رسانه
رسانه

سلام خوزستان



مرد هزار چهرۀ واقعۀ کربلا که بود؟/ ریخت شناسیِ کنش گران

درخواست حذف اطلاعات

    بیشترِ یزید اعراب شمالی اند؛ نظامیانی که با رانت به اشراف اقتصادی تبدیل شدند. هم گفت حرف مرا نمی فهمید چون حرام خورده اید...   

مرد هزار چهرۀ واقعۀ کربلا که بود؟/ ریخت شناسیِ کنش گرانعصر ایران - تاریخ تهران با تحلیل دو سوی واقعه کربلا، کنش گران حسین ع را عمدتا نیروهای فرهنگی، علمی و اجتماعی اما اهل جهاد توصیف کرد و گفت: کنش گران یزید اما از اشراف نظامی اند که به خاطر قدرت و ثروت دست به هر جنایتی می زدند.

به گزارش عصر ایران، غلامرضا ظریفیان در پنجمین شب از سلسله نشست های «عاشورا و امروز ما» که به همت «بنیاد شه و احسان توحید»، «خانه شمندان علوم انسانی» و «انجمن شه و قلم» برگزار شد، سخنرانی خود در شب عاشورا را با عنوان «ریخت شناسی کنش گران مؤثر واقعۀ کربلا» ایراد کرد.

او با بیان اینکه «کاروان حسین و لشگر یزید عموما عرب اند با یک تفاوت که اکثر اصحاب ، عرب جنوبی و یمنی اند اما اغلب لشگر یزید از اعراب شمالی اند که عموما ن کوفه بودند» گفت: «اعراب جنوبی و یمنی، با شمشیر، نیاوردند بلکه زمان به صورت ارادی و اختیاری آوردند. یمنی ها حمایت کننده اصلی علی (ع) بودند. حسن را هم یمنی ها حمایت د. اکثر ی کربلا غیر از بنی هاشم، یمنی هستند. ما ایرانی ها نیز تشیع خود را مدیون یمنی ها هستیم؛ مهاجرانی که به مناطق مرکزی و ری آمدند».

اشراف نظامی که اشراف اقتصادی شدند

ظریفیان اضافه کرد: «اما کنش گران اصلی یزید حجازی و اعراب شمالی اند؛ مانند عبیدالله زیاد، عمر سعد، شمر، اشعث و شبث. اعراب شمالی نقشی فعال در فتوحات نقش داشتند و بعدها در یزید از اشراف نظامی شدند. البته اشرافیت شان را با رانت به دست آورده بودند. آنان نظامیانی بودند که از رانت ویژه برخوردار شدند و به اشراف اقتصادی تبدیل گشتند و همین بود که حسین می فرمود حرف حق را نمی فهمید چون شکم تان از حرام پر شده است».

او در ادامه به شخصیت شناسی و ارایۀ گزارشی از زندگی کنش گران اصلی لشگر یزید پرداخت و با بیان اینکه عمرسعد فرزند «سعد وقاص» است، گفت: «پدر عمرسعد نقش موثری در به خلافت رسیدن عثمان داشت و سپس والی کوفه شد. او در دورۀ المؤمنین کناره گرفت و منزوی شد، در دورۀ معاویه هم تا حدودی منزوی و سپس مسموم و کشته شد. سعد اما به رغم برخوردی که معاویه با پدرش کرد از نیروهای اصلی فعال دورۀ معاویه است که در خدمت زیاد ابن ه در می آید.

عمر شخصیت نظامی دارد و سهم زیادی از فتوحات برده است. او همراه شمر در قتل عام حجربن عدی و یارانش نقش ایفا کرد و از کاسبان فتنه اند. عمر شهادت می دهد که حجربن عدی فتنه گر است و دلیل قتل حجر همین شهادت است. او همچنین وقتی مسلم به کوفه می آید به یزید نامه می نویسد و یزید را تحریک می کند و می گوید اگر دیر بجنبی کوفه را از دست می دهی. بعد هم در کربلا در مقابل حسین قرار می گیرد».

مرد هزارچهرۀ واقعۀ کربلا

ظریفیان در توصیف شخصیت شبث، او را «مرد هزارچهره» خواند و اظهار کرد: «شبث در ماجرای ان دروغین در زمان حضرت محمد(ص) و اوایل وفات ایشان از م عان ان دروغین بود. بعدها توبه می کند و از فرماندهان فتوحات نظامی می شود. او از انی است که در قتل عثمان نقش دارد. در جنگ جمل در برابر المومنین است اما بعد از مدتی رنگ عوض می کند و در واقعه صفین کنار حضرت قرار می گیرد.

                                       سریال مختارنامه- شبث با بازی «مظفر مقدم»مرد هزار چهرۀ واقعۀ کربلا که بود؟/ ریخت شناسیِ کنش گران

المومنین که ضعیف می شود به خوارج می پیوندد، در گفت و گویی که حضرت با خوارج دارد توبه می کند. بعد از شهادت حسن به معاویه می پیوندد. در واقعه حجر بن عدی جزو شهادت دهندگان علیه اوست. وقتی معاویه می میرد با نوشتن نامه حسین را به کوفه دعوت می کند. در نهایت هم عبیدالله او را فرمانده پیاده نظام روز عاشورا می کند. او در قیام تو ن نیز از آنان حمایت می کند اما بعدها در مقابل مختار قرار می گیرد و با قاتل مختار بیعت می کند.»

او در ادامه به شخصیت شناسی شمربن ذی الجوشن پرداخت و گفت: «او به سختی آورد، فردی بشدت متحجر است، یازده بار پیاده به حج رفت. نظامی صرف و مزدور است. تند و افراطی، بددهن و هرزه گو، اما معتقد است خدا را به خوبی می شناسد.

از یاران علی (ع) بوده اما بعدها به خوارج می پیوندد و در جنگ نهروان جان سالم به در برد. بعدها به خدمت معاویه درآمد و در ماجرای قتل حجربن عدی قسم یاد می کند که حجر مرتد است و مسلم را نیز فتنه گر می خواند. او کاملا نگاه قبیله ای و طایفه ای دارد و در کربلا لحظه به لحظه حرکت حسین را گزارش می کند. شب عاشورا امان نامه برای حضرت ابوالفضل می آورد. در عاشورا در کشته شدن حسین و قتل حضرت عباس فعال بود و مسوول انتقال سرها به شام است.»

ظریفیان با اظهار اینکه «در یزید افراد بی هویت زیادی وجود دارند» تصریح کرد: «حرمله یکی از نظامیان بی ریشه ای است که به فرمان ش دست به هر کاری می زند.او تیراندازی ماهر و قاتل علی اصغر و عبدالله بن حسن است.»
و نقش فعال در قتل حضرت عباس دارد.»

او با بیان اینکه «خاندان اشعث نیز نقش فعالی در یزید داشتند» گفت: «اشعث المومنین را مجبور به حکمیت و پذیرفتن ابوموسی اشعری کرد. بعدها معاویه او را که در حسن بود ید و اشعث پشت را خالی کرد. اشعث دو پسر به نام های محمد و قیس دارد که هر دو از نیروهای فعال پزید هستند. محمد چشم در چشم حسین منکر فرزند پیغمبر بودن شد. قیس جزو انی است که به حسین نامه نوشتند که به کوفه بیا اما در آتش زدن خیمه ها نقش داشت.»

5زن در کربلا با یزید درگیر شدند

ظریفیان در ادامه به شخصیت شناسی کنشگران فعال کاروان حسین (ع) در کربلا پرداخت و ابتدا با اشاره به نقش ن گفت: « ن در کربلا نقش بسیار مهمی را ایفا د. یازده مادر شهید در کربلا بودند؛ حدود 5 زن با دشمن در کربلا مواجهه داشتند که یکی از آنان به شهادت رسید. در ماجرای اسرا عده ای از ن برای اسرا تلاش د که منجر به شهادت رسیدن آنان شد. اما متاسفانه کمتر از نقش ن یاد می شود.»

او سپس به توصیف شخصیت مسلم بن عوسجه پرداخت و اظهار کرد: «مسلم 80 ساله بود. از یاران ، المومنین و حسن بود. محدث، فقیه و مورد وثوق است.»

ظریفیان با بیان اینکه «شخصیت های موثر کاروان حسین نه اشراف نظامی بودند و نه اشراف اقتصادی» افزود: «مسلم در ت المومنین نقش بسیار موثری داشت. شب عاشورا سخنان نغزی بیان کرد. در روز عاشورا 50 نفر از یاران در ساعات اولیه به شهادت رسیدند، اولین فردی که پس از این به میدان می رود مسلم بن عوسجه است. او به قدری معنوی و بزرگ است که وقتی وارد میدان می شود فرمانده دستور می دهد سریع او را بکشند چون معتقد است اگر مسلم به میدان بیاید بسیاری از یانش را متز ل می کند.»

او با بیان اینکه «حبیب از شخصیت های برجسته است» گفت: «حبیب از یاران خاص ، المومنین و حسن و زاهد و باتقوا بود. حسین در نامه ای حبیب را دانشمند فقیه و صاحب اخلاق نیکو خطاب می کند که جایگاه علمی او را نشان می دهد.»

اصحاب حسین اهل غلو حتی درباره نبودند

ظریفیان با اشاره به ویژگی های یاران حسین گفت: «یک ویژگی اصحاب حسین عدم غلو درباره است که کلمه ای خارج از مسلمات شرعی به زبان نمی آورند. از انتظارهای فرابشری نداشتند چون اهل فکر و دانش و فقیه هستند.»

او در جمع بندی به مقایسه یان یزید با یاران حسین پرداخت و اظهار کرد: «کنش گران موثر کاروان حسین در عرصه عمل و نظر از موقعیت قبیله ای خود فاصله گرفتند و در مقام انسان مومن، مختار و زاهد بودند. آنان م ع حق در برابر ظلم و م ع بیان بودند و با همین نگاه در کنار حسین قرار گرفتند. اما کنشگران یزید متکی بر بافت قبیله ای بودند و دعواهای هاشمی- اموی را به کربلا آورده بودند».

ظریفیان افزود: «کنش گران حسین عمدتا نیروهای فرهنگی، علمی و اجتماعی بودند، شغل حرفه ای آنان نظامی نبوده اما اهل جهاد بودند. فهم دین آنان در پناه شمشیر نبوده اما کنش گران یزید از اشراف نظامی است که رانت فتوحات استفاده کرده بودند. سران لشگر یزید از اشرافی هستند که بخاطر قدرت و ثروت دست به هر اقدام و جنایتی می زدنند اما اصحاب ، اهل غلو و زیاده روی حتی در مدح حسین نیستند».

او در پایان خاطرنشان کرد: «ادبیات یاران حسین، فا و دلسوزانه حتی نسبت به دشمن است، اما ادبیات لشگر یزید مملو از اهانت، خشونت و انحطاط است.»




وقوع سیلاب در چند روستای بخش دهدز

درخواست حذف اطلاعات

بارش های تابستانه اهالی چند روستای بخش دهدز را غافلگیر کرد و باعث امداد خواستن اهالی شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از ایذه؛ در پی آغاز بارش ها از اوا وقت امروز در ارتفاعات شهرستان ایذه، بارش باران در بخش دهدز از شدت بالایی برخوردار بود.

با این وجود، اهالی روستای سبزی در تماس با خبرنگار فارس از قطع شدن راه ارتباطی خود و محاصره شدن احشامشان در سیلاب خبر داده و از مسئولان درخواست امداد دارند.

شنیده ها از وقوع سیلاب در روستای لنده نیز حکایت دارد که اخبار تکمیلی و دقیق آن پس از بررسی و پیگیری بیشتر متعاقبا اعلام می شود .




مروری بر شرایط ایران پیش از وقوع جنگ تحمیلی؛ بخش نخست

درخواست حذف اطلاعات

صدام هنگامی حمله کرد که بازدارندگی نظامی ایران ش ت خورده بود / بنی صدر می گفت اقدامات تحریک آمیز از سوی ایران است

سی و هشت سال پیش و در چنین روز هایی، نیرو های نظامی رژیم بعث عراق در تکاپوی این بودند که با آرایش نظامی از پیش برنامه ریزی شده و هدفمند، حمله نظامی گسترده ای را به سمت مرز های ایران آغاز کنند و با استفاده از هواپیما های جنگی به بمباران شهر های مهم ایران بپردازند؛ شرایط پر ه که به واسطه فضای آشفته ایران، رژیم بعث عراق را در اقدام به حمله نظامی مصمم تر کرد. کد خبر: ۸۳۵۰۸۸ تاریخ انتشار: ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۲ 19 september 2018

سی و هشت سال پیش و در چنین روز هایی، نیرو های نظامی رژیم بعث عراق در تکاپوی این بودند که با آرایش نظامی از پیش برنامه ریزی شده و هدفمند، حمله نظامی گسترده ای را به سمت مرز های ایران آغاز کنند و با استفاده از هواپیما های جنگی به بمباران شهر های مهم ایران بپردازند؛ شرایط پر ه که به واسطه فضای آشفته ایران، رژیم بعث عراق را در اقدام به حمله نظامی مصمم تر کرد.

به گزارش «تابناک»؛ روز های آ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ و در شرایطی که هنوز ساختار حاکمیتی ایران به ثبات لازم نرسیده و شرایط برای سامان بخشی به قوای نظامی دچار برخی نابسامانی ها بود، مرز های غربی کشور یکباره آماج حملات نظامی دشمن بعثی قرار گرفت؛ دشمنی که بنا به اذعان بسیاری از تحلیلگران تا دندان مسلح بود و با برنامه ریزی بلند مدت قبلی، جنگی هشت ساله را به ایران تحمیل کرد که پیامد های آن تاکنون نیز جامعه را تحت تأثیر قرار داده است.

جنگ ایران و عراق به واسطه بازه زمانی طولانی مدت وقوع، هنوز زوایای پنهان فراوانی دارد که پس از گذشت نزدیک به چهار دهه همچنان به خوبی برای افکار عمومی جامعه بازنمایی نشده و در همه این سال ها رسانه های بیگانه، معاند و ضد انقلاب هجمه گسترده ای را برای مخدوش دستاورد ها و حماسه بزرگ ملت ایران داشته اند؛ مجموعه اقداماتی که در صورت بی توجهی به آن، ممکن است فکر و شه نسل های امروز و آینده کشور را به انحراف بکشاند.

از جمله موضوعات مهمی که در مورد دفاع مقدس می توان به آن اشاره کرد و در رسانه ها نیز کمتر به آن پرداخته شده، شرایط و مقدماتی است که مجموع آن ها در کنار هم به وقوع جنگ منجر شد؛ نکات مهم و حساسی که می توان در لابلای گفته های فرماندهان نظامی و افرادی که در محور نبرد با رژیم بعث بودند، به آن دسترسی پیدا کرد و با نگاه روشن تری به این بخش مهم از تاریخ انقلاب ی نگریست.

