رسانه
رسانه

رهگذر



درس آموزگار به شاگردانش!

درخواست حذف اطلاعات

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم هایی که از آنها بدشان می آید ، سیب زمینی بریزند و با خود به مدرسه بیاورند.
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند.در کیسه ی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳ ، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع .. د به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالا .. ه تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند. سیب زمینی های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟



منبع: http://rahgozarkafiyan. .. /



جملات بسیار زیبا از کوروش

درخواست حذف اطلاعات


▪فرمان دادم بدنم رابدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد .
▪کارتان را آغاز کنید توانایی انجامش به دنبال می آید .
▪اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید .
▪مهر بورزید دوستان را ، و این مهر ورزی شما را نیرویی خواهد داد که با آن دشمنانتان را براندازید.
▪کوروش برای .. انی که کردار نیک را پیشه سازند آرزوی سعادت و به آنان که رفتاری زشت دارند نفرین کرد.
▪اگر برای اداره ی امور کشوری نیاز به یاری داشتید همکاران خود را از میان اشخاص شریف و اصیل برگزینید .
▪ هم میهنان بدون شک از خارجیان و مردمان کشورهای دیگر بهتر به کشورشان خدمت می کنند و به ما نزدیک ترند .
▪ کار و مرارت چاشنی خوشبختی است .



منبع: http://rahgozarkafiyan. .. /



.. شاه عباس

درخواست حذف اطلاعات
به گزارش آکاایران: شاردن در جلد پنجم سفرنامه خود می نویسد:” ایرانیان همگی دلیر و جن .. ر بوده و هر گونه سختی و دشواری را در جنگ بر خود هموار نموده در برابر آن پایدار و سربلند هستند و گل سرسبد ملت های آسیایی به شمار می روند“

تعداد افراد .. همیشه کامل بود زیرا ک ن را از سن دو سالگی برای سربازی تعیین می .. د و سالی نیم تومان به او حقوق می دادند و هر چه سن کودک بالاتر می رفت حقوق او نیز افزایش می یافت. هنگامی که به سن سربازی می رسد به فرمانده .. شناسانده می شد و اگر جای خالی بود وارد .. می شد. اگر سربازی کشته می شد، بی درنگ از آن هایی که چشم به راه جای خالی بودند، به جای او گذاشته می شد.

روش جنگی سربازان اشکانی یعنی جنگ و گریز در این دوره هم رایج بود و سربازان ایرانی با جنگ و گریز دشمن را از پای در می آوردند. برای گشودن دژها خندق های زیرزمینی کنده، با انفجار مواد آتش زا در خندق ها دیوار دژها را .. اب کرده یورش همگانی را آغاز می .. د. بنا به گفته شاردن کمتر ملتی است که مانند ایرانیان در فن .. اب .. و گرفتن دژها چیرگی داشته باشد.

سر دنیس راس درباره شمار .. ایران در دوره شاه عباس چنین نوشته است: ” شاه عباس می تواند تا ۱۰۰ هزار سوار مجهز با تیر و کمان و شمشیر خم تهیه کند، به علاوه ۵ هزار تفنگچی که مجهز به شمشیر باشند”. شاردن می نویسد: ” تمام افراد .. شاه عباس یکم ۱۲۰ هزار تن بوده است” البته وی پاسداران شاهی، که تعداد آن ها ۱۰ هزار تن بوده است را به حساب نیاورده است.

پیش از آغاز جنگ .. نان میدان جنگ و پیرامون آن را به جاهای دیگر کوچ می دادند و هر چه که ممکن بود مورد سود جستن دشمن قرار گیرد مانند کشتزار ها ، درختان، ساختمان و مانند آن را از بین می بردند. هنگام عقب نشینی هم باغ ها و کشتزارهای سر راه خود را می سوزاندند تا دشمن ناگزیر به بازگشت شود.



