رسانه
رسانه

وب نامه شفیعی مطهر



فرخنده زادروز واپسین بشیر بشر

درخواست حذف اطلاعات
فرخنده زادروز واپسین بشیر بشر

#شفیعی_مطهر

باد صبا وزید بیا باده نوش کن

با آب وصل آتش هجران خموش کن

فرخنده زاد روز محمد(ص)فرارسید

دستی فشان ز شادی و جوش و .. وش کن

گیسوان سیاه شب انتظار، در زلال چشمه سار سپیده دم وصال، رنگ باخت و حضور سبز .. حکمت و معرفت و خاتم رس .. حضرت محمد بن عبدالله (ص) و فرزند والاتبارش حضرت .. جعفر صادق (ع) ، ک .. شان ها ستارگان شادی و امید را بر دامان سپید فلق فرو ریخت .

اگر نبود سایه سبز رس .. ، از یورش سموم سوزان ضل .. ، جوانه تُرد فطرت می فسُرد و شکوفه های سرخ طبیعت می پژمُرد. شقایق های شوق می سوختند و یاس های امید با خا .. تر یأس می ساختند.

واپسین بشیر بشر و آ .. ین سفیر داور در سیاه ترین عصر حاکمیت سکوت و حکومت طاغوت از مناره غار «حرا» شراره فریاد «چرا؟» را برافروخت و تندیس های اکاسره و قدیس های قیاصره را در هم کوفت. در پرتو پیامش نه از قصر قیصران نشان ماند و نه از کاخ تاجوران.

عد .. محمدی (ص) بلال سیاه را در کنار صاحبان جلال و جاه نشانید. توحید عیار ارزش شد و تقوا، معیار گزینش.

(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ ) (حجرات:13)

محمد (ص)فرشته نبود، اما اسطوره وجودش با عصاره نور سرشته بود.

«اگر .. را فرشته ای هم قرار داده بودیم، او را به صورت مردی در می آوردیم و بر او لباس مردم می پوش .. م» (انعام:9)

محمد (ص)در سیاه ترین روزهای رکود و جمود، قامت به قیامت بست و در «قد قامت» عشق، قامت ش .. ت.

محمد (ص)سرو سرسبز سعادت بود که در بوستان مردم رویید و در میان چمنزار مردم بالید و از هیچ سختی و دشواری ننالید. با مردم زیست و درد مردم ستمدیده را در مردمک دیده گریست.

محمد(ص) دریای بیکرانی بود که در تنگ نای جام گنجید و پهنای پیام را برگزید.

او بحری بود که در ظرف آمد و کوهی بود که به حرف آمد.

محمد (ص)موج .. وش بود در مرداب خموش. مرداب را به تپش خواند و خیزاب را به خیزش. سراب را آب بخشید و مرداب را شتاب.

او اقیانوس مردمان را به شورش فرا خواند و بر تندیس های خ مگان یورش آورد. گفتارش روزنی از ریاض آفتاب بود و فوران فیاض نور ناب.

محمد (ص)سوداگری سودآور بود؛ اما خود سودای سود نداشت. جان را به اخگر عشق افروخت و کالای جان را به بالای جانان فروخت.

محمد (ص)در حاکمیت زرد پاییز، حکومت سبز رستاخیز را بر پا کرد. دستانش پر از بهار بود و انبانش انباشته از شکوفه زار. از لب هایش نسیم نجابت می وزید و از دهانش، شمیم شهامت.

محمد (ص) آیه آفتاب بود و همسایه مهتاب. از کوله بار رس .. ش شکوفه های نور می ریخت و کوچه های تاری .. تان تاریخ را با نسیم نور می آمیخت.

