دارد.

بسیاری از آدم ها معتقد بوده اند که چنین استدلال هایی ممکن هستند و

این که برخی از آن ها واقعا قابل قبول هستند.


آن ها همچنین معتقد بودند که یک استدلال منطقی

برای اثبات وجود خدا نخستین گام مهم برای باز ذهن به امکان وجود ایمان است

– و برای از بین بردن برخی از موانع،

که مانع از پذیرفتن ایده ی وحی الهی از سوی آدم ها می شود.

و در این مورد آن ها یک منظور واقعی دارند.



۲۰ برهان برای اثبات وجود خدا




فرض کنید بهترین و صادقانه ترین تفکر ما در مورد طبیعت چیزها سبب شد که

ما جهان مادی را خودبسنده و غیرمعلول ببینیم؛

و شکل آن را به عنوان نتیجه ای از حرکات تصادفی، بدون هیچ برنامه یا هدفی ببینیم.


در این صورت آیا شما پس از مطالعه ی یک کتاب باستانی که می گوید الهه ی عشق وجود دارد یا این که آسمان ها جلال و شکوه او را اعلام می کنند، تحت تاثیر قرار می گیرید؟ آیا می-خواهید که این پیام را جدی بگیرید؟ به احتمال زیاد شما خودتان را از جدی گرفتن هر چیزی که ادعا می کند نشانی از خالق است، معاف می کنید. چنان چه شخصی می گوید: من نمی توانم باور کنم که ما فرزندان خدا هستیم، زیرا نمی توانم باور کنم ی وجود داشته باشد که ما را به فرزندی قبول کند.


استدلال های ارائه شده در این نوشتار سعی در بسط و شرح همین نوع افق تنگ و محدود دارد. آن ها تلاش هایی هستند برای این که ما را با کمبودهای جدی آن چه محدود و متناهی است روبه رو کنند و ذهن مان را به سطحی فراتر از آن برسانند. اگر آن ها در این کار موفق شوند – و ما می توانیم از روی تجربه بگوئیم که برخی از استدلال ها روی بسیاری از افراد تاثیرگذار هستند- در واقع می توانند از ارزش بسیار بالایی برخوردار باشند.


شاید شما احساس نکنید که آن ها به طور خاصی برای شما ارزشمند هستند. ممکن است شما این سعادت را داشته باشید که حضور خداوند را به طور روشن و واضحی در وجود خود احساس کنید؛ و این چیزی است که به خاطرش باید به شدت سپاسگزار باشید. اما بدان معنا نیست که شما هیچ تعهدی برای تعمق و ژرف شی نسبت به این استدلال ها ندارید. چرا که بسیاری از آدم ها بدین شیوه، به سعادت نرسیده اند. و این استدلال ها برای آن ها یا دست کم برخی از آن ها طراحی شده اند تا همان کمکی را که واقعا نیاز دارند، به آن ها برسانند. حتی ممکن است از شما درخواست شود که یاری برسانید.


علاوه بر این، آیا هر کدام از ما چنان چه ادعا می کنیم واقعا نیاز ناچیزی به چنین کمکی داریم؟

مطمئنا در بیشتر ما، شک و تردیدهایی وجود دارد. بخشی از ما بر این اعتقادیم که هیچ چیز در نهایت فراتر از آن چه که می توانیم ببینیم و لمس کنیم، وجود ندارد؛ بخشی دیگر به دنبال دلایلی هستیم، فراتر از اطمینانی که کتاب های مقدس به ما می دهند، تا باور کنیم چیزهای دیگری نیز وجود دارند.


ما قصد نداریم ادعاهای هیجان انگیزی برای اثبات وجود خدا ارائه کنیم

یا این که بخواهیم”یک دلیل خوب” را با “اثبات علمی” اشتباه بگیریم.

اما معتقدیم که آدم های زیادی وجود دارند که

بیش تر از آن که تمایلی به پذیرفتن کمکی که این شواهد ارائه می دهند، داشته باشند، به آن نیاز دارند.


کلامی در رابطه با سازمان دهی برهان ها:

ما آن ها را به دو گروه اصلی تقسیم کردیم:

آن هایی که داده های خود را از بیرون برهان علیت می گیرند و آن هایی که داده های خود را از درون استدلال های روانشناختی می گیرند. گروه برهان های علیت با نسخه های ما از “براهین پنج­گانه­ ی” معروف آکویناس آغاز می شود. این ها ساده ترین برهان ها نیستند و بنابراین برای بسیاری از آدم ها قانع کننده نیستند. ترتیب برهان های ارائه شده از موثرترین تا کم تاثیرترین نیست. نخستین استدلال، به ویژه، کاملا انتزاعی و دشوار است.


همه ی برهان ها به یک اندازه اثبات کننده نیستند. مثلا یکی از آن ها ،شرط­بندی پاسکال ِ، استدلالی برای اثبات وجود خدا نیست، بلکه فقط استدلالی است برای این که به خدا به عنوان یک “شرط بند” ایمان داشته باشیم.


و استدلال دیگری ، براهین وجودی، که ما اساسا آن را ناقص به حساب می آوریم؛ با این حال آن را نیز ذکر کردیم، چرا که بسیار مشهور و تاثیرگذار است و با فرمول های جدید ممکن است نجات بیابد. دیگر استدلال ها (استدلالی از معجزه ها، استدلالی از تجربه ی مذهبی و استدلال توسل به اکثریت) فقط احتمال قوی را ادعا می کنند، و هیچ گونه یقینی ارائه نمی دهند.



ما آن ها را نیز در نوشتار حاضر گنجانده ایم، زیرا بخش مهمی از یک مورد مرکب را تشکیل می دهد. ما معتقدیم که تنها بعضی از این برهان ها که به صورت جداگانه و مجزا مورد توجه قرار می گیرند، وجود موجودی را نشان می دهند که دارای ویژگی هایی است که فقط خدا می تواند داشته باشد (هیچ استدلالی تمام صفات الهی را ثابت نمی کند)؛ اما همه ی بیست استدلال با هم، مانند تار و پودهای یک پارچه، یک مورد بسیار قوی را می سازند. در ادامه ۲۰ بهترین اثبات وجود خدا آمده است:


اثبات وجود خدا ۱:

برهان تغییر

دنیای مادی که ما می شناسیم دنیای تغییر است. فلان شخص ۱۷۰ سانت قد دارد، اما همیشه قدش این قدر نبوده است. درخت بلوط در ابتدا نهالی کوچک بوده است. وقتی چیزی به یک ح مشخصی مانند بلوغ می رسد، آن ح نمی تواند خود را به وجود بیاورد. زیرا تا زمانی که به آن ح مشخص نرسیده باشد، هنوز وجود ندارد و اگر هنوز وجود نداشته باشد، نمی تواند چیزی را ایجاد کند.

برای چیزی که تغییر می کند، اگر چه می تواند آن چیزی باشد که در آینده خواهد بود، اما هنوز آن چیزی که قرار است باشد نیست. در واقع درحال حاضر در ح فعلی اش وجود دارد (نهال)؛ و در واقع در ح دیگری نیز وجود خواهد داشت (درخت بلوط بزرگ). اما درحال حاضر در آن ح نیست. فقط ظرفیت رسیدن به آن ح (تبدیل شدن به یک درخت بزرگ) را دارد.

حالا یک سوال:

برای توضیح این تغییر، آیا می توانیم فقط چیزی که در حال تغییر است را در نظر بگیریم یا باید چیزهای دیگر را نیز شامل این جریان کنیم؟ بدیهی است، چیزهای دیگری نیز باید شامل شوند. هیچ چیز نمی تواند آن چه را که ندارد، به خود بدهد و چیزی که تغییر می کند نمی تواند همین حالا چیزی را که در آینده خواهد داشت، داشته باشد. نتیجه ی تغییر در واقع قبل از بروز تغییر نمی-تواند وجود داشته باشد. چیزی که در حال تغییر است تنها با ظرفیت تغییر آغاز می شود، اما چیزهای دیگری نیز باید تاثیر خود را بگذارند، تا این ظرفیت صورت واقعی به خود بگیرد. در غیر این صورت هیچ تغییری رخ نخواهد داد.

هیچ چیزی به خودیِ خود تغییر نمی کند. چیزهایی که حرکت می کنند مانند بدن حیوانات، با تمایل یا اراده ی خودشان حرکت می-کنند- چیزی ورای مولکول صرف. و هنگامی که حیوان یا انسان بمیرد، مولکول ها باقی می مانند، اما بدن دیگر حرکت نمی کند، زیرا دیگر میل یا اراده ای برای حرکت وجود ندارد.

