رسانه
رسانه

کشکول حکمت- گزیده بیانات حکیمانه آیت الله جوادی آملی



گِلِه ی ابوریحان از علمای هند

درخواست حذف اطلاعات

214


مطلب دیگر هم حرف هایی است که جناب ابوریحان بیرونی در «تحقیق ماللهند» دارد در مدتی که ایشان در هند زندگی می‌ د.


ابوریحان بیرونی می‌گوید ما از علمای هند یک گِله داریم و آن این است که در خاورمیانه، بعد از جریان نوح، خلأیی احساس می‌شد، یک حادثه تلخی بود که به هر حال، خاورمیانه را الحاد و شرک فرا گرفته بود.


وجود مبارک ابراهیم (سلام الله علیه) قیام کرد، با مسأله وثنیّت و صنمیّت و صابئین بودن و مانند آن احتجاج کرد، اثر نکرد؛ «هَذَا رَبِّی»، «هَذَا رَبِّی»(1) را به نحو جدال احسن فرمود، اثر نکرد، با آزر (2) و آزری ها درافتاد اثر نکرد.


سرانجام ضرورت اقتضا کرد که دست به تَبر کرد و «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاّ کَبیراً»(3) آنها مراسم آتش سوزی و ابراهیم سوزی راه انداختند و گفتند «حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ»(4) که وجود مبارک ابراهیم این را هم تحمّل کرد و بر امواجی از آتش رفت و ندای «یَا نارُ کُونی بَرْداً وَ سَلاماً»(5) به اهمیت مکتب ابراهیم (سلام الله علیه) گواهی داد.


آن روز گرچه مثل امروز رسانه‌های گروهی و فردی و شخصی آسان نبود، اما خبر آن قدر مهم بود که در مدت کوتاهی کلّ خاور میانه را گرفت، کلّ خاورمیانه فهمیدند جریان ابراهیم خلیل برای چیست؛ با استدلال اثر نکرد با تبر اثر نکرد، آن معجزه اثر کرد.


حرف ابوریحان بیرونی این است که این معجزه پیامی داشت، مردم یونان از این پیام استفاده د؛ اما هند متاسفانه از این پیام استفاده نکرده، ایشان می‌گوید که علمای هند قیام ن د، مردم یونان قیام د، حرف ابراهیم را پذیرفتند؛ این سُقراط بود که شهید توحید است، سقراط را برای چه کشتند؟ او که در فکر مسائل نبود، سخن از زمان و زمین که نبود، فکر توحیدی بود، او در راه توحید شهید شد. ادامه مطلب...




علم غیردینی فرض ندارد !

درخواست حذف اطلاعات

در سوره «اعراف» به ما فرمود «أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ» (1)


یعنی شما در عین حال که مُلک را  یک علم تجربی می‌شناسید، بدانید که این آسمان و زمین در تحت تدبیر  ی هست.


لذا فرض ندارد که ما زمین شناسی داشته باشیم، دریاشناسی داشته باشیم، شیمی داشته باشیم، فیزیک داشته باشیم و اینها دینی نباشد.


چون گذشته از اینکه اینها مخلوق‌ هستند، خدای سبحان هم فرمود «أَفَلا یَنْظُرُونَ إِلَی اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» (2) ...


همه اشیا همین طور است، فیزیک و شیمی نظر به اشیا است (کَیْفَ خُلِقَتْ)؛ لذا فرض ندارد که ما علم غیر دینی داشته باشیم؛ منتها پیشانی هر چیزی به دست خداست، اگر ی او را ببیند، یقیناً موحّد خواهد بود.


یادداشت های مرتبط قبلی:


علم غیر دینی محال است و محال است و محال!


علم غیر دینی در عالَم، مستحیل است


پی نوشت ها:


1-   سوره اعراف، آیه185


2-   سوره غاشیه، آیه17


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


 


متن و صوت کامل جلسه




مادر، مجرای فیض الهی

درخواست حذف اطلاعات

این «یَخْلُقُکُمْ فی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ» درست است که صُلب پدر سهمی دارد اما سهم تعیین کننده در تَکَوُّن فرزند، همان نفس مادر است که زن اگر به عظمت خود پی ببرد، می‌فهمد او مجرای «أحسن المخلوقین» شدن است ...


اگر مخلوقی برتر و زیباتر و بهتر از انسان بود، خدای سبحان در آفرینش آن مخلوق می‌فرمود «فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ»، چون مخلوقی أحسنِ از انسان نیست؛ لذا «فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ» را درباره آفرینش هیچ موجودی نفرمود.


این «أحسن المخلوقین» در پرورشگاهِ مادر ظهور می‌کند نه پدر! ادامه مطلب...




آید از این کشتگان «یا حسین!»

