رسانه
رسانه

پاییز تنهایی...



پاییز تنهایی...

درخواست حذف اطلاعات
حالا از امروز پاییز آمده است و

نبودن هایت بی رحمانه تر می شود...

به اندازه ی دست های توی جیب و قدم زدن های قدس و شانزده آذر و

هندزفری توی گوش و آلبوم پاییز تنهایی...

به اندازه ی آمدن روز تولدت...

به اندازه ی تمامی روزهایی که دلم را خوش می کنم

که حتما امروز زنگ می زند و می گوید: گور بابای دنیا!

بس است دیگر دوری!

به اندازه ی تمام چک های وبلاگ ات که شاید نشانی

از حال خوش در آن پیدا کنم...

به اندازه ی تمام صبح هایی که دلم می خواست کوله به دوش بیایم

ته کوچه ی شهری که آسمانش پیدا نیست...

به اندازه ی تمامی روزهایی که از غافلگیر شدن بدت می آمد...

و حالا این پاییز بی رحم دارد می آید و

من دوستش دارم...

پاییزی که هیچ چیزی جز صبر برای گذراندنش ندارم...

که شاید آن دست های ماورائی یک روز همه چیز را درست کند...



منبع: http://reyhannevesht. /