رسانه
رسانه

بی شمس



مهتاب رنج می کشید ...خودش فقیر بود آنوقت سر چهارراه داشتند ع هایش را هزار هزار می فروختند!

درخواست حذف اطلاعات
یک: غریب بودم و خدای ... یاریم کرده است ... مهماندارچشم تو ... پذیرای ...من است! دو: فروختی شکوفه های بهار به میوه های بهشتی ... عجب معامله کردی ... بوی عشق و طلارا!!! سه: تبریک به موهای سیاه تو ... تبریک ! که غروب های سوئدی ! به پایش نمی رسد!
چهار: برای عشق دیگری چشم های من سوخته است... بیا دل و تنم را هم بسوزان!... که هیچ اسیدی ... به پای انتخاب تو ... نمی رسد!!! پنج: همیشه قند چشم هایت کارساز من بود ... می رسیدی و فشارم ... تا 6 پائین می افتاد! شش: مزار شش گوشه ات را هزار خاطره دارم ... از گریه هایی که برای عشق ... نزد تو !

هفت: درینگ درینگ درینگ
خانم: عباس آقا؟ ...: خیر خانم! بیب بیب بیب ! درینگ درینگ درینگ
خانم: عباس آقا؟! خانم مزاحم نشید اینجا شرکته !
خانم با حوصله ...: ببخشید!آقای قلم ش تگان! ... : بله! لابد...!... خانم: ببخشید از شرکت نو آوران پیروزفر سحر کارانم!یه طرح داشتم برای نوسازی مقبره " بیببببیییییب"!... ... : بله بله!ببخشید شمارو اشتباه گرفتم بله بذارید وصل کنم! خانم: عذر می خوام ارباب رجوع اومد می شه شما یه ربع دیگه به شماره ی شرکت زنگ بزنید ... ...: بله! خانمک ممنون!!! بیب بیب بیب ......................................... شرکت ساعت ها برای تماس وقت صرف کرد ...ولی تماس برقرار نشد ... جل الخالق از تسخیر فضائی ها!!!

هشت: ترومپ! دنیا کبود شد و شما هستید ... هستید شما و کبود است دنیا!!! نه: مامان بنز: واقعا ید میوه از مرکز بصرفه!هم گشتیم هم ید کردیم عجب شهریه قزوین! بابا پژو: قیمه نسار گرفتی ؟!من هنوز ناهار نخوردم! پراید: بدوئین بدبخت شدیم!ننه خاور!... مامان بنز: ننه خاور چی؟ یا خدا چی شده؟ پراید: مامان تو نیا!... مامان بنز: چی شده؟ اخه بگو ؟!!! صدای ننه خاور: نترسین من دندونامو کشیدم! دندون طلا گذاشتم!!! مامان بنز: آخه پراید اینجوری؟!!!خدا بگم چیکارت کنه!بچه بزرگ ! پراید: آخه مامان تو که نمیدونی... تا برسه خونه ... براش خواستگارم پیدا شده! مامان بنز: چی؟بابا بیوک؟! بابا پژو: قیمه نسار کوفتم شد!حالا بابا مکجاست؟ خدامیدونه! بابا بیوک: من اینجام ! رفته بودم برا ننه خاور گل ب م! مامان بنز: حالا من بگم!" جل الخالق"!!!
ده: م ... گل های عزیز کشورم همه بوی محمدی ... ای وای اگر گمان بد بریم ...
دوازده: تمام دنیا دارد می رود به سوی ارزش های انسانی ... آن هائی که ایران الگویش یود ...
ان جی او های کمک و خیریه ... پند هائی که شکل امر به معروف و نهی از منکر است ... کمک های داو طلبانه به صدمه دیدگان بلایای طبیعی ... طرح هایی که شبیه طرح های جهادی ماست ... وغیره ... شک بد دردیست که انداخته اند توی جانمان ... داریم سیاه و کبود می شویم از شلاق بی ایمانی عده ای ... نگذاریم ارزش های جهانی که مد شده و ما پایه گذارش بوده ایم ... از بین برود... .......................................... یاد ایام ... یاد ایام ... هی شجریان ...صدای شما توی سن ما بیشتر معنی می ده ...یاد ایام جوانی و خیلی چیزاها بخصوص ارزشهایی که هرروز صبح به خاطرشون بیدار می شدیم ... بخیر...






روی پل مانده بودیم با تصور غرق ... ماه شدیم و شناور روی آب م م ...

درخواست حذف اطلاعات
یک: بهار روی دست فصل ها مانده بود ... اززیبائی و نمردن و شکوفه های رنگ رنگ ...! دو: کلاس درس مجنون را یدند ... که لیلی ها کنند ترک تحصیل! سه: روح می رفت ... سوی اسمان ها که تورا دید ... درقالب یک پرنده برگشت ... تا هروز بنشیند پشت پنجره و ... دانه از دست تو بخورد ...
چهار: پس انداز عمرم نوشته های تو بود ... نفی کردی و دریغ ... همه شد! پنج: روی شانه هایم ... بال بود ... قبل دیدار شما ... کنده اند انگار بالم ... چشم و احوال شما!!! شش: مزار شش گوشه ات السلام یا حسین(ع)... کناردر بنشینم باز در صدر مجلسم انگار ...

هفت: درینگ درینگ دریینگ ..: بله؟ خانم: کیف آقای صدری پیدا شده ! بهشون می گین!؟ ... : بله مدارکشونم؟! خانم: فک کنم... بذارین ببینم!... قباله ی ازدواجشون... بعلاوه ی یک میلیون پول نقد! ... : بله بله درسته! خانم: آدرستون رو می فرمائید ...بفرستیم خدمتتون؟! ...: بله!جنت آباد شمالی... کوچه ی؟ پلاک؟ شرکت فناورآن گل زار ! خانم: چشم ! بیب بیب بیب
یک ساعت بعد " زیییییییینگ"! ... :
بله! __ : جعبه رو تحویل بگیرید و امضا بفرمائید لطفا ....بله!...خ ظ!!! ...:
آقای صدری مژدگانی بدید کیف و مدارک و پول پیدا شده!!! آقای صدری با عجله دراتاقش را باز می کند و درجعبه را ... چهار کتاب رایگان: فنون دلبری!عصر شویی!چگونه همسر خودرا بیرون کنیم!و آگاهی های خانه گرایانه! آقای صدری می رود به منزل تلفن کند! هشت: ترومپ! بیائی مرا هم خواهی دید! روی کرده ام به دیوار ولی خوشبختم! نه: مامان بنز: پراید نون یدی؟ بیا لوبیا پلو پختم!بدبخت!فردا همه چی کوپنی میشه حسرت یه همچی روزائی رو میخوری!!! پراید: کوپن؟!کوپن مارو می گیری ...بعد ما می ریم دوبی ... به همه تون می رسه! مامان بنز: چی؟ پراید: ماشالله امکانات دو برابر!!!

ده: م ... مثل آغوش تابستان گرم است ... نفس های ملتم برای ...شما...

یازده: ادبیات پارسی با ما شوخی می کند ... ادبیات پارسی مارا به چالش می کشد ... شین میان حروف عشق طولانی تلفظ می شود ...درد دوتا دال دارد... بینوائی یعنی قبلا نوائی بوده است که حالا نیست ... مرگ جوری تلفظ می شود کخ مطلق است ...مادر با الف کشیده اش مارا به فکر می اندازد ... نان دوتا نون دارد!سرنوشت یعنی پیشانی نوشت یعنی هر آنچه قرار است در اینده اتفاق بیفتد ...ملک و ملک و ملک یک طور نوشته می شود!آسمان و ستاره جوری بیان می شود که به بالا نگاه می کنیم ... باران و اشک و قطره دلمان را می لرزاند ...
ادبیات پارسی در حیات و اجتماعی ما هم تاثیر گذار بوده است و چه نویسنده ها که در مقاطع حساس با همین کلمه ها با دل ما بازی ها نکرده اند ... به اد ملک شعرا بهار و عارف قزوینی و صائب تبریزی که دردوران اخیر شعرهایشان برای دل ما فتنه گر بوده است ... به یاد نهضت مشروطه و ادبیات جدید ایرانی ... سلام! ........................................... بعضی ها از انتخاب کلمات عربی د ارسی همیشه نگرانند می دانید که ادبیان ما این کلمات را درنوشته هایشان با چه وسواسی انتخاب کرده اند که به پارسی بیاید؟روحشان شاد ...
...................................... ممنون از ... همه چی!




درون دنیای چشم تو ... گانگسترم!با یک سلاح می خواهم ... دلت را ب م!

درخواست حذف اطلاعات
یک: سرکارم با دو چشم تو ... " نگهبانی"... نگهبانی از تندیس چشم تو ... " نگهبانی"! دو: رفتی و دانستم فردایش چه ها بردی !!! عقل و چشم و قلبم را ... خدا حافظ " رویایی"! سه: گنج توی دستانت ... شعرهای خط خطی ... سرنوشتم بود ... گم می شد ... توی دستان جنابعالی!

چهار: سوسک ها ریز ریز می خندند ... و ریز جانداران خانه هم همین طور ... تو اسیر جاروئی!!! بانوی خانه! هرروز می کشی و می کشی ولی بازهم ... دوحاصل عشقت ...
نگین و نادین ... می ریزند!!! پنج: آینه اترا ش ته ام و دیگر تو کجا بینی؟! خودت را و خودت را و خودت را ای خودبین خودبین! شش: مزار شش گوشه ات را کنار عشق گذاشتم ...
عشق علی (ع) بود و کنار علی(ع) حسین(ع) عالی ....
هفت: درینگ درینگ درینگ
... : بله؟! خانم: نادره خانم؟!سلام! قدم نو رسیده مبارک! ... : ما اینجا نادره خانم نداریم! اینجا بیمارستان نیست! آزمایشگاه هماتو لوژی نگار آورانه! خانم: وا؟!فک کنم دو آ شو اشتباه گرفتم!تروخدا کمک کنید !من به آدرس اونجا یه کادوئی یه میلیونی فرستادم با پیک!حالا چیکار کنم؟! ... : خوب شاید نادره خانم اسم دوم یکی از کارمندای اینجا باشه مثلا ژیلاخانم؟! خانم: نه! ...: حمیده خانم!لاله خانم!اقدس خانم!کیانا خانم!سپیده خانم! ستایش خانم!سحر خانم!طلاخانم!آذرخانم!... خانم: نه!!!! ...: پس پولتونو می خائید پس بفرستم!اگه رسید ... آدرس بفرمائید! بیب بیب بیب ! ... : وا!!! بعدها مشخص شد دختر صاحب آزمایشگاه والیانی ... ستاره خانم فارغ شده بوده و ی نمی دانسته!!! هشت: ترومپ! بیا بگبر آسایش مارا که خودمان هم ... انگار سال هاست درتلاش گرفتن آن از خودیم!!! نه: مامان بنز: شوید یدیپراید؟ باقالی قاتق که بدون شوید نمیشه! پراید: بله!مامان کیف پولمو اونجا گم ! مامان بنز: وا؟!چقدری توش بود؟ پراید: 2000تومن! مامان بنز: کجا گم کردی؟! پراید: سبزی فروشی رنو خان بابا! مامان بنز: خاک تو سرمون!فردا اون فرانسوی بی موی افاده ای آبرومونو می بره!دیگه جواب سلام بابا تونم نمی ده! تو خج نمی کشی پراید؟!دو تومن؟! بابا پژو: باز تو جیب من همیشه یه 50 تومنی هست... دم مامان بنز ت گرم! واللا جل الخالق!
ده: م ... خیال کشورمان درذهن دنیا نمی گنجد ... به سبز بختی و زیبائی و شکوفائی ...