درخواست حذف اطلاعات

شما قبرهای ی گمنام را رفتید دیدید؛ اگر یک دفعه فرصت کردید، آن الواح این ی گمنام را بخوانید، ببینید که ادبا بر این لوح‌ها چه چیزی نوشتند، شعری از فؤاد کرمانی معروف است که:


گر بشکافم هنوز خاک شهیدان عشق*** آید از آن گان دوست دوست (1)


ولی وقتی انقلاب شد و ی گمنام آمدند، بر قبر و الواح این ی گمنام، این‌‌چنین نوشته شد: «آید از آن کشتگان یا حسین».


اینها به خدا راست است، «آید از آن کشتگان یا حسین».


ما با اینها زنده هستیم، اینها را فراموش نکنیم، این دعا، این ناله، فرمود اگر ناله شما نباشد، دعای شما نباشد،«لَو لاَ دُعَائُکُم» (2) خدا اعتنایی ندارد؛ اینها برکات هستند.


ی نگفت که شما این شعر کرمانی را عوض کنید، آنکه گفته بود درباره عرفا و امثال عرفا سخن گفت:«گر بشکافم هنوز خاک شهیدان عشق*** آید از آن گان دوست دوست»


اما اینها آمدند گفتند این عملی و علنی شد، عملیات همین بود: «آید از این کشتگان یا حسین». 


پی نوشت ها: 


1. مجموع دیوان (شمع جمع)، میرزا فتح الله قدسی کرمانی (متخلص به فؤاد)


2. بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج5، ص309


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




مشکل جامعه را عالمان شب زنده دار حل می کنند

درخواست حذف اطلاعات

اگر خدا رحیم است که هست، خدای رحیم ترس ندارد؛ لذا امید را به خدا اسناد داد، ترس را به پایان کار خود اسناد داد: «یَحْذَرُ اْلآخِرَةَ»، یک؛ «وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ»، دو.


آن وقت این شخص که قائم «آناء اللیل و النهار» است، او به همین عبادت اکتفا نمی‌کند.


در این دو نکته است: یکی اینکه این مردان الهی که اهل «ناشئه لیل» هستند، سعی می‌کنند که روز را با تحصیل علم بگذرانند، یک؛ و آنهایی هم که روز را به تحصیل علم می‌گذرانند، سعی می‌کنند که شب به «آناء اللیل» بپردازند، دو؛ «ساجِداً وَ قائِماً».


این‌‌چنین نیست که درس، بدون شب به جایی برسد، یا شبِ غیر عالِم بتواند همیشه کارساز باشد.


ممکن است ی اهل شب باشد، ولی سعی کند «گلیم خویش به در آورد ز آب»، مشکل خودش را بتواند حل کند، مشکل جامعه را نمی‌تواند حل کند. ادامه مطلب...




عالم و غیر عالم مساوی نیستند، امّا کدام عالم و کدام علم؟

درخواست حذف اطلاعات

فرمود «یَرْفَعِ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» ... رفعت مؤمن غیر عالم «بالدرجة» است و رفعت مؤمنِ عالم «بالدرجات» است ... اینها چندین درجه دارند، او یک درجه دارد.


این درست است که «لایستوی» (هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ)؛ اما طرف دیگر قضیه این است که عالم و غیر عالم مساوی نیستند، تحمّل عالم باید بیشتر باشد، مسؤولیت عالم باید بیشتر باشد، صبر عالم باید بیشتر باشد، حوصله عالم باید بیشتر باشد ...


عالم و غیر عالم مساوی نیستند، چه در بُعد اثبات، چه در بُعد سلب.


عالم و غیر عالم مساوی نیستند؛ یعنی درجات عالم زیاد است؛ عالم و غیر عالم مساوی نیستند، مسؤولیت عالم ‌ بیشتر است. ادامه مطلب...




ادب نشستن در مجلس

درخواست حذف اطلاعات

آیه یازده سوره «مجادله» این است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا»


چون در مجلس پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)  اول که جا باز بود، بعد که جمعیت زیاد شدند و عده‌ای می‌خواستند از محضر حضرت استفاده کنند بعضی ها که چهار زانو و مربع می‌نشستند، به آنها می‌گفتند که جمع‌تر بنشینید تا برای تازه وارد جا بشود؛ بعد که جمعیت زیادتر شدند، آیه نازل شد که شما که مدتی نشستید استفاده کردید، بلند شوید و بروید، بگذارید افراد تازه وارد بیایند (إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا).


اگر گفتند شما چهار زانو ننشینید، جا بدهید، تنگ‌تر بنشینید، جمع‌تر بنشینید، این کار را ید ... ادامه مطلب...




بدون وقت قبلی جایی نروید!

