رسانه
رسانه

ویرگول



فکری

درخواست حذف اطلاعات

مینایی امروز گفت مخت شده. پسندیدم تعبیرش را، توصیف گویایی از فکری این روزهاست. گفت از اول مخت بود، در این مورد نیز با او هم نظرم فقط با افزودن این قید که قبلا وضع یکم گهگاه رخ می داد ولی به تازگی دائمی بوده.

فکری من نمی دانم خوب است یا بد؟ نشاط بخش است یا دردناک؟ زمان مند است یا بی زمان؟ بسته به مکان است یا لامکان؟ خونابه است یا لکه؟ پایانش ذهنم است یا جسمم؟ اصلا دارد یا مسمتر خواهد بود؟ عفونتش تمام بدنم را فرا خواهد گرفت یا فقط به ذهنم محدود می ماند؟ تابو است یا ؟ مستهجن است یا مستمسک؟ مجالی برای تولید تخمک های ذهنی جدید خواهد بود یا فقط وج های شه ام؟ پنهانش کنم یا عیانش؟ با نوار بهداشتی بپیچمش یا نوار غیربهداشتی؟ اصلا بپیچمش یا روانش کنم؟ ن بمانم که بگذرد یا روال روزمره در پیش گیرم؟ دارو و پزشک مختص خود دارد یا باید رفت سراغ خوددرمانی؟ اصلا مگر بیماری است که درمان بخواهد؟ خوش اخلاقم می کند یا بداخلاق؟ غریزی است یا اکتس ؟ تی است یا فرا تی؟ است یا فرا ؟ خیالی است یا واقعی؟ قاعدگی است یا یدگی؟ منشا اندرونی دارد یا بیرونی؟ فیزیولوژیک است یا سایکولوژیک؟ سوسیولوجیکال است یا پولیتیکال؟ تلقینی است یا حقنه ای؟ طبیعی است یا غیرطبیعی؟

پاسخ هیچ یک از این سوالات را نمی دانم؛ فقط می دانم که فکری در فکری است.

پی نوشت یک: اگر به نظرتان بی شرمانه و توهین آمیز بود ببخشایید. تا جایی که حواسم بوده سعی متن عاری از سوگیری های تی باشد.

پی نوشت دو: هرگونه برداشت فکری، تحلیل، نشانه شناسی و .. از این پست آزاد است.

پی نوشت سه: از هرگونه ، توهین، تمس ، هم فکری، کامنت و ... استقبال می شود.




فلسفه ملال

درخواست حذف اطلاعات

ملال چیست؟ چه زمانی ایجاد می شود؟ چرا اینچنین است؟ چرا بدان گرفتار می شویم؟ چگونه بر ما مستولی می شود؟ چرا نمی توان با نیروی اراده بر آن غالب شد؟ تفاوت ملال و افسردگی چیست؟ تفاوت ملال و بی علاقگی چیست؟

ملال پدیده ای متعلق به دوران مدرنیته است، ملال امتیاز انسان مدرن است، وقتی ساختارهای سنتی معنا را درهم ش تیم ملال را ساختیم. بعید نیست بی اینکه بدانیم گرفتار ملال باشیم و گاهی بی اینکه دلیلش را بدانیم این حال بر ما چیره شود. ملال «فرسایش ناب» است که تاثیری نامحسوس دارد و به تدریج فرد را به ویرانه ای تبدیل می کند که دیگران نمی فهمند و در واقع خود آن فرد هم نمی فهمد. ملال غیرانسانی نیز هست؛ چون معنا را از زندگی انسان می رباید، یا اینکه جلوه ای از این واقعیت است که چنین معنایی حضور ندارد.

ملال را با مصرف موادمخدر، الکل، سیگار، اختلالات تغذیه، بی بندوباری ، ویرانگری، افسردگی، ستیزه جویی، خشونت، دشمنی، خودکشی، رفتارهای پرخطر و مواردی اینچنینی مرتبط می دانند و آمارها نیز موید این ارتباط است.