یازده: ما نمی توانیم دو کلمه و واژهای قدرتمندان و سیاستمداران را یکی بدانیم که از نظر واژه شناختی قدرتمندان ممکن است در راس هرم قدرت باشند یا نباشند ولی با سیاستمداران از جمله اساتید مشاوران و اعضای ت تفاوت داشته باشند ...درخلط این دو وازه همیشه قدرتمدان می خواهند سیاستمدار و سیاستمداران می خواهند قدرتمند باشند که نفوذ شخصیتی و کاریزما و غیره دراین بحث به کمک می آیند ... د راینجا یک نکته جالب است و اینکه :
اشتباه نگیریم قدرتمندان بی سیاست و نفوذرا با سیاستمداران پرنفوذ و قدرتمند ... کاری که موسسات آماری جدید مدام دردنیای تازه دراین کارند ... دوازده: ببخشید دیر نوشتن هارو کم کاری نیست ...
همچنان مخلصیم ...



چشم هایم یخ زده بود و دستهایم خون نداشت ... تو با یک دختر دیگر راجع به ید کت جدیدت حرف می زدی!

درخواست حذف اطلاعات
یک: ساختمت تورا و راضی ام از وجود خود ... چون کنده ام تورا از خودم ... هزار تکه از منی ... دو: دیگر به پای تو نمی رسند گرگها ... یوسفا! درحریم عشق من ... درآرامش منی ... سه: کیف تورا زده بودند ... ومبهوت مانده بودی ... چه لذتی داد... بالباس و ساعت میلیونی ... ده هزار تومن از من گرفتی ...تا ...برسی خانه!!!
چهار: خنده ام آمد از برق دو چشمانت ... گرفته بود و مرا ول نمی از سر ی ... پنج: لیلی و آواره ام ... مجنون مرا آواره کرد ... حیف از ان درس و کلاسی که برایم ...نقش خاک و خانه داشت ... شش: مزار شش گوشه ات فردا هزار زائر داشت ... از امروز تا برسیم ... دلم شور فردا می زد ...
هفت: درینگ درینگ درینگ
...: بله؟! خانم: لیلا خانم مددی؟! ...: بله؟! از شرکت پرویز گفتاران کاتب سواران زنگ می زنیم ! ...: بله! خانم: شما نویسنده وبلاگ هستین؟! ... : بله! خانم با عجله: از طرف تبلیغات شرکتمون 100میلیون تومن به شما تعلق گرفته جهت قدردانی !!! ...با خمیازه: جدی؟! خانم: میشه آدرس منزلتونو بفرمائید تا حوالشو بفرستیم البته یه خبرنگار از مجله ی مراحم می آد تا از شما ع بگیره و توی سایت بذاره!!! ...: خدا پدرومادرتو کمپلت ... بیامرزه! همین امروزو نخندیده بودیم !!! بیب بیب بیب درینگ درینگ درینگ
...: بله! خانم: جدی میگم!داریم می آئیم !آدرسو لطف کنید ...خودتونم آماده باشید!!! ...: آره !حتما!امر دیگه ای ندارید!!!... بیب بیب بیب
بعدها مشخص شد این شرکتها و شرکتهای دیگر دراین خصوص فراوانند!و شنونده خودش باید عاقل باشد!!! هشت: ترومپ! بیاکه رفتن ما تاریخ ساز می شود ... عاقبت انگار!!! نه: مامان بنز: پراید ؛بوگاتی نمیتونه دروباز کنه بهش کمک کن بیاد تو ... بوگاتی: بابا یه تانک تو شیک ...یه بچه تو بغلمه!یکیش ام تو دستمه!خوب مرد حس دروبازکن بیام تو ... پراید: پورشه به این گنده گی رو بغل میکینی؟! مامان بنز: بیا اسفند دود !هزار ماشالله صد قل هوالله چشم نخوریم با اینهمه قیمت! بوگاتی: مامان قیمتو ول کن!پدرم دراومده! پراید: عزیزم!منم آدمم!!!به جای اینکه برلیانس و پراید و سمند بزائی ...پورشه زائیدی لامبورگینی ام به فرزندی قبول کردی ...تانکم داری می آری ... بابا بیوک: خاور!خاور!بچه ها اومدن!بیا اون کیف منم بیار ... نفری 50 تومن کادو بدم !!!
ده: م ... فدائی عشق شما اگر نشویم ... عاقبت به مهر علی (ع) از جهان نخواهیم رفت ...
یازده: یعنی یه اصطلاحی هست " مال اونجائی که می شناسم" می گه " آلا باشان کول باشان"!!! که این اصطلاح معنیش خوب نیست بدونید!ولی درکل اشاره میکنه به اونایی که سروته قضیه رو می خان هم بیارن!یعنی یه جوری مثل خاک تو سری! به عبارت صحیح تر هدف وسیله را توجیه می کنه یا نمی کنه!!!به عبارت قشنگتر کارو تموم کردیم حالا به ماچه؟ یکی خونه اب بشه یکی اسف بشه یکی بمیره و نابود بشه!!!بله! اینطوریاست واژه های محلی و قدیمی!!! دوازده: بشکن دل مرا که لیاقت تو را نداشت ... می دانم!و سزای من این نبود!!! ... می دانم!!!
سیزده: ازحالا دعا کنیم زمستونمون این جوری برف بیاد طوری که مدرسه ها تعطیل شن !!! چهارده: از تمام انی که درسکوت از من و وبلاگ حمایت میکنن ممنونم ... وفات محمد تقی علیه السلام تسلیت





خواب تابستانی ... کولر خاموش !... هفتاد و پنج درجه از غرب مردن و... عشق محمد رضا شجریان درعمارت...بستنی!

درخواست حذف اطلاعات
یک: توان قلب مرا عشق تو گرفت اما ... هنوز ...دست زدن جسم خالیش دارد! دو: فاصله ی ما ...فاصله ی دو ابر است ... گاهی من برای تو ... و گاهی تو برای من ... می باریم! سه: امکان سوختن شمع دلم صفر است و سوز نیست ... آن آتش قدیمی میان انگشتهای تو ... کجاست؟!

چهار: آتشکده ی چشم مرا ... نسیم تو اغفال می کند ... گاهش هوامی دهدش قلب و گاه ... می خواباند!!! پنج: اختیار درس لیلی را پدر نداشت دگر ... مدرس آمد و درس لیلی را از " مجنون " پرسید!!! شش: مزار شش گوشه ات را خدای عمارت کرد ... عمارت خدای ... عمارت عشق بنده است ...

هفت: بیوه می شوم از دست های تو ... زود است ... که عشق خود تو بگیری و من ... کلافه شوم! هشت: ترومپ! همه چی آرومه!من چقد خوشبختم!!! نه: پراید: مامان بیا این یه میلیونو از دست من بگیر!!! مامان بنز: پراید اینکه ید هفتگی مونه!بازم رفتی تو یدا کلی شکلات و پفک یدی!؟!! پراید: مامان همین پفک ذرت و روغن و پنیر دارهمن و بوگاتی حساب کردیم باید دونه ای ده تومن باشه!!! مامان بنز: جهنم!بذار گرون بشه بچه ها از این ا کمتر ب ن بخورن! بوگاتی: وا مامان!تو تا حالا دیدی چیزی گرون بشه مصرف مردمم نسبت به اون کمتر بشه؟!!! مامان بنز: بله!لباس! با این وضع پیش بره دیگه اصلا ی مد میشه!!! ننه خاور: بی شرم!جل الخالق ... خوبه ما ماشین هستیم ... بی حیائی؟!!! بوگاتی: بچه ها از این به بعد بیرون هرموقع گفتم چشاتونو ببندین!!!

ده: م ... سرزمین ما فقط کاشانه ی ما نیست ... جائی ست که غیر خواب یاد علی (ع) می کنیم ...

یازده: درشهرستانها راحت تر می شود زندگی کرد ... باران راحت تر می بارد ... برف طبیعی است ... گاها آب گرمی هست ... غار سردی که بتوان در تابستان رفت و خنک شد ... باغ و همدلی با فامیل بیشتر است ...همه خبر دار هم هستند ...می توان نانی پخت و دورهم جمع شد .... گردوی صد و ده هزار تومانی لای کلوچه هایشان پیدا می شود ... عروسی های مفصل می گیرند و از جوانهایشان حمایت می کنند ... شهر بازی هایشان بیشترحال می دهد ... اگر رودخانه و دریائی باشد بیشتر کیف می دهند ومی روی قایق سواری ... بعضیهایشان بوی گل و گلاب می دهند ...وبعضی هایشان بوی شیرینی های محلی ...پنیر و ماست و ماست کیسه ای شان جگردل را صفا می دهد ... گفتم جگر ...جگر !...
دیگر وقتش است که اگر می توانیم فرار کنیم ...!!!



کتم حیاط خلوت توست ... زیر باران اشک ...گنجشک باران خورده ی خیس ....

درخواست حذف اطلاعات
یک: سراب میبینم ... درون چشم خود ...آن چشمه ی سیاه ... می جوشد و دلم ... هوای اشک تو دارد ... دو: به پای شمع سوختیم و چون دلش ...آب شدیم ... ما پروانه ها ... نقش روی دلش هم نمی شدیم (؟!)! سه: کیف من آماده است ... اما مدرسه تعطیل! مجنونی؟! با کتاب های آموزش و پرورش ... مطمئن باش ... لیلا ها ...داریم!!!
چهار: ای صورت ماه تو سیاه و شب شب!... با نور نگاهت وسط چشم بلامان ... چه کنیم؟! پنج: وپاییز بو نداشت ... فقط خیال بود ... توهم آمدن و بردن زندگی ... میان تابستان هم رهایم نمی کرد ... که نیاید و ببرد!!! شش: مزار شش گوشه ات ...برای دلم خانه ی طلاست ... گران بهاتر از آن که به دنیا فرو شمش!!!

