رسانه
رسانه

دلنوشته های من و عشق غیرممنوعم!



تو "خود خود" منی

درخواست حذف اطلاعات



پاییز ... دلبرانه و خوشرنگ

درخواست حذف اطلاعات



صدای پای پاییز می پیچد در کوچه های دلم

پاییز زیباست چون پاییزهای زیادی را با تو بوده ام

پاییز خوشرنگ است چون تو را به یادم می آورد

پاییز دوست داشتنی است چون پر از عشق توست


خواستم از پاییز بنویسم و باز تو شدی جوهر این قلم

چگونه می توانم از دنیای بدون تو بگویم

خب معلوم است که زندگی مساوی با توست

تازگی بهار، شور و شوق تابستان، خوشرنگی پاییز  و  زیبایی زمستان

همه و همه بخاطر حضور توست..

بخاطر دریچه چشم من است که رو به عشق تو باز می شود

و آرامش آغوش تو که رو به من باز است


من از هر لحظه ی شیرینی که سخن بگویم

تو در تک تک کلماتش پررنگ خواهی بود

و حضور دلبرانه و خواستنی ات

در همه ی شاعرانه های قلبم خواهد بود


پس باز این قلم را با عشق تو پر میکنم

و اینبار از پاییز می گویم

و از خیابان های خوشرنگ و نارنجی

باز با تو ...





لمس مهربانی تو

درخواست حذف اطلاعات


چه حس خوبی ست

اینکه در ی که دوستش داری

           تمام خوبی های دنیا را پیدا کنی


چه حس خوبی ست

        اینکه خوبی هایش را بگذاری جلوی چشمت

مثل یک   جایزه گرفته

          با تمام وجود نگاهش کنی و کیف کنی


چه حس خوبی ست

که خوبی هایش را بشماری و بشماری

               و تمامی نداشته باشد

و آنقدر زیاد باشد

که یک زندگی برای شمردن کفاف ندهد

         و تو بخواهی که زندگی ات طولانی تر باشد

                     فقط برای شمردن خوبی هایش


چه حس خوبی ست

     که به انتخاب خودت آفرین بگویی

           و لذت ببری از اینکه دیگران تحسینش می کنند

و روز به روز عشقت به او پر رنگ تر بشود

          و سیری ناپذیر او را بخواهی و

                  حس خواستن ات مهار نشدنی باشد


چه حس خوبی ست

که هر صبح و شب و هر لحظه از زندگی را

در آغوش ی خلاصه کنی

که یک انسان معمولی ست

              معمولی تر از خیلی های دیگر

اما همین انسان معمولی

             عجیب تو را عاشق و شیفته خودش کرده باشد

و تو آنچنان به او وابسته باشی

       که گویی بی او نتوانی نفس بکشی

                 و حاضری هر چیزی را فدای با او بودن ی


چه حس خوبی ست

   عشق واقعی

           عشق بی پروا

                     عشق عمیق


هرگز این حس خوب را از ی دریغ نکنید

                  و خودتان را از این عشق محروم نکنید




عشقی قرمز مثل همیشه ...

درخواست حذف اطلاعات



این عشق تغییر ی نیست

این عشق عمیق و عجیب

این رابطه ی پرشور و حرارت

این دست های به هم گره خورده

و این دل وابسته ی محبت

تغییر ی نیست


این عشق جذاب و بی تکرار

این احساس ناب و نگفتنی

و این دوست داشتن از ته دل

تغییر ی نیست


روز عشق باشد یا نباشد

ویترین فروشگاه ها پر از س های قرمز و رنگی

و شکلات های طلایی و خوش رنگ

باشد یا نباشد

عشق ما تغییر ی نیست


ما نه تنها یک روز خاص

بلکه هر روز سال جشن عشق می گیریم

هدیه می دهیم و  شیرین می شویم

و عشقی که تغییر ی نیست


من برایت هدیه می بافم

گلهایی رنگارنگ به یادگار

و می دانم که لبخند خواهی زد از تماشای آن

و زیر لب تکرار خواهیم کرد

این عشق تغییر ی نیست





ی عشق

درخواست حذف اطلاعات



تو یک ی

     فارغ از مدرک تحصیلی

              چرا که پلی ساخته ای

                      برای عبور از راه سخت عشق


تو یک ی

    چون با ذکاوت بیش از اندازه ات

            زندگی را چه شاعرانه می نوازی

                              حتی اگر نواختن بلد نباشی


تو یک  ی

    نه به خاطر جذ ت این اسم

          بلکه جاذبه ی شخصیت مقتدر و مهربانت

                                       هر ی را به سمت تو می کشاند


تو یک ی

    پس معلم خوبی خواهی شد

          چون توانایی آموختن عشق را داری

                     به شاگردی گریزپا از مکتب عاشقی


تو یک ی

    چرا که خلاقیت ذهنی ات

        همیشه غافلگیرانه هایی بی مثال دارد

                   که شور عشق را در آدم بیدار می کند


تو یک ی

     و همیشه بهترین راه حل ها را

              برای این زندگی نوپا و پر حاشیه داری


و چه آسوده می توان تکیه کرد

        به این دستان پرتوان

                        و بازوان قدرتمند

به این شخصیت قوی

                       و روح آمیخته با ذوق

به این ذهن فناور جادویی

                        و فکر تحسین برانگیز


* روزت مبارک من *




تولد رویا

درخواست حذف اطلاعات


باز بهار آمد..