مهر ماه سال ۱۳۸۳ گفت و گویی بین سرلشکر غلامعلی رشید، دریابان علی شمخانی و درودیان سردبیر وقت فصلنامه تخصصی جنگ ایران و عراق انجام شده است که اشاره به فراز هایی از آن خالی از لطف نیست؛ گفت و گویی که محتوای اصلی آن در مورد شرایط ایران در دورانی است که هنوز جنگ تحمیلی آغاز نشده بود و سیاستمداران و فرماند هان نظامی ایران نیز آرایش دفاعی ـ راهبردی قابل قبولی نداشتند.

در ادامه بخش نخست قسمت های منتشر شده این گفت وگو با رعایت اختصار می آید:

در مقدمه گفت و گویی که به آن اشاره شد، سرلشکر رشید خطاب به دریابان شمخانی گفت: آقای شمخانی فرض کنید سال ۱۳۵۸ است. حالا یک ماه از انقلاب گذشته، جنابعالی هم فرمانده خوزستان هستید و ده آدم هم در خوزستان دارید. (جهان آرا و رشید و برادرانی که در شهر های مختلف استان هستند).

شما آن زمان هم که جلسه تشکیل می دادید، از ما دعوت می کردید و ما کم ش، اخبار و اطلاعات مرزی را به آگاهی شما می رس م، من هم گزارش هایی را می نوشتم و به غلام کیانی، فرماندار شهرستان دزفول، می دادم تا به مدنی، استاندار، دهد؛ چون من درست در فروردین ماه سال ۱۳۵۸ یعنی دو ماه پس از انقلاب به همراه رئوفی و با جیپ به راه افتادم و از مهران تا چزابه را بازدید ، در حین حرکت دیدیم بعضی از پاسگاه ها مانند پاسگاه مرزی چم سری (واوی) خالی است و نیرو ندارد. این موضوع را به ژاندارمری ایلام گزارش دادیم. ژاندارمری هم گفت که نیرو ندارد. گفتیم: ما آن را پر کنیم؟ گفتند: پر کنید.

سپس مسئولیت پاسگاه چم سری را بر عهده گرفتیم. ۵۰ ی را در این پاسگاه گذاشتیم و به رئوفی حکم فرماندهی دادیم.

به وی گفتم: تو فقط حافظ این پاسگاه نیستی، مدام در این محدوده از بیات و موسیان تا فکه گشت بده و ببین چه خبر است، عوارض زمین را شناسایی کن، دم مرز برو و پاسگاه های عراقی را زیر نظر بگیر، اخبار و اطلاعات را جمع آوری کن، با نقشه آشنا شو و هر هفته که می رفتیم، می گفتند در مرز هاب است.

بچه های ژاندارمری هم می گفتند اصلاً این عراقی ها، عراقی های قدیم نیستند. برای نمونه، تانک می آمد. به یاد دارم برای جلسه ای به استانداری آمدم. آن زمان، مدنی رفته و غرضی آمده بود.

من اخبار چزابه و فکه را دادم و گفتم این اخبار را حتّی چوپان ها نیز به ما داده اند. فرمانده پایگاه چهارم شکاری هم نشسته بود که فکر می کنم باقری نام داشت. نمی دانم چه ی این را یاد من داد، گفتم: حالا نمی شود یک ع هوایی بگیرید؟

یکدفعه این فرد به ما تعرض کرد و گفت: مگر بچه شده ای؟ اولاً در مورد ع هوایی فرمانده کل قوای مملکت باید تصمیم بگیرد، دوم آنکه، برای این کار هواپیما و دوربین عکاسی ویژه لازم است بعد هم ع را باید به تهران ببرند و دو تا سه هفته، حتی یک ماه تفسیر کنند، شما فکر کرده اید، تنها کار با یک دوربین عکاسی انجام می شود؟ بدین ترتیب، همه از انجام این پیشنهاد منصرف شدند.

می خواهم بگویم همین طور آرام آرام، اخبار و اطلاعات به شما و همهِ ما می رسید، حالا من دو پرسش را مطرح می کنم، نخست اینکه آیا شما فکر می کردید که جنگ اتفاق بیفتد؟ پاسخ مثبت است، با این وضعی که بود، تمامی ما احتمال وقوع جنگ را می دادیم. بعید است که ی بگوید این احتمال داده نمی شد.

دوم اینکه با این مشکلات متعددی که بود و در رأس سیستم ـ نظامی کشور بنی صدر و این تیپ آدم ها بودند، آیا فکر می کردید که بتوانیم بازدارندگی ایجاد کنیم؟ می توان گفت که پاسخ این پرسش نیز منفی است.

پاسخ دریابان شمخانی در مورد دو پرسش مهمی که رشید مطرح کرد، قابل تأمل است. شمخانی در پاسخ به این سؤال ها گفت: من هیچ اقدام تحریک آمیزی که به جنگ منجر شود، انجام نمی دادم، اما آن ها اقدام تحریک آمیزی که به تحریک ما منجر بشود، انجام می دادند. دشمن روی مرز تحرک و داشت، پاسگاه های ما را می زد، در خطوط نفتی ما بمب گذاری می کرد، در ریل راه آهن ما بمب گذاری می کرد، آدم ربایی انجام می داد، شبکه های اطلاعاتی اش فعال بود و جریان های و اجتماعی را در استان و در مناطق عرب نشین راه اندازی کرده بود.

در واقع، دشمن اقداماتی انجام می داد تا ما را به نشان دادن واکنش وادارد و در نهایت بتواند از آن بُل بگیرد، اما ما هیچ اقدامی نمی کردیم که به درگیری منجر بشود. در واقع، او آغاز کننده بود.

در ادامه این گفت وگو، رشید ادامه داد: ما از گروه هایی مانند «منظمة العمل» پشتیبانی ضعیفی می کردیم و آن ها کار مخفی و آرامی انجام می دادند، یعنی هاب ایجاد نمی د، برای نمونه، می خواستند عضوگیری ند، پول یا حداکثر یک قبضه کلت به داخل عراق برسانند و آمادگی ایجاد ند، یعنی در دورهِ فعالیت مخفی به سر می بردند.

شمخانی ادامه داد: در هر حال، ما اقدامی نمی کردیم که دشمن را تحریک ، البته، تحلیل بنی صدر این بود که سر مرز اقدامات تحریک آمیز صورت می گیرد. ی ها به او گزارش و اطلاعات داده بودند. برای نمونه، در پاسگاهی، ۵۰ پاسدار مستقر شده بودند، زیرا آن پاسگاه خالی شده بود. در ضمن، ما تحرکاتی در حین گشت داشتیم و با یکی دو نفر گشت می زدیم.

رشید در این بخش گفت: فکر کنم تحرکاتی هم حول و حوش پاسگاه سعیدیه -چسبیده به هور- داشتیم که بچه های بهبهانی بودند.

شمخانی پاسخ داد: بله، ما این تحرک را داشتیم، اما این تحرکات در سرزمین خودی و برای شناسایی بود و هیچ اقدامی در حوزهِ عراق نمی کردیم، اما او این اقدامات را تحریک آمیز قلمداد می کرد. پس ما اقدامات تحریک آمیز نمی کردیم. این بازدارندگی که می گویید، هر جنگی دو طرف دارد و وقتی دشمن تصمیم به حمله گرفت شما مجبور به جنگیدن هستید.

صدام ایرانی های مقیم عراق را ا اج و شیعیان را به هجرت از عراق وادار کرد، هم زمان اقدامات روانی و عملیاتی نیز علیه ما انجام داد که برخی، مانند مدنی (استاندار وقت خوزستان) او را تحریک می د.

مدنی طرحی داشت مبنی بر اینکه قهرمان ملی شود، راهش هم این بود که مخالف تراشی کند، مخالف تراشی خلق عرب خوزستان بود.

صدام به اندازه یک دکمه ما را تحریک می کرد، اما مدنی از این تهدید کت و شلوار می ساخت. به خاطر اینکه خود را قهرمان ملی جلوه بدهد و تأثیر و انعکاس این امر در مردم، مبهم بود.

شمخانی در ادامه سخنان خود و در رابطه با تحریکاتی که از سوی استاندار وقت خوزستان صورت می گرفت، ادامه داد: او با این هدف کار می کرد. اگر نامزد ریاست جمهوری نمی شد، من این را نفی می ، اما، چون نامزد شد، دلیلی برای نفی آن نمی بینم. اصلاً، شعار او «نجات ایران» بود.

در این بخش از سخنان شمخانی، رشید گفت: اصلا در مسأله کردستان تبلیغ شد و این شعار در حال جا افتادن بود که مدنی را به کردستان بیاورید، عین خوزستان مسأله را تمام می کند.

شمخانی افزود: در حالی که اصلاً در خوزستان آنچنان تهدید گسترده ای نبود. تهدید در خوزستان تشکیلا تی و قابل شناسایی و قابل تفکیک از مردم بود.

ما هرگز در خوزستان جریان مردمی نداشتیم، هیچ وقت هم پیدا نمی کنیم و من در این تردید ندارم. خلاصه هنگامی که دشمن تصمیم گرفت اقدام نظامی د، بازدارندگی ما ش ت خورده بود، یعنی دشمن تفسیری از وضع داخلی ما داشت.

هم در نهاد قدرتمان اختلاف بود، هم اینکه نیروی مسلح مجهز و آماده در اختیار نداشتیم. او قسمتی از نیروی مسلح را به عنوان جریانی در خدمت کودتا می دید. در واقع، تحلیلی که دشمن از اوضاع داخلی ایران داشت، ما را از بازدارندگی انداخته بود، یعنی ما به عنوان یک فرمانده محلی نمی توانستیم کاری که بازدارندگی را در پی داشته باشد، این از نظر نظامی بود.

رشید در تأیید این بخش از سخنان شمخانی افزود: نه ما، بلکه منظور سران نیرو های مسلح و به طور خاص، است، زیرا، را خاص تهدید خارجی درست ن د، برای کشف کودتا، مقابله با محاربین و حفاظت تشکیل شد.

پس از این گفته های رشید، شمخانی ادامه داد: من آن زمان می گفتم، در هر میدانی که قرار می گیرد، آن میدان برایش کیسه بو می شود تا در میدان بالاتری قرار بگیرد.

برای نمونه، در حوزه سرکوب جریان های ضد انقل در استان، دریافتیم چگونه می توان با شورش های مسلحانه در کردستان، مقابله کرد و این موضوع کمک کرد تا در جنگ حضور پیدا کنیم.

اتفاقاً، یادم هست که آن زمان، این ها را تحلیل می و می گفتم که آموزش پادگانی نیست، بلکه آموزش میدانی است و در هر میدان، خود را برای میدان آتی آموزش می دهد.

یک بار بنی صدر در تهران جلسه ای درباره تهدید عراق گذاشت. (مردادماه ۱۳۵۸) آن زمان آقای محسن رضایی و من هم به عنوان فرمانده خوزستان حضور داشتیم. در این جلسه، من عنوان که شرایط تغییر یافته و عراق تقویت شده است.

پس از کودتا به آنجا آمدیم، بنی صدر در بالا و محسن (رضایی) هم این طرف نشسته بود، من طوری پشت میز قرار گرفته بودم که افرادی که این طرف بودند، دیده نمی شدند و مدام محسن (رضایی) مرا کنار می کشید. بالا ه، آنجا شرایط را به بنی صدر توضیح دادیم و همان موقع بود که او گفت: اقدامات تحریک آمیزی صورت می گیرد، یعنی در همان جلسه این را گفت، بعد من برایش توضیح دادم که جریان چیست، البته به او اطلاعات غلط می دادند.

شمخانی افزود: به هر حال، آن زمان، آمادگی رژیم عراق را برای حمله گزارش دادیم و او تقریباً پذیرفت که خبر هایی هست. به همین دلیل، وقتی به اهواز رفتیم، فردی به نام سرهنگ عطاریان حدود یک هفته پیش از آغاز جنگ، از طرف ستاد مشترک به اهواز آمد که بعد، فرمانده غرب کشور شد.




مروری بر شرایط ایران پیش از وقوع جنگ تحمیلی؛ بخش دوم

درخواست حذف اطلاعات

مدنی می خواست از خوزستان به یک ناجی ملی بدل شود؛ یک رضاخان جدید / صدام از مشهر انتظار همراهی داشت، با بیشترین مقاومت رو به رو شد

صدام خیال می کرد در دفاع از یک همسایه م زمینه ای مردمی وجود دارد؛ همین تفکری که امریکا در مورد مردم عراق داشت که با گل از آن ها استقبال می کنند، وی نیز چنین تصوری داشت، اما وقتی آمد و دید با گلوله از او استقبال می کنند، تحلیلش به هم خورد. او هرگز فکر نمی کرد در مشهر؛ در محلی که انتظار همراهی داشت، بیشترین مقاومت صورت بگیرد، این نکته درخور توجهی است! کد خبر: ۸۳۵۱۰۵ تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۰ 20 september 2018

سی و هشت سال پیش و در چنین روز هایی، نیرو های نظامی رژیم بعث عراق در تکاپوی این بودند که با آرایش نظامی از پیش برنامه ریزی شده و هدفمند، حمله نظامی گسترده ای به مرز های ایران آغاز کنند و با استفاده از هواپیما های جنگی به بمباران شهر های مهم ایران بپردازند؛ شرایط پر ه که به واسطه فضای آشفته ایران، رژیم بعث عراق را در اقدام به حمله نظامی مصمم تر کرد.

به گزارش «تابناک»؛ روز های آ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ و در شرایطی که هنوز ساختار حاکمیتی ایران به ثبات لازم نرسیده بود و شرایط برای سامان بخشی به قوای نظامی دچار برخی نابسامانی ها بود، مرز های غربی کشور یکباره آماج حملات نظامی دشمن بعثی قرار گرفت؛ دشمنی که بنا به اذعان بسیاری از تحلیلگران تا دندان مسلح بود و با برنامه ریزی بلند مدت قبلی، جنگی هشت ساله را به ایران تحمیل کرد که پیامد های آن تاکنون نیز جامعه را تحت تأثیر قرار داده است.

جنگ ایران و عراق به واسطه بازه زمانی طولانی مدت وقوع، هنوز زوایای پنهان فراوانی دارد که پس از گذشت نزدیک به چهار دهه، همچنان به خوبی برای افکار عمومی جامعه بازنمایی نشده و در این بین رسانه های بیگانه معاند و ضد انقلاب هجمه گسترده ای را برای مخدوش دستاورد ها و حماسه بزرگ ملت ایران داشته اند؛ مجموعه اقداماتی که در صورت بی توجهی به آن، ممکن است فکر و شه نسل های امروز و آینده کشور را به منحرف کند.

از جمله موضوعات مهمی که در مورد دفاع مقدس می توان به آن اشاره کرد و در رسانه ها نیز کمتر به آن پرداخته شده، شرایط و مقدماتی است که مجموع آن ها در کنار هم به وقوع جنگ منجر شد؛ نکات مهم و حساسی که می توان در لابلای گفته های فرماندهان نظامی و افرادی که در محور نبرد با رژیم بعث بودند، به آن دسترسی پیدا کرد و با نگاه روشن تری به این بخش مهم از تاریخ انقلاب ی نگریست.