ملال با فقدان معنا همراه است و فقدان معنا برای ی که به آن دچار شده مشکلی جدی است. ملال از غم در چهره گرفته تا از دست رفتن معنای زندگی را شامل می شود. اغلب از ی که از ملال می نالد می خواهیم خود را جمع و جور کند، قدر زندگی اش را بداند، ضعیف نباشد، انسان های بیچاره تر از خود را ببیند و شکرگزار باشد، نیمه پر لیوان را ببیند، غر نزند ولی گفتن چنین جملاتی به انسانی ملول همان قدر درست است که به کوتوله ای دستور بدهیم قدش را بیشتر کند.

ملال همواره عنصری انتقادی است چون این ایده را بیان می کند که یک موقعیت مشخص یا کل هستی عمیقا ما را ناراضی می کند. افزایش ملال به معنای این است که جامعه یا فرهنگ که حامل معناست دچار نقصی جدی است. ما دیگر چندان از تشویش رنج نمی بریم، بلکه بیشتر گرفتار ملالیم. یا به زبان هایدگر «تشویق دیگر چندان تشویش انگیز نیست، ولی ملال هر روز ملال انگیزتر می شود».


فلسفه ملال


ادامه مطلب



تسلی بخشی های دوست

درخواست حذف اطلاعات

دوباتن یکی از ویژگی های رفیق را این دانسته که آن قدر مهربان است که در مقایسه با اکثر مردم، بخش بیشتری از وجود ما را بهنجار می داند. ما به هنگام گفتگو با دیگران بسیاری از نظرات و کارهای خود را به دلایلی مثل زننده بودن، مایوسانه بودن، احمقانه بودن، بودن، تابو بودن یا احساساتی بودن مخفی می کنیم ولی مواردی اینچنینی را با رفیق خود مطرح می کنیم. هر قدر در مقابل دیگران مجبور به خودسانسوری هستیم ولی در مقابل رفیق ابایی از بیان خود واقعی مان نداریم. ما رفیقان خود را نه فقط به دلیل مهربان و سرگرم کننده بودنشان بلکه شاید مهم تر از آن، به دلیل اینکه خود واقعی ما را می فهمند انتخاب می کنیم. چنین رفیقی نقش مهمی در زندگی ما خواهد داشت ولی اگر به هر دلیلی چنین رفیقی را از دست دادیم آنگاه چه باید کنیم؟

دوباتن تجربه ی میشل مونتنی فیلسوف فرانسوی را نقل می کند که چنین شرایطی را تجربه کرد، مونتنی رفیق فیلسوفی داشت به نام لابوئسی که بر اثر بیماری درگذشت. فقط لابوئسی بود که تصویر واقعی مونتنی را می شناخت، در حالی که مونتنی بخش عمده ای از وجود خودش را از مردم پنهان می کرد اما در نزد لابوئسی خودش بود.

مونتنی بعد از مرگ لابوئسی دیگر هرگز در دوستی هایش رنگ رضایت را به خود ندید ولی سرانجام راه جبران این فقدان را یافت. مونتنی روی به نوشتن همان حرف هایی آورد که فقط به لابوئسی می گفت. کت به نام «مقالات» در هزار صفحه نوشت که شرح احوال و نظرات شخصی اش درباره ی همه چیز بود. در قالبی جدید خود واقعی خود را بازآفرینی کرد، همان کارکردی که رفیقش برایش داشت اینک کتاب و نوشتن داشت. همان طور که در مصاحبت با تنها رفیقش خود واقعی اش بود، حال روی صفحه ی کاغذ هم خودش شد.

