رسانه
رسانه

سایه



پلکش

درخواست حذف اطلاعات
پلکش میپره و همه تن من میلرزه همه ی تن من همه ی تن من



صبر این چیزی که ندارم

درخواست حذف اطلاعات

همه ی شبکه های اجتماعی رو بستم

خطمم گذاشتم توو یه گوشی ساده

دل تنگ ترم خیلی

هر ساعت بابا زنگ میزنه و میگه صبر کن

همه میگن صبر کن

صبر





سرده پاهام

درخواست حذف اطلاعات

ساعت ۶ شده و پیام میدم نمیام

ساعت ۹ شده و میترسم از جام بیتم بیرون

ساعت ۱۲ شده و حاج خانوم ناهار آماده کرده

امین خواب و من موندم و حاج خانوم و مامانش

مامانش پاهاش اجازه نمیده بیاد رو صندلی جلوی تلوزیون میشینه

ناهار تموم میشه

میرم توو اتاق

حاج خانوم اصرار میکنه که بیا بنشین اینجا و ببین

کم طاقتیمو میبینه

چای میخای؟

آب میخای؟

میرم تو راه رو که مامانش نبینتم بهش علامت میدم که بیاد که کارش دارم

چی شده؟

میشه بشینیم رو میز و حرف بزنیم

آره!

میخامش ،اونقدری میخامش که جونی ندارم اونقدری که خودمو دارم میکوبم به در و دیوار چه کنم؟

دوست داشت؟

آره

دلشو ش دم خیلی میترسم از دستش بدم

طاقتم تموم شده.

دوست داره هنوزم؟

گفت دلش تنگ نشده

خیلی دوست داشت؟

خیلی

اذیتش نکن بزار آروم بگیره بد کردی بهش

میام توو اتاق

میخزم زیر پتو




صداش توو خواب

درخواست حذف اطلاعات
کاش هیچ تلاشی نمی کاش هیچ توضیحی نمیدادم کاش فقط میگفتم که دلم ش ته و هیچ وقت اینطور نبودم کاش میگفتم از جایی صداش میکنم که تاریک کاش میگفتم خداحافظیش مرگ برای من کاش میگفتم ۱ دقیقه نخو دم بی اون کاش میگفتم ماس صداش جنون من بود



چشم ویروسی

درخواست حذف اطلاعات

توی هر ضرر باید استفاده ای باشه
باخت باید احساس ِ فوق العاده ای باشه
آه فاتح ِ قلبم فکرشم نمیکردی
رام این شیر کار ساده ای باشه..

آه چشمه ی طوسی آه چشم ویروسی
بعد از این به هر دردی مبتلا بشم خوبه
مبتلا بشم مُردم مبتلا نشم مُردم
از تو درد لذت بخش هرچی میکشم خوبه

من یه بچه ی شیطون توی کوچه ها بودم
عشق تو بزرگم کرد عشق تو هلاکم کرد
جیک جیک ِ مستونم بود و عشقِ بازیگوش
مثل ِ جوجه ی مُرده توی باغچه خاکم کرد..

آه چشمه ی طوسی آه چشم ویروسی
بعد از این به هر دردی مبتلا بشم خوبه
مبتلا بشم مُردم مبتلا نشم مُردم
از تو درد لذت بخش هرچی میکشم خوبه

آفرین به این زور و آفرین به این بازو
آفرین به این چشمو آفرین به این ابرو
آفرین به هر شب که بی.گدار میباره
با جنون در افتادن خیلی آفرین داره

با تو هیچ جز من.بی سپر نمیجنگه
با تو هیچ از این بیشتر نمیجنگه
با جنون در افتادن باز کار دستم داد
آه فاتح قلبم عشق ِ تو ش تم داد..




آبی ترین تیک

درخواست حذف اطلاعات

نگام کرد لامصب نگام کدد

خیلی زیاد شده خونرزی بینیم ولی اندفرو دوس داشتک

آخ...

بتز شد سرم

رندانی بودن سخته

بی ملاقاتی بودنس بدتره

اخ...

من عاشق رنگ آبی ام

قلب آبی

تیک





تنها آرزو

درخواست حذف اطلاعات
یکی از گلایی که دیروز برات گرفتم.نیست مامان رز بودبرات باز گرفتم مرسی رام میدی آرزومو برآورده کن



هزار سال

درخواست حذف اطلاعات

دیروز عجیب ترین روز زندگی من بود

خیلی عجیب

گریه ی ی رو دیدم که تصورش برام عذاب بود

دیروز...

