رسانه
رسانه

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است



دریا بیا آغوش شهر ساحلی باز است

درخواست حذف اطلاعات

فکر می فقط خودم

اما انگار نه! همه!!

+ ساحل نمیداند چه با پارو زنت کردی




لردگان

درخواست حذف اطلاعات

یه وقتایی ذهن آدم خالیه خالیه

الان ازون وقتامه

هیچی تو ذهنم نیس که درگیرش باشم

ن ب پایان نامه فکر میکنم

ن به آموزش های فشردم

نه کار

نه درس

نه خانواده

و نه حتی ....

خالی خالی

دوس دارم فقط به شب فکر کنم

سکوت قشنگش که با صدای ساعت کوچیک مرضیه ش ته میشه

تاریکی محضش که با نور تیر چراغ برگ خدشه دار شده

و آرامش قشنگش که هیچ نمیتونه ازم بگیره امشب

+ برم باتریشو دربیارم؟

+ دلم میخواست بالای پشت بوم باشم الان و رو به آسمون دراز کشیده باشم و ستاره هارو بشمرم. البته نه پشت بوم اینجا که صد تا ساختمون بلند براش دیوار قفس ساختن آسمون خونه خودمون که خییییلی بزرگتر و قشنگتره

یا آسمون لردگان تو پیچ کوه جاده روستای جهادی وقتی پشت وانت نشسته بودیم و یارو واسه شیرین بازی چراغای وانتو خاموش کرد...

قشنگترین تصویری که از شب دیدم اونجا بود... یه ک شان راه شیری که آسمونو نصف کرده بود و یه عالمه ستاره که حس میکردی دستتو دراز کنی میگیریشون... و تنها روشنی اونجا نور ستاره ها بود...

و خدا شب رو برای آرامش آفرید

ممنونم خدا




نیمی از سرگذشت انسان ها در خواب هایشان اتفاق می افتد!

درخواست حذف اطلاعات

وقتی رویاهات شیرین تر از بیداری باشه بیدار شدن از خواب برات سخت میشه

هی بیدار میشی میبینی عه این که همون زندگی قبلیته

باز چشاتو میبندی و آرزو میکنی ادامه خوابتو ببینی! حالا هرچی که باشه!

محیطش که جدیده! قوانین دنیای واقعی رم که نداره! هر اتفاق ناممکنی ممکنه و هرشرایط و مکان غیر واقعی و حتی محال هم اتفاق میفته!

چقدر این روزا بیدار شدن از خواب برام سخته. فقط هربار ک بتونم پتو رو میکشم رو سرم و با خودم میگم گور بابای دنیا

اگه قراره فقط تو خواب زندگی جذ داشته باشم میخوام کل تعطیلات بخوابم!

بنظرم باید خواب های آدما رو هم نوشت تو داستان زندگیشون

حیف اینهمه خواب ک ادم تا بیدار میشه اکثرشو یادش میره

انگار تو خواب ی ادم دیگه ای و انگار به تعداد خواب هات متفاوت زندگی کردی




منو دریاب خوب من

درخواست حذف اطلاعات

با چنگ و دندون میدونی ینی چی؟

ینی دارم خودمو تیکه میکنم که بتونم

این منت من نیست!

منت توا!

ولی....آخه....

با چنگ و دندون میدونی ینی چی؟




اما شب من هم نه سیه پوش تر از من

درخواست حذف اطلاعات

این ایام حال دلم شده مثل پاییز

چند روز سرد و یخبندون

چند روز گرم و آفت

یه روزم برف و بارون!

فقط این که میگن آدم باید جوجه هاشو آ پاییز بشمره رو نمیدونم چی میشه

+ بویی شبیه کله پاچه فضای خونه رو گرفته! و بقدری زیاد و طولانی مدت بوده که گاهی بوشو حس نمیکنم حتا.ولی این هنوز هم از تنفرم از این بو کم نکرده

+ سالار هر چند ساعت میاد تو ایتا یه سلام میده! این همه روش های مزاحمت.بعضیا چقدر کلاسیک عمل میکنن

+ بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش

اما شب من هم نه سیه پوش تر از من




پست خالی

درخواست حذف اطلاعات

دلم میخواس حرفای تو مخمو بنویسم ولی حال ندارم. فکرم خیلی مشغوله... انقدر ک حوصله ندارم بهشوت فکر کنم

+ خوشحالم ک بعد معرفی صد تا راه بالا ه تونستم کاری کنم ح خوب شه. خداروشکر.باید گفت هوای استثنایی پشت بام! ی هفته س میخوام برم تنبلیم میشه

+ برنگرد! این توصیه نیس! دستوره!!!

