رسانه
رسانه

ریپورتر



شلیک راکت از بالگردهای و

درخواست حذف اطلاعات
شلیک راکت از بالگردهای و

بالگردهای کبرا و طوفان هوانیروز و مجهز به راکت های ۷۰ میلی متری هایدرا هستند که برد ۸ کیلومتری دارد.یکی از تسلیحات اصلی بالگردهای کبرا و طوفان (نمونه ساخت ایران بالگرد کبرا)، راکت های 70 میلی متری هایدرا است. این راکت ها معمولا در لانچر های 19 تایی روی این بالگردهای نصب می شوند و نقش بسزایی در کارایی بالگردهای کبرا و طوفان دارند. راکت های هایدرا از پیشرانه های سوخت جامد بهره می برند که برد آنها را به 8 کیلومتر می رساند. این راکت ها دارای انواع کلا های ضد نفر و ضد تانک هستند که قابلیت نفوذ در 300 میلیمتر زره را دارند. در ادامه تصاویری از شلیک راکت های هایدرا از بالگردهای هوانیروز و را ببینید.


شلیک راکت هایدرا از بالگرد کبرا


شلیک راکت هایدرا از بالگرد کبرا


شلیک راکت هایدرا از بالگرد کبرا


شلیک راکت هایدرا از بالگرد طوفان


شلیک راکت هایدرا از بالگرد طوفان

شلیک راکت هایدرا از بالگرد کبرا






ماجرای «فیروزآبادی» و «ویلای لواسان» چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

دبیر عد خواه دانشجویی گفت: نامه این به دادستان تهران درباره ویلای مصادره ای لواسان امروز رسانه ای خواهد شد. محمدجواد معتمدی دبیر عد خواه دانشجویی در ارتباط با نامه ای که این تشکل دانشجویی به تازگی در خصوص ویلای لواسان منتشر کرده است، در گفت وگو با ایسنا اظهار کرد: گزارش این نامه ای که به دادستان تهران نوشته و در فضای مجازی منتشر شده است امروز رسانه ای خواهد شد. ما آذر ماه سال گذشته نامه ای به ستاد اجرایی که متصدی امر اموال مصادره ای است، نوشتیم و در این نامه نسبت به ویلای مصادره ای لواسان توضیحاتی دادیم. وی ادامه داد: بعد از پیگیری های ستاد اجرایی و جلساتی که داشتیم، متوجه شدیم که سال ۹۲ هم در مورد تخلیه این ویلا دستوراتی صادر شده بود، که البته این موضوع نقل و قول است. این فعال دانشجویی گفت: بعد از این نامه ما، برای بار دوم ستاد اجرایی پیگیر این موضوع می شود، مجدد اوا آذر سال گذشته نامه پاراف می شود که این ملک تخلیه شود. وی مدعی شد: فیروزآبادی مهلتی خواستند که ملک را تخلیه کنند و این مهلت تا اردیبهشت ماه امسال بود اما از آن جایی که ملک تخلیه نشد ما نامه ای را به دادستان تهران به عنوان مدعی العموم نوشتیم تا این ملک را پس بگیرند. این ملک در لواسان تهران واقع شده و از سال ۷۲ یعنی حدود ۲۵ سال است که دست آقای فیروزآبادی است و در آن زندگی می کند.




مومن شوخ و بامزه است

درخواست حذف اطلاعات

اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

اَلمُومِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ.

مومن شوخ و بامزه است و منافق اخمو و ترشرو است.

تحف العقول، ص۴۹




نتایج ۳ «حصر» مهم در تاریخ

درخواست حذف اطلاعات

خبرگزاری فارس: نتایج ۳ «حصر» مهم در تاریخ

بازخوانی ۳ حصر مهم و تاریخی بعد از پیروزی انقلاب ی(حصر سیدکاظم شریعتمداری، حسینعلی منتظری و میرحسین و ) ابعاد جدیدی از این موضوع را نمایان می کند.بازخوانی سه حصر مهم و تاریخی بعد از پیروزی انقلاب ی (حصر سیدکاظم شریعتمداری، حسینعلی منتظری و میرحسین و ) ابعاد تازه ای از این موضوع را نمایان می کند. ریشه ی این سه حصر نشان می دهد در ابتدا تلاش های فراوانی به منظور جلوگیری از انحراف آنها صورت گرفت اما با بی توجهی آنان، این تلاش ها ناکام ماند و در مرحله بعد با تداوم بحران آفرینی توسط شریعتمداری، منتظری و سران فتنه 88، را ار حصر در اولویت قرار گرفت. علاوه بر این، حصر این افراد ثمرات و نتایج مثبتی نیز برای مردم و نظام به ارمغان آورد.این نوشتار ضمن ریشه ی حصر سیدکاظم شریعتمداری، حسینعلی منتظری و میرحسین و مهدی ، ثمرات و نتایج مثبت این حصرها را بررسی می کند.

* اقدامات خطرآفرین سیدکاظم شریعتمداری

سیدکاظم شریعتمداری، قبل و بعد از پیروزی انقلاب ی، با اقدامات و فعالیت های خود، در مقابل انقلاب می ایستاد. در ادامه به نمونه هایی از بحران آفرینی ها و کارشکنی های شریعتمداری اشاره می شود.

1- همسویی با رژیم پهلوی

سید کاظم شریعتمداری در دوران نهضت ی، به طور پنهانی یا آشکار با رژیم پهلوی ارتباط برقرار می کرد. در این رابطه اسناد و شواهد فراوانی از ارتباط شریعتمداری با ساواک وجود دارد. (بیشتر بخوانید)

نمونه ای از این ارتباط، در جریان قیام 15 داد برملا شده است؛ جایی که شریعتمداری طی پیشنهاد محرمانه ای به ساواک از آنها خواست یا خانه او را به طور نمایشی محاصره و یا وی را به مشهد یا حرم حضرت عبدالعظیم تبعید کنند تا بدین صورت از شریعتمداری نسبت به «جوابگویی به مراجعین» و طرفداران «رفع تکلیف» شود.

بر اساس اسناد ساواک رژیم پهلوی در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب ی، با توسل به شریعتمداری سعی در حفظ سلطنت خود داشت.

در سندی به تاریخ 1 مهر 1357 در گزارش رژیم پهلوی از دیدار با سیدکاظم شریعتمداری آمده است: «آقای شریعتمداری اظهار نمود: سلام مرا به پیشگاه اعلیحضرت برسانید... من برای حفظ مملکت و صیانت سلطنت فکر می کنم... من صریحاً می گویم که با و اعمال او مخالفم. تعدادی از علما به من مراجعه می کنند و یا بحث راجع به روش من و ، سوال می کنند که آیا اختلافی داریم؟ من می گویم بلی. او مخالف شاه است در حالی که من این طور نیستم... برقراری حکومت نظامی، کار با ارزش و مفیدی بود و باید باقی بماند و من صریحاً می گویم به عرض اعلیحضرت برسانید و به نخست هم بگویید که هر چه می توانند مدت فرمانداری نظامی را طولانی تر کنند.»[1]

2- همسویی با

اندکی قبل از به ثمر نشستن انقلاب ی، سفارت امریکا به ضدیت شریعتمداری با انقلاب ی اشاره می کند و در سندی محرمانه به تاریخ 27 دی 1357 در مورد مواضع شریعتمداری گزارش می دهد: «او علمای میانه رو را جمع کرده تا با چیزی مانند مخالفت کند.»

در گزارش دیگری از وزارت امور خارجه امریکا در همین تاریخ از چراغ سبز شریعتمداری به امریکا برای مقابله با صحبت شده و آمده است: «آیت الله شریعتمداری خواهان حمایت بدون سروصدای ایالات متحده برای یک رقابت مذهبی میانه رو با می باشد.»

اعضای سفارت در خصوص ملاقات با شریعتمداری در 10 ژانویه 1979 اظهار داشتند: «شریعتمداری آشکارا از دیدن شخصی از جانب ت خوشحال است و موضعش کاملاً منطقی و مساعد بود.»[2]

با پیروزی انقلاب ی، همسویی شریعتمداری با بیش از پیش شد. در گزارشی به تاریخ 3 اردیبهشت 1358 که از سفارت امریکا در تهران به وزارت امور خارجه مخابره شده، درباره گرایش شریعتمداری به رابطه با امریکا آمده است: «او ابراز امیدواری کرد که نباید احساسات ضد یی گسترده کنونی را به عنوان احساسات تمام مردم ایران تلقی کند...او اضافه کرد که یی ها باید از فرصت هایی که مـوجب استحکام دوستی با ایران می شود استفاده کنند و با توطئه ضد یی مبارزه نمایند.»[3]

3- حمایت از حزب خلق مسلمان

یکی از خطرناک ترین اقداماتی که پس از پیروزی انقلاب ی زیر چتر حمایت شریعتمداری انجام گرفت؛ تأسیس حزب خلق مسلمان بود.

حزب خلق مسلمان به فعالیت های ضدانقل و ج طلبانه در آذربایجان مشغول بود. از جمله اقدامات حزب حلق مسلمان در تقابل با می توان به مخالفت این حزب با همه پرسی قانون اساسی اشاره کرد. آنها در این مسیر شریعتمداری را نیز حامی خود می دیدند، به گونه ای که پس از برگزاری رفراندوم قانون اساسی و حضور مردم در این همه پرسی، اعضای حزب، به بهانه دفاع از مرجعیت به ایجاد آشوب و اغت در آذربایجان دست زدند.

در همین زمان رو مه خلق مسلمان در یکی از شماره های خود به نقل از شریعتمداری نوشته بود: «اگر توافق ها مو به مو اجرا نشود امنیت آذربایجان را تعهد نمی کنیم.» پس از این آشوب ها، آنها دامنه فعالیت های خود را به ای قم، مشهد و تهران نیز گسترش دادند. پس از این غائله، شریعتمداری با وجود سیل اعلامیه ها و نامه هایی که از او انحلال حزب را خواستار شدند، حاضر نشد این حزب را محکوم کند.

به دنبال این وقایع، گروه های مختلفی از مردم دست به علیه حزب زدند، به گونه ای که در تهران جمعیتی حدود 2 میلیون نفر در مقابل سفارت گرد آمدند و عملکرد حزب خلق مسلمان را همسو با برنامه ها و سیاست های دانستند.

4- همراهی با کودتای نقاب (نوژه)

یکی دیگر از خطرآفرینی های شریعتمداری بعد از پیروزی انقلاب، همکاری با عوامل کودتای نقاب (نوژه) در تابستان 1359 بود. کودتاچیان درصدد حذف و ساقط نظام تازه تاسیس بودند.

از آن جا که طراحان کودتا قادر به همراه ساختن یان با خود به منظور انجام کودتا نبودند، کوشیدند برای اطمینان دادن به آنها از فتوا و نظر شریعتمداری در این رابطه استفاده کنند. سران کودتا، برای اینکه به افراد خود درباره سرنوشت کودتا اطمینان دهند آنها را به قم اعزام می د تا با شریعتمداری دیدار کنند و نظر او را در این خصوص جویا شوند. در همین رابطه یکی از کودتاگران که به قم رفته بود از خلبانان و یان در بیت شریعتمداری خبر می دهد که برای استفسار از جریان کودتا به قم آمده بودند.

علاوه بر این، در مراحل پایانی کودتا، شریعتمداری می بایست به عنوان جایگزین انجام وظیفه کند. بر این اساس، خانه ای در حوالی یوسف آباد برای انتقال شریعتمداری از قم به تهران اجاره شده بود. قرار بود شریعتمداری در این خانه مستقر شود و به عنوان مذهبی، کودتا را تایید کند.

با این حال کودتای نقاب در همان مرحله اولیه با ش ت روبه رو شد و کودتاچیان نتوانستند به اه خود نایل آیند.

تلاش برای جلوگیری از انحراف شریعتمداری قبل و بعد از پیروزی انقلاب

تلاش برای جلوگیری از لغزش سیدکاظم شریعتمداری، از همان سال های نهضت ی آغاز شد. در سال 1357، زمانی که در پاریس حضور داشتند، چهار نفر از ون یت یافتند نزد شریعتمداری رفته و برای جلوگیری از انحراف او بکوشند.

آیت الله عبدالکریم اردبیلی از جمله افرادی بود که از جانب یت پیدا کرد تا نزد شریعتمداری برود. وی در خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب ی ثبت و ضبط شده است می گوید: «وقتی در پاریس خدمت حضرت رسیدم، صحبت از آقای شریعتمداری شد. حضرت به من فرمود که شما ایران می روید با ایشان ملاقات کنید و به ایشان بگویید که این کارها را نکند. یک روز قرار شد ما برویم و ایشان را وادار کنیم که از این کارها دست بردارد.»

از این جهت، یک گروه چهار نفره، متشکل از آیت الله اردبیلی، شهید بهشتی، شهید مطهری و سیدابوالفضل زنجانی تشکیل می شود تا با شریعتمداری دیدار کنند. اردبیلی ادامه می دهد: «در راه صحبت این بود که این مسئله را با ایشان چگونه در میان بگذاریم که ایشان قانع شود؟ فکر ما به اینجا رسید که یک دسته هم از دوستان قم با خودمان همراه کنیم تا او ببیند که تهران و قم هر دو دنبال این کار هستند؛ لذا ما یک دسته از قم را هم با خودمان همراه کردیم. در راه هم حتی صحبت کردیم صحبت را چه ی شروع کند. قرار شد که صحبت را آقای زنجانی شروع کند و دنباله آن را مرحوم مطهری ادامه دهد.»

اما این گروه در بدو ورد به منزل شریعتمداری با استقبال بسیار سردی مواجه می شوند. به گفته اردبیلی: «ما رفتیم آنجا. از اول ورودی که وارد شدیم از همان وقت توهین و بی اعتنایی و سبک گرفتن ما شروع شد. ما را به یک اتاقی بردند و مدت ها به انتظار نشاندند. ایشان در یک اتاق دیگری بود. بعد ایشان از آن اتاق آمد. تا شروع شد به صحبت و جملات اول گفته شد، آقای شریعتمداری با عصبانیت و با تندی برخورد کرد و همه را شست! یادم هست مرحوم مطهری دو تا جمله گفت و دید که زمینه مساعد نیست. هر چه ما پیشنهاد کردیم ایشان رد کرد و این حرکت را محکوم کرد.»

آیت الله اردبیلی سپس درباره تلاش هایی که به منظور همراه شریعتمداری با خط انقلاب صورت گرفت صحبت می کند ومی گوید: «ما پیشنهادمان این بود که ایشان (شریعتمداری) را بکشانیم و بیاوریم در انقلاب با دیگران همراه شود... اما ایشان تمام اینها را رد کرد و اصلاً حتی یک پیشنهاد هم از همه پیشنهادهای ما را نیم بند هم قبول نکرد...»[4]

در ماجرای فعالیت ها و کارشکنی های حزب خلق مسلمان نیز کوشید شریعتمداری را آگاه کند. حجت ال فلسفی در خاطرات در این رابطه می گوید: «روزی مرا خواست. خدمت ایشان رسیدم. تنها بودند. در مورد حزب جمهوری خلق مسلمان گفتگو نمودند. از من خواستند نزد آقای شریعتمداری بروم و به صورت خصوصی از قول به او بگویم که دست از حمایت این حزب ضدانقلاب بردارید. همان موقع حرکت و پیام را به او رساندم. شریعتمداری در جواب گفت من همه جا علناً از این حزب حمایت و اگر بگویم به این حزب بستگی ندارم، اعتبار و حیثیت من از بین می رود.»[5]

حجت ال فلسفی از جانب قول می دهد که حیثیت شریعتمداری حفظ و جبران شود. حتی قرار می شود مجلسی در مسجد اعظم قم برگزار شده و رادیو و تلویزیون هم آن مجلس را پوشش خبری دهند. بنا بود در این مجلس آیات مرعشی ، گلپایگانی و حضور داشته باشند و حجت ال فلسفی منبر رفته و از اقدامات شریعتمداری در انقلاب صحبت کند تا موضوع حمایت او از حزب خلق مسلمان منتفی شود، اما با این حال، شریعتمداری حاضر نشد دست از حمایت خود از آن حزب بردارد و همچنان به راه خود ادامه داد.

تداوم بحران آفرینی شریعتمداری و حصر او

در اوایل سال 1361 کودتای جدیدی کشف شد که در پی براندازی بود. کودتاگران سعی داشتند با انجام یک کودتای نظامی، را به شهادت برساند و نظام ی را براندازند.

بعد از کشف کودتا معلوم شد، صادق قطب زاده با همراهی سیدکاظم شریعتمداری ی این کودتا را برعهده داشتند. این بار دخ شریعتمداری در کودتا مستقیم بود. او 500 هزار تومان به کودتاگران کمک کرده و اعتراف کرده بود که در جریان کودتا بوده است ولی اقدامی در جهت جلوگیری از آن به عمل نیاورده است.

با کشف این کودتا، خشم مردم برانگیخته شد و با توجه به سوابق حمایتی وی از جریان های مخالف نظام، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جلسه ای عدم صلاحیت وی برای مرجعیت را تصویب کرد.

با فاش شدن نقش شریعتمداری در کودتای قطب زاده، وی با ظاهری مضطرب در صفحه تلویزیون ظاهر شد و ضمن استغفار، تعهد کرد دیگر در امور مشابه شرکت نداشته باشد. اما از آنجایی که مشخص شد توطئه گران به سادگی از بیت شریعتمداری دست بردار نیستند و دائما در حال توطئه هستند، راهی جز محدود ملاقات های وی باقی نماند. از این رو ملاقات های وی محدود شد و این محدویت تا پایان عمر وی ادامه داشت.

بعد از کشف کودتای قطب زاده و افشای نقش شریعتمداری در آن، باز هم مشخص شد که پیش از این بارها به شریعتمداری هشدار داده و به او توصیه کرده بود اما او به این توصیه ها توجهی نکرد. چنانکه آیت الله محمدی ری شهری در خاطرات خود می گوید: «روزی خدمت رسیدم و جزئیات مربوط به برخورد با آقای شریعتمداری را توضیح دادم. از این پیش آمد و سرنوشتی که آقای شریعتمداری پیدا کرده بود، بسیار متأثر بودند. با ح ی حاکی از تأسف و تأثر فرمود: من به ایشان گفتم این راه را که انتخاب کرده ای برای شما روزی پیش خواهد آمد که هیچ نتواند از شما دفاع کند. و بعد افزودند: آن روز، امروز است.»

*ثمرات و نتایج حصر شریعتمداری

حصر سیدکاظم شریعتمداری نتایج و ثمرات چندی برای مردم و نظام در پی داشت که ذیلا به برخی از آنها اشاره می شود.

1. مدیریت بیت شریعتمداری

تا قبل از حصر و محدود ساختن اقدامات شریعتمداری، افراد ضد انقلاب در بیت وی نفوذ داشتند و مترصد دستی به اه ی شوم علیه نظام بودند اما اعمال محدودیت برای او منجر به ممانعت از حضور توطئه گران و براندازان در بیت وی شد. روند نفوذ شخصیت های انحرافی و تلاش برای مقابله با نظام در بیت شریعتمداری به گونه ای یک تهدید بالقوه بود که با حصر و محدودیت روابط شریعتمداری، این روند مدیریت شد.

2. ضربه به مسیر نفوذ امریکا

یکی دیگر از نتایج حصر شریعتمداری تضعیف نفوذ امریکا در میان مراجع بود. امریکا می کوشید از طریق شریعتمداری به خواسته های خود برسد و در این راه اقدامات فراوانی را نیز انجام داده بود. رابطان امریکا توانسته بودند نظر مساعد شریعتمداری را در مواردی جلب کنند و درصدد استفاده بیشتر از وی بودند اما با حصر او، این دریچه نفوذ امریکا تا حدودی مسدود شد.

3. جلوگیری از اقدامات براندازنده دشمنان از طریق شریعتمداری

محدودسازی شریعتمداری باعث شد اقدامات دشمنان از طریق بیت وی در زمینه براندازی کنترل شود. همچنین حصر او منجر به قطع حمایت های وی از توطئه های احزاب معاند و دشمنان خارجی، کاهش خطرآفرینی ها و توطئه ها علیه نظام و کاهش تبلیغات منفی و شبهه آفرینی در خصوص بخش های مختلف نظام شد. حصر وی همچنین اقدامی در جهت صیانت از جامعه در برابر انحراف براساس اصل امر به معروف و نهی از منکر بود و براساس قاعده نفی سبیل، این اقدام به محدودسازی راه های نفوذ ، فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران ختم شد.

4. نشان دادن قدرت در اقدامات تنبیهی و تمهیدی برای حفظ امنیت داخلی

برخورد قاطع حضرت با شریعتمداری یکی از نمونه های قاطعیت در برخورد با مع ن است. چنین روندی قدرت مدیریت تحولات انحرافی توسط کارگزاران نظام را نشان می دهد. در عین حال، شیوه های تنبیهی و تمهیدی برای حفظ امنیت داخلی را به خوبی روشن می کند.

* اقدامات خطرآفرین حسینعلی منتظری

حسینعلی منتظری چه در دوران حیات و چه پس از رحلت ایشان، با اقدامات خود زمینه ساز بحران هایی شد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می شود.

1- حمایت از جریان مهدی هاشمی

یکی از مهم رین موضع گیری های منتظری در دوران قائم مقامی، دفاع او از مهدی هاشمی بود. علی رغم مشخص شدن جنایات مهدی هاشمی، منتظری سرسختانه از وی حمایت می کرد. این حمایت به حدی رسید که وی در مقابل و نظام ایستاد و بعد از دستگیری مهدی هاشمی، منتظری باز هم بر حمایت از وی ادامه داد.

او طی نامه ای به بر این موضع اصرار کرد. نامه منتظری به به حدی توهین آمیز بود که آیت الله محمدی ری شهری، وقت اطلاعات در خاطرات خود درباره تعبیر از آن می گوید: «مدتی پس از ارسال این نامه به ، من خدمت ایشان رسیدم. ، ضمن صحبت با اشاره به نامه آقای منتظری فرمودند: نامه ایشان به من کپی نامه مهدی هاشمی به اوست.»

مهدی هاشمی، بعد از بازداشت به بسیاری از توطئه هایی که با استفاده از ساده لوحی منتظری صورت گرفت اعتراف کرد و مشخص شد که او مشغول کادرسازی علیه نظام بوده‎ و در این رابطه به اختفای غیرقانونی اسلحه و مهمات و مواد منفجره و دامن زدن به اختلافات درونی نظام و مخدوش چهره های عمومی مسئولین نظام اقدام می کرده است.

2- همسویی منتظری با منافقین

حمایت های منتظری از منافقین به ویژه بعد از ماجرای عملیات فروغ جاویدان توسط منافقین، یکی دیگر از خطرآفرینی های او بود. از همین رو بود که در نامه 6 فروردین 68 خطاب به منتظری یادآور شدند: «...به قدری مطالبی که می گفتید دیکته شدۀ منافقین بود که من فایده‏ای برای جواب به آنها نمی‏ دیدم. مثلاً در همین دفاعیۀ شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه و انقلاب محکوم به شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‏ بینید که چه خدمت ارزنده‏ای به استکبار کرده اید.»

علاوه بر این، نفوذ امریکا از طریق منتظری، مقابله مستقیم با ، حمایت از عناصر لیبرال و منافق، مصاحبه و سخنرانی های نسنجیده و کذب در خصوص ظلم نظام نسبت به احزاب و ... بخش دیگری از خطرآفرینی های منتظری بود. (بیشتر بخوانید)

تلاش برای جلوگیری از انحراف منتظری

تلاش برای جلوگیری از انحراف و لغزش منتظری از همان دوران حیات آغاز شد و نفوذ گروه های منحرف در بیت منتظری باعث شد اولین هشدارهای علنی -و البته غیر مستقیم- را به وی ابلاغ کنند تا شاید مانع انحراف او شود. از این رو در پیامی در 22 تیر 1362 خطاب به منتظری فرمودند: :«باید بدانید که تب اران و جنایت‏ پیشگان بیش از هر چشم طمع به شما دوخته اند، و با اشخاص منحرف نفوذى در بیوت شما، با چهره‏ هاى صددرصد ى و انقلابى، ممکن است خداى نخواسته‏ فاجعه به بار آورند، و با یک عمل انحرافى نظام را به انحراف کشانند، و با دست شما به و جمهورى ى سیلى زنند...»