بهار بوی تو را می آورد..

بهار تو را می آورد

بهار بوی تو میدهد..


چند روزی که از بهار میگذرد تو می آیی..

می آیی به دنیا و به ناگاه دنیا زیبا می شود...

اصلا بهار به خاطر آمدن تو چنین زیبا شد..


تو آمدی و رویای کودکی من پا به جهان گذاشت..

رویایی که همیشه در سر می پروراندم و به نظر دست نیافتنی می آمد

رویای شیرین عشق تو...

رویای داشتن ی که به اندازه خودت عاشقت باشد.


و اکنون

رویا به حقیقت پیوسته است

تو هستی..

در کنار من...

برای همیشه...

و چه زیباست بهاری که تو را به من برساند...

و چه زیباست بهاری که تو را با خود می آورد..


عشق رویایی من دوستت دارم

هر روز بیشتر از دیروز...

هر روز در رویای منی..

تولدت مبارک  عشق  رویایی من




بهار تازه ی زندگی...

درخواست حذف اطلاعات


دوباره بهار آمد

دوباره سال نو شد

دوباره تولد من دوباره تولد تو

و اینبار تولد یک زندگی


دیرزمانیست که تو را میشناسم

دل بسته به عشق تو

و تشنه ی لبخندهایت

کنار تو بودن همیشه آرزوی من بوده است

و این بهار

کنار هم ماندن مان همیشگی می شود

من عشق را از پس نگاه تو میخوانم

و قلبم را به تو هدیه میکنم


این بهار

دیگر دلتنگ تو نیستم

بلکه شادم از کنار تو بودن همیشگی

اما

آرزوی امسال من باز هم تو هستی

و اینبار برایت آرزو میکنم تا زمانی که من هستم

تو را در کنارم داشته باشم

خودخواهانه و ملتمسانه

و این زیباترین پارادو زندگی من میشود


این بهار

من باز هم می رویم

و سبز میشوم و عاشق

و در تار و پود زندگی تو

جوانه ها خواهم زد

و گل ها خواهم داد


مهربان بهاری عاشق من

تا همیشه و همیشه دوستت خواهم داشت

با من بمان

تا این را به تو ثابت کنم




چه زود بالغ می شوم....

درخواست حذف اطلاعات

من

جوانه ای جوان

  در سایه سار آرامش خانه تو

                             و در حریم امن بازوان تو

چه زود بالغ می شوم....


تو چقدر شبیه شاهزاده قصه ها هستی

چگونه میتوانی اینقدر خوب باشی

               و اینگونه دوست داشتنی بمانی


همه تو را دوستت دارند

     همه با تو بودن را می خواهند

               و با تو سخن گفتن را

                     و حسی که در کلام لمس نمی شود


زیبایی تو مردانگی های توست

       لبخند شیرین تو گونه ی چال افتاده توست

                                  مهربانی تو دستان نوازشگر توست

                                         و غرور تو نگاه پرقدرت و عاشق توست


چگونه میتوانم اینهمه دوست داشتنت را تاب بیاورم

                 چگونه می توانم اینهمه عاشقت بودن را تحمل کنم

                           و چگونه می توانم این حجم مهربانی ات را بپذیرم


من هنوز کوچکم برای تو را شناختن

                    و هنوز دسالم برای با تو زندگی

چه زود بالغ می شوم در کنارتو

              و چه خوب معنای عشق واقعی را خواهم فهمید

من برای درک احساس

         به وجود گرانبهای تو نیاز دارم

چرا که همه ی حس های ناشناخته دنیا

               در وجود گرم و عاشقانه تو خلاصه می شود

                        و چه درس هایی در زندگی با تو فرا میگیرم

و چه زود بالغ می شوم...


من ،

        دیگر آن میوه ی نارس دیروز نیستم

من،

      سر سبز و قدکشیده

          در سایه سار آرامش خانه تو

                             و در حریم امن بازوان تو

چه زود بالغ می شوم....




