رسانه
رسانه

عارفانه های یک دوست



آ بکجارفت همه رنگ و ، عطرنارنج

درخواست حذف اطلاعات


آ بکجارفت همه رنگ و ،


عطرنارنج


دامن کشان کنان ،


میان دره ها رفت


اَبری شد وبارید به شوق ،


شب یلدا


بایک طبق عشق ،


میان بوسه ها رفت


بعدازتوطبق روی کُرسی ،


نشاندن


بارنگ غزلهایت ،


ترانه خواندن


بعدازتودنیای غلام ،


عجب شبی شد


شب مثل شبهای توبود و ،


سحرش رنگ سفید شد


غ..ر..آ





چقدرکزکنم ، سراین کوچه که بیاد ... نه ولم کرد ونه قهر ، منتظرم

درخواست حذف اطلاعات


چقدرکزکنم ،


سراین کوچه که بیاد


نه ولم کرد ونه قهر ،


منتظرم تاکه بیاد


پس چرا خودخوری لعنتی ،


آبم میکنه


مست رها کرده مرا ،


خورد و بم میکنه


نشدیک شب که ازفکرتو ،


آسوده بشم


ننشینم توقاب پنجره و ،


راهی رویا نشم


چقدرآزارببینم ،


سراین فتنه ها


چقد انگشت نماشم ،


سراین کوچه ها


به جهنم که آبروش ، ریخت غلام ؟


بیارحمی و نده ،


عذابم بیا


غ..ر..آ





دل خوش کنم به آن ، پیک آشنا ... نگاهش فتنه کرد ، درچشم ما

درخواست حذف اطلاعات


دل خوش کنم به آن ،


پیک آشنا


نگاهش فتنه کرد ،


درچشم ما


پرازآهنگ یک حسِ ،


یک صدا


نگاهم دامن کشان ،


رفت سوی صدا


پرید مرغ دل ،


سویش به پرواز


فرودآمد درمیخانه ،


با ساز


زبانش آشنا با دل ،


آن بیگانه مردم


شررافکند دوچشمش ،


در دل ما


مرو! بگذارغلام ،


مست تو باشد


طبیبش توحبیبش تو ،


و بیمارتوباشد


غ..ر..آ





مرو دیگرمده آزارم ، این گهنه عشق ترا دارم ب

درخواست حذف اطلاعات


مرو دیگرمده آزارم ،


این گهنه عشق ترا دارم


بس کن دل دیوانه آزارمده ،


در دل هنوزم عشق ترا دارم


من شاهد.در دامن گلها بودی ،


من مست آن خلوت عشقم


مستی توازآن بوسه باده ،


دلگیرازآن خند بی جوابم


چشم تو هزار زبان داند ،


دل غیرتو هیچ زبان نداند


مستم به محفل غ لها ،


مستان همه دردغلام دانند


گرلب کندخواهش بوسه چه گویم ،


توپرتومهتاب ت دی به روحم


قلبم چه گنه کرده که در تب وتاب است ،


مستی من از توست نه ازجام ست


غ..ر..آ





ترانه های تو ، غزلهای من است

درخواست حذف اطلاعات


 