طوری زد توو گوشم که همه ی صداها گنگ شد

عجیب بود درخواستش

عجیب بود که تا دیدش زد زیر گریه

گفتم من هر روز میام

دیروز

هزار سال بود دیروز

هزار سال

هیج وقت باهام حرف نزده بود اینطوری

هیچوقت

دیروز قد هزار سال پیرشد




ماس

درخواست حذف اطلاعات

آسون نشو ای همسفر

ویرون نشو ای در به در

منو بگیر از همهمه

منو به خلوتت ببر

معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن

منو ببر به حادثه شبو پر از شراره کن



کمک کن نمیرم کمک کن نمیره تین زندگی




من خدارم خسته

درخواست حذف اطلاعات
اونقدر با جزییات ازش به بابا گفتم که فقط گفت خوشحالیت قابل لمس بود همیشهاونقدر محکم زد توو گوشم سر مزار مامان که خودش گریش گرفت وقتی گفت دروغ میگی و به بابات نگفتی تازه دردم اومد... وقتی به سحر گفتم شرمنده ام که مزاحم میشم و سارا چطوره و بهم گفت فراموشش کن و من باهمه ی لرزش دستم فقط گفتم دوسش دارم نمیتونم و خ ظ. وقتی امروز به اصرار بابا نظر دوستشو راجع به حرف زدن بابا باهاش پرسیدم و بیشتر از ۱ دقیقه دووم نیاورد غرور و مردونگیم که نزنم زیر گریه و چقدر شیرین بود این همه دوست داشتنش. وقتی مصطفی فهمید و گفت دیوانه ای و من گفتم اون میدونه من کاری نمیکنم و صبر میکنم و قسمش دادم به مادرش که چیزی نگه با همه ی وجودم میدونستم میدونه نگاه ن به ی چه وقتی دورادور داشتمش چه وقتی کنارم راه میرفت. هیچ وقت نفهمیدم از عید به بعد چی شد البته الان میدونم وقتی اولین بار اجازه دادم همه ی مهر خونه رفت همه ی برکتش. منجلاب شروع شد و هم خوردم توش شبا صبح شد و هم خوردم توش اتفاق تلخ افتاد و فک می میشه که درست بشه بعد اینو تمام بشه شروع دوباره. چقدر از حرفام و هیجاناتم بد و دروغ بود که میشم ماورا... چقدر کم بودم که دلتنگ نمیشه چقدر کم بودم چقدر کم بودم که رفتنم زمانی که فک می هیچ رفاهی براش نمیتونم فراهم کنم میشه سرکوفتش چقدر کم بودم چقدر خوب شمرد خوشبختیامو چقدرشم نگفت نگفت چون نمیدید چقدر شیرینه برام مهرش نکفت چون یادش نیست که همه ی چیزی که الان هستمم اون ساخته چقدرشو نگفت چرا بهم نگفت زمین خورده ترین بودمو بلندم کرد چرا بهم نگفت خوشبختی بود خیال تختم ازش چقدر نگفت. چرا نگفت من چیزی نداشتم قبلش و نچشیدم زندگی رو قبلش چرا نگفت که مرد شدنو دیدم باهاش چرا نگفت که خیال راحت همیشگیم بود چرا نگفت اعتماد به نفسم بود چرا نگفت دلیل پیشرفتم بود چرا نگفت دلیل فک به نوع خدمتم بود چرا نگفت دلیل م بود چقدر خوب میدونه که همه ی چیزایی که گفت در توانم نیست بدون اون. چقدر میدونه که چقدر دوسش دارم چقدر میدونه که حتی زبونم بند اومد که بگم فقط این نبود که فک می بمیرمو نبینمت میترسیدم میترسیدم از اینکه فراموشم کنه توو تنهاییش میترسیدم از اینکه یادش برم من اونقدر ترسیدم که سختم شده زندگی...
چقدر نا امیدتون مامان بابا بچه ها.



دعا کن

درخواست حذف اطلاعات

چه آرامشی میده خاکت

سرزمین من سنگ توعه

مریم دوس داری؟

نرگس هنوز نیومده برات نرگس میگیرم

دعا کن منو مادر

دعای مادرا میگیره




دیگه طاقت ندارم

درخواست حذف اطلاعات

زبان در کام ای جانان

جهان در آتش و خون است .....

تو میدونی که جز قهرش چیزی تلخ تر نبوده

تو میدونی اگه به اینجا نمیرسیدیم نمیگفتم بهش

نمیدونم

خدایا این چه امتحانیه

این چه کارزاریه

نجاتم بده

نجاتم بده

من آبروی هیچ و نبردم و نمیبرم تو نجاتم بده




ادعونی استجب لکم

درخواست حذف اطلاعات

نتونستم بگم

نتونستم

فقط گفتم که دوسش دارم




غریبانه

درخواست حذف اطلاعات

چه غریبانه شبی است

شب تنهایی من...




نا امیدی سم

درخواست حذف اطلاعات

بد ی رو انتخاب کردی برا امتحانم

بد چیزی رو انتخاب کردی

نا امیدی سم

هزار هزارم که بخای نا امید بشم از درگاهت

نمیشم

اون بلد نیست نا امید کنه

ذاتش نمیذاره

حق داره همه ی سر سختیشو بزاره برام

چون همه ی زندگیشو گذاشت برام

ولی میدونم که میدونه رب من

نا امید نمیکنه بندشو پروردگار





آراس

درخواست حذف اطلاعات

آراس

خج میکشم خیلی

هیچ وقت تا این حد شرمندگی رو تجربه ن

مادرت

ی تنم و ستون خونمون

همه ی داراییم و ارزشمند ترین انسانی که تا به حال دیدم

تنها ی که بی وقفه نگرانم بود

دوستم داشت

چیزایی که هیچ وقت تجرش ن رو بهم داد

اون بهترین مادر دنیاست

ببخش که ناراحتش

ببخش که قدر ندونستم

باهام حرف نمیزنه

اظطراب دائمی داره فلجم میکنه

حقمه

حداقل تو ببخش منو بابا...




