رسانه
رسانه

ت دارابکلا



مُلا عبداللّه

درخواست حذف اطلاعات

به قلم دامنه. سلسله مباحث ت دارابکلا. به نام خدا. پیشتر، در سال گذشته، هم شرح حال مرحوم آیت الله محمدباقر دارابکلایی را نوشته بودم و هم به شرح حال پدرش مرحوم کوچک [کوچک به س هرسه حروف واو، چ، کاف] پرداخته بودم و هم به فرزندانش حُجج : شیخ اسماعیل صادق الوعد و شیخ محمد ، و هم به دامادهای شان حُجج : سیدمحمد شفیعی مازندرانی، سیدحسین شفیعی و شیخ محمدجواد مهاجری. (اینجا).


اینک، در دنبالۀ سلسله مباحث ت دارابکلا، به پیشینیان این خاندان اشاره می کنم، رد می شوم. چون در سالیان دور زندگی می د و من هیچ شناختی از آن مرحومان ندارم مگر آن که بعدها اطلاعاتی جمع آوری کنم و بر این پست بیفزایم.


قبر مرحوم آیت الله محمدباقر دارابکلایی.

18 دی 1396. عکاس: دامنه

اخیراً (18 دی 1396) وقتی برای تشییع جنازۀ شادروان فاطمه دارابکلایی _فرزند اسماعیل_ به مزار رفته بودم، مطابق معمول بر سرِ قبر مرحوم آیت الله محمدباقر دارابکلایی _عالِم شهیر دارابکلا_ حضور یافتم و ادای احترام کرده و ع ی هم انداخته ام. اگر بر سنگ قبر آن مرحوم خوب چشم بدوزید، اجداد و پیشینیان ایشان تا پنج نسل درج شده است که همگی مُلا و بودند، که من در بحث ت محل، نام شان را برمی شمارم تا این تحقیق ام به مرور کامل تر شود.

شیخ علی اکبر (کوچک ) پدرِ مرحوم آقا.

شیخ اسماعیل پدربزرگِ مرحوم آقا.

ملا اسماعیل پدربزرگ مرحوم کوچک .

ملا عیسی از جدّ مرحوم کوچک .

ملا عبدالله جدّبزرگ مرحوم آقا و این خاندان.


این تبار و باتقوا بر افتخار روستای ت خیز دارابکلا افزوده است. دارابکلایی ها در طول تاریخ شان، همیشه به وجود ت منزّه و مردمی دارابکلا هم افتخار می کرده اند و هم اقتداء و احترام زیاد. روح پاک همگی این خاندان محترم و شریف شاد و شادمان باد. تا پست بعدی ت دارابکلا، ماس دعا.

(قلم قم دامنه دوّم)





شیخ محمد طالبی

درخواست حذف اطلاعات
ت دارابکلا

به قلم دامنه. به نام خدا. در ادامۀ بحث معرفی ان دارابکلا به معرفی مختصر شیخ محمد طالبی فرزند کبل می پردازم. او عموی من بود. مردی پاک سیرت، مهربان به مردم، خوش قلب و بسیارآرام و ساده زیست.


پدربزرگم مرحوم کبل مُلّاعلی طالبی دار ، ابن مُلاحیدر، ابن ملاطالب، از همسر اولش _اُمّ لیلا_ سه فرزند داشت که شیخ محمد _عموی من_ از بزرگترین آن بود.


شیخ محمد، فقط 5 دختر داشت که عموزادگان بسیارخوب و فوق العاده مهربان من بودند و همگی آنان طی سال های اخیر به فاصلۀ یک دهه، پس از سال ها کار و تلاش و زحمت های بی حدّ، به رحمت خدا پیوستند:


1- مرحومه فضّه (به معنی نقره و زر)، مادر آقای منصور شعبانی.


2- مرحومه فاطمه. همسر دوم مرحوم علی اکبر آهنگر دار ؛ زن و شوهر هر دو خادم الحسین تکیه بالای دارابکلا بودند.


3- مرحومه لیلا. همسر مرحوم سید ابوطالب هاشمی دار . به عبارتی مادر آقایان مرحوم سیدحسین، سیدقاسم، سیدعلی اکبر، سیدعلی اصغر و ... .


4- مرحومه رُبابه. مادر آقایان رمضان، موسی و حسین رمضانی و ... .