درخواست حذف اطلاعات

213
بدون وقت قبلی جایی نروید! 


در آیه 53 سوره مبارکه «احزاب» آنجا ملاحظه فرمودید «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ»


فرمود شما هر وقتی بخواهید خدمت حضرت بروید، باید وقت قبلی بگیرید، این ‌طور نیست که سرزده به سراغ حضرت بروید.


اصلاً ادب دینی این نیست که انسان بدون وقت قبلی به سراغ ی برود، اگر بدون وقت قبلی به سراغ ی رفت و صاحب‌خانه عذر داشت، وقت ملاقات نداشت و کار داشت و گفت ببخشید الآن فرصت ندارم، این نباید به او بر بخورد؛ «وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکُمْ» (1)


فرمود اینکه ما می‌گوییم «یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ» (2) و «یُزَکِّیکُمْ»، «تزکیه» تنها تقوای فردی نیست؛ ما اگر وقت قبلی نداشتیم، قرار قبلی نداشتیم و به سراغ ی رفتیم، او فرصت نداشت که ما را بپذیرد و گفت ببخشید! الآن وقت ندارم، ما نباید گِله کنیم.


فرمود اگر به شما گفتند الآن نه، بگویید چشم! شما که وقت نگرفتید.


معنای «تزکیه»، نظم است: «وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکی لَکُمْ».


اگر می‌خواهید جایی بروید، یک وقت قبلی بگیرید، نظمی داشته باشید، این می‌شود دین؛ سبک زندگی که جا برای گِله و بی نظمی نیست، حضرت با این نظم زندگی می‌کرد.


در این بخش از سوره مبارکه «احزاب» ـ که قبلاً گذشت ـ خدا می‌فرماید شما که وقت قبلی نگرفتید نروید خدمت حضرت، اگر هم رفتید، حضرت دعوت کرد و شما مهمان حضرت شدید، زود نروید آنجا که محادثه و گفتگو داشته باشید و وقت حضرت را بگیرید، این قدر بنشینید ببینید تا چه وقت غذا حاضر می‌شود ...


اینکه اختصاصی به حضرت ندارد، همه جا هم همین طور است؛ در سوره مبارکه «نور» هم فرمود اگر خواستید زندگی شما سبک ی باشد، هر جا خواستید بروید قرار قبلی داشته باشید، وقت قبلی بگیرید، مبادا ی تعارف نموده و گرفتار شود؛ این اختصاصی به آن حضرت ندارد، جامعه ی این ‌طور است که بدون وقت قبلی نروید.


حالا اگر شما را برای پذیرایی دعوت د، وقتی هم که می‌خواهید بروید زود نروید، این قدر منتظر باشید که غذا چه وقت پخته می‌شود «إِلاّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ إِلى طَعامٍ غَیْرَ ناظِرینَ إِناهُ».


برخی ها خیال د که این «إناه» به معنای ظرف است؛ (3) «إناه» ظرف نیست؛ «إناه» یعنی پختن؛ قبل از اینکه غذا پخته شود حاضر نشوید، این کاری به آن «آناء اللیل» ندارد که به معنای وقت باشد.


«إناه»؛ یعنی پختن، «آناء» جمعش هم «إناه» است که به معنای ظرف است؛ یعنی زمان؛ در این آیه برخی ها خیال می‌ د که این «اناه» به معنای ظرف است، چون «آنیه»؛ یعنی ظرف؛ ولی «إناه» به معنی ظرف نیست، بلکه به معنای پختن است: «غَیْرَ ناظِرینَ»؛ یعنی منتظرین؛ منتظر پختن غذا نباشید، یک وقت بروید که غذا پخته باشد.


پی نوشت ها:


1- سوره نور، آیه28 


2-  سوره بقره، آیه151 


3- المیزان، ج16، ص338 


مطلب مرتبط قبلی:تزکیه تنها در عبادت نیست 


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 8 الی 10 


 متن و صوت کامل جلسه 


 




شرک خفی و ناسپاسی اکثر مردم

درخواست حذف اطلاعات

یک شرک مستوری در درون خیلی ­ها هست ... در سوره مبارکه «یوسف» فرمود «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» (1) که یک شرک ظریف و دقیق و ضعیفی در اکثر مردم هست ...


در ذیل آیه این روایات نقل شده است که از (سلام الله علیه) سؤال د، چگونه مؤمن مشرک می‌شود؟


فرمود: همین که می‌گویند «لَو لا فَلانٌ لَهَلَکتُ»، اگر فلان نبود کار ما حل نمی‌شد.