هفت: بوی جورابش آمد و تمام فضای اتاق را پر کرد ... پاشد که پنجره را باز کند ...دلش نیامد که دلش را بشکند!نشست!... مغرورانه با همان جوراب پایش را روی پایش انداخت و به سقف مرتب سفید گچ کاری شده نگاهی کرد و گفت:مدرک ام می گیرم!چیه مگه؟!!!فوقش وسط کارم می رم !... می خواست جوابش را بدهد و بگوید دانشجوی ا است ولی دلش نیامد که دلش را بشکند ... سکوت کرد ... ادامه داد:ماهی 100 میلیون کرایه از اللهیه می گیرم!یه خونه ام تو کره ی جنوبی دارم ...سیستم درست! می دانست کره رفتن مثل ترکیه رفتن نیست ...می دانست یک خواهردارد و دو برادر کوچکتراز خودش ...می دانست روی ساختمان کار می کند و سرش به کار خودش مشغول است ... می دانست که از جلوی ساختمان نیمه کاره ی روبروی خانه اشان که می گذرد صدایش می آید: " فدای بوت "!!! سرش را انداخت پائین و گفت: هرچی بزرگترا بگن!!! هشت: ترومپ! خنده ام می آید و ژن خوبت ... هزار دوست داری و لابد یک دشمن!!! نه: پراید: بوی سوختن می آد مامان روی گاز چیزی گذاشتی؟ مامان بنز: نه؟!بذار برم ببینم تو آشپزخونه چه خبره؟ مامان بنز: ای وای !از دست ننه خاور ! بازم گازو روشن گذاشتی ته قابلمه سوخته!بابا ننه جان کوفته هاتو تو ماکرو فر داغ کن! ننه خاور: بعدا پول برقشو شما میدی یا پژو؟ پراید: ننه جان!حواس نداری...خونه آتیش می گیره ...گوشت کیلیوئی فلان قدر جهنم! بابا پژو: ننه ... ننه جانما خودروئیم!برقمون واسه چی؟!اصلا تا حالا دیدی من پول برق بدم؟!!!

ده: م ... آنی که جان اش فدای کشورش است ... دیگر نگاه به دست آل علی (ع) می کند و ...(بس)...

یازده:
اگر در کار یک مکانیک دخ کنی و بالا سرش یایستی ...آچارش را یک طرف پرتاب می کند و بعد با گفتن جمله ی " شما بفرمائید" حالمان را می گیرد ... تازه به کلاس کامپیوتر می رفتیم که من با اظهار فضل فراوان می خواستم بگویم" بلدم" !که د ردی حالم را گرفت و فرمود" شما بفرمائید " که بنده با حال غریبی گفتم نه ...حالا ... درحد روشن و خاموش سیستم ..." بلدم"!!! بعد درمهم ترین کار یک کشور که سیاست است همه مداخله داریم ... از بودجه ی کشور گرفته تا رژیم حقوقی دریای خزر ... اینجاست که یکی نیست به ما بگوید: " شما بفرمائید"!!! الان همه دارند می فرمایند و کل اشکالات یکهو دارند جلوی ما می ند ... خوی " شما بفرمائید" ... یکهو می بینیم همه چهارده ساله هستیم و پشت سیستم همان بلدیم فقط روشن و خاموش را بزنیم ... د ردی ... روحت شاد و آزاد !!!



تئو یانسن ... مجسمه های ساحلی ... چراغ آسمون کو ....زهره ی ک شون کو؟!

درخواست حذف اطلاعات
یک: غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ... سر در گریبان و ی نیست ... بپرسدم! دو: درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای... اه که در شهر شلوغ ... گمت می !!! سه: فکرکردی که منم مثل بقیه بیگانه پرستم؟! بیگانه نبود درشهر که نکوبیده سرم باشی!!!

چهار: چقدر میترسم که بروی و کلیدهارا با خود ببری ... من سندروم قفل دارم! وقفل ها برای من کلیدند !... حتی اگر کلیدی درکار نباشد !!! پنج: از عاطفه ات ج می کنی وبرایم نامه می دهی ... آن نامه ای که پشت دلش سوختن است ... بدرد اشک های چشم من نمی خورد !!!" عشق کور"!!! شش: مزار شش گوشه ات نسیم داشت و بهاری بود ... مرداد ماه آمده بودیم و تابستان قصد هلاکمان داشت ...
هفت:
بیست تومن داد و قرص ید ...آمد خانه و جیبش توی شلوار تلو تلو می خورد ... دوید و ازش پرسید که یده است ؟گفت بله... چه فایده که نمی دانست اصلا آن هارا برای چی می خورد ... خدا خدا کرد که تا فردا چیزی نخواهد ... وگرنه مجبور بود برود بیرون ...دوباره مسافر کشی کند ... دید نه ... می تواند بخوابد و خو د ... چند قطره اشک ریخت روی بالش مثل همیشه ... پدرش قبلا گفته بود : عزیزم عشق برای یکی یدن پورشه از یک برج است و برای یک یدن نان از یک جیب سی تومنی!حواست هست؟! جواب داده بود: بله!بله!بله!...
هشت: ترومپ! کجای جهان کم داشته ای ... که بعضی جاها ... پر کارتری!!! نه: پراید: مامان!کوچه بالائی دارن پارکینگ می سازن! مامان بنز: خوب بسازن!مگه ما جا و مکان نداریم!؟ پراید: اینجارو نمی تونیم با اونجا معاوضه کنیم ؟ مامان بنز: ببین پراید خونه تو دوبی داری...پدرزن مادرزن ایتالیائی پولدارداری ...بازم می خای ما چارتا پیرزن پیرمردو آواره کنی؟! پراید: مامان اقتصاد!اقتصاد!می فهمی؟ مامان بنز: ولم کن!اقتصادی که شب بخو صب پاشی 10 تا پله از خودش پائین ترباشی بچه درد من می خوره ... اقتصادی که مال آدماست و هوای آدمارو نداره بچه درد من می خوره؟ پراید: قدیمی!
ده: م ... دست های سبز دعا پشت ملت است هنوز... زمان(ع) یاوراست ... وگرنه کجا روی پا بودیم ...
یازده: یعنی بعضی کالاها روشون یه چیزائی نوشته که ادم خج می کشه ب تشون! نه نه ! از لحاظ قیمت میگم! بطور مثال ماست می ی: روش نوشته...ترکیبات: شیر شیر خشک ...ر.غن!نمک ...ویتامین دی ...خیار ...سبزیجات معطر ...بعد کلش شده هفت تومن! حساب که می کنی می بینی اندازه ی چهارده تومن توش مواد هست ...جل الخالق! بعد یه مور دیگه درمورد یخچال مثلا " چون وقت ندارم بیشتربنویسم"! موتور کره ای ...درقزوینی!لولا ایتالیا ئی!کف سرامیک! بازم تو لیدککنده مرسی!!! مرسی کلا تو لید کننده مرسی و یواش لطفا !!! کالاهای دیگر " الخ"! دوازده: وفات محمد باقر (ع) خوبان رو به شیعیان تسلیت می گم .... سیزه: راهیه که باید همه مون بریم ...مرگ عزیزان هنرمند جناب آقای انتظامی و سید ضیالدین دری رو به خانواده گرامی و هنردوستان تسلیت می گم





عشق بیدارما ... همیشه درخو م ... چشمهای تو ...پرستش ایران است ...

درخواست حذف اطلاعات
یک: توی قلب شما ...جای ویژه ام نه...کجا؟! کاش در بی حواسیتان ... نام شاعری بودم! دو: کرده است ...دلم را هوای دوست ... دوستان دیگرم بروند ... با هوای دیگری!... سه: عمق فاجعه را وقتی خوب دانستم ... که چشمانم را هم ... با اشک در آوردند و گفتند: آب مروارید؟!!!

چهار: ای وای! بوی گرگ بوی یوسف است دگر!... یک لحظه پیراهنش ... دهانش بود!!! پنج: اگر شما قبولم می کردید ... دیگر ... نمره های دیگرم ...
صفر بود!!! شش: مزار شش گوشه ات درون چشم من ... هزار خاطره است از رقیه (س) و زینب(س)...

هفت: علاقه ای ندارم که مویت توی غذای من باشد و تو این را باید خوب بفهمی ! ولی چطور مثل مردهای دیگر داد بزنم؟ بلد نیستم! می بینم تو سعی ات را می کنی و غذاهای خوشمزه می پزی ... املت ...کوکو ...قورمه سبزی ... پس این اخلاقت!را ترک کن!و مو هایت را ببند!یا ... نمی خواهم مثل آن مرد کژ ش یک شب بلند شوم و موهایت را شبانه از پشت کوتاه کنم تا مجبور شوی!خودت برو فردا یک کاریش !زورکی نمی خواهم باشد!ولی ...اگر دوستم داری! درضمن پول آرایشگاه را فکر می کنم دیروز صبح از کیفم برداشته ای!... مراقب خودت باش سرعت نرو و دردسر درست نکن! مهرداد! هشت: ترومپ! بعدا سر تبلیغات می فهمی ... دلار ده تومنی ج ....یعنی چه! نه: مامان بنز: پزو...چرا من این بچه هارو مجبور تو این گرما برن دوبی!الان لامبورگینیا و پورشه های مردم دارن از دوبی و اینور اونور می آن! بابا پژو: به خودت بگو!هرروز هرروز عروسه رو کوبوندی که پاشو بروخونه تون!بیچاره ها میلیارد تومن پول هواپیما دادن برن! ننه خاور: یعنی دلتون براشون تنگ شده؟ راستی یا الکی؟ مامان بنز: راستی! ننه خاور: بچه هارویه شب برده همدان امشب برمیگردن...خودشونم می دونستن! مامان بنز: جان من راست میگی ننه خاور!الان پا میشم براشب کت لت می پزم!اللهی شکر!
ده: م ... بنیاد عشق ما ... ایران است و کربلا ... با هرو زنده ایم ... با هردو عاشقیم ...

یازده: راستی هشتگ یا هشتک یعنی چی؟!!! کمپین ام اگه می تونین توضیح بدین ممنون می شم! من دیگه از کلاس دراومدم بیرون و دسترسی به د ردی ندارم!!! شاید انشالله خدا اگه بخواد ... سیاستمدارشدم! ممنونم!
دوازده: امروز روز عرفه است و دیگر ... هیچ نه! که همه ی قلب و دنیا ... می روی خانه یدوست و میبینی که خدا ست ... درکعبه و کربلا ... مبارکتان ... سیزده: درقربانی رعایت حال افراد مسن بیمارها و ناتوانان را ید ... کمترین قصد جسارت و دستوری بیان مطالب را ندارم ...




و"برند" چشم های خمار تو شاهین بود ! ... مراکه گرفت فهمیدم ... تسلیم!