حالا یک سوال دیگر:

آیا چیزهای دیگر در خارج از چیزی که در حال تغییر است، نیز تغییر می کنند؟ آیا حرکت کننده های آن نیز حرکت می کنند؟ اگر چنین است، همه ی آن ها درحال حاضر نیازمند تاثیر پذیرفتن از سوی چیزهای دیگر هستند، یا در غیر این صورت دیگر نمی توانند تغییر کنند. مهم نیست چند چیز در این مجموعه وجود دارد، به هر روی هر چیزی نیاز به چیزی خارج از خود برای تحقق بخشیدن به توان بالقوه ی خود برای تغییر دارد.

جهان مجموع کل این چیزهای در حال حرکت است، هرچند چیزهای زیادی وجود دارد. تمام جهان در حال تغییر است. اما ما قبلا دیده ایم که رخ دادن تغییر در هر موجودی نیازمند یک نیروی بیرونی است. بنابراین، نیروهایی در خارج (علاوه بر) از جهان وجود دارد، وجودی حقیقی که نسبت به این جهان برتری دارد. این یکی از چیزهایی است که به معنای “خدا” است.

به طور خلاصه، اگر چیزی در خارج از جهان مادی وجود نداشته باشد، هیچ چیزی وجود ندارد که بتواند جهان را تغییر دهد. اما جهان تغییر می کند. بنابراین چیزی علاوه بر جهان مادی باید وجود داشته باشد. اما جهان مجموع کل ماده، فضا و زمان است. این سه چیز به یکدیگر وابسته هستند. بنابراین این “وجود، ” خارج از جهان، خارج از ماده، فضا و زمان است، و چیزی نیست که تغییر کند؛ بلکه یک منبع تغییر بدون تغییر است.

اثبات وجود خدا ۲:

برهان علیت منطقی و موثر


ما درک می کنیم که بعضی چیزها باعث به وجود آمدن چیزهای دیگری می شوند (شروع موجودیت، ادامه ی موجودیت یا هر دو). به عنوان مثال، مردی که پیانو می نوازد، خالق موزیکی است که ما می شنویم. اگر او دست از نواختن بردارد، موسیقی هم متوقف می شود.

حالا از خودتان بپرسید:

آیا همه چیز توسط چیزهای دیگر به وجود می آیند؟ فرض کنید همین طور است. یعنی فرض کنید هیچ موجود غیرمعلولی، هیچ خ وجود ندارد. پس هیچ چیز نمی تواند وجود داشته باشد. به یاد داشته باشید، بر اساس فرضیه ی نبود خداوند، هر چیزی برای وجود داشتن، به یک دلیل فعلی در خارج از خود نیاز دارد. بنابراین درحال حاضر، همه چیز، از جمله همه ی چیزهایی که سبب ایجاد چیزها می شوند، به یک علت نیاز دارند. آن ها فقط در صورتی می توانند سبب وجود چیزی شوند که چیزی سبب وجود آن ها شود. بنابراین هر چیزی که وجود دارد، بر اساس این فرضیه، برای به وجود آمدن باید معلول باشد.

اما معلول چه چیزی؟ فراتر از هر چه که هست، ممکن است هیچ چیز نباشد…. اما این ابزورد (بی معنا) به نظر می رسد: همه ی واقعیت ها وابسته هستند، اما وابسته به هیچ چیز! این فرضیه که همه ی موجودات معلول هستند، و وجود غیرمعلول وجود ندارد، نامعقول است. بنابراین باید چیزی غیرمعلول وجود داشته باشد، چیزی که همه ی چیزهایی که به علتی کافی برای به وجو آمدن نیاز دارند، به آن وابسته هستند.

هستی (بودش و وجود داشتن) مانند هدیه ای است که از علت به معلول داده شده است.

اگر ی وجود دارد که این هدیه را دریافت نکرده است، هدیه نمی تواند به زنجیره ی گیرنده ها منتقل شود، هر چه قدر که زنجیره بلند یا کوتاه باشد. اگر همه باید یک کتاب خاص را قرض بگیرند، اما هیچ در واقع آن را ندارد، پس هیچ هرگز آن را دریافت نمی کند. اگر هیچ خ که بر اساس طبیعت ابدی خودش به وجود آمده ، وجود نداشته باشد، پس هدیه ی هستی نمی تواند به زنجیره ای از موجودات منتقل شود و ما هرگز نمی توانیم آن را دریافت کنیم. اما ما آن را دریافت می کنیم؛ ما وجود داریم بنابراین باید یک خدا وجود داشته باشد: یک وجود بی قید و شرط که مانند ما و مانند هر پیوند دیگری در زنجیره ی گیرندگان نیازی به دریافت هدیه ندارد.


سوال ۱: چرا ما به یک علت غیرمعلول نیاز داریم؟ چرا نباید یک مجموعه ی بی پایان از چیزهایی که به طور متقابل موجودیت یکدیگر را سبب می شوند، وجود داشته باشد؟

پاسخ: این یک فرضیه ی جذاب است. به یک آدم مست مجرد فکر کنید. او احتمالا نمی تواند به تنهایی بایستد. اما گروهی از مست ها، که همه ی آن ها از یکدیگر حمایت می کنند، ممکن است بتوانند بایستند. اما توجه داشته باشید که: اگر چند آدم مست داشته باشیم، و یک زمین ثابت زیر پای شان، می توانیم درک کنیم که چگونه می توانند سکندری خوردن های یکدیگر را کنترل کنند و چگونه گروهی از آن ها با هم می توانند (نسبتا) راست بایستند. اگر زمین از آن ها حمایت نمی کرد، ما نمی توانستیم س ا ایستادن آن ها درک کنیم – اگر، مثلا، همه ی آنها چندین متر بالاتر از آن آویزان بودند. و البته، اگر هیچ مستی وجود نداشت، هیچ چیز هم برای فهمیدن وجود نداشت.


این جریان ما را به استدلال مان می رساند. چیزها برای این که به طور متقابل وابسته باشند، باید وجود داشته باشند؛ آن ها نمی توانند برای تمام موجودیت شان به یکدیگر متکی باشند، زیرا در این صورت باید به طور همزمان، علت و معلول یکدیگر باشند. الف علت ب است، ب علت پ و پ علت الف است. این رابطه بی معنا است.


این استدلال در تلاش است نشان دهد که چرا دنیای علی و معلولی ایجاد می شود یا می تواند وجود داشته باشد. و به سادگی اشاره می کند: اگر فلان چیز تنها در صورتی می تواند وجود داشته باشد که چیز دیگری آن را به وجود بیاورد، پس باید چیزی وجود داشته باشد که موجودیت اش هدیه نیست. در غیر این صورت در عین حال که هر چیزی باید موجودیت خود را دریافت کند، اما هیچ چیز (علاوه بر “همه چیز”) وجود ندارد که این موجودیت را به آن بدهد. و این بدان معناست که هیچ چیز در واقع نمی تواند وجود داشته باشد.


سوال ۲: چرا مجموعه ای بی پایان از علت و معلول که ریشه در گذشته دارند، وجود نداشته باشد؟ در این صورت همه چیز واقعی می شد و واقعا وجود می داشت – حتی اگر علت آن دیگر وجود نداشت.


پاسخ: اول، اگر استدلال کلام (استدلال شماره ی ۶) درست باشد، مجموعه ای بی پایان از علت هایی که ریشه در گذشته دارند، وجود نخواهد داشت. اما فرض کنید چنین مجموعه ای می تواند وجود داشته باشد. این استدلال در مورد گذشته نیست و تاثیر خود را خواهد داشت خواه گذشته متناهی باشد و خواه لامتناهی. این استدلال مربوط است به آن چه درحال حاضر وجود دارد.

حتی شما در هنگام خواندن این مطلب، به چیزهای دیگری وابسته هستید؛ شما نمی توانستید، درحال حاضر، بدون آن ها وجود داشته باشید. فرض کنید هفت چیز وجود دارد که شما به آن وابسته هستید. اگر این هفت چیز وجود نداشته باشند، شما نیز وجود نخواهید داشت. اکنون فرض کنید که همه ی آن هفت چیز برای موجودیت داشتن به چیزهای دیگر وابستگی دارند.

بدون آن ها، هفت چیزی که اکنون وابسته به آن هستید، وجود نخواهند داشت – و شما نیز وجود نخواهید داشت. تصور کنید که کل جهان از شما و هفت علت ایجادکننده ی شما تشکیل شده است.

اگر چیزی جز جهان در حال تغییر (چیزهای وابسته) وجود نداشته باشد، پس جهان (و شما به عنوان بخشی از آن) نمی توانید وجود داشته باشید. زیرا همه ی چیزهایی که درحال حاضر وجود دارند، نیازمند این هستند که موجودیت خود را از ی هدیه بگیرند، ولی هیچ چیز قادر به دادن موجودیت به آن ها نیست. ولی شما وجود دارید و ی بوده که این موجودیت را به شما هدیه دهد. بنابراین در این صورت باید چیزی علاوه بر “جهانِ چیزهای وابسته” – چیزی که مانند آن ها وابسته نیست، وجود داشته باشد.