منبع: http://rahgozarkafiyan. .. /



سفرنامه ی شاردن

درخواست حذف اطلاعات
سفرنامه ی شاردن از زمره سفرنامه هایی است که نویسنده تمام همت خویش را برای توصیف دقیق جزئیات مشاهده شده به کار بسته و تلاش بسیار کرده تا بتواند خوانندگانش را هر چه بیشتر در تجسم فضاهای مور بحث یاری دهد.یکی از نقاط قوت سفرنامه ی شاردن دقت شگفت آور او در توصیف و شرح جزء به جزء شهر اصفهان می باشد. او که مدت ها در این شهر اقامت داشته محلات آن را بسیار خوب می شناسد. او خواننده را با خویش هم قدم می کند و گوشه گوشه ی پایتخت شکوهمند صفوی را به او نشان می دهد و نام محلات را به دقت ذکر می کند. بنابراین ادعایش را در این باره که شهر اصفهان را از لندن که 26 سال در آن س ت داشته بهتر می شناسد نمی توان بی اساس دانست. برای درک بهتر این مطلب نمونه ای آورده شده است:
«محله خواجو از دروازه ی حسن آباد شروع می گردد. ابتدا به ابه های قصر شاه حسن که عمارت پابرجایی در آن نیست می رسیم، سپس مدرسه ی معموری به همین نام است که قبر شاه حسن در آن جاست و نیز مسجد و و بیمارستان درویشان در این جاست ... و نیز بازاری به همین نام در این محل می باشد.»
بخش بزر از آثار معماری اصفهان که توسط شاردن به رشته ی تحریر در آمده است بعدها ویران می گردد و امروزه دیگر هیچ اثری از آن ها بر جای نمانده است. باغ تخت، باغ هزارجریب، برج شاخ، تالار طویله، کاخ ساروتقی ، نقاره خانه، عمارت ساعت در زمره ی همین گونه آثار به شمار می آیند. به عنوان مثال شاردن پیرامون «برج شاخ» چنین می نویسد:
«این منار وسط میدانی است که اطراف آن دکان هایی ساخته اند که از سطح زمین سه پا ارتفاع دارد. دور منار بیست پا و ارتفاع آن شصت پاست. این منار را از آجر و آ ساخته و از بالا تا پایین از کله ی شکار پوشیده شده است.»

*ادامه دارد*



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



لقمان حکیم

درخواست حذف اطلاعات
روزی لقمان به پسرش گفت:امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی

اول اینکه سعی کن در زند بهترین غذای جهان رو بخوری .

دوم اینکه در بهترین رختخواب جهان بخو .

سوم اینکه در بهترین خانه های جهان زند کنی.

پسر گفت: پدر ما یک خانواده فقیر هستیم چطور من میتوانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را میدهد

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخو در هر جا که خو ده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می ری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



فلسفه نور به قبرش بباره؟؟

درخواست حذف اطلاعات

از ﺭﺍﺯﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ است...

ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﺮﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﻍ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﺍﺯ ﺍﻋﺪﺍﺩ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ.

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ 6 ﭘﻠﻪ ﻭ ﺩﺭ 4 ﺳﻮ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮑﺎﻥ 24 ﺗﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ 24 ﺍﺷﺎﺭﻩ به 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ دارد. ﻋﺪﺩ 4 ﻧﯿﺰ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﺍﺯ 4 ﻋﻨﺼﺮ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺁﺏ ﺑﺎﺩ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﺩﺭ ﭘﻠﮑﺎﻥ ﻫﻔﺘﻢ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺷﻤﺎﺭﻩ 7 ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻮﺭﻭﺵ 7 ﭘﻠﻪ ﺭﺳﺎﯾﯽ ﮐﻤﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ، ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

و اما ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺮﻕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﻥ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﻧﻮﺭ ﺑﺘﺎﺑﺪ.
ﺍﺻﻄﻼﺡ ‏(ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﺵ ﺑﺒﺎﺭﻩ) ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