درخواست حذف اطلاعات
یک: کوتاهم و بلندم و هم قد شما نمی شوم ... من سایه ام ...
خورشید مرا ببخش! دو: تا سقف دلم پر شده از عشق شما کو؟ دست دلتان تا که کند ... خالی از آن عشق!!! سه: لذت خوردن اشک چشم شما ... نچشیدیم ولی ... حسرت آن چشمه چرا...........!
چهار: برده اند انگار مرا سریازی!... عصر کنارنود و پنج نفر!... بازهم تنهائی... دوری... غم داری... نامه ها می نویسم و بعد هم ... یاد تو ... توی حلقم گره است ... غروب می شود و می گریم ... تو کجائی ؟ تو کجائی؟ تو کجائی؟ پنج: من از درک یوسف ها ... عاجزم !... درفرارند و بی پیراهن!... درشهر مشغول ...دلبری ! شش: مزار شش گوشه ات جگر کباب می کند ...هنوز... برای قربانیان کربلا ... خون گریه می کنیم ...
هفت:
یعنی کجا چی باید بپوشم؟(جهت؟!!!) یه دفه یه لباس دست دوزی شده از زابل رو توی مهمونی کریس رونالدو اینا!پوشیدم !آ ش مترجم اومد یقه کرد که این لباسارو از کجا یدی!گفتم از فلانجا ...بعدا فهمیدم بنده خدا برا خانمش سفارش داده هفتادو سه میلیون تومن!گفتم خوب به من می گفتی می گفتم واسه خودمه ارزو نتر در می اومد! حالا رفته بودیم مهمونی انجلینا جولی خانم شرکت سواچ یه ساعت طلا براش فرستاده بود ...من و فی فی خوشمون اومد!رفته بودیم فرانسه رفتیم شرکت ب یم!گفتن خانم مددی!دنبال ساعت سواچ آنجلینا خانم اومدی؟ بهترشم داریم... اون هدیه تبلیغاتی بود صدو نود میلیون ...(ظاهرا) دو میلیونم نمی ارزید!اصل اصل چهل میلیون براشما یه دونه دویست میلیونیشم ساختیم برا خانم قطر بپوشه!گفتم چی؟اصلا ما معلمای ایرانی چهل میلیونی بپوشیم؟ قهر اومدم تهران!...الان سه ماهه می گن بابا تو بپوشی برند میشه بیا یه دونه لنگه ی آنجلینا جولی مجانی بهت میدیم میگم نه!!! مگه من تو این مملکت چیکاره شدم؟!اصلا و ابدا!!! حالا الان دارن به زور یه ماشین بنز بهم می دن!می گم واللا بللا من گواهی نامه دارم مال هیفده سال پیشم هست ولی تو تهران رانندگی نمی کنم!اینو بدینش به یکی دیگه!مگه قبول می کنن!می گن تو واسه شرکت زحمت کشیدی!اینو بگیر!واقعا که نیس شبیه ماشین جیمز بانده!می گم بابا نه!اه چقدر اصرار می کنین ! هیچی دیگه می ترسم یه ملت دنبالم باشن! اصلا ولش کن می خام چیکار ...شاید فردا مالیاتم بخان!من که شانس ندارم!!! مگه چقد حقوق دارم دو میلیون و نیم! برم برم ناهار کوکو سیب زمینیمو بپزم! پس فردا مهمونی خانم " سلن دیون " دعوتیم!!! لباسامو اماده کنم باید چشم درارم!!! هشت: ترومپ! لالایی اگر بلدی ... چرا برای یو اس نمی خوانی ؟!!! نه: مامان بنز: پراید جان! دارم می رم تا زاده صالح ناها لوبیا پلو پختم گذاشتم دم ... ده دقیقه دیگه خاموشش کن!حواست باشه ته نگیره! پراید: مامان امروز ظهر قول داده بودم با بچه ها بریم شهر بازی!یه چیزی ائنجا می خوردن... مامان بنز: نه بابا!معده شون درد می گیره حالشون بد میشه ...ولشون کن! بوگاتی: قابلمه رو هم می بریم! بابا بیوک: پس ناهار منو جدا کنین!خاور کوفته خودشو گرم می کنه! بابا پژو: منم باها تون می آم! مامان بنز: من تاغروب نمی آم نگران نشید! بابا پژو: تو انقد خوبی که واسه خاطر شام من برمی گردی نه؟ مامان بنز: آره!خودروی فرانسوی!شام ژیگو می خوای؟!!!
ده: م ... دعای عشق اگر دنبالمان باشد ... تمام درهای بسته باز می شوند و ما ... عبور می کنیم ... از همه تاریکی ها ...

یازده: غرور بدترین چیزه روی زمینه... غرور ملی بد نیست ولی ... غرور شخصی خیلی بده... حواسمون باشه که جوگیر نشیم و از حد مون خارج نشیم... (دل نوشت) دوازده: بابا طلا بگیرای ایرانی ... بابا قهرمانای واقعی ... کشتی گیرا و رزمی کارای خانم و اقا ...
مدال بگیرا... قربونتون ... دمتون گرم ...پاینده باشین ...قدرتونو می دونیم ...




ازچشم هایت آموختم ... درس سنگین توی دلت ... آزمون سخت گذشتن از دیگران ....

درخواست حذف اطلاعات
یک: یک انتظار قدیمی از چشم های تو باقی ست ... که موقع رفتن ... اشک بریزدو من ..." از غصه بخندم" !!! دو: کبود است ... جای طعنه های عشق تو ... روی پوست من ... احساس بد ان که ... در حد انتظار تو ... نبوده ام ... سه: وصیت چشمان تو ... قبل از طلوع سپیده دم ...: دیگر به ذکر من... چشمهای خودت را ... کتک نزن!!!
چهار: روی دلم ... دردی گذاشته ای که بر نمی داریش خدا ... درد ش تن دل عشقم ... کنار بی معرفت ترین ... عاشق دنیا! پنج: بوسه ی تورا یده ام به یک بیت شعر... من حافظم ... تو باور شاخه نبات ... از منی ... شش: مزار شش گوشه ات ... دروازه ای بود تا خدا ... رفتیم و آمدیم ... ولی ی ... خدای را اگر قبول داشت!
هفت: قاضی عشق من و شما ... هزار بیت شعر بود ... ی نیامدش که بگوید ... میان من و شما ... عشق نیست!!! هشت: ترومپ! باورت نمی کنم که دشمنم تویی!!!... مگر دوسه تا نشانم دهی و بگویی!!!.... نه: مامان بنز: اوهو اوهو اوهو ... پراید: مامان چی شده؟ باز کی مرده؟ مامان بنز: می خواستی کی بمیره؟" خودم" دل مرده شدم! پراید: یعنی چی؟ برو خداتو شکر کن بچه هات کنارتن!خونواده داری ... میگیم می خندیم ... نوه ها داری ... همه سالمیم ... مامان بنز: بروبابا!از تراکتور بدترم!همه تون بی احساسید ...الان سه ماهه دارم می لنگم هیچکدومتون متوجه نشدید ... بابا پژو: خوبه بهت نگفتیم آغاسی! مامان بنز: پژو!از جلو چشمم دورشو!دارم می میرم! بابا پژو: هیچیت نیس!تراکتورخانم خونه اشو برده نیاوران!تو ناراحتی همین! پراید: اوووووووووووووووه!...انگار حالا کجارفته!بابا پاشو مامانو ببریم ویلا ی شمال! مامان بنز: شما مرداهمین طوری هستین ... بی احساسا... اوهو اوهو اوهو!!!
ده:
م ... شسته ایم قلبمان را و همه پاک دلیم ... ما ملت ایران ... قضاوت بیهوده نمی کنیم ...
یازده: یعنی یه روزی میرسه ضمن روشن کولر!سرجلسه ی امتحان دانش آموزان ایرانی ...و فراهم وسایل پذایرائی اعم از انواع نوشابه و کیک !چند معلم بالا سر دانش آموز بایستند جهت م برای پاسخگویی به سئوالات!!! کما اینکه دربعضی نقاط آموزشی!همین طور هم هست! بعد حرصم می گیره اول صبحی یه گذاشتن تو فضای مجازی " تفاوت سرویس های بچه های هلند و ایرانی" معلماشون با یه جور سرویس دوچرخه دارن بچه هارو می برن مدرسه! دانش آموزای ایرانی می خواهید بغلتون کنیم ببریم سرکلاس!قبلا سئوالاروهم داشته باشین تا هولتون بریزه!می خواهید سرکلاس چرتم بزنید تا آ زنگ! بهار چه می دونم ... بهشت چه می دونم صفا سیتی چه می دونم هرچی که بهترینه درمورد نظام آموزشی ما صدق میکنه چون ... دانش آموز محوره!یعنی هیچ جای دنیا از لحاظ آموزشی مثل ایران نیست ...
نمی دونم بقیه جهان با این حرف می خوان حسودی کنن یا نه!دانش آموزای ایرانیم می خوان بگن این طور نیست ... ولی میشه با مدرک و دلیل ثابت کرد ... برید خداتونم شکر کنید ... واللا با این وضع درس خوندنتون!
دوازده: یه پرس سیر یدم صندوقدار گفت چهل و دو هزار تومن ... گفتم وا!بالا شهر داره بیداد میشه!!! بعد گفت خانم شما پونصد تومن به من بد ارید... گفتم والله پیتزا ارزونتر در می اومد ... رسیدم دم در ... یهو دوید و گفت سرکارخانم بقیه پولتون !!! گفتم نه!گفت ببخشید فکر سه پرس فرمو دید! خندیدم و گفتم: بله داشتم تو دلم همینو می گفتم ... ادامه داد: جنگ هست ولی دیگه نه تا این حد که یه پرس سیر .... اومدم بیرون و خندیدم گفتم : نه جنگ نه هیچ چیز مثل وجدان آدم نیست ... مال بعضی کاسبا بیداره ... سیزده: عید امروز مبارک ... چهارده: ممنون که دلتون با منه ... حتی وقتی نیستم...





می ترسیدم ... از دست بدهمت ... دادم !به سادگی آب شدن یک بستنی در تابستانی داغ !