و اگر در آن صورت باید وجود داشته باشد، در این صورت هم باید وجود داشته باشد.

در جهان مان مسلما بیش از هفت چیز وجود دارد که نیازمند موجودیت (وجود داشتن) یافتن هستند (یعنی این که چیز دیگری باید به آن ها موجودیت شان را هدیه کند). اما این “نیاز، ” با وجود داشتن بیش از هفت چیز کاهش نمی یابد. همان طور که چیزهای بیش تر و بیش تری را تصور می کنیم – حتی تعداد بی شماری از چیزها، در صورت امکان – به سادگی مجموعه ای از موجوداتی که نیاز دارند را گسترش می دهیم. و این نیاز به موجودیت یافتن یا وجود داشتن، نمی تواند از داخل مجموعه ی تصور شده، تامین شود. اما بدیهی است که این نیاز برآورده شده است، زیرا موجودات احتمالی وجود دارند. بنابراین یک منبع هستی وجود دارد که جهان مادی ما به آن وابسته است.

اثبات وجود خدا ۳:

برهان زمان و احتمال

۱. ما به چیزهای دور و برمان که به وجود می آیند و از بین می روند، توجه می کنیم. به عنوان مثال، یک درخت از یک ساقه ی کوچک رشد می کند، گل های زیبایی می آورد، و سپس خشک می شود و می میرد.

۲. آن چه به وجود می آید و از بین می رود، مجبور نیست که وجود داشته باشد؛ وجود نداشتن یک احتمال واقعی است.

۳. فرض کنید که هیچ چیز نباید وجود داشته باشد؛ یعنی وجود نداشتن یک احتمال واقعی برای همه چیز است.

۴. پس درحال حاضر هیچ چیزی وجود ندارد. چرا که

۵. اگر جهان موجودیت یافتن را آغاز کند، پس همه ی موجودات باید منشاء خود را در لحظاتی از گذشته ردی کنند که قبل از آن– به معنای واقعی کلمه- هیچ چیز وجود نداشته است. ولی

۶. از هیچ چیز، هیچ چیزی به وجود نمی آید. بنابراین

۷. جهان نمی توانسته شروع شود.

۸. فرض کنید که جهان هرگز شروع نشده است. پس، برای مدت زمان لایتناهی تاریخ کیهانی، تمام موجودات احتمال وجود نداشتن (موجودیت نیافتن) را داشته اند. ولی

۹. اگر در یک زمان لایتنهایی، این احتمال هرگز شناخته نشده باشد، پس نمی توانسته یک احتمال واقعی باشد. بنابراین

۱۰. باید چیزی وجود داشته باشد که مجبور است وجود داشته باشد، که وجود نداشتن و موجودیت نیافتن برایش غیرممکن باشد. این نوع موجود، ضروری نامیده می شود.

۱۱. این ضرورت یا متعلق به چیزی در خود است یا از دیگری مشتق می شود. اگر از موجود دیگری مشتق شود، در نهایت باید یک موجود وجود داشته باشد که ضرورت اش مشتق نشده است، یعنی یک موجود کاملا ضروری.

۱۲. این موجود کاملا ضروری خداست.

سوال ۱: حتی اگر در حقیقت تمام طول روز را در خانه باشید، باز هم احتمال از خانه بیرون رفتن تان وجود دارد. خوب پس چرا این احتمال غیرممکن به نظر می رسد که جهان به بقای خود ادامه دهد، حتی با وجود این که احتمال دارد از عرصه ی وجودی خارج شود؟

پاسخ: این دو مورد واقعا موازی نیستند. خارج شدن از خانه در یک روز خاص چیزی است که به انتخاب و اراده ی خودتان بستگی دارد. اما اگر عدم وجود یک امکان واقعی برای شما باشد، پس شما موجودی هستید که نمی تواند برای همیشه ماندنی باشد. به عبارت دیگر، احتمال عدم وجود باید بخشی ذاتی و درونی از سرشت شما باشد، یک ویژگی ضروری. و اگر همه چیز مانند این باشد، پس چگونه چیزها می توانند بعد از گذشت زمان نامحدود، وجود داشته باشند؟

چرا که یک زمان بی نهایت برای همیشه طول می کشد. بنابراین یک موجود باید آن چه را که می گیرد خودش هم داشته باشد تا برای همیشه بماند، یعنی برای یک مدت زمان نامحدود باقی بماند. بنابراین در قلمرو موجودیت داشتن باید چیزی وجود داشته باشد که احتمال از دست دادن موجودیت را نداشته باشد. و این نوع موجود، چنان-چه آکویناس می گوید، “ضروری” نامیده می شود.

اثبات وجود خدا ۴:

برهان درجات تکامل

ما متوجه چیزهای اطرافمان که به شیوه های مختلفی تفاوت دارند، هستیم. برای مثال، سایه ای از یک رنگ می تواند روشن تر یا تیره تر از سایه رنگ دیگری باشد، یک پای سیب تازه پخته شده داغ تر است از پای سیبی که یک ساعت قبل از فر بیرون آمده است. زندگی شخصی که به دیگران عشق می دهد و از آن ها عشق می گیرد، بهتر از زندگی ی است که سر و کاری با عشق ندارد.

بنابراین ما بعضی چیزها را بر اساس بیش ترین و کم ترین چینش می کنیم. و وقتی این چینش را انجام میدهیم، طبیعتا آن ها را بر مقیاس ‘نزدیک به بیش ترین و کم ترین’ قرار میدهیم. به عنوان مثال، برداشت ما از روشن تر این است که به شفافیت سفید خالص نزدیک می شود، و تیره تر یعنی نزدیک شدن به مات بودن طیف سیاه. این بدان معنی است که ما آن ها را در “فاصله های” مختلف از بیش ترینه ها و به عنوان دارنده ی ( به میزان”بیش تر” یا “کم تر”) آن چه که بیش ترینه ها به طور کامل دارند، در نظر می گیریم.

گاهی اوقات، این فاصله در واقع فاصله ای حقیقی است از نهایتی که، تمام تفاوت بین “بیش تر” و “کم تر” را می سازد. به عنوان مثال، چیزها بسته به دوری و شان به منبع گرما داغ تر یا خنک تر هستند. این منبع، گرما را کم تر یا بیش تر به آن ها انتقال می دهد. این بدان معنی است که میزان گرمائی که در اختیار آن ها قرار دارد، ناشی از یک منبع خارج از آن ها است.

حالا وقتی که ما درباره ی خوب بودن چیزها فکر می کنیم، بخشی از منظور ما، به آن چه آن ها به سادگی به عنوان یک موجود هستند، مربوط است.

به عنوان مثال، ما معتقدیم که یک روش نسبتا پایدار و دائمی وجود داشتن بهتر از روشی سریع و مبهم است. چرا؟ زیرا ما در سطحی عمیق (اما نه همیشه آگاهانه) متوجه هستیم که هستی منبع و شرط تمام ارزش ها است؛ در نهایت، بودن بهتر از نبودن است.

و بنابراین ما برتری ذاتی همه ی شیوه هایی را که احتمالات را گسترش می دهند، ما را از بند محدودیت های مادی آزاد می کنند و به ما اجازه می دهند که در موجودیت چیزهای دیگر سهم داشته باشیم، آن ها را توانمند کنیم و توسط آن ها توانمند شویم، تشخیص می دهیم.

به عبارت دیگر، همه ی ما متوجه هستیم که موجود هوشمند بهتر از موجود غیر هوشمند است؛ موجودی که قادر است عشق بدهد و عشق بگیرد بهتر است از موجودی است که نمی تواند با عشق سر و کاری داشته باشد؛ این که روش زندگی ما بهتر، غنی تر و کامل تر از یک سنگ، یک گل، کرم خاکی، یک مورچه یا حتی یک خوک آبی است.

اما اگر این درجه ی کمال مربوط به موحودیت داشتن است و موجودیت داشتن در مخلوقات محدود رخ بدهد، پس باید یک “بهترین”، یک منبع و استاندارد واقعی از همه ی کمال هایی که می دانیم به ما به عنوان موجودات تعلق دارد، وجود داشته باشد.

– این موجودیت مطلقا کامل – “هستیِ تمام موجودات”، “کمال تمام کمال ها” – خداوند است.

سوال ۱: این استدلال یک”بهترِ” حقیقی را فرض می کند. اما آیا همه ی قضاوت های ما در رابطه با ارزش مقایسه ای، صرفا ذهنی نیستند؟

پاسخ: این سوال خودش به خودش پاسخ می دهد. چرا که پرسشگر نمی توانسته این سوال را بپرسد، مگر این که با خودش فکر کرده باشد که پرسیدن سوال واقعا بهتر از نپرسیدن آن است، و واقعا پیدا جواب درست بهتر از پیدا ن پاسخ است. شما می توانید بر اساس سوبژکتیویسم (ذهنیت گرایی) صحبت کنید، اما نمی توانید آن را زندگی کنید.