5- مرحومه آسیه. مادر آقایان جلیل محسنی و قاسم و محمد و ... .


روح همۀ رفتگان و روح این دل پاک و دختران گرامی اش غریق رحمت حضرت حق باد. تا معرفی دیگر در امان خدا.
( ت دارابکلا)



حجت ال حامد دار نیا و حجت ال حمید دار نیا

درخواست حذف اطلاعات

دامنۀ ت دارابکلا


به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث ت دارابکلا. از دیگر ون روستای دارابکلا، حجت ال شیخ حامد دار نیا و حجت ال شیخ حمید دار اند. این دو برادر نوه های مرحوم حجت ال والمسلمین مرحوم حاج شیخ عبدالله دار نیا هستند. که من آن مرحوم را در 5 مرداد 1395 در (اینجا) معرفی کرده بودم.



برادران شیخ حامد و شیخ حمید فرزندانِ حجة ال والمسلمین حاج شیخ مهدی دار نیا هستند که من ایشان را نیز در 15 مهر 1395 (اینجا) معرفی کرده ام.


این دو بردار _شیخیَن حمید و حامد_ اص اً دارابکلایی اند و مقیم قم؛ که نوۀ دختری مرحوم آیت الله طاهری گرگان هستند.



حجت ال شیخ حامد دار نیا. عکاس: دامنه


راست: شیخ حامد. وسط پدرشان حاج شیخ مهدی دار نیا. چپ: شیخ حمید


حجت ال شیخ حمید دار نیا


من از زندگی، اوضاع درسی و اشتغالات نوه های مرحوم حاج شیخ عبدالله از نزدیک آشنایی ندارم، فقط دو ماه قبل از طریق یکی از ون محترم محل، دوست فاضلم جناب شیخ محمدجواد مهاجری ب اطلاع کرده ام نوه های حاج شیخ عبدالله اند.


جدّپدری شان مرحوم حاج شیخ عبدالله دار نیا (اینجا)


اخیراً در شب شهادت آقا صادق (ع) در بیتِ پسرعمۀ مان جناب حجت ال والمسلمین آق سیدجواد (آق شفیع) شفیعی دار ، (اینجا) دعوت بودیم که توفیقی شد از نزدیک با این دو برادر آشنا شوم.



آن دو فاضل، واقعاً بسیارمتواضع، نیکورفتار و خیلی شبیه به هم هستند و از گپ و گفت کوتاه و مختصری که با هردو بزرگوار داشته ام، به این برداشت رسیدم اهل فضل و مطالعه و دانش اند و بیش از حد خلیق و خوشخو و ملایم. که مردم ملّای ملایم و لیِّن را با اشتیاق می پسندند و پیروش می گردند. چنین بادا.



خدا سلامت شان بدارد و ان شاء الله برای نشر دین و معارف ائمه ی اطهار _علیهم السّلام_ توفیقاتی روزافزون و سعادت داریَن نصیب شان شود. والسّلام. قم. دامنه. (قلم قم دامنه دوّم) در « ت دارابکلا»، اینجا نیز منتشر شد.




حجت ال سید احمدآقا شفیعی دار

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا. توفیقی حاصل شد که ب با جناب حجت ال والمسلمین حاج سید احمدآقا شفیعی دار _مدیر محترم مدرسهٔ علمیهٔ مصطفی خان ساری_ تماسی داشته باشم.



این دو تصویر زیبا را تقدیم می کنم به ایشان و همۀ دامنه خوانان شریف که به ت وارسته و آگاه اعتقاد و باور دارند. خطّ هنرمندانه ایشان همیشه دیدنی ست. در این تابلونوشته زیر هم، بیت پرشور و عرفانی دوم غزل 37 حافظ به زیبایی و درهم تنیدگی خلق شد.


ان شاء الله سیداحمدآقا _این دوست بزرگ و هم محلی افتخارآمیز ما و بسیاری از دامنه خوانان و دامنه نویسان_ همیشه در سلامت و صحت و فعالیت علمی و اجتماعی باشند و با توفیقات روزافزون طی طریق نمایند. آمین.