... و اکنون محمد (ص)این .. رحمت و رهایی بر فراز تاریخ بشریت سرافراز و پیشتاز ایستاده و خامه در کف من، حیران و سرگردان که چگونه این اقیانوس نور را در فانوس کور در آورد؟

تو از قبیله که ای که ناز را ش .. ته ای

تنگ حصار مبهم نیاز را ش .. ته ای

سرو شود خجل اگر به قامتت نگه کند

ز بس که راست قامتی طراز را ش .. ته ای

قلم کمندی است که .. شه های ناب را به بند می آورد و پرنده سبک بال خیال را از فراز قله های بلند آمال شکار می کند و در قالب واژه ها و زنجیر کلمات به رشته تحریر می کشد؛ اما در این جا درمانده که چگونه این قامت را بنگرد و قیامت را بنگارد؟

خویش را هر لحظه در آیینه ها گم می کنم

در دل دریا چو موجی خویش را گم می کنم

از ش .. ت رنگ آوازم .. ی آگه نشد

بس که من از خجلت دل دست و پا گم می کنم

امروز همچنین ششمین هودج هدایت و ستاره .. ت حضرت .. جعفر صاذق (ع) ، بر فراز جهان تاریک ما نیک درخشید و راه های رستگاری بشر را نور بخشید.

فرخنده زادروز این دو چشمه سار حکمت و آبشار معرفت را به همه تشنگان زلال زندگی تبریک و تهنیت می گویم.

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



« لایزال نگریستن » و « در حال زیستن »!/471

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 714)

« در حال زیستن » و « لایزال نگریستن » !

من غنچه را دیدم با دلی پر از « نوید خودآرایی » و « امید به شکوفایی »...

و گل را دیدم با دلی « انباشته از حسرت » و « انگاشته از غارت » ....

و گلاب را دیدم که پس از گذر از « سطر سطر خطرات » تنها « عطر خاطرات »

از دل شیشه ای اش می تراوید.

بنابراین دریافتم که « باید لایزال نگریست » و « شاید در حال زیست »!

#شفیعی_مطهر

---------------------------

انگاشتن : پنداشتن،گمان .. ،خیال .. ،تصور ..

لایزال : بی زوال،جاوید،ابدی،زوال ناپذیر

باید : بایسته است،واجب است

شاید : شایسته است

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



« کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی »/472

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 724)

« کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی »

.. انی توانستند « دنیا را اسیر » و « دنیاطلبان را تحقیر » کنند،

که در دنیا « زنجیر اسارت را گسستند »

و « شمشیر حقارت را ش .. تند »!

انسانی که « کرامت » خود را « بشناسد »،

از پذیرش هر گونه « حقارت می هراسد»!

انسانیّتِ انسان نه به « قد و قامت »،که به « کرامت » است!

انسانی می تواند « رذایل را بزداید» و « خود را به فضایل بیاراید »

که از « کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی » برخوردار باشد!

#شفیعی_مطهر

-----------------

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



«نسل سرگردان » در « فصل عِصیان »/473

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 734)

« نسل سرگردان » در « فصل عِصیان »

похожее изображение

من در این « دَیر و دیار » و این « روز و روزگار »

یک « نسل سرگردان » را دیدم در « فصل عِصیان »!

نسلی که پیش از « دیدن فصل سبز شکفتن » ،

تجربه « راز دل نهفتن » را « می اندوزد ».

و پیش از آموزشِ « اصل شِگِردِ راهبُردن » ،

« فصل زرد پژمُردن » را « می آموزد »!

بیاییم در « بوستان بشریّت » و در جمع « دوستان حُرّیّت »،

نگذاریم « رجّاله های پلید »،« لاله های امید » را « به خاک و خون » کشند

و « بهار شکوفایی » را به « خزان میرایی » « دگرگون »کنند!

#شفیعی_مطهر

---------------------------------

دَیر: صومعه،معبد راهبان،کنایه از دنیا

عِصیان: نافرمانی،سرکشی، ترک طاعت،عدم انقیاد

شِگِرد : روش،شیوه،طرز عمل

راهبُرد : استراتژی ،شیوه عمل

رجّاله : افراد پست و فرومایه

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



« لحظه های پُربار » و « لمحه های ماندگار » / 474

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 744)

« لحظه های پُربار » و « لمحه های ماندگار »

картинки по запросу ‫قطار شهربازی‬‎

من بسیاری از افراد را چون « قطار شهر بازی »

در « استمرار سفر مجازی » دیدم ،

که با « بودن در کنارشان » و « شنودن گفتارشان » لذّت می بریم ،

ولی با آنان نه به « هدفی والا » ،

بل که به « شَعَفی گذرا » می رسیم!

