رسانه
رسانه

چه سخت است انتخاب!



چه سخت است انتخاب!

درخواست حذف اطلاعات

اونقدر خسته ام که نگو.

صبح اول وقت رفتم بانک و کرکره اش رو دادم بالا و موجودی حساب بلندمدتم رو کشیدم بیرون و حواله تهران برا ید ماشین.

بعد سریع رفتم شرکت. هم بازدیدکننده اداره جاتی داشتیم. هم مدیرعاملمون با دارو دسته نیویورکیش(دفتر تهرانی ها) اومده بودند. یه روز خسته کننده و پر از بدو بدو. 

بعد از کار رفتم خونه ی هستی. با هستی و آقای میم رفتیم بیرون. قاشق و چنگال یدم و ست پاسماوری! 

برا همکلاسی هم و مسواک و یه چیزای دیگه یدم.

الان اومدم جلوی تلویزیون  غش . 

جون ندارم پاشم چیزی بخورم.

نمیدونم چرا اینقدر زود انرژیم ته میکشه. 

چقدر به استراحت نیاز دارم. 

فردا هم باید برم سر کار.