رسانه
رسانه

راهی به سوی نور



جانستان کابلستان

درخواست حذف اطلاعات

#جانستان_کابلستان

#رضا_ خانی

#نشر_افق


بگذار ساده بگویم،-نه مثلِ یک کارشناسِ رسمی- که شاید فاصله ی آن ها(افغانستان) با ما این قدر زیاد باشد، اما فاصله ی ما با آن ها، بسیار کم است...زیرِ ۵سال...اگر ما مردم قدر یک دیگر ندانیم و قدرِ کشور ندانیم و قدر نظام ندانیم و افسارِ مملکت را بدهیم دستِ جاه طلبی چهار نفر قدرت طلبِ بی فرهنگِ ، یقین بدانیم که ظرفِ ۵ سال بدل خواهیم شد به نسخه ی برابرِ اصل هم سایه. گسل ها اگر تعمیق شوند و یک دیگر را دشمن بپنداریم، هزاران خطِ جنگِ دیگر بینِ ماهای دیگر و شماهای دیگر پدید خواهد آمد و... شاید دوباره در همین خانه ها زنده گی کنیم، اما کنارِ خانه هامان بایستی ی با کلاشینکف راه برود...خدا کند که او از ان مان نباشد...

****

در ح فیزیک ح ی هست در ماده به اسمِ تغییر فاز، مثلا تغییر ح ِ جامد به مایع، وقتی یخ ذوب می شود و به آب تبدیل می شود. در ح ِ تغییرِ فاز، اگر چه سیستم در حالِ گرفتن یا دادن انرژی است، اما دماش ثابت می ماند، یعنی به یخ گرما می دهیم، اما تا مدتی که به آب تبدیل می شود، دما در همان صفر درجه ثابت می ماند... فیزیک دانی که فقط به دماسنج اتکا کند، متوجه تغییر فاز نمی شود...

جامعه شناسِ بی توجه به تعمیقِ گسل هم، وقتی جامعه را آرام می یابد، مثلِ فیزیک دانِ دماسنج، تصور می کند که همه چیز در س و آرامش است...


پ.ن: کتاب سفر نامه ی نویسنده، درباره ی سفر اتفاقی اش به افغانستان است، آنجا که به قول خودِ نویسنده « ای از تنش را جا گذاشته بود»

پ.ن۲: من دوست افغانستانی زیاد دارم، و واقعا معتقدم «جوان مردمی هستند، مردم این دیار»

پ.ن۳: کتاب نظرم رو درباره کتاب بادبادک باز عوض کرد!

پ.ن۴: کاش من جزء اون دسته ی سوم دانش آموزانِ فارق حصیل از دبیرستانِ یی توصیف شده در کتاب بودم! جدا دلم این مدلی اش را بیشتر می پسندد! و تازه دلم هم می خواهد برود و افغانستان را از نزدیک ببیند.

پ.ن۵: قلم خانی عالیه! نگاهش جدید و تازه است و مثل همه ی کتابایی که ازش خوندم لذت بخش.




دفترچه نیم سوخته یک تکفیری

درخواست حذف اطلاعات

#دفترچه_نیم_سوخته_یک_تکفیری

#محمدرضا_حدادپور_جهرمی


-ارزشش رو داره؟ تو داری هم وطنای خودت و مسلمونا رو می کُشی!

-من داشتم با اسد می جنگیدم.

-با اسد؟ مملکتت رو تبدیل به خاک و خا تر کردی! داشتی با اسد می جنگیدی؟

- دستور این بود: اسد باید بره.

-دستور؟ این چه حرفیه؟ می دونی همونایی که بهت دستور می دن، الان دارن تو اروپا و توی کاباره ها می ن؟ این رو از زن و دختر ابوبکر البغدادی تو صومعه ی لندن دیدی؟ این یکی رو از ابوعدنان توی کاباره دیدی؟ ابوعمر القفازی رو که داره بچه ها رو آزار می ده، دیدی؟


ها را برایش پخش د و دیده بان تکفیری با تعجب فقط نگاه می کرد و تند تند می گفت: الله اکبر. الله اکبر...


پ.ن: ۳ داستان کوتاه درباره تکفیری و ی ها، داستان هایی که با خوندنشون با بخشی از حقیقت و ماهیت این گرو و اه ی اون ها آشنا می شید

پ.ن۲: نسبت به کتاب های دیگه اش، تقریبا کتاب متفاوتی از نویسنده بود.

پ.ن۳: #کتاب_امانت_گرفتم




بگذارید قرمه سبزیتان بسوزد، ولی...

درخواست حذف اطلاعات

با یک دست بچه را نگه داشته با دست دیگر لوله جارو برقی را، بوی غذایش دویده تا کوچه و سماورش غُل می زند، لباس های سفید و تمیز آقای خانه هم لابد روی رخت پهن است.