حتا پشت سرتم نگاه نکن لطفا. اگ از من میخوای این کمک منه




داغی که نمیبینی/دردی که نمیدانی

درخواست حذف اطلاعات

همه چیز در "ظاهر" خوب بود

اما او افکار خود کشی داشت!




تو که میدانی

درخواست حذف اطلاعات

نصف شبه و باز از خواب بیدار شدم

حس میکنم اصلا نخو دم و تو خیالات خودم بوده فقط

ذهن آشفته ی من میخواد آروم بگیره

اما خوابم نمیتونه آرومش کنه...

+ توی ی رابطه وقتی ی فکر کنه داره بیشتر فدا میشه شروع میکنه ب دست و پا زدن... ب توقعات بیشتر... ب زودرنجی.... این خیلی درده! وقتی ی حس کنه تو رابطه بیشتر مایه گذاشته همیشه حس میکنه نکنه سرش داره کلاه میره؟ تو رابطه هاتون دقت کنید هردو طرف ممکنه فکر کنن دارن بیشتر مایه میذارن...

رابطه ازونجایی اب میشه ک ی چیزایی مث مار دور گلوت بپیچه و نیشت بزنه و نتونی حرفتو بزنی... از وقتی نشه حرف زد فاتحه ش خوندس!

تروخدا آدمارو تغییر ندیم بزور! خمیر بازی ک نیستن! آدمارو باید پذیرفت و همونجوری دوس داشت. ن اینکه بخوای بکوبی بسازی. هر ی نقص هایی دلره ک هرچی نزدیک تر بشی بیشتر میبینی... اگ نمیتونی نقصای یکی رو تحمل کنی فاصله تو باید درست کنی! همین!!

++تو ک میدونی چرا حالم دگرگونه؟ چرا نصف شبم با تپش قلب بیدار میشم؟

دلت برام تنگ شده؟؟




یا من خبر ندارم یا اون نشان ندارد

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



مستم کن آنچنان که ندانم ز بیخودی....

درخواست حذف اطلاعات

شب ته

روز ته

کاش دنیا همیشه همینقدر ت باشه...

منم تو آرامش روی تختم دراز بکشم و بخوابم و بخوابم و بخوابم




جلسه دوم

درخواست حذف اطلاعات

دفعه قبل سوالی ننوشته بودم و یک ساعت طول کشید....

الان ۱۰۰ تا سوال نوشتم چقد میشه؟؟

+ خدا زیادت کنه ک باعث شدی مامان من بیاد پیشم بالا ه!




عهد رمضان

درخواست حذف اطلاعات
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید



حافظ اصفهانی

درخواست حذف اطلاعات

همینم مونده بود ک حافظ هم از تو دفاع کنه:/

دهن مارا نمود از بس گف از مال دنیا چشم بپوش دنبال عشق و محبت باش!

حس میکنم حافظ هم میخواد منو کنه




روزی ک گریه !

درخواست حذف اطلاعات

بالا ه یک روز رسید ک حس کار از حرف زدن گذشته

کار از تصمیمات جدید گرفتن گذشته

یک روز رسید ک حس تمام درد و دل های سربسته ام ب بن بست رسیده اند!

حس دیگر هیچ کاری از دست من بر نمی آید!

یک روز حس اشک های بی صدای شبانه بیشتر از اینکه آرامم کنند آزارم می دهند

روزی ک نیاز داشتم فریاد بزنم اما نمیشد

جیغ بزنم آنقدر ک گلویم زخم شود اما نمیتوانستم

یک روز رسید ک فهمیدم حالا فقط باید گریه کنم

فهمیدم برخلاف همیشه باید در جمع گریه کنم ن در خفا

یک روز حس باید حرف هایم را ب شکل گریه بگویم

پس گریه و گریه و گریه

بلند گریه

ساعتها گریه

همه متعجب شدند اما برای اولین بار برایم مهم نبود

و باز هم گریه

سعی د دلداری ام بدهند اما من فقط گریه

بعد آن روز

قلبم کمتر سنگینی کرد

دلم کمتر ب درد آمد

و من فهمیدم گاهی روزها فقط باید گریه کرد!

+ امروزم گریه ... از این ک نمیتونم حرفمو بزنم. خیلی کم.اما گریه




چرا عصبانیم؟

درخواست حذف اطلاعات

مگ تصمیم نگرفته بودیم عصبانیتمونو کنترل کنیم؟

مگه خدا بزرگتر از دغدغه های من نیس؟

چ اهمیتی داره؟ کی از ناتموم موندن واحداش مرده؟

بعدم اینکه از یکی بدت بیاد دلیل میشه هی بری دربارش غر بزنی؟

چرا نمیتونم یکم غر زدنامو کنترل کنم؟

چرا باید کلانتری رو آتیش بزنم:/

عوضش فک میکنم ب اینکه خیلی پیر و بی حوصله شده حتما و نیاز داره یکم درکش کنیم.... من ک ۲۲ سالمه میتونم خودمو خم کنم دربرابر اون یا اونی ک ۵۰ ۶۰ سالشه؟

خیلی رو اعصابه درست! ولی تمرین من برای عصبانی نشدن چیشد؟!

