رسانه
رسانه

تهویه شماره 17



ف*کینگ مود

درخواست حذف اطلاعات

یه مود دارم که با شعر مهدی ، متنی از مهدی و یا آهنگی که شعرش از مهدی باشه میاد سراغم.

دیوانه کننده ست برام این حال . یه حال افسرده و عصبی که یادم میندازه واقعیتم چیه و اینی که الان هستم فقط یه تظاهر به شاد بودنه.

امروز صب چندتا شعر خوندم و دوتا موزیک ازش گوش دادم. حالم گرفته شد اساسی.. نیم ساعت پیش حذفشون ، الانم نشستم دارم عهدیه گوش میدم!

.

.

دقت کردین شین عهدیه چقد قشنگ میزنه؟!




طرف باز بیمارستان رفته :/

درخواست حذف اطلاعات

اون عطسه دیروزی سرماخوردگی شد. رفتم و تزریقات و اینا. حالا دوتا نکته الان باید بگم:

اول این که به نظرم یه بیمار با سنگ کلیه رو بفرستن این بیمارستانی که من رفتم تو مرحله پذیرش سنگش میوفته و نیاز به پیدا نمیکنه بس که باید بره و بیاد..!

قشنگ عین توپ پاس میدادن آدمُ.

یه تیکه از مسیر صندوق تا اورژانس این بیمارستانه خاکی بود..بس که ملت رفته بودن و اومده بود قشنگ خاکش کوبیده شده بود ...در حدی که فک کن کلنگ میزدی نوکش کج میشد :||

دوم این پرستار طرحیاش خیلی بی شعور بودن..رفتم با دماغ کیپ و حال داغون گفتم تزریقات دارید؟...جواب ندادن. فک کن هشت نه نفر هیچ..دوباره پرسیدم..نگفتن...باز پرسیدم یه دختره سرش بلند کرد و خیلی شاکی گفت نگام کرد و با سر گفت نه..فک کن. یه کلمه هم حرف نزد!

سوم خیلی مس ه ست تزریقاتی آقایان دختر باشه :/

زشته واقعا...آدم روش نمیشه..بکشه پایین !

حالا اینا به کنار...

آمپول زدنش هم مصیبته.. 

طرف نمیتونه دست بزنه به آدم..باید عین دارت فرو کنه توت :|||

.

.

حالا مهم هم نیست که دوتا نکته ش سه تا شد :)




در توضیح تاثیر بر یکدیگر و خاطره دریافت یک گل

درخواست حذف اطلاعات
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]



باز طرف رفت بیرون و با یه ماجرا برگشت!

درخواست حذف اطلاعات

اومدم سوال پرینت بگیرم..یه پیرمرد هم اونجا بود و میخواست پرینت یه چک بگیره . پرینتی گفت شریت کن گفت بلد نیستم. پرینتی گفت بده به این آقا تا بفرسته برام. 

با توجه به صندل انگشتی و جواب پاش و لباس های رنگ و رو رفته ش فک الان یه گوشی داغون میده دستم با ع یه چک فوقش ده تومنی..

گوشیش از جیبش درآورد داد دستم..

کفم برید؛ آیفون ای :||

گفتم حاجی شما این گوشی واسه چیتونه؟

گفت دیدم همه گوشی لمسی دارن منم گفتم ب م..دخترم بهم گفت اینو ب منم یدم.

گفتم خب باشه...طرف حتما داره دیگه..آیفون ای م زیاد که گرون نیست..حتما وامی چیزی گرفته..یا قسطی آورده بنده خدا.

گوشیش اثر انگشتی بود. گفتم بازش میکنی برام؟

انگشتش شبیه یکی که بخواد بزنه تو استامپ که قشنگ جوهری شه زد رو گوشی و باز شد.

گفتم کدومه؟

گفت همون..اون یه تومنیه؛ تو دلم گفتم هه...نگفتم قسطی گرفته :*))

ع باز مبلغ چک: ده میلیارد ریال 

.

