رسانه
رسانه

مطالب دینی و فرهنگی



شهادت .. حسن عسگری (ع)

درخواست حذف اطلاعات

ماجرای شهادت .. حسن عسکرى علیه السلام و اثبات .. ت .. زمان عجل الله تعالی وفرجه الشریف

یکی ازمسائلی که میتوان از طریق آن وجود مقدس .. زمان (عج) را به اثبات رساند ماجرای شهادت پدر بزرگوارشان .. حسن عسکری (ع)واتفاقات همراه آن است همانطور که میدانیم و از روایت ها و حکایت های تاریخی به روشنی به دست می آید, سال ها پیش از آن که هشتم ربیع الاول سال260 هجری فرا رسد, پیشوایان معصوم و به ویژه واپسین فرستاده خداوند, .. خاتم,(ص) .. ت آ .. ین حجّت الهی, حضرت مهدی(عج) را نوید داده بودند. با شهادت یازدهمین پیشوای شیعیان در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری (1) در حالی که بیش از پنج بهار(2) از عمر آ .. ین ذخیره الهی سپری نشده بود, فصل بهره مندی انسان ها از .. ظاهر به پایان رسید. و در پی آن دورانی بسیار مهّم در زندگی پیروان اهل بیت پیش آمد. این دوران هم زمان با دو رخ داد مهمّ آغاز شد نخست: رسیدن آ .. ین حجّت الهی به مقام .. ت؛ دیگر: قرار گرفتن آن حضرت در .. پنهان زیستی. اگر چه برگزیدگانی از شیعه برای این مرحله آمادگی کامل داشتند, اما می بایست هر دو رخداد ( .. ت و غیبت(، برای عموم شیعیان به اثبات برسد, چرا که حضرت مهدی(عج) نخستین روز .. ت را در حالی آغاز کرد, که جز افرادی اندک، ـ که پیش از آن، در دوره .. عسکری(ع) ایشان را دیده بودند(3)

.. ی او را ندیده بوداو باید حاضر میشد و .. ت خود را به اثبات میرساند اما چگونه ؟!!آیا .. ی حرف کودکی 5 ساله راقبول دارد ؟
پیشتر .. حسن عسکری (ع) این روز را پیش بینی کرده بود وتد .. ری برای آن .. شیده بود: مثلا طبق گفته تاریخ .. حسن عسکری (ع) قبل از شهادت خود سه نشانه وعلامت را برای یار دیرینه خود ابوالادیان بیان میکند که هر .. هنگام شهادتش آن نشانه ها را داشته باشد او .. وجانشین وی خواهد بودآن سه نشانه از این قرار بودند:
1- .. ی که بر پیکر .. .. بخواند
2- .. ی که جواب نامه ها را از ابوالادیان طلب کند
3- .. ی که از اموال وهمیان خبر دهد
همانگونه که شاهد خواهیم بودزمان شهادت .. حسن عسکری (ع) .. زمان (عج) نشانه ها یی از خود نشان میدهد...ماجرایی که ده ها تن شاهد وجود مقدس .. زمان (عج) بودند ونشانهای بارز .. ت ایشان رادیدند وآن را قبول داشتند.

چگونگی شهادت .. حسن عسکری (ع) :

معتمد در ربیع الاول سال 260 هجری قمری بوسیله یکی از نزدیکانش .. حسن عسکری(ع) را با زهر مسموم نمود. .. در اثر آن ، چند روز در بستر بیماری قرار گرفتند و در این ایام معتمد پیوسته پزشکان درباری را بر بالین .. می فرستاد تا مردم گمان کنند که حضرت از بیماری طبیعی رنج می برد.از طرفی ضمن مداواى حضرت و .. ب وجهه عمومى اوضاع و شرایط را زیر نظر بگیرند و رفت و آمدها را به کنترل در بیاورند اگر صحنه مشکوکى در رابطه با جانشینى و .. ت پس از .. حسن(ع) دیدند آن را گزارش کنند(4)
.. پس از مدت کوتاهی بیماری شدید، در روز .. هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری هنگام .. صبح به شهادت میرسد
ایشان در بیست و هشت سالگى از دنیا رفتند و دوره‏ .. تشان فقط شش سال طول کشید. بنابر تواریخ، تمام این مدت شش سال یا در حبس بودند یا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشر و ممنوع الملاقات بودند. از نظر معا .. آزادى نداشتند

لحظه شهادت :

مرحوم شیخ طوسی و برخی دیگر از بزرگان ، به نقل از قول اسماعیل بن علی - معروف به ابوسهل نوبختی حکایت میکنند: در آن روزهائی که .. حسن عسکری علیه السلام در بستر بیماری قرار گرفته بود - که در همان مریضی هم به شهادت نائل آمد - به ملاقات و دیدار حضرت رفتم . پس از آن که لحظه ای در کنار بستر آن .. مظلوم با ح .. غم و اندوه نشستم و به جمال مبارک حضرتش می نگریستم . ناگاه دیدم حضرت ، خادم خود را(که به نام عقید معروف و نیز سیاه چهره بود) صدا کرد و به او فرمود: ای عقید! مقداری آب - به همراه داروی مصطکی - بجوشان و بگذار سرد شود. همین که آب ، جوشانیده و سرد شد، ظرف آب را خدمت .. حسن عسکری علیه السلام آورد تا بیاشامد. موقعی که حضرت ظرف آب را با دست های مبارک خود گرفت ، لرزه و رعشه بر دست های حضرت عارض شد، به طوری که ظرف آب بر دندان های حضرت می خورد و نمی توانست بیاشامد. آب را روی زمین نهاد و به خادم خویش فرمود: ای عقید! داخل آن اتاق برو، آن جا کودکی .. دسالی را می بینی که در حال سجده و عبادت می باشد، بگو نزد من بیاید. خادمِ حضرت گفت : چون داخل اتاقی که .. علیه السلام اشاره نمود، رفتم کودکی را در حال سجده مشاهده .. که انگشت سبّابه خود را به سوی آسمان بلند نموده است ، بر او سلام .. ، آن حضرت .. و سجده را مختصر کرد. پس از پایان .. عرض .. که آقای من می‏فرماید شما نزد او بروید. در همین لحظه ، کنیزی صقیل نام نزد آن فرزند عزیز آمد و دست کودک را گرفت و پیش پدرش برد. ابوسهل نوبختی گوید: هنگامی که کودک - که بسیار زیبا و همچون ماه نورانی بود موی سرش به هم پیچیده و مجعد است و ما بین دندانهایش گشاده است. - نزد پدر آمد، سلام کرد و همین که چشم پدر به فرزند خود افتاد، گریست و به او فرمود: ای سید اهل‏بیت خود مرا آب بده، همانا من به سوی پروردگار خویش می‏روم. آن کودک قدح آب جوشانیده را به دست خویش گرفت و بر دهان پدر گذاشت و او را سیراب کرد. آنگاه فرمود: مرا آماده کنید که می‏خواهم .. بخوانم، پس آن کودک حوله ای را که در کنار پدر بود، روی دامان .. علیه السلام انداخت و سپس پدرش را وضوء داد. و چون حضرت ابومحمّد، .. عسکری علیه السلام .. را با آن حال مریضی انجام داد، روی به فرزند کرد و فرمود: پسرم بشارت باد تو را که تویی مهدی و حجّت خدا بر روی زمین و تویی پسر من و منم پدر تو و تویی (م ح م د) بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن .. طالب و پدر توست رسول‏خداص و تویی خاتم ائمه طاهرین و نام تو همنام رسول خدا است و این عهدی است به من از پدرم و پدران طاهرین تو صلّی الله علی اهل البیت ربّنا، انّه حمیدٌ مجید و در همان هنگام به شهادت رسید.(5)

سیمای سامراءو شهادت .. حسن عسکری (ع)

روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی در شهر سامراء بود خبر شهادت .. عسکری علیه السلام در عنفوان شباب همه جا را فراگرفت.
بازارها تعطیل شدند و مردم شتابان و گریان به سوی خانه .. رفتند. مورخان این روز غمبار را به روز قیامت تشبیه کرده اند، چرا که توده های محرومی که مهر و محبت خود را نسبت به .. ، از ترس سرکوب نظام همیشه در خود نهان می داشتند، آنروز عنان عواطف .. وشان خویش را از کف دادند.
احمد بن‏عبیدالله بن‏خاقان مى‏گوید: ...چون خبر وفات آن حضرت در شهر سامره پخش شد، رستاخیزى در شهر پدید آمد و ازهمه مردم صداى ناله و شیون برخاست. خلیفه در پى فرزند نیکبخت آن حضرت برآمد و گروهى از .. ان را به خانه‏ .. گسیل داشت تا وى را بیابند. خلیفه حتى .. ن قابله را فرستاد تا ازباردارى احتمالى کنیزان حضرت آگاه شوند ...
آه که اهل بیت نبوت در راه تحکیم شالوده های دین و نشر ارزشهای توحید چه رنجها که متحمل نشدند...
چه خونها که از آنان نریختند و چه حرمتها که ند .. د و حقوق و قرابت آنان را به رسول خدا رعایت ن .. د...
براستی محنت اولیای خدا در طول اعصار چه بی شمار بوده و پایگاه و پاداش آنان در پیشگاه پروردگار چه بزرگ است!
این .. بزرگواری که اینک از دنیای آنان رخت برمی بندد در حالی که هنوز از عمر مبارکش 28 سال نگذشته، با انواع محنتها دست و پنجه نرم کرد

یک شبهه :

آیا .. به مرگ طبیعی وفات یافت؟ یا آنکه توسط زهر به شهادت رسید؟
برای اثبات شهادت ایشان همین یک روایت کافی است که:
.. حسن مجتبی (ع) میفرمایند: جدم رسول خدا به من فرمودند :دوازده .. از اهل بیت آن حضرت و برگزیدگان خالصش ،صاحب امر(خلافت و .. ت )گردند هیچیک از ما خاندان نیست مگرآنکه کشته شده یا مسموم میگردد(6)

دانشمند نامدار جهان تشیع، طبرسی‏ ، می‏نویسد: بسیاری از دانشمندان ما گفته‏اند: .. عسکری-علیه السلام-بر اثر مسمومیت‏به شهادت رسید، چنانکه پدرش و جدش و همه .. ان، با شهادت از دنیا رفته‏اند. کفعمی‏ ، دانشمند معروف شیعه، می‏گوید: او را معتمد مسموم ساخت و محمد بن جریر بن رستم‏ ، از دانشمندان شیعی در قرن چهارم، معتقد است که: .. عسکری-علیه السلام-در اثر مسمومیت‏به درجه شهادت رسید.
معتمد، که .. عسکرى(ع)را در برابر دستگاه ستم‏پیشه عباسیان سدى‏نفوذناپذیر مى‏دید، بر آن شد آ .. ین ضربه را بر حضرت وارد آورد و راه را براى‏تحقق آرمانهاى پلیدش هموار کند. او .. را با زهر مسموم ساخت و چنان‏نمایاند که حضرت به مرگ طبیعى از دنیا رفته است; ولى این توطئه نیز ناکام‏ماند و چهره واقعى وى بر همگان آشکار شد.
زهر یکی از مشهورترین ابزارهای ترور در نزد زمامداران آن عهد بوده و ترس آنان نسبت به وجود .. ان دینی محبوبی مثل .. آنها را وا می داشته که با اتخاذ این روش ایشان را تصفیه کنند.
دلیل دیگر ما بر اتخاذ این شیوه از سوی خلیفه، طرز برخورد آنان با .. به هنگام بیماری اش می باشد. ابن صباغ مالکی ، یکی از دانشمندان اهل سنت، از قول عبید الله بن خاقان‏ ، یکی از درباریان عباسی می‏نویسد:
«... هنگام در گذشت ابو محمد حسن بن علی عسکری-علیه السلام-معتمد، خلیفه عباسی حال مخصوصی پیدا کرد که ما از آن‏شگفت زده شدیم و فکر نمی‏کردیم چنین حالی در او (که خلیفه وقت‏بود و قدرت را در دست داشت) دیده شود. وقتی «ابو محمد» ( .. عسکری) رنجور شد، پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه که همه از فقیهان درباری بودند، به خانه او گسیل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابو محمد بمانند و هر چه روی می‏دهد به او گزارش کنند، نیز عده‏ای را به عنوان پرستاروپزشک فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنین به قاضی بن بختیار فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب کند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابو محمد سخت‏تر شده و بعید است‏بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روزی رحلت فرمود. وقتی جنازه آماده دفن شد، خلیفه برادر خود، عیسی بن متوکل‏ ، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت .. بگزارد. هنگامی که جنازه را برای .. روی زمین گذاشتند، عیسی نزدیک رفت و صورت آن حضرت را باز کرد. و به علویان و عباسیان و قاضیان و نویسندگان و شهود نشان داد و گفت: این ابو محمد عسکری‏ است که به مرگ طبیعی درگذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خلیفه نیز شاهد بوده‏اند!!!!(7)
علت این امر چه بود؟ دو علت می توان برای چنین رفتار شگفت آوری پیدا کرد:
نخست: برائت جستن از مسئولیت ترور .. در برابر توده ها بر حسب ضرب المثلی که در میان سیاستمداران معروف است: او را بکش و زیر جنازش اش گریه کن...
دوم: همه مردم و بویژه زمامداران می دانستند که ائمه اهل بیت (ع) همواره از احترام بسیار توده های مردم برخوردارند و شیعه بر این باور است که .. ت در میان آنان یکی پس از دیگری منتقل می شود. و اینک این .. یازدهم است که می خواهد از دنیا رخت بربندد. بنابراین باید حتماً او را جانشینی باشد، اما این جانشین چه .. ی است؟
خلفای عباسی پیوسته می کوشیدند به هنگام شهادت یکی از ائمه پی ببرند که جانشین او کیست؟ به همین علت ائمه (ع) نیز به هنگام احساس خطر بر جانشین خود او را پنهان می .. د تا وقتی که خطر از بین برود.
از دیگر سو احادیثی که درباره حضرت مهدی(عج) وارد شده، از خاور تا باختر را فراگرفته است و دانشمندان می دانند که مهدی دوازدهمین جانشین است و اگر بگوییم که زمامداران عباسی چیزی از این احادیث نمی دانستند، نامعقول می نماید. از همین روست که می بینیم آنان پیوسته و با هر وسیله ای می کوشند تا نورالهی را فرو نشانند اما هیهات...
به این دلیل است که معتمد عباسی، به هنگام شدت گرفتن بیماری .. تد .. ری استثنایی می .. شد.
پس از آنکه .. چشم از جهان فرو می بندد، معتمد دستور می دهد خانه او را بازرسی کنند و کنیزانش را زیر نظر بگیرند. او نمی دانست خداوند خود رساننده فرمان و کار خویش است و .. منتظر بیشتر از پنج سال است که به دنیا آمده و از دید جاسوسان مخفی شده است و برگزیدگان شیعه با وی بیعت کرده اند...
بدین گونه .. بواسطه زهر معتمد شهید شد.(8)
اما همانگونه که میدانیم .. زمان (عج) حاضر شده وخود بر پیکر پدر .. میگذارد