درخواست حذف اطلاعات
یک: کشیده ام به سر خویش ... خاطرات جدائی ... شاید جداشود که "سرم "... از تنم جداست! دو: بیراهه کشیدی مرا و آغوشت جا برای من نداشت ... هزار فتنه خو ده در بستر اغوش تو ... کامیاب تنی بودند که حواسش ...به کمیت نبود! سه: شاهد مرگ من ...ان دوچشم خمار تو بود ... مست تر می شدی از لحظه ی جان دادن من!...
چهار: می روم روی دوشم ... تمام صحنه های زندگی ... می خندند که من ... تا همین دیروز!چطور ایستاده بودم!!! پنج: ای فدای ناز تو نازی ... نازتر ... نازتر ... نازتر درلحظه های خشمت ... فدا! شش: مزار شش گوشه ات دریغ مرا کشت و ره نداد... صد سال گذشت از من و بیرون این درم!...
هفت: جلسه ی خداحافظی بود و داشتیم می رفتیم ...به طبع من هم ... سیاه بختانه همه جمع بودند و داشتند شیرینی می خوردند ...که ناگهان آقای"ف" چشم شان به من افتاد ... سرم را انداختم پائین ورد شدم تا کتاب هایم را جمع کنم ...خیلی ساده گفتم: ببخشید از همگی خداحافظ ! شیرینی بین دهان و گلوی آقای "ف" گیر کرد ...با صدای خفه ای گفت:شما چرا؟مگر شما با اینها بودید؟به سادگی گفتم:بله! به زور شیرینی را قورت داد وگفت: پس من چطور متوجه این موضوع نشدم؟!!!همگی موضوع را به شوخی گرفتند ولبخند زدند!!! بلند شد و به قامت ایستاد که... اصلا اهمیتی نداشت !!! کیفم را روی دوشم جابه جا و چادرم را مرتب و گفتم:...خدانگهدار... احساس شیرینی و یک حرف دیگر توی گلویش گیر کرده ...با سرعت فاصله ی پله ها را طی ورسیدم به خیابان ... هیچ چیز مثل دودقیقه ی پیش نبود ! زندگی ادامه داشت!!!
هشت: ترومپ! باعشق درجهان چه ها نمی شد کرد ... یکی همین که دلار را فی کردی!!! نه: مامان بنز: بچه ها دارم می رم خونه ی خواهرم اگه کاریداشتین تماس بگیرین! پراید: مامان چشه؟هی همش می ری اونجا ؟ مامان بنز: شوهرشو دستگیر ! پراید: لابد داشته قاچاقچیارو حمل می کرده!!! مامان بنز: نه! پراید: پ چی!هیلمن لاجون دهه پنجاه !عین تابلو بود بدبخت! مامان بنز: می دونی منو خواهرم ازجوونی باهم یه جورائی رقیب بودیم!سال گذشته بابات برای من یه سرویس ید50 میلیون منم اشتباه نشونش دادم!شوهرش زندانه ...چون برای یدن لنگه ی اون مجبور شده چک بکشه!نداره! بوگاتی: وا!مامان جون!چرااینو نگفتی؟منم لنگه ی اون سرویسو یدم 3 میلیون!چطور سر خواهرتون این همه کلاه رفته؟ مامان بنز: چی؟یعنی شوهر خواهرم واسه خاطر 3 میلیون تو زندانه؟ خدا بکشتت پژو!پاشو از 3 میلیون تا 50 میلیون 47 میلیون باقیه ...تموم زندونیای هم بند هیلمنو آزاد می کنی میای خونه! پژو: چشم!بانو سرویسو بده!الان همون سرویس شده 100میلیون!ببرم یه سروس 50 میلیونی برات ب م ...همین کارارم م! مامان بنز: چی؟نه صب کن! بابا پژو: رفتم خودم آزادش کنم ... باجناقه ما داریم!!!

ده: م ... گرمست هوا و گرمست دلمان ... این کشور عجب ...گرمای عجیبی دارد ...

یازده: چند سال پیش یه سریال می داد که یه هنر پیشه ی مشهور انگلیسی توش بازی کرده بود ...خیلی جالب ...داستان داستان ترس فضائی ها از آبهای کره زمین بود!خلاصه اونا با آب روی زمین مشکل داشتن ...اون موقع علم و دانش که به اندازه حالا پیشرفت نکرده بود! به هرحال جناب فضائی!آب کیارو می بری؟ برو قطب برو سیبری برو از یخ های جالب قطعه ای که س های خوشگل خوشگل روش و ن وزرت وزرت ازشون ع می گیرن ب !ااااهتو روز روشن!ازما؟ حالااین داستانو می ذاریم کنار ... ب پیام اومده ...نیمه های شب که کجا و کجا و کجا خیلی گرمه و کجا و کجا و کجا آب نیست ... تا صب نشستیم دعای آب و بارونو خنکی هوا و نسیم و اینارو درآوردیم خوندیم و...خدارو صدا کردیم! خوب جان من پدرجان!پدر آمرزیده!این پیامو تا شب برسون میشینیم تاصب!خودمون سرکار نمی ریم ...بچه هامون که می رن! حالا این داستان هیچی ... آقاجان انقد شفاف سازی تو فضای مجازی چرا؟آدم نشسته پشت پنجره خیالات برش می داره می خاد سیبو ه بخوره!دیگه فرقی بین شیشه ی لامصب و فضای مجازی نیست! یعنی تا این حد! بعدشم می بینیم کاری ازمون برنمی آد مثل بچه ی آدم در حالیکه خواسته مون سرکوب شده سرمونو می ذاریم می خ م !!! اهههههههههههههه" جل الخالق"
دوازده: دم نونواها و مردا و ئی که تو نونوائیا کار می کنن گرم ... تو این گرما با وضو با دستهای مرتب تو گرمای 100 درجه دارن نون با کیفیت تحویلمون می دن دیگه خوشرو تر از نونوا داریم؟ ... مهربونتر از نونوا داریم؟ دمشون گرم ... آدم آزاده یعنی همین ... یعنی عاشق بی صدا...



شهر دلم سوخته است ... در شهر سوخته عشق گران است ... می دانی؟

درخواست حذف اطلاعات
یک: تمام شد قلب من ... مثل یک جعبه ی موسیقی ... ب که معلوم است ... ذهن تو هنوز می شنود! دو: توی شکلات... مغز یک فندقی ... سو رایز! ولی برای من یک خاطره از دورهمی... سه: اشاره می کنی ... یوسف بیا و یوسف ام تنهاست ... در زندان ... عجب تنهائی غمگین ...ولی خوش حالی!
چهار: کف دستت قورت داده فال من هرگز ... نمی بخشم تورا ...ای عشق ... می دانی سرانجامم!... پنج: بوسیده ای مرا بدون رضایت همیشگی ... تشبیه تو بارن و گل و ... شبنم و دریاست! شش: مزار شش گوشه ات را بسازم یا حسین(ع)... در گوشه گوشه ی چشمم برای اشک ...
هفت: موی موی من راست می گوید اگر ... عشق بمان! عشق ها می پرد از کله ی من ؟ عقلم کو؟! هشت: ترومپ! رفته ای از دنیای ت یا نه؟ مانده ای تا دلار بیست تومن! نه: مامان بنز: پراید ...بدو از اون اتاق قرصای آسپرین منو بیار! پراید: مامان بیخود ادای آدمارو درنیار!ما قرارمون این شد ماشین بمونیم!بخاطر دلار! مامان بنز: من قرص نخورم که قراره ماشین بمونم؟خوب نمی خورم! بذار سکته کنم بوگات ی جون برام لگن بیاره! بوگاتی: وا مامان!مگه شما برا ننه خاور لگن می آرید؟صد ساله شونه ماشالله!یه دونه قرصم نمی خورن! ننه خاور: نسل به نسل بدتر می شه ... بذار تو به سند و سال ما برسی... قرص کشکک زانوام برات می نویسن!!!!

ده: م ... کشته ایم سکوت خویش را و بیرونمان سکوت نیست ... ما فریاد عشق ایرانیم ... بی شما فریاد مان کجاست؟
یازده: عقیق چشم تورا معصومه جان(ع) به قم بستند ... منم که ...درزیارت چشم تو ... مرد راه قمم...
دوازده: حیران و سرگردان در گرمای کوچه های تهران ... تعطیلات است ... کلاسهای زبان انگلیسی ...کاراته ... شنا ...بازیگری... ریاضیات واووووووووووه ! ودر آ می گویند ملت بی فرهنگی هستیم!!!چون " هیچی بلد نیستیم"!!! همه چی بلدیم آقاجان! انگلیسی بلدیم ... گ فو بلدیم ...حتی چینی و اسپانیائی هم بلدیم ...همه مان حداقل کارشناسی داریم و مدت هاست توی آپارتمان زندگی می کنیم!!!یواش یواش دارد از کشورهای خارجی برای مان خواستگار هم می آید!!! چی؟مصرف انرژی؟آن را هم بلدیم!!! در خانه مان را بسته ایم ورفته ایم خارج!با خواستگاران مان بیشتر آشنا شویم!!! ما نمی دانیم کی ها هستند که دارند برق هارا مصرف می کنند ... خارجی ها یا مصرف کنندگان خارجی ...!!!! " بله! جل الخالق...عجب دنیائی ! توروز روشن؟!!!"

سیزده:
je...nai...ai...aucune...pensee...dans...la...tete...que...toi je...n...ai..aucun...desir...dans...le...coeur...que...to a...te...proposer...au...bazar...de...la...amour... je...n...ai...que...ma...vie...te....la...donne...a...toi!!!



حقم را می گذاری کف دستم ... می دانم از این به بعد فقط می توانم با اشک جبران کنم ناحقی تورا !

درخواست حذف اطلاعات
یک: سند چشم مرا ... چشم مرا ... یدی... چشم من نیست دگر ... جز پی خندیدن تو ... دو: روی هوا گرفته ای دلم را و پس اش هم نمی دهی ... گل می زنم به خود!... که چنین دل نشین شدم!... سه: بس است کشتن من ...یکروز تو آرام بگیر... از کشتن من ... سودتو چیست؟" دلم" آرام بگیر ... درکشتن من ...هزارها... نقشه ی توست ... ای قاتل بی جیره!..." دل" آرام بگیر!...
چهار: دندان روی جگرگذاشته ام تا بس ام کنی ... کشتار من به دو چشم سیاه خود ... پنج: آهویتم ای ضامن آهو... رضا بده ... که شکارم کنی به عشق و شکارم کنی به عشق! شش: مزار شش گوشه ات طنین صدای عشق ... صدای عشق نوحه است ورقیه (س) صدای عشق ...
هفت: آن قدر بوسیده ای دستم را که نفهمیده ای که عشق ... به دست بوسی و ریا ... نمی چسبدم ...بفهم! هشت: ترومپ! گذشت داستان سیه روزی جهان ... فضا پر است از خنده و شیطنت... نه: بوگاتی: پراید...هوس آش رشته ... می خای بری برام ب ی؟ پراید: نه!مگه ناهار نداریم؟ بوگاتی: چرا!ننه خاورو باب وک که همیشه کوفته می خان ... مامان بنزو بابا پژو که بخاطر تو و بچه ها ماکارونی با ته دیگ سیب زمینی می خورن ... راستش من دلم بهم می خوره! مامان بنز: بوگاتی جان ...مگه من هرروز مطابق برنامه ی خودت برات جداگانه ناهار نمی پزم؟ بوگاتی: وا مامان بنز شما اینجائید؟ مامان بنز: شنبه ها کت لت ... یک شنبه ها دلمه...دوشنبه ها اولویه ... ها ...لوبیا پلو ... چهار شنبه ها قورمه سبزی ... پنج شنبه ها قیمه از هردو نوع! ها آبگوشت...وهفته بعد بالع ! بوگاتی: اه...پس آش رشته اش کو؟ مامان بنز: چشم امروز آش رشته! پراید: ترسیدم!بوگاتی نکنه یه وقت بهت بد بگذره!؟

ده: م ... پر از صفای علی (ع) است و مرتضی(ع)... ای عشق جاودانه ... علی جان ...مددی...

یازده: انصاف نیست توی یه خونواده باشیم ...کاسه و کوزه رو سر یکی همیشه بشکنیم ... خوب اونم جبهه می گیره و جوابمونو می ده... الان من اینجا دنبال دعوا و مقصر و جزا و اینها نیستم ... مثلا الان من دومیلیون و دویست حقوق گرفتم... همه بگن تو بی عرضه ای ...پس نقش صاحب کار و تحصیلات و ساعت کار و قانون کار و اینها چی میشه! آها یه چی بگم!راضی باشید ... همینه که هست... الان همینم گیر نمی آد ! تازه با سه ماه اضافه حقوق مونده این شده!صرفه جوئی کنید!همین ام زیادمونه! تو بچه از پفک و اینا بزن ...منم از سینمام می زنم!یه ماه بشینیم تو خونه چی میشه واللا هیچ چی ... اقایون و خانمها مارفتیم صفا سیتی!نیستیم فهمیدید؟! "جل الخالق عجب..." درضمن به همین دلیل گفته شده دربالا نداریم!چرا باید بیخود هزینه ی اینترنت بدهیم!!! نمی ائیم! ............................................ وا... فضای مجازی مارو خارجی کردی ...ایول!یه عمر بود هیچ کشور خارجی ای به ما چراغ سبز نمی داد...ویزا نمی داد... قربونت!




