رسانه
رسانه

از برای نفس



چو تنها کرد هر یک را

درخواست حذف اطلاعات

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدو تازد

چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

#شهریار





ما و ی

درخواست حذف اطلاعات

عباس ی ( راه و شهرسازی): تردید در پیوستن به fatf سبب تاثیر منفی در بازار شده است!

راه و شهرسازی که با گذشت 6 سال از ت هنوز نتوانسته مسکن مهر را تکمیل کند، بعد از قراردادهای پرحاشیه ید هواپیما را امضا کرد و کلی شغل برای یی ها و فرانسوی ها ایجاد کرد، موفق شد آشپزخانه قطارهای ایرانی را از آشپزان ایرانی بگیرد و به آشپزهای خارجی بدهد، معتقد است ت نباید وارد بازار مسکن شود و آن را رها کرده این بار وارد میدان اقتصاد شده و خواسته معاهده خارجی fatf را بپذیریم تا مشکلات اقتصادی داخلی حل شوند.

روم به دیوار منظور ی این نیست که چون مردم ایران fatf رو نمیپذیرن ما بازار را رها کردیم؟

fatf معاهده ای است برای گرفتن ریز دقیق معاملات مردم ایران -در داخل و خارج- توسط کشورهای سرمایه دار مثل ، انگلیس، فرانسه و... که برای یک ریال سود بیشتر حاضرند هرکاری ند. fatf دستورالعملی برای بهبود مدیریت پیر، خسته و کاغذباز حاکم بر وزارتخانه ها نیست. دستورالعملی که از آقای ی بازخواست کند شما راه و شهرسازی هستین از وضع راه و مسکن مردم چه خبر؟





تصویب cft برای پرستیژ

درخواست حذف اطلاعات

مجلس امروز برای چندمین بار تلخ کامی برای مان تصویب کرد. تصویب کرد ما سختی بکشیم تا و رژیم صهیونیستی بهانه ای نداشته باشند! یکی نیست بگوید چرا ما باید تاوان ضعیف عمل وزارت امور خارجه در برقراری ارتباط با مردم جهان را بدهیم؟

در نطق موافقین cft استدلال و دلیل نبود. فقط حرف های احساسی و پرستیژ قشنگ تری در فرنگ دارد و همین حرف ها؛ شبیه دستمال کشیدن های قاجار و پهلوی برای فرنگی ها.

نمایندگان مجلس ابتدا جلسه را غیرعلنی د، با معلوم بودن رای مخالفت و بعد cft را تصویب د. نمایندگان اگر از کارشان مطومئن بودند چه نیازی به این همه مخفی کاری داشتند؟





برای ی اهواز

درخواست حذف اطلاعات

shahidahwaz

فریاد بزن آقا!
و بگو که تنها «نیروی حافظ صلح» قوت قلب ماست
و زور بازوان ما

فریاد بزن و بگو که فریاد، نفس ماست
و ضربان قلب ما
و بگو که ک نمان
تنها در محدوده فریادهایمان می توانند بازی کنند
و تنها در محدوده فریادهایمان می توانند آسوده بخوابند

علی محمد مودب




باهم باشیم

درخواست حذف اطلاعات

کالاها گران می شوند. چیزهایی که اینقدر افزایش قیمت برایشان باور ی نیست؛ پوشک، گوجه، رب گوجه، پلاستیک. مشکلی این وسط هست. مشکلی که باید حل بشود نه اینکه ما را از هم جدا کند.

رفتارهایی این چند وقت میبینیم که از زمان جنگ و محاصره کامل اقتصادی و کوپنی شدن مایحتاج زندگی نشنیدیم. ید بیشتر از نیاز برای چه؟ برای زمان قحطی؟! برای اینکه از گرسنگی نمیریم؟! الآن جنگ جهانی اول نیست که مایحتاج مردم را غارت شده باشند، وبا به جانمان افتاده باشد، به فلاکت افتاده باشیم و نتوانیم به فریاد هم برسیم.