آ .. ین وصیت .. حسن عسکری :

آفتاب .. ت غروب می کرد، زیرا خداوند این گونه مقدّر کرده بود که این آفتاب از پس .. غیبت صغرا و سپس غیبت کبرا پرتو افشانی کند. از این رو .. حسن عسکری(ع) بر دو بینش بسیار مهم تأکید کرد:
نخست: تأکید بر شناخت غیبت و گرفتن بیعت برای ولی الله اعظم .. منتظر(عج).
دوم: تحکیم شالوده های مرجعیت دینی

ماجرای .. گزاردن حضرت حجة (عج) بر جنازه پدر بزرگوارش:

نخستین اقدام حضرت مهدی در آغاز .. ت:

روزِ در گذشتِ .. یازدهم، و نخستین روز .. ت ایشان, فرا رسید. وآن حضرت ناگزیر میان مردم آمده، بر پیکر پدر .. گزارد. این رخداد به گونه هایی چند روایت شده است. که در یک روایت شیخ صدوق آن را به صورت مفصل از زبان «ابوالادیان» یکی از خدمت کاران خانه و متصدی امور نامه‏های .. عسکری7 گزارش کرده است. (9) ودیگران هم به این روایت را از زبان دیگران روایت کرده اند ...
شیخ ابوعبدالله محمدبن هبه الله طرابلسی در کتاب فرج کبیرش نقل کرده، و به سند خود از .. الادیان که یکی از چاکران حضرت .. (ع) بود، روایت کرده که او گفت: به خدمت حضرت .. عسکری (ع) شتافتم. آن حضرت را ناتوان و بیمار یافتم. آن جناب چند نامه ای نوشته و به من داد و فرمود که این ها را به مداین برسان و به فلان و فلان از دوستان ما بسپار، و بدان که بعد از پانزده روز دیگر به این بلده خواهی رسید و آواز نوحه از خانه خواهی شنید و مرا در غسل گاه خواهی دید. ابوالادیان می گوید: گفتم ای مولای من! چون این واقعه روی دهد، حجت خدا و راهنمای ما که خواهد بود؟ فرمود: «آن .. ی که جواب نامه های مرا از تو طلب کند.» گفتم: زیاده از این هم نشانی بفرمایید. فرمود: «آن شخصی که بر من .. گزارد، او حجت خدا و .. و راهنما و قائم به امر است بعد از من.» پس نشانی زیاده بر آن از آن حضرت طلب نمودم، فرمود: «آن شخصی که خبر دهد به آنچه در همیان است.» پس هیبت آن حضرت مرا مانع شد که بپرسم که چه همیان و کدام همیان و چه چیز است در همیان...

پس از سامرا بیرون آمده، نامه ها را به مداین رساندم و جواب آنها را گرفته و بازگشتم. روز پانزدهم بود که داخل سر من رای (سامرا) شدم بر وجهی که آن حضرت به اعجاز آن خبر داده بود، آواز نوحه از خانه آن حضرت شنیدم و نعش آن .. بزرگوار را در غسل گاه دیدم. برادرش، جعفر، را بر در خانه آن حضرت دیدم که مردم دورش جمع شده بودند و او را تعزیت می نمودندوجانشینی اورا تبریک !!! با خود گفتم که اگر .. بعد از حضرت .. حسن عسکری (ع) او باشد، پس امر .. ت باطل خواهد بود، زیرا می دانستم که .. می آشامد و طنبور می زند و .. می بازد. پس او را تعزیت نمودم. هیچ چیزی از من نپرسید و جواب نامه را نطلبید. بعد از آن عقید خادم بیرون آمد و خطاب به جعفر گفت: ای خواجه! برادرت را کفن .. د، برخیز و بر او .. بگزار. جعفر برخاست و داخل آن خانه شد و شیعیان گریان وارد خانه شدند. در آن حال .. (ع) را کفن کرده بودند. جعفر پیش رفت که .. بگزارد. با خود گفتم: عجبا! اگر .. مردم بی دین بشود، معلوم می شود که همواره دین از اول سست بوده است!!! من هم دنبال جعفر به راه افتادم تا ببینم جریان به کجا منتهی می شود!

کنار جنازه .. عسکری (ع) رسیدیم، جعفر پیش ایستاده و همراهان پشت سرش، با خود گفتم: دیگر کار از کار گذشت.
جعفر چون قصد آن کرد که تکبیر بگوید، ناگهان .. سفیدی که در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم کودکی نورانی پیدا شد گندمگون و مجعد موی (صلوات الله علیه) و ردای جعفررا گرفته و کشید، و فرمود: «ای عمو! دور شو که من به .. گزاردن بر پدر خود از تو سزاوارترم.» جعفر رنگ پریده کنار رفت ونمیدانست چه بگوید وشوکه شده بود و آن برگزیده خداوند غفار بر پدر عالی مقدارش .. گزارد. و .. عسکری (ع) را در کنار مرقد پدر بزرگوارش، .. علی نقی (ع)، دفن .. د. سپس آن کودک .. دسال و آن ولی ایزد متعال به من خطاب کرد که: «ای بصری! جوابهای نامه ها را بیاور.» جوابها را به او تقدیم .. ایشان رفتند به حجره و با خود گفتم : حمد و سپاس خدا را که دو علامت از علاماتی که .. عسکری(ع) به من فرموده بودند، ظاهر شد،فقط علامت همیان مانده است !! نزد جعفر آمدم و گفتم : این طفل که بود؟ گفت: من اصلا چنین کودکی را ندیده ام و نمی شناسم!!! (10)

شیخ طوسی هم پس ازروایت بالا روایت دیگری را نیز نقل کرده که بیانگر آن است که حضرت مهدی عجل الله فرجه خود آغاز به .. کرد و گروهی از شیعیان (تعدادآنها 39 نفر ذکر شده است) در این مراسم حضور داشتند؛ از .. انی که در این مراسم حضور داشت، ابراهیم پسر محمّد تبریزی بود. وی در این باره می گوید:«روز رحلت .. حسن عسکری علیه السلام در سامرا وارد خانه .. شدم، جنازه آن حضرت را آوردند، و ما 39 نفر بودیم که یک کودک به ظاهر ده ساله بیرون آمد، عبای خود را بر سر مبارکش کشیده بود، و هنگامی که در صحن خانه ظاهر شد، همه ما پیش از آن که او را بشناسیم، در مقابل شکوه، هیبت، عظمت و وقار او بی اختیار برخاستیم. در برابر جنازه ایستاد و همگی پشت سرش صف کشیدیم و به .. ت او بر پدر بزرگوارش .. خو .. م. چون از .. فارق شد به یکی از اتاق های منزل وارد شد که از غیر آن بیرون آمده بود».(11)

ذکر این نکته لازم است که .. حسن عسکری (ع عین همین مطلب از زبان یکی دیگر از حاضران به نام احمدبن عبدالله هاشمی نیز نقل شده است(12)

لازم به ذکر است که .. حسن (ع) را فرزند بزرگوارشان .. زمان (عج) غسل وکفن .. د.

اما سئوالی که پیش می آید چرا .. حسن عسکری این علامات را نشانه جانشینش معرفی میکند ؟
آغاز پیشوایی در .. دسالی در این رخ داد آنچه از همه شگفتی آورتر بود این که آنها با کودکی پنج ساله روبه رو بودند که می گفت جانشین .. عسکری(ع) است. .. ت در دوران کودکی فقط مختص .. زمان (عج) نبود بلکه .. ان دیگری همچون .. جواد (ع) هم این شرایط را دارا بودند اما شرایط حاکم بر .. ت حضرت مهدی(عج) این روند را به گونه ای دیگر رقم زد, تردیدهای شکننده ای را در ذهن شیعه پدید آورده, کار .. حسن عسکری(ع) را مشکل ساخت. ایشان نه فقط در سن و سالی کمتر از دیگر .. ان به .. ت رسید, بلکه به خاطر مصالحی ولادتش نیز پنهانی بود. و تا زمان .. ت ایشان, جز اندکی, جمال دل آرای او را ندیده بودند...او چگونه میتوانست خود را به اثبات برساند ؟!!

پس میبینیم که .. حسن عسکری (ع) بیجهت نشانه دانش وآگاهی زیاد را برای فرزندش انتخاب نکرده بود چون فقط از این طریق مردم میتوانستند گفته کودک 5 ساله را باور کنندواین نشانه هایی بود که .. ی جز .. دارای آن نبود
همان گونه که یاد شد پیش از آن با هدایت های پیوسته .. و ائمه نور: شیعه به این نکته باور پیدا کرده بود که، خداوند متعال از طریق آ .. ین .. خود، مقام .. ت و ولایت را به جهت قابلیت‏های ذاتی به افرادی خاصّ عطا فرموده و فقط از طرف اوست که .. بر جامعه نصب می‏گردد. و نیز این که, این قابلیت هیچ گونه ارتباطی به کمی و یا زیادی سن و سال ندارد جالب این که, این گونه پیشوایی پیش از آن نیز, هم در بین ائمه: و هم در زنجیرة .. ان: دارای سابقه بود. یکی از دانشوران معاصر .. ت در سنین کم را پدیده ای واقعی دانسته، چنین استدلال کرده است: زیرا .. ی که در کودکی به پیشوایی روحی و فکری مردم رسیده, و مسلمانان حتی در کشاکش آن همه موج ویرانگر, باز خویشتنِ خویش را به پیروی و دوستی او گماشتند, به طور مسلّم باید از دانش و آگاهی و گستردگی دید, و دانا بودن به فقه و تفسیر و عقاید, بهره ای آشکار و چشمگیر داشته باشد. چون در غیر این صورت نمی توانسته مردم را به پیروی از خویش وادارد... به فرض محال که مردم نتوانستند حقیقت و واقعیت امر را دریابند, خلافت و نیروی حاکم که آن همه دشمنی علنی با .. داشته, چرا بر نخاسته و .. از رخسار حقیقت نینداخته است؟ اگر .. .. دسال, از دانش و سطح تفکر عالی برخوردار نبود, خلفای معاصر, خیلی خوب می توانستند جنجال به پا کنند, امّا سکوت آنها و سکوت تاریخ گواه است که .. ت در سنین کم پدیده ای حقیقی بوده نه ساختگی» (13) .

پی نوشت:

1- شیخ کلینی، کافی، ج1، ص503.

2- شیخ مفید, الارشاد, ج2, ص339
3- ر.ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج2, صص 384 و 457.
4- بحارالأنوار ج50/328.
5- رجوع شود به غیبت ، ص165؛ منتهی الآمال ، ص 1038.
6- کفایه الاثر صفحه 162
7- - حیاة ال .. العسکری، ص267، به نقل از ارشاد، شیخ مفید، ص383.* الفصول المهمة، چاپ قدیم، ص 307-308*اعلام الوری، الطبعة الثالثة، دار الکتب ال .. یة، ص 367.* حاج شیخ عباس قمی، الانوار البهیة، مشهد، کتابفروشی جعفری، ص 162.* دلائل ال .. ة، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، 1383 ه. ق، ص 223.

8- حیاة ال .. العسکری، ص 267، به نقل از ارشاد، ص 383.
9- شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 475؛ باب 43، ح 25. همچنین ر.ک: نیلی .. , منتخب الانوار المضیئة، ص 157؛ راوندی، قطب‏الدین، ال .. ائج والجرائح، ج 3، ص1101.
10- رجوع شود به شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 475، باب 43، ح 25. هم چنین ر.ک: نیلی .. , منتخب الانوار المضیئة، ص 157؛ قطب الدین راوندی, ال .. ائج والجرائح، ج 3، ص1101. و شیخ ابوعبدالله محمدبن هبه الله طرابلسی در کتاب فرج کبیر و بحارالانوار ج 52 ص 67،منتخب الاثر ص 367،ا .. ام الناصب ض 108،وفاة العسکری ص 39،ین .. ع المودة ج 3 ص 124
11- شیخ طوسی, کتاب الغیبة, ص257.
12- ا .. ام الناصب ص 94 وروزگار رهایی ص 164
13- صدر، سیّد محمد باقر, جست و جو و گفت و گو پیرامون .. مهدی(عج) ص47ـ48.