شکایتم ... مدل الیور تو ئیست بود ... ! فرستادیم نز د فاگین پیر جهت پی گیری!" هول نکن"!

درخواست حذف اطلاعات
یک: بسوز دل ناشکر من که شکر نکردی ... هزار نعمتت ... از جمله ... چشم پی گیرش! دو: بسته بودند زبانم ...از دو چشمم غافل ... که نگفته راز می گفت و ... همه ... خاموش بود!!! سه: بریده باد دست قلم!... اگر که صدایش بلند ... تمام شهر بیدار کند ... بیداریش!!!
چهار: گنجشک ها را می خوردیم ... و...ماهی هارا پر می دادیم ! شکم توی پاساژهای شهر پر می شد ... و عاشق می شدیم ... وروی بالش های پر خیالات می کردیم ... پائیز می دوید که به ما برسد ... کور خوانده بود نمی شد ...! زیر اسپیلت ... همیشه بهار بود!!! پنج: رضا(ع) به کشته ی خویش امان می دهی ؟! امان بده که بیایم زیارتت ا ... تا جسدم دوباره زنده کنی ... شش: مزار شش گوشه ات جای گریه است ... من شیعه ام واشک ... خاموشی سراسرآتش تنم ...

هفت: درینگ درینگ درینگ ... ...: بله؟ خانم: شرکت دید آوران نو پرداز خدای شکر! ...: بله! خانم: نا عادلید!بیچاره اید!از دم چارتا آدم بی حواسید!ما از شما قفس پرنده خاستیم شما برای ما کفش ورزشی فرستادید!خو د؟پول قفس می گیرید کفش ورزشی می فرستید؟ ای خدا!بگم مدیریت کچل!شما را چه ه!با این پرنده ی سرگردان چه ؟آدم هم نیست شوهرش بدیم!!!ماهی نیست کبابش کنیم ... ایواااااای! ... : بیب بیب بیب ... خانم: چی؟تلفن رو من قطع می کنید؟دارم می آم شرکت! ......................... مامان جان!بیدارشو جوجو مرغی دو روزه مرده ! دیگه نیازی به قفس نیست!بیدارشو!
هشت: ترومپ! اگر زنده ایم خ هست ... خدا نکند شما ... جای ما باشید!!! مامان بنز: پراید!بیا ببینم ... در صندوقو باز کن!100 تا سکه یدم! پراید: مامان برای چی یدی؟ مامان بنز: ببین پراید از تنبلی نوبری!تا ننه خاور و بقیه نیستن کمکم کن!بذارمشون تو صندوق... پدرم در اومده بایه هم چین تجارتی! پراید: که چی بشه؟کجا می خای برسی که نرسیدی؟ چی کم داری؟ مامان بنز: ببین پراید!از پیری می ترسم!اینکه تو منو بذاری یه سالمندان بی کیفیت!اینکه زیر دست و پای تو و بوگاتی له شم! ناگهان ننه خاور: هی روزگار!!!!

ده: م ... فدای سرو قامتت که ایستاده است ... چنان که میلیاردها نفر پشت آن قامت بسته ...

یازده: هیچ چیزی الان منو به اندازه ی سوختن " یخچالمون " نمی ترسونه به خدا! اگه بسوزه چی؟ازکجا ب یم؟ چه مارکی؟ اصلا چطور ب یم؟وای دلم هزار جا میره ...
بخند!!! دوازده: اینجا بلاگ بیان است جائی که دوستش داریم ولی امیدی به پایندگی آن نیست ... شعارش می خین بمونید می خین برید است ... روبوت کمی دارد نه کیفی ... آخه بیان با پسوند آی آر توی بی معرفتم بری من کجا بنویسم کجاخودمو نشون بدم ...کجا خانم مددی باشم ...اوهو اوهو ... سرمو رو شونه ی کی بذارم گریه کنم... وااااااااااااااااای! نرو!



بسیار چشم هایت خندیده ...به ابروهای کج من ... تصویر تو توی قاب خدارا شکر کج نباشد!

درخواست حذف اطلاعات
یک: نصیب ندارم از ماه روی تو ... تا ابرها هست ... کمی تو هم تلاش کن ... مثل نسیم کنارمن! دو: می خندی و قند لبت می کشد مرا ... قندم!شیرین من ... به بدحالی ام نخند! سه: یوسفا! کوچه ها از صدای خنده ی تو پر است ... پیراهن رها کرده ای و می روی به زندان ها ...
چهار: رفتن تو مرا متعجب نمی کند ... اگر هم که بوده ای ... برای سر سوزنی از تو ... با تبر خشم رقیب خود ... جنگیده ام .... برو ... !!!! پنج: صبر در کوزه انداخته ام ... مثل تو غول! آینده تحویل بگیرم ... از عشق!!! شش: مزار شش گوشه ات اب نکرد رویای من ... من هنوز قصر می بینم ... قرار شمارا یا حسین(ع)...
هفت: درینگ درینگ درینگ
...بله؟ خانم: ببخشید آقای ما هستن؟! ... : نه خیر! خانم: همون آقای مومشکی ... قدبلند!که می خندنردیف دندوناشون پیدا میشه... فریدآقا! ...:
بله!فرید آقا لوله کش؟ ولی ایشون یک متر و بیست هستن ...دندونم ندارن !اصلا موهاشونم جوگندمیه! خانم:
چی؟ به شوهر من؟!حالا هرچی !تلفنشونوجواب نمی دن...مجبور شدم به شما زنگ بزنم... ... : ببخشید لوله ی تو ترکیده ...دارن درست می کنن یه ده دقیقه ی دیگه ... می گن زنگ بزنید... خانم: خیلی واجبه!راجع به مادرشونه! ... : آقا فرید تشریف بیارید یه جوری دیگه... آقا فرید: بله! چی شده؟صد دفه نگفتم سرکار مزاحم من نشید؟مادرم چی شده؟ خانم: عروس!!!وا صدا تون چرا مثل آقا فرید ما نیست؟واااااای!!!ببخشید تورو خدا گفتم شوهر من کوتوله نیست!!! ... : آقا فرید : شوخی جالبی نبود! خانم: چرا؟!یه خستگی در کردی دیگه!بای بای ...بیب بیب بیب ......................................................... چند روز بعد مشخص شد ... مزاحم تلفنی ای با تغییر صدا قصد آزار و اذیت مردان محله را دارد!!!

هشت: ترومپ! آش بهم زده صد عیب دارد ...و
دهان باز نشده ...یک عیب! نه: پراید: بابابابا!صدامو می شنوی... ؟ لطفا بیدارشو! باباپژو: پراید جان ! ساعتو دیدی؟30و 5 صبحه! پراید: می دونم! دارم می رم صف ماشین هیوندای!بوگاتی می خاد یه بچه ی چشم بادو می ام داشته باشه! بابا پژو: خو داشته باشه!به من چه؟چی میگی؟ پراید: بابا قیمت ماشین هفتصد میلیونو چارصد و پنجا تومنه؟ داری یه چارصد و پنجا تومن به من بدی؟ بابا پژو: نه!از همتون دربه داغون تر منم!از ننه خاور بگیر! ناگهان پراید: آها یادم اومد ... بگیر بخواب!کارت مامان توش 500 تومن هست! بابا پژو: برای چی کارت ما دست شماست؟ پراید: جهت ید! بابا پژو: وایسا ببینم!
ده: م ... همیشه صبر شما به من انگیزه می دهد ... صبوری تان به آل علی (ع) می ماند ...




ای غصه هایت قاتلم ...هرگه دعایت می کنم ...ای ر هبر و مولای من...جان را فدایت می کنم ...

درخواست حذف اطلاعات
یک: از توی توی قلبم آمدی بیرون ..." آیا تخیلات"؟! زیبائی و متانت و عاشقی ... ویژگی توست ... دو: ای رهگذر در سرنوشت من ... چرا تااین حد تاثیر؟... نوشته اند انرژی پاهای تو روی پیاده رو ...انقدر! پس بوی تو چه می شود ...روی اندام چشم من؟! سه: دلم نش تی و با عشق من آمدی ... دیدم جوانه ام و تو ... سروی بلند ....
گریستم!از این همه تفاوتها...
چهار: از جهان بیرونم کردی و رفتم جهنمت !... دیدم فرشته های زمینی به عشق تو ... در جهنمند!!! پنج: دوستت دارم ودانند عاقلان...که دیوانه ات منم ... منم لیلا ...منم تنها ...بی پناه ... مجنون عاقلان تو نباشی ... عزیزمن ...
بهتر است!... شش: مزار شش گوشه ات نفس نداشتم ... انگار هوا نبود ... از بس که عشق آمده بود ... قلبم درست کار نمی کرد یا حسین (ع)...
هفت: آقای " ن" نشسته بودند پشت میزشان ومن تازه دانشجوی فوق لیسانس بودم ... فرم وام را گذاشتم مقابلشان و گفتم " امضا بفرمائید"! فرم را گرفتند و انداختند آن طرف و گفتند" فردا میری و وام را می گیری ...ما چکار کنیم؟! گفتم: ناراحت نباشید این فرم ارزش قانونی ندارد!نه مدیرمان مهرو امضا کرده ونه شما!یکی بدهید به من تا امضاهایش را بگیرم دیگر نوبت من است!!! بلند شد و گفت: بروید!!!از کنارمن بروید کنار!... معمولا صدایم را بالانمی برم ...گفتم: ببخشید چی گفتید؟! گفت: بروید!لبخندی زدم و گفتم:حالا نشانتان می دهم !چادرم را مرتب ورفتم پیش معاون ... سرشان را انداخته بودند پائین و منتظر بودند تا امضا کنند ...گفتم : جناب معاون!دراین اداره به من توهین شده!چشم هایشان گردشدو گفتند: یاخدا...کی؟! گفتم: آقای "ن" فلان فلان فلان ! بنده ی خدا آمدند بالای سر آقای"ن" منهم بله! گفتند: آقای " ن" چی شده؟ چرا؟ آقای " ن" درکمال تعجب من و آقای معاون گفتند: آقای معاون ایشان به من سلام ندادند !!!" سلام"! توی دلم گفتم : اوهوک!همان بهتر ... فردا که فوق لیسانس می گیرم!!! آقای معاون گفتند: خانم فرم را نبرید! گفتم:آقای معاون این فرم از لحاظ قانونی ارزشی ندارد!نوبت وام من رسیده و باید مدیر و بعد اداره و بعد شما امضا و مهر بفرمائید تا جهت رسیدگی به جریان بیفتد!از من یک کاغذ را دریغ می فرمائید؟!خیلی بد نیست؟! کمی فکر فکر د و بعد گفتند:بدهید دست ایشان ببرند! یادم نمی رود وقتی کاغذ را می گرفتم چه حالی داشتم ! ...............
دوسال و نیم بعد مدرکم را گرفتم و رفتم اداره ...تا به حقوقم اضافه شود ... رفتم دیدم آقای "ن" دیگر در آن قسمت نیستند ...ایشان رفته بودند یک قسمت دیگر!!! هشت: ترومپ!
دانائیو عشق و آدرس را ... فراموش می کنی؟... چه عجب!به یادت مانده پریزیدنتی!!! نه: مامان بنز: بنزهای دهه شصتیه دارم می رم! پرایدبا خنده: برای چی؟ بدبختید؟! مامان بنز: این چه طرز فکریه پراید؟داریم می ریم اعتراض!...لوازم یدکی مون تو ایران پیدا نمی شه!پس فردا من بیفتم تو می خای چیکار کنی؟ پراید: مامان خودمونیم ...تو تو خود آلمان از رده خارجی!از اون طرف کلا اونموقع سه میلیون می ارزیدی بابای بدبختم تورو یده شونزده میلیون!...بسه دیگه! بابا پژو: آی گفتی! مامان بنز: تو ت شو!فرانسوی پرمدعا...باز تو عاشق شدی منو آوردی ایران!خودت چی؟!مونتاژی!!! ننه خاور: بنزی جون!هرجا می ری برو! فقط کوفته ی منو بپز ...شماهام ت! جامعه مدنیه!خودشون می دونن! بوگاتی با گریه: نرو مامان بنز!تورو خدا نرو!پس فردا تو نباشی من چطوری این سه تا بچه رو بزرگ کنم ؟!تورو خدا؟!مرگ پراید! مامان بنز: ولش کن !بچه ها برن بسه!می مونم ...اه ه .ه .ه .ه. ه.