اثبات وجود خدا ۵:

برهان نظم

این نوع استدلال از جاذبه ی دائمی و گسترده ای برخوردار است. تقریبا همه می پذیرند که فکر به نظم و زیبایی طبیعت چیزی را در عمق وجود ما قلقلک می دهد. اما آیا این نظم و زیبایی محصول طراحی هوشمندانه و هدفی آگاهانه هستند؟ برای تئیست ها (خداباورها) پاسخ مثبت است. برهان نظم، می کوشد از این پاسخ دفاع کند، و نشان دهد که چرا این پاسخ معقول ترین پاسخ است. این برهان به اندازه ی تجربیات فراوانی که در آن ها ریشه دارد متنوع فرموله شده است. در ادامه بینش اصلی یا مرکزی برهان نظم را می بینید:

۱. جهان میزان سرسام آوری از قابلیت فهم را به نمایش می گذارد، هم در چیزهایی که مشاهده می کنیم، و هم در چگونگی ارتباط برقرار این چیزها با چیزهای دیگری خارج از خود. یعنی: شیوه ای که آن ها وجود دارند و با هم در صلح و صفا زندگی می کنند، نظم زیبا و پیچیده ای را نشان می دهد که می تواند حتی بی دقت ترین مشاهده کننده را از حیرت و شگفتی لبریز کند. ذاتا برای بسیاری از موجودات مختلف طبیعی است که با یکدیگر کار می کنند تا یک نتیجه ی با ارزش را تولید کنند، مثلا ارگان های موجود در بدن برای زندگی و سلامت ما کار می کنند. (برهان ۸ را نگاه کنید.)

۲. این نظم قابل درک، محصول شانس یا طراحی هوشمندانه است.

۳. شانس نقشی ندارد.

۴. از این رو جهان محصول طراحی هوشمندانه است.

۵. طراحی فقط از یک ذهن، یک طراح شکل می گیرد.

۶. بنابراین جهان محصول یک طراح هوشمند است.

نخستین قاعده قطعا درست است – حتی انی که نسبت به این برهان مقاوم هستند، آن را پذیرفته اند.

ی که نپذیرد تقریبا کندذهن است. یک تک مولکول پروتئین از نظم فوق العاده ای برخوردار است؛ یک تک سلول حتی نظم بیش تری دارد؛ و نظم یک ارگانی مانند چشم فوق العاده بیش تر است، ارگانی که در آن اجزای منظمِ یک پیچیدگی عظیم و ظریف با اجزای بی شمار دیگری برای رسیدن به یک هدف خاص کار می کنند. حتی عناصر شیمیایی با عناصر دیگر به روش های خاص و تحت شرایط خاص و منظمی ترکیب می شوند. اختلال ظاهری مشکلی است ناشی از فراگیر بودن نظم و ترتیب در جهان. بنابراین فرضیه اول تایید می شود.

اگر تمام این نظم به هیچ وجه محصول طراحی هوشمندانه نیست، پس جریان چیست؟ بدیهی است که این نظم “فقط اتفاقی روی داده-است.” چیزها همگی “به صورت تصادفی” این گونه هستند. از سویی دیگر، اگر تمام این نظم و ترتیب محصول نیروهای ن نا و بدون هدف نیست، پس از نوعی هدف حاصل شده است. این هدف تنها می تواند یک طراحی هوشمندانه باشد. بنابراین فرض دوم هم به اعتبار خود باقیست.

البته این فرض سوم است که اهمیت زیادی دارد. در نهایت، غیرمومنان به ما می گویند، این گونه بودن جهان تماما اتفاقی است و هیچ طراحی خاصی صورت نگرفته است. وجود چنین نظمی اتفاقی است و بار اثبات آن روی دوش مؤمنان است که باید نشان دهند چرا وجود چنین نظمی با تصادف صرف امکان پذیر نیست.

اما چنین چیزی کمی قهقرایی به نظر می رسد. مطمئنا این وظیفه ی غیر مومنان است که جایگزینی برای طراحی ارائه کنند. و “شانس” واقعا معتبر نیست. زیرا ما شانس را فقط می توانیم در پیش زمینه ای از نظم درک کنیم. گفتن این که چیزی “به صورت تصادفی” اتفاق افتاده است مانند این است که بگوییم آن طوری که انتظارش را داشتیم رخ نداد یا طوری رخ داد که انتظارش را نداشتیم. اما انتظار بدون نظم غیر ممکن است. اگر نظم را کنار بگذارید و درباره ی شانس تنها به عنوان یک منبع نهایی صحبت کنید، در واقع تنها پیش زمینه ای را که به ما امکان می دهد به طور معنی دار از شانس صحبت کنیم، کنار می گذارید.

به جای فکر در مورد شانس در پیش زمینه ای از نظم، دعوت شده ایم که درباره ی نظم (نظم پیچیده و همه جا حاضر) در برابر یک پیش زمینه ی تصادفی و بی هدف از شانس فکر کنیم. صادقانه بگویم چنین چیزی باور ی نیست. بنابراین، منطق سوم این است که فرضیه ی سوم را تصدیق کنیم، نه شانس را، و بنابراین نتیجه را تأیید می کنیم که این جهان محصول یک طراحی هوشمندانه است.

سوال ۱: آیا تئوری تکامل داروین به ما نشان نداده است که چگونه ممکن است تمام نظم موجود در جهان به صورت تصادفی ایجاد شده باشد؟

پاسخ: ابدا! اگر نظریه ی داروین چیزی را نشان داده باشد، به طور کلی، آن چیز این است که چه طور گونه ها ممکن است از گونه های دیگر در اثر جهش تصادفی ایجاد شوند؛ و چگونه انتخاب طبیعی (- سازگاری برخی از گونه ها برای زنده ماندن و دوام آوردن در محیط زیست خود) می تواند سبب بقای این گونه ها شده باشد.

به هیچ وجه چنین چیزی نظم همه جا حاضر و هوشمندی طبیعت را توجیه نمی کند (نمی تواند توجیه کند). در واقع، این فرآیند فرض را بر نظم قرار می دهد. عبارت مشهوری هست که می گوید: “بقای سالم ترین گونه ها، به وجود آمدن گونه ی سالم را پیش انگاشت می کند.” اگر داروینیان مایل هستند نظریه ی صرفا بیولوژیکی خود را ملاک قرار بدهند و معتقد باشند که تمام نظم وسیع در جهان اطراف ما نتیجه ی تغییرات تصادفی است، پس آن ها چیزی را می گویند که هیچ مدرک تجربی آن را تایید نمی کند؛ هیچ علم تجربی نمی تواند آن را ثابت کند؛ و این که در واقع فراتر از باور است.

سوال ۲: شاید تنها در این نقطه از جهان است که نظم یافت می شود. شاید نقاط ناشناخته ی دیگری وجود داشته باشد که پر از هرج و مرج هستند – یا شاید جهان روزی در آینده پر از هرج و مرج شود. در این صورت برهان نظم به کجا می رسد؟

پاسخ: مومنان و غیر مؤمنان هر دو جهان ی انی را تجربه می کنند. این همان جهانی است که یا طراحی شده است یا نه. و جهانِ تجارب مشترک ما، دنیایی است از نظمی فراگیر و قابل فهم. این واقعیتی است که باید با آن مواجه شویم. پیش از آن که درباره ی آن چه که در آینده رخ خواهد داد یا آن چه در جای دیگر درحال حاضر وجود دارد، حدس هایی بزنیم، باید با آن چه که هست، صادقانه برخورد کنیم. ما باید با عزمی راسخ میزان نظم و فهم پذیری آن را به رسمیت بشناسیم. سپس می توانیم از خودمان بپرسیم: آیا قابل باور است که ما در جزیره ی کوچکی از نظم که توسط یک دریای گسترده ای از هرج و مرج محصور شده، دریایی که ممکن است روزی به دنیای ما هم نفوذ کند، س ت داریم؟

فقط این را در نظر داشته باشید که چه طور در دهه های گذشته، در محدوده ی دانش خودمان تغییر کرده ایم.

ما چشم اندازمان را فراتر از این سیاره و دور از عناصری که آن را تشکیل می دهند، برده ایم. و این گسترش افق های ما چه چیزی را آشکار کرده است؟ همیشه یک چیز ی ان را آشکار کرده است: بیش تر (و نه کم تر) قابل فهم بودن را؛ نظمی پیچیده تر و ظریف تر را. نه تنها هیچ دلیلی برای باور وجود هرج و مرج اطراف وجود ندارد، بلکه دلایلی هم مبنی عدم باور این موضوع وجود دارد. این امر در قاموس تجربه ای که همه ی ما (خواه معتقد و خواهد غیر معتقد) در آن سهیم هستیم، پدیدار می شود.

