رسانه
رسانه

صله رحم



صله رحم

درخواست حذف اطلاعات
من یه دارم که هیچوقت ندیدمش؛ شما حساب کن دیگه با بقیه فامیلای بابام چقدر ارتباط داریم!! مثلا زن عمو و پسرعمو و دخترعمو هامو اگه ببینم یا اگه اونا منو ببینن همدیگه رو نمیشناسیم!! کلا سالی یکبار عیدنوروز میریم خونه وسطیم و دیگه خلاص! این کل رفت و آمد فامیلیمونه.

از وقتی مادربزرگ و پدربزرگ مادریم فوت دیگه فامیلای مادرمم کمتر میبینم. کوچیکترمو ماهی یکبار، بزرگترمو هر سه ماه یکبار و هامو سالی یکبار. غیر از اینا دیگه هیچ صله رحمی نداریم.

هر موقع یه مناسبتی پیش بیاد و قرار باشه فامیلا دور هم جمع بشن انگار دارن بابامو شکنجه میکنن. یعنی دنبال موقعیتی میگرده که عصبانیتشو سر یکی خالی کنه. نفرت داره و با اینکاراش زهرمارمون میکنه. خودشم بیشتر از همه عذاب میکشه. در یک کلام از دید و بازدید فامیلا متنفره.

اما خواهرم که ده سال میشه ازدواج کرده هفته ای دو یا سه بار میاد خونمون و دامادمونم هر پنشنبه ها. پنشنبه روز عزای بابامه. حتی نمیتونه ناراحتیشو بروز نده! مشکل داره دیگه؛ با غریبه ها مشکل داره... دامادش رو که رسما غریبه میدونه هیچ! نوه خودشم با اینکه خیلی دوسش داره اما از تخم و ترکه خودش نمیدونه.

حتی تو خونه خواهر خودش که تنها بود و شوهرشم مرده حاضر نبود بره دسشویی! فک کنم اگه بهش بگی برو یه شب خونه یکی از فامیلات بمون میکشتت!! انگار داری بهش ی میدی! یادمه عروسی خواهرم چقدر سر این مسائل اوقات تلخی تو خونمون راه انداخت. تازه طرفمون انقدرام بی ملاحظه نبودن و از همه مهمتر فامیل بودیم.

من تو همچین فضایی بزرگ شدم و اگه قرار باشه فردا ازدواج کنم احتمالا با فامیلای جدید به مشکل میخوریم! کافیه یه ذره اختلاف سلیقه بینمون باشه و غریبه هم باشیم دیگه کلا باید قیدشو بزنم :))) اینا به کنار من که این تفکرات بهم القا شده شاید بخوام نهایتا ماهی یه بار پدرزنمو ببینم که به مشکل جدی خواهیم خورد!!

ولی بدتر از همه اینکه منم به سرنوشت پدرم دچار میشم و شاید با خواهر خودمم قطع رابطه کنم... اما زنم بعید میدونم انعطاف مادرمو داشته باشه!! خدا بخیر کنه!



منبع: http://mostaraheroohani. /