رسانه
رسانه

شرافت انسان



شرافت انسان

درخواست حذف اطلاعات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebeziba/3501434.matalebeziba.ir.jpg

مردی ن نا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و

ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟» پس از او پادشاه نزد مرد ن نا رسید و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟

سپس سربازی نزد ن نا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید: احمق، راهی که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟ هنگامی که همه آنها مرد ن نا را ترک د، او شروع به خندیدن کرد.

مرد دیگری که کنار ن نا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟ ن نا پاسخ داد: اولین

مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود. مرد دوم او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.

مرد با تعجب از ن نا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو ن نا نیستی؟ ن نا پاسخ داد: فرق

است میان آنها، پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی

نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.

طرز رفتار. هر نشانه شخصیت اوست نه سفیدی بیانگر زیبایی است و نه سیاهی نشانه زشتی

شرافت انسان به اخلاقش است...



منبع: http://libbe khoy. /