نادر شاه افشار

درخواست حذف اطلاعات
زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می رفت. از او پرسید: پسر جان چه می خوانی؟
- قرآن.
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا....
نادر از پاسخ او بسیار سند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یک سکه زر به پسر داد ؛ اما پسر از گرفتن آن اباکرد.
نادر گفت: چر ا نمی ری؟
گفت: مادرم مرا می زند . می گوید تو این پول را یده ای.
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.
پسر گفت:-مادرم باور نمی کند.
می گوید: نادر مردی سخی است . او اگر به تو پول می داد ، یک سکه نمی داد. زیاد می داد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



فرگون همسر ملک شاه

درخواست حذف اطلاعات

فرگون زیباترین زن زمانه خویش بود و همسر ملک شاه . در مجلسی نه ، زنی از خاندان نزدیک همسرش گفت فرگون خانم ! شنیده ایم هیچ خدمتکار ایرانی به کاخ خویش راه نمی دهی ؟
بانوی اول ایران پاسخ داد : ایرانی خدمتکار نمی شناسم !
آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمی کنید ؟ !
فرگون زیبا گفت : من نیازی به کمک دیگران ندارم هم نژادانم را هم برتر از آن می دانم که آنها را به خدمت ب رم . ن رومی و چینی و یونانی را هم که می بینید پیشکش سرزمین های دیگرند به پادشاه ایران و من تنها مواظب آنانم تا آسیب بیشتری به آنها نرسد .
زن دیگری می پرسد : مگر پیشتر چه آسیبی دیده اند ؟
فرگون زیبا می گوید دوری ! دوری از شهر و دیار شان ! این بزرگترین آسیب است .
آن زن دست به سوی فرگون می کشد و می گوید حالا می فهمم برای چه همه تو را دوست دارند …
به گفته دانای ایرانی (( ارد بزرگ )) : نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



داستان باران مهر

درخواست حذف اطلاعات

روزی که ایران خود را آماده می ساخت شر یونانی ها را پس از سالها برد از روی ایران کم کند باران بسیاری بارید یکی از جادوگران در بین مردم شایعه کرده بود این باران اشک آسمان بخاطر مرگ جوانان ما است و بزودی خبرهای بسیار بدی می رسد . این خبر را به اشک یکم نخستین پادشاه از دودمان اشکانیان دادند او هم خندید و گفت این شاد باش آسمانها به ماست باران مایه رحمت و رویش است نه پیام شوم . کوچک و پارتیزانی او خیلی زود بخش بزر از شمال اسان را از شر یونان آزاد ساخت و دل ایرانیان میهن را در همه جا گرم نمود اشک های بعدی ایران را به شکل کامل آزاد ساختند .
نکته ایی را باید در این جا بنویسم و آن واژه پارتیزان است در کشورمان بسیاری فکر می کنند این واژه مربوط به مبارزین کمونیست اروپای شرقی در ۵۰ سال پیش است حال آنکه این واژه در واقع مربوط به یان اشک یکم بود چون آنها از خاندان پارت بودند و منظمی هم نداشتند و به شکلی چریکی به حمله می د به آنها پارتیزان می گفتند پارتیزان ها بسیار تیراندازان باهوشی بودند و با تعداد اندک توانستند به مرور دشمن را از ایران پا ازی نمایند.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



جالبه

درخواست حذف اطلاعات
1. رومی ها عادت داشتند از پنبه نسوز در لباس هایی که هر روز می پوشیدند استفاده کنند. (پیشینیان پلینی (یک طبیعت گرای رومی) گفته آنها به این دلیل لباسهایی با الیاف پنبه نسوز می پوشیدند که آنها سفیدتر از پارچه هایی با الیاف معمولی بودند و می توانستند خیلی راحت لباس هایشان را درون آتش پرتاب کنند. او همچنین خاطر نشان کرد که خدمتکارهایی که لباسهایی با الیاف معدنی می پوشیدند اغلب از بیماری های ریوی رنج می بردند.

2. در مصر باستان قلب انسان را جایگاه هوش و اطلاعات می دانستند نه مغز. مصری های باستان فکر می د مغز فقط چیزی است که درون سر را پر می کند. بنابراین آنها هنگام مومیایی مغز را بیرون آورده و دور می انداختند، درحالیکه درمورد قلب دقت و توجه خاصی مبذول می داشتند!