باغچه کاکتوس های عاشق

درخواست حذف اطلاعات



پاهایت همیشه آماده ی همراهی  ست

و دستانت همیشه آماده ی نوازش

 برای جوانه های تازه ی گلدان دلم

آفتاب می شوی و می ت برای رویش

و در این شلوغی شهر

سایه بان میشوی برای خستگی هایم

چه رنگین کمانی می شوی وقتی دلتنگم و غمگین

و چه عطربهاری داری وقتی به پاییز سرد و ت می رسیم

چه پیاده باشیم و در حال قدم زدن

چه سوار بر تا ی قدیمی در امتداد خیابان طالقانی

تو لبخند میزنی  و دستانم را می فشاری

و چقدر عمیق می شود فهمید که تو توانمندی

نه تنها برای عشق ورزیدن

بلکه برای جان بخشیدن به خیالبافی های ک نه من

و آرام ترس های شبانه ام

تو کنار منی نه فقط برای آنکه دوستم بداری

بلکه لحظاتت را با من شادمانه تر میسازی

و می دانی که کوله بار مسئولیت هایت

در کنار من شیرین تر می نماید

و چه عادت زیباییست

اینکه پاهایت همیشه آماده ی همراهی  ست

و دستانت همیشه آماده ی نوازش ...





مرا ببوس...

درخواست حذف اطلاعات


مرا ببوس

آنگونه که وقتی چشمانم را می بندم

در سکوت عمیق وجودت غرق شوم

و با گرمای آغوشت  مست بازگردم


مرا ببوس

آنگونه که طراوت ابرها را در دستانم حس کنم

و خودم را بر بلندای کوه بازیابم

و هوای تازه ریه هایم را جانی بخشد


مرا ببوس

همچون رودخانه ای وشان

در مسیر عبور از کوه به دشت

پرتلاطم و تکرارنشدنی


مرا ببوس

چون قایقی در آب

رونده با مسیری مشخص

و هدفی در انتهای مسیر


مرا ببوس

مانند ماهیانی نرم در آب

چابک و خوشحال

سرزنده و شاد


مرا ببوس

مثل همه ی لحظات با هم بودنمان

هیجان انگیز و جدید

خواستنی و جذاب

و پرشور و لذت بخش


مرا ببوس

من برای بوسه های تو

جانم را کنار گذاشته ام

تا با هر بوسه جانی بدهم و جانی تازه بگیرم


مرا ببوس..






تنهایی دیگر خواستنی نیست

درخواست حذف اطلاعات


روزگاری تنهایی خودم را دوست داشتم

و آن را با هیچ چیز دیگر عوض نمی

وقتی خواستم با تو باشم برای همیشه از این نگران بودم

که دلم برای خلوت خودم تنگ خواهد شد

هر چند که تو با روی باز هر چه بخواهم به من میدهی حتی خلوتم را


چند وقتی گذشته است از زیر یک سقف بودنمان

و برای تنها چیزی که دلم تنگ نشده است تنها بودنم است.

و برع در وقت تنهایی دلم تو را میخواهد

و بی تاب دیدن تو می شوم

خانه بدون تو برایم غیر قابل تحمل میشود

تو نباشی دلم خانه را نمیخواهد..


با تو بودن را دوست دارم

عاشق شب ها کنار تو خو دنم

و صبح ها تو را دیدن کنار من...


آری تو را میخوام همیشه و همه جا...




سالگرد یکی شدنمان مبارک

درخواست حذف اطلاعات





سال گذشته حوالی همین روزها

از معجزه ی زندگی گفتیم

و اینکه بعضی ها چگونه عشق را

در زیباترین شکل ممکن هدیه می دهند


ی ال گذشت از روزی که به هم بله گفتیم

به با هم بودن تا همیشه

به کنار هم شاد بودن

به هم عشق ورزیدن

و به تعهد داشتن


چه پرتلاطم گذشت ی ال

و البته بیشتر شیرین

مگر می شود با تو بود

و روزها و شب ها عاشقانه نگاهت نکرد

مگر می شود تو را با تمام وجود نفس نکشید

و لمس مهربانی هایت را تشنه نشد...


من عاشقانه وفادارت خواهم بود

تا سالهای دور

و صادقانه با تو خوش خواهم بود

هر کجای دنیا


برایمان آرزوهایی داشتند

شیرین و لذت بخش

جاودانی عشقمان را خواستند

و شادمانی دلمان را


من نیز برایت آرزو میکنم

که هر جای دنیا را که خواستی

بتوانی  سفر کنی

و کوله بارت پر باشد از اندوخته ی عشق

و میدانم که این آرزو را محقق خواهی ساخت

و امیدوارم که من نیز در کنارت باشم


و من برایت آرزو میکنم

همیشه مثل روز اول شاد و پرهیجان باشی

و همیشه هیجانت تمام زندگی ما را پر از شور و شوق کند


سالگرد یکی شدنمان مبارک