رسانه
رسانه

مکارم اخلاق



اعجاز قرآن

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

اعجاز قرآن

(وَ إِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏)[1]؛ و اگر از آنچه ما بر بنده خویش نازل کرده‏ایم بشک اندرید سوره‏اى مانند آن بیارید و اگر راست مى‏گوئید غیر خدا یاران خویش را بخوانید .

پیام ها :

1. باید از فکر و دل افراد شکّ زدایى صورت گیرد به خصوص در مسائل اعتقادى‏

2. شرط دریافت وحى، بندگى خداست‏

3. قرآن، کتاب استدلال و احتجاج است و راهى براى وسوسه و شکّ باقى نمى‏گذارد

4. انبیا باید معجزه داشته باشند و قرآن معجزه‏ى رسول اکرم صلى الله علیه و آله است‏

5. دین جاوید، معجزه‏ى جاوید مى‏خواهد تا هر انسانى در هر زمان و مکانى، اگر دچار تردید و شکّ شد، بتواند خود آزمایش کند

6. بر حقّانیت قرآن به قدرى یقین داریم که اگر مخالفان، یک سوره مثل قرآن نیز آوردند به جاى تمام قرآن مى‏پذیریم‏



[1] سوره بقره آیه 23



منبع: http://nasimevahi. .. /



بشارت حضرت حق بر مومنان

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

بشارت حضرت حق بر مومنان :

(وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فیها خالِدُون‏)[1]؛ .. انى که ایمان آورده و کارهاى صالح کرده‏اند نویدشان ده که بهشت‏ها در پیش دارند که جویها در آن روانست و چون میوه‏اى از آن روزیشان شود بگویند این همانست که قبلا روزى ما شده بود، و نظیر آن بایشان بدهند، و در آنجا همسران پاکیزه دارند و خود در آن جاودانند .

پیام ها :

1. مژده و بشارت همراه با هشدار و اخطار (در آیه قبل) یکى از اصول تربیت است‏

2. ایمان قلبى باید توأم با اعمال صالح باشد

3. انجام هر عمل صالح و شایسته‏اى، کارساز است‏

4. کارهاى شایسته و صالح، در صورتى ارزش دارد که برخاسته از ایمان باشد، نه تمایلات شخصى و جاذبه‏هاى اجتماعى‏

5. محرومیت‏هایى که مؤمن به جهت رعایت حرام و حلال در این دنیا مى‏بیند، در آ .. ت جبران مى‏شود

6. ما در دنیا نگرانِ از دست دادن نعمت‏ها هستیم، امّا در آ .. ت این نگرانى نیست‏

7. گاهى آشنایى با سابقه‏ى نعمت‏ها، بر لذّت کامیابى مى‏افزاید

8. همسران بهشتى نیز پاکیزه‏اند



[1] سوره بقره آیه 25



منبع: http://nasimevahi. .. /



مثالی کوچک ، راه هدایت

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

مثالی کوچک ، راه هدایت :

(إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیی‏ أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهْدی بِهِ کَثیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ)[1]؛ همانا خداوند از اینکه به پشه‏اى (یا فروتر) یا بالاتر از آن مثال بزند شرم ندارد، پس آنهایى که ایمان دارند مى‏دانند که آن (مثال) از طرف پروردگارشان به حقّ است، ولى .. انى که کفرورزیدند گویند: خداوند از این مثل چه منظورى داشته است؟ (آرى،) خداوند بسیارى را بدان (مثال) گمراه و بسیارى را بدان هدایت مى‏فرماید. (امّا آگاه باشید که) خداوند جز افراد فاسق را بدان گمراه نمى‏کند .

