رسانه
رسانه

عارفانه های یک دوست



نگاه کن درون دیدام ، اسیرچشمانت شدم

درخواست حذف اطلاعات


نگاه کن درون دیدام ،


اسیرچشمانت شدم


شراربجانم افتاد و ،


بیگانه باهمگان شدم


تمام آسمان مرا ،


به شورمیکشید


به جشن شهاب بارانَ ،


شب سور میکشد


چهره برمتاب ،


رخ زما مگیر


که شعاع توروشن کرد ،


دل مارا


به کیتی ،


دیدم همه جا


هم بهار و ،


خزانت  را


به شوق توپرزد ،


دل سرکشم


نتوان بست رخ ،


زرخسارتان


دلم رابا ناز وکرشمه ،


کش به دهر


که معجز نقشت  ،


ببیند غلام


دوزلف رها ،


بردوش فش چرا؟


که چشمانم زرَشِک ،


بگریانی !


غ..ر..آ





دوبازو باز کرد ماه و.حلاش گمان و ، دل ما میبرد ماه تاب

درخواست حذف اطلاعات


دوبازو باز کرد ماه و.حلاش گمان و ،


دل ما میبرد ماه تاب


زدم تکیه برسنگی نگاهم سوی محراب و ،


عجب عشقی دارد این ماه تاب


خزید ابری وگیسویش پریشان کرد ،


زچشمم پنهان کرد ماه تاب


دلم گرمیگرفت و مثل اسپند ،


ناله میکرد درابر و دود


پرنده برسرساقه بنشست و ،


فریاد میزد ماه تاب ماه تاب


غلام قوس وقزح را درمحراب دید ،


میان تاق محراب دید ماه تاب ماه تاب


غ..ر..آ





دیدام در ره تو ، نشانی دارد

درخواست حذف اطلاعات


دیدام در ره تو ،


نشانی دارد


بین رازها. مه ،


مهت دارد


دشت تف کرده دل ،


نم نم باران چرا؟


ظلمت شب بش ت مه ،


ناز فروان دارد


عهد که درآغوش کشم ،


اما چرا؟


این فتانه عجب ،


فتنه فروان دارد


می گُشد برق نگاهش مرا ،


درخم راه


آه درآن خلوت جادوی فانوس ،


نشانی دارد


دل سپرد به این آتش عشق ،


غلام


رسم افسونگری مکتب او ،


نشانی دارد


غ..ر..آ





عشقتان مثل خزان نیست ، که از دل برود

درخواست حذف اطلاعات


عشقتان مثل خزان نیست ،


که از دل برود


تیرابروی کمان تو هدف خورد و ،


نرود


رخ تو شاخ وبرگش ،


سبز و نمگین


فکردل کندن از این ،


نمگین سبز نرود


بلبل ناب نفسهای غلام ،


شاد بخوان


که از این تب عشق شماها ،


نرود


غ..ر..آ





توکش به صحرا ، مرا که به عطرخوش تو ، شدام مبتلا

درخواست حذف اطلاعات


توکش به صحرا ،


مرا


که به عطرخوش تو ،


شدام مبتلا


به تو دل دادم وغیرتومرا ،


یاری نیست


توعجب گلی که درتو ،


خاری نیست


ز ره آ رسیدی با رمز ،


باران بهار


جلوه رنگین کمانت ،


دلبری های بهار


چه بگویم بهترین محرم و ،


اسرار دلم


همه جاهمدم و رازدار و ،


خطا پوش غلام


بسته ام دل همه جا پرتوی ،


خورشید جهان


ایکه افسونگر و دل میبری ،


درجهان


گل نیلوفر این برگه ی ،


امید توای


همه جا هستی و مستئ ،


غزلها توای


غ..ر..آ


 