همه تعریف ما یا اکثر ما از خانه داری همین است. همین کارهای جسمانی فرساینده و سخت. همین کارهایی که هم سنگینی آن را از دوش زن برداشته و به او حق داده بابت شان از همسرش مزد بگیرد. انگار «خانه» همین ظرف و ظروف و مبلمان و است. وقتی از تاثیرگذارترین نهاد اجتماعی و امن ترین پناه بشری حرف می زنیم منظورمان فقط حاضر بودن غذا و اتو داشتن یقه پیراهن نیست! خانه داری فراتر از اینهاست، زن خانه می تواند لباسهایش را بسپارد به ماشین تا بشوید، جارو را بدهد به همسرش تا بکشد، و تابلوهایش مثل یک دیزاینر، سِت نباشد و گاهی غذایش هم بسوزد اما همچنان، «خانه دار موفقی» باشد!


خانه داری یعنی خانواده داری؛ یعنی مدیریت عمیق ترین روابط انسانی در اصلی ترین پناهگاه انسان یا همان خانه. این مفهوم اگر به درستی درک شود، زیبایی و هماهنگی ظاهری هم به همراه آن می آید، دلچسب بودن مزه ها هم می آید، نظم و انضباط هم. خانواده داری یعنی انسان داری، جامعه داری، کشورداری و جهان داری. یک زن می تواند افراد جامعه را به حضیض رذائل اخلاقی براند و هم از آن بِرَهاند؛ او می تواند قرمه سبزی اش را بی نمک بپزد اما نمک زندگی یک جمع را کم و زیاد کند! می تواند همسر و فرزندانش را با رغبت در امور خانه شریک کند تا به تنهایی همه کارها را انجام نداده باشد و همچنان خانه دار خوبی باشد.


زن اگر اهلِ هر روز بهتر شدن، اهل مطالعه، ورزش، خودسازی، تمرین ، تهذیب و در کل اهل رشد و فضلیتِ مدام باشد خانواده و ب بع جامعه را هم اهل می کند، رشد می دهد و اگر نباشد خودش سنگین ترین سد در برابر رشد جامعه است. قدر خانه داری را بدانیم، انسان سازی کمتر از ماشین سازی و ساختمان سازی و دندان سازی نیست.


پ.ن: مطلب از خبرگزاری مهر برداشته شده است.

https://www.mehrnews.com/news/4449958/%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%ba%d8%b0%d8%a7%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b3%d9%88%d8%b2%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af

پ.ن۲: چقدر راست میگه...




با...با...باشه

درخواست حذف اطلاعات

#با...با...باشه_و_دو_داستان_دیگر

#کلر_ژوبرت


آن وقت چشمش به بچّه ح ون افتاد که به او نگاه می کرد. کی کی با خودش گفت:« اگر با خانه ی روی پشتم پُز بدهم، شاید ح ون دلش بگیرد که خانه اش این قدر کوچولوست...»

چند لحظه سکوت شد. سنجاب، گوش و گنجشک با کنجکاوی پرسیدند:« پس چی شد کی کی؟ چی می خواستی بگویی؟»

کی کی زود فکری کرد و گفت:« با چیزهایی که گفتید، هیچ را خوشحال نکردید.من هم می توانم پز بدم، ولی دلم نمی خواهد ی را ناراحت کنم.»...

پ.ن: دلم واسه اون موقع ها تنگ شد!




اژدودو

درخواست حذف اطلاعات

#اژدودو_و_دو_داستان_دیگر

#کلر_ژوبرت


هر روز بچه های بیشه به صف می ایستادن تا با سرویس مخصوصشان به مدرسه بروند. اما مینی بوس مدرسه برای همه صندلی نداشت. چند نفرِ ته صف مجبور بودند تمام راه بایستند. یک روز اژدودو، اژدهای کوچولو، دیر رسید و نفر آ صف شد. آه کشید و با خودش گفت:« حالا چی کار کنم تا بتوانم توی راه بنشینم؟»...




سربلند

درخواست حذف اطلاعات

#سربلند

#محمدعلی_جعفری

روایت زندگی شهید م ع حرم#محسن_حججی



پرسید: «چیکار کنم شهید بشم؟»

دست زدم روی شانه اش و با خنده گفتم: ان شاء الله ویژه شهید شی!»

گل از گلش شکفت.

- خب، حالا چیکار کنم؟

- به نظر من، ما خودمون نمی تونیم این راه رو بریم. باید یکی دستمون رو بگیره.

و بعد این شعر را برایش خواندم:

- گر میروی بی حاصلی / گر میبرندت واصلی / رفتن کجا؟ بردن کجا؟

مرتب گوشزد می رفیقی از جنس داشته باشید. این حرف را از زمانی که تازه وارد مؤسسه شهید کاظمی شده بود، تکرار می .

در مؤسسه طرحی راه اندازی کردیم به اسم «#رفیق_آسمانی».

خداوند در آیه ۶۹ سوره نساء می فرماید: (حسن اولئک رفیقا )

اینها رفیق های خوبی هستند.

