رسانه
رسانه

کشکول حکمت- گزیده بیانات حکیمانه آیت الله جوادی آملی



مادر، مجرای فیض الهی

درخواست حذف اطلاعات

این «یَخْلُقُکُمْ فی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ» درست است که صُلب پدر سهمی دارد اما سهم تعیین کننده در تَکَوُّن فرزند، همان نفس مادر است که زن اگر به عظمت خود پی ببرد، می‌فهمد او مجرای «أحسن المخلوقین» شدن است ...


اگر مخلوقی برتر و زیباتر و بهتر از انسان بود، خدای سبحان در آفرینش آن مخلوق می‌فرمود «فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ»، چون مخلوقی أحسنِ از انسان نیست؛ لذا «فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ» را درباره آفرینش هیچ موجودی نفرمود.


این «أحسن المخلوقین» در پرورشگاهِ مادر ظهور می‌کند نه پدر!


و مادر (یعنی زن)، آن قدرت را دارد که مَظهر و مَجرا و مسیر فیض «أحسن المخلوقین» شود.


اینکه نظیر سلول های بنیادی و مانند آن نیست؛ نظیر یک قفسه نیست؛ نظیر یک شیشه نیست که در آن شیشه یا آن قفسه سلول های بنیادی را بگذارند و انسان پیدا شود.


همه فیوضاتی که ذات اقدس الهی نسبت به این نطقه و علقه و مضغه و جنین و عِظام و جامه گوشت در بر ، «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ» را آوردن، همه اینها از مسیر نفس مادر می‌گذرد.


این زن است که عظمت و مقام او با این روشن می‌شود؛ آن وقت این خودش را هدر بدهد و به امور دیگر بپردازد؟!


پرورش «احسن المخلوقین» به دست زن است، از نفس مادر سامان می‌پذیرد.


یادداشت مرتبط قبلی: عظمت مقام مادری


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




علم غیردینی فرض ندارد !

درخواست حذف اطلاعات

در سوره «اعراف» به ما فرمود «أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ» (1)


یعنی شما در عین حال که مُلک را  یک علم تجربی می‌شناسید، بدانید که این آسمان و زمین در تحت تدبیر  ی هست.


لذا فرض ندارد که ما زمین شناسی داشته باشیم، دریاشناسی داشته باشیم، شیمی داشته باشیم، فیزیک داشته باشیم و اینها دینی نباشد.


چون گذشته از اینکه اینها مخلوق‌ هستند، خدای سبحان هم فرمود «أَفَلا یَنْظُرُونَ إِلَی اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» (2) ...


همه اشیا همین طور است، فیزیک و شیمی نظر به اشیا است (کَیْفَ خُلِقَتْ)؛ لذا فرض ندارد که ما علم غیر دینی داشته باشیم؛ منتها پیشانی هر چیزی به دست خداست، اگر ی او را ببیند، یقیناً موحّد خواهد بود.


یادداشت های مرتبط قبلی:


علم غیر دینی محال است و محال است و محال!


علم غیر دینی در عالَم، مستحیل است


پی نوشت ها:


1-   سوره اعراف، آیه185


2-   سوره غاشیه، آیه17


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


 


متن و صوت کامل جلسه




علم غیردینی فرض ندارد !

درخواست حذف اطلاعات

در سوره «اعراف» به ما فرمود «أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ» (1)


یعنی شما در عین حال که مُلک را  یک علم تجربی می‌شناسید، بدانید که این آسمان و زمین در تحت تدبیر  ی هست؛ لذا فرض ندارد که ما زمین شناسی داشته باشیم، دریاشناسی داشته باشیم، شیمی داشته باشیم، فیزیک داشته باشیم و اینها دینی نباشد.


چون گذشته از اینکه اینها مخلوق‌ هستند، خدای سبحان هم فرمود «أَفَلا یَنْظُرُونَ إِلَی اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ» (2) ...


همه اشیا همین طور است، فیزیک و شیمی نظر به اشیا است (کَیْفَ خُلِقَتْ)؛ لذا فرض ندارد که ما علم غیر دینی داشته باشیم؛ منتها پیشانی هر چیزی به دست خداست، اگر ی او را ببیند، یقیناً موحّد خواهد بود.


یادداشت های مرتبط قبلی:


علم غیر دینی محال است و محال است و محال!


علم غیر دینی در عالَم، مستحیل است


پی نوشت ها:


1-   سوره اعراف، آیه185


2-   سوره غاشیه، آیه17


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


 


متن و صوت کامل جلسه




عاطفه مادری و دفع خطرات از جامعه

درخواست حذف اطلاعات

فاصله گرفتن از عاطفی مادری، عامل مشکلات جامعه/3


این بیان نورانی رضا (سلام الله علیه) که بارها شنیدید ملاحظه بفرمایید.