پیام ها :

1. حیا و شرم در مواردى است که کار شرعاً، عقلًا یا عرفاً مذموم باشد. امّا در بیان حقایق، شرم و خج .. پسندیده نیست‏

2. حقایق والا و مهم را مى‏توان با زبان ساده ومثال بیان نمود

3. مؤمن کلام خدارا باور دارد و مطیع آن است‏

4. مثال‏هاى قرآن، وسیله تربیت و رشد است‏

5. مثال‏هاى قرآن، حقّ ودر مقام بیان حقایق است‏

6. انسانِ حقیقت‏جو، از هر نورى راه را مى‏یابد، ولى شخص بهانه‏گیر و اشکال‏تراش، به هر چراغى .. ده مى‏گیرد

7. کفر و لجاجت، عامل بهانه‏گیرى است‏

8. فسق، موجب گمراهى ومانع شناخت حقایق است‏

9. مثال‏هاى قرآن، وسیله هدایت یا ضل .. است‏

10. خداوند، پیمان‏شکن را فاسق و فاسق را گمراه مى‏کند



[1] سوره بقره آیه 26



منبع: http://nasimevahi. .. /



عهد فاسقین

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

عهد فاسقین :

(الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون‏)[1]؛ (فاسقان) .. انى هستند که پیمان خدا را پس از آنکه محکم بستند مى‏شکنند، و پیوندهایى را که خدا دستور داده برقرار سازند قطع مى‏نمایند، و در زمین فساد مى‏کنند، قطعاً آنان زیان‏کارانند .

پیام ها :

1. پیمان‏شکنى، شیوه‏ى فاسقان است‏

2. به پیمان فاسقان، اعتماد نکنید. .. ى‏که پیمان خداوند را نقض مى‏کند، به عهد و پیمان دیگران وفادار نخواهد بود

3. انسان در برابر خداوند مسئول است، چون با عقل و فطرت خود، با او عهد و میثاق بسته که به احکام دین عمل کند

4. .. با انزوا مخالف است‏

5. عهدشکن به خود ضربه مى‏زند، نه خداوند



[1] سوره بقره آیه 27



منبع: http://nasimevahi. .. /



تفکر در مرگ و حیات

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

تفکر در مرگ و حیات :

(کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون‏)[1]؛ چگونه به خداوند کافر مى‏شوید، درحالى که شما (اجسام بى‏روح و) مردگانى بودید که او شما را زنده کرد، سپس شما را مى‏میراند و بار دیگر شما را زنده مى‏کند، سپس به سوى او باز گردانده مى‏شوید.

نکته‏ها:

بهترین راه خداشناسى، فکر در آفرینش خود و جهان است. حضرت ابراهیم علیه السلام در مقام اثبات خداوند به دیگران فرمود: «رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ»[2] پروردگار من .. ى است که زنده مى‏کند ومى‏میراند. تفکّر در پدیده‏ى حیات و .. شیدن در مسئله مرگ، انسان را متوجه مى‏کند که اگر حیات از خود انسان بود، باید همیشگى باشد. چرا قبلًا نبود، بعداً پیدا شد وسپس گرفته مى‏شود؟! خداوند مى‏فرماید: اکنون که دیدید چگونه موجود بى‏جان، جاندار مى‏شود، پس بدانید که زنده شدن مجدّد شما در روز قیامت نیز همینطور است.

مسئله حیات، حقیقتش مجهول، ولى آثارش در وجود انسان مشهود است. خالق این‏حیات نیز حقیقتش قابل درک نیست، ولى آثارش در هر چیز روشن است.

پیام ها :

1. بیدار .. عقل و فطرت، یکى از شیوه‏هاى تبلیغ و ارشاد است‏

2. تفکّر در تحولات مرگ و حیات، بهترین دلیل بر اثبات وجود خداوند است‏ : خودشناسى مقدّمه خداشناسى است‏

3. در بینش الهى، هدف از حیات ومرگ، تکامل وبازگشت به منبع کمال است‏

از جمادى مـُردم و نامى شدم‏

از نمــا مُـــردم ز حیوان ســر زدم‏

مُردم از حیـوانى و انسان شدم‏

پس چـه ترسم کِى زمردن کم شدم‏

بار دیگــر از مــلک پرّان شوم‏

آنچــــه در وَهــم ناید آن شــوم[3]



[1] سوره بقره آیه 28

[2] ( 1). بقره، 258.

[3] مثنوی مولانا دفتر سوم ص 231



منبع: http://nasimevahi. .. /



نظام آفرینش

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

نظام آفرینش :

(هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ)[1]؛ اوست آن .. که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفریده، سپس به آفرینش آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان، استوار نمود و او بر هر چیزى آگاه است‏ .