فکرتوتنها ازهمه ، دورم کرد ... بسته ام روی همه چشم ودل ، کورم

درخواست حذف اطلاعات


فکرتوتنها ازهمه ،


دورم کرد


بسته ام روی همه چشم ودل ،


کورم کرد


ازدل دیوانه خواستم ،


فراموشت کنم


فکردوریت مرا ،


سخت عذابم کرد


چشم به راهت بودم و ،


عاشقترازهر روز


با غزلهای توهرروز ،


 روحم عادت کرد


قبل تویخ بود غلام ،


آرام بی روح ولی


عشق توآمد سراغم ،


آبم کرد


سهم من ازعشقت ،


تنهایی چرا ؟


یک جهان عاشق و ،


تنها یت بم کرد


غ..ر..آ





دو مویت را رها کردی ،

درخواست حذف اطلاعات


دو مویت را رها کردی ،


دلم دربند کردی


دوپایم را به بند کردی ،


عجب کردی.عجب کردی


اگراز بند رها گردد ،


پا


بُرد آ بند دل ،


جانا


نیفتاده نفس درقفس ،


درتب وتاب است


اگربکشاید در او ،


غلام فک رواز است


غ..ر..آ





بازآمد وشب. مهتاب ، سراغم نگرفت

درخواست حذف اطلاعات

بازآمد وشب. مهتاب ،


سراغم نگرفت


این دل شده بی تاب ،


سراغم نگرفت


یک لحظه حلال ابرویش ،


 دیدم


آ چه کنم این دل ،


آرام نگرفت


چرخ میزدم هرطرف ،


اختران خندیدن


با آنهمه اختر شیدا ،


دل آرام نگرفت


آمد سحراز ره با هله هله ی ،


کبک امان


باهله هله ی مرغ سحرخوان ،


غلام آرام نگرفت


باآنهمه نغمه وغزل و ،


گل وآواز


بی تو مه من دل ،


آرام نگرفت


 


غ..ر..آ




هرشب این مه ، گی یشان میکند

درخواست حذف اطلاعات

هرشب این مه ،


گی یشان میکند


روزچو درمی آید ،


آفتاب


هم زماچهر و ،


هم موپنهان میکند


خودنمایی میکند شبها ،


میان اختران


میزند چرخ فلک ،


خودنمایی میکند


ای فلک گردونه دست کیست ،


با ماچرا ؟


با غلام هم چرخ ،


بازی میکند


 


غ..ر..آ




موی توتاب میخورد وقتی نسیم ، می وزد .... دیده ازخواب می پرد ،

درخواست حذف اطلاعات

موی توتاب میخورد وقتی نسیم ،


می وزد


دیده ازخواب می پرد ،


وقتیکه شب میرسد


پیش توخم شد و ،


دست رد برخواب زد


پیش چشم روشنت ،


قلبم  تند میزند


داشتنت ساده نیست ،


فکرش عذابم میدهد


زین گذر تذکره را ،


مهرعذاب میزند


میخورد موی تو تاب و ،


بی تاب میشوم


آن نگاهت تیربرقلب ،


غلام میزند


 


غ..ر..آ




عشق اگر بود ، چرامشکل؟ عشق آغاز بود ، ولی مشکل

درخواست حذف اطلاعات

عشق اگر بود ،


چرامشکل؟


عشق آغاز بود ،


ولی مشکل


بایدازباد وطوفان ،


گذرکرد


باخزان درچشم لیلی ،


سفرکرد


روزگاران چراخالیست ،


جای شان ؟


رد پایش راهم ،


شست باران


ازمی ومینا وساقر ،


هیچ نماند


مست دنیاغلام است و ،


جا ماند


آمد ازچشم اشک ،


جای. می درساقرم


رفتن آن یاران وساقر ،


بجا مانده


 


غ..ر..آ




من مست دیدار تو و ، تونقره افشان می کنی

درخواست حذف اطلاعات

 


من مست دیدار تو و ،


تونقره افشان می کنی


من مست دیدارتو و ،


مرا پریشان می کنی


من مست دیدار تو و ،


مرا تو حیران کردی


چشمان بیمار مرا ،


تودرمان کردی


هرجا که نشستم و نظر ،


چشم مست توبود


بیچاره غلام که عاشق ،


بدمستی تو بود


 


غ..ر..آ




وای ازاین دیدگان ونرگس تو ، نگهت درنگهم ترانه شد

درخواست حذف اطلاعات

وای ازاین دیدگان ونرگس تو ،


نگهت درنگهم ترانه شد


من گیسوی نسترنت ،


شیوه غزل و ترانه شد


نگهت بی خطا بود و ،


هدف صورت دل


شیوه ات بی خطا بود و ،


غلام دیوانه شد


به تن خسته من دست بکش ،


مرحم روح


عاشقی اگرخطاست ،


مرا قبضه روح ؟


 


غ..ر..آ




غزلی تقدیم به رئوف

درخواست حذف اطلاعات

من زلف تورا باد صباه ،


شانه کشید


بهرچی قهرکنم. زلف رهایت ،


مرا میکشید


پیش رویم. توهمان ،


باغ بهشتی یاس من


دست تو باده وآن ،


بلبل مست مرا میکشد


دخمه لب بودم و ،


پیش توشکفت لبم


غنجه بسته ی باغ ،


پیش تو قد میکشید


گرمی بوسه خورشید ،


برتافت بربام تو


نگهم سوی تو بود و ،


سردی پرکشید


من خسته به این باورم ،


ای رِئوف


که هزاران غلام را ،


به پابوس کشید


 