حجت ال سیداحمد بعدها درباره این پیغام خطاب به منتظری می نویسد: «این پیام بیش از سه سال قبل از دستگیری آقا مهدی [هاشمی] است، گویی فقط برای شما نوشته اند و گویی تنها ی که گوش به آن نداده است شمایید! ... گویی 5 سال بعد را می خوانده است و کانون خطر را دقیقاً از 5 سال قبل نشانه رفته است. آیا خدا را خوش می آید شما گوش به حرف چنین مرد زیرک و باهوشی ندهید؟»

در 12 مهر 1365 در نامه ای دیگر خطاب به منتظری باز هم در رابطه با جریان مهدی هاشمی وی را نصیحت کرده و فرمودند: «من تأکید می ‏کنم که شما دامن خود را از ارتباط با سید مهدی پاک کنید که این راه بهتر است؛ و الاّ هیچ ع ‏العملی در رسیدگی به امر او از خود نشان ندهید که رسیدگی به امر جنایاتِ مورد اتهام حتمی است.»[6]

اما منتظری نه تنها توجهی به این توصیه های نکرد بلکه 5 روز بعد نامه گستاخانه ای به ایشان نوشت. حجت ال سیداحمد در رنجنامه خود به این نامه اشاره کرده و می نویسد: «نامه 9 صفحه ای شما که در تاریخ 17مهر 1365 نوشتید موجب تعجب شد. یکی از این جهت که چرا در برابر مسلمین که شما هم بوده اند اینقدر نپخته و گستاخانه حرف زده اید، و دیگر از سادگی شما...»

علاوه بر این، ، مسئولین و اشخاص مختلفی را هم برای آگاه منتظری به قم اعزام د. از جمله آن ها آیت الله طاهری وقت اصفهان بود که در خاطرات خود در این باره می گوید: «حدود چهار ماه قبل از دستگیری مهدی هاشمی، به خدمت حضرت رسیدم و با تأکید ایشان، بر روی نیمکتی که خودشان می نشستند، در کنار ایشان نشستم و مطالب خود را گفتم. خواستم دست ایشان را ببوسم و خداحافظی کنم که ایشان بدون مقدمه فرمودند: «آقای طاهری! دری د آقای منتظری را؛ این وظیفه شماست.» احساس سنگینی از شنیدن این کلمه مرا به نشستن واداشت، عرض : «وظیفه ما چیست؟» فرمودند: بروید و با ایشان صحبت کنید و بگویید من روی شما سرمایه گذاری کرده ام... [به او بگویید] شما باید اعلامیه بدهید که مهدی هاشمی با من هیچ ارتباطی ندارد و کارهایش مورد تأیید من نیست و رفت وآمد او را به بیت خودتان ممنوع کنید.»

از این رو آیت الله طاهری می شود تا نزد منتظری برود اما با بی توجهی وی روبرو می شود: «به ملاقات آقای منتظری رفتم و مطلب را مطرح . آقای منتظری گفت: «خب، حالا تا ببینم.» گفتم : «آقا این امر ولی فقیه است. مگر شما خودتان را قبول ندارید و مگر آن را تدریس نکرده اید!؟ و...»

همچنین در تاریخ 27 مهرماه 1367 به دعوت حاج سیداحمد ، سیدهادی هاشمی با ملاقات می کند. در این دیدار بار دیگر توصیه هایی در رابطه با منتظری به وی کرده و می فرمایند: ایشان انشاالله از مراجع بزرگ و از آنجا که امروز قدرت تدریس هم دارند مفید فایده هستند. روی این جهت، آقای منتظری برای مرجعیت باید حفظ شوند و صدمه ای به ایشان وارد نشود...» سپس خطاب به سیدهادی هاشمی می فرمایند: «شما در بیت آقای منتظری هستید. باید نگذارید اینگونه افراد به مرجعیت ایشان صدمه ای بزنند و موجب ناراحتی بشوند؛ چرا که شکی نیست که اینگونه افراد به آینده ایشان ضربه می زنند.»

اما کج وری های ادامه دار منتظری در نهایت موجبات عزل وی از وت قائم مقام ی را فراهم کرد.

ادامه اقدامات خطرناک منتظری و حصر وی

بعد از رحلت حضرت ، منتظری همچنان همان رویه سابق خود را ادامه داد و در سخنرانی های خود به طور علنی در مقابل نظام می ایستاد. سخنرانی او در آبان 1376 نیز رنگ و بوی ایجاد تشنج در جامعه می داد. بعد از این سخنان منتظری اوضاع جامعه متشنج شد. به دنبال این وقایع، شورای عالی امنیت ملی، تشکیل جلسه داد و تصمیم به حصر منتظری گرفته شد.

اما این پایان بحران آفرینی های وی نبود بلکه رد پای او در غائله 18 تیر 78 نیز دیده می شود. همچنین او در قضایای انتخابات سال 1388 نیز در حمایت از سران فتنه وارد ماجرا شد و با نامه ها و خطابه های خود، مشروعیت و امانت داری نظام در انتخابات سال 1388 را زیر سوال برد.

نتایج و ثمرات مثبت حصر منتظری برای مردم و نظام

حصر منتظری دارای نتایج و ثمرات چندی به قرار زیر بود؛

1. جلوگیری از انتشار افکار و شه های منافقین در جامعه

منافقین در تلاش بودند از ساده لوحی منتظری برای رسوخ شه ها و افکار خود بهره بگیرند و در این مسیر، مواضع، رویکردها و شه های خود را از طریق منتظری در جامعه بازتاب می دادند. حصر منتظری منجر به بسته شدن دریچه نفوذ منافقین از این مسیر شد. در عین حال، به دشمنان نظام ی نشان داد که نظام انقل ایران با افکار انحرافی در هر سطحی که باشد، برخورد می کند و هیچ تعارفی با مقامات تی و دینی ندارد.

2. کنترل تشنج و بحران

مواضع، پیام ها و نامه های منتظری برای جامعه ایران بحران های فراوانی خلق می کرد. اقدامات منتظری بازتولیدکننده تنش، بحران و منازعات در جامعه ایران بود. به همین دلیل، حصر وی باعث شد فضای جامعه رو به آرامش قدم بردارد و از وقوع تضارب شدید از این طریق جلوگیری شود.

3. جلوگیری از تلاش برای دو قطبی سازی در جامعه

عملکرد منتظری در جهت دو قطبی سازی خطرناک در جامعه بود. وی تلاش داشت با پیام های خود، دو قطب را در جامعه ایرانی شکل دهد که به صورت خطرناک در مقابل هم قرار می گرفتند. در صورت تداوم این روند، احتمال وقوع بحران ناشی از دو قطبی در جامعه زیاد بود اما روند حصر او مانع از شکل گیری این آسیب و بحران برای جامعه ایران شد.

4. بسته شدن دریچه نفوذی ها و دشمنان خارجی در بیت منتظری

نداشتن بصیرت و بینش صحیح در حسینعلی منتظری باعث شده بود تا وی مورد سوء استفاده افراد مختلف قرار بگیرد و حتی در یکی از اسناد لانه جاسوسی در ایران آمده است که وی اصلاً شبیه سایر ون مبارز نیست و اظهارات و موضوع گیری های وی توسط دیگران به وی دیکته شده است و مورد مناسبی برای نفوذ است. از این رو، حصر منتظری منجر به مهار نفوذی ها در بیت او شد.

* اقدامات خطرآفرین سران فتنه 88

در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، برخی از نامزدهای ش ت خورده انتخابات، بنای اعتراض گذاشته و کوشیدند با فراخوان اعتراض خیابانی، هواداران خود را به خیابان ها بکشانند. در ادامه به چند نمونه از خطرآفرینی های سران فتنه 88 اشاره می شود.

1- انتشار اولین بیانیه بعد از اتمام انتخابات

با اعلام نتایج انتخابات، سران فتنه 88 در ادامه مواضع خطر آفرین خود، پروژه تقلب را کلید زدند و شروع به متشنج اوضاع کشور د.

میرحسین در اولین بیانیه خود، نتایج انتخابات را "شعبده بازی" خواند و نوشت: «اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد.»

در این زمان سایت رسمی مهدی نیز بیانیه ای از وی منتشر کرد که وی نیز در این بیانیه صحبت از تقلب کرده بود.

2- اردوکشی های خیابانی و ایجاد تنش در جامعه

موضع گیری های و در روزهای نخست پس از انتخابات باعث ایجاد تنش در جامعه شده بود به طوری که آنها در روزهای 23 و 24 داد ب ایی های بدون مجوز را از طرفداران خود خواستار شدند. در تظاهرات بعد ازظهر 25 داد، خود نیز در میان جمعیت حاضر شده و شروع به تحریک آنان می کنند.

میرحسین در بیانیه شماره 5 خود در تاریخ 30 داد، از ابطال انتخابات سخن گفت و اعلام کرد: «اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حق مسلمی است که باید به صورت بی طرفانه از طریق یک هئیت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد.»

3- تلاش برای براندازی نظام

از جمله اه فتنه 88، براندازی نطام بود. در همین رابطه، جهانبخش خانجانی، عضو ارشد حزب کارگزاران که در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، معاون تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد تبلیغاتی میرحسین در تهران بود اعتراف کرد: «...اگرچه نوک حمله ها به سمت آقای و تش بود (صرف نظر از ضعف هایی که داشت) لیکن نیش های ما متوجه کلیت نظام بود...» بنابر اعتراف های وی، اردوکشی های خیابانی با هدف رویارویی با نظام برگزار می شد. (بیشتر بخوانید) وی همچنین اعتراف می کند که «اگر ی اندکی نرمش به ج می دادند را در مسیر سقوط قرار داده بودیم...»

4- هتک حرمت به عزاداری عاشورا در سال 88

در روز ششم دی ماه، همزمان با عاشورای حسینی، مردم در حالی که از ساعات اولیه روز به عزاداری مشغول بودند، شاهد هتک حرمت آشوبگران بودند. آشوبگران ابتدا در خیابان د و سپس به طرف میدان انقلاب، میدان ولیعصر و چهارراه کالج حرکت د. شرکت کنندگان در این ات به اماکن تی، تاسیسات شهری، رهگذران دارای ظاهر مذهبی و ... حمله می د. در درگیری های این روز عده ای کشته شدند و تعداد زیادی از نیروهای پلیس مورد ضرب و شتم آشوبگران قرار گرفتند و خسارات گسترده ای به اموال عمومی وارد شد.

این آشوب ها با حمایت منافقین و دشمنان نظام همراه شد به طوری که شورای امنیت ملی طی بیانیه ای رسماً از آشوب طلبان و حرمت شکنان روز عاشورا حمایت کرد.

در سوی مقابل، این حرمت شکنی با واکنش مردم ایران در 9 دی مواجه شد و مردم در سراسر کشور به نکوهش اقدامات ساختارشکنان و فتنه گران پرداختند.

تلاش برای جلوگیری از انحراف

بلافاصله بعد از انتخابات و در روز 25 داد، میرحسین با معظم انقلاب دیدار کرد و در این دیدار ی به وی توصیه د: « در دوره های قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها، مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری د و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.» ایشان در همین دیدار با اشاره به تحریکات دشمن و برخی طراحی های پشت صحنه برای به آشوب کشاندن خیابان ها خطاب به افزودند: «جنس شما با این گونه افراد متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید.»

معظم انقلاب ی، در 31 مرداد 1395 در دیدار ائمه جماعات مساجد تهران نیز خاطره ای از هشدار خود به سران فتنه را روایت کرده و فرمودند: «در ایّام فتنه در سال 88 در اوّل کار، بنده یکی از این سران فتنه را خواستم و به او گفتم که آقاجان، این کاری که شما شروع کرده اید و دارید می کنید، دست بیگانه ها خواهد افتاد و دشمن از این استفاده خواهد کرد؛ شما حالا بظاهر درون نظام هستید، با نظام هستید و به قول خودتان دارید یک اعتراض مدنی -من باب مثال یک اعتراض به انتخابات- می کنید امّا این کاری که دارید می کنید مورد استفاده دشمنانِ اصل نظام قرار خواهد گرفت؛ گوش نکرد؛ یعنی نفهمیدند که چه داریم می گوییم؛ حالا البتّه این نگاه خوشبینانه بنده است که می گویم نفهمیدند، بعضی هم ممکن است جور دیگری فکر کنند. وارد شدند؛ بعد دیدید از درونش چه درآمد؛ گفتند: انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است.»

علاوه بر این، بسیاری از افراد نیز به شیوه های مختلف کوشیدند تا و را آگاه کنند. در این رابطه حجت ال غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشتم می گوید: «خبرهایی داریم که بعضی از افراد رفتند که با آن ها ( و ) از سر دلسوزی صحبت کنند. اما متأسفانه آن ها نشنیده گرفتند و اعتنایی به این صحبت ها ن د.»

یحیی آل اسحاق نیز می گوید: «دوستانی که به دیدار آقای رفته بودند، قرار بود ناصحانه حرف بزنند... به آقای گفتیم اگر می خواهید احقاق حق کنید در چارچوب نظام جلو بروید، در چارچوبی بروید که از لحاظ اقتصادی لطمه نزند. گفت اصلا شما نگران نباشید، من اصلا نمی خواهم اصل نظام را زیر سئوال ببرم، در آن جلسه خوشحال شدیم که الحمدلله حل شد. وقتی سوار آسانسور شدیم ناگهان دیدیم که جمعیت کثیری اطراف آقای را گرفتند، خدا آقای عسگر اولادی را رحمت کند، نگاهی به اطرافیان کرد و گفت بعید می دانم این ها بگذارند آقای درست تصمیم بگیرد.»

تداوم فتنه انگیزی و حصر سران فتنه

بعد از حماسه 9 دی و نکوهش اقدامات فتنه گران توسط مردم، سران این جریان همچنان به فتنه انگیزی ادامه دادند که اوج آن در بهمن 89 رخ داد. در بهمن ماه 89، سران فتنه طی بیانیه مشترکی بدون ب مجوز، در ظاهر برای اعلام حمایت از مردم مصر و تونس، و در واقع به نیت ایجاد اغت ، خواستار تظاهراتی در روز 25 بهمن شدند و هواداران خود را به خیابان فراخواندند. گفتنی است چند روز قبل از این ماجرا نیز، چند تیم تروریستی که با یت کشته سازی از "جوانان سبزپوش" به تهران آمده بودند، دستگیر شدند.

فراخوان تظاهرات روز 25 بهمن نشان داد سران فتنه همچنان در مواضع قبلی خود در ضدیت با نظام و مردم باقی مانده اند. از این رو در واکنش به این اقدامات، مردم با در میدان ارک تهران، از دستگاه قضایی کشور خواستار محاکمه سران فتنه شدند. در این شرایط بود که شورای عالی امنیت ملی تصمیم به حصر این افراد گرفت.

نتایج و ثمرات حصر سران فتنه 88

حصر سران فتنه 88 دارای ثمرات زیر بود:

1. جلوگیری از هرج و مرج مضاعف در سطح جامعه

محدودسازی و منجر به آرام شدن فضای و اجتماعی ایران شد و از دامنه فتنه انگیزی دشمنان انقلاب ی کاست. حضور و در جامعه و فراخوان های متعدد آنها برای اجتماع و تحریک مردم به اغت منجر به ناآرامی و تشنج اجتماعی می­شد. آنها با کارشکنی جامعه را به سمت خشونت گرایی و اقدامات رادیکال تر سوق می دادند اما حصر آنها، فرصت این قبیل اقدامات را گرفت و زمینه های بازگشت به ثبات قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم را فراهم کرد.

2. افزایش انسجام مردم در برابر هنجارشکنان

بعد از حصر سران فتنه و افزایش آگاهی مردم از ماهیت اقدامات سبز، انسجام مردم علیه جریان فتنه افزایش یافت و این همبستگی ملی منجر به ارتقاء استحکام ساخت درونی نظام ایران شد. بعد از حصر خانگی و ، فضا برای ارتقاء همدلی و همزبانی مردم در برابر هنجارشکنان افزایش یافت و به همین دلیل، مردم آگاهانه خواستار مقابله با هنجارشکنان و توهین کنندگان به مقدسات و ارزش های انقلاب ی شدند. نمونه این موضوع را می توان از در خواست مردم از مراجع قانونی به منظور حصر و مشاهده کرد.

3. جدا صف مردم از آشوب گران و اغت گران

حصر فتنه گران و تنویر افکار عمومی نسبت به روند انتخابات منجر به تفکیک و جدا صف مردم از آشوب گران شد. اگر حصر صورت نمی گرفت، همچنان برخی از هواداران متعصب سران فتنه بدون تفکر و تعمق در خصوص رفتار آنها، به سمت ت یب نظام و اقدامات غیرقانونی گام برمی داشتند اما حصر آنها این فرصت را به طیف وسیعی از حامیان آنان داد تا مواضع، عملکرد و بینش خود را از راه اغت گران جدا سازند.

4. نمود دیگری از ش ت توطئه دشمنان علیه انقلاب ی

حصر فتنه گران، تمامی امیدهای دشمن مبنی بر براندازی نرم و انقلاب مخملی در ایران را نابود ساخت و به قدرت های استکباری جهان نشان داد که ایران برخلاف کشورهای آسیای میانه، از پتانسیل های مردمی زیادی برای ثبات، پایداری و امنیت برخوردار است.

5. نشان دادن کارآمدی نظام در مدیریت چالش های

حصر سران فتنه 88 نشان دهنده ظرفیت، کارآمدی و قدرت ایران در مواجهه با چالش های پیچیده و چند وجهی است که در یک تجربه عملی و عینی نشان داد که خود بهترین پاسخ به پرسش ها و چالش های نظری در این باره محسوب می شود. عملکرد کارگزاران نظام در مواجهه با فتنه گران در زمان قبل و بعد از حصر نشان می دهد که آنها به خوبی به مدیریت تهدیدات ناشی از فتنه سبز پرداختند و همین امر، کارآمدی نظام را بر همگان روشن ساخت که در تمامی ابعاد، مترصد کارآمدی بخش های مختلف نظام از طریق شیوه های مشروع و قانونی هستند.

از آنچه گذشت می توان پی برد که در ماجرای شریعتمداری، منتظری، و ابتدا کوشش هایی در جهت متنبه آنها صورت گرفت اما زمانی که این آگاه سازی ها و هشدارها نتیجه نداد موضوع حصر آنها مطرح شد. همچنین حصر آنها نیز دارای ثمرات مثبت فراوانی برای مردم و نظام بود.

پی نوشت ها

.1 آرشیو مرکز اسناد انقلاب ی. پرونده سیدکاظم شریعتمداری، شماره بازی 1089.

.2اسناد لانه جاسوسی، جلد 1، ص81.

3. پیشین. ص 74

.4خاطرات آیت الله عبدالکریم اردبیلی، آرشیو تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب ی.

5. خاطرات و مبارزات حجت السلام فلسفی، مرکز اسناد انقلاب ی 1382، صفحات 399- 396

.6صحیفه ، جلد 20.




آرشیو صداوسیما چطور به دست ضدانقلاب می رسد؟

درخواست حذف اطلاعات
آرشیو صداوسیما

انتشار بخشی از گفت وگوی پخش نشده «دور همی» با ناصر ملک مطیعی بحث های سابق درباره سازوکار دسترسی به آرشیو تلویزیون را زنده کرد. هنوز چند روزی از حاشیه های درگذشت ناصر ملک مطیعی نگذشته بود که دوباره تیتری در شبکه های مجازی باعث تعجب همگان شد.شبکه ای « » اعلام کرد قرار است کامل مصاحبه ناصر ملک مطیعی در برنامه «دورهمی» را پخش کند. ی که برای یک برنامه و در انحصار صداوسیما قرارداشت به یکباره از یک شبکه ای پخش شد!بعد از پخش این برنامه مشخص شد که کل برنامه از طریق دوربین موبایل یکی از تماشاگران ضبط شده است. ی ۳۵ دقیقه ای که به صورت مداوم ضبط شده بود. برخی از رسانه ها اعلام د فردی که در برنامه دور همی برداری می کرد، توسط تیم برنامه شناسایی شده و موضوع در حال پیگیری قضایی است. فارغ از تمام حواشی ای که در پی بی تدبیری مدیران رسانه ملی در ضبط و پخش این قسمت از برنامه «دورهمی» به وجود آمد، این سوال باقی است که چرا صداوسیما نظارت دقیقی برای برنامه های گفت وگو محور ندارد تا با مدیریت درست از ایجاد حاشیه و جنجال این چنینی جلوگیری شود؟ سوال اینجاست بستر تصویری که در فضای رسانه ملی برای تولید چنین برنامه ای فراهم شده به راحتی از سوی چند شبکه ای به سرقت رفته یا اینکه در عوض مبلغی کلان در اختیار مدیران شبکه های خارج نشین قرار گرفته است. با نگاهی به تاریخچه بده بستان های آرشیو صداوسیما با شبکه های ای شاید مشخص شود که این شکل پخش شدن ظرفیت های تصویری رسانه ملی، سرقت رفتن از آرشیو است یا صحبت از ردوبدل شدن پول های هنگفتی که این وسط در میان است.

شبکه « » چند سال پیش مستندی را پخش کرد به اسم «انقلاب ۵۷»، مستندی پر از شبهه در مورد پیروزی انقلاب ی ایران با روایت و تصاویر کاملا متفاوت از آنچه که تاکنون از رسانه ها پخش شده بود. روایتی که در آن چهره انقلاب برای جوانانی که از نزدیک آن را لمس نکرده بودند و مردمی که از سال های این حادثه تاریخی فاصله گرفته اند، مخدوش و همراه با تحریف، ترسیم شده بود.

مانند مستند «رضا شاه» تکیه اصلی مستند «انقلاب ۵۷» بر استفاده از آرشیو قوی تصویری در بود. تصاویر بدیع و دیده نشده از ۴۰ سال پیش باعث شده بود که مخاطب بدون هیچ مقاومتی حرف های کارگردان را قبول کند. مهم نیست که کارگردان چه اندازه از تاریخ را ناگفته باقی می گذارد و چه تصاویری را برای القای یک فکر به بیننده نشان می دهد. در سینمای مستند بیننده آنچه را که می بیند باور می کند.

اما از همان روزهای پخش این مستند، سوال مهم این بود که این آرشیو قوی چگونه جمع آوری شده است؟ هایی که اکثرا در صداوسیما با عنوان محرمانه آرشیو شده اند و هر مستندساز داخلی و حتی انقل هم نمی تواند به آن دسترسی پیدا کند، به یکباره سر از شبکه « » درآورده بود. همان زمان یعنی بعد از پخش این مستند اعلام شد چند نفر به خاطر اینکه این آرشیو را در اختیار شبکه های خارجی قرار داده اند دستگیر شدند.

انتخاب ی در فضای مجازی

چند ماه پیش ۶ دقیقه ای دیده نشده ای از جلسه انتخاب آیت ا... به عنوان ایران در مجلس خبرگان سال ۶۸ در فضای مجازی منتشر شد که باز هم از همان های آرشیوی بود. ی که سانسور شده و با کنار هم قرار دادن دیگر ها، یک هشت دقیقه ای را درست کرده و در فضای مجازی پخش د.