ماس دعا. قم. دامنه


(قلم قم دامنه دوّم)



خطّ هنرمندانه





غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود


ز هر چه رنگ تعلُّق پذیرد آزادست

(حافظ)





پدربزرگ مان مُلا علی طالبی

درخواست حذف اطلاعات
مشهور به کبل


به قلم حجةال باقر طالبی دار . بیاد پدر  و در وصف پدر بزرگ ! امروز (26 دی 1397) دوازدهمین سالروز رحلت پدرم حجه ال و المسلمین شیخ علی اکبر طالبی دار فرزند ملا علی است؛ ساده و ذاکر اهل بیت علیهم السلام روضه خوانی حسین ع به جانش وصل بود.



او پسر ملا علی (ره ) یک باصفا بود . پیران روستای ما که آنها نیز سالها پیش که من نوجوان بودم از دنیا رفتند ،ما نوادگان ملا علی میگفتند شما باید از اخلاق و رفتار و گشاده رویی و  سخاوت  پدر بزرگتان درس بگیرید ملا علی یعنی پدر بزرگ ما یک صافدل بود که با کشاورزی و  آسیاب بانی ارتزاق میکرد و به گفته همان پیران خدا بیامرز روستامان وقتی پایان روضه خوانی پولی به او میدادند ،همانجا میان فقرا تقسیم میکرد.



ملا علی نجاری زبر دست نیز بود که بیش از صد سال پیش تکیه ای با چوب جنگل در روستای ما ساخته بود که به زیبایی و هنر چشمگیر و درخشان و زبانزد بود. مردم روستا برای قدردانی و احترام ملا علی او را بعد از فوتش در داخل تکیه دفن د تا گرامی اش بدارند . اما این اوا برای ساخت یک حسینیه یا تکیه بزرگ و پر زرق و برق،استخوانهای آن مرحوم را در هنگام خاک برداری بیرون کشیدند و حرمت نگه نداشتند اگر چه آن استخوانها را بار دیگر در جای خود در زیر زمین تکیه جدید در خاک د.



   

مرحوم کبل ملا علی طالبی. ابن ملا حیدر، ابن ملا طالب

مدفون در تکیۀ دارابکلا زیر فلش سبز و نارنجی

عکاس: جناب یک دوست


پدرم مرحومم نسبت به نام و یاد ملا علی حساس بود و سنگ قبری بر دیواره تکیه قبلی نهاده بود که اینک از نصب همان سنگ نیز دریغ د و ت روستای ما نیز سکوت کرد و هیچ نگفت! حتی در همان تکیه سخنرانان از برخی ون نسل بعدی که البته شایسته یادآوری هستند،یاد میکنند اما حتی یک کلمه از مدفون در همان تکیه یاد نمیکنند !



اگر امروز از کتاب "حاج " نوشته عطالله مهاجرانی بسیار سخن گفته میشود ، باید بیاد داشت امثال حاج و ملا علی و دیگرانی از این دست بسیار بودند و ت امروز بسیار محرومیت میکشد از فقدان این قبیل ون مردمی . گاهی نام و یاد این قبیل ون توسط نسل بعدی ت به دلایلی حذف شد!
خدا  پدر و مادرم و ملا علی و همه رفتگان را بیامرزد .


باقر طالبی دار
تهران، ایرانمهر  
۱۳۹۷/۱۰/۲۶.

قلم قم دامنه دوم




دربارۀ حجه ال سید احمد شفیعی دار

درخواست حذف اطلاعات

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دار : سلام. حضرت حجه ال والمسلمین حاج سید احمد شفیعی (این پست: اینجا) فرزند فاضل و شمند آیت الله حاج سید رضی که احاطه بر استان وکشور به لحاظ مدیریت توام با سیاست داشتند وسرمایه اجتماعی بودند.


سیدعلی اصفر شفیعی دار . 1396



   

مرحوم آیة الله حاج سیدرضی شفیعی دار . حجة ال والمسلمین سید احمدآقا شفیعی دار مدیر حوزۀ مصطفی خان ساری

همۀ پست های مرتبط با این دو شخصیت دارابکلا ساری در وبلاگ دیگرم:


اینجا


نه تنها با لیسانس علوم بلکه با هنر نقاشی وخوش نویسی وورزشی درابعاد حرفه ای به علم فقهی اش اضافه نمودند واهل هنر و سلیقه معماری هستند . ذوق واشتیاق گرایش به خواسته های مردم ازجمله رویکرد رفتاری شان است . دلشادی اش مبتنی بر ایمان و توکل بخداست . ضمن اینکه تصویرش خیلی زیبا وعرفانی است . (قلم قم دامنه دوم)