بیاییم « لحظه ها را پُربار » و « لمحه ها را ماندگار » کنیم!

هر لحظه « مرواریدی ناب » و « نویدی از آفتاب » در بردارد.

بیاییم « ایّام را قدر بدانیم » و « اغتنام را بر صدر بنشانیم »!

#شفیعی_مطهر

------------------------------

شَعَف: شیفته شدن،خوشدل شدن،خوشحال شدن،شادمانی

لمحه: یک بارنگریستن،با شتاب به چیزی نظر ..

اغتنام :غنیمت شمردن،غنیمت دانستن چیزی

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



« شعرهای نگفته » و « راه های نرفته »! /475

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 754)

« شعرهای نگفته » و « راه های نرفته »!

похожее изображение

من چون می خواستم .. ی باشم که تا کنون نبوده ام ،

ناگزیر « درگاهی را گشودم » و « راهی را پیمودم »

که تا کنون آن ها را نه « پیشروی گشوده » و نه « رهروی پیموده » بود!

برای رسیدن به « قاف ولا » و « اه .. والا »

باید « شعرهای نگفته را سرود » و « راه های نرفته را پیمود »!

#شفیعی_مطهر

---------------------------

درگاه : آستانه،پیشگاه،جای در

ولا : ملک،پادشاهی ،دوستی

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



زن و مدرس

درخواست حذف اطلاعات

زن و مدرس

#شفیعی_مطهر

طرح مسئله « حقوق شهروندی» و به رسمیت شناختن « حقوق .. ن » به عنوان بخشی از آن در طول تاریخ و عرض جغرافیا موضوعی چالش برانگیز بوده و هست!

برای تعمیق این فکر مترقی در بین لایه های فکری و عقیدتی جامعه باید تلاش هایی روشنگرانه و اقناعی در عرصه رسانه های حقیقی و مجازی مطرح کرد.

مرحوم مدرس یکی از مبارزان .. خواه و یکی از روشنفکران دینی در دوره پهلوی اول کارنامه ای درخشان دارد .گذشته از مشی ساده زیستی و داشتن افکار عالی و ایثار جان در راه دفاع از حق و حقوق ملت،درباره «حقوق .. ن» افکاری شگفت آور دارد!

یک بار در دوره ی دوم مجلس شورای ملی، محمد تقی .. الرعایا، .. ی همدان، بحث حق رأی .. ن را مطرح کرد که شگفت می نمود، اما هیچ زمینه ای برای پذیرش نداشت و مرحوم سید حسن مدرس با آن مخالفت کرد. سخنان مدرس پس از .. الرعایا در جلسه روز هشتم شعبان 1329 ق (دور دوم، جلسه 280) چنین بود:

«برهان این است که امروز ما هر چه تأمل مى کنیم، مى بینیم خداوند قابلیت در این ها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب را داشته باشند.

مستضعفین و مستضعفات و آن ها از آن نمره اند که عقول آن ها استعداد ندارد و گذشته از این که در حقیقت نسوان در مذهب .. ما در تحت قیمومتند،« الرجال قوامون على النساء »در تحت قیومیت رجال هستند و مذهب رسمى ما .. است، آن ها در تحت قیمومتند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را .. ند که خداوند هم در قرآن مى فرماید در تحت قیمومیت اند و حق انتخاب نخواهند داشت، هم دینى هم دنیوى. این مسئله ای بود که اجمالاً عرض شد».

منبع :http://nan-ketab. .. /post-204.aspx



منبع: http://modara. .. /



« کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »/476

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 764)


« کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »

похожее изображение

من خود را چون « درختی کُهن » و « نهالی تَهمتَن »دیدم

که « تبرها بر ریشه ام نواختند » و « اخگرها بر .. شه ام افروختند»،

اما با همه « توش و توان کوشیدم » و چه بسیار« زهرِ بُهتان نوشیدم »

تا توانستم « پایدار بمانم » و بر همه « بوم و بر ، بر و بار، برافشانم ».

