رسانه
رسانه

ستاره انیس



شعر معاصر

درخواست حذف اطلاعات



ای طبع دلربا غزلی تازه ساز کن

در عالم مکاشفه رازو نیاز کن

سازی دگر بیا رو نوایی دگر بزن

ازنوترانه های دل انگیز  ساز کن

در کوچه باغ کعبه ی دلها غزل بخوان

مهمان مرابه شورونوای حجاز کن

من درهوای یار به تو دل سپر ده ام

فکری به حال این دل پر ر مزو رازکن

بیزارم از سیاهی ودلسردی زمان

دستی برای گرمی دستم دراز کن

باد خزان وزیده به گ ار آرزو

برخیزو بر جنازه ی گلها کن 

قلب نفس به ی ساقی نمی تپد

در ها ی صبح میکده را بازِ باز کن

سر کن ترانه یی به هوای خیال من

ایجاز تازِیی به فرود وفراز کن


سروده جناب : (فراز)   مردانی




گزارش انجمن ادبی ایران

درخواست حذف اطلاعات

یکی دیگر از سلسله نشست های انجمن ادبی ایران روز پنج شنبه مورخ نهم آبان ماه سال 1397 در محل انتشارات دائره المعارف ایران شناسی با حضور بیش از 70 نفر از فرهیختگان، ادیبان، شاعران و علاقمندان به ریاست جناب پروفسور سید حسن امین برگزار شد. دبیر جلسه سرکار خانم ابراهیمی با دعوت از شاعران و سخنوران جلسه را به خوبی اداره کرده و اوقاتی خوش سرشار از ادب  و آگاهی برای همگان رقم زدند.

در انتهای این جلسه پروفسور امین به هر نفر از میهمانان یک جلد از کتاب ارزشمند فردوسی و شاهنامه را اهداء فرمودند. این کتاب
تحقیقی متقن و جامع در شناسائی حکیم ابوالقاسم فردوسی و شاهنامه که توسط دائرةالمعارف ایرانشناسی سال  ۱۳۸۹ چاپ و منتشر شد. تحریریه ستاره انیس ضمن سپاس از دستندرکاران مربوطه آرزوی توفیق و استمرار مداوم این نشست ارزشمند را دارد.







دیدار با انقلاب به روایت نویسندگان

درخواست حذف اطلاعات


سامانی: «آقا» گفتند که به آینده ادبیات داستانی ایران بسیار امیدوارند  - بخش  دوم


این بار زودتر از اذان در آن دو اتاق تو در توی ساده و بی پیرایه همیشگی، در انتظار صف کشیدیم تا آقا وارد شوند.

را به جماعت خو م. این بار تمام و کمال. بعد از همه در یک اتاق جمع شدیم و دور تا دور نشستیم. آقای علی محمد مودب یک به یک دوستان نویسنده را معرفی د. سریع و موجز و خلاصه.

بعد از معرفی از آقا پرسیدند: چقدر زمان داریم؟

آقا گفتند: باید همان اول سوال می کردید. الان یک ربع است از وقت تان گذشته...

همه خندیدیم.

چون فرصت کم بود، قرار شد فقط بعضی از دوستان صحبت کنند و از دغدغه ها و مشکلات و پیشنهاد های شان در حوزه کتاب و ادبیات و چاپ و نشر بگویند.

خانم تجار به عنوان بانوی پیش وت شروع د. داشتم با خودم فکر می چطور می توانیم از آن انگشترها از آقا هدیه بگیریم؟ چطور باید عنوان کنیم؟ گفتنش سخت بود. خیلی هم سخت بود. اما اگر نمی گفتیم هم، از دستمان می رفت و دیگر معلوم نبود کی و کجا و چطور بتوانیم به دیدار آقا بیاییم و اصلا بشود یا نشود و قرعه به نام مان بیفتد یا نیفتد و...

در همین جنگ و جدل ها با خودم بودم که یک دفعه آقای مودب اسم من را بردند. با تعجب نگاه شان . یکی از آقایان بردار به سرعت میکروفن پایه دار را مقابلم تنظیم کرد. اصلا فکرش را نمی فرصت به صحبت من هم برسد. آمادگی اش را نداشتم. از قبل ی چیزی به ما نگفته بود. فقط می دانستیم از جمع خانم ها قرار است خانم تجار صحبت کنند. حتما مکثم طولانی شده بود که آقای مودب دوباره صدایم د.




دیدار با انقلاب به روایت نویسندگان

درخواست حذف اطلاعات


سامانی: «آقا» گفتند که به آینده ادبیات داستانی ایران بسیار امیدوارند  - بخش  دوم


این بار زودتر از اذان در آن دو اتاق تو در توی ساده و بی پیرایه همیشگی، در انتظار صف کشیدیم تا آقا وارد شوند.

را به جماعت خو م. این بار تمام و کمال. بعد از همه در یک اتاق جمع شدیم و دور تا دور نشستیم. آقای علی محمد مودب یک به یک دوستان نویسنده را معرفی د. سریع و موجز و خلاصه.