آیة الله آق میرصالح صالحی دار

درخواست حذف اطلاعات

معرفی ت دارابکلا



به قلم دامنه. به نام خدا. از بدو تأسیس دامنه تا اکنون، در سلسله مباحث ت دارابکلا (اینجا) بیش 135 دارابکلا را معرفی کرده و شرح حال مختصری عرضه داشتم. اینک نوبت معرفی یک دیگر که از عالمان بزرگ دارابکلاست فرارسیده است یعنی پدربزرگ مادرم از ناحیۀ مادری مرحوم آیة الله آق میرصالح صالحی دار .



او عالمی مشهور و متنفّذ بودند. بزرگان محل باخبرند که ایشان بنیانگذار نخستین مدرسۀ علمیه در دارابکلا بودند همان مدرسه ایی که به «اقامدرسه» معروف است (ع دوم در زیر) که بعدها مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی که از نجف بازمی گردند آن را نوسازی و راه اندازی مجدد می کنند.



ع شجرۀ آیة الله آق صالح در زیر به استناد دستنوشته ی حاج کبل سیدمحمد شفیعی دار از وبسایت محمد عبدی سنه کوهی در زیر آمده است. یاد همه ی این عُلما که مفا بزرگ دارابکلا هستند، گرامی باد.


سند شجره جدّ مادری من به خط حاج کبل سیدمحمد


در سمت راست این سند که به خط جناب حاج کبل سیدمحمد شفیعی دار نوشته شده است: «سیده مهتاب همسر آیة الله سید صالح صالحی» ایشان _یعنی آیه الله آق میرصالح صالحی دار _ پدربزرگ مادری مادرم می باشد که اولین حوزه ی علمیۀ دارابکلا را تأسیس می کنند که بعداً مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی آن را نوسازی می کنند. عکاس سند: محمد عبدی سنه کوهی.


مَدرَس و حُجره های آقا مدرسه؛ حوزۀ علمیۀ دارابکلا. ارسالی جناب رنگین کمان. 15 دی 1395



آیه الله آق میرصالح صالحی دار در زاده علی اکبر اوسا دارابکلا مدفون اند. روحش شاد. تا بعد...


(قلم قم دامنه دوم)




حجت ال سید احمدآقا شفیعی دار

درخواست حذف اطلاعات
به نام خدا. توفیقی حاصل شد که ب با جناب حجت ال والمسلمین حاج سید احمدآقا شفیعی دار _مدیر محترم مدرسهٔ علمیهٔ مصطفی خان ساری_ تماسی داشته باشم.



این دو تصویر زیبا را تقدیم می کنم به ایشان و همۀ دامنه خوانان شریف که به ت وارسته و آگاه اعتقاد و باور دارند. خطّ هنرمندانه ایشان همیشه دیدنی ست. در این تابلونوشته زیر هم، بیت پرشور و عرفانی دوم غزل 37 حافظ به زیبایی و درهم تنیدگی خلق شد.


ان شاء الله سیداحمدآقا _این دوست بزرگ و هم محلی افتخارآمیز ما و بسیاری از دامنه خوانان و دامنه نویسان_ همیشه در سلامت و صحت و فعالیت علمی و اجتماعی باشند و با توفیقات روزافزون طی طریق نمایند. آمین.

ماس دعا. قم. دامنه


(قلم قم دامنه دوّم)



خطّ هنرمندانه





غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلُّق پذیرد آزادست

(حافظ)





اَنساب حجت ال اسانی

درخواست حذف اطلاعات
به قلم دامنه. به نام خدا. توضیحی بر پست «فرزندان حجت ال اسانی» [اینجا]. در همین ایامی که به دارابکلا آمده بودم، با جناب حاج کاظم اسانی اخوی حجت ال والمسلمین شیخ محمد رضا اسانی دیدار و گفت و گویی در زمینۀ خاندان و فرزندان برادرش داشتم که ماحصل آن این است:
شیخ زین العابدین مشهور به شیخ محمدرضا اسانی
همۀ فرزندان ذکور آقای شیخ محمدرضا اسانی، طلبه و ملبّس به لباس ت و مقیم مشهد مقدس اند؛ که اسامی آنها را به دلیل اطلاع دقیق نداشتن، در پست آبان ماه 96 ذکر نکرده بودم:
1- حجت ال شیخ اسانی2- حجت ال شیخ وحید اسانی3- حجت ال شیخ مجتبی اسانی4- حجت ال شیخ علی اسانی
تبار این خاندان نیز بر حسب گفتۀ حاج کاظم به من این گونه اند: ملا اسحاق > ملا زین العابدین > ملا محمدکاظم (صاحب مکتبخانه) > حاج قاسم > شیخ زین العابدین مشهور به شیخ محمدرضا اسانی  > و فرزندان شیخ محمدرضا.
برای همگی توفیقات الهی مسئلت دارم(قلم قم دامنه دوّم)