البته واکنش دیگران به نظرات و سخنان بی اش در کتاب «مقالات» قابل پیش بینی بود، همگان او را سرزنش د چون گفتار و نظرات او را نابهنجار تلقی می د اما مونتنی برای قضاوت آنها اهمیتی قائل نبود، از ناسازه ی نمایش ژرف ترین ابعاد خود به بیگانگان در کتابفروشی ها آگاه بود. مونتنی نوشت: «بسیاری از چیزهایی را که نمی خواهم به طور خصوصی به ی بگویم به همگان می گویم و برای شناختن مرموزترین افکارم وفادارترین دوستانم را به بساط کتابفروشی ها حواله می دهم». متن های بسیاری به این خاطر نوشته شده اند که نویسندگانش ی را برای حرف زدن پیدا نکرده اند. نوشتن راهی برای کاهش احساس تنهایی است، متن هایی که حاصل تنهایی نویسنده اش هستند می توانند احساس تنهایی ما را هم کاهش دهند.




در جستجوی زمان از دست رفته

درخواست حذف اطلاعات

وقتی دوست رندی (در معنای حافظی کلمه) داشته باشی که مهریه اش یک جلد کلام الناس مارسل پروست باشد کنجکاو می شوی که حتما «در جستجوی زمان از دست رفته» را بخوانی. ولی در مواجه با حجم چهارهزار صفحه ای ترجمه فارسی این کتاب هفت جلدی به ناچار باید سراغ گزیده ای رفت که نادره مترجمی مثل مهدی سح ازین مجموعه انتخاب کرده. برای تنبل هایی که تاب خواندن متن کامل کتاب را ندارند انتخاب گزیده هایی از عین جملات کتاب را ار عمل گرایانه ایست. مهدی سح در مقدمه این گزیده نوشته: «می گویند کتاب خوان ها دو دسته اند، آنهایی که جستجو را خوانده اند و آنهایی که نه». سح تاریخ نوشتن مقدمه را بیست و هفت داد ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار ذکر کرده یعنی دقیقا روزی که دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم برگزار شد، گویی سح می دانست از این روز به بعد از دست رفتن زمان ها در این ملک شتاب بیشتری خواهد گرفت.

خواندن همین گزیده هم باعث ایجاد ولع برای خواندن متن کامل «در جستجوی زمان از دست رفته» می شود ولی قدرت تنبلی همچنان غالب بر ولع خواندن است، در نهایت با فرافکنی این ولع به کت از آلن دوباتن با نام «پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند» شاید بشود این میل را تسکین داد.


در جستجوی زمان از دست رفته


ادامه مطلب



درس های فروید برای زندگی

درخواست حذف اطلاعات

لذتی که در کتابخوانی شبانه هست در خواب و حتی همخوابگی شبانه نیست. هرچند همین جمله در نگاه فرویدی به شدت معنی داره ولی بعد خوندن همچین کت جز با چنین ادبیاتی نمیشه نوشت. خیلی از بنیان های نظرات فروید امروزه پذیرش سابق رو نداره ولی همچنان میشه خوانش هایی از فروید ارائه داد که برای زندگی کارسازه. این سومین کت هست که از مجموعه کتابهای «مدرسه زندگی» خوندم و همگی هم جذاب و مفید به فایده.




چگونه رنج بکشیم

درخواست حذف اطلاعات

مشخصات کتاب

چگونه رنج بکشیم، کریستوفر همیلتون، سما قرایی، تهران: نشر هنوز، چاپ دوم، 1396.


خواندن کتاب های انتخ از نمایشگاه را با کتاب دیگری از مجموعه ی کتاب های «مدرسه ی زندگی» ادامه دادم. ویژگی این کتاب ها آن است که موضوعاتی به ظاهر شخصی و روانی را با رویکردی بیشتر فلسفی بررسی کرده اند و به همین دلیل روان تلقینی ها و تقلیل گرایی های رویکرد روانشناسی در آنها دیده نمی شود. فیلسوفان وقتی سراغ موضوعات روزمره می روند حرف هایشان فوق العاده جذاب است. برخی از نکات مفید این کتاب را با شما به اشتراک می گذارم:

1. آدمی در دورانی که دچار اندوه و مشکلاتی است تمایل و نیاز دارد از طریق گفتگو با دوستان و نزدیکانش تجربه ی خود را با آنها در میان بگذارد، این امر که می توان آنرا همان درددل دانست باعث شکل گیری گفتگوی همدلانه خواهد شد و به یام آلام فرد اندوهگین کمک می کند ولی باید این نکته را هم در نظر داشت که بنیان رفاقت بر شادی و تجربیات خوش زندگی است و تداوم طولانی مدت این درددل ها حتی اگر با بهترین و همد ل ترین رفیق هم باشد پس از مدتی باعث آزردگی و در نهایت تز ل بنیان رفاقت طرفین خواهد شد. به قول هانا آرنت در میان گذاشتن خوشی به یقین بر درددل و بازگو ناخوشی ها ارجحیت دارد. شادی است که حرف می آورد، نه غم. گفتگوی دو رفیق از این نظر از سایر گفتگوهای انسان ها متمایز است که سرشار از لذت و شادی است.

اگر فرد رنجور از غم و غصه هایش زیاد سخن بگوید تبدیل به آینه ی دق خواهد شد، لذا یکی از چیزهایی که به هنگام رنجوری به آن نیاز داریم خوشی و شادی رفاقت است و باید بکوشیم رفاقت مان را در خوشی حفظ کنیم؛ نه اینکه با تمرکز بر ناخوشی غصه بخوریم و این غصه ها را به دوستانمان هم منتقل کنیم. باید به یاد داشته باشیم که این شادمانی است که روح ما و دوستی مان را تغذیه می کند نه غم و ناراحتی. باید به رنج خندید.




مذمت کتاب در مدح عشق

درخواست حذف اطلاعات

مشخصات کتاب

در مدح عشق، گفتگوی آلن بدیو و نیکلاس ترونگ، ترجمه بابک داو ناه، هوشنگ افتخاری راد، تهران: نشر چشمه، چاپ دوم، 1396.

معرفی کتاب های مز ف هم به اندازه معرفی کتاب های خوب مفید است! مخصوصا اینکه وقتی کت به دلایلی مثل حجم اندک، قیمت پایین، طرح روی جلد جذاب، نویسنده نامدار و ناشر خوب فریبنده هم باشد. اغلب از ید کتاب هایی که حاصل مصاحبه هستند اکراه دارم ولی این یک مورد را موقع ید دقت ن و به خاطر اسم آلن بدیو و اعتبار نشر چشمه یدم ولی الان که خواندمش بیش از پیش مطمئن شدم که نباید کتاب مصاحبه ای ید و فقط باید متن تالیفی را کتاب دانست؛ مصاحبه فقط در حد همان انتشار در مجله و رو مه مناسب است.

البته اگر می گویم این کتاب مز ف است مطمئنا نظر شخصی من است که بعد از خواندن کتاب های متعدد درباره عشق دیگر متن مصاحبه ای برایم حرف جدیدی ندارد حتی اگر بدیو باشد. قبلا نیز همین جا نوشتم که کتاب دلایل عشق هری فرانکفورت هم مز ف است و فریب تبلیغات و تمجیدهای رسانه ای را نخورید، حالا این هم دومین کتاب با موضوعی مشابه است که از نظر من در ردیف دلایل عشق قرار می گیرد.

از کتاب بدیو ترجمه دیگری با عنوان در ستایش عشق توسط انتشارت ققنوس منتشر شده که حواستان باشد همین کتاب است.





عشق نهان

درخواست حذف اطلاعات

مشخصات کتاب

طاهره طاهره ی عزیزم: نامه های غلامحسین ساعدی به طاهره کوزه گرانی، تهران: نشر مشکی، چاپ پنجم، 1396.