صداوسیما برای دادن آرشیو به انقل ها نگران است

محسن یزدی، مدیر مرکز مستند سوره درباره این موضوع گفته بود: «در کشور آرشیوی وجود دارد، منتها در دسترس عموم نیست. حتی ما هم نتوانسته ایم برای بعضی از های مان به این آرشیوها دسترسی پیدا کنیم. ما در حـــال تـــولید مجموعه ای در مورد رضاشاه هستیم که برای آن از آرشیو بخش های زیرمجموعه وزارت ارشاد استفاده کرده ایم. این مستند را حوزه هنری سازمان تبلیغات ی با مشارکت بسیج صداوسیما تولید می کند؛ یعنی حکومتی تر از این دیگر وجود ندارد اما صداوسیما با ما همکاری نکرد. گفتند ما نگران هستیم که از این آرشیو چگونه می خواهند استفاده کنند. البته منع قانونی برای بخش هایی از آرشیو داشتند؛ اما همکاری هم ن د. جاهای دیگری هم هستند که کلی تصویر دارند که آزاد نشده است. گرفتن تصویر از آنها خیلی سخت است. به نظرم صداو سیما الان دیگر متوجه شده که باید این همکاری ها صورت بگیرد. »

البته از دید دیگری هم باید این موضوع را در نظر بگیریم. در اندک مواردی هم هایی از آرشیو در اختیار برخی مستندسازان داخلی قرار می گیرد، البته بستگی به نوع ارتباط مدیران سازمان با مستندسازان دارد. قاعده مشخصی برای دسترسی مستندسازان به آرشیو صداوسیما تعریف نشده است. یکی از مستندسازانی که چند ماهی است در صف گرفتن یک برنامه از آرشیو صداوسیماست، در حالی که اکراه داشت نامی از او آورده شود، درباره این مساله به «فرهیختگان» گفت: «چند ماهی است که می خواهم از برنامه ای از آرشیو صداوسیما استفاده کنم. این کار بوروکراسی سختی دارد، مثلا چندین بار نامه زدن از ارگان های مختلف که برای من این اتفاق سه بار رقم خورد اما به نتیجه ای نرسید. نکته جالب مساله این است که می گویند نمی توانند نسخه کامل را بدهند و فقط ۲۰ دقیقه از کل برنامه را در اختیار می گذارند. اما نکته جالب تر اینجاست که هیچ جوابگو نیست. یعنی شما برای گرفتن همین ۲۰ دقیقه ناقص هم باید مدام در رفت وآمد باشید و باز هم ی جوابگوی این مساله نیست. »

دعوایی برای فروختن آرشیو صداوسیما

فارغ از همه این جدل ها، نگاه کنید به جدل های رسانه ای که در سال ۹۴ بین یکی از مدیران شبکه های تلویزیونی با عزت ا... ضرغامی اتفاق افتاد. او در نامه ای سرگشاده خطاب به ضرغامی نوشت: «جنابعالی درخصوص آرشیو سازمان و پخش تصاویر محرمانه از شبکه های معاند اظهار کرده بودید که هیچ تصویری از آرشیو خارج نشده است. سوال اینجاست که چرا مدیرکل اسبق آرشیو تا سرحد بازداشت پیش رفت و تنها به دلیل واسطه گری شما بازداشت نشد؟ و چرا دو نفر از کارشناسان زیرمجموعه ایشان بازداشت شده، در دادگاه حضور یافتند و محکوم به حبس شدند؟ اینکه اظهرمن الشمس است که تصاویر تلویزیون در شبکه های معاند و در قالب برنامه های مختلف به نمایش درمی آید و شما تنها به تکذیب بسنده می کنید. » این دعوا از آنجا شکل گرفت که گفته شد کل آرشیو صداوسیما به شبکه های خارجی فروخته شده است و آنها از این ها برای ساخت مستندهای شان استفاده می کنند.

تصاویر صداوسیما به عنوان گنجینه تاریخ تصویری کشور محسوب می شوند. بیش از آنکه تهدید باشند، بهترین فرصت برای رسانه ملی است و اگر را ار مشخصی برای استفاده از این تصاویر، درنظر گرفته شود، پژوهشگران و مستندسازان در خیلی از موارد می توانند به این گنجینه ملی استناد کنند. در مورد اخیر، پخش مصاحبه ناصر ملک مطیعی هم با توجه به محتوای اظهارات این بازیگر که عاری از جنجال و خطوط قرمزهای مرسوم صداوسیماست، مدیران سازمان می توانستند پیش از شکل گیری هرگونه حاشیه سازی دوباره، در قالبی متفاوت از برنامه «دورهمی»، این مصاحبه را بازپخش کنند.




بازتاب بیانات معظم انقلاب در رسانه های خارجی

درخواست حذف اطلاعات
بازتاب بیانات معظم انقلاب در رسانه های خارجی

سایتهای خبری خارجی به صورت گسترده خطبه های عید فطر معظم انقلاب ی ایران را پوشش دادند.حضرت آیت الله معظم انقلاب ی در خطبه های عید فطر امسال با تبریک این عید به همه مسلمانان جهان گفتند: عید فطر روزی است که افرادی که زحمت کشیده و عبادت د، پاداش خود را می گیرند.ایشان فرمودند: خداوند متعال ماه رمضان را میدان مسابقه قرار داد تا مومنان به وسیله عبادت به رضای الهی نزدیک شوند. خوشبختانه هر ساله ملت ما در این مسابقه امتیاز بیشتری نسبت به سال های گذشته بدست می آورند. هر وقت سال ها را با یکدیگر مقایسه می کنیم، معنویت، کارهای نیک و خیرخواهانه و جزءخوانی قرآن بین مردم را بیشتر می بینیم. معظم انقلاب افزودند: در چند سال قبل جزءخوانی در یکی از ا وجود داشت اما امروز در اکثر ا این جزءخوانی را داریم. همچنین مجالس دعا و ذکر از سال های گذشته گرمتر و پررونق تر بوده است. در مساجد، خیابان ها و کوچه ها، سفره های افطاری بین مردم پهن شد. اوج درخشندگی ماه رمضان در قدر بود، با آن اجتماع عظیم مردم در ای مختلف که با خدای متعال مناجات د. اینها همان تلاش در میدان مسابقه الهی است.

بیانات معظم انقلاب بازتاب گسترده ای در رسانه های خارجی داشت که در ذیل به گوشه ای از آنها اشاره می شود؛

شبکه خبری المیادین با پوشش خطبه های انقلاب ی ایران نوشت: آیت الله در خطبه های عید فطر تاکید کرد که توطئه دشمنان در فشار اقتصادی بر ملت ایران نمود پیدا می کند تا مردم این کشور را مایوس کند. مردم ایران باید به سمت کار و تولید و همکاری با ت حرکت کند. کشورهای مستکبر همواره نقشه هایی برای تضعیف اراده این ملت دارند اما آنها ش ت خواهند خورد.

سایت خبری النشره نیز با انتشار سخنان معظم انقلاب به نقل از ایشان نوشت: دشمنان هرچقدر پول در منطقه ج د چیزی به دست نیاوردند. آینده کشور به فضل الهی بهتر از شرایط کنونی خواهد بود. با وجود تبلیغات خصمانه، دیگر ملتها به ملت ایران نزدیک تر شده اند.

سایت خبری العهد نیز با پوشش سخنان انقلاب به نقل از ایشان نوشت: ملتهای جهان اهمیت روز جهانی قدس را برای یاری رساندن به فلسطین درک د. بزرگداشت این روز در ایران و دیگر کشورها طی سال جاری با مشارکت بیشتری رو به رو بود و این بدان معنی است که ملتهای ی به ملت ایران نزدیک تر شده اند.

شبکه خبری المنار نیز ضمن پوشش گسترده بیانات معظم انقلاب ی در روز عید فطر، به انتشار اظهارات ایشان در خصوص توطئه های دشمنان، فشارهای اقتصادی آنها و همچنین حماسه مسلمانان در حمایت از روز قدس، پرداخت.

این در حالی است که شبکه عراقی سومریه نیوز نیز با بیان اینکه عالی ایران از ایالات متحده باز هم به عنوان بزرگ یاد د، به نقل از ایشان نوشت: ایالات متحده در منطقه ش ت خورده است.




گزارش محرمانه دبیرکل سازمان ملل به شورای امنیت با ذکر نام ایران

درخواست حذف اطلاعات
گزارش محرمانه دبیرکل سازمان ملل به شورای امنیت با ذکر نام ایران

یک خبرگزاری انگلیسی مدعی شده دبیر کل سازمان ملل در گزارشی محرمانه به شورای امنیت گفته است بخشی از قطعات موشک های نیروهای یمنی که به عربستان شلیک شده ایرانی است.رویترز مدعی شده آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل در گزارشی محرمانه به سازمان ملل اعلام کرده است قطعاتی از پنج موشک شلیک شده توسط حوثی ها به مواضع عربستان از جولای 2017 دارای طراحی کلیدی مشترکی با نوع خاصی از موشک است که توسط ایران تولید شده و بخش هایی از اجزاء آن در ایران تولید شده است.گوترش در گزارش شش ماهه خود درباره اجرای تحریم های سازمان ملل در خصوص ایران گفته است با این حال سازمان ملل قادر نیست مشخص کند موشک های ادعایی، اجزاء آنها یا فناوری مرتبط با آن از ایران آمده است و آیا این موضوع ناقض قطعنامه های سازمان ملل بوده است.در واقع گزارش 12 ژوئن (22 داد) که به رویت رویترز رسیده است ضربه ای دیگر به تلاش های برای وارد ساختن اتهامات به ایران در خصوص نقض قطعنامه های سازمان ملل در قبال یمن است.

گوترش همچنین نوشته است مقامات سازمان ملل تسلیحات و مواد مرتبط با آن را در بحرین توقیف کرده اند. همچنین یک قایق پر از مواد منفجره توسط نیروهای امارات کشف شده است.

دبیرکل سازمان ملل ادعا کرده مطمئن است در هر دو مورد بالا برخی از تسلیحات و مواد مرتبط آن تولید ایران هستند. گرچه هیچ نشانه ای یافت نشده مبنی بر اینکه آیا این تسلیحات پس از 16 ژانویه 2016 از ایران به آنجا منتقل شده است یا خیر.




ناگفته هایی از جلسه نمایندگان نامزدهای انتخابات ۸۸ با انقلاب

درخواست حذف اطلاعات

دبیر شورای نگهبان از جلسه نمایندگان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ با معظم انقلاب ناگفته هایی را منتشر کرد. عباسعلی کدخ دبیر شورای نگهبان در پایگاه اطلاع رسانی خود، از جلسه نمایندگان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ با معظم انقلاب ناگفته هایی را منتشر کرد که مشروح آن را در زیر می خوانید:

نزدیک ظهر بیست و ششم داد ماه ۱۳۸۸ بود که آقای حقانی از دفتر انقلاب تماس گرفتند و گفتند که بعد از ظهر جلسه ای با حضور انقلاب در بیت معظم له تشکیل می شود. گفتند که از اعضای شورای نگهبان هم باید در جلسه حضور داشته باشند. بنده از کمّ و کیف جلسه اطلاعی نداشتم و وقتی به آن جا رفتم، متوجه موضوع جلسه شدم. من به اتفاق آیت الله لاریجانی و حاج آقا علی زاده به عنوان نمایندگان شورای نگهبان در جلسه حاضر بودیم. از وزارت کشور هم جناب آقایان دانشجو و شریفی راد بودند. از طرف هر ک دا نیز نمایندگانی از ستاد انتخاباتی شان آمده بودند که البته تعدادشان متفاوت بود، از دستگاه های دیگر مثل صدا و سیما و هم بودند.

دیدار همکاران قدیمی

افراد حاضر در جلسه، افراد ناشناخته ای نبودند، بلکه برخی از آنها زمانی از وزرای بودند و سال ها در پست های مهم مسئولیت داشتند. حتی برخی از آنها در زمان ریاست جمهوری انقلاب از وزرا و همکاران ایشان بودند. اولاً باید بگویم که یک فضای کاملاً صمیمی بود. ثانیاً در بیان مطالب هیچ رو دربایستی نداشت. مثلاً یکی از آقایان مانند انی صحبت می کرد که گویی ضد نظام است؛ گویی دیگر این حکومت از دست رفته و هیچ اعتباری ندارد، مگر این که انتخابات را ابطال کنید تا درست شود.

انقلاب وقتی وارد جلسه شدند، ابتدا فرمودند که «در این جلسه هیچ گونه محدودیتی در صحبت نیست و هر ی هر چه می خواهد بگوید. تنها محدودیت، وقت جلسه است که زمان را رعایت کنید تا نوبت به همه برسد و همه بتوانند صحبت کنند.» این اعلام آمادگی ی در ابتدای جلسه، درواقع خیلی ها را غافلگیر کرد که مثلاً انتظار داشتند یک جلسه ی رسمی باشد و در آن صحبت های رسمی مطرح شود.

آقای الویری وقت گرفت و با این بحث وارد شد که «حاج آقا خاطرتان هست که خطبه ی عقد ما را شما قرائت کردید؟» انقلاب با تایید این موضوع، اسامی حضار را و حتی پدرخانم ایشان را یاد د. بعد هم خود ی جزئیات جلسه ی عقد آقای الویری را بیان د. بعد از این صبحت های صمیمی، آقای الویری اجازه خواست و وارد برخی مباحث کلی شد. در نهایت هم بحث را به این جا رساندند که آقای صلاحیت ندارند.

نوبت به ستاد آقای رسید. آقای محمدرضا بهشتی به نمایندگی از طرف ایشان صحبت کرد. به بحث دموکراسی پرداخت و این که حکومت باید مبتنی بر نظر مردم باشد و از این صحبت ها. بعد از ایشان نوبت به آقای دانش جعفری – ی ستاد آقای رضایی- رسید که ایشان دیگر مستقیماً بزرگوار انقلاب را خطاب قرار دادند و گفتند شما در صحبت های خود در کردستان از یکی از ک داها جانب داری کردید و این مطلب موجب شده که مثلاً چنین اتفاقی بیفتد.

مصداق سخنان سنندج چه ی بود؟

صحبت آقای دانش جعفری که تمام شد، انقلاب وارد بحث شدند و گفتند که «آن صحبت هایی که من چه در کردستان داشتم و چه در جای دیگر، به هیچ وجه جانب داری از ی نبود.» فرمودند که «البته من اصولی را دارم که این اصول را از قبل انقلاب داشته ام و هم چنان دارم و تا آینده هم حفظ می کنم. از این اصولم هم عقب نشینی نمی کنم. هر جایی هم که باشم، این اصولم را بیان می کنم و این ها مسائلی بوده که من به آن اعتقاد داشته و دارم.» ایشان از نظر بحث مصداقی هم گفتند که «اتفاقاً آقای در ملاقاتی که با من داشتند، گفتند که مصداق آن صحبت های شما من هستم و آقای هم که آمدند یک موقع پیش من، گفتند که مردم می گویند که مصداق سخنان ی آقای است. پس اگر این طور هست و آن آقایان هم خودشان استنباط کرده اند که مصداق صحبت های من هستند، چطور شما می گویید که من مثلاً از ک دای دیگری دفاع ؟»

صحبت ها دوباره پیرامون همین بحث دور پیدا کرد. برخی از آقایان برگشتند به بحث شورای نگهبان و این که برخی از اعضای شورای نگهبان از مثلاً یکی از نامزدها دفاع د. رقمی را هم می گفتند؛ علی رغم این که در جلسه ی صبح همان روز در شورای نگهبان که با حضور نمایندگان ک داها برگزار شد، می گفتند سه نفر. این سه نفر هم که مشخص بودند و اسم هم آوردند، اما در این جلسه تعداد را به هشت نفر و نه نفر از اعضای شورای نگهبان هم رساندند. همان وقت به نظر بنده رسید که وقتی این ها یک باره رقم را به هشت نفر رسانده اند، به دنبال این ایده اند که یعنی اکثریت شورا و بنابراین شورا برای بررسی انتخابات صلاحیت ندارد و البته همین استفاده را هم د.

چه ی را متهم می کنید؟

من خطاب به انقلاب عرض که «شما سوال بفرمایید اسامی این ها را بگویند.» ایشان فرمودند که حالا من توضیح می دهم. بعد که صحبت آقایان تمام شد، حضرت آقا اشاره د که «شما چه انی را متهم می کنید؟ فقهای شورای نگهبان را که همه شان انسان های عادلی هستند؟ حضرت آیت الله مومن را؟ آیت الله جنتی را؟ شما فکر می کنید که این ها برای ریاست جمهوری و پست و مقام یک نفر، آ ت شان را می فروشند و جابه جا می کنند؟ نه. حاج آقای جنتی و حاج آقای مومن انی نیستند که آ ت خودشان را به خاطر این مسائل دنیوی از دست بدهند.»

ایشان با این تعبیر از بحث عبور فرمودند. معلوم بود که همان دو سه نفری که خودشان هم آمدند و اعلام د، بیشتر از اینها ی نبود. بعد از این موضوع هم اشاره فرمودند که «به هر حال قانون و مقررات هست. طبق قوانین و مقررات اگر خطایی صورت گرفته، مطرح کنید. صحبت های کلی چیزی را حل نمی کند.»

سپس آقای زنگنه صحبت د که یک مقداری بااحساسات بود که در انتهای کلام، خواستار ابطال انتخابات شدند. آقای زنگنه هم از ستاد آقای بودند. ایشان خطاب به آقا گفتند که «شما پدر معنوی ما هستید، باید کمک کنید و نگذارید مثلاً بحرانی اتفاق بیفتد.» خیلی صحبت های آقای زنگنه با احساسات همراه بود. معظم انقلاب هم وقتی که می خواستند پاسخ بفرمایند، در این جهت گفتند که جناب آقای زنگنه همیشه احساساتی هستند و من خاطرم هست که گاهی اوقات که در وزارت هم بودند، صحبت هاشان حتی همراه با گریه بود. الآن هم در همان حال و هوا صحبت می کنند. بعد هم پاسخ دادند.

انقلاب در ادامه گفتند که «می خواهم خاطره ای بگویم که امیدوارم آقای زنگنه ناراحت نشوند. بعد از برگزاری انتخابات دوم داد، یکی از مقامات کشور آمد و خواستار ابطال انتخابات شد. چنان با او برخورد که هنوز از من مکدر است.»

ابطال یعنی بزنم توی دهن چهل میلیون رای!

صحبت ها که تمام شد و تقریباً جلسه رو به اتمام بود، نمایندگان دو ک دای معترض اصرار بر ابطال انتخابات داشتند. این را باید بگویم که آقایان به صورت مصداقی وارد بحث نشدند، بلکه عمده ی بحث آنها روی مناظرات و نیز اقدامات ت قبل از برگزاری انتخابات بود. برخی آقایان می گفتند که چون آقای در مناظره صحبت کرده، صلاحیت ندارد. ی پاسخ فرمودند که «صلاحیت امر دیگری است و در جاهای دیگر باید تعیین بشود.»

ی فرمودند «این صحبت های شما هیچ مبنای قانونی ندارد. اگر تخلفی صورت گرفته، که شورای نگهبان این جا هست، وزارت کشور هم هست که باید برخورد د. اگر شما ادعایی دارید، بروید از طریق شورای نگهبان پیگیری ید و شورای نگهبان هم مکلف است به شکایت های شما رسیدگی د. وزارت کشور هم به همین صورت. بازشماری و بررسی کنید؛ تا هر زمانی که فکر می کنید این مسئله می تواند مشکل شما را حل د. ما هم به شورای نگهبان و وزارت کشور می گوییم که موضوع را تعقیب ند تا برای شما اطمینان ایجاد بشود، ولی این که می گویید ابطال بشود، این حرف خلاف قانون است، این را ی نمی تواند بپذیرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی این که بزنم توی دهن چهل میلیون!»

این دفاع محکم ی بود از حقوق و آراء مردم. یعنی انقلاب این بار در وت دفاع از آراء مردم و دفاع از جمهوریت وارد میدان شدند.

ی: می دانیم تخلف عمده ای نشده است

زمانی که بحث رسمی جلسه تمام شد، دوباره انقلاب فرمودند که اگر مطلب دیگری هست، مطرح کنید. جناب آقای ی از ستاد آقای وقت گرفتند که تا آن موقع هم صحبتی نداشتند. آقای ی خطاب به انقلاب گفتند که «ما می دانیم اگر تمام صندوق ها را بازشماری کنید، تخلف عمده ای به دست نمی آید، ولی مشکل و مسئله ی عمده ی ما صلاحیت آقای است.» باز ی فرمودند «این یک امر دیگری است. شما اگر نسبت به صندوق های آراء بحث دارید، مطرح ید، ولی بحث صلاحیت در جای دیگری بررسی شده و در زمانی دیگری می شود به آن پرداخت.»

آقای رسول منتجب نیا ی ستاد آقای پیشنهاد کرد، برای این که هم رسیدگی توسط مرجع قانونی (شورای نگهبان) انجام شود و هم اعتماد نامزدها تامین شود، در جلسه ای که موضوع بررسی و یا بازشماری انجام می شود، نمایندگان نامزدها به عنوان ناظر حضور داشته باشند. حضرت آیت الله ضمن تایید این پیشنهاد از ما به عنوان ی شورای نگهبان خواستند که امکان حضور و نظارت نمایندگان نامزدها را برای رسیدگی و حتی بازشماری فراهم کنیم: «نامزدها اگر شکایتی درباره ی آراء صندوق خاصی دارند، همان صندوق و صندوق های مورد شکایت بازشماری شود و حتی می توان تصادفی تعدادی از صندوق ها را بازشماری کرد تا هیچ شبهه ای باقی نماند.»

اشتباه آقایان همین بود که تمام مباحث نظام را گره زدند به انتخابات. وقتی این اشتباهات ادامه یافت، جریان فتنه ای در کشور آغاز شد و عده ای بازی خوردند. خوشبختانه با درایت انقلاب و هوشیاری مردم، کاری نتوانستند ند. تاکید من همین است که ما مصادیق مدیریت و تدبیر را که در اصل پنجم قانون اساسی داریم، در این دوره لمس کردیم. لمس کردیم که تدبیر یعنی چه؟ خیلی از دل سوزان انقلاب پیش ایشان می رفتند و درخواست می د که شما مسئله را حل کنید. درخواست ایشان این بود که حقی تضییع شود. آنها حاضر بودند که حقی تضییع شود تا عده ای مثلاً خوشحال شوند، اما پافشاری ی و دفاع ایشان از جمهوریت و حقوق مردم، مسئله ای است که در دوران ی ایشان بی نظیر است.




از محاصره م عان حرم توسط تکفیری ها تا قیچی جبهه النصره و ش ت آنها

درخواست حذف اطلاعات
 از محاصره م عان حرم توسط تکفیری ها تا قیچی جبهه النصره و ش ت آنها

دیدم یک روز جاسم به خودش رسیده و محاسنش را کوتاه کرده. پرسیدم جاسم خبری شده؟ گفت: می خواهم تر و تمیز باشم تا معراج زحمت نکشه.هفت سال از جنگ نیابتی در گذشته است، جنگی که در ابتدای کار به سمت پیشبرد اه یانکی ها رفت؛ اما بعد از گذشت مدتی با ورود محور مقاومت به این جنگ قواعد، این بازی عبری - غربی - عربی تغییر کرد و برگ برنده در اختیار ت و ملت قرار گرفت.در این بین م عان حرم بودند که نقش تعیین کننده در پیروزی جبهه مقاومت داشتند و با تقدیم خون های بسیار، نهال مقاومت را قوی تر از قبل د. گروه باشگاه خبرنگاران جوان به گردآوری خاطرات فرماندهان جانباز م ع حرم در و عراق پرداخته است.

آرزوی شهادت در محله لاتی

حمزه نام رزمنده م ع حرم داستان ما است که در ادامه خاطرات او را می خوانید:

اسم جهادی شهید سعید خواجه صالحانی جاسم بود و اسم جهادی من حمزه، جاسم بچه شمال، بزرگ شده پاکدشت و کشتی گیر. با وجود دو مغازه و درآمد چند میلیونی پا به عرصه میدان گذاشت و همه آنچه را که داشت رها کرد.

دیدم یک روز جاسم به خودش رسیده و محاسنش را کوتاه کرده. پرسیدم جاسم خبری شده؟ گفت: می خواهم تر و تمیز باشم تا معراج زحمت نکشه. حاجی قمحانه اسمش لاتیه، خدا کنه همی جا شهید شیم.

رسیدیم به قمحانه. دیدم جبهه النصره بر روی لودرها ورقه های فولادی را جوش داده که مانند یک زره عمل می کند، این لودرها کارهایی از قبیل باز جاده و سنگرسازی را انجام می دادند، اما در مواقعی که محاصره می شدند، خود را منفجر می د.

دیدم یک لودر از همین نوع به سمت مان می آید، خط جیش الوطن را رد کرده و درصدد بود خط های دیگر را ش ته و به ما برسد، اما از آنجایی که رزمندگان جیش الوطن به ما زودتر اطلاع دادند، ما هشیارانه عمل کردیم و اگر این اطلاعات داده نمی شد، لودر ما را دور زده و بین مان خود را منفجر می کرد.

آرزوی شهادت در محله لاتی

کشیدیم سمت شمال قمحانه، به جاسم گفتم خط شمال را ببند، نگذار حتی یکی از آنها وارد خط بشه. جاسم خط شمال رو بست، وارد شهر شدیم، بین ما و تکفیری های جبهه النصره درگیری شدیدی به وجود آمد، خبر رسید فرمانده تیر خورده، فرمانده را برای درمان عقب بردن. دیدم بلبشویی راه افتاده. معلوم نیست کی به کیه، به جاسم بیسیم زدم گفتم نیروهاتو بکش بیار سمت میدون پرچم، همه بچه ها رو جمع کردیم بردیم میدون پرچم، جاسم هم رسید، گفتم از میدون پرچم به سمت شرق دست ماست، ولی به سمت غرب معلوم نیست دست کیه، چون درگیری تن به تن شده و چندبار حتی یقه به یقه شده بودیم.

