رسانه
رسانه

باز رفتم سر کار



باز رفتم سر کار

درخواست حذف اطلاعات

سلام بچه ها.

نمی دونم گفتم یا نه که قبل از ایران رفتنم برای دفتر تلفن یکی از شرکتهای بزرگ موبایل اینجا ، مصاحبه رفته بودم. البته بهم نگفته بودن خوب بوده یا نه . اما حس خودم این بود که خوب بوده. وقتی از ایران برگشتم بهشون زنگ زدم و ی که پشت تلفن بود گفت پیگیری می کنه. من هم فکر همینطوری یه چیزی گفته که چند ساعت بعدش یه ایمیل اومد که از دوشنبه می تونی شروع کنی یا نه؟ خیلی خوشحال گردیدم!

الان از دوشنبه پیش تا دیروز که بود یه هفته رفتم.4 هفته آموزش داریم. بیشتر کارها مکانیزه هست و باید نرم افزاراشو یاد بگیریم. اینه که می تونید حدس بزنید همکارام سطحشون خیلی پایین نیست و حداقل زبان و کامپیوترشون خوبه. مدرسمون هم خیلی مهربون و باحاله. این هفته خیلی خوش گذشت. 8 صبح شروع می کنیم تا 4 عصر و بعدش انقدر خسته نیستم که نرم باشگاه. گفتند هر دو هفته ای هم که تاخیر نداشته باشیم 50 دلار بهمون جایزه می دن. باحاله خلاصه.

زبانم هم به سرعت داره بهتر می شه باورتون می شه؟ تو همین یه هفته کلی اصطلاح یاد گرفتم. اونجا با کانا ها هستیم و همه اش هم داریم حرف می زنیم.

نمی دونم از وقتی رفتم اینجا دیگه احساس افسردگی و نگرانی و خشم و...هیچ سراغم نیومده. شاید همه اش از تنهایی و حس مفید نبودن بوده. موضوع اینه که محیط این کار خیلی شبیه کار مخابراته(ما بخش موبایل هم هستیم). فقط فرقش اینه که اون موقعها با مشکلات فنی و شکایتهای شبکه کار داشتیم. الان با مشکلات پرداخت قبض و گوشی و تغییر نوع پرداختو  ... اما از لحاظ این که شرکت چند طبقه و بزرگ، تمیز و شیک باشه با یه عالمه آدم که کنار همدیگه می شینن و کار می کنن، خیلی خوبه و مثل جاهای قبلی که امتحان نیست. البته که هزاربار از شرکت نوکیای تونس هم بهتره.

مهمترین چیز البته اینه که همکارام عااااااااااااااالین! خیلی خوبن. توی نظرسنجی های این شرکت توی اینترنت هم همه انی که اونجا کار می کنند یا می د از اینکه همکارا با هم خوبند تعریف می کنند. نمی دونم شاید یه علتش این باشه که رقابتی در کار نیست و همه یه کار انجام می دن.

ما الان با ساعتی 14 دلار هستیم و کارمون تمام وقته (40 تا 44 ساعت در هفته). اما بعد یک سال ممکنه بیشتر بشه. حالا نشه هم راستش خیلی مهم نیست. کلا خوشحالم دیگه! 

این هفته نتونستم به مامانم اینا زنگ بزنم. چون ساعتهایی که بیدار بودند من اونجا بودم و نمی شد. با تلگرام باهاشون در تماس بودم. خدا رو شکر خوبند.

دیگه نمی دونم چی بگم فعلا.

باز میام بعدا. باید بریم ید هفتگی. امروز شنبه هست. اونجا هم  هنوزشنبه هست البته.

فدا مدا

پی نوشت:سردرد، دلدرد های متوالی و سوزش ادرار و... که ا گفتند همه شون بخاطر اضطرابه فعلا بر نگشتند.