رسانه
رسانه

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است



و ما ادراک ما جراحی ۵

درخواست حذف اطلاعات

تا خود صبح خوابم نبرد. فقط یک ساعت و نیم خو دم که اونم تایم کلاسم بود که نرفتم بدلیل بیخو ...

تا خود صبح با خودم کلنجار رفتم که از تقلبا استفاده م یا نه

هی گفتم کار اشتباهیه.... تو تصمیمای خوبی گرفته بودی واسه خودت...تو قرار بود کار درست رو انجام بدی به هر قیمتی

باز میگفتم وقتی بیفتم چی؟ اون موقع چی تسکینم میده ک بخاطر ی درس ی ترم اضافه بمونی

ا تصمیم گرفتم تاجایی که میتونم خودم بنویسم و اگه دیدم میفتم تقلب کنم

و اما امتحان.....

کلا دوتا سوال بود که یکیش تو مقدمه یه فصل بود و از جایی که عموما مقدمه ها مهم نیستن تو مرور نخوندمش و کلا فراموش کرده بودم و از خودم جواب سنتز ....

سوال دوم هم تفسیر رادیو گرافی ع یه بیمار بود ک واقعا نمیدونستم چی میخواد ازم و چیا رو باید بنویسم یا توجه به اینکه گفت انشا ننویسی برام

خلاصه که انتظار هر سوالی داشتم بجز این مدلی

+ الان ممکنه بیفتم واقعا ولی خوشحالم که از تقلبام استفاده ن . خدایا شکرت که کمکم کردی.... منو نجات دادی ازین دوراهی

همین ب بود که توی سریال دلدادگان به این نتیجه رسیدم که همیشه کار درست رو باید انجام بدی حتا اگ مطمئنی ب ضررته ( اگ ماجرای قتل رو میگفت به پلیس هیچکدوم اینا اتفاق نمیفتاد) و امروز خودم درگیر این موضوع شدم و فهمیدم چقدر سخته




هردو عقل بودند اما این کجا و آن کجا

درخواست حذف اطلاعات

من ب یه دعای دیگه کرده بودم انگار خط رو خط شد

امروز ی مریض اومد ک ۹ تا دندون دو کوادرانتشو کشیدم:/

ولی به اندازه کشیدن یه عقل درست حس لذت نداش.

بجز قسمت بخیه که کانتینیوز زدم واسه اولین بار و خیلی ذوق **)

(بماند ک هرچی فکر می یادم نمیومد گره ا و چطور باید بزنم و به همه هم گروهی هام متوسل شدم تا ا ش باهم فکری یادش اومد یکیشون ) :))))))




دومین ساعت از ۲۴ سالگی

درخواست حذف اطلاعات

توی این تاریخ شریف از زندگیم اگه پشه منو نزنه دیگه وجای نی ون نخاره و صدای وز وزشون از کنار گوشم بره حس خوشبختی بهم دست میده




تقلب نویسی

درخواست حذف اطلاعات

و اینچنین است شب آ ین امتحان جراحی

همان شب موعود

که من باز هم حس میکنم فردا هیچی یادم نمیاد و البته پوست کلفتی ترمای آ م روم تاثیر گذاشته و خیلی م قراره برم امتحان بدم

و برای اولین بار تو این ۱۸ سال تحصیلیم میخوام تقلب بنویسم و خییییلی ذوق دارم

البته امیدوارم خدا کمک کنه ک بتونم استفاده کنم

+ این تقلب ازون تقلبا نیس. ینی هم ش میدونه و هم همه تقلب میکنن منم ترمای ا نمیخوام بخاطر جراحی۵ بدبخت بشم ازونجایی هم ک هرچی بخونم باز معلوم نیس از کدوم منبع فرضیش میخواد سوال بده میترسم بخاطر ی سوال نمره نده

شایدم بخاطر نوشتنشون تو ذهنم بمونن و استفاده نکنم. ینی تا جایی ک بشه استفاده نمیکنم

چ عذاب وجدان مس ه ای

میدونم کار درستی نیس اما مطمئنم کار غلطی هم ب حساب نمیاد

خدایا شرمنده




بوی بارون و نارنگی

درخواست حذف اطلاعات

آخ ک چ بارون قشنگی داره میباره

شدتش برای ۲۰ دقیقه ای مثل دوش اب بود!

