رسانه
رسانه

مذهب شناسی



پایان ماه صفر

درخواست حذف اطلاعات




از مقالات قبلی :

- ریشه ی مصائب عاشورا:

قسمت یکم) اینجا

قسمت دوم) اینجا

- استدلال جمعی از علمای مذهب

در رد ادعای کفایت قرآن برای هدایت ما انسانها و نیازمندی به عترت (صلی الله علیه و آله) : اینجا


- پاسخ به شبهه درباره رابطه اهل بیت عصمت (علیهم السلام)

با غاصبین خلافت : اینجا


- نمونه ای از مدارک قتل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بوسیله غاصبین خلافت ( مدارک عامه و خاصه) : اینجا


- تحقیق درباره قاتل (صلی الله علیه و آله) :

دریافت از طریق ایمیل

- ضرورت لعن غاصبین خلافت با استناد به منابع تسنن و وه ت : دریافت از طریق ایمیل am.tehrani.n@gmail.com


پاسخ به شبهه ای از فرقه منحرف صوفیه لع:

قبلا در سایت موسسه دارالصادق اصفهان در قسمت نظرات فردی از فرقه منحرف صوفیه با استناد به جمله منسوب به حضرت زینب کبری (علیها السلام) - ما رایت الا جمیلا - شبهه ای مطرح کرده بود که ذیل همان مطلب در قسمت نظرات جواب دادم و پاسخ شبهه با عنایت به متن کامل نقل مذکور و قبل و بعد آن از لهوف، روشن شد.

با سایت دارالصادق اصفهان در جهت ضد فلسفه و ضد عرفان تا حدودی موافقت داریم ولی در بعضی موارد تفاوت عقیده هست از جمله دیدگاه موسسه مذکور درباره جریان چهل ساله...




برنامه روز نهم ربیع الاول

درخواست حذف اطلاعات

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آ تابع له علی ذلک ...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین


مجالس سرور بدون گناه با پوشش




دو نکته از قبل

درخواست حذف اطلاعات

یکم) قبلا به مناسبت بحثی درباره مجالس اهل معرفت در نه ربیع، تذکری درباره مسئله « » و الفاظ رکیک عرض شد. آنجا حرمت بکار بردن من القول را گفتیم و تفاوت با سب را اشاره کردیم.

اما جدا از بحث فوق، در موردی دیگر در سایت آیت ا... حاج شیخ حسین وحید اسانی دیدم که درباره الفاظ رکیک یک استثنا مطرح شده که مقلدین ایشان می توانند از سایت ایشان ببینند. واضح است که این استثنا هم زمانی جایز است که از جهات دیگر مانند تهمت یا توهین به مؤمن یا مؤمنه حرام نباشد.


دوم) قبلا مسئله درباره موسیقی اشاره و حرمت استماع موسیقی های لهوی... بیان شد.

اینجا

درباره انواع غیرلهوی هم چون متن منهاج آیت ا... وحید ت بود و به جهت اینکه فقیه دیگری بوده که جمیع اقسام موسیقی را حرام می دانسته لذا بیان کردیم که دست کم، بهتر است ترک شود.(احتیاط مستحب)

بعد سایت دفتر ایشان را دیدم که درباره اقسام غیرلهوی، ظاهرا قائلند بنا بر احتیاط واجب باید ترک شود.




مناسبت های ایام، فضائلی از المؤمنین و اهل البیت (علیهم السلام)

درخواست حذف اطلاعات

بعد از غدیر و روز نابودی سومین دشمن ؛

سالروز خاتم بخشی المؤمنین علی (علیه السلام)

و نزول آیه ولایت

مخصوص به عترت معصومین (علیهم السلام)

سالروز نزول سوره هل اتی

و لطف و کرم اهل بیت عصمت (علیهم السلام)


حدیث بساط

و فضیلت خاصه المؤمنین علی بن طالب (علیه الصلاه و السلام)


آیه مباهله و درخششی

از عظمت 5 تن (علیهم الصلاه و السلام)

و عقب نشینی نصاری.







فضول شناسی هیئات مذهبی

درخواست حذف اطلاعات

اکبر رائف پور سواد دینی ندارد و آنقدر که به ما گفته اند در امور مختلف اظهار نظر می کند.

اگر لازم است سخنان بی پایه اش در امر دین را نقد کنم تا عموم متوجه شوند.

یک صفحه متن فقهی را از رو نمی توانی بخوانی ، اینجور جنجال راه انداخته ای.

شیعیان باید مراقب جریانهای دستوری و فاقد دانش مذهبی باشند.


آسیب شناسی هیئات مذهبی؛

در صدد نیستم هر در هر هیئتی هر کاری کرده یا هر چه گفته تایید کنم

ولی هیئات، سخنران و مداح دارد و نیازی به دخ افراد بیسواد و دست نشانده ندارد.


اگر لازم است بافته های نامبرده را نقد کنم تا مردم میزان دانش او را ملاحظه کنند.


والسلام علی من اتبع الهدی

کلید واژه : فضول شناسی هیئات مذهبی - جریانهای بیسواد دست نشانده.




پایان ماه صفر

درخواست حذف اطلاعات




از مقالات قبلی :

- ریشه ی مصائب عاشورا:

قسمت یکم) اینجا

قسمت دوم) اینجا

- استدلال جمعی از علمای مذهب

در رد ادعای کفایت قرآن برای هدایت ما انسانها : اینجا


- پاسخ به شبهه درباره رابطه اهل بیت عصمت (علیهم السلام)

با غاصبین خلافت : اینجا


- نمونه ای از مدارک قتل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بوسیله غاصبین خلافت ( مدارک عامه و خاصه) : اینجا


- ضرورت لعن غاصبین خلافت با استناد به منابع تسنن و وه ت : دریافت از طریق ایمیل am.tehrani.n@gmail.com






حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا بنت ولی الله

یا اخت ولی الله

یا ولی الله




تذکری درباره بعضی مطالب منتشر شده

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

ورقه ای منتشر شده دارای چند جمله ای بدون سند و مدرک و بدون دلیل دربارۀ عقیده به مهدویت در آن ادعاهایی شده بود که بنظر رسید مخالف با آیات قرآن و مخالف با روایات متواترۀ صریحه و براهین عقلی است یا دست کم به شکلی بود که زمینه برداشت کج از آن ممکن بود. لذا تذکری اجمالی لازم است.

ادعا شده بود اطاعت و یاری حضرت بقیه الله زمان علیه السلام- ، «انتخ » است.

از این جمله می توان به چند شکل برداشت نمود. اگر برداشت این باشد که خداوند طاعت آن ذات مقدس را بر یکایک مخلوقات واجب نفرموده یا آنرا به شکل اختیاری قرار داده، این برداشت بر خلاف براهین عقلی و آیات قرآن و احادیث متواتره می باشد.