« کوشش در صحرای کویر » و « پویش با پای در قیر »،

« یاد، در روزگارِ فراموشان » و « فریاد، در دیارِ خاموشان »،

« کاری بزرگ » است و « ابتکاری ستُرک »؛

امّا برای « سبزماندن » و « برگ و بارافشاندن»،

ناگزیر باید این « راه را پیمود» و این « درگاه را گشود » !

#شفیعی_مطهر

-----------------------

تَهمتَن : تنومند،تناور،قوی جُثّه،نیرومند

بوم و بر: سرزمین،زمین،جا،ناحیه،شهر

بر و بار: میوه،ثمر

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



ما ز بالاییم و بالا می رویم.../477

درخواست حذف اطلاعات

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 774)

ما ز بالاییم و بالا می رویم ...

картинки по запросу ‫رود .. وشان‬‎

من « رود روان » را دیدم که « .. امان و بی امان » « می گذشت»

و « کوه فرازمند » و این « بشکوه سربلند » را تنها « می گذاشت ».

« کوه نستوه » با « دنیایی از اندوه »: گفت:

ای « رود روان » و ای « خشم آلود .. وشان »!

« به کجا چنین شتابان » و « چرا خزان و خیزان »؟

کجا از من « چکادی سربلندتر » و « بنیادی فرازمندتر » می ی .. ؟

رود پاسخ داد:

ما ز بالاییم و بالا می رویم

ما ز دریاییم و دریا می رویم

(مولانا،غزلیات دیوان شمس)

#شفیعی_مطهر

------------------------------

بِشکوه : باشکوه،دارای شکوه،باشوکت و هیبت

خزان : خزنده،درحال خزیدن(در اینجا صفت فاعلی)

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. .. /



« پنجره های باز » و « حنجره های آواز »! /452

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 452)

« پنجره های باز » و « حنجره های آواز »!

картинки по запросу

من « شیرین ترین توت » و « نوشین ترین قوت » را

« ریخته در زیر درخت » و « آمیخته با هر لَخت » دیدم؛

در حالی که دیگران به « توت های نارس و کال » بر « بلندای نهال »

« چشم می دوزند » و « دل می بازند».

بنابراین دریافتم که « هر دوری، شیرین » و « هر دیری، نوشین » نیست!

گاه ممکن است که « نیک ترین هدف » در« نزدیک ترین طَرَف »باشد.

گاه نومیدی از دیدن یک « دَرِ بسته » و « پَرِ ش ته »،

نگاه ما را از ده ها « پنجره باز » و « حنجره آواز » باز می دارد!

هیچ « بن بستِ سدید» و هیچ « ش تِ شدید »

نمی تواند« انسان بااراده » و « جوان آزاده »را از هدف بازدارد!

#شفیعی_مطهر

---------------------------

قوت : خوردنی،طعام،روزی،آنچه انسان می خورد

لَخت : تکّه و ای از چیزی

سدید : محکم و استوار، راست و درست

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



محمد(ص) فریادگر قرن ها سکوت

درخواست حذف اطلاعات

محمد(ص) فریادگر قرن ها سکوت


#شفیعی_مطهر

امروز سرو قامتی ش ت که استقامت قامتش قیامت می کرد و در سوگ او قامت سروها خمید !

امروز صفا را از صبح باز گرفتند و سپیدی را از سپیده !

امروز طراوت را از ه زاران ربودند و لطافت را از گلستان !

امروز روح رایحه را از ریاحین باز ستاندند و عطر عاطفه را از بساتین !

امروز یک سبد سپیده از باغ بامداد چیدند که دیگر پس از آن از چشمه خورشید نور ندیدند !

امروز خاطره سرخ شکفتن در خاطر غنچه ها مُرد و آرزوی رُستن در ذهن جوانه ها پژمُرد !

امروز خون حیات و حرکت در رگ هر برگ افسُرد و روح لطافت در نبض هر گلبرگ مُرد !

امروز غمی جانکاه دل بلورین دریا را ش ته و به درد آورده ! آنسان که سوگمندانه سر بر ساحل می ساید و با گلواژه های وش سوگ سروده می سراید !

امروز تُندر ها خشم نانه پای بر بام ابر می کوبند و با درخش آذرخش درد دل باز می گویند !

امروز شکوفه های شادی بر شاخساران شوق نمی خندند و پرندگان غزل خوان بر فراز گُلبُن نمی خوانند !