منبع: http://hozehfatemieh. .. /



بیا نات طلایی .. .. ی درباب دانشجو

درخواست حذف اطلاعات

*
بنده دلم می خواهد این جوانان ما شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتّی دانش آموزان مدارس، روی ریزترین پدیده های .. دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. ۱۳۷۲/۰۸/۱۲

* عزیزان من! رابطه با خدا را جدّی بگیرید. شما جوانید؛ به آن اهمیت بدهید، با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید. مناجات، .. ، .. با حال و با توجّه، برای شما خیلی لازم است. مبادا اینها را به حاشیه برانید. ۱۳۷۷/۰۲/۲۲

* .. باید بتواند یک .. نرم افزاریِ همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا .. انی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالبها و نوآوریهای علمیِ خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه آباد و عادلانه مبتنی بر تفکّرات و ارزشهای .. ی را بالا ببرند. ۱۳۷۹/۱۲/۰۹

* برداشت و توقّع بنده و نظام .. ی از جماعت دانشجو این است که فکر می کنیم دانشجو یک روشنفکر تمام عیارِ مسلمان است؛ متدیّن است. ۱۳۸۱/۰۹/۰۷

* من می خواهم غالب یا بیش از غالب بدنه دانشجویی کشور، مجموعه ای متعهّد و دارای احساس مسؤولیت نسبت به آرمانهای دانشجویی باشند. یکی از این آرمانها مسأله علم است؛ دومی عد .. خواهی است و آرمان سوم، آزاد .. شی و .. خواهی است. ۱۳۸۲/۰۸/۱۵

* در زمینه عد .. خواهی، می توانید قانون اساسی را مطالعه کنید و ببینید اگر ما بخواهیم عد .. اجتماعی را با همان مفهوم متعارفی که همه می فهمیم، تحقّق ببخشیم، باید از کدام دستگاهها چه توقّعهایی داشته باشیم. ۱۳۸۲/۰۸/۱۵

* نباید به طور دائم در عرصه ی تجربه و ترجمه - علم ترجمه ای، حتّی فکر ترجمه ای، ایده و مکتب و ایدئولوژی و اقتصاد و سیاست ترجمه ای - بمانیم؛ زیرا این ننگ است برای انسان که از .. د، سنجش، تحلیل و درک و فهم خود استفاده نکند ۱۳۸۲/۰۹/۲۶

* انتظار من از شما جوانها و اساتید این است. تولید علم کنید. به سراغ مرزهای دانش بروید. فکر کنید. کار کنید. با کار و تلاش می شود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کرد. ۱۳۸۳/۰۴/۱۷

* سیاست زدگی و سیاست بازی به هیچ وجه مورد تأیید نیست اما سیاست گری و برخوردار شدن از قدرت فهم و تحلیل .. ، نیاز مبرم دانشجویان و .. هاست. ۱۳۸۵/۰۷/۲۵

* مظهر شهامت و سرعت عملِ ملت ایران دانشجویان بودند؛ آن هم دانشجویانی که پیرو خطّ .. بودند، نه دانشجوی وابسته به فلان حزب .. یا فلان تشکیلات گوناگون و بی ایمان؛ نه، دانشجویی که خطِّ .. را قبول داشت و به آن مؤمن بود. ۱۳۸۶/۰۸/۰۹

* فرق شمای جوان و دانشجو و صادق و پاکیزه دل، با یک آدم .. کار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را که میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد که اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یکی از بهترین شاخصه های دانشجوئی است. ۱۳۸۷/۰۷/۰۷

* .. دانشجوئی در کشور ما در تاریخِ ثبت شده و شناخته شده ی خود، همیشه ضد استکبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و بشدت عد .. خواه بوده است. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴

* این برداشت من از .. دانشجوئی و نگاه من به .. دانشجوئی است: ضد استکباری، ضد فساد، ضد اشرافیگری، ضد حاکمیت تجمل گرایانه و زورگویانه، ضد گرایشهای انحرافی؛ اینها خصوصیات .. دانشجوئی است. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴

* تشکل های دانشجوئی فرصتی هم برای دانشجو ایجاد میکند برای کار دسته جمعی. و من به کار دسته جمعی اعتقاد دارم و این را یک نیاز دانشجو میدانم؛ .. ب مهارتهای گوناگون؛ مهارتهای .. ، اجتماعی. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴

* از .. همیشه و در همه جا این انتظار هست که محل جوشش و اوج دو جریان حیاتی در کشور باشد: اول، جریان علم و تحقیق؛ دوم، جریان آرمان گرایی ها و آرمان خواهی ها و هدفگذاری های .. و اجتماعی. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴

* در جنگ نرم، شما جوانهای دانشجو، افسران جوان این جبهه اید... افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست می بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. ۱۳۸۸/۰۶/۰۸

* در زمینه ی مسائل علمی باید دنبال قله بود؛ که این، توجه شما را به درس خواندن و خوب درس خواندن باید نتیجه بدهد. ۱۳۹۱/۰۵/۱۶

* سطح معرفت را بالا ببرید. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که خوشبختانه امروز در حوزه های علمیه حضور دارند، آشنا شوید. ۱۳۹۱/۰۵/۱۶

* باید همت شما این باشد که در دنیا به وضعی برسیم که اگر .. ی بخواهد به تازه های علمی دست پیدا کند، مجبور باشد زبان فارسی یاد بگیرد. ۱۳۹۱/۰۷/۲۲



منبع: http://hozehfatemieh. .. /



روز نهم ربیع الاول

درخواست حذف اطلاعات
روز نهم ربیع الاول نزد شیعیان جایگاه خاصی دارد، چرا کهاین روز را یکی از اعیاد مهم تلقی کرده و به خاطر سالروز آغاز .. ت .. زمان(عج) به شادی می پردازند.

البته گهگاهی دیده می شود که بعضی از افراد جاهلانه یا عامدانهبیان می کنند که در چنین روزی خلیفه دوم کشته شده و داستان سرایی های بسیاری هم در زمینهدارند؛ افسانه هایی که بیشتر توسطدشمنان .. و برای دامن زدن به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی ساخته می شود.

عالمان دینی بر .. افه بودن این موضوع تأکید دارند و آن را موجب دامن زدن بهاختلافات مسلمانان می دانند.

.. .. ی در روز 27 آذر سال 1387 با بیان اینکه نباید به خاطر دفاع از شیعه به آتش افروزی میان غیر شیعه شتاب داد، تصریح می کنند: «این جور نباشد که .. ى از یک گوشه اى خیال کند، دارد از شیعه دفاع می کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنى ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد، این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست، اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از .. ست؛ این دفاع از صهیونیست هاست».

به بهانه برگزاری جشن هایی تحت عنوان اعیاد نهم ربیع الاول، بر آن شدیم که صحت یا سقم آن ها را از کارشناسان جویا شویم که در ادامه می آید:

* مرگ خلیفه دوم اوا .. ذی الحجه یا اول محرم است

حجت ال .. محسن جنتی منش کارشناس مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اینکه از لحاظ تاریخی چه شیعه و چه سنی تاریخ مرگ خلیفه دوم را نهم ربیع نمی دانند، ابراز داشت: طبق روایات تاریخی «عمر بن خطاب» اوا .. ذی الحجه یا اول محرم فوت کرده است.

وی با .. افی دانستن برخی جشن های نهم ربیع، افزود: «این رسم غلطی است، لذا با توجه به بحث بیداری .. ی و اینکه نگاه ملت ها به سوی ایران است، دامن زدن به آن، کار اشتباهی است و در این شرایط نیاز به وحدت بیش از گذشته احساس می شود.

*برگزاری جشن های .. افی موجب برهم زدن وحدت مسلمانان می شود

حجت ال .. غلامرضا مقیسه، .. سطح عالی حوزه علمیه قم نیز با اشاره به اینکه برگزاری این قبیل جشن ها، موجب برهم زدن وحدت مسلمانان را فراهم می آورد، بیان داشت: در این موقعیت که مسلمانان دارای دشمنان مشترک هستند، برگزاری چنین مجالسی باعث اختلاف بیشتر میان مسلمان ها می شود.

* امر عامیانه ای که جزو شعائر شیعه تلقی نمی شود

محمدحسین رجبی دوانی .. .. در حوزه تاریخ .. با بیان اینکه برگزاری مراسمی تحت عنوان «عید ا .. هرا» یک امر عامیانه ای است که نمی توانآن راپای ارزش ها و شعائر شیعه تلقی کرد، به طوری که علمای بزرگ شیعه پرداختن به این مسائل را مخل وحدت مسلمانان می دانستند، تصریح کرد: ب .. ایی چنین جشن هایی یک کار عامیانه ای است که برخی از افراد بدون توجه به مصالح مسلمین مطرح .. د، در حالی که مرگ خلیفه دوم در 9 ربیع الاول، از لحاظ تاریخی اعتباری ندارد.

* جشن های .. افی نهم ربیع از چه زمانی باب شد؟

شاید با گذر در طول تاریخ .. تا سده های اخیر برگزاری چنین مراسمی را در جامعه .. ی شاهد نبوده باشیم، رجبی دوانی نیز با بیان اینکه تا کنون در هیچ منبع تاریخی ندیده است که در گذشته یک چنین مراسمی برگزار شود، درباره دلایل خود ابراز داشت: شیعه در گذشته آن چنان محدود، محصور و .. بود که حتی در برخی از ادوار شیعه بودن جرم بود، چه رسد به اینکه فرد تظاهر به تشیع کند، لذا احتمال دارد از دورانی که تشیع در ایران مذهب رسمی اعلام شد، از عصر صفویه و چه بسا در دوران قاجار به بعد این امر باب شده باشد.

*نقشه دشمن برای دور .. مردم از .. شه مهدوی

حجت ال .. سید جعفر .. نسب، مدیر بنیاد فرهنگی .. اسان رضوی با اشاره به .. افاتی که در این روز از جانب معاندان و مخالفان مطرح می شود، بیان داشت: باید امسال در ایام ربیع از آن .. افه ها که مخالف دیدگاه های .. (ره) است، پرهیز و جایگاه واقعی .. ت را برای جامعه .. ی تبیین کنیم.

وی با اشاره به اینکه عیدا .. هرای واقعی ما شیعیان تبیین جایگاه .. ت و ولایت حضرت مهدی(عج) است، افزود: خشنودی آن حضرت در این است که ما این جایگاه رفیع .. ت را برای جامعه خود تبیین کنیم و از مباحثی که تفرقه بر انگیزند پرهیز کنیم.

حجت ال .. .. نسب تصریح کرد: ماجرای قتل خلیفه دوم در این روز دسیسه دشمنان بوده که می خواستند با مطرح .. آن در این روز مردم را از اصل .. ت و مهدویت دور کنند.

*هشدار .. .. ی در ب .. ایی چنین جشن هایی

حضرت آیت الله با هشدار درباره برگزاری چنین مراسمی می فرمایند: بعضی ها به نام شاد .. دل فاطمه زهرا، این روزها و در این دوران کاری می کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند ... اگر امروز .. ی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور .. .. ، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور .. ، وسیله ای پیدا کند، دلیل پیدا کند، نواری پیدا کند، ببرد اینجا و آنجا بگذارد، بگوید کشوری که شما می خواهید انقلابش را قبول کنید این است، می دانید چه فاجعه ای اتفاق می افتد؟ بعضی دارند به نام فاطمه زهرا(س) این کار را می کنند، در حالی که فاطمه زهرا راضی نیست، این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شده ... آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شاد .. دل فاطمه زهرا، کاری کند که دشمنان حضرت زهرا را شاد کند کند.(هفته نامه عملی – فرهنگی بصیر(حوزه)، سال چهاردهم، شماره اول، مسلسل 323، صفحه 6)



منبع: http://hozehfatemieh. .. /



iهفته وحدت مبارک

درخواست حذف اطلاعات

هفته وحدت گرامی باد

گرامی باد هفته ی وحدت، که درآن میثاق ها تحکیم می شود ، پبمان ها استوارتر می گردد ، خون ها در هم می جوشد ، دست ها وبازوها درهم قرار می گیرد ، چهره ها بر یکدیگر لبخند پبروزی و صفا می زند ، قشرها همه باهمند ، امت، یکپارچه و منسجم است و شیعه و سنی، به یاد سالروز میلاد رسول گرامی .. ، با هم و در کنار هم، در یک راه و به سوی یک هدف سرود وحدت می خوانند.

قبله ی مشترک، رسول مشترک، کتاب واحد و .. واحد، وحدت بخش قشرهای این امت شهید است.

گرامی باد هفته وحدت، سالروز ولادت پبامبر رحمت و مربی انسانها و سفیر گرانقدر الهی به سوی مردم.

گرامی باد هفته وحدت که در بردارنده ولادت ششمین پبشوای شیعه است. گرامی باد
هفته ی وحدت، که خنثی کننده ی توطئه های دشمنان، درمسیر تفرقه افکنی است.

گرامی باد هفته وحدت، که هفته نور و سرور، و ایام شادی و همبستگی است.

گرامی باد هفته وحدت که ملت ما را منسجم تر می کند،و امتمان را با .. خود پبوندی مجدد می زند،

گرامی باد این هفته که بازوها را با هم گره زده ، توان ها را درجهت واحد و بر ضد دشمن م .. به کار می گیرد.

گرامی باد هفته وحدت ، که پبام” رس .. ” و ندای ” .. ت” رابه گوش م .. ، به کار می گیرد.

هفته ی وحدت ، چتری مبارک ازایثار و فداکاری بر مردم است.

چشمه ساری از معرفت و شعور، در کام تشنه ی خلق خداست.

سایه ساری آرامش بخش ، دل انگیز و روح پرور برای هموطنان مسلمان ماست.

الهام بخش حرکت و انسجام و اخلاص است.

زداینده ی کینه ها ، کدورت ها ، خودخواهی ها ، گروه گرائی ها ، تعصب ها ، ملیت پرستی ها ، فرقه بازی ها و تفرقه جوئی هاست.

هفته ی وحدت، ایام میثاق با خون شهیدان است.

هفته ی پبمان با راه .. و خط .. فقیدمان ، حضرت روح الله (ره ) است.

هفته ی درس آموزی از کلاس معلم بشریت ، حضرت ختمی مرتبت(ص) است که به برکت میلادش چهره ی جهان دگرگون شد ، شرک ها به توحید مبدل گشت ، عبادت خدا جای اطاعت از طاغوت ها را گرفت ، نفاق ها به یکرنگی گرائید و خصومت ها و دشمنی های چندین ساله، به ” اخوت .. ی” تبدیل شد ، مهاجر و انصار، برادر شدند و عرب و عجم، یار هم گشتند و سفید و سیاه برابر گردیدند.