ورقه مذکوره گویا بنام مذهب منتشر شده لذا اگر ی منابع خاصه را قبول دارد که نصوص در فرض طاعت چهارده معصوم (علیهم السلام) فوق تواتر و روشن است و قابل تاویل و توجیه به معنایی دیگر نیست و از بیّنات آن و بدیهی که این امر درباره همه معصومین (علیهم السلام) از جمله آ ین حجت الهی عجل الله تعالی فرجه الشریف- می باشد. از حدیث غدیر که در آن -صلی الله علیه و آله- طاعت المؤمنین علی (علیه السلام) و ان بعد تا حضرت بقیه الله المهدی (سلام الله علیهم) را بر همه مسلمین واجب قرار دادند تا دیگر احادیث و... .

البته واضح است قبول این امر از سوی مسلمین ، وماً به این معنی نیست که یکایک آن ها در این زمان، به اوامر آن ذوات مقدسه دسترسی یا آگاهی دارند، بلکه قبول طاعت، یک بخش است و بخش دیگر، امتحان عملی در عرصۀ مواجهه با اوامر و نواهی ایشان است. در مقام اول، لازم نیست حتما فرد اکنون با آن حضرت یا امر یا نهی خاصّی از ایشان مواجه باشد... لذا محروم بودن از فیض دیدار ایشان در این روزگار غیبت، مانع از قبول لوازم عقیده به ت آن حضرت نیست از جمله مفترض الطاعه دانستن آن حضرت ( عجل الله تعالی فرجه الشریف). و سپس آنچه از لوازم این عقیده، در این شرائط لازم است... که در این قسمت، برای غیر فقیه، تقلید از فقیه دارای شرائط مطرح است.

اگر هم ناشرین این کج فکری ها از سایر مذاهب هستند، قبلاً در پاسخ به اهل تسنن و وه ت، با استناد به منابع خودشان جواب داده شد، مثلاً با استناد به منابع اهل تسنن و قدری که از روایت غدیر نقل کرده اند و سایر روایات منابع عامّه در کنار آیات قرآن، روشن شد که خداوند، طاعت خاتم صلی الله علیه وآله- را بر یکایک مسلمین واجب فرموده و آن حضرت هم در نصوصی چون غدیر و سایر مدارک متواتره، طاعت اهل بیت معصومین علیهم السلام را واجب فرمودند چه لازمه اش باشد (مثل آنچه دل بر عصمت یا اعلمیت ایشان دارد) یا آنچه صراحت در فرض طاعت دارد - که بخصوص در مورد فرض طاعت المؤمنین علیّ بن طالب صلوات الله علیه- مدارکی ذکر شد و با روشن شدن این مقصد، طاعت یک یک دوازده ثابت شد. از دو جهت، هم ادله ای که طاعت همه ی بیت عصمت علیهم السلام- را ثابت نمود که بدیهی است آ ین حجّت الهی عجل الله له الفرج- از آن جدا نیستند، و هم ادله ای که فرض طاعت اولین بعد از ، المؤمنین علیّ بن طالب صلوات الله علیه را بیان نمود و از این راه، فرض طاعت هر از قبلی صادر شده است تا آ ین شان ، حجت غائب این زمان حضرت بقیه الله المهدی بن الحسن العسکری صلوات الله علیهم.

بلکه در پاسخ به تسنن و وه ت نوشتم از ایاتی از قرآن مانند «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً (80نساء) » و دیگر ادله استفاده می شود که اطاعت از خدا صلی الله علیه وآله- ، همان اطاعت از خداست، نه اینکه دو اطاعت جدا باشد، بلکه یکه از صلی الله علیه و آله- اطاعت کند، اطاعت از خدا را انجام داده. البته واضح است در عقیده صحیح، این به معنی هم ذات بودن و خلفای معصوم ایشان صلی الله علیهم- با خداوند نیست. لذا با اینکه ایشان، مخلوقات برگزیدۀ خدا هستند، نه ذات خدا، امّا با «اطاعت از ایشان»، «اطاعت از خداوند»، انجام شده است. صلی الله علیه و آله- هم در غدیر و دیگر نصوص، طاعت از جانشینان معصوم شان را مفترض و واجب دانستند.

همچنین در پاسخ به اهل تسنن اشاره ای شد به سایر ادله که دل روشن دارند بر اولویت این امر ولایت و حاکمیّتِ آن بر سایر احکام و عناوین دینی.

اما آن برگه که منتشر شده بود؛ چند جمله غلط یا غیردقیق دیگر هم روی آن دیدم که فعلا مجال طرح نیست.

شیعیان باید در این روزگار پرفتنه غیبت حضرت ولیّ امر عجل الله تعالی فرجه الشریف- و غلبه ی جهل، بسیار مراقب باشند که دین شان، فکر و عقیده شان را از چه منبعی می گیرند؟ «فلینظر الانسان الی طعامه» ، چنانکه در روایات مربوطه نیز پیشگویی شده، سوء استفاده از عناوین دینی بعنوان ابزار در این روزگار زیادست و افرادی که بعضاً تکّه هایی از دین را آموخته اند و با سلایق یا اغراض منحرف خود می آمیزند، در این روزگار بسیارند.

مطالب مهم و حساس را سبک می شمارند و بدون وقت گذاری و یادگرفتن، سلیقه بافی می کنند. اما در مطالب بی ارزش حفظ مقام و منصب هر و نا ، همه چیز را فدا می کنند...

اگر به پاسخ های صدها سال استدلال علما بر مخالفین شیعه، مراجعۀ مختصری داشتند این نوشته های سبک را منتشر نمی د.

اما اگر مراد از «انتخ » بودن، وجه دیگری است؛

می دانیم اصل هدایت الهی و راهنمایی از سوی اولیاء دین علیهم السلام- از زمان صلی الله علیه و آله- تا ان معصوم بعد سلام الله علیهم- ، ایشان، مخاطبین را هدایت و ارشاد فرموده اند اما مخاطب می توانست به اختیار خودش حق را بپذیرد یا انکار نماید. این مطلب از اصول و پایه های مانند توحید و معاد و نبوت و ت واقع بود که تا مخاطب، حقایق اصلی دین را نمی پذیرفت، اصلا نوبت به اعمال و فروعات نمی رسید. پس قبول سایر امور و فروعات عملی دین (که تقلید از فقها یکی از بخشهای مربوط به آن محسوب شده که جهت طریقی دارد و موضوعیتی هم ندارد)، بعد از قبول امر اصلی بود. عقل هم گواهی به صحت این مسیر می دهد که باید معرفت مطاع، و وم طاعتش پذیرفته شود تا بعد در هر امری از او اطاعت شود...

آیه شریفه می فرماید «لا اکراه فی الدین»، از این ایه ممکن است چند جور برداشت شود که یقیناً بعضی از آن غلط هستند. اینکه قبول دین حق و آمدن به راه حق، به اختیار خود انسانهای عاقل است، این بدان معنی نیست که حق بودنِ حق، و باطل بودنِ باطل، هم به اختیار مردم س شده باشد.