ترانه های تو ،


غزلهای من است


واژه های شعرت ،


نشان راه من است


توای که در دل شب ،


به یادم می آیی


ترنه های مطرب ناله ی ،


عاشقانه ی من است


ازدلم چه میدانی ،


دانی رسم دلبرچیست ؟


مگر رسم دلبری ،


نمی دانی


گوشم آشناست ،


به بانگ ترانه های تو


آ چرا دیگر ،


ترانه نمی خوانی؟


زاین آشیان که نشسته ام ،


بی پرواز


گویا که عشقت ازدلم ،


میل پرواز نمیداند


به خوکرده غلام ،


نام تورا


ازجوانی به پیری رسیدم ،


شایداین رسم نمیداند


چشم هایم به ره است ،


چون یعقوب


آ مگر قصه ی ،


یوسف نمیدانی


دُردانه ی من یگانه شدی ،


در دلم


درعهدخودهستم ،


مگرعهد زمانه نمیدانی


غ..ر..آ





درهم آشفته مکن ، گیسو ... که بیمار و ، تبدارشدم هردم آن شانه

درخواست حذف اطلاعات


درهم آشفته مکن ،


گیسو  


که بیمار و ، تبدارشدم


هردم آن شانه نکش ،


گیسو  


مده آزار و ، گرفتارشدم


گاه میان خلوت تنهای ،


ازعشقت  


همچوابرخزان ، اشکبارشدم


اختران غرق تماشا بودن ،


تا سحر  


گونه ام سرخ و ، تبدارشدم


هردم از در.طلب میکرد ،


چشم  


زدرآئی تو ، دلکش ومستانه


برسانید آوای مرا و ،


بگوید ؟


که غلام مست توهست و ، دیوانه


ضربه تک تک ساعت به سحر ،


نزدیک شد  


ضربه میزد که برو ، میخانه


غ..ر..آ





آسمان امشب ازجلوه ، مهتاب روشن ... درخیال توام وخواب ، میگریزد

درخواست حذف اطلاعات


 


آسمان امشب ازجلوه ،


مهتاب روشن


درخیال توام وخواب ،


میگریزد ازمن


می نهم گوش به دنبال ،


نغمه های باد


ه وحشی برگهای ،


پائیز درباد


دربلورلطیف آوای باد و ،


برگه ونیزار


می ید ماه در ،


لابه لای نیزار


بازنسیم نفسهایش ،


گونه ام را بوسه زد


به غزلهای عطر نسیم ،


بوسه زد


می شکفت هاله راز ،


درشعرغلام


پنجه برچنگ غلام و ،


لب کشاید بسرود


غ..ر..آ





با توتنها خوش است این دلم ، ای همه

درخواست حذف اطلاعات


با توتنها خوش است این دلم ،


ای همه


نا ان رفتن و ،


توم همه


گرخزان دید و درخت ،


برگ بریخت زی ای


من به امید بهار توماندم ،


همه


گرکشیدن همه برگها را رنگ ،


زآن خون دل ما


زین گزرکرده چراغان غلام ،


یار بیا


رفع شود پریشانی عشاق ،


زآن همه درد


دل به آن سلسله زلف تو بستن ،


بیا


گرچه هر روز رود خورشید ،


از سرکوه


بسرزلف توبستن نور ،


خورشید عالم بیا


غ..ر..آ





نغمه ها سرکرد این دل ، زآن شورعشق

درخواست حذف اطلاعات


نغمه ها سرکرد این دل ،


زآن شورعشق


به هرلفازی آهنگ سفرکرد ،


این عشق


دیگر سامان نگیرد ،


ازغم هجرانت یار


غلام را درد نباشد ،


وقت دیدارت ای یار


به هرسیرت به هرصورت ،


که باشی میپذیرم


ازآن ترک نگاه واشک ،


دلگیرم


به هرصاعقه ای اشکت ،


وقت رفتن


چنان شعله می زند ،


که میسوزم


غ..ر..آ





درگذارنسیم ه اند ، برگ ها بسیاربسیار .... درنگاهم سروقامت با

درخواست حذف اطلاعات


درگذارنسیم ه اند ،


برگ ها بسیاربسیار


درنگاهم سروقامت باغ ،


بیدار بیدار


مست ودست افشان سازدلکش ،


باد خبرمی آرد


وزخزان برگ ها نهراسید ،


بوی بهارمی آرد


تونیزچون برگی غلام ،


گرچه سروی


به زی ا می آورد همچون ،


برگ خزان


تنم سردمی شود ،


چون زمستان


بخاکم می سپارند ،


یاران ودوستان


به هوش باشید خزان ،


هست بسیار


نهیب پائیزاست.که مست ،


گرددهوشیار


غ..ر..آ


 