دراین هفته ، رس .. مدار بزرگ، حضرت محمدبن عبدالله (ص(دیده به جهان گشود تا نعمت خدا، بربندگان تکمیل شود ، راه از چاه باز شناخته گردد و مردم در سایه نبوتش ، از ضل .. به هدایت ، از ظلمت به نور و از تفرقه به وحدت برسند.

اکنون نیز، که هزار و چهارصد و .. از آن تاریخ می گذرد ، ملت ما ، در سالگرد این میلاد مقدس، پرشکوهترین مراسم ، گرم ترین مجالس و باصفا ترین .. ات را به پا می دارند تا روح اخوت .. ی د .. بکره ی اجتماع ، بیش از پیش زنده شود



منبع: http://hozehfatemieh. .. /



امربه معروف ونهی از منکر

درخواست حذف اطلاعات

* معنای امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر یعنی مردم را به کار نیک واداشتن و از کار زشت بازداشتن.

* وجوب امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر از واجبات و فرایض بسیار مهم و بزرگ ی به شمار می رود، و افرادی که این فریضه ی بزرگ الهی را ترک می کنند یا در برابر آن بی تفاوتند گنا ار خواهند بود و کیفری سخت و سن ن در انتظار آنها است. امر به معروف و نهی از منکر نه تنها به اتفاق فقهای واجب است، بلکه اصل وجوب آن جزو ضروریات دین مبین به شمار می آید.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif امر به معروف و نهی از منکر با رعایت شرایط آن یک تکلیف شرعی عمومی برای حفظ احکام و سلامت جامعه است، و صرف توهم این که موجب بدبینی فاعل منکر یا بعضی از مردم نسبت به می گردد باعث نمی شودکه این وظیفه ی بسیار مهم ترک شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif افرادی که از تخلفات قانونی مثل از بیت المال مطلع می شوند وظیفه دارند با رعایت شرایط و ضوابط شرعی نهی از منکر کنند، و توسل به رشوه و راههای غیر قانونی برای هر عملی هر چند به منظور جلو ری از فساد، جایز نیست. بلی اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشته باشد تکلیفی نخواهند داشت، مثلاً اگر خوف داشته باشند که در صورت مبادرت به این فریضه، ضرری از طرف مسؤولین بالاتر متوجه آنان می شود تکلیف از آنها ساقط می شود. البته این حکم در مواردی است که حکومت ی حاکم نباشد، ولی با وجود حکومت ی که اهتمام به اجرای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر دارد بر ی که قادر بر این فریضه نیست واجب است که نهادهای ذیربط را که از طرف حکومت برای این کار اختصاص یافته اند مطلع نماید و تا کنده شدن ریشه های فاسد که فسادآور هم هستند موضوع را پی ری کند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif منکرات از این جهت که منکر هستند فرقی بین آنها نیست، ولی در عین حال ممکن است که بعضی از آنها در مقایسه با منکرات دیگر دارای حرمت شدیدتری باشد. به هر حال نهی از منکر برای ی که شرایط آن را احراز کرده یک وظیفه ی شرعی است و ترک آن جایز نیست، و در این حکم بین منکرات و محیطهای ی و غیر ی تفاوتی وجود ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif بر مسؤولین ذیربط واجب است که به متخصصین بیگانه که گاهی در بعضی از مؤسسات کشور ی کار می کنند دستور دهند که از تظاهر به اموری مثل خواری، خوردن گوشت های حرام خودداری کنند و آنان را از خوردن علنی آنها منع نمایند، ولی اموری که با عفت عمومی منافات دارد به هیچ وجه نباید به آنان اجازه ی انجام آن داده شود. به هر حال، از طرف مسؤولین ذیربط باید تد ر مناسبی در این باره اتخاذ شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif بر جوانان مؤمن واجب است در های مختلط در برابر مفاسدی که در بعضی از آن مکانها مشاهده می کنند ضمن دوری جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمکن و تحقق شرایط امر به معروف و نهی از منکر مبادرت به انجام این فریضه کنند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif امر به معروف و نهی از منکر نی که حجاب کامل ندارند متوقف بر نگاه با ریبه به آنها نیست، از این رو واجب است. بلی بر هر مکلفی واجب است که از حرام اجتناب کند به خصوص زمانی که مبادرت به انجام فریضه ی نهی از منکر می کند.

* محدوده ی امر به معروف و نهی از منکر
محدوده ی امر به معروف و نهی از منکر منحصر به قشر و صنف خاصی از مردم نیست و تمام اقشار و اصناف واجد شرایط را در بر می رد حتی بر زن و فرزند واجب است که هنگام مشاهده ی ترک معروف یا انجام حرام توسط پدر و مادر یا شوهر، به امر به معروف و نهی از منکر در صورت تحقق شرایط آن مبادرت کنند.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif هرگاه موضوع و شرایط امر به معروف و نهی از منکر محقق باشد، تکلیف شرعی و وظیفه ی واجب اجتماعی و انسانی همه ی مکلفین است، و ح های مختلف مکلف مانند مجرد یا متأهل بودن در آن تأثیر ندارد و به صرف این که مکلف مجرد است تکلیف از او ساقط نمی شود.

* شرایط امر به معروف و نهی از منکر
۱. علم به معروف و منکر.
۲. احتمال تأثیر.
۳. اصرار بر گناه.
۴. نداشتن مفسده.

۱. علم به معروف و منکر
شرط اول امر به معروف و نهی از منکر، علم به معروف و منکر است یعنی امر و نهی کننده باید معروف و منکر را بشناسد و در غیر این صورت موظف نیست امر به معروف و نهی از منکر کند، بلکه نباید چنین کاری د؛ زیرا ممکن است در اثر جهل و نادانی امر به منکر و نهی از معروف کند، بنابراین نهی از منکر ی که نمی دانیم کارش حرام است یا نه (مثلاً معلوم نیست موسیقی که گوش می دهد از نوع و حرام آن است یا حلال) واجب بلکه جایز نیست.

۲. احتمال تأثیر
شرط دوم امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است یعنی امر و نهی کننده باید احتمال بدهد که امر و نهی او اثر و نتیجه یی ولو در آینده دارد.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر برای مسؤولین به طور قطعی ثابت شود که بعضی از کار مندان ادارات در خواندن کوتاهی کرده و یا اصلاً نمی خوانند و نصیحت و راهنمایی هم تأثیری نداشته باشد واجب است از تأثیر مداومت بر امر به معروف و نهی از منکر با رعایت شرایط آن غفلت نکنند، و در صورت نا امیدی از تأثیر امر به معروف نسبت به آنان، اگر بر حسب مقررات قانونی محروم ساختن این گونه افراد از مزایای شغلی مجاز باشد باید در مورد آنان اجرا شود و به آنان تذکر هم داده شود که این محرومیت بر اثر سستی و کوتاهی شان در انجام این فریضه ی الهی اتخاذ شده است.

۳. اصرار بر گناه
شرط سوم امر به معروف و نهی از منکر اصرار بر گناه است یعنی باید شخص گنا ار بر استمرار گناه، اصرار و سماجت داشته باشد و چنانچه معلوم شود که وی بدون این که امر و نهی شود خود از خطا دست بر می دارد یعنی معروف را به جا می آورد و منکر را ترک می کند امر و نهی او واجب نیست.

۴. نداشتن مفسده
شرط چهارم امر به معروف و نهی از منکر، نداشتن مفسده است یعنی باید امر و نهی مفسده نداشته باشد، بدین ترتیب اگر امر و نهی موجب شود به شخص امر و نهی کننده و یا به مسلمان دیگر مفسده یی از قبیل ضرر جانی و یا آبرویی و یا مالی برسد، در این جا امر و نهی واجب نیست. البته مکلف موظف است ملاحظه ی اهمیت را د یعنی باید در تمام معروف و منکرها بین مفسده ی امر و نهی و مفسده ی ترک امر و نهی مقایسه کند و سپس به آنچه مهمتر است عمل نماید.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif ی که می ترسد در صورت اقدام به امر به معروف و نهی از منکر در مورد ی که دارای نفوذ و موقعیت اجتماعی خاصی است از ناحیه ی او ضرر قابل توجهی ببیند، واجب نیست او را امر و نهی کند به شرطی که منشأ ترسش، عقلایی باشد، ولی سزاوار نیست ی به صرف ملاحظه ی مقام ی که واجب را ترک کرده و یا مرتکب فعل حرام شده و یا به صرف احتمال وارد شدن ضرر کمی از طرف او، تذکر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترک کند به هر حال رعایت اهم و مهم لازم است.



منبع: http://hozehfatemieh. /



فلسفه حجاب

درخواست حذف اطلاعات

فلسفه حجاب

فلسفه وم پوشش برای ن بنا بر ویژ های خاصی است که در خانم ها وجود دارد؛ زیرا زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفت است. قهراً به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده نه به‏ مرد. لذا با این که دستور پوشیدن برای مردان (مثل ن) مقرر نشده است عملاً مردان پوشیده تر از ن از منزل بیرون می روند؛ زیرا تمایل مرد به نگاه و چشم چرانی است نه به‏ خودنمایی، و بر ع تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشم چرانی.

نگه داشتن حجاب به دلیل بالا رفتن حفظ ارزش زن در برابر مرد می باشد. نگه داشتن حریم توسط زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. بدین ترتیب بر ن و مردان لازم است که در مقابل نامحرمان حجاب خود را رعایت نمایند. و برترین حجاب از دید مراجع عظام، همان چادر است

تمایل‏ مرد به چشم چرانی، بیشتر زن را تحریک به خودنمایی می کند و به همین جهت ‏«تبرج‏» (بزک نمودن) از مختصات ن است». (3)

بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده تر باشد نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره گر ایفا مى‏کند. اگر نگاه هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است «تیرهاى زهرآلود » بدانیم، پوشش زن همانند سپرى است که تیر از آن کمانه مى کند و منحرف مى شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى ماند. بر ع هر اندازه بدن زن تر باشد تیرهاى ى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید؛ از همین رو می باشد که چادر را حجاب برتر شناخته اند؛ زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن ترین مصونیت را به همراه مى آورد.

به این ترتیب نگه داشتن حجاب به دلیل بالا رفتن حفظ ارزش زن در برابر مرد می باشد. نگه داشتن حریم توسط زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اگر حکم حجاب تأکید کرده که زن متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مردان نگذارد برای آن است که بر احترام زن افزوده ‏شود و همچون کالای بی ارزشی تلقی نگردد که به راحتی در اختیار همگان است. (4)

به عبارت دیگر حجاب برای ب کرامت و احترام بیشتر زن وضع شده است؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد، پس حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است به گونه ای که هم مصونیت زن را در پی دارد و هم مصونیت جامعه را در آلوده شدن به گناه به همراه دارد.

احکام حجاب از دید مراجع عظام

از نظر شرعی هر لباسی که شرایط گفته شده در بالا را داشته باشد برای حجاب کافی است. یعنی اولا تمام بدن و موها غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند و ثانیا مهیج، محرک، تنگ و چسبان نباشد و برآمد های بدن را بپوشاند. این گونه لباس برای حجاب کافی است اما به نظر علمای دین، چادر مشکی که در ایران و کشورهای عربی معمول است بهترین نوع حجاب و در واقع حجاب برتر است و دلیلش این است که چادر با رنگ سیاهی که دارد هیچگاه باعث جلب توجه نامحرم نمی شود و علاوه از آن، ح چسبنده ندارد و تمام بدن را هم می پوشاند.

1. (ره) می فرماید: زن باید تمام بدن را به استثناء دست ها، تا مچ و صورت از مرد نامحرم بپوشاند، و در حجاب لباس خاصى معتبر نیست، اگر چه پوشیدن چادر بهتر است و از لباس هایى که جلب توجه نامحرم کند اجتناب شود. (5)

2. ی می فرماید: حجاب برتر که شما اشاره کردید که مراد همین چادر ایرانى خود ماست حقیقتاً حجاب برتر است هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند، اما همیشه گفته ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى تواند کاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضی ها هستند که از هر چه ایرانى و خودى است ناراحتند و دلشان را مى زند دلشان مى خواهد سراغ چیزهایى بروند که از خودى بودن دورتر است. )6)

3. آیة الله بهجت (ره) می فرمایند: حجاب کامل همان چادر است.(7)

4. آیة الله فاضل لنکرانی (ره) در پاسخ به این سوال که آیا استفاده از مقنعه و مانتو و روسرى بهتر است یا چادر؟ پاسخ داده است: استفاده از چادر بهتر است. (8)

حجاب برای ب کرامت و احترام بیشتر زن وضع شده است؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد، پس حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است به گونه ای که هم مصونیت زن را در پی دارد و هم مصونیت جامعه را در آلوده شدن به گناه به همراه دارد

5. آیة الله شیخ جواد تبریزی (ره) در پاسخ به سۆالی درباره کراهت چادر مشکی، می نویسند: چادر مشکى کراهت ندارد بلکه حجاب بهتر است، و انى هم که پوشیدن لباس مشکى را مکروه مى دانند چادر و عباى مشکى را استثناء مى کنند و در آنها کراهت نیست. (9)

6. آیة الله مکارم دام ظله در این باره نوشته است: براى حجاب ى کافى است که تمام بدن را با لباس مناسب (بجز گردى صورت و دستها تا مچ) بپوشانند؛ ولى بى شک پوشیدن چادر به عنوان حجاب برتر خصوصاً در اماکن مذهبى مطلوبتر است.(10)

7. آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله می نویسد: چادر بهترین پوشش ى است و با آن مفاتن بدن مستور و عفت جامعه حفظ مى شود. (11)

نتیجه

نگه داشتن حجاب به دلیل بالا رفتن حفظ ارزش زن در برابر مرد می باشد. نگه داشتن حریم توسط زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. بدین ترتیب بر ن و مردان لازم است که در مقابل نامحرمان حجاب خود را رعایت نمایند. و برترین حجاب از دید مراجع عظام، همان چادر است.

پی نوشت ها:

1. لسان العرب، ماده حجب.

2. تفسیر نمونه، جلد 17، صفحه 402.