بعد از معرفی از آقا پرسیدند: چقدر زمان داریم؟

آقا گفتند: باید همان اول سوال می کردید. الان یک ربع است از وقت تان گذشته...

همه خندیدیم.

چون فرصت کم بود، قرار شد فقط بعضی از دوستان صحبت کنند و از دغدغه ها و مشکلات و پیشنهاد های شان در حوزه کتاب و ادبیات و چاپ و نشر بگویند.

خانم تجار به عنوان بانوی پیش وت شروع د. داشتم با خودم فکر می چطور می توانیم از آن انگشترها از آقا هدیه بگیریم؟ چطور باید عنوان کنیم؟ گفتنش سخت بود. خیلی هم سخت بود. اما اگر نمی گفتیم هم، از دستمان می رفت و دیگر معلوم نبود کی و کجا و چطور بتوانیم به دیدار آقا بیاییم و اصلا بشود یا نشود و قرعه به نام مان بیفتد یا نیفتد و...

در همین جنگ و جدل ها با خودم بودم که یک دفعه آقای مودب اسم من را بردند. با تعجب نگاه شان . یکی از آقایان بردار به سرعت میکروفن پایه دار را مقابلم تنظیم کرد. اصلا فکرش را نمی فرصت به صحبت من هم برسد. آمادگی اش را نداشتم. از قبل ی چیزی به ما نگفته بود. فقط می دانستیم از جمع خانم ها قرار است خانم تجار صحبت کنند. حتما مکثم طولانی شده بود که آقای مودب دوباره صدایم د.




دیدار با انقلاب به روایت نویسندگان

درخواست حذف اطلاعات




سامانی: «آقا» گفتند که به آینده ادبیات داستانی ایران بسیار امیدوارند  - بخش  اول

وجیهه سامانی نویسنده و از کارشناسان حوزه ادبیات با توجه به اینکه از نویسندگان حاضر در دیدار شب گذشته با انقلاب بود، در عوض گفت وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، یادداشتی را درباره شرح این دیدار در اختیار ما قرار داده است که در ادامه می آید:

روز نشست رونمایی از تقریظ ی بر کتاب (فرنگیس) اولین باری بود که توفیق حضور در بیت ی را پیدا . آن روز به خاطر شلوغی و ازدحام خانم های حاضر در نشست، بعد از کلی معطلی در گیت های بازرسی، ظهر را از دست دادیم و فقط به عصر رسیدیم.

بعد از هم آقا س ایی چند کلامی با فرنگیس و نویسنده کتاب صحبت د و رفتند و سهم ما فقط دیداری کوتاه سرشار از شعف و شادمانی بود. همین هم برای مان کافی بود. همین که در فاصله کمتر از نیم متر بایستی و ولی امر مسلمین جهان و حضرت آقایی که یک تنه دارد کشتی انقلاب را در امواج متلاطم و سهمگین و طوفانی روزگار هدایت می کند، ببینی؛ برای مان مثل خواب بود. از سرمان هم زیاد بود.

آن روز ۶ نفر از دوستان خوب و مجریان توانمند تلوزیون هم در برنامه حضور داشتند و قرعه به نیک بختی ایشان افتاد و هرکدام انگشتری از آقا هدیه گرفتند.

در مسیر برگشت با دوستان می گفتیم به ظهر که نرسیدیم، فرصت حرف زدن و شنیدن صحبت های آقا که دست نداد، لااقل کاش به ما هم انگشتری می رسید... که نرسید. و آن روز تمام شد. و ما به خانه برگشتیم. اما حلاوت و لذت همان دیدار کوتاه که مثل نسیمی زودگذر وزید و گذشت و تمام شد، با ما ماند.

تا چند روز قبل که گوشی همراهم زنگ خورد. از حوزه هنری بود. دعوت می شدم تا همراه جمع محدودی از دوستان نویسنده، در نشستی خصوصی با ی شرکت کنم. باور ی نبود. دو دیدار در عرض کمتر از دو هفته... آن هم بعد از همه این سال ها که حسرتش به دلم مانده بود...

پنجشنبه برخلاف روز رونمایی کتاب فرنگیس، از جمعی حدود ۳۰ نویسنده منتخب، فقط چهار خانم نویسنده بودیم که وارد گیت بازرسی شدیم.