امروز اندوهی بر قلب هستی چنگ انداخته که فلک از درد به خود می پیچد . ص ه های ابر دردمندانه پیکر خود را بر یکدیگر می کوبند . آنسان که از برخوردشان آتش آذرخش بر می جهد !

...و امروز سموم مرگ ،گل سرخ رس را چید و نشاط دشت دل ها را دروید !

در ۲۸صفر سال ۱۱هجری خورشید آسمان رس ، ماه تابان نبوت، سر افرازترین سرو باغ بشریت، ترین سپیدار بوستان انسانیت ،حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی (ص) روح بر عالم افلاک و روی در نقاب خاک کشید !

محمّد (ص) عالی ترین انسان و کامل ترین مسلمان و اُسوه و اُلگوی همه مسلمانان جهان بود . ایشان الگویی به تمام معنی از همه کمالات و امتیازات یک انسان ـ آن گونه که باید بود ـ برخوردار بود .

رحلت جانگداز اکرم (ص) پیام آور مهر و مدارا و کرامت ، و شهادت جانسوز حضرت حسن مجتبی (ع) و نیز شهادت غریبانه حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را به همه حقگرایان جهان تسلیت می گویم .

در پایان مقال سه جرعه برگزیده از زلال حکمت را از دریای لایزال معرفت این سه معصوم بزرگوار می نوشیم :

اکرم(ص) :

هر بر دیگر مسلمانان در تصدّی کارها پیشی رد، در حالی که بداند در میان آن جامعه از او شایسته تر وجود دارد ، به خدا و رسول خدا و مسلمانان خیانت کرده است !

حسن مجتبی (ع) :

ماتشاور قوم الّا هدوا الی رشدهم . (تحف العقول-ص ۱۶۸)

هرگز مردمی م ن د، مگر این که به پیروزی خویش راه یافتند .

رضا (ع) :

لیس لبخیل راحه ولا لحسود لذّه و لا لملوک وفاء و لا لکذوب مروه.

(تحف العقول-ص۳۳۱)

برای بخیل ،راحتی و برای حسود، لذت و برای حاکمان، وفاداری و برای دروغگو ،جوانمردی نیست.

در ب رضای حق موفق باشید

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



« قَدر شناسی» و « غَدر هراسی » ! !/ 453

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(453)

« قَدر شناسی» و « غَدر هراسی » !

похожее изображение

من « گُواهی » « صادق تر از آب »

و « نگاهی » « عاشق تر از آفتاب » ندیدم.

آب ،« سیمینه ای صاف » و « آیینه ای شفّاف » است

که واقعیت ها را « می نماید»

و آفتاب برای همه « پدیده های دَیجور » ،

« شعر نور و سرور » « می سراید».

آب و آفتاب « نمودهایی مُنوّر » و « نمادهایی روشنگر»ند،

که جز « حقیقت را نمی جویند» و جز « واقعیت را نمی گویند»

من نه تنها « آب و آفتاب » که همه « آفریده های ربّ الارباب » را

« بی کم و کاستی »،« آیه های راستی » یافتم؛

اما تنها موجودی که می تواند « حقایق را وارونه »

و « دقایق را واژگونه » نشان دهد،انسان است!

انسان می تواند « عالی ترین نبوغ » و « خیالی ترین دروغ » را تجلّی بخشد!

زهی افسوس برای ی که خود را « قَدر نشناسد» و از« غَدر نهراسد » !

#شفیعی_مطهر

----------------------------

می نماید : نشان می دهد

دقایق : نکات دقیق،نکته های باریک،امور غامض

غَدر : خیانت، بی وفایی، مکر و فریب

از غَدر نهراسد: از خیانت و فریبکاری نپرهیزد

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



« لال گفتن » و « زلال شکفتن »! /454

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 454)

« لال گفتن » و « زلال شکفتن »!

похожее изображение

من در « بازار بزُرگ زند » و « ساختار ستُرگ ارزَند »

« کالایی ارزان تر از لبخند » و « نوایی گران تر از نیوَند » ندیدم.