حضرت فرمود «تَزَاوَرُوا» به زیارت یکدیگر بروید، فاصله نگیرید، «فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ» شما شیعه‌های ما هستید، وقتی به سراغ یکدیگر می‌روید، جلساتی دارید ولو هفته‌ای یک بار، دور هم جمع می شوید شیعه ما هستید حرف های ما را نقل کنید «تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ»(1) احادیث ما عاطفه ایجاد می‌کند، محبت ایجاد می‌کند، دوستی ایجاد می‌کند.


اینکه می‌گویند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، سخنی است حق؛ الآن این برج میلاد و امثال میلاد، همه‌ آن که با سنگ و آهن ساخته نشد، سنگ هرگز روی سنگ بند نمی‌شود، یک ملاط نرمی لازم است که برج ساخته شود.


فرمود سخنان ما، دستورات ما، ت ما، ی ما مانند آن ملاط نرم است که جامعه را بالا می‌برد، اگر شما اینها را بردارید، بله سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.


الآن این عاطفه و ملاط کم‌رنگ شده است؛ لذا ده ـ دوازده میلیون پرونده است، این تعداد پرونده برای امثال ماهاست که اهل مسجد هستیم، بیگانه که نیست؛ ظهر می‌رود ش را می‌خواند، بعد قبل و بعدش هم کار خودش را انجام می دهد.


جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض الحسنه را انسان بردارد، به فکر «یَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا»(2) نباشد، نه این خشونت ها و مدال‌گیری های نه!


جامعه را زن اداره می‌کند، عاطفه اداره می‌کند، هزینه‌ها هم تأمین است.


وقتی ده ـ دوازده میلیون پرونده در دستگاه قضایی باشد هر پرونده بالأ ه برای یک خانواده سه چهار نفری است چهل پنجاه میلیون نفر همه‌ درگیر پرونده در دستگاه قضا هستند، هزینه‌های آن هم قابل بررسی جدّی است، آن استرس و بیماری‌های آن هست که هزینه‌های دیگر است.


... اما کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات و خشونت است، نه رفع؛ برای رفع البته دستگاه قضایی هست «لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ»(3) هست و مانند آن؛ اما آنچه جامعه را روشن می‌کند، موفق می‌کند به تکامل می‌رساند، دفع خطر است که آن به وسیله مادر است.


پی نوشت ها:


1- الکافی(ط ـ ال یه)، ج2، ص186


2- سوره بقره، آیه276


3- سوره بقره، آیه179


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




مگر مهدکودک عاطفه می آورد؟

درخواست حذف اطلاعات

فاصله گرفتن از عاطفی مادری، عامل مشکلات جامعه/4


الآن شما این خانه سالمندان را که می‌بینید، بیچاره‌ها یک مرگ تدریجی دارند، سالی یک بار بچه‌ها یک شاخه گل برایشان می‌برند، این یک مرگ تدریجی است، این با «إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما» که سازگار نیست.


فرمود «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»، نه بینداز در خانه سالمندان!؛ این چرا می‌اندازد در خانه سالمندان؟ برای اینکه عاطفه نچشید، این خودش در مهدکودک تربیت شد، مگر مهدکودک عاطفه می‌آورد؟


این آدم خلأ دارد که این خلأ هفت ساله را هیچ چیز حتّی با موعظه با نصیحت پر نمی‌کند، این با شیر باید بیاید، این با آغوش مادر باید بیاید، راه آن فقط همین است.


چرا گفتند «حقُّ الحِضانه» برای مادر است ولو طلاق گرفته باشد؟ برای اینکه این بچه باید در آغوش مادر این دوره هفت ساله مهر و عاطفه را طی کند؛ آن وقت جامعه، جامعه عطوف خواهد بود ...


آن قسمت های عقلانیت و مدیریت را به پدر داد و این عاطفه را به مادر، تا نظام سامان بپذیرد.


چون بشر، هم عاطفه هم مدیریت و هم جهاد می‌خواهد.


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




عاطفه مادری و دفع خطرات از جامعه

درخواست حذف اطلاعات

فاصله گرفتن از عاطفی مادری، عامل مشکلات جامعه/3




این بیان نورانی رضا (سلام الله علیه) که بارها شنیدید ملاحظه بفرمایید.



