رسانه
رسانه

مصاحبه الکی



مصاحبه الکی

درخواست حذف اطلاعات

سلام بچه ها.

ببخشید اگه بی حوصلگی تو همه وبلاگم موج می زنه. گلشن و علی شما بیشتر ببخشید!

فردا یه مصاحبه دارم که از همین الان بهم گفتن چون می خواهی بری ایران (قبلش پرسیدن واسه 90 روز آینده برنامه خاصی داری یا نه) احتمالا نمی خواهیمت! حالا جهنم دیگه می رم یه کم سوالای مصاحباتی یاد بگیرم. واسه مرکز تلفن خدمات مشتری شرکت موبایل هست. من باید به عنوان یا مدیر اونجا کار کنم. ببین کارمون به کجا کشیده واسه خدمات مشتری هم ناز می کنن! تنها مورد خوبش اینه که زبانم رو انقدر خوب دیدن که گفتن بیا مصاحبه. چون تلفنی ارزی شدم.

بابام هم فکر کنم یا فردا یا هفته دیگه بره آزمایش بده. نمی دونم چی بگم. این که چی می شه اصلا تو کنترل و اختیار هیچکی نیست. نمی دونم...

از دیروز شروع فلو تین خوردن. چون واقعا وسواس فکری و درگیری روحیم به حد غیر قابل تحملی رسیده بود. طوری شده بود که دیگه به مرگ هر ی که تو زندگیم برام مهمه فکر می و می ترسیدم و می گفتم خودم اول همه بمیرم که راحت بشم و گریه و... قشنگ یه سیکل بیمار و معیوب از فکر بارها و بارها به این قضیه.

الان هم نمی تونم بگم بهترم. از صبح رفتم بیرون ساعت 4 عصر برگشتم. حس بهتره تو خونه نمونم. به معنای واقعی داشتم قاطی می .

ببینیم چی می شه دیگه فردا. هر چند چندان کار تحفه ای نیست و برام اهمیت هم نداره.