رسانه
رسانه

خط هدف



مسیر پر شور و شوق و ثابت بین خودت و "......."

درخواست حذف اطلاعات
اولین قدم در ورود به هر صحنه جدیدی از زندگی، تثبیت موقعیته.... یک موقعیت ثابت و وضعیت تعریف شده و مشخص....
یعنی تثبیت یک مسیر مشخص و مکان ها مشخص و ثابت که غرق کار اصلیت بشی.... و این وقتی امکان پذیره که همه ناخالصی ها رو از زندگیت دور کنی و توجهت رو به هر چیزی ندی....



لازمه زندگی طبیعی....

درخواست حذف اطلاعات
1- باید یه کاری باشه که صبح تا شبت رو منظم و اجباری، ی ره باهاش بگذرونی؛
2- و یه مسیر شخصی که دروتاً و عمیقاً، غرقش باشی.... (همه لذت ها و تثبیت مسیر زندگی، از غرق شدن تو اون دو مسأله اصلی ناشی میشه....)




تفاوت های دانشجوی ا در ایران و سایر کشورها....

درخواست حذف اطلاعات
یه سوالی که یه زمانی از عده ای میپرسیدم و تو گروه های مختلف ی مطرح می ، این بود که ا خوندن ایران بهتره یا خارج؟ الان اگه ی از خودم این سوال رو بپرسه، میگم معلومه که خارج از ایران. اگه واقعاً میخوای شبیه دانشجوی ا این چند سال رو زندگی کنی، باید خارج ا بخونی. ببینید من ی نیستم که بخوام از ایران ذرّه ای بد بگم و اگه ی حتی از یک مولکول از هر موردی مربوط به ایران ایراد بگیره، شدیداً باهاش مخالفم و بهش اعتراض میکنم. واقعیت اینه که به نظر من اصل ماجرای ایران و باطنش و .... از خیلی جاهای جهان بهتره. اما جوانب و حواشی کار و جزئیات و سطح ماجرا تو خیلی از بخش ها در ایران مشکل داره که اگر نظر خودم رو بخوام گفته باشم، باید بگم که ریشه اش تو همین افرادیه که نگاهشون زیادی به خارج از کشوره و خودشناسی لازم رو (به لحاظ ملّی) ندارند.... من خودم به دلایل مشخصی (که البته میتونست نباشه، اما بود) برام مهم بود که دقیقاً همین ایران و همین دانشکده و رشته رو انتخاب کنم، اما اگر این مورد خاص نبود، حتماً خارج به نظرم بهتر بود. داشتم میگفتم که اگه الان ی از من این سوال رو بپرسه، میگم خارج برای ا خوندن بهتره، و میگم ببینید، من الان تو مرحله ب علم هستم، برای ب علم تو مقطع ی (و نه ارشد و کارشناسی) معلومه که خارج از کشور بهتره، اما وقتی علمی ب شد و تخصصی یاد گرفته شد و به جایی رسیدیم، معلومه که باید برگشت ایران و این افتخار و لذتیه که انسان بتونه به کشور خودش خدمت کنه (و حتی شاید بشه گفت واجب و لازمه).
خیلی از انی که برای تحصیل و پژوهش میرن خارج، نظرشون اینه که اونجا خیلی راحت ترند و آرامش بیشتری دارند. دلیلش اینه که اونجا وقتی کار پژوهشی انجام میدی، کار تو رو واقعاً مهم میدونند و بدون هیچ منتی حقوقی هم به تو اختصاص میدهند (که نشونه مهم دونستن کار تو برای به عمل درآوردن در سطح کشورشونه)، یعنی تکلیف دانشجوی ی با خودش مشخصه و اعتبار و شخصیتی در سطح خودش داره.... تو ایران دانشجوی ی یک موجود بلاتکلیفه، موقعیتش نه مثل دانش آموز دبیرستان و دانشجوی کارشناسیه که تکلیفش با تمام زندگیش سر درس بودن و خوندن و امتحان دادن روشن باشه، و نه مثل دانشجوی ارشده که فقط ی ال فشرده یه پژوهش در کنار کار وقت انجام میده که تازه با الفبای پژوهش و کار علمی آشنا بشه.... دانشجوی ی در ایران در حد خودش باهاش رفتار نمیشه. یعنی ی بین دانشجوی ارشد و پشت سر ، که باید تمام وقتش رو به پژوهش بگذرونه و کم کم برای ورود به دنیای اساتید آماده اش کنند....