در این رابطه، مهر ماه سال ۱۳۸۳ گفت و گویی بین سرلشکر غلامعلی رشید، دریابان علی شمخانی و درودیان، سردبیر وقت فصلنامه تخصصی جنگ ایران و عراق انجام شده است که اشاره به فراز هایی از آن خالی از لطف نیست؛ گفت و گویی که محتوای اصلی آن در مورد شرایط ایران در دورانی است که هنوز جنگ تحمیلی آغاز نشده بود و سیاستمداران و فرماند های نظامی ایران نیز آرایش دفاعی ـ راهبردی قابل قبولی نداشتند.

پس از انتشار بخش نخست قسمت های منتشر شده گفت و گوی مورد اشاره (از اینجا بخوانید) در ادامه بخش دوم آن با رعایت اختصار می آید:

دریابان شمخانی در این گفت وگو بیان کرد: وقتی به همراه برخی فرماندهان نظامی (مرداد ماه ۱۳۵۸)، آمادگی رژیم عراق را برای حمله به بنی صدر (رئیس جمهور و فرمانده کل قوای وقت) گزارش دادیم و او تقریباً پذیرفت که خبر هایی هست، فردی به نام سرهنگ عطاریان را به عنوان فرمانده غرب کشور برگزید.

شمخانی ادامه داد: او (سرهنگ عطاریان) به آنجا آمد و توضیح داد که عراق قصد حمله به ایران را دارد و طرح هایی با نام عقاب و... را مطرح کرد.

به یاد دارم که به او گفتم: شما به ما آر. پی. جی بدهید. او گفت: آر. پی. جی نداریم. در حالی که آن زمان، خیلی آر. پی. جی داشت، در هر حال در آن جلسه، به ما ابزار ندادند؛ موضوعی که به نوشتن آن نامه تاریخی منجر شد که به داد ما برسید.

شمخانی اضافه کرد: در آن جلسه، به او (عطاریان) خیلی اصرار کردیم که امکانات تسلیحاتی بگیریم و شهید بقایی را به عنوان خودمان در اتاق جنگ لشکر ۹۲ گذاشتیم. این جلسه در اتاق جنگ لشکر ۹۲ تشکیل شد. من و آقای غرضی استاندار خوزستان، و دیگر دوستان هم حضور داشتیم. او در آنجا طرح داد و گفت: عراق می خواهد این کار را د و فلش های عملیاتی عراق را مشخص کرد. البته ما آن ها را درک نمی کردیم، یعنی از آنجا که من نظامی نبودم، درک نمی که او می خواهد چه بگوید، اما می دانستم که ما به تجهیزات نیاز داریم.

شمخانی تصریح کرد: بنابراین در مورد بحث بازدارندگی، باید بگویم که از نظر نظامی، دشمن به این تحلیل رسیده بود و ضد انقلاب هم به او اطلاعات می داد که نخست، ایران آمادگی مقابله ندارد و دوم اینکه، عراق مأموریت داشت جبههِ شرقی اعراب را حفاظت کند، یعنی حتی اگر از نظر قدرت نظامی نیز بازدارنده بودیم، این عملیات و این جنگ را انجام می داد؛ زیرا، در بغداد احساس می کرد تهدید های ناشی از موج انقلاب ی همه جا را فرو می شکند، و کشور های منطقه و فرامنطقه، حمله او را به اشکال مختلف تأیید می د. به همین دلیل، این الفاظ را به کار می گرفت.

در این بخش رشید پرسید: این الفاظ را از کجا می آورد؟ الفاظی مانند جبههِ شرقی و ویرانی دروازه های شرق، الفاظ جالبی است.

شمخانی پاسخ داد: آن زمان، این الفاظ را به کار می برد و می گفت: عراق م ع جبههِ شرقی اعراب است. من نخستین بار نام خودم را در رادیو عراق شنیدم می گفت! ی به نام شمخانی هست که خلق عراق را سرکوب می کند. آن زمان، عراقی ها علیه من کار روانی می د. یک بار هم رادیو نامم را خواند. در واقع، اوایل، عراق مرتب نام من را در رادیو می خواند که شمخانی این کار ها را انجام می دهد، این عرب نیست و فلان است، اما اصلاً، تأثیری در روحیه ما نمی گذاشت.

رشید در این بخش از گفت وگو از شمخانی پرسید: شما حدوداً، از چه تاریخی احساس کردید که احتمال وقوع جنگ وجود دارد؟ که شمخانی پاسخ داد: از زمانی که نخستین خمسه در مشهر پایین آمد.

شمخانی افزود: البته، ما بسیج مستضعفان هم داشتیم، اما عراقی ها خیال می د که این نیرو آمادگی پیدا نمی کند. اصلاً بسیج مستضعفان در آن مقطعی که تشکیل شد، (۱۳ آبان ماه ۱۳۵۸) واقعاً، بازدارنده نبود؛ یعنی بیشتر یک نمایش بود. دوم اینکه باید ببینیم در اختیار چه ی بود؟ به یاد دارم وقتی بسیج مستضعفان شکل گرفت، مراکز آموزشی اش را نشان می دادند، یک سرهنگ داشت دختری را به شکل خیلی بدی آموزش می داد. اصلاً، بسیج نمی توانست در خدمت یک نیروی کلاسیک، مؤثر باشد؛ بدین ترتیب، این موضوع بازدارندگی ایجاد نمی کرد.

شمخانی ادامه داد: آن زمان، آقای مجد، مسئول بسیج مستضعفین و هم اختلافاتی داشتند. نگاه کنید، وی اصلاً، روی این حساب نمی کرد که مقاومت مردمی شکل بگیرد که غیر از آن موارد رسمی و کلاسیک باشد و بعد همین مقاومت مردمی آن موارد رسمی را نیز در درون خودش هضم کند، اما این واقعه رخ داد. بعدها، این را در صحبت هایم خواهم گفت؛ بنابراین، صدام زمانی که احساس کرد، به طور قطع، پیروز است، یعنی معادله بازدارندگی ش ت خورده است، جنگ را آغاز کرد. به دلیل اینکه در مشهر بیشتر از دیگر مناطق عرب نشین، نوعی همراهی توسط شبیر وجود داشت، در ضمن هیأتی نیز تشکیل شد.

شمخانی افزود: صدام خیال می کرد در دفاع از یک همسایه م زمینه ای مردمی وجود دارد؛ همین تفکری که امریکا در مورد مردم عراق داشت که با گل از آن ها استقبال می کنند، وی نیز چنین تصوری داشت، اما وقتی آمد و دید با گلوله از او استقبال می کنند، تحلیلش به هم خورد. او هرگز فکر نمی کرد در مشهر؛ در محلی که انتظار همراهی داشت، بیشترین مقاومت صورت بگیرد، این نکته درخور توجهی است!

رشید در این بخش از گفته های شمخانی گفت: نکتهِ مهم و جمله ای تاریخی است که آقای شمخانی بیان می کند، من تا به حال، اصلاً، بدین نکته توجه نکرده بودم.

شمخانی ادامه داد: این تفکر هم از این ناشی بود که صدام می دید یک هیأت قومی تشکیل شد و به تهران آمد که برای گرفتن حق اعراب مذاکره کند، چنین بحث هایی هم شکل گرفت.

او خیال می کرد این هیأت در دفاع از یک م ، پشتوانه ای اجتماعی دارد، حال آنکه این بحث داخلی و محدود بود. به نظرم، این هم دو تا وجهه داشت که یک وجهه اش حق و وجههِ دیگرش باطل بود. حقش کجا بود؟ ظلمی که مدنی (استاندار وقت خوزستان) به آن ها می کرد. مدنی تحریک می کرد و آدم می کشت تا قهرمان شود، اما آن ها به حساب نظام می گذاشتند و برای طرف مقابل سربازگیری می کرد. اما از یک طرف ناحق بود و سیاست ما این بود که آن ها را از یکدیگر تفکیک کنیم، یعنی همزمان هم بگوییم خواست نظام این نیست که مدنی می کند و هم بگوییم شعار شما غلط است و ما با این شعار برخورد می کنیم. در حقیقت، این کاری بود که در نهایت، موفق شدیم آن را انجام بدهیم.

شمخانی در ادامه این سخنان خود گفت: در جلسه شورای تأمین من با او (مدنی، استاندار وقت خوزستان) ارتباط داشتم. افرادی را دستگیری و به حاکم شرع اعلام می کرد آن ها را کن. برای نمونه، یک بار که خلخالی پیشش آمد، به او گفت: این ۷ تن را کن. بعد خلخالی رفت و شیخ علی تهرانی حاکم شرع خوزستان شد.

بعد از انفجاری که در مشهر پیش آمد، یک بّنا را با پسرش و ۵ نفر دیگر گرفتند. مدنی گفت: این ها را کن، اما شیخ علی تهرانی ساعت یک بامداد با خودرو از اهواز خارج شد و به من زنگ زد و گفت: شمخانی! من رفتم، من لااله را بلدم، ولی الا الله را بلد نیستم.

شمخانی در ادامه سخنان خود پیرامون شرایط ایران پیش از جنگ، افزود: به دلیل اینکه او فرد دینداری بود از اهواز خارج شد و حاضر نشد این کار را د. ما می دانستیم که مدنی دنبال این بود که بگوید من این ها را گرفتم و سرکوب . در واقع، تمام این وقایع را خودش ایجاد می کرد تا قهرمان ملی بشود؛ بنابراین، صدام با چنین دیدگاهی حمله را آغاز کرد.

تازه برای اینکه ما رشد نکنیم، مدنی، استاندار وقت خوزستان کمیته ای به نام کمیته استحفاظی تشکیل داد. ما کمیته پرستو بودیم و او کمیته استحفاظی را درست کرد و آن را به یک استوار ی سپرد که با ما اصلاً، هماهنگ نبود. کمیته ای به نام کمیته استحفاظی درست کرد تا نقش ما را در استان کم و آن ها را عمده کند، اما موفق نشد.

در این بخش از گفت وگو، رشید اضافه کرد: من سه ماه پیش، همین فرمانده گردان تکاور به نام صمدی را که در مشهر جنگیده بود و اکنون (سال ۱۳۸۳) در بازار بزاز است، پیدا و به او گفتم: وقتی جنگ شد، شما کجا بودی؟ گفت: در اهواز بودم. گفتم: چرا در اهواز بودی؟ گفت: مدنی ما را احضار کرد، گردان ما در اهواز بود، سه گروهان داشتیم و یک گروهان ارکان. به هر حال، وقتی من به اهواز می آمدم، حول و حوش استانداری همین تفنگداران تکاور نیرو دریایی را می دیدیم. این نیرو ها می آمدند و به نام مدنی روغن و شکر و برنج به عشایر می دادند، در غرب کرخه، یعنی در چنانه، عین خوش و دشت عباس این کار ها را می کرد که بعد معلوم شد برای انتخابات است و در فکر انتخابات آینده است. من تعجب می ، نیروی تکاور برای چه برنج و روغن به عشایری دهد؟

شمخانی در پاسخ به این بخش از سخنان رشید، گفت: او (مدنی) می خواست از استان به یک ناجی ملی تبدیل بشود. این هم از تفکر نظامی اش ناشی می شد، خیال می کرد که ایران به این ناجی نیازمند است؛ یک رضا خان جدید.




درخواست امارات برای مذاکره احتمالی و ایران

درخواست حذف اطلاعات

کد خبر: ۸۳۵۵۵۷          

تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۷ 20 september 2018

مشاور در امور خارجی امارات خواستار حضور کشورهای عربی در مذاکرات احتمالی با ایران شد.

به گزارش ایرنا، 'انور قرقاش' در توئیتی نوشت: ملاحظات درباره امضای پیمانی جامع با ایران درباره برنامه هسته ای و موشکی و دخ های منطقه ای این کشور مهم و لازم است که ت های عربی هم در این مذاکرات حضور داشته باشند.
وی افزود: عاقلانه این است که ایران برای دور شدن از مرحله بعدی تحریم ها با پیشنهاد مذاکره موافقت کند.
سخنان اماراتی در حالی است که 'برایان هوک' رییس گروه اقدام ایران در وزارت خارجه دیروز (چهارشنبه) طی سخنانی در شکده هادسن گفت: درصدد امضای پیمانی با ایران از طریق مذاکره است؛ مذاکراتی که شامل برنامه موشکی و رفتار منطقه ای این کشور نیز بشود.
رئیس گروه اقدام ایران در وزارت خارجه در حالی علیه ایران سخن می گفت که یک فعال صلح طلب با حضور در جایگاه سخنرانان نسبت به سخنان هوک اعتراض کرد و گفت: شما می خواهید برای جنگ با ایران پرونده سازی کنید.
وی در واکنش به این اظهارات هوک که می گفت ما می خواهیم ایران همچون یک کشور طبیعی رفتار کند، اظهار کرد: بیایید درباره کشور نرمال و درباره عربستان سعودی صحبت کنیم؛ کشوری که متحد ما است اما آنها بزرگترین تهدید جامعه بین المللی هستند.
وی ادامه داد: می خواهم بپرسم آیا تحریم ها به حکومت ایران یا به مردم آن کشور آسیب می رساند؟ مسلما به مردم ایران آسیب می رساند.
پیش از این کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و در راس آن عربستان سعودی بارها خواستار حضور در مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای 1+5 شده بودند که با مخالفت طرف های این مذاکرات روبرو شدند.




پذیرایی متفاوت یک موکب در تهران

درخواست حذف اطلاعات

همزمان با شب‎های عزاداری و سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) تعدادی از جوانان محب اهل بیت(ع) با ب ایی موکب پذیرایی نذری، هر شب مردم عزادار و عاشق سیدال ء را با انواع خوراکی‎ها و نوشیدنی‎ها در میدان حسن‎آباد تهران اطعام می‎کنند. کد خبر: ۸۳۵۴۹۸ تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۱ 20 september 2018



: به دنبال امضای یک پیمان با ایران هستیم

درخواست حذف اطلاعات

کد خبر: ۸۳۵۳۹۳          

تاریخ انتشار: ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ - ۲۱:۱۳ 19 september 2018

در امور ایران اعلام کرد واشنگتن به دنبال امضای یک پیمان با ایران است که شامل برنامه هسته ای و موشکی شود.

به گزارش تسنیم به نقل از ، برایان هوک، ویژه در امور ایران، در شکده هادسن گفت: ایالات متحده به دنبال مذاکره درباره امضای پیمانی با ایران است که هم برنامه هسته ای و هم برنامه موشکی ایران را در بر بگیرد.

هوک افزود: "توافق تازه که ما امیدواریم بتوانیم با ایران امضا کنیم مثل قبلی یک توافق شخصی میان دو ت نخواهد بود، ما به دنبال یک عهدنامه هستیم."

با این حال هوک گفت که با وجود اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور و مایک پامپئو، امور خارجه درباره مذاکره با ایران، ان علاقه مند به گفت وگو نیستند.