مثلاً صاحب دین بفرماید به این شکل، برای سعادت لازم است. در جای دیگر فرموده پذیرش حق، اختیاری است نه با اکراه. پس فرد بعد از اینکه فهمید برای سعادت یا نجات از عذاب و...، باید بخواند، حالا در این دنیا که فرصت امتحان است و هنوز دار نتیجۀ آ ت نرسیده است- می تواند بخواند یا نخواند. لذا اینکه اختیاری است نه با اکراه، در این مقام، به این معنی نیست که چه بخواند چه نخواند اهل سعادت خواهد بود!! که خلاف آیات و فرمایش صاحب دین است. بلکه به این معنی است که صاحب دین، راه صحیح را به مخاطب نشان می دهد و آنگاه مخاطب می تواند با اختیار به راه سعادت ابدی بیاید یا با انتخاب غلطِ خودش، به راه شقاوت ابدی برود. لذا عباراتی چون «لا اکراه فی الدین، قد تبیّن الرشد من الغیّ...» یا عبارات مشابه، باید در کنار سایر آیات و روایات دیده شود نه تنها. پس اگر مخاطب بعد از اینکه راه درست را فهمید، با اختیار خودش از آن س یچی نمود، نمی تواند به آیه مذکور استناد کند و لذا یقیناً مستحق عقوبت است و به راه شقاوت رفته نه راه سعادت. اساسا عقوبت او در آ ت، به همین خاطر است که با اختیار خودش رفته نه با اکراه یا اضطرار. و اگرنه مستحق عقوبت نبود.

و تمام آنچه اینجا گفتیم مثالهایی بود در فروعات عملیه و برای رفع شبهه مذکوره. لذا این عباراتی که بکار بردیم برای همین قسمت از بحث است نه اینکه باز آنرا به جای دیگری از مباحث دینی بکشانند و سوء استفاده کنند.

این توضیح کوتاه را به پایان می بریم با عبارتی از زیارت آل یاسین که خطاب به حضرت بقیه الله زمان سلام الله علیه و عجل الله له الفرج- عرض می شود :

« ... شقی من خالفکم و سعد من اطاعکم...» ، هر از شما چهارده معصوم مخالفت نمود، شقاوتمند شد و هر شما را اطاعت کرد، سعادتمند شد.

البته باز اختیار با خود افراد است که به راه سعادت بیایند یا شقاوتمند شوند.

والحمد لله الذی هدانا لهاذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله

و السلام علی من اتبع الهدی حسن طهرانی




شهادت المؤمنین علیه السلام، لیله القدر

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا اول المظلومین و المتقین

المؤمنین علی بن طالب

و لعن الله اعدائک



شبهای احیاء

مطلب گذشته اینجا




افات احمد الحسن

درخواست حذف اطلاعات

شخصی ناشناخته و فاقد دانش دینی ادعاهایی غیرعقلانی درباره نیابت از طرف حضرت بقیه الله ولی عصر صلوات الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف- نموده که خلاف آیات قرآن و خلاف احادیث عترت معصومین علیهم السلام- است، اگر ی از نامبرده شبهه ای دارد ارسال کند جواب دهیم.

از ویژگی های نامبرده و اطرافیان گول خورده اش این موارد می باشد:

1) کتابهایی منسوب به اوست مشتمل بر مطالبی بر خلاف صریح تعالیم قرآن وعترت معصومین علیهم السلام که نشاندهنده ی بیگانگی نامبرده با علوم دینی می باشد.

2) ادعای بیعت با غیر معصوم عجل الله تعالی فرجه الشریف- ، که خلاف عقل و خلاف قرآن و خلاف تعالیم معصومین علیهم السلام- می باشد.

3) نامبرده ادعایی دارد که گویی چند سالی است ظهورش واقع شده، اما هنوز نه از ظهور منجی جهان خبری هست نه حوادث پی آن. ضعف عقل و قوای ادراکی در نامبرده به حدی رسیده که بعد از ظلمها و جنایات فراوان، هنوز از محیط اطرافش نتوانسته خارج شود! این در حالیست که چند سالی است ادعای ظهور دارد!! طرفدارانش هم گویا از کوچکترین بحث و گفتگوی علمی فراری هستند!!

بعنوان نمونه اطرافیان وی اینقدر نفهمیده اند که ادعای تواتر باید منتهی به معصوم شود نه غیر معصوم. وقتی هم خود مدعی حضور دارد، اصلا طرح ادعای تواتر لغو است چون باید برهان بیّن بیاورد.

اگر با این طایفه مواجه شدید آنها را به سوی «تیمارستان روانی» راهنمایی کنید.

مطلبی هم اگر دارند بسم الله.




پایان رجب و شروع ماه شعبان

درخواست حذف اطلاعات

مبعث الرسول - صلی الله علیه و آله-

ولادت حضرت حسین - صلوات الله علیه-

ولادت حضرت سجاد - صلوات الله علیه-

ولادت حضرت الفضل العباس - علیه السلام-




ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یابن عبد الله

علی الاکبر




سالروز ولادت حضرت جواد علیه السلام

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا مولانا ال

ابا جعفر محمد بن علی الجواد




دیدگاه فقهای مذهب درباره وضعیت تحصیلی جریان رسانه ای

درخواست حذف اطلاعات

آیت ا... حاج شیخ حسین وحید اسانی زید عزه- درخصوص وضعیّت تحصیلی جریان مرجع سازیِ رسانه بیان داشتند:

" ... کار به جایی رسیده که بعضی یک جُفتک می اندازند می شوند «آیت ا...»، بعد یک جُفتک دیگر می اندازند می شوند «آیت ا... العظمی»، حالا هم می خواهد یک جُفتک دیگر بیاندازد بشود «مرجع اعلم» ...!! "


کلید واژه: دروغهای جریانِ جفتک.


--- --- ---


خصوصیّت خواص:

علمای سابق، با آیت الکرسی یا... از خانه بیرون می آمدند...

در نیم قرن اخیر، بعضی با یک صَدُمِ سواد آنها (یا کمتر)، با تانک از خانه بیرون می آیند!

کلید واژه: خاص بودن: واقعی و غیرواقعی.








حضرت امّ البنین س

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا سیدتنا ام البنین




حضرت ام کلثوم س

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا ام کلثوم


در روایت المؤمنین علی - علیه السلام- این دخترشان را به جناب عون بن جعفر تزویج نمودند
و نقلهای ازدواج این بانو با برخی منافقین، کذب و جعلی می باشد.
چنانکه مرحوم شیخ مفید نیز در پاسخ به مسائل سرویه کذاب بودن یکی از وسائط نقل مذکور را اشاره نموده است.
در فرض تصور نیز دل ی بر حسن رابطه با دشمن خدا ندارد.
(مدارک و ادله تفصیلی آماده ارائه می باشد)





پاسخ به شبهه ای ارسالی درباره مهدویت

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا صاحب ا مان ادرکنا

صلی الله علیه و آله- : من مات و لم یعرف زمانه مات میتۀ جاهلیّۀ

یکه در حالی بمیرد که زمانش را نشناخته، به مرگ جاهلیّت و کفر از دنیا رفته است.