3. زمان رواج امراض مسری در قرون وسطی برخی از ها لباسها و ماسک هایی با نقوش ابت و باستانی می پوشیدند به نام «لباس بیماری یا مرض». این ماسک دارای چشمی های شیشه ای قرمز رنگ بود که آنها تصور می د شخص را در برابر غیرقابل نفوذ می سازد. قسمت بالایی ماسک با اهان معطر و ادویه جات پر می شد تا محافظی باشد دربرابر «هوای بد» که اعتقاد داشتند مرض و بیماری را با خود حمل می کند.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



همه ی برادران ایرانی ما...

درخواست حذف اطلاعات
همه ی برادران ایرانی ما...
جمعیت ایران مطابق سرشماری سال ۱۳۸۵ بیش از ۷۰٬۴۷۲٬۰۰۰ نفر است. بیش از نیمی از جمعیت ایران را جمعیت فعال تشکیل می دهد و در حدود 39/5 درصد کل جمعیت ایران زیر ۱۴ سال سن دارد.

بدین ترتیب، جمعیت ایران از نظر ترکیب سنی جزو جوان ترین جمعیت ها در میان کشورهای دنیاست.

از جایی که ایران بر سر راه آسیای مرکزی، ترکیه و کشورهای غربی قرار گرفته است، متشکل از اقوام متعددی است که هم با داشتن حقوق برابر به صورت آزادانه در این سرزمین زند می کنند.

از میان اصلی ترین اقوام ایرانی می توان فارس ها، کردها، لرها، بلوچ ها، بختیاری ها، ترک های آذری، تالشی ها، ترکمن ها، قشقایی ها و عرب ها را نام برد. البته با توجه به گسترد و تنوع اقوام در کشور ایران، اقلیت های قومی و گروه های نژادی کوچک تری نیز در ایران زند می کنند.

مطابق قانون اساسی ایران، زبان و خط رسمی کشور ایران، زبان و خط فارسی است.
اما با توجه به این که ایران کشور بسیار پهناوری است و اقوام متعددی در آن زند می کنند، بیش از ۷۵ زبان و گویش در کشور رواج دارد. عمده ترین گویش های زبانی در کشور ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، ترکمنی، لکی، مازندرانی، خلجی، تالشی، لری، بختیاری، عربی، بلوچی، لکی، دیلمی، تاتی، ارمنی، آشوری، من ، گرجی، عبری و کلدانی تشکیل می دهند.
براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران، کتاب های درسی نیز در کشور ایران باید با زبان و خط فارسی تدریس شوند. ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات، رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



نگاهی دیگر به تهی دستی

درخواست حذف اطلاعات
فره ورتیش دومین پادشاه ایران از دودمان مادها و فرزند دیاکو بود . بامدادان بر دیوار دژ کاخ فراز آمده به خانه های مردم هگمتانه می نگریست هنوز بسیاری در بستر خویش آرمیده و زند در شهر جریان نیافته بود فرمانروا به لب دیوار دژ آمده و به پایین نگریست در پای دیوار زنی را دید که بر خاک های پای دژ خو ده است به دیده بان نزدیک خویش گفت این زن در اینجا چه می کند و کی به اینجا آمده ؟
دیده بان گفت بسیاری از شبها زنهای تنها در پای دژ می خوابند چون اینجا امنیت هست و ی آنها را آزار نمی دهد . فرمانروا گفت مگر آنها زند ندارند . نگهبان گفت بسیاری از آنها بیوه اند و یا س رستی ندارند همسرانشان یا در جنگ کشته شده اند و یا بیماری جانشان را گرفته .
فره ورتیش رایزن پیرش را خواست و جریان را برایش باز گو نمود . و به او گفت قدرت فرمانروا تنها در ایجاد امنیت در مرز ها نیست مردم هم باید امنیت جانی و همینطور ادامه زند داشته باشند .
دستور داد چهارصد اسب از داشته های فرمانروایی را فروختند و با آن ساختمانی در کنار کاخ خویش بنا نمود برای ن و مردان تنها و دردمند . روزی سه وعده غذا به آنها داده می شد . بی پناهان را پس از نگهداری تشویق به زند و فعالیت های شرافتمندانه می د .