به مناسبت پاسداشت مقام حافظ

درخواست حذف اطلاعات

ارسالی از جناب حسین آهی:


به مناسبت روز  گرامى داشت حافظ عزیز  یک روشنگرى کوتاه در باره این بیت ، خالى از لطف نخواهد بود :

از لعل تو گر یابم انگشترى زنهار

   سد ملک  سلیمانم  در زیر نگین باشد

خواجه دقیقا  شانزده بار از این شبه جمله در دیوان خود سود برده  از این شانزده بار نیز  تنها یک بار از این واژه ، دقیق استفاده کرده اند

 زیرا "زینهار" در زبان پهلوى یعنى :

ی را در سایه سِلاح خود پناه دادن

در روزگاران پیشین از آن جاکه ارتباط در میان آدمیان به سختى انجام مى یافت اگر مى خواستند ى یا ى نافرمان را در پناه خود درآورند "انگشتریی" به عنوان نشانه برای شان گُسیل مى داشتند در نتیجه از آن هنگام ، وى زینهارى آن پادشاه مى شد

خواجه مى فرماید :

اگر از لعل تو انگشترى زینهارى بیابم ، سد ملک سلیمان در زیر نگین قدرتم قرار خواهد گرفت

مجازاً مى شود گفت اگر بوسه یی مرا بدهى این بوسه نیروی سلیمانى مرا مى بخشد

در این بیت تناسب میان لعل و انگشترى و نگین و ملک سلیمان بسیار دلاویز است .

براین پایه   اگر هرمفهومى به جز این معنا از زینهار بسازیم و به کار بریم ، کارى بى مبنا  انجام داده ایم .

در ادب کلاسیک زینهار  بى هیچ پشتوانه یی به عنوان قید تنبیه نیز به کار رفته خواجه هم  ده بار از این شبه جمله با همین مفهوم سود برده :

باده با محتسب شهر ننوشى زنهار

زنهار تا توانى اهل نظر میازار

زنهار دل مبند بر اسباب دنیوى 


شگفت انگیز این جاست که حافظ زیاده از پنج بار ، این قید یا شبه جمله را با فعل امر نیز به کار برده که بسیار درخور تأمل است :


زنهار ! کاسه سر ما پُر کن

دست کم اگر مى گفتیم :

زنهار کاسه سرما پر مکن باز راهى به دهى داشت

زنهار عرضه ده برِ جانان پیام ما

در این مصراع نیز باید مى گفتیم :

زنهار ! عرضه مده

در یکى دو بیت دیگر ، واژه زینهار تو گویی که بى هیچ جهتى روى نِموده :

باغ فردوس لطیف است ولیکن زنهار

تا غنیمت شمرى سایه بید و لب کشت

زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن


دل ابى مى کند دلدار را آگه کنید

زینهار اى دوستان جان من و جان شما


در پایان باید گفت  :  "زینهار" در دیوان خواجه عزیز ما تنها یک بار ، آن هم در این بیت به درستى روى نِموده است :


از لعل تو گر یابم انگشترى زنهار

      سد ملک سلیمانم درزیر نگین باشد




برای شفیعی کدکنی

درخواست حذف اطلاعات

به مناسبت 19مهرماه زاد روز

  حضرت شفیعى کدکنى

شعری محکم و زیبا سروده جناب حسین آهی

                             @ @ @


اى توخورشیدخاستگاه سخن

       کیست غیراز شما پناه سخن

آفتاب هنر  ، به تسخیرت

       مى تراود   ادب  ز   تحریرت

نوزده روز چون گذشت ازمهر

         در سپهر هنر، نمودى  چهر

فَرِ فرزانگان   ،   شفیعى ما

          جمع  آرایه ى   بدیعىِ   ما

عمر، درمدح نفرسوده

          مدح  دونان  نگفته تابوده

دامنش پاک از ثنا گفتن

             لب نیالوده با هجا گفتن

شبِ این خاک راسحربودى

              راوىِ سرو کاشمر  بودى

فرّخا    زاد روز  فرمندت

        همره ات فرّه ى خداوندت

سر، به آزادگى  فراخته اى

         عمر با سِفلگان  نباخته  اى

تو و آن  گوهر بَدخشانى

    ماوآن سالهاى  " شب خوانى"

دوره ى دُر نظم سُفتن ها

       شرح " ادوار شعر" گفتن  ها

تا تورا طبع، گل فشان آمد

         "بویی از جوى مولیان" آمد

سالها بوده ایم مست حضور

        با تو " درکوچه باغ نیشابور"

عاشقى چیست ؟باتوبودنها

       گفتن " ازبودن وسرودن"  ها

بى حضورتو دیده یاران

  "چون درختیست درشب باران"

شعررا مهرِ عالم آرایی

      صبح  "آیینه ى صدا ها"  اى

میدرخشدهمیشه چون انجم

          " آ هو ا ن هز ا ر ه ى د وّم"

آفتابى و خوش  تراویدى

 " آن سوى حرف وصوت"ت دى

پاکان سبوکش غم تو

        رمز "موسیقى سخن" دَم تو

روشنى بخش دیده شمسى

       غزل "برگزیده ى شمس" ى

طبع " مختارنامه " عطار

         از  شما یافت شهرت بسیار

آنکه تاقاف حق، نظرسَیرست

  جامعِ گنجِ "منطق الطیر" است

باشما راه عشق گویا شد

           سِر " اسرار نامه" پیدا  شد

تا ببالد جوانه هاى سلوک

   تازه کن " تازیانه  هاى  سلوک"