ع های ت دارابکلا

درخواست حذف اطلاعات

ع های ت دارابکلا



اینجا




عمامه گذاری شیخ ابراهیم چوپانی

درخواست حذف اطلاعات
دامنۀ ت


به قلم دامنه. به نام خدا. مراسم عمامه گذاری جناب حجت ال شیخ ابراهیم چوپانی در شب نیمۀ شعبان 12 اردیبهشت 1397 در مسجد جامع روستای دارابکلا، با حضور ون دارابکلا ازجمله حُجج آقایان:


شیخ مرتضی چلویی دار جماعت محل. سیدمحمد شفیعی مازندرانی. سیدعلی صباغ دار . شیخ وحدت. سیداحمد شفیعی دار مدیر حوزۀ مصطفی خان ساری، جناب حاج کبل سیدمحمد شفیعی دار و سایر ین و مؤمنین محل و نیز با شرکت ون مَدعوّ منطقه، انجام شد.


من قبلاً در 30 بهمن 1395 در اینجا ایشان را معرفی کرده ام؛ ضمن تبریک به جناب شیخ ابراهیم چوپانی و اعضای محترم خانواده و خاندان نسبی و  سببی اش؛ سه نکته برای وی آرزو می کنم:


1- تداوم زیِّ طلبگی و ساده زیستی؛

2- استقلال فکری و شناسی بر حسب مقتضیات زمان؛

3- مردمی ماندن و دفاع از ، تفکر و نشر معارف دینی.


و

روبرو حجت ال شیخ ابراهیم چوپانی
نوۀ دختری مرحوم حاج حسین دباغیان

و

ممنونم از حاج حسین رنگین کمان در ارسال ع


(قلم قم دامنه دوم)




مِلّا سحرخیز

درخواست حذف اطلاعات

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث ت دارابکلا. مرحوم مِلّا سحرخیز _پدر مرحوم شیرمحمد، اسماعیل، علی و مهدی_ از جمله انی بود که مردم دارابکلا وی را «مِلّا» صدا می د. من او را ندیدم. با آن که در نوجوانی با علی سحرخیز رفیق بودم و به خانه ی شان رفت و آمد داشتم، اما مِلّا را ندیدم. ایشان زود دارِ فانی را وداع گفتند. به گمانم پیش از انقلاب، مرحوم شدند.

از یک بزرگتر محل پرسیدم چرا وی را «مِلّا» خطاب می د؟ گفت: چون نوحه و مدح و مرثیه می خواند و نیز اذان می گفت.

به هر حال شناخت من از مرحوم ملا سحرخیز همین قدر بود. نمی دانم آیا در قدیم در تعزیه محل هم نقش داشت. به محل هم دسترسی ندارم تا اطلاعاتم را تکمیل کنم.


پل یورمله. علی سحرخیز دوست قدیمی دامنه. 5 دی 1395. جناب یک دوست

روی پل یورمله. علی سحرخیز. آن پشت خونۀ «مِلّا» 5 دی 1395. عکاس: جناب یک دوست

روح آن مرحوم و همسر گرانقدرش و مرحوم حاج شیرمحمد _که اخیراً درگذشت_ شاد و غریق رحمت باد. این خاندان را از نزدیک می شناسم و همیشه آنان را بسیارمهربان، خندان، آرام، خوب، بی آزار، متدیّن و مذهبی یافته ام.

ملاک من در سلسله مباحث ت دارابکلا بیشتر آن است که این سلسله و افرادِ و شیخ و مُلّای محل را _چه آنان که در قید حیات اند و چه به رحمت خدا رفتند_ برای نسل جدید و تاریخ روستای مان روشن سازم و نامشان و قسمتی از زندگی شان را ثبت و ضبط گردانم.