غلامحسین ساعدی روانپزشک، نمایشنامه نویس، نویسنده و مردم نگار چهره های شناخته شده هستند ولی چهره دیگری هم از او وجود داشت که 24 سال پس از مرگش آشکار شد، وقتی که نامه های او به طاهره کوزه گرانی پیدا شد. نامه هایی که ساعدی از 18 سالگی می نوشته. در این کتاب 41 نامه از ساعدی به طاهره منتشر شده ولی احتمالا نامه های دیگری هم بوده که ساعدی نوشته و ارسال نکرده و یا به دست طاهره نرسیده و نشانی از آنها نیست.

ارزش این نامه ها بیش از جنبه ادبی آنها به ابعاد روانشناختی و توصیف های دقیقی است که عاشق تجربه می کند، به خصوص که این عشق نهان هم باشد. در تمام طول عمر 50 ساله ی ساعدی حتی نزدیک ترین دوستان و برادرش هم نمی دانستند که این نویسنده ی نامدار عاشق است. ساعدی در سال 1364 در فرانسه مرد، 24 سال پس از او وقتی طاهره در تبریز چشم از جهان بست؛ نامه های ساعدی از پستوی خانه ی طاهره بیرون آمد.

در این نامه ها ساعدی روانپزشک مدام از ذهن آشفته، روح ملول و جسم خسته اش می گوید که ارمغان احساسش به طاهره است، عشقی نجیبانه که مثل تمام نمونه های تمام عیارش به وصال نمی انجامد و تا ابد یاد آن برای عاشق باقی می ماند. در این نامه ها ساعدی عاشق مثل تمام عشاق تصویری آرمانی و خیالی از دختری مغرور و بی اعتنا ساخته که در تمام لحظات زندگی همراه اوست و لحظه ای نمی تواند از فکر او رهایی یابد. هرقدر که ساعدی احساساتی، عاشق و وابسته ی طاهره است اما طاهره به نظر می رسد زنی مستقل، عقلانی، در پی تحصیلات و حسابگر است که هر قدر هم ساعدی ماس می کند اما او جز معدود دفعاتی پاسخی به نامه های او نمی دهد.

ادامه مطلب



فلسفه زندگی شویی

درخواست حذف اطلاعات

قبلا چندتا کتاب به زعم خودم مز ف اینجا معرفی ، حالا این کتابم به اون فهرست بیفزایید. ناشر ابتدای کتاب مقدمه ای آورده که این مجموعه چکیده یا بخش هایی از آثار معروف و حجیم هست که با هدف راحت تر خواندن برای مخاطبان منتشر شده، البته این قیدم آورده که ممکنه چنین کاری باعث افت کیفیت آثار اصلی هم بشه. هرچند قبل خواندن کتاب به نظرم این ایده جالب اومد ولی بعد خواندن نظرم عوض شد. شاید هم فقط این کتاب برای چنین ایده ای مناسب نبود، نمی دانم. اسم کتاب با محتوایش همخوانی نداشت و در همان حد رمان بود، رمانی ناقص، نشانی از فلسفه در کتاب یافت می نشود.

به جز این شش کتاب دیگم از همین مجموعه هست که احتمالا اونام در همین حد باشند.

تنها جملات مفید کتاب شاید چند جمله ای باشه که با عنوان قاعده کلی نوشته شده, از جمله:

- شرارت، چاپلوسی، فلاکت و عشق تنها مختص زمان حال هستند.

- عشوه گری طمع را از بین می برد.

- هیچ مردی تاکنون قادر به کشف راهی برای دادن پندی دوستانه به یک زن نبوده است. حتی اگر آن زن, زن خودش باشد.

- وقتی زن و مردی یکدیگر را به دست می آورند, تنها است که می داند کدامشان دیگری را به دست آورده است.

-بیش از آنکه مردهای زن باره زن ها را اغفال کنند, خود زن ها هستند که زن های دیگر را به فساد می کشند.