حضرت فرمود «تَزَاوَرُوا» به زیارت یکدیگر بروید، فاصله نگیرید، «فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ» شما شیعه‌های ما هستید، وقتی به سراغ یکدیگر می‌روید، جلساتی دارید ولو هفته‌ای یک بار، دور هم جمع می?شوید شیعه ما هستید حرف?های ما را نقل کنید «تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِی زِیَارَتِکُمْ إِحْیَاءً لِقُلُوبِکُمْ وَ ذِکْراً لِأَحَادِیثِنَا وَ أَحَادِیثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ»(1) احادیث ما عاطفه ایجاد می‌کند، محبت ایجاد می‌کند، دوستی ایجاد می‌کند.



اینکه می‌گویند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، سخنی است حق؛ الآن این برج میلاد و امثال میلاد، همه‌ آن که با سنگ و آهن ساخته نشد، سنگ هرگز روی سنگ بند نمی‌شود، یک ملاط نرمی لازم است که برج ساخته شود.



فرمود سخنان ما، دستورات ما، ت ما، ی ما مانند آن ملاط نرم است که جامعه را بالا می‌برد، اگر شما اینها را بردارید، بله سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.



الآن این عاطفه و ملاط کم‌رنگ شده است؛ لذا ده ـ دوازده میلیون پرونده است، این تعداد پرونده برای امثال ماهاست که اهل مسجد هستیم، بیگانه که نیست؛ ظهر می‌رود ش را می‌خواند، بعد قبل و بعدش هم کار خودش را انجام می?دهد.



جامعه را نه بانک ربوی اداره می‌کند که قرض?الحسنه را انسان بردارد، به فکر «یَمْحَقُ اللّهُ الرِّبا»(2) نباشد، نه این خشونت?ها و مدال‌گیری?های نه!



جامعه را زن اداره می‌کند، عاطفه اداره می‌کند، هزینه‌ها هم تأمین است.



وقتی ده ـ دوازده میلیون پرونده در دستگاه قضایی باشد هر پرونده بالأ ه برای یک خانواده سه چهار نفری است چهل پنجاه میلیون نفر همه‌ درگیر پرونده در دستگاه قضا هستند، هزینه‌های آن هم قابل بررسی جدّی است، آن استرس و بیماری‌های آن هست که هزینه‌های دیگر است.



... اما کار عاطفه برای جلوگیری و دفع این خطرات و خشونت است، نه رفع؛ برای رفع البته دستگاه قضایی هست «لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ»(3) هست و مانند آن؛ اما آنچه جامعه را روشن می‌کند، موفق می‌کند به تکامل می‌رساند، دفع خطر است که آن به وسیله مادر است.



پی نوشت ها:



1- الکافی(ط ـ ال یه)، ج2، ص186



2- سوره بقره، آیه276



3- سوره بقره، آیه179



درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7



متن و صوت کامل جلسه




گُم عاطفه مادری و ده ـ دوازده میلیون پرونده قضایی

درخواست حذف اطلاعات

فاصله گرفتن از عاطفی مادری، عامل مشکلات جامعه/2


تنها ی که می‌تواند عاطفه را به جامعه منتقل کند زن است؛ این عواطف که کم شود، گذشت در زندگی که کم شود، قرض الحسنه کم شود، بانک های ربوی زیاد شود، نتیجه آن میلیون‌ها پرونده است که در دستگاه قضایی است.


جامعه را هرگز با ربا و فشار و خشونت و اِفراط نمی‌شود اداره کرد؛ این ده ـ دوازده میلیون پرونده متعلق به ماهاست. ادامه مطلب...




آغوش مادر، تنها تزریق کننده عاطفه به انسان

درخواست حذف اطلاعات

فاصله گرفتن از عاطفی مادری، عامل مشکلات جامعه/1


بعد از اینکه ساختار کلی عالَم را مشخص کرد، فرمود «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ»؛ هیچ تفاوتی و تفاخُری انسان بر انسان دیگر ندارد ... ساختار همه یکی است، آن موادّ اولیه ای که بشر از آن پیدا شد آن هم یکی است؛ زن هم مثل مرد از همان حقیقت خلق شده است، پس تفاوتی در خلقت زن و مرد نیست ...


پرسش: معذرت می خواهم! اگر انسان ها تفاوتی ندارند، چرا تفاوت در حقوق را بین زن و مرد قائل شدید؟


پاسخ: تفاوت نیست، البته خصوصیاتی در بعضی از موارد هست که زن بیشتر از مرد می‌برد، گاهی مساوی مرد می‌برد، گاهی کمتر از مرد می‌برد؛ یک سلسله حقوقی که زن دارد مرد ندارد، نفقه زن را مرد باید تأمین کند مهریه زن را مرد باید تأمین کند این ‌طور است.


هرگز تبعیضی بیجا نیست، تفاوت نیست، بلکه اختلافی است برابر خصوصیت هایی که این خلقت و آن خلقت دارند.