رو سمت بچه ها، گفتم از میدون پرچم به سمت غرب رو سقوط کرده فرض کنید، به همین خاطر بچه ها رو دسته به دسته وارد کوچه ها می کردیم. بهشون گفته بودم وارد کوچه شدید هرجا که درگیری پیش اومد همون جا خط بشکنید.

یکی از بچه ها رفت داخل کوچه، 20 متری نرفته بود که درگیری با جبهه النصره شروع شد، جاسم هم 4 کوچه بالاتر رفت و چون النصره از اون قسمت هنوز نفوذ نکرده بود، رسید به انتهای شهر. شمال، جنوب و شرق را بستیم، غرب هم جاسم رفت و رسید، اما جنوب غربی دست النصره بود. رفتم پیش جاسم گفتم این خیابان را که می بینی به سمت پایین حرکت کن و هرجا که درگیری پیش آمد خط بکش تا جلوتر نیان.

آمدم وسط شهر، تکفیری های النصره از جنوب و قسمتی که جاسم از شمال آن داشت پیشروی می کرد به وسط شهر رسیده بود، دیدم جاسم پشت بیسیم فریاد می زند: حمزه حمزه! ما را دور زدند! داریم قیچی می شیم. گفتم یعنی چی؟ گفت: محاصره شدیم. ادامه داد: بچه ها تونستن عقب بکشن، اما من و دو نفر دیگر در محاصره النصره هستیم. گفتم خب عقب بکش سریع، گفت نه مجروح باهامه، گفتم بیا عقب مجروح رو بعدا میاریمش. گفت نه من فرمانده اینها هستم، عقب بیا نیستم. یا باهم میایم یا نمیایم، بیا کمک!

آرزوی شهادت در محله لاتی

گفتش بیسیمم شارژش داره تموم میشه، این را که گفت دیگر از بیسیم ص نیامد هرچقدر پیجش جاسم دیگر جواب نداد، زنگ زدم به موبایلش، از من اصرار از او انکار، گفتم بیا عقب گفت نه، تنها نمیام. کمک بفرست. گفتم بچه ها در کوچه ها درگیر هستن، الان نیرویی وجود نداره، بیا عقب؛ اما قبول نکرد.

بچه ها که اومدن دوباره زنگ زدم، اما دیگر جاسم برنداشت. یک تیم رفت در محلی که گمان می کردیم جاسم باید آنجا باشد، اما تیم وقتی رسیده بود با النصره درگیری شدیدی داشت. بیسیم زدند به ما و ماجرا را گفتند، گفتم عقب بکشید.

جاسم را دیگر گم کرده بودیم، نمی دونستیم کجاست، وسط شهر اومدم، به یکباره دیدم گوشیم زنگ می خوره، جواب که دادم فهمیدم رزمنده ای که همراه با جاسمه صدای پشت گوشی است، گفتم شما کجایید!؟ تیم فرستادیم پیداتون نکرد. گفت فلان منطقه. حرکت سمت منطقه که گفته بود. پرچم قرمز یازهرایی را مشاهده دوباره زنگ زدم گفتم از پرچم قرمز مختصات بگو. گفت 300 متر از پرچم قرمز یازهرا جلوتر پشت یک خونه مستقر هستیم.

یکی از بچه ها سوار ماشین شد و گفت من میرم میارمشون. دیدم که یک شلیکا نیز وجود دارد (شلیکا سلاحی بزرگ تر از دوشکا و چهار لول است) شلیکا پشت یک نفربر بود؛ آوردمش وسط خیابون، به یکی از رزمنده ها گفتم منطقه را زیر آتش بگیر. شلیکا شروع کرد به تیراندازی.

ماشین به سرعت حرکت کرد و رفت وسط النصره، تا بچه ها بیان سوار بشن تکفیری های النصره تمام شیشه ها و درون ماشین را تیرباران کرد، اما خوشبختانه جراحتی متوجه بچه ها نشد، ماشین با سرعت سمت ماحرکت کرد، با خودم گفتم الحمدالله بچه ها به سلامت اومدن عقب.

آرزوی شهادت در محله لاتی

اومدم که بیام عقب به یک مرتبه گوشیم زنگ زد، دیدم شماره جاسمه وقتی که گوشی را جواب دادم فهمیدم همان رزمنده ای که قبلا با او صحبت می پشت خطه، گفت چرا من رو جا گذاشتی؟ گفتم یعنی چی جاگذاشتم؟ گفت ما با جاسم دو نفر بودیم، اون یکی رزمنده را به همراه جاسم آوردند اما من جا موندم.

دوباره یکی از بچه ها سوار ماشین شد و زد به دل النصره و رزمنده جامانده را عقب کشید. اومدم وسط شهر، وضعیت بسیار وخیم بود، بوی مرگ را استشمام می . مناطق سقوط کرده بود، برخی ها شهید، شماری مجروح و تعدادی نیز از شدت درگیری ها بهت زده شده بودند.

کلا 20 نفر برایمان مانده بود، ساعت 10 صبح بود که پشت بیسیم اعلام د جاسم علمدار شد، بچه ها گفتن شنیدی؟ گفتم چی رو؟ گفتن که اعلام د جاسم شهید شده، سریع به بهداری زنگ زدم، گفتم حال جاسم چطوره؟ نمی خواستن بهم بگن جاسم شهید شده. مسئول بهداری گفت پشت بیسیم نمی توانم بگویم، داد زدم بگو! گفت: رزمنده سعید خواجه صالحانی شهید شد. یک مرتبه بغض همه ترکید.

زدم زیر گریه، در همین وضعیت و گریه و زاری بودیم که بچه های شیراز اومدن. در حدود 70 نفر می شدن، رزمندگانی که کارکشته و دارای روحیه بالا بودند. اینها که رسیدن انگار ورق برگشت، شهر را تا غروب گرفتند و تثبیت د، تا دو روز النصره بسیار فشار می آورد تا شهر را بگیرد، اما نتونست، دیگر ورق برگشته بود و فتوحات ما آغاز، پیشروی ها شروع شد. خطاب، تل صمصام و مناطقی که سقوط کرده بود را همه را آزاد کردیم، حتی مناطقی که ی ال پیش سقوط کرده بود، آزاد شدند.

همه اینها به برکت خون شهیدانی همچون حسین معزغلامی، سعید خواجه صالحانی و رزمندگان فاطمیون به دست آمد.

حکایت همچنان باقی است...



روایتی از رابطه چمران با ی ها و فرماندهان

درخواست حذف اطلاعات
روایتی از رابطه چمران با ی ها و فرماندهان

شاید بتوان گفت که بین رزمندگان ستاد نامنظم و پرسنل یگان خودشان فرقی قائل نبودند و برای پیشرفت اه جنگ و بیرون راندن دشمن از سرزمین مقدس ایران همه گونه همکاری و مساعدت را می د. سرتیپ دوم بازنشسته ابراهیم مرآتی در خاطره ای پیرامون چگونگی تقسیم بندی افراد از سوی شهید مصطفی چمران روایت می کند: آقای رابطه بسیار نزدیگ و صمیمی با فرماندهان یگان های ی داشتند. به طوری که در خاطرم هست تیمسار فلاحی و تیمسار ظهیرنژاد روسای وقت ستاد مشترک به محض ورود به خوزستان اولین اقدام شان این بود که جهت دیدار و هماهنگی با چمران در ستاد جنگ های نامنظم برای بررسی پیشرفت اوضاع جبهه ها بود بروند.فرمانده لشکر۱۶ قزوین جناب سرهنگ لطفی و همچنین جناب سرهنگ نیاکی فرمانده لشکر ۹۲ اهواز که هر دو از افسران مخلص، شجاع، فداکار و با اخلاق بودند، رابطه بسیار صمیمی و با چمران داشتند و هر زمان که ستاد نامنظم بطور اختصاصی یا عملیات های مشترک با یا برنامه ای داشت با اعلام نیازمندی ها از قبیل وسائل ی یا پشتیبانی مهمات و پشتیبانی رزمی توسط ستاد جنگ های نامنظم، این فرماندهان عزیز با تمام وجود و مخلصانه سعی خود را برطرف این نیازمندی ها مبذول می داشتند.

شاید بتوان گفت که بین رزمندگان ستاد نامنظم و پرسنل یگان خودشان فرقی قائل نبودند و برای پیشرفت اه جنگ و بیرون راندن دشمن از سرزمین مقدس ایران همه گونه همکاری و مساعدت را می د و ، همراه و همکاری صدیق، باوفا، بی توقع، دلسوز و پرتلاش و ایثارگر برای چمران بود.

لازم می دانم به دست نوشته دیگری از چمران در رابطه با و جایگاه آن را نظر ایشان که (ره) در شورای عالی دفاع و هم چنین مردم تهران در مجلس بودند. اشاره شود که سند افتخاری برای یان غیوراست.

شهید چمران گفته است: «امروز ایران اطمینان دارد که به خاطر خدا و خلق خدا می جنگد مطمئن است که برای دفاع از میهن می جنگد. امروز دنیا در مقابل انقلاب ایستاده است و ما با دنیا طرف هستیم. ما در شرایط سخت و نابرابر با محاصره اقتصادی، با همه فشارهای و تبلیغاتی در مقابل در ابر قدرت و دست نشانده های آن ها می جنگد.

امروز ب ای خود ایستاده است. افتخار خلق می کند و نقش را که وظیفه طبیعی است ایفا می کند و نشان می دهد که شایسته یک شخصیت تاریکی و انقل اوست. نوکر بودن در زمان طاغوت که هنری نیست هنر وقتی است که یکه و تنها ب ای خود در مقابل همه دنیا بایستی و دست رد بر . ابر قدرت ها بزنی و افتخار و شرف خود را به هیچ چیز نفروشی و جان شیرین خود را بدهی تا و استقلال میهن خود را برای پرسنل نسل های آینده تامین کنی.»




ت براساس اظهارات جواد لاریجانی ایران را محکوم کرد

درخواست حذف اطلاعات

ت ترامپ با استناد به اظهارات اخیر لاریجانی "نقش ایران در تسهیل حملات ۱۱ سپتامبر" را محکوم کرد. به گزارش فرارو، چند روز پیش محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد قوه قضاییه، طی گفتگویی با برنامه "گفتگوی ویژه خبری" شبکه دو سیما، اظهاراتی بیان کرد که به طور گسترده مورد توجه رسانه های خارجی قرار گرفت. اکنون وزارت خارجه با استناد به این اظهارات، ضمن ادعای نقش داشتن ایران در تسهیل حملات ۱۱ سپتامبر، ایران را محکوم کرد. جنجال رسانه های خارجی درباره اظهارات جواد لاریجانی محمدجواد لاریجانی در گفتگوی ویژه خبری در بخش هایی از سخنان خود که مورد توجه این رسانه قرار گرفته بیان کرده است: "گزارش کمیسیون یازده سپتامبر که یک گزارش تفصیلی است و شخصیت هایی مثل لی همیلتون و امثال این ها ریاست این کمیسیون را بر عهده داشتند، در صفحات فکر کنم ۲۴۰ یا ۲۴۱ این گزارش، دو یا سه صفحه راجع به ایران است. یک سؤال مطرح د که ایران در این قضایا چه نقشی می توانسته داشته باشد؟ مجموعه گزارش هایی بود که این عناصر القاعده که از عربستان که می خواستند بروند افغانستان یا جای دیگری، این ها با پرواز ها یا زمینی می آمدند، دم مرز تقاضا می د که شما مهرتان را توی پاسپورت ما نزنید، چون اگر ت عربستان بفهمد ما ایران آمدیم، ما را اذیت می کند. بعضی از این ها را هم ت ما قبول می کرد مهر نزند، چون ترانزیت بودند، دو ساعت بودند بعد رد می شدند می رفتند، ولی اطلاعات آمدورفتشان را داشتند. این رو این ها یک جوری گفتند که انگار ایران با القاعده همکاری داشته یا مثلاً گفت: یک هواپیمایی که داشته از یکجایی عبور می کرده، مثلاً از یک نقطه ای به یک نقطه دیگر در منطقه می رفته، ضمن اینکه این خلبان عملیات در آن بوده، یک فرمانده حزب الله هم در یک صندلی دیگر نشسته بود. حالا مجموعه این ها را سر هم کرده بودند که آیا ایران مستقیماً یا از طریق حزب الله لبنان با القاعده در این زمینه همکاری کرده یا نه؟ خود جمع بندی کمیسیون به طورکلی این است که القاعده به طورکلی دشمن درجه یک ایران بوده". پس از بیان این اظهارت، رسانه های یی مدعی شدند ایران "برای نخستین بار اذعان" کرده که به تروریست های حملات ۱۱ سپتامبر کمک کرده است. اکنون وبگاه واشینگتن فری بیکن، به نقل از وزارت خارجه گفته این وزارت اظهارات لاریجانی درباره سفر مهاجمان ۱۱ سپتامبر را به مثابه "اذعان به خطا" در تسهیل حملات تروریستی به مرکز تجارت جهانی در نیویورک تلقی می کند. فری بیکن با اشاره به گفتگوی لاریجانی نوشت: "هفته گذشته مقامات ایران در یک مصاحبه مهم، اذعان د که ت شان به پنهان و مبهم مسیر های (سفر) نظامیان القاعده، که نهایتا حملات ۱۱ سپتامبر را انجام دادند، کمک کرده است". این وبگاه مدعی شد: "این اظهارات، بیانگر این است که مقامات بلندپایه ایران برای نخستین بار به کمک به القاعده و ایفای نقش مستقیم در تسهیل حملات ۱۱ سپتامبر، اذعان کرده اند". وزارت خارجه به فری بیکن گفته اظهارات لاریجانی اعترافی است به آنچه ت برای مدت طولانی مطرح کرده است. یعنی اینکه ایران به مهاجمان القاعده کمک کرده و عبور آن ها از خاورمیانه را تسهیل کرده است. یک مقام وزارت خارجه به فری بیکن گفت: "ما می فهمیم که یک مقام ایرانی آنچه سابقا در گزارش کمیسیون ۱۱ سپتامبر ثبت شده را تایید کرده است. یعنی اینکه مقامات ایران به پنهان (مسیر) سفر اعضای القاعده از ایران به سوی کشور هایی در منطقه، کمک کرده است. از جمله اینکه در گذرنامه آن ها (اعضای القاعده) مهر ایرانی نزده ‎اند". این مقام مدعی شد که چنین اقدامی، "مدرک" دیگری درباره "نقش شرارت بار" ایران در جهان است.




جزئیات جدید از همکاری های جبهه صهیونیستی-عربی علیه ایران

درخواست حذف اطلاعات
جزئیات جدید از همکاری های جبهه صهیونیستی-عربی علیه ایران/دیدار نتانیاهو با مقام های امارات درباره

نشریه «نیویورکر» در گزارشی مفصل به شرح همکاری های امارات متحده عربی با رژیم صهیونیستی و ت علیه ایران پرداخته است. نشریه «نیویورکر» در گزارشی مفصل به شرح همکاری های امارات متحده عربی با رژیم صهیونیستی و ت های «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور فعلی و «باراک اوباما»، رئیس جمهور سابق این کشور علیه ایران پرداخته است.«نیویورکر» در این گزارش پیشینه ای از روابط خاص و شخصی «بنیامین نتانیاهو»، نخست رژیم صهیونیستی با پدر «جارد کوشنر»، داماد ترامپ فراهم کرده و نشان داده که این پیوندها باعث دسترسی های خاص این رژیم به تیم ترامپ در دوران پس از پیروزی در انتخابات و پس از آن شده است.نشریه یی، در ادامه می نویسد: «یک سفیر خاورمیانه ای دیگر هم بود که دسترسی های فوق العاده ای به تیم ترامپ داشت: یوسف العتیبه، سفیر امارات در . العتیبه، در جریان رقابت های انتخاباتی توسط یک میلیاردر لبنانی- یی به نام توماس باراک به تیم ترامپ معرفی شده بود. باراک از حامیان مالی ترامپ بود و روابط دوستانه ای با پدر العتیبه داشت.»

مطابق این گزارش، باراک می دانست که کوشنر همکاری های با «ران درمر»، سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن داشت و معتقد بود که لازم است تیم ترامپ دیدگاه های کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم را هم بشنود.

از لحاظ سنتی، تماس با مقام های رژیم صهیونیستی موضوعی بود که خشم سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را به همراه داشت، اما رئیس العتیبه، یعنی «محمد بن زاید»، ولیعهد ابوظبی دیدگاهی متفاوتی در این باره داشت. او معتقد بود که کشورهای حاشیه خلیج فارس و ، اکنون یک دشمن مشترک به نام ایران داشتند که تهدید اصلی پیش روی هر دو طرف به شمار می رفت.

نیویورکر نوشته است: «اندکی بعد از تحلیف باراک اوباما، رئیس جمهور سابق در سال 2009، مقام های ی و اماراتی برای اولین بار با یکدیگر همراه شده و ت را برای جدی گرفتن تهدید ایران تحت فشار قرار دارند.»

مطابق این گزارش، العتیبه و «سالای مریدور»، سفیر وقت رژیم صهیونیستی در از «دنیس راش»، مشاور اوباما در مسائل غرب آسیا خواستند با آنها در هتل جورج تاون دیدار کند. در آن جلسه، هر دو سفیر، درخواست های مشترکشان را مطرح د.

نیویورکر نوشته تمایل اوباما برای گفت وگو با ان در ایران جهت کاستن از تلاش ها مسئله ای بود که باعث عصبانیت مقام های ی و اماراتی می شد.

یک مقام سابق یی درباره جلسه سفیر صهیونیست و سفیر اماراتی با مشاور اوباما می گوید: «آن جلسه، نشان دهنده سطحی از همکاری [میان امارات و ] بود که واقعی و عملی بود و فراتر از تبادل اطلاعات بود.»

یک مقام ارشد عربی به نیویورکر می گوید: «جلسه به خاطر آن طراحی شده بود که توجه آنها را جلب کند. اگر با هم بنشینیم و حرف ی انی را بزنیم، آن را جدی خواهند گرفت.»

طبق گزارش رسانه یی مه سال 2009، در جریان سلسله نشست هایی در واشنگتن نتانیاهو تلاش کرد اوباما و تیمش را متقاعد کند کاری برای کاستن از انزوای در منطقه انجام دهد. یک مقام ارشد یی که در آن جلسه حاضر بود می گوید نتانیاهو از هیلاری کلینتون، خارجه وقت خواست سران کشورهای عربی را برای دیدار علنی با خودش متقاعد کند.

نیویورکر نوشته چند هفته بعد اوباما برای دیدار با ملک عبدالله بن عبدالعزیر آل سعود راهی ریاض شد. هدف این دیدار گفت وگو درباره طرحی بود که ریاض در سال 2002 ارائه کرده و خواستار عقب نشینی از تمامی اراضی شده از سال 1967، در ازای شناسایی از سوی کشورهای عربی شده بود. در آن جلسه اوباما از ملک عبدالله پرسید آیا حاضر است علناً با نتانیاهو دیدار کند؟ پاسخ پادشاه سابق عربستان این بود: «غیرممکن است.»

همکاری های امارات و رژیم صهیونیستی سال 2010 در پی یکی از عملیات های موساد در دبی دچار وقفه شد. مقام های یی و عربی می گویند امارات برای رتق و فتق امور پیشنهادی مطرح کرد مبنی بر اینکه ، پهپادهای مسلح در اختیار این کشور قرار دهد. ی ها با توجه به خودداری ت اوباما از فروش این پهپادها به امارات با درخواست ابوظبی مخالفت د زیرا این کار ممکن بود خشم ت اوباما را به همراه داشته باشد.

بعد از هیلاری کلینتون، جان کری به عنوان خارجه بار دیگر تلاش کرد مذاکرات سازش میان ی ها و فلسطینی ها را احیا کند. هنگامی که تلاش او در سال 2014 ش ت خورد، نتانیاهو از ای مولهو، یکی از نزدیکترین مشاورانش خواست تمرکزش را روی تماس با کشورهای عربی قرار دهد. او می خواست روابط با امارات و عربستان را به فراتر از کانال های مخفیانه انتقال دهد.

بعد از مرگ ملک عبدالله در سال 2015 راه برای به قدرت رسیدن نسل دیگری از خاندان آل سعود باز شد. «محمد بن سلمان»، پسر پادشاه عربستان که به زودی خودش را به ولیعهدی رساند، به نوشته نیویورکر کمتر به نگاه ایدلوژیک داشت و به کرات این جمله ها را تکرار می کرد که « هیچگاه به ما حمله نکرده» و «ما دشمن مشترک داریم.»

بن سلمان در محافل خصوصی همچنین می گفت که آماده داشتن رابطه کامل با است. او هم مانند محمد بن زاید در گفت وگو با مقام های یی و ل های حامی رژیم صهیونیستی، سران فلسطین را سرزنش می کرد. و او هم مشتاق بود که درگیری های میان ی ها و فلسطینی ها حتی اگر مفاد توافق آن مطلوب فلسطینی ها نباشد زودتر به پایان برسد.

به نوشته نیویورکر، «درمر»، العتیبه را در جریان مواضع در خصوص توافق هسته ای قرار داد و تلاش کرد او را مجاب کند که برای مخالفت با اوباما با ی ها همراه شود. ی ها کارزاری علنی علیه توافق به راه انداختند، اما اماراتی ها که در ، خارج از واشنگتن نفوذ ای ندارند، عمدتاً ن یتی هایشان را به صورت خصوصی مطرح می د.

در ماه های پایانی ریاست جمهوری ترامپ، سازمان های اطلاعاتی متوجه تماس های تلفنی میان مقام های اماراتی و ی شدند. از جمله آنها تماسی بود که بین یکی از سران امارات و نتانیاهو برقرار شده بود. سازمان های اطلاعاتی همچنین نشست مخفیانه ای که بین سران امارات و در قبرس برگزار شده بود را هم رصد د. گمان مقام های یی این است که خود نتانیاهو در این جلسه که موضوع آن مقابله با بود، شرکت کرده است. ی ها و اماراتی ها ت اوباما را از این رایزنی ها مطلع ن د.

یک مقام سابق وزارت خارجه به نیویورکر گفت: «آنها حقیقا را نمی گفتند. پنهان کاری از عموم یک مسئله است، اما مخفی کاری از ت که متحد هر دو طرف است مسئله ای دیگر.»




نگرانی از گروه ترس و تین

درخواست حذف اطلاعات
نگرانی از گروه ترس و تین
اشتباه بزرگی است اگر همه موافقان تداوم را ذیل یک عنوان فهرست کنیم. این حرف فقط منحصر هم به نیست؛ هم و هم شبه ها شبیه «اف ای تی اف » ها و غیره شامل همین اصل است. م عان تداوم چند دسته اند. گروه اول که اهمیت چندانی ندارند تربیون دارهای خناس داخلی و خارجی اند. کاری که این جریان می کند القای ترس از جنگ است. این ها زمینه ساز پروژه -اروپایی برای به زیرکشیدن حرکت و پشرفت جامعه ایران اند.
گروه دوم اما اهمیت بیشتری دارند. این گروه علی رغم تجربه ، همچنان اعتقاد دارند و دراین اعتقاد نیز راسخند که راه پیشرفت کشور در همراهی با نظم نوین جهانی است. هزینه های همراهی با این نظم جهانی را هم گری پذیر می دانند. این جریان که بخش قابل توجهی از آنها در ت مستقرند، گرچه در ترویج این نگاه موثرند ولی بعد از وج از به حاشیه رفتند و قدرت اثرشان به ضعف و نیستی کشیده شد. بخشی هم با تجربه گرفتند و از موضع قبلی شان ع د.
اما گروه سوم مهمتر است. این گروه، هم میان مسئولین است و هم مردم. هم از بین نخبگان است و هم حلقه های تبلیغاتی و رسانه ای کشور. گروه سوم پیدا و پنهان از تداوم حمایت می کنند و نظام را نسبت به هرگونه واکنش سخت و حساسیت برانگیز مقابل برحذر می دارند. این گروه ممکن است به جهت منطقی نیز معتقد باشند و غرب قابل اعتماد نیستند و مثل گروه دوم پیشرفت کشور را به گره نزنند اما این روزها از هرگونه تنش با غرب و پرهیز دارند. اما این گروه چه انی هستند؟

خیلی ساده است. این گروه می ترسند. ترس از بدتر شدن اوضاع، ترس از تحریم بیشتر و ترس از انزوا یا ترس از جنگ. در مواجهه با این گروه ابتدا باید مبدا تمایل شان به تدوام را مدنظر قرار داد. این گروه ممکن است در ظاهر استدلال هایی هم داشته باشد اما منشا همه آنها ترس است. آدمی که ترس و وحشت داشته باشد قدرت فکر و استدلال را از دست می دهد و حتی ممکن است از ترس دشمن به دامن دشمن پناه ببرد. برای گروه ترس باید فکری جدی تر کرد.