نکته ها :

کلمه «سماء» در زبان عربى به معنى بالاست. گاهى به چند مترى بالاتر از سطح زمین، مانند شاخه‏هاى درخت که در ارتفاع کمى قرار دارند، گفته شده است: «وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ»[2] و گاهى به ارتفاع ابرها که از آن باران مى‏بارد؛ «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً»[3] و گاهى به جوّ اطراف زمین اطلاق شده است. «جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً»[4]

پیام ها :

1. هستى، براى بشر آفریده شده است‏

2. نظام هستى، هدفدار است و در آفرینش جهان، تدبیر و طرح حکیمانه مطرح بوده است‏

3. هیچ آفریده‏اى در طبیعت بیهوده نیست، هر چند ما راه استفاده از آن را ندانیم‏

4. اصل آن است که همه چیز براى انسان مباح است، مگر دلیل مخصوصى آن را ردّ کند

5. دنیا براى انسان است، نه انسان براى دنیا

6. انسان مى‏تواند از نظر علمى، به جایى برسد که از تمام مواهب طبیعى بهره‏بردارى و آن را تسخیر کند

7. بهره‏گیرى از مواهب زمین، براى همه است‏

8. آسمان‏هاى متعدد جهان، داراى اعتدال و بدون کمترین اعوجاج و ناهماهنگى است‏

9. آفرینش آسمان‏ها و زمین، همه بر اساس علم الهى است‏

10. آفرینش زمین و آسمان‏هاى هفتگانه، دلیل توانایى خدا بر زنده .. مردگان است‏



[1] سوره بقره آیه 29

[2] ( 1). ابراهیم، 24.

[3] ( 2). ق، 9.

[4] ( 3). انبیاء، 32.



منبع: http://nasimevahi. .. /



لطف اللهی

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

لطف اللهی :

(وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون‏)[1]؛ وهنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم که در زمین جانشینى قرار دهم. فرشتگان گفتند: آیا .. ى را در زمین قرار مى‏دهى که در آن فساد کند و خون‏ها بریزد؟ در حالى که ما با حمد و ستایش تو، ترا تنزیه و تقدیس مى‏کنیم.خداوند فرمود: همانا من چیزى مى‏دانم که شما نمى‏دانید .

نکته :

در آیه‏ى قبل خو .. م که خداوند، همه‏ى مواهب زمین را براى انسان آفریده است. در این آیه و آیات بعد، مسأله‏ى خلافت انسان در زمین مطرح مى‏شود که نگرانى فرشتگان از فسادهاى بشر و توضیح و توجیه خدا و سجده آنان در برابر نخستین انسان را بدنبال دارد.

فرشتگان، یا از طریق اخبار الهى ویا مشاهده‏ى انسان‏هاى قبل از حضرت آدم علیه السلام در عوالم دیگر یا در همین عالم ویا به خاطر پیش‏بینى صحیحى که از انسان خاکى و مادّى وتزاحم‏هاى طبیعى آنها داشتند، خونریزى وفساد انسان راپیش‏بینى مى‏ .. د.

گرچه همه‏ى انسان‏ها، بالقوّه استعداد خلیفه خدا شدن را دارند، امّا همه خلیفه‏ى خدا نیستند و به فرموده روایات افراد خاصى هستند، چون برخى از آنها با رفتار خود به اندازه‏اى سقوط مى‏کنند که از حیوان هم پست‏تر مى‏شوند. چنانکه قرآن مى‏فرماید: «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»[2]

قرارگاه این خلیفه، زمین است، ولى لیاقت او تا «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى‏»[3] مى‏باشد.

به دیگران اجازه دهید سؤال کنند. خداوند به فرشتگان اذن داد تا سؤال کنند و گرنه ملائک، بدون اجازه حرف نمى‏زنند و فرشتگان مى‏دانستند که براى هر آفریده‏اى، هدفى عالى در کار است.