پادشاه ایران فره ورتیش دستور داد در تمام ای ایران چنین ساختمانهایی ساخته شود . و یکی از هنجارهای اصلی این برج ها این بود که نام و نشانی از آمدگان نمی پرسیدند .


ارد بزرگ شمند و متفکر برجسته کشورمان می گوید : آزادگان تهی دستی را ننگ می دانند و نه تهی دستان را



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



جمعیت شناسی ایران

درخواست حذف اطلاعات
شاخص های جمعیتی در سال ۱۳۹۴جمعیت ایران تا این لحظه: ۷۸,۴۷۵,۹۴۱نفرمتوسط رشد سالانه جمعیت: ۱٫۲۹%جمعیت ن: ۳۸٫۸ میلیون نفرجمعیت مردان : ۳۹٫۶ میلیون نفرجمعیت محدوده سنی ۰-۱۹ سال : ۳۲٫۱۶% کل جمعیت ایران برابر با ۲۵٫۲ میلیون نفرجمعیت محدوده سنی ۲۰-۴۴ سال: ۴۶٫۰۲% کل جمعیت ایران برابر ۳۶٫۱ میلیون نفرجمعیت محدوده سنی بالای ۴۵ سال: ۲۱٫۸۲% کل جمعیت ایران برابر با ۱۷٫۱ میلیون نفربیش از ۷۰% جمعیت بین ۱۵ تا ۶۵ ساال هستند۹۹٫۴% جمعیت ایران را مسلمانان تشکیل می دهند.حدود ۳% از جمعیت ایران را اتباع خارجی تشکیل داده اند.



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



لنگه کفش گ

درخواست حذف اطلاعات
روزی گ با تعداد کثیری از همراهان و هواخواهانش می خواست با قطار مسافرت کند. هنگام سوار شدن، لنگه کفشش از پایش درآمد و در فاصله بین قطار و سکو افتاد. وقتی از یافتن کفشش در آن موقعیت ناامید شد، فورا لنگه دیگر کفشش را نیز در آورد و همان جایی که لنگه کفش اولی افتاده بود، انداخت .در مقابل حیرت و سوال اطرافیانش توضیح داد: « ممکن است فقیری لنگه کفش را پیدا کند، پیش خود گفتم بک جفت کفش بهتر است یا یک لنگه کفش ؟» مولود رسولی



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



فرهنگ احوال پرسی در کشور ها

درخواست حذف اطلاعات
فرهنگ احوال پرسی در کشورهای مختلف:
حال و احوال پرسی در :
معمولا یی ها در موقعیت های رسمی و زمانیکه فردی را برای بار اول می بینند دست می دهند. دست دادن یی ها خیلی محکم است و نباید شل و بی حال باشد. به دوستانی که با آن ها خودمانی هستند فقط دست می دهند و اگر خیلی صمیمی باشند همدیگر را بغل هم می کنند البته بغل بیشتر بین خانم ها رایج است و آقایان ممکن است دستشان را مشت کنند و مشتشان را به همدیگر بزنند.


حال و احوال پرسی در ترکیه:
در ترکیه هم در موقعیت های رسمی و زمانیکه افراد برای بار اول همدیگر را می بینند دست می دهند. دست دادن ترکیه ای ها هم بسیار محکم و چشم در چشم می باشد. در ترکیه هم خانم ها و هم آقایان موقعی که همدیگر را می بینند ممکن است یکدیگر را بغل کنند که بسیار عادی است.


حال و احوال پرسی در تایلند:
در تایلند زمانی که دوستی را می بینند در اصطلاح خودشان با یک wai یا همان تعظیم خودمان سلام می کنند. یعنی کف دست ها را به هم می چسبانند، جلوی صورتشان می گیرند و کمرشان را کمی خم می کنند و به هم sawadee یا همان سلام می دهند. در موقعیت های رسمی هنوز هم بعضی از تایلندی ها به این روش حال و احوال پرسی می کنند اما بعضی دیگر با هم دست می دهند.