البته توجه داشته باشیم که گروه سوم بازی جدیدی برای کشور رقم زده است که شاید پیشتر کمتر بدان توجه می کردیم. گروه سوم گروه ترسند. تا امروز مردم را دو دسته می کردیم؛ دو دسته اعتقادی. معتقدین به مقاومت و معتقدین به مذاکره و سازش. تصور رایج نیز چنین بود که تجربه و مذاکره، اهل سازش را سر عقل می آورد و جامعه به تجربه مقاوم می شوند. اما امروز با گروه سومی مواجهیم که با تجربه نیز رشد نمی کنند. این گروه، گروه ترسند. این گروه گرفتار سبک زندگی مادی و دنیا زده و بی اعتقادی تودر تو نسبت به سنت امداد الهی اند و در شرایط تهدید حاضر به حرکت و صبر نیستند. چنین جامعه ای را باید مراقبت کرد؛ این جامعه گرفتار ضعف نفس است تا اشتباهات اعتقادی و فکری.

اما راه مواجهه با گروه سوم چیست؟

راه مواجهه با این گروه صرفا اشاره به دشمنی دشمن نیست. چه بسا در دشمنی ها تردید ندارند. راه مواجهه منکوب و طعنه هم نیست. چه بسا به نفاق بیفتند و مجبور شوند برای موجه نشان دادن خود استدلال بتراشند و ترس را اعتقادی نشان دهند. این گروه را باید اطمینان بخشید. راه اطمینان بخشیدن نیز نشان دادن مسیر روشن و بااستحکام است. باید برای این گروه از مردم و نخبگان، آینده تضمین شده ای را ترسیم کرد. آینده ای که در آن بدون جنگ و خونریزی بتوان از گردنه صعب و سخت اقتصادی و معیشتی عبور کرد. مهمترین نقش را هم ت باید ایفا کند. ت باید هرچه زودتر از بسته سیاستی خود برای پسا رونمایی کند. در غیراینصورت اهل وحشت اجازه هیچ تصمیمی جز انفعال و کرنش نمی دهند. برای این جامعه باید دلسوزی کرد و آرامش بخشید؛ برای این گروه نه بحث و استدلال و عبرت جواب می دهد و نه طعنه و کنایه و حرف درشت و تلخ.

و اما... امروز گرفتار تین یم. تین انی هستند که می توانند برای اهل ترس آرامش ایجاد کنند و نمی کنند. تین فتنه انی بودند که برای اهل مفتون باید استدلال و روشنگری می د. اما تین با مخاطب وحشت زده مواجهند نه مفتون. باید آرامش بسازند که نمی سازند. اقتصاددانان و نمایندگان مجلس و نخبگان و مسئولین تی که این روزها می توانند با برنامه علمی و روشن به جامعه آرامش ببخشند و نمی کنند در جرگه تین ند.



علت بارش های شدید اخیر چیست؟

درخواست حذف اطلاعات
علت بارش های شدید اخیر چیست؟/ سازمان هواشناسی اخطار داده بود/ ها و باروری ابرها جایی ندارد

مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور با بیان اینکه بارش های اخیر در فصل بهار به دلیل شرایط جوی است، گفت: بارور شدن ابرها و موضوعاتی که مطرح می شود، رخ نداده و در سازمان هواشناسی اصلاً جایی ندارد و دنبال آن نیستیم. ادامه های بارش های بی سابقه در فصل بهار برخی شائبه ها را در ذهن مردم ایجاد کرده است که چرا این گونه بارش ها در این فصل رخ می دهد و دلیل آن چیست؛ البته برخی افراد اظهارنظرهایی در این مورد دارند که از بارور شدن ابرها گرفته تا موضوع تکنولوژی ها که در این بارش ها نقش دارد؛ اما نظر سازمان هواشناسی این موارد را رد می کند و علت آن را تغییرات شرایط جوی عنوان کرد؛ البته بارش ها در تهران به گونه ای است که به عنوان مثال یکی از مخاطبان الف در مورد بارش باران و وزش طوفان در شب گذشته گفته است که در خیابان طالقانی شاهد آب گرفتگی بودم و در میدان فاطمی اثری از بارش باران نبود.

احد وظیفه، مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور ، در مورد اینکه علت بارش های بی سابقه در این فصل از سال چیست؟ گفت: اینکه بارندگی ها در فصل بهار بیش از مقدار طبیعی است که شهروندان تجربه کرده اند، به دلیل تغییر الگوی جوی است که خوشبختانه در فصل بهار بارش های خوبی در ایران شاهد هستیم که شرایط ساختار جوی تغییراتی داشته، به نوعی جریان ها یا سامانه های بارش زا بیشتر به سمت منطقه خاورمیانه یا فلات ایران هدایت شده که عمده آن شکل گیری الگوی بنلاند یا فلاکین بر روی اروپا است.

وی افزود: وقتی جریان فنلاند شکل می گرید، مانند جریانی است که به کوه برخورد می کند و مجبور است که از کناره کوه عبور کند که فلاکین وقتی روی اروپا شکل گرفت، باعث می شود جریان ها از جنوب اروپا و مدیترانه به سمت ایران هدایت شود و موجی ایجاد خواهد شد که با ب رطوبت از مدیترانه و از اعضای جنوبی اروپا بارش هایی را در ایران تولید کند، به خصوص اینکه ما در منطقه کوهستانی هستیم و این بارش ها بیشتر به چشم می آید، البته اینکه بارش شب گذشته یا مانند آن یک منطقه خشک و در منطقه دیگر سیل راه افتاده بود که این موضوع به جنس بارش ها برمی گردد.

وظیفه تصریح کرد: بارش های بهاره یا تابستانه غالباً به شکل بارش های رگباری است که اصطلاحاً به آن گفته می شود، سلول های طوفان تندری یعنی به صورت سلولی عمل می کنند، همانند بارش های یکپارچه در زمستان نیست که همه جا شاهد بارش یکنواخت باشیم که به دلیل اینکه گرما در سوز پایین تر و هوای سرد در بالاتری وجود دارد، باعث می شود و اثرات محلی مانند جذب گرمای شهر یا جریان توپوگرافی منطقه یا جریان کانالادیک که از منطقه است، ناپایداری را در آن منطقه تشدید کند به همین دلیل درجایی مشاهده می کنید که سلول ابر جوشی رشد می کنند و بارش شدید رخ می دهد و یا در مناطقی که شدت این ابرها کمتر است، بارش های نا چیزی را شاهد هستیم یا اصلاً بارشی نیست و ممکن است تنها وزش باد وجود داشته باشد.

مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور اضافه کرد: شب گذشته وزش باد در جنوب و در حاشیه شهر تهران زیادتر و بارندگی در آنجا خیلی کمتر بود که جنوب تهران بارش آن چنانی نداشتیم، ولی در شرق و شمال شرق تهران بارش ها قابل توجه بود.

وی در مورد اینکه آیا بارش ها به شایعاتی که مطرح می شود ارتباطی دارد؛ گفت: نه اصلاً ربطی ندارد و این موضوعات در بین عامه جامعه است که مطرح می شود و اصلاً این چنین نیست، بلکه فرایند بارش ها طبیعی بوده و حتی بی سابقه هم نیست و قبلاً هم رخ داده است و وقتی که چه در زمستان و چه در تابستان بندال ها در اروپا شکل بگیرد، موجی ایجاد خواهد شد مه وارد جو کشور می شود مثلا در تابستان با پایین و بالا رفتن هوا ابر تولید می شود و شرایط طوفانی را ایجاد می کند.

مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور در خصوص اینکه آیا ابرها بارورشده اند و چه میزان تاثیر دارد، گفت: هیچ تاثیری ندارد و ابری در این شرایط بارور نشده و تاثیری نداشته است و هر ی هم در این مورد ادعا می کند برای خودش گفته است، بیان کرده است؛ البته برخی این موضوعات را مطرح می کنند و ممکن است این موضوع را کمی از نظر علمی هم بررسی کرده باشند، اما صد در صد و به صورت علمی برای سازمان هواشناسی که قابل قبول باشد، مطمئنا نیستند.

وظیفه گفت: مواردی که مطرح است مانند بحث باروری و بارش صحت ندارد البته پروژهایی مربوط به یونوزیسون جو (بالای 40 کیلومتری سطح زمین قرار دارد و جایی ابری شکل نمی گیرد) مربوط به بحث مخابراتی است و یونیزه جو برای تاثیر آن در امواج انتشار الکترو مغناطیس است. در بحث باروری ابرها هم به هرحال همان چیزی که با هواپیما انجام می دهند و نقره پخش می کنند یا موضوعاتی شبیه به آن یا ممکن است به صورت آزمایشگاهی بتواند اجرایی باشد و جواب دهد، اما اینکه واقعا میزان بارشی که ایجاد می کند، نمی توان گفت قابل قبول است یا نه.

به گفته وی باید به شرایط دینامیک ابر و دمای هوای مختلف ابر و ترکیب میکرو فیزیکی یا د فیزیک ابر و موارد دیگر بررسی شود تا بتوان نظر قطعی داد، اما این اقدامات انجام نمی شود، حتی اگر ادعای آن هم مطرح شود نمی توان آن را اثبات کرد؛ از نظر هواشناسی موجی که وارد کشور می شود، بارندگی دارد و حتی برای آن اخطار و اطلاعیه فارغ از اینکه بارورشده یا نه صادر هم می کنیم و شکل الگوی جو نشان می دهد که این سامانه بارشی است.

مدیرکل پیش بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور در پایان گفت: هواشناسی در مورد طوفان و بارش های باران در شب گذشته اخطار داده بود و موضوعاتی مانند ها در هواشناسی اصلاً جایی ندارد و دنبال آن نیست.




سه دهه ی آیت الله

درخواست حذف اطلاعات
 سه دهه ی آیت الله

با رحلت (ره) معمار کبیر و بنیانگذار و فقید #انقلاب_ ی در 14 داد 1368 بحث جانشین ی مطرح شد. خبرگان ی در اجلاس فوق العاده ای با درک درست شرایط کشور و وم #وحدت و انسجام ملی و ثبات مدیریت از میان گزینه های موجود برای ی، آیت الله را به جانشینی # انتخاب د. این انتخاب در حالی صورت گرفت که ایشان اولاً اعتقاد به «شورای ی» داشت ثانیاً در مخالفت با شخص خود در مجلس خبرگان قاطعانه صحبت کرد. اگرچه خبرگان مدل شورایی را کنار گذاشت و سخنان آیت الله (در مخالفت با انتخاب خود) را نشانه ای از بزرگی، تواضع، فروتنی ایشان برشمردند و بر انتخاب وی اصرار نمودند. به ویژه تصریح (ره) درباره صلاحیت های ایشان برای # ی ، خبرگان را مصمم تر نمود.


ما چه میزان درباره معرفی (ره)، ی، مشاهیر و مفا خود کار کرده ایم ؟ درباره شخصیصت، سیره، سلوک، راهبردها، آراء و شه های آیت الله # در یک یادداشت مجال و فرصت محدود است و باید پژوهش ها و تحقیق های گسترده ای صورت گیرد. بر این باورم که موضوعات، عناوین و محورهای زیر درباره ی از اهمیت خاصی برخوردار است.

یکم: سوابق، تجارب و کارنامه مدیریتی


برای فردی که در مقام ی یک جامعه قرار می گیرد کارنامه و سوابق مدیریتی، آشنایی در حوزه های مختلف نقش بسزایی در کارآمدی و کارایی او دارد. آیت الله از ابتدای انقلاب تا زمان ی مسئولیت های مهمی چه با رای #مردم و چه با حکم (ره) را بر عهده داشته است.

دوم: سیر و سلوک فردی (اخلاق عملی)


آنچه که همه ما از رفتار، منش و سلوک فردی و اجتماعی ی سراغ داریم انسانی خداباور ، متوکل، شجاع و نترس، مهذب و سلیم النفس، #ساده_زیست و به شدت قناعت پیشه، مصمم و خستگی ناپذیر، منظم با برنامه ریزی دقیق، افه ستیز و روشنگر، عد طلب و ضدفساد و رانت خواری، خوش خلق، مردم دار به معنای واقعی است ایشان دارای خانواده ای دور از حاشیه های معمول است و نگارنده این سطور سالیانی است با چند تن از فرزندان عزیز ی و نشر دارم . اخلاق ، ادب، تواضع، ساده زیستی، دوری از اشرافی گری را از پدر بزرگوار سرلوحه خود قرار داده اند.

سوم: روشنفکر و نظریه پرداز


آیت الله به واقع تئوریسین، ایدئولوگ، نظریه پرداز و یک روشنفکر واقعی است روشنفکری که عقلانیت، زمان و مکان پایه تصمیم گیری اوست. نظریه ت در تفکر ی را سال های در آثار و مکتوبات خود مطرح کرد. مورخ و صاحب نظری بزرگ در حوزه تاریخ جهان، روابط بین الملل و جهان است. ولادیمی وتین رییس جمهوری روسیه می گوید: «در دیدار من با ی ایشان روسیه را به گونه ای توصیف د و درباره شعرا، نویسندگان و مشاهیر آن صحبت د که دیدم از من بهتر کشورم را می شناسند»

چهارم: مدیریت راهبردی و آینده نگری


در عرصه دفاعی و امنیتی ما از ی درایت و کیاست، قانونگرایی ، تدبیر و جامع نگری را سراغ داریم. قدرت پیش شی و راهبردی همراه با مدیریت مهار بحران ها متکی بر «امیدبخشی و روحیه آفرینی» از جلوه های مدیریتی ایشان است.

پنجم: مبارزه انقل و مصلح:


ی یک مبارز نستوه علیه استبداد پهلوی و استعمار بیگانگان در دوران بوده است. یک انقل تمام عیار که اعتدال و میانه روی در عرصه سیاست را پیشه خود کرده و مدارا و تسامح را در میان دوستان انقلاب سر لوحه قرار داده است. در عین حال که در برابر دشمنان و استکبار با صلابت و اقتدار ایستاده است. ایشان یک مصلح و منادی بزرگ وحدت در میان #مسلمانان است. ایشان مدیری جامع الاطراف، دارای منظومه و مکتب فکری مشخص، مدیر و ی در میان مردم و با آن ها و درد آشنا با توده مردم است کشور را از بحران های سخت عبور داده و مدیریت یک نخست (میرحسین ) و چهار رییس جمهوری (هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، محمود ، ) در نوع خود شاید یکی از دشوارترین نوع مدیریت ها بوده است که ایشان به خوبی از پس آن برآمده است .

در آغاز سی امین سال ی آیت الله ، ی را باید به جامعه به خصوص جوانان معرفی کرد. ایشان ، مرجع، فقیه عادل و خلف صالح (ره) است.




«سلاح ایرانی» در انتظار بازار جهانی/ «آرمیا»؛فرصتی برای جذب مشتری

درخواست حذف اطلاعات
«سلاح ایرانی» در انتظار بازار جهانی/ «آرمیا»؛فرصتی برای جذب مشتری

یکی از موقعیت های مناسب برای صنایع دفاعی ایران، بازار کشورهای منطقه است که مست م حضور و نمایش محصولات دفاعی ساخت کشورمان در این کشورها است.در تابستان سال ۱۳۶۸ به مرکز ارتباطات بین الملل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح یت داده شد تا مرکزی را برای انجام امور صادرات محصولات دفاعی تشکیل دهد. در مدت کوتاهی پس از آن تعدادی از متخصصان جوان یت یافتند تا انعقاد قراردادهای محدودی را با طرف های خارجی دنبال کنند.پس از آن مرکز صادرات دفاعی با حمایت های بیشتری مواجه شد و توانست با گسترش فعالیت های بازاری ، محصولات دفاعی بیشتری را برای مشتریان بالقوه خود در جهان معرفی کند که منجر به فروش بی سابقه تجهیزات نظامی تولید ایران به مشتریان خارجی در بیش از ۳۵ کشوردنیا در دوران وقت شد.سیاستگذاری در موضوع صادرات دفاعی بر عهده شورای عالی صادرات دفاعی به ریاست دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است که مسئولیت ارتقاء صادرات، تصویب قوانین مورد نیاز برای فروش اسلحه، نظارت بر انطباق فعالیت های فروش اسلحه با قوانین و قطعنامه های سازمان ملل متحد و سیاست های کنترل تسلیحاتی را برعهده دارد.

صنعت دفاعی کشور در دوران پیش از انقلاب و از سال ۱۳۰۴ با تولید تفنگ برنو آغاز به کار کرد. پس از آن تا مقطع انقلاب ی عمده فعالیت این صنعت به تولید تجهیزات و سلاح های انفرادی و مهمات و مواد منفجره محدود بود. پس از پیروزی انقلاب ی و اعمال تحریم های گسترده از سوی قدرت های غربی و شرقی، به منظور برطرف نیازمندی های جبهه های جنگ، سطح وسیعی از فعالیت ها در این صنایع آغاز شد.

پس از جنگ تحمیلی و با شکل گیری وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح که از ادغام دو وزارت خانه و دفاع به وجود آمد، بنیه سخت افزاری و نرم افزاری صنایع دفاعی بصورت قابل توجهی افزایش یافت و توسعه صنعتی در صنایع دفاع در زمینه تولید محصولات دفاعی شامل تسلیحات و تجهیزات زرهی، دریایی، شیمیایی، موشکی، خودرویی، هوایی و الکترونیک رونق یافت.

خط تولید موشک بالستیک ذوالفقار

این روند در بخش خدماتی و تعمیرات وسایل و ادوات نظامی نیز به دلیل بهره برداری نیروهای مسلح از طیف متنوعی از سلاح های غربی و شرقی و ایجاد قابلیت تعمیر و نگهداری و بازسازی این سلاح ها با ارتقاء قابل ملاحظه سطوح کیفی و کمی فعالیت ها متناسب با استانداردهای جهانی در بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی ادامه یافت.

تولید محصولات متنوع غیر نظامی از جمله هواپیمای مسافربری، شناور و سازه های دریایی، رایانه، خودروهای سبک و سنگین، انواع تجهیزات دیجیتالی، مواد و محصولات شیمیایی، ماشین آلات و قطعات صنعتی، مواد اولیه ف ی، قطعات خودرو، ابزار برش، انواع باتری استارتر و... در راستای دو منظوره سازی صنایع دفاعی جهت استفاده از حداکثر توان و ظرفیت و حضور در بازارهای مصرف داخلی و بین المللی و توسعه صادرات و کمک به پیشرفت و توسعه ملی نیز از دیگر برنامه های جاری وزارت دفاع است که کماکان ادامه دارد.

علیرغم صادرات محصولات و خدمات تولید سازمان های وابسته به وزارت دفاع به بیش از ۴۳ کشور جهان در آسیا، اروپا و آفریقا، به نظر می رسد ظرفیت و توان صنایع دفاعی کشور بیش از حد فعلی است و می مرکز صادرات دفاعی می تواند با حضور موثرتر در عرصه های بین المللی و جهانی، نمایش قوی تری از صنایع دفاعی کشور را در معرض دید جهانیان قرار دهد.

یکی از عوامل تاثیرگزار در صادرات محصولات دفاعی، مناسبات بین کشورها است و معمولا مراودات دفاعی بین کشورهایی با منافع مشترک صورت می گیرد. یکی از موقعیت های مناسب برای صنایع دفاعی ایران بازار کشورهای منطقه است که مست م حضور و نمایش محصولات دفاعی در این کشورها است.

بالگردها و پهپادهای ساخت ایران از جمله مهمترین محصولاتی است که کشورهای منطقه خواهان همکاری با ایران در تولید آن هستند؛ تا آنجا که بنی طرفی رئیس سازمان صنایع هوایی نیروهای مسلح در حاشیه برگزاری نمایشگاه ما ۲۰۱۷ روسیهُ گفت: از آنجایی که ایران در زمینه طراحی و تولید پهپادها جزو کشورهای برتر جهان است، روسیه تمایل بسیار زیادی برای همکاری در این حوزه دارد که البته به صورت رفت و برگشتی خواهد بود و ما نیز از برخی تکنولوژی های آنها استفاده خواهیم کرد.

غرفه ایران در نمایشگاه ما ۲۰۱۷

بالگردها نیز از دیگر زمینه های همکاری ایران با شرکت هلیکوپتری روسیه (russian helicopter) است که سال گذشته در نمایشگاه ما ۲۰۱۷ قرارداد آن به مرحله نهایی شدن رسید.

نقش نمایشگاه ما که همواره یکی از عرصه های حضور بین المللی صنایع هوایی وفضایی ایران بوده، با ظهور نمایشگاه صنایع دفاعی روسیه «آرمیا» در حال کم رنگ شدن است. چهارمین دوره «آرمیا» با شعار «چرخه عمر محصول» شهریورماه آینده در شهر «کوبینکا» در غرب مسکو برگزار خواهد شد. این نمایشگاه در مساحتی به وسعت ۵۰ تار و با حضور ۱۲۰۰ شرکت، موسسه و نهادهای نظامی و غیرنظامی برگزار می شود.

دوره گذشته نمایشگاه «آرمیا» در د ده مقاومت مسکو

اهمیت حضور ایران در رویدادی مانند «آرمیا» از این جهت است که آرمیا از ح صنایع هوایی و فضایی صرف خارج شده و عرصه های مختلف صنایع دفاعی مانند زمینی، هوایی، دریایی، زرهی، موشکی، جنگ الکترونیک و ... را شامل می شود و طیف گسترده ای از محصولات دفاعی ساخت ایران را می توان در این نمایشگاه به بازارهای جهانی معرفی کرد.

آنگونه که شنیده شده، ایران قصد دارد در غرفه ای به مساحت ۱۵۰ متر در دو بخش پاویون ملی و بازار فناوری پیشرفته در چهارمین دوره نمایشگاه «آرمیا» شرکت کند که فرصت مناسبی برای بازاری و فروش محصولات دفاعی ساخت کشور است.




توریست های که با پول بیت المال عازم روسیه میشوند + ج اسامی

درخواست حذف اطلاعات
توریست های که با پول بیت المال عازم روسیه میشوند + ج اسامی

در شرایطی که تا شروع جام جهانی روسیه چندان نمانده، دیدن فهرست توریست های اعزامی به این دیدارها؛ از مجلس تا کارمند فدراسیون، اگرچه تلخ اما عبرت آموز است.در روزهایی که تمام نگاه ها به میزبان بزرگترین رویداد ورزشی جهان است، در کشورمان شاهد اتفاقاتی هستیم که نتیجه ای به غیر از افسوس ندارد. اعلام برخی نام ها که هر کدام به بهانه ای عازم جام جهانی هستند، با انتقادات گسترده ای مواجه شده است.نکته قابل توجه این است که در این فهرست، نام برخی نمایندگان مجلس قرار دارد که بایستی خود نماد مبارزه با رانت و زیاده خواهی باشند؛ اما متاسفانه در صدر توریست های اعزامی قرار گرفته اند. (البته برخی عنوان داشته اند که انصراف داده اند؛ ولی هنوز اتفاقی رسمی در این زمینه روی نداده است) متاسفانه، مجموعه ای از افراد نامرتبط در این فهرست قرار گرفته و فدراسیون فوتبال نیز که مدت هاست دچار بحران مدیریتی است، منفعل و بی برنامه، فقط نظاره گر رویدادهاست. نکته قابل تامل دیگر، وزارت ورزش است که به جای مبارزه با این تخلفات، خود نیز دستی بر آتش داشته و مجموعه ای از معاونان و مدیران خود را عازم این رقابت ها می کند.

مشرق نیوز، فهرستی از افرادی که تا کنون سفر آنان به روسیه قطعی و بلیط های آنان تهیه شده است را به دست آورده، که در ادامه بدون دخل و تصرف، منتشر می کند. بی تردید، مردم بهترین ناظر و قاضی بر عملکرد مسوولان هستند و البته، قضاوت و بازخواست نهایی برای هزینه از بیت المال موکول به روز دیگری خواهد بود.