ده: م ... قفل های زندگی جمعی ما ... با کلید یاعلی (ع) باز می شود ... امیدواریم و امید هست ... با دست های پر توانتان ...
یازده: مصریان باستان مومیائی هارو با اعتقاد باز گشت به زندگی انجام می دادن ... یه اعتقاد شون این بود که ارواح در کشتی مردگان جمع می شن و در طی طریقشون دوباره بر می گردن ... خوش به حالشون 1 چه دل خوشی داشتن!حالا اینا هیچی ... تحقیقات پزشکی ثابت کرده سلول های بنیادی شون زنده است! ای داد و بیداد فردا یهو میبینی از تو آزمایشگاه یکی عین شون رو آوردن بیرون ... این مهم نیست ... شما صد میلیون جمعیت ام بسازی مهم نیست ... مهم این که روح همه شون دست خداست!کشتی روح و اینا کجا بود؟ جالبه نه؟!چی گفتم اصلا؟جدی نگیرید!" جل الخالق"!
................................. می گن ها که توفضا اب می شن یکی از عوامل گی لایهی اوزونن! نه! می گن یه تاریخ مصرفی دارن ...بعد که تموم میشه ولشون می کنن می گن فضا پره!!! حالا ما دو تا بفرستیم آسمون!پس فردا در می آن می گن فضارو شما آلوده کردین!یعنی چی؟جای یه لیزر که از اون بالا دنیارو هدف بگیرین ...یه آهن ربا بفرستین بالای جو ا تونو جمع کنه!!! ما اصلا هیچی!بلد نیستیم... پس فردا لیزر می زنین می خوره به این ا بعد کمونه می کنه خودتون جزغاله می شین! " نگید نگفتین یا مددی نگفتی"!!! ........................................



می ترسیدم ... از دست بدهمت ... دادم !به سادگی آب شدن یک بستنی در تابستانی داغ !

درخواست حذف اطلاعات
یک: کشیده ام به سر خویش ... خاطرات جدائی ... شاید جداشود که "سرم "... از تنم جداست! دو: بیراهه کشیدی مرا و آغوشت جا برای من نداشت ... هزار فتنه خو ده در بستر اغوش تو ... کامیاب تنی بودند که حواسش ...به کمیت نبود! سه: شاهد مرگ من ...ان دوچشم خمار تو بود ... مست تر می شدی از لحظه ی جان دادن من!...
چهار: می روم روی دوشم ... تمام صحنه های زندگی ... می خندند که من ... تا همین دیروز!چطور ایستاده بودم!!! پنج: ای فدای ناز تو نازی ... نازتر ... نازتر ... نازتر درلحظه های خشمت ... فدا! شش: مزار شش گوشه ات دریغ مرا کشت و ره نداد... صد سال گذشت از من و بیرون این درم!...
هفت: جلسه ی خداحافظی بود و داشتیم می رفتیم ...به طبع من هم ... سیاه بختانه همه جمع بودند و داشتند شیرینی می خوردند ...که ناگهان آقای"ف" چشم شان به من افتاد ... سرم را انداختم پائین ورد شدم تا کتاب هایم را جمع کنم ...خیلی ساده گفتم: ببخشید از همگی خداحافظ ! شیرینی بین دهان و گلوی آقای "ف" گیر کرد ...با صدای خفه ای گفت:شما چرا؟مگر شما با اینها بودید؟به سادگی گفتم:بله! به زور شیرینی را قورت داد وگفت: پس من چطور متوجه این موضوع نشدم؟!!!همگی موضوع را به شوخی گرفتند ولبخند زدند!!! بلند شد و به قامت ایستاد که... اصلا اهمیتی نداشت !!! کیفم را روی دوشم جابه جا و چادرم را مرتب و گفتم:...خدانگهدار... احساس شیرینی و یک حرف دیگر توی گلویش گیر کرده ...با سرعت فاصله ی پله ها را طی ورسیدم به خیابان ... هیچ چیز مثل دودقیقه ی پیش نبود ! زندگی ادامه داشت!!!
هشت: ترومپ! باعشق درجهان چه ها نمی شد کرد ... یکی همین که دلار را فی کردی!!! نه: مامان بنز: بچه ها دارم می رم خونه ی خواهرم اگه کاریداشتین تماس بگیرین! پراید: مامان چشه؟هی همش می ری اونجا ؟ مامان بنز: شوهرشو دستگیر ! پراید: لابد داشته قاچاقچیارو حمل می کرده!!! مامان بنز: نه! پراید: پ چی!هیلمن لاجون دهه پنجاه !عین تابلو بود بدبخت! مامان بنز: می دونی منو خواهرم ازجوونی باهم یه جورائی رقیب بودیم!سال گذشته بابات برای من یه سرویس ید50 میلیون منم اشتباه نشونش دادم!شوهرش زندانه ...چون برای یدن لنگه ی اون مجبور شده چک بکشه!نداره! بوگاتی: وا!مامان جون!چرااینو نگفتی؟منم لنگه ی اون سرویسو یدم 3 میلیون!چطور سر خواهرتون این همه کلاه رفته؟ مامان بنز: چی؟یعنی شوهر خواهرم واسه خاطر 3 میلیون تو زندانه؟ خدا بکشتت پژو!پاشو از 3 میلیون تا 50 میلیون 47 میلیون باقیه ...تموم زندونیای هم بند هیلمنو آزاد می کنی میای خونه! پژو: چشم!بانو سرویسو بده!الان همون سرویس شده 100میلیون!ببرم یه سروس 50 میلیونی برات ب م ...همین کارارم م! مامان بنز: چی؟نه صب کن! بابا پژو: رفتم خودم آزادش کنم ... باجناقه ما داریم!!!

ده: م ... گرمست هوا و گرمست دلمان ... این کشور عجب ...گرمای عجیبی دارد ...

یازده: چند سال پیش یه سریال می داد که یه هنر پیشه ی مشهور انگلیسی توش بازی کرده بود ...خیلی جالب ...داستان داستان ترس فضائی ها از آبهای کره زمین بود!خلاصه اونا با آب روی زمین مشکل داشتن ...اون موقع علم و دانش که به اندازه حالا پیشرفت نکرده بود! به هرحال جناب فضائی!آب کیارو می بری؟ برو قطب برو سیبری برو از یخ های جالب قطعه ای که س های خوشگل خوشگل روش و ن وزرت وزرت ازشون ع می گیرن ب !ااااهتو روز روشن!ازما؟ حالا



وبوسه هایم را یدند ... باران و آفتاب و آینه!

درخواست حذف اطلاعات
یک: سرمای سرد بود و من ... میان دستانت ... یک قبضه ع بودم ... برای کشتن تاریخ! دو: از اسارت درقاب ع ... رهاشدم که ش ت ... وتوی آتش میان باغ ... همراه برگ ها ... سوختم! سه: ابر بود خاطرات تلخ من ... گریست ... یک شب تا به سبح باران امان نداد ...
چهار: روح روی لب های من ... تابستان بود ... شعر و عرق می آمد ... شالیزار کیف می کرد و می کاشتیم ... برنج خون خسته ی ما بود ... که می رفت ... پنج: سحر چشم های من ... طاقت دوری نداشت ... شامگاهان آمدی دیگر ... از عشقت مرده بودم! شش: مزار شش گوشه ات پراز کلام خداست ... همین بس است که بازیارت تو ...خدای زنده شود ...
هفت: ماه را بریده اند روی تن شب حرفه ای ... هزار سال اگر بتوانی خیال کنی ... که ماه کج است! هشت: ترومپ! هوا گرم است و دنیا پی فوتبال ... دست بردار آ سر برزیل می برد! نه: پراید: مامان این ده میلیونو بگیر واسه خونه ج کن ... مامان بنز: پراید تو این همه پولو از کجا می آری؟نکنه فک کردی من بچه ام ...پدرزنتم که ... پراید: مامان رفتم تو کار شر ی! مامان بنز: چی؟ تو این سیاهی بازار می ری روزگار بچه های مردومو سیاه می کنی؟من دست به این پول کثیف نمی زنم! پراید: مامان من مهربونم!اگه چن تا مهربون مثل من تو این کار نباشن ...مردم میمیرن!می فهمی؟یه چشمک به این می زنم یکی دیگه به اون تموم میشه میره! مامان بنز: پورسانتی؟ پراید: حالا! بوگاتی: من می رم ایتالیا..یه لحظه ام با تو زندگی نمی کنم پراید ... پراید: بابا شوخی 50 میلیون از بانک وام گرفتم جهت ید کالای ایرانی ...حالا واسه چی می پرسید برا شما که حلاله!؟ بابا پژو: موقع برگردوندن 120 میلیون تومن ح و می پرسم!اسپایدر!
ده: م ... کلاس عشقمان تمام نمی شود ... همیشه دانشجوی سال اولیم ... یازده:
یکی از جاهایی که تو تزهای اقتصادی خود به خود تنظیم میشه بازاره! الان می گن دیگه همه چی حتی سرطان هم خود به خود تنظیم میشه " جل الخالق"! البته تنظیم بازار تو نظریه های غربی اینطوره وگرنه در نظریه های سنتی شرق و کمونیست بازار باید منقلب بشه !بعد خودش تنظیم میشه!مثل شوروی بعد 70 سال!حالا دیگه مثلا توی تاریخ به اون گندگی 70 سال چیزیه!؟ نگران نباشین این قانئن درهمه جا کارایی داره!و بهش می گن اتو ماتیک لی!خیلی ام کیف می ده! عرضه و تقاضا دوواژه ی کاملا مس ه اند که اقتصاد دان ها همین جوری واسشون ج می کشن و برای قبول یارد نظریه هاشون یه صد سالی لازمه که... مگه صد سال تو کل تاریخ زمان زیادیه؟!!! الان بد ار ترین کشور دنیا اون گندهه ست!ولی چه جور بدخکاری ...آزاد!می فهمی ؟پس بدان اگر نمی دانی! حالا شر بین المللی هم داریم!نمی دی لامصب از حلقومت می کشم بیرون! اوه چه داستان هایی کی باور می کنه!؟50 سال دیگه ملت نشستن پای یه دستگاهی به نام brain visionدارن یه چیزی مثل بیت کوئین می ن می فروشن لعنت خداهم همین طوری به بخت و اقبالشون می فرستن ...حالا نگید نگفتی !!! دوازده: خون آشامی یه جور اعتراضه اعتراض یه کنت از طبقه ی بالا با درد وها و مشکلاتش به از دست دادن موقعیت های اجتماعی و اقتصا ... متاسفانه متوجه میشه که عاشق شدنشم دیگه عین آدم نیست ... بدردی قربان بد دردی!
یه دفه نوشتم همه اش پرید بعد هی خورد خورد نوشتم والا دیگه انقد جوون نیستم شش ساعت بشینم چهارتا خط بنویسم!