3. مجموعه آثار جلد 19، مرتضی، مطهری، مسأله حجاب، ستر .

4. مجموعه آثار جلد 19، مرتضی، مطهری، مسأله حجاب، ستر .

5. ، استفتائات جلد 3، صفحه 253.

6. جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی، ی،4/12/77.

7. استفتائات، آیة الله بهجت (ره)، جلد4، صفحه 175.

8. جامع المسائل، فاضل لنکرانی (ره)، جلد1، صفحه 450.

9. استفتائات جدید، آیت الله تبریزی (دام ظله)، جلد2، صفحه371.

10. استفتائات جدید، آیة الله مکارم (دام ظله)،جلد2، صفحه348.

11. جامع الاحکام، آیة الله صافی گلپایگانی (دام ظله)، جلد2، صفحه 16.



منبع: http://hozehfatemieh. /



خاطرات رزمنده مبارز مرضیه حدید چی(دباغ)

درخواست حذف اطلاعات
مرضیه حدیدچی (دباغ) متولد 1318، از جمله ن مبارز انقلاب ى‏ است که فعالیت ها و حرکت هاى سیاسى خود را از سال 46 آغاز کرد؛ وی در طول مبارزات خود، توسط ساواک دست ر شد و به همراه دخترش در زندان های مخوف رژیم پهلوی شکنجه های سختی را تحمل کرد.

این مبارز انقلاب ی پس از از زندان به خارج از ایران رفته و در پاریس نیز به عنوان محافظ، حضرت (ره) را همراهی می کند. مسئولیت هایی چون فرماندهى همدان، 3 دوره نمایند مجلس شورای ی و قائم مقامی جمعیت ن ایران علاوه بر مبارزات ایثارگرانه و شجاعانه در برگ های ذرین دفتر زند این بانوی مجاهد به چشم می خورد. در سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب ی ایران، بخشی از خاطرات این بانوی مبارز انقل را که به نقل از خودش در کتاب خاطراتش نقل شده مرور می کنیم.

سال 1352 حدود 2 ماه از ش ته شدن محاصره خانه می گذشت، اما من هیچ گاه از شه لو رفتن و دست ری فارغ نمی شدم. همسرم در این ایام چون در بازار مشکلاتی برایش پیش آمده بود به توصیه دیگر دوستانش در شرکت ملی ساختمان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و بیشتر ایام دور از خانه و در شهرستان به سر می برد. او شبی پس از سه ماه دوری برای دیدن خانواده اش آمده بود، من نیز تازه از سفر همدان برگشته بودم. چند روزی بود که به خاطر تولد بچه یکی از اقوام که خود در زندان بود به آنجا رفته بودم.

شبی که افراد خانواده دور هم جمع شده از احوال هم سخن می گفتیم ناگهان در خانه به صدا درآمد. دختر بزرگم رفت و در را باز کرد و آمد و گفت «مامان! پرویزخان آمده!» دریافتم که برای دست ری ام آمده اند. شوهرم را به پشت بام فرستادم و گفتم «با تو کاری ندارند، به دنبال من آمده اند، شما بالای سر بچه ها بمانید!» پرویز و سایر مأموران از من خواستند که بدون سر و صدا همراه شان بروم. بچه ها دورم جمع شده بودند و گریه و زاری راه انداختند و داد می زدند «مامان ما را کجا می برید! مامان ما را نبرید!..».

ساواکی ها می خواستند به هر نحوی که شده آنها را ت کنند، می گفتند «با مادرتان کاری نداریم، پاسخ چند سؤال را که داد برمی گردانیمش، شما تا شامتان را بخورید، او برمی گردد!» به محض وج از خانه در کوچه به فرزند یکی از اقوام داماد بزرگم برخوردم و گفتم «برو به فلانی (که از مرتبطین گروه بود) بگو که مرا بردند. مراقب خانه ما باشد»، مأموری متوجه این گفت وگوی کوتاه شد جلو آمد و سرزنشم کرد که «چرا حرف زدی؟» گفتم «او سلام کرد و من جوابش را دادم حرفی با او نزدم» ماشین شان را نشان داد و گفت «زیادی حرف نزن، برو سوار شو!»

مأموری جلوتر از من در صندلی عقب ماشین نشسته بود، دیدم اگر سوار ماشین شوم آن دیگری هم طرف دیگرم خواهد نشست و من میان آن دو قرار می رم. گفتم «من بین دو نامحرم نمی نشینم، به جلو می روم شما سه نفر عقب صندلی بنشینید» با اسلحه تهدیدم د «برو بالا! مس ه بازی در نیاور... دو تا نامحرم!» گفتم «بکشیدم ولی من بین دو نفر مرد نامحرم نمی نشینم» هر چه می گذشت زمان به نفع شان نبود، بالا ه همان طور که من می خواستم شد.

به های توپخانه (میدان ) که رسیدیم، عینک دودی کاملاً ماتی به من دادند، گفتم «من عینکی نیستم» گفتند «عجب دیوانه ای است این...!» خلاصه عینک را به چشمم زدم و حرف های بی ربطی می زدم، تا خودم را بی خبر نشان دهم و گفتم «آقا هر چه زودتر سؤال های مرا بپرسید، باید زود برگردم، بچه هایم هنوز شام نخورده اند، صبح زود باید برای رفتن به مدرسه بلندشان کنم».

به کمیته مشترک رسیدیم، در کمیته فهمیدم ساواک اطلاعات زیادی از من در دست دارد، این که من با این تعداد بچه و مشکلات زیاد زند و با وجود زن بودنم دارای ارتباطات و فعالیت های گسترده بودم، حساسیت شان را بیشتر برمی ان خت.

شکنجه ها با سیلی و توهین و به تدریج با شلاق و باتوم و فحاشی جان فرسا شروع شد. چند بار دست و پایم را به صندلی بستند و مهار د و کلاهی آهنی یا مسی بر سرم گذاشته و بعد جریان الکتریسیته با ولتاژهای متفاوت به بدنم وارد می د که موجب رعشه و تکان های تند پیکرم می شد. شلاق و باتوم، کار متداول و هر روز بود که گاهی به شکل عادی و گاهی حرفه ای صورت می گرفت. در مواقع حرفه ای آنقدر شلاق بر کف پاهایم می زدند که از هوش می رفتم. بعد با پاشیدن آب هوشیارم کرده مجبور می د تا راه بروم که پاهایم ورم نکند. دردی که بر وجودم در اثر این کار مستولی می شد، طاقت فرسا و جانکاه بود.

یک بار وقتی در اثر درد ضربات شلاق بیهوش شدم و دوباره چشم باز ، خودم را در داخل اتاقی که در آن یک میز و صندلی بود، دیدم. پشتم به شدت درد می کرد و زخم هایم می سوخت. از وحشت و ترس خود را به دیوار چسباندم تا اگر دوباره برای شکنجه آمدند، پشتم از ضربات شلاق درامان بماند؛ از شدت خست چشم هایم را نمی توانستم باز کنم، صدای پایی شنیدم. چشم هایم را نیمه باز نگه داشتم، دیدم مأموری وارد شد ـ خدا عذابش را زیاد کند ـ چشم هایم را کاملاً بستم و به خدا توکل .

مدتی ایستاد و رفت، طولی نکشید که دوباره بازگشت و باتومی در دست داشت؛ جلو آمد و مرا کتک زد؛ وحشی و نامتعادل به نظر می آمد، هر چه می پرسید اظهار بی اطلاعی می . اثر باتوم برقی بر روی نقاط حساس بدن از جمله گوش، لب و دهان به قدری دردناک بود که کاملاً بی حس و بی نفس می شدم.

یک مرتبه، مرا بر روی تختی خواباندند و دست ها و پاهایم را از طرفین بستند، وقتی شکنجه گر وارد اتاق شد، سیگار روشنی بر لب داشت، بلافاصله آن را روی دستم خاموش کرد و همراه با ضجه و ناله من به مس ه گفت «آخ! سیگارم خامومش شد!» و دوباره سیگار دیگری روشن کرد، این بار آن را بر روی جاهای حساس بدنم خاموش کرد که از تمام سلول هایم درد برخواست.

حدود 16 روز از بدترین و وحشتناک ترین شکنجه ها را تحمل ، ولی هنوز چیزی یا مطلب درخور و با اهمیتی به ان نگفته بودم؛ و این امر سخت بر مأموران و بازجوها گران آمد. از این رو دست به کاری کثیف و غیرانسانی و خباثت آمیز زدند؛ دختر دومم را که به تاز به عقد جوانی درآمده بود دست ر و به کمیته نزد من آوردند. آنها فکر می د با چنین اقدامی و ایجاد فشار روحی و روانی، مقاومت مرا در هم ش ته و مرا به حرف درمی آورند زهی خیال باطل!

رضوانه محصل مدرسه رفاه بود و به همراه سایر دانش آموزان مدرسه به کارهای هنری و جمعی می پرداخت. او سرودها و اشعاری را که از رادیو عراق پخش می شد با دوستانش جمع آوری کرده و در دفترچه اش نوشته بود. این دفترچه پس از دست ری من و هنگام تفتیش و بازرسی خانه، به دست مأموران افتاده بود و این بهانه ای برای دست ریش شده بود.

شب اول، آن محیط برای رضوانه خیلی وحشتناک و خوف آور بود، دایم به خود می لرزید و دستش را به دستان من می فشرد. البته من نیز دست کمی از او نداشتم، ولی بایستی برای حفظ روحیه دخترم خودم را استوار و مسلط نشان می دادم تا او بتواند در برابر شکنجه هایی که در روزهای بعد پیش رویش بود دوام بیاورد و خود را نبازد.

مأموران به بهانه جلو ری از خودکشی و حلق آویز شدن، چادر از سرمان گرفتند. برایم خیلی روشن بود که ان زه و هدف واقعی آنها از این کار، د حجاب ـ نماد زن مومن و مسلمان ـ و ش تن روحیه ما بود، از این رو ما نیز از پتوهای سربازی که در اختیارمان بود برای پوشش و به جای چادر استفاده می کردیم. عمل ما در آن تابستان گرم برای ان خیلی تعجب آور بود، آنها به استهزا و مس ه ما را «مادر پتویی! دختر پتویی!» صدا می د.

جلادان کمیته در ادامه کارهای کثیف شان، چند موش در سلول رها د که دخترم می ترسید و وحشت می کرد و خودش را به من می چسباند و می گریست. تا صبح موش ها در وسط سلول جولان می دادند و از در و دیوار بالا و پایین می رفتند.

در آن شرایط و اوضاع، بایستی به دخترم دلداری می دادم ولی به دلیل ترس از میکروفن های کار گذاشته شده و شنیدن حرف هایمان، پتو را به سر می کشیدیم و به بهانه خو دن، در همان وضعیت خیلی آهسته و آرام برایش صحبت می تا بداند اوضاع از چه قرار است.

آن شب دهشتناک به سختی گذشت. صبح هر دوی ما را برای بازجویی و شکنجه بردند چون پتو به سر داشتیم، خنده های تمس آمیز و متلک ها شروع شد، «حجاب پتویی!» «مادر پتویی!، دختر پتویی!... پتو پتویی!» و ... یکی گفت «کجاست آن که بیاید و شما را با پتوی روی سرتان نجات دهد و...» خلاصه ما را حس دست انداخته و مس ه می د.

وقتی از کارها و وحشی بازی هایشان نتیجه نگرفتند، ما را از هم جدا د. لحظاتی بعد صدای جیغ و فریادهای دل اش رضوانه همه جا را فراگرفت. به خود می لرزیدم، بغضم ترکید و گریستم، به خدا پناه بردم و از درگاهش برای رضوانه، تحمل در برابر این همه شدت و سبعیت ماس . با وجود این همه شکنجه، رضوانه چیزی نداشت که بگوید. برای من هم همه چیز پایان یافته بود و از خدا شهادت را طلب می .

رفته رفته زخم ها و جراحت های من عفونت کرد و بوی مشمئز کننده آن تمام سلول را فراگرفت، به طوری که ان تحمل ایستادن در آن سلول را نداشتند. ان که از مقاومت ما عصبانی بودند، شبی آمدند و با درنده خویی رضوانه را با خود بردند و فریادها و استغاثه های من راه به جایی نبرد. دیگر تاب و توانی برایم نمانده بود.

نگران و مشوش ثانیه ها را سپری می . برایم زمان چه سخت و سن ن در گذر بود. بی قرار و بی تاب در آن سلول یک ونیم متری این طرف و آن طرف می شدم و هرازگاهی از سوراخ کوچک [دریچه] روی در، راهرو را نگاه می . ی متوجه رفت و آمدها نبود؛ چه ی را بردند؟! چه ی را آوردند؟! هیچ برای ما مشخص نبود. برای هیچ ، هیچ ! چون مارگزیده ای به خود می پیچیدم.

صدای جیغ ها و ناله های جگرسوز رضوانه قطع نمی شد. سکوت شب هم فریادها را به جایی نمی رساند. ناگهان همه صداها قطع شد... خدایا چه شد؟! هراس وجودم را گرفت. دلهره، راه نفس کشیدنم را بند آورد! تپش قلبم به شماره افتاد! خدایا چه شد؟! چه بر سر رضوانه آوردند؟!

ساعت 4 صبح که چون مرغی پرکنده هنوز خود را به در و دیوار سلول می زدم. ... صدای زنجیر در را شنیدم... به طرف سلول خیز برداشتم. وای خدایا این رضوانه است که تکه با بدنی مجروح، خونین، دو او را کشان کشان بر روی زمین می آورند. آن قطعه گوشت که به سوی زمین ها رها شده رضوانه! جگر من است.

