رسانه
رسانه

اشتباهی که پیش آمده



اپ گریه

درخواست حذف اطلاعات
مثل نوزادها که وقتی به دنیا میان باید دو تا بزنن پشتشون تا گریه کنن من آستانه درد رد میکنم اما باز توان و قدرت گریه ندارم. اما خوب خوشحالم که به روی خودم نیاوردم.



آخ درمانی

درخواست حذف اطلاعات
خیلی خوشحال بودم که بدون توهین ، دارم درباره حس بدم راست میگم. محترمانه اعتراض ؛ حرفم رو زدم بی اینکه منتظر باشم کمک کنه حل بشه. قطعا ناراحت شد ولی من احساس قدرت می .



اسمتو با شیشه کندم پشت دستم*

درخواست حذف اطلاعات

همیشه دوست داشتم فکر کنم تو از همه بهتری. دلم نمیخواد ی خطاها و کم کاری های تو رو به روی من بیاره؛واسه همین از تو کم برای همه میگم و زیاد برای خودم نگه میدارم. غیبت های طولانی سالهای بودنت باعث شد وقتی تنهام؛ تو هم با من باشی.




شاخه تیرآهن

درخواست حذف اطلاعات
صدات که میکنم پژواک اسمت یه چیز محکم برام تصویر میکنه؛ مزه ش مثل امنیته جنسش مثل دیوار.



شکارچی برگ ها

درخواست حذف اطلاعات

دو تا برگ چنار روی کمدم هست. یکیش اطرافش زرده ولی وسطش هنوز سبزه یکی دیگه نیمی سبز نیمی زرد. گذاشتم کنار به تو برسونم. شکارشون برای تو.




در قنوتم ز خدا صبر طلب می *

درخواست حذف اطلاعات
پذیرفتن یک " نشدن" وما ش ت نیست. صبور باید شد...



همیشه میتونی روی رفاقتت با من حساب کنی

درخواست حذف اطلاعات

حافظ یادت بمونه دنیا ته نداره. پس هیچ وقت نگو به ته دنیا رسیدم. انقدر همه چیز زندگی بازیه که امشب ممکنه ته خط باشی فردا سر یه خط بهتر و حتی برع ش. پسرم فقط جدی نگیر. باشه؟




شاید نمیدانی ولی از خود خلاصم کرده ای*

درخواست حذف اطلاعات
یکشنبه شب داشتم فکر می آدم برای هیچی دو بار نمی میره. شما ب درست گفتی؛ زنده شدنش وقتی رنج های ما رو بی معنا میکنه بهتره به مرگش ادامه بده.



برنامه پیش رو

درخواست حذف اطلاعات
بریم دور آتیش( نه آتش!) بشینیم حرف بزنیم چای بخوریم گرم بشیم.



iso

درخواست حذف اطلاعات

تلاش کن دقیق باش پیشرفت کن همت داشته باش وسطح استانداردهای زندگیت رو حفظ کن و ارتقا بده. هدفمند باش و نسبت به خودت مسئولانه رفتار کن.




قطع جیبی ندارد

درخواست حذف اطلاعات
اینجا آینه است. من اینجا می نویسم که با خودم حرف زده باشم. مثلا الان لازم می دونم به خودم بگم هرگز نمیشه یه تکه ش ته ی از تندیسی بزرگ و باشکوه رو در جیبت بگذاری و فکر کنی تندیس رو همراهت داری.



تندیس مقاومت

درخواست حذف اطلاعات
در روانشناس ها میشه ساحت منحصربه فردی از معصومیت رو زیارت کرد. اونها با تمام پلشتی و پستی که از آدمها و از زندگی می دونن باز از شور زندگی دفاع میکنن. این معصومانه نیست؟!



دموکراتی تا جایی که تاییدت کنن

درخواست حذف اطلاعات
یه کاری نکنید آدمها تایم کوتاه دلتنگیِ شما رو که پشت سر میگذارن شکر به جا بیارن که نیستید. میگفت انقدر خوب باش نبودنت تنبیه باشه ولی آخه نبودنت الان شده تشویق!



رفعِ تمنا

درخواست حذف اطلاعات

ز بیگانه تمنا میکرد و این قبیل حرفها.

الان دیگه فهمید آنچه را که خود داشت.




زره بی خیالی

درخواست حذف اطلاعات
دلم برای تابه پیر های نشکن که روی شعله میگذاریم به درد میاد! انگار شعله آزارش نمیده اما امشب حس چقدر دوتامون داریم تحمل میکنیم و خودمون رو زدیم به بی خیالی!



شما حق انتخاب داریدتماشاگر نمانید

درخواست حذف اطلاعات

وقتی سالن سینما رو لحظه اوج داستان ترک کنی؛ ذهنت همیشه داستان رو در اوج تصور میکنه و ادامه میده. بمون که ببینی آ ش چی میشه یا وقتی برو که ایمان داری نقطه اوجش هم ضعف ساختاری_روایی_سینمایی داره.




صاعقه زد

درخواست حذف اطلاعات
همه چی برگشت سرجایی که باید می بود و نبود. گاهی یک اتفاق بد میتونه همه چیز رو به راه کنه. باورش سخته ولی میشه.



بین دو ابرو را نشانه بگیر و شلیک کن

درخواست حذف اطلاعات

امشب که رسیدم گفت تو راه تا اینجا به چی فکر میکردی؟ اول بغض صدام گرفت بعد گفتم تمام طول مسیر داشتم ذهنم رو متمرکز کنم یه موضوعی رو ازتون پنهان کنم. گفت میخوای بگی؟

کاش میشد بهت دروغ بگم.




لفاظی

درخواست حذف اطلاعات

گفت ببخشید که واقعیتها رو گفتم و ناراحتت .

گفتم عزیزم شما واقعیت ها رو در قالب کلمات تف کردی تو صورت بنده؛ منم استعدادش رو دارم فقط دلم نمیاد...





همیشه عزیزِ من*

درخواست حذف اطلاعات
صبح با صدای بارون بیدار شدم. خونه گرم بود . خونه تا شماها رو داره دلگرمی داره؛ میشه همیشه باشید؟