یا تعبیرات عرفی که می‌گویند اول خدا دوم طبیب؛ و حال آن‌که خدا اولی نیست که ثانی داشته باشد، همه اشیا و اشخاصی که در نظام الهی هستند، سربازان الهی‌ هستند که «لِلّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ» (2)


به حضرت عرض د پس چه بگوییم؟ فرمود خدا را شکر که از این راه به وسیله فلان شخص مشکل ما را حل کرد، نه اینکه اول خدا دوم فلان شخص، یا «لَو لا فَلانٌ لَهَلَکتُ». (3)


آن شرک مستور و مرموز که در اکثری مردم هست، همین است. ادامه مطلب...




عالم و غیر عالم مساوی نیستند، امّا کدام عالم و کدام علم؟

درخواست حذف اطلاعات

فرمود «یَرْفَعِ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» ... رفعت مؤمن غیر عالم «بالدرجة» است و رفعت مؤمنِ عالم «بالدرجات» است ... اینها چندین درجه دارند، او یک درجه دارد.



این درست است که «لایستوی» ?هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ?؛ اما طرف دیگر قضیه این است که عالم و غیر عالم مساوی نیستند، تحمّل عالم باید بیشتر باشد، مسؤولیت عالم باید بیشتر باشد، صبر عالم باید بیشتر باشد، حوصله عالم باید بیشتر باشد ...



عالم و غیر عالم مساوی نیستند، چه در بُعد اثبات، چه در بُعد سلب.



عالم و غیر عالم مساوی نیستند؛ یعنی درجات عالم زیاد است؛ عالم و غیر عالم مساوی نیستند، مسؤولیت عالم ‌ بیشتر است. ادامه مطلب...




را ارهای آمدن باران

درخواست حذف اطلاعات

یک اصل کلی را قرآن کریم ذکر کرد، فرمود دیگر لازم نیست شما استسقا بخوانید، دعای استسقا کنید؛ شما که به وظیفه‌ خود عمل کنید، این نظام سپهری باران را کاملاً به شما می‌دهد «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّریقَةِ َلأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً» (1)


در روایات ما، ائمه (علیهم السّلام) فرمودند که هیچ گیاه تشنه‌ای نیست، مگر اینکه ذات اقدس الهی به اندازه نیاز او باران می‌فرستد؛ ولی بشر اگر صالح باشند، دامداری و کشاورزی و همه مسائل اقتصاد مقاومتی او حل می‌شود و باران مناسب و مساعد هم می فرستد و اگر بشر صالح نبود، این باران ها را به دریا می‌فرستد ...


بارها این عبارت مرحوم بوعلی از الهیات شفا اینجا خوانده شد، ایشان می‌فرماید، آن ی که به این مطلب نرسید که چه تاثیری بین استسقاء و آمدن باران وجود دارد، چه تلازمی بین آدم خوب بودن و باران دارد، «إنما یدفعه هؤلاء المتشبهة بالفلاسفة» (2) او فیلسوف نیست، او به چیزی از نظام خلقت آشنا نیست، فیلسوف الهی هرگز منکر این حرف ها نیست.


فرمود ما رساله‌ای نوشتیم در «البرّ و الإثم» و این مسأله را کاملاً ثابت کردیم که مبادا ی خیال کند چه تأثیری بین استسقاء و آمدن باران وجود دارد.


پس دو اصل کلی است که در دین ما آمده، یکی فرمود «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّریقَةِ»، اگر مردم نه بیراهه بروند و نه راه ی را ببندند، نه ی در کار باشد و نه به فکر این باشند که خودشان را تأمین کنند و نه با بیت المال بازی کنند، ما به اندازه کافی باران می‌فرستیم «لأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً»، سدها را پر می‌کنیم، مزرع را پر می‌کنیم، مرتع را پر می‌کنیم، فضای سالم به اینها می‌دهیم، محیط زیست به اینها می‌دهیم.


«وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قیلاً»؟ (3) از او راستگوتر کیست؟! از او به وعده عمل کننده‌تر کیست؟! فرمود اگر امتحان شدید، گرفتار شدید، استسقاء بخوانید، دعای استسقاء بخوانید.


 این دعای استسقای وجود مبارک سجاد [علیه السّلام] را ... شما آقایان هر کدام روزی یک بار یا کمتر و بیشتر بخوانید؛ این‌‌چنین نیست که ما منتظر باشیم و چیزی نخواهیم، به ما فرمود بخواهید، تا من به شما بدهم.


این دعای نورانی سجاد (علیه السّلام) که دعای نوزدهم است، این را روزی یک بار بخوانید، هفته‌ای یک بار بخوانید، ماهی دو سه بار بخوانید، به بچه‌هایتان بگویید بخوانند، به شاگردان خود بگویید بخوانند، در هر حال ما هستیم و این دعا ...