به گزارش الف پرویز اسماعیلی از روابط عمومی ریاست جمهوری که نامش در لیست منتشره آمده است ضمن ارسال توضیحاتی نوشت بنده و آقای حسین پور برنامه های دیگری داریم و مسافر روسیه نبوده و نیستیم

ردیف نام و نام خانوادگی سمت تاریخ عزیمت بلیط مسابقات
۱ مسعود سلطانی فر ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۲ ** محافظ ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۳ مسعود پزشکیان نایب رئیس اول مجلس ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۴ ** محافظ پزشکیان ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۵ محمدعلی ی عضو هیئت رئیسه مجلس ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۶ غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون بودجه مجلس ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۷ علی رغبتی مدیرکل برنامه ریزی ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۸ محمدرضا داورزنی معاون ۹۷/۳/۲۹ اسپانیا
۹ غلامرضا کاتب مجلس ۹۷/۳/۲۹ اسپانیا
۱۰ همایون یوسفی مجلس ۹۷/۳/۲۹ اسپانیا
۱۱ رحیم زارع مجلس ۹۷/۳/۲۹ اسپانیا
۱۲ حیدرعلی کامیاب مدیرکل فارس ۹۷/۳/۲۹ اسپانیا
۱۳ عبدالحمید احمدی معاون ۹۷/۴/۲ پرتغال
۱۴ محمداسماعیل سعیدی مجلس ۹۷/۴/۲ پرتغال
۱۵ پروانه سلحشوری مجلس ۹۷/۴/۲ پرتغال
۱۶ علی اصغر یوسف نژاد عضو هیئت رئیسه مجلس ۹۷/۴/۲ پرتغال
۱۷ داوود عزیزی مدیرکل مجلس ۹۷/۴/۲ پرتغال
۱۸ محمدجواد عباباف مدیرکل حراست وزارت ورزش ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۱۹ مازیار ناظمی مدیر روابط عمومی وزارت ورزش ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۰ حسین پور نهاد ریاست جمهوری ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۱ پرویز اسماعیلی روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۲ غلامعلی محمدی استیناف ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۳ علیرضا استیناف ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۴ حیدر بهاروند هیئت رئیسه/ رئیس سازمان لیگ ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۵ فریدون اصفهانیان هیئت رئیسه/ رئیس کمیته داوران ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۶ هدایت الله ممبینی هیئت رئیسه/ رئیس کمیته بازاری ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۷ محمود یان هیئت رئیسه ۹۷/۳/۲۴ مراکش
۲۸ محمود شیعی هیئت رئیسه ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۲۹ عبدالکریم طالقانی هیئت رئیسه/ رئیس کمیته استان ها ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۰ حمیدرضا آصفی دبیر ستاد جام جهانی ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۱ علی سلیمانی خزانه دار فدراسیون ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۲ سیدعلی میر مسئول بلیط ها و فن آی دی جام جهانی تمام بازی ها
۳۳ عباس چمنیان سرمربی تیم ملی نوجوانان ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۴ محمد ناظم الشریعه سرمربی تیم ملی فوتسال ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۵ فریبرز محمودزاده سازمان لیگ ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۶ حسین فتاحی مسئول مسابقات لیگ برتر سازمان لیگ ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۷ اخوان شبکه یک سیما ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۸ غفارزاده شرکت آتا/ اسپانسر فدراسیون ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۳۹ مهدی اسدبیگی شهرداری تهران ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۴۰ موسی سلامت جانباز ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۴۱ پرستار موسی سلامت پرستار ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۴۲ علی اصغر زارع معلول ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۴۳ منصوره حبیبی زند پرستار ۹۷/۳/۲۴ تمام بازی ها
۴۴ غلامحسین زمان آبادی رئیس کمیته فرهنگی فدراسیون ۹۷/۳/۲۰ تمام بازی ها
۴۵ حمیدرضا احمدی فرهنگی ۹۷/۳/۲۰ تمام بازی ها
۴۶ محمدجواد تهرانی فرهنگی ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۴۷ حجت اله بهمنی فرهنگی ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۴۸ ابراهیم شعبانیان فرهنگی ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۴۹ احمد نمدی مالک فرهنگی ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۰ مهدی جمشیدی فر فرهنگی ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۱ مهدی شاهی بافنده فرش ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۲ حامد حیدری بافنده فرش ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۳ مرتضی نیری بافنده فرش ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۴ سیدمحمد قریشی جمعیت حامیان هوادار ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۵ محمد ملازینل جمعیت حامیان هوادار ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۶ رسول امین جواهری جمعیت حامیان هوادار ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۷ علی ایلکا هیئت مذهبی جامعه فوتبال ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۸ عباس اسماعیل بیگی لیدر ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۵۹ رضا شاهانی لیدر ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۶۰ افشار لفظی لیدر ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۶۱ رامین همتی لیدر ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۶۲ فریدون اندرخور لیدر ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۶۳ اسماعیل قلیچ خانی لیدر ۹۷/۳/۲۵ تمام بازی ها
۶۴ سجاد علی عسگری لیدر ۹۷/۳/۲۵

تمام بازی ها




برو به بگو که دیگر پایش را به عراق نگذارد!

درخواست حذف اطلاعات

شب دوازدهم مهرماه همه خانواده آیت الله نزد او بودند. فریده نیز از ایران به دیدن پدر و مادرش آمده بود. به درخواست پدر آمده بود. آیت الله می خواست در نبود او، یکی از دخترها کنار همسرش باشد. تا ساعت 12 شب بیدار بودند؛ ت و بی حرف.آقای به وقت همیشه سر بر بالین گذاشته، ساعت دو بامداد بیدار شد. برنامه های شبانه او در آن صبح هجرت، دست نخورده ماند. وضو گرفت. به شب ایستاد. دعاهای وارده را کرد. قرآن خواند. بقیه خانواده، جز بچه ها، با او بیدار شده بودند. خواب هر شب خود را در آن ساعت بریده بودند تا سفر پدر و پسر خانواده را تدارک کنند. احمد از خانه بیرون شد تا همراهان را خبر کند. همه آنان را در کوچه پس کوچه های نجف یافت. نخو ده بودند و یا خود را ساعتی، با دلهره به خواب زده بودند.

ب پس از دوازده روز خانه نشینی در اعتراض به جلوگیری از فعالیت های اش، به زیارت مرقد علی علیه السلام رفته بود. ولابد بسان همه زیارت های پانزده ساله اش، سه ساعت گذشته از اذان مغرب، پس از ایستادن بر سر مزار شیخ انصاری و خواندن فاتحه، رو به قبله، پنجه در ضریح، زیارت امین الله را کرده بود و سپس نشسته بر زمین زیارت جامعه کبیره را خوانده و پس از ب اداشتن دو رکعت به خانه بازگشته بود. «مردم خیال می د که حصر برداشته شده و آزاد شده. عرب و عجم ریختند دست را می بوسیدند. عبای را می بوسیدند و خوشحال بودند.»

بانو قدس ایران نوشته است که در ساعات مانده به حرکت آقا «من سفره سفر تهیه می . نان، پنیر، گردو و کوکو. با یکی یکی خداحافظی کرد. به من که رسید نگاه عمیقی کرد و گفت: به خدا سپردمت. چیزی نیست. نمی شود از خواست خدا س یچی کرد. این ها می خواهند مرا به تسلیم بکشند، ولی دعا کنید که راهمان را درست برویم. از زیر قرآن ردش و به دنبال او هم احمد رفت.»

در همان تاریکی هوا، و همراهانش، با دو خودرو نجف را به سمت مرز کویت ترک د. خودروهای دیگری که آنها را همراهی می د و در هر شهر جابه جا می شدند از آن سازمان امنیت عراق بود.

آیت الله با چه مجوز و مدرکی به کویت وارد می شد؟ سه روز پیش، سید احمد مهری، پسر حاج سید عباس مهری، آیت الله در کویت، از اداره جوازات آن کشور دعوت نامه ای به اسم روح الله مصطفوی گرفته بود که به منزله روادید بود. معاون کشور کویت گفته است که حاج عباس مهری، و مغازه دار، «دعوت نامه ای به نام حاج سید روح الله خزروقی و همراهان تهیه کرده و به تایید وزارت امور خارجه کویت رسانیده و به عراق فرستاده است.» مقامات کویتی تا ظهر روز دوازدهم مهر از همه ماجرا دور بودند. سفیر ایران در کویت، آن ساعت، موضوع را به آگاهی کویتی ها رساند. خبر که به گوش کویت رسید «دستور دادند که از ورود به کویت جلوگیری نمایند.»

و اما کاروان کوچک آیت الله که ان امنیتی عراق تعقیبش می د، بصره، در سایه قهوه خانه ای متروک ایستاده، صبحانه خورد. نزدیک ظهر به شهر زبیر رسیدند و از آنجا راهی مرز کویت شدند. در زبیر وضو گرفت. می خواست ظهر و عصر را به اهل سنت مسجد آن محل اقتدا کند، اما اطرافیان گفتند «اگر صلاح بدانید برویم مرز عراق [و کویت]؛ در آن فاصله ای که گذرنامه ها آماده و مهر می شود، را هم آنجا بخوانیم. [تا ظهر نیم ساعت باقی بود.] هم موافقت د.» را در مرز صفوان خواندند و از آنجا خود را به مرز عبدلی رساندند. گذرنامه هایی که در مرز صفوان مهر وج خورده بود، در مرز عبدلی مهر ورود خورد.

در صفوان انی که برای مشایعت مرادشان آمده بودند، بی ت خود را با ریختن اشک نشان داده بودند. آیت الله که اوضاع را دیگر گون دیده بود گفته بود: «عزیزان من چرا ناراحت هستید؟ چرا بی ت می کنید؟ وظیفه ما عمل به تکلیف است. در هر جا که باشیم باید به کارمان که مبارزه است ادامه بدهیم و عمل به وظیفه کنیم. شما هم باید انجام وظیفه کنید. من از طرف ت عراق مجبور و مخیر شدم بین اینکه در نجف بمانم و به بحث و درس مشغول باشم و کار نکنم و یا اگر می خواهم کار انجام بدهم از عراق بروم. من شق دوم را انتخاب . من برای انجام وظیفه از نجف خارج می شوم و می روم، می روم تا فریاد مظلومیت ملتی که همه چیزش را حتی فرزندانش را در راه داده است به دنیا برسانم و شما هم وظیفه خودتان را در هر کجا که هستید انجام بدهید. الآن که خانواده و زن و فرزندان شما در اینجا هستند، در نجف بمانید. من در هر کجا که مستقر شدم شما می توانید بعداً آنجا بیایید و به من ملحق شوید.»

کاروان آیت الله بی خبر از زدوبندهای مقامات ایران و کویت، در مرز عبدلی شناسایی شد. مسئولانی از کویت که خود را به مرز رسانده بودند، گفتند که توان تامین امنیت جانی آیت الله را ندارند! گفته شد که قصد توقف در کویت نداریم؛ از آنجا به خواهیم رفت. کویتی ها زیر بار نرفتند. در گزارش ساواک آمده است که مقامات کویت ابتدا با احترام برخورد د اما در پی اصرار همراهان «اخطار نموده اند که تحت هیچ شرایطی به نامبرده اجازه ورود به کویت داده نخواهد شد و چنانچه بیش از حد اصرار نماید، اتومبیل وی توقیف خواهد شد.» کاروان کوچک تر شده به مرز صفوان بازگشت.

با توجه به آماده باشی که ساواک به سازمان های ذی ربط خود در ا داده بود، می توان پذیرفت که دستگاه امنیتی ایران از واکنش ت کویت در برگرداندن آیت الله به عراق مطمئن بود؛ و اگر نبود، عواقب جابه جایی آیت الله را حدس زده بود؛ پس دستور داد فهرستی از طرفداران و فعالان هر شهر تهیه شود تا به محض دستور نسبت به دستگیری آنان اقدام شود آنان اقدام شود.»

بلاتکلیفی آنان در آنجا نه ساعت به درازا کشید. دانستند که از این مرز گذر نخواهند کرد. چندین بار خواست خود را برای بازگشت به عراق گفتند، اما آنها در جواب گفتند باید از بغداد دستور برسد. در این ح خشمگین شدند و آنها را تهدید د. مدتی نگذشته بود که عذرخواهی نمودند، [مهر ورود به عراق را در گذرنامه ها زدند یا مهر وج را باطل د؛] سپس ما را سوار یک ماشین نمودند و به سمت بصره حرکت کردیم.» آن شب را در هتل شرق الاوسط [یا الخلیج] بصره صبح د. گفتنی است همراهان باقی مانده در مرز، احمد، آقایان اسماعیل فردوسی پور، محمدحسین املایی، ابراهیم یزدی و برادران مهری بودند.

به سوی بغداد

آن روز، سیزدهم مهر 1357، پس از صبح، سید احمد از پدرش پرسید که چه کنیم؟ آیت الله گفت که قصد ما رفتن به است. «گفتم اگر راه ندادند؛ اگر آنها هم برخوردی مثل کویت د، بعد کجا؟» صلاح بر این دیده شد به کشوری بروند که ویزای ورود نخواهد؛ بدون شرط آنان را بپذیرد تا ازآنجا برای رفتن به مهیا شوند. «فرانسه را پیشنهاد دادم... پذیرفتند. خو دم.» ساعت هشت صبح تصمیم خود را به آگاهی ان عراقی رساندند. می خواستند آنان را با خودرو بفرستند؛ حال آیت الله مساعد نبود. اصرار د و با هواپیما رفتند. احمد در بغداد پیامی به ایران فرستاد. از این پیام چنین برمی آید که گزینه رفتن به از بغداد، منتفی نبوده است. «ناشناسی ضمن تماس با شهاب الدین اشراقی از قول فرزند (احمد) اظهار می دارد آقا حالشان خوب است و چون قصد عزیمت به را داشته و بلیت هواپیما نبود و از طرفی حاضر نیستند در بغداد توقف نمایند، امکان دارد فردا عازم فرانسه گردند.» و پیغامی نیز به فرانسه داد. آن سوی تلفن حسن حبیبی بود.

حبیبی گفت: چه کنم؟ گفتم: تا ورودمان به آنجا از تلفن فاصله نگیر.»

ان عراقی، و همراهان او را به هتل دارالسلام بردند، آن شب، آیت الله زیارت ان مدفون در کاظمین را از دست نداد. ساعت هفت صبح روز ، چهاردهم مهر 1357، به فرودگاه بغداد آمدند. «موقعی که را به فرودگاه بغداد آورده بودند، همزمان با رفتن گروهی از زوار ایرانی بود و در نتیجه ان امنیتی به منظور جلوگیری از آگاهی زوار از این موضوع، مدتی آنان را در اتوبوس های خارج محوطه فرودگاه نگه داشته و ضمناً از کارمندان شعبه هواپیمایی ملی ایران نیز سخت مراقبت می د که مبادا در همان زمان از موضوع اطلاعی به دست آورند.»

ان امنیتی عراق در روزهای سیزدهم و چهاردهم مهر، گزارشی از مراحل وج آیت الله به طرف ایرانی ندادند؛ و اگر دادند، نادرست بود. آنها می دانستند که ت ایران رضایتی به خارج شدن آقای از عراق ندارد، اما حاکمان عراق تصمیم گرفته بودند پرونده حضور در عراق را ببندند. پس سازمان اطلاعات و امنیت کشور آگاهی درستی از مقصد بعدی مرجع تبعیدی ایران نداشت و گمان می کرد کشور میزبان بعدی آیت الله است. ازاین رو از سفیر ایران در آن کشور خواسته بود «اقدامات وسیعی در اجرای اوامر مرکز معمول دارند.»

نکته دیگری که ت عراق از آن می گریخت، سیل انتقادهایی بود که از هر سوی جهان به رفتار او می شد. پانزده روز بود که ت عراق زیر شلاق شدیدترین انتقادها بود. کویت از سیزدهم مهرماه، پس از پخش خبر راه ندادن به آیت الله تا بیست و چهار ساعت بعد «600 فقره تلگراف اعتراض آمیز از محافل مختلف [دریافت کرد] که بیش از نود درصد آنها از سوی سازمان های ایرانی مخالف ت ایران در ممالک اروپایی و یی بوده است،» مقامات کویتی و عراقی از مطالبی که رو مه های آزاد شده ایران درباره رفتارشان با می نوشتند، به شدت ناراحت بودند. به هر حال هیات حاکمه ایران پس از مطمئن شدن از رفتن آیت الله از عراق، برای کاستن از پیامدهای پسین، از س رستان ساواک در ا خواست که ت عراق را عامل اصلی بیرون رفتن معرفی کنند؛ «این مطلب به نحو غیر محسوس به اطلاع آیات، ون، طلاب و مذهبیون برسد... انتشار این مطلب باید ماهرانه و غیرمستقیم انجام شود.»

در فرودگاه معطلشان د. تا دو ساعت بعد خبری از پرواز نشد. ان عراقی سید محمود دعایی را به کناری کشیده، به او گفته بودند، برو به بگو که دیگر پایش را به عراق نگذارد! دعایی گفته عراقی ها را به گوش سید احمد رساند. هواپیما پرید و از طریق ژنو به پاریس رفت.

به سوی پاریس

در اندک زمان درنگ در بغداد پیامی به مردم ایران نوشته، از ماجرای رفته بر او در مرز کویت خبر داده بود؛ و این که راهی فرانسه است تا از آنجا به کشوری ی برود. او نوشته بود که دست مرا در عراق برای خدمت به شما ملت بستند و از ورود به کویت بازداشتند، اما برای من مکان معینی مطرح نیست، مهم «عمل به تکلیف الهی» و «مصالح عالیه و مسلمین» است. آیت الله به ایرانیان یادآوری کرده بود که از سختی ها و مشکلات اخیرشان، چون کشتار مردم در کرمانشاه، آگاه است. «من وقتی مطالعه روحیه مردان و ن جوان از دست داده را می کنم که شجاعانه در مقابل مصائب ایستادگی کرده و می کنند، برای خود احساس شرمندگی می کنم. من می بایست با مصیبت های شما قدم به قدم همراه و آنچه شما دیده اید، دیده باشم. مع الاسف نتوانستم در بین شما باشم و آنچه شما لمس کردید م؛ لکن از این راه دور، چشم ام به شما روشن و قلبم برای امت ی می تپد.» آرزوی پایانی و همیشگی او کوتاهی دست بیگانگان و وابستگان آنها از سر ملت ایران بود.

این پیام چون اطلاعیه های پیشین در چند ماه اخیر به ایران تلفنگرام شد. ی این طرف خواند و ی آن طرف نوشت و خیلی زود در ایران منتشر گردید. اهمیت این پیام به خبر نهفته در آن بود؛ بیرون شدن از عراق و رفتن به فرانسه، جراید همه این خبرها را بر خط منتشر می د. این پیام موج عاطفی پنهانی داشت که پس از رسیدن به ایران می توانست آشکار گردد. کوشندگان تکثیر و پخش این اطلاعیه، عناوین «رس » و «ندای » را پای آن درج کرده بودند.

در فرودگاه ژنو، در طبقه دوم جمبوجت، ش ته ظهر و عصرش را خواند. شاید پس از بود که آبگوشت فرستاده شده از نجف را آوردند. آقای بعد از آن صبحانه، نان و پنیر و گردویی که در سایه آن قهوه خانه کهنه نزدیک بصره، خورده بود، غذای درستی به دهان نرسانده بود. آبگوشت، دست پخت بانو قدس ایران بود که با هماهنگی، پیش از رسیدن کاروان به بغداد، به دست مهاجران رسیده بود. سید محمود دعایی آن را به دست مهماندار داده بود و خواسته بود هنگام ظهر، گرم کرده به دست آقا برساند. آن بالا، در طبقه دوم جمبوجت غیر از آیت الله، چهار همراهش و سه عراقی مراقب، دیگری نبود. هر چند ممنوع بود، اما یزدی با ترفند سید احمد از هواپیما پیاده شده، به تالار فرودگاه ژنو رفته بود و با حسن حبیبی تماس گرفته بود. سید احمد نگران بود آنان را روانه دیاری دیگر کنند. یزدی از حبیبی خواسته بود همه دوستان را در فرودگاه پاریس گرد آورده که اگر مسافران ایرانی این پرواز پیاده نشدند، نگذارند هواپیما حرکت کند. آیت الله بی توجه به این دلواپسی، به آنچه بیرون از شیشه کنار دستش می گذشت نگاه می کرد. وقتی ماجرا را از زبان پسرش شنید، گفت: دیوانه شدید؟

صادق قطب زاده پیش از نشستن هواپیما در پاریس با مراجعه به پلیس خواسته بود چند برای محافظت از آیت الله در اختیارش بگذارند، پنج پلیس را با او روانه کرده بودند. ابوالحسن بنی صدر پی جوی کاشانه ای برای اقامت بود. او خانه احمد غضنفر پور را مناسب دید. غضنفر پور و همسرش، سودابه سدیفی، بی فرزند بودند. پذیرفتند که به خانه بنی صدر، در آن ، رفته، کاشانه شان را در اختیار و همراهانش بگذارند.

هواپیما ساعت 16:50 به وقت تهران در فرودگاه اورلی پاریس به زمین نشست. به پیشنهاد ابراهیم یزدی برای این که حضور ناگهانی چهار عمامه به سر، هنگام فرود از هواپیما و ورود به تالار تشریفات و انتظار جلب توجه نکند، پیاده شد، با اندکی فاصله سید احمد و با فاصله ای فردوسی پور و املایی. به گزارش ساواک، ان تی در فرودگاه از پرسش هایی د که قطب زاده، مترجم سوال ها و جواب ها بود. دارندگان گذرنامه ایرانی در آن زمان بدون روادید می توانستند وارد فرانسه شده و با مهر ورود به آن کشور، سه ماه اقامت کنند. خودروهای سیاه رنگ ان فرانسوی از لحظه نشستن هواپیما در فرودگاه تا رسیدن آیت الله به خانه یادشده، در محله کشان، مراقب اوضاع بودند.

کاشانه سه خوابه غضنف ور در طبقه چهارم بود. آن شب دو بار زنگ خانه به صدا در آمد. نخست پلیس در زد و گفت که به آیت الله بگویید کنار پنجره نایستد؛ ممکن است از دور نشانه گیری کرده، به سمت او شلیک کنند. بار دوم از کاخ الیزه آمده زنگ زدند. با این که گفته بود خسته ام؛ نشست و ملاقات و مصاحبه ای نخواهم داشت، گفتند که به دیدار هستیم و بیش از چند پرسش کار دیگری نداریم. آنچه اسماعیل فردوسی پور از این دیدار گفته چنین است: «ما به شما خیرمقدم عرض می کنیم، اما فعالیت در اینجا ممنوع است فرمودند: من نمی دانم شما می ترسید من سخنرانی کنم، اعلامیه بدهم یا مصاحبه م، مردم فرانسه هم متوجه بشوند، مثل مردم ایران علیه ت فرانسه قیام ند؛ ولی من به شما اطمینان می دهم سخنرانی، نوار و پیام من فارسی است. به مصاحبه که رسید، آنها گفتند: خیلی خب؛ پس شما سخنرانی کنید، نوار به ایران بفرستید، پیام هم به ایران بدهید، اما مصاحبه نکنید؛ برای اینکه در مصاحبه قهرا خبرنگاران خارجی با زبان خارجی مصاحبه می کنند و بیانات شما ترجمه می شود و مردم متوجه می شوند. فرمودند: فعلاً مصاحبه نمی کنم.»

آیت الله خو د و نیمه شب بیدار شد. رفت وضو گرفت و آمد به شب ایستاد. پس از آن نافله شبانه، چشم به افق دوخت تا نشانی از سپیده را برای خواندن صبح ببیند. ندید. صبح، روشن شد که عقربه های ساعت او همچنان به وقت نجف می چرخد. ساعتش را به وقت پاریس تنظیم د.

ب یا امروز آقای با برادرش، آیت الله پسندیده، تلفنی حرف زد و خبر ورودش را به پاریس داد. گفته شده این اولین و احتمالاً آ ین باری بود که آیت الله در پاریس شخصاً با تلفن حرف زد.