(این حدیث در منابع فرق مختلف ی آمده که در مقالات به مدارک آن اشاره شد)

جو کوتاه بر نوشتۀ «جامعه شناسی جامعه زمانی و فقدان عنصر تغییر در جامعه» : نوشتۀ طایفی

پیش از ورود به پاسخ لازم به تذکر است که این مبحث، بحثی مفصّل بوده و یادگیری آن مجال مناسب لازم دارد و افراد نباید قبل از دین شناسی، اقدام به نسبت دادن سلیقه هایشان به دین نمایند. چون مقاله و اشکالات مطرح شده ادّعاهایی است که بدون ذکر دلیل و بدون مدرک ارائه شده، لذا نگارنده نیز مطالب عقیدۀ صحیح را بطور اجمالی اشاره می کنم و البته در صورت وم ادله عقلی و آیات قرآن و احادیث مستند آن موجود و قابل ارائه می باشد.

برای اظهار نظر در امری دینی و علمی لازم است روش گفتگو پیشتر مشخّص باشد و جایز نیست اظهار نظر بدون دانش و بدون ارائۀ دلیل و مدرک که نوشتۀ مذکور ظاهراً دچار چنین اشکالی است و متأسّفانه دلیل و مدرکی در آن دیده نمی شود.

در سطر یکم ادّعایی به «باور شیعه» نسبت داده شده که گذشته از فقدان مدرک و سند، هیچ برهانی بر آن ارائه نشده است. بلکه با مستندات عقیده شیعه در تعارض است.

ادّعا شده شدّت و گسترش باور به موعود [حضرت بقیّه الله المهدی علیه السلام- ] عمدتاً مربوط به زمان صفویّه بوده است. اما بر این ادّعا نیز دلیلی ارائه نکرده، حال آنکه باور شیعه، دربارۀ ت دوازدهمین ِ این روزگار غیبت که ما در آن قرار گرفته ایم- ، گذشته از براهین فطری و عقلی، برگرفته از متن قرآن و نصوص متواتره رسیده از صلی الله علیه و آله- می باشد. شیعه دربارۀ ت و هر زمان از دوازده معصوم و خصوصاً آ ین حضرت بقیّۀ الله الحجّۀ بن الحسن المهدی علیهما السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف- ادلّه ای بسیار محکم و روشن دارد از جمله دلایل و براهین فطری و عقلی و قرآنی و نصّ متواتر در منابع فرق مختلف ی که از قبل از صفویۀ رسیده است. اصلی ترین نصوص و احادیث دربارۀ دوازدهمین شیعه حضرت بقیۀ الله المهدی علیه السلام- از خود حضرت محمّد -صلی الله علیه و آله- صادر شده، بعنوان مثال در نقل شیعه از حدیث غدیر نیز بوضوح دیده می شود. حدیث غدیری که صلی الله علیه و آله- ت ان بعد از خودشان تا روز قیامت را روشن فرمود و بخصوص پس از خودشان حضرت المؤمنین علیّ بن طالب و ت آ ین حضرت بقیّۀ الله الحجۀ بن الحسن المهدی علیهما السلام- را یادآور شدند. و دیگر نصوص...

شیعه بر این باور ادلّه ای محکم و روشن و بسیار فراوان دارد که در نوشتار جداگانه اشاره ای اجمالی شد، ولی ظاهرا نویسندۀ مقاله اندک مراجعه ای نداشته که حداقل ببیند ادله این مذهب چی هست! و بدون مراجعه، مطالبی را که بنظرش رسیده ارائه نموده. این ظلم به یک مذهب است که بدون مراجعه به متون آن مذهب و عالمانِ آن مذهب، نسبت هایی پی در پی و بی دلیل اتهام زده شود.

ادّعا شده اسناد تاریخی دال بر ولادت و رشد و غیبت زمان عجل الله تعالی فرجه- در دسترس نیست.

جواب: اینکه شما اندک مراجعه ای نکرده اید و شروع به اظهار سلیقه نموده اید دلیل نمی شود که مدرکی نباشد؛ بلکه این مطلب مدارک بسیار روشن و محکمی دارد و تمام شیعیان و فقها سالروز نیمه شعبان را ببرکت مقارنت با تاریخ ولادت آن ذات مقدس سلام الله علیه- گرامی می دارند و منابع حدیثی آن نیز موجود است که مربوط به دوران صفویه نیست بلکه به دوران خود ائمّه دین علیهم السلام- متصل است.

چنانکه گفتیم اصل باور شیعه به آ ین حضرت بقیّۀ الله الحجۀ بن الحسن المهدی علیه السلام- مستند به براهین عقلی و فطری و آیات قرآن و احادیث رسیده از صلی الله علیه و آله و ان بعد می باشد. این احادیث بسیار فراوان، چند دسته است. بعضی از آن صرفاً به آ ین یا ظهور منجی در آ ا مان... دل دارد که از جهت عقلی، فقط بر دوازدهمین شیعه تطبیق دارد. بعضی دیگر دل بر شخص آن حضرت، نسب آن حضرت که از فرزندان رسول خدا و المؤمنین علیهما و آلهما السلام هستند - نیز دل دارد. بعضی بر اوصاف آن حضرت دل دارد که فقط بر دوازدهمین شیعه حضرت مهدی علیه السلام- تطبیق دارد. چنانکه براهین شیعه بر ت، دل دارد در هر زمان ی معصوم با اوصاف خاصّی هست که امروز فقط بر ذات مقدس حضرت مهدی غائب از دیده ها- منطبق می باشد. و بسیاری از آن صریحاً به شخص این زمان، حضرت بقیه الله الحجۀ بن الحسن المهدی علیهما السلام- دل دارد. اخبار و احادیث محکمی که دربارۀ تاریخ ولادت آن حضرت در دسترس و موجود هست نیز مربوط به زمان ان معصوم قبلی می باشد. بعد از صلی الله علیه و آله- از یکایک معصومین، اخباری دربارۀ دوازدهمین رسیده است. چه اخباری که دربارۀ آ ین است با اوصافی که فقط به دوازدهمین شیعه انطباق دارد. چه اخباری که صریحاً دربارۀ نام و نشان آن ذات مقدس سخن گفته است. چه اخبار و ادله ای که شیعه دربارۀ اصل ت در هر زمان دارد که امروز فقط بر حضرت مهدی فرزند حضرت حسن عسکری علیه السلام- انطباق دارد. و دیگر آثار مثل اخبار متواتره دربارۀ ت شخص آن حضرت که در کتب علمای مذهب آمده و اشاره به آن چند جلد کتاب لازم دارد.

باور شیعه به ت حضرت بقیّۀ الله المهدی (علیه السلام)، اوّلا جهت تعبّدی در پیشگاه خالق هستی دارد. خالقی که در تمام لحظات از گذشته تا آینده تا قیامت، خالق ومالک جهان هستی هست و خ اش هیچ وقت تعطیل نمی شود و مخلوقات قرار است در پیشگاه او، امتحان بندگی بدهند. به همین رو، ت هر زمان از چهارده معصوم علیهم السلام- نیز تعطیل نخواهد شد و شیعه طبق ادله عقلی و قرآنی و حدیثی، در هر زمان به ی معصوم عقیده دارد چه غائب باشد چه حاضر و ظاهر که قلب مبارکش، جایگاه حقیقت قرآن است، قرآنی که شب قدر را نشان داده که تقدیرات هر سالۀ تمام مخلوقات در آن شب، بر ساحت مقدس حجت و آن زمان عرضه می شود... ی که هدایت کنندۀ دلها به راه نجات است و دارندۀ دانش الهی به تمام ذرّه ذرۀ عالم هستی می باشد و اینکه در برهه ای از زمان غائب باشد یا ظاهر و حاضر؛ قیام بفرماید یا قعود بنماید... تمام اینها از آستان او صادر می شود، چون به ادله عقلی و نقل متواتر، عقیده داریم که سایر انسان ها باید مطیع آن باشند نه اینکه برای او تعیین تکلیف نمایند! او یست که آسمان و زمین به برکت وجود او باقی است و اگر لحظه ای نباشد، زمین اهلش را در خود فرو می برد... تمام اینها از نصوص اصیل دین ماست.