چیزی شبیه به همین را می توانیم در مورد آینده بگوییم. ما می دانیم چیزها در جهان چگونه عمل کرده اند و چگونه عمل می کنند. و بنابراین، تا زمانی که ما دلایلی برای فکر به شیوه ی دیگری داشته باشیم، هر دلیلی که برای باور آن وجود داشته باشد در مسیر صحیح حرکتش ادامه خواهد یافت. هیچ گمانه زنی و گمانی نمی تواند چیزی را که ما می دانیم باطل یا بی ارزش کند.

و به هر روی این سوال از ما می خواهد دقیقا چه نوع هرج و مرجی را تصور کنیم؟ این که معلول بر علت مقدم است؟ این که قانون تناقض وجود ندارد؟ این که برای موجودیت یافتن، نیازی به چیزی نیست؟ این ایده ها کاملا نامفهوم هستند اگر ما در مورد آن ها فکر کنیم، تنها با این هدف است که آ ن ها را غیرممکن بدانیم. آیا ما می توانیم نظم کم تری را تصور کنیم؟ بله. می توانیم ساماندهی جدید نظمی که تج?




خدا گفته اینا رو از من بخواهید

درخواست حذف اطلاعات

#مناجات_عاشقانه


به به


دعاهایی که خدا در قرآن بهمون تقلب داده که اینطوری ازش بخواهیم



6 دعــــای قــــــرآنــــــی


1ربَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتحْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ «البقره۲۵۰»


پروردگارا! (بر دلهایمان آب) صبر و شکیبائی بریز و گامهایمان را ثابت و استوار بدار و ما را بر جمعیّت کافران پیروز گردان.


2ربَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا «البقره۲۸۶»


پروردگارا! اگر ما فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را (بدان) مگیر (و مورد مؤاخذه و پرس و جو قرار مده)


3ربَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِنا «البقره۲۸۶»


پروردگارا! بار سنگین (تکالیف دشوار) را بر (دوش) ما مگذار

آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان) بر (دوش) انی که پیش از ما بودند گذاشتی.


4ربَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ «آل عمران۸»


پروردگارا! دلهای ما را (از راه حق) منحرف مگردان

بعد از آن که ما را (حلاوت هدایت چشانده و به سوی حقیقت) رهنمود نموده ای،

و از جانب خود رحمتی به ما عطاء کن. بیگمان بخشایشگر توئی تو.


5ربَّنا إِنَّکَ جامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیهِ إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ «آل عمران۹»


پروردگارا! تو مردمان را در روزی که تردیدی در آن نیست جمع خواهی کرد

(تا همگان را در برابر کارشان پاداش دهی و بدین امر وعده داده ای و) بیگمان خدا خلاف وعده نمی کند.

6ربَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ «آل عمران۱۶»


پرودگارا! ما ایمان آورده ایم، پس گناهان ما را ببخش و

ما را از عذاب آتش (دوزخ) به دور دار.



آمین یا ارحم الراحمین


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ




گاهی باختن عین بردن است

درخواست حذف اطلاعات



باز معروف و مقتدری در قونیه بود که او را پاشاخان می گفتند.


پاشاخان بر سر میز نشسته بود،

که جوانی با او قصد کرد.

همگان آن جوان را از نشستن بر سر میز با پاشاخان منع د،

اما جوان که در رؤیای رها شدن از زندگی سخت بود،

بر سر میز نشست و همان ابتدا باخت و هرچه داشت همانجا خالی کرد.

بر سر میز به پاشاخان گفتند،

این جوان فقیر و بینواست و

از سر فقر تمام زندگی خود را فروخته و با تو می کند؛

بر او بباز تا صدقه ای بر او کرده باشی تو که شکر خدا از مال دنیا بی نیازی.

اما پاشاخان گوش نکرد و

جوان هر چه هم از اندک مال دنیا داشت به پاشاخان باخت و با چشمانی گریان راهی خانه شد.


از او سوال د چرا بر او نباختی؟؟

گفت: «من اگر بر او می باختم او سود می برد و تشویق می شد تا بر بازی خود ادامه دهد،

من شیرینی را از او با زهر و تلخی باختن گرفتم،

تا در جوانی پا در مسیر گمراهی برای تحقق آرزوهای پوچ خود نگذارد.

چنانچه روز اول من هم مانند او فقیر و روستایی بودم که بر سر همین میز بر من باختند و

مرا باز د؛ کاش نمی باختند.»

اگر گاهی در زمان معصیت و گناه فَرَجی در کار ما حاصل نمی شود، این لطف و عنایت خداست.


ومَا أُبَرِّئُ نَفْسِی ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی ۚ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (یوسف - 53)


☘️و من (خودستایی نکرده و) نفس خویش را از عیب و تقصیر مبرّا نمی دانم،

زیرا نفس امّاره انسان را به کارهای زشت و ناروا سخت وا می دارد

جز آنکه خدای من رحم کند، که خدای من بسیار آمرزنده و مهربان است.

اگر در معامله ای حرام و ناخالص و مشکوک آستین بالا می زنیم و اما ضرر می کنیم؛

این نظر عنایت خداست که نفس امّاره ما را به سوی گناه سوق می دهد

ولی حضرت احدیت بر ما رحم می کند که طعم و مزه مال حرام را بر مذاق خود نچشیم.

اگر روزی هوس گناه می کنیم و می خواهیم با نامحرمی ارتباط برقرار کنیم و

شرایط یا جور نمی شود یا بهم می خورد نشان محبت خداست.

همان اول می بازیم که دیگر سمت خطا نرویم و بعد از مدتی با کلی بارِ معصیت که ب کرده ایم برگردیم.

گاهی باختن همان ابتدا عین بردن است.

فلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ (انعام - 44)


☘️پس چون آنچه به آنها تذکر داده شد همه را فراموش د

ما هم درهای هر چیز را به روی آن ها گشودیم

تا چون به نعمتی که به آنها داده شد شادمان و مغرور شدند

ناگاه آنها را (به کیفر اع ان) گرفتار کردیم و آن هنگام (خوار و) ناامید گردیدند.


**************************


یاد اون شعر معروف افتادم که میگف...



خدایا چه شیرین است


در زندگی


همه ام را به تو ببازم


عشق فقط خدا



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





عشق فقط خدا 77

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


خدا


.
جـــانـان


بــرای عــاشــق تــو شدن


هیچ بــهــانـہ ای لازم نیست



هرچــہ باشد،


میان این هـمـہ الـفـبـا

تـنـهـا تــویــی ڪہ

حــرفــــ نداری


«سـپاس خــــدای را
ڪـہ اول است

و پیش از او اولی نبوده

و آخــر است

و پس از او ا ی نباشد».



#صحیفه سجادیه



بقول ناصر پروانی


❣️خواستم

❣️شعری بگویم

❣️با حروفی

❣️غیر #عشق

❣️هرچه آمد

❣️عین بود

❣️و شین بود

❣️قاف بود


#عاااشقتم_خدااا




عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



تلگرام عشق فقط خدا




بله ضامن آهو که میگن ایشونه

درخواست حذف اطلاعات
#داستانک_معنوی


#داستانی_واقعی از

روایت #شب_اول_قبر


آیت الله سید شهاب الدین مرعشی (ره) نقل می کنند :

شب اول قبرِ آیت الله شیخ مرتضی حائری برایش لیلة الدّفن خواندم، همان ی که در بین مردم به وحشت معروف است.

بعدش هم یک سوره یاسین قرائت و ثوابش را به روح آن عالم هدیه .

چند شب بعد او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟!

پرسیدم: آقای حائری، اوضاع تان چطور است؟

آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف ...

وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سبکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اینکه لباسی را از تنت درآوری. کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.

ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می آید. صداهایی رعب آور و وحشت افزا! صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست می کرد. به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشیع و تدفین کرده بودند خبری نبود.

بیابانی بود برهوت با افقی بی انتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست به من نزدیک می شدند. تمام وجودشان از آتش بود.

انگار داشتند با هم حرف می زدند و مرا به یکدیگر نشان می دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی آمد. تنها دهانم باز و بسته می شد و داشت نفسم بند می آمد.

بدجوری احساس بی ی و غربت و گفتم خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو ی را ندارم....

همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه ص از پشت سرم شدم.

ص دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین!

سرم را که بالا و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من می آمد.

هر چقدر آن نور به من نزدیکتر می شد آن دو نفر آتشین عقب تر و عقب تر می رفتند تا اینکه بالا ه ناپدید گشتند.

نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم. آقایی را دیدم از جنس نور ! نوری چشم نواز و آرامش بخش.

ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمی توانستم حرفی بزنم و تشکری کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید: آقای حائری! ترسیدی ؟

من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره ترک می شدم و خدا می داند چه بلایی بر سر من می آوردند.

بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: راستی، نفرمودید که شما چه ی هستید.

و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می نگریستند فرمودند:

من علی بن موسی الرّضا هستم.

آقای حائری! شما ۷۰ مرتبه به زیارت من آمدید

من هم ۷۰ مرتبه به بازدیدت خواهم آمد،

این اولین مرتبه اش بود ۶۹ بار دیگر هم خواهم آمد.



هـرگز حسـد نبردم بر منصبی و مالی

إلّا بر آن کـه دارد با دلبـری وصالی

#سعدی


شهادت رضا ع تسلیت باد


خدایا بحق رئوف

ولی نعمت ایرانیان

آقا علی بن موسی الرضا

همه ما را عاقبت به خیر بگردان

آمین...


*****************************


❤️ کانال تلگرامی عشق فقط خدا ❤️


https://telegram.me/eshgekhodayi

تلگرام عشق فقط خدا




عشق فقط خدا 76

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


تو نامَت عِشق


کلامَت عِشق


تمامِ خُلق و خویَت عِشق

مَنم مَخلوق


مَنم بی تابِ لذّت ها


مَنم جا مانده از این عِشق

تو آن آیینه ای هَستی


که چَشم از روی تو
بَستم...

وَ تو با مِهرِ والایَت

مَرا بَخشیدی و خو

برایَم قصّه ای از عِشق...

خُدایا

عِشق یَعنی تو

چه خوشبختَم

تو را دارَم...

مَرا از مَن رَهایَم کُن

خُدایا

دوستَت دارَم...



#حمید_رضا_یگانه





سیر نمیشم از این شعر م و زیبا

درخواست حذف اطلاعات

شعر معنوی



شا ار ی از حضرت مولانا



باران که شدی مپرس این خانه ی کیست

سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست


باران که شدی، پیاله ها را نشمار

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست



باران! تو که از پیش خدا می آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست



بر درگه او چونکه بیفتند به خاک

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست



با سوره ی دل، اگر خدارا خو

حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست



این بی دان، خویش خدا می دانند

اینجا سند و قصه و افسانه یکیست



از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار

در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست




گر درڪ کنی

خودتـ خـدا را بینی

درکش نکنی،

کعبه و بتخانه یکیستـ ـ ـ



مولانا


عشق فقط خدا


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



دقیقا درست میگی و وای به حال ما

درخواست حذف اطلاعات



یک لحظه سکوت قدری تامل



یک یهودی سخنرانی خود را در خطاب به مسلمانان این طور شروع می کند...:



ایرانیان را با کوروش سرگرم کردیم ❗️

مسجدی از فرقه شیعه را منفجر کردیم و به شما گفتیم کار فرقه سنی بوده و همین کار را با فرقه سنی ها کردیم و این طور کشت و کشتار را بین شما راه انداختیم ❗️

به فرقه سنی ها فهم م که دشمن درجه یک آنها فرقه شیعه هست و این کار با فرقه شیعه هم کردیم و نسلهای مسلمانان را ازبین بردیم ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

ایمان را راهی خانه هایتان کردیم و شبکه های اختصاصی به تمام زبان مسلمانان ایجاد کردیم ❗️

های غیر ی ساختیم و آنها را درست وقت عبادت شماها پخش کردیم و این طور شما را نابود کردیم ❗️

بازارهایتان را از لباسهای نازک و تنگ پر کردیم و هر روز به نازکی و تنگی آن افزودیم ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

فرهنگ دوستی پسرها و دخترها را بین جوانان شما آوردیم و ایمان جوانان شما سست کردیم ❗️
ایتان را با ترفندهاى حرفه اى تعطیل کردیم و امروز می بینم ایتان فقط محل دوستی و رفاقت هست ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

به عربها فهم م که دشمن سر سخت آنها فارسها هستند و به فارسها فهم م که عربها دشمن درجه یک آنها هستند ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

مدام به فارسها از تاریخ درخشان گذشتشان می گوییم و آنها را در مقابل اعراب قرار می دهیم ❗️

در بین شما جکهایی در مورد بزرگان شما درست کردیم و شما هم استقبال کردید ❗️

لعن و نفرین را به هر دو فرقه شیعه و سنی آموختیم و به آنها گفتیم که باید همدیگر را سب و لعن کنید ❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️


بین دو کشور مسلمان فتنه انداختیم و به یک طرف اسلحه دادیم تا طرف دیگری را بکشد و همینطور نسلهای شما را ازبین بردیم ❗️


قرآن شما را طبق خواست خودمان تفسیر کردیم و بعضیها را تکفیر کردیم و گفتیم کشتن اینها حلال است ❗️

مذهب جدیدی درست کردیم و آن را قوی ساختیم و به اسلحه دادیم تا شما را بکشد وشما خواب هستید❗️

به چی افتخار می کنید ⁉️

برنامهای اجتماعی را بین شما رواج دادیم و شما را مشغول کردیم تا مبادا بیدار شوید و به بسوی ما بیایید ❗️

هایی ساختیم و خیانت را به خانه های شما آوردیم ❗️

و خیلی چیزهای دیگر...

و اما ای یهودیان سر افراز امروز هیچ فشنگی روانه ما نمی شود زیرا مسلمانان در گیر کشتار همدیگر هستند شبها را راحت بخو د.

زمانی بود که بر جهان حکومت می کرد،
اما امروز مسلمانان نمی توانند حتی بر خود حکومت کنند ❗️❗️❗️

بله آنها در عراق، ، لبنان، یمن، لیبی، تونس، مصر، عربستان، افغانستان، پا تان، قطر، کویت، امارات، ترکیه و خیلی جاهای دیگر دارند همدیگر را می کشند ❗️
بله چون ما به آنها فهم م که ما دشمن آنها نیستیم ❗️

جوان یهودی دستان خود را بالا برد و با تمام قدرت فریاد زد ...:
ای محمّد...، ی که تو آنرا بر تمام جهان فرستادی امروز چراغ آن نور نمی دهد ❗️
ای محمّد دیگر کتاب تو خوانده نمی شود زیرا اگر خوانده می شد پیروان تو همدیگر را نمی کشند ❗️❗️

زمانی تو به آنها می گفتی یهودیان دشمن درجه یک تو هستند ولی الان ما قاعده رو تغییر دادیم❗️

می بینی ای محمّد امّت تو غرق در خون است، روزانه هزاران مسلمان کشته می شوند، آنهم به دست مسلمانی دیگر، زیرا به آنها یاد دادیم که آنها برادر نیستند زیرا دیگر کتاب تو خوانده نمی شود❗️❗️


انتشار جهت روشنگری


بسم الله...

بیدارباشیم


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





4شکر و 4 نعمت بزرگ و با ارزش دنیا

درخواست حذف اطلاعات


چهار حمد

حمد خداوند متعال


✨ علی ؏ ؛


هر از پیروان ما هر روز این چهار حمد را بخواند

خداوند او را چهار چیز کرامت فرماید✨


1⃣ عمر طبیعی
2⃣ مال و فرزند بسیار

3⃣ با ایمان از دنیا رفتن

4⃣ بی حساب داخل بهشت شدن



بسمِ اَللهِ اَلرَّحمنِِ اَلرَّحیمِ

الحَمدُلِلّهِ اَلّذی عَرَّفََنی نَفسَهُ وَلَم یَترُکنی عُمیانَ اَلقََلب
ِ
الحَمدُلِلّهِ اَلّذی جَعَلَنی مِن اُمَّةِمُحَمَّدٍ صَلَّی اَللهُ عَلَیهِ وَالِه

الحَمدُ لِلّهِ اَلَّذی جَعَلَ رِِزقی فی یَدِه وَلَم یَجعَلهُ فی اَیدِی النّاس

الحَمدُلِلّهِ اَلَّذی سَتَرذنوبی وَ عُیُوبی وَلَم یَفضَحنی بَینَ الخلائق


✨ستایش خدا را که خود را به من شناساند ومرا کوردل نگذاشت.

✨ستایش خدا را که مرا از امت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله قرار داد.

✨ستایش خدا را که روزیم را در دست خودش قرار داد و آن را در دست مردم ننهاد

✨ ستایش خدا را که گناهانم وعیوبم را پوشاند ومرا در میان مردم رسوا نکرد.

مفاتیح الجنان ص ۱۰۳۸


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



راز لذت پایدار

درخواست حذف اطلاعات


تراژدی تردمیل خوشبختی

فرض کن روزی تلفن زنگ میزند. ص پرهیجان می گوید، مژدگانی بدهید،

در بانکی که حساب باز کرده بودید، برنده جایزه چند میلیارد تومانی شده اید.

چه احساسی خواهی داشت؟ لذ

و فکر می کنید این احساس چقدر دوام بیاورد؟

دقت کنید که جایزه شما چند میلیارد تومانی است.
احتمالا خواهید گفت از این به بعد میدانم چگونه زندگی کنم و تا آ عمر شاد خواهم زیست.