حال و احوال پرسی درژاپن
در ژاپن وقتی همدیگر را می بینند کمرشان را خم می کنند و جلوی هم تعظیم می کنند.


حال و احوال پرسی درروسیه
در روسیه سه مرتبه گونه ها را می بوسند. چپ، راست، چپ


حال و احوال پرسی درایتالیا
در ایتالیا چهار مرتبه گونه ها را می بوسند. دو مرتبه چپ و دو مرتبه راست


حال و احوال پرسی در نیوزلند
در نیوزلند موقع احوال پرسی دماغ هایشان را به یکدیگر می چسبانند.


حال و احوال پرسی در چین
چینی ها به همدیگر می گویند ni-hoa-ma که معنای آن ح چطور است



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



ارزش نان

درخواست حذف اطلاعات
ارزش نان
نیمروز بود. کشاورز و خانواده اش برای نهار خود را آماده می د. یکی از فرزندان گفت در کنار رودخانه هزاران سرباز اردو زده اند. چادری سفید رنگ هم در آنجا بود که فکر می کنم پادشاه ایران در میان آنان باشد. سه پسر از میان هفت فرزند او بلند شدند به پدر رو د و گفتند زمان مناسبی است که ما را به خدمت ایران زمین درآوری ، پدر از این کار آنان ناراضی بود اما به خاطر خواست پیگیر آنها پذیرفت و به همراهشان به سوی اردو رفت .

دو جن ر در کنار درختی ایستاده بودند که با دیدن پدر و سه پسرش پیش آمدند : جن ری رشید که سیمایی مردانه داشت پرسید چرا به ایران نزدیک می شود . پدر گفت فرزندانم می خواهند همچون شما سرباز ایران شوند .

جن ر گفت تا کنون چه می د . پدر گفت همراه من کشاورزی می کنند .

جن ر نگاهی به سیمای سه برادر افکند و گفت و اگر آنان همراه ما به جنگ بیایند زمین های کشاورزیت را می توانی اداره کنی ؟

پیرمرد گفت آنگاه قسمتی از زمین ها همچون گذشته برهوت خواهد شد .

جن ر گفت : دشمن کشور ما تنها آشور نیست دشمن بزرگتری که مردم ما را به رنج و نابودی می افکند گرسنگی است کارزار شما بسیار دشوارتر از جنگ در میدانهای نبرد است .

آنگاه روی برگرداند و گفت مردم ما تنها پیروزی نمی خواهند آنها باید شکم ک نشان را سیر کنند . و از آنها دور شد .

جن ر دیگری که ایستاده بود به آنها گفت سخن پادشاه ایران فرورتیش ( فرزند بنیانگذار ایران دیاکو ) ! را بگوش بگیرید و کشاورزی کنید . و سپس او هم از پدر و سه برادر دور شد .

فرزند بزرگ رو به پدر پیرش کرد و گفت : پدر بی مهری های ما را ببخش تا پایان زندگی سربازان تو خواهیم بود . ارد بزرگ دمند برجسته کشورمان می گوید : فرمانروایان همواره سه کار مهم در برابر مردم دارند . نخست : امنیت ، دوم : و سوم : نان .

سخنان پادشاه ایران فرورتیش نشان می دهد زمامداران ما از آغاز تلاش می نمودند نان مردم را تامین کنند

مائده مهر



منبع: http://rahgozarkafiyan. /



داستان کوروش بزرگ و پانته ا

درخواست حذف اطلاعات
داستان کوروش بزرگ و پانته ا
هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می د

در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند.

و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد د که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست..

کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.

می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان ست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»

آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت.
هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است. کاش از این داستان های غنی و اصیل ایرانی هایی ساخته میشد تا فرزندان کوروش، منش و خوی اصیل ایرانی را بیاموزند. مائده مهر



منبع: http://rahgozarkafiyan. /