رسانه
رسانه

توسعه روستائی



بجای مقدمه

درخواست حذف اطلاعات

در این فرصت سعی خواهد بود به روستائی ایران پرداخته شود

نگاه غالب به توسعه روستائی خصوصا کار افرینی وکاربری  فناوری اطلاعات و ارتباطات در این زمینه می باشد

خدایا چنان کن سرانجام کار /تو خشنود باشی و ما رستگار




(بدون عنوان)

درخواست حذف اطلاعات

بگففته این علامه طباطبایی، طبقات اجتماعی در تمامی جوامع بشری حتی در کشورهای توسعه‌یافته نیز حضور دارند، اما با اندک مطالعه‌ای درمی‌ی م که چون مشارکت اجتماعی در این نوع از کشورها بسیار بالاست، خود به خود تأثیرات منفی طبقات اجتماعی کاهش می‌یابد؛ از این رو مشارکت روستاییان در توسعه پایدار روستا بار بزرگی را از روی دوش ت برمی‌دارد هرچند ابتدای کار شاید سخت هم باشد، اما مثل سرمایه‌گذاری‌ای که با بازتولید خود منجر به ایجاد نهادهای مدنی شده و می‌تواند آینده را تضمین کند.

او می‌گوید: نخستین قدم و مهم‌ترین کاری که ت‌ها برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی باید انجام بدهند مشارکت دادن مستقیم و بدون هیچ قید و شرط روستاییان است؛ در همه کارها، از کوچکترین کار گرفته تا بزرگ‌ترین کار. از چه محصولی کاشتن گرفته تا کوچک‌ترین کارهای عمرانی در روستا. از ایجاد یک شغل در روستا گرفته تا آوردن جدیدترین امکاناتی که در شهر وجود دارد. وقتی روستایی خودش را شریک و سهیم دید آن وقت محل زندگی‌اش برایش دارای اهمیت می‌شود.

به اعتقاد وی  بی‌توجهی به مشارکت روستاییان نه‌تنها هیچ عاقبت خوشی ندارد، بلکه هرچه سعی و تلاش کرده باشیم، در نهایت بی‌استفاده خواهد ماند.

فرشاد مومنی می‌گوید: مشارکت روستاییان باعث می‌شود که توسعه از پایین به بالا شکل بگیرد. مشارکت در راستای تقویت ظرفیت مردم محلی جهت شرکت در فعالیت‌های اقتصادی، ، فرهنگی و اجتماعی، تنها راه مطمئن غلبه بر وابستگی و حاشیه‌ای شدن مردم روستایی است. مشارکت همه‌جانبه، مردم روستا را برای ایفای نقش در فعالیت‌های توسعه، توانمند می‌سازد. مشارکت باعث می‌شود که فرصت‌های ب درآمد ایجاد شود، دسترسی فقرا به خدمات بهبود و دستمزدها افزایش یابد و… مشارکت نیاز به تغییر نگرش دارد.

متن کامل گفت‌وگوی خبرگزاری کشاورزی ایران، ایانا با فرشاد مومنی در پی می‌آید:

آیا مبانی تشکیل طبقات و لایه‌های اجتماعی مسائل اقتصادی – است یا مسائل اقتصادی – اجتماعی. طبقات و لایه‌های اجتماعی از بالا به پایین تشکیل می‌شود یا واقعاً یک ضرورت اجتماعی هستند به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه‌ای مثل کشور ما؟

طبقات اجتماعی نشان‌دهنده موقعیت اقتصادی–اجتماعی افراد در جامعه است. هر طبقه‌ای از نظر قدرت اقتصادی، منزلت اجتماعی و سبک زندگی شرایط خاص خودش را دارد. بر همین اساس است که افراد در طبقه پایین اجتماعی به علت پایین بودن سطح سواد و آگاهی، بیشتر به سمت رفتارهای خطرناک همچون اعتیاد روی می‌آورند و در طبقات فرادست یا میانه به واسطه بهره‌مندی از امکانات و آموزش مناسب از شرایط زیستی مطلوب‌تری برخوردار هستند. قشربندی اجتماعی هم تقسیم‌بندی یک جامعه به یک یا چند لایه اجتماعی است که تقریباً متجانس و منطبق بر یکدیگر هستند. سبک زندگی به شیوه زندگی طبقات گوناگون اجتماعی اطلاق می‌شود. هر طبقه‌ای سبک زندگی ویژه و رویکردها و باورداشت‌های ویژه و مقبول خود را دارد. طبقه اجتماعی مادرزادی هر فرد در نحوه زندگی، تعداد سال‌های عمر، سلامتی روانی، تحصیلات، شغل، رفتار ، ثبات شویی، وابستگی‌های مذهبی، مشارکت اجتماعی و رویکردهایش، تأثیر تعیین‌کننده‌ای دارد. این نکته در مجموع ثابت شده است که هرچه منزلت اجتماعی فرد بالاتر باشد، امید زندگیش نیز طولانی‌تر است.

نرخ مرگ و میر ک ن در میان طبقات پایین‌تر، از همین نرخ در میان طبقات متوسط و بالاتر، افزون‌تر است. سلامت روانی نیز به طبقه اجتماعی بستگی دارد. هرچه طبقه اجتماعی فرد بالاتر باشد، احتمال اختلال روانیش کمتر است. درمان اختلال نیز به طبقه اجتماعی ارتباط دارد. بیماران روانی وابسته به طبقه پایین معمولاً در آسایشگاه‌های عمومی بستری می‌شوند، ولی اعضای طبقات متوسط و بالا معمولاً به وسیله روان‌پزشکان و روان‌شناسان خصوصی درمان می‌شوند. سایر شاخص‌ها هم به همین شکل است. اما این بحث‌ها تمامی احتمالات است.

در طبقات بالا هم این آشفتگی‌ها دیده می‌شود، اما براساس آمار قشر پایین جامعه بیشتر آسیب‌پذیر است. کوچکترین ضربه‌ای قشر پایین جامعه را در هم می‌شکند، اما قشر بالای جامعه را دچار آسیب نمی‌کند. قشر بالای جامعه امکان ترمیم خود را بسیار دارد، اما قشر پایین جامعه این امکان را ندارد. پس وقتی صحبت از طبقات اجتماعی می‌کنیم منظور طبقاتی هستند که آسیب‌پذیر هستند. از جمله طبقاتی که آسیب‌پذیر هستند طبقات خاص روستایی است. روستاییان هم در روستا آسیب‌پذیر هستند و هم وقتی به شهر مهاجرت می‌کنند. برای همین گفت‌وگو در این باره نیاز به تحقیقات و آمار و ارقام مستند دارد و از آن جایی که متأسفانه در کشور ما این گونه پژوهش‌ها کم اتفاق می‌افتد و ت بودجه‌های تحقیقاتی را به سختی می‌پذیرد باید بیشتر نظری و تئوریک صحبت کرد. ت فقط برای پژوهش‌های کالبدی و عمرانی بودجه تخصیص می‌دهد نه به پژوهش‌های اجتماعی و فرهنگی و یا شناختی. و متاسفانه چون شناخت فرهنگی و اجتماعی مناسبی از روستاها نداریم پروژه‌های کالبدی و فیزیکی هم نتوانسته تأثیر مثبت خود را بگذارد. از منطق اقتصادی به این نتیجه می‌رسیم که سرمایه گذاری‌های عمرانی هم فایده‌مند نبوده است.

با توجه به شرایط خاص و جدید اقتصادی – اجتماعی روستاها، آیا طبقه‌بندی جدیدی در حال شکل گرفتن است؟ آیا برای این طبقه‌بندی تعریفی می‌توان ارائه کرد؟ آیا تغییر کارکردهای اقتصادی در روستاها و رشد فهم اجتماعی آنها باعث ایجاد طبقات جدید روستایی شده است؟

اول از همه باید اشاره کنم که طبقات اجتماعی روستایی دقیقاً مانند طبقات اجتماعی شهری ایجاد می‌شود. به عبارت دیگر همان عواملی که باعث ایجاد طبقه در شهر می‌شود، باعث ایجاد طبقه در روستا هم می‌شود. مثل مصرف‌گرایی. روستاهای ما نیز دچار معضل مصرف‌گرایی شده‌اند. دیگر یک روستایی در خانه‌های گِلی و با سقف چوبی زیر یک نور ضعیف زندگی نمی‌کند. این روستایی خانه‌ای دیگر می‌خواهد. این خانه برای او ساخته می‌شود. نیاز بعدی ایجاد می‌شود، نیاز بعدی دیگر برعهده ت نیست، در این جا هر ی بتواند نیازهای بیشتری را برطرف کند در طبقات بالای جامعه قرار می‌گیرد. طبقه‌بندی جدید روستاها براساس نیازهای جدید آن‌ها شکل می‌گیرد. حال باید تحقیق کرد، باید به سراغ روستاها رفت و به طور مستند مشاهده کرد که چرا این نیازها ایجاد می‌شود. سرمنشأ این نیازها کجاست؟ آیا ساخت‌های عمرانی که ت انجام می‌دهد باعث ایجاد نیازهای جدید می‌شود؟ رابطه و مهاجرت به شهر باعث ایجاد نیازهای جدید می‌شود. یا واقعاً روستایی به آن رشد و فهم رسیده و این نیازها را برای خود ایجاد کرده است؟

وقتی روستایی به شهر می‌آید و تفاوت‌ها را می‌بیند پس باید به این نکته برسیم که فهم روستایی رشد کرده است، حالا آیا براساس رشد این فهم به روستایی امکانات داده‌ایم؟ خانه و خیابان و گاز و تلفن و اینترنت و موبایل و غیره دادیم. کار خوبی است و هیچ شکی در این نیست. اما این نقطه پایان نیست. ببینید شما ابزار مدرن شدن را بردید به روستا، حالا می‌خواهید روستایی سنتی زندگی کند. امکان ندارد. اصلاً فرض بگیریم که روستایی در روستا مانده و به کار کشاورزی هم مشغول است و ت هم همه‌جور از او حمایت می‌کند. اما وقتی نیاز اقتصادی او برطرف شد، آیا فکری برای نیازهای بعدی او کرده‌اید؟ رفع نیازهای اقتصادی که برابر نیست. در رقابت اقتصادی یکی سهم بیشتری می‌برد و دیگری سهم کمتری. در همه جای دنیا به همین شکل است. این تفاوت طبقات اجتماعی را شکل می‌دهد.

