رسانه
رسانه

اشتباهی که پیش آمده



سرخ

درخواست حذف اطلاعات
تبسم فردا 60 روزه میشه. بغلش که میکنم صدای قلبم رو میشنوم. حتی بو گردنش میتونه منو مست کنه.



تلاش نکن!

درخواست حذف اطلاعات
به تاسی از شیوه بوکوفسکی روی سنگ قبرم بنویسید: به اندازه!



send to all

درخواست حذف اطلاعات
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنند. گنجشک ها جدی جدی می میرند.



ستون صفر صفر

درخواست حذف اطلاعات
"من" رو به خودم بد ارم. کم سن تر که بودم فکر می از تو طلبکارم.



جای برادری

درخواست حذف اطلاعات

با پای ش ته و زانوی بخیه زده برام غزل های سعدی خوند. آقای گلفروش پرسید چه رنگی تزیین کنم؟ خانوم هستن یا آقا؛ اومدم بگم خانوم. انقدر نزدیکه که یادم میره هم جنس من نیست و برادرمه؛ انگار خواهره.




جهان بینی سخت

درخواست حذف اطلاعات
هزار بار به من گفته از اتفاقات تعبیر ماورایی نداشته باش؛ همه چیز رو به هم ربط نده. تلاشم رو تغییر کنم اما موفق نبودم. یه شبی اوایل دی ماه اتفاق بدی افتاد. بعد شبانه به هر که حدس زدم ممکنه ناراحتش کرده باشم پیام دادم منو می بخشی؟! بعد که برای خودش تعریف یه چیزی گفت تو این مایه ها که رفتارت بخاطر افاته و ربطی به دین نداره. افاتی نباش؛ خدا ننشسته با تنبیه تو اصلاحت کنه. معنی اضافی به وقایع نچسبون.



زورآزمایی با زندگی

درخواست حذف اطلاعات
فرزند آدم اول بار که سرماخورد از ترس اینکه دچار چه مرضی شده؛ داشت می مرد.چندمین سرماخوردگی اما شوخی بود.دو تا کلد استاپ و استاژل و دگزا سر قضیه را به تهش ملحق کرد و خلاص. اغلب مشکلات همین طور است.



بی حوصلگی

درخواست حذف اطلاعات

اگر فکر کردید بی حوصلگی حسی است مختص میانسالی و پیری؛ سخت در اشتباهید.

بی حوصلگی میتواند مثل تن پوش دور شما بپیچد.




مدیریت بحران

درخواست حذف اطلاعات
نمیخوام غر بزنم و ناله کنم. عصبانیت حس قدرتمندیه که با این شکل از مواجهه هدر میره. به جاش میخوام انرژی کوبنده این حس رو ذخیره کنم و به سرعت منجر به یک تلاش موثر بشم برای خودم به جای اینکه با بداخلاقی برگردونمش به دیگران.



تجربه های زیستی

درخواست حذف اطلاعات
شما وقتی یک موقعیت رو تجربه نکردید هر رو در اون شرایط یا با اون ویژگی می بینید میگید خوش به حالش؛ کاش من...برید تجربه ش کنید؛ زندگیش کنید. بعد ببینید اونجا همونجاست که میخواستید؟ فقط وقتی زدید بیرون و خسته تون کرد و از موقعیت جدا شدید داد نزنید مز فه؛ ممکنه برای یکی دیگه خوشایند بوده باشه و برای شما نه. حسرت خوشبختی های کراپ شده ی دیگران رو نخورید. ما حتی درباره نزدیک ترینهامون به ضرس قاطع نزدیک به بی خبری هستیم.



هفت خان بلوغ

درخواست حذف اطلاعات

میگه مگه تو مسئول ید کارگاهی؟چرا درباره آجرها...گفتم مسئول ید یه پسر کم سن بود ازم کمک خواست. تو بخوای به یکی کمک کنی این همه فکر میکنی؟! گفت رفتارت حرفه ای نیست. باید عذرخواهی میکردی میگفتی تقاضاتون در حدود تعریف شده ی وظایف من نیست.

به نظرتون من یک روز به چنین بلوغی میرسم؟!




دردِ خوشایند

درخواست حذف اطلاعات

ملاقات با روانشناس ها سخت و شیرین هست از این حیث که اونها ما رو به یاد خودمون میارن.




جادوی یدن

درخواست حذف اطلاعات

صبح خود را از ساعت 4 با "جادوی یدن" شروع کنید. با شیب ملایم بدوید(البته من یک ربع بیشتر نمیتونم)و با حوصله صبحانه را حاضر کنید و چند بیت شعر را روی برگه یادداشت نوشته بر در یخچال بچسبانید. دوش بگیرید(حتما موهاتون سشوار بکشید بعدا سرما نخورید بگید فاطمه گفت) و صبح معرکه ای بسازید.

*عنوان نام آهنگی ست از سارا نائینی




این شفق است یا فلق...*

درخواست حذف اطلاعات

صبح زود شروع میکنیم به درس خوندن در حالی که قورمه سبزی روی گاز بی اینکه برای من مزاحمتی داشته باشه داره مسیر خودش رو در جهت پخته شدن و رسیدن به کمال طی میکنه:) اگر هم فکر کردین تنها صبحانه خوردن این ساعت از صبح لذت نداره؛ حداقل درباره من اینطور نیست.




13 دلیل اینکه ....*

درخواست حذف اطلاعات

یکی از دانش آموزهای پارسالم به من کتاب "13 دلیل اینکه ..." رو هدیه داده که داستان درباره خودکشی دانش آنوز نوجوانی به نام هانا بیکر هست. خوندمش و ذهنم رو رها نکرد. ساده و ملموس بود.




پیش دستی

درخواست حذف اطلاعات
هربار میام آشتی کنم از فرط دلتنگی قهر رو بشکنم ؛ تو میگی قهر نبودیم که! در سکوت داشتیم فکر میکردیم :)



ریزش

درخواست حذف اطلاعات

فرشید وقتی غمگین میشه دلم میگیره....الان من فاطمه ای هستم که در راه پله خواسته داداشش رو بغل کنه از غمش کم کنه اما سنسور چراغ ها عمل نکرد و دستهام پر از ید بود.نتیجه اینکه غمگین رفت.




جهانِ گذران

درخواست حذف اطلاعات
امشب داشت میگفت تو به همه چیز پیچیده نگاه میکنی. به همه چیز خیلی دقت میکنی و به جزئیات فکر میکنی.این باعث شده این سال ها کنار تو حواسمو بیشتر جمع کنم. گفتم دلم میخواد آسون به همه چیز نگاه کنم اما بلد نیستم.یادم میدین؟!



هدیه

درخواست حذف اطلاعات
امروز سه ساعت و نیم قدم زدم. لذتِ وقت داشتن و پرسه زدن بی نگرانی؛لذت خیالپردازی و در هپروت سیر رو به خودم هدیه دادم.



خواب زده

درخواست حذف اطلاعات

چند هفته پیش درست صبح که برنامه بود؛ ماشین مدیرگروه کوهنوردیمون رو از پارکینگ خونشون برد. از همون وقت نصفه شبها از ترس میرم تلویزیون روشن میکنم دوربین پارکینگ چک میکنم ببینم ماشینم سرجاش هست یا نه... مرگ که فقط برای همسایه نیست، هم.