ازدست تو مِی خوردم و ، افسون توگشتم

درخواست حذف اطلاعات


ازدست تو مِی خوردم و ،


افسون توگشتم


پیمان توبردم و ،


باده نش تم


هرفتنه توکردی ،


باچشم سیاهت


کُشتم هوسم را و پای ،


تو نشستم


آنشب که تو چون شانه ،


برزلف کشیدی


دل بردی و بند دلم را ،


بریدی


آنشب که آن قاب نگاهت ،


راز دل ما خواند


دل بردی غلام هم ،


غزلی خواند


غ..ر..آ


 


 


 


 





درچشم عاشقان پائیز ، رنگ هنراست ... تصویر درچشم عاشق ، افضل اس

درخواست حذف اطلاعات


درچشم عاشقان پائیز ،


رنگ هنراست


تصویر درچشم عاشق ،


افضل است


چون می تپداین دل ،


ازعشق او


مجنون کی زحال لیلی ،


بی خبراست


چشم راه میکشد و ،


دست برآسمان دارد


این رنگ خزان نیست ،


فاتح دی ت!


گرنغمه زند بلبل ،


برشاخه نارنج


الفاظ غزلهایش ،


شکردی ت


گربرگی ریخت و ،


همسفر. باد شد


دانی که به اِذّن اوست و ،


هنراست


ازچشم دلبرقطره قطره ،


میچکد دُر


رود تشنه ی اشک ،


دلبراست


گرکارعاشقان ،


بهم وصل شد


شع ائیزغلام هم ،


یک غزل است


غ..ر..آ





گنه مگردرخلوتت ، گریه کرد ؟ .... درآن خلوتگه خوب دانی ، چ

درخواست حذف اطلاعات


 