هوک با اشاره به صدور قطعنامه شورای امنیت (2231) درباره توافق هسته ای ایران و عدم تایید آن در سنای در سال 2015 گفت: آنها در سنای ایالات متحده رای نداشتند بنا بر این در شورای امنیت رای گیری د. این در سیستم تی ما اگر بخواهید موضوعی پایدار و با دوام داشته باشید، کافی نیست.

وی در عین حال درباره اینکه ت ترامپ چگونه درباره پیمان مذکور مذاکره خواهد کرد، توضیحی نداد.

این مقام یی با اشاره به سخنان مقامات ارشد کشورمان اضافه کرد: آیت الله ، رئیس جمهور و خارجه ایران همگی اعلام کرده اند تمایلی به گفتگو ندارند. ما به این تفکر احترام می گذاریم با اینکه این تفکر طرح های ما را تغییر نمی دهد. ما رژیم تحریم هایی داریم که در راه هستند، اقدامات قدرتمندتر که هنوز اتخاذ نشده اند.




با نخست ی عادل عبدالمهدی، ایران به هدف خود می رسد؛ چطور؟

درخواست حذف اطلاعات

                                                 به گفته منابع آگاه در بغداد، تهران روند تکمیل طرح خود در مورد پرونده عراق را آغاز نموده و عادل عبدالمهدی را برای منصب نخست ی پیشنهاد داده است. خبرها حاکی از آن است که مرجعیت شیعه، ایة الله سیستانی نیز مخالفتی با انتخاب عبدالمهدی ندارد. تا این لحظه، مشخص نشده که آیا واشنگتن نامزدی عبدالمهدی را قبول می کند یا قادر است در برابر عملی شدن خواسته ایران بایستد. اما جبهه وابسته به ایالات متحده در عراق هم بر این عقیده اند که عبدالمهدی از اکثر ویژگی هایی که واشنگتن برای نامزد نخست ی شرط کرده است، برخوردار است.                         

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (entekhab.ir) :

با نخست ی عادل عبدالمهدی، ایران به هدف خود می رسد؛ چطور؟

العرب نوشت: هم پیمانان ایالات متحده در عراق وعده داده اند که با وجود پیروزی بزرگی که ایران با تضمین رسیدن نامزدش به مقام ریاست مجلس عراق به دست آورد، پاسخ متقابلی به ایران بدهند.

به گزارش «انتخاب»، این رسانه عرب زبان ادامه داد: رسانه های عراقی وابسته به ایران از انتخاب جوان سنی، محمد الحلبوسی، بعنوان رئیس مجلس نمایندگان عراق، که در کنار ریاست جمهوری و نخست ی، یکی از مهمترین مناصب است، اظهار خشنودی می کنند و سیاستمداران عراقی وابسته به محور ایران نیز از پیروزی نامزد خود خوشحال هستند.

این در حالی است که تلاشهای برای تغییر قطب نمای کردی یا سنی، از حلبوسی به سمت العبیدی، ناموفق ماند و این مساله نشان دهنده برتری نفوذ ایران در عراق، نسبت به نفوذ در این کشور است.

سیاستمداران عراقی بر این عقیده اند که انتخاب الحلبوسی بعنوان رئیس مجلس، تاثیر زیادی بر انتخاب رئیس جمهور و نخست می گذارد.

تحلیلگران انتخاب الحلبوسی برای این منصب را یک پیام ایرانی محکم خطاب به ایالات متحده می دانند، پیامی که از اقدامات احتمالی ایران در مورد پرونده عراق خبر می دهد.

دیپلماسی در برخورد با این مساله دچار آشفتگی شده و در همین رابطه، دو بیانیه از سوی سفارت در بغداد صادر شد، که بیانیه اول، دربردارنده پیام تبریک به رئیس جدید مجلس نمایندگان بود و در بیانیه دوم، امریکا خبرهای مربوط به دیدار بین مک گورک و سلیمانی در بغداد را تکذیب نمود.

به گفته منابع آگاه در بغداد، تهران روند تکمیل طرح خود در مورد پرونده عراق را آغاز نموده و عادل عبدالمهدی را برای منصب نخست ی پیشنهاد داده است.

خبرها حاکی از آن است که مرجعیت شیعه، ایة الله سیستانی نیز مخالفتی با انتخاب عبدالمهدی ندارد.

تا این لحظه، مشخص نشده است که آیا واشنگتن نامزدی عبدالمهدی را قبول می کند یا قادر است در برابر عملی شدن خواسته ایران بایستد. اما جبهه وابسته به ایالات متحده در عراق هم بر این عقیده اند که عبدالمهدی از اکثر ویژگی هایی که واشنگتن برای نامزد نخست ی شرط کرده است، برخوردار است.




ساعت رسمی کشور تغییر می کند

درخواست حذف اطلاعات

ساعت

ساعت رسمی کشور از ساعت ۲۴ سی ام شهریور یک ساعت به عقب کشیده می شود.

به گزارش مشرق، بر اساس قانون تغییر ساعت رسمی کشور مصوب ۱۳۸۶ مجلس شورای ی ساعت رسمی کشور در ساعت ۲۴ سی ام شهریور یک ساعت به عقب برگردانده می شود.

ساعت رسمی کشور هر سال در ساعت ۲۴ روز اول فروردین یک ساعت به جلو کشیده می شود و در ساعت ۲۴ روز سی ام شهریور به حال سابق برگردانده می شود




دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید +تصاویر

درخواست حذف اطلاعات

وداع، بدرقه حضرت علی اکبر (علیه السلام) به میدان جنگ، شهادت حبیب بن مظاهر و قتلگاه از جمله نقاشی های حسن روح الامین است که در این آثار لحظات دردناک عاشورا دیده می شود.

به گزارش مشرق،  در دوره معاصر هنرمندان بسیاری آثار ماندگاری در عرصه هنر عاشورایی خلق د که در میان این آثار، تابلوهای نقاشی هنرمند جوان «حسن روح الامین» به زیبایی توانسته واقعه بزرگ عاشورا به مخاطب نشان دهد.

در بین تابلوهای این نقاش جوان، لحظات دردناک عاشورا دیده می شود که می توان به وقایعی از جمله وداع، بدرقه حضرت علی اکبر (علیه السلام) به میدان جنگ، شهادت حبیب بن مظاهر، قتلگاه اشاره کرد.

روح الامین که به سبک هنری روضه خوان عاشوراست، برای معرفی تابلوهای نقاشی خود، به مصرع هایی از آن واقعه اشاره کرده است.

این تابلوها را در ادامه می بینیم.

  دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید +تصاویر سقا     دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید +تصاویر علقمه  

دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
عنوان اثر «میوه دلم»؛ لحظه ای که حسین (علیه السلام) حضرت علی اکبر (علیه السلام) را به سمت میدان جنگ بدرقه می کنند.

دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
عنوان اثر «جوانان بنی هاشم بیایید» صحنه مربوط به شهادت حضرت علی اکبر (علیه السلام). بنی هاشم در حال انتقال پیکر ایشان به خیام هستند.

 دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
«من الغریب الی الحبیب»؛ حسین (علیه السلام) بر بالین حبیب بن مظاهر در کربلا

 دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید +تصاویر               ذوالجناح 

دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
وداع حسین (علیه السلام) با اهل حرم

دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
قتلگاه حسین علیه السلام؛ یزید به سمت حسین (علیه السلام) یورش برده اند؛ روح الامین در این تصویر حسین (علیه السلام) را در نور نشان داده است.

دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
«قتلگه دریای خون شد، شمر با خنجر برون شد»

دردناک ترین لحظه های عاشورا را ببینید+تصویر
«خیز ای ه به صحرا بنگر محمل زینب»؛ این تصویر حضور حضرت زینب (سلام الله علیها) در قتلگاه را نشان می دهد.




نظر روسیه در باره توسعه برنامه موشکی ایران

درخواست حذف اطلاعات

ریابکوف

معاون خارجه روسیه تاکید کرد، توسعه برنامه موشکی «حق مسلم ایران» و تضمین کننده امنیت این کشور است.

به گزارش مشرق، "سرگئی ریابکوف" معاون وزر امور خارجه روسیه در گفت وگویی اختصاصی با خبرگزاری «نووستی» تاکید کرد، مقامات مسکو معتقدند که توسعه برنامه موشکی ایران، حق مسلم تهران است و مسائل مربوط به آن باید بدون هیچ نوع اعمال فشاری، بخصوص نظامی و تنها بر سر میز مذاکره حل و فصل گردد.

بیشتر بخوانید

هدف تحریم تغییر محاسبات ایران است

وی گفت: «ما همواره خواستار حل و فصل هر مشکلی چه در روابط بین ت ها و چه در جریان مذاکرات درباره مسائل مهم بین المللی، صرفا از طریق گفت وگو و درچارچوب توافقات صورت گرفته هستیم و خواهیم بود. مسلما با توجه به این مسئله، اوضاع پیرامون برنامه جامع اقدام مشترک ( ) درباره برنامه هسته ای ایران و مشکلات دیگری که همتایان یی ما در رابطه با و برخوردهای مقامات تهران مطرح می کنند، مورد توجه جدی ما قرار دارد.»

ریابکوف تاکید کرد که در مسکو توسعه برنامه موشکی "حق مسلم ایران" ارزی می شود که راهی برای تضمین منافع امنیتی این کشور است. این دیپلمات بلندپایه روس یادآور شد که البته دیگر شرکت کنندگان در جامعه بین المللی، از جمله ایالات متحده و برخی از متحدان آن، از جمله در اروپا و دیگر مناطق، ممکن است دیدگاه متفاوتی درباره این موضوع داشته باشند.

وی تاکید کرد: «اگر طرف های دیگر حاضر به بررسی این موضوع بر سر میز مذاکره باشند، مسلما در آن صورت، ما نیز بدون تعصب، همانطور که قبلا اعلام کرده ایم، آمادگی بررسی نظریات جدید، ازجمله آنچه طرف فرانسوی مطرح کرده، را خواهیم داشت. ولی ما یک چیز را می دانیم و آن اینکه  هر نوع تلاش برای اعمال فشار بر ، از جمله اعمال فشار ، اقتصادی و خصوصا نظامی، نتیجه ای نخواهد داشت. و هر گونه توافقی، باید متعادل، بر اساس مصالحه دوجانبه، تعادل امتیازات و البته امتیازات متقابل باشد و هر طرفی که پیشنهادی در این رابطه ارائه می دهد، باید این اصول را حتما در نظر بگیرد.»

معاون خارجه روسیه افزود: «یکبار دیگر تاکید می کنم که در نهایت امر، مسئله اراده و تمایل همه طرفین، از جمله طرف ایرانی، برای بررسی و حل و فصل مشکلات ضروری است و روسیه به نوبه خود و در صورت ضرورت حاضر است تا  رایزنی های لازم برای کمک به این روند را انجام داده و سهم سازنده ای برای به نتیجه رسیدن مذاکرات داشته باشد.»

ریابکوف همچنین اعلام کرد که نشست پنج طرف باقی مانده در چارچوب و ایران، در سطح وزرای امور خارجه کشورها در حاشیه هفته نشست های سطح بالای مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در اوا ماه سپتامبر برگزار خواهد شد که تاریخ دقیق آن بزودی از سوی دفتر سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام خواهد شد.

منبع: تسنیم



آ ین لحظات سیدال ء(ع) چگونه گذشت

درخواست حذف اطلاعات

/ دگرگونی عالَم طبیعت‏ پس از شهادت حسین (ع) +شعر و صوت

واقعه عاشورا

حسین(ع) به فرزندش سجاد(ع) فرمودند: فرزندم! سلامم را به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریبانه به شهادت رسید، پس بر او اشک بریزید!

حسینیه مشرق -   از ولادت حسین بن علی (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که راستین (ص) درباره حسین (ع) ابراز میداشت، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند.


سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی، تو و پسر و پدر ان هستی، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خ که نُه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان ( زمان عج) می باشد. (1)


انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری، فرمود: حسن و حسین را، (2) بارها رسول گرامی حسن (ع) و حسین (ع) را به می فشرد وآنان را می بویید و می بوسید. (3)


ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان ت است، در عین حال اعتراف می کند که : رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی مامی آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. (4) عالیترین، صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامی (ص) خواند که فرمود:حسین از من و من ازحسینم (5)

بیشتر بخوانید:

در تاسوعای سال ۶۱ هجری چه گذشت؟ / چگونگی شهادت علمدار کربلا + شعر و صوت


حسین (ع) با پدر



شش سال از عمرش با بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص) چشم از جهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت، مدت سی سال با پدر زیست. پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت. پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند...
در تمام این مدت، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع) در راه پیشبرد اه ی، مانند یک سرباز فداکار، همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای جمل، صفین و نهروان شرکت داشت. (6)


به این ترتیب، از پدرش المؤمنین(ع) و دین خدا حمایت کرد و حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد. در زمان حکومت عمر، حسین (ع) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص) مشاهده کرد که سخن میگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منب درم فرود آی... ی.

آ ین لحظات چگونه گذشت

مهمترین واقعه روز عاشورا شهادت سیدال ء حسین بن علی علیه السلام است. در ادامه، قطره ای از آن دریای مصیبت عظمی و جانگداز بیان شده است.

اصحاب وفادار خود را صدا می زند

بعد از شهادت یاران باوفا، حسین علیه السلام پیوسته به راست و چپ می نگریست و هیچ یک از اصحاب و یاران خود را ندید جز آنان که پیشانی به خاک ساییده و ص از آنها به گوش نمی رسید، پس ندا داد:

«یا مُسْلِمَ بْنَ عَقیلٍ، وَ یا هانِیَ بْنَ عُرْوَةَ، وَ یا حَبیبَ بْنَ مَظاهِرَ، وَ یا زُهَیْرَ بْنَ الْقَیْنِ، وَ یا یَزیدَ بْنَ مَظاهِرَ، وَ یا یَحْیَی بْنَ کَثیرٍ، وَ یا هِلالَ بْنَ نافِعٍ، وَ یا إِبْراهِیمَ بْنَ الُحصَیْنِ، وَ یا عُمَیْرَ بْنَ الْمُطاعِ، وَ یا أَسَدُ الْکَلْبِیُّ، وَ یا عَبْدَاللَّهِ بْنَ عَقیلٍ، وَ یا مُسْلِمَ بْنَ عَوْسَجَةَ، وَ یا داوُدَ بْنَ الطِّرِمَّاحِ، وَ یا حُرُّ الرِّیاحِیُّ، وَ یا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، وَ یا أَبْطالَ الصَّفا، وَ یا فُرْسانَ الْهَیْجاءِ، مالی أُنادیکُمْ فَلا تُجیبُونی، وَ أَدْعُوکُمْ فَلا تَسْمَعُونی!؟ أَنْتُمْ نِیامٌ أَرْجُوکُمْ تَنْتَبِهُونَ؟

أَمْ حالَتْ مَوَدَّتُکُمْ عَنْ إِمامِکُمْ فَلا تَنْصُرُونَهُ؟ فَهذِهِ نِساءُ الرَّسُولِ صلی الله علیه و آله لِفَقْدِکُمْ قَدْ عَلاهُنَّ النُّحُولُ، فَقُومُوا مِنْ نَوْمَتِکُمْ، أَیُّهَا الْکِرامُ، وَ ادْفَعُوا عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ الطُّغاةَ اللِّئامَ، وَ لکِنْ صَرَعَکُمْ وَاللَّهِ رَیْبُ الْمَنُونِ وَ غَدَرَ بِکُمُ الدَّهْرُ الخَؤُونُ، وَ إِلّا لَما کُنْتُمْ عَنْ دَعْوَتی تَقْصُرُونَ، وَلا عَنْ نُصْرَتی تَحْتَجِبُونَ، فَها نَحْنُ عَلَیْکُمْ مُفْتَجِعُونَ، وَ بِکُمْ لاحِقُونَ، فَإِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ».