لبخند پنجره ای است گشوده به « باغ ریاحین رحمت » و « چراغ زرّین مرحمت »!

لبخند زبانی برای « لال گفتن » است و بیانی برای « زلال شکفتن »!


با پر و بال لبخند می توان از « شوخه شور » به بلندای « شاخه شعور » پرواز کرد.

لبخند،« کلید بهشت » است و « امید به سرنوشت ».

مبادا که با « پندار پلید » این « گُ ار امید » را « بفرساییم»

و « گُلِ لبخَند » را با « گِلِ تَلخَند » « بیالاییم»!

#شفیعی_مطهر

----------------------------------

نوا : اسباب معاش، خوراک و توشه ،سروسامان

نیوند : فهم و ادراک

شوخ(شوخه): چرک

شور :آشوب،غوغا و فریاد،فتنه،هیجان و آشفت

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



سخنان رضوی!

درخواست حذف اطلاعات
سخنان رضوی!

امروز ۳۰ماه صفر و سالروز شهادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام است . ضمن عرض تسلیت ساعتی پای سخنان حکیمانه آن همام می نشینیم .

امید که این حکمت های روشنگر در این گرداب هولناک و پرخطر ما را فانوس نجات و قاموس حیات باشد .



منبع: http://modara. /



« دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!/455

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 455)

« دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!

من « صابون زبون شوینده » و « دریای نیلگون وشنده » را دیدم

که اولی بر اثر « آب » و دومی بر اثر « شتاب » ،کف بر دهان برمی آورد.

حجم عظیم کف ، « باد و بُروت » است در « بیداد برهوت ».

کف،« کوهی است،اما از حُباب » و « شکوهی است،اما از سراب ».

بنابراین دانستم که هیچ گاه از « کوه قُدرت » و « شکوه شُوکت » نهراسم!

آن چه اص دارد « دریای آب » است،نه « غوغای حُباب »!

#شفیعی_مطهر

--------------------

زبون :ناتوان، عاجز، خوار، زیردست

باد و بُروت: غرور ، نخوت،خودبینی

شُوکت : فَرّ و شکوه،قوه و قُدرت،جاه و مرتبه

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



« اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان »! / 456

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(456)

« اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان »!

похожее изображение

من ملّتی را دیدم که « تلخند را نوش »

و « لبخند را فراموش » کرده اند.

آنان خنده را یا در « خواب » می بینند، یا در « قاب ».

از« در و دیوار شهر » و « حصر و حصار دهر »

« غم می جوشد » و « ماتم می وشد»!

« رُخسارها همه پژمُرده » است و « عِذارها همه افسُرده »!

« رفتارها ،خشن » است و « گفتارها،موهن »!

« خُشونت، نمادِ زرن » است و « رُعونت، نمودِ فرهن »!

اگر خنده ای دیده می شود،نه « لبخند شادی » ،که « تلخند شَیّادی » است!

لبخندها « تحمیلی بر لب ها » است، نه « تحلیلی از مکتب ها»!

گویی « همه مردم شهر » با « همه قُوّت و قَهر »

« دست به دستِ هم داده »اند و « پای ش تِ هم ایستاده » ،

تا « اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان » برای همدیگر بسازند!!

#شفیعی_مطهر

--------------------------

دهر : روزگار بی اول و بی آ ،زمان دراز،زمانه

عِذار: رخسار،چهره

موهن: ضعیف کننده ،سُست کننده، خوارکننده

رُعونت : نادانی،کم عقلی،سُستی،یاوه سرایی

نمود : نشان،نشانه

قهر : چیر ،غلبه

اَلَم : درد،رنج

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



« جمعی بسوزیم » تا « شمعی برافروزیم »!/458

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 458)

« جمعی بسوزیم » تا « شمعی برافروزیم »!

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | bestirangroups

من « مناری از نور » و « آبشاری از سرور » را دیدم

که از « گداز مِهرِ پگاه » و از « فراز سپهرِ سیاه »

بر دامن « دشت های سَتَروَن » و « گُلگشت های اهریمن »

« بی دریغ و بِشکوه » از « ستیغِ کوه »

« نور فرومی ریزد » و با « زور می ستیزد ».

