رسانه
رسانه

بی ت طفل شیرخوار



بی ت طفل شیرخوار

درخواست حذف اطلاعات

1-طفلکی میکرد بی ت شبی

مادرش افتاده در تاب و تبی

2-چون که دارد مادری طفلی صغیر

در دو دست کوچکش باشد اسیر

3-می رباید خواب راحت را ازو

نیمه شب با گریۀ بی گفتگو

4-می برد از مادرش صبر وقرار

می فتد مادر به سختی در شرار

5-گویدش گریه مکن ای جان من

بردی آ طاقت و ایمان من

6-با خودش گوید که می نالد ز گوش

گوئیا گردیده گوشش پُر ز جوش

7-در دو گوش او بریزاند دوا

باز می بیند نمی یابد شفا

8-بعد گوید از شکم ناله چنین

باید او را داد قند و دارچین

9-کیسه ی گرمی به بطنش می نهد

باز کودک گریه را سر میدهد

10-گریه اش میگردد افزونتر ز پیش

مادرِ درمانده از بهرش پریش

***

11-پیر زالی که شده عمرش بصد

گوشه ای خو ده بر فرش نمد

12-گوید آرام و خصیف و کم صدا

گوش کن ای دختر از بهر خدا

13-کودکت از تشنگی نالد چنین

آب ریز اندر گلویش- نازنین

14-چونکه آبش داد آرام گشت و

گفتگوی پیر را باید شنفت

15-گفت ای مادربزرگ تو از کجا

فهم کردی تشنگی در طفل ما

16-گفت از خشکی صوت واز صداش

از طنین گریه های بی نداش

17-از نوای بی دوام کام او

گریه بی قوّت آرام او

***

18-پیر دارد تجربه بیش از همه

پس مکن از پیر و پیری واهمه



منبع: http://setaei. /