پی نوشت ها: 


1. سوره جن، آیه16


2. الشّفاء(الالهیات)، متن، ص439


3. سوره نساء، آیه122


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




مگر مهدکودک عاطفه می آورد؟

درخواست حذف اطلاعات

فاصله گرفتن از عاطفی مادری، عامل مشکلات جامعه/4


الآن شما این خانه سالمندان را که می‌بینید، بیچاره‌ها یک مرگ تدریجی دارند، سالی یک بار بچه‌ها یک شاخه گل برایشان می‌برند، این یک مرگ تدریجی است، این با «إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما» که سازگار نیست.


فرمود «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»، نه بینداز در خانه سالمندان!؛ این چرا می‌اندازد در خانه سالمندان؟ برای اینکه عاطفه نچشید، این خودش در مهدکودک تربیت شد، مگر مهدکودک عاطفه می‌آورد؟


این آدم خلأ دارد که این خلأ هفت ساله را هیچ چیز حتّی با موعظه با نصیحت پر نمی‌کند، این با شیر باید بیاید، این با آغوش مادر باید بیاید، راه آن فقط همین است.


چرا گفتند «حقُّ الحِضانه» برای مادر است ولو طلاق گرفته باشد؟ برای اینکه این بچه باید در آغوش مادر این دوره هفت ساله مهر و عاطفه را طی کند؛ آن وقت جامعه، جامعه عطوف خواهد بود ...


آن قسمت های عقلانیت و مدیریت را به پدر داد و این عاطفه را به مادر، تا نظام سامان بپذیرد.


چون بشر، هم عاطفه هم مدیریت و هم جهاد می‌خواهد.


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




عصبانیت مادر و تندخویی فرزند

درخواست حذف اطلاعات

در خلقت وجود مبارک موسی چه حادثه‌ای اتفاق افتاد که امّت او به این صورت در آمدند و در خلقت وجود مبارک عیسی چه حادثه‌ای پیش آمد که امّت او به این صورت در آمدند؟؛ اگر اینها را تحریک نکنند، اگر استکبار جهانی روی اینها کار نکند، اینها را رها کنند، طبعاً پیروان نرم‌تر از پیروان موسای کلیم‌ هستند ...

سرّش گفتند این است که وجود مبارک عیسی در حال نشاط، رحمت، انبساط، انعطاف و وضو به بار آمده است؛ وجود مبارک موسی در حال اضطراب، در حال سیّءالخُلق بودن، خوف، هراس به دنیا آمده است.

حالا اینها در حدّ کارهای ذوقی است، اسرار عالم را خدا می‌داند؛ ولی کارهای ذوقی گوشه‌ای از تفسیر را می‌تواند به عهده بگیرد، نه بحث‌های اساسی تفسیر را. ادامه مطلب...




مدیر بی عُرضه، قُرب فرائض و نوافل ندارد!

درخواست حذف اطلاعات

نمی‌شود گفت که کمیل(رضوان الله علیه) دارای قُرب فرائض بود قُرب نوافل بود.


ی که دارای قُرب نوافل است ولیّ عصر او را تقبیح نمی‌کند، ی که دارای قُرب فرائض است حافظ خون مردم است، حافظ مال مردم است، حافظ امنیت مردم است و حافظ استقلال مردم است ...


بنابراین او یک آدم خوبی بود، منتها مدیر و مدبّر نبود.


نقل دعای «کمیل» معنایش این نیست که به مقام قُرب فرائض رسید ... ما از کجا ثابت کنیم که او دارای قُرب فرائض است؟ از کجا ثابت کنیم او دارای قُرب نوافل است؟ با احتمال که نمی‌شود گفت این قُرب فرائض و نوافل دارد.


نصّی است از ولیّ خدا و زمانش که می‌گوید تو این کار بد را انجام دادی و تو پلی برای غارتگران شدی؛ حالا حضرت توبیخ دیگری نکرد، حرف دیگر است.


مستحضرید تمامِ نامه این نیست، آنچه که در نهج‌البلاغه آمده است بخشی از نامه‌های وجود مبارک حضرت است.


غرض این است که با وجود آن دعا نمی‌شود گفت که او شاید قُرب فرائض داشت، با شاید و باید و مانند آن قرب فرائض و قرب نوافل ثابت نمی?شود. ..


بله، دعا یادش داد و خیلی از چیزها یاد دیگران دادند، اما معنایش این نیست که دارای قُرب نوافل است.


گاهی ممکن است انسان در زمان «هُدنه» و آرامش اهل نیایش باشد، اما وقتی که امتحان الهی پیش آمد، جان مردم، مال مردم، خون مردم، تدبیر برای مردم و مدیریت مردم پیش آمد، نتواند اداره کند.