چون نشویم زلوح زرّین دست؟

     زان که باما "زبو ارسى"است

ازشمایافت تاهمیشه حیات

       نجمِ دین را کتاب"مزمورات"

نقدها راست مایه و میزان

      "شاعرى در هجوم  منتقدان"

صورت عشق را جمال از تو

        " صوَر شعر را  خیال "  از تو

خامه ات جویبار تجریداست

       سِر " اسرارناب توحید "است

پایه ات باد چون چَکاد، بلند

            مِثل " آواز سَند باد " بلند

بس که تشویق دیدى از توبیخ

          خلق شد " آفرینش وتاریخ"

- چلچراغى نهفته در -

               آمدى  " با چراغ وآیینه"

جلوه گاهت در آفتاب حیات

   "رستخیزت به عرصه ى کلمات"

آن که آیینه ى سنایی ماست

       مهر " اقلیم روشنایی" ماست

گشت "بیدل" ز لطف نقد شما

          شاعر بى بَدیل  " آینه "   ها

انورى بى تو قه پوشى بود

         " مفلس کیمیا فروشى"  بود

آنچه سوى هَرى بَریدشماست

       " سخنان ابوسعید "شماست

چه خطى دلنشین تر از رؤیا

     نغز و شیرین   " نوشته بر دریا"

اى سمرقند ، وامدار شما

           بلخ ،  در سایه ى بهار  شما

تا  " بخارا "سمر شداز قندت

         جان فدا مى کند سمرقندت

همه دارند چون نىِ قلمت

          قندهار  و  هِرات  محترمت

شبِ این خاک را سحر بودى

           راوىِ  سرو  کاشمر    بودى

سالکان را به دوْر بى دردى

             جمله آموختى جوانمردى

نظرت کیمیا گرى آموخت

       " راه ورسم قلندرى" آموخت

کعبه بیدلان  ، در اِحرامت

             اتفاق    همه  بر   اِکرامت

شرح دادى به کِلک پولادى

                 رمز   آزادى   خدادادى

اى خوشا طبع آسمان وارت

              صدر    آزادگى  سَزاوارت

بس که دارى هواى آزادى

           مى ستایی  کبوتر  از  رادى

ما دخیل کبوتران تو ایم

         سرخوشان مى  مغان   توایم

تادراین باغ رنگوبوى شماست

  سربلندى همیشه ، پیشه  ماست




حضور جناب پروفسور سید حسن امین در برنامه فرمول یک

درخواست حذف اطلاعات

حضور جناب پروفسور سید حسن امین در برنامه فرمول یک

و سخنرانی های متنوع ایشان پیرامون حافظ و پاسداشت مقام او

مزید امتنان و مایه سندی برای ماست.



پروفسور امین در این مصاحبه با اشاره به غزل معروف حافظ:

 در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد ...... عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

این غزل را  کاملا مرتبط با عشق الهی  دانسته و آن را سروده شده برای آغاز آفرینش و خلقت  کائنات معرفی د. 

ایشان فرمودند عشق در دیوان حافظ درجات مختلفی دارد از عشق الهی و آسمانی تا عشق زمینی!




حضور جناب پروفسور سید حسن امین در برنامه فرمول یک

درخواست حذف اطلاعات


حضور پروفسور سیدحسن امین در برنامه فرمول یک از شبکه یک سیما





یادبود «قیصر» در کتابخانه قیصرامین پور

درخواست حذف اطلاعات

www.farsnews.com

به گزارش خبرگزاری فارس، کتابخانه قیصر امین پور همزمان با یازدهمین سالروز درگذشت قیصرامین پور مراسم یادبود ایشان را روز چهارشنبه 9 آبان ماه با حضور شاعران جوان برگزار می کند. رونمایی از تابلو چهره و نمایشگاهی از آثار ایشان.از برنامه های جنبی این مراسم است.

قیصر امین پور ،نویسنده و شاعر گرانقدر معاصرکه در دوران کوتاه، اما پربار عمر خود، آثاری برجسته در زمینه های جنگ تحمیلی، انقلاب شکوهمند ی ایران و همچنین مسائل اجتماعی خلق کرد و در صف اول شاعران و نویسندگان معاصر قرارگرفت.

علاقه مندان برای شرکت در مراسم می توانند به کتابخانه قیصر امین پور واقع در مهرآباد جنوبی، خیابان شهید گزل خو، کوچه شهید اصفهانی مراجعه کنند و برای ب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن  66616388 تماس بگیرند.

یادبود «قیصر» در کتابخانه قیصرامین پور





همایش صلح و ادبیات

درخواست حذف اطلاعات


بدینوسیله باستحضار خوانندگان محترم می رساند

 امروز هفتم آبان ماه همایش صلح  ادبیات

در دانشکده علوم اجتماعی تهارن واقع در بلوار آل احمد ابتدای خیابان گیشا 

برگزار می شود.