هر آنچه که در توان داشتم، به در کوفتم و فریاد کشیدم، آن چنان که کنگره آسمان به لرزه درآمد، هر چه که به دستم می رسید دندان می کشیدم، آنقدر جیغ زدم که بعید می دانم در آن بازداشتگاه جهنمی ی صدایم را نشنیده و همچنان در خواب باشد. وقتی دیدم سطل های آبی که بر روی او می پاشند، او را به هوش نمی آورد و بیدارش نمی کند؛ دیگر دیوانه شدم، سر و تن و مشت و لگد بر هر چیز و همه جا می کوفتم، فکر می کنم زبانم بریده بود که خون از دهانم می آمد؛ دیگر نای فریاد و تحرک نداشتم، بهت زده به جسم بی جان دخترم از آن سوراخ در می نگریستم... ولی هنوز از قلبم شرحه شرحه خون می جوشید.

ساعت 7 صبح آمدند و پیکر بی جانش را داخل پتویی گذاشتند و بردند. تصور اینکه رضوانه جان از کالبد تهی کرده و مرده باشد، منفجرم می کرد، چنان که اگر کوه در برابرم بود متلاشی می شد، به هر چیز چنگ می زدم و سهم ن به در می کوفتم و فریاد می زدم: «مرا هم ببرید! می خواهم پیش بچه ام بروم! او را چه کردید؟ قاتل ها! جنایتکارها و...» در همین حیص و بیص صوت زیبای تلاوت قرآن میخکوبم کرد: «واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیره الّا علی الخاشعین». آب سردی بر این تنوره گُر گرفته ریخته شد، صوت قرآن چنان زیبا خوانده می شد که گویی خدا خود سخن می گفت و خطابم قرار می داد و مرا به صبر و فرامی خواند.



منبع: http://hozehfatemieh. /



هفته بسیج

درخواست حذف اطلاعات
شرکت خواهران در بسیج:

جهاد در مکتب از فروع دین و از واجباتی است که استواری دین به آن بست دارد، زیرا اسباب سربلندی اعتلا و کمال و استقلال جامعه مسلمانان می شود و آن را در برابر دیگر ملل و دشمن م آبرو و عزت می بخشد. لذا به سبب آنکه دفاع در هر جامعه ی ح وجوب همگانی دارد، و چون مقدمه واجب نیز واجب می گردد و باید مسلمانان اعم از زن و مرد برای ایجاد زمینه آموزش و حفظ توانایی های دفاعی که خود مقدمه است، کوشش نمایند.

به این ترتیب بر ن مسلمان نیز واجب است تا در جهات گوناگون، از جمله رزمی، نظامی برای مقابله با دشمن مهاجم به کشور ی، آماده دفاع باشند.

بر همین مبنا آموزش نظامی خواهران نیز در بسیج آغاز شد و علاوه بر آن با فرموده های (ره) در سالروز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نکات مبهم آن نیز تبیین گردید.

ایشان فرمودند:

'حضرت زهرا سلام الله علیها مجاهده و مخاطبه با حکومتهای وقت داشت و آنها را محاکمه می کرده اند، شما باید از ایشان تبعیت کرده و به او اقتدا کنید تا در روز زن وارد شوید و اگر بپذیرید، هم باید در میدان تحصیل و علم و هم در میدان دفاع از مجاهده نمایید، که دفاع از از مهماتی است که بر هر مرد و زن و هر کوچک و بزر است. البته در آن محیطی که شما تعلیم نظام می بینید باید محیط آزاد و صحیح و همه جهات محفوظ گردد.'

مرکز بسیج خواهران مأموریت جذب، آموزش و سازماندهی بانوان کشور را بر عهده دارد و تاکنون توانسته است در امر آموزش خواهران در زمینه های نظامی امدادگری، عقیدتی، و سوادآموزی، خدمات و اقدامات مؤثری انجام دهد.

همچنین خواهران در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه ها نیز حضوری فعال داشتند و در تهیه و تدارک وسایل مورد نیاز رزمندگان ، زحمات فراوانی را متحمل شدند.



منبع: http://hozehfatemieh. /



شهادت حسن مجتبی علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

image result for ‫شهادت حسن مجتبی‬‎

لاله اى بود که با داغ جگر سوخته بود

آتشى در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را
خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود
راز دل را همه با همسر خود مى گویند
حسن از همسر خ مه خود سوخته بود
جگرش شد از نیشتر زخم زبان
در لگن خون دلى ریخت که اندوخته بود
ارث از مادر خود بُرد غم و رنج و مِحن
صبر و تسلیم و رضا از پدر آموخته بود



منبع: http://hozehfatemieh. /



ماه ربیع الاول

درخواست حذف اطلاعات

اعمال و برکات ماه ربیع الاول

بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است، چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می تابد. به گزارش شفاف، ماه «ربیع الاول» همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است.
ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله، اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بند کنیم.

بهار ماه‏ ها، ربیع الاول است، چرا که آثار رحمت الهی و ذخایر برکات خداوندی در این ماه پدیدار می‏ شود و انوار جمال الهی بر زمین و زمینیان می تابد. ماه ربیع الاول آمیخته با خاطره غم ان زی چون شهادت حسن عسکری(ع) و مطابق روایت معروف، ماه میلاد مبارک گرامی (ص) و صادق(ع)، هجرت اکرم(ص) از مکه به مدینه، آغاز ت پربرکت حضرت بقیة اللّه(عج) و ماه رخداد واقعه عظیم «لیلة المبیت» است.

پس بر انسان مسلمان که برتری رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش می باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما «آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم».

اعمال و وقایع رخ داده در ماه ربیع الاول به عنوان سومین ماه قمری:

مهمترین اعمال این ماه

شب اوّل:

این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و مۆمنان علی(علیه السلام) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) خو د

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1)در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)

سال هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلی عظیم در جهان روی داد.

1- روزه گرفتن به شکرانه سلامتی اعظم و مۆمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع الاول.

2- خواندن زیارت (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

روز هشتم:

در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت حسن عسکری(علیه السلام) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، ت حضرت صاحب ا ّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالی فرجه الشریف ـ آغاز گردید.(3)

در این روز شایسته است زیارت حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

روز دهم:

روز ازدواج رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) است در حالی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.(4)

روز دوازدهم:

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبی مکرّم (صلی الله علیه وآله)است.(5)

همچنین در این روز، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.(6) و نیز روز انقراض ت بنی مروان در سال 132 است.(7)

اعمال مستحب در این روز به شکرانه انقراض ت اموی دو مورد است:

1- روزه گرفتن.

2- دو رکعت مستحبی که در رکعت اول بعد از حمد، سه بار سوره کافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می شود.
روز چهاردهم:

در سال 64 در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.(8)

وی پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش می باشد - در سنّ سی و هفت سال در منطقه «حوران» زند نن نش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن د ولی اکنون اثری از او نیست.(9)

شب هفدهم:

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم (صلی الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکی است.(10)

1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.(11)

2) روزه: که برای آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتی از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: ی که روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند برای او ثواب روزه ی ال را مقرّر می فرماید.(12)

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.(13)

4) زیارت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتی از آن حضرت آمده است: هر بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند ی است که به هنگام حیاتم به سوی من هجرت کرده باشد، اگر نمی توانید مرا از نزدیک زیارت کنید، از همان راه دور به سوی من سلام بفرستید (که به من می رسد).(14)

5) زیارت مۆمنان، علی(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتی که صادق(علیه السلام) در چنین روزی کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وی را زیارت کرد.(15)

6) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.

بنابراین، سزاوار است مسلمین با ب ایی جشن ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبی مکرّم (صلی الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زند او آشنا شوند و از آن، برای ساختن جامعه ای ی و محمّدی بهره کامل رند.

همچنین ی ال قبل از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، در چنین شبی معراج آن حضرت صورت گرفت.(16)

روز هفدهم:

همان گونه که گفتیم مشهور میان علمای یّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلی الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز ، سنه عام الفیل بوده است.(17) (عام الفیل سالی است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد ت یب کعبه آمد، ولی هم نابود شدند).

همچنین در چنین روزی در سال 83 هجری قمری، ولادت صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.(18)

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم ان ز و اندوهبار شهادت حسن عسکری(علیه السلام) است، ولی از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی (صلی الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادی و جشن و سرور است.

از آن جا که هجرت اکرم(صلی الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونی عمیق در جهانِ و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز ت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز می باشد در مجموع از ماههای بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند.(19)

پی نوشت ها:
1. سوره بقره، آیه 207.
2. اقبال الاعمال، صفحه 592 و تفسیر نمونه، جلد 2، صفحه 78.
3.کافی، جلد 1، صفحه 503.
4. اقبال، صفحه 599.
5. زاد المعاد، صفحه 412.
6. اقبال، صفحه 599 و کامل ابن اثیر، جلد 2، صفحه 7 (حوادث سال اوّل هجرت).
7. مصباح المتهجّد، صفحه 791
8. اقبال، صفحه 601
9. تتمة المنتهی، صفحه 64.
10. مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
11. فلاح السائل، صفحه 61
12. اقبال، صفحه 603
13. همان مدرک
14. همان ص 604
15. همان مدرک، صفحه 608
16. اقبال، صفحه 601.
17. مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
18. بحارالانوار، جلد 47، صفحه 1، حدیث 2.
19.کتاب ارزنده المراقبات مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (ره)


منبع: http://hozehfatemieh. /



هفته بسیج

درخواست حذف اطلاعات
شرکت خواهران در بسیج:

جهاد در مکتب از فروع دین و از واجباتی است که استواری دین به آن بستگی دارد، زیرا اسباب سربلندی اعتلا و کمال و استقلال جامعه مسلمانان می شود و آن را در برابر دیگر ملل و دشمن م آبرو و عزت می بخشد. لذا به سبب آنکه دفاع در هر جامعه ی ح وجوب همگانی دارد، و چون مقدمه واجب نیز واجب می گردد و باید مسلمانان اعم از زن و مرد برای ایجاد زمینه آموزش و حفظ توانایی های دفاعی که خود مقدمه است، کوشش نمایند.

به این ترتیب بر ن مسلمان نیز واجب است تا در جهات گوناگون، از جمله رزمی، نظامی برای مقابله با دشمن مهاجم به کشور ی، آماده دفاع باشند.

بر همین مبنا آموزش نظامی خواهران نیز در بسیج آغاز شد و علاوه بر آن با فرموده های (ره) در سالروز ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها نکات مبهم آن نیز تبیین گردید.

ایشان فرمودند:

'حضرت زهرا سلام الله علیها مجاهده و مخاطبه با حکومتهای وقت داشت و آنها را محاکمه می کرده اند، شما باید از ایشان تبعیت کرده و به او اقتدا کنید تا در روز زن وارد شوید و اگر بپذیرید، هم باید در میدان تحصیل و علم و هم در میدان دفاع از مجاهده نمایید، که دفاع از از مهماتی است که بر هر مرد و زن و هر کوچک و بزرگی است. البته در آن محیطی که شما تعلیم نظام می بینید باید محیط آزاد و صحیح و همه جهات محفوظ گردد.'

مرکز بسیج خواهران مأموریت جذب، آموزش و سازماندهی بانوان کشور را بر عهده دارد و تاکنون توانسته است در امر آموزش خواهران در زمینه های نظامی امدادگری، عقیدتی، و سوادآموزی، خدمات و اقدامات مؤثری انجام دهد.

همچنین خواهران در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه ها نیز حضوری فعال داشتند و در تهیه و تدارک وسایل مورد نیاز رزمندگان ، زحمات فراوانی را متحمل شدند.



منبع: http://hozehfatemieh. /



شهادت حسن مجتبی علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

image result for ‫شهادت حسن مجتبی‬‎

لاله اى بود که با داغ جگر سوخته بود

آتشى در دل سودا زده افروخته بود
شرم دارم که بگویم تن مسموم تو را
خصم با تیر به تابوت به هم دوخته بود
راز دل را همه با همسر خود مى گویند
حسن از همسر خ مه خود سوخته بود
جگرش شد از نیشتر زخم زبان
در لگن خون دلى ریخت که اندوخته بود
ارث از مادر خود بُرد غم و رنج و مِحن
صبر و تسلیم و رضا از پدر آموخته بود



منبع: http://hozehfatemieh. /



رحلت رسول اکرم صلی الله و علیه و آله

درخواست حذف اطلاعات

image result for ‫ ‬‎

خداوند، سه چیز را دوست می دارد : کم گویی، کم خو و کم خوری ؛
و سه چیز را خداوند دشمن می دارد :پُرگویی، پُرخو و پُرخوری. (رسول خدا صلی الله علیه و آله)
رحلت جانگداز اکرم صلی الله و علیه و آله تسلیت، ماس دعا



منبع: http://hozehfatemieh. /



شهادت رضا علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

اس ام اس و متن تسلیت شهادت رضا(ع)

بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور
هر شب دو زانو می زنم با احترام از دور
دستی به روی و دستی به سوی تو
روی لبم گُل می کند : آقا سلام از دور
شهادت رضا (ع) تسلیت باد



منبع: http://hozehfatemieh. /



فلسفه حجاب

درخواست حذف اطلاعات

فلسفه حجاب

فلسفه وم پوشش برای ن بنا بر ویژگی های خاصی است که در خانم ها وجود دارد؛ زیرا زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است. قهراً به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده نه به‏ مرد. لذا با این که دستور پوشیدن برای مردان (مثل ن) مقرر نشده است عملاً مردان پوشیده تر از ن از منزل بیرون می روند؛ زیرا تمایل مرد به نگاه و چشم چرانی است نه به‏ خودنمایی، و بر ع تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه به چشم چرانی.

نگه داشتن حجاب به دلیل بالا رفتن حفظ ارزش زن در برابر مرد می باشد. نگه داشتن حریم توسط زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. بدین ترتیب بر ن و مردان لازم است که در مقابل نامحرمان حجاب خود را رعایت نمایند. و برترین حجاب از دید مراجع عظام، همان چادر است

تمایل‏ مرد به چشم چرانی، بیشتر زن را تحریک به خودنمایی می کند و به همین جهت ‏«تبرج‏» (بزک نمودن) از مختصات ن است». (3)

بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده تر باشد نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره گر ایفا مى‏کند. اگر نگاه هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است «تیرهاى زهرآلود » بدانیم، پوشش زن همانند سپرى است که تیر از آن کمانه مى کند و منحرف مى شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى ماند. بر ع هر اندازه بدن زن تر باشد تیرهاى ى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید؛ از همین رو می باشد که چادر را حجاب برتر شناخته اند؛ زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن ترین مصونیت را به همراه مى آورد.