او باید مادر بشود، مادری عاطفه لازم دارد، خدا به اندازه کافی به او عاطفه داد، هرگز مرد آن توان را ندارد که فرزند رئوف و مهربان تربیت کند، این در اثر آن مادری مادر است، آن مقام شامخ عاطفه است.


اینکه الآن متاسفانه باب شده که بچه‌ها را به مهد کودک می‌دهند، بارها به عرضتان رسید خطر آن هم این است همین که پدر و مادر مقداری سالمند شدند این بچه چون مهر عاطفی نچشید، پدر و مادر را تحویل خانه سالمندان می‌دهد.


دیگر او حاضر نیست عمل کند به آیه‌ای که خدا فرمود «إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما»، «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» (*)، چون این عاطفه می‌خواهد، تنها جایی که عاطفه را در درون انسان تزریق می‌کنند، همان آغوش مادر است که هفت سال، کودک این را دارد طی می‌کند.



یادداشت مرتبط قبلی:
از مهدکوک تا خانه سالمندان



پی نوشت:


*- سوره إسراء، آیات23 و 24


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 6 الی 7


متن و صوت کامل جلسه




لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ با تشریعی انسان ارتباطی ندارد

درخواست حذف اطلاعات

در نظام تکوین فرمود انسان آزاد است، ی را مجبور ن د.


«لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» (1) می‌خواهند به انسان بگویند شما آزاد هستی، می‌خواهی سم بخور می‌خواهی شهد بخور؛ آزاد هستی هر راهی را بروی.


انسان نه مجبور است نه مفوّض


اما در نظام تشریع خیر انسان در این است که سم نخورد؛ همین خ که می‌فرماید «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ»، انبیا را عقول را فطرت را همه را بسیج کرده تا به انسان بگوید کدام راه را بروید.


اگر با داشتن حجّت بالغه الهی بیراهه رفت، مسأله «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحیمَ صَلُّوهُ» (2) بگیر و ببند از آنجا شروع می‌شود.


این بگیر و ببندِ تشریعی، کار با آن آزاد بودنِ تکوینی ندارد؛ این «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» هیچ ارتباطی به مسائل فقهی ندارد. ادامه مطلب...




بسم الله گفتن یک قرنطینه است

درخواست حذف اطلاعات

این عبادت خدا یک قرنطینه است.


اینکه می‌گویند هر کاری می‌کنید مستحب است بگویید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌» (*) این یک ادب زندگی است.


البته ثواب دارد و ثواب لفظی دارد و ثواب عبادی دارد، این سر جایش محفوظ است؛ امّا این راه زندگی را به آدم نشان می‌دهد.


انسان هر حرفی می‌زند، هر کاری می‌کند، چیزی را می‌خواهد بنویسد، چیزی را می‌خواهد بخواند اول می‌گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» این یک قرنطینه است.


اگر این کار ـ خدای ناکرده ـ حرام یا مکروه باشد که نمی‌شود گفت خدایا به نام تو!


این یک قرنطینه است، یک ایست بازرسی است، یک راه بسیار خوبی است برای مراقبت.


اینکه دین به ما فرمود هر کاری که می‌کنید یک «بِسْمِ اللَّهِ» بگویید یعنی وقتی می‌خواهید حرفی بزنید، مطالعه‌ای ید، سخنی بگویید چیزی بخواهید بنویسید، انسان باید طوری باشد که رویش بشود بگوید خدایا این کار را می‌کنم برای رضای تو!


این کار یا واجب است یا مستحب؛ چون اگر حرام باشد یا مشکوک باشد یا مکروه باشد که نمی‌شود این چنین گفت، این معنای مراقبت است.


مطلب مرتبط قبلی:


ذکر خدا یک قرنطینه است 


پی نوشت:


*- بحار الانوار، ج73، ص305؛ «کُلُ‏ أَمْرٍ ذِی‏ بَالٍ‏ لَمْ‏ یُذْکَرْ فِیهِ بِسْمِ اللَّهِ فَهُوَ أَبْتَر»


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 1 الی 4


متن و صوت کامل جلسه




تنها راهِ کمالِ انسان، عبادت است

درخواست حذف اطلاعات

هر کاری که ذات اقدس الهی می‌کند برای کمال انسان است و کمال انسان هم فقط در راه عبادت است که قرب الی الله است ... 


فرمود ما هر کاری کردیم برای اینکه شما عبادت کنید؛ این فای «فَاعْبُدِ» تنها در این سوره نیست، هر جا سخن از این است که ما کاری کردیم برای اینکه شما کامل شوید و این هم هدف مخلوق است نه هدف خالق.