شما عوامل طبقه‌بندی شهری را نام ببرید، می‌بینید تمامی منشأ اقتصادی دارد. سپس دسترسی‌های بعدی به امکانات اجتماعی و فرهنگی و حتی براساس همین طبقات اجتماعی است. وقتی من در طبقه بالای جامعه باشم به خیلی از امکانات اجتماعی و فرهنگی و گاه دسترسی دارم. امکانات بهداشتی را در امکانات اجتماعی دیده‌ام. حال این که منظور از طبقات جدید چیست باید بررسی بیشتری کنیم، و این مست م این است که باید به روستاها برویم و مطالعه کنیم که چه نوع طبقه‌بندی خاصی شکل گرفته و این که عوامل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی آن چه بوده است. اما این مسلم است که چون تغییراتی در کل جامعه ایجاد شده است پس طبیعی است که در روستاها تغییراتی ایجاد شود.

آیا شکل‌گیری طبقات اجتماعی جدید در روستاها مانند گذشته از شهر به روستاها تحمیل شده، اگر بله، چرا ت نتوانسته ارتباط بین شهر و روستا را مدیریت کند؟

ت‌ها سعی دارند که جامعه را به سمت و سویی که مایل هستند بکشانند، اما همیشه موفق نمی‌شوند. جامعه روال خاص اقتصادی خود را دارد، هرچند ت بسیار تأثیرگذار است اما با این حال خود جامعه است که مسیر اقتصادی خود را تعیین می‌کند. شاید هم ت‌ها در ایجاد طبقات اجتماعی سهم داشته باشند، اما اغلب ناخواسته است. طبقه اجتماعی یک شبه ظاهر نمی‌شود. بلکه سالیانی باید بگذرد تا طبقات شکل خود را بروز بدهند، یا یک طبقه جدید ساخته شود. مجموع رفتارهای اجتماعی و اقتصادی جامعه و ت است که ایجاد طبقات اجتماعی می‌کند.

اما چون در کشور ما روستاها کاملاً در اختیار ت‌ها هستند، آیا ت‌ها نمی‌توانند ساختار روستاها را به نحو مطلوب‌تری سامان‌مند کنند؟

نخست، این گفته درست نیست که روستاها کاملاً در اختیار ت‌ها هستند. چون که روستاییان خودشان آنچه را که صلاح می‌دانند رفتار می‌کنند. ت می‌تواند در مسایل اقتصادی و بذر و کود و این قبیل امور دخ کند، اما در نوع ارتباطاتی که بین روستاییان وجود دارد نه تنها ت دخ نمی‌کند بلکه دخ ش اثری ندارد. در ضمن آن اموری را که در اختیار ت است روستاییان وقتی می‌پذیرند که ببینند به نفع‌شان است. برای مثال برخی روستاها آباد شده‌اند و مناسب زندگی‌اند، ولی باز هم خالی از سکنه شده‌اند. چرا؟ چون روستایی نپذیرفته که فعالیت‌های ت به نفع اوست. روستایی بذر را گرفته و محصول کاشته و برداشت کرده اما باز راضی نبوده چون اولاً در بازار خوب نفروخته، و دوم نتوانسته برای سال بعدش اندوخته‌ای داشته باشد.

به نظر من طبقات اجتماعی در روستا در حال تغییر شکل هستند چراکه نیازها و خواسته‌ها و امکانات و ابزار انسان‌ها در حال تغییر است. این تغییرات، شکل و محتوای طبقات را تغییر می‌دهد. ما در گذشته نظام ارباب و رعیتی به شکلی داشتیم اما امروزه این نظام به شکلی دیگر است. شاید در برخی مناطق از بین رفته و در برخی مناطق دیگر باقی مانده باشد.

از منظر توسعه پایدار روستایی، شکل گیری یا وجود طبقات اجتماعی امری طبیعی است. با این همه برخی وجود طبقات را مورد تردید قبرای رسیدن به توسعه پایدار روستایی باید طبقات اجتماعی وجود داشته باشد یا از بین برود؟

طبقه اجتماعی حذف شدنی نیست. بیشتر از همه این مار یست‌ها بودند که به بحث طبقه اجتماعی، حذف آن و ایجاد جامعه بدون طبقه پرداخته‌اند. اما می‌بینیم که تا به امروز موفق نبوده‌اند. گذشته از این که وجود طبقه اجتماعی لازم است یا خیر، باید به این پرداخت که طبقات اجتماعی وجود دارند و چگونه می‌توان از آن استفاده کرد. فکر کنم منظور شما این باشد. برای تدوین برنامه‌های توسعه پایدار روستایی در کشورمان باید به وجود طبقات اجتماعی صحه بگذاریم، باید این طبقات را بشناسیم و سپس برنامه تدوین و تهیه کنیم. اگر هسته اصلی راهبرد ما در برنامه‌های توسعه پایدار روستایی اقتصادی است و می‌خواهیم با این برنامه کشاورزی پیشرفته و مدرنی داشته باشیم، باید بشناسیم که روستاییان با یکدیگر چگونه ارتباطاتی دارند، باید بشناسیم که روابط سلسله مراتبی آن‌ها چگونه تعریف شده است. در تهیه این برنامه به این نکته پی می‌بریم که در این روستا زمین‌دارانی هستند که هیچگاه حضور ندارند و فقط مال‌الاجاره یا سهم می‌برند. باید این مال‌الاجاره و سهم بری را به نفع کشاورز و روستایی برنامه‌ریزی کنیم. نه این که به مالک بگوییم تو بیا از سهم یا از اجاره‌ات بگذر، اما می‌توانیم از کشاورز پشتیبانی کنیم. وقتی کشاورز برای تولید و فروش محصول دغدغه‌ای نداشته باشد، آن وقت نه تنها اجاره یا سهم دادن برایش دشوار نمی‌شود بلکه سر وعده و قرارش اجاره و سهمش را می‌دهد.

ت نمی‌تواند سیستم طبقاتی جامعه را برهم بزند، اما می‌تواند آن را به نفع زحمتکشان تحت کنترل درآورد. اگر راهبرد ما برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی از طریق صنعتی شدن باشد، مسأله گونه‌ای دیگر روی می‌دهد. آن وقت دیگر مال‌الاجاره یا سهم مطرح نمی‌شود. بلکه مزد و دستمزد مطرح می‌شود. کشاورز برای یک کارخانه یا اصطلاحاً یک برند صنعتی کار می‌کند. یا محصولی را که تولید می‌کند باید طبق خواسته و نظر آن برند صنعتی تهیه و تولید کند. یک دامدار شاید تمامی محصول شیر و گوشت دامش را به یک کارخانه بدهد، و از آن طریق ب درآمد کند. یا برای دامداری آن کارخانه و برند صنعتی کار کند. هر دو ح هم امکان دارد؛ یعنی برند صنعتی نیاز کالایی خود را از کشاورزان و دامداران تهیه کند و همچنین خود دامداری یا زمین داشته و تعدادی کشاورز و دامدار را به کار مشغول کند.

در رویکرد صنعتی شکل طبقات اجتماعی روستایی تغییر می‌کند. به نظر من یکی از علت‌هایی که مار یست‌ها نتوانستند برای حذف طبقات اجتماعی و ایجاد جامعه بدون طبقه موفق باشند همین رویکرد صنعتی در کشورهای سرمایه داری است. صنعت در کشورهای سرمایه‌داری آن شکل کلاسیک طبقات اجتماعی را از بین برد و طبقه به آن شکل و فرم و محتوایی که مار تعریف می‌کرد وجود نداشت. در گذشته طبقه کارگر، دهقان یا کشاورز و روستایی وجود داشت اما امروزه این افراد خود را در طبقات مختلف با تعاریف مختلف درک می‌کنند. بگذریم این بحث طولانی است و خارج از حوصله گفت‌وگوی ما.