عالیییی

خوابم میاد و بارون منو کاملا از فاز درس بیرون اورد

ولی گویا ه و باید بخونم

چرا همیشه شبای امتحان بیدارم؟

دلم برا این شبا تنگ میشه...

الان درحالی ک کل وجودم بخاطر رفتن زیر بارون خیس شده و دورم پتو گرفتم پشت میز مطالعه نشستم و همههههه خوابن. گاه گاهی روی پوست نارنگی ک خوردم با مدادنوکیم خط میندازم ک بوش دوباره بلند بشه و با بوی بارون مخلوط بشه.چ بوی خوبی

دلم میخواد کنکوری درس بخونم. واسه تخصص. ولی تصمیم گرفتم امسال امتحان ندم و الان برای شروع دیره. حالا همش واسه سال دیگه رویا پردازی میکنم

کی مث من انقدر دیوونه س ک عاشق کنکور باشه؟

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست....

خدایا میشه با همین بارون همه ی بدی هامو بشوری ببری؟

میشه ی جوری بشم ک دوسم داشته باشی؟




گر تو نمیپسندی...

درخواست حذف اطلاعات

مسلما داشتن چیزی زمانی ک درکش نمیکنی یا نمیخوایش زیاد به چشم نمیاد

اما نداشتن همون وقتی ذره ذره وجودت طلبش میکنن افسوسانه ترین حس دنیاس

کاش چیزای خوبو از دست ندیم

کاش چیزای خوب اطرافمونو درک کنیم،

ک حداقل مراقب اونا باشیم




پای عقلانیت روی نبض دل

درخواست حذف اطلاعات

بسختی خودت را کنترل میکنی,

هرروز

هرروز

هرروز

...




دندان مولر سوم فک پایین

درخواست حذف اطلاعات

تو یه روز سه تا مریض ببینی تو بخش سه تاش ی دندون ی جور ی شکل

بیماری ک برا جراحیت تعیین میکنن هم همین دندونه

ارائه بخشت هم موضوعش میشه همین

اصن علاقه مند شدم بهش :دی

کاش فردام چن تا بیاد

+ وقتی بیمارم هم سنم بود و عقلشو میکشیدم و چشماشو محکم بسته بود هی میگفتم خدایا شکرت ک سمت راستم میسینگ دارم سمت چپمم تو اکلوژنه. حس چقدر خوشبختم ک جاش نیستم

+ چ روتیشن بندی قشنگی! جراحی ترمیمی اطفال

چقدر این سه تا رو دوس دارم!

تازه بعدش پروتز با تنها پروتزی ک عاشقشمممم

البته درمان جامع ا و باید فاکتور بگیرم بجز جنبه گردش و مدرسه رفتنش

انگاری خدا و آموزش خواستن حالی بدن بهم این ترمای ا

+ من همون دختری ام که پرونده همه مریضارو گم کرد!

اونم اندو ا

خدایا شکرت ک جواسش نبود پرونده ها الکی ان

شکرت ک اندو هام چشمشو گرفت

کابوس لذت بخش اندو تموم شد:))))))))))))))

دلم برای تک تک لحظات دانشکده تنگ میشه

مریضای بدقلق و خوش قلق

های بپیچون و گیر

ای بداخلاق

حتی هم کلاسی های خود خواه

کاش همیشه جو دانشجویی بود




مگ قراره بمیری؟

درخواست حذف اطلاعات

دِ آخه بگو چی شده!! داری از نگرانی دیوونم میکنی

دلشوره گرفتم




خواب ب

درخواست حذف اطلاعات

خواب دیدم شب جشن ازدواجشه ولی چون طرف رو دوس نداره داره با یکی دیگه فرار میکنه:/

نقش من چی بود؟ از اول تا ا دنبالش میدویدم که قانعش کنم بلکه برگرده و فرار نکنه. حرفشو بزنه و بجنگه!

چرا تو خوابم استرس دارم من؟ ینی واسه خودم غم و غصه تولید میکنم همینجوری! چقد تو خواب حرص خوردم و فک زدم واسشون تا خود فرودگاه!

+ و آدم دلش که بگیرد دردش را به کدام پنجره بگوید که دهانش پیش هر غریبه ای باز نشود؟




یاس مثل موریانه

درخواست حذف اطلاعات

این روز ها یاس شده نقل مجالس

کی گفته فقر مهم نیس

کی گفته پول خوشبختی نمیاره؟

نبودن پول بدبختی میاره

ادما رو از خودشون از زندگیشون مایوس میکنه

+خیلیه ادم یک عمر زندگی کنه ا یک عمر مایوس باشه

بگه کاش نبودم!