بعد در ال عمران علتش را می فرماید: «زنده اند، از آنها کار برمی آید؛ چون عند هم یرزقون اند و آرامش بخش اند. به این سه دلیل، خداوند به یش می بالد ...

پ.ن: شهید حججی برا خدا همه چیزشو آورد وسط خدا هم زیر دین ی نمی مونه

پ.ن۲: چقدر اهل مطالعه بودن و دغدغه کار فرهنگی داشتن

شهید حججی میگفتن:

اگه کتاب بخونید، معرفتتون زیاد میشه؛ اون وقته که ایمانتون قوی میشه....




هزار بوسه ی پر پری

درخواست حذف اطلاعات

#هزار_بوسه_پ ری_و_دو_داستان_دیگر

#کلر_ژوبرت


...روز سوّم، دو دوزک خواست الکی بگوید: « من سرما خوردم. اگر بوسم کنید مریض می شوید.» ولی خوب می دانست که فایده ای ندارد. فقط یک راه برایش مانده بود: تا خانم هزار پا را دید، فریاد کشید: «نه!»

خانم هزا ا در جا ایستاد و با تعجّب نگاهش کرد. دودوزک آرام تر گفت: « لطفا بوسم نکنید.دوست ندارم.»....

پ.ن: هرسه داستان این مجموعه شامل سه داستان کوتاه با شخصیت های فانتزی حیوانات سخنگو است. موضوع این داستان ها مهارت های شخصی و اجتماعی است: رازداری، رعایت نوبت، «نه» گفتن به درخواست های نادرست، خوش رویی، نظم، تحمّل دیگران و...

پ.ن۲: خانم ژوبرت رو دوست دارم! و داستان هاشون رو و تصویر سازی هاشون رو...

پ.ن۳: مس ه نکنین! کتابا رو با هدف خاصی می خونم ها!

یه دوره شرکت که باید با محیط کودک و کتاب ها و انیمیشن هاشون بیشتر آشنا بشیم، و جداً که چه حس خوبی داره!

تازه وقتی کارتون می بینی عذاب وجدانم نداری که وقتت تلف می شه! چون تکلیفته! باید انجامش بدی!




چرا اربعین انقدر پررنگ شده؟

درخواست حذف اطلاعات

چرا ۴،۵سالی است که پیاده روی اربعین انقدر پررنگ شده است؟


یادم نمی آید اولین بار، کجا با این سوال مواجه شدم، اما یادم هست که در جواب دادنش ماندم، من تازه از سفر اولم برگشته بودم و این سوال و جواب های به شدت مغرضانه ی مطرح شده اش، سیستم دفاعی اعتقادی ام را به شدت فعال کرده بود. فقط می توانستم نپذیرم، اما جواب؟... تقریبا هیچ!

چیزی برای گفتن نداشتم. من از کجا بدانم چرا پیاده روی اربعین جدیدا انقدر مهم شده است؟

ادامه مطلب



جشن باغ صدری

درخواست حذف اطلاعات

#جشن_باغ_صدری

#عذرا_


پدر زل می زند به روبه رو، به درخت زردآلو که دیگر برگی بهش نمانده.

-دیگر لازم نیست.

مادر ماتش می برد، فریده می نشیند کنار پدر، پدر دست می برد توی جیبش و کاغذی بیرون می آورد. از بالای سر فریده نگاه می کنم، کاغذ ماشین شده است.

- استعفا دادم؛ خلاص

پدر سوال فریده را از نگاهش می خواند، سرش را پایین می اندازد و می گوید: «مظفری ب خودکشی کرده، خودش و زنش هر دو خورده اند و تمام، برای این که امشب جشن نیایند. بچه هایش هیچ نفهمیده اند. شب، آ وقت خورده اند و خو ده اند. صبح هرچه صدایشان کرده اند، از جا تکان نخورده اند. بسته ی را از جیب مظفری پیدا کرده اند و...

پسرش صبح خبر آورد. می گفت مادرم تا خبر جشن را شنید، افتاد توی رخت خواب. می گفت اشک چشمش بند نمی آمد. مظفری هم طاقت این را که زنش را بی پوشش ببرد باغ نداشته.»

آقا جون کلاهش را از سر بر می دارد و توی دست، مچاله اش می کند.

-پاشو! پاشو دخترم برویم تو، الان سرما می خوریم.

- پس جشن؟ طوطی؟

- دیگر لازم نیست. گیرم زن ای برایم جفت و جور کنید. مگر زن ای آدم نیست؟ مظفری جانش را گذاشت سر نرفتن باغ، حالا من...فوقش توی بازار، بار می گذارم روی گُرده ام آدم حمال باشد، بهتر از این است که بی غیرت باشد.

پ.ن:کتاب شامل۷داستان کوتاه است با موضوعات کشف حجاب، حمله به مسجد گوهر شاد، مار یست ها ، زندانی های ساواک و شکنجه ها و آزار و اذیت هایش، که در همه ی آن ها حضور و نقش ن پر رنگ است.