سخنرانان این برنامه:

 جناب پروفسور سید حسن امین و سرکار خانم مریم بروجردی هستند.


تحریریه ستاره انیس




گفت وگو با نویسنده تقدیری جایزه ادبی پروین

درخواست حذف اطلاعات

داستان نویس حرفه ای برای مجالس ادبی نمی نویسد

/ شخصیت «فروغ» الگوی هیچ نیست.  (بخش آ )

 www.farsnews.com

*داستان نویس حرفه ای برای مجالس ادبی نمی نویسد

فارس: روایت پیچیده ای را برای روایت داستانتان انتخاب نکرده اید. چرا؟ در صورتی که شاید با این کار می توانستید خودنمایی بیشتری حداقل در گعده های ادبی داشته باشید.

مهم قصه ای است که باید برای روایت داشته باشیم و شیوه طراحی و پرداخت و تسلط بر زبان و تسلط بر عناصر و شناخت حس ها و خیلی چیزهای دیگر است که اهمیت دارند؛ انتخاب فرم و تکنیک هم یکی از آنهاست. فرم و محتوا باید همدیگر را کامل کنند. برای این کار هیچ پیچیدگی روایی یا تکنیکی طراحی نکرده بودم. از نظر من ضرورت این اثر نبود. شاید در کارهای دیگر برای روایت طراحی متفاوتی داشته باشم شاید هم نداشته باشم.

نویسنده اگر داستان نویس خوبی نباشد هر قدر ادا و اطوار تکنیکی دربیاورد، راه به جایی نخواهد برد مگر اینکه ابزار کارش را کاملا بشناسد و چنان اشرافی به آن داشته باشد که در کاربرد هر تکنیکی به ضرورت، حرفه ای و اثرگذار عمل کند. در واقع باید همه فرم ها را به بهترین شکل ممکن بشناسد تا اگر لازم دانست بتواند فرم های معمول را به هم بریزد و یا مخدوش کند. جلال آل احمد درست می گفت که «در این ولایت کار هنر کار جهاد است... » یکی اش جهاد با هر نوع ژست بدون پشتوانه علمی است. مگر نویسنده برای خودنمایی در مجالس ادبی می نویسد؟ من واقعا نمی دانم چند درصد، چند نفر نویسنده یا هنرمند حرفه ای موقع کار، حتی وقتی پیچیده ترین و غریب ترین فرم ها و تکنیک ها را به کار می گیرند،  به میزان مطرح شدن خودشان  یا اثرشان در محافل فکر می کنند؟ چنین ح ی دست کم خارج از تعریف و تصور من درباره کار حرفه ای نویسنده یا هنرمند است.  هنر در خلوت شکل می گیرد. واقعا فرایند رازآلودی است به معنای واقعی رازآلود است. داستان نویس حرفه ای هم کار خودش را می کند برای مجالس ادبی نمی نویسد اما وقتی کار به پایان می رسد مثل این است که بخواهند اثر را از کارگاهش که نوعی  خلوت خودساخته اوست، بیرون ببرند  تا در رویارویی با جهان بیرون از ذهن و روح آفریننده اش قرار بگیرد. بله قرار است عرضه شود. دوست دارد و می خواهد که  دیده و شنیده شود. هر متنی قرار است محل تلاقی برداشت ها و برخوردهای مختلف باشد؛ اما سر و صدا یا سکوت پیرامون اثر نه چیزی به ارزش واقعی آن اضافه می کند و نه می تواند از ارزش آن کم کند.

*شخصیت «فروغ» الگوی هیچ ی نیست

فارس: آیا ویژگی جستجوگری فروغ یک پیشنهاد برای دختران امروز برای رهایی از مشکلات و تنگناهایی است که گاهی شرایط اجتماعی آنها را در این موقعیت قرار داده؟

فکر می کنم جواب این پرسش را پیش از این دادم. فروغ الگوی هیچ ی نیست بنابراین پیشنهادی هم برای ی ندارد. قصه ای است که هرجایی و در هر شرایطی ممکن است اتفاق بیفتد.

* بر این عقیده ام که هنر رنج را به زیبایی تبدیل می کند

فارس: بر این عقیده اید که ادبیات می تواند مشکلات انسان و جهان امروز را برطرف کند؟

