رسانه
رسانه

بارانداز چهارم: ستمگر



بارانداز چهارم: ستمگر

درخواست حذف اطلاعات

وقتی که آدمای دارای مشکل، که توی یادداشت قبلی توضیح دادم، راهنمایی و کمک های منو گوش نمی دادند و توجهی بهش نمی د و یا در کل بودن چنین چیزی رو انکار می د، از دستشون عصبانی می شدم و حرص می خوردم که چرا هیچ حرکتی در راستای خوب شدن خودشون نمی کنند و یا متوجه نیستند که چنین مشکلی دارند و چرا قدردان من نیستند که بهشون توجه و براشون راه حل ارائه دادم. و همه این مونولو درونی، مواردی بودند که باید یکی به خودم گوشزد می کرد. گو اینکه این واژه ها فریادیه که ناخودآگاهم برسر خودم می زنه؛ ولی من اون رو روی دیگران دایورت می کنم تا خودم رو از زیر بار داشتن چنین مشکلی رها کنم.
یا وقتی با اعضای خونواده دچار مشکل می شدم با تلخ ترین واژگان و دستور زبان ممکن باهاشون حرف می زدم و جوابشون رو می دادم. و زمانی که این رفتار رو از خودم می دیدم در مقابلش اگه می خواستن مسافرتی برند یا پای عشق و حالی در میون بود معمولا اونی که نه میاورد، من بودم. با خودم لج می و خودم رو مستحق خوشی و لذت نمی دونستم و درصدد انتقام از خودم برمی اومدم. وقتی می خواستم ریشه این رفتارم رو پیدا کنم، شروع به دلیل تراشی و بهونه جویی می . بعدش که به خودم می اومدم، می دیدم باز توی نقش قربانی ای فرو رفتم که دیگران بهش ظلم و دلیل بدبختیام دیگرانن، نه خودم. و این طوری بود که دوباره حلقه کا من تکرار می شد: قربانی... ناجی... ستمگر... قربانی... ناجی... ستمگر... قربانی...