سیندرلا ... چایکوفسکی و ارتباط نزدیک عشق با شه ی حکومت پلاستیکی!!!

درخواست حذف اطلاعات
یک: رفت بیرون از دلم یاد تو و دیگر نیست ... این آلبوم از ع تو و باران پر!... دو: می روی توی ذهن من و منگنه می شوی به شعر ... شعر می آید و من تازه می بینم که تو ... تازه واردی! سه: خنده هات مزه ی چای انگلیسی می دادو خوردنش ... بعد می فهمیدی ... تحت استعمار چشم های آبی ... تویی!
چهار: بغض نمی ترکد ...این دل من است ...که خون ... از گلویش می رود پائین و بینوا ... لال است! پنج: ماه... آرام باش و خودت را کوچک نکن! این دنیا ...برایش فرق نمی کند ... زیبائی حسرت برانگیز تو ... بزرگ باشد یا کوچک ...!!! شش: مزار شش گوشه ات را ساخته ام از طلای ناب... بگذار بدانند که من یدار دلم را طلا می گیرم ...

هفت: گیسویت را فروخته ای و برای من دل یده ای ... بیا بگیر و پس بگیر ... موج موج ... طلا طلا... هشت: ترومپ! گذشت دوران ترساندن بچه و ...بچه ها دگر ... از بزرگی پدرشان هم درخانه نمی ترسند!!!... نه: مامان بنز: پراید!اگه پول نون امروزو نگیری ...شیرتو حلال نمی کنم! بابا پژو: بابا بنزی...ول کن دیگه!4000 تومن دیگه این حرفارو ندار ه حلال کنی یا نکنی ...! مامان بنز: چی؟یعنی 4000 تومن انقد بی ارزش ؟!چطور بود که پدرم مهریمو 4000 تومن گرفت ؟ نه نمی تونم بی تفاوت باشم!!! پراید: مادرمن حلال خوشت!بیابرو سایت مهریه 4000تومن سال 50 رو بزن ببین معادل امروزش چقده؟!!! بعد پدر مارو درآر!

ده: م ... گذشت ... داستان غم انگیز کشور مانیست ... ماقاتل بی رحمی و ستم هستیم ...

یازده: یعنی هفته ی گذشته موندم تو کف این داستان که چطور ممکنه یه بدبختی روز آ جنگ جهانی تو هیروشیما باشه ...بعد دقیقا بمب اتم رو بندازن و همه بسوزن و بمیرن این زنده بمونه ... بعد پاشه بین این همه شهر بره ناکازاکی درست همون موقع که میرسه بمب اتم دیگه ای بندازن اونجا!!!دوباره شهر بسوزه و آتیش بگیره و ... اشون زنده بمونه!!!یعنی آ شانسی!!!بعد آ شم در سن هفتاد سالگی به مرگ طبیعی بمیره!!! امپراتوری زاپن همسن امپراتوری قاجاریه ست تقریبا اما از اون موقع تا حالا ما غزل یکی دوتا حکومت دیگه رو هم خوندیم !!!حالا نمی گم امپراتوری زاپن بهتر بوده چون افتضاح ترین حکومت تاریخ می شد از دید ایرانی !!! خود این امپراتوری امپراتوری استعمارگر چین بوده به اون گنده گی ... تاریخ با این همه سر افکندگی؟! ژاپن امروز به تاریخش با دید ننگ و بدبختی نگاه نمی کنه بلکه این کشور با تاکید برگذشته به امروزبا افتخحار نگاه می کنه ...حالا الان امپراتوری ژاپن چیکاره ست؟ هیچی یه حکومت تزئینی !ولی بالا ه این همه ثروت رو باید یک گروه قدرت اداره کنه؟ قبول کنیم ملت یه دل و صد عشقیم ... بابا ایرانی اون عشقتو پیداکن؟!!!




جوجه اردک زشت ... توک!...هانس کریستین اندرسون و رونمائی سواد در کپنهاگ!!!

درخواست حذف اطلاعات
یک: درقلب من سوگ تو بودو بیرون ... عروسیت! آه از منی که می روم و ...توئی که زنده می شوی!... دو: فردا طلوع می کند و تونیستی کنارمن ... ناگزیر از خورشیدیم ... تویی که می روی و منی که می مانم ... سه: واژه تو را می پرستید و تو خدای جمله های من بودی ... یوسفا! خدای من از حسرتم مرد ... ومن ...هنوز زنده ام!


چهار: اگر از من جدا شوی ...خدای را چه می کنی؟ بسته ام صدهزار دعا به دامنش ...که بمانی و همدلم باشی ... پنج: رفتن از شهر تو با هر وسیله ای حتی اتو بوس ... راحت بود ...! من پیاده رفتم! تا بدانی سخت ترین کار همین بود!!! شش: مزار شش گوشه ات یا حسین(ع) امشب قیامت است ... چون صادق اهل بهشت ... سوی چشم ماست ...


هفت: کوله پشتی شعری من پر است از واژه های بی تو ئی ... بی توئی درد بدی نبود ... حداقل برای کوله پشتی امثال من! هشت: ترومپ! مو دانه ای صد هزار درایران بد نیست ... در یو اس تو چند؟ موی وطنی؟... نه: مامان بنز: حواسم بودآنمی دونم چی شد؟ پراید: مامان فدای سرت!تو تازگیا به چیزای بی اهمیت خیلی اهمیت می دی!اینه بغل پورشه خیلی قبلتر از اینا باید می ش ت!جهنم! پورشه: اوهواوهو!مامان بزلگ شی ده!بلین بخلین! بوگاتی: بابا جان!بریم ب یم! مامان بنز: اللهی دستم بشکنه پورشه جان!اللهی مامان بزرگ بمیره!حواسم بود از آشپزخونه می پیچم می آم تو هال!ولی نمی دونم چی شد؟ ننه خاور: 8 نفر داریم تویه 100 متری زندگی می کنیم! بابا پژو: بنزی پولوریختم به حساب برین یه آینه بغل ب ین! پراید: چی؟پول روزانه ی خونه دست شماست بابا؟ بابا پژو: نه بابا!مثل توام یه قرونمم بدست زنم! پورشه: بدوئید !اوهو اوهوبدوئید!آبلوم تو اینستا گلام می ره!پلشه ی کامرانیه!!!!.... یدوئین!


ده: م ... تمام آرزوها یما ... فدای حقیقت یک آرزوی ملت است ... پاینده بودن ایران ... پاینده بودن ملت ...

یازده: ب درنهایت تعجب یه رو به طور اتفاقی از شبکه یک دیدم " هانس کریستین اندرسون"
که واقعا جالب بود ... یه واقعیت تو جون بود به نام " نگاه از بالا"!که دریغ شاید اون موقع شب بعد سریال کمتر ی رو دیده باشه! هانس جوان با قوه ی تخیل بالا تشخیص داده می شه ولی بیسواد!!!آقا بیسواد! علی حضرت پادشاه بهش بورس می ده تا بره یه جائی درس بخونه ... فکر می کنید اونجا کجا بوده ؟ یه دبستان درچه مقطعی ؟ کلاس دوم!اولین برخورد بچه ها بعد از این که می فهممن اون معلم نیست پرتاب سنگ به طرفش بوده!!! معلم مدرسه تا قتل دوست صمیمی هانس به نام توک پیش میره اونم فقط به خاطر تنبیه هانس و شکنجه اش!!!چه جهنمی!!!ولی هانس تا کشف خودش پیش میره ... نمی گم نگاه از بالا بده یا خوب اما ... یه چیز جالب بود نگاه برع ما به استعدادها ... ما تا یه استعدادی رو کشف می کنیم یا خودمون ابش می کنیم یا می دیم دیگران اینکارو ن بقدری شگفت زده می شیم که نگو بهش ا می دیم براش " شو " می ذاریم انواع و اقسام درجه ها رو به پاش می ریزیم ... ولی نگاه ب نگاه برع افراطی ازاون طرف بود ...خوب که چی؟ تخیل داری؟ داشته باش! " تا منو نگریونی نمی تونی ی بشی( بی رحم و فوق العاده هانس)"! انقدر هانس رو زدن زدن تا یه چیزی از آب در اومد!البته با اون کتکائی که اون خورد حالا حتی غیر مستقیم بلانسبت م بود یه چیزی از آب در می اومد !!! کاش میدیدین و خودتون قضاوت می کردین! منکه یاد اهای کیلوئی و بعضی موقعیت ها که به بعضیا به طرفه العینی مثل آب خوردن داده میشه افتادم ... شمارو نمی دونم! دوازده: عشق اون دستای آفتاب خورده ی مردونه برای خانمش ...بسه که از صب تا شب تو آفتاب پارکین تهران برا یه لقمه نون حلال تلاش کرده ... پارکینگ بان های تهرونو می گم که خدائیش تو این گرما نون نداریم انقد حلال باشه... دمشون گرم ...


سیزده: دیروز وفت آقا صادق علیه السلام بود ... هم تسلیت و هم شگفتا ... که نقش ایشون در کشف دنیای ماورالطبیعه برای انسان کم گفته میشه ...یه زمونی علم فیزیک و شیمی جز علوم ماورالطبیعه بوده که اتفاقا از دل شاگردای ایشون بر می آد ... نمی دونم دنیای ماورالطبیعه و کشفش برای انسان چقد ارزش داره فقط می دونم داره و خواهد داشت ....