 بر این عقیده ام که هنر رنج را به زیبایی تبدیل می کند. هنرمند تنها موجودی است که توانایی چنین کاری را دارد. هنرمند همه حس ها و تجربه ها را مثل میلیاردها انسان روی زمین از همین جهان و آدم های اطرافش می گیرد اما با این تفاوت که وقتی همان حس ها و تجربه ها را به جهان پس می دهد و به دنیا برمی گرداند نتیجه اش تولید متفاوت و  منحصر به فردی می شود که شگفت انگیز است که موجب تحسین و ستایش است که سراسر زیبایی است و زیبایی اش در عین تلخی یا شرینی می تواند آنچنان عظیم و انسانی باشد که  ما را میخکوب کند می تواند روح ما را بلرزاند. می تواند جان ما را به تحسین و ستایش وادارد. در انتزاعی ترین ح ممکن حتی زمانی که  برای بسیاری به سختی درک شود یا تعداد کمتری با آن ارتباط برقرار کنند،  باز شگفتی و رازی در خودش دارد. به تعبیر سهراب سپهری می تواند دری را بگشاید که  «از هجوم حقیقت به خاک  بیفتیم». هر اثر هنری زیبایی تازه ای  به زیبایی های جهان اضافه می کند. هنرمند کیمیاگر است. مس می گیرد و طلا تحویل می دهد. همه حس ها و افکار و همه تجربه ها در او به زیبایی تبدیل می شوند. به درخشندگی تبدیل می شوند. به حقیقتی عجیب، شریف و زوال ناپذیر تبدیل می شوند. این باوری است که به ادبیات و هنر به طور کلی دارم.  

 




گفت وگو با نویسنده تقدیری جایزه ادبی پروین

درخواست حذف اطلاعات

داستان نویس حرفه ای برای مجالس ادبی نمی نویسد

/ شخصیت «فروغ» الگوی هیچ نیست.  (بخش چهارم)

 www.farsnews.com



فارس: در این رمان درصدد بازنمایی انسان تنهای معاصر بودید؟ البته فروغ تلاش می کند اسیر این تنهایی نشود.

فروغ همانطور که پیش از این اشاره نماد ی یا چیزی نیست تا تنهایی یا تلاشی اگر دارد بازنمایی انسان معاصر باشد. اما اگر بپذیریم تنهایی ذات انسان معاصر است و انسان گاهی در تحمل کشنده ترین احساسات و افکارش به شدت تنهاست، احتمالا همه آدم های رمان تنهایی خودشان را دارند.


* با اینکه نرسیدن به معشوق، جذ ت بیشتری از وصال دارد موافق نیستم

فارس: پایان باز داستان به خاطر پیرنگ داستان شما بود یا اینکه می خواستید خواننده هم نقشی در داستان داشته باشد؟ هرچند شاید بتوان گفت نرسیدن به معشوق جذ ت بیشتری از وصال دارد. در این مورد توضیح دهید.

آغاز و پایان رمان همیشه دو نقطه طلایی کار است. افتتاحیه و اختتامیه اش نقش حیاتی دارد. نظر هوشمندانه بهمن محصص را می پذیرم که هنرمند باید بداند همانطور که وارد شدنش به صحنه اهمیت دارد خارج شدنش از صحنه مهم است ( نقل به مضمون) در جهان داستان هم همینطور است. هر دو سر کار به طراحی نیاز دارد. فرقی نمی کند پایان باز داشته باشد یا بسته. در مورد افتتاحیه رمان اطمینان داشتم. کار بدون تردید باید با همان میخ طویله شروع می شد حتی اگر قرار بود هزار بار همه نوشته ها را پاک کنم و دور بریزم و بار دیگر از نو بنویسم  یا بازنویسی کنم، باز با همان سطرها شروع می . صداها و تصویرها و کلمه ها همه همان بودند. پایان بندی هم طراحی داشت. کم کم خودش را نشان داد و از میان مه غلیظ بیرون آمد. اما با بخش دوم نظر شما که نرسیدن به معشوق جذ ت بیشتری از وصال دارد موافق نیستم. همیشه اینطور نیست. شاید بخش اعظم چنین تصویری از ادبیات کلاسیک و گاهی سینما و  البته ادبیات عرفانی می آید که در موارد و نمونه های بسیاری  به هجران، اص و اعتبار بیشتری می دهد اما من موافق نیستم.

 ادامه دارد ...




گفت وگو با نویسنده تقدیری جایزه ادبی پروین

درخواست حذف اطلاعات


داستان نویس حرفه ای برای مجالس ادبی نمی نویسد

/ شخصیت «فروغ» الگوی هیچ نیست.  (بخش سوم)

 www.farsnews.com


*انگیزه روایت در این رمان بیشتر نه است

فارس: حالا خودتان فکر کنید رمان « بگذار تروا بسوزد » چقدر نه است؟ چون جدا از شخصیت شاهد دغدغه های نه آنها نیز هستیم.

باید دید نه بودن رمان چه تعریفی دارد؟ معیار چیست؟ تعداد شخصیت های زن ملاک است؟ محک، دغدغه های نه است؟ نه بودن متن تعریف دارد. بحث مفصلی است. اما می توانم بگویم انگیزه روایت در این رمان بیشتر نه است و حس ها نه اند چون در واقع هر اتفاقی از صافی ذهن و ادراک فروغ می گذرد.