الآن غریبه بینمان نیست. از بازاری اش تا و ش خود ما هستیم. الآن خودمان مسئولیم. اگر خودمان به همدیگر رحم نکنیم چه ی این کار را می کند؟ زندگی پستی و بلندی زیاد دارد؛ از سختی به راحتی و از راحتی به سختی. اگر در سختی باهم باشیم سختی هم راحت می شود، نه؟




برای ی ایستاده اهواز

درخواست حذف اطلاعات

فریاد بزن آقا!
و بگو که تنها «نیروی حافظ صلح» قوت قلب ماست
و زور بازوان ما

فریاد بزن و بگو که فریاد، نفس ماست
و ضربان قلب ما
و بگو که ک نمان
تنها در محدوده فریادهایمان می توانند بازی کنند
و تنها در محدوده فریادهایمان می توانند آسوده بخوابند

علی محمد مودب




دوران موجودات پلاستیکی

درخواست حذف اطلاعات

می گوید: چون پوستم این رنگی است یا از فلان نژادم یا چند متر این طرف تر به دنیا آمده ام باید به روش و که نقوش سنگ کوه ها دیکته می کنند، رفتار کنم.

فکر و دل را در سیاهچاله نژاد و مرز حبس می کنند.

مگر تفکر مرز و زمان و مکان می شناسد؟ مگر می شود حق را مُعتّل نژاد و رنگ کرد؟ محصور مرز کرد؟

سنگ این شکل حیاتی دارد ولی انسان، نه. فکر و قلبِ سنگی اینطوراند ولی فکر و قلب آدم، نه.

فکر، اخلاق و روحیات آدمی که سر راهت قرار گرفته را به هیچ بگیری و بجایشان رنگ پوست و چشمش را در نظر بگیری!

با این منش، بزرگی از صاحبان فکر و حکمت باید تحویل جراحان پلاستیک شود.





امکان ندارد، دروغ میگن

درخواست حذف اطلاعات

«امکان ندارد. دروغ میگن.» این واکنش اش به تیتر مجله time درباره وضعیت معلمان در بود. تیتر روی جلد مجله از زبان زنی معلم بود که میگفت: «مدرک فوق لیسانس دارم، 16 سال سابقه کار، دو تا شغل اضافه کار می کنم و پلاسمای خونم را هم اهدا می کنم. من یک معلم در هستم.»

گفتیم: اگر سایت مجله را برایت بیاوریم، چی؟

خیلی مطمئن جواب داد: «نه، امکان ندارد.»

هرچقدر گفتیم عصر ارتباطات است، اینترنت را آفریده شده برای همین کارها و سایت مجله را می آوریم خودت ببین، بازهم قبول نکرد.

در خنکی کولر اسپلیت خانه اش روی مبل نشسته بود، از تلویزیون led اخبار تماشا می کرد و میگفت: «هیچ جا بدتر از ایران نیست.»

خودش هم یک معلم است.





میخوام برگردد

درخواست حذف اطلاعات

-زن و شوهر را ی نیست بیارشون پیش هم. ی اگر واسطه میشد، راضی میشدند و از هم جدا نمی شدند.

روبروییش گفت: آره، مثلا فلانی، جریانش رو میدونی؟ مادر خانمش نمی گذارد خانمش برگردد.

-دیدمش اتفاقا، میگفت: هنوز میخوام برگردد.

برای من هم تعریف کرده، میگفت: «زندگی خوبی داشتیم. کار، خانه و دو تا دختر کوچولو تا با خواهرش وارد چشم وهم چشمی شد و افتاد در مارک ها و مدل ها؛ تلویزیون خواهرش را دید که 50 اینچ است، آمد 60 اینچ اش را خواست. ماشین ظرف شویی اش را دید، آمد مدل بالاترش را ید و همین طور ادامه داد تا این شد وضع مون؛ با دو تا دختر کوچک، او جدا و من جدا. حالا هم باید سرگردان دادگاه باشیم. زن خوبی است، اخلاقش خوبه، هنوزم میخوامش ولی کاش او هم...»