پ.ن۲: این داستان، یاد یه قسمت از معمای شاه انداخت منو، اونجا که یکی از خانم ها به خاطر اینکه بدون حجاب مجبور شد در جشن حاضر بشه، همونجا سکته می کنه و می میره...

پ.ن۳: لعنت الله علی قوم الظالمین، از رضا می نج گرفته تا تحفه ای که به جا گذاشت...

کاش این اتفاقات رو برای نسل ما پررنگ می ، یا در حداقلی ترین ح ممکن، انقدر سعی در کم رنگ ش نمی د.

پ.ن۴: اگر تاریخ نخوانیم، تاریخ را برایمان تحریف شده تعریف خواهند کرد.




دوره های رشد تفکر اجتماعی ۲

درخواست حذف اطلاعات

#دوره_های_رشد_تفکر_اجتماعی_۲

#احمدرضا_اخوت

(از تکلم تا بلوغ، ظهور م و ادب)


در دوره دوم رشد اجتماعی مقرر شده تا والدین با ولایتی که خداوند در اختیارشان گذاشته است، حدود شناسی و محدود شناسی را به فرزند بیاموزند تا ادب نیکو را به ارث گذارند و با آموزش م توان اختیار و انتخاب را در او شکوفا نمایند.

والدین در کنار ایشان مربیان، موظفند در این دوره با تعلیم انواع علوم و تقویت تعبد و با تکیه بر فعال انواع تفکر، شناخت و توجه فرزند را به تدریج نسبت به مواردی چون مسائل زیر تقویت کنند:

-خلقت، سلامتی، و صحت خود

-شناخت اعضای بدن و کارکردهای آن

- اهمیت وقت و اجل

-توان اختیار و انتخاب

-توان یادگیری و ذکر

- باید ها و نباید های زندگی.


پ.ن: برای تربیت فرزند کتابارو نمی خونم، برای تربیت خودم دارم می خونم

نتیجه اینکه تا اینجا فهمیدم چقدر بی تربیتم




آیا اربعین جای حضور ن است؟

درخواست حذف اطلاعات

بدون شک بله!

همه ی آن ها که به این سفر رفته اند، و یا از جزییات این سفر باخبرند، بعید است که پاسخی غیر از این داشته باشند، حتی آن ها که قبل تر ها نظرات دیگری داده اند، الان در اینکه حضور ن در این حماسه لازم است شکی ندارند.

اما این حضور ولی و اما هایی دارد که باز هم برای آن عده که در شرایط واقعی و نزدیک این اتفاق بوده اند، احتمالا جای مخالفت ندارد، مثلا وم توجه به نکات امنیتی، توجه بیشتر در انتخاب پوشش و نحوه حضور در این مراسم، عدم اصرار بر حضور در مکان های شلوغ و پر ازدحام که تفکیک تی در آن وجود ندارد مثلا بین الحرمین در روزهای نزدیک به اربعین و...

اگر این شرایط در مورد ن رعایت شود، بی تردید حضورشان نه تنها جای سوال ندارد که در برخی شرایط ا امی هم می شود.

شاهد مثال، ک نی که در این مسیر حضور یافتند و جرعه جرعه ماجرای کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا را از کام مادرانشان به ارث بردند.

سوال مهم بعدی این است، آیا حضور ن، موجب دست و پاگیری و سخت شدن پیاده روی برای مردان خواهد شد؟

بازهم بنده جواب سوال را بی تردید بله می دانم، حتما اگر همسر، برادر و پدری با یکی از ن خود به این سفر رفته باشد، گفته ام را تایید خواهد کرد.

چه انجا که کامیون های رایگان و پر ظرفیت برای حمل مسافران وجود دارد و تو به خاطر وجود یک زن، نمی توانی از آن استفاده کنی، چه ترس و لرزی که برای گم شدن ها و جا ماندن ها داری، چه انتخاب های محدود تری که برای استراحت شبانه خواهی داشت چون دیگر وسط خیابان و کنار موکب های شلوغ و پر شده نمی توانی بخو ، چه مراقبت هایی که زمان های ازدحام باید از محرم همراهت داشته باشی و...

اما و ولی این قضیه هم در جای خود مهم است.

اما

نمی توانی به این دلایل مانع حضورشان شوی، یعنی از نظر من، نباید مانع شوی...

انصاف نیست

ن عفیفه ای که سال ها محجوبانه بچه تربیت کرده اند و کنار کار خانه، هزار و یک وظیفه ی ریز و درشت دیگر را بر عهده گرفته اند، حقشان حسرت عدم حضور در چنین جاذبه ای نیست...


به خاطر سختی کم تر، مانع آمدنشان نشویم.

خیلی ها حسرت های به دل ماندشان باعث می شود تمام انگیزه و شور ادامه مسیرشان کم رنگ شود...