غ..ر..آگل تقدیم شما




نگاهت مثل یک ، لبخند همیشه

درخواست حذف اطلاعات

نگاهت مثل یک ،


لبخند همیشه


لبم ازطرح لبت ،


خندان میشه


وقتی غرقه نگاهت میشم ،


درقاب چشمات


اگرآتش بباره از نگاهت ،


ازاین سوختن.دلم رضی میشه


همان حسی که داشتن رفیقان ،


به این خاک کبیردادند ورفتن


سفر سبکبال وسبکبال ،


به بام آرزوها شان رفتن


نباشی باغ دل گل نداره ،


که بی توعطربو نداره


ازاین حیرونه غلام که دنیا ،


خدا داره وناخدا نداره


میخوام باشم که آنجاهواشم ،


نسیمش هوای توباشه


مثل رویا نباشی که هرشب ،


که با رویاهایم آشنا شه


 


غ..ر..آ




در دفترشعرم گل ، توباغ غزل بودی....آهنگ غزلهای ، قلم بودی

درخواست حذف اطلاعات

در دفترشعرم.گل ،


توباغ غزل بودی


آهنگ غزلهای ،


قلم بودی


آمد زدرآن خاتم ،


هرشب به سراغ دل


شد صاحب مُلکی دل ،


چون نغمه خوان بودی


دیگرنشد پنهان ،


بی صبری این عاشق


درآتش وهجرو درد ،


سنک صبوربودی


ای نغمه پردازِ هنگام سحر ،


عاشق


درچشم غلام جانا ،


خورشیدِ قلم بودی


تقدیرچنین بوده ،


یک عم ی عشقیم


اول چه آسان عشق ،


آ چه بلا بودی


هم سوختم وساختم ،


هم عاشق وسرمستم


اول چه آسان عشق ،


آ چه بلا عشقی


 


غ..ر..آ




دلتنک توام مرا به بوستان ، دعوت کن

درخواست حذف اطلاعات

دلتنک توام مرا به بوستان ،


دعوت کن


باسرانگشتانت بنواز ،


روحم را آزاد کن


پروازیاران را بخاطردارم ،


مردن نبود


پروازبود ورهایی ،


مردن نبود


غلام را به شب مسپارو ،


آزاد کن


مرا باوراست پروازعاشقی ،


توهم باورکن


 


غ..ر..آ




مثل یک واژه مثل یک غزل ، می شم تو را

درخواست حذف اطلاعات

مثل یک واژه مثل یک غزل ،


می شم تو را


میکشد همی به باغی مرا ،


میدهد بوی عطرتو را


همچونی نی درمشبک چشمم ،


مجنون می جست تو را


من ازآن دریچه رویا ،


بَه چه دامن کشان دیدم تو را


اختران چون حلقه خلخال ،


می اند پای تورا


چه امان می پیمود ره ،


عاشقی های غلام تورا


 


غ..ر..آ




در میکده بهانه کرد دلم ، پریشان گیسورا شانه کرد دلم .... به ساز

درخواست حذف اطلاعات

در میکده بهانه کرد دلم ،


پریشان گیسورا شانه کرد دلم


به سازاهل هنرغزل میخوانم ،


هزارشکرتورا بهانه کرددلم


قفس بشکن ونظاره کن ،


توبه های بش ته ی ما


ره میجوست غلام درکویر ،


نه کاروانی بود نه رفیق ما


به درگه اودست جاب بردم ،


هزاران اخترره ونشانه اوست


به شورنغمه زدم جنگ به تار ،


که اینهمه روح درمیخانه اوست


 


غ..ر..آ




سفر تورا ، پیدا کنم من .... بگیرم کام ودل ، شیدا شوم من

درخواست حذف اطلاعات

سفر تورا ،


پیدا کنم من


بگیرم کام ودل ،


شیدا شوم من


بروی لاله رویان ،


بستم چشم


که خوش بو یوسف و ،


پیدا کنم من


مخورغم دیدام ،


لاله رویان بسیارند


کشم رنج سفرتا گستان ،


که شهد یاس پیداکنم من


چمیده چشمانِ غلام ،


در کوه صحرا


میانِ گریه مژگان آبشار ،


تورا پیدا کنم من


روم درکوچه باغ عاشقی ،


به شوق دیدار


به خلوت یک سحر ،


دیدار.کنم من


 


غ..ر..آ