به سوی نوفل لوشاتو

آن روز، پانزدهم مهر 1357 را در همان کاشانه سر د. رفت وآمد و خواستاران دیدار تمام راه پله ها و حوالی آن ساختمان را پر کرده بود. همسایه ها به زحمت افتاده بودند. گویا یکی، شکایت به پلیس هم برده بود. فردای آن روز، شانزدهم مهر، آیت الله به اطرافیان خود گفت که نمی توانم اینجا سر کنم؛ برای من مناسب نیست. جای دیگری پیدا کنید. از بین ایرانیان ن فرانسه و حاضر در آنجا، یکی هم مهدی عسکری بود. همو گفت که همسر فرانسوی اش خانه ای در 35 کیلومتری جنوب غربی پاریس در منطقه ای به نام نوفل لوشاتو دارد. بیایید، ببینید، اگر پسندیدید در اختیار شما باشد. به همراه احمد و املایی با عسکری همراه شدند. رفتند و دیدند و پسندیدند. گفته شده این خانه و دیگر بناهای آن منطقه توسط یک شرکت ساختمانی برای شماری از کارگران راه آهن ساخته شده بود تا دوران بازنشستگی خود را آنجا بسر برند. برخی به فروش رفته، برخی به وراث رسیده بود. این خانه دو طبقه دو در، با یک باغچه کوچک و درخت سیبی در میان، کهنه نشان می داد. دو اتاق در طبقه همکف با یک دستشویی و و یک اتاق 24 متری و دو انباری یا اتاقک و آشپزخانه در طبقه دوم بود.

در این روز، شانزدهم مهر، رسیده و نرسیده به نوفل لوشاتو، به مناسبت آغاز سال تحصیلی دست به قلم و کاغذ برد و به درس خوانان سرزمینش مژده پیروزی نهایی داد؛ با این شرط که نهضت ی ایران را ادامه دهند. او نوشت که پیروی از احکام پرارج ، سعادت ملت را بیمه می کند. آیت الله از دانش آموزان، دانشجویان و محصلان علوم مذهبی خواست از پیروان دیگر عقاید [= کمونیست ها] بخواهند که را نه از زبان منحرفان تفرقه طلب، بلکه از دانشمندان آشنا به منطق قرآن بیاموزند و با نگاه به تاییدات ان شوروی و چین از شاه بدانند که «تمامی قدرتمندان کمونیست از خون ملت های مستضعف برای نابودی بشر، آلات قتاله تهیه می کنند.» آقای خواست های مقدماتی برای رسیدن به و استقلال را چنین برشمرد: برچیده شدن نظام شاهنشاهی؛ برکناری و محاکمه ت مردانی که در اجرای هدف های شاه و ارباب او کوشیدند؛ ب دست بیگانگان چپ و راست از کشور و نیز پنج وظیفه را برای مخاطبان جوان خود برشمرد؛ یکی، اعتراض به ان، دبیران و سردمدارانی که آینده کشور را به ماندن شاه و نظام پادشاهی گره می زنند؛ دوم، برقراری روابط دوستانه میان دانشجویان و طلاب؛ سوم، تشویق به پیوستن به مردم؛ چهارم، نگاه هوشمندانه به مسائل روز؛ پنجم، پشتیبانی از اعتصاب کارگران و کارمندان محروم. آیت الله در پایان نوشت که کویت مرا با وجود داشتن گذرنامه و روادید بازگرداند؛ حتی نگذاشت به فرودگاه آن کشور رفته، از آنجا به کشور دیگری بروم. «فعلاً وارد پاریس شدم تا با تمام مشکلات به وظیفه دینی خود که خدمت به کشور ی و مردم محروم وطنم است موفق گردم.»

پیام را با تلفن خانه غضنفر پور و بنی صدر به ایران فرستادند. این پیام در پاریس هم حروف چینی، چاپ و پخش شد. رو مه لوموند نیز بخشی از آن را منتشر کرد. در ایران از نمایندگان رو مه های کیهان و اطلاعات در پاریس نتوانستند نسخه ای از این پیام را در همان روز اول به دست آورند؛ به آنها ندادند. رو مه اطلاعات در ایران کوشید در تماس تلفنی متن پیام را دریافت دارد. در میان خواندن آن، آیت الله پرسید: برای چه ی می خوانید؟ گفتند، رو مه اطلاعات. گفت: «تلفن را قطع کنید... رو مه هایی که پنجاه سال در خدمت طاغوت بوده اند حالا اعلامیه های من را می خواهند چاپ کنند. بی خود می خواهند چاپ کنند. به ایشان ندهید.»

صبح روز هفدهم، خبرنگاران و عکاسان فرانسوی و دیگر خبرگزاری ها خود را به اینجا رسانده، از پشت نرده های خانه چشم می چرخاندند و ع می گرفتند. که اشتیاق آنها را دید گفت بگذارید بیایند تو؛ و رفت که وضو بگیرد. شاید دوست نداشت بی وضو ع او را بگیرند! «من رفتم در را باز برای این ها که بیایند داخل تا ع بگیرند... یادم هست چهارده تا عکاس در مکان وضو حاضر بودند تا بیرون بیاید. به محض این که... بیرون آمد. شروع به ... ع گرفتن از د.»

بازگشت به پاریس

تقاضای دیدار دانشجویان شاغل به تحصیل در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی که خود را به پاریس رسانده بودند، به اوج خود رسیده بود. وقتی شنیدند که آیت الله به خانه دیگری رفته، برآشفته، با اعتراض گفته بودند: «اگر می خواستید را مخفی کنید چرا از نجف آوردید؟... ب نشستید و کمیته تصمیم گیری برای درست کردید. اگر شما بخواهید تصمیم بگیرید و عمل کند، ما چنین و ی را قبول نداریم. ما ی را قبول داریم که خودش تصمیم بگیرد.» اسماعیل فردوسی پور تا ظهر روز شانزدهم این اعتراض ها را شنیده، چاره را در این دیده بود که به دانشجویان قول بدهد ، فردا در همین جا، به دیدن شما خواهد آمد. با این گفته رضایت داده و رفتند. فردوسی پور گمان نکرده بود آیت الله در جای تازه جاگیر شود. بعدازظهر به نوفل لوشاتو رفته، را در جریان برآشفتگی دانشجویان گذاشته بود و قول داده به آنان را باز گفته بود. صبح روز هفدهم، پیش از گرد آمدن خبرنگاران، برابر این خانه، آیت الله برای برآوردن قولی که داده شده بود، راهی پاریس شده بود. پلیس مراقب آنجا گفته بود ما نمی توانیم هم از این خانه نگهبانی کنیم و هم با شما به پاریس بیاییم. گفته شده بود با ما بیایید و نیروی جایگزین برای اینجا تقاضا کنید. پذیرفته بودند.

دانشجوها کاشانه را پر کرده بودند. برای کنار راندن هر سوءتفاهمی گفته بود که «جایی بیرون گرفته اند برای این که من استراحت کنم. امروز هم که شنیدم آقایان اینجا تشریف می آورند، از این جهت آمدم که خدمت آقایان برسم. من عادت به تشریفات ندارم که مثلاً شما بین من و ی واسطه باشید... این خلاف ادب است.» و در پایان سخنان برای شستن هر آنچه که در ذهن حاضران رسوب کرده بود، بار دیگر تکرار کرده بود که من از اول که وارد این نهضت شدم، مستقل بودم و «حسب تشخیص خودم و تفکر خودم کارها را انجام می دادم. خیال نکنید که من حالا اینجا که آمدم مثلاً ارتباط خاصی با ی داشته باشم. کدورتی نداشته باشید... من در خدمت همه آقایان هستم و آنجا هم منزلم درش باز است؛ هر از آقایان می خواهد بیاید آنجا.»

در سخنرانی آن روز، فشرده ای از کارهایی که دو پادشاه پهلوی علیه دین و استقلال ایران کرده بودند، باز گفته بود و به دانشجویان یادآوری کرده بود؛ همه ما، انی که بیرون از ایران هستیم، باید به اندازه توان خود، با قلم، سخن و تظاهرات، دین خودمان را به ملت ایران ادا کنیم. آیت الله حرف اول و آ خود را از ابتدا تاکنون چنین بیان کرده بود: «ما یک مملکتی داریم [و آن را] برای خودمان می خواهیم. ما نمی خواهیم س رست ما باشد. ما نمی خواهیم همه منافع این ملت را ببرد؛ همه منافع این مملکت را شوروی ببرد... می خواهیم خودمان از زمین خودمان و از آب خودمان و از نفت خودمان و از مخازن خودمان... استفاده کنیم و ها را هم کنار بگذاریم... ما س رست لازم نداریم. بد اداره کنیم، خودمان کردیم؛ خوب هم اداره کنیم، خودمان کردیم. ما حرفمان این است.»

در پایان این دیدار پرسش و پاسخ هایی رد و بدل شده بود که از آن جمله سوال یک دختر دانشجوی روسری به سر و مانتو به تن بود. پرسیده بود که این حجاب من درست است؟ پاسخ مثبت داده بود.

مسافران پاریس

نخستین انی که پس از رسیدن به پاریس از ایران به فرانسه آمدند، آقایان شهاب الدین اشراقی، داماد و آیت الله و سید محمود مرعشی ، پسر آیت الله سید شهاب الدین مرعشی بودند. هر دو پیام ها و نامه هایی با خود داشتند. اشراقی از همان روز سیزدهم مهر که شنید پدرزنش را از مرز کویت بازگردانده اند، از قم به تهران رفته بود تا هر جا که رحل اقامت افکند، خود را به او برساند. سفر او با مسافرت پیک مرجع تقلید، آقای مرعشی ، همزمان شده بود. هر دو، روز هفدهم مهر به سوی پاریس پرواز کرده، خود را به نوفل لوشاتو رساندند.

از موضوعاتی که به اشراقی گفته شده بود تا به آگاهی رساند، بازگشت او به ایران بود. توسط چه ی و یا با چه واسطه ای این موضوع از اشراقی خواسته شده بود، روشن نیست. بار نخست، این گفته سخنگوی وزارت امور خارجه ایران که «اقامت ایشان در هر کشوری که موردنظر ایشان باشد از نظر ت ایران بلامانع است،» این طور تفسیر گردید که ت ایران چراغ سبز را برای بازگشت به وطن نشان داده است. طبیعی است که این گفته، با توجه به پیش بینی هایی که دستگاه امنیتی با کمک نیروهای نظامی و ژاندارمری در مرزهای ورودی کشور کرده بود، ترفندی برای فریب افکار عمومی بود؛ مانند این پیشنهاد را آقای سید کاظم شریعتمداری نیز به ت داده بود. «پیشنهاد من این است که ت اعلام نماید با توجه به مشکلاتی که از نظر اقامت به وجود آمده، با این که هفته گذشته نظر صریح خود را در مطبوعات راجع به مراجعت به کشور داده است، مع هذا بر حسب اوامر ملوکانه به سفارت ایران در فرانسه ابلاغ گردیده که با آیت الله تماس گرفته و گفته شود که آمدن ایشان به ایران بلامانع است... مسلماً ت ایران همان شرط قبلی را که وفاداری به قانون اساسی باشد، به او ابلاغ خواهد نمود و چون اصولاً به قانون اساسی اعتقاد ندارد، لذا این شرط را قبول ننموده و مسئله آمدن او به ایران منتفی است.»

سید محمود مرعشی ، غیر از نامه ای که پدرش برای آیت الله نوشته بود، پیام شفاهی هم داشت. او یک روز پیش از پرواز موضوع مسافرت خود را با ساواک تهران در میان گذاشت. پیام شفاهی او این بود که مراجع مقیم قم زیر فشار هواداران بسر می برند، آنان برای مخالفت با شاه دچار محدودیت هایی هستند؛ و طرفداران به این مشکل بی توجه اند.»

از دیگر مسافرانی که در این روز هفدهم مهر خود را به پاریس رساند، بود او از لندن آمده بود. «راجع به اوضاع ایران مطالبی که در نظرم بود، گفتم و در پایان هم از ایشان سوال که در شرایط فعلی آیا آنجا بمانم و یا به تهران برگردم؟ فرمودند: فعلاً همین

جا بمانید. نیاز اینجا بیشتر از ایران است، ولی برنامه سخنرانی هایتان را بیشتر کنید. به ها بروید و برای دانشجویان صحبت کنید. حتی فرمودند: با خارجی ها صحبت کنید و آنها را از اوضاع ایران مطلع نمایید. فرمودند: حتی اگر یک یا دو نفر هم هستند، برایشان صحبت کنید؛ نگویید دو نفرند. دیدار شاید حدود نیم ساعت طول کشید و از محضرشان مرخص شدم. چند دقیقه بعد از آن، آقای اشراقی داماد که ظاهراً همان روز از تهران آمده بودند، من را صدا زدند و از طرف یک پاکت پول (ده هزار تومان) به من دادند. من به آقای اشراقی گفتم: فعلاً نیاز به پول ندارم. آقای اشراقی خندید و گفت: مثل اینکه شما را نمی شناسید؟ به ی پول نمی دهد؛ نمی دانم چطور شده که این را برای شما فرستاده اند... بگیرید. من هم پول را گرفتم که ... برای من برکت زیادی داشت.»

سخنرانی دوم

شماری از شرکت کنندگان در کنگره سالانه اتحادیه انجمن های ی دانشجویان در اروپا که در شهر هاگن آلمان برگزار شده بود، خود را به پاریس رسانده بودند. کنگره پس از رسیدن خبر ورود آیت الله به پاریس موقتاً تعطیل شده بود. نوزدهم مهر ماه بود که این گروه، ناباورانه، گریان و بهت زده رودرروی نهضت نشستند. «من برای این که این ح را بشکنم و به این فضای عاطفی سنگین خاتمه دهم به گفتم اگر حال دارید شرح دهید چطور شد که عازم پاریس شدید؟» توضیح کوتاهی از چرایی هجرت خود داد و گفت که مکان در نزد من مطرح نیست. مطرح نبودن مکان آن هم از زبان مرجع تقلیدی که همه عمر علمی خود را در دو حوزه علمیه و کنار مراقد بزرگان دین، مخصوصاً اول شیعیان، حضرت علی علیه السلام، گذرانده، نشان از دیدگاه متفاوت، بلکه غیرمعمول او داشت. بعضی از بانوان به خصوص همسران علما می پرسیدند: چرا آقا این کار را د؟ حیف نیست ایشان محیط مقدس نجف را رها نمود و به دیار کفر رفت؟ جوار بارگاه ملکوتی المومنین کجا، پاریس، سرزمین لهو و لعب و بی دینی، کجا؟!»

مکان، در زیست فکری آیت الله/ قیام لله، تعیین کننده نبود. این جمله که «فرودگاه به فرودگاه می روم. اگر جایی را هم ندادند، آب های آزاد را از ما نگرفته اند. یک کشتی اجاره می کنیم روی آب های آزاد فریاد مظلومیت ملت ایران را به دنیا اعلام می کنیم،» از آن او نیست؛ برداشتی است که برخی جراید پاریس از گفته های اطرافیان آیت الله کرده بودند؛ اما آنچه در ذات این برداشت نهفته است، با باور منطبق بود.

آقای که اینک همه او را می خواندند به نمایندگان کنگره سالانه اتحادیه گفت که خود را م م شرعی و عقلی می داند که با نهضت ملت ایران همراه باشد. مگر آنان چیزی جز تعیین سرنوشت، به دست خودشان، می خواهند؟ مگر غیر از این است؟ حال که ملت خواستار حکومت و اجرای احکام است می گویند که ما می خواهیم برگردیم به زمان هزار و چهارصد سال پیش از این ما می خواهیم به عد هزار و چهارصد سال پیش از این برگردیم، نه این که زندگی مان، زندگی آن وقت شود. نه؛ همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم، لکن این هایی که این ها دارند مظاهر تمدن نیست. آدم کشی... حکومت نظامی... مظاهر تمدن است؟» به عوارض اصلاحات ارضی اشاره کرد؛ حدود یک ماه ذخیره گندم، واردات مواد غذایی، مهاجرت روستاییان به حاشیه ا و گسترش کوخ نشینی؛ «ما که می گوییم حکومت ی، می گوییم این وضع باید از بین برود. شاه می گوید که این ها می گویند باید ما برگردیم به آن زمانی که با الاغ راه برویم.... تا محمدرضا و دودمان پهلوی هست، ما نمی توانیم یک روی و یک روی استقلال برای مملکتمان ببینیم.» او افزود اگر ارتجاع این است که ما خواهان جلوگیری از غارت منابع ایران هستیم، بگذار ما عقب افتاده باشیم و آنها که غارت می کنند، جلو افتاده! آیت الله در پایان به دانشجویان ایرانی یادآور گردید «حق اولیه بشر است که من می خواهم آزاد باشم. حرف ما این است. این حرفی است که در هر جا شما بگویید، همه از شما می پذیرند.»

پیام دوم

چهلمین روز کشتار مردم تهران در میدان ژاله نزدیک بود. ت ایران در اقدامی همسو، بیست و چهارم مهر 1357 را عزای ملی خواند. در اعلامیه هایی که آنان منتشر د، سالگرد فقدان سید مصطفی را نیز مقارن با همین روز، بیست و چهارم مهر، اعلام نمودند. حوادث ایران، بی توجه به برقراری حکومت نظامی در 12 شهر، همچنان آفریده می شد. تظاهرات، اعتصاب ها و ها ادامه داشت. با بروز های دانش آموزی، موج اعتراضات مردمی بلندتر شده بود،

آیت الله ششمین روز حضور خود را در فرانسه تجربه می کرد. تصمیم او در رفتن به کشوری ی تغییر نکرده بود. نمایندگانش در کشورهایی چون ، لبنان، الجزایر و پا تان برای جلب نظر آن ت ها در پذیرش مرجع تبعیدی ایران می کوشیدند، اما دعوت رسمی ای از او نشده بود. او هنوز ش را ش ته می خواند. «به محض احراز بیان و قلم در کشوری از کشورهای ی، ان شاءالله برای خدمت در آنجا خواهم رفت. اکنون در اینجا به خدمت ادامه می دهم. در نهضت ی و خدمت به مردم مسلمان، مکان یا رنج در مکان مطرح نیست. آنچه مطرح است، ملت است؛ صدای وجدان است. من هر چه م و بر سر من هر چه بیاید در مقابل شمایی که خون در راه و داده اید خجلم.» این جمله ها بخشی از پیام آیت الله به مردم ایران به مناسبت چهلم ی هفدهم شهریور تهران بود. در اینجا نیز از مردم خواست که از پا نیفتاده، نهضت تاریخی خود را ادامه دهند.

صبور باشید و سستی و ضعف از خود نشان ندهید؛ راه شما راه خدا و اولیای خداست. خون شما در راهی می ریزد که خون پیغمبران و ان و اصحاب صلاحیت دار آنان ریخته شد. شما به آنان می پیوندید و این نه تنها غم ندارد که شادی آور است... این بزرگ را هیچ قدرتی نمی تواند متوقف کند. شما به حق اید و دست خداوند تعالی با شما است و خدا خواسته است که مستضعفین پیشوایی را به دست گرفته، خود وارث مقررات و مخازن خود باشند.» او نیز بیست و چهارم مهر را عزای عمومی خواند. پیام توسط ناشرانی که خود را «گروه فلاح»، «ندای » و «فجر » نامیده بودند در ایران چاپ و توزیع گردید. این پیام به زبان عربی برگردانده و به کشورهای موردنظر فرستاده شد.

بی خبری ساواک از پاریس

در بیستم مهر، علی محمد کاوه، معاون اطلاعات خارجی ساواک، خود را به پاریس رساند تا با همتایان فرانسوی (sdece) خود رایزنی کند. سطح روابط امنیتی ایران و فرانسه را باید بسیار خوب دانست؛ به ویژه آن که طرف ایرانی توجه ویژه ای به رئیس وقت دستگاه اطلاعاتی فرانسه داشت که آن را با بذل مال نشان می داد.

فردای رسیدن به پاریس، ناصر مقدم، رئیس ساواک با همتای فرانسوی خود تماس گرفته، خواستار مراقبت از تحرکات آیت الله شده بود. گفتنی است در شش روز گذشته ایستگاه سازمان امنیت فرانسه در ایران در برابر هر پرسش ساواک گفته بود که پاسخ آن را از فرانسه خواهم گرفت، اما هیچ خبری نداده بود. همه اطلاعات ساواک در این روزها محدود به چند گزارش ناقص، همراه با اطلاعات نادرست خود در پاریس بود. در این چند روز سازمان اطلاعات و امنیت کشور بیش ترین خبرهای خود را باید از صفحات رو مه های ایران به دست آورده باشد.

برقراری روابط اطلاعاتی، تنها هدف کاوه از آمدن به پاریس نبود؛ هر چند او در دیدار با همتای فرانسوی اش فهرستی از نیازمندی های ساواک درباره فعالیت های آیت الله را به دستگاه اطلاعاتی مقابل داد و خواست روش ارتباطی پرشت بین ایران و فرانسه برقرار گردد، اما در دیداری که با کنت دومرانش، رئیس sdece، داشت، از ضرورت رفتن به گفت. «اعلی حضرت همایون شاهنشاه آریامهر بی میل نیستند که او به برود. به این جهت از شما تقاضا می شود به نحو مقتضی او را تشویق نمایید که به برود و برای صدور ویزای وی تسهیلاتی فراهم نمایید.» کنت پرسید که چگونه این کار ممکن است؟ کاوه گفت که با نفوذ در آدم های پیرامونی چون صادق قطب زاده و ابوالحسن بنی صدر. آنان می توانند به وی القا نمایند که ماندنش در فرانسه به صلاح نیست و رفتن به را توصیه نمایند و حتی به وسیله به کار گرفتن عوامل درجه 2 دینی؛ انی که به نحوی از انحا می توانند قطب زاده را تحت تاثیر قرار دهند؛ و اضافه نمودم در صورتی که این عملیات هزینه هایی دارد ممکن است از طرف ما (ساواک) تامین شود؛ یعنی هر اندازه پول بخواهید می دهیم تا برای رفتن به ترغیب شود!

اما چرا به ؟ پاسخ این پرسش را نمی دانیم. آیا در امکان وقوع حادثه ای بود که حکومت ایران به دنبالش می گشت؟ چه حادثه ای؟ کاوه پس از این دیدار، دو جلسه هم با اسماعیل ر ن نشست. ر ن، نویسنده و رو مه نگار و مولف کتاب سه جلدی فراموشخانه و فراماسونری در ایران، از همکاران دورکار ساواک بود. کاوه از ر ن خواست هر چه زودتر ارتباط گسسته خود را با قطب زاده برقرار کند «و او را تشویق نماید که تمایل را به رفتن به جلب کند.» و نیز از ر ن خواسته شد هر خبری که به دست آورد توسط ساواک در پاریس به ایران بفرستد.

کاوه در گزارش خود برخی از مدعیات کنت را درباره چنین نقل می کند: پانزده روز پیش ویژه ام در بغداد به دیدن صدام حسین رفت و به او گفت که ماندن در عراق جز دردسر نتیجه ای برای شما ندارد. چرا او را ا اج نمی کنید؟ فکر کنم با این توصیه بود که عراق زمینه بیرون راندن را فراهم کرد! چهار روز پیش به ت فرانسه توصیه را ا اج کند، ولی سفیر ایران از وزارت امور خارجه فرانسه خواست که از بیرون راندن او صرف نظر کند! با کمونیست های فرانسه و ایتالیا مرتبط است و این ها برای رفتن او به ایتالیا می کوشند. به عقیده من خوب است وسایل رفتن او به ایتالیا فراهم شود و با استفاده از هرج و مرجی که در آنجاست، عوامل شما (ایران) به آسانی می توانند او را از بین ببرند[!]» و روشن است که کاوه از ادعاها و توصیه کنت متعجب و از خبرهای او بی اطلاع بود.

خط روشن

بنا بر آنچه که در اسناد ساواک آمده، در 21 مهرماه دیداری رودررو با یکی از اعضاء کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی داشت. ساواک در فرانسه نوشت که این فرد با وساطت بنی صدر موفق به این دیدار گردید. البته این احتمال را نباید از نظر دور داشت که این شخص با دل مستقیم یا غیرمستقیم منابع امنیتی ایران به این ملاقات تن داده باشد. از گفته های آقای چنین برمی آید که دیدارکننده پرسش هایی درباره ابرقدرت شرق، گروه های چپ و شاید از همه مهم تر، تحرکات اخیر علی امینی کرده است. پاسخ های ترسیم خط روشن او بود. «همه خارجیان، چه روس و انگلیس و و چین، برای ما بیگانه اند و منابع ما را به یغما برده اند.» او افزود: «هیچ گونه سازشی با شاه و هیچ دیگر از اعضاء سلطنت وجود ندارد. هر ، ازجمله (علی) امینی که مسئولیت ت را به عهده بگیرد می خواهد سلطنت را حفظ کند و رفورمی مانند رفورم های گذشته ایجاد بنماید.» این پاسخ، احتمال یادشده بالا را تقویت می کند که ت ایران در پوشش کنفدراسیون، می خواست از دیدگاه نهضت درباره تغییرات ایران و جابه جایی مهره ها، آگاه گردد.