زندگی اغلب یان خارج از ایران (حداقل تو مقطع ا و بعد از اون) به سه بخش/بُعد تقسیم میشه: کار علمی زیاد و متمرکز (به عنوان هویتشون و مهمترین وظیفه زندگیشون)، اوج لذت و نشاط و تفریح برای انرژی گرفتن (و حس خوشبختی !)، و درآمدی که به عنوان حقشون از این کار علمی عایدشون میشه....
- از اول صبح (حداکثر ساعت 8) تا حدود ساعت 6 بعد از ظهر (الی 8 شب) با تمرکز تام به کار علمی و لذت اصلی زندگیشون که مطالعه و پژوهشه می پردازند، و این روال روتین زندگیشون میشه تا مدت معین (مثلاً برای مدت 1 تا 4 سال)، و این طرف تا این مدت معین دغدغه دیگه ای جز وظیفه اصلیش که درس و علم و پژوهش تو زمینه مشخصیه، نداره. و این چه سر و سامونی به ذهن و وجود انسان میده.... مثل دوران مدرسه ما که درس خوندن منظم روال عادی زندگی شده بود، کم کم به عمق علم فرو میرن و لذتش رو میچشند و براشون مهم میشه و حتی در موردش به ح اضطرار میرسند و درس و کار علمی براشون اهمیت خاص درونی پیدا میکنه و تبدیل به دغدغه شخصی میشه (درست مثل روال روتین دوران مدرسه ما، که همه چیز منظم بود و آرامش و ثبات ذهنی زیادی داشتیم و فکر هیچ چیز جز موفقیت درسی نبودیم....)

- هر روز بین 1 تا 3 ساعت رو بین کارهاشون به تفریح و لذتِ با دوستان بودن و نگاه داشتن خودشون در اوج نشاط و لذت و هیجان میگذرونند (و البته زمانش مشخص و محدوده و سر ساعت دوباره سریع برمیگردند سر کار علمیشون)، آ هفته ها رو معمولاً به استراحت یا گشت و گذار در طبیعت و .... میپردازند و هر ماه یا هر چند ماه یکبار حدود یک هفته هم برای همینجور تفریحات به خودشون مرخصی میدن. مگه زندگی غیر از همین حس آرامش و راحتی درونی (ناشی از عدم دغدغه های جانبی) و شور شوق و لذته؟ همین آرامش و نشاط و انجام وظیفه اصلی (که برای دانشجو درس و پژوهش و موفقیت علمیشه)، رویکرد درست زندگیه و تو همین آرامشه که انسان به رشد و ترقی میرسه و خودش رو پیدا میکنه و مسیر درست رو میتونه در پیش بگیره....