گنه مگردرخلوتت ،


گریه کرد ؟


درآن خلوتگه خوب دانی ،


چه


درآن تاریکی خاموش ،


با مهگل


چه رازهای ناگفته:راگفتم ،


به مهگل


تنین لبهایش ،


خاموش خاموش


فراگوش میدادغزلهایم را ،


گوش


تورا میخوانم ای ،


عاشق مست


تورا میخواند این ،


دیوانه ی. مست


سرخ لبهایت ،


شعله افروخت


شرربر انداخت و ،


مستانه میسوخت


قلم چرخید وچرخید ،


با دلم ناله میکرد


غلام درخلوتش ،


گریه میکرد


غ..ر..آ





میشه مگه هواسم ، یه جای دیگه باشه

درخواست حذف اطلاعات


میشه مگه هواسم ،


یه جای دیگه باشه


میشه مگه تپش هام ،


برای اونباشه


میشه مگه غیراو ،


دلبر دیگه باشه


میشه مگرکه اصلاً ،


عشق هم پا نباشه


وقتی میاد باران ،


حالم وعوض میکنه


میبینم تورا توباران ،


بازدلم هوس میکنه


نتوان غلام یه لحظ ،


درفکر اونباشه


دق میکنم بی او ،


گرعشقش نباشه


غ..ر..آ





بغض تب آلود شب گذرکرد و ، صبح با َابرآمد ... چارقد نقرایی رنگ پ

درخواست حذف اطلاعات


بغض تب آلود شب گذرکرد و ،


صبح با َابرآمد


چارقد نقرایی رنگ پوشید و ،


هنگام سحر آمد


روزچوگریزد تودر شب ،


روح ی


وسوسه مشودر حوض آب ،


درقلب اوجانی


جاذبه ایستاد و ،


سیب به شاخه آرام ماند


تا سحربه تماشای تو ،


که درآب ی


میزنی آتش بجان غلام ،


وقت رفتن


میسوزانی و.ازاین درد ،


چه میدانی


به پای بی ی ،


نزار مرا


 که چون توگل ،


دارم ی


غ..ر..آ





تو میخندی ومن محوه ، ابروکمندم .... تو میگردی ومیگردم پی ، گیس

درخواست حذف اطلاعات


تو میخندی ومن محوه ،


ابروکمندم


تو میگردی ومیگردم پی ،


گیسوبلندم


میدونی دل به توبستم ،


سیه گیسوی باغَم


برای دیدنت باید ،


قبای سبز بپوشم


بهانه رفتنت را ،


تا. رعنا ببینم


جمال آن قد وبالا ی ،


رعنا ببینم


فراموش میشوم بی تو ،


فراموشم نیستی


یه زّره سادگی ،


چرا دوری. تا هستی


توگرمی غلامی. برگو ،


کدام میخانه هستی


غ..ر..آ





گیسوبهم ریختی و ، گرفت حال مرا .... رها کرد دوگیسوبه باد و ، ب

درخواست حذف اطلاعات


گیسوبهم ریختی و ،


گرفت حال مرا


رها کرد دوگیسوبه باد و ،


بهم ریخت مرا


برگرد وبیا ،


که دل برگردد 


بنشان آتش سرکش ،


که برگردد


هرجاکه میروی پشت هر ،


زرّه پنهانی


دل میبر و،


برنمی گردانی ؟


شی ما ،


مگر هویدا نیست ؟


غم دوریت مگر درما ،


پیدا نیست ؟


سوغات عشقی ،


که میراثش وفا ست


ای دلربا. مگرغلام هم  ،


بی وفا ست ؟


غ..ر..آ 9/7/97





بازیاد ایام شد ومن ، درخم کوچه ... ازشوق دیدارتودلبر ، نشستم س

درخواست حذف اطلاعات


 بازیاد ایام شد ومن ،


درخم کوچه


ازشوق دیدارتودلبر ،


نشستم سرکوچه


ساقی نیامد ،


که ازجام وجودش


دیوانه ومست گردم ،


سرکوچه


دل یاد توکرد وبه هر ،


رهگذراین گفت


هرگزنرود خاطرآنشب ،


سرکوچه


بازعطرتوپیچید و ،


غلام یاد ایام


دل پرگشود و نشستم ،


سرکوچه


دل یاد توبود و آن ،


چشم سیاهت


هرگزنرود خاطر ایام و ،


یادش سرکوچه


غ..ر..آ





دیدام در ره تو ، نشانی دارد

درخواست حذف اطلاعات


دیدام در ره تو ،


نشانی دارد


بین رازها. مه ،


مهت دارد


دشت تف کرده دل ،


نم نم باران چرا؟


ظلمت شب بش ت مه ،


ناز فروان دارد


عهد که درآغوش کشم ،


اما چرا؟


این فتانه عجب ،


فتنه فروان دارد


می گُشد برق نگاهش مرا ،


درخم راه


آه درآن خلوت جادوی فانوس ،


نشانی دارد


دل سپرد به این آتش عشق ،


غلام


رسم افسونگری مکتب او ،


نشانی دارد


غ..ر..آ





توکش به صحرا ، مرا که به عطرخوش تو ، شدام مبتلا

درخواست حذف اطلاعات


توکش به صحرا ،


مرا


که به عطرخوش تو ،


شدام مبتلا


به تو دل دادم وغیرتومرا ،


یاری نیست


توعجب گلی که درتو ،


خاری نیست


ز ره آ رسیدی با رمز ،


باران بهار


جلوه رنگین کمانت ،


دلبری های بهار


چه بگویم بهترین محرم و ،


اسرار دلم


همه جاهمدم و رازدار و ،


خطا پوش غلام


بسته ام دل همه جا پرتوی ،


خورشید جهان


ایکه افسونگر و دل میبری ،


درجهان


گل نیلوفر این برگه ی ،


امید توای


همه جا هستی و مستئ ،


غزلها توای


غ..ر..آ