افراد دیگری هم بودند که حضرت فرمود خوبی پدرت باعث شد که من به تو کار دادم، وگرنه تو که شایسته این کارها نبودی. (1)


غرض این است که اثبات اینکه فلان شخص دارای قُرب نوافل یا فرائض هست کار آسانی نیست ...


پرسش: بالأ ه حضرت به کمیل فقط گفت در راه من به شهادت می رسی؟ اینکه واقع شد.


پاسخ: نه، دو حرف است و همه که ی ان نیستند؛ همان طور که همه انبیا ی ان نیستند، همه مرسلین ی ان نیستند، «لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلی بَعْضٍ» (2) یک، «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ» (3) دو.


اولیای الهی، ، صدّیقین و صالحان هم این‌‌چنین هستند و اینها هم درجاتی دارند، اما این‌طور نیست که حالا ی که به تعبیر حضرت (سلام الله علیه) پلی بشود که رهزن ها بیایند خون مردم را بریزند، بگوییم این شخص از قرب نوافل یا فرائض برخوردار بود، این چنین نیست ...


مدیریت او ضعیف بود ... یا ضعف در اراده بود یا ضعف در تدبیر بود، بالأ ه یا ضعف علمی بود، ضعف بود.


تو نباید پیش بینی می‌کردی؟! تو باید چهار تا «عین» می‌داشتی راه‌بین می‌داشتی، همین طور خو دی؟! آنها هم آمدند زدند، بردند و کشتند.


مگر آدم با اینکه دشمن دارد همین طور شب می‌خوابد؟!


خدا ـ ان‌شاء‌الله ـ نظام را حفظ کند!


«والحمد لله رب العالمین»


پی نوشت ها:


1- نهج البلاغه, نامه71


2- سوره اسراء, آیه55


3- سوره بقره, آیه253


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 41 الی 44


متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه




عبادتِ مرزداری در حکومتِ دینی

درخواست حذف اطلاعات

شما می‌بینید دین اعتکافی در مسجد دارد که همه ما می‌شناسیم، «مرابطه»‌ای دارد که اعتکاف در مرز است و آن را کمتر می‌شناسیم، برای اینکه کمتر آن کار را کردیم و کمتر ی توفیق پیدا می کند که حداقل سه روز و حداکثر چهل روز برود مرزداری کند.


مسجد چون آمدنش رایگان است جا پیدا نمی‌شود؛ اما مرزداری هم همین اعتکاف است، منتها در اعتکاف می‌گویند روزه بگیر و بخواب و در آن جا می‌گویند نخواب که مبادا اسیر شوی... آن جا مشتری ندارد، اما مسجد چهارده هزار، پانزده هزار، شانزده هزار، چون کار رایجی است و ارزان است، مشتری دارد. ادامه مطلب...




ی حرف نزنید و جاهلی فکر کنید!

درخواست حذف اطلاعات

قبل از طمأنینه، تصدیق و تکذیب نکنید!/1


ی حرف نزنید و جاهلی فکر کنید! 


این از بهترین راه‌های قرآن کریم است که فرمود انسان دو سیم خاردار دارد و دو طرف او بسته است.


بخواهد رأی مثبت بدهد، الاّ ولابد باید یقین و یا حداقل طمأنینه داشته باشد و بخواهد رأی منفی بدهد الاّ ولابد باید یقین داشته باشد یا طمأنینه.


هم «لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» (1) است، هم «بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ» (2) است.


فرمود بالأ ه می‌خواهی رأی بدهی، چیزی را اثبات کنی، چیزی را نفی کنی، چیزی را تصدیق کنی و چیزی را تکذیب کنی، این‌چنین نباشد که در تصدیق و تکذیبت رها باشی!، ی حرف بزنی و جاهلی فکر کنی!


اگر ی برهان نداشت، سر تکان داد، امضا کرد و قیام و قعود داشت، این ی حرف زد و جاهلی فکر کرد؛ او در قیامت با جاهلیّت محشور می‌شود، برای اینکه برای تصدیق و تکذیب معیاری نداشت.


این دو آیه، دو سیم خاردار است؛ بخواهی از آن طرف بروی مرز بسته است یا از این طرف فرار کنی مرز بسته است.


بخواهی چیزی را بپذیری، «لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»؛ بخواهی چیزی را نفی کنی، «بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ».


تا صد درصد طمأنینه حاصل نشد تکذیب نکنید!


تا صد درصد طمأنینه حاصل نشد تصدیق نکنید!


پی نوشت ها:


1. سوره اسراء، آیه36


2. سوره یونس، آیه39


مطلب مرتبط قبلی: بدون تحقیق، حرفی را نپذیرید!


