رسانه
رسانه

از هر دری 108



از هر دری 108

درخواست حذف اطلاعات

- برای ی که مثل من همیشه سر شب سرش را می گذارد روی بالش و بیهوش می شود توی این ساعت یعنی 23.50 سوپ و چای گرم تهیه کمی عجیب و دور ازعادت است. چاره ای هم نیست، تازه رسیده ام خانه و تمام استخوان هایم نم کشیده اند. احتیاج داشتم از داخل گرم شوم. سوپ و چای نسخه دلخواهم است. 

- قرار بود امشب تست پایانی کلاس زبان فرانسه باشد ولی خوشبختانه به هفته دیگر موکول شد و من در حال ذوق مرگ شدنم. اصلا امادگی برای تست نداشتم. باید سرم را بیندازم پایین و حس کار کنم تا نمره ام مایه آبروریزی نباشد. باید منصف باشم و به دو چیز اعتراف کنم: زبان فرانسه خیلی خیلی سخت تر از زبان ایتالیایی ست و از آن بدتر اینست که روی زبان فرانسه آنطور که آن وقتها روی زبان ایتالیایی کار می ، کار نمی کنم. علتش اینست که قرار نیست من بروم فرانسه. به همین سادگی!

- نزدیک محل برگذاری کلاس یک بار کافه معروف است که قهوه ناپلی درست می کند. آنهایی که اینکاره هستند و قهوه خوب شناس، می دانند که اولا بدترین قهوه ایتالیا از بهترین قهوه جاهای دیگر دنیا بهتر است و دوما بهترین قهوه ایتالیا را در ناپل می شود نوشید. این بار شیرینی های سنتی ناپل را هم دارد و خلاصه که کلاس رفتن برایم امر شیرین و دلنشینی شده است به برکت وجود این بار.

- بنا بر نتیجه این نظر سنجی می خواهم مارگریتا چه ویتا را بخوانم و البته می دانم که تاخیر زیادی دارم. فردا باید بروم کتابخانه و امیدوارم این کتاب را داشته باشند. شما هم دوست دارید در این خوانش همراه شوید؟