چگونه می‌توان مشارکت اجتماعی روستاییان را به بهترین شکل جلب کرد؟

جلب مشارکت روستاییان کار سختی نیست. وقتی روستایی را وارد بحث توسعه و بهتر شدن محل زندگی‌اش کردید، مطمئن باشید او با تمام وجود وارد خواهد شد، حتی کار خواهد کرد. مشارکت اصل مهمی در زندگی مدرن است. ما می‌خواهیم هرطور شده روستاها را مدرن کنیم. نمی‌توانیم به شکل سنتی ادامه زندگی دهیم. البته این تشخیص ت است. شاید تشخیص من چیزی دیگری باشد. باید به این بحث بپردازیم چرا ت این تشخیص را داده و اگر این تشخیص درست است چگونه باید آن را انجام دهد؟ معتقدم که نخستین قدم و مهم‌ترین کاری که ت‌ها برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی باید انجام بدهند مشارکت دادن مستقیم و بدون هیچ قید و شرط روستاییان است؛ در همه کارها، از کوچکترین کار گرفته تا بزرگ‌ترین کار. از چه محصولی کاشتن گرفته تا کوچک‌ترین کارهای عمرانی در روستا. از ایجاد یک شغل در روستا گرفته تا آوردن جدیدترین امکاناتی که در شهر وجود دارد. وقتی روستایی خودش را شریک و سهیم دید آن وقت محل زندگی‌اش برایش دارای اهمیت می‌شود. بی‌توجهی به مشارکت روستاییان نه‌تنها هیچ عاقبت خوشی ندارد، بلکه هرچه سعی و تلاش کرده باشیم، در نهایت بی‌استفاده خواهد ماند. مشارکت روستاییان باعث می‌شود که توسعه از پایین به بالا شکل بگیرد. در همه جای دنیا در برابر توسعه از بالا به پایین مقاومت وجود دارد و اغلب طرح‌های توسعه از بالا به پایین با ش ت روبه‌رو شده است. مشارکت در راستای تقویت ظرفیت مردم محلی جهت شرکت در فعالیت‌های اقتصادی، ، فرهنگی و اجتماعی، تنها راه مطمئن غلبه بر وابستگی و حاشیه‌ای شدن مردم روستایی است. مشارکت همه‌جانبه، مردم روستا را برای ایفای نقش در فعالیت‌های توسعه، توانمند می‌سازد. مشارکت باعث می‌شود که فرصت‌های ب درآمد ایجاد شود، دسترسی فقرا به خدمات بهبود و دستمزدها افزایش یابد و… مشارکت نیاز به تغییر نگرش دارد. درک، تواضع، انعطاف‌پذیری و بردباری در حل مسائل به‌ویژه مسائل روستایی از پیچیدگی و تنوع خاصی برخوردار است. باید بین ت و سازمان‌های تی با مردم و سازمان‌های غیر تی که در توسعه پایدار روستایی نقش مهمی دارند، همکاری و مشارکت وجود داشته باشد. وقتی مشارکت اهالی محل در توسعه و آبادانی وجود داشته باشد خود به خود اهالی واکنش‌های مناسبی هم به نوآوری‌ها خواهند داشت. البته در سخت کار مشارکت روستایی هیچ شکی وجود ندارد، اما اگر این سختی را تحمل کنیم و بگذرانیم آن‌وقت به نتیجه مطلوب‌تری خواهیم رسید.

آیا مشارکت روستاییان در توسعه یافتن روستاها باعث از بین رفتن طبقات اجتماعی نمی‌شود؟

بدون مشارکت مردم روستا امکان توسعه پایدار روستایی وجود ندارد. اگر طرحی در روستاها موفق بوده با مشارکت مردم بوده. مشارکت روستاییان و ت برای توسعه روستاها به معنای نقطه توافق ت و روستاییان است. این نقطه توافق برای ت باید بسیار مهم است. وقتی ت به این نقطه رسید یعنی نیمی از سختی راه توسعه پایدار را پیموده است. توسعه امری خودجوش و از درون مردم بیرون می‌آید. ت‌ها فقط باید اسباب و ابزار آن را فراهم کنند. مشارکت فشار را از روی دوش ت برمی دارد.

اما اگر واقعاً قرار است به توسعه پایدار روستایی با مشارکت روستاییان برسیم، باید واقع بین باشیم. اگر بخواهیم با شعارهای زیبا و دهان پر کن وقت خودمان را تلف کنیم، به نظر من روستاهای مان همان ح سنتی داشته باشند بهتر است. چون در ح سنتی مهاجرت به شهر همانقدر افزایش پیدا کرده که در زمان توسعه یافتن. پس چرا این همه سرمایه را ببریم در روستاها ج کنیم، همان را در ا برای مهاجرین ج کنید. اما وقتی با روستاییان نشستیم و واقعیت‌ها و توان ظرفیت ت را گفتیم و آن‌ها نیز خواسته‌ها و نیازهای شان را اولویت‌بندی د، آن وقت با مشارکت روستاییان می‌توانیم برای رسیدن به توسعه پایدار حرکت کنیم. در این مرحله مشارکت روستاییان برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی باعث از بین رفتن طبقات اجتماعی نمی‌شود، اما باعث کم رنگ شدن و به حاشیه رفتن طبقات اجتماعی می‌شود. طبقات اجتماعی همیشه وجود خواهند داشت، اما از این به بعد برای زندگی روستاییان تعیین تکلیف نخواهند کرد.

به نظر شما چه ابزارهایی برای توسعه مشارکتی روستایی لازم است؟

اول نکته‌ای را بگویم که شاید ضروری باشد. ت خوب می‌داند که پشت سرش چه حرف‌هایی زده می‌شود. به نظر من مشارکت اجتماعی به این حرف‌ها پایان می‌دهد. بین ت و ملت فاصله وجود دارد، باز هم مشارکت اجتماعی می‌تواند این فاصله را از بین ببرد. مشارکت اجتماعی بسیار مهم است و نباید دستکم گرفته شود.

توسعه مشارکت روستایی از طرق زیادی امکان پذیر است. نمایندگان ت باید با روستاییان به صورت مستمر در ارتباط باشند و با آن‌ها نشست‌های عمومی داشته باشند. این نشست‌ها نباید فقط تعداد محدودی از روستاییان را در بربگیرد. بلکه تمامی اقشار روستاییان در این نشست حضور داشته باشند.

آموزش و تربیت ک ن و نوجوانان و جوانان به مشارکت نیز ضروری است. وقتی فردی از کودکی یاد بگیرد که باید برای توسعه و آبادانی محل زندگی اش مشارکت داشته باشد، این نوعی سرمایه گذاری برای آینده است. مسلماً این کارها سخت و زمان بر و هزینه بر است اما باید به چشم سرمایه گذاری نگاه کرد. دقت کنید که مشارکت فقط به ساخت خلاصه نمی‌شود. در تدوین طرح‌ها هم باید روستاییان را مشارکت داد. این که چه طرحی برای روستا مهم است باید روستاییان بگویند. اینکه چه انی باید این طرح را اجرا کنند باید روستاییان بگویند. نگهداری طرح‌های عمرانی و توسعه‌ای هم باید برعهده خود روستاییان باشد. مجموع این بحث‌ها مشارکت روستاییان را شکل می‌دهد. مشارکت و مسوولیت اجتماعی پا به پای هم برای توسعه پایدار روستایی مهم است. مشارکت اجتماعی مسوولیت اجتماعی می‌آورد و مسوولیت اجتماعی مشارکت اجتماعی می‌آورد. حاصل این دو می‌شود توسعه پایدار روستایی.

مشارکت مردمی سوای آن که به خودی خود یک هدف است، ارزش عملی نیز در توسعه انسانی دارد. در وهله نخست مشارکت در سازمان‌هایی که عامه مردم اند، شناخت امکانات محلی را برای ایجاد هزینه‌های سودآور و تعیین اولویت‌ها آسان‌تر می‌کند. دیگر آن که مشارکت در سازمان‌های اجرایی هم به تعیین اولویت‌ها و طراحی برنامه‌های توسعه کمک می‌کند و هم ممکن است به همان نسبت حمایت‌های لازم برای سیاست‌ها و برنامه‌های محلی را فراهم سازد. سرانجام مشارکت عنصر با ارزشی در راهبرد توسعه است، زیرا می‌تواند در کاهش هزینه خدمات و طرح‌های سرمایه گذاری مؤثر واقع شود. ضمن این که در فرایند توسعه پایدار، ایجاد یک جامعه مدنی کارآمد به اندازه بخش خصوصی و بازار شکوفا، مهم است. امکان توسعه پایدار زمانی به بیشترین شکل فراهم می‌شود که جامعه مدنی و بازار آزاد بوده و امکان مشارکت در آن‌ها کاملاً باز و امکان پذیر باشد. هدف تفویض اختیارات به سازم انهای غیر تی، ایجاد یک جامعه بزرگ و متنوع از سازمان‌های غیر تی داخلی است که می‌توانند باعث تقویت توسعه پایدار شوند.