ای مسلم بن عقیل! ای هانی بن عروة! ای حبیب بن مظاهر! ای زهیر بن قین! ای یزید بن مظاهر! ای یحیی بن کثیر! ای هلال بن نافع! ای ابراهیم بن حُصَین! ای عمیر بن مطاع! ای اسد کلبی! ای عبداللَّه بن عقیل! ای مسلم بن عوسجه! ای داود بن طرمّاح! ای حرّ ریاحی! ای علی بن الحسین! ای دلاورمردان خالص! و ای سواران میدان نبرد! چه شده است شما را صدا می زنم ولی پاسخم را نمی دهید؟ و شما را می خوانم ولی دیگر سخنم را نمی شنوید؟ آیا به خواب رفته اید که به بیداری تان امیدوار باشم؟ یا از محبّت تان دست کشیده اید که او را یاری نمی کنید؟

این بانوان از خاندان ند که از فقدانتان ناتوان گشته اند. از خوابتان برخیزید، ای بزرگواران! و از حرم رسول خدا در برابر طغیانگران پست، دفاع کنید.

ولی به خدا سوگند! مرگ، شما را به خاک افکنده، و روزگار خیانت پیشه با شما وفا نکرده، وگرنه هرگز از اجابت دعوتم کوتاهی نمی کردید، و از یاریم دست نمی کشیدید، آگاه باشید، ما در فراق شما سوگواریم و به شما ملحق می شویم، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ». (7)

حسین علیه السلام فرمود: سلامم را به شیعیانم برسان

در روایتی آمده است: هنگامی که حسین علیه السلام تنها شد به خیمه های برادرانش سر کشید، آنجا را خالی دید. آنگاه به خیمه های فرزندان عقیل نگاهی انداخت، ی را در آنجا نیز ندید؛ سپس به خیمه های یارانش نگریست ی را ندید، در آن حال ذکر «لَا حَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» را فراوان بر زبان جاری می ساخت.

آنگاه به خیمه های ن روانه شد و به خیمه فرزندش زین العابدین علیه السلام رفت.

او را دید که بر روی پوست خشنی خو ده و عمّه اش زینب علیهاالسلام از او پرستاری می کند. چون حضرت علی بن الحسین علیه السلام نگاهش به پدر افتاد خواست از جا برخیزد، ولی از شدّت بیماری نتوانست، پس به عمّه اش زینب گفت: «کمکم کن تا بنشینم چرا که پسر صلی الله علیه و آله آمده است» زینب علیهاالسلام وی را به اش تکیه داد و حسین علیه السلام از حال فرزندش پرسید: او حمد الهی را بجا آورد و گفت:

«یا أبَتاهُ ما صَنَعْتَ الْیَوْمَ مَعَ هؤُلاءِ الْمُنافِقِینَ؟؛ پدر جان! امروز با این گروه منافق چه کرده ای؟».

علیه السلام در پاسخ فرمود:

«یا وَلَدِی قَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَانْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ، وَ قَدْ شُبَّ الْقِتالُ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ، لَعَنَهُمُ اللَّهُ حَتّی فاضَتِ الْأَرْضُ بِالدَّمِ مِنَّا وَ مِنْهُمْ؛ فرزندم»

بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است و جنگ بین ما و آنان چنان شعله ور شد که زمین از خون ما و آنان رنگین شده است!».

حضرت سجّاد علیه السلام عرض کرد:

«یا أبَتاهُ أَیْنَ عَمِّیَ الْعَبَّاسُ؟» پدر جان! عمویم عبّاس کجاست؟

در این هنگام اشک بر چشمان زینب حلقه زد و به برادرش نگریست که چگونه پاسخ می دهد- چرا که علیه السلام خبر شهادت عبّاس را به وی نداده بود.

علیه السلام پاسخ داد:

«یا بُنَیَّ إِنَّ عَمَّکَ قَدْ قُتِلَ، وَ قَطَعُوا یَدَیْهِ عَلی شاطِی ءِ الْفُراتِ» پسر جان! عمویت کشته شد و دستانش کنار فرات از پیکر جدا شد!

علی بن الحسین علیه السلام آن چنان گریست که بی حال شد. چون به حال آمد از دیگر عموهایش پرسید و پاسخ می داد: «همه شهید شدند».

آنگاه پرسید:

«وَ أَیْنَ أَخی عَلِیٌّ، وَ حَبیبُ بْنُ مَظاهِرَ، وَ مُسْلِمُ بْنُ عَوْسَجَةَ، وَ زُهَیْرُ بْنُ الْقَیْنِ؟»

برادرم علی اکبر، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین کجایند؟

علیه السلام پاسخ داد:

«یا بُنَیَّ إِعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ فی الْخِیامِ رَجُلٌ إِلّا أَنَا وَ أَنْتَ، وَ أَمَّا هؤُلاءِ الَّذِینَ تَسْأَلُ عَنْهُمْ فَکُلُّهُمْ صَرْعی عَلی وَجْهِ الثَّری»  

فرزندم! همین قدر بدان که در این خیمه ها مردی جز نمانده است، همه آنان به خاک افتاده و شهید شده اند.

پس علی بن الحسین علیه السلام سخت گریست. آنگاه به عمّه اش زینب علیهاالسلام گفت: «یا عَمَّتاهُ عَلَیَّ بِالسَّیْفِ وَ الْعَصا» عمّه جان! شمشیر و عصایم را حاضر کن.

پدرش فرمود: «وَ ما تَصْنَعُ بِهِما» می خواهی چه کنی؟

عرض کرد: «أمَّا الْعَصا فَأَتَوَکَّأُ عَلَیْها، وَ أَمَّا السَّیْفُ فَأَذُبُّ بِهِ بَیْنَ یَدَیْ إِبْنِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَإِنَّهُ لَاخَیْرَ فِی الْحَیاةِ بَعْدَهُ»

بر عصا تکیه کنم و با شمشیرم از فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله دفاع نمایم، چرا که زندگانی پس از او ارزش ندارد.

حسین علیه السلام او را باز داشت و به چسباند و فرمود: «یا وَلَدی أَنْتَ أَطْیَبُ ذُرِّیَّتی، وَ أَفْضَلُ عِتْرَتی، وَ أَنْتَ خَلیفَتی عَلی هؤُلاءِ الْعِیالِ وَ الْأَطْفالِ، فَإِنَّهُمْ غُرَباءٌ مَخْذُولُونَ، قَدْ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ وَ الْیُتْمُ وَ شَماتَةُ الْأَعْداءِ وَ نَوائِبُ ا َّمانِ سَکِّتْهُمْ إِذا صَرَخُوا، وَ آنِسْهُمْ اذَا اسْتَوْحَشُوا، وَ سَلِّ خَواطِرَهُمْ بِلَیْنِ الْکَلامِ، فَإِنَّهُمْ ما بَقِیَ مِنْ رِجالِهِمْ مَنْ یَسْتَأْنِسُونَ بِهِ غَیْرُکَ، وَ لا أَحَدٌ عِنْدَهُمْ یَشْکُونَ إِلَیْهِ حُزْنَهُمْ سِواکَ، دَعْهُمْ یَشُمُّوکَ وَ تَشُمُّهُمْ، وَ یَبْکُوا عَلَیْکَ وَ تَبْکی عَلَیْهِمْ»

فرزندم! تو پاک ترین ذریّه و برترین عترت منی و تو جانشین من بر این بانوان و ک نی.

آنان غریب و بی اند که تنهایی و یتیمی و سرزنش دشمنان و سختی های دوران آنان را فرا گرفته است.

هر گاه که ناله سر دادند آنان را آرام کن، و چون هراسان شدند مونسشان باش و با سخنان نرم و نیکو، خاطرشان را تسلّی بخش. چرا که ی از مردانشان جز تو نمانده است تا مونسشان باشد و غم هایشان را به وی باز گویند. بگذار آنان تو را ببویند و تو آنان را ببویی و آنان بر تو گریه کنند و تو بر آنان.

آنگاه علیه السلام دست فرزندش را گرفت و با صدای رسا فرمود: «یا زَیْنَبُ وَ یا امَّ کُلْثُومِ وَ یا سَکینَةُ وَ یا رُقَیَّةُ وَ یا فاطِمَةُ، اسْمَعْنَ کَلامی وَ اعْلَمْنَ أَنَّ ابْنی هذا خَلیفَتی عَلَیْکُمْ، وَ هُوَ إِمامٌ مُفْتَرِضُ الطَّاعَةِ»

ای زینب! ای امّ کلثوم! ای سکینه! ای رقیّه! و ای فاطمه! سخنم را بشنوید و بدانید که این فرزندم جانشین من بر شماست و او ی است که پیروی از او واجب است.

سپس به فرزندش فرمود:

«یا وَلَدی بَلِّغْ شیعَتی عَنِّیَ السَّلامَ فَقُلْ لَهُمْ: إِنَّ أَبی ماتَ غَریباً فَانْدُبُوهُ وَ مَضی شَهیداً فَابْکُوهُ؛ فرزندم! سلامم را به شیعیانم برسان و به آنان بگو: پدرم غریبانه به شهادت رسید پس بر او اشک بریزید.


علیه السلام لباس کهنه به تن کرد

هنگامی که حسین علیه السلام عزم میدان کرد، فرمود: «ائْتُونی بِثَوْبٍ لا یُرْغَبُ فیهِ، الْبِسُهُ غَیْرَ ثِیابِی، لا اجَرَّدُ، فَانِّی مَقْتُولٌ مَسْلُوبٌ»

برایم جامه کهنه ای بیاورید که ی به آن رغبت نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم و بعد از شهادتم مرا نکنند، زیرا می دانم پس از شهادت لباسهایم ربوده خواهد شد.

لباس تنگ و کوتاهی آوردند ولی علیه السلام آن را نپوشید و فرمود: «هذا لِباسُ أَهْلِ الذِّمَّةِ» این لباس اهل ذمّه (کفّار اهل کتاب) است.

لباس بلندتری آوردند. علیه السلام آن را پوشید سپس با بانوان حرم خداحافظی کرد.

در روایت دیگری آمده است هنگامی که لباس کهنه آوردند، چند جایش را کرد (تا ارزشی برای بیرون آوردن نداشته باشد) و آن را زیر لباس هایش پوشید؛ ولی پس از شهادت (دشمن ناجوانمرد پست) آن را نیز از بدنش بیرون آوردند. (8)

گریه سکینه برای علیه السلام

در آن هنگام حضرت سکینه گریه سر داد. وی را به چسبانید و فرمود:

سَیَطُولُ بَعْدی یا سَکینَةُ فَاعْلَمی   مِنْکِ الْبُکاءُ إِذَا الْحَمامُ دَهانِی

لا تُحْرِقی قَلْبِی بِدَمْعِکِ حَسْرَةً    مادامَ مِنّی الرُّوحُ فی جُثمانی

وَ إِذا قُتِلْتُ فَانْتَ اوْلی بِالَّذِی   تَأْتینَهُ یا خَیْرَةَ النِّسْوانِ

سکینه! بدان پس از شهادتم گریه های طولانی خواهی داشت. تا جان در بدن دارم با اشک حسرتت دلم را آتش مزن. ای بهترین ن! هنگامی که شهید شدم پس تو از هر به سوگواری سزاوارتری. (9)

گفتگوی با ن و بانوان حرم

حسین علیه السلام به سوی خیمه رفت و ندا داد:

«یا سَکینَةُ! یا فاطِمَةُ! یا زَیْنَبُ! یا امَّ کُلْثُومِ! عَلَیْکُنَّ مِنِّی السَّلامُ»

ای سکینه! ای فاطمه! ای زینب! ای امّ کلثوم! خداحافظ من هم رفتم.

سکینه فریاد برآورد: پدرجان! آیا تسلیم مرگ شده ای!؟ پاسخ داد:

«کَیْفَ لا یَسْتَسْلِمُ مَنْ لا ناصِرَ لَهُ وَ لا مُعینَ؟» چگونه تسلیم نشود ی که یار و یاوری برای او نمانده است؟.

سکینه گفت: پدر جان! (حال که چنین است) ما را به حرم جدّمان برگردان!

«هَیْهاتَ، لَوْ تُرِکَ الْقَطا لَنامَ» هیهات! اگر مرغ قطا را رها می د در آشیانه اش آرام می گرفت. (اشاره به این که ما را رها نخواهند کرد).

صدای گریه بانوان برخاست، آنان را آرام کرد و به سوی دشمن حمله ور شد. (10)

موعظه به لشکر عمر سعد

حسین علیه السلام به دشمنان نزدیک شد و خطاب به آنان فرمود:

«یا وَیْلَکُمْ أَتَقْتُلُونِی عَلی سُنَّةٍ بَدَّلْتُها؟ أَمْ عَلی شَریعَةٍ غَیَّرْتُها، أَمْ عَلی جُرْمٍ فَعَلْتُهُ، أَمْ عَلی حَقٍّ تَرَکْتُهُ؟»

وای بر شما! چرا با من می جنگید؟ آیا سنّتی را تغییر داده ام؟ یا شریعتی را دگرگون ساخته ام؟ یا جرمی مرتکب شده ام؟ و یا حقّی را ترک کرده ام؟.

گفتند: «إِنَّا نَقْتُلُکَ بُغْضاً لِأَبِیکَ» به خاطر کینه ای که از پدرت به دل داریم، با تو می جنگیم و تو را می کشیم. (11)

مرگ بهتر از زندگی ننگین است!

علیه السلام به میدان آمد و مبارز طلبید، هر از پهلوانان دشمن پیش آمد او را به خاک افکند، تا آنجا که بسیاری از آنان را به هلاکت رساند آنگاه به میمنه (به جانب راست ) حمله کرد و فرمود: «الْمَوْتُ خَیْرٌ مِنْ رُکُوبِ الْعارِ» مرگ بهتر از زندگی ننگین است.