.

دیگه صحبتی نیست؛ فقط شکر خدا سر صبی یه اپیلاسیون رایگان حاجی بهمون اشانتیون داد ^____^





عَی با باع --__--

درخواست حذف اطلاعات

تا تلویزیون سالم بود نقی و ارسطو و پنجعلی نمیذاشتن زندگی کنیم حالا این بچه نمیذاره..از عصری گیر داده به ما که چرا شما به من توجه نمیکنید؟ چرا هیچکی با من حرف نمیزنه؟ چرا هیچکی با من بازی نمیکنه؟

بابام که خودش زده به خواب جوابش نمیده..مامانم یه قرآن گرفته دستش فقط میگه هیییس..خواهر ۱ هم میگه ولم کن امتحان ریاضی دارم...!

اینم میاد تو اتاق من میشینه رو صندلی واسم ور ور ور حرف میزنه :/

حالا فردا قراره تلویزیون بزنم زیر بغل ببرم بدم تعمیر کنن شاید خلاص شم از دستش :|




استفاده از داغونی کنونی برای تجربه های جدید

درخواست حذف اطلاعات

بنده از ابتدای این نفس کشیدن که به حسب سنت گذشتگان زندگی نامیدمش صفت "لاغر" رو یدک کشیدم. در چند ماه گذشته به علت خانه نشینی مطلق و مشکلات عاطفی-کنکوری  و عادت مس ه م که وقتی مشکل یا استرسی دارم واکنش عصبیم خوردن، خوردن و باز هم خوردنه در مدت یک سال و نیم شونزده کیلو وزن اضافه و به وزن دهن پر کن ۹۱ رسیدم!

شکر ژنتیک این اضافه وزن از هیچ جام بیرون نزده و فقط بخش های فرو رفته بدنم مثل فضای بین استخون های دنده و اون چال ترقوه م پر شده. در حدی که م طی اظهار نظری کارشناسانه گفت شبیه یه گونی کاه شدی...تپل و صافه صاف!

این چند خط حاشیه رفتم که بگم چند دقیقه ست دارم از آپشن اضافه شده به بدنم لذت برده و میخندم...!

عجایب تجربه ای هستش این در اتاق با ضربه شکم باز :)))

قبلا میخواستم ضربه بزنم یه جای دیگه م میخورد ولی الان قشنگ شکمم میخوره!

انقدر خندیدم خودمم دارم به خودم میگم بسه دیگه ندید بدید!!!!

خدا بوووق دیده شاخ بهش نداده :/


خلاصه چاق شین و با آپشن های جدیدتون حال کنید :))




پشم هاییییش

درخواست حذف اطلاعات

این موجود روانی پریش که اینجا مینویسه و رو مختون رژه میره عاشق انواع جنبنده ست و زندگی با جک و جونور به زندگی با آدم ترجیح میده.

الان رفتم دوغ ب م واسه نها...ععع..افطار! دیدم یه وانتی سر خیابون وایساده داره جوجه میفروشه...از اون جوجه ژاپنی قشنگ تپله ها..همونا که کلاس هفتم بودم گرفتم  سه ماه تابستون بزرگ  اول مهر رفتم مدرسه برگشتم دیدم مامانم واسه نهار کبابشون کرده :(

(هشتگ نه به جوجه خواری)

اومدم خونه گفتم مادر من رفتم ب م...تهدید طور هم گفتم این بار بخورینشون میزارم میرم از این خونه..

از اون جا که مامانم بچه روستاست (حالا انگار خودمون کلان شهر نشینیم، یه روستای گنده ست اینجام که بهش میگن شهر) واقعا عجیبه تنفرش از جک و جونور!

گفت: آقا شایان به قرآن محمد قسم بری ب ی بیاری تو این خونه عصری جسد سم خورده شون باید ببری خاک کنی، جهنم الضرر یه شامم مسجد میدم که گناه کشتنشون بشوره..حالا جرات داری برو بگیر 


من o_o



آ شم نگرفتم :|




:))))

درخواست حذف اطلاعات

خواهر کوچیکم اومد تو اتاقم گفت شایان شایان ..یهو داد زد:

دگر آن پیرهن گلی ات را درآآآآآآآآورررر....