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 1 الی 8


متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه




حقیقت «پست تر از حیوان» بودن

درخواست حذف اطلاعات

درباره انسان، محدوده او را از لحاظ درون‌ مرزبندی کرده است؛ محدوده او را از نظر برون‌مرزی مشخص کرد و گفت انسان این است، اگر از این محدوده بیرون رفت «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» (2)



این تحقیر و سبّ و لعن نیست، این تحقیق است؛ می‌فرماید اگر ی از این محدوده? درون‌مرزی انسان را که ما گفتیم بیرون رفت و از محدوده? برون‌مرزی انسان را که ما تبیین کردیم بیرون رفت، این واقعاً حیوان است.



نه اینکه بخواهد بد بگوید، می‌فرماید سه راه دارد:



1- یا چشم باطن پیدا کن؛ نظیر صحنه عرفات که وجود مبارک سجاد و باقر (سلام الله علیهما) آن صحنه?ها را به اصحابشان نشان دادند (2و3)، درون افراد را هم‌اکنون ببین.



2- یا به حرف معصومان اکتفا کن که اینها می‌گویند واقعاً «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ»



3- یا چند روز صبر کن که «عندالموت» باطن افراد برای شما روشن می‌شود.



اینکه خدای سبحان می‌فرماید «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» این سخن از تحقیر و اهانت و سبّ و اینها نیست.



بعد از این دو مرزبندی درونی و بیرونی، فرمود اگر ی از این محدوده‌ها بیرون رفت «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»



پی نوشت ها:



1. سوره اعراف، آیه 179



2. مستدرک الوسائل، ج10، ص39؛ «قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) وَ هُوَ وَاقِفٌ بِعَرَفَاتٍ لِ ُّهْرِیِّ کَمْ تُقَدِّرُ هَاهُنَا مِنَ النَّاسِ قَالَ أُقَدِّرُ أَرْبَعَةَ آلَافِ أَلْفٍ وَ خَمْسَمِائَةِ أَلْفٍ کُلُّهُمْ حُجَّاجٌ قَصَدُوا اللَّهَ بِآمَالِهِمْ وَ یَدْعُونَهُ بِضَجِیجِ‏ أَصْوَاتِهِمْ فَقَالَ لَهُ یَا زُهْرِیُّ مَا أَکْثَرَ الضَّجِیجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِیجَ...».



3. بحارالانوار، ج46، ص261؛ «قَالَ أَبُو بَصِیرٍ لِلْبَاقِرِ(علیه السلام) مَا أَکْثَرَ الْحَجِیجَ‏ وَ أَعْظَمَ الضَّجِیجَ‏ فَقَالَ بَلْ مَا أَکْثَرَ الضَّجِیجَ‏ وَ أَقَلَّ الْحَجِیجَ...».



درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 11 الی 17



متن کامل جلسه



صوت کامل جلسه




ی حرف نزنید و جاهلی فکر کنید!

درخواست حذف اطلاعات

قبل از طمأنیه، تصدیق و تکذیب نکنید!/1


ی حرف نزنید و جاهلی فکر کنید! 


این از بهترین راه‌های قرآن کریم است که فرمود انسان دو سیم خاردار دارد و دو طرف او بسته است.


بخواهد رأی مثبت بدهد، الاّ ولابد باید یقین و یا حداقل طمأنینه داشته باشد و بخواهد رأی منفی بدهد الاّ ولابد باید یقین داشته باشد یا طمأنینه.


هم «لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» (1) است، هم «بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ» (2) است.


فرمود بالأ ه می‌خواهی رأی بدهی، چیزی را اثبات کنی، چیزی را نفی کنی، چیزی را تصدیق کنی و چیزی را تکذیب کنی، این‌چنین نباشد که در تصدیق و تکذیبت رها باشی!، ی حرف بزنی و جاهلی فکر کنی!


اگر ی برهان نداشت، سر تکان داد، امضا کرد و قیام و قعود داشت، این ی حرف زد و جاهلی فکر کرد؛ او در قیامت با جاهلیّت محشور می‌شود، برای اینکه برای تصدیق و تکذیب معیاری نداشت.


این دو آیه، دو سیم خاردار است؛ بخواهی از آن طرف بروی مرز بسته است یا از این طرف فرار کنی مرز بسته است.


بخواهی چیزی را بپذیری، «لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»؛ بخواهی چیزی را نفی کنی، «بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحیطُوا بِعِلْمِهِ».


تا صد درصد طمأنینه حاصل نشد تکذیب نکنید!


تا صد درصد طمأنینه حاصل نشد تصدیق نکنید!


پی نوشت ها:


1. سوره اسراء، آیه36


2. سوره یونس، آیه39


مطلب مرتبط قبلی: بدون تحقیق، حرفی را نپذیرید!


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 1 الی 8


متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه




مظلوم زیاد است، نه ظالم!