اسناد و ادله شیعه در ولادت و تاریخ آن حضرت نیز روشن و موجود است و مربوط به عصر صفوی نیست، بلکه روایاتی که بزرگانی مثل علامه مجلسی در بحارالانوار و دیگران نقل نموده اند، با اینکه عمده ای از آن، در زمان صفویّه در کتب منتشر شده یعنی از جهت انتشار عمومی کتاب، عصر صفوی تأثیر به سزایی داشته- اما خود خبر و حدیث، با سند متصّل، دل دارد بر زمان قبل از صفویه تا می رسد به زمان قبل از شهادت حضرت حسن عسکری پدر مولایمان زمان علیهما السلام- . (اسناد حدیثی موجود و اکنون قابل ارائه است)

متأسّفانه سخن نویسندۀ مقاله دربارۀ تاریخ ولادت آن حضرت، توهین بزرگی به مذهب شیعه و تمام شیعیان و فقها و علما می باشد که همگی نیمه شعبان را ببرکت سالروز ولادت آن ذات مقدس گرامی می دارند...

برای بررسی تفصیلی و یادگیری مقوله ت در عقیده شیعه خصوصا زمان علیه السلام- باید افرادی که طالب هستند از منبع مورد اعتماد وقت گذاری نمایند و یاد بگیرند، نه اینکه یاد نگرفته شروع به بافتن بنمایند و با یک انکار، توقع داشته باشند چندین جلد کتاب را من در اینجا یکجا برایشان ارائه کنم! علمای مذهب، در طول دوران غیبت و پیش از آن، کتب متعددی دربارۀ آثار و اخبار رسیده از معصومین (علیهم السلام) دربارۀ ت آن حضرت، اوصاف آن حضرت، تاریخ و وقایع ولادت آن حضرت، غیبت آن حضرت و وظایف شیعه در دوران غیبت آن حضرت، اوصاف دوران ظهور آن حضرت و... نوشته اند، از جمله کتب مشهور النجم الثاقب مرحوم محدث نوری، مکیال المکارم مرحوم اصفهانی و دیگر کتب است که آثار رسیده دربارۀ آن حضرت را گردآوری نموده و پیرامون آن بحث انجام داده اند... از جمله آثار در این مجموعه ها، نقل اخبار انی است که در همین عصر غیبت کبری، محضر آن حضرت شرفیاب شده اند و به توفیق دیدار آن ذات مقدس نائل گشته اند که عمده ای از آن اعتبار دارد و دل روشنی دارد و عمده این قبیل شبهات را مرتفع ساخته است. از نقل تواتر اجمالی در وقوع ملاقات با آن حضرت تا اخبار بسیار فراوان از معجزات نقل شده دربارۀ آن حضرت. اینها همه مربوط به عصر غیبت است به اضافه اخبار رسیده دربارۀ وقایع اطراف شهادت حضرت حسن عسکری علیه السلام - ، ماجرای ولادت آن ذات مقدس، ماجرای غائب شدن آن ذات مقدس که بطور مکتوب و مستند در منابع اصلی مذهب شیعه و کتب حدیثی معتبر نزد علما، در دسترس و اکنون موجود می باشد. لذا غائب بودن آن ذات مقدس و اینکه در این امتحان الهی، جامعه امروز از حضور آشکار آن حضرت محروم است، هرگز به این معنی نیست که در اصل عقیده به آن حضرت، کوچکترین خللی جایز باشد.

بعنوان نمونه در احادیث ان گذشته علیهم السلام- هر درباره جانشین بعد از خود و بقیۀ ان بیاناتی روشن فرموده اند تا برسد به غدیر که خاتم ان، جانشینان بعد از خود را معرفی فرمود. مثلاً در بعضی احادیث ولادت حضرت بقیه الله المهدی علیه السلام و جعلنافداه- را به جریان ولادت حضرت موسی بن عمران علی نبینا و آله و علیه السلام- تشبیه کرده اند. که با اینکه ظالمین زمان می خواستند از ولادت چنان شخصی که قرار است بساط ظلم را بر چیند، جلوگیری نمایند و همچنانکه فرعون، ک ن به دنیا آمده را قتل عام می نمود تا چنان شخص موعودی از بین برود، در عین حال به خواست خدا و به قدرت معجزه آسای الهی، همان کودک حضرت موسی- اتّفاقاً در دربار خود فرعون بزرگ شد و این ماجرا در قرآن آمده، ان قبل، در احادیث بیان فرموده اند که واقعه ولادت دوازدهم فرزند حضرت حسن عسکری علیه السلام-، شبیه ماجرای به دنیا آمدن حضرت موسی است. و از قضا هم در روایات آمده و هم تاریخ قطعی نقل کرده که در سالهای حکومت ظالمین در زمان حضرت حسن عسکری پدر زمان علیهما السلام- که معتمد عباسی علیه اللعنه چون اخبار رسیده از دربارۀ ولادت چنان شخصی را شنیده بود که قرار است بساط ظلم را برچیند، شبیه فرعون، ک ن را قتل عام می نمود. ولی آن حضرت به اعجاز الهی به سلامت ماندند تا سال شهادت حضرت حسن عسکری علیه السلام- که تشان آغاز گردید. اما احادیث شیعه روشن و مربوط به قبل از صفویه و نقل از انی است که در همان زمان وقایع اطراف ولادت آن حضرت و پیش از شهادت حضرت حسن عسکری (علیه السلام) حضور داشته اند، در به دنیا آمدن آن ذات مقدس در شهر سامرا (255 -256 ه.ق) و سپس سایر وقایع تا شهادت مظلومانۀ پدرشان حضرت حسن عسکری علیه السلام- و رخ دادن معجزاتی از حضرت مهدی و سپس غائب شدن آن حضرت که نوّاب چهارگانه آن حضرت مربوط به این عصر غیبت اول غیبت صغری- هستند و بعد از اتمام غیبت صغری که دوران نیابت خاصّه تمام شد و دوران غیبت کبری شروع شد که آن حضرت نائب خاصّی نخواهند داشت و همین دوران غیبت کبری است که اکنون به درازا کشیده و نهم ربیع الاول امسال، حدود 1180 سال از تِ آن حضرت گذشته است. این ذات مقدّس که غائب از دیده هاست و آسمان و زمین به برکت او ب است، و ادله شیعه دربارۀ طول عمر آن ذات مقدس به خواست خدا نیز در کتب مذهب آمده و شبهات آن پاسخ داده شده. اینها برگرفته از نصّ صریح و روشن و محکم است که مربوط به زمان خود معصومین (علیهم السلام) می باشد. و شیعه اتفاق نظر دارد که آن نیابت خاصّه چهار نائب خاص آن حضرت با وفات چهارمین نائب جناب علی بن محمد سمری علیه الرحمه- تمام شده و ی حق ندارد در اینجا و این دوران غیبت کبری که اکنون در آن هستیم- ادعای نیابت خاصه از طرف آن حضرت داشته باشد و این مطلب محل اجماع علمای ماست. و بعضی از فقها که دارای شرائط باشند در طول دوران غیبت کبری، بعنوان « » آن حضرت اموراتی را در طاعت امر آن انجام می داده اند. ( که بعضی آنرا «نیابت عامّه» می نامند)