از خنده پوکیدم :))))

انقدر تو خونه نامجو میخونم بچه یاد گرفته !



از معدود دفعاتی بود که میتونستم قربون یه بشر برم :))))




لا اله الا محبوب

درخواست حذف اطلاعات

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

 که از وجود تو مویی به عالم نفروشم..




انسانم (اگر تهش چیزی مانده) آرزوست..

درخواست حذف اطلاعات

پول چیز عجیبیه. همه چیز میشه باهاش صاحب شد. الانه که بگی:
نه، شرف و انسانیت قیمت نداره.
میگم:
 نه..پیشنهاد خوب نداشتی تا حالا...خوب پول بدن میفروشی.
هر یه قیمتی داره. اونی که می ه قیمت ها رو خوب میدونه. میدونی کی رو چند میشه ید. با یه نگاه میفهمه که چقدر باید واسه چی و واسه کی ج کنه. میدونه یه عده ارزش پول هم ندارن، میشه با دست گذاشتن رو رگ خواب و تحسین یّت و تعصبشون راحت سکوت یا واکنششون ید.
فکر نیست. فکر نمیکنم. یه جوری تو روزمره غرقیم که فکر نمیکنم و با خودمون نمیگیم "آ ش که چی؟"
کل پول جهان روزی که وسط یه شهر از مردار آدم ها وایسادی چه ارزشی داره؟
 نسبت دادن "ترین" وقتی ی زنده نمونده که ببینه چی؟!
پوادارترین..
وطن پرست ترین..
غیرتمند ترین..
ولایی ترین..
آنارشیست ترین..
آتئیست ترین..
بی تفاوت ترین..

آ ش که چی؟؟
چه حسی داری وقتی "ترین" شدی و داری رو خون قدم میزنی؟
غرور؟!
چه حسی داری وقتی شرف و انسانیت با پول و تحسین تاخت زدی؟
حس برتری؟!

در کابل طی انفجاری تروریستی فلان نفر شهید شدن. واکنشمون: به درک بابا..افغانیای کثیف
نصف عراق را سر برید.
واکنشمون: آخیش دلم خنک شد..عراقیای
کودک چند فلسطینی را کشت.
واکنشمون: نسل این عربهای کثیف باید منقرض شه. دمشون گرم.
در وگاس طی یک تیراندازی چند شهروند کشته شدند.
واکنشمون: آره دیگه...هر کی بره دنبال و و شرب خمر بایدم کشته شه..الهی شکر
چند ماهیگیر بوشهری غرق شدن.
واکنش: بندری های ..همش دارن قاچاق میکننا، ماهی بهانه ست
چند کولبر کورد طی تیراندازی ان مرزبانی ترکیه کشته شدن.
واکنش: کورد های کومله ای کثیف...حقشونه با اون قیافه شون
کارگر لر از داربست سقوط کرد و مرد.
واکنش: هاهاهاهاهاها...لره دیگه فک میکنه بال داره!
کارگر ترک خود را دار زد.
واکنش: هاهاهاهاها...افتخاری دیگه واسه ترکا!!
خوزستان زیر خاک مدفون شد
واکنش: خوبه دیگه..خاک تبرکه..پاک میشن عربهای کثیف
و
و
و
و پسر عموت ب دیروز دار زدن..چه کار میکنی؟
واکنش: به من چه؟...همش تقصیر اون مادر ابش بود..تربیت خودشه خودش بمونه پاش.

این حجم حماقت و بی تفاوتی و تعصب کور از کجا میاد؟
چی رو با چی تاخت زدیم؟
شرافت دادیم چی گرفتیم؟
تقصیر کیه این همه رذ ؟

نمیدونم مقصر کیه، اما قطعا مقصر اون بچه هشت ماهه نیست که لحظه انفجار به جای شیرینی گرم شیر طعم شور خون چشید.