لطف حضور در پیاده روی اربعین، با چیز دیگری جایگزین نمی شود


پ.ن: قطعا و بدون شک منظور من رفتن در هر شرایطی، با هر سختی و محدودیت و معذوریتی نیست. گاهی یت تو، جای دیگری تعریف شده است که باید در پست خودت قرار بگیری، تنگه احدت را به بهانه های هرچند معنوی نباید رها کنی.

پ.ن ۲: برای آن ها که نمی توانند بروند چون دست و بالشان بسته است چه مالی، چه زمانی و چه...

اجرتان محفوظ است اگر در حسین ع باشید در روزی که عاشورا است و زمینی که کربلا است.




اشک باید رازدار باشد

درخواست حذف اطلاعات

#اشک_باید_رازدار_باشد

#مرتضی_مفید_نژاد

#حضرت_آیت_الله_


از اعماق وجودمان عرض مى کنیم: «السّلام علیک یا اباعبداللَّه، السّلام على الحسین الشهید». شهادت تو، جهاد تو و ایستادگى تو، را رونق داد و دین را جان تازه بخشید. اگر آن شهادت نبود، از دین پیغمبر چیزى باقى نمى ماند. امروز دلهاى ما هم مشتاق حسین بن على (علیه السّلام) و آن ضریح شش گوشه و آن قبر مطهر است. ما هم گرچه دوریم، ولى به یاد حسین بن على و به عشق او سخن مى گوییم. ما با خودمان عهد کرده ایم و عهد مى کنیم که یاد حسین، نام حسین و راه حسین را هرگز از زندگى خودمان جدا نکنیم. همه ى ملت ما، همه ى کشور ما، همه ى شیعیان عالم و بلکه همه ى آزادگان در سرتاسر جهان، یک چنین احساسى نسبت به حسین بن على (علیه السّلام) دارند. 85/1/1

پ.ن: " اشک باید رازدار باشد" در برگیرنده گزیده ای از بیانات فرزانه انقلاب پیرامون "محرم الحرام و نهضت عاشورای حسینی" که بین سالهای 1361 تا 1385 و در جمع های مختلف مبلغان دینی، مداحان اهل بیت(ع)، واعظان و خطیبان و قشرهای مختلف مردم است.




عاشق شوید....

درخواست حذف اطلاعات




مدت زمان: 1 دقیقه 22 ثانیه


ملت ایران،عاشق است...




ادامه ی عاشورا هنوز شب نشده

درخواست حذف اطلاعات

دو سال پیش محرم، به یه نیتی، یه سیر مطالعاتی رو راجع به قیام حسین(ع) و دونستن بیشتر از این حادثه شروع . خلاصه ای از اون مباحث هم در سلسله مطلب هایی با عنوان «عاشورا هنوز شب نشده»* در وبلاگ منتشر . دو سال گذشت و من به هزار و یک بهونه(دلیل نبودن ) وقت پرداختن به ادامه اون کار رو نداشتم.


امسال به نیت دیگه ای، دوباره این سلسله مطالب رو ادامه می دم...

برای خودم که خیلی مفید بود

ان شاءالله که برای بقیه هم مفید باشه...



برای مطالعه مطالب قبلی از موضوعات کنار وبلاگ «عاشورا هنوز شب نشده» رو انتخاب کنید...

--------------

شهید سید مرتضی آوینی اولین بار از این عنوان استفاده کرده بودند.




عاشورا هنوز شب نشده (۸)

درخواست حذف اطلاعات

فضا شناسی آن زمان

قبل از پرداختن به زمان حسین(ع) و فضای آن موقع، بیایید قبل ترش ببینیم آیا ریشه چنین انحرافی می توانسته در زمان (ع) بوده باشد؟ یعنی بدون جهت گیری قبلی ببینیم کم کاری منجر به انحراف مربوط به (ع) بوده و یا دلایل دیگر منجر به این انحراف شده اند.

برای این کار سیره (ع) را بررسی می کنیم.( برای مطالعه بیشتر در مورد مفهوم کلمه سیره، و سیره به کتاب سیره نبوی، از شهید مطهری مراجعه کنید)

خطوط اصلی زندگی ایشان بر مبنای ۴ چیز بنا شده بود

۱- معرفت:

معرفت شفاف و بدون ابهام، در چه چیزهایی؟ در همه چیز، شناخت و معرفت در دین، احکام، توحید، تکلیف و حتی طبیعت.

جریان مرگ پسر ، ابراهیم و خورشید گرفتگی همزمان با آن را که احتمالا شنیده اید،؟

نمی توانست بگوید، این اتفاق به خاطر مرگ فرزند من بود؟

چرا می توانست.

اما این کار را نکرد، نکرد تا مردم معرفت بدون ابهام به دست بیاورند، به دور از افه.