این‌‌چنین نیست که ذات اقدس الهی مقصدی داشته باشد (یک) و چون فاقد آن مقصد است ناقص است (دو) و کاری انجام می‌دهد که به وسیله آن کار به آن مقصد برسد (سه)، اگر بندگان عبادت ن د ـ معاذ الله ـ خدا به مقصد نمی‌رسد (چهار)، هیچ کدام از اینها نیست.


خدای سبحان برای چیزی کار نمی‌کند؛ نه جهان را خلق کرد تا سودی ببرد، نه جهان را خلق کرد تا جودی کند.


«فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ أَعْطَی وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ» (1)؛ این بیان نورانی کاظم(سلام الله علیه) است، فرمود او بدهد بخشنده است ندهد هم بخشنده است.


وصف او از راه فعل به دست نمی‌آید؛ دیگران کاری را انجام می‌دهند در اثر تکرارِ آن کار، ملکه جود سخا و مانند آن پیدا می‌شود ولی ذات اقدس الهی چون جواد است کار از او صادر می‌شود، فیض از او صادر می‌شود؛


لذا در سوره مبارکه «ابراهیم» از زبان موسای کلیم(سلام الله علیه) فرمود به همه جهانیان ابلاغ کنید، فرمود «إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی اْلأَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیُّ حَمیدٌ» (2)


حالا بر فرض همه مردم کافر شوند این ‌طور نیست که ما بگوییم آیه سوره مبارکه «ذاریات» (3) چون عملی نشده خدا به مقصد نرسید.


خدا چون خیّر محض است از خیّر محض جز نکویی ناید نه اینکه خدا ـ معاذ الله ـ ناقص است، کاری را انجام می‌دهد، این کار واسطه است بین او و بین کمال که از راهِ کار، خود به کمال برسد


این می‌شود انسان، این دیگر الله نیست! خدا چون خیّر است کار از او صادر می‌شود نه کار انجام می‌دهد برای اینکه به مقصد برسد.


 لذا در همه موارد تنها راهِ کمالِ انسان، عبادت است؛ هر جا سخن از فیض خاص الهی است فوراً فرمود پس خدا را عبادت کنید.


پی نوشت ها:


1- الکافی، ج4، ص.39


2- سوره ابراهیم، آیه8


3- سوره ذاریات، آیه56


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «زمر»، آیات 1 الی 4


متن و صوت کامل جلسه




عصبانیت مادر و تندخویی فرزند

درخواست حذف اطلاعات

در خلقت وجود مبارک موسی چه حادثه‌ای اتفاق افتاد که امّت او به این صورت در آمدند و در خلقت وجود مبارک عیسی چه حادثه‌ای پیش آمد که امّت او به این صورت در آمدند؟؛ اگر اینها را تحریک نکنند، اگر استکبار جهانی روی اینها کار نکند، اینها را رها کنند، طبعاً پیروان نرم‌تر از پیروان موسای کلیم‌ هستند ...

سرّش گفتند این است که وجود مبارک عیسی در حال نشاط، رحمت، انبساط، انعطاف و وضو به بار آمده است؛ وجود مبارک موسی در حال اضطراب، در حال سیّءالخُلق بودن، خوف، هراس به دنیا آمده است.

حالا اینها در حدّ کارهای ذوقی است، اسرار عالم را خدا می‌داند؛ ولی کارهای ذوقی گوشه‌ای از تفسیر را می‌تواند به عهده بگیرد، نه بحث‌های اساسی تفسیر را. ادامه مطلب...




عصبانیت مادر و تندخویی فرزند

درخواست حذف اطلاعات

در خلقت وجود مبارک موسی چه حادثه‌ای اتفاق افتاد که امّت او به این صورت در آمدند و در خلقت وجود مبارک عیسی چه حادثه‌ای پیش آمد که امّت او به این صورت در آمدند؟؛ اگر اینها را تحریک نکنند، اگر استکبار جهانی روی اینها کار نکند، اینها را رها کنند، طبعاً پیروان نرم‌تر از پیروان موسای کلیم‌ هستند ...


سرّش گفتند این است که وجود مبارک عیسی در حال نشاط، رحمت، انبساط، انعطاف و وضو به بار آمده است؛ وجود مبارک موسی در حال اضطراب، در حال سیّءالخُلق بودن، خوف، هراس به دنیا آمده است.


حالا اینها در حدّ کارهای ذوقی است، اسرار عالم را خدا می‌داند؛ ولی کارهای ذوقی گوشه‌ای از تفسیر را می‌تواند به عهده بگیرد، نه بحث‌های اساسی تفسیر را. ادامه مطلب...




اگر ایران بهشت نباشد جای تعجّب است!