حرام داریم پنج کیلو هزاررررر

درخواست حذف اطلاعات

یه درس دین و زندگی هست که همش حکم و فتوا درباره مدل زندگی و بیان نظر علما در مورد مسائل دین و زندگی شخصیه. 

این درس دو تا برگه a4 حفظی داره که باید حفظ شن و خودتون واقف هستید که این کار عبث چقدر رو مخه!

عاقا بنده بعد اندکی تفکر و به کار انداختن هوش سرشار و استفاده از شناخت بس عمیقم از دین مبین و نظر علما را ار واسه این درس ابداع !

بعد اندکی تحلیل متوجه شدم که این درس ۳ تا واجب کفایی داره، ۳ تا پاداش ا وی و ۲ تا مستحب...الباقی هر چی حکم و فتوا و مسئله داره حرام هستن :))))


شما فک کن ۸ تا جمله ش حفظ میکنی الباقی رو چشم بسته میگی حراااااام :))

فک کنم درس حاجی مکارم نوشته!!






الله اکبر..

درخواست حذف اطلاعات

نمیدونم چی رو تو ویکی پدیا سرچ کرده بودم و داشتم میخوندم. تموم که شد نتونستم از پیشنهادهای آ ش بگذرم و چندتا لینک رفتم جلو و نمیدونم چی شد که سر از صفحه ی "پا فتیش" (اصل کلمه رو مینویسم میشه صفحه، خودتون لطف کنید پا رو به انگلسی برگردونید) در آوردم.
قبلا چند بار خونده بودمش ولی این با که یه نگاه انداختم دیدم یه بخش جدید بهش اضافه شده!!
"افراد معروف دارای این تمایل"
رفتم باز خوندم و چشمام گرد شد :|

میتونستم از انریکه ایگلساس که یه بچه قرتی پرورش یافته تمدن کنونی غرب که سمت اضمحلال افراد جامعه ش سوق میده قبول کنم ولی از جناب گوته اصلا!!
یعنی واقعا خالق ورتر و فاوست و اگمونت و دیوان شرقی غربی پا فتیشی بود؟؟؟
الله اکبر..
الله اکبر...




(جان سالم به در می برد)

درخواست حذف اطلاعات

خواهر شماره ۲ از پشت سر گوشیم دید زده بود، دو دقیقه پیش اومده میگه "پلاک اسکا" چیه؟؟

تو دلم خالی شد و با صدای یه بنده خ تو دلم گفتم "ای واا ی"..

جواب دادم گفتم: ها؟؟

گفت پلاک اسکااا دیگه..

ذهنم یه جرقه زد و فهمیدم چه طور جمعش کنم؛ بهش گفتم: بی سواد؛ پلاک اِستون...درست بخون ..یه مدل موتوره..دارم درباره ش تحقیق میکنم..!

.

.

شانس آوردم درست نخونده این هدر لعنتی اینجا رو :/





و چه بی ذوق جهانی..

درخواست حذف اطلاعات

پروفایلش دیدم...یه ردیف کاکتوس ..یه دونه هم از اون انگوریا که دوس دارم و هر چی میزنم خشک میشن..یه خوشه بود...میفهمی؟؟

یه گلدون از اون خوشه ای قشنگا!

ذوق بهش پیام دادم "چه کاکتوسایی داری!!!" آ شم سه تا اموجی چشم قلبی گذاشتم و فرستادم..

چند ثانیه بعد به خودم اومدم یادم افتاد که الان وضعم چیه..وضعش چیه..نقشش تو زندگیم چیه..نقشم تو زندگیش چیه...چکارمه...چکارشم..

.

.

خدا خیر بده پدر دوروف که این گزینه حذف پیام گذاشته واسه تلگرام  :(




بهله

درخواست حذف اطلاعات

بنده به خاطر دارم که "حامد فرد" همون ر مثلا معترضه خونه توو یکی از آهنگاش داشت فجایع وطن میگفت. یه بیت گفت "وطن یعنی سکه ی طلا یه میلیون و سیصد.."

