رسانه
رسانه

داستان یک زن چهل ساله!



داستان یک زن چهل ساله!

درخواست حذف اطلاعات
هنوز اوایل دهه دوم زندگیم بود که چهل سالم شد!

درست تاریخش رو یادم نیست اما از یه سالی به بعد تو دهه دوم زندگیم

تولد چهل سالگیم رو جشن گرفتم.

چهل سالم شده بود اما خیلی خوب مونده بودم.

یه زنِ چهل ساله بودم که دوتا فرزند خونده داشت و شوهرش بهش خیانت کرده بود...

یادمه بهم میگفت دوستت دارم اما دوست داشتن روحی کافی نیست..

من آدم خلاقی ام و نیاز به تنوع دارم!

اون اوایل تو دهه دوم زندگیم بودم و برام سخت بود که این چیزارو بفهمم

اما یک روز که چهل سالم شد حرف هاش رو فهمیدم..

حرف هاش رو درک ..

اونروز رو خوب یادمه...

نشسته بودم ته اون کوچه غریب..

رو به اتوبان بود... بالای یه اتوبان...

چندتا نیمکت خالی همیشه بود که انگار فقط جای من بود...

نشسته بودم رو به اتوبان و قاصدک هارو فوت می .

تو گستره ی دیدم یه مسجد مظلوم بود...

نمیدونم چرا مظلوم بود ولی این حسو بهم میداد...

نمیدونم دقیقا چطوری اتفاق افتاد... چهل سالگی رو میگم!

یک دفعه ای تو اون لحظه بود یا به مرور تو بیست سالگی چهل سالم شد؟!

اما اونروز خیلی ت بود... اون نیمکتا انگار همشون لال شده بودن.

اون اتوبان... اون مسجد...

بعد از هزاربار بی پناه قدم زدن تو اون کوچه ها،

اون نیمکتا تنها پناه من بودن...

اونروز چهل سالم شد...

اونروز که فهمیدم دنیا همیشه ماجراهای خوب روزهای دور نیست...

اونجا که فهمیدم با هزار مردم تنهام...

اونجا که فهمیدم دلم خیلی وقتِ دسته خودم نیست و خیلی وقتِ خودم رو ندیدم!

اونوقت که فهمیدم یه آدم دیگه شدم و خیلی وقته که نفهمیدم...

دیگه خنده هام عمق نداشنت... دیگه راحت به آروم بودن تظاهر می ...

خیلی وقت بود بدون هیچ انتظاری، انتظارش رو میکشیدم...

فهمیدم یه زن چهل سالم که میدونه هرجای دنیا آسمونش رنگ ند اره!

یه زن چهل سالم که بدون دوست داشته شدن، دوست داره و دچاره...

فهمیدم یه زن چهل سالم که پای همه چیز یک مرد با روان ناسالم مونده و

عاشقانه دوستش داره...

فهمیدم چهل سالم شده... شایدم بیشتر بود...

بعد یهو درست زمانی که از درد خواستن تب دار بودم گذاشتم و رفتم اونروز...

مثل شاملو که با سایه آیدا زندگی می کرد...

از اونروز یه دنیای جدید تو رویاهام داشتم...

درست زمانی که میخواستم بخوابم روزم شروع میشد و

آروم تو خیالم زندگی می ...



منبع: http://reyhannevesht. /