- اکثر مردها حتی اگر کاملا روحیه ی لازم برای تحمل وضعیت دشوار را نداشته باشند، همیشه کمی روحیه برای کنار آمدن با این وضعیت را دارند.

اوصیکم که بهتره اصل آثار را خواند نه چکیده و بخش کوچکی از آنها را.

فلسفه زندگی شویی



رانت های بلیطی و املاکی

درخواست حذف اطلاعات

در جلسه ای تی بودم که در میانه ی جلسه بلیط های جشنواره فجر را میان حاضرین تقسیم د. کلا در این سه سالی که حس بد تی بودن را تجربه کرده ام هر سال هنگام برگزاری جشنواره موسیقی و فجر تکاپو و رقابتی در میان کارمندان برای تصاحب بلیط های این دو جشنواره شکل می گیرد. کارمندانی که مطمئنم اغلب آنها اساسا فرق موسیقی و خوب را از بد نمی دانند و سال به سال هم علاقه ای برای رفتن به کنسرت و سینما ندارند ولی مفت بودن این بلیط ها باعث می شود صندلی هایی که علاقه مندان واقعی سینما و موسیقی باید روی آن بنشینند به کارمندان موسیقی نفهم و سینمانشناس دربیاید.
رانت بلیط جشنواره موسیقی و فجر شاید از کوچک ترین رانت هایی باشد که نصیب وابستگان و جیره خواران تی می شود. هر کارمند ناکارآمد تی در ایران در طول دوران کار خود حداقل یک بار از طریق تعاونی های مسکن کارکنان اداره اش زمین یا خانه ای با قیمت هایی بسیار کمتر و ویژه دریافت می کند که همین یک مورد به تدریج با افزایش قیمت زمین و مسکن در ایران تبدیل به سرمایه ای عظیم برای او می شود، پدر و مادر کارمند من یکی از همین رانت خواران هستند. به تدریج که مساحت ا گسترش می یابد زمین های کشاورزی و روستاهای اطراف به شهر می پیوندند و اغلب شرکت های تعاونی مسکن کارکنان ادارات تی به راحتی می توانند مجوز تغییر کاربری این زمین ها و تقسیم آن بین کارکنان آن اداره را بگیرند و از این محل رانتی شیرین و عظیم برای کارمندان تی فراهم کنند. همین شرکت های تعاونی مسکن ادارات تی از بزرگ ترین زمین خواران و نابودگران محیط زیست ایران هستند که با استفاده از تی بودن خود به راحتی می توانند تمام قوانین را دور بزنند.
بیراه نبود که وقتی جنجال املاک واگذار شده در شهرداری تهران شکل گرفت، قالیباف در پاسخ گفت ما به همه ی تعاونی های مسکن کارکنان تی امتیازاتی می دهیم و این امر پدیده جدیدی نیست.
توزیع رانت در میان تی ها یک مورد و دو مورد نیست، برخی در حد املاک شهرداری است و برخی هم در حد بلیط جشنواره و موسیقی فجر، منطق موجود در هر دوی آنها یکی است و تنها تفاوت در مقیاس آنهاست. رانت خواری تی ها هم از همین مقیاس های د بلیطی شروع می شود و به تدریج به سطحی در اندازه زمین و مسکن می رسد.




خودخواهی سازمانی

درخواست حذف اطلاعات
[منتشر شده در سایت های فرارو، روز نو، دمادم، بازار نیوز و بولتن]
تا پیش از کارمند شدن فکر می ناکارآمدی و فساد شاخصه اصلی بروکراسی ایرانی است ولی تجربه ی کارمندی بیانگر آن بود که خودخواهی سازمانی را هم باید به این فهرست افزود. صفاتی که نه تنها در سطح ساختاری این نظام بلکه در سطح فردی اعضای آن هم قابل ردی است. خودخواهی سازمانی به این معنی که این ساختار به جای آنکه در خدمت جامعه و ایفاگر نقش های محول بدان باشد در خدمت خود و منافع متصدیانش است. در چارچوب این خودخواهی سازمانی منابع و امکانات سازمان به جای آنکه در خدمت عموم جامعه باشد به مصرف شخصی متصدیان آن می رسد. سازمانی که وظیفه ی محول اش رتق و فتق موضوعی از امور جمعی است، بیش از آنکه دغدغه جمع را داشته باشد در خدمت امیال و منویات کارکنان خود است. ادامه مطلب



در ستایش دو دیوانه!