درخواست حذف اطلاعات

سرّ طرح قصّه ابلیس در چند سوره برای این است که مهم‌ترین مشکل جامعه بشری همان حرص، تکبّر و مانند اینهاست که جامعه را از پا درمی‌آورد.


دروغ گفتن،حسد داشتن،متکبّر بودن،هوا و هوس‌محور بودن، اینها جامعه را واقعاً از پا درمی‌آورد.


فقر و نداری تا اندازه‌ای انسان را متز ل می‌کند، اما جامعه بر اساس دروغ و خلاف بر پا نمی‌ماند؛ لذا قصّه ابلیس را که مسأله تکبّر و حسد دامن گیر او بود، هر از چند گاهی به مناسبت‌هایی ذکر می‌شود ...


فرمود ما گفتیم سجده کنید (فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ * فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ) که هیچ فرشته‌ای امتناع نکرد، «إِلاَّ إِبْلیسَ اسْتَکْبَرَ».


منشأ امتناع ابلیس، استکبار است که طرح قصّه آدم و ابلیس و فرشته‌ها، برای پرهیز از کِبر و دروغ و حسد و اینهاست.


ما هر چه می‌کِشیم و می‌چشیم از همین دشمن‌های درونی ماست، وگرنه جامعه ما بهشت است.


یعنی اگر این هفتاد میلیون تصمیم بگیرند دروغ نگویند و بر اساس هوا حرکت نکنند، ایران بهشت می‌شود.


این همه خون‌های پاکی که ریخته شد اگر ایران بهشت نباشد جای تعجّب است.


مشکل ما همان شیطنت ماست؛ دروغ در ما کم نیست،استکبار و خودخواهی کم نیست،حسد کم نیست؛ همه اینها مار و عقرب درون ماست.


در آن بیان نورانی حضرت که در خطبه «قاصعه» (1) دارد، فرمود او شش هزار سال سابقه عبادی داشت که در اثر همان کبر و غرور، یک جا همه را به هم زد.


او دشمن همه ما هم هست و این‌طور نیست که ما را رها کند؛ «اعدی عدوّ» در درون ما هم هست.


ی با سابقه شش هزار سال «سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا یُدْرَی‏ أَ مِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الْآخِرَةِ» (2) اوضاع خود را به هم زد، ما هم هر لحظه باید بگوییم «أعوذ بالله»، او در کمین ما است.


پی نوشت ها:


1. نهج البلاغه،خطبه192


2. نهج البلاغه،خطبه192


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 67 الی 88


متن و صوت کامل جلسه 




فضای مجازی، ابزار ائمّه کفر

درخواست حذف اطلاعات

ائمه کفر واقعاً دو کار انجام می دهند: تحریک می‌کنند، تبلیغ سوء می‌کنند و جلوی تبلیغ انبیاء را می‌گیرند.


این فضای مجازی هم الآن همین کار را می‌کند.


این فضای مجازی در اثر تحریک قوا و شهوات و مانند آن و تبلیغ سوء، راه مسجدها را بستند (یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ) و راه فساد را باز د، کار ائمه کفر این است.


وگرنه اگر راه انبیا باز بود، راه مسجدها باز بود، امکانات «علی السویه» بود، بودجه «علی السویه» بود، راه ازدواج «علی السویه» بود و راه اقتصاد مقاومتی «علی السویه» بود، ما دیگر معتادی نداشتیم، ما فقیری نداشتیم و ما بیکار نداشتیم تا این مشکلات دامن گیرمان شود.


امّا همه اینها راه ها را بستند (یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ) و آن راه فساد را باز گذاشتند و اینها آلوده شدند؛ لذا دو کار و دو گناه د.


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 41 الی 44


متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه


لینک در کانال تلگرامی کشکول حکمت




مدیر بی عُرضه، قُرب فرائض و نوافل ندارد!

درخواست حذف اطلاعات

نمی‌شود گفت که کمیل(رضوان الله علیه) دارای قُرب فرائض بود قُرب نوافل بود.


ی که دارای قُرب نوافل است ولیّ عصر او را تقبیح نمی‌کند، ی که دارای قُرب فرائض است حافظ خون مردم است، حافظ مال مردم است، حافظ امنیت مردم است و حافظ استقلال مردم است ...


بنابراین او یک آدم خوبی بود، منتها مدیر و مدبّر نبود.


نقل دعای «کمیل» معنایش این نیست که به مقام قُرب فرائض رسید ... ما از کجا ثابت کنیم که او دارای قُرب فرائض است؟ از کجا ثابت کنیم او دارای قُرب نوافل است؟ با احتمال که نمی‌شود گفت این قُرب فرائض و نوافل دارد.