- به خاطر کار علمی لذت بخش و دلخواهشون هم که انجام میدن، حقوق نسبتاً مناسبی رو به طور بی منت و بدون دغدغه دریافت میکنند و کلاً نگران اینجور مسائل و موانع مادی تو زندگیشون نیستند، حتی کارهای اداریشون رو هم کافیه به مسئول دفتر گروه بگن تا براشون انجام بشه و من ندیدم ی خودش دنبال کارهای اداری این ساختمون و اون ساختمون بدوئه.... اوایل که تازه وارد شون شده بودم، یکی از چیزایی که برام تعجب برانگیز بود این بود که شماها اصلاً بدو بدو ندارید و فقط تو محدوده گروه رفت و آمد دارید! کم کم متوجه شدم که وضعیت اونجا رو نباید با و دانشجوهاش مقایسه می ، بلکه باید اونها رو همکارهایی در یک محیط کاری پژوهشی میدیدم که قاعدتاً نباید بدبدویی هم داشته باشند.... حتی برای سلف رفتن هم که ساختمون پشتی بود، عجله ای نداشتند و تفریحی و گروهی با هم میرفتند، در حالیکه یکی از ویژگی های ما تو خودمون همین سرعت در رفت آمد از یه ساختمون به ساختمون دیگه و از دانشکده تا سلف بود. کارهای اداری هم که باید خود دانشجو پیگیری کنه و چون جواب تلفن ها گاهی داده نمیشه، باید با کوله سنگین کلی طی مسیر کنی تا به ساختمون اداری مورد نظر برسی و اگر مسئولش بود، و به جای دیگه ای پاس داده نشدی، کارت راه بیفته....
بماند که های جهان (در اغلب موارد) برای تمام کنفرانس های نامحدودی که دانشجوهای ی شرکت می کنند، هزینه شرکت در کنفرانس و اقامت و رفت و آمد رو متقبل میشن، و این چقدر در ارتقای علمی دانشجوها و افزایش روابط علمی با دیگر ها مؤثره، امری آشکار و بدیهی است (معلومه که با این برنامه ریزی که برای ارتقاء سطح علمی دانشجوهاشون دارند، رنک چنین هایی هم باید بالا بره....)