ملاحظه می شود آنچه در نوشتۀ مذکور ادعا شده، و هیچ مدرک و دلیلی هم برایش ارائه ننموده، هم خلاف عقل است و هم خلاف ادلۀ قرآنی و حدیثی شیعه دربارۀ آ ین ، و اصلاً جایگاه ت و مقام و ولایت و خواستگاه رجوع به در عقیده شیعه، با عمده ای از آنچه نویسندۀ مقاله اشاره نموده مغایر است و آنچه نوشته با مدارک تاریخی موجود نیز مغایر است.

شیعه در مراجعه و شناخت ، جهات الهی و فطری و تعبّدی دارد و مباحث شیعه، چه شناخت بعنوان عقیده ای اصیل در مذهب ما، و چه وقایع مربوط به ، جنبه های بسیار عمیق دیگری دارد که در کتب فراوان مذهب آمده است و همچنین در کتبی که فقها و علمای مذهب در طول دوران غیبت در پاسخ به مخالفین مذهب ما نوشته اند، بحثهای بسیار روشن و فراوان آمده با نصوص از زمان (صلی الله علیه و آله) .

این ویژگی آ ین شیعه حضرت بقیّۀ الله المهدی (ارواحنا فداه) که قرار است بخواست خداوند بساط ظلم را بکلّی از زمین برچیده نمایند و عدل الهی و فضل ولایی شان را در جهان فراگیر نمایند، نیز با بعضی از آنچه در نوشتۀ مذکور اشاره شده کاملاً متفاوت و بعضاً متضاد است.

شیعه این ویژگی را یکی از ویژگی های مربوط به دوازدهمین بعد از صلی الله علیه و آله- می داند. نه اینکه معرفت آن و لوازم عقیده به آن ، منحصر باشد در این که قرار است ی بیاید و ظلم را برچیند. خیر. عقیده شیعه به تِ شخص آن حضرت، برگرفته از عقل و فطرت و قرآن و نصوص متواتره، بسیار گسترده تر و عمیق تر از اینهاست و جهات الهی دارد که البته یکی از ویژگی های مربوط به آ ین حضرت مهدی (علیه السلام) آنست که آن ذات مقدس قرارست بساط ظلم را از روی زمین، بکلّی برچینند، نه اینکه مطلب منحصر به این کار آن حضرت باشد. شیعه این عقیده را از کتاب خدا و فرمایش متواتر خاتم و احادیث یکایک معصومین درباره آ ین معصوم و برگرفته از براهین عقلی و فطری می داند و هرگز هیچ شیعه ای وجود نداشته که چنین عقیده ای را از جهت تشکّل های اجتماعی و حاصل کرده باشد. شیعه عقیده به این شخص را رکن اصلی دین می داند که اگر ی این مورد عقیده سالمی داشت، روز قیامت در پیشگاه خداوند سبب نجاتش خواهد بود و لو در اعمال و رفتار کوتاهی داشته باشد (که البته باید سعی کند از خطا دور باشد و وظایف را انجام دهد). و اگر ی در این باره عقیده نادرستی داشت، حتّی اگر در این دنیا بهترین کارها را هم انجام دهد، در آ ت در دوزخ خواهد بود. و این خواست خداوند برای امتحان مخلوقاتش می باشد که راه خدا پرستی، را خدا باید تعیین کند نه ما. البته ممکن است گفته شود اثر این عقیده در عرصۀ اجتماع چیست؟ که این بحث دیگری است و بعضاً زمینه بعضی اختلافات هم بوده، ولی یقیناً در جامعه ای که فرد فردِ تشکیل دهندۀ آن جامعه، شناخت صحیحی داشته باشند و در راه اطاعت حضرت زمان علیه السلام- باشند، یقیناً چنین جامعه ای به رضای خالق که رازقِ آنهاست- ، نزدیک تر خواهد بود و در دنیا هم وضع مناسب تری خواهد داشت، تا جامعه ای که بجای شناخت دین، هر فرد بخواهد سلیقه اش را محور قرار دهد تا جامعه ای غیرخداپرست حاصل شود، شبیه دوران جاهلیت قبل از بعثت (صلی الله علیه و آله).

هیچ شیعه ای هم نبوده که اصل این عقیده را از حوادث اجتماعی بدست آورده باشد. کما اینکه در بحث با مخالفین شیعه دربارۀ ت بلافصل المؤمنین علی (علیه السلام) بعد از (صلی الله علیه و آله)، بطلان ت دیگران را روشن کرده ایم، مثل آن، دربارۀ آ ین نیز هست. پس مباحث عقیده مذهب حق به ، اوّلا و بالذات با بحث آثار اجتماعی تفاوت دارد.

اگر عقیده سالم در این باره پیدا شد، اصلاً در بعضی از آنچه نویسندۀ مقاله اشاره کرده، مشکل از اساس حذف می شود و نیازی به طرح آن نمی ماند.