+چرا امروز همه با من از سر درد و دل اومدن؟

سردلم سنگینی میکنه اینهمه حقایق تلخ

+راحت طلبم؟ اره

من تحمل سختی ندارم تو زندگی

ظرفیتم پایینه

خدا واسه همین چیز خاصی بهم نمیده

ی زندگی عادی عادی عادی

با ی سری دغدغه معمولی

با چند تا ترس مز ف

این بود چیزی ک بخاطرش حق زندگی خواستم؟؟

گندش بزنن!!!




بعلاوه پست قبل

درخواست حذف اطلاعات

دلم میخواد ازدواج نکنم

اگ بچه دار نشم

دوس دارم نسلم منقرض بشه

هیچی تو این زندگی ارزش ادامه دادن ندار

اشتباه پشت اشتباه

خطا پشت خطا

سیاهی پشت سیاهی

این اسمش زندگی نیس!

سقوط آزاده تو ی چاه تاریک و عمیق

ولی بی انتها!

هرچی عمیق تر تاریک تر

تلخ تر

از سقوط خسته شدم!

یکم استراحت نمیدی؟

مثلا ادم بره کما بیدار شه بیینه سالهاست خو ده

مثلا ادم شب بخوابه صب پا نشه

تا مدتها پا نشه

مثلا زمان وایسه!

از صحنه بیایم بیرون

بشینیم کنار کاتب سرنوشت یه چای بخوریم!!!!!

ی خستگی درکنیم

بعد دوباره بریم سر نقش نکبتمون

چیه این زندگی مث بختک چسبیده؟؟؟

ول بده یکم!!

+ هه! امان از روزگار و بازی هاش

تو؟ چای؟ سرنوشت؟؟؟ ول انگار؟؟ فراموشی؟؟

عق!




ی خاور بی حوصلگی

درخواست حذف اطلاعات

چرا چرا چرا

خسته شدم ازین سوال تکراری

اخه چیشد یهو

چرا اینجوری شد

چرا اینجوری میشه

+ رفیق من سنگ صبور شبهام

ب دیدنم بیا ک خیلی تنهام

+چرا امشب انقدر بداخلاق شدم یهو

حالم ک خوب بود

اون چیه ک ازارم میده یهو حالم اینجوری میشه

انگار ی کوه غم یهو ریخت رو دلم

ی خاور بی حوصلگی




اخه چییییی میشد

درخواست حذف اطلاعات

فکر و خیال داره منو میخوره

چن تا احتمال وجود داره فقط:

۱.یا اونه

۲.یا اون نیس

اگ اون نیس پس کیه؟

اینجاس ک هزارتا احتمال میاد

ولی این هزار تا ب اندازه اولی ازارم نمیده

اخه چیییییی میشد دو دقه صب میکردی بعد

چیییییی میشد دست خودم میفتاد

چیییییییی میشد!!!!




روزای تار منه شبای روشن تو...

درخواست حذف اطلاعات

باید نفس بکشم توی هوای خودم

باید ک سر بذارم رو شونه های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم

.

.

.

هنوووووز رویای تو دنبال منه

هنوووووز زخمای تو رو بال منه

هنووووز از خواب خوشت میپرم هرشب...

.

.

.

انگاااار تو قلبم غم دلخواه تو مونده

هنوز قلب من همراه تو مونده

هنوز پشت سرم آه تو مونده...

.

.

.

نشد نشد ک بیام...

+ محض رضای خدا وقتی ی کار درست تو زندگیت انجام دادی ابش نکن

احمق جان

آرامش چیزی نیس ک بشه راحت بدستش اورد

وقتی واسه آرامشت ب قیمت عمرت هزینه میدی

وقتی برای آرامش قلبتو آگاهانه زی ا میذاری

با چنگ و دندون مراقبش باش!

سر ب هوایی نکن

آفرین!

+چقد ادما عوض میشن

من حتا بسختی یادم میاد تصور دو سال پیشم چی بوده!