باید تمام مردم و بالاخص گروه‌های فقیر و آسیب پذیر مناطق روستایی در تدوین و ارایه و به سرانجام رساندن طرح‌های توسعه و حفظ محیط زیست مشارکت فعال داشته باشند. در حقیقت مشارکت کلید دستی به توسعه‌ای پایدار و همه جانبه است و هیچ پیشرفتی در این زمینه صورت نخواهد گرفت مگر آن که ت‌ها در ایجاد بسترهای جلب مشارکت، اقدامات فعالانه‌ای انجام دهند

 




بانکداری فقرا.بانک گرامین

درخواست حذف اطلاعات

بانکداری فقرا ابتکار اقتصاددانان بنگلادشی است که نمونه تقریبا موفقی در این عرصه به شمار می‌آید. ی در جهان نیست که به زشتی و نادرستی پدیده فقر اذعان نداشته باشد اما حقیقت این است که فقر در سراسر جهان چه در کشورهای پیشرفته و چه در حال توسعه به اشکال مختلف قابل ملاحظه است.

فقر مقوله‌ای است که با عمر تاریخ زندگی انسان قرین و در هر برهه از زمان به نحوی با آن برخورد شده است. لکن با شروع صنعتی شدن به ویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم، پدیده فقر به نحوی از انحا افکار جوامع بشری، به ویژه کشورهای در حال توسعه را بیشتر به خود مشغول کرده است. این جوامع هر یک با توجه به سطح قرارگیری در مدار توسعه، به حل این معضل پرداخته و با اتخاذ راهبردهایی چون رشد اقتصادی، رشد توام با توزیع و… درصدد بهبود شرایط زندگی مردم کشورشان برآمدند، لکن اثر توزیعی این راهبرد‌ها، گروه کثیری از مردم این کشور‌ها را برخوردار نساخت و در حاشیه قرار گرفتن اکثریت مردم و گسترش پدیده فقر انبوه را به ارمغان آورد.

«محمد یونس» – اقتصاددان بنگلادشی و برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۶ – مردی است که در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد اما در زندگی با مفهوم فقر آشنا بود و در جامعه خود چهره کریه فقر را به خوبی درک کرده بود.

او پس از تحقیقات فراوان ی که با دانشجویانش داشت تصمیم گرفت بانکی برای ارائه تسهیلات به قشر فقیر جامعه تاسیس کند.

او به انی وام می‌داد که در شرایط عادی وام به آن‌ها تعلق نمی‌گرفت. ن بیوه کم‌درآمد و… این وام‌ها بیشتر به شکل گروهی و به تعدادی از افراد تعلق می‌گرفت که با یکدیگر همکاری کرده اقساط را می‌پرداختند.

در این بین افراد برای تامین اقساط وام تلاش می‌ د تمام ابتکار خود را در زمینه کاری‌شان به کار ببرند و به این ترتیب موفق شدند.

اکنون این مدل بانکداری برای اعطای وام‌های کوچک در بسیاری از کشورهای در‌حال توسعه همچون افغانستان و حتی توسعه یافته مانند ایالات متحده امریکا اقتباس می‌شود. نزدیک به ۲۳ کشور از چنین مدلی پیروی می‌کنند. محمد یونس معتقد است روستاهای بنگلادش جایی است که تغییرات از آنجا آغاز می‌گردند. وی تئوری‌ها و مدل‌های اقتصادی را به واقعیت زندگی فقرای روستائی پیوند زد و دانش اقتصاد را چهره‌ای زیبا، انسانی و در خدمت صلح بخشید..

اه گرامین بانک برای فقرا

۱. گسترش و عرضه تسهیلات بانکی به ن و مردان فقیر

۲. از بین بردن استثمار مردم فقیر توسط قرض گیرندگان پول

۳. ایجاد فرصت‌های خوداشتغالی برای تعداد کثیری از مردم بیکار روستاهای بنگلادش

۴. رهایی قشر آسیب پذیر خصوصاً ن از انجام حقیرانه کارهای خانه و قرار دادن آنان در قالب یک فرمت سازمانی به طوری که بتوانند به طور مستقل فکر کنند و از عهده کار‌ها برآیند..

ویژگی‌های بانکداری برای فقرا

برای گرامین بانک ویژگی‌ها و مزیت‌های بسیاری بر شمرده‌اند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. محیط فعالیت آن در روستاهاست.

۲. گسترش و عرضه تسهیلات بانکی به فقرا

۳. ایجاد فرصت‌های خوداشتغالی برای تعداد کثیری از مردم بیکار روستا‌ها

۴. ن ۹۶ درصد وام گیرندگان آنان را تشکیل می‌دهند.

۵. افزایش روزافزون تعداد شعب و عرصه‌ی فعالیت آن

۶. برگشت ۸۵/ ۹۸ درصد از وام‌های پرداختی به دلیل ساختار مدیریتی قوی آن

۷. اعطای وام گروهی بجای اعطای وام به یک نفر

۸. اعطای وام نیازی به درخواست وثیقه ندارد و لذا کاهش هزینه‌ای اداری را به دنبال خواهد داشت.

۹. تامین منابع وام‌ها از طریق منابع داخلی و پس انداز خود س ‌گذاران صورت می‌گیرد.

۱۰. ارایه آموزش‌های تخصصی و کارورزی به وام‌گیرندگان

۱۱. شکل‌گیری و گسترش تعاملات اجتماعی

.

محمد یونس با این باور که حتی فقیر‌ترین مردم هم انگیزه و خلاقیت ‌لازم برای شروع تجارت‌های کوچک دارند، وام‌های کم ‌مبلغ درحد وام‌های ۱۲ دلاری را در اختیار مردم قرار داد. دریافت کنندگان وام، این پول‌ها را صرف کارهایی مثل ید شیرده، ید چوب بامبو برای ساخت چها ایه، ید کاموا برای بافتن شال و یا دیگر فعالیت‌های درآمدزا می‌ د. محمد یونس و بانک وی دقیقاً برخلاف بانک‌های بزرگ جهان عمل د که فقط به فکر اعطای وام به ثروتمندان هستند و فقرا را از یاد برده‌اند.

شاید محمد یونس هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد این شیوه او روش نوینی را در بانکداری و مبارزه با فقر بنا نهد و وضعیت به گونه‌ای پیش برود که بانک گرامین یا بانک فقرای او اکنون به عنوان یک مؤسسه مالی قدرتمند به بانکی مشهور تبدیل شود که برخلاف سایر بانک‌ها در خدمت فقرا و براساس اعتماد و همبستگی به کار و سرمایه‌گذاری بپردازد.

 




مروری بر تجربه موفق گرامین بانک در بنگلادش

درخواست حذف اطلاعات

اولین بانک اختصاصی فقرا ...