نصّی است از ولیّ خدا و زمانش که می‌گوید تو این کار بد را انجام دادی و تو پلی برای غارتگران شدی؛ حالا حضرت توبیخ دیگری نکرد، حرف دیگر است.


مستحضرید تمامِ نامه این نیست، آنچه که در نهج‌البلاغه آمده است بخشی از نامه‌های وجود مبارک حضرت است.


غرض این است که با وجود آن دعا نمی‌شود گفت که او شاید قُرب فرائض داشت، با شاید و باید و مانند آن قرب فرائض و قرب نوافل ثابت نمی?شود. ..


بله، دعا یادش داد و خیلی از چیزها یاد دیگران دادند، اما معنایش این نیست که دارای قُرب نوافل است.


گاهی ممکن است انسان در زمان «هُدنه» و آرامش اهل نیایش باشد، اما وقتی که امتحان الهی پیش آمد، جان مردم، مال مردم، خون مردم، تدبیر برای مردم و مدیریت مردم پیش آمد، نتواند اداره کند.


افراد دیگری هم بودند که حضرت فرمود خوبی پدرت باعث شد که من به تو کار دادم، وگرنه تو که شایسته این کارها نبودی. (1)


غرض این است که اثبات اینکه فلان شخص دارای قُرب نوافل یا فرائض هست کار آسانی نیست ...


پرسش: بالأ ه حضرت به کمیل فقط گفت در راه من به شهادت می رسی؟ اینکه واقع شد.


پاسخ: نه، دو حرف است و همه که ی ان نیستند؛ همان طور که همه انبیا ی ان نیستند، همه مرسلین ی ان نیستند، «لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلی بَعْضٍ» (2) یک، «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ» (3) دو.


اولیای الهی، ، صدّیقین و صالحان هم این‌‌چنین هستند و اینها هم درجاتی دارند، اما این‌طور نیست که حالا ی که به تعبیر حضرت (سلام الله علیه) پلی بشود که رهزن ها بیایند خون مردم را بریزند، بگوییم این شخص از قرب نوافل یا فرائض برخوردار بود، این چنین نیست ...


مدیریت او ضعیف بود ... یا ضعف در اراده بود یا ضعف در تدبیر بود، بالأ ه یا ضعف علمی بود، ضعف بود.


تو نباید پیش بینی می‌کردی؟! تو باید چهار تا «عین» می‌داشتی راه‌بین می‌داشتی، همین طور خو دی؟! آنها هم آمدند زدند، بردند و کشتند.


مگر آدم با اینکه دشمن دارد همین طور شب می‌خوابد؟!


خدا ـ ان‌شاء‌الله ـ نظام را حفظ کند!


«والحمد لله رب العالمین»


پی نوشت ها:


1- نهج البلاغه, نامه71


2- سوره اسراء, آیه55


3- سوره بقره, آیه253


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 41 الی 44


متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه




عبادتِ مرزداری در حکومتِ دینی

درخواست حذف اطلاعات

شما می‌بینید دین اعتکافی در مسجد دارد که همه ما می‌شناسیم، «مرابطه»‌ای دارد که اعتکاف در مرز است و آن را کمتر می‌شناسیم، برای اینکه کمتر آن کار را کردیم و کمتر ی توفیق پیدا می کند که حداقل سه روز و حداکثر چهل روز برود مرزداری کند.


مسجد چون آمدنش رایگان است جا پیدا نمی‌شود؛ اما مرزداری هم همین اعتکاف است، منتها در اعتکاف می‌گویند روزه بگیر و بخواب و در آن جا می‌گویند نخواب که مبادا اسیر شوی... آن جا مشتری ندارد، اما مسجد چهارده هزار، پانزده هزار، شانزده هزار، چون کار رایجی است و ارزان است، مشتری دارد. ادامه مطلب...




فضای مجازی، ابزار ائمّه کفر

درخواست حذف اطلاعات

ائمه کفر واقعاً دو کار انجام می دهند: تحریک می‌کنند، تبلیغ سوء می‌کنند و جلوی تبلیغ انبیاء را می‌گیرند.


این فضای مجازی هم الآن همین کار را می‌کند.


این فضای مجازی در اثر تحریک قوا و شهوات و مانند آن و تبلیغ سوء، راه مسجدها را بستند (یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ) و راه فساد را باز د، کار ائمه کفر این است.


وگرنه اگر راه انبیا باز بود، راه مسجدها باز بود، امکانات «علی السویه» بود، بودجه «علی السویه» بود، راه ازدواج «علی السویه» بود و راه اقتصاد مقاومتی «علی السویه» بود، ما دیگر معتادی نداشتیم، ما فقیری نداشتیم و ما بیکار نداشتیم تا این مشکلات دامن گیرمان شود.