پیام ها :

1. شاید بتوان از این دو آیه (29- 30) فهمید: خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم کرد، سپس او را آفرید

2. آفرینش ملائکه، قبل از آدم بوده است. زیرا خداوند آف .. انسان را با آنان در میان گذاشت‏

3. انتصاب خلیفه و جانشین و حاکم الهى، تنها بدست خداست‏

4. انسان، جانشین دائمى خداوند در زمین است‏

5. انسان مى‏تواند اشرف مخلوقات و لایق مقام خلیفةاللهى باشد

6. ملائکه، فساد و خونریزى را کار دائمى انسان مى‏دانستند

7. حاکم و خلیفه‏ى الهى باید عادل باشد، نه فاسد و فاسق. خلیفه نباید «یفسد فى الارض» باشد

8. طرح لیاقتِ خود، اگر بر اساس حسادت نباشد، مانعى ندارد

9. عبادت و تسبیح در فضاى آرام، تنها ملاک و معیار لیاقت نیست‏

10. به خاطر انحراف یا فساد گروهى، نباید جلوى امکان رشد دیگران گرفته شود. با آنکه خداوند مى‏دانست گروهى از انسان‏ها فساد مى‏کنند، امّا نعمت‏ آفرینش را از همه سلب نکرد



[1] سوره بقره آیه 30

[2] ( 1). اعراف، 179.

[3] ( 2). نجم، 9.



منبع: http://nasimevahi. .. /



آموزش حقایق و اسرار هستی

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزش حقایق و اسرار هستی :

(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏)[1]؛ و خداوند همه‏ى اسما (حقائق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، از اسامى اینها به من خبر دهید؟

نکته :

خداوند متعال اسما[2] و اسرار عالم، از نام اولیاى خود[3] تا جمادات را به آدم تعلیم داد. به تعبیر .. صادق علیه السلام: تمام زمین‏ها، کوهها، دره‏ها، بستر رودخانه‏ها و حتّى همین فرشى که در زیر پاى ماست، به آدم شناسانده شد.[4]

پیام ها :

1. معلّم واقعى خداست وقلم، بیان، .. وکتاب، زمینه‏هاى تعلیم هستند

2. برترى انسان بر فرشتگان، به خاطر علم است‏

3. انسان براى دریافت تمام علوم، استعداد و لیاقت دارد

4. فرشتگان عبادت بیشترى داشتند و آدم، علم بیشترى داشت. رابطه مقام خلافت با علم، بیشتر از عبادت است‏

5. براى روشن .. دیگران، بهترین راه، برگزارى امتحان و به نمایش گذاشتن تفاوت‏ها و لیاقت‏هاست‏

6. فرشتگان، خود را به مقام خلیفةاللهى لایق‏تر مى‏دانستند



[1] سوره بقره آیه 31

[2] ( 1).« اسم» در عرف ما فقط به معنى نام و نشان است، ولى در فرهنگ قرآنى نامِ همراه بامحتواست. چنانکه« فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏» یعنى خداوند صفات عالیه دارد.

[3] ( 2). تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 54 و اکمال الدین صدوق، ج 1، ص 14.

[4] ( 3). تفسیر مجمع‏البیان.



منبع: http://nasimevahi. .. /



عذرخواهی فرشتگان

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

عذرخواهی فرشتگان :

(قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیم‏)[1]؛ فرشتگان گفتند: پروردگارا! تو پاک و منزهى، ما چیزى جز آنچه تو به ما آموخته‏اى نمى‏دانیم، همانا تو داناى حکیمى‏ .

نکته :

ابلیس و ملائکه هر کدام به نوعى خود را برتر از آدم مى‏دیدند؛ ابلیس به واسطه‏ى خلقت؛ «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ»[2] و فرشتگان به واسطه‏ى عبادت؛ «نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ» امّا ابلیس در برابر فرمان سجده خداوند، ایستادگى کرد، ولى فرشتگان چون حقیقت را فهمیدند، پوزش خواستند وبه جهل خود اقرار .. د. «سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا»

پیام ها :

1. عذرخواهى از سؤال بدون علم، یک ارزش است‏

2. اوج گرفتن‏ها و خود برتر دیدن‏ها باید تنظیم شود

3. به جهل خود اقرار کنیم‏

4. علم فرشتگان، محدود است‏

5. علم خداوند، ذاتى است‏ ؛ ولى علم دیگران، اکتسابى است‏

6. امور عالم را تصادفى نپنداریم‏



[1] سوره بقره آیه 32

[2] ( 2). اعراف، 12.