سپس به میسره (جانب چپ ) یورش برد و فرمود:

أَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ / آلَیْتُ أَنْ لا أَنْثَنی

أَحْمی عِیالاتِ أَبی / أَمْضی عَلی دینِ النَّبِیِ

منم حسین بن علی علیه السلام، سوگند یاد که (در برابر دشمن) سر فرود نیاورم، از خاندان پدرم حمایت می کنم و بر دین رهسپارم. (12)

و در روایت دیگر آمده است، علیه السلام فرمود: «مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاةٍ فی ذُلٍّ» مرگ با عزّت بهتر از زندگی با ذلّت است. (13)

اگر دین ندارید آزاد مرد باشید!

علیه السلام به هر سو یورش برد و گروه عظیمی را به خاک افکند.

عمر سعد فریاد برآورد: آیا می دانید با چه می جنگید؟ او فرزند همان دلاور میدان ها و قهرمانان عرب است، از هر سو به وی هجوم آورید.

بعد از این فرمان چهار هزار تیرانداز از هر سو علیه السلام را هدف قرار دادند و از سوی دیگر به جانب خیمه ها حمله ور شدند و میان آن حضرت و خیامش فاصله انداختند.

علیه السلام فریاد برآورد:

«وَیْحَکُمْ یا شیعَةَ آلِ أَبی سُفْیانَ! إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ، وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَکُونُوا أَحْراراً فی دُنْیاکُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلی أَحْسابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ عَرَبَاً کَما تَزْعُمُونَ»

وای بر شما! ای پیروان آل سفیان! اگر دین ندارید و از حسابرسی روز قیامت نمی ترسید لااقل در دنیای خود آزاده باشید، و اگر خود را عرب می دانید به خلق و خوی عربی خویش پایبند باشید.

شمر صدا زد: ای پسر فاطمه! چه می گویی؟ علیه السلام فرمود: «أَنَا الَّذی أُقاتِلُکُمْ، وَ تُقاتِلُونی، وَ النِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ، فَامْنَعُوا عُتاتَکُمْ وَ طُغاتَکُمْ وَ جُهَّالَکُمْ عَنِ َّعَرُّضِ لِحَرَمی ما دُمْتُ حَیّاً»

من با شما جنگ دارم و شما با من، ولی ن که گناهی ندارند، پس تا زمانی که زنده هستم، یان طغیانگر و نادان خود را از تعرّض به حرم من باز دارید.

شمر گفت: راست می گوید. آنگاه به لشکریان خویش رو کرد و گفت: «از حرم او دست بردارید و به خودش حمله کنید که به جانم سوگند هماوردی است بزرگوار!

دشمن از هر طرف به سوی علیه السلام حمله ور شدند و در جستجوی آب به سوی فرات رفت ولی یان همگی هجوم آوردند و مانع شدند.

مناجات با خدا و نفرین به دشمن

در روز عاشورا حسین علیه السلام به سوی فرات روانه شد که شمر گفت: به خدا سوگند! به آن نخواهی رسید تا در آتش درآیی!

شخص دیگری گفت: یا حسین! آیا آب فرات را نمی بینی که مثل شکم ماهی می درخشد!؟ به خدا سوگند! از آن نخواهی چشید تا آن که با لب تشنه از جهان چشم بپوشی!

علیه السلام گفت: «اللَّهُمَّ أَمِتْهُ عَطَشاً» خدایا! او را تشنه بمیران.

راوی می گوید: به خدا سوگند پس از نفرین آن شخص به مرض عطش گرفتار شد، به گونه ای که پیوسته می گفت: به من آب دهید! آبش می دادند تا آنجا که آب از دهانش می ریخت ولی همچنان می گفت: آبم دهید که تشنگی مرا کشت! پیوسته این چنین بود تا آن که به هلاکت رسید!

تیری به پیشانی اصابت کرد

آنگاه مردی از دشمن به نام «ابوالحتوف جعفی» تیری به سوی رها کرد.

تیر به پیشانی اصابت کرد. آن را بیرون کشید، خون بر چهره و محاسن جاری شد، عرض کرد: «اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَری ما أَنَا فیهِ مِنْ عِبادِکَ هؤُلاءِ الْعُصاةِ، اللَّهُمَّ أَحِصَّهُمْ عَدَداً، وَ اقْتُلْهُمْ بَدَداً، وَ لا تَذَرْ عَلی وَجْهِ الْأَرْضِ مِنْهُمْ أَحَداً، وَ لا تَغْفِرْ لَهُمْ أَبَداً»

خدایا! تو شاهدی که از این مردم سرکش به من چه می رسد. خدایا! جمعیّت آنان را اندک کن و آنان را با بیچارگی و بدبختی بمیران، و از آنان ی را بر روی زمین مگذار و هرگز آنان را نیامرز.

سپس به آنان حمله کرد، و به هر که می رسید او را با شمشیرش بر خاک می افکند، این در حالی بود که تیرها از هر سو می بارید و بر بدن علیه السلام می نشست و می فرمود:

«یا أُمَّةَ السُّوءِ! بِئْسَما خَلَّفْتُمْ مُحَمَّداً فی عِتْرَتِهِ، أَما إِنَّکُمْ لَنْ تَقْتُلُوا بَعْدی عَبْداً مِنْ عِبادِ اللَّهِ فَتُهابُوا قَتْلَهُ، بَلْ یُهَوِّنُ عَلَیْکُمْ عِنْدَ قَتْلِکُمْ إِیَّایَ، وَ ایْمُ اللَّهِ إِنّی لَأَرْجُوا أَنْ یُکْرِمَنِی رَبِّی بِالشَّهادَةِ بِهَوانِکُمْ، ثُمَّ یَنْتَقِمُ لی مِنْکُمْ مِنْ حَیْثُ لا تَشْعُرُونَ»

ای بدسیرتان! شما در مورد خاندان صلی الله علیه و آله بد عمل کردید. آری! شما پس از کشتن من از کشتن هیچ بنده ای از بندگان خدا هراسی ندارید، چرا که با کشتن من قتل هر برایتان آسان خواهد بود. به خدا سوگند! من امیدوارم که پروردگارم شما را خوار و مرا به شهادت (در راهش) گرامی بدارد. آنگاه از جایی که گمان نمی برید انتقام مرا از شما بگیرد.

حصین بن مالک س ی فریاد برآورد و گفت: «ای پسر فاطمه! چگونه خداوند انتقام تو را از ما بگیرد؟

علیه السلام فرمود: «یُلْقی بَأْسُکُمْ بَیْنَکُمْ وَ یَسْفِکُ دِماءَکُمْ، ثُمَّ یَصُبُّ عَلَیْکُمُ الْعَذابَ الْأَلیمَ»

نزاع و اختلاف در میانتان می افکند و خونتان را می ریزد آنگاه شما را به عذاب دردناک گرفتار می سازد.

علیه السلام همچنان می جنگید تا آن که زخم های بسیاری بر بدن مبارکش وارد شد. (14)

تیری به گلوی اصابت کرد

در روایتی آمده است: هنگامی که دشمنان، را آماج تیرها قرار دادند تیر به گلوی اصابت کرد و فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ، وَ هذا قَتیلٌ فی رِضَی اللَّهِ»

به نام خداوند و هیچ حرکت و نیرویی جز از جانب خدا نیست و این شهیدی است در راه رضای خدا! (15)

اصابت سنگ به پیشانی و زدن تیر سه شعبه بر ایشان

علیه السلام خسته شد، خواست اندکی بیاساید که ناگاه سنگی آمد و به پیشانی رسید، خون جاری شد.

دامن پیراهنش را بالا زد تا خون از چهره اش پاک کند که تیر سه شعبه مسمومی آمد و به علیه السلام فرو نشست.

(دعای قربانی خواند و) فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلی مِلِّةِ رَسُولِ اللَّهِ» به نام خدا و به یاری خدا و بر آیین رسول خدا.

آنگاه سرش را به آسمان بلند کرد و عرض کرد: «إِلهی إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ رَجُلًا لَیْسَ عَلی وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ نَبِیٍّ غَیْرَهُ» خدای من! تو آگاهی که اینان ی را می کشند که در روی زمین پسر ی جز وی نیست.

سپس تیر را بیرون کشید. خون همچون ناودان جاری شد. دستش را بر محلّ زخم گذاشت، چون از خون پر شد آن را به آسمان پاشید و قطره ای از آن به زمین بازنگشت!

بار دیگر دست را از خون پر کرد و آن را به سر و صورت کشید و فرمود:

« َذا وَاللَّهِ أَکُونُ حَتّی أَلْقی جَدّی رَسُولَ اللَّهِ وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمی، وَ أَقُولُ: یا رَسُولَ اللَّهِ قَتَلَنی فُلانٌ وَ فُلانٌ»

آری، به خدا سوگند! می خواهم با همین چهره خونین به دیدار جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله بروم و بگویم: ای رسول خدا فلان و فلان مرا شهید د. (16)

عرش خدا از اسب به زمین افتاد

علیه السلام بر اثر زخم های فراوان از اسب به زمین افتاد، ولی برخاست.

خواهرش زینب علیهاالسلام از خیمه ها بیرون آمد و با ناله ای جانسوز می گفت: «لَیْتَ السَّماءُ إِنْطَبَقَتْ عَلَی الْأَرْضِ» کاش آسمان بر زمین فرو می افتاد.

عمر بن سعد را دید که نزدیک علیه السلام ایستاده است. فرمود: «أَیُقْتَلُ ابُوعَبْدِاللَّهِ وَ أَنْتَ تَنْظُرُ إِلَیْهِ؟» ای عمر بن سعد! اباعبداللَّه علیه السلام را شهید می کنند و تو نظاره می کنی!؟

اشک از دیدگان عمر سعد (دیدند) جاری شد و صورتش را برگرداند و چیزی نگفت. (17)

حضرت زینب علیهاالسلام فریاد زد: «وَیْلَکُمْ، أما فِیکُمْ مُسْلِمٌ» وای بر شما! آیا در میان شما مسلمان نیست؟

سکوت مرگباری همه را فرا گرفته بود و ی پاسخی نداد. (18)

علیه السلام ر به تن کرده و عمامه به سر داشت. و با آن که پیاده و زخمی بود چون سواران دلاور می جنگید، نگاهی به تیراندازان و نگاهی به حرم خود داشت و می گفت:

«أَعَلی قَتْلی تَجْتَمِعُونَ، أَما وَاللَّهِ لا تَقْتُلُونَ بَعْدی عَبْداً مِنْ عِبادِاللَّهِ، اللَّهُ أَسْخَطُ عَلَیْکُمْ لِقَتْلِهِ مِنِّی؛ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنّی لَأَرْجُوا أَنْ یُکْرِمَنِی اللَّهَ بِهَوانِکُمْ، ثُمَّ یَنْتَقِمُ لی مِنْکُمْ مِنْ حَیْثُ لا تَشْعُرُونَ. أَما وَاللَّهِ لَوْ قَتَلْتُمُونی لَأَلْقَی اللَّهَ بَاْسَکُمْ بَیْنَکُمْ وَ سَفَکَ دِمائَکُمْ ثُمَّ لا یَرْضی حَتّی یُضاعِفَ لَکُمُ الْعَذابَ الْأَلیمَ»

آیا بر کشتن من با هم متّحد شده اید؟ هان! به خدا سوگند! پس از من بنده ای از بندگان خدا را نمی کشید که خداوند را بیش از کشتن من به خشم آورد.

به خدا سوگند! من امیدوارم خداوند مرا با خواری شما گرامی بدارد و انتقام مرا از آنجا که گمان نمی برید از شما بگیرد.

هان! به خدا سوگند! اگر مرا به قتل برسانید، خداوند شما را گرفتار نزاعی در میان خودتان می سازد و خونتان را می ریزد و (هرگز) از شما راضی نگردد تا عذاب سنگین و دردناکی به شما بچشاند. (19)

آ ین مناجات های علیه السلام

حسین علیه السلام در آ ین لحظات عمر گرانبهایش با خدای خود چنین مناجات می کرد:

«اللَّهُمَّ! مُتَعالِیَ الْمَکانِ، عَظیمَ الْجَبَرُوتِ، شَدیدَ الِمحالِ، غَنِیٌّ عَنِ الْخَلائِقِ، عَریضُ الْکِبْرِیاءِ، قادِرٌ عَلی ما تَشاءُ، قَریبُ الرَّحْمَةِ، صادِقُ الْوَعْدِ، سابِغُ النِّعْمَةِ، حَسَنُ الْبَلاءِ، قَریبٌ إِذا دُعیتَ، مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ، قابِلُ َّوْبَةِ لِمَنْ تابَ إِلَیْکَ، قادِرٌ عَلی ما أَرَدْتَ، وَ مُدْرِکٌ ما طَلَبْتَ، وَ شَکُورٌ إِذا شُکِرْتَ، وَ ذَکُورٌ إِذا ذُکِرْتَ، أَدْعُوکَ مُحْتاجاً، وَ أَرْغَبُ إِلَیْکَ فَقیراً، وَ أَفْزَعُ إِلَیْکَ خائِفاً، وَ أَبْکی إِلَیْکَ مَکْرُوباً، وَ اسْتَعینُ بِکَ ضَعیفاً، وَ أَتَوَکَّلُ عَلَیْکَ کافِیاً، أُحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا، فَإِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوا بِنا وَ قَتَلُونا، وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نِبَیِّکَ، وَ وَلَدُ حَبیبِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ، الَّذی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلی وَحْیِکَ، فَاجْعَلْ لَنا مِنْ أَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ».

خدایا! ای بلند جایگاه! بزرگ جبروت! سخت توانمند (در کیفر و انتقام)! بی نیاز از مخلوقات! صاحب کبریایی گسترده! بر هر چه خواهی قادری! رحمتت نزدیک! پیمانت درست! دارای نعمت سرشار! بلایت نیکو!

هر گاه تو را بخوانند ! بر آفریده ها احاطه داری! توبه پذیر توبه کنندگانی! بر هر چه اراده کنی توانایی! و به هر چه بخوانی می رسی!

چون سپاست گویند سپاسگزاری! و چون یادت کنند یادشان می کنی!

حاجتمندانه تو را می خوانم و نیازمندانه به تو مشتاقم و هراسانه به تو پناه می برم و با حال حزن به درگاه تو می گریم و ناتوانمندانه از تو یاری می طلبم تنها بر تو توکّل می کنم، میان ما و این قوم حکم فرما!

اینان به ما نیرنگ زدند، ما را تنها گذارده، بی وفایی د و به کشتن ما برخاستند.

ما خاندان و فرزندان حبیب تو محمّد بن عبداللَّه صلی الله علیه و آله هستیم، همو که او را به ی برگزیدی و بر وحی ات امین ساختی. پس در کار ما گشایش و برون رفتی قرار ده، به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.

آنگاه افزود: «صَبْراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ لا إِلهَ سِواکَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، مالِیَ رَبٌّ سِواکَ، وَ لا مَعْبُودٌ غَیْرُکَ، صَبْراً عَلی حُکْمِکَ یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحْیِیَ الْمَوْتی، یا قائِماً عَلی کُلِّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ، احْکُمْ بَیْنی وَ بَیْنَهُمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْحاکِمینَ»

پروردگارا! بر قضا و قدرت شکیبایی می ورزم، معبودی جز تو نیست، ای فریادرس دادخواهان! پروردگاری جز تو و معبودی غیر از تو برای من نیست.