دسترسی به وام بانکی کوچک، در بسیاری از موارد، مساله ای بسیار حیاتی برای خانوارهای کم درآمد محسوب می شود. برای مثال کشاورز ده پایی را در نظر بگیرید که پس انداز ناچیزی دارد و چند ماه هم تا زمان برداشت محصولش باقی مانده است.
اکنون اگر محصول این کشاورز دچار آفت شده و به طور فوری به سم نیاز داشته باشد یا به طور ناگهانی هزینه درمانی سنگینی به یکی از اعضای خانواده او تحمیل شود و بانک ها هم به دلیل فقدان وثیقه و نیز فقدان ضامن بانکی (کارمند ت) از پرداخت وام به این فرد خودداری کنند، خطر نابودی همه محصول او (یا مرگ یکی از اعضای خانواده اش) وجود دارد. در چنین شرایطی، رویه رایج آن است که کشاورز مذکور به رباخواران محلی مراجعه نموده و با نرخ بهره بسیار سنگینی از آنها وام می گیرد؛ یا مجبور می شود محصول خود را در ازای دریافت پول بسیار ناچیزی، پیش فروش کند.
با این اوصاف، مصوبه اخیر بانک مرکزی در زمینه قبول گواهی یارانه نقدی خانوارها به عنوان وثیقه دریافت وام های بانکی کوچک، به احتمال فراوان گام مناسبی در زمینه افزایش اعتماد سیستم بانکی کشور و نیز سازمان های خیریه غیر تی برای پرداخت وام های د محسوب شده و به صورت بالقوه می تواند از طریق ایجاد فضای مناسبی به منظور گسترش فرصت های دریافت وام به ویژه برای نان مناطق محروم کشور، بسترساز کاهش نابرابری در دسترسی به فرصت های دریافت وام باشد.
بدون شک یکی از عواملی که می تواند به موفقیت بهتر در دستی به چنین هدف ارزشمندی کمک کند، بهره گیری از تجربیات موفق سایر کشورها در رونق بخشی به وام های د است و در همین راستا، مقاله پیش رو می کوشد تا به بررسی اجمالی یکی از تجربه های موفق جهانی در این زمینه بپردازد:
فقیرترین مردم دنیا، اغلب با مشکلات زیادی برای دسترسی به انواع خدمات مالی مواجه هستند؛ از دریافت وام های کوتاه مدت و بلندمدت گرفته تا امکانات مربوط به دریافت و پرداخت سریع پول و نظایر آن. به رغم پیشرفت های گسترده دهه های اخیر در زمینه افزایش تنوع، کاهش قیمت و ارتقای کیفیت خدمات مالی، همچنان در بسیاری از مناطق فقیرنشین امکان دسترسی به ابت ترین خدمات مالی وجود ندارد. به این ترتیب شاهد ایجاد چرخه بازخورد منفی غم انگیزی هستیم: هر چه افراد فقیرتر باشند، شانس دسترسی آنها به خدمات مالی کاهش می یابد و هر چه شانس دسترسی به خدمات مالی کاهش یابد، فقرا آسیب پذیری بیشتری در برابر فقر خواهند داشت.
بالطبع یکی از پایه ای ترین خدمات مالی، وام های کوتاه و بلندمدت است. مهم ترین موانعی که باعث می شود بانک ها از پرداخت وام به فقرا دوری کنند، به طورخلاصه شامل این موارد است: اغلب فقرا دارایی های بادوامی ندارند که بتوان از آنها به عنوان وثیقه برای تضمین بازپرداخت وام استفاده نمود؛ اکثریت فقرا سوابق دریافت و پرداخت منظمی ندارند تا بانک بتواند بر مبنای آن از میزان توانایی آنها برای بازپرداخت وام اطلاع یابد؛ بخش قابل توجهی از فقرا در مناطق دورافتاده و روستاهایی زندگی می کنند که شعب بانک های رسمی در آنها وجود ندارد؛ بسیاری از فقرا سواد کافی برای خواندن و نوشتن ندارند و به این ترتیب نمی توانند اسناد بانکی را مطالعه و امضاکنند و حتی در صورت امضای این اسناد، بانک ها نمی توانند به توانایی افراد کم سواد در تنظیم مناسب دخل و ج (به منظور ایجاد توانایی برای بازپرداخت اقساط وام) اعتماد نمایند.
در مورد ن فقیر، غالبا اوضاع دسترسی به خدمات مالی، از این هم بدتر است؛ زیرا در بسیاری از جوامع سنتی، پرداخت وام به ن بسیار سخت تر از مردان بوده و در عین حال ن به مراتب سخت تر از مردان می توانند موقعیت های شغلی دائمی را به دست آورند و در نتیجه درآمد آنان نوسانات شدیدتری خواهد داشت. به این ترتیب بانک ها به سختی حاضر می شوند وام های خود را به نی اختصاص دهند که هم کم درآمد و فقیر هستند و هم درآمد آنها نوسانات زیادی دارد.
علاوه بر همه اینها، باید توجه کنیم که امور جانبی مربوط به هر وام بانکی (اعم از فرآیند پرداخت وام، جمع آوری اقساط مربوطه و نیز پیگیری و نظارت بر پرداخت منظم اقساط توسط وام گیرنده)، هزینه نسبتا ثابتی دارد که کم ش مستقل از میزان وام می باشد. برای توضیح بیشتر می توان این طور گفت که هزینه پرداختی بانک (عمدتا به عنوان دستمزد کارکنان و نیز اجاره مکان شعبه بانک) برای انجام امور جانبی مربوط به یک وام ۱۰۰ دلاری، تفاوت چندانی با هزینه مربوط به یک وام ۵۰۰۰ دلاری ندارد؛ درحالی که طبیعتا یک وام ۵۰۰۰ دلاری، ۵۰ برابر وام ۱۰۰ دلاری برای بانک درآمد ایجاد خواهد نمود. در نتیجه بانک ها متمایلند که به منظور کنترل هزینه های خود، پرداخت وام های دارای مبالغ بسیار پایین را، تا حد ممکن کاهش دهند.
با توجه به توضیحات فوق، بسیاری از فقرا برای تامین وام های کوتاه و بلندمدت، راهی جز متوسل شدن به قرض دهندگان غیررسمی ندارند؛ افرادی که معمولا برای وام های پرداختی خود، بهره های بسیار هنگفتی را مطالبه می نمایند. بدیهی ا ست که طراحی مکانیزمی به منظور ش تن این چرخه معیوب، خواهد توانست تحول بزرگی در برنامه های فقرز ایجاد نماید که در ادامه این مقاله، به بررسی یکی از موفق ترین تجربیات جهانی در این زمینه خواهیم پرداخت؛ یعنی تجربه موفق اقتصاددان نامدار بنگلادشی، محمد یونس [۱]    ، که توانست از طریق تاسیس موسسه ای با عنوان گرامین بانک، صدها هزار روستایی بنگلادشی را به طور پایدار از فقر خارج نموده و به پاس تلاش های موفق خود، جایزه نوبل صلح را در سال ۲۰۰۶ دریافت نماید [۲]    :

فهرست مندرجات

۱ - فلسفه ایجاد بانک گرامین
۲ - قرض دادن به گروه، به جای فرد
۳ - هدف گیری ن در پرداخت وام
۴ - جزئیات مهم برای موفقیت برنامه های پرداخت وام به فقرا


فلسفه ایجاد بانک گرامین



فقیرترین مردم جهان با موانع بسیاری برای دسترسی به خدمات مالی پایه رو به رو هستند. یک مشکل این است که افراد فقیر، به دلیل فقدان دارایی قابل وثیقه گذاری در بانک، شرط اساسی برای وام گرفتن را ندارند. همچنین بیشتر آنها پیشینه مالی معتبر نداشته و نیز فاقد آموزش یا پیشینه رسمی کاری هستند. بسیاری از آنها در مناطق روستایی زندگی می کنند و به بانک های سنتی دسترسی دارند. بسیاری از آنها سواد خواندن و نوشتن ندارند و نمی توانند امضا کنند. همچنین در مناطق محروم و حاشیه نشین، زن ها معمولا محدودترند و تنها مردان می توانند ضامن وام شوند. به علاوه اغلب بانک ها روی وام های کوچک، که برای افراد فقیر مناسب است، سرمایه گذاری نمی کنند، چراکه هزینه های مبادله از قبیل اجرا و نظارت، مانع آن می شود. در غیاب دسترسی به خدمات مالی، به طور سنتی مردم فقیر انتخ جز تن دادن به بهره کشی و استعمار بهره خواران محلی و پرداخت بهر ه های هنگفت به آنان ندارند.
در چنین وضعیتی، اقتصاددان مشهور بنگلادشی، محمد یونس، این واقعیت یعنی وجود تبعیض شدید علیه فقرا در زمینه دریافت وام های بانکی را، به عنوان ش تی تجاری در کشورش بنگلادش، در اواسط دهه ۱۹۷۰ به حساب می آورد. در آن زمان بنگلادش از قحطی رنج می برد و فقدان دسترسی کشاورزان ده پا به وام های کوچک مورد نیاز برای بهبود بهره وری کشت محصولات (از روش هایی مانند بهبود کانال کشی آبیاری، ید ماشین آلات کشاورزی و امثالهم)، به وضعیت معیشتی بحرانی آنها لطمات بیشتری وارد می ساخت.
به گفته محمد یونس: «برای من تدریس تئوری های زیبای اقتصادی در کلاس دشوار بود، وقتی که فقدان تاثیرگذاری تدریس خود را در مواجهه با فقر و گرسنگی احساس می ». سرانجام، یونس تصمیم گرفت با تغییر رویکرد خود درباره اقتصاد و بانکداری به این شرایط پاسخ دهد. علاوه بر این او مشاهده کرد که مردم فقیر فاقد توانایی نیستند: «اعتبار دادن به فقیران به آنها اجازه می دهد تا توانایی های بالقوه خود را، سریعا به اجرا درآورند؛ توانایی هایی مثل بافندگی، پرورش غلات و میوه، برنج کوبی و تولید صنایع دستی. پولی که از این طریق به دست می آورند ابزار و کلیدی است برای بروز توانایی های دیگر و نیز به آنها کمک می کند تا پتانسیل های خویش را کشف کنند.» به عبارت دیگر، محمد یونس، تصمیم گرفت مردم فقیری را که زمین ندارند، به عنوان یک فرصت اقتصادی برای سرمایه گذاری مورد توجه قرار دهد.
نتیجه چنین تصمیمی، پس از سال ها تلاش و پیگیری، تاسیس موسسه ای با نام «بانک گرامین» (grameen bank) در بنگلادش بود که موفقیت آن، الگوبرداری برای برنامه های مشابهی در سطح جهانی را به دنبال داشت؛ مثل تجربه موفق «بنیاد همکاری اجتماعی بین المللی» (foundation for international community istance) با علامت اختصاری finca در بولیوی.
اما هر یک از این برنامه ها، وام هایی را در اختیار نان مناطقی قرار می دهند که به طور سنتی از دسترسی به وام های بانکی محرومند. همچنین همه آنها این ایده را دارند که وام، با اعانه و صدقه کاملا متفاوت است. به این ترتیب برخلاف سایر برنامه های کمک به فقرا که به طور مستمر نیازمند کمک حامیان مالی هستند، پروژه هایی مانند «گرامین بانک»، فقط برای تامین هزینه های تاسیس و راه اندازی خود به دریافت کمک های بلاعوض نیازمند هستند و طبیعتا نیازی نیست که این کمک های مالی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.
حال سوال این است که این برنامه ها چگونه به افراد بی سوادی که وثیقه بانکی، ضامن و نیز دیگر ویژگی های لازم برای گرفتن وام را ندارند، وام می دهند؟ طبیعتا باید ریسک عدم پرداخت اقساط چنین وام هایی، به نحو مناسبی مدیریت شود. چهار خصوصیت بارز در مواجهه با این ریسک در گرامین بانک، عبارتند از: قرض دادن پول به گروه های کوچک به جای افراد، هدف گذاری برای پرداخت بخش عمده وام ها به ن، پیشنهاد اعطای وام در سطوح مختلف و پیشنهاد نرخ بهره ای بالاتر از نرخ بهره رایج.