امّا همه این ها راه ها را بستند (یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّهِ) و آن راه فساد را باز گذاشتند و اینها آلوده شدند؛ لذا دو کار و دو گناه د.


درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 41 الی 44


متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه




مرابطه، اعتکاف بدون خواب

درخواست حذف اطلاعات

شما می‌بینید دین اعتکافی در مسجد دارد که همه ما می‌شناسیم، «مرابطه»‌ای دارد که اعتکاف در مرز است و آن را کمتر می‌شناسیم، برای اینکه کمتر آن کار را کردیم و کمتر ی توفیق پیدا می?کند که حداقل سه روز و حداکثر چهل روز برود مرزداری کند.



مسجد چون آمدنش رایگان است جا پیدا نمی‌شود؛ اما مرزداری هم همین اعتکاف است، منتها در اعتکاف می‌گویند روزه بگیر و بخواب و در آن?جا می‌گویند نخواب که مبادا اسیر شوی... آن?جا مشتری ندارد، اما مسجد چهارده هزار، پانزده هزار، شانزده هزار، چون کار رایجی است و ارزان است، مشتری دارد. ادامه مطلب...




حداقل «کَالْأَنْعامِ» باشید و از «أَضَلُّ» نباشید!

درخواست حذف اطلاعات

تنها مشکل امروز جهان این است که نمی‌داند این قدرت را در چه راه صرف کند، همه تلاش و کوشش آنها این است که بگویند «قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلی» (1) و الآن هم که می‌بینید دم از دموکراسی می‌زنند، برای این است که دست همه اینها روی ماشه بمب اتم است؛ از بس اینها آدم کشتند خسته شدند!



چند بار به عرضتان رسید، جنگ جهانی اول و دوم را همین‌ها راه‌اندازی د و در ظرف یک قرن بیش از هفتاد هشتاد میلیون نفر را اینها کشتند که الآن آمدند دم از دموکراسی و و امنیت می‌زنند، از بس کُشتند خسته شدند و منتظر هستند که راه نجاتی باشد و آن راه نجات است.



می‌گوید اگر قدرت داشتی که معدن مِس مثل آب روان در اختیارت باشد، از این ظرف بساز نه شمشیر!



اگر مثل داوود پیغمبر شدی که آهن را توانستی نرم کنی با آن زره بباف نه شمشیر!



این حرف دین است و این برای همیشه حرفی است برای جوامع بشر و اینکه فرمود «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی‏ هِیَ أَقْوَمُ» (2) به این جهت است.



همین است که می‌تواند جهان را اداره کند و این است که می‌تواند امنیت بیاورد، بیاورد و استقلال بیاورد وگرنه با تروریست‌پروری و ?پروری و را به آشوب کشاندن و در کشورهای دیگر هم فساد فراهم هرگز جهان آرام نمی‌شود، اینها بی‌جا طبل ستم می‌کوبند.



فرمود او «أید» و قدرت داشت، می‌خواهی بفهمی قدرت داوود چه بود؟ «إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ» (3) ... 



اینها در واقع حیوانات را رام د، اینکه دارد ما حیوان را رام می‌کنیم مگر برای تأسّی است؟ درباره انسان‌ها جا برای تأسّی است، اما درباره حیوانات چه اصراری دارد که قرآن کریم بگوید فلان حیوان را داوود و سلیمان رام د؟



یعنی حداقل «کَالْأَنْعامِ» باشید و از «أَضَلُّ» نباشید! ... حالا اصرار قرآن کریم چه در سوره «سبأ» چه در سوره «ص» و چه در سایر سوَر این است که اینها حیوان را تربیت د.



یعنی این غرب باید بداند که از حیوان کمتر نیست؛ هر روز جنگ، هر روز تحریم، هر روز کشتار، هر روز آشوب!



اگر این جنگ جهانی اول و دوم مقداری از حافظه اینها بگذرد اینها ـ خدای ناکرده ـ دست به جنگ جهانی سوم می‌زنند.



مگر وحشیّت کم است؟! شصت سال عدّه‌ای را در مکانی مانند اردوگاه نگه داشته، مگر حیوانیّت از این بدتر است؟



انبیا آمدند بگویند ما قدرت داریم، آن هم بیش از آن مقداری که در اختیار افراد عادی است و از بهترین قدرت، برترین استفاده را بردیم.



یادداشت مرتبط قبلی:



دموکراسی خواهی بعد از آدم کُشی



پی نوشت ها:



1. سوره طه، آیه64



2. سوره اسراء، آیه9



3. آیه 18 سوره محل بحث



درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی/سوره مبارکه «ص»، آیات 17 الی 24



متن کامل جلسه


صوت کامل جلسه