منبع: http://nasimevahi. .. /



قیام

درخواست حذف اطلاعات

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.

اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود[1].



[1] .جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556



منبع: http://nasimevahi. /



سکوت مسلمان

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

سکوت مسلمان

[(53- حدثنا أبی رضی الله عنه قال حدثنا أحمد بن إدریس عن محمد بن أحمد عن موسى بن عمر عن علی بن الحسین بن رباط عن بعض رجاله عن أبی عبد الله ع قال لا یزال العبد المؤمن یکتب محسنا ما دام تا فإذا تکلم کتب محسنا أو مسیئا)

صادق علیه السلام فرمود : بنده مومن همیشه نیکوکار شناخته می شود ، تا وقتی که ت باشد ؛ و وقتی سخن بگوید ، ممکن است نیکوکار و یا گنه کار شمرده شود [1]. ]



[1] خصال ص 28



منبع: http://nasimevahi. /



راأس عقل

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم

رأس عقل :

[(18- ضه، [روضة الواعظین‏] عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ َّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ)

حسین بن زید از صادق علیه السلام و او از پدرانش نقل می کند که صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :

رأس عقل پس از ایمان به خدا ، اظهار دوستی به مردم است[1] .]



[1] بحارالانوار ج 1 ص 131 ـ خصال ص 29



منبع: http://nasimevahi. /



پرهیزگارترین و عبادت کننده ترین و زاهدترین و کوشاترین مردم

درخواست حذف اطلاعات

پرهیزگارترین و عبادت کننده ترین و زاهدترین و کوشاترین مردم :

[(وَ فِی الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ أَبِی شُعَیْبٍ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ وَ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ الْفَرَائِضَ وَ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرَامَ وَ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوب‏)

ابو شعیب نقل می کند که صادق فرمود : پرهیزگار ترین مردم ی است که در برابر شبهه بایستد . . عبادت کننده ترین مردم ی است که واجبات را به جای آورد ، و زاهدترین مردم ی است که واجبات را به جای آورد ، و زاهد ترین مردم ی است که حرام را ترک کند ، و کوشا ترین مردم ی است که از گناهان دوری کند [1].]



[1] وسائل‏الشیعة ج 27 ص 165 ح 12

متن : وَ فِی الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْقَاسِمِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ أَبِی شُعَیْبٍ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ وَ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ الْفَرَائِضَ وَ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَکَ الْحَرَامَ وَ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوب‏



منبع: http://nasimevahi. /



ثزوتی بیشتر از مصرف روزانه

درخواست حذف اطلاعات

ثزوتی بیشتر از مصرف روزانه :

[(شَکَا رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع الْحَاجَةَ فَقَالَ اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ تُصِیبُهُ مِنَ الدُّنْیَا فَوْقَ قُوتِکَ فَإِنَّمَا أَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِکَ)

علی بن حسین بن رباط در یک جدیث طولانی نقل می کند که مردی حضور مولا المومنین علی علیه السلام از دنگدستی شکایت کرد . به او فرمود : بدان که بیشتر از مصرف روزانه ات ، هر چه بدست آوری ، تو امانت دار آن برای دیگران هستی[1] .]



[1] بحارالانوار ج 70 ص 90 ـ خصال ص 30

متن [الخصال‏] عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ رَفَعَهُ قَالَ شَکَا رَجُلٌ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع الْحَاجَةَ فَقَالَ اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ تُصِیبُهُ مِنَ الدُّنْیَا فَوْقَ قُوتِکَ فَإِنَّمَا أَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِکَ



منبع: http://nasimevahi. /



سفارش به یک خصلت

درخواست حذف اطلاعات

سفارش به یک خصلت :

[(5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِی مَنْصُورٍ عَنْ عِیسَى بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا حَضَرَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع الْوَفَاةُ ضَمَّنِی إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ یَا بُنَیَّ أُوصِیکَ بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی ع حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَکَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ)

ابو حمزه ثمالی از محمد باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود : علی بن الحسین علیه السلام هنگامِ مرگش ، مرا به اش چسباند و گفت : فرزندم! تو را به چیزی وصیت می کنم که پدرم هنگام مرگ مرا به آن وصیت کرد و گفت که پدرش آن را به او وصیت کرده است : فرزندم ! از ظلم به ی که در برابر تو یاوری جز خدا ندارد ، پرهیز کن [1].]