*هیچکدام از شخصیت های کتاب از «هیچ» نیامده اند

فارس: شخصیت «فروغ» چقدر به شخصیت آناهیتا آروان نزدیک است؟ از این باب که «فروغ» اهل مطالعه است؛ اهل ادبیات است و ...

همه آدم های رمان به او نزدیک اند. ممکن است از هر کدام چیزی در او باشد. همه آنچه که در این رمان بشود دوست داشت یا بتوان از آن بی زار بود، در او هست؛ فقط شدت و ضعف دارد یا بستگی دارد که به کدام یک فرصت بروز و ظهور بیشتری داده باشد. همه آدم هایی که نویسنده در زندگی اش دیده هر ی که به هر دلیلی بر او اثری گذاشته به اضافه خودش در او زندگی کرده اند و مهمتر اینکه همه شخصیت های داستانی حتی در شبیه ترین و بازنمایانه ترین ح ممکن، نوعی کلاژ شخصیتی هستند. ما هر باردر هر اثر داستانی با فرانکشتاین های شخصیتی روبه رو هستیم. شخصیت هایی که ممکن است هر جزء از وجود آن ها از یک مابه ازای بیرونی برداشته شده باشد. مثلا صورتش مال ی است، لحن اش مال یک نفر دیگر است، یک بخش خلق و خوی اش از یک نفر دیگر برداشته شده، ح سیگار کشیدنش از جای دیگری آمده و... تخیل نویسنده را هم به همه این ها اضافه کنید. آدم های تازه ای شده اند در جهانی تازه. اما هیچکدام از «هیچ» نیامده اند. با داستایوفسکی موافقم که « تنها خدا می تواند از هیچ، چیزی بیافریند»

 




اطلاعیه برگزاری همایش مهرگان

درخواست حذف اطلاعات


مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال

نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال


بدینوسیله باطلاع خوانندگان محترم می رساند روز هفدهم مهر ماه

همایش مهرگان و بزرگداشت دارویش از سوی انجمن هم شان ایران فرهنگی 

با همکاری هفته نامه های امرداد و وطن یولی 

از  ساعت 16 الی 20 در خانه شمندان علوم انسانی 

واقع در خیابان ویلا، پارک ورشو، تالار فردوسی برگزا می شود. 


حضور شما فرهیختگان مزید امتنان است.


                                                                            

همچنین باستحضار می رساند سخنرانان این همایش:

پروفسور سید حسن امین، پروفسور فرهود، خدادایان و بقائی ماکان می باشند.




بزرگداشت روز حافظ در فرهنگسرای نیاوران

درخواست حذف اطلاعات

www.farsnews.com

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران، به مناسبت روز حافظ، شاعر نامدار ایرانی، ۲۰ مهرماه برنامه‎ای با حضور اهالی ادبیات و موسیقی در فرهنگسرای نیاوران بر پا خواهد شد.

در این برنامه که با حضور تعدادی از هنرمندان و صاحب نظران برگزار خواهد شد از آلبوم «حافظ خوانی» علی رستمیان نیز رونمایی می شود.

خواجه شمس الدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ ، معروف به لسان الغیب، لسان العرفا و ناظم الاولیا شاعر بزرگ سده هشتم ایران و یکی از سخنوران نامی جهان است. همه ساله در ۲۰ مهرماه بزرگداشت این شاعر نامی در ایران و جهان برگزار می شود. 

این مراسم   ۲۰ مهرماه ساعت ۱۶ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد و حضور برای عموم علاقمندان آزاد خواهد بود.




«فدریکا موگرینی» نمایشگاه کتاب فرانکفورت را افتتاح کرد

درخواست حذف اطلاعات

www.farsnews.com

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، هفتادمین نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت با حضور «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا افتتاح شد.

رئیس جمهور و صدراعظم آلمان میهمانان دو مراسم ویژه برای افتتاحیه نمایشگاه کتاب فرانکفورت سال جاری خواهند بود.بر اساس این گزارش، صدراعظم و رئیس جمهور فدرال آلمان میهمان نمایشگاه کتاب فرانکفورت بودند.

ایران نیز در این نمایشگاه حضور دارد و ناشران ایرانی زیر چتر غرفه ملی ایران فعالیت خواهند کرد.

موگرینی در افتتاحیه این نمایشگاه اظهار داشت: بله هویت اروپایی، یک فرهنگ اروپایی یک هدف واحدی که حتی قبل از  سیاست های معمول بوجود می آید و باید در جهان نمایان شود. فرهنگ یک جزء کلیدی سیاست خارجی اتحادیه اروپا است و استراتژی اتحادیه اروپا برای روابط فرهنگی (ارتباطات مشترک) که در سال ۲۰۱۶ تصویب شده است، هدف ارتقاء همکاری فرهنگی بین اتحادیه اروپا و کشورهای شریک آن است. ارتقاء یک نظم جهانی مبنی بر صلح، حاکمیت قانون، بیان، درک متقابل و احترام به ارزش های اساسی یکی از اه نهایی آن است.