این یک رسم دیرباز است که باید به مفا خود افتخار داشت تا ماندگار شد. انقطاع نسلی، خطر بزرگی ست که جوامع مدرن را نابود ساخته است و آنان را از درون پوک و بی ریشه نموده است. دارابکلا یا آن همه عالم و و شیخ و ملا و قرآن خوان، باید سرآمدِ منطقه ی خود باشد. بعون الله تعالی. (قلم قم qqom دامنه دوّم)



مرحوم شیخ علی رمضانی

درخواست حذف اطلاعات

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث ت دارابکلا. مرحوم شیخ علی رمضانی دار . دو فرزندش اند که قبلاً معرفی : حُجج شیخ باقر و شیخ محمود رمضانی.

مرحوم شیخ علی جثّه ای کوچک داشت. مردی آرام، ت، مسجدی و تکیه ای بود.. مکتبخانه داشت. در داخل خانۀ قدیمی اش در بالامحلۀ دارابکلا. شاگردان زیادی را قرآن آموخت.

حجت ال شیخ باقر رمضانی نفر وسط

حجت ال شیخ محمود رمضانی سمت راست

من روزی در قدیم به همراه یکی از دوستان بالامحله ای ام به مکتبخانه اش رفته بودم که ببینم چگونه درس می دهد، دیده بودم چگونه درس می داد. روح آن مرحوم _که در اَفّواه عمومی شیخ خوانده می شد_ غریق رحمت باد و نامش در یادها زنده.

(قلم قم دامنه دوّم)



میرزا حسن صالحی

درخواست حذف اطلاعات

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث ت دارابکلا. یکی دیگر از ون قدیم روستای دارابکلا مرحوم میرزاحسن صالحی فرزند مرحوم آق سیدعلی صالحی دار و از نواده های مرحوم آیت الله آق میرصالح صالحی بود. پدرش را قبلاً در اینجا و اینجا معرفی کرده بودم.

او دائی زادۀ مرحوم مادرم است که رابطۀ بسیارگرمی با بیت مان داشت و از او خاطرات، داستان ها و نکته های پندآموز زیادی به یاد دارم.

آن مرحوم، لباس ت بر تن نداشت، اما بسیاردانا، تاریخ دان، مسلّط به مسائل دینی، آشنا با قرآن و سخنوری دانشمند و شخصیتی زیرک و هوشمند بود. اطلاعات عمومی اش کم نظیر بود. مطالعه از کارهای مهمش بود. چهره ای خندان و صوتی بسیار زیبا داشت. از قدی بلند و لاغر برخوردار بود. خوش سخن و اهل و نشر بود.

مرحوم میرزا حسن صالحی _که در تلفّظ عامیانه «میرزحسن» خوانده می شود_ در ماه محرم در روستاهای سرتا، موسی کلا، جناسم و برخی دیگر از روستاهای ییلاقی بالادستِ دارابکلا منبر می رفت و روضه و خطابه می خواند. اما در تکیه و مسجد دارابکلا منبر نمی رفت. شاید هم توقّع داشت دعوت شود، که شاید دعوت نمی شد.


تکیه پیش دارابکلا. داد1395. عکاس:جناب یک دوست

اما او هر چندوقت، به دعوت مرحوم پدرم شیخ علی اکبر طالبی و مرحوم حجت ال والمسلمین شیخ روح الله حبیبی _که هر سه با هم رفیق بسیارصمیمی و دیرین بودند_ در برخی از خاص ماه محرّم، در مُرسم و اوسا «تک منبر» می رفت و دَینِ خود به حسین (ع) و شهیدان دشت نینوا را اِداء می نمود.

آن مرحوم در دهۀ 50 از مسئولان و دست اندرکاران محل بود و برای محل کوشش های فراوانی نمود. روحش شاد، نامش برقرار و بر خاندان ساداتش سلام و درود.