بر حکم تو صبر می کنم ای فریادرس ی که فریاد رسی ندارد! ای همیشه ای که پایان ناپذیر است! ای زنده کننده مردگان! ای ب ا دارنده هر با آنچه که به دست آورده! میان ما و اینان داوری کن که تو بهترین داورانی. (20)

لحظات شهادت سالار و سرور شهیدان عالم

راوی می گوید: «کنار قتلگاه ایستاده بودم و جان دادن علیه السلام را نظاره می . بخدا سوگند! هرگز به خون آغشته ای را ندیده بودم که خون بدنش رفته باشد ولی این چنین زیبا و درخشنده باشد. آنچنان نور چهره اش خیره کننده بود که شه شهادت او از یادم رفت.

حسین علیه السلام در آن حال شربتی آب می خواست. شنیدم مردی سنگدل و بی ایمان پاسخ داد: آب نیاشامی تا بر آتش درآئی (نعوذ باللَّه) و از حمیم آن بنوشی. (وَاللَّهِ لا تَذُوقُ الْماءَ حَتَّی تَرِدَ الْحامِیَةَ فَتَشْرَبَ مِنْ حَمیمِها)

علیه السلام در پاسخ فرمود: «إِنَّما أَرِدُ عَلی جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ وَأَسْکُنُ مَعَهُ فِی دارِهِ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ وَأَشْکُو إِلَیْهِ ما ارْتَکَبْتُمْ مِنِّی وَفَعَلْتُمْ بِی»

بلکه من بر جدم رسول خدا وارد می شوم و در خانه اش در بهشت جایگاه صدق و در جوار قرب خدای مقتدر ن می شوم و از جنایاتی که نسبت به من روا داشتید به او شکایت می برم.

ابن سعد با شنیدن این سخن چنان به خشم آمدند که گویا خداوند در دل آنها هیچ رحمی قرار نداده بود. (21)

شهادت حسین علیه السلام در کربلا

هنگام مصیبت عظمی فرا رسیده بود. ح ضعف بر علیه السلام مستولی شده بود، هر با هر وسیله ای که در اختیار داشت به آن حضرت ضربه می زد، ولی هر به قصد کشتن نزدیک آن بزرگوار می شد، لرزه بر اندامش می افتاد و به عقب بر می گشت.

«مالک بن نمیر» نزدیک رفت و شمشیری بر فرق مبارکش زد که خون از سر آن حضرت جاری شد. علیه السلام فرمود: «هرگز با آن دست، غذا و آب نخوری و خدا تو را با ظالمان محشور گرداند». در تواریخ آمده است که او پس از آن چون بیچارگان در نهایت فقر و تنگدستی به سر می برد و دستانش از کار افتاد. (22)

«زُرعة بن شریک» ضربه ای بر دست چپ آن حضرت وارد ساخت.

«سنان بن انس» با دو سلاح نیزه و شمشیر ضرباتی بر حضرت وارد ساخت، و به آن افتخار می کرد!

زمان به کندی می گذشت و جهان در انتظار حادثه ای عظیم بود. عمر سعد می خواست که کار سریعتر تمام شود و انتظار به پایان رسد. به خولی بن یزید که در کنارش بود دستور داد که کار حسین علیه السلام را تمام کند. وی پیش رفت تا سر از بدن آن حضرت جدا سازد ولی لرزه بر اندامش افتاد و به عقب برگشت.

«سنان بن انس» - بنا به نقلی- جلو رفت و شمشیری را حواله گلوی مبارک کرد و گفت: «ترا می کشم و سر از بدنت جدا می کنم در حالی که می دانم تو پسر رسول خ و پدر و مادرت بهترین خلق خدایند!»  پس سر مبارک را از بدن جدا کرد. (23)

در روایت دیگر، شمر بن ذی الجوشن در خشم شد و روی مبارک علیه السلام نشست و محاسن آن حضرت را به دست گرفت و چون خواست را به قتل برساند، آن حضرت لبخندی زد و فرمود: آیا مرا می کشی در حالی که می دانی من کیستم؟

شمر گفت: آری، تو را خوب می شناسم، مادرت فاطمه زهرا و پدرت علی مرتضی و جدت محمد مصطفی است، تو را می کشم و باکی ندارم! پس با دوازده ضربه سر مبارک علیه السلام را از بدن جدا ساخت. (24)

دگرگونی عالَم طبیعت پس از شهادت علیه السلام

طبق نقل تواریخ بعد از شهادت آن حضرت، دگرگونی هایی در عالم تکوین رخ داد که خبر از وقوع حادثه عظیمی می داد. روایات مربوط به دگرگونی های عالم را، شیعه و اهل سنت متفقاً نقل کرده اند از جمله:

بنا به نقل سید بن طاووس در لهوف: در آن وقت غبار شدید توأم با تاریکی و طوفان سرخ فام آسمان کربلا و اطراف را فرا گرفت، ابن سعد وحشت د و گمان نمودند بر آنها عذاب نازل شده است. (25)

«وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون» آنها که ستم د به زودی می دانند که بازگشتشان به کجاست! (سوره شعرا / 227)

***

ای پیکر ی بی سر حسین من
آیا تویی عزیز پیمبر، حسین من؟

پیدا نمی کنم به تنت جای بوسه ای
جز جای تیر و نیزه و خنجر حسین من

بگذار تا زنم به گلوی بریده ات
یک بوسه با نیابت مادر حسین من

ای بر تنت سلام، جواب سلام ده
از حنجر بریده به خواهر حسین من

زخم تنت ز حد تصَوّر، بوَد فزون
زخم دلت هزار برابر، حسین من

ترسم کشند دختر مظلومه ی تو را
او را نگیر این همه در بر حسین من

برخیز و بر مسافر شامت، اذان بگو
قرآن بخوان، در این دم آ حسین من

من آن مسافرم که ز خون گلوی تو
خضاب، جان برادر، حسین من

گر بی تو می روم سفر شام، غم مخور
همراه ماست شمر ستمگر حسین من

«میثم» ز سوز ی ما شعله می کشد
دستش بگیر در صف م حسین من

شعر مُقبل کاشانی به مناسبت روز دهم ماه محرم

روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
فتاده از حرکت ذوالجناح وز جولان

هوا ز بادِ مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

نه ذوالجناح دگر تابِ استقامت داشت
نه سیدال ء بر جدال طاقت داشت

کشید پــا ز رکـاب آن خلاصه ی ایجاد
به رنگ پرتو خورشید، بر زمین افتاد

بلند مرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

(غلامرضا سازگار)

یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا
در اتحاد نیست "تو" از "او" و "من" جدا

این دو، دو نیستند، تجلی وحدتند
پس باطناً یک اند ولی ظاهراً جدا

جسمش کنار خیمه و روحش کنار عرش
این گونه هیچ نشد از خویشتن جدا

می برد با خودش همه اهل بیت را
پس داشت می شد از همه پنج تن، جدا

حال غریب بهتر ازین که نمی شود
این است آ عاقبت از وطن جدا

از نیزه ها بپرس چرا هر چه می کشید
اصلاً نمی شد از بدنش پیرهن جدا

در غ ی به ی پا نمی دهد
یا می شود لباس جدا، یا بدن جدا

افتاده است گوشه ی گودال سر جدا
افتاده است گوشه ی گودال تن جدا

این کشته هم حسین هم انگار زینب است
این دو، دو نیستند، ولو ظاهراً جدا

(علی اکبر لطیفیان)




عراق، سفیر خود در ایران را فراخواند

درخواست حذف اطلاعات

پرچم عراق

وزارت خارجه عراق، سفیر این کشور در تهران را فراخواند و علت آن را «رفتار غیرمسئولانه وی در قبال عراقی های مقیم ایران» اعلام کرد.

به گزارش مشرق، وزارت خارجه عراق توضیحاتی درباره رفتار «راجح صابر عبود ال » سفیر این کشور در عراق  ارائه  کرد.

بر اساس گزارش «سومریه»، «احمد محجوب» سخنگوی وزارت خارجه عراق اعلام کرد: وزارت خارجه از رفتار غیرمسئولانه سفیر عراق در ایران با شهروندان عراقی متاسف است و «ابراهیم الجعفری» خارجه، وی را به خاطر این رفتار فورا به عراق فراخوانده است.

محجوب افزود تحقیقات در این خصوص به جریان افتاده و تمامی اقدامات قانونی درباره این رفتار اتخاذ خواهد شد؛ وزارت خارجه از تمامی تیم های دیپلماتیک خود درخواست کرده همواره در خدمت شهروندان مقیم کشورهای دیگر باشند. سفارت عراق در تهران نیز هم باید مانند سفارت های عراق در دیگر کشورها به شهروندان عراقی خدمت رسانی کند.

در ادامه این بیانیه توضیحی درباره رفتار غیرمسئولانه سفیر عراق نیامده است.

هفته جاری ی از دیدار تعدادی از شهروندان عراقی مقیم ایران با راجح صابر عبود ال در برخی رسانه ها منتشر شد و رفتار سفیر عراق با مردم کشور خود در این دیدار مورد انتقاد قرار گرفت.

منبع: فارس



واکنش وزارت خارجه به یک متن توهین آمیز

درخواست حذف اطلاعات

وزارت خارجه

روابط عمومی وزارت امور خارجه به انتشار یک متن توهین آمیز واکنش نشان داد.

به گزارش مشرق، به دنبال انتشار مطلبی موهن علیه سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)  توسط فردی تحت عنوان " مترجم وزارت امور خارجه " روابط عمومی وزارت امور خارجه اعلام کرد: چنین فردی هیچگاه کارمند وزارت امور خارجه نبوده و نیست.  وزارت امور خارجه ضمن محکوم هرگونه جسارت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین، نشر و بازنشر و بدتر از همه تقطیع برخی اظهارات آن توسط برخی مدعیان دروغین  را توهین بی شرمانه و غیرقابل بخشش  به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله (ع) در روز عاشورا دانست.

روابط عمومی وزارت خارجه افزود: باعث تاسف است که برخی عناصر معلوم الحال و بی هویت حاضر شده اند برای اه حقیر جناحی و تخطئه وزارت امور خارجه از هر ابزاری حتی تقطیع اظهارات افراد بی ارتباط با وزارت خارجه و تولید و انتشار توهین به ساحت اهل بیت علیهم السلام استفاده کنند. مرتکبان این اقدام سخیف باید برای این حرکت سخیف و ضد شعائر ی از ساحت اهل بیت، ملت شریف ایران و وزارت امور خارجه عذرخواهی و به درگاه الهی نسبت به این بی حرمتی آشکار توبه کنند.




چرا اوباما پس از مدت ها سکوت، با کنایه از عربستان، کره شمالی و حرف زد ولی نامی از ایران نبرد؟

درخواست حذف اطلاعات

                                                 تحلیلگران توجه خاصی به ذکر اسم این کشورها از سوی اوباما نشان دادند و بر این عقیده اند که این مساله دل های متعددی دارد. این سخنگوی هوشیار، به خوبی می داند که اولین بازگشتش به صحنه ، پس از یک سکوت طولانی می تواند بسیار پر مخاطب و تاثیرگذار باشد و رسانه ها اهتمام زیادی به مضمون صحبتهایش خواهند داشت. الجزیره چنین تحلیل کرده که ارتباط برقرار اوباما بین عربستان، و کره شمالی، صحبتهای رئیس جمهور سابق (جورج بوش) در مورد محور شرّ، را به ذهن متبادر می سازد؛ البته بوش ایران را در این محور قرار می داد ولی اوباما نامی از ایران نبرده.                         

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (entekhab.ir) :

چرا اوباما پس از مدت ها سکوت، با کنایه از عربستان، کره شمالی و حرف زد ولی نامی از ایران نبرد؟

الجزیره نوشت: پس از سکوتی طولانی، رئیس جمهور سابق روز هفتم ماه جاری را برای بازگشت به میدان انتخاب کرد و طی سخنانی از ن یتی خود از مسیری که ایالات متحده از زمان روی کار آمدن ترامپ در حال طی آن است، صحبت کرد.

به گزارش «انتخاب»، این رسانه عرب زبان ادامه داد: با اینکه اوباما در صحبتهای خود تنها دو بار اسم ترامپ را آورد، اما در واقع اشاره اصلی او به ترامپ و سیاستهای داخلی و خارجی وی بود.

اوباما در بخشی از سخنانش ضمن انتقاد از وج از توافق آب و هوایی گفت:« این کره شمالی، یا عربستان سعودی و روسیه نیستند که از توافق آب و هوایی خارج شده اند، بلکه ما تنها کشوری هستیم که چنین کرده ایم، با اینکه کشورهای زیادی در جهان است».

تحلیلگران توجه خاصی به ذکر اسم این کشورها از سوی اوباما نشان دادند و بر این عقیده اند که این مساله دل های متعددی دارد. این سخنگوی هوشیار، به خوبی می داند که اولین بازگشتش به صحنه ، پس از یک سکوت طولانی می تواند بسیار پر مخاطب و تاثیرگذار باشد و رسانه ها اهتمام زیادی به مضمون صحبتهایش خواهند داشت.

پس از آنکه سیاست خارجی ایالات متحده به ترامپ واگذار شد، وی در ابتدای ورودش به منصب ریاست جمهوری، وارد یک معامله اقتصادی خیالی به ارزش بیش از 460 میلیارد دلار، با عربستان سعودی شد، اما در ادامه، ریاض بدون در نظر گرفتن منافع ، به همراه بحرین و امارات، از محاصره قطری خبر داد که بزرگترین پایگاه نظامی هوایی در منطقه را در خود جای داده است.

این بحران در خلیج فارس می توانست استقرار منطقه را تهدید کند و شورای همکاری های خلیج فارس و اینده آن را محک بزند. این در حالی است که محاصره کنندگان قطر در دوره ریاست اوباما جرأت چنین ماجراجویی های بی حس را نداشتند.

در مورد کره شمالی، ترامپ به سرعت به سمت متوقف برنامه های هسته ای ان رفت و نتیجه تلاش او، نشست سنگاپور و دیدار تاریخی رئیس جمهور و کره شمالی بود. علاوه بر اینکه ترامپ موضع پیچیده ای را در قبال اتخاذ نمود.

کشورهایی که اوباما از آنها نام برد، دارای نظامهایی استبدادی هستند که از مطبوعاتی برخوردار نیستند، فساد در آنها موج می زند و در صدر گزارشهای سازمانهای حقوقی در زمینه قرار دارند.

همانطور که در عربستان صدها دانشمند، فعال و حقوقدان در شرایطی ناعادلانه محاکمه و می شوند، این مساله در مورد کره شمالی هم صدق می کند و این کشور به محض شنیدن صدای مخالفان، دستور زندانی شدن انها را می دهد.