قرض دادن به گروه، به جای فرد


یک خصوصیت رایج در بسیاری از برنامه های پرداخت وام های د، اعطای وام تنها به گروه های کوچک مردم و نه به افراد است. در گرامین بانک، وام ها فقط به گروه های متشکل از ده الی بیست عضو پرداخت می شود و در نتیجه کل گروه طرف حساب بانک به حساب می آید. هر عضو از این گروه ها که معمولا شغل مشابهی (مانند کشت غلات، تولید صنایع دستی یا نظایر آن) را انجام می دهند، طرح تجاری و شیوه ب و کار خاص خودش را دارد، ولی اگر یک یا تعداد بیشتری از این افراد در بازپرداخت اقساط وام قصور کنند، تعهد جمعی به عنوان ضامن برای بانک عمل می کند. تا آنجایی که حتی اگر پروژه یک فرد ش ت بخورد و برخی از قرض گیرندگان قادر به بازپرداخت نباشند، هنوز امکان دارد کل گروه، بدهی را مدیریت کند. از دیدگاه اقتصادی نیز این روش بانک را از تحت نظر گرفتن جداگانه تک تک قرض گیرندگان بی نیاز می کند؛ چرا که خود اعضای گروه، یکدیگر را تحت نظر می گیرند و برای این کار انگیزه لازم را دارند.

یک مزیت روشن برای وام دادن به «یک گروه» به جای «یک فرد»، این است که موجب ایجاد یک مکانیزم حمایتی می شود. به عبارت دیگر اعضای گروه تشویق می شوند که پی در پی با هم ملاقات داشته و برای حل مشکلات ب و کارهای شان به یکدیگر کمک کنند. برای کارآفرینان کوچک و ده پای روستایی، این مساله می تواند یک مزیت بزرگ باشد. از دیدگاه گرامین بانک هم مشاهده شده که اگر وام به گروه های کوچک داده شود، وجود احساس مسوولیت جمعی در برابر وام ها، نظم پرداخت اقساط وام ها را به شدت افزایش می دهد.
البته ممکن است برخی افراد در نگاه اول این گونه تحلیل کنند که پرداخت وام گروهی، منجر به مشکل عمل جمعی می شود. به عبارت دیگر وام دادن به گروه می تواند باعث شود هر عضو گروه روی بازپرداخت دیگران حساب کند و خودش چندان جدی به دنبال بازپرداخت وام نباشد. با این وجود، چرا در عمل، نظم بسیار بالایی در بازپرداخت منظم اقساط وام های پرداختی از سوی گرامین بانک وجود دارد؟
در پاسخ به این پرسش، تئوری اتحاد اجتماعی پیشنهاد می کند که همکاری از شناختن و تعهد به خود گروه حاصل می شود این در حالی است که تحقیقات دیگر پیشنهاد می کند همکاری از ارتباطات داخلی گسترش یافته اعضای گروه و تعهدات متقابل میان آنها حاصل می شود. اعضا قابلیت اعتمادشان را به یکدیگر در طول زمان اثبات می کنند و همین مساله به اعضای گروه امکان می دهد در مقابل سود همه اعضا متعهد باشند که در واقع یک نیروی متعهدکننده از جانب خود اعضا به حساب می آید.
در واقع مطالعات نشان داده که وقتی اعضای گروه یکدیگر را نمی شناسند یا آشنایی کمی دارند، بازپرداخت وام ها بهتر صورت می گیرد تا زمانی که خود اعضا با یکدیگر گروهی را تشکیل می دهند یا گروه ها از میان اعضای کلیسا یا افراد خانواده انتخاب می شوند. به عبارت دیگر، وجود روابط اجتماعی نزدیک بین اعضای گروه، اگر به سمت بخشش فرد مقصر (فردی که اقساط وام خود را در زمان مقرر آماده نکرده) پیش رود، می تواند عاملی منفی باشد. علاوه بر موارد فوق بازپرداخت وام به ویژگی های خود گروه نیز وابسته است. اگر سرمایه اجتماعی در گروه زیاد بوده و به نظرات و ارزش های مشترک توجه بیشتری نشان داده شود و نیز اعتماد متقابل بین اعضا وجود داشته باشد، آن گاه نظم بازپرداخت اقساط وام نیز بهتر است. بنابراین پرداخت وام به گروه های متشکل از اعضای مشابه (از نظر شغل، سن، ت و...) مکانیزمی برای عملکرد بهتر و نظم قابل اعتمادتر در بازپرداخت اقساط وام ایجاد می کنند. به عنوان نتیجه می توان گفت که با پرداخت یک وام به یک گروه چندنفره از قرض گیرندگان و مسوولیت تک تک اعضای گروه در برابر بازپرداخت منظم اقساط، سرمایه اجتماعی خود این گروه ها به عنوان منبع جمعی وثیقه عمل می کنند.

هدف گیری ن در پرداخت وام


یک جنبه رایج و موفق مدل مالی گرامین بانک، وام دادن به ن است. تجربه کشورهای مختلف جهان نشان می دهد که ن، به طور متوسط در بازپرداخت وام های شان صادق تر و متعهدتر از مردان عمل می کنند. اما این مساله، تنها دلیل گرامین بانک برای هدف گیری ن نیست. مساله مهم تر آن است که ن بیشتر از مردان متعهدند که وام را برای بهبود ب و کارشان مصرف کنند. تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد، مردان خانوارهای فقیر تمایل دارند بخشی از وام دریافتی را برای خود ج کنند. درحالی که ن، به طور میانگین تمایل بیشتری برای اختصاص هزینه به منظور بهبود استانداردهای زندگی خانواده و بچه هایشان و نیز اختصاص درآمدها برای تحصیل و سلامت فرزندان دارند. از آنجایی که درصد زیادی از فقیران جهان ک ن هستند، اگر به مادران و پرستارهای آنها کمک شود، نیازهای این ک ن نیز بهتر برآورده می شود.
علاوه بر این، اعطای وام به ن در کشورهای جهان سوم و جوامعی که ن از حقوق مساوی با مردان برخوردار نیستند، به تغییر تدریجی سلسله مراتب موجود در راستای بهبود عد تی و قدرتمندتر شدن ن کمک می کند.


وام هایی که مرحله به مرحله افزایش می یابند
روش معمول دیگری که توسط گرامین بانک به کار گرفته می شود، سیاست وام های مرحله ای است. به عبارت دیگر تمامی قرض گیرندگان باید با وام های کوچک شروع کنند و با بازپرداخت منظم اقساط این وام ها، شایسته گرفتن وام هایی با مبالغ بیشتر شوند. اعتبار فرد تنها تا زمانی معتبر است که تمامی دیگر اعضای گروه هم اقساط وام خود را منظم بازپرداخت کنند. این سیاست کمک می کند که ظرفیت بازپرداخت هر فرد از طریق تجارب موفق قبلی او اندازه گیری شود. به طور سنتی سنجش اعتبار، شامل اندازه گیری مسوولیت پذیری و ثبات است و در روش وام های مرحله ای نیز از همین فلسفه برای سنجش اعتبار استفاده می شود. به عبارت دیگر با این روش وام دهی، متقاضیان وام در غیاب سابقه اعتبار، می توانند پیشینه اعتباری برای خود ایجاد کنند.
این نظم و ترتیب در بازپرداخت وام ها، انگیزه و مشوقی برای قرض گیرندگان است تا بتوانند در آینده از وام های بزرگ تری استفاده کنند. متداول است که متقاضیان وام، چندین بار از گرامین بانک وام های با مبالغ بسیار پایین دریافت می کنند تا بتوانند سابقه اعتباری خوبی برای خود ایجاد نموده و به واسطه این سابقه اعتباری خوب، بتوانند وام های با مبالغ بیشتر و برای دوره های طولانی تر دریافت کنند.


نرخ بهره بالا
از آنجایی که هزینه های مدیریتی وام های کوچک بالاست، سازمان هایی مانند گرامین بانک برای بقای خود یا باید کمک هزینه دریافت کنند و یا نرخ بهره بالایی داشته باشند. در ابتدا این امر مغایر با هدف این گونه سازمان ها در مبارزه با فقر به نظر می آید، اما باید تاکید شود که نرخ بهره سالانه حدودا ۲۰ درصدی مربوط به وام های گرامین بانک، به نظر بسیار زیاد می آید در حالی که در مقایسه با روش های موازی موجود کاملا پایین هستند. یعنی در مقایسه با نرخ بهره ای که بهره خواران محلی درخواست می کنند، بسیار مناسب تر است و دقیقا به همین دلیل است که انبوه روستانشینان بنگلادشی مایلند از گرامین بانک وام دریافت کنند. بانک گرامین نرخ بهره معادل سالانه ۲۰ درصد را در نظر گرفته است. در گذشته، برای اینکه نرخ بهره وام ها پایین تر بماند (برای سال ها نرخ بهره پایین تر از سطح پوشش هزینه های گرامین بانک بود)، این موسسه مجبور شد از کمک های مالی خیرین استفاده کند. به هر حال بانک گرامین یک نمونه موفق است که از سال ۱۹۹۸ توانسته است با افزایش نرخ بهره وام های پرداختی خود، نیاز به استفاده از کمک های مالی بلاعوض را از بین ببرد.
طبیعتا نرخ بهره به متغیرهای بسیاری وابسته است اما نکته مهم این است که نهادهای مالی مشابه گرامین بانک، باید از منظر اقتصادی دوام بیاورند و برای رسیدن به این پایداری اقتصادی، علاوه بر ایجاد بسترهایی به منظور تضمین بازپرداخت منظم اقساط وام ها، لازم بوده که نرخ بهره دریافتی هم نسبتا بالا (ولی در عین حال به شدت پایین تر از نرخ بهره رایج بهره خواران محلی) در نظر گرفته شود.