تقریبا همه ما به این سوال چنین پاسخی می دهیم


اما این کاملا اشتباه است.

آیا برنده شدن در جوایز بانک ما را سال ها به شادترین انسان تبدیل می کند؟

دن گیلبرت، روانشناسی هاروارد، نظرش منفی است.

پژوهش های متعدد نشان می دهد اثر شادی چنین دستاوردهایی بعد از چند هفته از بین می رود.

بنابراین، فرد چند وقت پس از دریافت جایزه به همان سطح رضایت از زندگی بازخواهد گشت.

به یک داستان واقعی توجه کنید:

یکی مدیر ثروتمند تصمیم گرفت ویلای رویاهایش را بسازد!

تعداد زیادی اتاق، است شاهانه، چشم اندازی رشک برانگیز، روف گاردن و .....

چند هفته اول با خوشحالی لبخند می زد.

اما خیلی زود این شادی از بین رفت. بعد از شش ماه ناراحت تر نیز شد.


چه اتفاقی رخ داد؟

او می گفت: دیگر ویلا،رویای او نبود.

در را که بازمی هیچ حسی نسبت به ویلا نداشتم

راستش مانند آپارتمان تک اتاق خوابه دوران دانشجویی ام بود هیچ فرقی نمی کرد.

بدتر این که باید روزی دو بار، هر بار یک یک ساعت مسیری پرترافیک و

طولانی از خانه تا محل کار رفت و آمد می کرد.


این یک داستان استثنایی و فقط برای یک نفر و یک مورد نیست.

می توانید از این قضیه را در زندگی خود و دیگران جستجو کنید.


بگذارید چند مثال دیگر بزنم:


1- تلاش می کنید که ا بگیرید

. یک ماه بعد از دفاع پایان نامه تان و در زمانی که همه به شما می گویند

خانم یا آقای ،

احساس می کنید شادمانی ویژه ای ندارید.

2- سه سال منتظر می مانید تا رییس اداره تان بازنشست شود.

شما جزو ک داها هستید،

دل تان مانند سیر و سرکه می جوشد که شما به عنوان ک دا انتخاب شوید.

چنین نیز می شود. سپس در یک کش و قوس، رییس اداره تان می شوید.

ماه عسل شغل جدید که تمام می شود، به همان سطح از رضایت سابق باز می گردید.

افرادی که در ثروت شان یا شغلشان تغییر یا پیشرفتی می کنند

از نظر میزان خوشحالی بعد از حدود سه ماه دوباره به همان ح اولیه برمیگردند.

علم این اثر را تردمیل خوشبختی می نامد؛

یعنی ما سخت تلاش میکنیم، می دویم و میتوانیم چیزهای بیشتر و بهتری را ب یم،

ولی این موارد در حال حاضر ما را خوشحال ترنمی کنند

(کتاب هنر شفاف شیدن).

تجویز راهبردی:
اگر واقعا تراژدی تردمیل خوشبختی صحت داشته باشد،

پس این همه تلاش ما بی فایده است؟ اینکه در جستجوی تحصیلات بالاتر،

خانه بزرگ تر، ماشین بهتر هستیم تاثیری در رضایت ما ندارد؟


به دو تجویز زیر دقت کنید:

1- جستجوی همین اه کوچک و بزرگ است که باعث می شود ما به تکاپو بیفتیم و در مسیر این تلاش است که انسان، ساخته می شود، یاد می گیرد و رشد می کند. اگر به این نکته توجه داشته باشیم، آنگاه خواهیم دانست که از چیزهای مادی مانند ماشین، خانه، پست، مدرک، انتظار شادمانی پایدار و بلندمدت نداشته باشیم. هر کدام از این ها بهانه ای است برای پویایی و برای «شدن» و نه «بودن» و «داشتن».

2- اگر اه خود را به درستی انتخاب کنید، سطح رضایت شما بالاتر خواهد رفت. اه شما اگر در منطقه طلایی شما باشد (نقطه همپوشانی علاقه مندی تان، توانمندی تان و ارزشمندی آن) آنگاه دستی به اه ، سطح رضایت شما را بالاتر خواهد برد. ی را تصور کنید که ارایه بهترین غذاهای سالم به قشر متوسط و کم درآمد جامعه را هدف خود قرار داده است چون در منطقه طلایی اوست، او هر روز که یک مشتری بیشتر پیدا می کند، یک غذای بیشتر توزیع می کند، لذت می برد و احساس می کند به خدا نزدیک تر شده است. بنابراین نوع هدف در پایداری شادمانی موثر است. اه ی عمیق، انسانی، شریف انتخاب کنیم که شادمانی اش پایدار باشد.

مجتبی لشکربلوکی


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



عشق فقط خدا 75

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


نمیخواهم که با سردی،
چو گل خندم ز بیدردی

دلی چون لاله با داغِ
محبت آشنا خواهم


چنان با جان من ای غم،
درآمیزی که پنداری

تو از عالَم مرا خواهی،
من از عالَم تو را خواهم

عاشقتم خدااا



فریدون مشیری


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





رانی بد است یا ترک ؟

درخواست حذف اطلاعات

#تلنگر

#ترک_

کدام #گناه بالاتر است: ترک یا # _رانی ؟


شاید در درجه اول فکر کنیم، # و # ی_ از طریق حرام اما...

✅از صادق(ع) سوال د بعضی از گناهان که از سر #لذت انجام می شود، حکمش # است

ولی به او #کافر نمی گویید

، ولی طرف # نمی خواند به او کافر می گوید،

حضرت فرمود:«او تحت فشار گناه کرده ولی ی که نمی خواند، به خدا تکبر کرده است.

این خیلی بدتر است! ؛ ...



علل الشرائع، ج2، ص339

✅اینکه می بینید یک آدم # خوار و دارای رفتارهای بسیار زننده، یک دفعه آدم خوبی می شود

برای این است که #گناهانی که با انگیزه های #لذت بری، این قدر فرد را اب نمی کند که دیگر قابل برگشت نباشد،

اما شما به این سادگی نمی توانید پیدا کنید،

ی #متکبر باشد بعداً خوب شود.

✅ما به شدت در معرض #تکبر هستیم،

برای همین دین به ما می گوید:«روزی 5 مرتبه بخوان.»

چرا که # ، فلسفه اصلی اش تکبرز است:


فَرَضَ اللَّهُ الصَّلَاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ

نهج البلاغه،حکمت
252



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



یعنی چی توکل کنیم

درخواست حذف اطلاعات



رابطه ی توکّل و ایمان



#توکل یعنی « گرفتن».



#توکل به خدا یعنی #خدا رو بعنوان انتخاب .

وقتی ی می گیره، دیگه به اون ش اعتماد میکنه، و کارهاش رو به او می سپره.

اصلِ #توکل همینه: اعتماد به #خدا.

❌☝️ تا وقتی که انسان به #خدا اعتماد پیدا نکنه، نمی تونه اداره ی امورش رو به او واگذار کنه...

حتّی اگر هم به زبان بگه که «امور خودم رو به خدا واگذار »...

ولی باز هم دلش آروم نمی گیره اضطراب داره..

⁉️ حالا «اعتماد به خدا» چطور ایجاد میشه؟!

جواب: با قوی تر شدنِ #ایمان.


هر چقدر آدم ایمانش قوی تر باشه، اعتمادش به خدا بیشتر میشه، و

در نتیجه توکّلش به خدا بیشتر میشه.

⚡️به همین خاطر قرآن کریم می فرماید:

و عَلَی اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (مائده/۲۳)

اگر ایمان دارید، به خدا توکّل کنید.



یعنی اگر ما نمی تونیم به خدا اعتماد کنیم، و توکّلمون به خدا ضعیفه،

بخاطرِ اینه که ایمانمون ضعیفه.


✔️ آدم متوکّل ی است که با ایمانِ قوی، در سختیها و گرفتاریها و

مشکلات زندگیش، به خدا اعتماد میکنه...

و توکّل میکنه...

✔️ بیکار نمیشینه، بلکه زحمتش رو میکشه

تلاشش رو میکنه

ولی نتیجه رو به خدا واگذار میکنه..

✔️ هر نتیجه ای که خدا براش رقم بزنه، با آرامش و اطمینان قلبی می پذیره،❤️

چون میدونه که #خدا خیر و صلاحش رو میخواد.


✅️ چون ش خداست.



#رابطه ی_توکل_و_ایمان، #معارف_قرآن



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



فقط عشق خودت بی واسطه

درخواست حذف اطلاعات

دلنوشته



برای رابطه با دوستان مجازیم حتما به یڪ خط اینترنت

و یڪ نرم افزار پیام رسان احتیاج هست


برای دوست های دنیای واقعی به حرف زدن و به زبان آوردن


و برای ارتباط با عزیزترین ڪسانم حالات رفتار

و چهره هم ڪفایت میکند تا حس و حال مرا درڪ کنند
.