گفته می شد اردشیر زاهدی، سفیر ایران در ، در دیدار با علی امینی این موضوع را مطرح کرده بود. جمله پسین این بود: «شما اعلام کنید که روی کار آمدن امینی نیز چاره درد ما نیست. ما صراحتاً اعلام می کنیم که شاه باید استعفا کند و مصادر امور نیز در مدت 15 سال اخیر محاکمه شوند.» درباره حزب توده هم گفت: «ما همان نفرتی را که به رژیم سلطنت داریم، همان نفرت را با حزب توده نیز داریم. حزب توده حزب شاه است و با دادن شعارهای کمونیستی در ها و تظاهرات می خواهند مردم را از حزب توده بترسانند.»

در این روز/21 مهر دیداری هم با گروه های گوناگون ایرانی، ویژه دانشجویانی که از دیگر کشورهای اروپایی خود را به پاریس رسانده بودند، داشت. گفته های آن روز آیت الله، تفاوت چندانی با سخنان او در دیدار با نمایندگان اتحادیه انجمن های ی دانشجویان در نوزدهم مهر نداشت؛ اما نمی توان به این صورت تکرار شده بسنده کرد و از دگرگونی ای که در باطن شنوندگان رخ می داد گذر کرد. تجسم فضای وقت و قرار گرفتن در آن موقعیت پرتلاطم، این برآورد را به دست می دهد که پایان سخنان آیت الله مصادف بود با زایش سفیران دیدگاه های او، همزمان بود با قطار شدن گلوله های فرهنگی آماده شلیک. «ما مکلفیم به این که خدمت کنیم به این مردم، خدمت به آنها یعنی خدمت به خودمان... همه ما شریکیم. اگر مملکت، یک مملکت مستقلی شود... یک مملکت آرامی باشد... یک مملکت مرفهی باشد، خوب ما هم جزء آن مملکت هستیم؛ ما هم در رفاه هستیم. این ها قیام د و ما هم باید دنبال آنها باشیم.... من حالا شما را دیدم، این مقدار می توانم به شما بگویم؛ حرف بزنم... شما هم... به همه آن هایی که اهل اینجا هستند، خارج هستند [بگویید.] ... تاریخ سراغ ندارد این جور نهضتی که الآن در ایران است. این نهضت را نگذارید بخوابد تا این ها از بین بروند... [و] یک هیات حاکمه صحیح سر کار بیاید.»

نظام آینده ایران

همچنان از گفت وگو با ارباب رسانه خودداری می کرد. ت فرانسه چنین خواسته بود و او نیز پذیرفته بود تا زمانی که در آن کشور است به سخنرانی و پیام رسانی بسنده کند؛ اما سماجت خبرنگار فیگارو به این سد ترک انداخت. او از سید احمد پرسیده بود: مگر شما از آیت الله مسئله شرعی نمی پرسید؟ من هم برای پرسیدن مسئله نزد او می آیم؛ منتها مسائل من است و آن را در رو مه چاپ می کنم. ت فرانسه می دانست که خواست او به دلیل هجوم هر روزه خبرنگاران به نوفل لوشاتو زمان زیادی دوام نخواهد آورد. رسانه ها هر روز گزارشی از چاپ با پخش می د. آنها کمتر از رو مه اطلاعات ایران که توانست در بیست و سوم مهر گزارش تصویری مفصلی از نوفل لوشاتو منتشر کند، نبودند. گفتنی است رو مه های صبح و عصر ایران پس از اعتصاب علیه سانسور (19 تا 22 مهر 1357) بیشتری به دست آورده بودند. آنچه که کنت دومرانش از آن به عنوان

«دمکراسی لق» یاد می کرد کار خودش را کرد و پرسش و پاسخ رد و بدل شده بین خبرنگار فیگارو و آقای 22 مهر در آن رو مه چاپ شد. اهمیت این گفت وگو در اعلان نظام آینده ایران بود. در اینجا بود که « » را به عنوان حکومت جایگزین نظام سلطنتی اعلام کرد. پرسش این بود: «درواقع عمل شما دارای چه جهتی است و چه رژیمی را می خواهید جانشین رژیم شاه کنید؟» پاسخ هم این بود: «بدون چون و چرا رژیم شاه غیرقابل قبول است. ما پیوسته با آن مخالف بوده ایم. سرنگونی آن هدف غیرقابل تغییر مبارزه ما است. به علاوه، این شکل حقوقی رژیم نیست که اهمیت دارد، بلکه محتوای آن مهم است. طبیعتاً می توان یک را در نظر گرفت، ولی این موضوع بدین خاطر است که فکر می کنیم شناخت اصیل ، ما را به ترقی جامعه ای که سرشار از استعدادها و تقوای انسانی و عد اجتماعی است راهنمایی می کند. قبل از هر چیز ما به محتوای اجتماعی رژیم آینده خود دل بسته ایم.» سوال بعدی درباره نسبت با این نظام بود. «ما موافق رژیم های کامل هستیم. باید حدود رژیم آینده ایران همان گونه که برای کلیه ت ها مطرح است، منافع مجموع جامعه را در برگیرد و همچنین باید مقید به شئون جامعه ایرانی باشد، زیرا عرضه یک جامعه غیر محدود، یک دستبرد به شرف مردان و ن آن جامعه است. نکته ای که برای خبرنگار فیگارو جالب بود و آن را در مقدمه گزارش خود نوشت این جمله آیت الله بود که نمی توان تا همیشه های را جلو تفنگ نگه داشت. البته آیت الله توضیح داد که تغییری در شیوه مبارزه با حکومت شاه داده نشده، اما وقتی از من در مورد ادامه کاربرد علیه مردم پرسیده می شود، از خود می پرسم که نمی توان تا همیشه های را در برابر تفنگ ها ایستاند. «تاکنون من رهنمودهای خود را که مبنی بر مسالمت آمیز بودن عمل مان بود تغییر نداده ام، ولی شاید مجبور شوم این کار را م.»

متن کامل این گفت وگو اوایل آبان در ایران پخش گردید.

گردهم آیی ایرانیان در پاریس

ورود ایرانیان، بیشتر دانشجو، به پاریس فزونی گرفت. روز 22 مهر، 150 تن از آلمان غربی و 200 خودرو چهار سرنشین از کشورهای اتریش، انگلستان و بلژیک وارد پاریس شدند. هدف آنان گردهم آیی در تظاهرات فردا در کوی رن پاریس بود. گفته می شد نیز در این اجلاس شرکت کرده، سخنرانی خواهد کرد. با وجود این، ی ره راهی نوفل لوشاتو شدند تا را دیده، شنوای سخنان او باشند.

گویا تلفن خانه ای که آیت الله در آن ن بود، وصل شده بود تا یک هفته بی تلفن بود. تقاضا د، خط تماس دادند.

آقای به دانشجویان گفت که تلفنی از ایران اطلاع داده اند که اعتصابات فردا با برخورد سخت هیات حاکمه روبرو خواهد شد. او به شدت نگران این خبر بود و از خداوند خواست که به خیر بگذرد. در تهران این شایعه به گوش می رسید که حکومت شاه برای پیش گیری از آنچه که ممکن است در بیست و چهارم مهر رخ دهد، یک ت نظامی بر سر کار خواهد آورد. در ادامه سخنان خود همان بحث ناشناخته ماندن منشور که پیش از این در نجف برای شاگردانش گفته بود، باز گفت؛ هر صاحب نظری ضلعی از اضلاع منشور را درک کرده؛ بدان تاکید ورزیده است؛ آن را مبنای فهم خویش از قرآن قرار داده است. او پس از شرح ابعاد گوناگون انسان و برنامه برای هر یک از این بعدها به حاضران گفت که را در یک بعد محصور نکنید؛ همه جوانب آن باید دیده شود. آیت الله افزود که اگر فردا مجالی داده شد [به پاریس] بیایم این بحث را با توضیحات بیشتری خواهم گفت. اجازه ندادند. سید احمد در این مورد نوشته است: « ژیسکار دستن با دستی لرزان فکر می کرد وارد درباری می شود و از سادگی اوضاع تعجب کرده بود، از رفتن ایشان با کمال احترام جلوگیری د.»

بیش از دو هزار تن از ایرانیان در سن ژرمن دوپره، منطقه 14 پاریس منتظر آمدن بودند، اما پلیس فرانسه مانع از حرکت او شد. تالاری که در کوی رن بود تاب گنجایش هشتصد نفر را روی صندلی ها و زمین خود داشت، بقیه بیرون بودند. گویا هادی سخنران اول بود. پس از او احمد غضنف ور خبر نیامدن آیت الله را به حاضران داد. البته «دو ایرانی وابسته به ی مار یست ها در آلمان غربی... درخواست د که برای حضار صحبت کنند، اما درخواست آنها مورد موافقت قرار نگرفت و حاضران این دو نفر را از اجتماع خود بیرون د.» برنامه ها تا ساعت 14:00 به درازا کشید.

در پایان ایرانیان به سمت نوفل لوشاتو رفتند تا با نهضت دیدار کنند. «من امروز بنا داشتم که در این محلی که آقایان مجتمع شدند، بیایم و در آنجا بعض مطالب، بعض درد دل ها را به آقایان تذکر بدهم لکن مقتضیاتی پیش آمد که صلاح ندیدند امروز بیایم.» سخنرانی آن روز/ 23 مهر آیت الله بیشتر جنبه تاریخی داشت؛ با این حال گفت که من مطالب را تکرار می کنم، شاید افراد تازه مدهای بین شما باشند که آنها را نشنیده باشند. او کارکرد جهان غرب در ایران را نتیجه مطالعات بلندم?




منبع درآمد زندگی ی از کجاست؟

درخواست حذف اطلاعات
منبع درآمد زندگی ی از کجاست؟

رئیس شورای مرکزی جبهه مردمی تاکید کرد: خبرگان در سال ۶۸ هیچ شبهه ای برای انتخاب آیت الله به عنوان انقلاب نداشت، اما تردید افکنی در این زمینه جزو القائات ی جریان ضدانقلاب است تا نقش ولی فقیه را تضعیف کنند.حجت ال والمسلمین محمدحسن رحیمیان عضو ارشد دفتر (ره) و رئیس شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب ی در گفت و گویی تفصیلی با فارس که مشروح آن متعاقبا منتشر می شود، به بیان نکات جالبی از زندگی حضرت و ی پرداخت و اظهار داشت: چند سال پیش درجایی سخنرانی داشتم و وجوه اشتراک و ی را مطرح می ، فردی یادداشتی به من داد که ی چقدر حقوق می گیرند، من شب بعد به شرح این مساله پرداختم که من در متن کل امور مالی (ره) و دفتر بوده ام و شاهدم که ریالی از وجوهات شرعی و بیت المال استفاده نکرده و تماماً از نذورات و هدایایی که به آن ها می رسد استفاده می کنند.

*منبع درآمد زندگی ی

حجت ال رحیمیان ادامه داد: بنده در آن جلسه جزئیات این موضوع را توضیح دادم؛ مومنین و حتی افراد مستضعف برای آقا نذر می کنند و ایشان آنچه به عنوان هدیه و نذر برای خودشان باشد، دریافت می کنند و زندگی شان نیز از همین طریق می گذرد.

عضو ارشد دفتر (ره) افزود: بنده نزدیک 25 سال در بنیاد شهید بودم و گواهی می دهم که هیچ ی در نظام به اندازه ی با خانواده انس نداشت و به اندازه ایشان به آنها سرکشی نمی کرد چه با حضور در منازل آن ها و چه در قالب دیدارهای جمعی، فقط از مجموع ملاقات های انقلاب با خانواده ی ی و ارمنی یک کتاب درآمده است.

*هیچ وقت رمز و راز شیوه انتخاب خانواده برای ما روشن نشد

وی درباره نحوه انتخاب خانواده برای دیدار با ی گفت: در بنیاد شهید هیچ وقت رمز و راز این دیدارها و شیوه انتخاب آن ها برای ما روشن نشد تا آ متوجه نشدیم که خانواده برای این دیدارهای خصوصی با انقلاب چگونه انتخاب می شوند و این گونه نبود که مثلاً خانواده های خاصی را برای ملاقات دعوت شوند لذا خانواده هایی با ویژگی ها و اقشار مختلف در این ملاقات ها حضور می یافتند.

*خبرگان هیچ شبهه ای برای انتخاب آیت الله نداشت

حجت ال رحیمیان درباره اه انتشار ی تقطیع شده از انتخاب آیت الله به عنوان جانشین حضرت (ره) در جلسه خبرگان سال 68 تصریح کرد: هیچ شبهه ای برای خبرگان در انتخابشان وجود نداشت، اما تردید افکنی در این زمینه جزو القائات ی جریان ضدانقلاب است چراکه آن ها می خواهند از هر فرصتی و به هر بهانه ای متمسک شوند تا جایگاه و نقش ولی فقیه را تضعیف کنند.

عضو ارشد دفتر (ره) تاکید کرد: این مسئله بسیار روشن است «الغریق یتشبث بکل »، انی که خود را در برابر اقیانوس بیکران عظمت ، انقلاب و می بینند سعی می کنند برای ضربه زدن به هر دسیسه و پرکاهی متوسل شوند تا علیه آن القای شبهه کنند اما این مسئله بسیار روشن و بدیهی است که خبرگان با قاطعیت و قانونمند انتخاب خود را در 14 داد 68 انجام داد.

*هیچ به اندازه از دنیا فرار نکرد و دنیا به هیچ به اندازه ایشان رو نیاورد

وی افزود: من هر وقت بخواهم به طور خلاصه را معرفی کنم می گویم از میان بزرگانی که می شناسیم هیچ به اندازه از دنیا فرار نکرد و دنیا به هیچ به اندازه ایشان رو نیاورد، هیچ ی مانند از مرجعیت فرار نکرد و ی هم مانند ایشان به بالاترین مقام مرجعیت نرسید، هیچ ی مانند از شهرت فرار نکرد و هیچ ی هم مانند به شهرت نرسید،

*نفوذ در زمان هم وجود داشت/ از پاریس تا هواپیما دور را گرفته بودند

حجت ال رحیمیان درباره جریان نفوذ اظهار داشت: منافقین نفوذ می کنند و از درون ضربه می زنند و سوار موج می شوند و تلاش می کنند تا مسیر را عوض کنند. در زمان حضرت نیز این مسئله وجود داشت؛ برخی از همین افراد منافق در پاریس دور را گرفته بودند و در هواپیما با (ره) به ایران آمدند و برخی از آن ها مانند بنی صدر و قطب زاده حتی به نجف رفت وآمد داشتند.

* نوک نهضت ها را قیچی د

عضو ارشد دفتر تصریح کرد: (ره) حواسشان جمع بود، لذا در یک موردی که ابراهیم یزدی به عنوان سخنگوی مصاحبه ای کرد، حضرت اعلام د که من سخنگو و ندارم و نوک آن ها را قیچی کرد.

وی تاکید کرد: نهضت و جریان ملی گراها هم در این زمینه قابل طرح است؛ (ره) در نامه سال 66 به وقت کشور و در منشور ت هم در اسفند سال 67 به طور روشن و صریح نقش م ب نهضت را ترسیم د.

*نامه به منتظری بیانگر نقش نفوذی روی ایشان است

حجت ال رحیمیان یادآور شد: نامه به آقای منتظری بیانگر نقش نفوذی این جریان روی ایشان و تاکید بر قطع رابطه آقای منتظری با آن ها شاهد و نمونه دیگری از مصادیق نقش نفوذی آن هاست. این افراد توانستند در متن نظام نفوذ پیدا کنند و ضربه زیادی به کشور بزنند لذا ناچار شدند در نامه به وقت کشور و در منشور ت با قاطعیت وضعیت آن ها را روشن کنند.

*با پرچم برای انهدام و تحریف خط آمده اند

رئیس شورای مرکزی جبهه مردمی اظهار داشت: اگر زمانی انی بخواهند با خط مبارزه کنند نمی توانند با آرم ضد خط بیایند بلکه با ادعای خط و پرچم خط ورود پیدا می کنند تا و خط را تحریف، ت یب و منهدم کنند.

وی همچنین با اشاره به قرابت حواریون سید احمد با جریان منتظری و نهضت گفت: خیلی عجیب است و من واقعاً نتوانسته ام هنوز یک توجیه برای این قضیه پیدا کنم که چطور می شود انی که یک زمانی خودشان را جزو حواریون حاج احمد معرفی می د،رنج نامه حاج احمد آقا را چاپ و منتشر کنند البته برخی از این افراد در حال حاضر نیز در همان خاک ریز و سنگر پیرامونی دفتر و بیت جا خوش کرده اند و از حواریون فرزندان حاج احمد آقا تلقی می شوند چطور می شود امروز دلباخته و م ع آقای منتظری باشند.

*برخی از اول هم در اعتقاد به صادق نبودند

«چطور می شود همان هایی که در آن زمان به حسب ظاهر به پیروی از پیشتاز تقابل با نهضت و جبهه ملی بودند و امروز همچنان مدعی خط و قرابت خاندان هستند و گویی خود را وارث انحصاری خطه جماران می پندارند امروز در محافل و پیام هایشان و...به طور اغراق آمیز نسبت به جریان به اصطلاح نهضت عرض ارادت می کنند و حتی آقایان جماران نشین پای درس تفسیر عضو برجسته نهضت زانو می زنند.»

* بگویند آیا نهضت عوض شده و اصول خط را پذیرفته است؟

حجت ال رحیمیان ضمن بیان این مطلب تصریح کرد: من می خواهم بپرسم آیا نهضت عوض شده و انقل شده است و اصول خط را پذیرفته است و به اعتقاد پیداکرده است؟! آن ها آن زمان معتقد به ج دین از سیاست بودند آیا از این نگاه خود برگشته اند؟ یا شما عوض شده اید یا اینکه از ابتدا نیز در اعتقاد به صادق نبوده اید.

* اصلاح طلبان چطور توجیه می کنند هم پیرو خط هستند هم طرفدار نهضت !

وی خاطرنشان کرد: تمجیدهایی که در سایت جماران از آقای یزدی بعد از فوت او داشتند و مطلبی که آقای خاتمی در تکریم و تجلیل از یزدی نوشت جای تعجب دارد و آن ها چطور می خواهند توجیه کنند که هم پیرو خط هستند و هم طرفدار نهضت !

* چطور یک مسلمان می تواند با عاشورای 88 مرزبندی نداشته باشد

عضو ارشد دفتر (ره) با اشاره به وم مرزبندی در همه برهه ها تاکید کرد: چطور می توان تصور کرد یک مسلمان با انی که در عاشورای 88 مرتکب آن جنایت ها شدند، مرزبندی نکند و فردی آن چنان دگرگون شود که چنین افرادی را مردان خداجو بنامد، آیا این همان زمان بود؟ اما چگونه به اینجا کشیده شد؟

*احمدآقا در پایان عمرشان در یک ح های معنوی و دوری از همه چیز قرارگرفته بود

وی با اشاره به استمرار ت یب حاج احمد از سوی بیت منتظری و ادعای تلاش ایشان برای شدن گفت: اولاً سید احمد آقا اصلاً حوصله چنین مسائلی همچون بحث ی را نداشت، ثانیاً در اوا عمرشان به بیابان زده بود و در یک ح های معنوی و دوری از همه چیز قرارگرفته بود.

حجت ال رحیمیان افزود: عجیب است همین افرادی که احمد آقا را ت یب می کنند در جلساتی با نزدیکان هم نشین و با آن ها دوستی دارند و آن ها که می دانند احمد آقا در چه فضایی بود و چه اعتقاد راسخی به ی داشت باید از و حاج احمد آقا دفاع کنند و جواب این شبهات را بدهند.

*سیاست خارجی ما در شرایط حاضر منطبق با اصول خط نیست

رئیس شورای مرکزی جبهه مردمی همچنین معتقد است: سیاست خارجی ما در شرایط حاضر منطبق با اصول خط و همچنین ی نیست و بار دیگر فرجام این درستی و استحکام خط و دیدگاه مستدل ی را در قبال ثابت کرد.




جنجال دوباره در مجلس بر سر cft

درخواست حذف اطلاعات

جنجال دوباره در مجلس بر سر cft

در جلسه علنی مجلس امروز شورای ی به ریاست علی لاریجانی، لایحه الحاق ت ایران به کنوانسیون بین المللی مقابله با تامین مالی تروریسم با توضیحات سیدعباس عراقچی، معاون خارجه مورد بررسی نمایندگان قرار گرفت.تعدادی از نمایندگان که اکثرا عضو فرا یون ولایی مجلس هستند، امروز به محض ورود مجلس در اعتراض به لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (cft) با در دست داشتن پلاکاردهایی و پهن چندین طومار در صحن، فضای مجلس را متشنج د.در ادامه جلسه نمایندگان مجلس موافقت د که لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم تا زمان روشن شدن نتیجه مذاکرات با اروپایی ها یعنی برای دوماه مسکوت بماند.

بعد از صحبت های مخالف و موافق و معاون خارجه در مورد این لایحه، حسین قاضی زاده عضو هیات رییسه مجلس گفت که تعدادی از نمایندگان در نامه ای خواستار مسکوت ماندن این لایحه حداقل برای دو ماه تا روشن شدن نتیجه مذاکره با اروپایی ها شدند.

موضوعی که نمایندگان با آن با ۱۳۸ رای موافق، ۱۰۳ رای مخالف و شش رای ممتنع از مجموع ۲۵۳ حاضر در مجلس، موافقت د.

بر این اساس حداقل دو ماه بررسی این لایحه در مجلس به تعویق می افتد.

جنجال دوباره در مجلس بر سر cft

سیدعباس عراقچی، معاون خارجه که برای ارائه توضیحات در این زمینه در مجلس حاضر شده بود با تاکید بر اینکه ایران به محض احساس خطر و تهدید از کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم خارج می شود، گفت: شورای عالی امنیت ملی گواهی داده که حق شرط ها و تحفظ ها، هیچ تهدید امنیتی متوجه ایران با پیوستن به این کنوانسیون نمی شود. وی تاکید کرد: با پیوستن به cft، هیچ تهدید امنیتی متوجه ما نمی شود. (متن کامل سخنان عراقچی را اینجا بخوانید)


در همین رابطه ببینید...

+(ویدئو) واکنش تند لاریجانی به پهن طومار مخالفان fatf


در ادامه این جلسه سیدحسینی نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به عنوان مخالف کلیات این لایحه، با تاکید بر اینکه مجلس امروز به تصمیمی مدرس گونه نیاز دارد، گفت: پیوستن ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم آثار منفی برای ایران دارد که یکی از بزرگ ترین این آثار آن است که یی ها ما را نقطه زن تحریم می کنند. (متن کامل سخنان نقوی حسینی را اینجا بخوانید)

همچنین مصطفی کواکبیان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز به عنوان موافق کلیات این لایحه با بیان اینکه عربستان، رژیم صهیونیستی و به دنبال الحاق نشدن ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم هستند، گفت: باید برای تامین منافع ملی کشور این لایحه را تصویب کنیم. وی افزود: cft نوعی مقابله با ست. (برای خواندن متن کامل سخنان کواکبیان اینجا را کلیک کنید)

جنجال دوباره در مجلس بر سر cft

غلامرضا تاجگردون عضو فرا یون امید نیز گفت که مسکوت ماندن cft در راستای ایجاد وحدت اصولی و فرصتی برای ت جهت مذاکره با اروپایی ها در ادامه است.

در جلسه علنی امروز همچنین علی لاریجانی، رییس مجلس شورای ی در پاسخ به اخطار قائمشهر درباره نظر ت پیرامون مسکوت ماندن لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (cft) گفت: ت مخالفتی با مسکوت ماندن لایحه cft ندارد.

علی خوشرودی عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس هم در مخالفت با مسکوت ماندن cft با تاکید بر اینکه عدم عضویت در کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم ضرر اصلی به دنبال خواهد داشت، گفت: بهانه ای به دست کشورهای دیگر و دشمنان مان ندهیم و تمامی تلاش را برای جذب سرمایه گذاری به کار گیریم.

در این رابطه علی مطهری نیز گفت که مسکوت ماندن دو ماهه لایحه مقابله با تامین مالی تروریسم (cft) موجب می شود نمایندگان با اطمینان بیشتری به این لایحه رای دهند.