همه این مسائل و مشکلات دانشجوی ی در ایران به نظر من از یک مسأله ساده، اما ریشه ای ناشی میشه: اینکه دانشجوی ی در ایران آفیس/اتاق/دفتر مخصوص به خودش نداره، و در واقع بهش بهای لازم داده نمیشه که مثل ش بخواد چنین آفیسی داشته باشه، و توی خود گروه در کنار اساتید جا داشته باشه، و توی جلسات گروه شرکت داده بشه. وقتی دانشجوها با هم مقطعی های خودشون باشند، حس رقابت علمی بیشتری درمیگیره و شور و شوق دانشجو بودن و پیشرفت علمی خیلی بیشتر میشه، تا اینکه دانشجوهای ی چند ماه یکبار هم همدیگه رو نبینند و از وضعیت پژوهشی هم بی اطلاع باشند و هر کی برای خودش به طور خودگردان تو تز خودش پیش بره.... این خیلی تأثیر داره و بازدهی رو خیلی زیاد بالا میبره....
بعضی ها مهمترین مشکل دانشجوی ی ایران رو نداشتن حقوق میدونند که البته درسته، دانشجوی ی باید حقوق داشته باشه، اما واقعیت اینه که تا همین مسأله ساده و شاید به نظر عده ای بی اهمیتی که گفته شد برای دانشجوی ی تعریف نشه، بعیده به همون پرداخت حقوق هم رسیدگی بشه. اما وقتی مکان مشخصی برای دانشجوی ی در گروه و کنار اساتید تعریف بشه، این یعنی بها دادن به دانشجوی ی به عنوان ی که پشت سر داره حرکت میکنه و باید برای اون موقعیت آماده بشه، رو پذیرفتند؛ پس کم کم کارشون به حقوق دادن هم میرسه. این رویکردی که همه جهان به دانشجوی ی دارند (مثلاً راهنمایی تیمی از دانشجوهای ارشد رو بهشون واگذار میکنند و....)، در ایران معمولاً برای پست داک ها تعریف میشه و پست داک ایران یه چیزی شبیه ی سایر کشورهاست.... من نمیدونم چرا بعضی مسئولین تو رده های مختلف ی و .... تو همه چیز نگاهشون به خارجه و تو خیلی از مسائلی که خودمون بهتر بلدیم و حتی گاهی بچه و نوجوون ما بهتر از خیلی از بزرگسال های خارجی اون رو میدونه، از اون طرف مسأله رو می گیرند و ترجمه می کنند و حتی بعضاً به عنوان یه شاخه علمی و یه کشف جدید مطرح می کنند! اما تو این بحثِ "نگاه به دانشجوی ا" که همه جهان درست عمل میکنه، ما یه رویکرد اشتباه برای خودمون درست کردیم و با دیگران کاری نداریم!
تو های ایران، دانشجوی ی یه موجود اضافه توی محسوب میشه و عملاً همه دارن بهش میگن تو چرا اومدی ؟؟ تو الان باید خارج از سر کار دیگه ای مشغول باشی.... اصلاً یکی از ویژگی های ایران تو (بعضی) زمینه های مختلف اینه که در ح کلی فقط تلاش میشه یک ظاهری از ماجرا رعایت شه و بگن که ما هم مثل همه جهان و نرمال ماجرا فلان کار رو کردیم. من نمیدونم تو دفترچه آزمون ی سازمان سنجش چرا نوشته شده دانشجوی ا باید تمام وقت باشه (حداقل تا جایی که من اطلاع دارم اینطور نوشته)، چرا این قانون رو در دفترچه حذف نمیکنند در حالیکه همه میدونند واقعیت (حداقل در سال های اخیر) اینطور نیست و هیچ انتظار نداره دانشجوی ا سر کار نره و تمام وقت باشه. چون نه حقوقی میگیره و نه جای مشخصی تو براش در نظر گرفته شده. وقتی که در همه امکانات و شرایط رو برای تمام وقت بودن دانشجوی ی فراهم میکنند و ازش انتظار دارند که تمام وقت باشه، یعنی برای کار علمی که طرف داره انجام میده ارزش قائلند و روش حساب میکنند و به ی که داره اون کار رو انجام میده، بها میدن، و در این ح دانشجوی ی هم احساس ارزشمند بودن بیشتری میکنه و هویت خودش رو بهتر پیدا میکنه و میدونه که باید فلان بخش کار رو سر موعد تحویل بده و احساس مسئولیت بیشتری میکنه و به تبع اون کار بهتر و دقیقتری رو هم تحویل میده و خودش هم به این واسطه بیشتر روی کار متمرکز و مسلط میشه و .... من خیلی از افرادی رو دیدم که تو ایران واقعاً انسان های علمی نبودند و حرف خاصی برای گفتن تو علم و درس و پژوهش نداشتند، اما همینکه به یه خارجی راه پیدا د، از این رو به اون رو شدند و چنان مسیر خودشون رو تو علم پیدا د که بعضی هاشون حتی شهرت هایی هم در زمینه رشته خودشون پیدا د.
بازدهی علمی تو چنین وضعیتی رو مقایسه کنید با وقتی که دانشجوی ی به صورت خودگردان و با هزار دغدغه دیگه (مثل سر کار رفتن و ....) بخواد تو خونه خودش هر از گاهی سری به تزش بزنه.....
برای ما که اه علمی کشورمون خیلی بالاتر از خارجی هاست و واقعاً برامون مهمتره (و ظرفیتش رو هم در مجموع به لحاظ انسانی بیشتر داریم) که به قله های علم برسیم، این نگاه به قشر دانشجوی ا- که قاعدتاً پیش برنده اصلی پژوهش در کشور میتونه باشه- خیلی عجیب و غیر قابل توجیهه، و انتظار کارهای علمی اساسی و فوق العاده از دانشجوی ی بدون نگاه درست نمی توان داشت. در ایران ممکنه کارهای خوبی در مقطع ی انجام بشه، اما اون مربوط به مواردیه که خود دانشجو به اندازه کافی انسان علمی و پرتلاشیه، و نمیشه تعمیمش داد. در حالیکه با تغییر این نگاه اشتباه به دانشجوی ی در ایران، بازدهی علمی کشور میتونه چندین برابر زمان حال باشه....



روش گشتن تو مقاله ها....

درخواست حذف اطلاعات
فرد باید تو مقاله های مختلف دنبال چیز مشخصی بگرده نه اینکه همه شو از اول تا آ بخونه....