جزئیات مهم برای موفقیت برنامه های پرداخت وام به فقرا[ویرایش]



چهار ویژگی مورد اشاره، یعنی قرض دادن به گروه، هدف گذاری ن، فراهم انگیزه از طریق وام های مرحله ای و بالا بردن نرخ بهره به اندازه کافی تا هزینه ها پوشش داده شوند، همگی یک مدل خدمت رسانی پایه برای جوامع فقیر فراهم می کنند. این مدل پایه هم اکنون در ده ها کشور دنیا آزمایش شده است. در مناطق شهری و روستایی، در کشورهای صنعتی و نیز در کشورهای بسیار فقیر. هر یک از این چهار ویژگی جزء مدل بانک گرامین هستند که هم به عنوان یک ب و کار پایدار و هم یک سرمایه گذاری اجتماعی موفق بوده است. واقعیت بسیار چشمگیر دیگر، به نرخ ۹۰ درصدی بازپرداخت منظم اقساط وام ها مربوط می شود که با نرخ بازپرداخت وام های بانک های موفق در پرداخت وام به گروه های نسبتا ثروتمند و دارای وثیقه بانکی در جوامع صنعتی قابل مقایسه است.
به علاوه برنامه های پرداخت وام های کوچک به فقرا و مزایای کلی آن برای اجتماع، ظرفیت این را دارد که از وام های ساده ب وکار فراتر رود. خدمات اساسی و پایه ای بیشتری می تواند توسط سازمان های مالی فراهم شود و فقیران می توانند از خدمات مالی
نه تنها برای سرمایه گذاری در ب و کار، بلکه برای سرمایه گذاری در تحصیلات و فراهم آوردن سلامتی برای اعضای خانواده، بهره ببرند.
با این وجود، طراحی مدل های موفق برای قرض دادن به خانوارهای کم درآمد، به ویژگی های گروه های هدف، قوانین و عرف های محلی و نیز فلسفه سازمانی بستگی دارند. آنچه که برای مناطق روستایی بنگلادش موثر است، ممکن است برای جوامعی با مشکلات و مسائل متفاوت جوابگو نباشد. به این ترتیب مشاهده می شود که موسسات مختلف که اه ی مشابه گرامین بانک دارند، مدل های کم ش متفاوتی را در مکان های مختلفی از داکا (پایتخت بنگلادش) تا شیکاگو و دیترویت در پیش گرفته اند.
بسیاری از این برنامه ها، طرح هایی برای پس انداز به خانوارهای فقیر پیشنهاد می کنند. گروه های ده الی پانزده نفره ای که خواهان دریافت وام هستند، باید در ابتدا در یک طرح پس انداز گروهی، به صورت هفتگی مبلغ اندکی را پس انداز کنند. در حال حاضر هم برخی از شعبه های گرامین بانک و هم مرکز فرهنگی و توسعه روستایی فیلیپین، اینچنین برنامه هایی را پیشنهاد می دهند. به علاوه برخی از شعبه های گرامین، برای اعضای خود سرویسی تحت عنوان رفاه اجتماعی فراهم می کند که آموزش های پیشگیری از بارداری های ناخواسته، برنامه های نظارت بر وضعیت آموزش و بهداشت و تغذیه ک ن و نیز برنامه های ورزشی را شامل می شوند و دریافت وام بانکی، به شرکت در این برنامه ها مشروط شده است.
به عنوان مثالی دیگر، «انجمن توسعه مناطق روستایی بنگلادش» (brac)، خانواده های فقیر متقاضی دریافت وام را م م می کند که قبل از دریافت اولین وام خود، دوره آموزشی خاصی را بگذرانند. البته بانک گرامین با فلسفه متفاوتی کار می کند و به جای آموزش های سنگین، دستورالعمل های کوچکی را پیشنهاد می دهد. در مجموع به این سادگی نمی توان گفت که کدام یک موفق تر است، همان طور که نمونه های موفقی از هر دو مدل موجود است.
در مجموع می توان نتیجه گرفت که طراحی جزئیات، اهمیت زیادی در موفقیت چنین برنامه هایی دارند، اما نکته مهم این است که برنامه های پرداخت وام های کوچک، برای جوامع فقیر مزیت های زیادی را ایجاد می کند و جنبه های انقل و متحول کننده چنین برنامه هایی در زمینه ایجاد امکان دریافت وام برای افراد کم درآمد فاقد وثیقه بانکی، یک حرکت بسیار مثبت به سوی از بین بردن پایدار فقر و خودکفایی مالی و شغلی کامل بخشی از فقرا به حساب می آید، بدون آنکه عزت نفس آنان از طریق پرداخت صدقه و کمک های بلاعوض مخدوش شود.
متیو روبن
مترجمین: مینا طاهری
مهدی صمیمی
منبع: csa.com
ارجاعات:
[۳]    : برای آشنایی بیشتر با تجربه محمد یونس و گرامین بانک مراجعه کنید به به مقاله «تجربه موفق یک اقتصاددان در فقرز » (نوشته مایکل تودارو و ترجمه غلامعلی فرجادی)، منتشرشده در صفحات ۲۸ و ۲۹ رو مه دنیای اقتصاد (چهارشنبه ۳ شهریور ۸۹) که در آدرس اینترنتی زیر نیز قابل دسترسی است:
http://www.donya‌e‌eqtesad.com/default_view.asp?@=۲۲۰۹۰۶
[۴]    : ترجمه متن سخنرانی محمد یونس در مراسم دریافت جایزه نوبل، با عنوان «آیا می‌توانیم فقر را به موزه‌ها بفرستیم؟»، در صفحات ۲۸ و ۲۹ رو مه دنیای اقتصاد (۱۸ آبان ۱۳۹۰) منتشر شده و در آدرس اینترنتی زیر قابل مشاهده است:
http://www.donya‌e‌eqtesad.com/default_view.asp?@=۲۷۶۹۳۴




تشکیل انجمن علمی روستاشناسی ایران

درخواست حذف اطلاعات

در جریان بازدید اسماعیل شهبازی و مشاور برندسازی روستایی از ایانا اعلام شد:

تشکیل انجمن علمی روستاشناسی ایران و ایجاد نهاد برندسازی روستایی با حضور نخبگان ی کلید خورد

برندسازی روستایی با عملیاتی شدن تد ر در دستور کار جمعی از دلسوختگان توسعه همه‌جانبه روستایی کلید خورد.

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) - فروزان آصف‌نخعی/ علیرضا صفاخو:

در جریان بازدید اسماعیل شهبازی و پدر علم ترویج کشاورزی در ایران، علیرضا اوجاقی مشاور روستایی و قاسم غایبی یکی از کشاورزان فعال در عرصه توسعه روستایی از خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا)، این موضوع به‌صورت رسمی اعلام و مورد گفت‌وگو قرار گرفت تا مشخص شود سیاست‌های ش ت‌خورده مقابله با فرآیند ناگوار روستاگریزی و مهاجرت بی‌رویه که طاقت را از نخبگان ی جامعه‌شناسی و علم ترویج کشاورزی ستانده، آنان را واداشته تا با ارائه را ارهایی نظیر برندسازی روستایی -به‌منظور ایجاد رونق ب و کارهای تولیدی- گام‌های عملیاتی را برای وج هرچند تدریجی روستاها از بحران مهاجرت، بردارد.

اوجاقی که در معیت مشاوره‌های پدر علم ترویج کشاورزی و همزمان با نخستین جشنواره نمایش توانمندی‌های روستاییان و عشایر از سال گذشته، به مطالعه این امر پرداخته بود و بعد از برگزاری دومین جشنواره که هفته گذشته در تهران برگزار شد، آن را رسانه‌ای و عملیاتی کرد، در جریان این بازدید و گفت‌وگو، اوجاقی از آغاز مقدمات برگزاری همایش برندسازی روستایی در سال آینده با هدف هم‌ شی نخبگان ی و نهادهای اجرایی و تصمیم‌گیر خبر داد و گفت: البته در این راستا از مدت‌ها قبل به همت شهبازی و جمعی از ان اهل فن و دارای دغدغه روستا، انجمنی علمی تحت عنوان "انجمن علمی روستاشناسی ایران" در دست بررسی و تشکیلقرار گرفته است تا در عمل گام‌های کاربردی و علمی لازم برای شناسایی دانش بومی و مهارت‌ها و استعدادهای محلی در تمام روستاهای ایران و قابلیت‌های برندسازی آنها آغاز شود.