البتّه یقیناً این عقیده و معرفت به زمان علیه السلام و عجل الله فرجه- که یکی از ویژگی های مربوط به ایشان، بحث ظهور ایشان و فعل ایشان در برچیده بساط ظلم می باشد، در تقویت روح امید مؤمنان اثر جدّی داشته و دارد. مؤمنانی که در طول دوران تاریخ غیبت کبری و پیش از آن مورد ظلم های فراوان از سوی ظالمین و حاکمین بوده اند. اما نباید اصل و ریشۀ عقیده به ت حقّه خصوصاً در این زمان یعنی ت حضرت بقیّۀ الله المهدی (علیه السلام) را نتیجۀ این حوادث روزگاران دانست. بلکه برع ، اگر امیدی به نجات از همۀ شرور و بدی ها بوده، این امید برگرفته از عقیده صحیح در ت آن حضرت می باشد نه برع . امید به نجات از بدی ها و شروری که یکی از آنها این ظلمهایی است که نویسنده اشاره کرده از جمله حاکمین ستمگر و... از برکات این عقیده است. اما در عقیده شیعه، ظلمهایی مهمتر مطرح است که از نظر زمانی قبل از زمان این مشکلاتی است که نویسنده اشاره کرده، و مهمترین آن، ظلمهایی است که بر برگزیدگان الهی ان قبلی علیهم السلام- رفته است. انی که شیعه یک ذره ظلم بر آستان ایشان را قابل قیاس با تمام ظلمهای جهان نمی داند، چون ایشان را قابل قیاس با سایر انسان ها نمیداند. و وعدۀ اصلی الهی برای ظهور آ ین حجّت خدا حضرت بقیه الله این زمان، برای گرفتن انتقام از ظلم ظالمین بر آن ذوات مقدسه است که بسیار مهمتر است از درگیریهای دیگران. مثلاً اگر همین نویسنده قدری تأمل می کرد که حقیقت ظلم و حقیقت عدل چیست و اصلاً هدف از خلقت ما مخلوقات چه بوده و قرار است در این دنیا چه کار کنیم؟ و توجّه کند که بسیاری از کشورها و گروه ها و اقوام موجود در جوامع، یکدیگر را ظالم می خوانند و این درگیریهای این دنیایی اساساً چقدر ارزش دارد...؟! اگر این امور را از منابع روشن دینی و عقلی و حدیثی یادبگیرد، آنوقت قدری می فهمد که ظلمهای مهمتری در زمانهای قبل شده ... و اگر دقت شود، بعضی افرادی که در این روزگار ادّعای مظلومیّت دارند خودشان هم چندان بی تقصیر نیستند !!... تا چه رسد به ظالمین که بجای خود. و البته عقیده داریم وقتی آن حضرت تشریف آورند، همین ظملها نیز از میان خواهد رفت، اما یک وعدۀ الهی که انبیاء و معصومین گذشته وعده داده بوده اند و بدان امید دارند، چنین وعدۀ الهی که آیات بسیاری از قرآن درباره اش نازل شده و نتیجه و ثمرۀ خلقت جهانها و ان گذشته بوده است را نباید خلاصه نمود به مسائل کم ارزش روزگاران که گاهی می بینیم خودشان هم معترفند به درگیری های زودگذر با یکدیگر...

اگر این عقیده از منبع صحیح یعنی کتاب خدا و عترت معصوم علیهم السلام- گرفته شد و نه از سلیقه های شخصی و نه از خواستگاههای کم ارزش روزگاران، آنوقت قدری روشن می شود چرا و به چه ی قرار است معرفت و اطاعت داشته باشیم و ظلم چیست و زمان ظهور چه اتّفاقی قرار است بیفتد و وظیفۀ ما در غیبت چیست و در ظهور چه خواهد بود!؟

ما طبق همان روایات و آثاری که عقیده به اصل مهدویّت و همچنین وقایع دوران غیبت و ظهور را از آن گرفته ایم، طبق همان آثار و دیگر براهین قائلیم ظهور فعل خداوندی است که بطور دفعۀ بغتۀ- واقع خواهد شد و ما مخلوقات هیچ کاری نمی توانیم در ایجادِ آن داشته باشیم بجز وظایف و آنچه خود ائمّه دین علیهم السلام- فرموده اند از دعا و درخواست از خداوند برای محقّق شدن ظهور تا سایر وظایفی که برای این دوران فرموده اند. لذا اتّفاقاً بینش و معرفت صحیح در این امر، سبب می شود نیروها صرف خیال پردازی نشود، خیال پردازی هایی که بعضاً با یکدیگر درگیری هم دارند! بلکه در راههای واقعی مصرف شود. ظهور پدیده ای است که دربارۀ آن، همۀ انسان ها محتاج و نیازمند به لطف خداوند هستند. این یکی از آیات بندگی و احتیاج مخلوقات به خداوند و ولیّ او عجل الله فرجه- می باشد. لذا باید جهان بینی اصلاح شود که بفهمیم در چه برهه ای از زمان هستیم و در این برهه قرار است چه کار کنیم.

کما اینکه در نگاهی به آنچه در نیم قرن اخیر واقع شده نیز به روشنی می بینیم که ادّعاهای حرکتهای بزرگ در راستای دخ در کار خداوند، نه تنها اثر مطلوب نداشته، بلکه خود، تبدیل شده به ظلمی بزرگ تر روی سایر ظلمها!!

لذا اگر به خود اجازه می دهید دربارۀ ظهور زمان (علیه السلام) و آثار و پیامدها و وظایف انسان در این باره سخن بگوئید و بخود اجازه می دهید چیزی را به آن حضرت نسبت دهید، پس واجب است مطلب مستند به آثار رسیده از خود ذوات مقدسه عترت معصومین علیهم السلام- باشد نه اینکه هم از نام و اعتبار ایشان استفاده کنید و هم در حاشیه، سلیقه تان را بچینید.

بعنوان مثال اتّهامی -خصوصاً در نیم قرن اخیر- در میان عموم منتشر شده که عده ای هستند که قائلند باید ظلم و ستم را زیاد کنیم تا ظهور تسریع شود! البته این اتهام در سالهای اخیر کمرنگ تر شده ولی به هر حال نگارنده که گروههای مذهبی متعدّد را می شناسم تا به حال چنین موجودی را در هیچ جایی از کرۀ زمین ندیده ام که بگوید باید ظلم را زیاد کنیم که ظهور بشود! این اتهام اول بار ظاهرا از ناحیه یک فرد هندی از سایر ادیان- بر جمعی اهل دیانت زده شده. ملاحظه می شود که خود همین مباحث هم گاهی مورد سوء استفادۀ ابزاری واقع می شود برای سلطه. نتیجه اینکه بیچارگی مخلوقات به سوی خداوند برای رسیدن به ظهور حضرت ولی امر بقیه الله المهدی علیه السلام- بیشتر و بیشتر می شود...

اینکه ظهور را حادثه ای بغتۀ یعنی دفعتا می دانیم که مخلوقات هیچ نقشی در ایجاد آن ندارند، یک اصلی است که از خود ادله این بحث بعضی منطوقا و بعضی مفهوما- گرفته شده، مثل احادیث متواتره که چنین عباراتی دارد «یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» آن حضرت، زمانی که قیام می فرماید برای اینکه زمین را از عدل و قسط پر نماید، پیش از آن، زمین از ظلم و جور پُر شده است (که در جهانِ امروز کما بیش مشاهده هم می شود). ملاحظه می شود همان ادله ای که دل بر ظهور آن حضرت و امور مربوطه دارد، همان ادله دل دارد که تا قبل از ظهور، ظلم و جور بیشتر و بیشتر می شود. البتّه برای اهل فهم روشن است این ادّله دارد یک واقعۀ خارجی را بیان می کند و هرگز بدان معنی نیست که مؤمنین خودشان را عامل ظلم و جور قرار بدهند. لذا اینکه می گوئیم ما زمینه ساز ظهور به معنایی که گفته شد- نیستیم، هرگز به این معنی نیست که وظایفمان در این غیبت را ترک کنیم یا خدای ناکرده در جهت تشدید ظلم قدم برداریم. اما سبب می شود که بدانیم قرار است چه حادثه ای رخ دهد و ما در این دوران قرار است چه کنیم و... لذاست که گاهی افراد اگر شرّشان را از دیگران نگه دارند، از اقدام شان مفید تر است کما اینکه در نیم قرن اخیر دیده ایم اقداماتی که به بهانه هایی مانند حاکمیت دین انجام شده، امّا نتیجه اش منفی تر از ترک آن بوده!