او « آورنده پیام های امید » است و « درهم شکننده اوهام و تردید »....

اما نه «کلامش در گوش ها » اثر می کند و نه « پیامش در هوش ها » ؛

زیرا « گوش ها سن ن از باده بیداد » است

و « هوش ها حزین از افاده استبداد»!

گان در « گور گناه » اند و بیداران « سر در آخور رفاه »!

« سرها اسیر بالش » است و « باورها در ر چالش »!

گان « خاموش » اند و بیداران سرگرم « نوشانوش »!

در این شهرِ « سرب و سراب » و « شُرب »

برای « رهایی از شوخه زور » و « شکوفایی شاخه شعور »،

« باید جمعی بسوزیم » تا « شاید شمعی برافروزیم »!

#شفیعی_مطهر

----------------------------

منار : جای نور،جای روشنایی،گلدسته

گداز: گداختن،گدازش ،ذوب

مِهر : آفتاب،خورشید

سَتَروَن : نازا،عقیم،نازاینده

افاده (در فارسی): تکبّر،خودبینی و خودنمایی

شوخه : پلیدی

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



برهان قاطع!!

درخواست حذف اطلاعات
برهان قاطع!!

#شفیعی_مطهر

روزی خواجه نظام الملک توسی دانشمند ملک شاه سلجوقی در حال سخنرانی در باره فرقه اسماعیلیه و نقد روش های خشونت آمیز آنان بود .

در حین سخنرانی ناگهان لحن سخن و سمت و سوی بحث عوض شد و نظریاتی مطرح کرد که متضاد با سخنان ایشان در ابتدای بحث بود .

وقتی جلسه به پایان رسید،از او پرسیدند:

علت تغییر جهت ری بحث و نفی این فرقه در ابتدا و تایید آنان در انتهای سخن چه بود ؟!

خواجه پاسخ داد : چونبرهان قاطع آمد !

بعضی از خواص بیشتر کنجکاوی د و در باره "برهان قاطع " توضیح خواستند . خواجه گفت :

در حین سخنرانی یکی از افراد فرقه اسماعیلیه دشنه ای روی پهلوی من قرار داد و به تناسب شدت موضع ری من علیه آنان بر فشار دشنه می افزود . من چون مرگ خود را در ادامه بحث نخستین دیدم، برای رهایی جانم مسیر سخن را عوض .

آیا شما برهانی قاطع تر از دشنه و خنجر می شناسید ؟!!!

آیا امروز هم شما این « برهان قاطع» را به وضوح احساس نمی کنید؟!

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



« واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » /446

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(446)

« واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه »

картинки по запросу

من در گورستانی « متروک » جمجمه ای را دیدم « مفلوک » ،

هر چه برایش « گریستم » و بدان « نگریستم »،

نفهمیدم که این کاسه سر « خ مه ای خطیر » است یا « بینوایی فقیر»؟

بنابراین دانستم که « واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه »

برای هر « شاه و فقیر » و هر « صغیر و کبیر » ،

هر « زشت و زیبا » و هر « پارسا و پریسا »همین جاست!

#شفیعی_مطهر

----------------------------

جمجمه : استخوان سر،کاسه سر

پارسا :پرهیزگار،پاکدامن،زاهد

پریسا : افسونگر

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /



« داوری » و « دادوری »!/447

درخواست حذف اطلاعات
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 447)

« داوری » و « دادوری »!

من تنها ی را که دیدم همواره مرا « نُخُست »

با دیدی « دُرُست »ارزی می کند، خَیّاطم است؛

زیرا هر بار پس از « تحقیق » و اندازه گرفتن « دقیق »،

با « قیاس مناسب »برایم « لباس متناسب »می دوزد ؛

اما دیگران با « خیالات پریشان » و بر « قامت گمان »

با « احساسی از آمال » ،« لباسی از خیال » بر اندامم می پوشانند.

ای کاش همه ما چون « خَیّاط » با دیدی « مُحتاط »

پیش از هر« سازه » نخست « اندازه »می گرفتیم!

بیاییم پیش از هر « داوری » کمی « دادوری » کنیم!

#شفیعی_مطهر

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر telegram.me/amotahar



منبع: http://modara. /