به این ترتیب نگه داشتن حجاب به دلیل بالا رفتن حفظ ارزش زن در برابر مرد می باشد. نگه داشتن حریم توسط زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اگر حکم حجاب تأکید کرده که زن متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مردان نگذارد برای آن است که بر احترام زن افزوده ‏شود و همچون کالای بی ارزشی تلقی نگردد که به راحتی در اختیار همگان است. (4)

به عبارت دیگر حجاب برای ب کرامت و احترام بیشتر زن وضع شده است؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد، پس حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است به گونه ای که هم مصونیت زن را در پی دارد و هم مصونیت جامعه را در آلوده شدن به گناه به همراه دارد.

احکام حجاب از دید مراجع عظام

از نظر شرعی هر لباسی که شرایط گفته شده در بالا را داشته باشد برای حجاب کافی است. یعنی اولا تمام بدن و موها غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند و ثانیا مهیج، محرک، تنگ و چسبان نباشد و برآمدگی های بدن را بپوشاند. این گونه لباس برای حجاب کافی است اما به نظر علمای دین، چادر مشکی که در ایران و کشورهای عربی معمول است بهترین نوع حجاب و در واقع حجاب برتر است و دلیلش این است که چادر با رنگ سیاهی که دارد هیچگاه باعث جلب توجه نامحرم نمی شود و علاوه از آن، ح چسبنده ندارد و تمام بدن را هم می پوشاند.

1. (ره) می فرماید: زن باید تمام بدن را به استثناء دست ها، تا مچ و صورت از مرد نامحرم بپوشاند، و در حجاب لباس خاصى معتبر نیست، اگر چه پوشیدن چادر بهتر است و از لباس هایى که جلب توجه نامحرم کند اجتناب شود. (5)

2. ی می فرماید: حجاب برتر که شما اشاره کردید که مراد همین چادر ایرانى خود ماست حقیقتاً حجاب برتر است هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند، اما همیشه گفته ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى تواند کاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضی ها هستند که از هر چه ایرانى و خودى است ناراحتند و دلشان را مى زند دلشان مى خواهد سراغ چیزهایى بروند که از خودى بودن دورتر است. )6)

3. آیة الله بهجت (ره) می فرمایند: حجاب کامل همان چادر است.(7)

4. آیة الله فاضل لنکرانی (ره) در پاسخ به این سوال که آیا استفاده از مقنعه و مانتو و روسرى بهتر است یا چادر؟ پاسخ داده است: استفاده از چادر بهتر است. (8)

حجاب برای ب کرامت و احترام بیشتر زن وضع شده است؛ زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد، پس حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است به گونه ای که هم مصونیت زن را در پی دارد و هم مصونیت جامعه را در آلوده شدن به گناه به همراه دارد

5. آیة الله شیخ جواد تبریزی (ره) در پاسخ به سۆالی درباره کراهت چادر مشکی، می نویسند: چادر مشکى کراهت ندارد بلکه حجاب بهتر است، و انى هم که پوشیدن لباس مشکى را مکروه مى دانند چادر و عباى مشکى را استثناء مى کنند و در آنها کراهت نیست. (9)

6. آیة الله مکارم دام ظله در این باره نوشته است: براى حجاب ى کافى است که تمام بدن را با لباس مناسب (بجز گردى صورت و دستها تا مچ) بپوشانند؛ ولى بى شک پوشیدن چادر به عنوان حجاب برتر خصوصاً در اماکن مذهبى مطلوبتر است.(10)

7. آیة الله صافی گلپایگانی دام ظله می نویسد: چادر بهترین پوشش ى است و با آن مفاتن بدن مستور و عفت جامعه حفظ مى شود. (11)

نتیجه

نگه داشتن حجاب به دلیل بالا رفتن حفظ ارزش زن در برابر مرد می باشد. نگه داشتن حریم توسط زن، میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقعیت خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. بدین ترتیب بر ن و مردان لازم است که در مقابل نامحرمان حجاب خود را رعایت نمایند. و برترین حجاب از دید مراجع عظام، همان چادر است.

پی نوشت ها:

1. لسان العرب، ماده حجب.

2. تفسیر نمونه، جلد 17، صفحه 402.

3. مجموعه آثار جلد 19، مرتضی، مطهری، مسأله حجاب، ستر .

4. مجموعه آثار جلد 19، مرتضی، مطهری، مسأله حجاب، ستر .

5. ، استفتائات جلد 3، صفحه 253.

6. جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی، ی،4/12/77.

7. استفتائات، آیة الله بهجت (ره)، جلد4، صفحه 175.

8. جامع المسائل، فاضل لنکرانی (ره)، جلد1، صفحه 450.

9. استفتائات جدید، آیت الله تبریزی (دام ظله)، جلد2، صفحه371.

10. استفتائات جدید، آیة الله مکارم (دام ظله)،جلد2، صفحه348.

11. جامع الاحکام، آیة الله صافی گلپایگانی (دام ظله)، جلد2، صفحه 16.



منبع: http://hozehfatemieh. /



خاطرات رزمنده مبارز مرضیه حدید چی(دباغ)

درخواست حذف اطلاعات
مرضیه حدیدچی (دباغ) متولد 1318، از جمله ن مبارز انقلاب ى‏ است که فعالیت ها و حرکت هاى سیاسى خود را از سال 46 آغاز کرد؛ وی در طول مبارزات خود، توسط ساواک دستگیر شد و به همراه دخترش در زندان های مخوف رژیم پهلوی شکنجه های سختی را تحمل کرد.

این مبارز انقلاب ی پس از از زندان به خارج از ایران رفته و در پاریس نیز به عنوان محافظ، حضرت (ره) را همراهی می کند. مسئولیت هایی چون فرماندهى همدان، 3 دوره نمایندگی مجلس شورای ی و قائم مقامی جمعیت ن ایران علاوه بر مبارزات ایثارگرانه و شجاعانه در برگ های ذرین دفتر زندگی این بانوی مجاهد به چشم می خورد. در سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب ی ایران، بخشی از خاطرات این بانوی مبارز انقل را که به نقل از خودش در کتاب خاطراتش نقل شده مرور می کنیم.

سال 1352 حدود 2 ماه از ش ته شدن محاصره خانه می گذشت، اما من هیچ گاه از شه لو رفتن و دستگیری فارغ نمی شدم. همسرم در این ایام چون در بازار مشکلاتی برایش پیش آمده بود به توصیه دیگر دوستانش در شرکت ملی ساختمان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و بیشتر ایام دور از خانه و در شهرستان به سر می برد. او شبی پس از سه ماه دوری برای دیدن خانواده اش آمده بود، من نیز تازه از سفر همدان برگشته بودم. چند روزی بود که به خاطر تولد بچه یکی از اقوام که خود در زندان بود به آنجا رفته بودم.

شبی که افراد خانواده دور هم جمع شده از احوال هم سخن می گفتیم ناگهان در خانه به صدا درآمد. دختر بزرگم رفت و در را باز کرد و آمد و گفت «مامان! پرویزخان آمده!» دریافتم که برای دستگیری ام آمده اند. شوهرم را به پشت بام فرستادم و گفتم «با تو کاری ندارند، به دنبال من آمده اند، شما بالای سر بچه ها بمانید!» پرویز و سایر مأموران از من خواستند که بدون سر و صدا همراه شان بروم. بچه ها دورم جمع شده بودند و گریه و زاری راه انداختند و داد می زدند «مامان ما را کجا می برید! مامان ما را نبرید!..».

ساواکی ها می خواستند به هر نحوی که شده آنها را ت کنند، می گفتند «با مادرتان کاری نداریم، پاسخ چند سؤال را که داد برمی گردانیمش، شما تا شامتان را بخورید، او برمی گردد!» به محض وج از خانه در کوچه به فرزند یکی از اقوام داماد بزرگم برخوردم و گفتم «برو به فلانی (که از مرتبطین گروه بود) بگو که مرا بردند. مراقب خانه ما باشد»، مأموری متوجه این گفت وگوی کوتاه شد جلو آمد و سرزنشم کرد که «چرا حرف زدی؟» گفتم «او سلام کرد و من جوابش را دادم حرفی با او نزدم» ماشین شان را نشان داد و گفت «زیادی حرف نزن، برو سوار شو!»

مأموری جلوتر از من در صندلی عقب ماشین نشسته بود، دیدم اگر سوار ماشین شوم آن دیگری هم طرف دیگرم خواهد نشست و من میان آن دو قرار می گیرم. گفتم «من بین دو نامحرم نمی نشینم، به جلو می روم شما سه نفر عقب صندلی بنشینید» با اسلحه تهدیدم د «برو بالا! مس ه بازی در نیاور... دو تا نامحرم!» گفتم «بکشیدم ولی من بین دو نفر مرد نامحرم نمی نشینم» هر چه می گذشت زمان به نفع شان نبود، بالا ه همان طور که من می خواستم شد.

به های توپخانه (میدان ) که رسیدیم، عینک دودی کاملاً ماتی به من دادند، گفتم «من عینکی نیستم» گفتند «عجب دیوانه ای است این...!» خلاصه عینک را به چشمم زدم و حرف های بی ربطی می زدم، تا خودم را بی خبر نشان دهم و گفتم «آقا هر چه زودتر سؤال های مرا بپرسید، باید زود برگردم، بچه هایم هنوز شام نخورده اند، صبح زود باید برای رفتن به مدرسه بلندشان کنم».

به کمیته مشترک رسیدیم، در کمیته فهمیدم ساواک اطلاعات زیادی از من در دست دارد، این که من با این تعداد بچه و مشکلات زیاد زندگی و با وجود زن بودنم دارای ارتباطات و فعالیت های گسترده بودم، حساسیت شان را بیشتر برمی انگیخت.

شکنجه ها با سیلی و توهین و به تدریج با شلاق و باتوم و فحاشی جان فرسا شروع شد. چند بار دست و پایم را به صندلی بستند و مهار د و کلاهی آهنی یا مسی بر سرم گذاشته و بعد جریان الکتریسیته با ولتاژهای متفاوت به بدنم وارد می د که موجب رعشه و تکان های تند پیکرم می شد. شلاق و باتوم، کار متداول و هر روز بود که گاهی به شکل عادی و گاهی حرفه ای صورت می گرفت. در مواقع حرفه ای آنقدر شلاق بر کف پاهایم می زدند که از هوش می رفتم. بعد با پاشیدن آب هوشیارم کرده مجبور می د تا راه بروم که پاهایم ورم نکند. دردی که بر وجودم در اثر این کار مستولی می شد، طاقت فرسا و جانکاه بود.

یک بار وقتی در اثر درد ضربات شلاق بیهوش شدم و دوباره چشم باز ، خودم را در داخل اتاقی که در آن یک میز و صندلی بود، دیدم. پشتم به شدت درد می کرد و زخم هایم می سوخت. از وحشت و ترس خود را به دیوار چسباندم تا اگر دوباره برای شکنجه آمدند، پشتم از ضربات شلاق درامان بماند؛ از شدت خستگی چشم هایم را نمی توانستم باز کنم، صدای پایی شنیدم. چشم هایم را نیمه باز نگه داشتم، دیدم مأموری وارد شد ـ خدا عذابش را زیاد کند ـ چشم هایم را کاملاً بستم و به خدا توکل .

مدتی ایستاد و رفت، طولی نکشید که دوباره بازگشت و باتومی در دست داشت؛ جلو آمد و مرا کتک زد؛ وحشی و نامتعادل به نظر می آمد، هر چه می پرسید اظهار بی اطلاعی می . اثر باتوم برقی بر روی نقاط حساس بدن از جمله گوش، لب و دهان به قدری دردناک بود که کاملاً بی حس و بی نفس می شدم.

یک مرتبه، مرا بر روی تختی خواباندند و دست ها و پاهایم را از طرفین بستند، وقتی شکنجه گر وارد اتاق شد، سیگار روشنی بر لب داشت، بلافاصله آن را روی دستم خاموش کرد و همراه با ضجه و ناله من به مس ه گفت «آخ! سیگارم خامومش شد!» و دوباره سیگار دیگری روشن کرد، این بار آن را بر روی جاهای حساس بدنم خاموش کرد که از تمام سلول هایم درد برخواست.

حدود 16 روز از بدترین و وحشتناک ترین شکنجه ها را تحمل ، ولی هنوز چیزی یا مطلب درخور و با اهمیتی به ان نگفته بودم؛ و این امر سخت بر مأموران و بازجوها گران آمد. از این رو دست به کاری کثیف و غیرانسانی و خباثت آمیز زدند؛ دختر دومم را که به تازگی به عقد جوانی درآمده بود دستگیر و به کمیته نزد من آوردند. آنها فکر می د با چنین اقدامی و ایجاد فشار روحی و روانی، مقاومت مرا در هم ش ته و مرا به حرف درمی آورند زهی خیال باطل!

رضوانه محصل مدرسه رفاه بود و به همراه سایر دانش آموزان مدرسه به کارهای هنری و جمعی می پرداخت. او سرودها و اشعاری را که از رادیو عراق پخش می شد با دوستانش جمع آوری کرده و در دفترچه اش نوشته بود. این دفترچه پس از دستگیری من و هنگام تفتیش و بازرسی خانه، به دست مأموران افتاده بود و این بهانه ای برای دستگیریش شده بود.

شب اول، آن محیط برای رضوانه خیلی وحشتناک و خوف آور بود، دایم به خود می لرزید و دستش را به دستان من می فشرد. البته من نیز دست کمی از او نداشتم، ولی بایستی برای حفظ روحیه دخترم خودم را استوار و مسلط نشان می دادم تا او بتواند در برابر شکنجه هایی که در روزهای بعد پیش رویش بود دوام بیاورد و خود را نبازد.