آغاز مسیر پر سرسریع زندگی....

درخواست حذف اطلاعات

زندگی از لحظه ای مسیر خودش رو پیدا میکنه که

اون کاری و اون فکر و دغدغه شوق انگیز و مهمی که دائم بتونی بهش فکر کنی و انجامش بدی

رو پیدا کنی....





http://blog.ir/panel/justbequick/post_edit/#new

درخواست حذف اطلاعات

انسان باید طوری شاد باشه که انگار اون چیزی رو که میخواد و خوشش میاد به دست آورده.





لازمه زندگی طبیعی....

درخواست حذف اطلاعات
1- باید یه کاری باشه که صبح تا شبت رو منظم و اجباری، ی ره باهاش بگذرونی؛
2- و یه مسیر شخصی که دروتاً و عمیقاً، غرقش باشی....



غرق در اعماق....

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



درگیر ارادی ذهن....

درخواست حذف اطلاعات
انسان باید مدام ذهنش درگیر یه مسأله ای باشه و بشکافدش و توش پیش بره....
ذهن آماده انسان هر چی بیاد جلوش، همونو جذب میکنه و با سرعت تو اون مسیر شروع به خزش و پیشروی میکنه....
پس چه بهتر که به طور ارادی ذهن خودمون رو درگیر مهمترین مسأله ای کنیم که پایه و زنجیره اصلی پیشروی تو مسیر اصلیمون رو تشکیل میده....




آغاز لذت....

درخواست حذف اطلاعات

تا یک سری ویژگی های اساسی در شخص خودت نداشته باشی- که "عمیقاً" ازش اوج لذت رو ببری و به واسطه اونها زندگی رو هم جذاب ببینی- زندگی هنوز شروع نشده....





تو مسیر و به سمت مهمّاتت حرکت کن....

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



تا فکرت رو درست نکنی، هیچی سر جاش نیست....

درخواست حذف اطلاعات
میگفت:
من خیلی خوشبختم و از همه جهات همه چیزم سر جاشه....،
هیچ مشکلی نیست، اما نمیدونم چرا عمیقاً و درونی روی کار و مسیرم متمرکز نمیشم و همه کارام سطحی و پراکنده است....، و برای همین دور خودم میچرخم و پیش نمیرم و ....

میگفت:
الان متوجه شدم مشکل من چیه....،
همه چیز جبران شده و مشکلی نیست، اما
من فکر خودم رو این سال ها اب و از مسیر درآوردم، یه زمانی 24 ساعته و تمام اوقات زندگی روی یه مسیر فکری مشخص و اصلی مانور میدادم و ....
همینکه فکرم درست بشه، دیگه همه چیز سر جاشه....
مسیر فکری، نه فقط تفکر لحظه ای....

* حتماً این خبر رو خیلی وقت پیش شنیدید که بعضی محققین گفتند که اگر ی بتونه 68 ثانیه بی وقفه روی چیزی متمرکز بشه، همه چیز برای به دست آوردن اون مورد برای اون شخص فراهم میشه (نقل به مضمون)، در واقع انسان طوری آفریده شده که فکرش نقش بی نهایت تعیین کننده ای تو سرنوشتش داره....




نشانه در مسیر بودن....

درخواست حذف اطلاعات
مسیر تو،
مسیری بدون اصطکاک با دیگران (عادی) و بی ارتباط به بدی های اطراف است....
لحظه ای مشارکت دادن دیگران به هر شکل، برابر با خارج شدن از مسیر و دوباره کاری است....




فقط مسیر خودت رو بشناس....

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



چرا حواست نیست؟!....