چرا قرن ۴و ۵هجری اوج اقتدار علمی مسلمانان است؟ تا به حال به این فکر کرده اید از چه جماعتی، این چنین جامعه ای را ایجاد کرد؟ همان جامعه ای که اوج استدلالشان به چرایی کارهایشان این بود که چون پدرانمان د، ما هم ادامه می دهیم!

۲- عد

عد مطلق و بدون اغماض حتی قبل از رس ،این همان ی است که قبل از رس ش پیمان «حلف الفضول» را برای جلوگیری از ظلم به مردم ایجاد کرده است، همان که گفت اقوام قبل هلاک شدند، چون مجازات ها را برای ضعفا اجرا د و برای اغنیا ن د...

۳- عبودیت

عبودیت کامل و بدون شرک. و ما حصل آن تربیت افرادی بود که زبان زده عبودیت در جامعه شدند. باز هم به یاد بیاورید در چه جامعه ای؟ در جامعه ای که برای خدا شریک قائل بودن که هیچ، شرکشان در حدی بود که اگر برای بت ها سهم کم می آمد از سهم خدا به او می دادند!( سوره انعام آیه۱۳۶). در این جامعه جوانی از اصحاب صفه صبح می کند در حالی که خود را موقن می داند(از اینجا بیشتر بخوانید)

۳-محبت

عشق و عاطفه ی جوشان به خود، خانواده، مردم و...

در چه زمانی؟ آن زمان که دختر زنده به گور می د. چه ساخت از این آدم ها؟ کافی است داستان آب بردن جابر برای مجروحین جنگ احد و امتناع آن ها از آب خوردن و سفارش به بردن آب برای دیگری را تجسم کرد، کافی است داستان مرد انصاری را یادآوری کرد، همان که مهمانی به خانه دعوت کرده بود و چون غذا کافی نبود، چراغ را خاموش کرد و تظاهر به برداشتن لقمه و غذا خوردن کرده بود....


پس در تربیت این امت کوتاهی نکرده بود...

پس برای جامعه چه اتفاقی افتاده؟...




حتی به ذهنتم خطور نکنه!

درخواست حذف اطلاعات

دریافت
حجم: 9 مگابایت
توضیحات: به ذهنتم خطور نکنه به خاطر مشکلات مالی امسال اربعین نری!




باز اینا پیداشون شد!

درخواست حذف اطلاعات

خُب نزدیک اربعین شد و بهونه گیری های نق نقو ها شروع شد!

چرا می رید زیارت؟ پولتونو ج نیازمندای خودمون کنید!

پولتونو می ریزید تو جیب یه مشت عرب!

می رید مریضی میارید ایران و...



عزیزم

اولا شما جشن دندونی بچه ات چقدر جش شده بود؟ بهتر نبود اون تالار و کیک و ج رو می دادی به همین نیازمندا!

یا دلبندم، بهتر نیست یه سال ج مسافرت عید خارج ک و بدی همینا!؟


عارضم به خدمتتون که از قضا اونایی که زیارت های این مدلی می رن، غالبا به وضعیت مظلوم و نیازمند حساس ترن و بیشتر کمک می کنن، نمونه اش اینکه بزرگ ترین خیّر های مدرسه ساز ایران، بزرگ ترین نذری های ماه محرم رو هم تقبل می کنن!( مصاحبه باهاشون هست!) خودشون می گن اگه این دومی نباشه، روحیه ی انجام دادن اون اولی هم نیست!



و ... فکر نکنید اونا که می رن اربعین یه عده شکم سیرن که نمی دونن پولاشونو چی کار کنن ها! هستن زائرهایی که شده طلا بفروشن، می فروشن، ولی زیارت میان!


زیارت حسین(ع) کلی درس داره توش، که یکیش همونیه که می گی! کمک به نیازمند...وقتی معرفتت زیاد بشه، عمل بع دستور هم برات راحت تره، زیارت یکی از روش های افزایش شناخت و گرایشه! پس احتمالا نتیجه های بزرگ تر از کمک به نیازمند، ثمره اش خواهد شد ان شاءالله...


بعد یه چیزی! شما که انقدر انسانیت برات مهمه! اونوقت نژاد عرب و عجم گفتنت تناقض توش نیست؟!


اگه نمی دونی بدون! اونجا عرب هایی هستند که تمام سرمایه ی سال رو جمع می کنن که همچین زمان هایی، بی منت، با افتخار و خواست قلبی، در راه حسین (ع) و زائراش ج کنن، پس چششون دنبال پول نیست که هیچ! تازه پول غذا و جا خوابمونم از جیب می ذارن!


اگر حرفاتون از سر جه ه، که ان شاءالله علم پیدا کنید

اما اگر مغرضانه است...

مخلص کلام اینکه، جمع کنید بساطتون رو!...


مشکل شما زیارت رفتن و نرفتن نیست!

فقیر و نیازمند هم اتفاقا براتون اولویت نیست...

مشکل پیوند و تحکیم ارتباط معنوی مردم با اهل بیت(ع) هست و بزرگداشت حادثه ی عاشورا!