اگ اصاب خورد کن نبود ک عصبی نمیشدم!!

چقدر زشته ک از یکی عصبی میشم میرم همه جا غر میزنم جلو همه نقشه آتیش زدن میکشم

بشدت از ماه رمضون خج میکشم با کارای این روزام

تنبلی و تنبلی و بداخلاقی و بداخلاقی و بی حوصلگی و بهونه...




شتری

درخواست حذف اطلاعات

وقتی کینه نمیذاره رفتار درست رو داشته باشی

غرور رو خیلی راحت تر از کینه میتونم بشکنم!!

ولی زخمی ک برداشته باشم و هیچوقت مثل اولش نشده باشه رو نمیتونم فراموش کنم...

درکل حس میکنم اخلاق بدیه ولی تو این ی مورد بخصوص دوس دارم بد باشم اصن!

چجوریه ک حسی ک باید داشته باشم و ندارم؟

چرا حسم همش تحقیره؟ تنفره؟ چندشه؟

چرا تو اوج احساست مثبت حسم ترحم و دلسوزیه؟

چی باعثش شده؟!

فقط رفتار خودت یا رفتار دیگران هم؟!

# چرا ایران باخت؟!

خدا ی حقمون نبود

حیف اون شادی بعد از گل




ماندن یا رفتن! الان مسئله این است:/

درخواست حذف اطلاعات

آداپتور لبتاب جون سفید قشنگم سوخت اخه چرااااا

+ عصبی شدم بی حوصله و بی هدف

مقصر همشونم خودمم...

دوباره برگشتم ب دوران افول

چرا نمیتونم ی چیر خوب رو نگه دارم یا ی چیز بد رو ترک کنم؟

+ حس خوبی ندارم

ن دیگه حوصله اینجا رو دارم ن دوس دارم برم خونه

مطمئنا شرایط سختی منتظرمه و من میترسم و مطمئن نیستم شهامت و جرئت لازم رو داشته باشم

از اینکه برم زیر ذره بین همه میترسم

الان چ وقت تموم شدن ترم بود

از هر طرف برم باختم!

وحشتناکه

خدایا! حکمت و کرمت رو شکر...

این چ شرایط سختیه ک جلوی روم گذاشتی

منو داری چجوری امتحان میکنی...

میترسم میترسم

هرلحظه بیشتر مضطرب میشم

انگار ثانیه میزنم و آشفته تر و عصبی تر میشم

خدایا! من همون بنده ی بیخود بی چشم و روی خیانتکارتم

ولی تو تنها خدای مهربون و بخشنده و کمک رسانی هستی ک میشناسم

خودت این سختی رو از سرم رد کن...

ک جز خودت ب هیچچچچ امیدی ندارم

جز خودت همه برام غریبه ان

جز خودت حاصل همه دنیا تنهایی و بی پناهیمه

خدایا! نمیشه این ی بارم غلطای اضافه مو ندیده بگیری و بهم کمک کنی؟

من از همه گریزونم و فقط بلدم ب خودت پناه بیارم

خدایا....

++ این پست قرار نبود اینجوری بشه. چیشد!




کرمت رو شکر

درخواست حذف اطلاعات

آ همونی ک منو ب خاک سیاه نشونده میاد تو بغلت جا میگیره و منی ک نشستم ی گوشه دارم بخاطر اون جون میدم هاج و واج نگاهش میکنم

نمیتونم از خوشحالیش خوشحال بشم

فقط از بدبختیش دلم میسوزه همین

+تموم شد!

از طرفی راحت شدم و آسوده

از اطرافی ناراحت و مضطرب




چته دلم؟

درخواست حذف اطلاعات

ی غم. خیلی خیلی خیلی عجیب یهو ب دلم نشسته

ی بغض وحشتناک

نمیدونم چرا

هیچ دلیلی براش پیدا نم م

شاید از اینکه قراره برم ناراحتم هان؟

شاید چون نشد ب دل خ ظی کنم

ی سلام هول هولی دادم و دویدم بیرون

نمیدونم

قلبم سنگینی میکنه تو م




مگ قراره بمیری؟

درخواست حذف اطلاعات

دِ آخه بگو چی شده!! داری از نگرانی دیوونم میکنی

دلشوره گرفتم