[1] الکافی ج 2 ص 332 ـ الخصال ص 31

متن : 5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِی مَنْصُورٍ عَنْ عِیسَى بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا حَضَرَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع الْوَفَاةُ ضَمَّنِی إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ یَا بُنَیَّ أُوصِیکَ بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی ع حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَکَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ



منبع: http://nasimevahi. /



یک خصلت دفع کننده و یک خصلت جذب کننده

درخواست حذف اطلاعات

یک خصلت دفع کننده و یک خصلت جذب کننده :

[(مُدَارَاتُهُمْ لِلنَّاسِ فَأُنِفُوا مِنْ قُرَیْشٍ وَ ایْمُ اللَّهِ مَا کَانَ بِأَحْسَابِهِمْ بَأْسٌ وَ إِنَّ قَوْماً مِنْ غَیْرِ قُرَیْشٍ حَسُنَتْ مُدَارَاتُهُمْ فَأُلْحِقُوا بِالْبَیْتِ الرَّفِیعِ قَالَ ثُمَّ قَالَ مَنْ کَفَّ یَدَهُ عَنِ النَّاسِ فَإِنَّمَا یَکُفُّ عَنْهُمْ یَداً وَاحِدَةً وَ یَکُفُّونَ عَنْهُ أَیْدِیَ کَثِیرَةً)

حذیفه بن منصور گفت : از صادق علیه السلام شنیدم که فرمود : عده ای از قریش ، کمتر با مردم مدارا می د ، از قریش رانده شدند . به خدا سوگند که از نظر حَسَب مشکلی نداشتند . و عده ای از غیر قریش با مردم رفتار خوب داشتند ، پس به آن خانه با ارزش ملحق شدند .

سپس فرمود : هر از آزار دیگران دست بردارد ، او یک دست را باز می دارد ، ولی مردم دستهای زیادی از او باز می دارند [1].]



[1] الکافی ج 2 ص117 ـ خصال ص 31

متن : 6- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ ذَکَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَیْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ قَوْماً مِنَ النَّاسِ قَلَّتْ مُدَارَاتُهُمْ لِلنَّاسِ فَأُنِفُوا مِنْ قُرَیْشٍ وَ ایْمُ اللَّهِ مَا کَانَ بِأَحْسَابِهِمْ بَأْسٌ وَ إِنَّ قَوْماً مِنْ غَیْرِ قُرَیْشٍ حَسُنَتْ مُدَارَاتُهُمْ فَأُلْحِقُوا بِالْبَیْتِ الرَّفِیعِ قَالَ ثُمَّ قَالَ مَنْ کَفَّ یَدَهُ عَنِ النَّاسِ فَإِنَّمَا یَکُفُّ عَنْهُمْ یَداً وَاحِدَةً وَ یَکُفُّونَ عَنْهُ أَیْدِیَ کَثِیرَةً



منبع: http://nasimevahi. /



گرفتاری به بلایی بزرگ

درخواست حذف اطلاعات

گرفتاری به بلایی بزرگ :

[(إِنَّ عَظِیمَ الْبَلَاءِ یُکَافَأُ بِهِ عَظِیمُ الْجَزَاءِ فَإِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ بِعَظِیمِ الْبَلَاءِ فَمَنْ رَضِیَ فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ الرِّضَا وَ مَنْ سَخِطَ الْبَلَاءَ فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ السَّخَطُ)

ابو اسامه شحام گفت : صادق علیه السلام از خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود : به درستی که به خاطر بلای بزرگ ، پاداش بزرگ داده می شود ، و وقتی خداوند بنده ای را دوست داشته باشد ، او را به بلای بزر گرفتار می کند ؛ پس هر راضی باشد ، خوشنودی خداوند را دنبال دارد ، و هر خشم ن شود ، خدا را خشم ن کرده است [1].]