درخواست حذف اطلاعات

[منتشر شده در رو مه بهار و سایت بهار نیوز]


کنسرت مشترک عالیم قاسم اف و پرواز همای با عنوان «جنجال دو دیوانه» 19 و 20 اسفند 1395 در تالار وزارت کشور برگزار شد. کنسرتی که باید آنرا امری فراتر از یک کار هنری صرف دانست. ترکیب خلاقیت و نوآوری همای با تجربه و مهارت عالیم قاسم اف اثر بدیعی خلاق کرد که می توان آن را از نمونه های والای پیوند فرهنگی ایران و آذربایجان دانست. عالیم قاسم اف تقریبا همه ساله در ای مختلف ایران کنسرت هایی دارد ولی بدون شک اجرای مشترک او با همای متفاوت از تمامی کارهای قبلی او بود.

همای و عالیم قاسم اف

ادامه مطلب



خش الی در ایران بحرانی برای منطقه

درخواست حذف اطلاعات

[ترجمه ای منتشر شده در رو مه ایران، پار ، بوی باران و اویان نیوز]
مقدمه مترجم

ترکیه در سال های اخیر با احداث سدهای متعدد بر روی رودخانه های وجی از این کشور در صدد استفاده از آب به عنوان ابزاری برای تسلط منطقه ای بوده است. از این نظر مطالعه نوع نگاه یکی از مهم ترین مراکز مطالعاتی این کشور در زمینه آب بویژه با تمرکز بر ایران می تواند برای ما اهمیت زیادی داشته باشد. جالب اینکه مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه ترکیه تاکنون پژوهش های متعددی درباره بحران آب در ایران انجام داده است که یکی از این پژوهش ها پیش روی شماست. این مرکز از مهم ترین نهادهای م ی ترکیه در حوزه سیاستگذاری است و پرداختن آنها به بحران آب در ایران نشانگر توجه سیاستگذاران این کشور به موضوعات مبتلا به ایران از جمله بحران آب است:

ادامه مطلب



حسام الدین آشنا؛ غریبه یا آشنا؟

درخواست حذف اطلاعات
[منتشر شده در فرارو، تیتر امروز، راه امروز و خلیج فارس نیوز]
آشنای غریبه اگر پیش از این فقط توئیت های حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رئیس جمهور و رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری خبرساز می شد به تازگی کنش هایش هم خبرساز شده است. آشنا در 140 کاراکتر توئیتری جملاتی می نویسد که گاه می توان 14 برداشت مختلف از آن داشت. آشنا با وجودی که در سخن گفتن جزو معدود سیاست پیشگان صریح است اما همیشه در توئیت و به تازگی در کنش ورزی هم پیچیده و مبهم عمل می کند. همین خبرسازی های آشنا باعث شده که چهره پرحاشیه و چندپهلویی از این ارتباطات صادق (ع) در رسانه ها ساخته شود. چهره ی چندپهلویی که جناح چپ و راست هر دو در ترسیم آن دست به دست می دهند و به اتفاق نظر در نقد و گاه ت یب آشنا می رسند. آشنا در ت اعتدال در مختصات جغرافیایی منحصر به فردی ایستاده که جز خودش ی طول و عرض آن را نمی داند. آشنا از سویی با لقب «مشاورتر» نسبت به سایر مشاورین زیرک تر معرفی می شود و از سویی دیگر به عنوان زننده ی گل به خودی خطاب می شود. اصول گرایان از سویی دلیل باخت خود در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری را نداشتن استراتژیست ماهری چون آشنا می دانند و از سوی دیگر آشنا را متهم به طراحی جنگ های روانی و رسانه ای می کنند. آشنا از سویی چهره ای امنیتی و اطلاعاتی معرفی می شود و از سویی دیگر رسانه ها تیتر می زنند رئیس دفترش به اتهام جاسوسی بازداشت شده است. از سویی آشنا را متهم به استخدام در پروژه نفوذ دورهام می کنند و از سوی دیگر از او به عنوان ضدنفوذی و همکار دستگاه اطلاعاتی ایران در این پروژه نام می برند. در چهار سال گذشته اگر به تعبیر رئیس جمهور برخی از اعضای ت با گیوه های ورنکشیده با ت همراهی د مسلماً آشنا از آن هایی بود که نه تنها همیشه گیوه ورکشیده در خط مقدم حضور داشت بلکه همیشه آستین بالا داده و سپر کرده ی ت بود اما گاهی همین آشنا چنان توئیت ها و کارهایی می کند که رسانه های طرفدار ت نیز به انتقاد از وی می پردازند. اگرچه سمت رسمی آشنا مشاور فرهنگی است ولی به نظر می رسد بیشتر مشاور است و اتفاقاً کمتر از همه به مسائل فرهنگی ت مشغول است. اگرچه معاون ارتباطات و اطلاع رسانی ریاست جمهوری و همچنین مشاور رسانه ای رئیس جمهور اشخاص دیگری هستند ولی اغلب از او به عنوان طراح و راهبر خط مشی رسانه ای ت نام می برند. این موقعیت های متناقض و سخنان ناهمخوانی که درباره ی آشنا گفته می شود و نیز مواضع و کارهای غیرعادی او همگی نشان از آن دارد که وی تفاوت های بارزی با تیپ غالب سیاست ورزان ایران دارد. همین اجتماع نقیضین در آشناست که باعث شده در چند روز اخیر رسانه های متعددی از او با عنوان «غریبه» یاد کنند و به دلیل گفتار و کردار غیرمعمولش خواهان کنار گذاشتن وی از ت شوند. رسانه هایی که از آشنا به عنوان «غریبه» یاد می کنند البته این را نمی دانند که «غریبه» در میان جامعه شناسان مفهوم دیگری دارد، معنایی که با آنچه رسانه ها به کار می برند بسیار متفاوت است. «غریبه» در معنای جامعه شناختی آن فقط نوعی آرایه ی ادبی برای به کار بردن در مقابل اسم آشنا نیست؛ بلکه نوعی منش و فرم اجتماعی است که با مقاله ی مشهور گئورگ زیمل جامعه شناس کلاسیک آلمانی وارد ادبیات جامعه شناسی شد. تیپ رفتاری و گفتاری حسام الدین آشنا به نحوی است که به نظر می رسد مناسب ترین توصیف برای او همان توصیف گئورگ زیمل از «غریبه» باشد. حسام الدین آشنا خلاف نامش غریبه است؛ البته غریبه در معنای زیملی آن. غریبه ی زیملی نوعی تیپولوژی است که به مدد آن می توان دلایل رفتارها و گفتارهای غیرعادی آشنا و مختصات جغرافیایی محل استقرار او را بهتر تحلیل کرد. غریبگی حسام الدین آشنا فقط محدود به عمر ت هم نیست، او چه زمان حضور در و چه زمان ی در صادق (ع) باز هم غریبه محسوب می شد. غریبگی در منش حسام الدین آشنا فقط یک آرایه ی ادبی پارادو یکال نیست بلکه نوعی فرم اجتماعی به معنای جامعه شناختی آن است.
[ع از مصاحبه ای است که با آشنا سال 91 برای سایت جماران داشتم] ادامه مطلب