(قلم قم دامنه دوّم)




نوه های حاج شیخ عبدالله

درخواست حذف اطلاعات

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث ت دارابکلا. از دیگر ون روستای دارابکلا، می توان به نوه های حجت ال والمسلمین مرحوم حاج شیخ عبدالله دار نیا یاد نمود. من ایشان را در  5 مرداد 1395 (اینجا) معرفی کرده بودم. نوه های وی از جمله فرزندِ حجة ال شیخ مهدی دار نیا _ایشان را نیز در 15 مهر 1395 (اینجا) معرفی کرده ام_ اص اً دارابکلایی اند و مقیم قم می باشند. که نوۀ دختری آیت الله طاهری گرگان هستند

من از زندگی، اوضاع درسی و اشتغالات نوه های مرحوم حاج شیخ عبدالله از نزدیک آشنایی ندارم، فقط دو ماه قبل از طریق یکی از ون محترم محل، جناب شیخ محمدجواد مهاجری ب اطلاع کرده ام نوه های حاج شیخ عبدالله اند.

تا کنون توفیقی نیافتم بیشتر از این قدر بدانم. این پست را برای تکمیل تحقیقم دربارۀ ت دارابکلا آورده ام، هرچند اطلاعات دقیقی به خوانندگان شریف دامنه نداده ام. امید است ی از آنان مطلع باشد و خیر کند و دامنه را اِخبار سازد.

(قلم قم دامنه دوّم)




حجت ال شیخ عبداللّه درواری

درخواست حذف اطلاعات

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث ت دارابکلا. حجت ال شیخ عبداللّه درواری فرزند مرحوم مَشد عباس است. واقع در تنگۀ بن بست مرحوم آقا دارابکلایی. او از خانواده ای فقرچشیده برخاسته است. ابتدا پیش همسایۀ گرانقدرشان مرحوم آیت الله شیخ محمدباقر دارابکلایی تلمُّذ کرد و سپس به حوزۀ علمیۀ مشهد مقدس رفت و همچنان آنجا مقیم است.


شیخ عبدالله درواری. نفر دوم از راست. ع از رنگین کمان


وی را مدتی ست که ندیده ام تا مطمئن شوم آیا همچنان در این وت مانده است یا نه. البته تا جایی که خبر داشتم هنوز خود را ملبّس به لباس ت نکرده بود. این روزها را نمی دانم. به هر حال شیخ عبداللّه درواری جزوِ ون دارابکلا و از میانِ خانواده ای محروم پا به این عرصه گذاشته است که نیازمند تشویق و حمایت هاست. اساساً ون در طول تاریخ از قشر روستازادگان و از بینِ پابرهنگان و فقردیدگان برخاسته است و همین امتیاز بزرگ موجب بوده است که را به مال و منال دنیا معاوضه نکنند و اغلب نیز نمی کنند.


آهنگرمحلۀ دارابکلا. عکاس: جناب یک دوست. 13 دی 1395

من شیخ عبداللّه درواری را از همان جوانی فردی خوش اخلاق، خندان، سر به زیر و از خاندانی مذهبی، دیندار، آرام و مأخود به حیا می دانستم. پدرش از مذهبی ها و مسجدی های محل بود. نَسَب این خانواده ها _که در دارابکلا به چند خانواده در کنار هم در همان تنگۀ بن بست مرحوم آقا دارابکلایی محدود می شود_ از ناحیۀ پدری از تویه و دِروار _بالای کیاسر در منطقۀ استان سمنان_ است. تویه و دِروار دو روستای چِفت به هم است که من رفته ام، دیده ام.


آقا مدرسه؛ حوزۀ علمیۀ روستای دارابکلا. عکاس: جناب رنگین کمان. 15 دی 1395

در سالهای دور این چند خانواده به دارابکلا مهاجرت کرده اند و فامیلی شان نیز از همین روستای دِروار ریشه می گیرد. برای همۀ آنان سلامتی و توفیق آرزو می کنم و برای درگذشتگان شان رحمت و مغفرت الهی می طلبم. به جناب شیخ عبداللّه درواری در هر کجاس ایران است سلام ویژه دارم. ان شاء الله موفق و مؤیّد باشند.


جهت مزید اطلاع، دارابکلایی ها این دو روستا را در تلفُظ جمع می کنند و مثلاً می گویند فلانی توتِرواری هَسّه. مثل مرحوم اصغر توتِرواری ساری، که تا سالهای اخیر هر روز به دارابکلا می آمد و به عنوان یک بازاری واسط و خُرده پا، به ید گردو و جارو و کانجی از کشاورزان محل می پرداخت.

(قلم قم دامنه دوّم)