[1] الکافی ج 2 ص 253 ـ الخصال ص 33

متن : 8- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ زَیْدٍ ا َّرَّادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ عَظِیمَ الْبَلَاءِ یُکَافَأُ بِهِ عَظِیمُ الْجَزَاءِ فَإِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ بِعَظِیمِ الْبَلَاءِ فَمَنْ رَضِیَ فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ الرِّضَا وَ مَنْ سَخِطَ الْبَلَاءَ فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ السَّخَطُ



منبع: http://nasimevahi. /



وجوب دادن جی به خانواده

درخواست حذف اطلاعات

وجوب دادن جی به خانواده :

[(اسْتَأْذَنْتُ الرِّضَا ع فِی النَّفَقَةِ عَلَى الْعِیَالِ فَقَالَ بَیْنَ الْمَکْرُوهَیْنِ قَالَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَعْرِفُ الْمَکْرُوهَیْنِ قَالَ فَقَالَ لِی یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَ مَا تَعْرِفُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَرِهَ الْإِسْرَافَ وَ کَرِهَ الْإِقْتَارَ فَقَالَ :

وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما)

عیاشی می گوید : از رضا علیه السلام درباره جی دادن به خانواده اجازه خواستم . فرمودند : از بینِ دو کارِ نادرست . گفتم فدایت شود! به خدا سوگند این دو کار نادرست را نفهمیدم . فرمودند : آری ، خداوند تو را ببخشد ، آیا نمی دانی که خداوند اسراف و ام را دوست ندارد و می فرماید :

و انی که هنگام انفاق ، اسراف و ام نمی کنند و میان این دو کار ایستاد می کنند [1]. ]



[1] بحارالانوار ج 68 ص 347 ـ خصال ص 83

متن : 11- أَبِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنِ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ سَمِعْتُ الْعَبَّاسِیَّ وَ هُوَ یَقُولُ اسْتَأْذَنْتُ الرِّضَا ع فِی النَّفَقَةِ عَلَى الْعِیَالِ فَقَالَ بَیْنَ الْمَکْرُوهَیْنِ قَالَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَعْرِفُ الْمَکْرُوهَیْنِ قَالَ فَقَالَ لِی یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَ مَا تَعْرِفُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَرِهَ الْإِسْرَافَ وَ کَرِهَ الْإِقْتَارَ فَقَالَ وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما



منبع: http://nasimevahi. /



پاسخ ندادن به ی که قبل از سلام سخن بگوید

درخواست حذف اطلاعات

پاسخ ندادن به ی که قبل از سلام سخن بگوید :

[(مَنْ بَدَأَ بِالْکَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ فَلَا تُجِیبُوهُ قَالَ وَ قَالَ ع لَا تَدْعُ إِلَى طَعَامِکَ أَحَداً حَتَّى یُسَلِّمَ)

اسماعیل بن زیاد گفت : صادق علیه السلام از پدرانش ، از خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود : هر قبل از سلام ، حرف بزند ، پاسخ او را ندهید . و فرمود : هیچ را در غذای خود شریک نکن ، تا وقتی که سلام کند [1].]



[1] وسائل الشیعه ج 12 ص56 ـ خصال ص 34

متن : 15636- وَ فِی الْخِصَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ بَدَأَ بِالْکَلَامِ قَبْلَ السَّلَامِ فَلَا تُجِیبُوهُ قَالَ وَ قَالَ ع لَا تَدْعُ إِلَى طَعَامِکَ أَحَداً حَتَّى یُسَلِّمَ



منبع: http://nasimevahi. /



راأس عقل

درخواست حذف اطلاعات
بسم الله الرحمن الرحیم

رأس عقل :

[(18- ضه، [روضة الواعظین‏] عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِیمَانِ بِاللَّهِ َّحَبُّبُ إِلَى النَّاسِ)

حسین بن زید از صادق علیه السلام و او از پدرانش نقل می کند که صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :

رأس عقل پس از ایمان به خدا ، اظهار دوستی به مردم است[1] .]



[1] بحارالانوار ج 1 ص 131 ـ خصال ص 29



منبع: http://nasimevahi. /