خوشحالیم که انقدر خار چشم شدیم!




عاشورا هنوز شب نشده(۹)

درخواست حذف اطلاعات


جامعه ی بعد چه شد؟ به کدام سمت حرکت کرد، آیا ۴مولفه آن زمان به کلی از بین رفت؟

۱-ظاهرا عبودیت هست

۲-ظاهرا عد هست

۳-تا حدودی معرفت هست

۴- محبت هم هست

پس اگر این ۴عنصر همچنان در جامعه هست، باید به روند قبلی اش ادامه می داد، پس چرا تغییر کرد؟؟؟؟؟؟

مشکل از اینجا شروع می شود.

این ۴عنصر، باید همراه «روح حاکم» همراه باشد، آن روح حاکم چیست؟ «ولایت»


خلفای بعد ، به ظاهر ۴خط را ادامه دادند ولی، این رفتارها همراه روح ولایت نبود.

نکته اینجاست، ایمان آوردن های زمان همراه با سیر تربیتی بود، اما شرایط بعد ایشان طوری است که ایمان می اورند اما خبری از تربیت نیست، ( یاد تشکلات دانشجویی می افتم، جذب می کنیم ولی خبری از تربیت نیست!)

شرایط آن روز جامعه این چنین است:

۱- گروهی اجبارا و به ظاهر ایمان می اورند(جریان فتح مکه)

۲- گروهی بادیه نشین ایمان می آورند ولی از چیزی نمی دانند،

۳- هم از بینشان رفته و سیر تربیتی منظم و سازمان یافته وجود ندارد

نتیجه:

جامعه ای که از نظر کمیت بر تعدادش افزوده می شود اما از کیفیت در آن خبری نیست


این دردی است که نقاط مثبت موجود هم تحت تاثیر قرار می دهد.

چگونه؟....

به آیه ی زیر دقت کنیم:

مریم آیه ۵۹

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا

ﺳﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺴﻠﻰ ﺟﺎﻳﺰﻳﻦ [ ﺁﻧﺎﻥ ] ﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﻴﺮﻭﻯ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ؛ ﺲ [ ﻛﻴﻔﺮ ] ﻤﺮﺍﻫﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ ]ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻳﺪ.


ویژگی جوامع دینی انحراف یافته دو چیز گفته می شود

۱-ضایع (ضایع عبودیت)

۲- پیروی از شهوات (دنیا طلبی)


ویژگی جامعه زمان حسین ع چطور بوده است؟...




احضاریه

درخواست حذف اطلاعات

#احضاریه

#علی_موذنی


این هم جزء عجایب است که علی خود زنده و حیّ و حاضر باشد، اما برای یاران رسول خدا که از تشخیص حق از باطل عاجز مانده اند، عمار یاسر معیار شود. وقتی روایت های مربوط به عمار را می خواندم، برایم این سوال پیش آمد که چطور می شود بعضی اصحاب روایت حضرت را در خصوص عمار به یاد داشته اند، اما آنچه را که او بارها به صورت های گوناگون درباره علی فرموده، فراموش کرده اند؟ به یاد دارند که فرمود، عمار را ستمگرانی می کشند که بر باطلند، اما به یاد ندارند که فرموده علی و اصحاب او حق اند. حق با علی است. هرجا علی باشد، حق نیز آنجاست.

نکته ی شگفت و تاثیر بار این که برای تشخیص حق از باطل به آنچه عمار می گفته و بر آن تاکید می ورزیده، توجه نداشته اند یا به این که در جبهه ی چه ی و علیه چه ی می جنگیده، دقت نمی د. فقط منتظر بوده اند ببینند عمار توسط چه ی و کدام جبهه کشته می شود!

پ.ن: قلم علی موذنی رو بعد خوندن کتاب«نه آبی، نه خاکی» شناختم و بسیار دوست داشتم.

این کتاب هم خوب بود، ولی نه به اندازه نه آبی!

پ.ن۱: هر چه معرفت بالاتر، محبت بیشتر، کتاب ترغیبم می کرد برم تو خط مطالعات جدی این طوری...

پ.ن۲: یکی دوتا ان قلتم به داستان هست...مثلا قضیه حضور نیافتن عبدالله ابن جعفر رو من تا الان یه شکل دیگه خونده بودم! و فکر می کنم اون شکل متقن تر باشه




عاشورا هنوز شب نشده (۱۰)

درخواست حذف اطلاعات

جلو تر می رویم، زمان حسین ع ...