این سه کشور همچنین در زمینه درگیری در جنگهای داخلی و خارجی با یکدیگر اشتراک دارند؛ عربستان سعودی محاصره خفه کننده ای را علیه یمن اعمال نموده و به همراه امارات ائتلافی نظامی را ی می کند که باعث مرگ هزاران نفر شده است. نظام جنگی سخت را علیه مع ن به راه انداخته است و کره شمالی دائما در حال تهدید همسایه جنوبی اش است.

ارتباط برقرار اوباما بین عربستان، و کره شمالی، صحبتهای رئیس جمهور سابق (جورج بوش) در مورد محور شرّ، متشکل از عراق، کره شمالی و ایران را به ذهن متبادر می سازد.




چه شد که کردها و حتی اعراب سنی هم در رقابت های اخیر عراق، به ایران متمایل شدند؟

درخواست حذف اطلاعات

/ همه گروه های در بغداد به دنبال ارتباط با سلیمانی

عملیات سرنگونی حیدر العبادی با موفقیت انجام شد. تهران این مأموریت را به انجام رساند و واشنگتن عبادی را تنها گذاشت، با اینکه این مرد بهای موضعگیری خود در مورد پایبندی به تحریمهای علیه ایران را پرداخت کرد. پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (entekhab.ir) :

چه شد که کردها و حتی اعراب سنی هم در رقابت های اخیر عراق، به ایران متمایل شدند؟ / همه گروه های در بغداد به دنبال ارتباط با سلیمانی

حازم الأمین در الحیات نوشت: عملیات سرنگونی حیدر العبادی با موفقیت انجام شد. تهران این مأموریت را به انجام رساند و واشنگتن عبادی را تنها گذاشت، با اینکه این مرد بهای موضعگیری خود در مورد پایبندی به تحریمهای علیه ایران را پرداخت کرد.

به گزارش «انتخاب»، این رسانه عرب زبان ادامه داد: کناره گیری واشنگتن، بخشی از محاسبات گروههای عراقی را تشکیل می دهد. به همین دلیل، نزدیک ترین طرفهای عراقی به واشنگتن، در حال دور شدن از ان هستند. برای مثال، هم پیمانان تاریخی واشنگتن، کردها، امروز در جبهه تهران قرار گرفته اند. سنی های عرب، دشمنان تهران، خود را تنها یافتند و به ناچار با دشمن مذهبی خود ارتباط برقرار د. حیدر العبادی، به ک شان «رها شده ها» پیوست و اکنون به خوبی می داند که حساب ش روی واشنگتن، اشتباه بوده است و باید در صدد ترمیم روابط خود با تهران برآید.

اغلب سیاستمداران عراقی این روزها متوجه ناکارآمدی سیاستهای امریکا در جریان حوادث عراق و نفوذ گسترده ایران در آن، شده اند. این واقعیت، سیاستمداران مذکور را بر آن داشته است گفتمانی دوستانه با قاسم سلیمانی داشته باشند و به سرعت در این زمینه اقدام کنند.

مساله عجیب آن است که امریکا مدعی است نمی خواهد عراق دست در دست تهران بگذارد و پلی برای در هم پیچیدن تحریمهای باشد. این را نمی خواهد اما همزمان از طرفهایی عراقی که در این مورد با ان اتفاق نظر دارند، حمایت نمی کند! همانطور که کردها و سنی های عراق را تنها گذاشت.

بدین معنا، واشنگتن از عراقی ها می خواهد که گذرگاهی برای دور زدن تحریمهای تهران نباشند، اما خود، چنین فرصتی را برای ایران فراهم می کند!

آنچه بین عبادی و واشنگتن اتفاق افتاد، واقعا شگفت انگیز است. در حالی که عبادی در نقطه مرکزی بین واشنگتن و تهران قرار داشت، نامهایی که برای جایگزینی او مطرح می شد، همگی به تهران نزدیک تر بودند. برای مثال، فالح الفیاض، به تهران نزدیک تر بود تا عادل عبدالمهدی، اما هر دو نفر، نسبت به عبادی، به تهران نزدیکتر بودند.

تهران معادله را برد. واشنگتنِ دونالد ترامپ اما همچنان احساس ش ت نمی کند! واشنگتن ظاهرا نمی خواهد که عراق به باغ پشتی ایران تبدیل شود، اما از سوی دیگر، هیچ کمکی به هم پیمانان خود در عراق نمی کند.

می توانیم این گرداب ترسناک را طور دیگر نیز تفسیر کنیم؛ واشنگتن قصد دارد به افزایش نفوذ ایران در عراق، کمک کند. عراق باید 4 سال دیگر را زیر سایه تی بگذراند که تهران از ان می خواهد منافعش را تامین کند، در حالی که واشنگتن خواستار آن است که عراق پاسخ مثبتی به خواسته های تهران ندهد! رئیس اینده ت عراق، بین این دو خواسته، بدترین روزهای زندگی اش را سپری خواهد کرد.

تهران به دنبال آن است تا میدان عراق را به نوعی تغییر دهد که در مرحله دشوار پیش رو، بتواند به ایران کمک کند، اما واشنگتن توجهی به این مساله ندارد و این بی توجهی ما را نگران می کند. در واقع عراق این روزها بین ایران و قرار دارد.




بزرگترین قرارداد فروش ورق api توسط شرکت فولاد ا ین خوزستان منعقد شد

درخواست حذف اطلاعات

مدیرعامل شرکت فولاد ا ین خوزستان گفت: این شرکت در راستای اه استراتژیک و سیاست های کلان مجموعه مدیریت شرکت و استراتژی های فروش و بازاری خود، همواره تلاش داشته تا ورقهای ضروری و مورد نیاز شرکت های نفت، گاز و پتروشیمی را تولید عرضه کند. کد خبر: ۶۵۶۷۶۵تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۹:۱۱ 17 september 2018روز گذشته شرکت فولاد ا ین خوزستان، تولید کننده ورق های عریض فولادی توانست قرارداد بزرگ تولید ۶۳ هزار تن ورق api را به منظور مصرف در خطوط انتقال انرژی منعقد نمایند. به گزارش"تابناک"؛ عبدالرضا محمود پور در این خصوص گفت: این شرکت در راستای اه استراتژیک و  سیاست های کلان مجموعه مدیریت شرکت و استراتژی های فروش و بازاری خود، همواره سعی و تلاش داشته است تا بتواند ورقهای ضروری و خاص مورد نیاز شرکت های نفت، گاز و پتروشیمی را تولید و در مقیاس کلان بازاری و تولید  عرضه نماید و در حال حاضر پس از انجام مذاکرات متعدد فنی و بازرگانی با شرکت های مختلف در تازه ترین اقدام  منجر به عقد قرار داد تولید ۶۳ هزار تن ورق های api 5l x60,x65 psl2 با قابلیت کاربرد در پروژه های نفت و گاز با یکی از شرکت های بازرگانی مطرح در این زمینه گردیده است و این قرارداد بزرگترین قرارداد در طول فعالیت شرکت فولاد ا ین خوزستان می باشد که تاکنون به سرانجام رسیده است.   مدیرعامل فولاد ا ین خوزستان همچنین افزود: از طرفی قبل ازاین نیز با دستور مستقیم محترم نفت مقرر گردید که 20% از پروژه خط لوله انتقال نفت خام از گوره به جاسک به این شرکت واگذار گردد که به دلایل مختلف تا کنون منجر به عقد قرارد نشده بود که دراین خصوص نیز در تازه ترین اقدام بعد از پیگیری های مجموعه مدیریت و اعضای جدید هیئت مدیره شرکت فولاد ا ین خوزستان امروز جلسه ای با دعوت کرباسیان معاون محترم صنعت ،معدن وتجارت و رئیس هیئت عامل ایمیدرو، دهقانی مدیر عامل محترم شرکت ی و توسعه نفت (متن) ،آقای سقایی مجری طرح انتفال نفت خام گوره به جاسک و مدیران شرکتهای فولاد مبارکه و فولاد خوزستان برگزار گردید و موضوع مورد بررسی قرار گرفت. که جا دارد از معاونت صنعت، مدیرعامل شرکت ی و توسعه نفت و مجری طرح انتقال نفت خام گوره به جاسک به دلیل توجه به تولیدات داخل تشکر کرده و امید است پروژه گوره به جاسک نیز با نظرات مثبت ایشان در آینده نزدیک نهایی گردد. محمودپور در ادامه گفت: دراین جلسه شرکت فولاد ا ین خوزستان اعلام توانایی تولید ماهیانه 20 هزار تن محصولات api مخصوص محیط ترش راداشته که معادل تولید سالانه 240 هزار تن از این نوع ورق های استراتژیک خواهد بود.این نوع محصول جزء اقلام ضروری و مورد نیاز شرکت های نفت و گاز می باشد که مورد توجه آقای دهقانی نیز قرار گرفته است.



خوزستان دومین استان حاشیه نشین کشور است

درخواست حذف اطلاعات

وی افزود: در خوزستان که دومین استان حاشیه نشین کشور است به دلیل عدم توسعه یافتگی و عدم برنامه ریزی مناسب با بحران حاشیه نشینی مواجه شده ایم که جنگ تحمیلی می تواند یکی از عوامل آن باشد. کد خبر: ۶۵۶۶۱۸تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۱ 17 september 2018

علی خدادادی در جلسه هماهنگی تشکیل مجمع خیرین استان خوزستان که امروز (26 شهریورماه) برگزار شد، ضمن گرامیداشت و تسلیت فرارسیدن ماه محرم و شهادت حسین(ع)، اظهار کرد: خلأهای زیادی در جامعه وجود دارد و ما با عد اجتماعی مد نظر نظام ی فاصله بسیار زیادی داریم و فاصله طبقاتی موجب شده تا مردم آسیب ببینند.

به گزارش"تابناک"وی افزود: در خوزستان که دومین استان حاشیه نشین کشور است به دلیل عدم توسعه یافتگی و عدم برنامه ریزی مناسب با بحران حاشیه نشینی مواجه شده ایم که جنگ تحمیلی می تواند یکی از عوامل آن باشد.

مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان تصریح کرد: در مرکز استان خوزستان بیشترین تعداد جمعیت حاشیه نشین را داریم و همه این عوامل زمینه ساز بروز آسیب های اجتماعی و نابهنجاری ها است و دشمن می تواند از آنها سوءاستفاده کند.

خدادادی ادامه داد: در این راستا ما وظیفه ای داریم که توجه ویژه به اقشار آسیب پذیر و حاشیه نشین از اهم این وظایف محسوب می شود و در همین راستا خدمت به این قشر محروم، در کانون توجه جمعیت هلال احمر استان قرار گرفته است.

وی با بیان این که نقاطی از استان خوزستان دارای محرومیت مفرط هستند، گفت: ما به دنبال توانمندسازی آنها از طریق همکاری با نهادهای مختلف هستیم.

مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان با بیان اینکه از طریق تخصیص سرانه اعتبارات کشور، مشکلات مناطق محروم و حاشیه نشین اهواز و استان مرتفع می شود، خاطرنشان کرد: ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به مناطق حاشیه و حاشیه نشینان گام بزرگی بود که با همکاری علوم پزشکی اهواز تحقق یافت.

خدادادی با اشاره به تشکیل مجمع خیرین و با بیان این که حرکت می تواند زمینه ساز یک حرکت مردمی و بشردوستانه شود، عنوان کرد: یکی از راه هایی که در مکتب ما بر آن تأکید شده و از اصول اساسی نهضت صلیب سرخ و جمعیت هلال احمر است عمل به عنوان حلقه وصل نیازمندان و توانمندان است.

وی بیان کرد: ما باید بتوانیم این نقش را به خوبی ایفا کنیم و زمینه ساز انتقال توان توانمندان به نیازمندان باشیم تا عد نسبی در جامعه ایجاد شود.

مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان تصریح کرد: ما باید یک مجموعه هماهنگ کننده برای انجام امور خیریه داشته باشیم تا از موازی کاری و پراکنده کاری پرهیز شود.

خدادادی گفت: اگر هماهنگی نباشد به نتیجه مطلوب نمی رسیم و پس از تشکیل مجمع خیرین اولین کار هماهنگی فرابخشی میان مجموعه های مختلف است.




آتش سوزی در بخش عراقی تالاب هورالعظیم ادامه دارد

درخواست حذف اطلاعات

به دلیل اینکه جهت باد جنوب غرب است و این روزها در خوزستان شاهد وقوع شرجی هستیم، دود آتش سوزی در ای خوزستان منتشر نمی شود و این دود به سمت ای کشور عراق می رود. کد خبر: ۶۵۶۲۷۶تاریخ انتشار: ۲۵ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۸:۵۸ 16 september 2018

شهریار عسکری با اشاره به آتش سوزی در بخش عراقی تالاب هورالعظیم، اظهار کرد: آتش سوزی در بخش عراقی تالاب هورالعظیم همچنان ادامه دارد.

به گزارش"تابناک"؛وی افزود: به دلیل اینکه جهت باد جنوب غرب است و این روزها در خوزستان شاهد وقوع شرجی هستیم، دود آتش سوزی در ای خوزستان منتشر نمی شود و این دود به سمت ای کشور عراق می رود.

مدیر روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان با اشاره به انجام چندین مرحله عملیات اطفا از سوی نیروهای ایرانی در بخش عراقی هورالعظیم گفت: از دو هفته پیش عملیات اطفای حریق متوقف شده است.

عسکری گفت: انجام رایزنی های لازم با کشور عراق جهت مشارکت و انجام تعهداتش در خاموش آتش سوزی به وزارت امور خارجه محول شده است که در حال پیگیری هستند




تصویب احداث نیروگاه برق و کارخانه جدید فولاد در خوزستان

درخواست حذف اطلاعات

فرامند هاشمی زاده گفت: این کارگروه با ایجاد نیروگاه برق سیکل ترکیبی با 480 مگابات برق توسط بخش خصوصی در منطقه غیزانیه از توابع شهرستان اهواز موافقت کرد. کد خبر: ۶۵۴۷۸۱تاریخ انتشار: ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۷:۴۶ 12 september 2018

فرامند هاشمی زاده افزود:این کارگروه با ایجاد نیروگاه برق سیکل ترکیبی با 480 مگابات برق توسط بخش خصوصی در منطقه غیزانیه از توابع شهرستان اهواز موافقت کرد.

به گزارش"تابناک" وی گفت: این کارگروه همچنین با احداث طرح کارخانه فولاد اخگر به عنوان یکی از طرح های مهم و زیربنایی خوزستان، در کنار فولاد شادگان موافقت کرد.

وی ادامه داد:کارگروه امور زیربنایی خوزستان به دلیل اهمیت فوق العاده آن و در جهت کمک به رونق اقتصادی و ایجاد پروژه های مورد نیاز در خوزستان هر هفته تشکیل می شود. ایجاد واحدهای صنعتی، راه اندازی بخش های خدمات رفاهی، گسترش فعالیت های کشاورزی و گردشگری نیاز به مصوبه این کارگروه دارند.

وی ادامه داد: طرح های متقاضی پس از تصویب در این کارگروه، در نهایت شورای برنامه ریزی خوزستان نسبت به موافقت نهایی با آنها بررسی مجدد می شوند.