وی با یادآوری جایگاه مقوله برندسازی که سال‌ها است درباره محصولات تولیدی تجاری جهان مورد توجه قرار گرفته است، افزود: البته بعد از محصولات و فراورده‌ها و دست‌آوردهای روستایی، چند سالی است که برندسازی‌های ملی و شهری نیز که منجر به ایجاد ارزش افزوده برای کشور و ا شده، در دستور کار نخبگان برخی از کشورها قرار گرفته است. اما با وجود این که تمرکز بر برندسازی شهری و مناطق برای چند دهه اخیر بیشتر بوده، توجه به برندسازی روستایی موضوع جدیدتری است. با این حال طی چندسال اخیر بحث برندسازی روستایی نیز آغاز شده تا ارزش افزوده آن عاید تمام مردم روستاهای صاحب برند و حتی روستاهای همجوار آنها شود.

به گفته این صاحب نظر بانی نهادینه‌سازی ایده برندسازی روستایی در ایران، از آنجا که هر روستا ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را در تمام زمینه‌های کشاورزی، دامداری، سیاحتی، زیارتی، تاریخی و جاذبه‌های گردشگری و توانایی‌های خاص نیروهای انسانی ن در آنها را داراست، با همت و آموزش روستاییان می‌توان بارا ارهای تخصصی این امر به برندسازی روستایی و جلب توجه مردم شهرنشین برای استفاده از جاذبه‌ها و دستاوردهای هنری و... مبادرت ورزید.

اوجاقی با بیان اینکه برندسازی روستایی تنها با خلاقیت و همت خود جوامع روستایی ایجاد شدنی است، مزیت این اقدام را بالفعل ثروت بالقوه روستاها در ایران برشمرد و بیان کرد: با نگاهی به رویکردهای تاریخی در روستاهای ایران به برخی توانایی‌ها اعم از کشاورزی یا آیین‌های بومی می‌توان به ضرس قاطع مدعی شد که پتانسیل فوق‌العاده بالایی در برندسازی روستایی وجود دارد. برندهایی که بعضاً می‌تواند شامل برخوردار نبودن برخی روستاها از هرگونه بی‌سواد یا دلبستگی مستدام مفا روستایی مانند پروفسور موسیوند و... نیز شود.

این پژوهشگر فعال توسعه روستایی به تلاش‌ها و مطالعات گروه ی تکنولوژی آبادانی روستا در شهیدبهشتی اشاره کرد که چه در دوران مسئولیت شهبازی و چه دوره کنونی که زیر نظر اسماعیل رسولی و در سایت "زیرآب" واقع در دل جنگل‌های سوادکوه در حال فعالیت است، بخشی از مشاوره‌ها و همکاری‌های لازم برای عملیاتی طرح جامع برندسازی روستایی را در دستور کار قرار داده‌اند.

نقد نگاه ناکارمد به روستا و روستانشینی و توصیه به برندسازی محصولات و الگوهای رفتاری و گویشی روستاییان ایران

شهبازی، پدر علم ترویج کشاورزی نیز با اشاره به اینکه در چارچوب اقتصاد مقاومتی باید توده‌های تولیدکننده را تجهیز به دانش استفاده از تمام قابلیت‌های روستا با حداقل امکانات موجود کرد، اظهار داشت: در این وادی، با وجود اراضی د پراکنده باید به‌گونه‌ای عمل کرد که از دو تا سه جریب (قفیز) زمین درست بهره‌برداری کرد و به آرزوهایی بعضاً دست‌نیافتی یا بسیار دشوار مانند یکپارچه‌سازی میلیون‌ها زمین د و پراکنده در کشور دلخوش و منتظر نماند. کمااینکه مصادیق بسیاری هست که نشان می‌دهد نه‌تنها قانون ارث اجرا نشده است، بلکه صاحبان زمین در قید حیات نیز مبادرت به تقسیم اراضی میان فرزندان و وارثان خود می کنند، حداقل تاکنون زیربار توصیه‌های فنی مصلحتی مانند یکپارچه‌سازی اراضی کشاورزی نرفته و نخواهند رفت.

وی با استناد به سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل که فلسفه‌کاری آن را به‌کارگیری توده مردم برای تولید و مقاومت برابر مشکلات بر سر راه عوامل تولید برشمرد، ادامه داد: این در حالی است که با قاضی کلاه خود می‌توانید منصفانه داوری کنید که کشاورزان و عشایر ایران، نه‌تنها امسال، بلکه سالها است در اقتصاد مقاومتی به سر برده‌اند و هزینه - فایده‌های بسیاری را متحمل شده‌اند.

این کارکشته ترویج کشاورزی با قیاس کارکردهای نظام سنتی کشت و نظام مدرن مدعی شد: اگرچه در نظام سنتی عملکرد تولید در واحد سطح پایین بود، اما با توجه به آمدن ابزارهای خاص ومتنوع و همچنین احیای مهارت‌های بومی هر منطقه می‌توان در عین سنتی بودن، تولید سالم و ارگانیک در واحد سطح را ارتقا داد.

شهبازی با بیان اینکه بارها هنگام برداشت محصولات در محل اقامت روستایی‌اش دیده که کشاورزان به‌دلیل نداشتن مهارت، از برداشت کمی و کیفی با ماشین‌های برداشت عاجز هستند و به‌دلیل نداشتن مهارت، بخش عمده‌ای از دسترج آنها منکوب می‌شود، تصریح کرد: البته باید مسئولان مربوطه به این نکته هم توجه داشته باشند که شاید برخی ماشین‌های ارائه‌شده، مناسب ارقام متنوع محصولات موجود در بازار نباشد.

وی با بیان اینکه بر خلاف تصور اشتباه رایج، توسعه خطوط ارتباطی و اینترنتی در روستاها طی سال‌های اخیر که روند رو به رشد پرشت را دنبال می‌کند، باعث این نشده است که همه اطلاعات روستاییان و روستانشین‌ها قابل احصاء از طریق اینترنت شده باشد، یادآور شد: کما اینکه چندی پیش در جریان یک مطالعه ساده در روستایی متوجه شدیم که با وجود ایجاد صندوق بیمه، روستاییان و عشایر؛ نتوانسته‌اند در جریان ویژگی‌های این نوع بیمه قرار بگیرند.

این بزرگ ترویج کشاورزی درباره دانش بومی گذشته تا امروز بیان کرد: نظام‌های تعاونی تولیدی ما در روستاهایی است که اساساً متناسب با اراضی پراکنده و با پستی و بلندی‌های مختلف و بسیار نضج گرفته است.

شهبازی در اشاره به نمونه‌هایی مستند از این دست بی‌ملاحظگی‌ها عنوان کرد: هیچ‌ تاکنون پاسخ روشنی به این پرسش نداده است که وقتی روستایی حق عبور آب ورفت و آمد آن از دل مزارع همسایه‌ها را دارد و در سند هم قید شده است، چه ی یا انی می‌توانند پاسخ این قبیل پرسش‌ها را به شکل قانع‌کننده مطرح کنند تا حقوق ارتفاقی مالکان روستایی محفوظ بماند.

وی با نام بردن از چند محصول خوش‌نام کشاورزی در ایران مانند برنج طارم، عسل سبلان، سیب دماوند، سیب‌زمینی همدان، بزه گیان نهاوند، زعفران قائنات، گلابکاشان و... افزود: با این شرایط، ضمن امکان ثبت مشخصات برند محصولات روستایی خاص در کشورمان ایران، می‌توان به برندسازی الگوهای رفتاری و گویشی و... انسان‌های روستایی نیز مبادرت ورزید.

سرمایه‌گذاری‌های نامسئولانه، به سرخوردگی روستاییان منجر می‌شود

قاسم غایبی، از کشاورزان میهمان ایانا نیز به‌عنوان یکی دیگر از حاضران در این نشست به تجربه عینی خودش در ناکام ماندن سرمایه‌گذاری در اراضی زراعی خود در یکیاز روستاهای اطراف گرمسار استناد کرد و گفت: تشویق به سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی و حضور در روستاها تا زمانی که مشاوره‌های مسئولانه و دقیق صورت نگیرد، تمام ذوق و شوق یک سرمایه‌گذار متعهد به تولید و زندگی در روستا را به سرخوردگی بدل خواهد کرد.

وی در این باره به ید زمین یادشده اشاره کرد که آبیاری قطره‌ای در آن با توجه به لحاظ نشدن درجه شوری آب منجر به انتقال شوری به سطح خاک و در نتیجه ناکارایی آبیاری قطره‌ای و سرمایه‌گذاری در قطعه زمینی شد که با وجود این که د هم نبود، اما به توفیق نیانجامید.

غایبی نادیده گرفتن مزیت‌های کشت در هر منطقه را در کنار مشاوره‌های فنی دقیق ضروری دانست و گفت: یکی از راه‌های برندسازی روستاها، توسعه هوشمندانه سرمایه‌گذاری در روستاهای مختلف کشور، متناسب با اقلیم‌های آنها است.

وی به نتایج دیگر مطالعات عینی خود در بخش کشاورزی کشور در حوزه تولیدات زیتون و قارچ و... اشاره کرد و اظهار امیدواری کرد تا مسئولان با اتخاذ را ارهای عملیاتی کاربردی، نظارت و مشاوره‌های مسئولانه به سرمایه‌گذاران کشاورزی در روستاهای کشور را در دستور کار قرار دهند