گرانی ارز= گرانی کالای خارجی =صرفه اقتصادی در تولید داخلی

درخواست حذف اطلاعات

دلار در ایران گران شده است. اجناسی که وابسته به آن هستند هم گران شده اند. این اجناس از خارج وارد می شوند. به دلیل گرانی، مشتری از روی ناچاری این اجناس را می د. اگر این اجناس را خودمان بسازیم و عرضه کنیم: برایمان صرفه اقتصادی دارد، بی کاری ناشی از واردات از بین می رود و می توانیم شیرینی وج دلال ها را از میدان اقتصاد کشور بچشیم.




رفیقان می روند نوبت به نوبت

درخواست حذف اطلاعات

shahidgardizi

اهل افغانستان است.
وقتی شرق و غرب به ایران حمله د افغانستان هم درگیر جنگ بود؛ شش ماه از سال را در جبهه های ایران می جنگید تا بیرق ناب نیفتد و شش ماه دیگر را در افغانستان.
بعدها یی ها بر دست و پایش بند زدند و چهار سال زهر بودن در گوانتانامو را به کامش ریختند.
سال ها، ماه ها و روزها یک به یک آمدند و رفتند تا دیروز ، 12 اسد 1397، در مسجد صاحب ا مان شهر گردیز ولایت پکتیا که شد:
شهید سید محمدعلیشاه گردیزی.






ظریف

درخواست حذف اطلاعات

ظریف: «اعتیاد یی ها به تحریم را ترک می دهیم.»




نه غزه، نه لبنان: نه ایران

درخواست حذف اطلاعات

بحث داغی در یکی از اتاق های خوابگاه جریان داشت. صدایشان بالا می رفت و پایین می آمد. درباره تلاش ایران برای کمک به مردم ، یمن، لبنان، غزه و... باهم حرف می زدند. یک طرف موافق این تلاش بود و برایش دلیل می آورد. طرف مقابل مخالف بود و می گفت: چرا وقتی در کشور خودمان این همه مشکل و نیاز داریم باید برویم آنجا. بجاش ج همین جا کنیم.
ی که موافق بود گفت: «ببین آدم ها و زن و بچه مردم مهم اند، نه پول. ما در ایران مسئله مون تامین شغل و کار است ولی در آن کشورها مسئله اینه که چند ساعت بیشتر زنده بمونن و شون در بازار حراج نشه.
از جهت مالی هم که میگی، در کشور ما بودجه توسط ت به مجلس ارائه می شود تا بعد از اعمال نظر های مجلس، تصویب شود. بعد از تصویب، ت باید بودجه را طبق برنامه ای که دارد به وزارتخانه ها اختصاص دهد.
ما 18 وزارتخانه داریم. از نظر مقدار اختصاص بودجه در قانون بودجه سال 1397: وزارتخانه تعاون و رفاه اجتماعی اولین است، بعد وزارت بهداشت، بعد از آن راه و شهرسازی، بعد وزارت نیرو و در جایگاه پنجم وزارت دفاع قرار دارد، خوب.

نیروهای مسلح که و پاسداران بخشی از آن ها هستند به همراه همه زیرمجموعه هایشان، جزیی از وزارت دفاع هستند. وزارت دفاع با بودجه ای که دارد هم باید سلاح تامین کند، هم نیرو حقوق بدهد و هم کارهایش را به سرانجام برساند.

همه ضعف هایی که در کشور داریم برایش در قانون سازمان و فرد مسئولی هست، مثلا مشکل بیکاری. ما وزارتخانه ای داریم که ابتدای نامش کار است و در قانون بودجه بیشترین میزان اختصاص بودجه را دارد بماند که تمام وزارتخانه ها امکانات زیادی برای رفع این مشکل دارند، خوب.

من میگم اگر کشور داریم و یک کل هستیم باید در همه جهات قوی بشیم نه اینکه چون چندجا دچار ضعف اند بیایم جایی که کارایی دارد و کارش را خوب انجام می دهد و به آن افتخار می کنیم را بخاطر ناکارآمدی و کم کاری دیگران از بین ببریم. اتفاقا برای پیشرفت باید از آدم های توانمند الگو بگیریم نه اینکه بزنیم ناکارشان کنیم. بجای این حرف ها برو یقه انی را بگیر که امکانات کشور در دستشان است ولی کارمندبازی می کنند و کاری انجام نمی دهند.

حالا دیگه خود دانی.»