لذا طبق ادله ای که اصل عقیده به مهدویّت از آن حاصل شده و دیگر ادلّه منطوقاً یا مفهوماً- ظهور را حادثه ای دفعتاً بغتۀ- می دانیم یعنی یکدفعه از سوی خدا واقع می شود و کارِ ما انسانها نیست و اتّفاقاً به دل احادیث، حادثه ای بسیار اعجاز آمیز و شگفت آور خواهد بود و به برکت آن، اتّفاقات خارق العاده ای رخ خواهد داد که انسانهای قبل از آن، از ذرّه ای از آن عاجزند... تمام اینها از متن روایات مأثوره از معصومین علیهم السلام- استفاده می شود و مربوط به دوران صفویّه نیست.

لذا انسانها اوّلاً باید بصیرت و معرفتشان را از منبع صحیح بدست آورند و وظایف خود را بشناسند، بعد به وظایفی که دارند بپردازند، از دعا برای آن حضرت و مسئلت ظهور از خالق بی همتا تا سایر وظایفی که فرموده اند... تا بجای حل مشکل، بر مشکلات نیفزایند!

و البتّه حقایق عقیدتی دینی را اوّلاً و بالذات نباید با اصطلاحات جامعه شناختی یا آمیخته نمود. بلکه هر فرد باید اوّل عقاید صحیح را پیدا کند که بفهمد برای چه آفریده شده و در این دنیا قرار است چه کار کند، و سپس در عرصه های مختلف، مسیر صحیح خود را پیدا کند، نه اینکه از ابتدا دینش را لابلای افکار و شه هایی که از یک عدّه انسان عادی وخطاکار حاصل شده، بگیرد، چون این اسمش خداپرستی نیست، بلکه نوعی بت پرستی می شود.

بحث از آثار و تبعات عقیده به ت آن حضرت عجل الله فرجه- در عرصه های مختلف، نیز در تبع پیدا شدن عقیدۀ صحیح خواهد بود نه بالع .

بطور کلّی نوشتۀ مذکور، با عقیده شیعه دربارۀ مهدویّت، مغایر است و متأسّفانه بدون شناخت صحیح، اقدام به اظهار سلیقه های غلط شده گرچه لابلای آن به بعضی وقایع اجتماعی اشاره شده است.

و السلام علی من اتّبع الهدی

(آنچه نوشتم از آیات و روایات استفاده شده و در صورت وم آدرس نصوص دینی و مباحث دلالی حول آن موجود می باشد.)

حسن طهرانی




ولادت حضرت حسن عسکری - علیه السلام-

درخواست حذف اطلاعات

السلام علیک یا مولانا ال

ابا محمد الحسن بن علی العسکری




ب و کار و تجارت

درخواست حذف اطلاعات

بسم الله الرحمن الرحیم

ب و کار و تجارت برای بدست آوردنِ درآمد حلال، در فقه شیعه، مستحبّ و مورد تأکید است...

عبارت فقها چنین است: جارة فی الجملة من المستحبّات الأکیدة فی نفسها، و قد تستحبّ لغیرها [*]، و قد تجب- کذلک- إذا کانت مقدمة لواجب أو مستحبّ، و قد تکره لنفسها أو لغیرها، و قد تحرم کذلک، و المحرّم منها أصناف...

([*] : الوحید: لو تمت الملازمۀ بین المقدمۀ و ذیها...)

تجارت، فی نفسه -فی الجمله- از مستحبّات مورد تأکید است. و نیز برای غیر آن، مستحب می شود، و همچنین واجب نیز می شود، هرگاه مقدّمۀ مستحب یا واجب باشد [آیت ا... وحید: در فرضی که ملازمه بین مقدّمه و ذی المقدّمه تمام باشد]، و همچنین [می تواند] حرام باشد، و تجارتهایی که [خودش] حرام است چند نوع می باشد مانندِ ... . ( سپس در ادامه به شمردنِ انواعی از مشاغل حرام پرداخته اند)

منهاج الصالحین (للخوئی)، ج 2، ص: 3 / (للوحید)، ج 3، ص: 7 / (للسیستانی)، ج 2، ص: 7 / مشابه : (للتبریزی)، ج 2، ص:7 ...

فقها چند نوع استحباب گفته اند. گاهی کاری به جهت امر دیگری مستحب می شود. مثل اینکه ی تلاش کند امکاناتی فراهم کند تا بتواند با آن، به مؤمنین نیازمند کمک کند یا... [در فرض تمامیّت ملازمه] . این تلاش، به جهت دیگری نیز مستحب شده یعنی بخاطر هدفی که از این کار دارد...

اما دربارۀ بعضی امور خودش را مستحب شمرده اند، مثل تجارت و تلاش برای ب درآمد حلال که حتی اگر برای کارِ خیرِ دیگری نباشد، همین که مشغول به تلاش در این راه باشد مستحب شمرده شده. و اگر برای مستحبّ دیگری لازم باشد، از دو جهت مستحب می شود.

لفظ «تجارت»، در عبارت فوق ظاهراً عام است که یکی از انواع آن، ید و فروشهای جایز برای حصول سود است... یعنی انواع دیگری از ب و مشاغل و فعّالیّت ها و تلاش برای حصول درآمد حلال را نیز شامل میشود، نه اینکه فقط نوع خاصّ ید و فروش مورد نظر باشد.

البتّه این امر، یک بخش از احکام دین است نه اینکه سایر امور رها شود و فقط همین مطلب دیده شود!

اقدام به اموری مثل ب یا اشتغال به کار جایزی که سبب درآمد بشود، برای یکه خانواده ای دارد که باید نفقۀ آنها را بپردازد واجب هم می شود (با شرائطش)... گرچه بعضی افراد به جهت امور دیگری، می توانند تجارت و فعالیت برای ب درآمد را ترک نمایند، مثل افرادی که لازم باشد در راه علم دین و خدمت در این راه وظایفی را انجام دهند اگر شرائطی که در فقه آمده باشد.

یکه می خواهد وارد فضای ب و کار بشود، باید مسائل شرعی را در حدّی که محلّ ابتلاءش هست، از مرجع صحیح یاد بگیرد خصوصاً در این روزگار جهان که رعایت دین، در میان عموم کم است. مثلاً بداند چه شغلهایی حرام است؟ مصداق آنها را در جامعه متوجه باشد که وارد آنها نشود. یا بداند بدست آوردن پول از چه راههایی حرام است؟ واجبات مالی اش را بداند و در هر برهه از زمان مثل هر سال- محاسبه داشته باشد تا اگر تکلیفی مثل خمس یا زکات یا... برعهده دارد انجام دهد که دچار خوردن مال حرام نشود.

و توصیه دین دربارۀ کار بیرون از خانه، برای مرد است نه زن، بخصوص کارهایی که ملازم با گفتگو و ارتباط زیاد با مردان باشد که شایستۀ زن نیست، و اگر ملازم با معصیت باشد، پرداختن به این شغل حرام می شود.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین




باران

درخواست حذف اطلاعات


ان شاء الله از برکت مجالس ذکر مصائب اهل البیت (علیهم السلام) و دعای ندبه و دعا برای تعجیل در فرج و سلامتی حضرت ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باران رحمت ببارد و دشمنان مذهب نابود گردند.