درخواست حذف اطلاعات

the law of attraction doesn't care whether you perceive something to be good or bad, or whether you don't want it or whether you do want it; it's responding to your (prevailing) thoughts. (bob doyle)


درحالیکه قانون جذب (یا همون قانونی که برای جهان آفریده شده) نمیفهمه که این افکار تو هدف مهم و توجه اصلی دلخواه مسیر تو نیست، بلکه "افکار غالب" تو تعیین کننده است:

طبق این قانون، هر چی که بهش بیشتر توجه کردی و تمام فضای فکرت رو گرفت، همون یعنی افق دیدِ تو و هدف اصلیت که مسیر به سمت اون پیش میره....


* خارجی ها اصل ماجرا رو نفهمیدند، اما اینکه چنین حقیقتی در آفرینش جهان وجود داره رو به طور کلی درست متوجه شدند....




فرمول اصلی زندگی تو....

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



"لذت بردن از خودت" تو هر موردی که میخوای بهش برسی....

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



تو زندگی چی میخوای واقعاً....

درخواست حذف اطلاعات

خدا آماده است که هر چی ما میخواهیم، بهمون بده....، و اصلاً بنده هاشو برای همین آفریده که مدام بهشون نعمت بده (تو مسیر هدف اصلی که بندگی ه).... اما انگار خدا از بنده هاش انتظار داره که اول بفهمن واقعاً چی میخوان، بعد خدا حتماً اون چیز رو (در صورت صلاح بودن) به بنده هاش میده....

مسأله اینجاست که همین فهمیدن اینکه واقعاً چی میخوای (همون خواسته ها و لذت های زندگی روزمره) کار آسونی نیست، و فقط ی که حداقلی از تقوا رو پیشه کرده باشه میتونه لذت های واقعی زندگیش رو بشناسه و اونها رو واقعاً بخواد و خدا هم بهش اون لذت و پیشرفت رو بده....


* میگفت: مهمترین مشکل من اینه که انگار چیزی رو نمیخوام....




در ادامه پست قبل....

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



آگاهانه رأی بدید....

درخواست حذف اطلاعات

این روزا بعضی رو میبینی که هنوز در مورد انتخاب قطعی ک دای ریاست جمهوری به نتیجه مشخصی نرسیده اند. شاید دلیلش نوع شخصیت ک داها باشه که یه فرد معمولی که هنوز مسیرش خیلی تثبیت شده نیست و یا اطلاعاتش کافی نیست و....، نتونه درست در همین لحظه تصمیم بگیره.... شاید راهنمایی و روشنگری فقط درمورد این طور افرادی جواب بده، وگرنه باقی افراد که موضعشون تو کل زندگی مشخصه و الان هم مطابق با همون انتخاب می کنند (البته روشنگری در مورد این جور افراد هم خوبه و میتونه مفید باشه، اما عمدتاً برای افرادی که ح بین نی دارند مفیدتر واقع میشه....).

ببینید مسأله اینه که اوضاع فعلی مملکت باید هر طوری شده تغییر کنه..... اصلاً بحث سر شخص آقای و خوبی ها و بدیه های طرف نیست، بحث سر خط مشی و سیاست هاست و مسائلی از این قبیل که اینجا نمیخوام توضیح بدم.... همیشه از بالا و در سطح کلان به ماجرا نگاه کنید....
به نظر من ت مربوط به آقای رئیسی حداقل حدود 80 درصد عالیه، با این وجود حتی اگر 1 درصد هم بهتر از ت فعلی تشخیص داده میشد، باید بهش رأی میدادیم چون اوضاع افتضاح فعلی باید تغییر کنه....

و یادتون باشه که برای این انتخ که میکنیم، باید روز قیامت به خدا پاسخ بدیم و جو برای دلیل مهم انتخاب اون ک دا داشته باشیم....


* * *
بعداً نوشت: در مورد نتیجه انتخابات، من از اول پیش بینی می نتیجه اینطوری میشه (البته از همون چهار سال پیش و همینطور بعدش به این نتیجه رسید بودم....)، هر چند خیلی امیدوار بودم اینطور نشه.... اما از ملت ایران تعجب می کنم که چطور تونستند یه چنین انتخ داشته باشند....