جون جوادت آقا

درخواست حذف اطلاعات
آمدم ای شاه، پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمَت ملجأ در ماندگان
دور مران از در و راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق
قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که حریمت به مثَل کهرباست
شوق و سبک خیزی کاهم بده
تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان سوز به آهم بده
لشگر به کمین من است
بی م ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری، یار و م بده
در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا خش همه عالمی
جملۀ حاجات مرا هم بده تو رو به اسمت قسم توو شب و روز شهادتت بگیر دست این رها شدرو بهش برسون حرفمو



نیم جیش

درخواست حذف اطلاعات

فقط یه لحظه سیاه شد چشام

درش یهو باز شد کامل نگرفت وگرنه میش ت همه اجزای صورتمو

نیم جیش...

ذوق حتی وقتی خورد




درد میکنه زیاد...

درخواست حذف اطلاعات

کل مسیر از ماه عسلش با خانومش گفت که توو دبی چه گذشته و با این قیمت دلار نمیشه الان

از خاطره ی سافاری تا دیسکو و هتل

سم زمان توو بدنم بود

بی رمقی پاهام شلی دستام

سردرد سرسام آور

از یه جایی به بعد دیگه نمیشنیدم

میتدسیدم تصادف کنم

به فرزانه که رسیدیم پشت چراغ قرمز ایستادم شیشه تا آ پایین

خواستم از ته قلبم تا به حال به اینجایی که دیدم نرسیده بودم

با گرمی صورتم فهمیدم اشکم میاد اونقدری زیاده که میریزه از لپم پایین

شوکه شد

چی شده

هیچی صورتم درد میکنه

خیلی درد میکنه واس همونه

خبلی درد میکنه

ببرمت ؟

نه

....

و بارون همچنان می آد

و درد

چقدر حرف نگفته دارم برات

چقدر

چقدر نگفتم که از ترس دوریت قبل عید نرفتم برای سفر شرکت چون ۳ هفته سفر بود میترسیدم بی تو خفه بشم لعنتی چقدر نگفتم که راضیم نکنی که نفهمی چقدر وابستم بهت

چقدر نگفتم که روزایی که به هر دلیلی نمیدیدمت بیمار ترین بودم

چقدر نگفتم هر روز با ترس نداشتنت میمردم و با دیدنت اشکم در می اومد

چقدر نگفتم که با ذوق میرفتم یلاقو تا میرسیدم نفسم بند می اومد

چقدر نگفته دارم باهات لامصب...

منو راه بده به جایی بتونم نفس بکشم

من آدمم...

من دلتنگیتو الان لازم دارم

من روزی هزار بار میخونم دلتنگ میشم و می آم ولی نه زود

بخدا داره دیر میشه برام دارم تلف میشم

چه بی زور توان این زندگی

چه یه این زندگی بی تو لامصب...

خدا د مصبتو شکر

آبرو نبردم

حرف بد نزدم

مال بد نخوردم

ظلم ن

د آخه بی معرفت بی وجدان ببین خو

بسمه

آره کم آوردم

ارررره

بشنووو

داد میزنم اصن

بی مرام یکاری کن برام

بسمه

یجوری بهش بگو که دارم تلف میشم یجوری بهش بگو هر قطره ی این بارون خنجر شد رو دلم

بهش بگو گلشو رو سنگ هزار بار دست گرفتم که بگم دستمو گرفته

بهش بگوووو من طاقت ندارم

بهش بگو سخته نداشتنش

بهش بگو زمانی که گفت نمیمونه حالش خوب نیست و رفتنیه گفتم اگه یه روزم زنده باشه میخامش

بهش بگو زمانی که حتی نداشتمش گفتم میخامش

بهش بگو لحظه لحظه غرور له شدم که با اسمش توو رو کرد برام جهنم آ ش گفتم میخامش

بابا خ توو دیگه من بندتم کارم گیره پیش بندت خ کن معجزه کن اصن وسط بارون آفتاب درار

آیه بیار براش ولی این کارو

این کارو

بهش بگو بهش بگو

بهش بگو مردونگیم ته کشیده

دیگه دارم تموم میشم

آخ...

درد میکنه






نرگس

درخواست حذف اطلاعات

دلم میخاست بپرسه حالمو

فک می میدونه ب چی کشیدم

فک می زنگ زدم بهش

سراسیمه بر داشته و گفته الان یجوری میام

صبح هزار نه هزاران بار نگاه

ملتمسانه به این صفحه ی لعنتی

که بپرسه حالمو

ندید چی کشیدم ب

نمیدونست

وگرنه میپرسید حالمو...

بارون میزنه

دلم میخاد پاشم الان برم پیش مامان

جون نیست توو تنم

ببخش مامان

فصل نرگس داره میاد

نرگس برات پیدا میکنم