چطوری واقعیت؟

درخواست حذف اطلاعات

لم داده بود روی تخت. درباره بازی با پرتقال حرف می زد. با اطمینان داشت از گل هایی که امشب می خوریم صحبت می کرد. ژست کریستیانو رونالدو را می گرفت ، حرکتی به خودش می داد و می گفت: گل، گل، گل برای پرتقال. فقط خدا کنه کم گل بخوریم.
دوستش گفت: دیگه این قدر شلوغش نکن؛ شاید اصلا ما بردیم.
-نگاه عاقل اندر سفیهی به او کرد و گفت: ببین ما یه حقیقت داریم و یه واقعیت. اینکه شاید ما ببریم یه حقیقتیه ولی واقعیت اینِ که ما میبازیم، بدم میبازیم. این واقعیت دنیاست که تعیین کننده است نه حقیقتی که تو بهش وابسته ای.

فردای بازی، دوستش گرفته بودش، بهش می خندید و چپ و راست بهش می گفت: چطوری واقعیت؟




شب نامه قانون

درخواست حذف اطلاعات

gandomghanoun


زدن بعضی حرف ها پستی خاصی می خواد.




صنعت فولاد در کویر

درخواست حذف اطلاعات

تیتر خبری این بود: «آغاز بهره برداری از طرح توسعه فولا سبا در اصفهان».
اصفهان استانی کویری است و مشکل آب دارد. فولاد صنعتی آب خواه است. قبل از این نیز ذوب آهن و کلی صنعت آب خواه دیگر در این استان کم آب و کویری دائر شده بودند.
چرا در استانی که با مشکل آب روبروست، استان های همجوارش را برای آب تحت فشار قرار می دهد و برای آب ل می کند این همه صنعت آب خواه دائر می شود؟ مزیت اقتصادی استان های کویری را باید در موضوعات دیگری یافت نه در این صنایعی که کلیت کشور را با مشکل روبرو می کند.





صدای نه تلفنی

درخواست حذف اطلاعات

گوشی زنگ زد. شماره، غریبه بود.

-الو سلام.
صدای نازکی داشت. سعی می کرد با لحنش بازی کند. روی بعضی کلمات مکث می کرد و تعدای را هم کش می داد. گفت: از شرکت ... زنگ میزنم برای ارسال کارت تخفیف خدمات داندان پزشکی. آدرس و شماره تلفن تون رو بگین.
اطمیانانی که در صداش بود به شکم انداخت که: آشنا نیست؟
بعد فهمیدم: نه بابا، فقط پررویی یاد گرفته و ازش می خواد پول در بیاره برای رئیسش.

زنگ میزنن. گرم میگیرن، دانه میپاشن تا چیزی که میخوان را ازت بگیرن.

عایدی ی که زنگ زده، پورسانت یا حقوق ماهیانه، رئیس شرکت، سود و تو، ضرر و قدری صدای نازک.

-----

شماره ها را از کجا میگیرن؟




عدد تورم

درخواست حذف اطلاعات

عدد تورم تک رقمی شده است؛ ولی وضعیت اقتصادی کشور حال خوبی ندارد.
چرا مقدار این عدد تورم دو رقمی اش با تک رقمی اش فرقی ندارد؟





3 ساعت بازجویی تیم ملی والیبال

درخواست حذف اطلاعات

ایگور کولاکوویچ: تیم ایران در هنگام ورود به مورد بازجویی fbi قرار گرفت! برخی از بازیکنان من مجبور شدند یکی یکی به سؤالات احمقانه مأموران جواب بدهند و مثلاً بگویند که از بین ع تعدادی از اشخاص، کدام را می شناسند.

پلیس ، تیم ما را در اتاق کوچکی در فرودگاه برای مدت سه ساعت نگه داشت در حالی که بازیکنان تیم ملی لهستان در همان لحظه با لبخند و بدون هیچ تشریفاتی فرودگاه را ترک د.


---- http://tn.ai/1751790




عهد ما

درخواست حذف اطلاعات

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردانند

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا

ما همه بنده و این قوم خداوندان اند

حافظ

----- با صدا و لحن حاج محمود باحال ترِ.