الان ببین وضع چقد شره که فاجعه اون روز آرزوی الان ماست!




عح

درخواست حذف اطلاعات

لعنت

 لعنت

 لعنت


عموی بابابزرگم تو ۹۸ سالگی داره می میره. یکی نیست بگه خو عمو جان تو که ۹۸تا رو صبر کردی ۲تا دیگه رو هم جون زنده بمون بزار صدتا رو پر کنی رند شه بعد دیار فانی رو وداع بگو..

عح




استاتوس

درخواست حذف اطلاعات

لش بعد اسباب کشی از یه سه طبقه :/


عموم بار زدیم رفت وِرویِرد :)))))




چندش

درخواست حذف اطلاعات

واقعا سواله واسم چه طور ممکنه یکی ساعت ده صب از دومتری بوی سیر بده؟؟

صبحونه نون پنیر سیر میخوره طرف؟؟

یا پودر سیر میریزه تو چایش جا شکر؟؟؟


نزدیک بود بالا بیارم روش  :/




از تو کجا گریزم؟

درخواست حذف اطلاعات

خواب دیدم با دوچرخه م تا روستا رفتم . سر سه راهی دوچرخه رو جا گذاشتم بقیه راه وسط کشتهای گندم پیاده رفتم. وسط راه یه شتر دو کوهان دیدم که گیر داد بهم و همراهم اومد. شتره همش سرش پایین میگرفت که دستم بندازم دور گردنش ولی من نمینداختم.

وسط راه یه موتوری اومد گفت صاحبشم و گرفتش و بردش. من فقط نگاه و شتره ناراحت و با یه نگاه متوقع ازم رفت و دور شد. منم رفتم سمت روستامون. همه راه دویدم. بارون گرفت. یه بارون شدید که خیس آبم کرد.

همش میدویدم و واسه شتره گریه می .

بارون شدت گرفت و یهو افتادم پایین از یه جایی. انگار زیر پام خالی شد.. از ترس از خواب پ ..




معشوق فولاد تن منی..!

درخواست حذف اطلاعات

هر آدم یه معشوق غیر انسانی داره. بهش عشق میورزه و همیشه بهش فک میکنه. هر روز جلوی چشمشه با وجود اینکه امکان داره هیچ وقت از نزدیک ندیده باشش.وقتی بهش فک میکنه از همه دنیاش غافل میشه.
دختره به کل یون لاکش، پسره به ماشینش، زنه به سرویس طلا سفیدش، مرده به ملکش و هزار و یه مدل دیگه از این معشوق ها که خودتون سراغ دارین.
من معشوقم تا امروز صبح ندیده بودم. ع ش دیده بودم و کل ابعادش حفظم ولی تا به حال ندیده بودمش.
امروز صبح جلوی مارکت بودم داشتم حرف میزدم با طرف که یهو اومد از جلوم رد شد. دهنم باز مونده بود . صداش داشت دیوونه م میکرد. ابهت و قدرتش عجیب دل میبرد. از صب تا حالا صدای ش وقتی گاز میداد از سرم بیرون نمیره. صدای اعجاب انگیز و دل نشینی بود..لاستیکهای ۲۶/۵ش که دیدم واقعا به این نتیجه رسیدم که لاستیک های قبلی که دیده بودم سو تفاهم بودن. وای رنگش..رنگ زردش..یه زرد شبیه رنگ دونه ذرت پخته. کم رنگ و دلنشین با نوار سرمه ای که یه تضاد عالی رو ایجاد کرده بود. (اون اموجی که چ قلب شدن)
خلاصه دیوونه شدم و از صب تا حالا تمرکز ندارم :(


شبیه این بودhttps://www.sigmaplantfinder.com/wp-content/uploads/2017/11/komatsu-wa470-1.jpg