وی ادامه داد: از زمان تصویب آن، استراتژی کشوری و پشتیبانی از کشورهای عضو، کشورهای شریک، موسسات فرهنگی و اپراتورهای اطراف سه هدف به دست آورد: ۱) حمایت از صنایع خلاق، ۲) تقویت گفتگوی میان فرهنگی و ۳) تقویت همکاری در زمینه میراث فرهنگی.


هفتادمین نمایشگاه کتاب فرانکفورت از ۱۸ تا ۲۴ مهر ماه ب ا می شود.




معرفی لایق شیر علی - شاعر تاجی تان

درخواست حذف اطلاعات

فعالیت ادبی:

نخستین مجموعه اشعار لایق به نام «سر سبز» در سال ۱۹۶۶ انتشار یافت و بعدها مجموعه های «خانهٔ چشم»، «خانهٔ دل»، «ریزهٔ باران»، «ورق سنگ» از جمله پرخواننده ترین کتاب های او بودند.
هنر و استعداد لایق به آفرینش شعر محدود نمی شد؛ او در ترجمهٔ اشعاری از شعرای خارجی به زبان فارسی نیز سهم داشت. اشعار خودش نیز تاکنون به زبان های دیگر ترجمه شده اند.
لایق در سال ۱۹۷۸ میلادی، برای مجموعه اشعار خاک وطن برندهٔ جایزهٔ ابوعبدالله رودکی شد.

سبک شعری:

وی با اشعار رنگین و پرمحتوایش به کالبد شعر تاجیکی نفس تازه ای دمید و آن را در قلمرو فارسی زبانان معروف کرد. شعر لایق پیوندی است قوی میان شعر عالم شمول هزارسالهٔ فارسی و شعر امروز فارسی تاجیکی. در اصل، لایق شاعری سنت ت، منتهی با توجه به روح زمان و نیازهای جامعهٔ خویش؛ از این رو شعر وی در میان هم میهنانش محبوبیت بسیار دارد.


ادامه دارد 




معرفی لایق شیر علی - شاعر تاجی تان

درخواست حذف اطلاعات

لایق شیرعلی

بیوگرافی - زندگینامه شاعران - لایق شیرعلی 
 
زادروز: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۲۰
روستای :«مزار شریف» ناحیه پنجیکند ولایت سغد تاجی تان 
درگذشت: ۱۰ تیر ۱۳۷۹
شهر: دوشنبه، تاجی تان ...

 

دوران کودکی

آرامگاه: لوچاب 
محل زندگی: پنجکنت و دوشنبه 
ملیت: تاجیک  
نام های دیگر: (به فارسی تاجیکی: лоиқ шералӣ) 
پیشه: شاعر، ایران شناس، مترجم 
سال های فعالیت :۱۳۴۴—۱۳۷۹ 
سبک :قصیده، رباعی، غزل 
آثار: کلیات اشعار 
گفتاورد «تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟
ما که خود پرورده یک مادریم» 
لایق شیرعلی (زادهٔ ۳۰ اردی بهشت ۱۳۲۰ در روستای مزار شریف، پنجکنت – درگذشتهٔ ۱۰ تیر ۱۳۷۹ در دوشنبه) از شاعران معاصر تاجی تان است

و در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۷۹ بر اثر سکتهٔ مغزی درگذشت و در آرامگاه لوچاب در شهر دوشنبه بخاک س شد. بر سنگ مزارش، شعری از خود وی که در سال ۱۹۸۸ میلادی سروده بود، نوشته شده است:

در روی زمین نماند مأمن

ای گور، درود بادت از من

.

زندگی :
لایق شیرعلی در در روستای «مزار شریف» در کنار رودخانهٔ زرافشان در ناحیهٔ پنجکنت در شمال تاجی تان زاده شد. او دوران کودکی اش را در این روستا به سر برد. لایق شیرعلی دانشکدهٔ آموزگاری شهر دوشنبه را در سال ۱۹۶۱ به پایان برد و از آن سال در پایتخت تاجی تان اقامت گزید و پس از آن، نخست نویسندهٔ بخش ادبی رادیو تاجی تان و سپس کارمند ادبی رو مهٔ کامسامال تاجی تان شد. او همچنین سردبیر مجلهٔ ادبی معتبر صدای شرق، مشاور اتفاق نویسندگان تاجی تان و عضو اتفاق نویسندگان اتحادیهٔ شوروی از سال ۱۹۹۵ میلادی بود.




محمد علی عجمی - شاعر کشور تاجی تان

درخواست حذف اطلاعات



از سروده های محمد علی عجمی

 

شاعر کشور تاجی تان و ارادتمند اهل بیت عصمت و طهارت «علیهماالسلام»



نیزه را سرور من ! بستر راحت کردی

شام را غلغله صبح قیامت کردی

به لب تشنه ات ، آن روز اشارت می کرد

خاتمی را که در انگشت شهادت کردی...