رسانه
رسانه

در پایان یک روز خوبِ خیلی خوب - ۲۶ اردیبهشت



در پایان یک روز خوبِ خیلی خوب - ۲۶ اردیبهشت

درخواست حذف اطلاعات

به نظرم واقعاً توی یکی از بهترین دوره های زندگی م قرار دارم. حتی شاید بهترینِ قبل و بعد. که امیدوارم بهترینِ بعد نباشه:))

خونوادمو دارم که سالمن و منو دوست دارن عاشقانه  و منم همونجور دوسشون دارم، یه عزیز دارم و یه رابطه ی خوب و یه حال خوب و عشق این وسط، یه جایگاه نسبت خوب از نظر تحصیلی و اجتماعی، انگیزه و وقت و پول برای انجام -حداقل اغلب-علاقمندی هام و رضایت مندی.

با تموم مشکلاتی که این وسط باهاشون دست به گریبانیم، با تموم وحشیانی که سعی می کنن روحمونو آزار بدن، من زندگی خوبی دارم واقعاً. دارم نهایت تلاشمو می کنم برای لذت بردن ازش و به نظرم مسیر درستیو پیش گرفتم.

ممنون از خودم:))

امروز بیش از نیم ساعت با مامانم حرف زدیم تلفنی:))) با اینکه هرشب صحبت می کنیم ولی اصلاً روحم جلا یافت:))

دیدگاه مامانم خیلی تغییر کرده نسبت به قبل و خوشحالم واقعاً از اینکه بی منطق نگاه نمی کنه به قضایا به اون صورت و واقعاً شادم از این بابت.

امروز خیلی روز خوبی بود و همش شاد بودم و هی به نوترون می گفتم چقد خوشحالم من!:)))) صبح امتحان آناتومی دادیم و گندددد زدم:)))) ولی هیچ دلیل نمیشه که خوشحال نباشم:))) از اینکه با بچم رفتیم بیرون ( کلی یدای جذاب تاااازه!!!! :چش قلبی) و یه غذای خیلی خیلی خوب خوردیم و بوسش و فردا هم میرم پیشش شدیییداً شادم. آخ جون:-s

+کت که داشتم پی دی افشو می خوندم، رفتم یدم چون یکم خیلی مباحث جذ توش بود و ترجیح دادم به عنوان یه رفرنس ساده داشته باشمش:)) و کلاً ذوق مرگم الان به دلایل مختلف:/ اگه امشب بابامم زنگ میزد مثه ب که با اون و شایانم حرف زدم، دیگه عالیِ عالیِ عالی میشد.