خطبه ی منا یادتان هست؟


بررسی صحبت های حسین در منا(دو سال قبل عاشورا)

" شما ای بزرگان که در علم و دانش پرآوازه و در نیکی و خیرخواهی معروفید، و به وسیلة خدا در دل مردم مهابتی دارید که شرافتمند از حساب می برد و ناتوان شما را گرامی می دارد و آنان که هم درجه شمایند و بر آنها حق نعمتی ندارید، شما را بر خود پیش می دارند، شما واسطة حوایجی هستید که از خواستارانشان دریغ می دارند و به هیبت پادشاهان و ارجمندی بزرگان در میان راه، گام برمی دارید. آیا همه اینها از آن رو نیست که به شما امیدوارند که به حقّ خدا قیام کنید؟ اگر چه از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده اید از این رو حق ان را سبک شمرده، حقوق ضعیفان را تباه ساخته اید و به پندار خود حقّ خود را گرفته اید. شما در این راه نه مالی ج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره انداختید و نه برای رضای خدا با عشیره ای درافتادید، آیا شما به درگاه خدا بهشت و ه نی ان و امان از عذاب او را آرزو دارید؟


ویژگی آدم های خاص جامعه و علت جانشینی یزید را ۶مورد می دانند:

۱-کوتاهی در ادای حق الهی و اهل بیت(ع)

۲-پایمال حق ضعیفان و بی نوایان

۳- ناروایی در تصرف آنچه حق خود تصور می د

۴- عدم بخشش مال در راه خدا

۵- عدم به مخاطره انداختن جان در راه خدا

۶- عدم ب از اقوام و خویشان برای رضای خدا


خلاصه ی این ۶مورد را بخواهیم بنویسیم چه می شود؟

همان ضایع عبودیت و دنیا پرستی آیه ی قبل نیست ؟

نکته مهم:

ممکن است اگر این اتفاق ها مجددا افتاد، جامعه اتفاقات مشابهه را تجربه کند؟!



حوادث بعد از پیغمبر(ص)

بعد از چه د تا بتوانند مسیر جامعه را منحرف کنند؟

۱-اولین قربانی، خودِ بود.

از ممنوع کتابت و نقل حدیث ایشان گرفته تا گفتن«حسبنا کتاب الله» خلیفه دوم.

چرا باید حذف می شد؟

احتمالا حضور احادیث و بیانات باعث سوالانی در مردم و عوام و تازه مسلمان ها می شد که نباید بشود. مثلا شاید برایشان سوال می شد، اینکه به المومنین فرموده اند، تو برای من چون هارون برای موسی هستی، یعنی چه؟ و احتمالا از این سوالات به چیزهای دیگری می رسیدند، مثلا خلافت بدون اذن !!!


۲- آسیب بعدی دامن گیر راویان احادیث بود، انی مانند ابوذر، عمار و...کاملا تحت نظر بودند که حدیث خلافی(بخوانید خلاف مصلحت) را بیان نکنند.

۳- این دو اقدام کافی نبود، باید برای توجیه واضحاتی که خلاف سیره بود، کاری می د، چه کاری بهتر از جعل حدیث؟

در تاریخ آمده، انقدر حقوق جاعلان زیاد بود که برخی کار سابقشان را رها می د!و به این شغل شریف روی آورده اند!

۵- نتیجه احادیث جعلی کاهش دادن جایگاه و تقدس (ص) می شد.

واضح است، ِ احادیث جعلی ای که در آن، فراموش می کنند، خطا می کنند، امور دنیایی مردم را هم نمی داند، دیگر عظیم الشان ابتدای نخواهد بود! (خواستید بفرمایید احادیث اینجوری رو چندتاشو مثال بز)

۶- و در کنار این کارها «بالا بردن شخصیت خُلفا، پازل را تکمیل می کرد.


پازلی که در تلاش بود حرف های زده شده توسط را از میان راه بردارد،چون احتمالا مانع انجام دسته ای از اقدامات خلفا می شد. برای این کار چه باید می د؟

۱-گوینده را پایین بیاورند

۲- خود حرف ها را پایین بیاورند

۳- خلفا را بزرگ کنند


این اتفاقات، شما رو یاد چیزی نمی ندازه؟

مثلا بعد رحلت ؟

چقدر امروز انتصاب حرف هایی رو به می شنویم که با جور در نمیاد؟

می گویند هم با حذف شعار مرگ بر موافق بود!

جان؟ ؟

اگر می خواهید درستی این حرف را بسنجید، ببینید شیب تعامل بعد از قبول قطع نامه تا وفاتشان(حدود ده ماه) به چه سمتی است؟ به سمت تنش ز و دوستی و حذف شعار، یا دقیقا برع آن؟

تندترین مواضعش را علیه در ده ماه آ دارد...


چرا باید تحریف شود؟ چرا بعضی ها خاطرات دو نفره خلاف سیاق می سازند؟

چون اگر مواضع باقی بماند، خیلی کار ها رو، خیلی ها نمی توانند انجام بدهند، نیم بند گزینشی، برای این عده مناسب تر است...


نکته و تذکر مهم: خ ش صرف انتصاب خونی به ، می تونه باعث بشه، حرف صریح تحریف بشه؟ حرف هایی که سند و اتقانش کاملا مشخصه؟

اینجور جاها شنونده باید عاقل باشه!