رسانه
رسانه

رویاهای تنهائی من



صبوران تنگ دل ( قسمت بیست و هشتم تا پنجاه و سوم)

درخواست حذف اطلاعات

صبوران تنگ دل( قسمت بیست و هشتم)

ادامه مطلب



تقریبا زندگی(داستان دو برادر سید)و(فصل اول و دوم)

درخواست حذف اطلاعات
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب



گرد باد

درخواست حذف اطلاعات

☺️ hosea 6:3...' 'he' will come to us like the winter rains, like the spring rains that water the earth."


گردبادی که از دیار تو بود


دلم من را به پیچ و تاب انداخت


چونکه آغشته بود بر تن تو


بخدا بر دهانم آب انداخت


#گیتی_رسائی




قصه تو

درخواست حذف اطلاعات

animated p o


لبخند چو بر لب تو آمد


بادی شد و زد به آتش دل


خندید هرآنکه قصه بشنید


گردید دو باره پر تپش دل


#گیتی_رسائی




زبام ما پریدی

درخواست حذف اطلاعات


شوریده چو ما کجا تو دیدی؟


فریاد زما کجا شنیدی؟


چون بنده مرا .کجا یدی؟


کا تو ز بام ما پریدی


#گیتی_رسائی




غم یدیم

درخواست حذف اطلاعات

self portrait in the sunset light of trouville (normandy, france) tara niami


ما بر دل خویش غم یدیم


ما ی عاشقی دریدیم


نزد همه ناسزا شنیدیم


از کوی پای کی کشیدیم؟


#گیتی_رسائی




جانی به تن نمانده

درخواست حذف اطلاعات

people around the north still use firewood for heating


از ناله حد گذشته .جانی به تن نمانده


برما گنه ببخشا بر جان ما توان ده


دل برده این جهانت از عارف و از عامی


اما همه فریب است . من دانم و تو دانی


گفتی که در دو گیتی .خوشحال میتوان زیست


پنهان مکن .بگو که .خوشبخت درجهان کیست؟


هرگوشه پر ز درد است از صفر تا نهایت


ریزند بر دهان خاک تا گم شود صدایت


گفتی وفاست کارت ماجز جفا ندیدیم


از نا و زهر بس ناروا شنیدیم


صبر است چاره کار. ام کجاصبوری؟


خود شاهدی که دیگر در دیده نیست نوری


فریاد هم درین دهر دیگر گره گشا نیست


ای کاش ره نمائی .گوئی که چاره در چیست؟


رنجور گشته حالم. دنیا شده وبالم


یارب"رسا" بریده دیگر مده مجالم


#گیتی_رسائی




از ما چه دیده ای؟

درخواست حذف اطلاعات


ما را اسیر نرگس شهلا نموده ای


اما چرا زلطف تو پروا نموده ای؟


هرروز با امید دلم خوش نموده ای


آ چه دیده ای که حکم به فردانموده ای؟


#گیتی_رسائی






بی نام و نشان

درخواست حذف اطلاعات

bye erfly figurative canvas wall art print by catrin welz-stein


دلداده و بی قرار و مستیم


ما بنده ی ت اِلَستیم


بی نام و نشان و می پرستیم


بر آتش خویشتن نشستیم


#گیتی_رسائی




صبوران تنگ دل ( قسمت بیست و هشتم تا پنجاه و سوم)

درخواست حذف اطلاعات

صبوران تنگ دل( قسمت بیست و هشتم)

ادامه مطلب



تقریبا زندگی(داستان دو برادر سید)و(فصل اول)

درخواست حذف اطلاعات
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب



تو ندانی

درخواست حذف اطلاعات

au coeur de la tempête ...


تو ندانی که چه درد مرا


پیر و زمینگیرم کرد


منکه آزاده بُدَم


پاک به زنجیرم کرد


نیست دیگر هوس رنگ زدن


بر رخ خویش


از همه عالم و آدم


به خدا سیرم کرد


#گیتی_رسائی




دردام فتاده ام

درخواست حذف اطلاعات


گویم به چه ؟ که درد من گوش کند


جز من چه ی غم جهان نوش کند؟


در دام فتاده ام خبر نیست مرا


ای کاش جهان مرا فراموش کند


#گیتی_رسائی




خیال روی تو

درخواست حذف اطلاعات

♡♡♡♡♡♡


کردست ـ آتش عشق تو در فراز


گوید گهی بسوز در غم عشقش گهی بساز


بودم در این خیال که عشقت ز سر کنم


آمد خیالِ روی تو ، در را نمود باز


#گیتی_رسائی






به تمنا نشسته ایم

درخواست حذف اطلاعات

"yet she was free, wild and independent. the support would be missed, but she had missed being alone. she would not regret her time with him, but she would not wish for it again either."


ما را نبود طاقت دوری، ش ته ایم


عمری اگر بوَد، به تمنا نشسته ایم


دانم که در هوای دل ما تو نیستی


بیهوده چشم به راه تو بسته ایم


#گیتی_رسائی




صبوران تنگ دل ( قسمت بیست و هشتم تا پنجاه و سوم)

درخواست حذف اطلاعات

صبوران تنگ دل( قسمت بیست و هشتم)

ادامه مطلب



تقریبا زندگی(داستان دو برادر سید)

درخواست حذف اطلاعات
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب



به نام خدا

درخواست حذف اطلاعات

به نام خدا

با لطف و محبت شما دوستان

داستان تقریبا زندگی"دوبرادرسید" را تقدیمتان میکنم .ضمنا شما میتوانید داستانهای( فراز و نشیب

عاشقانه ، چوب خدا صدا نداره و صبوران تنگدل) را در وبلاگgiti.mihanblog.com تحت عنوان

"داستانهای من" نویسنده گیتی رسائی مطالعه بفرمائید

داستان تقریبا زندگی"دوبرادرسید" در همین وبلاگ قابل پیگیریست

با سپاس فراوان: گیتی رسائی




این شهر ابست اب

درخواست حذف اطلاعات

potential tattoo concept.


دارم گله ها ز گردش این گردون


چون لحظه به لحظه میکند دل را خون


دستم نرسد وگرنه آتش بزنم


گردیده ام از غم زمانه مجنون


آتش زده ای تو منی از گل را


هر که شنیده دیده اش شد هامون


دردیست ز گفتنش دهانم سوزد


از دل بزند شراره هایش بیرون


برهر درو دیوار نشانی دارد


بر دل نزنید از خوشیها صابون


آینده بسی به چشم من تاریک است


وین شهر ابست ، ابست ، داغون


بیچاره از اینم که دیارم اینجاست


مائیم گرفتار دوصد مکر و فسون


بیهوده "رسا" مخور غم پیر و جوان


این بوده بساط از قرون تا به قرون


#گیتی_رسائی




درمان من گذشته

درخواست حذف اطلاعات

rain ❤


درمان من گذشته، کجا فکر چاره ام؟


تلخ است ، هرچه داده و من در نظاره ام


برجان من نشسته غم روزگار دون


دیگر نمانده جان به تن ام


#گیتی_رسائی