مأموران به بهانه جلوگیری از خودکشی و حلق آویز شدن، چادر از سرمان گرفتند. برایم خیلی روشن بود که انگیزه و هدف واقعی آنها از این کار، د حجاب ـ نماد زن مومن و مسلمان ـ و ش تن روحیه ما بود، از این رو ما نیز از پتوهای سربازی که در اختیارمان بود برای پوشش و به جای چادر استفاده می کردیم. عمل ما در آن تابستان گرم برای ان خیلی تعجب آور بود، آنها به استهزا و مس ه ما را «مادر پتویی! دختر پتویی!» صدا می د.

جلادان کمیته در ادامه کارهای کثیف شان، چند موش در سلول رها د که دخترم می ترسید و وحشت می کرد و خودش را به من می چسباند و می گریست. تا صبح موش ها در وسط سلول جولان می دادند و از در و دیوار بالا و پایین می رفتند.

در آن شرایط و اوضاع، بایستی به دخترم دلداری می دادم ولی به دلیل ترس از میکروفن های کار گذاشته شده و شنیدن حرف هایمان، پتو را به سر می کشیدیم و به بهانه خو دن، در همان وضعیت خیلی آهسته و آرام برایش صحبت می تا بداند اوضاع از چه قرار است.

آن شب دهشتناک به سختی گذشت. صبح هر دوی ما را برای بازجویی و شکنجه بردند چون پتو به سر داشتیم، خنده های تمس آمیز و متلک ها شروع شد، «حجاب پتویی!» «مادر پتویی!، دختر پتویی!... پتو پتویی!» و ... یکی گفت «کجاست آن که بیاید و شما را با پتوی روی سرتان نجات دهد و...» خلاصه ما را حس دست انداخته و مس ه می د.

وقتی از کارها و وحشی بازی هایشان نتیجه نگرفتند، ما را از هم جدا د. لحظاتی بعد صدای جیغ و فریادهای دل اش رضوانه همه جا را فراگرفت. به خود می لرزیدم، بغضم ترکید و گریستم، به خدا پناه بردم و از درگاهش برای رضوانه، تحمل در برابر این همه شدت و سبعیت ماس . با وجود این همه شکنجه، رضوانه چیزی نداشت که بگوید. برای من هم همه چیز پایان یافته بود و از خدا شهادت را طلب می .

رفته رفته زخم ها و جراحت های من عفونت کرد و بوی مشمئز کننده آن تمام سلول را فراگرفت، به طوری که ان تحمل ایستادن در آن سلول را نداشتند. ان که از مقاومت ما عصبانی بودند، شبی آمدند و با درنده خویی رضوانه را با خود بردند و فریادها و استغاثه های من راه به جایی نبرد. دیگر تاب و توانی برایم نمانده بود.

نگران و مشوش ثانیه ها را سپری می . برایم زمان چه سخت و سنگین در گذر بود. بی قرار و بی تاب در آن سلول یک ونیم متری این طرف و آن طرف می شدم و هرازگاهی از سوراخ کوچک [دریچه] روی در، راهرو را نگاه می . ی متوجه رفت و آمدها نبود؛ چه ی را بردند؟! چه ی را آوردند؟! هیچ برای ما مشخص نبود. برای هیچ ، هیچ ! چون مارگزیده ای به خود می پیچیدم.

صدای جیغ ها و ناله های جگرسوز رضوانه قطع نمی شد. سکوت شب هم فریادها را به جایی نمی رساند. ناگهان همه صداها قطع شد... خدایا چه شد؟! هراس وجودم را گرفت. دلهره، راه نفس کشیدنم را بند آورد! تپش قلبم به شماره افتاد! خدایا چه شد؟! چه بر سر رضوانه آوردند؟!

ساعت 4 صبح که چون مرغی پرکنده هنوز خود را به در و دیوار سلول می زدم. ... صدای زنجیر در را شنیدم... به طرف سلول خیز برداشتم. وای خدایا این رضوانه است که تکه با بدنی مجروح، خونین، دو او را کشان کشان بر روی زمین می آورند. آن قطعه گوشت که به سوی زمین ها رها شده رضوانه! جگر من است.

هر آنچه که در توان داشتم، به در کوفتم و فریاد کشیدم، آن چنان که کنگره آسمان به لرزه درآمد، هر چه که به دستم می رسید دندان می کشیدم، آنقدر جیغ زدم که بعید می دانم در آن بازداشتگاه جهنمی ی صدایم را نشنیده و همچنان در خواب باشد. وقتی دیدم سطل های آبی که بر روی او می پاشند، او را به هوش نمی آورد و بیدارش نمی کند؛ دیگر دیوانه شدم، سر و تن و مشت و لگد بر هر چیز و همه جا می کوفتم، فکر می کنم زبانم بریده بود که خون از دهانم می آمد؛ دیگر نای فریاد و تحرک نداشتم، بهت زده به جسم بی جان دخترم از آن سوراخ در می نگریستم... ولی هنوز از قلبم شرحه شرحه خون می جوشید.

ساعت 7 صبح آمدند و پیکر بی جانش را داخل پتویی گذاشتند و بردند. تصور اینکه رضوانه جان از کالبد تهی کرده و مرده باشد، منفجرم می کرد، چنان که اگر کوه در برابرم بود متلاشی می شد، به هر چیز چنگ می زدم و سهمگین به در می کوفتم و فریاد می زدم: «مرا هم ببرید! می خواهم پیش بچه ام بروم! او را چه کردید؟ قاتل ها! جنایتکارها و...» در همین حیص و بیص صوت زیبای تلاوت قرآن میخکوبم کرد: «واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیره الّا علی الخاشعین». آب سردی بر این تنوره گُر گرفته ریخته شد، صوت قرآن چنان زیبا خوانده می شد که گویی خدا خود سخن می گفت و خطابم قرار می داد و مرا به صبر و فرامی خواند.



منبع: http://hozehfatemieh. /



ی

درخواست حذف اطلاعات
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18074/c/13900903_0118074.jpg

ی : درس حسین بن علی علیه الصّلاةوالسّلام به امّت ی این است که برای حقّ، برای عدل، برای اقامه ی عدل، برای مقابله ی با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودی خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما نیست؛ امّا در سطوحی که با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم.



منبع: http://hozehfatemieh. /



امربه معروف ونهی از منکر

درخواست حذف اطلاعات

* معنای امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر یعنی مردم را به کار نیک واداشتن و از کار زشت بازداشتن.

* وجوب امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر از واجبات و فرایض بسیار مهم و بزرگ ی به شمار می رود، و افرادی که این فریضه ی بزرگ الهی را ترک می کنند یا در برابر آن بی تفاوتند گنا ار خواهند بود و کیفری سخت و سنگین در انتظار آنها است. امر به معروف و نهی از منکر نه تنها به اتفاق فقهای واجب است، بلکه اصل وجوب آن جزو ضروریات دین مبین به شمار می آید.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif امر به معروف و نهی از منکر با رعایت شرایط آن یک تکلیف شرعی عمومی برای حفظ احکام و سلامت جامعه است، و صرف توهم این که موجب بدبینی فاعل منکر یا بعضی از مردم نسبت به می گردد باعث نمی شودکه این وظیفه ی بسیار مهم ترک شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif افرادی که از تخلفات قانونی مثل از بیت المال مطلع می شوند وظیفه دارند با رعایت شرایط و ضوابط شرعی نهی از منکر کنند، و توسل به رشوه و راههای غیر قانونی برای هر عملی هر چند به منظور جلوگیری از فساد، جایز نیست. بلی اگر شرایط امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشته باشد تکلیفی نخواهند داشت، مثلاً اگر خوف داشته باشند که در صورت مبادرت به این فریضه، ضرری از طرف مسؤولین بالاتر متوجه آنان می شود تکلیف از آنها ساقط می شود. البته این حکم در مواردی است که حکومت ی حاکم نباشد، ولی با وجود حکومت ی که اهتمام به اجرای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر دارد بر ی که قادر بر این فریضه نیست واجب است که نهادهای ذیربط را که از طرف حکومت برای این کار اختصاص یافته اند مطلع نماید و تا کنده شدن ریشه های فاسد که فسادآور هم هستند موضوع را پیگیری کند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif منکرات از این جهت که منکر هستند فرقی بین آنها نیست، ولی در عین حال ممکن است که بعضی از آنها در مقایسه با منکرات دیگر دارای حرمت شدیدتری باشد. به هر حال نهی از منکر برای ی که شرایط آن را احراز کرده یک وظیفه ی شرعی است و ترک آن جایز نیست، و در این حکم بین منکرات و محیطهای ی و غیر ی تفاوتی وجود ندارد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif بر مسؤولین ذیربط واجب است که به متخصصین بیگانه که گاهی در بعضی از مؤسسات کشور ی کار می کنند دستور دهند که از تظاهر به اموری مثل خواری، خوردن گوشت های حرام خودداری کنند و آنان را از خوردن علنی آنها منع نمایند، ولی اموری که با عفت عمومی منافات دارد به هیچ وجه نباید به آنان اجازه ی انجام آن داده شود. به هر حال، از طرف مسؤولین ذیربط باید تد ر مناسبی در این باره اتخاذ شود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif بر جوانان مؤمن واجب است در های مختلط در برابر مفاسدی که در بعضی از آن مکانها مشاهده می کنند ضمن دوری جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمکن و تحقق شرایط امر به معروف و نهی از منکر مبادرت به انجام این فریضه کنند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif امر به معروف و نهی از منکر نی که حجاب کامل ندارند متوقف بر نگاه با ریبه به آنها نیست، از این رو واجب است. بلی بر هر مکلفی واجب است که از حرام اجتناب کند به خصوص زمانی که مبادرت به انجام فریضه ی نهی از منکر می کند.

* محدوده ی امر به معروف و نهی از منکر
محدوده ی امر به معروف و نهی از منکر منحصر به قشر و صنف خاصی از مردم نیست و تمام اقشار و اصناف واجد شرایط را در بر می گیرد حتی بر زن و فرزند واجب است که هنگام مشاهده ی ترک معروف یا انجام حرام توسط پدر و مادر یا شوهر، به امر به معروف و نهی از منکر در صورت تحقق شرایط آن مبادرت کنند.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif هرگاه موضوع و شرایط امر به معروف و نهی از منکر محقق باشد، تکلیف شرعی و وظیفه ی واجب اجتماعی و انسانی همه ی مکلفین است، و ح های مختلف مکلف مانند مجرد یا متأهل بودن در آن تأثیر ندارد و به صرف این که مکلف مجرد است تکلیف از او ساقط نمی شود.

* شرایط امر به معروف و نهی از منکر
۱. علم به معروف و منکر.
۲. احتمال تأثیر.
۳. اصرار بر گناه.
۴. نداشتن مفسده.

۱. علم به معروف و منکر
شرط اول امر به معروف و نهی از منکر، علم به معروف و منکر است یعنی امر و نهی کننده باید معروف و منکر را بشناسد و در غیر این صورت موظف نیست امر به معروف و نهی از منکر کند، بلکه نباید چنین کاری د؛ زیرا ممکن است در اثر جهل و نادانی امر به منکر و نهی از معروف کند، بنابراین نهی از منکر ی که نمی دانیم کارش حرام است یا نه (مثلاً معلوم نیست موسیقی که گوش می دهد از نوع و حرام آن است یا حلال) واجب بلکه جایز نیست.

۲. احتمال تأثیر
شرط دوم امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است یعنی امر و نهی کننده باید احتمال بدهد که امر و نهی او اثر و نتیجه یی ولو در آینده دارد.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اگر برای مسؤولین به طور قطعی ثابت شود که بعضی از کار مندان ادارات در خواندن کوتاهی کرده و یا اصلاً نمی خوانند و نصیحت و راهنمایی هم تأثیری نداشته باشد واجب است از تأثیر مداومت بر امر به معروف و نهی از منکر با رعایت شرایط آن غفلت نکنند، و در صورت نا امیدی از تأثیر امر به معروف نسبت به آنان، اگر بر حسب مقررات قانونی محروم ساختن این گونه افراد از مزایای شغلی مجاز باشد باید در مورد آنان اجرا شود و به آنان تذکر هم داده شود که این محرومیت بر اثر سستی و کوتاهی شان در انجام این فریضه ی الهی اتخاذ شده است.

۳. اصرار بر گناه
شرط سوم امر به معروف و نهی از منکر اصرار بر گناه است یعنی باید شخص گنا ار بر استمرار گناه، اصرار و سماجت داشته باشد و چنانچه معلوم شود که وی بدون این که امر و نهی شود خود از خطا دست بر می دارد یعنی معروف را به جا می آورد و منکر را ترک می کند امر و نهی او واجب نیست.

۴. نداشتن مفسده
شرط چهارم امر به معروف و نهی از منکر، نداشتن مفسده است یعنی باید امر و نهی مفسده نداشته باشد، بدین ترتیب اگر امر و نهی موجب شود به شخص امر و نهی کننده و یا به مسلمان دیگر مفسده یی از قبیل ضرر جانی و یا آبرویی و یا مالی برسد، در این جا امر و نهی واجب نیست. البته مکلف موظف است ملاحظه ی اهمیت را د یعنی باید در تمام معروف و منکرها بین مفسده ی امر و نهی و مفسده ی ترک امر و نهی مقایسه کند و سپس به آنچه مهمتر است عمل نماید.
توجه:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif ی که می ترسد در صورت اقدام به امر به معروف و نهی از منکر در مورد ی که دارای نفوذ و موقعیت اجتماعی خاصی است از ناحیه ی او ضرر قابل توجهی ببیند، واجب نیست او را امر و نهی کند به شرطی که منشأ ترسش، عقلایی باشد، ولی سزاوار نیست ی به صرف ملاحظه ی مقام ی که واجب را ترک کرده و یا مرتکب فعل حرام شده و یا به صرف احتمال وارد شدن ضرر کمی از طرف او، تذکر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترک کند به هر حال رعایت اهم و مهم لازم است.



منبع: http://hozehfatemieh. /