روزگار عجیبیه




چته دلم؟

درخواست حذف اطلاعات

ی غم. خیلی خیلی خیلی عجیب یهو ب دلم نشسته

ی بغض وحشتناک

نمیدونم چرا

هیچ دلیلی براش پیدا نم م

شاید از اینکه قراره برم ناراحتم هان؟

شاید چون نشد ب دل خ ظی کنم

ی سلام هول هولی دادم و دویدم بیرون

نمیدونم

قلبم سنگینی میکنه تو م




احمقانگی های افسار گسیخته

درخواست حذف اطلاعات

مثل اکثر مواقع خوابم میاد بشدت

سردرد

چشم درد

خستگی

ولی خوابم نمیبره ک نمیبره ک نمیبره!

+ پریشونم

+ از بچگی همیشه ساده بودم. راحت گول میخوردم.باور می اعتماد می

الانم همش خوشبینم. اکثر توهینا رو نمیفهمم. تیکه هارو ب فال نیک میگیرم

گاهی فکر میکنم احمق تر از خودم وجود نداره

همیشه یکی بهم میگه هوی فلانی! فلان با اون حرف و کارش فلان منظورو داشتا!!!

میگم ن! اینطوری نبود! بعد میبینم نظر همه اینه تازه شک میکنم

بعد مدتها فکر میفهمم راست میگن

مثلا الان ی هفته س فهمیدم یکی فرضم کرده باز و من نفهمیدم

فهمیدم ازم سو استفاده شده و نفهمیدم

حالا هی شبیه سازی میکنم

هی تکرار میکنم ک درد بکشم

هی گاه و بی گاه یادش میفتم و خواب و بیداریمو بهم میریزه

شاید شاید شاید یکم یاد بگیرم

میخوام درد بکشم ک سادگی نکنم

گرچه فکر نمیکنم افاقه کنه!

من همون ساده ای بودم هستم

+ حداقل میدونم مریض نیستم سالمم




روزای تار منه شبای روشن تو...

درخواست حذف اطلاعات

باید نفس بکشم توی هوای خودم

باید ک سر بذارم رو شونه های خودم

باید که گریه کنم واسه عزای خودم

شبونه گل ببرم خودم برای خودم

.

.

.

هنوووووز رویای تو دنبال منه

هنوووووز زخمای تو رو بال منه

هنووووز از خواب خوشت میپرم هرشب...

.

.

.

انگاااار تو قلبم غم دلخواه تو مونده

انگااااار هنوز قلب من همراه تو مونده

انگااااار هنوز پشت سرم آه تو مونده...

.

.

.

نشد نشد ک بیام...

+ محض رضای خدا وقتی ی کار درست تو زندگیت انجام دادی ابش نکن

احمق جان

آرامش چیزی نیس ک بشه راحت بدستش اورد

وقتی واسه آرامشت ب قیمت عمرت هزینه میدی

وقتی برای آرامش قلبتو آگاهانه زی ا میذاری

با چنگ و دندون مراقبش باش!

سر ب هوایی نکن

آفرین!

+چقد ادما عوض میشن

من حتا بسختی یادم میاد تصور دو سال پیشم چی بوده!

روزگار عجیبیه




من پیش از تو

درخواست حذف اطلاعات

خواب دیدم که آ قصه یه جور دیگه تموم میشه

گرچه قصه فقط برای خو دنه!

# تقوا چیست؟




منِ سابق

درخواست حذف اطلاعات

خوشم نمیاد شکوه و گلایه کنم یا غرغر

ولی حالم خوب نیس

نگرانم و دلخور

دوس ندارم الان برم خونه. انگاری دارن از خونم بیرونم میکنن

حس میکنم ۲ماه کامل باید برم مهمونی!

منی ک مهمونی بیشتر از ۲ ساعت آزارم میده

قراره برم مهمونی اونم جایی ک معذب تر از هرجای دیگه س برام

همیشه فکر می اوج بدبختی ی خوابگاهی اونجاس ک خوابگا رو ب همه جا ترجیح بده

دوس دارم تنها زندگی کنم...

دوس ندارم تمام روز و شبم با خانوادم باشه

خیلی نگرانم.

+ از ۴ تا جزوه بلیچینگ سه تاش مونده و ۸ صب امتحان دارم خوابمم میاد...

+ این ه ی حسی بهم میده

اون ک چرت میگه مسلما

ولی من ی جاهایی حس میکنم چقد شبیه اون فرقه فکر میکنم

اگ چند برابر افکارم غلیظ بشه میشم همین!

+ نمیدونم بعد تو چی میشه و چکار میکنم

ولی میدونم ک برام خیلی سخته ک آدم سابق باشم! خیلی....!