درخواست حذف اطلاعات

شعارِ رسمی مستضعفانِ امروز: «اطلبوا العلم ولو بِقُم» 


الآ‌ن هم شما می‌بینید در بین این هفت میلیارد بشر اسم پنج شش نفر مطرح هست که نوح هست و ابراهیم هست و موسی هست و عیسی هست و وجود مبارک پیغمبر(علیهم الصلاة و علیهم السلام)؛ اینها هستند که جهان را می‌گردانند.


هر جا سخن از عبادت و حق و تمدّن است همین پنج شش نفر هستند که دارند عالَم را اداره می‌کنند.


فرمود اینها پیروزند و اینها ماندنی‌ هستند، لکن درباره دیگران که اصلاً لفظی نیست، فرمود: «وَ جَعَلْناهُمْ أَحادیثَ»(1)؛ ما اینها را دفن کردیم. ادامه مطلب...




شرطِ در حاشیه امن نبودنِ مُجرم

درخواست حذف اطلاعات

ما در شبانه‌روز در عرض می‌کنیم «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ * صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» که این را شب و روز از ذات اقدس الهی می‌خواهیم.


حالا راه «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» چیست؟ می‌گوییم «صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ».


«مُنعم‌ علیه» چه انی هستند؟ آن را مشخص کرد؛ راهشان هم چیست؟ ... آن را در سوره «نساء» فرمود «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ» یا خدا یا رسولِ او «فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً» که اینها «منعم‌ علیهم» هستند.


ما شبانه‌روز در ها عرض می‌کنیم خدایا! راه موسای کلیم، راه عیسای ، راه ابراهیم خلیل، راه نوح  (علیهم السلام) را به ما نشان بده!، «صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» این خواسته شب و روز ماست.


راه اینها چیست؟ راه اینها را قرآن کریم مشخص کرد؛ وجود مبارک موسای کلیم گفت «رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهیراً لِلْمُجْرِمینَ»؛ خدایا به شکرانه نعمتِ توحید و دینی که به من دادی، من پشتوانه و پشتیبان ظالم نخواهم بود؛ این راه ماست ...


خدایا من نه خودم اهل جُرمم، نه برای مجرمین توصیه می‌کنم که فلان مجرم، فلان گن ار، فلان تب ار کاری کرده بخواهم او را از کیفر برهانم، من این کار را نمی‌کنم؛ من از حمایت نمی‌کنم، من از فلان شخص و فلان گروه حمایت نمی‌کنم، من این‌طور هستم؛ این حرف موسای کلیم است.


این آیه نورانی، خط‌ مشی موسی را نشان می‌دهد(رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهیراً لِلْمُجْرِمینَ).


این خاصیّت نعمت الهی و راه الهی است که می فرماید خدایا من هرگز از گنا ار حمایت نمی‌کنم؛ ما شبانه‌روز همین را از خدا می‌خواهیم.


اگر چنین باشد دیگر مجرم در کشور حاشیه امنی نخواهد داشت؛ اگر او ی نداشته باشد، یک قاضی نداشته باشد که قانون‌تراش و قانون‌درست‌کن باشد، که او را با کمک ی که آشنای با قانون‌سازی و حقوق‌سازی است نجات دهد، او دیگر حاشیه امنی ندارد.


این ماست که در همه شبانه‌روز به خدا عرض می‌کنیم خدایا! راه «منعم‌ علیه» را از تو می‌خواهیم، و «منعم‌ علیه» را هم که خدا مشخص کرد و فرمود چه انی هستند ... خدایا ما از مجرم حمایت نمی‌کنیم.


ملّتی که از مجرم حمایت نکند، آمر به معروف و ناهی از منکر امنیّت دارد و در صورت حمایت ن از مجرم آن ی که آمر به معروف و ناهی از منکر را شهید می‌کند، واقعاً دیگر امنیت نخواهد داشت ...


بنابراین این صراط مستقیمی که ذات اقدس الهی به همه انبیا داد و به وجود مبارک موسی و هارون داد، نشانه آن هم مشخص است؛ انی راهیِ صراط مستقیم هستند که نه اهل جُرم باشند و نه از مجرم حمایت کنند که در این صورت این کشور، کشور وجود مبارک ولیّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌شود.

آن وقت «وَ هَدَیْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ * وَ تَرَکْنا عَلَیْهِما فِی الْآخِرینَ» انی که راهیان این راه‌ هستند برکت دارند.
 


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره صافات، آیات 112 الی 122 


متن کامل جلسه 


صوت کامل جلسه 


مطالب مرتبط قبلی:


1- یعنی یاری ن مجرمین! 


2- به داد مظلوم برسید، چه برادرتان باشد و چه برادرتان نباشد!