.

.

اما برای رابطه با تو ای خاص ترین مخاطب من

احتیاج به هیچ ڪدام نیست

تو ڪه از راز نیت های من هم باخبری

از درد های ڪه در چهره و رفتار هم نمی نشیند باخبری

و نه گوشی و اینترنتی نیاز هست برای یاد ڪردنت

هر جا هر لحظه در ڪنار هر ڪسی باشم می توانم با تو ارتباط بگیرم

ارتباط با تویی ڪه از خودم به خودم نزدیڪ تری




إنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُّجِیبٌ


همانا پروردگار من، نزدیک و اجابت کننده است.


عشق فقط خدا

عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ



خدایم مرا کافیست

درخواست حذف اطلاعات


داستانک معنوی



حلیمه مادر شیری اکرم ص نقل می کند:


محمدص سه ساله بود، روزی به من گفت:

مادر، چرا دو برادرم را روزها نمی بینم؟


گفتم: فرزندم، آنها روزها ان را به بیابان برای چراندن می برند. گفت:

چرا من همراه آنها نمی روم؟


گفتم: آیا دوست داری همراه آنها به صحرا بروی؟ گفت: آری


صبح روز بعد روغن برموی محمدص زدم و سرمه برچشمش کشیدم و

یک مُهره یمانی برای حفاظت او برگردنش آویختم.


حضرت که از دوران کودکی با افات و کارهای بی منطق مبارزه می کرد،

فوراً آن مهره را از گردن بیرون آورد و به دور انداخت.


آنگاه رو به من کرد و گفت: مادرجان، این چیست؟


من خ دارم که مرا حفظ می کند.



داستانهای بحارالانوار، ج5
علامه مجلسی



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ






آدرس غلط ندید لطفا

درخواست حذف اطلاعات

#فکر_ _درد_دارد

چقد غم چقد گریه چقد عزاداری...


یک نوجوان دهه هشتادی با #لحن_تند پیام داد که چرا شما فقط دنبال گریه و غم هستین

مردم افسرده میشن، چرا تبلیغ شادی نمیکنید؟!

سَر حرفش هم در مورد مُحرم و هیات... بود.

✅کلی باهاش بحث که این مراسمات از سر غم و غصه یا #افسردگی نیست، ولی مدام حرفهای روشنفکری همین کانالهای زرد رو میزد.

✅حرفم که تموم شد، رفتم ع های پروفایلش رو #چک

حدود ۲۵ تا ع گذاشته بود.

پروفایلهاش در مورد خودکشی، عشق ناتمام، بی وفایی، تنهایی، خسته شدن از دنیا، خیانت و ... بود.

بهش گفتم تو که باید آدم #شاد باشی، پس این همه غم و غصه توی پروفایلهات چیکار میکنن؟


✅هیات و روضه اهل بیت محل تربیت آدمهاست و نه فقط تخلیه احساسات...


هیات اباعبدالله محل تربیت #محسن_حججی هاست.

به مردم #آدرس_غلط ندهیم



فرار رسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان بر شما تسلیت باد

ماس دعا از همگیتون دارم



www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ






عشق فقط خدا 72

درخواست حذف اطلاعات


عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


گر درد دهد بما

و گر راحت دوست

از دوست هر آن چیز
که آید نی ت



ما را نبـود نظــــر
بخوبی و بــدی

مقصود رضای او
خشنودی اوست



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





اگه ممکنه حتما اینکارو ید

درخواست حذف اطلاعات

#یک_لحظه_سکوت_قدری_تامل



در روایات دینی و احادیث آمده همسایه ها و فامیلها تا چند روز در منزل خود غذا پخته و برای خانواده عزادار ببرند

که متاسفانه در جامعه ما به این شکل اشتباه تغییر یافته که خانواده عزادار علاوه بر غم و غصه فقدان عزیز از دست رفته،

همزمان باید به فکر تدارک پذیرایی آن هم برای چندین و چند روز از مهمان ها باشند

که با وضعیت اقتصادی فعلی برای بسیاری از خانواده ها بار مضاعفی است که باید در آن شرایط بحرانی به دوش بکشند.


حتی اگر مشکل مالی هم نداشته باشند بار روانی تدارک دیدن و آبرومند ظاهر شدن در انظار هم در آن شرایط یک بار اضافه است،

علاوه بر این از نظر انرژیک، خوردن غذایی که با این شرایط روحی و گاهی هم با ن یتی، تدارک دیده شده، برای سلامتی می تواند مضر باشد.


خدا را شکر سطح سواد جامعه آنقدر بالا رفته که تقریبا همه می دانند که روح فرد متوفی به دعا نیاز دارد نه غذا.

درست است که برای متوفی باید خیرات کرد

اما بهتر است این خیرات به افراد نیازمند اختصاص یابد و

در زمانی که خانواده متوفی شرایط روحی مناسبی دارند

به اختیار خود آن را انجام دهند نه برای ظاهر سازی و حفظ آبرو


اگر امکان آن برای شما وجود دارد در این مراسمات شرکت نکنید

تا به تدریج این قضیه عمومیت پیدا می کند و

انگیزه تدارک غذای مراسم ترحیم کاهش یافته و

به مرور این رسم برچیده می شود و

دعای خیر خانواده ای که مشکل مالی دارد شامل حال خواهد بود.


از خودمان شروع کرده، و آن را تبدیل به یک فرهنگ کنیم... ان شاء الله



عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ






بله عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد

درخواست حذف اطلاعات

#داستانک_معنوی


کارگری که اهالی یکی از روستاهای قزوین بود به تهران رفته تا با فعالیت و دسترنج خود قوت و پولی تهیه کند و به ده خود برگشته و با زن و بچه خود برای امرار معاش از آن پول استفاده نماید، پس از کار مدتی، پول خوبی به دستش آمد و عازم ده خود گردید .


یک مرد تب اری از جریان این کارگر ساده مطلع می شود و تصمیم می گیرد که دنبال او رفته و به هر قیمتی که هست پول او را ب د و تصاحب نماید


کارگر سوار اتومبیل شده و با خوشحالی عازم ده شد، غافل از اینکه مردی بد طینت در کمین اوست.

بعد از آنکه به ده رسید و به خانه خود نزد زن و بچه اش رفت، آن خائن، شبانه به پشت بام می رود و از سوراخی که پشت بام گنبدی شکل خانه های آن ده معمولاً داشته و اطاق آنها نیز دارای چنین سوراخی بود، کاملاً متوجه آن کارگر می شود، در این میان می بیند که وی پول را زیر گلیم می گذارد.


از آنجائی که است به پیرو خود چنین یاد می دهد، وقتی که آنها خو دند، بچه شیرخوار آنها را به حیاط برده و بیدار کن و به گریه اش بینداز از صدای گریه او پدر و مادر بیرون می آیند، در همان موقع با شتاب خود را به پول برسان و حتماً به نتیجه می رسی.


پدر و مادر می خوابند، نیمه های شب، ، آرام آرام وارد اطاق شده بچه شیرخوار را به انتهای حیاطی که وسیع بود آورده و به گریه می اندازد و در همانجا بچه را می گذارد و خودش را پنهان می نماید.


از گریه بچه، پدر و مادر بیدار می شوند و از این پیشامد عجیب، وحشت زده و ناراحت با شتاب به سوی بچه می دوند، در همین وقت، خود را سر پول رسانده، همینکه دستش به پول می رسد، ز له مهیب سرسام آور به قزوین رسیده، همان اطاق به روی آن خبیث اب می شود و او در میان وارها خاک و آوار در حالی که پول را بدست گرفته، به جهنم واصل می شود.


اهل خانه نجات پیدا می کنند ولی از این جریان اطلاع ندارند و گاهی با خود می گویند: دست غیبی ما را نجات داد.


پس از چند روزی که خاک ها را به این طرف و آن طرف ریختند تا ا

ثاثیه خانه و پول معهود را بدست بیاورند

ناگاه چشمشان به لاشه آن خیانتکار که پول ها را به دست گرفته می افتد و از سر مطلب واقف می گردند.


خمیر مایه شیشه گر،

سنگ است


عدو شود سبب خیر

گر خدا خواهد


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ





عشق فقط خدا 70

درخواست حذف اطلاعات

عاشقانه های من و خدا


عشق فقط خدا


تا تو به خاطرِ مَنی،

کَس نگذشت بر دلم


مثل تو کیست درجهان،

تا زِ تو مِهر بُگسَلَم


حاصل عمر صرف شد،

در طلبِ وصال تو


با همه سعی اگر به خود،

رَه ندهی چه حاصلم



فِکرَت من کجا رسد،

در طلب وصال تو


این همه یاد می رود،

وَز تو هنوز غافلم



#سعدی